نقش لاقیدی و بی‌حجابی در تخریب حقیقت‌جویی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: نقش لاقيدي و بي‌حجابي در تخريب حقيقت‌جويي مجموعه ها: مقالات شنا...» ایجاد کرد)
 
(عاقبت تسامح و سهل انگاری نسبت به روابط زن و مرد)
 
(۵ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    نقش لاقيدي و بي‌حجابي در تخريب حقيقت‌جويي
+
<div class="head1"> نقش لاقیدی و بی‌حجابی در تخریب حقیقت‌جویی</div>
مجموعه ها:    مقالات
+
شناسه کتاب:    ۵۹۹
+
نویسنده:    -
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    عباس خوش چشم
+
ایمیل اپراتور:    abbaskhadem۹۲@yahoo.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود نقش لاقيدي و بي‌حجابي در تخريب حقيقت‌جويي
+
توضیحات:   
+
نقش لاقيدي و بي‌حجابي در تخريب حقيقت‌جويي
+
  
+
=== مقدمه ===
 +
برای به دست آوردن علم و دانش و پرورش استعداد عقلانی و فطرت حقیقت‌طلبی، که لازمه رسیدن به کمالات و فضایل والای آدمی است، به تمرکز فکر، آرامش خاطر، شوق و اشتیاق نیاز است؛ مواجهةجوانان و نوجوانان با صحنه‌های هوس‌انگیز بانوان لاقید و بدحجاب، یکی از عوامل بسیار مهم کاهش یا زوال این امور می‌باشد که آسیب‌ها و مصائب بزرگی را برای آنان و خانواده‌هایشان و درنتیجه برای جامعه ایجاد می‌کند که به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم<br/>
 +
=== عدم رشد و تکامل استعداد علمی ===
 +
غریزة جنسی نسل جوان که نیرومندترین غیریزة آدمی است، با جلوه‌گری‌های زنانه شعله‌ور گشته، تمرکز و آرامش آنها را از بین می‌برد و قوه تخیل و توهم، به جای به فعالیت پرداخته و مناظر شهوت‌انگیز زنان را در ذهن خود تصویر می‌کنند؛ در نتیجه توانایی‌ها و قابلیت‌های فکری آنان هدر رفته و توان ذهنی و عقلی آنها کاسته می‌شود و چه بسا منجر به سلب شوق علمی آنها می‌گردد که پایین آمدن سطح کیفیت تحصیل و یا ترک تحصیل از جمله نتایج آن است.<br/>
 +
بنابراین، خودآرایی و بدحجابی مانع رشد و کمال استعداد حقیقت خواهی جوانان و حتی خود زنانی می‌شود که عفاف و حجاب را رعایت نمی‌کنند و اشتیاق آنان را در تحصیل علوم و پیشرفت‌ها و خلاقیت‌های فکری برای رسیدن به جامعه‌ای رشد یافته، خودشناسی و کسب معارف اسلامی و دینی و آثار و برکات آنها برای وصول به کمالات و مقام والای انسانیت، زایل می‌گرداند و میزان تعهد و دین‌داری آنان را تا مرتبة ناچیز فرو می‌کاهد؛ همان‌گونه که امیرمؤمنان علی(ع) نیز می‌فرمایند:<br/>
 +
لاتجتمع الشهوه و الحکمه؛ تبعیت از شهوت نفسانی با علم و حکمت جمع نمی‌شوند. الجاهل عبد شهوته؛ نادان بنده شهوت است- نه بنده خدا:<br/>
 +
بزرگی این خسارت جبران‌ناپذیر به فرد و جامعه در صورتی معلوم می‌گردد که انسان باور کند علوم‌دینی و معارف توحیدی در این عالم، یگانه مبنای انسانیت و در عوالم بعد از آن، تنها معرفت موردنیاز است که نجات‌دهنده از عذاب و تعالی‌بخش درجات بهشتی است.<br/>
 +
=== تمایل به گناه و انحراف‌های جنسی ===
 +
تصویر و تخیل منظره‌های هوس‌انگیز زنانه، که ریشه در خودنمایی عده‌ای از زنان غیرعفیف یا کم‌عفیف دارد، در صورت استمرار، پرده برعقل عاقبت‌اندیش انداخته و خاطرات شیطانی در صحنة نفس راه پیدا می‌کند و عنان اختیار را از کف ربوده و جوانان را از یاد مبدأ و معاد و عظمت خویشتن غافل نموده و به گناه و شهوات نامشروع و در نتیجه عواقب دردناک آنها می‌کشاند که زنان بی‌پروا نیز قربانی این مهلکه خواهند بود و حتی بیشترین آسیب متوجه آنها می‌شود؛ چنان‌که حضرت علی(ع) فرموده است:<br/>
 +
من کثر فکره فی المعاصی دعته إلیها؛ هرکس دربارة گناهان زیاد بیندیشید به سوی آنها کشیده می‌شود.<br/>
 +
بدیهی است عامل انحراف در منطقا عقل و وحی مسئول و شریک جرم می‌باشد که ان‌شاءالله تعالی بحث آن خواهد آمد.<br/>
 +
=== انحراف استعداد حقیقت‌جویی ===
 +
این استعداد والای انسانی، نه تنها از شناخت حقیقت و رسیدن به کمالات علمی محروم می‌گردد بلکه در مسیر شناخت و جست و جوی امور ضداخلاقی و انحرافی؛ هم‌چون استعمال موادمخدر، تماشای تصاویر و فیلم‌های مستهجن و شنیدن صدا و آهنگ مبتذل و... که ارمغان غرب و غرب‌زدگان و منحرفان است، به کار می‌افتد و نتیجه‌ای جز ایجاد غفلت و سوءاخلاق و محرومیت از مقام والای انسانیت نخواهد داشت.<br/>
 +
وقتی استعداد عقلانی آدمی با آشنایی به حقایق اشباع نشود، این خلأ فکری او با پندارهای بی‌اساس افکار باطل و خرافات پر می‌شودو به تبع آن خلأهای روحی و روانی او نیز با اخلاق و کردار ناشایست اشغال و اشباع خواهد شد.<br/>
 +
=== گرایش به تقلیدهای کورکورانه و نگرش‌های سطحی ===
 +
هنگامی که آدمی دراثر پیروی از هوی و هوس ناشی از بدحجابی و...، از تحصیل علم و معرفت و در نتیجه کسب نیروی درک کننده حقیقت محروم می‌گردد، ناگزیر استقلال فکری خود را از دست داده و دست به دامان تقلید غیرمعقول و تکیه برظن و گمان نادرست و پندارهای بی‌اساس که هرگز انسان را بی‌نیاز از حق نمی‌کند و به حقیقت نمی‌رساند، دراز می‌کند و در حقیقت نظریه‌های او را حس و چشم و گوش تغذیه و اداره می‌کند نه براهین عقلی و دلیل‌های شرعی.<br/>
 +
تقلید و چشم و هم‌چشمی که نشانة خودباختگی، عامل عقب‌افتادگی و از علائم شخصیت بیمار است، باعث می‌گردد که فرد مقلد گرفتار وسوسه‌ها و دسیسه‌ها و سیاست بازی‌های شیاطین و ابزار دست دیگران قرار گرفته ودر زندگی براساس خودخواهی و خودکامگی‌های خود و دیگران، رفتار کند؛ هم‌چنان که خودآرایی و بدحجابی نیز از جلوه‌های بارز رفتارهای تقلیدی کورکورانه است.<br/>
 +
با این که هر انسانی براساس فطرت حقیقت‌جویی و کمال‌طلبی، خواهان شناخت مستقیم و ارتباط با واقعیت‌های مبتنی برحس و دلیل منطقی و در نتیجه رفتار از روی معرفت و اگاهی است و تقلید برخلاف میل درونی و نوعی مبارزه با خویشتن می‌باشد، مگر در موارد معقول ومشروع، همانند تقلید و پیروی از مجتهد جامع‌الشرایط در فروع دین و یا پیروی بیمار از طبیب و در یک کلمه، پیروی جاهل از عالم درجایی که کسب معرفت و دانش به آسانی ممکن نباشد، که به عنوان ضرورت لازم و خود از مصادیق عمل براساس علم و منطق است.<br/>
 +
لذا نظام مقدس اسلام که با عقل و حقایق فطری هماهنگ می‌باشد، مبنای اصلی معرفت و آگاهی را تحقیق و پژوهش می‌داند نه تقلید و نگرش‌های سطحی. این آیین به پیروان خود دستور فرموده که تصدیق و تکذیب، رفتار و گفتار آنان باید محققانه و عاقلانه باشد نه از روی نادانی و تقلید؛ نه ساده‌اندیش و زودباور بوده و ادعایی را بدون دلیل و برهان بپذیرند و برطبق آن عمل کنند و نه مطلب مستدل و حقی را انکار نمایند و از عمل بدان اجتناب ورزند. مطالبه دلیل و پذیرش مدعای مستدل و منطقی، دو مورد از اصول مهم مکتب تربیتی اسلام برای شناخت حق و باطل و تمیز آن دو از یکدیگر و وصول به حقیقت است. بی‌توجهی به این دو اصل موجب تخریب شخصیت و انسانیت می‌گردد؛ چنان که منسوب است به متفکر بزرگ اسلام، شیخ ابوعلی‌سینا، که با الهام از قرآن‌کریم فرموده:<br/>
 +
من قال أو سمع بغیر دلیل فلیخرج عن ربقه الانسانیه؛ کسی که بدون دلیل و برهان سخنی را بگوید یا گوش فرا دهد(و بدان معتقد و یا عامل باشد) باید از دایرة انسانیت خارج شود.<br/>
 +
به علاوه از شگفتی‌های دادگاه بزرگ رستاخیز آن است که از ابزارهای تحصیل واقعیات و تشخیص حق و باطل که همان چشم و گوش و دل و عقل است، سوال می‌شود و هرکدام از اینها به قدرت الهی به سخن درآمده و به ضرر انسان شهادت می‌دهند:<br/>
 +
و لاتقف ما لیس لک به علم إن السمع و البصر و الفواد کل اولئک عنه مسئولا؛ از آن چه به آن علم نداری پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل و عقل همگی مورد سوال و بازخواست خواهند شد.<br/>
 +
بنابراین لازمة انسانیت آن است که تمام رفتار و گفتار و پذیرش یا انکار آدمی مستدل و منطقی، یعنی مستند به دلیل شرعی یا عقلی و یا هر دو باشد.<br/>
 +
اگر ملت‌های مسلمان دست کم به این چند اصل اسلامی و قرآنی عمل می‌کردند از مشکلات، ظلم‌ها و عقب‌افتادگی‌هایی که دامن‌گیرشان شده مصون می‌ماندند. اساساً فرومایگی و کمبودهای حیاتی که در زندگی بشری و جوامع اسلامی وجود دارد به خاطر دور بودن از فرهنگ غنی اسلام و عمل نکردن به دستورهای کرامت‌پرور قرآن کریم است.<br/>
 +
هم‌چنان که اگر زنان مسلمان، به ویژه جوانان، پیرامون اندیشه والای اسلام دربارة شخصیت زن و مسائل مربوط به آن مخصوصاً حجاب و فلسفه و فواید آن تحقیق می‌کردند و با نظرات تربیتی اسلام آشنا می‌شدند و یا دست کم در برابر مدعیان آزادی بی‌بندو باری و مبلغان بی‌حجابی و خودنمایی، خواستار دلیل درست و منطقی می‌شدند، آن‌گونه که قرآن دستور داده است، هیچ‌گاه مرزهای فکری و روحی خویش را به روی دسیسه‌های بیگانگان باز نکرده و سخنان شیطانی آنها و پیروی از هوس را برحکم مستدل و حکیمانه خداوند، مبنی بر وجود پوشش کامل و حجاب عفیفانة زن مسلمان، ترجیح نمی‌دادند و با رفتارهای خلاف عفت و حیا، درجامعه فساد نکرده و دین و انسانیت خود و دیگران ضربه نمی‌زدند و از این طریق از دشمنان واقعی خود و اسلام جانب‌داری نمی‌کردند و به توصیه‌های قرآن و سنت، مبنی بر پرهیز از دوستی‌های قلبی یا عملی با کسانی که دین الهی را به استهزا و بازی گرفتند جامة عمل می‌پوشاندند.<br/>
 +
به راستی کسانی که در جست و جوی حقیقت هستند کافی است در این سخن معبود خویش اندکی تامل و تفکر کنند که می‌فرماید:<br/>
 +
تنها خداوند به حق و حقیقت و سعادت هدایت می‌کند، آیا کسی که هدایت به سوی حق می‌کند برای پیروی شایسته‌تر است یا آن کسی که خود، هدایت نمی‌یابد- و هم‌چنین رهنمون به حق نمی‌کند- مگر آن که هدایتش کنند؟<br/
 +
بانوان مسلمان باید بدانند که چه بسیار زنان بی‌حجاب و بدحجاب در دنیا فساد به بار آوردند، اما عاقبت مردند و در عالم برزخ و قبر دچار مکافات اعمال ناهنجار خود شدند و در دادگاه قیامت نیز باید جواب‌گوی هتک حرمت و زیرپانهادن حکم حجاب اسلامی و انسانی و گمراه ساختن دیگران در منجلاب فساد و انحراف باشند. آنان در دنیا سرمایة وجودی خود را باختند و به ناچار در سرای آخرت از زیان‌کاران خواهند بود، سرانجام بقیه نیز مرگ به سراغشان خواهد آمد و سپس به سوی خدایی که دانای نهان و آشکار است باز می‌گردند و او آنان را به آن چه عمل می‌کردند آگاه می‌سازد.<br/>
 +
=== تزلزل اساس مقام معشوق بودن زن ===
 +
عشق و علاقة راستین میان زن و شوهر و تحقق مقام محبوبیت برای زن در گرو انسانیت و فضایل اخلاقی حاصل از آگاهی دینی و ایمان به خداست، اما وقتی استعداد آگاهی‌طلبی و حقیقت‌خواهی آنها در اثر زمینه‌های تحریکات جنسی شکوفا نشود و معرفت دینی و ایمان راستین رشد نکند، پایه‌های عشق و محبت که همانا فضایل اخلاقی است، متزلزل گشته و مقام معشوق و محبوب بودن زن از بین می‌رود و توجه همسر به او صرفاً در دایرة امور شهوانی، خانه‌داری، بچه‌داری و امثال آنها محدود خواهد شد و این بزرگ‌ترین آسیب به شخصیت و روحیة زن در نظام خانواده است. این موضوع در مباحث آینده بیشتر روشن خواهد شد.<br/>
 +
ضمن این که چنین زن و شوهری از اساسی‌ترین نیاز زندگی مشترک، که همانا درک و شناخت هم دیگر و نیازهای اصیل همسر است، محروم می‌باشند، زیرا کسی که ارزش و عظمت خود را نشاخته باشد، نمی‌تواند دیگران از جمله همسر خویش را بشناسد. بدیهی است خویشتن‌شناسی و همسرشناسی زیربنای محبت و عشق در نظام خانواده است، که جز در سایة دین و ایمان تحقق نمی‌یابد.<br/
 +
نکته بسیار مهم و در خور توجه آن است که این آسیب‌ها وخطرهای مزبور نه تنها جامعه را تهدید می‌کند، بلکه به طور مستقیم یا غیرمستقیم گریبان خود این بانوان و زنان هم‌صنف دیگر را می‌گیرد و زندگی را در کام آنها تلخ می‌سازد، چرا که پدر، برادر، همسر و فرزندان آنها نیز در چنین جامعه‌ای زندگی می‌کنند و روزی در دام این بلاها و دام‌های تنیده شده گرفتار می‌شوند.<br/
 +
بنابراین چنین زنانی باید مشکلات و ناملایمات زیادی را به تن و جان خود بخرند و چه بسا یک عمر بسوزند و بسازند. ضمن این که گناه هر کدام از این خطرها نزد خداوندمتعال بزرگ است و عذاب دردناکی را به دنبال خواهد داشت، مگر این که حجت الهی برفردی تمام نشده باشد.<br/>
 +
=== نقش بی‌حجابی و بدحجابی در سقوط اخلاق و انسانیت ===
 +
از آن جا که پایه و اساس صفات عالی و رفتار انسان، تنها ایمان دینی و توحیدی است، تأثیر بی‌بندوباری‌های اجتماعی همانند خودنمایی و بدحجابی زنان جامعه که بسیاری از آنها در حقیقت بی‌حجابی است، در تضعیف و سقوط عفت و اخلاق نیکو امری بدیهی و روشن است، چرا که چشم و گوش و سایر اعضا پل ارتباطی روح ما با جهان بیرون از ماست و این یک واقعیت است که:<br/>
 +
«هرچه دیده بیند دل کند یاد».<br/>
 +
به همین دلیل وقتی در جامعه امورمربوط به عفاف و حیا رعایت نشود و فضای معنوی جای خود را به فصای خودنمایی و شعله‌ور ساختن غرایز شهوانی بدهد و بذر شهوت را در دل‌های جوانان و نوجوانان برویاند، فکر افراد جامعه به ویژه جوانان بدون همسر، از امور حیاتی و ارزشی به سمت شهوات کشیده می‌شود و از خدای خود که همواره حاضر و ناظر براعمال نیک و بد است، غافل می‌مانند و زندگی موقت دنیا را بر زندگانی حقیقی که آخرت است مقدم می‌دارند و به وادی وحشتناک روابط غیرانسانی و غیراخلاقی و شهوات نامشروع کشیده می‌شوند.<br/>
 +
بدین طریق یگانه اساس و مبنای فضایل انسانی- ایمان به خدا و قیامت- به دست فراموشی سپرده می‌شود و در نتیجه خطرات بزرگی فرد و جامعه را تهدید خواهد کرد: صفات پسنیده جای خود را به صفات رذیله و ناپسند می‌دهد؛ اعمال و رفتار ناشایست همانند ظلم، جنایت، خیانت، خشونت، فساد، بزهکاری، ناامنی و آدم‌ربایی، به ویژه ربودن دختران در جامعه افزایش می‌یابد؛ استعداد اخلاقی و فضیلت‌خواهی فرزندان شکوفا نگشته و چه بسا از بین می‌رود و رفتارهای ناسازگارانه و بزهکارانه در آنان ایجاد می‌شود.<br/>
 +
در چنین شرایطی آتش این فتنه‌ها و خطرات، دامن خود زنان آسیب‌زاد را هم فراخواهد گرفت و خود و خانوادة آنان نیز در این آتش خواهند سوخت؛ چنان که بسیاری از آنها گرفتار شدند؛ چه بسیار دخترانی که مورد تجاوز به عنف قرار گرفتند و یا توسط گرسنگان شهوت اغفال شدند و سرمایه بکارت و عفت را باختند و چه بسیار زنان خودنمایی که استعدادهای عالی و اخلاقی خویش را مختل یا تباه ساختند و دراثر تحول اخلاقی آنها یا همسرانشان یا فرزندانشان، زندگی شیرین آنان تبدیل به جهنم سوزان گشت.<br/>
 +
بقیه نیز باید منتظر باشند که روزی قانون عکس‌العمل دامن آنها را گرفته و در آتش عقوبت رفتار خویش گرفتار شوند، مگر این که تا دیر نشده بیدار شوند و توبه نموده و گذشته‌های خود را جبران کنند که خداوند آمرزنده و نسبت به اهل ایمان مهربان است: والله غفور رحیم.<br/
 +
شایان ذکر است که خودآرایی زن و نمایان بودن بعضی از اندام و پوشیدن لباس‌های بدن‌نما در محیط خانه باید صرفاً برای همسر و به دور از منظر فرزندان ممیز و نوجوان خود باشد وگرنه سبب بلوغ زودرس و عواقب آن و چه بسا سرآغاز انحراف آنان خواهد شد، البته آراستگی طبیعی و آرایش خفیف و غیرمحرک و جلب توجه کننده، مشکلی ایجاد نمی‌کند و این سخن در مورد محارم نیز جاری است.<br/>
 +
=== نقش لاقیدی و بدحجابی در غفلت از زیبایی‌های روحی و معنوی ===
 +
هتک حریم حجاب اسلامی و بی‌توجهی به این ارزش والای انسانی موجب می‌شود مردان و جوانان با آن ضعف غریزی و خلأ عاطفی، تحت تأثیر جاذبه‌های عاطفی و جنسی زنان قرار گرفته و فکرهای آنان را منحرف و دل‌هایشان را گرفتار سازد و همین امر سرآغاز غفلت و بی‌خبری از ارزش‌ها و زیبایی‌های والای روحی و واخلاقی و محرومیت از تمام مزایای آنها از یک‌سو و سوق به شهوات و لذت‌گرایی و دنیاپرستی و افراط و زیاده‌روی در تجمل و زیبایی‌های طبیعی و جسمی از سوی دیگر می‌شود؛ به گونه‌ای که چرخ‌های زندگی بیشتر روی معیارهای مادی چرخیده و حتی شخصیت ارزش‌مند زنان به دست فراموشی سپرده می‌شود؛ همان‌گونه که برخی از آنان نیز از گنج‌ها و ارزش‌های والای پنهان در شخصیت ملکوتی خویش و زیباسازی آن غافل گشته و آلت دست بداندیشان و مدسازان غربی و غرب‌زده شده‌اند و از خودنمایی کودکانه پروایی ندارند.<br/>
 +
واضح است که تماشای صورت‌ها و دل‌بستگی به دنیا و زیبایی‌های آن و لذت‌های طبیعی موقت حاصل از درک آنها و به طور کلی هرگونه ارتباط با دنیای فانی که انسان را همچون
 +
کودکان به خود مشغول کند و از صورت آفرین و زیبابخش و زیبایی‌های معنوی و لذت‌های فوق طبیعی و سرای باقی غافل نماید، مایه تضییع عمرگرانمایه و ورشکستگی و تخریب یا حداقل اختلال شخصیت و نچشیدن طعم گوارای حیات می‌شود و این همان دنیای مذموم است که قرآن‌کریم بدان اشاره می‌فرماید:<br/>
 +
(و ما الحیاه الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیر للذین یتقون افلا تعقلون)؛ دنیا چیزی جز بازیچة کودکان و سرگرمی‌های نابخردانه نیست و همانا سرای آخرت بهتر و نیکوتر است برای اهل تقوا و پارسا، آیا در این نمی‌اندیشید.<br/>
 +
در حدیث معراج می‌خوانیم که:<br/>
 +
ای احمد حذر کن از این که مثل کودکان باشی که وقتی به سبز و زرد- زیبایی‌های دنیا- نظر می‌کند شیفته آن می‌شودو هنگامی که چیز شیرین و لذیذ یا ترش به او داده می‌شود فریب می‌خورد.<br/>
 +
ابن‌سینا با الهام از مکتب تربیتی اسلام می‌گوید:<br/>
 +
مثل این فریب‌خوردگان لذت، در مقایسه با انسان‌های عارف مثل کودکان است در برابر بزرگ‌سالان ورزیده که به بازی‌های آن کودکان اعتنایی ندارند و اهمیتی نمی‌دهند.<br/>
 +
خلق اطفالند جز مرد خدا نیست بالغ جز رهیده از هوا<br/
 +
چنین دنیایی باعث عدم تحمل وجود دیگران و انتقادهای سازندة آنها و علت گریز از حق و حکمت و موعظه و ریشة همة گناهان است، زیرا حب دنیا و دلبستگی به ظواهر و لذایذ زودگذر آن انسان را در برابر حق و حقیقت، کور وکر و لال کرده و او را خوار می‌نماید: «فارفض الدنیا فان حب الدنیا یعمی و یصم و یبکم و یذل الرقاب».<br/>
 +
=== نقش خودنمایی و بدحجابی در تضعیف نور فطرت توحیدی ===
 +
عقل سلیم و وحی منزل با هر چیزی که انسان را از حقیقت عبادت و اطاعت الهی محروم و از هویت و هدف خلقت خویش غافل کند و نور فطرت را تضعیف و به تدریج خاموش نماید مخالف است. نظر به این که فطرت توحیدی و سایر فطریات امانت الهی در درون انسان است و آدمی امین پروردگار عالم در آن می‌باشد، لذا نباید در این امنت ملکوتی خیانت و به آن ظلم نماید.<br/>
 +
تحقق این امر در صورتی ممکن خواهد بود که قوای غضبیه، شهویه و وهمیه، در سایة عقل و وحی کنترل و تعدیل گشته و در قلمرو و معقول و مشروع خود فعالیت کنند، تا آن جا که این قوای مادی و جسمی در حیطة مسئولیت خود انجام وظیفه می‌کنند، نیکو و حلال است، ولی اگر بخواهند از حد خود تجاوز کرده و به حریم فطرت تعدی و ظلم کنند ونور هدایت‌گرانه آن را کم‌فروغ و در نهایت خاموش نمایند، قبیح و حرام می‌باشد. تمام محرمات الهی و رذیلت‌های اخلاقی که پدیدة بدحجابی وخودنمایی زن در برابر نامحرمان از جمله آنها می‌باشد از این قبیل‌اند:<br/>
 +
به همین جهت قرآن کریم دربارة احکام خداوند سبحان می‌فرماید:<br/>
 +
(... و تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه)؛ اینها حدود و مرزهای الهی است و هرکس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده است.<br/>
 +
در جای دیگر هشدار داده می‌فرماید:<br/
 +
(یا ایها الذین امنوا لاتخونوا الله و الرسول...)؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید خیانت به خدا و رسولش نکنید.<br/
 +
این خیانت با ارتکاب معصیت حاصل می‌شود؛ چنان که امام‌محمدباقر(ع) در تفسیر این آیه فرمودند:<br/
 +
فخیانه الله و الرسول معصیتهما و اما خیانه الامانه فکل انسان مامون علی ما افترض الله عزوجل علیه؛ خیانت به خدا و روسل به نافرمانی آن دو می‌باشد و اما خیانت در امانت، هر انسانی امین واجبات خداوند عزوجل است.<br
 +
از سوی دیگر برای شکوفایی فطرت، نیاز به وجود شرایط مساعد و فقدان موانع می‌باشد؛ هر محیطی اعم از خانواده، مدرسه، جامعه، نقش مهمی در رشد یا سقوط شخصیت آدمی دارد؛ وجود محیط پاک از عوامل شهوانی و انحرافی از مهم‌ترین شرایط تربیت و محیط ناسالم از بدترین موانع است، لذا از منظر دین و خرد آن چه که محیط را آلوده و افراد آن را غافل و به فطرت آنها لطمه بزند ممنوع می‌باشد.<br/
 +
براین اساس، حضور زنان بدون حجاب خداپسندانه و یا با چهره‌های مزین شده در مجامع عمومی، یکی از بدترین عوامل غفلت آفرین و موانع پرورش فطرت توحیدی و کارآمدترین سلاح دشمن برای تخریب اخلاق و معنویت است، زیرا غریزة شهوانی افراد جامعه خصوصاً نسل نوخاسته را شعله‌ور نموده و آنها را از یاد خدا و اطاعت یا حقیقت عبادت و عشق به او غافل، و به شهوات و دوستی‌های نابخردانه دختر و پسر که سرآغاز انحرافات و آلودگی‌ها و از دست رفتن سرمایة دوشیزدگی است، و دل‌دادگی به جیفة دنیا که ریشة همة گناهان و بدبختی‌هاست سوق می‌دهد.<br/
 +
هم‌چنان که بعضی از جوانان و نوجوانان به همین علت خود را از عبادت به ویژه نماز محروم کرده و در اطاعت الهی سستی می‌ورزند. یا عبادت‌های اکثر ما مسلمانان از حقیقت و روح عبادت تهی گشته و هم‌چون پیکر بی‌جان یا نیم مرده، خاصیت اثربخشی و حیات آفرینی خود را از دست داده است؛ مثلاً نماز حقیقتش یادالهی و احساس حضور در محضر اوست به انسان آگاهی ومعرفت، هشیاری و نورانیت می‌بخشد، از این رو انسان را در برابر فحشا و بدحجابی و خودنمایی و محرمات دینی بیمه می‌نماید:<br/
 +
(ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر)؛ محققاً نماز انسان را از زشتی‌ها و گناه باز می‌دارد.<br/>
 +
منکر یعنی هرچیزی که عقل و وحی آن را به رسمیت نمی‌شناسد و با نظام خلقت آدمی و نظام شریعت اسلامی سازگار نیست، اما این فریضة بزرگ به گونه‌ای به جا آورده می‌شود که مرده و بی‌روح و یا نیم‌جان است، آموزه‌های حیاتبخش آن فراموش گشته و اثرات عالی تربیتی آن از دست رفته است.<br/>
 +
بنابراین زنان خودنما و دل‌ربا، با این عمل ضددینی و اخلاقی خویش به دین، ایمان و فطرت خود و افراد اجتماع آسیب‌رسانده و نور محبت الهی را در قلب خود و دیگران تضعیف نموده و طعم گوارای مناجات و لذت انس با خدای جمیل را از بین می‌برند و مانع گسترش آیین توحیدی و تابش آفتاب روان‌پرور اسلام به دل‌ها می‌شوند و ظلمت شهوات و محبت دنبا را جایگزین آن می‌نمایند.<br/>
 +
اصولاً محبت دنیا و شهوات، انسان را نابینا و ناشنوا می‌سازد؛ لذا دیدن و شنیدن آیات ودستورهای الهی در او تاثیر نمی‌گذارد و فرد و جامعة انسانی را به فجایع بزرگ از جمله بحران معنویت و هویت و اخلاق گرفتار می‌سازد. چه ظلم و خیانتی بدتر از این که انسان با عمل و رفتار خود ظلم به خویشتن و جامعه وخیانت به خداوند و رسولش(ص) بکند؟‍!<br/>
 +
آیا این بانوان می‌توانند خود را مسلمان حقیقی بدانند، در حالی که با اعمال خویش مردم را از راه خدا و آیین روح‌پرور او باز می‌دارند. این همان کاری است که معاندان حق و حقیقت می‌کنند: (و یصدون عن سبیل‌الله) و قرآن مجازاتشان را حبط اعمال و عذاب دردناک بیان نموده است و به اهل ایمان نیز هشدار می‌دهد که مواظب باشند از راه و رسم آن جاهلان پیروی نکنند و به این خصلت ناپسند هرچند با انجام عمل زشت آشکارا و فسادبرانگیز در اجتماع آلوده نشوند که به برخی از مجازات بداندیشان گرفتار خواهند شد.<br/>
 +
=== نقش تخریبی خودنمایی برعشق واقعی و مقام معشوقه بودن زن ===
 +
همان‌گونه که بیان شد، پایه و رکن عشق راستین میان زوجین، صفات پسندیده و اخلاق انسانی و ارزش‌های معنوی است که در محیط پاک و سالم و به دور از هوس‌ها و شهوات نامشروع و در فضایی سرشار از معنویت، عفت و حیا رشد می‌کند، چرا که سلامت و امنیت روانی افراد در چنین محیطی تضمین شده و موجبات تعالی فکری و شکوفا شدن استعدادهای اخلاقی و معنوی فراهم می‌گردد.<br/>
 +
براین اساس جامعه‌ای که زنان به خودآرایی و نمایش اندام‌های تحریک‌آمیز خود می‌پردازند، پیروی از هوا و هوس و گرایش به شهوات در آن افزایش می‌یابد و ارزش‌های دینی و معنوی- که تنها عامل انسانیت و بالندگی فضایل اخلاقی و در نتیجه عشق واقعی است- از بین رفته و یا کم‌رنگ می‌شودو به این ترتیب، فضایل پسندیده در افراد جامعه و خود زنان و همسران حال یا آینده آنان رشد نکرده، بلکه صفات ناشایست در آنها افزایش می‌یابد؛ در نتیجه با تزلزل پایه عشق و محبت، محبوبیت اجتماعی و مقام معشوق بودن زنان در خانواده سقوط می‌کند و به عنوان بازیچه و وسیلة ارضای شهوات برای مردان در می‌آیند، مگر زنان عفیف و باحجاب که از همسران عفیف، غیور و مؤمن برخوردارند.<br/>
 +
پس این‌گونه زنان، بزرگترین ضربه و آسیب را به شخصیت و محبوبیت خود و هم صنفان خویش وارد می‌کنند که از پی آمدهای ناگوار آن، ایجاد زمینه برای آزار و ستم از سوی مردان و بی‌توجهی یا کم‌توجهی به شخصیت و حقوق آنها و اختلاف، ناراحتی و اضطراب فراوان در محیط خانواده است و چه بسا پیوند خانوادگی به طلاق و جدایی می‌انجامد.<br/>
 +
=== طلاق و عوامل ناشی از بدحجابی ===
 +
از پی‌آمدهای زیان‌بار رعایت نکردن عفاف و حجاب، طلاق و جدایی زن و شوهر و از هم پاشیدن نظام خانواده است؛ طلاق در نظر اسلام مبغوض‌ترین حلال می‌باشد که تنها در صورت اختلافات حل ناشدنی ضرورت می‌یابد.<br/>
 +
اسلام عزیز به منظور حفظ و تحکیم نظام خانواده و افزایش صفا و صمیمت میان همسران و جلوگیری از اختلافات شدید خانواده و فروپاشی آن، تدابیر حکیمانه‌ای اندیشیده‌است. معیارهایی از قبیل ایمان، آراستگی به فضایل اخلاقی و انسانی، اصالت خانوادکی و امثال اینها را برای انتخاب همسر شایسته، مقرر فرموده و حقوق و وظایفی را برای زوجین مشخص کرده است. برای طلاق نیز شرایطی معین کرده که شامل بعد از آن، همچون رجوع و بازگشت و دوباره شوهر به زندگی مشترک می‌شود، همه اینها مربوط به خانواده است.<br/>
 +
اما آن‌چه به اجتماع باز می‌گردد، سلامت و امنیت جامعه از هرگونه اقدامات منافی عفت و حیا است. مهمترین گفتار، بحث عوامل و سرمنشأ طلاق است؛ موضوع طلاق از جهات و عوامل گوناگون قابل بررسی و تبیین می‌باشد و غالباً ریشه آن به طور عمده، حرمت ننهادن زنان به خویشتن در اثر فاصله گرفتن از پوشش خداپسندانه و در نتیجه آسیب دیدن عفت عمومی و اخلاق فردی و اجتماعی است.<br/
 +
برای روشن شدن این بحث، جهات و عوامل طلاق را مورد توجه و بررسی قرار می‌دهیم:<br/>
 +
=== هوس مداری در خانواده ===
 +
اساساً طلاق در اثر اختلاف‌های عمیق زن و شوهر تحقق می‌یابد که عمدتاً از خودخواهی و هوس ناشی می‌شود؛ یا رفتار و گفتار هر دو، ناحق و از روی خویشتن‌پرستی است و یا یکی از آن دو بر حق بوده و دیگری راه باطل می‌رود، اما ممکن نیست که هر دو برحق باشند ودر عین حال اختلاف داشته باشند، مگر در امور جزیی و ناچیز که آن هم با بحث و گفتگو در فضایی سرشار از محبت و صمیمت و عمل به دستورهای مترقی اسلام برطرف شده و تفاهم و بالندگی اندشه جانشین آن می‌گردد.<br/
 +
بنابراین اگر نظام خانواده مبتنی بر مردسالاری یا زن‌سالاری و به طور کلی هوس‌مداری و خودخواهی باشد، اختلافات آشکار می‌رود، چرا که در چنین حالاتی، حقوق و احترام متقابل زن و مرد رعایت نمی‌شود. از آن طرف اگر حق‌سالاری در خانواده حاکم گردد و تدبیر و مدریت خانواده براساس قوانین، حقوق و وظایف مشخص شده در اسلام باشد، اختلافات ریشه‌ای و عمیق و طلاق پیش نخواهد آمد.<br/>
 +
مرز میان حق محوری و خودخواهی، شخصیت الهی آدمی است. کسی که دارای ایمان قوی و تقوای عالی باشد و هدف نهایی خویش را در شئون زندگی نیل به رضا و لقای خداوند تبارک و تعالی می‌داند، شخصیت الهی و انسانی او ضامن احساس مسئولیت و عمل به وظایف و تعهدات و رعایت حقوق همسر و دیگران خواهد بود و کسی که از چنین ایمان و تقوایی برخوردار نباشد، فاقد ضمانت و پشتوانه مذکور است که به دلیل غفلت از یاد خدا و هدف آفرینش خویش و مکافات عمل دنیا و آخرت، احساس مسئولیت چندانی نخواهد داشت و برای شخصیت حقیقی و حقوقی همسر خویش احترام لازم را قائل نخواهد شد.<br/>
 +
عامل بسیار موثر و سازنده در شخصیت الهی انسان، عفت عمومی، سلامت و پاکی جامعه از عوامل غفلت آفرین و هوس آلود و ناپاکی‌ها است که عمدة آنها هتک حریم حجاب و پوشش عفیفانه و ضعف غیرت و عفت و فقدان احساس مسئولیت پدران و مادران و شوهران آنها می‌باشد که افراد جامعه را سمت هوس‌های نفسانی سوق داده و باعث تباهی اخلاق آن می‌گردند؛ در نتیجه حق محوری جای خود را به هوس‌بازی و خودخواهی- که عامل اصلی بروز اختلافات و در نهایت طلاق است- می‌دهد.<br/>
 +
=== چشم‌چرانی و مقایسه با همسر ===
 +
هرگاه زنان با ظاهری آراسته و بدن‌نما در جامعه حاضر شوند، مردان عادی با چشم‌چرانی و مشاهدة زیبایی‌های ظاهری و مقایسة همسران خویش با این زنان که طبیعتاً میوه تلخ آن بی‌رغبتی یا کاهش محبت به همسران خود می‌باشد- زمینة بهانه جویی مردان و عیب‌جویی و تحقیر و بی‌احترامی به زنان خویش و در نتیجه بروز اختلافات، ایجاد شده و در نهایت به طلاق و جدایی کشیده می‌شود.<br/>
 +
=== شهوت طلبی و لذت‌گرایی ===
 +
ازدواج، پیوند و اتحاد روحی و مصاحبت جسمی زوجین است و این اتحاد در صورتی محقق می‌شود که دو روح در ابعاد والای انسانی از سنخیت و شباهت برخوردار باشند. آزادی غیرمعقول زنان- که آزادی در اسارت هوا و هوس است- شعله‌های هوس و شهوات را در مردان می‌فروزد و لذات‌گرایی را در آنان رشد می‌دهد. لذا عده‌ای برای تامین خواسته‌های شهوانی بی‌حد و مرز خود با ترفندهای گوناگون، همسران خوش را طلاق می‌دهند تا به خودخواهی و شهوت حیوانیشان پاسخ مثبت بدهند.<br/>
 +
=== دوستی‌های نامشروع ===
 +
حضور تحریک‌آمیز زنان در صحنه اجتماع، از یک سو باعث ایجاد روحیة شهوانی در مردان، در نتیجه رواج‌دوستی با صنف مخالف و روابط نامشروع می‌شود؛ به گونه‌ای که علاقة آنها به همسران خود کاهش می‌یابد و از سوی دیگر به علت آن که نوعاً همسران آنان- به حسب فطرت- از این نوع روابط نابخردانه بیزارند و محبوبیت خود را نیز نزد شوهران خود درمعرض خطر می‌بینند، از زندگی مشترک سرد شده و در نتیجه پایة و رکن زندگی شیرین- که محبت و دوستی است- متزلزل می‌گردد؛ به ویژه اگر این بی‌اعتمادی و دلسردی و ضعیف شدن شعله‌های محبت دو سویه باشد، که نهایت کار طلاق و جدایی خواهد بود.<br/>
 +
افزون برآن که با رواج روابط دوستانه و نامشروع، عده‌ای از مردان مورد سوء‌ظن همسران خود قرار گرفته و متهم به روابط نامشورع می‌شوند. در نتیجه محبت و اعتمادشان نسبت به شوهرانشان سلب شده و آنها را فاقد صداقت می‌پندارند، در این صورت غم و اندوه و اضطراب برآنان حاکم شده و علاقه به زندگی و همسر از میان می‌رود و زمینه برای درگیری و کشمکش آغاز و به طلاق و جدایی یا زندگی بی‌هدف منجر می‌شود.<br/>
 +
=== غفلت از معیارهای اصولی در گزینش همسر ===
 +
خودنمایی دختران سبب انتخاب و گزینش غلط و نادرست آنان در ازدواج می‌گردد، زیرا پرده‌های هوس و خودخواهی و توجه بی‌جا و بی‌مورد آنان به ظواهر و مادیات و عناوین اعتباری خواستگاران و غفلت از معیارهای اصولی و سازنده در انتخاب همسر، مانع واقع‌بینی شده و در نتیجه نه از ارشادها و هدایت‌گری‌های اندیشه و عقل خود بهره می‌برند و نه تحت تاثیر اندرزها و راهنمایی‌های اطرافیان خردمند قرار می‌گیرند؛ از این رو از انتخاب همسر شایسته محروم می‌گردند و پس از ازدواج و گذشت مدت زمانی، متوجه شکست در ازدواج شده و به تدریج میان آنان و شوهرانشان فاصله می‌افتد و سرانجام کارشان به طلاق کشیده می‌شود.<br/>
 +
=== فریب ظواهر آراسته و انتقام‌جویی ===
 +
خودآرایی و نمایش جاذبه‌های زنانه موجب می‌شود جوانان مجرد، از ظواهر آراسته و آرایش شدة آنها فریب خورده و شیفته آنها گردند و پس از ازدواج و چندروز وصال دریابند که همسرشان شایسته محبوبیت نبوده و در این پیوند زناشویی- در اثر فریب ظواهر- ناموفق بوده و دچار زیان شده‌اند. در این صورت عشق تبدیل به نفرت و دشمنی می‌شود و درصدد انتقام بر می‌آیند و ضمن تحقیر، سرزنش و عیب‌جویی و سوء‌ظن به همسران خود، در نهایت آنان را طلاق می‌دهند.<br/>
 +
باتوجه به این عوامل، به ویژه دوعامل اخیر- در جامعه ما، طبق آمار در سال ۱۳۸۱ از هرچهار ازدواج، یک مورد به طلاق و جدایی انجامیده است.<br/>
 +
بنابراین ریشة عمده طلاق از یک سو در بی‌پروایی زنان و از سوی دیگر در چشم‌چرانی و نظربازی مردان ضعیف‌الایمان نهفته است. در این میان دوموضوع باعث افزایش چشم‌چرانی می‌شود: نخست آن که مردان به خاطر انس و همراهی با همسران خویش، از زیبایی‌های ظاهری و باطنی آنان غافل می‌گردند ویا برایشان عادی می‌شودو دیگر این که زنان نیز به دلیل الفت و هم‌نشینی با شوهرانشان و یا اشتغالات زیاد خانه و غیره کمتر به زینت و آرایش خود برای آنان می‌پردازند.<br/>
 +
در طلاق، هرچند همة اعضای خانواده آسیب‌های جبران‌ناپذیری می‌بینند، اما بیشترین زیان را زنان و فرزندان بردوش می‌کشند، زیرا سرپرست و پشتوانه عواطف خود را از دست می‌دهند. این یک اصل مسلم روانی است که خوشبختی زن، نفوذ در قلب مرد-شوهر-و محبوب و معشوق او گشتن است؛ چنان که بالاترین لذت برای او، بودن در کنار مردی است که حامی و سرپرست و مورد علاقه اوست.<br/>
 +
از این رو در صورت ناکامی و شکست در زندگی مشترک و در نتیجه طلاق زن به آمال و آرزوها و خواسته‌های روانی خود نرسیده، احساس حقارت، ذلت و بدبختی می‌کند و همین موضوع پی آمدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر موفقیت ازدواج مجددبرای زنان طلاق گرفته به مراتب کمتر از ازدواج دوباره مردان آنان است. مخصوصا، در جامعه‌ای که تعداد دختران و زنان بی‌شوهر بیشتر از مردان باشد و جمعیت جوانان و مردان آن در اثر جنگ و حوادث دیگر کم شده باشد.<br/>
 +
چه این که فشارهای روانی و اختلال‌های روانی و رفتاری مثل تحیر و سرگردانی، افسردگی، اضطراب، بزهکاری و انحرافات و غیره، متوجه فرزندان چنین خانواده‌هایی می‌شود که همه ناشی از عدم تربیت درست و کمبود محبت و عدم تأمین کامل عواطف آنها و احساس اهمیت نداشتن آنان برای والدین خود می‌باشد.<br/>
 +
گذشته از اینها، زنان وقتی روحیة مردان خود را در پرتو مناظر هوس‌انگیز زنان، شهوت‌ران و لاابالی یافتند و علاقة آنان را نسبت به خود سرد و عیف دیدند، همواره در درون خود احساس عدم امنیت می‌کنند، چون در هراسند که مبادا شوهرانشان دست از آنان کشیده ودل در گرو معشوقة دیگری بسپارند و همین امر چه بسا اختلال‌ها و آسیب‌هایی در روان و زندگی آنها ایجاد کند.<br/>
 +
نتیجه آن که براساس حکم اسلام و نظر عقل و تجربه، آن چه نظام خانواده را حفظ می‌کند، محبت و مودت، رحمت و از خودگذشتگی زن و مرد است؛ به همین دلیل دین مقدس اسلام، از یک سو سفارش می‌کند که ازدواج دختر و پسر، باید برپایه محبت و عشق راستین- که سنخیت و هم کفو بودن در ایمان و فضایل اخلاقی شالوة آن است- باشد و از سوی دیگر، مودت، رحمت و گذشت در میان زوجین قرار داد و از سوی سوم دستورهایی برای رعایت حقوق و احترام متقابل معین نمود که عمل به آنها باعث حفظ محبت و افزایش آن می‌گردد.<br/>
 +
اما این محبت و گذشت با فساد اخلاقی، هوس، خودخواهی، شهوت‌طلبی و ارتباط آزاد- که از بی‌بندوباری و نمایش اندام و زیبایی‌های زنانه در جامعه و چشم‌چرانی و تحریک‌پذیری مردان سرچشمه می‌گیرد- از میان رفته و یا آسیب‌می‌بیند و به اختلافات عمیق خانوادگی و طلاق منجر می‌شود.<br/>
 +
از این رو لازم است که زنان مسلمان برای جلوگیری از طلاق و فروپاشی خانواده و از بین رفتن محبوبیت خود و دیگر زنان و آسیب‌دیدن فرزندان برتوصیه‌ها و سفارش‌های فطرت و شریعت عمل نمایند و در امر عفاف، حجاب و پوشش اسلامی- به لحاظ کمی و کیفی- به خواسته‌های درونی خود و خدای خویش احترام بگذارند، در غیر این‌صورت نه تنها خانواده‌ها از هم می‌پاشند و حقوق دیگر زنان پایمال شده و کودکان و فرزندان از حمایت عاطفی، جسمی و تربیتی والدین محروم می‌شوند، بلکه کیان خانواده خودشان هم در معرض فروپاشی قرار می‌گیرد و یا دست کم درگیری و اختلاف و ناامنی در خانواده‌های آنها حاکم گشته و شخصیت و حقوق آنان مورد بی‌مهری و کم‌توجهی همسرانشان واقع می‌شود و حتی این موضوع در بسیاری از موارد دوسویه است.<br/>
 +
چنان که اگر امنیت و آرامش در خانه نباشد، فرزندان در اثر احساس ناامنی، از خانه و دامن والدین فرار می‌کنند و به دام باندهای فساد و افراد منحرف افتاده و یا به دوستان ناباب پناهنده می‌شوند که خود این حالات مشکلات و مصیبت‌های ناگوار فراوانی به دنبال دارد.<br/>
 +
=== نقش بی‌بندوباری و بدحجابی در شیوع فحشا ===
 +
تاثیر فوق‌العاده محیط در سازندگی یا تخریب شخصیت انسان برکسی پوشیده نیست؛ از این رو هر امری که موجب عفت و پاکی عمومی و تعادل فکری، روانی و اخلاقی جامعه و رشدشخصیت افراد گردد، برای اجتماع مفید و لازم است و می‌بایست در جهت تحقق و ایجاد آن حداکثر کوشش را به کار برد.<br/>
 +
از آن جا که زندگی انسان جامعی و اجتماعی است جامعه، به مثابة خانه و خانواده است که حفظ حریم عفاف و اخلاق در آن حیاتی است و پاکی یا آلودگی آن نقش مهمی در سرنوشت افراد آن به ویژه فرزندان و نسل نوخاسته دارد.<br
 +
روی همین اصل منطقی، اسلام با هرچه جو اجتماع را آلوده ومسموم کند شدیداً مبارزه کرده است، لذا گناه آشکار، مسئولیت و عقوبتش به مراتب بیش از گناه پنهان است، زیرا کسی که پردة حیا را بدرد و مرتکب معصیت در ملأ عام بشود و به اصطلاح تجاهر به فسق کند باعث می‌شود قبح و زشتی گناه و عمل ناهنجار، که سد مهمی در برابر فساد و جرم است، به تدریج درنظر مردم از بین رفته و عواقب و بازتاب تلخ دنیوی و عقوبت و رسوایی اخروی آن فراموش گشته و سد شکسته شود و مردم نیز به آن آلوده گردند. بدین ترتیب چنین فردی ضمن آلودگی و ضربه به شخصیت خویشتن، جامعه را مسموم نموده و ضربة بزرگی برمعنویت و پیکره آن وارد کرده است.<br/>
 +
گناه بسیار بزرگ لاقیدی و بدحجابی از این قبیل است؛ دین مبین اسلام حجاب را به عنوان عامل مهم حفظ و اعتلای شخصیت فردی و تحکیم پیوند خانوادگی و حفظ عفت و اخلاق اجتماعی بر زن که در نظام آفرینش از جایگاه ارزش‌مند معشوق بودن برخوردار می‌باشد واجب فرموده است.<br/>
 +
بانویی که حجاب صحیح و شئون اسلامی را رعایت نمی‌کند با رفت و آمد در سطح اجتماع عامل غفلت‌زدگی و فراموشی مراقبت الهی و باعث کوری دل‌ها در جامعه می‌گردد، وی از یک سو گناه و رفتار ناهنجار لاقیدی و خودنمایی فسادانگیز را نشر و ترویج می‌نماید و دیگرزنان را به این بلای خانمان سوز گرفتار می‌سازد و از سوی دیگر به جهت تاثیرات عاطفی و جنسی زن بر مردان، دل آنان- بالخصوص جوان را در میدان جاذبه خویش گرفتار ساخته و غریزه شهوت آنها را مشتعل می‌نماید. از نتایج زیان‌بار آن، شیوع انحرافات جنسی و رنج جسمی و روانی شدید است و چه بسا روزگار آدمی را سیاه و زندگی را تباه می‌سازد.<br/>
 +
براین اساس، زنان این گونه از هر دو جهت مشمول این کلام خدای سبحان می‌شوند که می‌فرماید:<br/>
 +
(ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی‌الدنیا و الاخره والله یعلم و انتم لا تعلمون)؛ کسانی که دوست دارند زشتی‌ها و گناهان قبیح در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است و خداوند از عواقب شوم و آثار مرگبار فحشا آگاه است اما شما از ابعاد گوناگون و زیان‌بار آن آگاه نیستید.<br/>
 +
این که نفرمود کسانی که اشاعه فحشا می‌کنند، بلکه می‌فرماید دوست دارند چنین کاری کنند، یا از جهت نهایت تاکید در این زمینه است؛ یعنی آنهایی که دوست دارند که زشتی‌ها شیوع پیدا کند عذابشان شدید است، چه برسد به این که با اعمال و گفتار خود اشاعه فحشا کنند و یا از جهت آن است که محبت همانند کفر گاهی قلبی است و گاهی عملی یعنی کردار ناشایست آنها موجب ترویج و شیوع گناهان زشت می‌شود و مراد از «فحشا» هرگونه رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ است، اعم از این که بی‌حجابی و بدحجابی و انحرافات جنسی یا غیراینها.<br/>
 +
بنابراین زنان با فروافکندن لباس حیا- پوشش دینی- همانند آتش‌سیاری می‌شوند که به هرجا گام می‌نهند آنجا را آتش زده و شخص و شخصیت جوانان و نوجوانان را دچار حریق می‌سازند. راستی چه آتش‌سوزی بدتر از این وجود دارد که خرمن توانایی‌ها و استعدادهای خود و نسل جدید را می‌سوزاند و شخصیت و انسانیت آنان و خویشتن را تباه می‌سازد.<br/>
 +
اگر این بانوان می‌دانستند همواره مرتکب چه جنایاتی برخود و افراد جامعه می‌شوند و اگر حقیقت عمل ناهنجار خویش و گناهان عظیمی که بردوش دارند را مشاهده می‌کردند، هرگز یک لحظه هم آرام نمی‌نشستند تا این آتش افروخته شده بردوش خویش را با آب توبه خاموش و خود را با دستورهای سازنده اسلام اصلاح نمایند.<br/>
 +
باتوجه به مطالب مذکور، معنای عمیق حدیث ذیل روشن می‌شود، حضرت امام رضا(ع) فرمودند:<br/>
 +
نقش انگشتر حضرت عیسی(ع) دو جمله بود که از انجیل گرفته شده بود: خوشا به حال بنده‌ای که به واسطه او یاد خدا حاصل می‌شود و وای به حال بنده‌ای که یاد خداوند به خاطر او فراموش شود.<br/>
 +
=== شریک در جرم گناه ===
 +
زن آسیب‌زا ضمن این که هنگام حضور غیرشرعی در جامعه و در برابر افراد نامحرم پیوسته برای او گناه و سرپیچی از حکم الهی ثبت می‌شود، در جرم و گناه کسانی که از طریق او به گناه جنسی، لاقیدی، جرم و جنایت، اعتیاد، ظلم و غیره آلوده می‌شوند، شریک خواهد بود و در نهایت گرفتار عکس‌العمل رفتارها و پوشش نامناسب و غیرعفیفانه خود در برزخ و آخرت و گاهی در دنیا می‌شود و این نکتة مهمی است که عقل سالم بر آن نظارت دارد؛ چنانکه قران‌کریم نیز در این زمینه به عنوان قانون کلی می‌فرماید:<br/>
 +
من یشفع شفاعه حسنه یکن له نصیب منها و من یشفع شفاعه سیئه یکن له کفل منها و کان الله علی کل شیء مقیتا؛ کسی که تشویق به کار نیکی کند بهره وافری از آن برای اوخواهد بود و کسی که تشویق به کار بدی کند سهمی از آن خواهد داشت و خداوند حساب هر چیز را دارد و آن را حفظ می‌کند.<br/>
 +
مطابق آیه، منطق اصیل اسلام در مسائل اجتماعی و خانوادگی آن است که مردم جامعه و اعضای خانواده در سرنوشت اعمال یکدیگر از طریق راهنمایی و تشویق زبان یا عمل شریک می‌باشند. هرگاه گفتار یا کردار حتی سکوت و اشاره انسان سبب تشویق فرد یا گروه و جمعیتی به کار نیک یا بد شود، سهمی از پاداش یا کیفر آن کار و آثار و نتایجش برای تشویق کننده خواهد بود، بدون آن که از ثوابی یا گناه فاعل اصلی(انجام دهندة عمل) کاسته شود؛ چنان که از پیامبراسلام(ص) چنین نقل شده:<br/>
 +
من أمر بمعروف او نهی عن منکر او دل علی خیر او اشار به فهو شریک و من امر بسوء او دل علیه او اشار به فهو شریک؛ هر کس امر به کار نیکی یا نهی از منکر و گناهی کند یا به عمل خیر راهنمایی نماید یا اشاره به آن کند- و به نحوی باعث تشویق به خیر شود- در آن عمل نیک سهیم و شریک است و هر کس دعوت به کار بد یا راهنمایی اشاره و تشویق بدان نماید او نیز در آن عمل بد شریک است.<br/>
 +
بنابراین در فرهنگ کامل اسلام تنها انجام‌دهندگان گناه و کار زشت، مسئول و گناه کار نیستند بلکه تمام کسانی که به نوعی زمینة گناه و جرم را فراهم کردند نیز مسئول و معصیت کار شمرده می‌شوند.<br/>
 +
قرآن دربارة نتیجة اخروی گمراه کردن و به گناه کشاندن دیگران می‌فرماید:<br/>
 +
(لیحملوا اوزارهم کامله یوم القیامه و من اوزار الذین یضلونهم بغیر علم الا ساء ما یزرون)؛ روز قیامت هم باید بار گناهان خود را به طور کامل بردوش کشند و هم سهمی از گناهان کسانیکه به جهالت از راه حق گمراه و منحرف می‌سازند، آگاه باشید که آنها بارسنگین بدی بردوش خواهند کشید.<br/>
 +
گذشته از اینها، در شیوع این اعمال منافی عفت و پی‌آمدهای ناگوار آنها، غالباً در درجه اول خود زنان خودآرا و بدحجاب و بی‌حجابی قربانی مهلکه و بازندة بازی می‌باشند. هم‌چنان که پدران، برادران، شوهران، فرزندان و دیگر بستگان نزدیک آنان نی در خطر سقوط در این مهلکه‌ها هستند و در حقیقت این زنان در همین دنیا به برخی از سزای اعمال خود رسیده و شاهد انحراف اخلاقی و جنسی خود و نزدیکان خویش می‌باشند؛ چنان که بسیار دیده و شنیده شده است.<br/>
 +
برای رهایی این زنان از بند اسارت خودنمایی، کافی است باور کنند که هر سخن و رفتاری که از آنها صادر می‌شود در شهود و حضور خداوند بزرگ است، چنانکه در قرآن می‌فرماید:<br/
 +
(ولا تعلمون من عمل الا کنا علیکم شهوداً اذ تفیضون فیه)؛ هیچ عملی را انجام نمی‌دهید مگر این که ما گواه برشما هستیم در آن هنگام که وارد آن می‌شوید. پیامبر(ص) هرگاه این آیه را تلاوت می‌کردند گریه شدید می‌نمودند.<br/>
 +
=== صدای ظریف و لبخند ملیح ===
 +
جاذبة صدای ظریف، آهنگ شیوا، خنده و تبسم ملیح زن از جمله ابزارها و سلاح‌های طبیعی زن برای نفوذ و جذب مردان است؛ زن با صوت دلربا و خنده نمکین، دل همسر را نوازش می‌دهد و غبار غم، اندوه و خستگی را از صورت و چهرة جان او می‌شوید، به ویژه اگر با ناز و نرمش و سخنان حق و روشنگرانه همراه باشد و به زندگی مرد حرارت، گرمی و صفا بخشیده و محبوبیت خود را نزد او حفظ و استوار می‌کند.<br/>
 +
تاثیر و نفوذ صدای زیبای زن اگر توأم با ناز و کرشمه در برابر نامحرم باشد، به ویژه همراه با خنده و تبسم روی بیگانه‌ای که از نبود یا کمبود عاطفه در خانواده یا اجتماع رنج می‌برد، آن‌چنان اثرگذار است که طوفانی در دل او- مخصوصاً اگر جوان باشد ایجاد می‌کند که اعتدال و آرامش او را برهم می‌زند و ذهن و اندیشة او را تا مدت‌ها به زن معطوف می‌کند و از امور حیاتی و ضروری منحرف و به لذت‌های شهوانی مشغول می‌نماید، در حالی که زنان، معمولاً به راحتی از کنار این موضوع می‌گذرند و رعایت احتیاط و احساس مسئولیت در برابر مردها و جوانان و نوجوانان با آن ضعف غریزی و خلا عاطفی نمی‌کنند.<br/>
 +
تاثیر جاذبه‌های فوق، همانند سایر جاذبه‌های خدادادی زن تا اندازه‌ای است که گاه باعث می‌شود مردان بیماردل و شهوت‌طلب را به طمع انداخته، امنیت زن را به خطر اندازند و یا درصدد اغفال زن برآمده عفت، حیثیت و آبروی او را لکه‌دار کنند. در این باره، قرآن کریم، با نگاهی روان‌شناختی و جامع می‌فرماید:<br/>
 +
(فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی‌قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً)؛ [با مردان] با نرمی و ناز و کرشمه سخن نگویید که انسان بیماردل در شما طمع کند و سخن نیکو و شایسته‌ای که عقل و وحی آن را به رسمیت شناخته بگویید.<br/>
 +
=== نقش لاقیدی و بدحجابی در ناکارآمد ساختن ابزارهای شخصیتی زن ===
 +
«اگر چه گفته شد، توانایی‌ها، مکانیسم‌ها و ابزارهای زن برای نفوذ در قلب همسر به شمار می‌رفت، البته مشروط برآن که از این امور- که به حق و براساس حکمت و تدبیر الهی در نهاد زن به ودیعت نهاده شده- به درستی و در جهت اهداف عالی انسانی استفاده شود.<br/>
 +
اما در صورتی که دراثر کم‌توجهی یا بی‌مبالاتی زن، این توانایی‌ها و سازوکارها در معرض تهدید قرار گیرد و یا کم‌رنگ شود، نتایجی که به دست می‌آید نه تنها به سود زن نخواهد
 +
بود، بلکه او را به سمت انحطاط و شکست خواهد کشاند که در این جا به توضیح و تحلیل این امر مهم پرداخته می‌شود.<br/>
 +
=== بدحجابی، لاقیدی و آزاداندیشی ===
 +
آزاداندیشی و روشن بینی، در پرتو تقوا و عقل سلیم از حجاب‌های ظلمانی گناهان و صفات ناپسند به دست می‌آید؛ براین اساس زنی که اسیر لاقیدی یا بدحجابی می‌شود و یا بی‌اعتنایی یا دهن‌کجی به پروردگار خویش و دستور حجاب و پوشش، ارزش‌های وجودی خود را در جاذبه‌های ظاهری خلاصه نموده و از آن حقیقت روحی و استعدادها و ارزش‌های انسانی خود غافل می‌شود و پرده‌های هوا و هوس جلوی دیدگان حق‌بین و آینده‌نگر او را گرفته و مانع آزاداندیشی او می‌گردد، معیارهایش در انتخاب همسر معمولاً مادی و ظاهری است و نسبت به ملاک‌های اصیل و ارزشی غافل بوده و یا توجه لازم و کافی به آنها ندارد، لذا در گزینش و انتخاب عاشق راستین، به عنوان شریک زندگی خود به خطا رفته و در نتیجه در زندگی شکست می‌خورد.<br/>
 +
افزون براین، چنین زنانی از شخصیت فکری و اخلاقی سالم و معتدل برخوردار نیستند، تا عاشق و دل‌دادة واقعی داشته باشند، اینان یا از نظر عقل و اندیشه دربارة حجاب و پوشش اسلامی فکر و عقیدة نادرستی دارند و فریب شبهات و تبلیغات زهرآگین برضد حجاب‌اسلامی را خورده‌اند؛ به گونه‌ای که به دستور خدا و پیامبر او(ص) و امامان(ع) و سیرة الگویی و سخنان اخلاقی حضرت‌زهرا(ع) در زمینة عفاف و حجاب اعتنا نمی‌کنند، که معمولاً دختران جوان مسلمان ما از این گروه می‌باشند و یا به لحاظ روحی و اخلاقی شخصیت بیمار و ناسالمی دارند و اموی هم‌چون پوشش اسلامی را با مزاج روحی خویش سازگار نمی‌یابند.<br/>
 +
همانگونه که اگر کسی به بیماری سوء هاضمه یا مرض دیگر مبتلا شده باشد، چه بسا میل به غذا- اگر چه بهترین خوراک باشد- نداشته و یا از آن متنفر و گریزان می‌گردد، کسانی که روحشان نیز با گناهان و صفات ناشایست مکدر شده است، شخصیت معنوی و باطنی آنها بیمار و مسموم گشته، در نتیجه مزاج ملکوتی‌شان از پذیرش دستورهای الهی که در حقیقت غذا و خوراک جان آدمی است- باز می‌ماند؛ از این رو هر فردی به اندازه پاکی روح و روان، از غذاها و مائده‌های آسمانی و معنوی و لذایذ حصال از آنها بهره‌مند می‌گردد و به میزان آلودگی‌های روحی و باطنی از آن نعمت‌های روان‌پرور محروم گشته و به دردها و آلام روحی و روانی گرفتار می‌شود. چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند:<br/>
 +
بالصحه تستکمل اللذه؛ با صحت و عافیت، لذت انسان کامل می‌شود.<br/>
 +
این صحت، اعم از سلامتی جسمی و روحی است؛ سلامتی بدن، لذت کامل جسمی را به دنبال دارد و صحت روح، لذت کامل روحی و معنوی را. مردی که در غیرت ضعیف و سست است و از خودنمایی همسر یا دختر خود نه تنها ناراحت نیست، بلکه مباهات هم می‌کند، دچار بیماری روحی و فکری است، هرچند در بعد جسمی سالم باشد.<br/>
 +
براین اساس چنین زن‌هایی از به دست آوردن عاشق واقعی، به عنوان همسر دلسوز و وفادار محرومند، چرا که عاشق راستین کسی است که عشق او برپایة زیبایی باطنی زن، به ویژه حیا، عفت، وقار و پوشش اسلامی و دینی باشد، هرچند زیبایی ظاهر هم مورد توجه قرار بگیرد؛ همانگونه که در اسلام نیز به آن توجه شده است.<br/>
 +
جوان با ایمان و عفیف به دنبال دختری می‌گردد که به لحاظ روحی و اخلاقی هم سنخ باشد؛ یعنی دختری باتقوا و عفیف. حتی کسانی که در ایمان و عفاف ضعیف بوده و از جاده مستقیم به بیراهه رفته‌اند، براساس فظرت الهی و الهام درونی خویش از امور منافی عفت وحیا متنفرند و خواستار ازدواج با دختران پاکدامن و باحیا و عفت می‌باشند. ویل‌دورانت- مورخ و فیلسوف غرب- می‌گوید:<br/>
 +
زنان بی‌شرم و حیا، جز در موارد زودگذر، برای مردان جذاب نیستند. مردان جوان به دنبال چشمان پراز حیا می‌باشند و بدون آن که بدانند حس می‌کنند که این خودداری ظریفانه- عفت و حیا- از یک لطف و رقت عالی خبر می‌دهد.<br/>
 +
خانم اوریزان مارون هم می‌گوید:<br/>
 +
مرد فطرتاً طالب دختری است که مانند بنفشه محبوب و سلیم‌الطبع و در عین سادگی و عفاف، دارای کمال، لطف و دلبری باشد؛ زنی که دارای صفات و ملکات فاضله بوده و نام «زن» شایستة اوست، هرجا و به هر حالت که باشد مورد تقدیس و احترام مرد واقع می‌شود.<br/>
 +
=== لاقیدی، بدحجابی و عاطفه ===
 +
قلب کانون عواطف، احساسات و انفعالات است؛ عاطفه از قلبی بر می‌خیزد و برقلب دیگر می‌نشیند و آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. میزان محبت و عاطفه هر فردی به اندازه سلامت روانی، عاطفی و طهارت روحی و قلبی او بستگی دارد؛ همانگونه که میزان انفعال و تاثیرپذیری افراد در برابر عواطف و محبت‌های خالصانه و اندرزها و موعظه‌های دیگران نیز این چنین است.<br/>
 +
دل هر چه از صفات ناپسند و زنگار گناه دور و پاک باشد لطافت، طراوات و نرمی آن بیشتر خواهد بود؛ در نتیجه بیشتر تحت تاثیر اندرزها و گفتارهای حق و مهر و محبت‌ها و امور عاطفی زن و دیگران قرار می‌گیرد؛ به همین دلیل قلب مردان الهی منبع محبت زیاد و عواطف سرشار است؛ از یک سو به مردم به ویژه همسران خود محبت و علاقه فراوان دارند ودر نتیجه در هدایت و کمک و یاری به آنها از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند و از سوی دیگر در برابر امور عاطفی دیگران سخت تحت تاثیر قرار می‌گیرند.<br/>
 +
جلوه‌گری و بدحجابی زنان در جامعه- که نشانة گم کردن هدف والای حیات است- مردان را هم از هدف آفرینش و زندگی غافل نموده و در مادیات، شهوات و اخلاق و صفات فاسد و آلوده غرق می‌کند، که باعث بیماری و تاریکی قلب و سخت و خشن شدن دل می‌شود و روشن است که انسان بیماردل و قس‌القلب در برابر عواطف زنان کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد و چه بسا هیچ عاطفه‌ای را برنمی‌تابد و چه بسا آن را به مثابة فریب و حیله نموده و بران واکنش منفی نشان می‌دهد.<br/>
 +
آن چه برای انسان ناآگاه و شهوت طلب اهمیت دارد، خودخواهی و هوس اوست؛ خودخواهی و خویشتن‌پرستی او مانع خدابینی و دگرخواهی می‌شود. خودمحوری و حرکت در چهارچوب خواسته‌های شهوانی و حیوانی مجال جست و جو دربارة شخصیت انسانی همسر را به او نمی‌دهد، تاسپاس‌گزار و پاسخ‌گوی عواطف و مهرورزی همسر خویش باشد. او خود را می‌بیند و بس، مگر آن که در نهان خانه دلش هنوز ردپایی از مهر و محبت مانده باشد.<br/>
 +
برهمین اساس است که مردان کم‌غیرت که ناموسشان را اعم از همسر و دختر- در برابر نامحرمان و چشمان معصوم نوجوانان و جوانان به نمایش می‌گذارند، همانند نمایش یک شیء مادی و فاقد ارزش معنوی، و قلب آنها را آلوده و غریزة آنان را منحرف و گمراه می‌سازند و با این همه از جهت عاطفی- نه دینی-هم متاثر و هوشیار نمی‌شوند؛ چنانکه این گونه افراد در اثر ضعف عاطفه-در کمک خالصانه و محبت به دیگران ناتوان‌اند.<br/>
 +
از سوی دیگر استفاده بهتر از توانایی‌ها و استعدادهای زن، به ویژه از چشمة جوشان عواطف و محبت‌های او در صورت وجود زمینة مساعد و عوامل محرک ممکن و شدنی است.<br/>
 +
مهمترین گام در این راستا، حفظ سلامت روانی و عاطفی زن می‌باشد که در سایة عنایت به شخصیت انسانی و حفظ حرمت او، برخوردهای شایستة توأم با محبت و صداقت و برآوردن نیازها و خواسته‌های معقول وی تحقق می‌یابد.<br/>
 +
روشن است جامعه‌ای که مردان آن با اعمال و صحنه‌های تحریک‌آمیز زنان، به سمت لذت‌های شهوانی و مادیات و خودخواهی کشانده شوند و روح ملکوتی خود را فراموش نمایند و نسبت به شخصیت انسانی خود محبت نداشته باشند، نمی‌توانند حافظ و نگهبان حرمت و سلامت روانی و عاطفی همسران خویش باشند و در نتیجه، این چشمه‌های جوشان محبت به مرور از میان رفته و زنان در بعد عاطفی و محبت خلع سلاح می‌شوند؛ به همین جهت است که در دنیای غرب، نور عواطف و محبت‌های راستین و خالصانه کم‌فروغ و یا خاموش گشته‌اند.<br/>
 +
به علاوه زنان آسیب‌زا نیز در اثر فراموشی هویت ارزشمند خویشتن و ارتکاب گناهان بزرگی که ناشی از هتک حریم ارزشمند پوشش اسلامی و بروز فجایع و انحرافات است، طهارت و نورانیت قلبی، روحی و سلامت و بهداشت روانی و عاطفی خود را از دست می‌دهند. یکی از نشانه‌های آن، بی‌تفاوتی آنان در برابر واژگون شدن خود را از دست می‌دهند. یکی از نشانه‌های آن، بی‌تفاوتی آنان در برابر واژگون شدن ارزش‌ها، از هم پاشیدن خانواده‌ها، انحرافات و اعتیاد جوانان و نوجوانان و سایر پی‌آمدهای بی‌حجابی و بدحجابی و به طور کلی استوار ساختن لذایذ کاذب خود برآلام دیگران است. چه این که بی‌توجهی آنان به دستورهای الهی دربارة ضرورت حجاب عفیفانه و شئون اخلاقی در برابر نامحرمان و بی‌اعتنایی به اندرزها و پندهای خیرخواهانه، نشانة بی‌محبتی به خویشتن است.<br/>
 +
خلاصه آن که ایمان راستین و عفاف حقیقی، باعث گسترش عاطفه و محبت و دگر دوستی می‌گردد و بی‌ایمانی، بی‌بندوباری و شهوت‌طلبی موجب خمودی، سستی عاطفه و خودخواهی است، زیرا مبانی دینی و معتقدات و احکام اسلامی- که ضامن اجرایشان محبت خدا و پاداش‌ها و کیفرها می‌باشد- یگانه عامل سلامت و نورانیت دل و مهمترین وسیلة حفظ و پرورش عواطف انسانی و انسان‌دوستی بالاخص دربارة همسر و فرزندان است. اما لاقیدی، بدحجابی، دوستی‌ها و روابط غیرمشروع دختران و پسران و امثال اینها سبب فراموشی ضمانت اجرا دو در نتیجه سست شدن ایمان، عاطفه، نوع دوستی و خیرخواهی در جامعه و خانواده می‌شود.<br/>
 +
افزون براینها، نشان دادن جاذبه‌های زنانه- به جای ارائة زیبایی‌های معنوی- در برابر دیدگان مردم، به ویژه جوانان و نوجوانان، موجب رواج روابط به ظاهر دوستانه مردان و زنان جوان شده و مردان با این شیوة کاذب، نیازهای عاطفی خویش را تامین می‌کنند و از ابزار محبت و عاطفه همسران-فعلی یا آینده- خود احساس بی‌نیازی می‌کنند و بدین ترتیب بانوان لاقید و بدحجاب، قوت تاثیر ابزار عاطفه را در تحکیم شخصیت و افزایش محبوبیت خویش از جهات گوناگون نزد همسران از دست می‌دهند.<br/>
 +
=== بدحجابی و آرایش برای همسر ===
 +
زنانی که حریم ارزشمند خود را پاس ندارند و با خودآرایی و نشان دادن زیور و جاذبه‌های خود در برابر نامحرمان حاضر شوند، طبیعتاً چشم مردان عادی به دنبال آنها خواهد بود، در نتیجه نسبت به همسران خود و آرایش آنان بی‌رغبت و یا کم‌رغبت خواهند شد، زیرا کثرت و تنوع جاذبه‌ها و آرایش‌های زنان در جامعه، خودآرایی و زیباسازی زن در خانه را تحت‌الشعاع خود قرار داده و جاذبة آن را در نظر شوهرش از بین می‌رود، به خصوص این که
 +
با گذشت زمان و هم‌نشینی زن و شوهر در کنار یکدیگر، جذابیت‌تزیین و آرایش زن در نزد مرد طبیعتاً کاهش پیدا می‌کند.<br/
 +
بنابراین زنانی که با فروش رایگان زیبایی‌ها و جاذبه‌های خدادادی، نظر مردان نامحرم جامعه را به خود جلب می‌سازند، در واقع مشغول خلع سلاح خود و هم‌نوعان خویش می‌باشند، که نتیجة آن تخریب یا تشعیف حرمت و معشوقیت آنان است، مگر زنان عفیف و محجبه که از نعمت شوهر عفیف و باتقوا برخوردار باشند.<br/>
 +
در مقابل، جامعه‌ای که از زینت عفاف و حیا و پوشش کامل زنان و غیرت مردان برخوردار باشد و نمایش جاذبه‌های زنانه محدود به خانه و همسر باشد، از یک سو ارزش و منزلت و موقعیت زنان در نظر مردان فوق‌العاده بالا می‌رود و از سوی دیگر قدرت میل و حرص مردان به جاذبه‌ها و زیبایی‌های زنان افزایش می‌یابد. مردان از آن جا که در خارج خانه به زنان دسترسی ندارند، طبیعتاً به همسران خویش و جاذبه‌های آنان جذب می‌شوند که همین امر مایه گرانبها شدن آنها، تداوم‌بخش محبوبیت آنان و استحکام خانواده خواهد بود و به قول ویل‌دورانت:<br/>
 +
آن چه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می‌گردد، زیبایی یک شیء- چنان که خواهیم دید- بستگی به قدرت میل به آن شیء دارد، میلی که با اراض و اقناع ضعیف می‌شود، با منع و جلوگیری قوی می‌گردد.<br/>
 +
=== لاقیدی و غریزة جنسی ===
 +
ترک عفاف و حجاب کامل اسلامی، باعث شعله‌ور شدن نیرومندترین غریزة آدمی یعنی غریزة جنسی و در نتیجه شیوع روابط نامشروع و غیرانسانی بعضی از زنان و مردان است. به هر اندازه که حجب و حیای زنان در فضای جامعه از بین برود، غریزه شعله‌ورتر و روابط نامشروع برای اطفای غیرایز افزایش می‌یابد. مردانی که از این طریق ناپسندانه، غریزه خود را اشباع نمایند، دیگر نیاز غریزی ندارند تا برای تامین آن، رضایت خاطر همسرشان را به دست اورند.<br/>
 +
بنابراین هرچه لاقیدی و روابط نامشروع حیوانی افزایش یابد غریزة جنسی در خانواده کارآیی خود را از دست خواهد داد. به همین دلیل این زنان با رعایت نکردن شئون انسانی و اسلامی در اجتماع فرصت‌های طلایی را از دست داده، ضربه‌های بسیار بزرگ و غیرقابل جبران برمحبوبیت خود نیز و همسران خویش زده و مهم‌ترین رکن خانواده و پیوند خانوادگی را سست می‌کنند.<br/>
 +
افزون براین که اوج فعالیت و لذت غریزة جنسی زن در صورتی است که روابط شوهر با او براساس احترام و محبت و صداقت باشد و به شخصیت حقیقی و حقوقی او توجه کامل کرده و زن در امنیت کامل به سر ببرد. بدیهی است روابط مردان بی‌تقوا و شهوت‌ران با همسرانشان هرگز چنین نیست و لذا زن در این لذت نامشروع ناکام خواهد بود و احیاناً زمینه برای انحارف او فراهم خواهد گشت.<br/>
 +
=== خودنمایی در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن ===
 +
همانگونه که بیان شد، زنان عرب قبل از ظهور اسلام دارای پوشش و حجاب شایسته نبودند و با آشکار کردن زینت‌ها و نمایش برخی از اندام خویش در جامعه حاضر می‌شدند. این وضع با تجلی خورشید تابان اسلام نیز ادامه داشت و آیات و دستورهای الهی به تدریج در شرایط و موقعیت‌های مناسب نازل و برمدرم ابلاغ می‌شد، تا ایم که زمینة نزول آیات وجوب حجاب و حرمت خودنمایی در جامعه و مجالس عمومی آماده شد و آیاتی که گذشت به مردم، به ویژه زنان ابلاغ شد.<br/>
 +
اما به دلیل اهمیت موضوع که بی‌توجهی به آن باعث فساد اخلاقی فردی و اجتماعی و تباهی ارزش‌های راستین انسانی و الهی و جایزگین شدن ضدارزش‌ها و حتی تلقی ارزش از آنها می‌گردد، پروردگار عالم مجدداً آن را با لحن توبیخ‌آمیز و هشدار دهنده‌ای مورد تاکید قرار می‌دهد، اما چنانکه در بحث قبل گفته شد به دلیل موقعیت خاص و خطیر زنان پیامبراکرم(ص) خطاب را متوجه آنان می‌فرماید؛ ولی در واقع همه زنان مخاطب آیه هستند و به اصطلاح یک تیر و دو نشان است، چنانکه می‌فرماید:<br/>
 +
(وقرن فی بیوتکن و لاتبرجن الجاهلیه الاولی)؛ در خانه‌های خود قرار بگیرید و همانند دوران جاهلیت نخستین که زنان به منظور خودنمایی از منزل خارج می‌شدند در میان مردم ظاهر نشوید.<br/>
 +
منظور از (قرن فی‌بیوتکن) این نیست که زن به طور کلی در خانه بنشیند، بلکه این است که برای خودنمایی و نمایش جاذبه‌های زنانه در میان مردم که عامل تضعیف و سقوط ارزش‌های الهی و انسانی است حاضر نشود، به قول استاد
 +
=== شهیدآیت‌الله مطهری ===
 +
تاریخ اسلام به صراحت گواه است که پیامبراکرم(ص) زنان خود را به سفر می‌بردند و آنان را از بیرون شدن از خانه منع نمی‌فرمودند. مقصود از این دستور آن است که زن به منظور خودنمایی از خانه بیرون نشود و مخصوصاً در مورد زنان پیغمبراکرم(ص) این وظیفه سنگین‌تر و مؤکدتر است.<br/>
 +
چنانکه سیرة حضرت زهرا(ع) نیز این بود که به هنگام نیاز و ضرورت، در جامعه حضور شرعی، صحیح و عفیفانه داشتند، نه حضور با پایین آمدن ارزش و شخصیت زن، از بین رفتن عفاف و پایمال شدن ارزش‌ها و حریم‌ها. حضرت زینب(ع) نیز که در دامن مطهر آن بانوی بزرگ اسلام و مادر نمونه پرورش و تربیت یافته بود با حضور عفیفانه و حفظ ارزش‌هادر کربلا و... درخشید و سازندة حادثة عاشورا و حافظ اهداف بزرگ قیام حسینی گشت و به جوامع، بیداری و هوشیاری و حیات معنوی بخشید و خواهد بخشید.<br/>
  
[۱]
+
«تبرج» به معنای ظاهر شدن در میان مردم است. برج ساختمان‌های بلند نیز از همین ماده است، زیرا همیشه در برابر دیدگان مردم ظاهر است.<br/>
 +
مقصود از جاهلیت نخستین(الجاهلیه الاولی)- چنانکه تفاسیر گویند- جاهلیت قبل از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) بوده که در آن عصر وضعیت پوشش زنان، عفیفانه و خداپسندانه نبوده است، در حالی که موضوع عفاف و حجاب زنان، حکم و فرمان مشترک فطرت تمام انسان‌ها و شریعت تمام ادیان الهی می‌باشدو
 +
بنابراین طبق این آیه، خودآرایی و خودنمایی و بدحجابی زنان، عمل جاهلانه‌ای است که زنان عصر جاهلیت قدیم به آن مبتلا بودند و زنان مسلمان نباید زیربار چنین ننگی بروند. ضمن این که تعبیر به جاهلیت نخستین نشان می‌دهد که جاهلیت دیگری همانند جاهلیت قبل از اسلام درپیش است و این در حقیقت یکی از پیشگویی‌های قرآن کریم است، که کاملاً با عصر ما منطبق می‌باشد و بلکه جاهلیت این عصر به اصطلاح متمدن به مراتب شدیدتر و بدتر و حتی به صورت مدرن است که مظاهر وحشتناک آن در دنیای غرب و کشورهای متمدن مادی‌گرات مشهود می‌باشد.<br/>
 +
متاسفانه جوامع اسلامی و جامعه اسلامی ایران نیز تا حدودی تحت تاثیر فرهنگ مبتذل غرب قرار گرفته و بعضی از زنان و مردان مسلمان با فراموشی فرهنگ غنی اسلام و مخالفت با فرمان پرودگار عالم دربارة وجوب حجاب عفیفانه و غیرت‌مردانه، پیرو فرهنگ بیگانه شده‌اند و ننگ جاهلیت مدرن را به جان خریدند چنانکه از امام صادق(ع) از پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) در تفسیر این آیه مورد بحث:<br/>
 +
(ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی)؛ چنین آمده که فرمودند: ای ستمون جاهلیه اخری؛ یعنی به زودی جاهلیت دیگری خواهد آمد.<br/>
 +
=== لاقیدی، خودنمایی و سه دورة خطرناک فراروی امت اسلامی ===
 +
این پیش‌گویی قرآن، در فرمایش پیامبر(ص) که مرتبط با وحی و متصل با منبع بی‌نهایت علم الهی می‌باشد، به صورت شفاف‌تر آمده است که نشان می‌دهد سه دورة بسیار خطرناک، امت اسلامی را را می‌گیرد؛ به گونه‌ای که هر دوره‌ای نسبت به دورة قبل فجیع‌تر است، آن‌جا که می‌فرماید:<br/>
 +
کیف بکم اذا فسدت نساءکم و فسق شبابکم و لم تامروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر؟ فقیل له: و یکون ذلک یا رسول‌الله؟ فقال: و شر من ذلک، کیف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف؟ فقیل له: یا رسول‌الله و یکون ذلک؟ قال نعم و شر من ذلک، کیف بکم اذا رایتم المعروف منکرا و المنکر معروفاً؟ چگونه است شما را آن زمانی که زنان شما فاسد می‌شوند و جوانان شما فاسق می‌گردند و حال آن که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید؟ به حضرت گفته شد آیا چنین می‌شود یا رسول‌الله؟ پیامبر فرمودند: بدتر از آن نیز می‌شود. چه می‌شود شما را زمانی که به کارهای بد فرمان می‌دهید و از کارهای نیک باز می‌دارید؟<br/>
 +
باز به حضرت گفته شد: یا رسوالله آیا چنین چیزی می‌شود؟! پیامبراکرم فرمودند: بله، بدتر از آن هم می‌شود. چگونه می‌شود برشما آن زمان که نیکی‌ها درنظر شما بدو زشتی‌ها در نظرتان نیک جلوه می‌کند؟<br/>
 +
ترتیب این سه مرحلة بسیار تلخ و ناگوار در فرمایش غیبی پیامبراکرم(ص) که از فاسد شدن زنان شروع و به منقلب شدن ارزش‌ها و ضدارزش‌ها ختم می‌شود، کاملاً طبیعی و منطقی و
 +
مرتبط با یکدیگر می‌باشد که در خور دقت است، زیرا وقتی زنان بالاخص جوانان آنها در اثر عوامل گوناگون، از جمله فریب الفاظ زیبا و دلپسند و شعارهای فریبندة شیاطین، راموشی مقام با عظمت زن، دوری از فرهنگ غنی قرآن و تربیت ناصحیح خانوادگی، اعتلای شخصیت خود را در بی‌حجابی و بدحجابی و خودآرایی و خودنمایی در جامعه و دوست شدن با پسران و امثال این امور پنداشتند که اولین حرکت‌های فاسدانه و فاسقانه است و از طرفی فریضة حیاتی امر به معروف و نهی از منکر از سوی زنان عفیفه و مردان مسلمان در این باره، ترک و فراموش گشت، جوانان که شهوت جنسی آنان بیدار گشته، در اثر جاذبه‌های به نمایش گذاشته شدة زنان تحریک گشته و با طغیان و سرکشی غریزه، به وادی شهوات و ارتباطات نامشروع می‌افتند و در نتیجه، زنان فاسد و جوانان فاسق می‌گردند.<br/>
 +
با ادامة این حوادث ناگوار در دورة اول، کم‌کم دورة دوم فرا می‌رسد. در اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر، فساد زنان و فسق جوانان افزایش و ادامه یافته و همین امر علت تحقق دوره دوم می‌شود. در این دوره جرات برفساد و فسق افزایش یافته و قبح و زشتی برخی از گناهان به ویژه گناه بزرگ و مستمر بدحجابی‌ها و خودنمایی‌ها و روابط دختران و پسران از بین می‌رود؛ به گونه‌ای که به چنین گناهان و منکراتی امر می‌شود و غیرت و عفت و پاکی و حجاب دختران عفیف و پسران غیور مورد نهی و ملامت و تمسخر زنان فاسد و فریب خورده مردان کم‌غیرت یا بی‌غیرت و ضعیف الایمان قرار می‌گیرد، اما این جا آخر کار نیست.<br/>
 +
باز در اثر افزایش و ادامه این وضع در دورة دوم مخصوصاً با ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر از سوی خوبان و مسئولان جامعه و سیاه بودن کارنامة آنها نسبت به این واجب
 +
بزرگ الهی، به تدریج دوره سوم، که معلول دوره دوم و فرزند ناخلف و میوة تلخ آن است، پدید می‌آید.<br/>
 +
در این دوره به خاطر بیگانه شدن از فرهنگ ناب اسلام، افزایش گناهان، استمرار فسادها و فسق‌ها و آلودگی‌و تاریکی دل‌ها، حس تشخیص حق و باطل بسیاری از افراد جامعه به ویژه زنان و دختران فاسد و مردان و جوانان فاسق از بین رفته و دگرگون می‌گردد؛ ارزش‌ها در نظر آنها تبدیل به ضدارزش و ضد ارزش‌ها تبدیل به ارزش می‌شود؛ تقوا، حیا، عفاف و حجاب اسلامی زنان که فرمان فطرت و شریعت و طاعت پروردگار عالم است، عیب و ضدارزش محسوب شده و ولنگاری و بدحجابی و ضعف یا فقدان غیرت و عفت، که ضدساختار و آفرینش انسان و مخالف دستورهای الهی است و خشم و غضب خداوند سبحان را بر می‌افروزد، نیک و ارزش و نشانة شخصیت و آزادی و روشن‌فکری و نظایر این عناوین جذاب شمرده می‌شود.<br/>
 +
دوستی دختران و پسران مدال افتخار شمرده شده و علامت قهرمانی و نشانة شجاعت حساب می‌شود و دختران و پسران با عفت و حیا که افتخار و قهرمانی خود را با الهام از عقل و وحی، در غلبه برهوس و شهوت و اطاعت از خداوند متعال و پیروی از ارزش‌های راستین می‌دانند و از دوستی با غیرهم صنف خود دوری می‌جویند، هدف سلاح سرد و مورد تمسخر ساده‌لوحان غافل قرار گرفته و افراد امل، بی‌عرضه، مرتجع و عقب افتاده، ناموفق، غیرمتمدن، بی‌فرهنگ و... معرفی می‌کنند، که متاسفانه بعضی از عزیزان جوان و نوجوان پاک و با حیا نیز تحت تاثیر چنین القائات جاهلانه و بی‌دلیل و منطق قرار گرفته و خود را باختند.<br/>
 +
با این که اهل حقیقت هیچ‌گاه نباید تحت تاثیر القائات شیطانی قرار گیرند و از تمسخر و سرزنش نابخردان ملامت‌کننده نهراسند؛ (ولا یخافون لومه لائم).<br/>
 +
چه قدر جای تعجب و تاسف است که کار بعضی از زنان و مردان و جوانان بدانجا برسد که پاکی و طاعت خداوند متعال نزد آنان جرم و عیب تلقی شده و پاکان و بندگان مطیع الهی مطود آنان شوند و بی‌حیایی و مخالفت با خدای مهربان نزد آنها ارزشمند و نشانة رشد فکری و فرهنگی و شخصیتی باشد!<br/>
 +
=== نتیجه ازدواجهای خیابانی ===
 +
براساس آمار شماری از مراجعه کنندگان به دادگاه‌های نوعروسانی هستند که هنوز عروسی نکرده‌اند و اندکی از تاریخ عقدشان گذشته است که درخواست طلاق دادند. این موضوع نشان می‌دهد که بعضی از دختران درانتخاب همسر دچار شتابزدگی شده‌اند، و بدون تحقیق دربارهٔ خصوصیات اخلاقی و دینی جوان موردنظر و بدون مشورت با والدین و ریش سفیدها، پس از دیدار سطحی در خیابان راضی به ازدواج می‌شوند در نیتجه پس از چندی پشیمان گشته و زندگی‌شان با شکست مواجه می‌شود.<br/>
 +
سرپرست مجتمع قضایی خانواده، در این مورد می‌گوید:<br/>
 +
آیا برای ازدواجی که نطفه آن در دیدارهای سطحی خیابان بسته می‌شود و ملاک‌ها، تنها صورت ظاهر و به رخ کشیدن ثروت و نشان دادن پیراهن و شلوار براساس مد روز باشد. سرنوشتی جز این را می‌توان انتظار داشت؟!<br/
 +
اگرچه دختر و پسر باید یکدیگر را بشناسند و ببینند همانطوری که اسلام عزیز به آن عنایت درد ولی این دیدارها در حضور والدین و بزرگترها صورت گیرد تا جوانان عزیز مخصوصاً دختران به وسیله دلسوزانشان راهنمایی شوند و ملاک و معیار در شناخت افراد به کمک آنها برایشان بیان شود.<br/>
 +
=== بهترین سلاح شیطان ===
 +
رسول خدا(ص) فرمود:<br/>
 +
«اوثق سلاح ابلیس النساء».<br/>
 +
مطمئن‌ترین اسلحه برای شیطان، زنان هستند.<br/>
 +
شیطان برای نابودی بشر سلاحهای متعددی دارد. همان گونه که انسانها برای جنگ با دشمن، سلاحهایشان متعدد می‌باشد. لکن آن سلاحی که از همه بیشتر قابل اعتماد برای شیطان در جنگ با انسان است و او را کاملاً موفق کرده زنان بی‌تقوا هستند.<br/>
 +
از این حدیث معلوم می‌شود شیطان هر وقت از راه‌های مختلف برای از بین بردن انسانها مایوس می‌شود، از وجود زنان هرزه و بی‌اعتقاد استفاده می‌کند.<br/>
 +
زنانی که به غیر از خودآرایی به چیز دیگری فکر نمی‌کنند همانها که بازیچه دست مردان ظالم بوده‌اند. در روزگار ما نیز یکی از مؤثرترین عوامل استعمارگران در ظلم و غارت مردم جهان بویژه کشورهای اسلامی زنان فاسدالاخلاق هستند.<br/>
 +
خداوند سبحان می‌فرمایند:<br/>
 +
«زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسموه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا و الله عنده حسن الماب».<br/>
 +
محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلو داده شده است(تا در پرتو آن آزمایش و تربیت شوند ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند) سرمایه زندگی پست(مادی) هستند، و سرانجام نیک و زندگی عالیتر و جاودانه‌تر در نزد خدا هست.<br/>
 +
این آیه و مشابه آن هیچ گاه علاقه معتدل نسبت به زن و فرزند و اموال را نکوهش نمی‌کند. زیرا پیشبرد اهداف معنوی بدون وسایل مادی ممکن نیست و از طرف دیگر دنیا و آنچه درآن است اعم از خوراکیها و پوشیدنیها و آنچه در آسمانها و زمین هست همه زیبا هستند زیرا اینها نعمت و نشانه‌های قدرت و عظمت خداوند قادر می‌باشند.<br/>
 +
=== عواقب اسفبار بی‌حجابی و بدحجابی ===
 +
=== ضایع کردن حق شوهر ===
 +
خداوند سبحان بدن و اعضای آن را به عنوان امانت به ما داده است. و صاحب اصلی، خدای بزرگ است. زینت و زیبایی زن که از نعمت و امانت حق‌تعالی محسوب می‌شود نیز پس از ازدواج مربوط به شوهرش است، نه اینکه آن را در معرض دیدگاه عموم قرار دهد.<br/>
 +
رسول خدا(ص) فرمودند:<br/>
 +
«ایما امراه تطبیت لغیر زوجها لم تقبل منها صلاه حتی تغتسل من طیبها کغسلها من جنابتها».<br/>
 +
هر زنی که خود را برای غیرشوهرش خوشبو و آرایش کند،خداوند نماز او را قبول نمی‌کند، تا اینکه برای پاک ساختن خود از آن، غسل کند چنانکه خود را از جنابت، غسل می‌دهد.<br/>
 +
=== محروم از محبت ===
 +
زن هرچه عفتش بیشتر باشد در قلب مرد بیشتر جای دارد و زن بی‌بندوبار چون ترس از خداوند در دلش نیست و عفت ندارد، نمی‌تواند محبت شوهرش را به دست آورد.<br/>
 +
=== آفت تحصیل علم ===
 +
هرچه قدر زن عفت بیشتری داشته باشد، در تحصیل علم موفقتر می‌باشد. زیرا تحصیل علم نیازمند تمرکز فکر است و دختر یا زنی که به دنبال خودنمایی است و هر لحظه برای جلب مردان هرزه خود را به شکلی در می‌آورد، دیگر تمرکز حواس ندارد و درتحصیل علم موفق نخواهد بود.<br/>
 +
=== پیوسته زیانکار ===
 +
راستی او که خود را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهد. در مقابل، دل چه کسی را به دست می‌آورد؟ دل جوانان و مردان هرزه را، زیرا مرد مسلمان و مومن حقیقی از این کار، متنفر است. آیا دل آن گونه افراد به دست آودن، ثمره دنیوی و اخروی دارد؟! حال که خداوند چنین نعمت تندرستی را بذل و بخشش نموده، رسم امانتداری و بندگی او این است که رضای وی را به دست آورده نه دل مردان هرزه که زنان را وسیله‌ای برای اهداف شیطانی خود قرار می‌دهند.<br/>
 +
=== تباهی شخصیت ===
 +
گویند مرد شمشیر زن است و زن شمشیرساز است. پیوسته در طول تاریخ مرد در صحنة مبارزه علیه طاغوت از مدد زن بهره جسته است. حضرت خدیجه در کنار رسول‌خدا(ص)، حضرت فاطمة زهرا(س)، درکنار حضرت علی(ع) حضرت زینب(س) در کنار برادرش امام‌حسین(ع) مبارزه کردند. زنی که چنین مقام و ارزشی دارد، چرا باید آن قدر سقوط کند تا آنجا که ملعبة مردان هرزه و شهوتران باشد.<br/>
 +
کمبود تربیت و شخصیت و محبت را نمی‌توان با عشوه و ناز و کرشمه با نگاه کردن مردم به دست آورد. جز آنکه آدمی روز به روز از نظر روحی افسرده و ناامیدتر واز لحاظ جسمی زشت‌تر، و از نظر اجتماعی مورد تنفر انسانهای مؤمن قرار خواهد گرفت.<br/>
 +
زن بدحجاب به جای این که عفت را که ارزش زیادی دارد حفظ کند تا مردم با عزت و احترام به سراغ او بیایند، با بدحجابی و نشان دادن خود به دیگران، خویش را بی‌ارزش می‌کند.<br/>
 +
=== نوعی شرک ===
 +
شاید بتوان مدپرستی را نوعی شرک دانست. زن اگر تعدادی لباس متنوع داشته باشد، در حالی که به حد اسراف نرسد و با پوشیدن آنها شوهر را خوشحال کند، امر پسندیده‌ای است. ولی نباید هم و غم خود را این گونه مسائل قرار دهد تا جایی که برای رضایت دیگران و فخرفروشی و مدپرستی شوهرش را تحت فشار قرار دهد، و او را مجبور به قرش کردن شود ونزد دیگران شرمنده گردد.<br/>
 +
=== موجودی مصرفی ===
 +
زن بدحجاب را باید مصرف‌گری شناخت که با رفتار خود جز مفسده و ضرر چیزی به بار نمی‌آورد، زیرا با مصرف و حرکات تحریک‌آمیز منشأ انحراف و فساد در جامعه می‌گردد.<br/>
 +
=== اضطراب بی‌پایان ===
 +
آنگاه که اصل و کمال در انسان لباس و مدپرستی باشد هر چه می‌بیند، می‌خواهد ودایم به فکر و تهیه آن است. و چون آماده کردن آنها بسیار مشکل و گاهی نامقدور است، روح او همیشه مضطرب و پریشان است و مانند کسی است که گم‌کردة خود را پیدا نمی‌کند.<br/>
 +
=== تاخیر در ازدواج ===
 +
این امر عجیب نیست که اغلب خانواده‌ها و جوانان از زن بی‌تقوا و بدحجاب که هر روز از لحاظ اقتصادی و اجتماعی برای آنها دردسر ایجاد کند، متنفر می‌باشند. در نتیجه سراغ دخترانی که چنین اوصاف و حالاتی دارند، نمی‌روند. از سویی غیرت به آنها اجازه نمی‌دهد دختری را که زبانزد اراذل است، شریک و همراز زندگی خود قرار دهد. طبق این اصل دختران بدحجابی که به همین علتها ازدواجشان به تاخیر می‌افتد کم نیستند.<br/>
 +
=== پاشیدگی زندگی ===
 +
وقتی ارزش و ملاک در زندگی بعضی‌ها ظواهر و تجملات و مدپرستی باشد چون اینگونه امور زود کهنه می‌شود در نتیجه چنین افرادی مطلوب و مرادشان را هم زود از دست می‌دهند، و سرانجام کار به جدایی می‌کشد.<br/>
 +
اصولاً در چنین خانواده‌ها چون عقل در انتخاب همسر نقشی ندارد اساس خانواده زود متزلزل می‌شودو سرنوشت آنها جز طلاق و سرگردانی زن و بچه‌ها، و گاهی انحراف آنها چیز دیگر نیست.<br/>
 +
از سویی زن بدحجاب و بی‌تقوا در اثر ناز و کرشمه و حرکات شیطانی خود باعث توجه مردان ضعیف‌الایمان به خود می‌شود، در نتیجه، آن مردان به زنان خود بی‌اعتنا می‌شوند و سرانجام این زن بی‌تقوا سبب سردی و از هم پاشیدگی زندگی یک یا چند خانواده می‌شود، و عواقب شوم و گناه بزرگ این عمل زشت به گردن اوست. بعدها زنی هم از او زیباتر اساس زندگی وی و خانواده‌اش را از بین می‌برد.<br/>
 +
=== عامل فساد و ظلم، سقط جنین و سایر گناهان ===
 +
اگر در یک کشور دین و مذهب حاکم نباشد، هیچ قدرتی قادر به جلوگیری از جنایات و جریام درآن جامعه نیست اگر چه از نظر نیروی انسانی، تجهیزات و اطلاعات قوی باشد، زیرا نیروی پلیس و... حداکثر کاری که می‌کند ظواهر کشور را از لحاظ مفاسد حفظ می‌کنند و از باطن کار، خبر ندارند.<br/>
 +
بنابراین باید یک نیروی دیگر درکنار این نیروی ظاهری باشد، تا جامعه از انحطاط رهایی یابد و آن نیروی دیگر ار از دین باید فرا گرفت، زیرا قدرت دینی در روح انسان نفوذ می‌کند و همیشه در خلوت و آشکار همراه انسان هست و او را به کارهای خوب تشویق می‌کند و از انجام امور زشت باز می‌دارد. این نیرو که همان ایمان به مبدأ و معاد است از ملیونها پلیسبرای جامعه مفیدتر است و تا زمانی که دنیای امروز مجهز به این قدرت درونی و اعتقادی نشود، آمار جنایان و مفاید زیادتر می‌گردد.<br/>
 +
=== عاقبت تسامح و سهل انگاری نسبت به روابط زن و مرد ===
 +
حضرت محمد(ص) فرموده است:<br/>
 +
«المرا عوره فاذا خرجت استشرفها الشیطان».<br/>
 +
«زن سراسر پیکرش(اندام، حرکاتن و صدایش) شهوت‌انگیز و تحریک کننده است. هنگامی که از خانه خارج می‌شود شیطان سراسر وجود او را احاطه می‌کند.»<br/>
 +
این حدیث مربوط به زنانی است که در برابر نامحرم چه درداخل منزل و چه خارج منزل و محل کار و تحصیل و... حجاب کامل را رعایت نمی‌کنند و با لباسها و سخنان و حرکات تحریک‌آمیزشان فضای جامعه را آلوده می‌سازند.<br/>
 +
براساس همین روایت و روایات دیگر است که مراجع بزرگوار می‌فرمایند:<br/>
 +
نمایان بودن بدن زنی حتی پا، در برابر نامحرم جایز نیست و پوشاندن دستها و گردی صورت نیز هرگاه آشکار بودن آنها سبب تحریک نامحرم باشد، واجب است.<br/>
 +
مردان نیز نمی‌توانند به صورت و دست نامحرم آنگاه که با آرایش و زینت همراه است نگاه کنند و هرگاه بدون آرایش باشند نیز اگر به قصد لذت بردن نگاه کنند حرام است.<br/>
 +
و باز مراجع می‌فرمایند:<br/>
 +
پوشیدن هر گونه لباسی که جلب توجه نامحرم کند برای زن حرام است. و زن در صورت ضرورت بیش از چند کلمه با نامحرم نمی‌تواند صحبت کند.<br/>
 +
و همچنین می‌فرمایند:<br/>
 +
اگر دختری که سن او بیشتر از سه سال است فوت کرد مرد نامحرم نمی‌تواند او را غسل دهد و نیز پسربچه که بیش از سه سال دارد زن نامحرم نمی‌تواند غسلش دهد.<br/>
 +
و در بحث قرائت نماز می‌فرمایند:<br/>
 +
زن در نماز صبح و مغرب و عشار اگر صدایش را نامحرم می‌شنود احتیاط واحب است که نمازش را آهسته بخواند.<br/>
 +
و در احکام نگاه کردن بعضی از مراجع می‌فرمایند:<br/>
 +
نگاه کردن به بدن زن نامحرم و دختری که نه سالش تمام نشده ولی خوب و بد را می‌فهمد، و نگاه کردن به او عادتاً امکان تهییج و تحریک شهوت دارد و همچنین نگاه کردن به موی آن چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نکاه کردن به صورت و دست آنان حتی اگرچه بدون قصد لذت باشد جایز نیست. و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام می‌باشد.<br/>
 +
و باز مراجع عظام می‌فرمایند:<br/>
 +
بودن مرد یا زن نامحرم در جای خلوت که دیگری نمی‌تواند به آنجا وارد شود حرام است و نمارشان صحیح نیست...<br/>
 +
اگر زن در کنار مرد یا جلوتر بایستد و با هم وارد نماز شونذد نماز مرد و زن باطل است، اما اگر یکی قبلاً وارد نماز شده باشد نماز او صحیح و نماز دومی باطل است.<br/>
 +
این فتاوای مراجع عظیم‌الشان که از روایات ائمه اظهار(ع) گرفته شده به ما می‌گوید: مسئله غریزه جنسی و برخورد دو جنس مخالف را باید جدی گرفت و اگر یک لحظه از موازین شرع مقدس اسلام غفلت کنیم جامعه اسلامی به حرام و گناه‌های بزرگ مبتلا خواهد شد.<br/>
 +
براساس همین که زن تمام او شهوت‌انگیز است حضرت محمد(ص) فرمود:<br/>
 +
وقتی زن در جایی نشست و بعد بلند شد، در آن مکانی که زن نشسته بود ننشیند تا جای او سرد گردد.<br/>
 +
و باز حضرت محمد(ص) فرمود:<br/>
 +
کسی که ایمان به خداوند بزرگ و روز قیامت دارد، شب را به صبح نمی‌کند در مکانی که نفس زن نامحرم را بشنود.<br/>
 +
امام محمدباقر(ع) فرمود:<br/>
 +
سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهای شیطان است.<br/
 +
فردوسی در این مورد می‌گوید:<br/>
 +
چوبازن پس پرده باشد جوان      بماند منش پست و تیره روان
 +
به خواهران محترمی که شاغلند و یا به هر عنوان با نامحرم روبه رو خواهند شد اگر چه در داخل منزل با امثال برادر شوهر و شوهر خواهر و... باشد توصیه می‌شود خیلی مواظب موازین شرعی و اخلاقی باشند. که ممکن است کوچکترین خنده و تبسیم و نرم سخن گفتن با نامحرم ایجاد فتنه و فساد نماید.<br/>
 +
و شیطان ملعون با وارد شدن در فکر و ذهن انسان بسیار موذیانه او را می‌فریبد، بطوری که گاهی انسان را در محل کار و منزل و ... وادار به گناه می‌کند و بعدهم آن گناه را برای ما توجیه می‌کند. به این که ایشان مثل برادرت می‌ماند و یا می‌گوید: وقتی شما منظوری ندارید خنده اشکال ندارد. در حالیکه آتش بسیاری از مفاسد و جنایات و روابط نامشروع از همین خنده‌ها و نرم‌سخن‌گفتن‌ها و... شعله‌ور می‌شود.<br/>
 +
نه تنها در برابر نامحرم بلکه آزاد بودن در برابر محرم هم حد و مرزی دارد.<br/>
  
نقش لاقيدي و بي‌حجابي در تخريب حقيقت‌جويي
 
  
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/61025 موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع)] - تاریخ برداشت: ۱۳۹۵/۰۴/۲۸ </span></div>
  
براي به دست آوردن علم و دانش و پرورش استعداد عقلاني و فطرت حقيقت‌طلبي، که لازمه رسيدن به کمالات و فضايل والاي آدمي است، به تمرکز فکر، آرامش خاطر، شوق و اشتياق نياز است؛ مواجهةجوانان و نوجوانان با صحنه‌هاي هوس‌انگيز بانوان لاقيد و بدحجاب، يکي از عوامل بسيار مهم کاهش يا زوال اين امور مي‌باشد که آسيب‌ها و مصائب بزرگي را براي آنان و خانواده‌هايشان و درنتيجه براي جامعه ايجاد مي‌کند که به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌کنيم:
 
  
الف- عدم رشد و تکامل استعداد علمي
+
[[رده:مقالات]]
 
+
+
 
+
غريزة جنسي نسل جوان که نيرومندترين غيريزة آدمي است، با جلوه‌گري‌هاي زنانه شعله‌ور گشته، تمرکز و آرامش آنها را از بين مي‌برد و قوه تخيل و توهم، به جاي به فعاليت پرداخته و مناظر شهوت‌انگيز زنان را در ذهن خود تصوير مي‌کنند؛ در نتيجه توانايي‌ها و قابليت‌هاي فکري آنان هدر رفته و توان ذهني و عقلي آنها کاسته مي‌شود و چه بسا منجر به سلب شوق علمي آنها مي‌گردد که پايين آمدن سطح کيفيت تحصيل و يا ترک تحصيل از جمله نتايج آن است.
+
 
+
+
 
+
بنابراين، خودآرايي و بدحجابي مانع رشد و کمال استعداد حقيقت خواهي جوانان و حتي خود زناني مي‌شود که عفاف و حجاب را رعايت نمي‌کنند و اشتياق آنان را در تحصيل علوم و پيشرفت‌ها و خلاقيت‌هاي فکري براي رسيدن به جامعه‌اي رشد يافته، خودشناسي و کسب معارف اسلامي و ديني و آثار و برکات آنها براي وصول به کمالات و مقام والاي انسانيت، زايل مي‌گرداند و ميزان تعهد و دين‌داري آنان را تا مرتبة ناچيز فرو مي‌کاهد؛ همان‌گونه که اميرمؤمنان علي(ع) نيز مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
+
 
+
[۲]
+
 
+
+
 
+
لاتجتمع الشهوه و الحکمه؛ تبعيت از شهوت نفساني با علم و حکمت جمع نمي‌شوند. الجاهل عبد شهوته؛ نادان بنده شهوت است- نه بنده خدا-
+
 
+
+
 
+
بزرگي اين خسارت جبران‌ناپذير به فرد و جامعه در صورتي معلوم مي‌گردد که انسان باور کند علوم‌ديني و معارف توحيدي در اين عالم، يگانه مبناي انسانيت و در عوالم بعد از آن، تنها معرفت موردنياز است که نجات‌دهنده از عذاب و تعالي‌بخش درجات بهشتي است.
+
 
+
ب- تمايل به گناه و انحراف‌هاي جنسي
+
 
+
+
 
+
تصوير و تخيل منظره‌هاي هوس‌انگيز زنانه، که ريشه در خودنمايي عده‌اي از زنان غيرعفيف يا کم‌عفيف دارد، در صورت استمرار، پرده برعقل عاقبت‌انديش انداخته و خاطرات شيطاني در صحنة نفس راه پيدا مي‌کند و عنان اختيار را از کف ربوده و جوانان را از ياد مبدأ و معاد و عظمت خويشتن غافل نموده و به گناه و شهوات نامشروع و در نتيجه عواقب دردناک آنها مي‌کشاند که زنان بي‌پروا نيز قرباني اين مهلکه خواهند بود و حتي بيشترين آسيب متوجه آنها مي‌شود؛ چنان‌که حضرت علي(ع) فرموده است:
+
 
+
+
 
+
من کثر فکره في المعاصي دعته إليها؛ هرکس دربارة گناهان زياد بينديشيد به سوي آنها کشيده مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
بديهي است عامل انحراف در منطقا عقل و وحي مسئول و شريک جرم مي‌باشد که ان‌شاءالله تعالي بحث آن خواهد آمد.
+
 
+
ج- انحراف استعداد حقيقت‌جويي
+
 
+
+
 
+
اين استعداد والاي انساني، نه تنها از شناخت حقيقت و رسيدن به کمالات علمي محروم مي‌گردد بلکه در مسير شناخت و جست و جوي امور ضداخلاقي و انحرافي؛ هم‌چون استعمال موادمخدر، تماشاي تصاوير و فيلم‌هاي مستهجن و شنيدن صدا و آهنگ‌هاي
+
 
+
+
 
+
+
 
+
[۳]
+
 
+
+
 
+
مبتذل و... که ارمغان غرب و غرب‌زدگان و منحرفان است، به کار مي‌افتد و نتيجه‌اي جز ايجاد غفلت و سوءاخلاق و محروميت از مقام والاي انسانيت نخواهد داشت.
+
 
+
+
 
+
وقتي استعداد عقلاني آدمي با آشنايي به حقايق اشباع نشود، اين خلأ فکري او با پندارهاي بي‌اساس افکار باطل و خرافات پر مي‌شودو به تبع آن خلأهاي روحي و رواني او نيز با اخلاق و کردار ناشايست اشغال و اشباع خواهد شد.
+
 
+
د- گرايش به تقليدهاي کورکورانه و نگرش‌هاي سطحي
+
 
+
+
 
+
هنگامي که آدمي دراثر پيروي از هوي و هوس ناشي از بدحجابي و...، از تحصيل علم و معرفت و در نتيجه کسب نيروي درک کننده حقيقت محروم مي‌گردد، ناگزير استقلال فکري خود را از دست داده و دست به دامان تقليد غيرمعقول و تکيه برظن و گمان نادرست و پندارهاي بي‌اساس که هرگز انسان را بي‌نياز از حق نمي‌کند و به حقيقت نمي‌رساند، دراز مي‌کند و در حقيقت نظريه‌هاي او را حس و چشم و گوش تغذيه و اداره مي‌کند نه براهين عقلي و دليل‌هاي شرعي.
+
 
+
+
 
+
تقليد و چشم و هم‌چشمي که نشانة خودباختگي، عامل عقب‌افتادگي و از علائم شخصيت بيمار است، باعث مي‌گردد که فرد مقلد گرفتار وسوسه‌ها و دسيسه‌ها و سياست بازي‌هاي شياطين و ابزار دست ديگران قرار گرفته ودر زندگي براساس خودخواهي و خودکامگي‌هاي خود و ديگران، رفتار کند؛ هم‌چنان که خودآرايي و بدحجابي نيز از جلوه‌هاي بارز رفتارهاي تقليدي کورکورانه است.
+
 
+
+
 
+
با اين که هر انساني براساس فطرت حقيقت‌جويي و کمال‌طلبي، خواهان شناخت مستقيم و ارتباط با واقعيت‌هاي مبتني برحس و دليل منطقي و در نتيجه رفتار از روي معرفت و ‌‌اگاهي است و تقليد برخلاف ميل دروني و نوعي مبارزه با خويشتن مي‌باشد، مگر در موارد معقول و
+
 
+
+
 
+
[۴]
+
 
+
+
 
+
مشروع، همانند تقليد و پيروي از مجتهد جامع‌الشرايط در فروع دين و يا پيروي بيمار از طبيب و در يک کلمه، پيروي جاهل از عالم درجايي که کسب معرفت و دانش به آساني ممکن نباشد، که به عنوان ضرورت لازم و خود از مصاديق عمل براساس علم و منطق است.
+
 
+
+
 
+
لذا نظام مقدس اسلام که با عقل و حقايق فطري هماهنگ مي‌باشد، مبناي اصلي معرفت و آگاهي را تحقيق و پژوهش مي‌داند نه تقليد و نگرش‌هاي سطحي. اين آيين به پيروان خود دستور فرموده که تصديق و تکذيب، رفتار و گفتار آنان بايد محققانه و عاقلانه باشد نه از روي ناداني و تقليد؛ نه ساده‌انديش و زودباور بوده و ادعايي را بدون دليل و برهان بپذيرند و برطبق آن عمل کنند و نه مطلب مستدل و حقي را انکار نمايند و از عمل بدان اجتناب ورزند. مطالبه دليل و پذيرش مدعاي مستدل و منطقي، دو مورد از اصول مهم مکتب تربيتي اسلام براي شناخت حق و باطل و تميز آن دو از يکديگر و وصول به حقيقت است. بي‌توجهي به اين دو اصل موجب تخريب شخصيت و انسانيت مي‌گردد؛ چنان که منسوب است به متفکر بزرگ اسلام، شيخ ابوعلي‌سينا، که با الهام از قرآن‌کريم فرموده:
+
 
+
+
 
+
من قال أو سمع بغير دليل فليخرج عن ربقه الانسانيه؛ کسي که بدون دليل و برهان سخني را بگويد يا گوش فرا دهد(و بدان معتقد و يا عامل باشد) بايد از دايرة انسانيت خارج شود.
+
 
+
+
 
+
به علاوه از شگفتي‌هاي دادگاه بزرگ رستاخيز آن است که از ابزارهاي تحصيل واقعيات و تشخيص حق و باطل که همان چشم و گوش و دل و عقل است، سوال مي‌شود و هرکدام از اينها به قدرت الهي به سخن درآمده و به ضرر انسان شهادت مي‌دهند:
+
 
+
+
 
+
و لاتقف ما ليس لک به علم إن السمع و البصر و الفواد کل اولئک عنه مسئولا؛ از آن چه به آن علم نداري پيروي مکن، چرا که گوش و چشم و دل و عقل همگي مورد سوال و بازخواست خواهند شد.
+
 
+
+
 
+
+
 
+
]
+
 
+
+
 
+
بنابراين لازمة انسانيت آن است که تمام رفتار و گفتار و پذيرش يا انکار آدمي مستدل و منطقي، يعني مستند به دليل شرعي يا عقلي و يا هر دو باشد.
+
 
+
+
 
+
اگر ملت‌هاي مسلمان دست کم به اين چند اصل اسلامي و قرآني عمل مي‌کردند از مشکلات، ظلم‌ها و عقب‌افتادگي‌هايي که دامن‌گيرشان شده مصون مي‌ماندند. اساساً فرومايگي و کمبودهاي حياتي که در زندگي بشري و جوامع اسلامي وجود دارد به خاطر دور بودن از فرهنگ غني اسلام و عمل نکردن به دستورهاي کرامت‌پرور قرآن کريم است.
+
 
+
+
 
+
هم‌چنان که اگر زنان مسلمان، به ويژه جوانان، پيرامون انديشه والاي اسلام دربارة شخصيت زن و مسائل مربوط به آن مخصوصاً حجاب و فلسفه و فوايد آن تحقيق مي‌کردند و با نظرات تربيتي اسلام آشنا مي‌شدند و يا دست کم در برابر مدعيان آزادي بي‌بندو باري و مبلغان بي‌حجابي و خودنمايي، خواستار دليل درست و منطقي مي‌شدند، آن‌گونه که قرآن دستور داده است، هيچ‌گاه مرزهاي فکري و روحي خويش را به روي دسيسه‌هاي بيگانگان باز نکرده و سخنان شيطاني آنها و پيروي از هوس را برحکم مستدل و حکيمانه خداوند، مبني بر وجود پوشش کامل و حجاب عفيفانة زن مسلمان، ترجيح نمي‌دادند و با رفتارهاي خلاف عفت و حيا، درجامعه فساد نکرده و دين و انسانيت خود و ديگران ضربه نمي‌زدند و از اين طريق از دشمنان واقعي خود و اسلام جانب‌داري نمي‌کردند و به توصيه‌هاي قرآن و سنت، مبني بر پرهيز از دوستي‌هاي قلبي يا عملي با کساني که دين الهي را به استهزا و بازي گرفتند جامة عمل مي‌پوشاندند.
+
 
+
+
 
+
به راستي کساني که در جست و جوي حقيقت هستند کافي است در اين سخن معبود خويش اندکي تامل و تفکر کنند که مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
+
 
+
]
+
 
+
+
 
+
تنها خداوند به حق و حقيقت و سعادت هدايت مي‌کند، آيا کسي که هدايت به سوي حق مي‌کند براي پيروي شايسته‌تر است يا آن کسي که خود، هدايت نمي‌يابد- و هم‌چنين رهنمون به حق نمي‌کند- مگر آن که هدايتش کنند؟
+
 
+
+
 
+
بانوان مسلمان بايد بدانند که چه بسيار زنان بي‌حجاب و بدحجاب در دنيا فساد به بار آوردند، اما عاقبت مردند و در عالم برزخ و قبر دچار مکافات اعمال ناهنجار خود شدند و در دادگاه قيامت نيز بايد جواب‌گوي هتک حرمت و زيرپانهادن حکم حجاب اسلامي و انساني و گمراه ساختن ديگران در منجلاب فساد و انحراف باشند. آنان در دنيا سرماية وجودي خود را باختند و به ناچار در سراي آخرت از زيان‌کاران خواهند بود، سرانجام بقيه نيز مرگ به سراغشان خواهد آمد و سپس به سوي خدايي که داناي نهان و آشکار است باز مي‌گردند و او آنان را به آن چه عمل مي‌کردند آگاه مي‌سازد.
+
 
+
هـ.تزلزل اساس مقام معشوق بودن زن
+
 
+
+
 
+
عشق و علاقة راستين ميان زن و شوهر و تحقق مقام محبوبيت براي زن در گرو انسانيت و فضايل اخلاقي حاصل از آگاهي ديني و ايمان به خداست، اما وقتي استعداد آگاهي‌طلبي و حقيقت‌خواهي آنها در اثر زمينه‌هاي تحريکات جنسي شکوفا نشود و معرفت ديني و ايمان راستين رشد نکند، پايه‌هاي عشق و محبت که همانا فضايل اخلاقي است، متزلزل گشته و مقام معشوق و محبوب بودن زن از بين مي‌رود و توجه همسر به او صرفاً در دايرة امور شهواني، خانه‌داري، بچه‌‌داري و امثال آنها محدود خواهد شد و اين بزرگ‌ترين آسيب به شخصيت و روحية زن در نظام خانواده است. اين موضوع در مباحث آينده بيشتر روشن خواهد شد.
+
 
+
+
 
+
+
 
+
[۷]
+
 
+
+
 
+
ضمن اين که چنين زن و شوهري از اساسي‌ترين نياز زندگي مشترک، که همانا درک و شناخت هم ديگر و نيازهاي اصيل همسر است، محروم مي‌باشند، زيرا کسي که ارزش و عظمت خود را نشاخته باشد، نمي‌تواند ديگران از جمله همسر خويش را بشناسد. بديهي است خويشتن‌شناسي و همسرشناسي زيربناي محبت و عشق در نظام خانواده است، که جز در ساية دين و ايمان تحقق نمي‌يابد.
+
 
+
+
 
+
نکته بسيار مهم و در خور توجه آن است که اين آسيب‌ها وخطرهاي مزبور نه تنها جامعه را تهديد مي‌کند، بلکه به طور مستقيم يا غيرمستقيم گريبان خود اين بانوان و زنان هم‌صنف ديگر را مي‌گيرد و زندگي را در کام آنها تلخ مي‌سازد، چرا که پدر، برادر، همسر و فرزندان آنها نيز در چنين جامعه‌اي زندگي مي‌کنند و روزي در دام اين بلاها و دام‌هاي تنيده شده گرفتار مي‌شوند.
+
 
+
+
 
+
بنابراين چنين زناني بايد مشکلات و ناملايمات زيادي را به تن و جان خود بخرند و چه بسا يک عمر بسوزند و بسازند. ضمن اين که گناه هر کدام از اين خطرها نزد خداوندمتعال بزرگ است و عذاب دردناکي را به دنبال خواهد داشت، مگر اين که حجت الهي برفردي تمام نشده باشد.
+
 
+
نقش بي‌حجابي و بدحجابي در سقوط اخلاق و انسانيت
+
 
+
+
 
+
از آن جا که پايه و اساس صفات عالي و رفتار انسان، تنها ايمان ديني و توحيدي است، تأثير بي‌بندوباري‌هاي اجتماعي همانند خودنمايي و بدحجابي زنان جامعه که بسياري از آنها در حقيقت بي‌حجابي است، در تضعيف و سقوط عفت و اخلاق نيکو امري بديهي و روشن است، چرا که چشم و گوش و ساير اعضا پل ارتباطي روح ما با جهان بيرون از ماست و اين يک واقعيت است که:
+
 
+
+
 
+
«هرچه ديده بيند دل کند ياد».
+
 
+
+
 
+
به همين دليل وقتي در جامعه امور
+
 
+
+
 
+
[۸]
+
 
+
+
 
+
مربوط به عفاف و حيا رعايت نشود و فضاي معنوي جاي خود را به فصاي خودنمايي و شعله‌ور ساختن غرايز شهواني بدهد و بذر شهوت را در دل‌هاي جوانان و نوجوانان بروياند، فکر افراد جامعه به ويژه جوانان بدون همسر، از امور حياتي و ارزشي به سمت شهوات کشيده مي‌شود و از خداي خود که همواره حاضر و ناظر براعمال نيک و بد است، غافل مي‌مانند و زندگي موقت دنيا را بر زندگاني حقيقي که آخرت است مقدم مي‌دارند و به وادي وحشتناک روابط غيرانساني و غيراخلاقي و شهوات نامشروع کشيده مي‌شوند.
+
 
+
+
 
+
بدين طريق يگانه اساس و مبناي فضايل انساني- ايمان به خدا و قيامت- به دست فراموشي سپرده مي‌شود و در نتيجه خطرات بزرگي فرد و جامعه را تهديد خواهد کرد: صفات پسنيده جاي خود را به صفات رذيله و ناپسند مي‌دهد؛ اعمال و رفتار ناشايست همانند ظلم، جنايت، خيانت، خشونت، فساد، بزهکاري، ناامني و آدم‌ربايي، به ويژه ربودن دختران در جامعه افزايش مي‌يابد؛ استعداد اخلاقي و فضيلت‌خواهي فرزندان شکوفا نگشته و چه بسا از بين مي رود و رفتارهاي ناسازگارانه و بزهکارانه در آنان ايجاد مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
در چنين شرايطي آتش اين فتنه‌ها و خطرات، دامن خود زنان آسيب‌زاد را هم فراخواهد گرفت و خود و خانوادة آنان نيز در اين آتش خواهند سوخت؛ چنان که بسياري از آنها گرفتار شدند؛ چه بسيار دختراني که مورد تجاوز به عنف قرار گرفتند و يا توسط گرسنگان شهوت اغفال شدند و سرمايه بکارت و عفت را باختند و چه بسيار زنان خودنمايي که استعدادهاي عالي و اخلاقي خويش را مختل يا تباه ساختند و دراثر تحول اخلاقي آنها يا همسرانشان يا فرزندانشان، زندگي شيرين آنان تبديل به جهنم سوزان گشت.
+
 
+
+
 
+
بقيه نيز بايد منتظر باشند که روزي قانون عکس‌العمل دامن آنها را گرفته و در آتش عقوبت رفتار خويش گرفتار شوند، مگر اين که تا دير نشده بيدار شوند و توبه نموده و گذشته‌هاي
+
 
+
+
 
+
[۹]
+
 
+
+
 
+
خود را جبران کنند که خداوند آمرزنده و نسبت به اهل ايمان مهربان است: والله غفور رحيم.
+
 
+
+
 
+
شايان ذکر است که خودآرايي زن و نمايان بودن بعضي از اندام و پوشيدن لباس‌هاي بدن‌نما در محيط خانه بايد صرفاً براي همسر و به دور از منظر فرزندان مميز و نوجوان خود باشد وگرنه سبب بلوغ زودرس و عواقب آن و چه بسا سرآغاز انحراف آنان خواهد شد، البته آراستگي طبيعي و آرايش خفيف و غيرمحرک و جلب توجه کننده، مشکلي ايجاد نمي‌کند و اين سخن در مورد محارم نيز جاري است.
+
 
+
نقش لاقيدي و بدحجابي در غفلت از زيبايي‌هاي روحي و معنوي
+
 
+
+
 
+
هتک حريم حجاب اسلامي و بي‌توجهي به اين ارزش والاي انساني موجب مي‌شود مردان و جوانان با آن ضعف غريزي و خلأ عاطفي، تحت تأثير جاذبه‌هاي عاطفي و جنسي زنان قرار گرفته و فکرهاي آنان را منحرف و دل‌هايشان را گرفتار سازد و همين امر سرآغاز غفلت و بي‌خبري از ارزش‌ها و زيبايي‌هاي والاي روحي و واخلاقي و محروميت از تمام مزاياي آنها از يک‌سو و سوق به شهوات و لذت‌گرايي و دنياپرستي و افراط و زياده‌روي در تجمل و زيبايي‌هاي طبيعي و جسمي از سوي ديگر مي‌شود؛ به گونه‌اي که چرخ‌هاي زندگي بيشتر روي معيارهاي مادي چرخيده و حتي شخصيت ارزش‌مند زنان به دست فراموشي سپرده مي‌شود؛ همان‌گونه که برخي از آنان نيز از گنج‌ها و ارزش‌هاي والاي پنهان در شخصيت ملکوتي خويش و زيباسازي آن غافل گشته و آلت دست بدانديشان و مدسازان غربي و غرب‌زده شده‌اند و از خودنمايي کودکانه پروايي ندارند.
+
 
+
+
 
+
واضح است که تماشاي صورت‌ها و دل‌بستگي به دنيا و زيبايي‌هاي آن و لذت‌هاي طبيعي موقت حاصل از درک آنها و به طور کلي هرگونه ارتباط با دنياي فاني که انسان را همچون
+
 
+
+
 
+
[۱۰]
+
 
+
+
 
+
کودکان به خود مشغول کند و از صورت آفرين و زيبابخش و زيبايي‌هاي معنوي و لذت‌هاي فوق طبيعي و سراي باقي غافل نمايد، مايه تضييع عمرگرانمايه و ورشکستگي و تخريب يا حداقل اختلال شخصيت و نچشيدن طعم گواراي حيات مي‌شود و اين همان دنياي مذموم است که قرآن‌کريم بدان اشاره مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(و ما الحياه الدنيا الا لعب و لهو و للدار الاخره خير للذين يتقون افلا تعقلون)؛ دنيا چيزي جز بازيچة کودکان و سرگرمي‌هاي نابخردانه نيست و همانا سراي آخرت بهتر و نيکوتر است براي اهل تقوا و پارسا، آيا در اين نمي‌انديشيد.
+
 
+
+
 
+
در حديث معراج مي‌خوانيم که:
+
 
+
+
 
+
اي احمد حذر کن از اين که مثل کودکان باشي که وقتي به سبز و زرد- زيبايي‌هاي دنيا- نظر مي‌کند شيفته آن مي‌شودو هنگامي که چيز شيرين و لذيذ يا ترش به او داده مي‌شود فريب مي‌خورد.
+
 
+
+
 
+
ابن‌سينا با الهام از مکتب تربيتي اسلام مي‌گويد:
+
 
+
+
 
+
مثل اين فريب‌خوردگان لذت، در مقايسه با انسان‌هاي عارف مثل کودکان است در برابر بزرگ‌سالان ورزيده که به بازي‌هاي آن کودکان اعتنايي ندارند و اهميتي نمي‌دهند.
+
 
+
+
 
+
خلق اطفالند جز مرد خدا نيست بالغ جز رهيده از هوا
+
 
+
+
 
+
چنين دنيايي باعث عدم تحمل وجود ديگران و انتقادهاي سازندة آنها و علت گريز از حق و حکمت و موعظه و ريشة همة گناهان است، زيرا حب دنيا و دلبستگي به ظواهر و لذايذ زودگذر آن انسان را در برابر حق و حقيقت، کور وکر و لال کرده و او را خوار مي‌نمايد: «فارفض الدنيا فان حب الدنيا يعمي و يصم و يبکم و يذل الرقاب».
+
 
+
نقش خودنمايي و بدحجابي در تضعيف نور فطرت توحيدي
+
 
+
+
 
+
[۱۱]
+
 
+
+
 
+
عقل سليم و وحي منزل با هر چيزي که انسان را از حقيقت عبادت و اطاعت الهي محروم و از هويت و هدف خلقت خويش غافل کند و نور فطرت را تضعيف و به تدريج خاموش نمايد مخالف است. نظر به اين که فطرت توحيدي و ساير فطريات امانت الهي در درون انسان است و آدمي امين پروردگار عالم در آن مي‌باشد، لذا نبايد در اين امنت ملکوتي خيانت و به آن ظلم نمايد.
+
 
+
+
 
+
تحقق اين امر در صورتي ممکن خواهد بود که قواي غضبيه، شهويه و وهميه، در ساية عقل و وحي کنترل و تعديل گشته و در قلمرو و معقول و مشروع خود فعاليت کنند، تا آن جا که اين قواي مادي و جسمي در حيطة مسئوليت خود انجام وظيفه مي‌کنند، نيکو و حلال است، ولي اگر بخواهند از حد خود تجاوز کرده و به حريم فطرت تعدي و ظلم کنند ونور هدايت‌گرانه آن را کم‌فروغ و در نهايت خاموش نمايند، قبيح و حرام مي‌باشد. تمام محرمات الهي و رذيلت‌هاي اخلاقي که پديدة بدحجابي وخودنمايي زن در برابر نامحرمان از جمله آنها مي‌باشد از اين قبيل‌اند:
+
 
+
+
 
+
به همين جهت قرآن کريم دربارة احکام خداوند سبحان مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(... و تلک حدود الله و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه)؛ اينها حدود و مرزهاي الهي است و هرکس از حدود الهي تجاوز کند به خويشتن ستم کرده است.
+
 
+
+
 
+
در جاي ديگر هشدار داده مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(يا ايها الذين امنوا لاتخونوا الله و الرسول...)؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد خيانت به خدا و رسولش نکنيد.
+
 
+
+
 
+
اين خيانت با ارتکاب معصيت حاصل مي‌شود؛ چنان که امام‌محمدباقر(ع) در تفسير اين آيه فرمودند:
+
 
+
+
 
+
[۱۲]
+
 
+
+
 
+
فخيانه الله و الرسول معصيتهما و اما خيانه الامانه فکل انسان مامون علي ما افترض الله عزوجل عليه؛ خيانت به خدا و روسل به نافرماني آن دو مي‌باشد و اما خيانت در امانت، هر انساني امين واجبات خداوند عزوجل است.
+
 
+
+
 
+
از سوي ديگر براي شکوفايي فطرت، نياز به وجود شرايط مساعد و فقدان موانع مي‌باشد؛ هر محيطي اعم از خانواده، مدرسه، جامعه، نقش مهمي در رشد يا سقوط شخصيت آدمي دارد؛ وجود محيط پاک از عوامل شهواني و انحرافي از مهم‌ترين شرايط تربيت و محيط ناسالم از بدترين موانع است، لذا از منظر دين و خرد آن چه که محيط را آلوده و افراد آن را غافل و به فطرت آنها لطمه بزند ممنوع مي‌باشد.
+
 
+
+
 
+
براين اساس، حضور زنان بدون حجاب خداپسندانه و يا با چهره‌هاي مزين شده در مجامع عمومي، يکي از بدترين عوامل غفلت آفرين و موانع پرورش فطرت توحيدي و کارآمدترين سلاح دشمن براي تخريب اخلاق و معنويت است، زيرا غريزة شهواني افراد جامعه خصوصاً نسل نوخاسته را شعله‌ور نموده و آنها را از ياد خدا و اطاعت يا حقيقت عبادت و عشق به او غافل، و به شهوات و دوستي‌هاي نابخردانه دختر و پسر که سرآغاز انحرافات و آلودگي‌ها و از دست رفتن سرماية دوشيزدگي است، و دل‌دادگي به جيفة دنيا که ريشة همة گناهان و بدبختي‌هاست سوق مي‌دهد.
+
 
+
+
 
+
هم‌چنان که بعضي از جوانان و نوجوانان به همين علت خود را از عبادت به ويژه نماز محروم کرده و در اطاعت الهي سستي مي‌ورزند. يا عبادت‌هاي اکثر ما مسلمانان از حقيقت و روح عبادت تهي گشته و هم‌چون پيکر بي‌جان يا نيم مرده، خاصيت اثربخشي و حيات آفريني خود را از دست داده است؛ مثلاً نماز حقيقتش يادالهي و احساس حضور در محضر اوست و
+
 
+
+
 
+
[۱۳]
+
 
+
+
 
+
به انسان آگاهي ومعرفت، هشياري و نورانيت مي‌بخشد، از اين رو انسان را در برابر فحشا و بدحجابي و خودنمايي و محرمات ديني بيمه مي‌نمايد:
+
 
+
+
 
+
(ان الصلاه تنهي عن الفحشاء و المنکر)؛ محققاً نماز انسان را از زشتي‌ها و گناه باز مي‌دارد.
+
 
+
+
 
+
منکر يعني هرچيزي که عقل و وحي آن را به رسميت نمي‌شناسد و با نظام خلقت آدمي و نظام شريعت اسلامي سازگار نيست، اما اين فريضة بزرگ به گونه‌اي به جا آورده مي‌شود که مرده و بي‌روح و يا نيم‌جان است، آموزه‌هاي حياتبخش آن فراموش گشته و اثرات عالي تربيتي آن از دست رفته است.
+
 
+
+
 
+
بنابراين زنان خودنما و دل‌ربا، با اين عمل ضدديني و اخلاقي خويش به دين، ايمان و فطرت خود و افراد اجتماع آسيب‌رسانده و نور محبت الهي را در قلب خود و ديگران تضعيف نموده و طعم گواراي مناجات و لذت انس با خداي جميل را از بين مي‌برند و مانع گسترش آيين توحيدي و تابش آفتاب روان‌پرور اسلام به دل‌ها مي‌شوند و ظلمت شهوات و محبت دنبا را جايگزين آن مي‌نمايند.
+
 
+
+
 
+
اصولاً محبت دنيا و شهوات، انسان را نابينا و ناشنوا مي‌سازد؛ لذا ديدن و شنيدن آيات ودستورهاي الهي در او تاثير نمي‌گذارد و فرد و جامعة انساني را به فجايع بزرگ از جمله بحران معنويت و هويت و اخلاق گرفتار مي‌سازد. چه ظلم و خيانتي بدتر از اين که انسان با عمل و رفتار خود ظلم به خويشتن و جامعه وخيانت به خداوند و رسولش(ص) بکند؟‍!
+
 
+
+
 
+
آيا اين بانوان مي‌توانند خود را مسلمان حقيقي بدانند، در حالي که با اعمال خويش مردم را از راه خدا و آيين روح‌پرور او باز مي‌دارند. اين همان کاري است که معاندان حق و حقيقت مي‌کنند: (و يصدون عن سبيل‌الله) و قرآن مجازاتشان را حبط اعمال و عذاب دردناک بيان نموده است و به اهل ايمان نيز هشدار مي‌دهد که مواظب باشند از راه و رسم آن جاهلان
+
 
+
+
 
+
[۱۴]
+
 
+
+
 
+
پيروي نکنند و به اين خصلت ناپسند هرچند با انجام عمل زشت آشکارا و فسادبرانگيز در اجتماع آلوده نشوند که به برخي از مجازات بدانديشان گرفتار خواهند شد.
+
 
+
نقش تخريبي خودنمايي برعشق واقعي و مقام معشوقه بودن زن
+
 
+
+
 
+
همان‌گونه که بيان شد، پايه و رکن عشق راستين ميان زوجين، صفات پسنديده و اخلاق انساني و ارزش‌هاي معنوي است که در محيط پاک و سالم و به دور از هوس‌ها و شهوات نامشروع و در فضايي سرشار از معنويت، عفت و حيا رشد مي‌کند، چرا که سلامت و امنيت رواني افراد در چنين محيطي تضمين شده و موجبات تعالي فکري و شکوفا شدن استعدادهاي اخلاقي و معنوي فراهم مي‌گردد.
+
 
+
+
 
+
براين اساس جامعه‌اي که زنان به خودآرايي و نمايش اندام‌هاي تحريک‌آميز خود مي‌پردازند، پيروي از هوا و هوس و گرايش به شهوات در آن افزايش مي‌يابد و ارزش‌هاي ديني و معنوي- که تنها عامل انسانيت و بالندگي فضايل اخلاقي و در نتيجه عشق واقعي است- از بين رفته و يا کم‌رنگ مي‌شودو به اين ترتيب، فضايل پسنديده در افراد جامعه و خود زنان و همسران حال يا آينده آنان رشد نکرده، بلکه صفات ناشايست در آنها افزايش مي‌يابد؛ در نتيجه با تزلزل پايه عشق و محبت، محبوبيت اجتماعي و مقام معشوق بودن زنان در خانواده سقوط مي‌کند و به عنوان بازيچه و وسيلة ارضاي شهوات براي مردان در مي‌آيند، مگر زنان عفيف و باحجاب که از همسران عفيف، غيور و مؤمن برخوردارند.
+
 
+
+
 
+
پس اين‌گونه زنان، بزرگترين ضربه و آسيب را به شخصيت و محبوبيت خود و هم صنفان خويش وارد مي‌کنند که از پي آمدهاي ناگوار آن، ايجاد زمينه براي آزار و ستم از سوي مردان و بي‌توجهي يا کم‌توجهي به شخصيت و حقوق آنها و اختلاف، ناراحتي و اضطراب فراوان در محيط خانواده است و چه بسا پيوند خانوادگي به طلاق و جدايي مي‌انجامد.
+
 
+
+
 
+
[۱۵]
+
 
+
طلاق و عوامل ناشي از بدحجابي
+
 
+
+
 
+
از پي‌‌آمدهاي زيان‌بار رعايت نکردن عفاف و حجاب، طلاق و جدايي زن و شوهر و از هم پاشيدن نظام خانواده است؛ طلاق در نظر اسلام مبغوض‌ترين حلال مي‌باشد که تنها در صورت اختلافات حل ناشدني ضرورت مي‌يابد.
+
 
+
+
 
+
اسلام عزيز به منظور حفظ و تحکيم نظام خانواده و افزايش صفا و صميمت ميان همسران و جلوگيري از اختلافات شديد خانواده و فروپاشي آن، تدابير حکيمانه‌اي انديشيده‌است. معيارهايي از قبيل ايمان، آراستگي به فضايل اخلاقي و انساني، اصالت خانوادکي و امثال اينها را براي انتخاب همسر شايسته، مقرر فرموده و حقوق و وظايفي را براي زوجين مشخص کرده است. براي طلاق نيز شرايطي معين کرده که شامل بعد از آن، همچون رجوع و بازگشت و دوباره شوهر به زندگي مشترک مي‌شود، همه اينها مربوط به خانواده است.
+
 
+
+
 
+
اما آن‌چه به اجتماع باز مي‌گردد، سلامت و امنيت جامعه از هرگونه اقدامات منافي عفت و حيا است. مهمترين گفتار، بحث عوامل و سرمنشأ طلاق است؛ موضوع طلاق از جهات و عوامل گوناگون قابل بررسي و تبيين مي‌باشد و غالباً ريشه آن به طور عمده، حرمت ننهادن زنان به خويشتن در اثر فاصله گرفتن از پوشش خداپسندانه و در نتيجه آسيب ديدن عفت عمومي و اخلاق فردي و اجتماعي است.
+
 
+
+
 
+
براي روشن شدن اين بحث، جهات و عوامل طلاق را مورد توجه و بررسي قرار مي‌دهيم:
+
 
+
الف- هوس مداري در خانواده
+
 
+
+
 
+
اساساً طلاق در اثر اختلاف‌هاي عميق زن و شوهر تحقق مي‌يابد که عمدتاً از خودخواهي و هوس ناشي مي‌شود؛ يا رفتار و گفتار هر دو، ناحق و از روي خويشتن‌پرستي است و يا يکي از آن دو بر حق بوده و ديگري راه باطل مي‌رود، اما ممکن نيست که هر دو برحق باشند و
+
 
+
+
 
+
[۱۶]
+
 
+
+
 
+
در عين حال اختلاف داشته باشند، مگر در امور جزيي و ناچيز که آن هم با بحث و گفتگو در فضايي سرشار از محبت و صميمت و عمل به دستورهاي مترقي اسلام برطرف شده و تفاهم و بالندگي اندشه جانشين آن مي‌گردد.
+
 
+
+
 
+
بنابراين اگر نظام خانواده مبتني بر مردسالاري يا زن‌سالاري و به طور کلي هوس‌مداري و خودخواهي باشد، اختلافات آشکار مي‌رود، چرا که در چنين حالاتي، حقوق و احترام متقابل زن و مرد رعايت نمي‌شود. از آن طرف اگر حق‌سالاري در خانواده حاکم گردد و تدبير و مدريت خانواده براساس قوانين، حقوق و وظايف مشخص شده در اسلام باشد، اختلافات ريشه‌اي و عميق و طلاق پيش نخواهد آمد.
+
 
+
+
 
+
مرز ميان حق محوري و خودخواهي، شخصيت الهي آدمي است. کسي که داراي ايمان قوي و تقواي عالي باشد و هدف نهايي خويش را در شئون زندگي نيل به رضا و لقاي خداوند تبارک و تعالي مي‌داند، شخصيت الهي و انساني او ضامن احساس مسئوليت و عمل به وظايف و تعهدات و رعايت حقوق همسر و ديگران خواهد بود و کسي که از چنين ايمان و تقوايي برخوردار نباشد، فاقد ضمانت و پشتوانه مذکور است که به دليل غفلت از ياد خدا و هدف آفرينش خويش و مکافات عمل دنيا و آخرت، احساس مسئوليت چنداني نخواهد داشت و براي شخصيت حقيقي و حقوقي همسر خويش احترام لازم را قائل نخواهد شد.
+
 
+
+
 
+
عامل بسيار موثر و سازنده در شخصيت الهي انسان، عفت عمومي، سلامت و پاکي جامعه از عوامل غفلت آفرين و هوس آلود و ناپاکي‌ها است که عمدة آنها هتک حريم حجاب و پوشش عفيفانه و ضعف غيرت و عفت و فقدان احساس مسئوليت پدران و مادران و شوهران آنها مي‌باشد که افراد جامعه را سمت هوس‌هاي نفساني سوق داده و باعث تباهي اخلاق آنان
+
 
+
+
 
+
[۱۷]
+
 
+
+
 
+
مي‌گردند؛ در نتيجه حق محوري جاي خود را به هوس‌بازي و خودخواهي- که عامل اصلي بروز اختلافات و در نهايت طلاق است- مي‌دهد.
+
 
+
ب- چشم‌چراني و مقايسه با همسر
+
 
+
+
 
+
هرگاه زنان با ظاهري آراسته و بدن‌نما در جامعه حاضر شوند، مردان عادي با چشم‌چراني و مشاهدة زيبايي‌هاي ظاهري و مقايسة همسران خويش با اين زنان که طبيعتاً ميوه تلخ آن بي‌رغبتي يا کاهش محبت به همسران خود مي‌باشد- زمينة بهانه جويي مردان و عيب‌جويي و تحقير و بي‌احترامي به زنان خويش و در نتيجه بروز اختلافات، ايجاد شده و در نهايت به طلاق و جدايي کشيده مي‌شود.
+
 
+
ج- شهوت طلبي و لذت‌گرايي
+
 
+
+
 
+
ازدواج، پيوند و اتحاد روحي و مصاحبت جسمي زوجين است و اين اتحاد در صورتي محقق مي‌شود که دو روح در ابعاد والاي انساني از سنخيت و شباهت برخوردار باشند. آزادي غيرمعقول زنان- که آزادي در اسارت هوا و هوس است- شعله‌هاي هوس و شهوات را در مردان مي‌فروزد و لذات‌گرايي را در آنان رشد مي‌دهد. لذا عده‌اي براي تامين خواسته‌هاي شهواني بي‌حد و مرز خود با ترفندهاي گوناگون، همسران خوش را طلاق مي‌دهند تا به خودخواهي و شهوت حيوانيشان پاسخ مثبت بدهند.
+
 
+
د- دوستي‌هاي نامشروع
+
 
+
+
 
+
حضور تحريک‌آميز زنان در صحنه اجتماع، از يک سو باعث ايجاد روحية شهواني در مردان، در نتيجه رواج‌دوستي با صنف مخالف و روابط نامشروع مي‌شود؛ به گونه‌اي که علاقة آنها به همسران خود کاهش مي‌يابد و از سوي ديگر به علت آن که نوعاً همسران آنان- به حسب فطرت- از اين نوع روابط نابخردانه بيزارند و محبوبيت خود را نيز نزد شوهران خود در
+
 
+
+
 
+
[۱۸]
+
 
+
+
 
+
معرض خطر مي‌بينند، از زندگي مشترک سرد شده و در نتيجه پاية و رکن زندگي شيرين- که محبت و دوستي است- متزلزل مي‌گردد؛ به ويژه اگر اين بي‌اعتمادي و دلسردي و ضعيف شدن شعله‌هاي محبت دو سويه باشد، که نهايت کار طلاق و جدايي خواهد بود.
+
 
+
+
 
+
افزون برآن که با رواج روابط دوستانه و نامشروع، عده‌اي از مردان مورد سوء‌ظن همسران خود قرار گرفته و متهم به روابط نامشورع مي‌شوند. در نتيجه محبت و اعتمادشان نسبت به شوهرانشان سلب شده و آنها را فاقد صداقت مي‌پندارند، در اين صورت غم و اندوه و اضطراب برآنان حاکم شده و علاقه به زندگي و همسر از ميان مي‌رود و زمينه براي درگيري و کشمکش آغاز و به طلاق و جدايي يا زندگي بي‌هدف منجر مي‌شود.
+
 
+
هـ. غفلت از معيارهاي اصولي در گزينش همسر
+
 
+
+
 
+
خودنمايي دختران سبب انتخاب و گزينش غلط و نادرست آنان در ازدواج مي‌گردد، زيرا پرده‌هاي هوس و خودخواهي و توجه بي‌جا و بي‌مورد آنان به ظواهر و ماديات و عناوين اعتباري خواستگاران و غفلت از معيارهاي اصولي و سازنده در انتخاب همسر، مانع واقع‌بيني شده و در نتيجه نه از ارشادها و هدايت‌گري‌هاي انديشه و عقل خود بهره مي‌برند و نه تحت تاثير اندرزها و راهنمايي‌هاي اطرافيان خردمند قرار مي‌گيرند؛ از اين رو از انتخاب همسر شايسته محروم مي‌گردند و پس از ازدواج و گذشت مدت زماني، متوجه شکست در ازدواج شده و به تدريج ميان آنان و شوهرانشان فاصله مي‌افتد و سرانجام کارشان به طلاق کشيده مي‌شود.
+
 
+
و- فريب ظواهر آراسته و انتقام‌جويي
+
 
+
+
 
+
خودآرايي و نمايش جاذبه‌هاي زنانه موجب مي‌شود جوانان مجرد، از ظواهر آراسته و آرايش شدة آنها فريب خورده و شيفته آنها گردند و پس از ازدواج و چندروز وصال دريابند که
+
 
+
+
 
+
[۱۹]
+
 
+
+
 
+
همسرشان شايسته محبوبيت نبوده و در اين پيوند زناشويي- در اثر فريب ظواهر- ناموفق بوده و دچار زيان شده‌اند. در اين صورت عشق تبديل به نفرت و دشمني مي‌شود و درصدد انتقام بر مي‌آيند و ضمن تحقير، سرزنش و عيب‌جويي و سوء‌ظن به همسران خود، در نهايت آنان را طلاق مي‌دهند.
+
 
+
+
 
+
باتوجه به اين عوامل، به ويژه دوعامل اخير- در جامعه ما، طبق آمار در سال ۱۳۸۱ از هرچهار ازدواج، يک مورد به طلاق و جدايي انجاميده است.
+
 
+
+
 
+
بنابراين ريشة عمده طلاق از يک سو در بي‌پروايي زنان و از سوي ديگر در چشم‌چراني و نظربازي مردان ضعيف‌الايمان نهفته است. در اين ميان دوموضوع باعث افزايش چشم‌چراني مي‌شود: نخست آن که مردان به خاطر انس و همراهي با همسران خويش، از زيبايي‌هاي ظاهري و باطني آنان غافل مي‌گردند ويا برايشان عادي مي‌شودو ديگر اين که زنان نيز به دليل الفت و هم‌نشيني با شوهرانشان و يا اشتغالات زياد خانه و غيره کمتر به زينت و آرايش خود براي آنان مي‌پردازند.
+
 
+
+
 
+
در طلاق، هرچند همة اعضاي خانواده آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري مي‌بينند، اما بيشترين زيان را زنان و فرزندان بردوش مي‌کشند، زيرا سرپرست و پشتوانه عواطف خود را از دست مي‌دهند. اين يک اصل مسلم رواني است که خوشبختي زن، نفوذ در قلب مرد-شوهر-و محبوب و معشوق او گشتن است؛ چنان که بالاترين لذت براي او، بودن در کنار مردي است که حامي و سرپرست و مورد علاقه اوست.
+
 
+
+
 
+
از اين رو در صورت ناکامي و شکست در زندگي مشترک و در نتيجه طلاق زن به آمال و آرزوها و خواسته‌هاي رواني خود نرسيده، احساس حقارت، ذلت و بدبختي مي‌کند و همين موضوع پي آمدهاي ناگواري به دنبال خواهد داشت. از سوي ديگر موفقيت ازدواج مجدد
+
 
+
+
 
+
[۲۰]
+
 
+
+
 
+
براي زنان طلاق گرفته به مراتب کمتر از ازدواج دوباره مردان آنان است. مخصوصا، در جامعه‌اي که تعداد دختران و زنان بي‌شوهر بيشتر از مردان باشد و جمعيت جوانان و مردان آن در اثر جنگ و حوادث ديگر کم شده باشد.
+
 
+
+
 
+
چه اين که فشارهاي رواني و اختلال‌هاي رواني و رفتاري مثل تحير و سرگرداني، افسردگي، اضطراب، بزهکاري و انحرافات و غيره، متوجه فرزندان چنين خانواده‌هايي مي‌شود که همه ناشي از عدم تربيت درست و کمبود محبت و عدم تأمين کامل عواطف آنها و احساس اهميت نداشتن آنان براي والدين خود مي‌باشد.
+
 
+
+
 
+
گذشته از اينها، زنان وقتي روحية مردان خود را در پرتو مناظر هوس‌انگيز زنان، شهوت‌ران و لاابالي يافتند و علاقة آنان را نسبت به خود سرد و عيف ديدند، همواره در درون خود احساس عدم امنيت مي‌کنند، چون در هراسند که مبادا شوهرانشان دست از آنان کشيده ودل در گرو معشوقة ديگري بسپارند و همين امر چه بسا اختلال‌ها و آسيب‌هايي در روان و زندگي آنها ايجاد کند.
+
 
+
+
 
+
نتيجه آن که براساس حکم اسلام و نظر عقل و تجربه، آن چه نظام خانواده را حفظ مي‌کند، محبت و مودت، رحمت و از خودگذشتگي زن و مرد است؛ به همين دليل دين مقدس اسلام، از يک سو سفارش مي‌کند که ازدواج دختر و پسر، بايد برپايه محبت و عشق راستين- که سنخيت و هم کفو بودن در ايمان و فضايل اخلاقي شالوة آن است- باشد و از سوي ديگر، مودت، رحمت و گذشت در ميان زوجين قرار داد و از سوي سوم دستورهايي براي رعايت حقوق و احترام متقابل معين نمود که عمل به آنها باعث حفظ محبت و افزايش آن مي‌گردد.
+
 
+
+
 
+
[۲۱]
+
 
+
+
 
+
اما اين محبت و گذشت با فساد اخلاقي، هوس، خودخواهي، شهوت‌طلبي و ارتباط آزاد- که از بي‌بندوباري و نمايش اندام و زيبايي‌هاي زنانه در جامعه و چشم‌چراني و تحريک‌پذيري مردان سرچشمه مي‌گيرد- از ميان رفته و يا آسيب‌مي‌بيند و به اختلافات عميق خانوادگي و طلاق منجر مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
از اين رو لازم است که زنان مسلمان براي جلوگيري از طلاق و فروپاشي خانواده و از بين رفتن محبوبيت خود و ديگر زنان و آسيب‌ديدن فرزندان برتوصيه‌ها و سفارش‌هاي فطرت و شريعت عمل نمايند و در امر عفاف، حجاب و پوشش اسلامي- به لحاظ کمي و کيفي- به خواسته‌هاي دروني خود و خداي خويش احترام بگذارند، در غير اين‌صورت نه تنها خانواده‌ها از هم مي‌پاشند و حقوق ديگر زنان پايمال شده و کودکان و فرزندان از حمايت عاطفي، جسمي و تربيتي والدين محروم مي‌شوند، بلکه کيان خانواده خودشان هم در معرض فروپاشي قرار مي‌گيرد و يا دست کم درگيري و اختلاف و ناامني در خانواده‌هاي آنها حاکم گشته و شخصيت و حقوق آنان مورد بي‌مهري و کم‌توجهي همسرانشان واقع مي‌شود و حتي اين موضوع در بسياري از موارد دوسويه است.
+
 
+
+
 
+
چنان که اگر امنيت و آرامش در خانه نباشد، فرزندان در اثر احساس ناامني، از خانه و دامن والدين فرار مي‌کنند و به دام باندهاي فساد و افراد منحرف افتاده و يا به دوستان ناباب پناهنده مي‌شوند که خود اين حالات مشکلات و مصيبت‌هاي ناگوار فراواني به دنبال دارد.
+
 
+
نقش بي‌بندوباري و بدحجابي در شيوع فحشا
+
 
+
+
 
+
تاثير فوق‌العاده محيط در سازندگي يا تخريب شخصيت انسان برکسي پوشيده نيست؛ از اين رو هر امري که موجب عفت و پاکي عمومي و تعادل فکري، رواني و اخلاقي جامعه و رشد
+
 
+
+
 
+
[۲۲]
+
 
+
+
 
+
شخصيت افراد گردد، براي اجتماع مفيد و لازم است و مي‌بايست در جهت تحقق و ايجاد آن حداکثر کوشش را به کار برد.
+
 
+
+
 
+
از آن جا که زندگي انسان جامعي و اجتماعي است جامعه، به مثابة خانه و خانواده است که حفظ حريم عفاف و اخلاق در آن حياتي است و پاکي يا آلودگي آن نقش مهمي در سرنوشت افراد آن به ويژه فرزندان و نسل نوخاسته دارد.
+
 
+
+
 
+
‌روي همين اصل منطقي، اسلام با هرچه جو اجتماع را آلوده ومسموم کند شديداً مبارزه کرده است، لذا گناه آشکار، مسئوليت و عقوبتش به مراتب بيش از گناه پنهان است، زيرا کسي که پردة حيا را بدرد و مرتکب معصيت در ملأ عام بشود و به اصطلاح تجاهر به فسق کند باعث مي‌شود قبح و زشتي گناه و عمل ناهنجار، که سد مهمي در برابر فساد و جرم است، به تدريج درنظر مردم از بين رفته و عواقب و بازتاب تلخ دنيوي و عقوبت و رسوايي اخروي آن فراموش گشته و سد شکسته شود و مردم نيز به آن آلوده گردند. بدين ترتيب چنين فردي ضمن آلودگي و ضربه به شخصيت خويشتن، جامعه را مسموم نموده و ضربة بزرگي برمعنويت و پيکره آن وارد کرده است.
+
 
+
+
 
+
گناه بسيار بزرگ لاقيدي و بدحجابي از اين قبيل است؛ دين مبين اسلام حجاب را به عنوان عامل مهم حفظ و اعتلاي شخصيت فردي و تحکيم پيوند خانوادگي و حفظ عفت و اخلاق اجتماعي بر زن که در نظام آفرينش از جايگاه ارزش‌مند معشوق بودن برخوردار مي‌باشد واجب فرموده است.
+
 
+
+
 
+
بانويي که حجاب صحيح و شئون اسلامي را رعايت نمي‌کند با رفت و آمد در سطح اجتماع عامل غفلت‌زدگي و فراموشي مراقبت الهي و باعث کوري دل‌ها در جامعه مي‌گردد، وي از يک سو گناه و رفتار ناهنجار لاقيدي و خودنمايي فسادانگيز را نشر و ترويج مي‌نمايد و ديگر
+
 
+
+
 
+
[۲۳]
+
 
+
+
 
+
زنان را به اين بلاي خانمان سوز گرفتار مي‌سازد و از سوي ديگر به جهت تاثيرات عاطفي و جنسي زن بر مردان، دل آنان- بالخصوص جوان را در ميدان جاذبه خويش گرفتار ساخته و غريزه شهوت آنها را مشتعل مي‌نمايد. از نتايج زيان‌بار آن، شيوع انحرافات جنسي و رنج جسمي و رواني شديد است و چه بسا روزگار آدمي را سياه و زندگي را تباه مي‌سازد.
+
 
+
+
 
+
براين اساس، زنان اين گونه از هر دو جهت مشمول اين کلام خداي سبحان مي‌شوند که مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين امنوا لهم عذاب اليم في‌الدنيا و الاخره والله يعلم و انتم لا تعلمون)؛ کساني که دوست دارند زشتي‌ها و گناهان قبيح در ميان مردم با ايمان شيوع يابد عذاب دردناکي براي آنها در دنيا و آخرت است و خداوند از عواقب شوم و آثار مرگبار فحشا آگاه است اما شما از ابعاد گوناگون و زيان‌بار آن آگاه نيستيد.
+
 
+
+
 
+
اين که نفرمود کساني که اشاعه فحشا مي‌کنند، بلکه مي‌فرمايد دوست دارند چنين کاري کنند، يا از جهت نهايت تاکيد در اين زمينه است؛ يعني آنهايي که دوست دارند که زشتي‌ها شيوع پيدا کند عذابشان شديد است، چه برسد به اين که با اعمال و گفتار خود اشاعه فحشا کنند و يا از جهت آن است که محبت همانند کفر گاهي قلبي است و گاهي عملي يعني کردار ناشايست آنها موجب ترويج و شيوع گناهان زشت مي‌شود و مراد از «فحشا» هرگونه رفتار و گفتاري است که زشتي آن بزرگ است، اعم از اين که بي‌حجابي و بدحجابي و انحرافات جنسي يا غيراينها.
+
 
+
+
 
+
بنابراين زنان با فروافکندن لباس حيا- پوشش ديني- همانند آتش‌سياري مي‌شوند که به هرجا گام مي‌نهند آنجا را آتش زده و شخص و شخصيت جوانان و نوجوانان را دچار حريق
+
 
+
+
 
+
[۲۴]
+
 
+
+
 
+
مي‌سازند. راستي چه آتش‌سوزي بدتر از اين وجود دارد که خرمن توانايي‌ها و استعدادهاي خود و نسل جديد را مي‌سوزاند و شخصيت و انسانيت آنان و خويشتن را تباه مي‌سازد.
+
 
+
+
 
+
اگر اين بانوان مي‌دانستند همواره مرتکب چه جناياتي برخود و افراد جامعه مي‌شوند و اگر حقيقت عمل ناهنجار خويش و گناهان عظيمي که بردوش دارند را مشاهده مي‌کردند، هرگز يک لحظه هم آرام نمي‌نشستند تا اين آتش افروخته شده بردوش خويش را با آب توبه خاموش و خود را با دستورهاي سازنده اسلام اصلاح نمايند.
+
 
+
+
 
+
باتوجه به مطالب مذکور، معناي عميق حديث ذيل روشن مي‌شود، حضرت امام رضا(ع) فرمودند:
+
 
+
+
 
+
نقش انگشتر حضرت عيسي(ع) دو جمله بود که از انجيل گرفته شده بود: خوشا به حال بنده‌اي که به واسطه او ياد خدا حاصل مي‌شود و واي به حال بنده‌اي که ياد خداوند به خاطر او فراموش شود.
+
 
+
شريک در جرم گناه
+
 
+
+
 
+
زن آسيب‌زا ضمن اين که هنگام حضور غيرشرعي در جامعه و در برابر افراد نامحرم پيوسته براي او گناه و سرپيچي از حکم الهي ثبت مي‌شود، در جرم و گناه کساني که از طريق او به گناه جنسي، لاقيدي، جرم و جنايت، اعتياد، ظلم و غيره آلوده مي‌شوند، شريک خواهد بود و در نهايت گرفتار عکس‌العمل رفتارها و پوشش نامناسب و غيرعفيفانه خود در برزخ و آخرت و گاهي در دنيا مي‌شود و اين نکتة مهمي است که عقل سالم بر آن نظارت دارد؛ چنانکه قران‌کريم نيز در اين زمينه به عنوان قانون کلي مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
من يشفع شفاعه حسنه يکن له نصيب منها و من يشفع شفاعه سيئه يکن له کفل منها و کان الله علي کل شيء مقيتا؛ کسي که تشويق به کار نيکي کند بهره وافري از آن براي او
+
 
+
+
 
+
[۲۵]
+
 
+
+
 
+
خواهد بود و کسي که تشويق به کار بدي کند سهمي از آن خواهد داشت و خداوند حساب هر چيز را دارد و آن را حفظ مي‌کند.
+
 
+
+
 
+
مطابق آيه، منطق اصيل اسلام در مسائل اجتماعي و خانوادگي آن است که مردم جامعه و اعضاي خانواده در سرنوشت اعمال يکديگر از طريق راهنمايي و تشويق زبان يا عمل شريک مي‌باشند. هرگاه گفتار يا کردار حتي سکوت و اشاره انسان سبب تشويق فرد يا گروه و جمعيتي به کار نيک يا بد شود، سهمي از پاداش يا کيفر آن کار و آثار و نتايجش براي تشويق کننده خواهد بود، بدون آن که از ثوابي يا گناه فاعل اصلي(انجام دهندة عمل) کاسته شود؛ چنان که از پيامبراسلام(ص) چنين نقل شده:
+
 
+
+
 
+
من أمر بمعروف او نهي عن منکر او دل علي خير او اشار به فهو شريک و من امر بسوء او دل عليه او اشار به فهو شريک؛ هر کس امر به کار نيکي يا نهي از منکر و گناهي کند يا به عمل خير راهنمايي نمايد يا اشاره به آن کند- و به نحوي باعث تشويق به خير شود- در آن عمل نيک سهيم و شريک است و هر کس دعوت به کار بد يا راهنمايي اشاره و تشويق بدان نمايد او نيز در آن عمل بد شريک است.
+
 
+
+
 
+
بنابراين در فرهنگ کامل اسلام تنها انجام‌دهندگان گناه و کار زشت، مسئول و گناه کار نيستند بلکه تمام کساني که به نوعي زمينة گناه و جرم را فراهم کردند نيز مسئول و معصيت کار شمرده مي‌شوند.
+
 
+
+
 
+
قرآن دربارة نتيجة اخروي گمراه کردن و به گناه کشاندن ديگران مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(ليحملوا اوزارهم کامله يوم القيامه و من اوزار الذين يضلونهم بغير علم الا ساء ما يزرون)؛ روز قيامت هم بايد بار گناهان خود را به طور کامل بردوش کشند و هم سهمي از گناهان کساني
+
 
+
+
 
+
[۲۶]
+
 
+
+
 
+
که به جهالت از راه حق گمراه و منحرف مي‌سازند، آگاه باشيد که آنها بارسنگين بدي بردوش خواهند کشيد.
+
 
+
+
 
+
گذشته از اينها، در شيوع اين اعمال منافي عفت و پي‌آمدهاي ناگوار آنها، غالباً در درجه اول خود زنان خودآرا و بدحجاب و بي‌حجابي قرباني مهلکه و بازندة بازي مي‌باشند. هم‌چنان که پدران، برادران، شوهران، فرزندان و ديگر بستگان نزديک آنان ني در خطر سقوط در اين مهلکه‌ها هستند و در حقيقت اين زنان در همين دنيا به برخي از سزاي اعمال خود رسيده و شاهد انحراف اخلاقي و جنسي خود و نزديکان خويش مي‌باشند؛ چنان که بسيار ديده و شنيده شده است.
+
 
+
+
 
+
براي رهايي اين زنان از بند اسارت خودنمايي، کافي است باور کنند که هر سخن و رفتاري که از آنها صادر مي‌شود در شهود و حضور خداوند بزرگ است، چنانکه در قرآن مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(ولا تعلمون من عمل الا کنا عليکم شهوداً اذ تفيضون فيه)؛ هيچ عملي را انجام نمي‌دهيد مگر اين که ما گواه برشما هستيم در آن هنگام که وارد آن مي‌شويد. پيامبر(ص) هرگاه اين آيه را تلاوت مي‌کردند گريه شديد مي‌نمودند.
+
 
+
صداي ظريف و لبخند مليح
+
 
+
+
 
+
جاذبة صداي ظريف، آهنگ شيوا، خنده و تبسم مليح زن از جمله ابزارها و سلاح‌هاي طبيعي زن براي نفوذ و جذب مردان است؛ زن با صوت دلربا و خنده نمکين، دل همسر را نوازش مي‌دهد و غبار غم، اندوه و خستگي را از صورت و چهرة جان او مي‌شويد، به ويژه اگر با ناز و نرمش و سخنان حق و روشنگرانه همراه باشد و به زندگي مرد حرارت، گرمي و صفا بخشيده و محبوبيت خود را نزد او حفظ و استوار مي‌کند.
+
 
+
+
 
+
[۲۷]
+
 
+
+
 
+
تاثير و نفوذ صداي زيباي زن اگر توأم با ناز و کرشمه در برابر نامحرم باشد، به ويژه همراه با خنده و تبسم روي بيگانه‌اي که از نبود يا کمبود عاطفه در خانواده يا اجتماع رنج مي‌برد، آن‌چنان اثرگذار است که طوفاني در دل او- مخصوصاً اگر جوان باشد ايجاد مي‌کند که اعتدال و آرامش او را برهم مي‌زند و ذهن و انديشة او را تا مدت‌ها به زن معطوف مي‌کند و از امور حياتي و ضروري منحرف و به لذت‌هاي شهواني مشغول مي‌نمايد، در حالي که زنان، معمولاً به راحتي از کنار اين موضوع مي‌گذرند و رعايت احتياط و احساس مسئوليت در برابر مردها و جوانان و نوجوانان با آن ضعف غريزي و خلا عاطفي نمي‌کنند.
+
 
+
+
 
+
تاثير جاذبه‌هاي فوق، همانند ساير جاذبه‌هاي خدادادي زن تا اندازه‌اي است که گاه باعث مي‌شود مردان بيماردل و شهوت‌طلب را به طمع انداخته، امنيت زن را به خطر اندازند و يا درصدد اغفال زن برآمده عفت، حيثيت و آبروي او را لکه‌دار کنند. در اين باره، قرآن کريم، با نگاهي روان‌شناختي و جامع مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في‌قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً)؛ [با مردان] با نرمي و ناز و کرشمه سخن نگوييد که انسان بيماردل در شما طمع کند و سخن نيکو و شايسته‌اي که عقل و وحي آن را به رسميت شناخته بگوييد.
+
 
+
نقش لاقيدي و بدحجابي در ناکارآمد ساختن ابزارهاي شخصيتي زن
+
 
+
+
 
+
«اگر چه گفته شد، توانايي‌ها، مکانيسم‌ها و ابزارهاي زن براي نفوذ در قلب همسر به شمار مي‌رفت، البته مشروط برآن که از اين امور- که به حق و براساس حکمت و تدبير الهي در نهاد زن به وديعت نهاده شده- به درستي و در جهت اهداف عالي انساني استفاده شود.
+
 
+
+
 
+
اما در صورتي که دراثر کم‌توجهي يا بي‌مبالاتي زن، اين توانايي‌ها و سازوکارها در معرض تهديد قرار گيرد و يا کم‌رنگ شود، نتايجي که به دست مي‌آيد نه تنها به سود زن نخواهد
+
 
+
+
 
+
[۲۸]
+
 
+
+
 
+
بود، بلکه او را به سمت انحطاط و شکست خواهد کشاند که در اين جا به توضيح و تحليل اين امر مهم پرداخته مي‌شود.
+
 
+
بدحجابي، لاقيدي و آزادانديشي
+
 
+
+
 
+
آزادانديشي و روشن بيني، در پرتو تقوا و عقل سليم از حجاب‌هاي ظلماني گناهان و صفات ناپسند به دست مي‌آيد؛ براين اساس زني که اسير لاقيدي يا بدحجابي مي‌شود و يا بي‌اعتنايي يا دهن‌کجي به پروردگار خويش و دستور حجاب و پوشش، ارزش‌هاي وجودي خود را در جاذبه‌هاي ظاهري خلاصه نموده و از آن حقيقت روحي و استعدادها و ارزش‌هاي انساني خود غافل مي‌شود و پرده‌هاي هوا و هوس جلوي ديدگان حق‌بين و آينده‌نگر او را گرفته و مانع آزادانديشي او مي‌گردد، معيارهايش در انتخاب همسر معمولاً مادي و ظاهري است و نسبت به ملاک‌هاي اصيل و ارزشي غافل بوده و يا توجه لازم و کافي به آنها ندارد، لذا در گزينش و انتخاب عاشق راستين، به عنوان شريک زندگي خود به خطا رفته و در نتيجه در زندگي شکست مي‌خورد.
+
 
+
+
 
+
افزون براين، چنين زناني از شخصيت فکري و اخلاقي سالم و معتدل برخوردار نيستند، تا عاشق و دل‌دادة واقعي داشته باشند، اينان يا از نظر عقل و انديشه دربارة حجاب و پوشش اسلامي فکر و عقيدة نادرستي دارند و فريب شبهات و تبليغات زهرآگين برضد حجاب‌اسلامي را خورده‌اند؛ به گونه‌اي که به دستور خدا و پيامبر او(ص) و امامان(ع) و سيرة الگويي و سخنان اخلاقي حضرت‌زهرا(ع) در زمينة عفاف و حجاب اعتنا نمي‌کنند، که معمولاً دختران جوان مسلمان ما از اين گروه مي‌باشند و يا به لحاظ روحي و اخلاقي شخصيت بيمار و ناسالمي دارند و اموي هم‌چون پوشش اسلامي را با مزاج روحي خويش سازگار نمي‌يابند.
+
 
+
+
 
+
[۲۹]
+
 
+
+
 
+
همانگونه که اگر کسي به بيماري سوء هاضمه يا مرض ديگر مبتلا شده باشد، چه بسا ميل به غذا- اگر چه بهترين خوراک باشد- نداشته و يا از آن متنفر و گريزان مي‌گردد، کساني که روحشان نيز با گناهان و صفات ناشايست مکدر شده است، شخصيت معنوي و باطني آنها بيمار و مسموم گشته، در نتيجه مزاج ملکوتي‌شان از پذيرش دستورهاي الهي که در حقيقت غذا و خوراک جان آدمي است- باز مي‌ماند؛ از اين رو هر فردي به اندازه پاکي روح و روان، از غذاها و مائده‌هاي آسماني و معنوي و لذايذ حصال از آنها بهره‌مند مي‌گردد و به ميزان آلودگي‌هاي روحي و باطني از آن نعمت‌هاي روان‌پرور محروم گشته و به دردها و آلام روحي و رواني گرفتار مي‌شود. چنانکه حضرت علي(ع) مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
بالصحه تستکمل اللذه؛ با صحت و عافيت، لذت انسان کامل مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
اين صحت، اعم از سلامتي جسمي و روحي است؛ سلامتي بدن، لذت کامل جسمي را به دنبال دارد و صحت روح، لذت کامل روحي و معنوي را. مردي که در غيرت ضعيف و سست است و از خودنمايي همسر يا دختر خود نه تنها ناراحت نيست، بلکه مباهات هم مي‌کند، دچار بيماري روحي و فکري است، هرچند در بعد جسمي سالم باشد.
+
 
+
+
 
+
براين اساس چنين زن‌هايي از به دست آوردن عاشق واقعي، به عنوان همسر دلسوز و وفادار محرومند، چرا که عاشق راستين کسي است که عشق او برپاية زيبايي باطني زن، به ويژه حيا، عفت، وقار و پوشش اسلامي و ديني باشد، هرچند زيبايي ظاهر هم مورد توجه قرار بگيرد؛ همانگونه که در اسلام نيز به آن توجه شده است.
+
 
+
+
 
+
جوان با ايمان و عفيف به دنبال دختري مي‌گردد که به لحاظ روحي و اخلاقي هم سنخ باشد؛ يعني دختري باتقوا و عفيف. حتي کساني که در ايمان و عفاف ضعيف بوده و از جاده مستقيم به بيراهه رفته‌اند، براساس فظرت الهي و الهام دروني خويش از امور منافي عفت و
+
 
+
+
 
+
[۳۰]
+
 
+
+
 
+
حيا متنفرند و خواستار ازدواج با دختران پاکدامن و باحيا و عفت مي‌باشند. ويل‌دورانت- مورخ و فيلسوف غرب- مي‌گويد:
+
 
+
+
 
+
زنان بي‌شرم و حيا، جز در موارد زودگذر، براي مردان جذاب نيستند. مردان جوان به دنبال چشمان پراز حيا مي‌باشند و بدون آن که بدانند حس مي‌کنند که اين خودداري ظريفانه- عفت و حيا- از يک لطف و رقت عالي خبر مي‌دهد.
+
 
+
+
 
+
خانم اوريزان مارون هم مي‌گويد:
+
 
+
+
 
+
مرد فطرتاً طالب دختري است که مانند بنفشه محبوب و سليم‌الطبع و در عين سادگي و عفاف، داراي کمال، لطف و دلبري باشد؛ زني که داراي صفات و ملکات فاضله بوده و نام «زن» شايستة اوست، هرجا و به هر حالت که باشد مورد تقديس و احترام مرد واقع مي‌شود.
+
 
+
لاقيدي، بدحجابي و عاطفه
+
 
+
+
 
+
قلب کانون عواطف، احساسات و انفعالات است؛ عاطفه از قلبي بر مي‌خيزد و برقلب ديگر مي‌نشيند و آن را تحت تاثير قرار مي‌دهد. ميزان محبت و عاطفه هر فردي به اندازه سلامت رواني، عاطفي و طهارت روحي و قلبي او بستگي دارد؛ همانگونه که ميزان انفعال و تاثيرپذيري افراد در برابر عواطف و محبت‌هاي خالصانه و اندرزها و موعظه‌هاي ديگران نيز اين چنين است.
+
 
+
+
 
+
دل هر چه از صفات ناپسند و زنگار گناه دور و پاک باشد لطافت، طراوات و نرمي آن بيشتر خواهد بود؛ در نتيجه بيشتر تحت تاثير اندرزها و گفتارهاي حق و مهر و محبت‌ها و امور عاطفي زن و ديگران قرار مي‌گيرد؛ به همين دليل قلب مردان الهي منبع محبت زياد و عواطف سرشار است؛ از يک سو به مردم به ويژه همسران خود محبت و علاقه فراوان دارند و
+
 
+
+
 
+
[۳۱]
+
 
+
+
 
+
در نتيجه در هدايت و کمک و ياري به آنها از هيچ کوششي دريغ نمي‌کنند و از سوي ديگر در برابر امور عاطفي ديگران سخت تحت تاثير قرار مي‌گيرند.
+
 
+
+
 
+
جلوه‌گري و بدحجابي زنان در جامعه- که نشانة گم کردن هدف والاي حيات است- مردان را هم از هدف آفرينش و زندگي غافل نموده و در ماديات، شهوات و اخلاق و صفات فاسد و آلوده غرق مي‌کند، که باعث بيماري و تاريکي قلب و سخت و خشن شدن دل مي‌شود و روشن است که انسان بيماردل و قس‌القلب در برابر عواطف زنان کمتر تحت تاثير قرار مي‌گيرد و چه بسا هيچ عاطفه‌اي را برنمي‌تابد و چه بسا آن را به مثابة فريب و حيله نموده و بران واکنش منفي نشان مي‌دهد.
+
 
+
+
 
+
آن چه براي انسان ناآگاه و شهوت طلب اهميت دارد، خودخواهي و هوس اوست؛ خودخواهي و خويشتن‌پرستي او مانع خدابيني و دگرخواهي مي‌شود. خودمحوري و حرکت در چهارچوب خواسته‌هاي شهواني و حيواني مجال جست و جو دربارة شخصيت انساني همسر را به او نمي‌دهد، تاسپاس‌گزار و پاسخ‌گوي عواطف و مهرورزي همسر خويش باشد. او خود را مي‌بيند و بس، مگر آن که در نهان خانه دلش هنوز ردپايي از مهر و محبت مانده باشد.
+
 
+
+
 
+
برهمين اساس است که مردان کم‌غيرت که ناموسشان را اعم از همسر و دختر- در برابر نامحرمان و چشمان معصوم نوجوانان و جوانان به نمايش مي‌گذارند، همانند نمايش يک شيء مادي و فاقد ارزش معنوي، و قلب آنها را آلوده و غريزة آنان را منحرف و گمراه مي‌سازند و با اين همه از جهت عاطفي- نه ديني-هم متاثر و هوشيار نمي‌شوند؛ چنانکه اين گونه افراد در اثر ضعف عاطفه-در کمک خالصانه و محبت به ديگران ناتوان‌اند.
+
 
+
+
 
+
از سوي ديگر استفاده بهتر از توانايي‌ها و استعدادهاي زن، به ويژه از چشمة جوشان عواطف و محبت‌هاي او در صورت وجود زمينة مساعد و عوامل محرک ممکن و شدني است.
+
 
+
+
 
+
[۳۲]
+
 
+
+
 
+
مهمترين گام در اين راستا، حفظ سلامت رواني و عاطفي زن مي‌باشد که در ساية عنايت به شخصيت انساني و حفظ حرمت او، برخوردهاي شايستة توأم با محبت و صداقت و بر‌آوردن نيازها و خواسته‌هاي معقول وي تحقق مي‌يابد.
+
 
+
+
 
+
روشن است جامعه‌اي که مردان آن با اعمال و صحنه‌هاي تحريک‌آميز زنان، به سمت لذت‌هاي شهواني و ماديات و خودخواهي کشانده شوند و روح ملکوتي خود را فراموش نمايند و نسبت به شخصيت انساني خود محبت نداشته باشند، نمي‌توانند حافظ و نگهبان حرمت و سلامت رواني و عاطفي همسران خويش باشند و در نتيجه، اين چشمه‌هاي جوشان محبت به مرور از ميان رفته و زنان در بعد عاطفي و محبت خلع سلاح مي‌شوند؛ به همين جهت است که در دنياي غرب، نور عواطف و محبت‌هاي راستين و خالصانه کم‌فروغ و يا خاموش گشته‌اند.
+
 
+
+
 
+
به علاوه زنان آسيب‌زا نيز در اثر فراموشي هويت ارزشمند خويشتن و ارتکاب گناهان بزرگي که ناشي از هتک حريم ارزشمند پوشش اسلامي و بروز فجايع و انحرافات است، طهارت و نورانيت قلبي، روحي و سلامت و بهداشت رواني و عاطفي خود را از دست مي‌دهند. يکي از نشانه‌هاي آن، بي‌تفاوتي آنان در برابر واژگون شدن خود را از دست مي‌دهند. يکي از نشانه‌هاي آن، بي‌تفاوتي آنان در برابر واژگون شدن ارزش‌ها، از هم پاشيدن خانواده‌ها، انحرافات و اعتياد جوانان و نوجوانان و ساير پي‌آمدهاي بي‌حجابي و بدحجابي و به طور کلي استوار ساختن لذايذ کاذب خود برآلام ديگران است. چه اين که بي‌توجهي آنان به دستورهاي الهي دربارة ضرورت حجاب عفيفانه و شئون اخلاقي در برابر نامحرمان و بي‌اعتنايي به اندرزها و پندهاي خيرخواهانه، نشانة بي‌محبتي به خويشتن است.
+
 
+
+
 
+
[۳۳]
+
 
+
+
 
+
خلاصه آن که ايمان راستين و عفاف حقيقي، باعث گسترش عاطفه و محبت و دگر دوستي مي‌گردد و بي‌ايماني، بي‌بندوباري و شهوت‌طلبي موجب خمودي، سستي عاطفه و خودخواهي است، زيرا مباني ديني و معتقدات و احکام اسلامي- که ضامن اجرايشان محبت خدا و پاداش‌ها و کيفرها مي‌باشد- يگانه عامل سلامت و نورانيت دل و مهمترين وسيلة حفظ و پرورش عواطف انساني و انسان‌دوستي بالاخص دربارة همسر و فرزندان است. اما لاقيدي، بدحجابي، دوستي‌ها و روابط غيرمشروع دختران و پسران و امثال اينها سبب فراموشي ضمانت اجرا دو در نتيجه سست شدن ايمان، عاطفه، نوع دوستي و خيرخواهي در جامعه و خانواده مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
افزون براينها، نشان دادن جاذبه‌هاي زنانه- به جاي ارائة زيبايي‌هاي معنوي- در برابر ديدگان مردم، به ويژه جوانان و نوجوانان، موجب رواج روابط به ظاهر دوستانه مردان و زنان جوان شده و مردان با اين شيوة کاذب، نيازهاي عاطفي خويش را تامين مي‌کنند و از ابزار محبت و عاطفه همسران-فعلي يا آينده- خود احساس بي‌نيازي مي‌کنند و بدين ترتيب بانوان لاقيد و بدحجاب، قوت تاثير ابزار عاطفه را در تحکيم شخصيت و افزايش محبوبيت خويش از جهات گوناگون نزد همسران از دست مي‌دهند.
+
 
+
بدحجابي و آرايش براي همسر
+
 
+
+
 
+
زناني که حريم ارزشمند خود را پاس ندارند و با خودآرايي و نشان دادن زيور و جاذبه‌هاي خود در برابر نامحرمان حاضر شوند، طبيعتاً چشم مردان عادي به دنبال آنها خواهد بود، در نتيجه نسبت به همسران خود و آرايش آنان بي‌رغبت و يا کم‌رغبت خواهند شد، زيرا کثرت و تنوع جاذبه‌ها و آرايش‌هاي زنان در جامعه، خودآرايي و زيباسازي زن در خانه را تحت‌الشعاع خود قرار داده و جاذبة آن را در نظر شوهرش از بين مي‌رود، به خصوص اين که
+
 
+
+
 
+
[۳۴]
+
 
+
+
 
+
با گذشت زمان و هم‌نشيني زن و شوهر در کنار يکديگر، جذابيت‌تزيين و آرايش زن در نزد مرد طبيعتاً کاهش پيدا مي‌کند.
+
 
+
+
 
+
بنابراين زناني که با فروش رايگان زيبايي‌ها و جاذبه‌هاي خدادادي، نظر مردان نامحرم جامعه را به خود جلب مي‌سازند، در واقع مشغول خلع سلاح خود و هم‌نوعان خويش مي‌باشند، که نتيجة آن تخريب يا تشعيف حرمت و معشوقيت آنان است، مگر زنان عفيف و محجبه که از نعمت شوهر عفيف و باتقوا برخوردار باشند.
+
 
+
+
 
+
در مقابل، جامعه‌اي که از زينت عفاف و حيا و پوشش کامل زنان و غيرت مردان برخوردار باشد و نمايش جاذبه‌هاي زنانه محدود به خانه و همسر باشد، از يک سو ارزش و منزلت و موقعيت زنان در نظر مردان فوق‌العاده بالا مي‌رود و از سوي ديگر قدرت ميل و حرص مردان به جاذبه‌ها و زيبايي‌هاي زنان افزايش مي‌يابد. مردان از آن جا که در خارج خانه به زنان دسترسي ندارند، طبيعتاً به همسران خويش و جاذبه‌هاي آنان جذب مي‌شوند که همين امر مايه گرانبها شدن آنها، تداوم‌بخش محبوبيت آنان و استحکام خانواده خواهد بود و به قول ويل‌دورانت:
+
 
+
+
 
+
آن چه بجوييم و نيابيم عزيز و گرانبها مي‌گردد، زيبايي يک شيء- چنان که خواهيم ديد- بستگي به قدرت ميل به آن شيء دارد، ميلي که با اراض و اقناع ضعيف مي‌شود، با منع و جلوگيري قوي مي‌گردد.
+
 
+
لاقيدي و غريزة جنسي
+
 
+
+
 
+
ترک عفاف و حجاب کامل اسلامي، باعث شعله‌ور شدن نيرومند‌ترين غريزة آدمي يعني غريزة جنسي و در نتيجه شيوع روابط نامشروع و غيرانساني بعضي از زنان و مردان است. به هر اندازه که حجب و حياي زنان در فضاي جامعه از بين برود، غريزه شعله‌ورتر و روابط
+
 
+
+
 
+
[۳۵]
+
 
+
+
 
+
نامشروع براي اطفاي غيرايز افزايش مي‌يابد. مرداني که از اين طريق ناپسندانه، غريزه خود را اشباع نمايند، ديگر نياز غريزي ندارند تا براي تامين آن، رضايت خاطر همسرشان را به دست اورند.
+
 
+
+
 
+
بنابراين هرچه لاقيدي و روابط نامشروع حيواني افزايش يابد غريزة جنسي در خانواده کارآيي خود را از دست خواهد داد. به همين دليل اين زنان با رعايت نکردن شئون انساني و اسلامي در اجتماع فرصت‌هاي طلايي را از دست داده، ضربه‌هاي بسيار بزرگ و غيرقابل جبران برمحبوبيت خود نيز و همسران خويش زده و مهم‌ترين رکن خانواده و پيوند خانوادگي را سست مي‌کنند.
+
 
+
+
 
+
افزون براين که اوج فعاليت و لذت غريزة جنسي زن در صورتي است که روابط شوهر با او براساس احترام و محبت و صداقت باشد و به شخصيت حقيقي و حقوقي او توجه کامل کرده و زن در امنيت کامل به سر ببرد. بديهي است روابط مردان بي‌تقوا و شهوت‌ران با همسرانشان هرگز چنين نيست و لذا زن در اين لذت نامشروع ناکام خواهد بود و احياناً زمينه براي انحارف او فراهم خواهد گشت.
+
 
+
خودنمايي در جاهليت قديم و جاهليت مدرن
+
 
+
+
 
+
همانگونه که بيان شد، زنان عرب قبل از ظهور اسلام داراي پوشش و حجاب شايسته نبودند و با آشکار کردن زينت‌ها و نمايش برخي از اندام خويش در جامعه حاضر مي‌شدند. اين وضع با تجلي خورشيد تابان اسلام نيز ادامه داشت و آيات و دستورهاي الهي به تدريج در شرايط و موقعيت‌هاي مناسب نازل و برمدرم ابلاغ مي‌شد، تا ايم که زمينة نزول آيات وجوب حجاب و حرمت خودنمايي در جامعه و مجالس عمومي آماده شد و آياتي که گذشت به مردم، به ويژه زنان ابلاغ شد.
+
 
+
+
 
+
[۳۶]
+
 
+
+
 
+
اما به دليل اهميت موضوع که بي‌توجهي به آن باعث فساد اخلاقي فردي و اجتماعي و تباهي ارزش‌هاي راستين انساني و الهي و جايزگين شدن ضدارزش‌ها و حتي تلقي ارزش از آنها مي‌گردد، پروردگار عالم مجدداً آن را با لحن توبيخ‌آميز و هشدار دهنده‌اي مورد تاکيد قرار مي‌دهد، اما چنانکه در بحث قبل گفته شد به دليل موقعيت خاص و خطير زنان پيامبراکرم(ص) خطاب را متوجه آنان مي‌فرمايد؛ ولي در واقع همه زنان مخاطب آيه هستند و به اصطلاح يک تير و دو نشان است، چنانکه مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(وقرن في بيوتکن و لاتبرجن الجاهليه الاولي)؛ در خانه‌هاي خود قرار بگيريد و همانند دوران جاهليت نخستين که زنان به منظور خودنمايي از منزل خارج مي‌شدند در ميان مردم ظاهر نشويد.
+
 
+
+
 
+
منظور از (قرن في‌بيوتکن) اين نيست که زن به طور کلي در خانه بنشيند، بلکه اين است که براي خودنمايي و نمايش جاذبه‌هاي زنانه در ميان مردم که عامل تضعيف و سقوط ارزش‌هاي الهي و انساني است حاضر نشود، به قول استاد شهيدآيت‌الله مطهري:
+
 
+
+
 
+
تاريخ اسلام به صراحت گواه است که پيامبراکرم(ص) زنان خود را به سفر مي‌بردند و آنان را از بيرون شدن از خانه منع نمي‌فرمودند. مقصود از اين دستور آن است که زن به منظور خودنمايي از خانه بيرون نشود و مخصوصاً در مورد زنان پيغمبراکرم(ص) اين وظيفه سنگين‌تر و مؤکدتر است.
+
 
+
+
 
+
چنانکه سيرة حضرت زهرا(ع) نيز اين بود که به هنگام نياز و ضرورت، در جامعه حضور شرعي، صحيح و عفيفانه داشتند، نه حضور با پايين آمدن ارزش و شخصيت زن، از بين رفتن عفاف و پايمال شدن ارزش‌ها و حريم‌ها. حضرت زينب(ع) نيز که در دامن مطهر آن بانوي بزرگ اسلام و مادر نمونه پرورش و تربيت يافته بود با حضور عفيفانه و حفظ ارزش‌ها
+
 
+
+
 
+
[۳۷]
+
 
+
+
 
+
در کربلا و... درخشيد و سازندة حادثة عاشورا و حافظ اهداف بزرگ قيام حسيني گشت و به جوامع، بيداري و هوشياري و حيات معنوي بخشيد و خواهد بخشيد.
+
 
+
+
 
+
«تبرج» به معناي ظاهر شدن در ميان مردم است. برج ساختمان‌هاي بلند نيز از همين ماده است، زيرا هميشه در برابر ديدگان مردم ظاهر است.
+
 
+
+
 
+
مقصود از جاهليت نخستين(الجاهليه الاولي)- چنانکه تفاسير گويند- جاهليت قبل از بعثت رسول گرامي اسلام(ص) بوده که در آن عصر وضعيت پوشش زنان، عفيفانه و خداپسندانه نبوده است، در حالي که موضوع عفاف و حجاب زنان، حکم و فرمان مشترک فطرت تمام انسان‌ها و شريعت تمام اديان الهي مي‌باشدو
+
 
+
+
 
+
بنابراين طبق اين آيه، خودآرايي و خودنمايي و بدحجابي زنان، عمل جاهلانه‌اي است که زنان عصر جاهليت قديم به آن مبتلا بودند و زنان مسلمان نبايد زيربار چنين ننگي بروند. ضمن اين که تعبير به جاهليت نخستين نشان مي‌دهد که جاهليت ديگري همانند جاهليت قبل از اسلام درپيش است و اين در حقيقت يکي از پيشگويي‌هاي قرآن کريم است، که کاملاً با عصر ما منطبق مي‌باشد و بلکه جاهليت اين عصر به اصطلاح متمدن به مراتب شديدتر و بدتر و حتي به صورت مدرن است که مظاهر وحشتناک آن در دنياي غرب و کشورهاي متمدن مادي‌گرات مشهود مي‌باشد.
+
 
+
+
 
+
متاسفانه جوامع اسلامي و جامعه اسلامي ايران نيز تا حدودي تحت تاثير فرهنگ مبتذل غرب قرار گرفته و بعضي از زنان و مردان مسلمان با فراموشي فرهنگ غني اسلام و مخالفت با فرمان پرودگار عالم دربارة وجوب حجاب عفيفانه و غيرت‌مردانه، پيرو فرهنگ بيگانه شده‌اند و ننگ جاهليت مدرن را به جان خريدند چنانکه از امام صادق(ع) از پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مورد بحث:
+
 
+
+
 
+
[۳۸]
+
 
+
+
 
+
(ولاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي)؛ چنين آمده که فرمودند: اي ستمون جاهليه اخري؛ يعني به زودي جاهليت ديگري خواهد آمد.
+
 
+
لاقيدي، خودنمايي و سه دورة خطرناک فراروي امت اسلامي
+
 
+
+
 
+
اين پيش‌گويي قرآن، در فرمايش پيامبر(ص) که مرتبط با وحي و متصل با منبع بي‌نهايت علم الهي مي‌باشد، به صورت شفاف‌تر آمده است که نشان مي‌دهد سه دورة بسيار خطرناک، امت اسلامي را را مي‌گيرد؛ به گونه‌اي که هر دوره‌اي نسبت به دورة قبل فجيع‌تر است، آن‌جا که مي‌فرمايد:
+
 
+
+
 
+
کيف بکم اذا فسدت نساءکم و فسق شبابکم و لم تامروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر؟ فقيل له: و يکون ذلک يا رسول‌الله؟ فقال: و شر من ذلک، کيف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهيتم عن المعروف؟ فقيل له: يا رسول‌الله و يکون ذلک؟ قال نعم و شر من ذلک، کيف بکم اذا رايتم المعروف منکرا و المنکر معروفاً؟ چگونه است شما را آن زماني که زنان شما فاسد مي‌شوند و جوانان شما فاسق مي‌گردند و حال آن که امر به معروف و نهي از منکر نمي‌کنيد؟ به حضرت گفته شد آيا چنين مي‌شود يا رسول‌الله؟ پيامبر فرمودند: بدتر از آن نيز مي‌شود. چه مي‌شود شما را زماني که به کارهاي بد فرمان مي‌دهيد و از کارهاي نيک باز مي‌داريد؟
+
 
+
+
 
+
باز به حضرت گفته شد: يا رسو‌الله آيا چنين چيزي مي‌شود؟! پيامبراکرم فرمودند: بله، بدتر از آن هم مي‌شود. چگونه مي‌شود برشما آن زمان که نيکي‌ها درنظر شما بدو زشتي‌ها در نظرتان نيک جلوه مي‌کند؟
+
 
+
+
 
+
ترتيب اين سه مرحلة بسيار تلخ و ناگوار در فرمايش غيبي پيامبراکرم(ص) که از فاسد شدن زنان شروع و به منقلب شدن ارزش‌ها و ضدارزش‌ها ختم مي‌شود، کاملاً طبيعي و منطقي و
+
 
+
+
 
+
[۳۹]
+
 
+
+
 
+
مرتبط با يکديگر مي‌باشد که در خور دقت است، زيرا وقتي زنان بالاخص جوانان آنها در اثر عوامل گوناگون‌، از جمله فريب الفاظ زيبا و دلپسند و شعارهاي فريبندة شياطين، راموشي مقام با عظمت زن، دوري از فرهنگ غني قرآن و تربيت ناصحيح خانوادگي، اعتلاي شخصيت خود را در بي‌حجابي و بدحجابي و خودآرايي و خودنمايي در جامعه و دوست شدن با پسران و امثال اين امور پنداشتند که اولين حرکت‌هاي فاسدانه و فاسقانه است و از طرفي فريضة حياتي امر به معروف و نهي از منکر از سوي زنان عفيفه و مردان مسلمان در اين باره، ترک و فراموش گشت، جوانان که شهوت جنسي آنان بيدار گشته، در اثر جاذبه‌هاي به نمايش گذاشته شدة زنان تحريک گشته و با طغيان و سرکشي غريزه، به وادي شهوات و ارتباطات نامشروع مي‌افتند و در نتيجه، زنان فاسد و جوانان فاسق مي‌گردند.
+
 
+
+
 
+
با ادامة اين حوادث ناگوار در دورة اول، کم‌کم دورة دوم فرا مي‌رسد. در اثر ترک امر به معروف و نهي از منکر، فساد زنان و فسق جوانان افزايش و ادامه يافته و همين امر علت تحقق دوره دوم مي‌شود. در اين دوره جرات برفساد و فسق افزايش يافته و قبح و زشتي برخي از گناهان به ويژه گناه بزرگ و مستمر بدحجابي‌ها و خودنمايي‌ها و روابط دختران و پسران از بين مي‌رود؛ به گونه‌اي که به چنين گناهان و منکراتي امر مي‌شود و غيرت و عفت و پاکي و حجاب دختران عفيف و پسران غيور مورد نهي و ملامت و تمسخر زنان فاسد و فريب خورده مردان کم‌غيرت يا بي‌غيرت و ضعيف الايمان قرار مي‌گيرد، اما اين جا آخر کار نيست.
+
 
+
+
 
+
باز در اثر افزايش و ادامه اين وضع در دورة دوم مخصوصاً با ترک فريضه امر به معروف و نهي از منکر از سوي خوبان و مسئولان جامعه و سياه بودن کارنامة آنها نسبت به اين واجب
+
 
+
+
 
+
[۴۰]
+
 
+
+
 
+
بزرگ الهي، به تدريج دوره سوم، که معلول دوره دوم و فرزند ناخلف و ميوة تلخ آن است، پديد مي‌آيد.
+
 
+
+
 
+
در اين دوره به خاطر بيگانه شدن از فرهنگ ناب اسلام، افزايش گناهان، استمرار فسادها و فسق‌ها و آلودگي‌و تاريکي دل‌ها، حس تشخيص حق و باطل بسياري از افراد جامعه به ويژه زنان و دختران فاسد و مردان و جوانان فاسق از بين رفته و دگرگون مي‌گردد؛ ارزش‌ها در نظر آنها تبديل به ضدارزش و ضد ارزش‌ها تبديل به ارزش مي‌شود؛ تقوا، حيا، عفاف و حجاب اسلامي زنان که فرمان فطرت و شريعت و طاعت پروردگار عالم است، عيب و ضدارزش محسوب شده و ولنگاري و بدحجابي و ضعف يا فقدان غيرت و عفت، که ضدساختار و آفرينش انسان و مخالف دستورهاي الهي است و خشم و غضب خداوند سبحان را بر مي‌افروزد، نيک و ارزش و نشانة شخصيت و آزادي و روشن‌فکري و نظاير اين عناوين جذاب شمرده مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
دوستي دختران و پسران مدال افتخار شمرده شده و علامت قهرماني و نشانة شجاعت حساب مي‌شود و دختران و پسران با عفت و حيا که افتخار و قهرماني خود را با الهام از عقل و وحي، در غلبه برهوس و شهوت و اطاعت از خداوند متعال و پيروي از ارزش‌هاي راستين مي‌دانند و از دوستي با غيرهم صنف خود دوري مي‌جويند، هدف سلاح سرد و مورد تمسخر ساده‌لوحان غافل قرار گرفته و افراد امل، بي‌عرضه، مرتجع و عقب افتاده، ناموفق، غيرمتمدن، بي‌فرهنگ و... معرفي مي‌کنند، که متاسفانه بعضي از عزيزان جوان و نوجوان پاک و با حيا نيز تحت تاثير چنين القائات جاهلانه و بي‌دليل و منطق قرار گرفته و خود را باختند.
+
 
+
+
 
+
با اين که اهل حقيقت هيچ‌گاه نبايد تحت تاثير القائات شيطاني قرار گيرند و از تمسخر و سرزنش نابخردان ملامت‌کننده نهراسند؛ (ولا يخافون لومه لائم).
+
 
+
+
 
+
[۴۱]
+
 
+
+
 
+
چه قدر جاي تعجب و تاسف است که کار بعضي از زنان و مردان و جوانان بدانجا برسد که پاکي و طاعت خداوند متعال نزد آنان جرم و عيب تلقي شده و پاکان و بندگان مطيع الهي مطود آنان شوند و بي‌حيايي و مخالفت با خداي مهربان نزد آنها ارزشمند و نشانة رشد فکري و فرهنگي و شخصيتي باشد!
+
 
+
نتيجه ازدواجهاي خياباني
+
 
+
+
 
+
براساس آمار شماري از مراجعه کنندگان به دادگاههاي نوعروساني هستند که هنوز عروسي نکرده‌اند و اندکي از تاريخ عقدشان گذشته است که درخواست طلاق دادند. اين موضوع نشان مي‌دهد که بعضي از دختران درانتخاب همسر دچار شتابزدگي شده‌اند، و بدون تحقيق درباره خصوصيات اخلاقي و ديني جوان موردنظر و بدون مشورت با والدين و ريش سفيدها، پس از ديدار سطحي در خيابان راضي به ازدواج مي‌شوند در نيتجه پس از چندي پشيمان گشته و زندگي‌شان با شکست مواجه مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
سرپرست مجتمع قضايي خانواده، در اين مورد مي‌گويد:
+
 
+
+
 
+
آيا براي ازدواجي که نطفه آن در ديدارهاي سطحي خيابان بسته مي‌شود و ملاک‌ها، تنها صورت ظاهر و به رخ کشيدن ثروت و نشان دادن پيراهن و شلوار براساس مد روز باشد. سرنوشتي جز اين را مي‌توان انتظار داشت؟!
+
 
+
+
 
+
اگرچه دختر و پسر بايد يکديگر را بشناسند و ببينند همانطوري که اسلام عزيز به آن عنايت درد ولي اين ديدارها در حضور والدين و بزرگترها صورت گيرد تا جوانان عزيز مخصوصاً دختران به وسيله دلسوزانشان راهنمايي شوند و ملاک و معيار در شناخت افراد به کمک آنها برايشان بيان شود.
+
 
+
بهترين سلاح شيطان
+
 
+
+
 
+
[۴۲]
+
 
+
+
 
+
رسول خدا(ص) فرمود:
+
 
+
+
 
+
«اوثق سلاح ابليس النساء».
+
 
+
+
 
+
مطمئن‌ترين اسلحه براي شيطان، زنان هستند.
+
 
+
+
 
+
شيطان براي نابودي بشر سلاحهاي متعددي دارد. همان گونه که انسانها براي جنگ با دشمن، سلاحهايشان متعدد مي‌باشد. لکن آن سلاحي که از همه بيشتر قابل اعتماد براي شيطان در جنگ با انسان است و او را کاملاً موفق کرده زنان بي‌تقوا هستند.
+
 
+
+
 
+
از اين حديث معلوم مي‌شود شيطان هر وقت از راههاي مختلف براي از بين بردن انسانها مايوس مي‌شود، از وجود زنان هرزه و بي‌اعتقاد استفاده مي‌کند.
+
 
+
+
 
+
زناني که به غير از خودآرايي به چيز ديگري فکر نمي‌کنند همانها که بازيچه دست مردان ظالم بوده‌اند. در روزگار ما نيز يکي از مؤثرترين عوامل استعمارگران در ظلم و غارت مردم جهان بويژه کشورهاي اسلامي زنان فاسدالاخلاق هستند.
+
 
+
+
 
+
خداوند سبحان مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
«زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطره من الذهب و الفضه و الخيل المسموه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحيوه الدنيا و الله عنده حسن الماب».
+
 
+
+
 
+
محبت امور مادي، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاي ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلو داده شده است(تا در پرتو آن آزمايش و تربيت شوند ولي) اينها (در صورتي که هدف نهايي آدمي را تشکيل دهند) رمايه زندگي پست(مادي) هستند، و سرانجام نيک و زندگي عاليتر و جاودانه‌تر در نزد خدا هست.
+
 
+
+
 
+
اين آيه و مشابه آن هيچ گاه علاقه معتدل نسبت به زن و فرزند و اموال را نکوهش نمي‌کند. زيرا پيشبرد اهداف معنوي بدون وسايل مادي ممکن نيست و از طرف ديگر دنيا و آنچه در
+
 
+
+
 
+
[۴۳]
+
 
+
+
 
+
آن است اعم از خوراکيها و پوشيدنيها و آنچه در آسمانها و زمين هست همه زيبا هستند زيرا اينها نعمت و نشانه‌هاي قدرت و عظمت خداوند قادر مي‌باشند.
+
 
+
عواقب اسفبار بي‌حجابي و بدحجابي
+
 
+
۱- ضايع کردن حق شوهر
+
 
+
+
 
+
خداوند سبحان بدن و اعضاي آن را به عنوان امانت به ما داده است. و صاحب اصلي، خداي بزرگ است. زينت و زيبايي زن که از نعمت و امانت حق‌تعالي محسوب مي‌شود نيز پس از ازدواج مربوط به شوهرش است، نه اينکه آن را در معرض ديدگاه عموم قرار دهد.
+
 
+
+
 
+
رسول خدا(ص) فرمودند:
+
 
+
+
 
+
«ايما امراه تطبيت لغير زوجها لم تقبل منها صلاه حتي تغتسل من طيبها کغسلها من جنابتها».
+
 
+
+
 
+
هر زني که خود را براي غيرشوهرش خوشبو و آرايش کند،خداوند نماز او را قبول نمي‌کند، تا اينکه براي پاک ساختن خود از آن، غسل کند چنانکه خود را از جنابت، غسل مي‌دهد.
+
 
+
۲- محروم از محبت
+
 
+
+
 
+
زن هرچه عفتش بيشتر باشد در قلب مرد بيشتر جاي دارد و زن بي‌بندوبار چون ترس از خداوند در دلش نيست و عفت ندارد، نمي‌تواند محبت شوهرش را به دست آورد.
+
 
+
۳- آفت تحصيل علم
+
 
+
+
 
+
هرچه قدر زن عفت بيشتري داشته باشد، در تحصيل علم موفقتر مي‌باشد. زيرا تحصيل علم نيازمند تمرکز فکر است و دختر يا زني که به دنبال خودنمايي است و هر لحظه براي جلب مردان هرزه خود را به شکلي در مي‌آورد، ديگر تمرکز حواس ندارد و درتحصيل علم موفق نخواهد بود.
+
 
+
۴- پيوسته زيانکار
+
 
+
+
 
+
[۴۴]
+
 
+
+
 
+
راستي او که خود را در معرض ديد نامحرمان قرار مي‌دهد. در مقابل، دل چه کسي را به دست مي‌آورد؟ دل جوانان و مردان هرزه را، زيرا مرد مسلمان و مومن حقيقي از اين کار، متنفر است. آيا دل آن گونه افراد به دست آودن، ثمره دنيوي و اخروي دارد؟! حال که خداوند چنين نعمت تندرستي را بذل و بخشش نموده، رسم امانتداري و بندگي او اين است که رضاي وي را به دست آورده نه دل مردان هرزه که زنان را وسيله‌اي براي اهداف شيطاني خود قرار مي‌دهند.
+
 
+
۵- تباهي شخصيت
+
 
+
+
 
+
گويند مرد شمشير زن است و زن شمشيرساز است. پيوسته در طول تاريخ مرد در صحنة مبارزه عليه طاغوت از مدد زن بهره جسته است. حضرت خديجه در کنار رسول‌خدا(ص)، حضرت فاطمة زهرا(س)، درکنار حضرت علي(ع) حضرت زينب(س) در کنار برادرش امام‌حسين(ع) مبارزه کردند. زني که چنين مقام و ارزشي دارد، چرا بايد آن قدر سقوط کند تا آنجا که ملعبة مردان هرزه و شهوتران باشد.
+
 
+
+
 
+
کمبود تربيت و شخصيت و محبت را نمي‌توان با عشوه و ناز و کرشمه با نگاه کردن مردم به دست آورد. جز آنکه آدمي روز به روز از نظر روحي افسرده و نااميدتر واز لحاظ جسمي زشت‌تر، و از نظر اجتماعي مورد تنفر انسانهاي مؤمن قرار خواهد گرفت.
+
 
+
+
 
+
زن بدحجاب به جاي اين که عفت را که ارزش زيادي دارد حفظ کند تا مردم با عزت و احترام به سراغ او بيايند، با بدحجابي و نشان دادن خود به ديگران، خويش را بي‌ارزش مي‌کند.
+
 
+
۶- نوعي شرک
+
 
+
+
 
+
[۴۵]
+
 
+
+
 
+
شايد بتوان مدپرستي را نوعي شرک دانست. زن اگر تعدادي لباس متنوع داشته باشد، در حالي که به حد اسراف نرسد و با پوشيدن آنها شوهر را خوشحال کند، امر پسنديده‌اي است. ولي نبايد هم و غم خود را اين گونه مسائل قرار دهد تا جايي که براي رضايت ديگران و فخرفروشي و مدپرستي شوهرش را تحت فشار قرار دهد، و او را مجبور به قرش کردن شود ونزد ديگران شرمنده گردد.
+
 
+
۷- موجودي مصرفي
+
 
+
+
 
+
زن بدحجاب را بايد مصرف‌گري شناخت که با رفتار خود جز مفسده و ضرر چيزي به بار نمي‌آورد، زيرا با مصرف و حرکات تحريک‌آميز منشأ انحراف و فساد در جامعه مي‌گردد.
+
 
+
۸- اضطراب بي‌پايان
+
 
+
+
 
+
آنگاه که اصل و کمال در انسان لباس و مدپرستي باشد هر چه مي‌بيند، مي‌خواهد ودايم به فکر و تهيه آن است. و چون آماده کردن آنها بسيار مشکل و گاهي نامقدور است، روح او هميشه مضطرب و پريشان است و مانند کسي است که گم‌کردة خود را پيدا نمي‌کند.
+
 
+
۹- تاخير در ازدواج
+
 
+
+
 
+
اين امر عجيب نيست که اغلب خانواده‌ها و جوانان از زن بي‌تقوا و بدحجاب که هر روز از لحاظ اقتصادي و اجتماعي براي آنها دردسر ايجاد کند، متنفر مي‌باشند. در نتيجه سراغ دختراني که چنين اوصاف و حالاتي دارند، نمي‌روند. از سويي غيرت به آنها اجازه نمي‌دهد دختري را که زبانزد اراذل است، شريک و همراز زندگي خود قرار دهد. طبق اين اصل دختران بدحجابي که به همين علتها ازدواجشان به تاخير مي‌افتد کم نيستند.
+
 
+
۱۰- پاشيدگي زندگي
+
 
+
+
 
+
[۴۶]
+
 
+
+
 
+
وقتي ارزش و ملاک در زندگي بعضي‌ها ظواهر و تجملات و مدپرستي باشد چون اينگونه امور زود کهنه مي‌شود در نتيجه چنين افرادي مطلوب و مرادشان را هم زود از دست مي‌دهند، و سرانجام کار به جدايي مي‌کشد.
+
 
+
+
 
+
اصولاً در چنين خانواده‌ها چون عقل در انتخاب همسر نقشي ندارد اساس خانواده زود متزلزل مي‌شودو سرنوشت آنها جز طلاق و سرگرداني زن و بچه‌ها، و گاهي انحراف آنها چيز ديگر نيست.
+
 
+
+
 
+
از سويي زن بدحجاب و بي‌تقوا در اثر ناز و کرشمه و حرکات شيطاني خود باعث توجه مردان ضعيف‌الايمان به خود مي‌شود، در نتيجه، آن مردان به زنان خود بي‌اعتنا مي‌شوند و سرانجام اين زن بي‌تقوا سبب سردي و از هم پاشيدگي زندگي يک يا چند خانواده مي‌شود، و عواقب شوم و گناه بزرگ اين عمل زشت به گردن اوست. بعدها زني هم از او زيباتر اساس زندگي وي و خانواده‌اش را از بين مي‌برد.
+
 
+
۱۱- عامل فساد و ظلم، سقط جنين و ساير گناهان
+
 
+
+
 
+
اگر در يک کشور دين و مذهب حاکم نباشد، هيچ قدرتي قادر به جلوگيري از جنايات و جريام درآن جامعه نيست اگر چه از نظر نيروي انساني، تجهيزات و اطلاعات قوي باشد، زيرا نيروي پليس و... حداکثر کاري که مي‌کند ظواهر کشور را از لحاظ مفاسد حفظ مي‌کنند و از باطن کار، خبر ندارند.
+
 
+
+
 
+
بنابراين بايد يک نيروي ديگر درکنار اين نيروي ظاهري باشد، تا جامعه از انحطاط رهايي يابد و آن نيروي ديگر ار از دين بايد فرا گرفت، زيرا قدرت ديني در روح انسان نفوذ مي‌کند و هميشه در خلوت و آشکار همراه انسان هست و او را به کارهاي خوب تشويق مي‌کند و از انجام امور زشت باز مي‌دارد. اين نيرو که همان ايمان به مبدأ و معاد است از مليونها پليس
+
 
+
+
 
+
[۴۷]
+
 
+
+
 
+
براي جامعه مفيدتر است و تا زماني که دنياي امروز مجهز به اين قدرت دروني و اعتقادي نشود، آمار جنايان و مفايد زيادتر مي‌گردد.
+
 
+
+
 
+
عاقبت تسامح و سهل انگاري نسبت به روابط زن و مرد
+
 
+
+
 
+
حضرت محمد(ص) فرموده است:
+
 
+
+
 
+
«المرا عوره فاذا خرجت استشرفها الشيطان».
+
 
+
+
 
+
«زن سراسر پيکرش(اندام، حرکاتن و صدايش) شهوت‌انگيز و تحريک کننده است. هنگامي که از خانه خارج مي‌شود شيطان سراسر وجود او را احاطه مي‌کند.»
+
 
+
+
 
+
اين حديث مربوط به زناني است که در برابر نامحرم چه درداخل منزل و چه خارج منزل و محل کار و تحصيل و... حجاب کامل را رعايت نمي‌کنند و با لباسها و سخنان و حرکات تحريک‌آميزشان فضاي جامعه را آلوده مي‌سازند.
+
 
+
+
 
+
براساس همين روايت و روايات ديگر است که مراجع بزرگوار مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
نمايان بودن بدن زني حتي پا، در برابر نامحرم جايز نيست و پوشاندن دستها و گردي صورت نيز هرگاه آشکار بودن آنها سبب تحريک نامحرم باشد، واجب است.
+
 
+
+
 
+
مردان نيز نمي‌توانند به صورت و دست نامحرم آنگاه که با آرايش و زينت همراه است نگاه کنند و هرگاه بدون آرايش باشند نيز اگر به قصد لذت بردن نگاه کنند حرام است.
+
 
+
+
 
+
و باز مراجع مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
پوشيدن هر گونه لباسي که جلب توجه نامحرم کند براي زن حرام است. و زن در صورت ضرورت بيش از چند کلمه با نامحرم نمي‌تواند صحبت کند.
+
 
+
+
 
+
و همچنين مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
[۴۸]
+
 
+
+
 
+
اگر دختري که سن او بيشتر از سه سال است فوت کرد مرد نامحرم نمي‌تواند او را غسل دهد و نيز پسربچه که بيش از سه سال دارد زن نامحرم نمي‌تواند غسلش دهد.
+
 
+
+
 
+
و در بحث قرائت نماز مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
زن در نماز صبح و مغرب و عشار اگر صدايش را نامحرم مي‌شنود احتياط واحب است که نمازش را آهسته بخواند.
+
 
+
+
 
+
و در احکام نگاه کردن بعضي از مراجع مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
نگاه کردن به بدن زن نامحرم و دختري که نه سالش تمام نشده ولي خوب و بد را مي‌فهمد، و نگاه کردن به او عادتاً امکان تهييج و تحريک شهوت دارد و همچنين نگاه کردن به موي آن چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نکاه کردن به صورت و دست آنان حتي اگرچه بدون قصد لذت باشد جايز نيست. و نيز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مي‌باشد.
+
 
+
+
 
+
و باز مراجع عظام مي‌فرمايند:
+
 
+
+
 
+
بودن مرد يا زن نامحرم در جاي خلوت که ديگري نمي‌تواند به آنجا وارد شود حرام است و نمارشان صحيح نيست...
+
 
+
+
 
+
اگر زن در کنار مرد يا جلوتر بايستد و با هم وارد نماز شونذد نماز مرد و زن باطل است، اما اگر يکي قبلاً وارد نماز شده باشد نماز او صحيح و نماز دومي باطل است.
+
 
+
+
 
+
اين فتاواي مراجع عظيم‌الشان که از روايات ائمه اظهار(ع) گرفته شده به ما مي‌گويد: مسئله غريزه جنسي و برخورد دو جنس مخالف را بايد جدي گرفت و اگر يک لحظه از موازين شرع مقدس اسلام غفلت کنيم جامعه اسلامي به حرام و گناههاي بزرگ مبتلا خواهد شد.
+
 
+
+
 
+
براساس همين که زن تمام او شهوت‌انگيز است حضرت محمد(ص) فرمود:
+
 
+
+
 
+
[۴۹]
+
 
+
+
 
+
وقتي زن در جايي نشست و بعد بلند شد، در آن مکاني که زن نشسته بود ننشيند تا جاي او سرد گردد.
+
 
+
+
 
+
و باز حضرت محمد(ص) فرمود:
+
 
+
+
 
+
کسي که ايمان به خداوند بزرگ و روز قيامت دارد، شب را به صبح نمي‌کند در مکاني که نفس زن نامحرم را بشنود.
+
 
+
+
 
+
امام محمدباقر(ع) فرمود:
+
 
+
+
 
+
سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهاي شيطان است.
+
 
+
+
 
+
فردوسي در اين مورد مي‌گويد:
+
 
+
+
 
+
چو بازن پس پرده باشد جوان      بماند منش پست و تيره روان
+
 
+
+
 
+
به خواهران محترمي که شاغلند و يا به هر عنوان با نامحرم روبه رو خواهند شد اگر چه در داخل منزل با امثال برادر شوهر و شوهر خواهر و... باشد توصيه مي‌شود خيلي مواظب موازين شرعي و اخلاقي باشند. که ممکن است کوچکترين خنده و تبسيم و نرم سخن گفتن با نامحرم ايجاد فتنه و فساد نمايد.
+
 
+
+
 
+
و شيطان ملعون با وارد شدن در فکر و ذهن انسان بسيار موذيانه او را مي‌فريبد، بطوري که گاهي انسان را در محل کار و منزل و ... وادار به گناه مي‌کند و بعدهم آن گناه را براي ما توجيه مي‌کند. به اين که ايشان مثل برادرت مي‌ماند و يا مي‌گويد: وقتي شما منظوري نداريد خنده اشکال ندارد. در حاليکه آتش بسياري از مفاسد و جنايات و روابط نامشروع از همين خنده‌ها و نرم‌سخن‌گفتن‌ها و... شعله‌ور مي‌شود.
+
 
+
+
 
+
نه تنها در برابر نامحرم بلکه آزاد بودن در برابر محرم هم حد و مرزي دارد.
+
 
+
+
 
+
منبع: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت (ع)؛  http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/۶۱۰۲۵
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۷

نقش لاقیدی و بی‌حجابی در تخریب حقیقت‌جویی

محتویات

مقدمه

برای به دست آوردن علم و دانش و پرورش استعداد عقلانی و فطرت حقیقت‌طلبی، که لازمه رسیدن به کمالات و فضایل والای آدمی است، به تمرکز فکر، آرامش خاطر، شوق و اشتیاق نیاز است؛ مواجهةجوانان و نوجوانان با صحنه‌های هوس‌انگیز بانوان لاقید و بدحجاب، یکی از عوامل بسیار مهم کاهش یا زوال این امور می‌باشد که آسیب‌ها و مصائب بزرگی را برای آنان و خانواده‌هایشان و درنتیجه برای جامعه ایجاد می‌کند که به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم

عدم رشد و تکامل استعداد علمی

غریزة جنسی نسل جوان که نیرومندترین غیریزة آدمی است، با جلوه‌گری‌های زنانه شعله‌ور گشته، تمرکز و آرامش آنها را از بین می‌برد و قوه تخیل و توهم، به جای به فعالیت پرداخته و مناظر شهوت‌انگیز زنان را در ذهن خود تصویر می‌کنند؛ در نتیجه توانایی‌ها و قابلیت‌های فکری آنان هدر رفته و توان ذهنی و عقلی آنها کاسته می‌شود و چه بسا منجر به سلب شوق علمی آنها می‌گردد که پایین آمدن سطح کیفیت تحصیل و یا ترک تحصیل از جمله نتایج آن است.
بنابراین، خودآرایی و بدحجابی مانع رشد و کمال استعداد حقیقت خواهی جوانان و حتی خود زنانی می‌شود که عفاف و حجاب را رعایت نمی‌کنند و اشتیاق آنان را در تحصیل علوم و پیشرفت‌ها و خلاقیت‌های فکری برای رسیدن به جامعه‌ای رشد یافته، خودشناسی و کسب معارف اسلامی و دینی و آثار و برکات آنها برای وصول به کمالات و مقام والای انسانیت، زایل می‌گرداند و میزان تعهد و دین‌داری آنان را تا مرتبة ناچیز فرو می‌کاهد؛ همان‌گونه که امیرمؤمنان علی(ع) نیز می‌فرمایند:
لاتجتمع الشهوه و الحکمه؛ تبعیت از شهوت نفسانی با علم و حکمت جمع نمی‌شوند. الجاهل عبد شهوته؛ نادان بنده شهوت است- نه بنده خدا:
بزرگی این خسارت جبران‌ناپذیر به فرد و جامعه در صورتی معلوم می‌گردد که انسان باور کند علوم‌دینی و معارف توحیدی در این عالم، یگانه مبنای انسانیت و در عوالم بعد از آن، تنها معرفت موردنیاز است که نجات‌دهنده از عذاب و تعالی‌بخش درجات بهشتی است.

تمایل به گناه و انحراف‌های جنسی

تصویر و تخیل منظره‌های هوس‌انگیز زنانه، که ریشه در خودنمایی عده‌ای از زنان غیرعفیف یا کم‌عفیف دارد، در صورت استمرار، پرده برعقل عاقبت‌اندیش انداخته و خاطرات شیطانی در صحنة نفس راه پیدا می‌کند و عنان اختیار را از کف ربوده و جوانان را از یاد مبدأ و معاد و عظمت خویشتن غافل نموده و به گناه و شهوات نامشروع و در نتیجه عواقب دردناک آنها می‌کشاند که زنان بی‌پروا نیز قربانی این مهلکه خواهند بود و حتی بیشترین آسیب متوجه آنها می‌شود؛ چنان‌که حضرت علی(ع) فرموده است:
من کثر فکره فی المعاصی دعته إلیها؛ هرکس دربارة گناهان زیاد بیندیشید به سوی آنها کشیده می‌شود.
بدیهی است عامل انحراف در منطقا عقل و وحی مسئول و شریک جرم می‌باشد که ان‌شاءالله تعالی بحث آن خواهد آمد.

انحراف استعداد حقیقت‌جویی

این استعداد والای انسانی، نه تنها از شناخت حقیقت و رسیدن به کمالات علمی محروم می‌گردد بلکه در مسیر شناخت و جست و جوی امور ضداخلاقی و انحرافی؛ هم‌چون استعمال موادمخدر، تماشای تصاویر و فیلم‌های مستهجن و شنیدن صدا و آهنگ مبتذل و... که ارمغان غرب و غرب‌زدگان و منحرفان است، به کار می‌افتد و نتیجه‌ای جز ایجاد غفلت و سوءاخلاق و محرومیت از مقام والای انسانیت نخواهد داشت.
وقتی استعداد عقلانی آدمی با آشنایی به حقایق اشباع نشود، این خلأ فکری او با پندارهای بی‌اساس افکار باطل و خرافات پر می‌شودو به تبع آن خلأهای روحی و روانی او نیز با اخلاق و کردار ناشایست اشغال و اشباع خواهد شد.

گرایش به تقلیدهای کورکورانه و نگرش‌های سطحی

هنگامی که آدمی دراثر پیروی از هوی و هوس ناشی از بدحجابی و...، از تحصیل علم و معرفت و در نتیجه کسب نیروی درک کننده حقیقت محروم می‌گردد، ناگزیر استقلال فکری خود را از دست داده و دست به دامان تقلید غیرمعقول و تکیه برظن و گمان نادرست و پندارهای بی‌اساس که هرگز انسان را بی‌نیاز از حق نمی‌کند و به حقیقت نمی‌رساند، دراز می‌کند و در حقیقت نظریه‌های او را حس و چشم و گوش تغذیه و اداره می‌کند نه براهین عقلی و دلیل‌های شرعی.
تقلید و چشم و هم‌چشمی که نشانة خودباختگی، عامل عقب‌افتادگی و از علائم شخصیت بیمار است، باعث می‌گردد که فرد مقلد گرفتار وسوسه‌ها و دسیسه‌ها و سیاست بازی‌های شیاطین و ابزار دست دیگران قرار گرفته ودر زندگی براساس خودخواهی و خودکامگی‌های خود و دیگران، رفتار کند؛ هم‌چنان که خودآرایی و بدحجابی نیز از جلوه‌های بارز رفتارهای تقلیدی کورکورانه است.
با این که هر انسانی براساس فطرت حقیقت‌جویی و کمال‌طلبی، خواهان شناخت مستقیم و ارتباط با واقعیت‌های مبتنی برحس و دلیل منطقی و در نتیجه رفتار از روی معرفت و اگاهی است و تقلید برخلاف میل درونی و نوعی مبارزه با خویشتن می‌باشد، مگر در موارد معقول ومشروع، همانند تقلید و پیروی از مجتهد جامع‌الشرایط در فروع دین و یا پیروی بیمار از طبیب و در یک کلمه، پیروی جاهل از عالم درجایی که کسب معرفت و دانش به آسانی ممکن نباشد، که به عنوان ضرورت لازم و خود از مصادیق عمل براساس علم و منطق است.
لذا نظام مقدس اسلام که با عقل و حقایق فطری هماهنگ می‌باشد، مبنای اصلی معرفت و آگاهی را تحقیق و پژوهش می‌داند نه تقلید و نگرش‌های سطحی. این آیین به پیروان خود دستور فرموده که تصدیق و تکذیب، رفتار و گفتار آنان باید محققانه و عاقلانه باشد نه از روی نادانی و تقلید؛ نه ساده‌اندیش و زودباور بوده و ادعایی را بدون دلیل و برهان بپذیرند و برطبق آن عمل کنند و نه مطلب مستدل و حقی را انکار نمایند و از عمل بدان اجتناب ورزند. مطالبه دلیل و پذیرش مدعای مستدل و منطقی، دو مورد از اصول مهم مکتب تربیتی اسلام برای شناخت حق و باطل و تمیز آن دو از یکدیگر و وصول به حقیقت است. بی‌توجهی به این دو اصل موجب تخریب شخصیت و انسانیت می‌گردد؛ چنان که منسوب است به متفکر بزرگ اسلام، شیخ ابوعلی‌سینا، که با الهام از قرآن‌کریم فرموده:
من قال أو سمع بغیر دلیل فلیخرج عن ربقه الانسانیه؛ کسی که بدون دلیل و برهان سخنی را بگوید یا گوش فرا دهد(و بدان معتقد و یا عامل باشد) باید از دایرة انسانیت خارج شود.
به علاوه از شگفتی‌های دادگاه بزرگ رستاخیز آن است که از ابزارهای تحصیل واقعیات و تشخیص حق و باطل که همان چشم و گوش و دل و عقل است، سوال می‌شود و هرکدام از اینها به قدرت الهی به سخن درآمده و به ضرر انسان شهادت می‌دهند:
و لاتقف ما لیس لک به علم إن السمع و البصر و الفواد کل اولئک عنه مسئولا؛ از آن چه به آن علم نداری پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل و عقل همگی مورد سوال و بازخواست خواهند شد.
بنابراین لازمة انسانیت آن است که تمام رفتار و گفتار و پذیرش یا انکار آدمی مستدل و منطقی، یعنی مستند به دلیل شرعی یا عقلی و یا هر دو باشد.
اگر ملت‌های مسلمان دست کم به این چند اصل اسلامی و قرآنی عمل می‌کردند از مشکلات، ظلم‌ها و عقب‌افتادگی‌هایی که دامن‌گیرشان شده مصون می‌ماندند. اساساً فرومایگی و کمبودهای حیاتی که در زندگی بشری و جوامع اسلامی وجود دارد به خاطر دور بودن از فرهنگ غنی اسلام و عمل نکردن به دستورهای کرامت‌پرور قرآن کریم است.
هم‌چنان که اگر زنان مسلمان، به ویژه جوانان، پیرامون اندیشه والای اسلام دربارة شخصیت زن و مسائل مربوط به آن مخصوصاً حجاب و فلسفه و فواید آن تحقیق می‌کردند و با نظرات تربیتی اسلام آشنا می‌شدند و یا دست کم در برابر مدعیان آزادی بی‌بندو باری و مبلغان بی‌حجابی و خودنمایی، خواستار دلیل درست و منطقی می‌شدند، آن‌گونه که قرآن دستور داده است، هیچ‌گاه مرزهای فکری و روحی خویش را به روی دسیسه‌های بیگانگان باز نکرده و سخنان شیطانی آنها و پیروی از هوس را برحکم مستدل و حکیمانه خداوند، مبنی بر وجود پوشش کامل و حجاب عفیفانة زن مسلمان، ترجیح نمی‌دادند و با رفتارهای خلاف عفت و حیا، درجامعه فساد نکرده و دین و انسانیت خود و دیگران ضربه نمی‌زدند و از این طریق از دشمنان واقعی خود و اسلام جانب‌داری نمی‌کردند و به توصیه‌های قرآن و سنت، مبنی بر پرهیز از دوستی‌های قلبی یا عملی با کسانی که دین الهی را به استهزا و بازی گرفتند جامة عمل می‌پوشاندند.
به راستی کسانی که در جست و جوی حقیقت هستند کافی است در این سخن معبود خویش اندکی تامل و تفکر کنند که می‌فرماید:
تنها خداوند به حق و حقیقت و سعادت هدایت می‌کند، آیا کسی که هدایت به سوی حق می‌کند برای پیروی شایسته‌تر است یا آن کسی که خود، هدایت نمی‌یابد- و هم‌چنین رهنمون به حق نمی‌کند- مگر آن که هدایتش کنند؟<br/ بانوان مسلمان باید بدانند که چه بسیار زنان بی‌حجاب و بدحجاب در دنیا فساد به بار آوردند، اما عاقبت مردند و در عالم برزخ و قبر دچار مکافات اعمال ناهنجار خود شدند و در دادگاه قیامت نیز باید جواب‌گوی هتک حرمت و زیرپانهادن حکم حجاب اسلامی و انسانی و گمراه ساختن دیگران در منجلاب فساد و انحراف باشند. آنان در دنیا سرمایة وجودی خود را باختند و به ناچار در سرای آخرت از زیان‌کاران خواهند بود، سرانجام بقیه نیز مرگ به سراغشان خواهد آمد و سپس به سوی خدایی که دانای نهان و آشکار است باز می‌گردند و او آنان را به آن چه عمل می‌کردند آگاه می‌سازد.

تزلزل اساس مقام معشوق بودن زن

عشق و علاقة راستین میان زن و شوهر و تحقق مقام محبوبیت برای زن در گرو انسانیت و فضایل اخلاقی حاصل از آگاهی دینی و ایمان به خداست، اما وقتی استعداد آگاهی‌طلبی و حقیقت‌خواهی آنها در اثر زمینه‌های تحریکات جنسی شکوفا نشود و معرفت دینی و ایمان راستین رشد نکند، پایه‌های عشق و محبت که همانا فضایل اخلاقی است، متزلزل گشته و مقام معشوق و محبوب بودن زن از بین می‌رود و توجه همسر به او صرفاً در دایرة امور شهوانی، خانه‌داری، بچه‌داری و امثال آنها محدود خواهد شد و این بزرگ‌ترین آسیب به شخصیت و روحیة زن در نظام خانواده است. این موضوع در مباحث آینده بیشتر روشن خواهد شد.
ضمن این که چنین زن و شوهری از اساسی‌ترین نیاز زندگی مشترک، که همانا درک و شناخت هم دیگر و نیازهای اصیل همسر است، محروم می‌باشند، زیرا کسی که ارزش و عظمت خود را نشاخته باشد، نمی‌تواند دیگران از جمله همسر خویش را بشناسد. بدیهی است خویشتن‌شناسی و همسرشناسی زیربنای محبت و عشق در نظام خانواده است، که جز در سایة دین و ایمان تحقق نمی‌یابد.<br/ نکته بسیار مهم و در خور توجه آن است که این آسیب‌ها وخطرهای مزبور نه تنها جامعه را تهدید می‌کند، بلکه به طور مستقیم یا غیرمستقیم گریبان خود این بانوان و زنان هم‌صنف دیگر را می‌گیرد و زندگی را در کام آنها تلخ می‌سازد، چرا که پدر، برادر، همسر و فرزندان آنها نیز در چنین جامعه‌ای زندگی می‌کنند و روزی در دام این بلاها و دام‌های تنیده شده گرفتار می‌شوند.<br/ بنابراین چنین زنانی باید مشکلات و ناملایمات زیادی را به تن و جان خود بخرند و چه بسا یک عمر بسوزند و بسازند. ضمن این که گناه هر کدام از این خطرها نزد خداوندمتعال بزرگ است و عذاب دردناکی را به دنبال خواهد داشت، مگر این که حجت الهی برفردی تمام نشده باشد.

نقش بی‌حجابی و بدحجابی در سقوط اخلاق و انسانیت

از آن جا که پایه و اساس صفات عالی و رفتار انسان، تنها ایمان دینی و توحیدی است، تأثیر بی‌بندوباری‌های اجتماعی همانند خودنمایی و بدحجابی زنان جامعه که بسیاری از آنها در حقیقت بی‌حجابی است، در تضعیف و سقوط عفت و اخلاق نیکو امری بدیهی و روشن است، چرا که چشم و گوش و سایر اعضا پل ارتباطی روح ما با جهان بیرون از ماست و این یک واقعیت است که:
«هرچه دیده بیند دل کند یاد».
به همین دلیل وقتی در جامعه امورمربوط به عفاف و حیا رعایت نشود و فضای معنوی جای خود را به فصای خودنمایی و شعله‌ور ساختن غرایز شهوانی بدهد و بذر شهوت را در دل‌های جوانان و نوجوانان برویاند، فکر افراد جامعه به ویژه جوانان بدون همسر، از امور حیاتی و ارزشی به سمت شهوات کشیده می‌شود و از خدای خود که همواره حاضر و ناظر براعمال نیک و بد است، غافل می‌مانند و زندگی موقت دنیا را بر زندگانی حقیقی که آخرت است مقدم می‌دارند و به وادی وحشتناک روابط غیرانسانی و غیراخلاقی و شهوات نامشروع کشیده می‌شوند.
بدین طریق یگانه اساس و مبنای فضایل انسانی- ایمان به خدا و قیامت- به دست فراموشی سپرده می‌شود و در نتیجه خطرات بزرگی فرد و جامعه را تهدید خواهد کرد: صفات پسنیده جای خود را به صفات رذیله و ناپسند می‌دهد؛ اعمال و رفتار ناشایست همانند ظلم، جنایت، خیانت، خشونت، فساد، بزهکاری، ناامنی و آدم‌ربایی، به ویژه ربودن دختران در جامعه افزایش می‌یابد؛ استعداد اخلاقی و فضیلت‌خواهی فرزندان شکوفا نگشته و چه بسا از بین می‌رود و رفتارهای ناسازگارانه و بزهکارانه در آنان ایجاد می‌شود.
در چنین شرایطی آتش این فتنه‌ها و خطرات، دامن خود زنان آسیب‌زاد را هم فراخواهد گرفت و خود و خانوادة آنان نیز در این آتش خواهند سوخت؛ چنان که بسیاری از آنها گرفتار شدند؛ چه بسیار دخترانی که مورد تجاوز به عنف قرار گرفتند و یا توسط گرسنگان شهوت اغفال شدند و سرمایه بکارت و عفت را باختند و چه بسیار زنان خودنمایی که استعدادهای عالی و اخلاقی خویش را مختل یا تباه ساختند و دراثر تحول اخلاقی آنها یا همسرانشان یا فرزندانشان، زندگی شیرین آنان تبدیل به جهنم سوزان گشت.
بقیه نیز باید منتظر باشند که روزی قانون عکس‌العمل دامن آنها را گرفته و در آتش عقوبت رفتار خویش گرفتار شوند، مگر این که تا دیر نشده بیدار شوند و توبه نموده و گذشته‌های خود را جبران کنند که خداوند آمرزنده و نسبت به اهل ایمان مهربان است: والله غفور رحیم.<br/ شایان ذکر است که خودآرایی زن و نمایان بودن بعضی از اندام و پوشیدن لباس‌های بدن‌نما در محیط خانه باید صرفاً برای همسر و به دور از منظر فرزندان ممیز و نوجوان خود باشد وگرنه سبب بلوغ زودرس و عواقب آن و چه بسا سرآغاز انحراف آنان خواهد شد، البته آراستگی طبیعی و آرایش خفیف و غیرمحرک و جلب توجه کننده، مشکلی ایجاد نمی‌کند و این سخن در مورد محارم نیز جاری است.

نقش لاقیدی و بدحجابی در غفلت از زیبایی‌های روحی و معنوی

هتک حریم حجاب اسلامی و بی‌توجهی به این ارزش والای انسانی موجب می‌شود مردان و جوانان با آن ضعف غریزی و خلأ عاطفی، تحت تأثیر جاذبه‌های عاطفی و جنسی زنان قرار گرفته و فکرهای آنان را منحرف و دل‌هایشان را گرفتار سازد و همین امر سرآغاز غفلت و بی‌خبری از ارزش‌ها و زیبایی‌های والای روحی و واخلاقی و محرومیت از تمام مزایای آنها از یک‌سو و سوق به شهوات و لذت‌گرایی و دنیاپرستی و افراط و زیاده‌روی در تجمل و زیبایی‌های طبیعی و جسمی از سوی دیگر می‌شود؛ به گونه‌ای که چرخ‌های زندگی بیشتر روی معیارهای مادی چرخیده و حتی شخصیت ارزش‌مند زنان به دست فراموشی سپرده می‌شود؛ همان‌گونه که برخی از آنان نیز از گنج‌ها و ارزش‌های والای پنهان در شخصیت ملکوتی خویش و زیباسازی آن غافل گشته و آلت دست بداندیشان و مدسازان غربی و غرب‌زده شده‌اند و از خودنمایی کودکانه پروایی ندارند.
واضح است که تماشای صورت‌ها و دل‌بستگی به دنیا و زیبایی‌های آن و لذت‌های طبیعی موقت حاصل از درک آنها و به طور کلی هرگونه ارتباط با دنیای فانی که انسان را همچون کودکان به خود مشغول کند و از صورت آفرین و زیبابخش و زیبایی‌های معنوی و لذت‌های فوق طبیعی و سرای باقی غافل نماید، مایه تضییع عمرگرانمایه و ورشکستگی و تخریب یا حداقل اختلال شخصیت و نچشیدن طعم گوارای حیات می‌شود و این همان دنیای مذموم است که قرآن‌کریم بدان اشاره می‌فرماید:
(و ما الحیاه الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیر للذین یتقون افلا تعقلون)؛ دنیا چیزی جز بازیچة کودکان و سرگرمی‌های نابخردانه نیست و همانا سرای آخرت بهتر و نیکوتر است برای اهل تقوا و پارسا، آیا در این نمی‌اندیشید.
در حدیث معراج می‌خوانیم که:
ای احمد حذر کن از این که مثل کودکان باشی که وقتی به سبز و زرد- زیبایی‌های دنیا- نظر می‌کند شیفته آن می‌شودو هنگامی که چیز شیرین و لذیذ یا ترش به او داده می‌شود فریب می‌خورد.
ابن‌سینا با الهام از مکتب تربیتی اسلام می‌گوید:
مثل این فریب‌خوردگان لذت، در مقایسه با انسان‌های عارف مثل کودکان است در برابر بزرگ‌سالان ورزیده که به بازی‌های آن کودکان اعتنایی ندارند و اهمیتی نمی‌دهند.
خلق اطفالند جز مرد خدا نیست بالغ جز رهیده از هوا<br/ چنین دنیایی باعث عدم تحمل وجود دیگران و انتقادهای سازندة آنها و علت گریز از حق و حکمت و موعظه و ریشة همة گناهان است، زیرا حب دنیا و دلبستگی به ظواهر و لذایذ زودگذر آن انسان را در برابر حق و حقیقت، کور وکر و لال کرده و او را خوار می‌نماید: «فارفض الدنیا فان حب الدنیا یعمی و یصم و یبکم و یذل الرقاب».

نقش خودنمایی و بدحجابی در تضعیف نور فطرت توحیدی

عقل سلیم و وحی منزل با هر چیزی که انسان را از حقیقت عبادت و اطاعت الهی محروم و از هویت و هدف خلقت خویش غافل کند و نور فطرت را تضعیف و به تدریج خاموش نماید مخالف است. نظر به این که فطرت توحیدی و سایر فطریات امانت الهی در درون انسان است و آدمی امین پروردگار عالم در آن می‌باشد، لذا نباید در این امنت ملکوتی خیانت و به آن ظلم نماید.
تحقق این امر در صورتی ممکن خواهد بود که قوای غضبیه، شهویه و وهمیه، در سایة عقل و وحی کنترل و تعدیل گشته و در قلمرو و معقول و مشروع خود فعالیت کنند، تا آن جا که این قوای مادی و جسمی در حیطة مسئولیت خود انجام وظیفه می‌کنند، نیکو و حلال است، ولی اگر بخواهند از حد خود تجاوز کرده و به حریم فطرت تعدی و ظلم کنند ونور هدایت‌گرانه آن را کم‌فروغ و در نهایت خاموش نمایند، قبیح و حرام می‌باشد. تمام محرمات الهی و رذیلت‌های اخلاقی که پدیدة بدحجابی وخودنمایی زن در برابر نامحرمان از جمله آنها می‌باشد از این قبیل‌اند:
به همین جهت قرآن کریم دربارة احکام خداوند سبحان می‌فرماید:
(... و تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه)؛ اینها حدود و مرزهای الهی است و هرکس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده است.
در جای دیگر هشدار داده می‌فرماید:<br/ (یا ایها الذین امنوا لاتخونوا الله و الرسول...)؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید خیانت به خدا و رسولش نکنید.<br/ این خیانت با ارتکاب معصیت حاصل می‌شود؛ چنان که امام‌محمدباقر(ع) در تفسیر این آیه فرمودند:<br/ فخیانه الله و الرسول معصیتهما و اما خیانه الامانه فکل انسان مامون علی ما افترض الله عزوجل علیه؛ خیانت به خدا و روسل به نافرمانی آن دو می‌باشد و اما خیانت در امانت، هر انسانی امین واجبات خداوند عزوجل است.<br از سوی دیگر برای شکوفایی فطرت، نیاز به وجود شرایط مساعد و فقدان موانع می‌باشد؛ هر محیطی اعم از خانواده، مدرسه، جامعه، نقش مهمی در رشد یا سقوط شخصیت آدمی دارد؛ وجود محیط پاک از عوامل شهوانی و انحرافی از مهم‌ترین شرایط تربیت و محیط ناسالم از بدترین موانع است، لذا از منظر دین و خرد آن چه که محیط را آلوده و افراد آن را غافل و به فطرت آنها لطمه بزند ممنوع می‌باشد.<br/ براین اساس، حضور زنان بدون حجاب خداپسندانه و یا با چهره‌های مزین شده در مجامع عمومی، یکی از بدترین عوامل غفلت آفرین و موانع پرورش فطرت توحیدی و کارآمدترین سلاح دشمن برای تخریب اخلاق و معنویت است، زیرا غریزة شهوانی افراد جامعه خصوصاً نسل نوخاسته را شعله‌ور نموده و آنها را از یاد خدا و اطاعت یا حقیقت عبادت و عشق به او غافل، و به شهوات و دوستی‌های نابخردانه دختر و پسر که سرآغاز انحرافات و آلودگی‌ها و از دست رفتن سرمایة دوشیزدگی است، و دل‌دادگی به جیفة دنیا که ریشة همة گناهان و بدبختی‌هاست سوق می‌دهد.<br/ هم‌چنان که بعضی از جوانان و نوجوانان به همین علت خود را از عبادت به ویژه نماز محروم کرده و در اطاعت الهی سستی می‌ورزند. یا عبادت‌های اکثر ما مسلمانان از حقیقت و روح عبادت تهی گشته و هم‌چون پیکر بی‌جان یا نیم مرده، خاصیت اثربخشی و حیات آفرینی خود را از دست داده است؛ مثلاً نماز حقیقتش یادالهی و احساس حضور در محضر اوست به انسان آگاهی ومعرفت، هشیاری و نورانیت می‌بخشد، از این رو انسان را در برابر فحشا و بدحجابی و خودنمایی و محرمات دینی بیمه می‌نماید:<br/ (ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر)؛ محققاً نماز انسان را از زشتی‌ها و گناه باز می‌دارد.
منکر یعنی هرچیزی که عقل و وحی آن را به رسمیت نمی‌شناسد و با نظام خلقت آدمی و نظام شریعت اسلامی سازگار نیست، اما این فریضة بزرگ به گونه‌ای به جا آورده می‌شود که مرده و بی‌روح و یا نیم‌جان است، آموزه‌های حیاتبخش آن فراموش گشته و اثرات عالی تربیتی آن از دست رفته است.
بنابراین زنان خودنما و دل‌ربا، با این عمل ضددینی و اخلاقی خویش به دین، ایمان و فطرت خود و افراد اجتماع آسیب‌رسانده و نور محبت الهی را در قلب خود و دیگران تضعیف نموده و طعم گوارای مناجات و لذت انس با خدای جمیل را از بین می‌برند و مانع گسترش آیین توحیدی و تابش آفتاب روان‌پرور اسلام به دل‌ها می‌شوند و ظلمت شهوات و محبت دنبا را جایگزین آن می‌نمایند.
اصولاً محبت دنیا و شهوات، انسان را نابینا و ناشنوا می‌سازد؛ لذا دیدن و شنیدن آیات ودستورهای الهی در او تاثیر نمی‌گذارد و فرد و جامعة انسانی را به فجایع بزرگ از جمله بحران معنویت و هویت و اخلاق گرفتار می‌سازد. چه ظلم و خیانتی بدتر از این که انسان با عمل و رفتار خود ظلم به خویشتن و جامعه وخیانت به خداوند و رسولش(ص) بکند؟‍!
آیا این بانوان می‌توانند خود را مسلمان حقیقی بدانند، در حالی که با اعمال خویش مردم را از راه خدا و آیین روح‌پرور او باز می‌دارند. این همان کاری است که معاندان حق و حقیقت می‌کنند: (و یصدون عن سبیل‌الله) و قرآن مجازاتشان را حبط اعمال و عذاب دردناک بیان نموده است و به اهل ایمان نیز هشدار می‌دهد که مواظب باشند از راه و رسم آن جاهلان پیروی نکنند و به این خصلت ناپسند هرچند با انجام عمل زشت آشکارا و فسادبرانگیز در اجتماع آلوده نشوند که به برخی از مجازات بداندیشان گرفتار خواهند شد.

نقش تخریبی خودنمایی برعشق واقعی و مقام معشوقه بودن زن

همان‌گونه که بیان شد، پایه و رکن عشق راستین میان زوجین، صفات پسندیده و اخلاق انسانی و ارزش‌های معنوی است که در محیط پاک و سالم و به دور از هوس‌ها و شهوات نامشروع و در فضایی سرشار از معنویت، عفت و حیا رشد می‌کند، چرا که سلامت و امنیت روانی افراد در چنین محیطی تضمین شده و موجبات تعالی فکری و شکوفا شدن استعدادهای اخلاقی و معنوی فراهم می‌گردد.
براین اساس جامعه‌ای که زنان به خودآرایی و نمایش اندام‌های تحریک‌آمیز خود می‌پردازند، پیروی از هوا و هوس و گرایش به شهوات در آن افزایش می‌یابد و ارزش‌های دینی و معنوی- که تنها عامل انسانیت و بالندگی فضایل اخلاقی و در نتیجه عشق واقعی است- از بین رفته و یا کم‌رنگ می‌شودو به این ترتیب، فضایل پسندیده در افراد جامعه و خود زنان و همسران حال یا آینده آنان رشد نکرده، بلکه صفات ناشایست در آنها افزایش می‌یابد؛ در نتیجه با تزلزل پایه عشق و محبت، محبوبیت اجتماعی و مقام معشوق بودن زنان در خانواده سقوط می‌کند و به عنوان بازیچه و وسیلة ارضای شهوات برای مردان در می‌آیند، مگر زنان عفیف و باحجاب که از همسران عفیف، غیور و مؤمن برخوردارند.
پس این‌گونه زنان، بزرگترین ضربه و آسیب را به شخصیت و محبوبیت خود و هم صنفان خویش وارد می‌کنند که از پی آمدهای ناگوار آن، ایجاد زمینه برای آزار و ستم از سوی مردان و بی‌توجهی یا کم‌توجهی به شخصیت و حقوق آنها و اختلاف، ناراحتی و اضطراب فراوان در محیط خانواده است و چه بسا پیوند خانوادگی به طلاق و جدایی می‌انجامد.

طلاق و عوامل ناشی از بدحجابی

از پی‌آمدهای زیان‌بار رعایت نکردن عفاف و حجاب، طلاق و جدایی زن و شوهر و از هم پاشیدن نظام خانواده است؛ طلاق در نظر اسلام مبغوض‌ترین حلال می‌باشد که تنها در صورت اختلافات حل ناشدنی ضرورت می‌یابد.
اسلام عزیز به منظور حفظ و تحکیم نظام خانواده و افزایش صفا و صمیمت میان همسران و جلوگیری از اختلافات شدید خانواده و فروپاشی آن، تدابیر حکیمانه‌ای اندیشیده‌است. معیارهایی از قبیل ایمان، آراستگی به فضایل اخلاقی و انسانی، اصالت خانوادکی و امثال اینها را برای انتخاب همسر شایسته، مقرر فرموده و حقوق و وظایفی را برای زوجین مشخص کرده است. برای طلاق نیز شرایطی معین کرده که شامل بعد از آن، همچون رجوع و بازگشت و دوباره شوهر به زندگی مشترک می‌شود، همه اینها مربوط به خانواده است.
اما آن‌چه به اجتماع باز می‌گردد، سلامت و امنیت جامعه از هرگونه اقدامات منافی عفت و حیا است. مهمترین گفتار، بحث عوامل و سرمنشأ طلاق است؛ موضوع طلاق از جهات و عوامل گوناگون قابل بررسی و تبیین می‌باشد و غالباً ریشه آن به طور عمده، حرمت ننهادن زنان به خویشتن در اثر فاصله گرفتن از پوشش خداپسندانه و در نتیجه آسیب دیدن عفت عمومی و اخلاق فردی و اجتماعی است.<br/ برای روشن شدن این بحث، جهات و عوامل طلاق را مورد توجه و بررسی قرار می‌دهیم:

هوس مداری در خانواده

اساساً طلاق در اثر اختلاف‌های عمیق زن و شوهر تحقق می‌یابد که عمدتاً از خودخواهی و هوس ناشی می‌شود؛ یا رفتار و گفتار هر دو، ناحق و از روی خویشتن‌پرستی است و یا یکی از آن دو بر حق بوده و دیگری راه باطل می‌رود، اما ممکن نیست که هر دو برحق باشند ودر عین حال اختلاف داشته باشند، مگر در امور جزیی و ناچیز که آن هم با بحث و گفتگو در فضایی سرشار از محبت و صمیمت و عمل به دستورهای مترقی اسلام برطرف شده و تفاهم و بالندگی اندشه جانشین آن می‌گردد.<br/ بنابراین اگر نظام خانواده مبتنی بر مردسالاری یا زن‌سالاری و به طور کلی هوس‌مداری و خودخواهی باشد، اختلافات آشکار می‌رود، چرا که در چنین حالاتی، حقوق و احترام متقابل زن و مرد رعایت نمی‌شود. از آن طرف اگر حق‌سالاری در خانواده حاکم گردد و تدبیر و مدریت خانواده براساس قوانین، حقوق و وظایف مشخص شده در اسلام باشد، اختلافات ریشه‌ای و عمیق و طلاق پیش نخواهد آمد.
مرز میان حق محوری و خودخواهی، شخصیت الهی آدمی است. کسی که دارای ایمان قوی و تقوای عالی باشد و هدف نهایی خویش را در شئون زندگی نیل به رضا و لقای خداوند تبارک و تعالی می‌داند، شخصیت الهی و انسانی او ضامن احساس مسئولیت و عمل به وظایف و تعهدات و رعایت حقوق همسر و دیگران خواهد بود و کسی که از چنین ایمان و تقوایی برخوردار نباشد، فاقد ضمانت و پشتوانه مذکور است که به دلیل غفلت از یاد خدا و هدف آفرینش خویش و مکافات عمل دنیا و آخرت، احساس مسئولیت چندانی نخواهد داشت و برای شخصیت حقیقی و حقوقی همسر خویش احترام لازم را قائل نخواهد شد.
عامل بسیار موثر و سازنده در شخصیت الهی انسان، عفت عمومی، سلامت و پاکی جامعه از عوامل غفلت آفرین و هوس آلود و ناپاکی‌ها است که عمدة آنها هتک حریم حجاب و پوشش عفیفانه و ضعف غیرت و عفت و فقدان احساس مسئولیت پدران و مادران و شوهران آنها می‌باشد که افراد جامعه را سمت هوس‌های نفسانی سوق داده و باعث تباهی اخلاق آن می‌گردند؛ در نتیجه حق محوری جای خود را به هوس‌بازی و خودخواهی- که عامل اصلی بروز اختلافات و در نهایت طلاق است- می‌دهد.

چشم‌چرانی و مقایسه با همسر

هرگاه زنان با ظاهری آراسته و بدن‌نما در جامعه حاضر شوند، مردان عادی با چشم‌چرانی و مشاهدة زیبایی‌های ظاهری و مقایسة همسران خویش با این زنان که طبیعتاً میوه تلخ آن بی‌رغبتی یا کاهش محبت به همسران خود می‌باشد- زمینة بهانه جویی مردان و عیب‌جویی و تحقیر و بی‌احترامی به زنان خویش و در نتیجه بروز اختلافات، ایجاد شده و در نهایت به طلاق و جدایی کشیده می‌شود.

شهوت طلبی و لذت‌گرایی

ازدواج، پیوند و اتحاد روحی و مصاحبت جسمی زوجین است و این اتحاد در صورتی محقق می‌شود که دو روح در ابعاد والای انسانی از سنخیت و شباهت برخوردار باشند. آزادی غیرمعقول زنان- که آزادی در اسارت هوا و هوس است- شعله‌های هوس و شهوات را در مردان می‌فروزد و لذات‌گرایی را در آنان رشد می‌دهد. لذا عده‌ای برای تامین خواسته‌های شهوانی بی‌حد و مرز خود با ترفندهای گوناگون، همسران خوش را طلاق می‌دهند تا به خودخواهی و شهوت حیوانیشان پاسخ مثبت بدهند.

دوستی‌های نامشروع

حضور تحریک‌آمیز زنان در صحنه اجتماع، از یک سو باعث ایجاد روحیة شهوانی در مردان، در نتیجه رواج‌دوستی با صنف مخالف و روابط نامشروع می‌شود؛ به گونه‌ای که علاقة آنها به همسران خود کاهش می‌یابد و از سوی دیگر به علت آن که نوعاً همسران آنان- به حسب فطرت- از این نوع روابط نابخردانه بیزارند و محبوبیت خود را نیز نزد شوهران خود درمعرض خطر می‌بینند، از زندگی مشترک سرد شده و در نتیجه پایة و رکن زندگی شیرین- که محبت و دوستی است- متزلزل می‌گردد؛ به ویژه اگر این بی‌اعتمادی و دلسردی و ضعیف شدن شعله‌های محبت دو سویه باشد، که نهایت کار طلاق و جدایی خواهد بود.
افزون برآن که با رواج روابط دوستانه و نامشروع، عده‌ای از مردان مورد سوء‌ظن همسران خود قرار گرفته و متهم به روابط نامشورع می‌شوند. در نتیجه محبت و اعتمادشان نسبت به شوهرانشان سلب شده و آنها را فاقد صداقت می‌پندارند، در این صورت غم و اندوه و اضطراب برآنان حاکم شده و علاقه به زندگی و همسر از میان می‌رود و زمینه برای درگیری و کشمکش آغاز و به طلاق و جدایی یا زندگی بی‌هدف منجر می‌شود.

غفلت از معیارهای اصولی در گزینش همسر

خودنمایی دختران سبب انتخاب و گزینش غلط و نادرست آنان در ازدواج می‌گردد، زیرا پرده‌های هوس و خودخواهی و توجه بی‌جا و بی‌مورد آنان به ظواهر و مادیات و عناوین اعتباری خواستگاران و غفلت از معیارهای اصولی و سازنده در انتخاب همسر، مانع واقع‌بینی شده و در نتیجه نه از ارشادها و هدایت‌گری‌های اندیشه و عقل خود بهره می‌برند و نه تحت تاثیر اندرزها و راهنمایی‌های اطرافیان خردمند قرار می‌گیرند؛ از این رو از انتخاب همسر شایسته محروم می‌گردند و پس از ازدواج و گذشت مدت زمانی، متوجه شکست در ازدواج شده و به تدریج میان آنان و شوهرانشان فاصله می‌افتد و سرانجام کارشان به طلاق کشیده می‌شود.

فریب ظواهر آراسته و انتقام‌جویی

خودآرایی و نمایش جاذبه‌های زنانه موجب می‌شود جوانان مجرد، از ظواهر آراسته و آرایش شدة آنها فریب خورده و شیفته آنها گردند و پس از ازدواج و چندروز وصال دریابند که همسرشان شایسته محبوبیت نبوده و در این پیوند زناشویی- در اثر فریب ظواهر- ناموفق بوده و دچار زیان شده‌اند. در این صورت عشق تبدیل به نفرت و دشمنی می‌شود و درصدد انتقام بر می‌آیند و ضمن تحقیر، سرزنش و عیب‌جویی و سوء‌ظن به همسران خود، در نهایت آنان را طلاق می‌دهند.
باتوجه به این عوامل، به ویژه دوعامل اخیر- در جامعه ما، طبق آمار در سال ۱۳۸۱ از هرچهار ازدواج، یک مورد به طلاق و جدایی انجامیده است.
بنابراین ریشة عمده طلاق از یک سو در بی‌پروایی زنان و از سوی دیگر در چشم‌چرانی و نظربازی مردان ضعیف‌الایمان نهفته است. در این میان دوموضوع باعث افزایش چشم‌چرانی می‌شود: نخست آن که مردان به خاطر انس و همراهی با همسران خویش، از زیبایی‌های ظاهری و باطنی آنان غافل می‌گردند ویا برایشان عادی می‌شودو دیگر این که زنان نیز به دلیل الفت و هم‌نشینی با شوهرانشان و یا اشتغالات زیاد خانه و غیره کمتر به زینت و آرایش خود برای آنان می‌پردازند.
در طلاق، هرچند همة اعضای خانواده آسیب‌های جبران‌ناپذیری می‌بینند، اما بیشترین زیان را زنان و فرزندان بردوش می‌کشند، زیرا سرپرست و پشتوانه عواطف خود را از دست می‌دهند. این یک اصل مسلم روانی است که خوشبختی زن، نفوذ در قلب مرد-شوهر-و محبوب و معشوق او گشتن است؛ چنان که بالاترین لذت برای او، بودن در کنار مردی است که حامی و سرپرست و مورد علاقه اوست.
از این رو در صورت ناکامی و شکست در زندگی مشترک و در نتیجه طلاق زن به آمال و آرزوها و خواسته‌های روانی خود نرسیده، احساس حقارت، ذلت و بدبختی می‌کند و همین موضوع پی آمدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر موفقیت ازدواج مجددبرای زنان طلاق گرفته به مراتب کمتر از ازدواج دوباره مردان آنان است. مخصوصا، در جامعه‌ای که تعداد دختران و زنان بی‌شوهر بیشتر از مردان باشد و جمعیت جوانان و مردان آن در اثر جنگ و حوادث دیگر کم شده باشد.
چه این که فشارهای روانی و اختلال‌های روانی و رفتاری مثل تحیر و سرگردانی، افسردگی، اضطراب، بزهکاری و انحرافات و غیره، متوجه فرزندان چنین خانواده‌هایی می‌شود که همه ناشی از عدم تربیت درست و کمبود محبت و عدم تأمین کامل عواطف آنها و احساس اهمیت نداشتن آنان برای والدین خود می‌باشد.
گذشته از اینها، زنان وقتی روحیة مردان خود را در پرتو مناظر هوس‌انگیز زنان، شهوت‌ران و لاابالی یافتند و علاقة آنان را نسبت به خود سرد و عیف دیدند، همواره در درون خود احساس عدم امنیت می‌کنند، چون در هراسند که مبادا شوهرانشان دست از آنان کشیده ودل در گرو معشوقة دیگری بسپارند و همین امر چه بسا اختلال‌ها و آسیب‌هایی در روان و زندگی آنها ایجاد کند.
نتیجه آن که براساس حکم اسلام و نظر عقل و تجربه، آن چه نظام خانواده را حفظ می‌کند، محبت و مودت، رحمت و از خودگذشتگی زن و مرد است؛ به همین دلیل دین مقدس اسلام، از یک سو سفارش می‌کند که ازدواج دختر و پسر، باید برپایه محبت و عشق راستین- که سنخیت و هم کفو بودن در ایمان و فضایل اخلاقی شالوة آن است- باشد و از سوی دیگر، مودت، رحمت و گذشت در میان زوجین قرار داد و از سوی سوم دستورهایی برای رعایت حقوق و احترام متقابل معین نمود که عمل به آنها باعث حفظ محبت و افزایش آن می‌گردد.
اما این محبت و گذشت با فساد اخلاقی، هوس، خودخواهی، شهوت‌طلبی و ارتباط آزاد- که از بی‌بندوباری و نمایش اندام و زیبایی‌های زنانه در جامعه و چشم‌چرانی و تحریک‌پذیری مردان سرچشمه می‌گیرد- از میان رفته و یا آسیب‌می‌بیند و به اختلافات عمیق خانوادگی و طلاق منجر می‌شود.
از این رو لازم است که زنان مسلمان برای جلوگیری از طلاق و فروپاشی خانواده و از بین رفتن محبوبیت خود و دیگر زنان و آسیب‌دیدن فرزندان برتوصیه‌ها و سفارش‌های فطرت و شریعت عمل نمایند و در امر عفاف، حجاب و پوشش اسلامی- به لحاظ کمی و کیفی- به خواسته‌های درونی خود و خدای خویش احترام بگذارند، در غیر این‌صورت نه تنها خانواده‌ها از هم می‌پاشند و حقوق دیگر زنان پایمال شده و کودکان و فرزندان از حمایت عاطفی، جسمی و تربیتی والدین محروم می‌شوند، بلکه کیان خانواده خودشان هم در معرض فروپاشی قرار می‌گیرد و یا دست کم درگیری و اختلاف و ناامنی در خانواده‌های آنها حاکم گشته و شخصیت و حقوق آنان مورد بی‌مهری و کم‌توجهی همسرانشان واقع می‌شود و حتی این موضوع در بسیاری از موارد دوسویه است.
چنان که اگر امنیت و آرامش در خانه نباشد، فرزندان در اثر احساس ناامنی، از خانه و دامن والدین فرار می‌کنند و به دام باندهای فساد و افراد منحرف افتاده و یا به دوستان ناباب پناهنده می‌شوند که خود این حالات مشکلات و مصیبت‌های ناگوار فراوانی به دنبال دارد.

نقش بی‌بندوباری و بدحجابی در شیوع فحشا

تاثیر فوق‌العاده محیط در سازندگی یا تخریب شخصیت انسان برکسی پوشیده نیست؛ از این رو هر امری که موجب عفت و پاکی عمومی و تعادل فکری، روانی و اخلاقی جامعه و رشدشخصیت افراد گردد، برای اجتماع مفید و لازم است و می‌بایست در جهت تحقق و ایجاد آن حداکثر کوشش را به کار برد.
از آن جا که زندگی انسان جامعی و اجتماعی است جامعه، به مثابة خانه و خانواده است که حفظ حریم عفاف و اخلاق در آن حیاتی است و پاکی یا آلودگی آن نقش مهمی در سرنوشت افراد آن به ویژه فرزندان و نسل نوخاسته دارد.<br روی همین اصل منطقی، اسلام با هرچه جو اجتماع را آلوده ومسموم کند شدیداً مبارزه کرده است، لذا گناه آشکار، مسئولیت و عقوبتش به مراتب بیش از گناه پنهان است، زیرا کسی که پردة حیا را بدرد و مرتکب معصیت در ملأ عام بشود و به اصطلاح تجاهر به فسق کند باعث می‌شود قبح و زشتی گناه و عمل ناهنجار، که سد مهمی در برابر فساد و جرم است، به تدریج درنظر مردم از بین رفته و عواقب و بازتاب تلخ دنیوی و عقوبت و رسوایی اخروی آن فراموش گشته و سد شکسته شود و مردم نیز به آن آلوده گردند. بدین ترتیب چنین فردی ضمن آلودگی و ضربه به شخصیت خویشتن، جامعه را مسموم نموده و ضربة بزرگی برمعنویت و پیکره آن وارد کرده است.
گناه بسیار بزرگ لاقیدی و بدحجابی از این قبیل است؛ دین مبین اسلام حجاب را به عنوان عامل مهم حفظ و اعتلای شخصیت فردی و تحکیم پیوند خانوادگی و حفظ عفت و اخلاق اجتماعی بر زن که در نظام آفرینش از جایگاه ارزش‌مند معشوق بودن برخوردار می‌باشد واجب فرموده است.
بانویی که حجاب صحیح و شئون اسلامی را رعایت نمی‌کند با رفت و آمد در سطح اجتماع عامل غفلت‌زدگی و فراموشی مراقبت الهی و باعث کوری دل‌ها در جامعه می‌گردد، وی از یک سو گناه و رفتار ناهنجار لاقیدی و خودنمایی فسادانگیز را نشر و ترویج می‌نماید و دیگرزنان را به این بلای خانمان سوز گرفتار می‌سازد و از سوی دیگر به جهت تاثیرات عاطفی و جنسی زن بر مردان، دل آنان- بالخصوص جوان را در میدان جاذبه خویش گرفتار ساخته و غریزه شهوت آنها را مشتعل می‌نماید. از نتایج زیان‌بار آن، شیوع انحرافات جنسی و رنج جسمی و روانی شدید است و چه بسا روزگار آدمی را سیاه و زندگی را تباه می‌سازد.
براین اساس، زنان این گونه از هر دو جهت مشمول این کلام خدای سبحان می‌شوند که می‌فرماید:
(ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی‌الدنیا و الاخره والله یعلم و انتم لا تعلمون)؛ کسانی که دوست دارند زشتی‌ها و گناهان قبیح در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است و خداوند از عواقب شوم و آثار مرگبار فحشا آگاه است اما شما از ابعاد گوناگون و زیان‌بار آن آگاه نیستید.
این که نفرمود کسانی که اشاعه فحشا می‌کنند، بلکه می‌فرماید دوست دارند چنین کاری کنند، یا از جهت نهایت تاکید در این زمینه است؛ یعنی آنهایی که دوست دارند که زشتی‌ها شیوع پیدا کند عذابشان شدید است، چه برسد به این که با اعمال و گفتار خود اشاعه فحشا کنند و یا از جهت آن است که محبت همانند کفر گاهی قلبی است و گاهی عملی یعنی کردار ناشایست آنها موجب ترویج و شیوع گناهان زشت می‌شود و مراد از «فحشا» هرگونه رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ است، اعم از این که بی‌حجابی و بدحجابی و انحرافات جنسی یا غیراینها.
بنابراین زنان با فروافکندن لباس حیا- پوشش دینی- همانند آتش‌سیاری می‌شوند که به هرجا گام می‌نهند آنجا را آتش زده و شخص و شخصیت جوانان و نوجوانان را دچار حریق می‌سازند. راستی چه آتش‌سوزی بدتر از این وجود دارد که خرمن توانایی‌ها و استعدادهای خود و نسل جدید را می‌سوزاند و شخصیت و انسانیت آنان و خویشتن را تباه می‌سازد.
اگر این بانوان می‌دانستند همواره مرتکب چه جنایاتی برخود و افراد جامعه می‌شوند و اگر حقیقت عمل ناهنجار خویش و گناهان عظیمی که بردوش دارند را مشاهده می‌کردند، هرگز یک لحظه هم آرام نمی‌نشستند تا این آتش افروخته شده بردوش خویش را با آب توبه خاموش و خود را با دستورهای سازنده اسلام اصلاح نمایند.
باتوجه به مطالب مذکور، معنای عمیق حدیث ذیل روشن می‌شود، حضرت امام رضا(ع) فرمودند:
نقش انگشتر حضرت عیسی(ع) دو جمله بود که از انجیل گرفته شده بود: خوشا به حال بنده‌ای که به واسطه او یاد خدا حاصل می‌شود و وای به حال بنده‌ای که یاد خداوند به خاطر او فراموش شود.

شریک در جرم گناه

زن آسیب‌زا ضمن این که هنگام حضور غیرشرعی در جامعه و در برابر افراد نامحرم پیوسته برای او گناه و سرپیچی از حکم الهی ثبت می‌شود، در جرم و گناه کسانی که از طریق او به گناه جنسی، لاقیدی، جرم و جنایت، اعتیاد، ظلم و غیره آلوده می‌شوند، شریک خواهد بود و در نهایت گرفتار عکس‌العمل رفتارها و پوشش نامناسب و غیرعفیفانه خود در برزخ و آخرت و گاهی در دنیا می‌شود و این نکتة مهمی است که عقل سالم بر آن نظارت دارد؛ چنانکه قران‌کریم نیز در این زمینه به عنوان قانون کلی می‌فرماید:
من یشفع شفاعه حسنه یکن له نصیب منها و من یشفع شفاعه سیئه یکن له کفل منها و کان الله علی کل شیء مقیتا؛ کسی که تشویق به کار نیکی کند بهره وافری از آن برای اوخواهد بود و کسی که تشویق به کار بدی کند سهمی از آن خواهد داشت و خداوند حساب هر چیز را دارد و آن را حفظ می‌کند.
مطابق آیه، منطق اصیل اسلام در مسائل اجتماعی و خانوادگی آن است که مردم جامعه و اعضای خانواده در سرنوشت اعمال یکدیگر از طریق راهنمایی و تشویق زبان یا عمل شریک می‌باشند. هرگاه گفتار یا کردار حتی سکوت و اشاره انسان سبب تشویق فرد یا گروه و جمعیتی به کار نیک یا بد شود، سهمی از پاداش یا کیفر آن کار و آثار و نتایجش برای تشویق کننده خواهد بود، بدون آن که از ثوابی یا گناه فاعل اصلی(انجام دهندة عمل) کاسته شود؛ چنان که از پیامبراسلام(ص) چنین نقل شده:
من أمر بمعروف او نهی عن منکر او دل علی خیر او اشار به فهو شریک و من امر بسوء او دل علیه او اشار به فهو شریک؛ هر کس امر به کار نیکی یا نهی از منکر و گناهی کند یا به عمل خیر راهنمایی نماید یا اشاره به آن کند- و به نحوی باعث تشویق به خیر شود- در آن عمل نیک سهیم و شریک است و هر کس دعوت به کار بد یا راهنمایی اشاره و تشویق بدان نماید او نیز در آن عمل بد شریک است.
بنابراین در فرهنگ کامل اسلام تنها انجام‌دهندگان گناه و کار زشت، مسئول و گناه کار نیستند بلکه تمام کسانی که به نوعی زمینة گناه و جرم را فراهم کردند نیز مسئول و معصیت کار شمرده می‌شوند.
قرآن دربارة نتیجة اخروی گمراه کردن و به گناه کشاندن دیگران می‌فرماید:
(لیحملوا اوزارهم کامله یوم القیامه و من اوزار الذین یضلونهم بغیر علم الا ساء ما یزرون)؛ روز قیامت هم باید بار گناهان خود را به طور کامل بردوش کشند و هم سهمی از گناهان کسانیکه به جهالت از راه حق گمراه و منحرف می‌سازند، آگاه باشید که آنها بارسنگین بدی بردوش خواهند کشید.
گذشته از اینها، در شیوع این اعمال منافی عفت و پی‌آمدهای ناگوار آنها، غالباً در درجه اول خود زنان خودآرا و بدحجاب و بی‌حجابی قربانی مهلکه و بازندة بازی می‌باشند. هم‌چنان که پدران، برادران، شوهران، فرزندان و دیگر بستگان نزدیک آنان نی در خطر سقوط در این مهلکه‌ها هستند و در حقیقت این زنان در همین دنیا به برخی از سزای اعمال خود رسیده و شاهد انحراف اخلاقی و جنسی خود و نزدیکان خویش می‌باشند؛ چنان که بسیار دیده و شنیده شده است.
برای رهایی این زنان از بند اسارت خودنمایی، کافی است باور کنند که هر سخن و رفتاری که از آنها صادر می‌شود در شهود و حضور خداوند بزرگ است، چنانکه در قرآن می‌فرماید:<br/ (ولا تعلمون من عمل الا کنا علیکم شهوداً اذ تفیضون فیه)؛ هیچ عملی را انجام نمی‌دهید مگر این که ما گواه برشما هستیم در آن هنگام که وارد آن می‌شوید. پیامبر(ص) هرگاه این آیه را تلاوت می‌کردند گریه شدید می‌نمودند.

صدای ظریف و لبخند ملیح

جاذبة صدای ظریف، آهنگ شیوا، خنده و تبسم ملیح زن از جمله ابزارها و سلاح‌های طبیعی زن برای نفوذ و جذب مردان است؛ زن با صوت دلربا و خنده نمکین، دل همسر را نوازش می‌دهد و غبار غم، اندوه و خستگی را از صورت و چهرة جان او می‌شوید، به ویژه اگر با ناز و نرمش و سخنان حق و روشنگرانه همراه باشد و به زندگی مرد حرارت، گرمی و صفا بخشیده و محبوبیت خود را نزد او حفظ و استوار می‌کند.
تاثیر و نفوذ صدای زیبای زن اگر توأم با ناز و کرشمه در برابر نامحرم باشد، به ویژه همراه با خنده و تبسم روی بیگانه‌ای که از نبود یا کمبود عاطفه در خانواده یا اجتماع رنج می‌برد، آن‌چنان اثرگذار است که طوفانی در دل او- مخصوصاً اگر جوان باشد ایجاد می‌کند که اعتدال و آرامش او را برهم می‌زند و ذهن و اندیشة او را تا مدت‌ها به زن معطوف می‌کند و از امور حیاتی و ضروری منحرف و به لذت‌های شهوانی مشغول می‌نماید، در حالی که زنان، معمولاً به راحتی از کنار این موضوع می‌گذرند و رعایت احتیاط و احساس مسئولیت در برابر مردها و جوانان و نوجوانان با آن ضعف غریزی و خلا عاطفی نمی‌کنند.
تاثیر جاذبه‌های فوق، همانند سایر جاذبه‌های خدادادی زن تا اندازه‌ای است که گاه باعث می‌شود مردان بیماردل و شهوت‌طلب را به طمع انداخته، امنیت زن را به خطر اندازند و یا درصدد اغفال زن برآمده عفت، حیثیت و آبروی او را لکه‌دار کنند. در این باره، قرآن کریم، با نگاهی روان‌شناختی و جامع می‌فرماید:
(فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی‌قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً)؛ [با مردان] با نرمی و ناز و کرشمه سخن نگویید که انسان بیماردل در شما طمع کند و سخن نیکو و شایسته‌ای که عقل و وحی آن را به رسمیت شناخته بگویید.

نقش لاقیدی و بدحجابی در ناکارآمد ساختن ابزارهای شخصیتی زن

«اگر چه گفته شد، توانایی‌ها، مکانیسم‌ها و ابزارهای زن برای نفوذ در قلب همسر به شمار می‌رفت، البته مشروط برآن که از این امور- که به حق و براساس حکمت و تدبیر الهی در نهاد زن به ودیعت نهاده شده- به درستی و در جهت اهداف عالی انسانی استفاده شود.
اما در صورتی که دراثر کم‌توجهی یا بی‌مبالاتی زن، این توانایی‌ها و سازوکارها در معرض تهدید قرار گیرد و یا کم‌رنگ شود، نتایجی که به دست می‌آید نه تنها به سود زن نخواهد بود، بلکه او را به سمت انحطاط و شکست خواهد کشاند که در این جا به توضیح و تحلیل این امر مهم پرداخته می‌شود.

بدحجابی، لاقیدی و آزاداندیشی

آزاداندیشی و روشن بینی، در پرتو تقوا و عقل سلیم از حجاب‌های ظلمانی گناهان و صفات ناپسند به دست می‌آید؛ براین اساس زنی که اسیر لاقیدی یا بدحجابی می‌شود و یا بی‌اعتنایی یا دهن‌کجی به پروردگار خویش و دستور حجاب و پوشش، ارزش‌های وجودی خود را در جاذبه‌های ظاهری خلاصه نموده و از آن حقیقت روحی و استعدادها و ارزش‌های انسانی خود غافل می‌شود و پرده‌های هوا و هوس جلوی دیدگان حق‌بین و آینده‌نگر او را گرفته و مانع آزاداندیشی او می‌گردد، معیارهایش در انتخاب همسر معمولاً مادی و ظاهری است و نسبت به ملاک‌های اصیل و ارزشی غافل بوده و یا توجه لازم و کافی به آنها ندارد، لذا در گزینش و انتخاب عاشق راستین، به عنوان شریک زندگی خود به خطا رفته و در نتیجه در زندگی شکست می‌خورد.
افزون براین، چنین زنانی از شخصیت فکری و اخلاقی سالم و معتدل برخوردار نیستند، تا عاشق و دل‌دادة واقعی داشته باشند، اینان یا از نظر عقل و اندیشه دربارة حجاب و پوشش اسلامی فکر و عقیدة نادرستی دارند و فریب شبهات و تبلیغات زهرآگین برضد حجاب‌اسلامی را خورده‌اند؛ به گونه‌ای که به دستور خدا و پیامبر او(ص) و امامان(ع) و سیرة الگویی و سخنان اخلاقی حضرت‌زهرا(ع) در زمینة عفاف و حجاب اعتنا نمی‌کنند، که معمولاً دختران جوان مسلمان ما از این گروه می‌باشند و یا به لحاظ روحی و اخلاقی شخصیت بیمار و ناسالمی دارند و اموی هم‌چون پوشش اسلامی را با مزاج روحی خویش سازگار نمی‌یابند.
همانگونه که اگر کسی به بیماری سوء هاضمه یا مرض دیگر مبتلا شده باشد، چه بسا میل به غذا- اگر چه بهترین خوراک باشد- نداشته و یا از آن متنفر و گریزان می‌گردد، کسانی که روحشان نیز با گناهان و صفات ناشایست مکدر شده است، شخصیت معنوی و باطنی آنها بیمار و مسموم گشته، در نتیجه مزاج ملکوتی‌شان از پذیرش دستورهای الهی که در حقیقت غذا و خوراک جان آدمی است- باز می‌ماند؛ از این رو هر فردی به اندازه پاکی روح و روان، از غذاها و مائده‌های آسمانی و معنوی و لذایذ حصال از آنها بهره‌مند می‌گردد و به میزان آلودگی‌های روحی و باطنی از آن نعمت‌های روان‌پرور محروم گشته و به دردها و آلام روحی و روانی گرفتار می‌شود. چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند:
بالصحه تستکمل اللذه؛ با صحت و عافیت، لذت انسان کامل می‌شود.
این صحت، اعم از سلامتی جسمی و روحی است؛ سلامتی بدن، لذت کامل جسمی را به دنبال دارد و صحت روح، لذت کامل روحی و معنوی را. مردی که در غیرت ضعیف و سست است و از خودنمایی همسر یا دختر خود نه تنها ناراحت نیست، بلکه مباهات هم می‌کند، دچار بیماری روحی و فکری است، هرچند در بعد جسمی سالم باشد.
براین اساس چنین زن‌هایی از به دست آوردن عاشق واقعی، به عنوان همسر دلسوز و وفادار محرومند، چرا که عاشق راستین کسی است که عشق او برپایة زیبایی باطنی زن، به ویژه حیا، عفت، وقار و پوشش اسلامی و دینی باشد، هرچند زیبایی ظاهر هم مورد توجه قرار بگیرد؛ همانگونه که در اسلام نیز به آن توجه شده است.
جوان با ایمان و عفیف به دنبال دختری می‌گردد که به لحاظ روحی و اخلاقی هم سنخ باشد؛ یعنی دختری باتقوا و عفیف. حتی کسانی که در ایمان و عفاف ضعیف بوده و از جاده مستقیم به بیراهه رفته‌اند، براساس فظرت الهی و الهام درونی خویش از امور منافی عفت وحیا متنفرند و خواستار ازدواج با دختران پاکدامن و باحیا و عفت می‌باشند. ویل‌دورانت- مورخ و فیلسوف غرب- می‌گوید:
زنان بی‌شرم و حیا، جز در موارد زودگذر، برای مردان جذاب نیستند. مردان جوان به دنبال چشمان پراز حیا می‌باشند و بدون آن که بدانند حس می‌کنند که این خودداری ظریفانه- عفت و حیا- از یک لطف و رقت عالی خبر می‌دهد.
خانم اوریزان مارون هم می‌گوید:
مرد فطرتاً طالب دختری است که مانند بنفشه محبوب و سلیم‌الطبع و در عین سادگی و عفاف، دارای کمال، لطف و دلبری باشد؛ زنی که دارای صفات و ملکات فاضله بوده و نام «زن» شایستة اوست، هرجا و به هر حالت که باشد مورد تقدیس و احترام مرد واقع می‌شود.

لاقیدی، بدحجابی و عاطفه

قلب کانون عواطف، احساسات و انفعالات است؛ عاطفه از قلبی بر می‌خیزد و برقلب دیگر می‌نشیند و آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. میزان محبت و عاطفه هر فردی به اندازه سلامت روانی، عاطفی و طهارت روحی و قلبی او بستگی دارد؛ همانگونه که میزان انفعال و تاثیرپذیری افراد در برابر عواطف و محبت‌های خالصانه و اندرزها و موعظه‌های دیگران نیز این چنین است.
دل هر چه از صفات ناپسند و زنگار گناه دور و پاک باشد لطافت، طراوات و نرمی آن بیشتر خواهد بود؛ در نتیجه بیشتر تحت تاثیر اندرزها و گفتارهای حق و مهر و محبت‌ها و امور عاطفی زن و دیگران قرار می‌گیرد؛ به همین دلیل قلب مردان الهی منبع محبت زیاد و عواطف سرشار است؛ از یک سو به مردم به ویژه همسران خود محبت و علاقه فراوان دارند ودر نتیجه در هدایت و کمک و یاری به آنها از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند و از سوی دیگر در برابر امور عاطفی دیگران سخت تحت تاثیر قرار می‌گیرند.
جلوه‌گری و بدحجابی زنان در جامعه- که نشانة گم کردن هدف والای حیات است- مردان را هم از هدف آفرینش و زندگی غافل نموده و در مادیات، شهوات و اخلاق و صفات فاسد و آلوده غرق می‌کند، که باعث بیماری و تاریکی قلب و سخت و خشن شدن دل می‌شود و روشن است که انسان بیماردل و قس‌القلب در برابر عواطف زنان کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد و چه بسا هیچ عاطفه‌ای را برنمی‌تابد و چه بسا آن را به مثابة فریب و حیله نموده و بران واکنش منفی نشان می‌دهد.
آن چه برای انسان ناآگاه و شهوت طلب اهمیت دارد، خودخواهی و هوس اوست؛ خودخواهی و خویشتن‌پرستی او مانع خدابینی و دگرخواهی می‌شود. خودمحوری و حرکت در چهارچوب خواسته‌های شهوانی و حیوانی مجال جست و جو دربارة شخصیت انسانی همسر را به او نمی‌دهد، تاسپاس‌گزار و پاسخ‌گوی عواطف و مهرورزی همسر خویش باشد. او خود را می‌بیند و بس، مگر آن که در نهان خانه دلش هنوز ردپایی از مهر و محبت مانده باشد.
برهمین اساس است که مردان کم‌غیرت که ناموسشان را اعم از همسر و دختر- در برابر نامحرمان و چشمان معصوم نوجوانان و جوانان به نمایش می‌گذارند، همانند نمایش یک شیء مادی و فاقد ارزش معنوی، و قلب آنها را آلوده و غریزة آنان را منحرف و گمراه می‌سازند و با این همه از جهت عاطفی- نه دینی-هم متاثر و هوشیار نمی‌شوند؛ چنانکه این گونه افراد در اثر ضعف عاطفه-در کمک خالصانه و محبت به دیگران ناتوان‌اند.
از سوی دیگر استفاده بهتر از توانایی‌ها و استعدادهای زن، به ویژه از چشمة جوشان عواطف و محبت‌های او در صورت وجود زمینة مساعد و عوامل محرک ممکن و شدنی است.
مهمترین گام در این راستا، حفظ سلامت روانی و عاطفی زن می‌باشد که در سایة عنایت به شخصیت انسانی و حفظ حرمت او، برخوردهای شایستة توأم با محبت و صداقت و برآوردن نیازها و خواسته‌های معقول وی تحقق می‌یابد.
روشن است جامعه‌ای که مردان آن با اعمال و صحنه‌های تحریک‌آمیز زنان، به سمت لذت‌های شهوانی و مادیات و خودخواهی کشانده شوند و روح ملکوتی خود را فراموش نمایند و نسبت به شخصیت انسانی خود محبت نداشته باشند، نمی‌توانند حافظ و نگهبان حرمت و سلامت روانی و عاطفی همسران خویش باشند و در نتیجه، این چشمه‌های جوشان محبت به مرور از میان رفته و زنان در بعد عاطفی و محبت خلع سلاح می‌شوند؛ به همین جهت است که در دنیای غرب، نور عواطف و محبت‌های راستین و خالصانه کم‌فروغ و یا خاموش گشته‌اند.
به علاوه زنان آسیب‌زا نیز در اثر فراموشی هویت ارزشمند خویشتن و ارتکاب گناهان بزرگی که ناشی از هتک حریم ارزشمند پوشش اسلامی و بروز فجایع و انحرافات است، طهارت و نورانیت قلبی، روحی و سلامت و بهداشت روانی و عاطفی خود را از دست می‌دهند. یکی از نشانه‌های آن، بی‌تفاوتی آنان در برابر واژگون شدن خود را از دست می‌دهند. یکی از نشانه‌های آن، بی‌تفاوتی آنان در برابر واژگون شدن ارزش‌ها، از هم پاشیدن خانواده‌ها، انحرافات و اعتیاد جوانان و نوجوانان و سایر پی‌آمدهای بی‌حجابی و بدحجابی و به طور کلی استوار ساختن لذایذ کاذب خود برآلام دیگران است. چه این که بی‌توجهی آنان به دستورهای الهی دربارة ضرورت حجاب عفیفانه و شئون اخلاقی در برابر نامحرمان و بی‌اعتنایی به اندرزها و پندهای خیرخواهانه، نشانة بی‌محبتی به خویشتن است.
خلاصه آن که ایمان راستین و عفاف حقیقی، باعث گسترش عاطفه و محبت و دگر دوستی می‌گردد و بی‌ایمانی، بی‌بندوباری و شهوت‌طلبی موجب خمودی، سستی عاطفه و خودخواهی است، زیرا مبانی دینی و معتقدات و احکام اسلامی- که ضامن اجرایشان محبت خدا و پاداش‌ها و کیفرها می‌باشد- یگانه عامل سلامت و نورانیت دل و مهمترین وسیلة حفظ و پرورش عواطف انسانی و انسان‌دوستی بالاخص دربارة همسر و فرزندان است. اما لاقیدی، بدحجابی، دوستی‌ها و روابط غیرمشروع دختران و پسران و امثال اینها سبب فراموشی ضمانت اجرا دو در نتیجه سست شدن ایمان، عاطفه، نوع دوستی و خیرخواهی در جامعه و خانواده می‌شود.
افزون براینها، نشان دادن جاذبه‌های زنانه- به جای ارائة زیبایی‌های معنوی- در برابر دیدگان مردم، به ویژه جوانان و نوجوانان، موجب رواج روابط به ظاهر دوستانه مردان و زنان جوان شده و مردان با این شیوة کاذب، نیازهای عاطفی خویش را تامین می‌کنند و از ابزار محبت و عاطفه همسران-فعلی یا آینده- خود احساس بی‌نیازی می‌کنند و بدین ترتیب بانوان لاقید و بدحجاب، قوت تاثیر ابزار عاطفه را در تحکیم شخصیت و افزایش محبوبیت خویش از جهات گوناگون نزد همسران از دست می‌دهند.

بدحجابی و آرایش برای همسر

زنانی که حریم ارزشمند خود را پاس ندارند و با خودآرایی و نشان دادن زیور و جاذبه‌های خود در برابر نامحرمان حاضر شوند، طبیعتاً چشم مردان عادی به دنبال آنها خواهد بود، در نتیجه نسبت به همسران خود و آرایش آنان بی‌رغبت و یا کم‌رغبت خواهند شد، زیرا کثرت و تنوع جاذبه‌ها و آرایش‌های زنان در جامعه، خودآرایی و زیباسازی زن در خانه را تحت‌الشعاع خود قرار داده و جاذبة آن را در نظر شوهرش از بین می‌رود، به خصوص این که با گذشت زمان و هم‌نشینی زن و شوهر در کنار یکدیگر، جذابیت‌تزیین و آرایش زن در نزد مرد طبیعتاً کاهش پیدا می‌کند.<br/ بنابراین زنانی که با فروش رایگان زیبایی‌ها و جاذبه‌های خدادادی، نظر مردان نامحرم جامعه را به خود جلب می‌سازند، در واقع مشغول خلع سلاح خود و هم‌نوعان خویش می‌باشند، که نتیجة آن تخریب یا تشعیف حرمت و معشوقیت آنان است، مگر زنان عفیف و محجبه که از نعمت شوهر عفیف و باتقوا برخوردار باشند.
در مقابل، جامعه‌ای که از زینت عفاف و حیا و پوشش کامل زنان و غیرت مردان برخوردار باشد و نمایش جاذبه‌های زنانه محدود به خانه و همسر باشد، از یک سو ارزش و منزلت و موقعیت زنان در نظر مردان فوق‌العاده بالا می‌رود و از سوی دیگر قدرت میل و حرص مردان به جاذبه‌ها و زیبایی‌های زنان افزایش می‌یابد. مردان از آن جا که در خارج خانه به زنان دسترسی ندارند، طبیعتاً به همسران خویش و جاذبه‌های آنان جذب می‌شوند که همین امر مایه گرانبها شدن آنها، تداوم‌بخش محبوبیت آنان و استحکام خانواده خواهد بود و به قول ویل‌دورانت:
آن چه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می‌گردد، زیبایی یک شیء- چنان که خواهیم دید- بستگی به قدرت میل به آن شیء دارد، میلی که با اراض و اقناع ضعیف می‌شود، با منع و جلوگیری قوی می‌گردد.

لاقیدی و غریزة جنسی

ترک عفاف و حجاب کامل اسلامی، باعث شعله‌ور شدن نیرومندترین غریزة آدمی یعنی غریزة جنسی و در نتیجه شیوع روابط نامشروع و غیرانسانی بعضی از زنان و مردان است. به هر اندازه که حجب و حیای زنان در فضای جامعه از بین برود، غریزه شعله‌ورتر و روابط نامشروع برای اطفای غیرایز افزایش می‌یابد. مردانی که از این طریق ناپسندانه، غریزه خود را اشباع نمایند، دیگر نیاز غریزی ندارند تا برای تامین آن، رضایت خاطر همسرشان را به دست اورند.
بنابراین هرچه لاقیدی و روابط نامشروع حیوانی افزایش یابد غریزة جنسی در خانواده کارآیی خود را از دست خواهد داد. به همین دلیل این زنان با رعایت نکردن شئون انسانی و اسلامی در اجتماع فرصت‌های طلایی را از دست داده، ضربه‌های بسیار بزرگ و غیرقابل جبران برمحبوبیت خود نیز و همسران خویش زده و مهم‌ترین رکن خانواده و پیوند خانوادگی را سست می‌کنند.
افزون براین که اوج فعالیت و لذت غریزة جنسی زن در صورتی است که روابط شوهر با او براساس احترام و محبت و صداقت باشد و به شخصیت حقیقی و حقوقی او توجه کامل کرده و زن در امنیت کامل به سر ببرد. بدیهی است روابط مردان بی‌تقوا و شهوت‌ران با همسرانشان هرگز چنین نیست و لذا زن در این لذت نامشروع ناکام خواهد بود و احیاناً زمینه برای انحارف او فراهم خواهد گشت.

خودنمایی در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن

همانگونه که بیان شد، زنان عرب قبل از ظهور اسلام دارای پوشش و حجاب شایسته نبودند و با آشکار کردن زینت‌ها و نمایش برخی از اندام خویش در جامعه حاضر می‌شدند. این وضع با تجلی خورشید تابان اسلام نیز ادامه داشت و آیات و دستورهای الهی به تدریج در شرایط و موقعیت‌های مناسب نازل و برمدرم ابلاغ می‌شد، تا ایم که زمینة نزول آیات وجوب حجاب و حرمت خودنمایی در جامعه و مجالس عمومی آماده شد و آیاتی که گذشت به مردم، به ویژه زنان ابلاغ شد.
اما به دلیل اهمیت موضوع که بی‌توجهی به آن باعث فساد اخلاقی فردی و اجتماعی و تباهی ارزش‌های راستین انسانی و الهی و جایزگین شدن ضدارزش‌ها و حتی تلقی ارزش از آنها می‌گردد، پروردگار عالم مجدداً آن را با لحن توبیخ‌آمیز و هشدار دهنده‌ای مورد تاکید قرار می‌دهد، اما چنانکه در بحث قبل گفته شد به دلیل موقعیت خاص و خطیر زنان پیامبراکرم(ص) خطاب را متوجه آنان می‌فرماید؛ ولی در واقع همه زنان مخاطب آیه هستند و به اصطلاح یک تیر و دو نشان است، چنانکه می‌فرماید:
(وقرن فی بیوتکن و لاتبرجن الجاهلیه الاولی)؛ در خانه‌های خود قرار بگیرید و همانند دوران جاهلیت نخستین که زنان به منظور خودنمایی از منزل خارج می‌شدند در میان مردم ظاهر نشوید.
منظور از (قرن فی‌بیوتکن) این نیست که زن به طور کلی در خانه بنشیند، بلکه این است که برای خودنمایی و نمایش جاذبه‌های زنانه در میان مردم که عامل تضعیف و سقوط ارزش‌های الهی و انسانی است حاضر نشود، به قول استاد

شهیدآیت‌الله مطهری

تاریخ اسلام به صراحت گواه است که پیامبراکرم(ص) زنان خود را به سفر می‌بردند و آنان را از بیرون شدن از خانه منع نمی‌فرمودند. مقصود از این دستور آن است که زن به منظور خودنمایی از خانه بیرون نشود و مخصوصاً در مورد زنان پیغمبراکرم(ص) این وظیفه سنگین‌تر و مؤکدتر است.
چنانکه سیرة حضرت زهرا(ع) نیز این بود که به هنگام نیاز و ضرورت، در جامعه حضور شرعی، صحیح و عفیفانه داشتند، نه حضور با پایین آمدن ارزش و شخصیت زن، از بین رفتن عفاف و پایمال شدن ارزش‌ها و حریم‌ها. حضرت زینب(ع) نیز که در دامن مطهر آن بانوی بزرگ اسلام و مادر نمونه پرورش و تربیت یافته بود با حضور عفیفانه و حفظ ارزش‌هادر کربلا و... درخشید و سازندة حادثة عاشورا و حافظ اهداف بزرگ قیام حسینی گشت و به جوامع، بیداری و هوشیاری و حیات معنوی بخشید و خواهد بخشید.

«تبرج» به معنای ظاهر شدن در میان مردم است. برج ساختمان‌های بلند نیز از همین ماده است، زیرا همیشه در برابر دیدگان مردم ظاهر است.
مقصود از جاهلیت نخستین(الجاهلیه الاولی)- چنانکه تفاسیر گویند- جاهلیت قبل از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) بوده که در آن عصر وضعیت پوشش زنان، عفیفانه و خداپسندانه نبوده است، در حالی که موضوع عفاف و حجاب زنان، حکم و فرمان مشترک فطرت تمام انسان‌ها و شریعت تمام ادیان الهی می‌باشدو بنابراین طبق این آیه، خودآرایی و خودنمایی و بدحجابی زنان، عمل جاهلانه‌ای است که زنان عصر جاهلیت قدیم به آن مبتلا بودند و زنان مسلمان نباید زیربار چنین ننگی بروند. ضمن این که تعبیر به جاهلیت نخستین نشان می‌دهد که جاهلیت دیگری همانند جاهلیت قبل از اسلام درپیش است و این در حقیقت یکی از پیشگویی‌های قرآن کریم است، که کاملاً با عصر ما منطبق می‌باشد و بلکه جاهلیت این عصر به اصطلاح متمدن به مراتب شدیدتر و بدتر و حتی به صورت مدرن است که مظاهر وحشتناک آن در دنیای غرب و کشورهای متمدن مادی‌گرات مشهود می‌باشد.
متاسفانه جوامع اسلامی و جامعه اسلامی ایران نیز تا حدودی تحت تاثیر فرهنگ مبتذل غرب قرار گرفته و بعضی از زنان و مردان مسلمان با فراموشی فرهنگ غنی اسلام و مخالفت با فرمان پرودگار عالم دربارة وجوب حجاب عفیفانه و غیرت‌مردانه، پیرو فرهنگ بیگانه شده‌اند و ننگ جاهلیت مدرن را به جان خریدند چنانکه از امام صادق(ع) از پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) در تفسیر این آیه مورد بحث:
(ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی)؛ چنین آمده که فرمودند: ای ستمون جاهلیه اخری؛ یعنی به زودی جاهلیت دیگری خواهد آمد.

لاقیدی، خودنمایی و سه دورة خطرناک فراروی امت اسلامی

این پیش‌گویی قرآن، در فرمایش پیامبر(ص) که مرتبط با وحی و متصل با منبع بی‌نهایت علم الهی می‌باشد، به صورت شفاف‌تر آمده است که نشان می‌دهد سه دورة بسیار خطرناک، امت اسلامی را را می‌گیرد؛ به گونه‌ای که هر دوره‌ای نسبت به دورة قبل فجیع‌تر است، آن‌جا که می‌فرماید:
کیف بکم اذا فسدت نساءکم و فسق شبابکم و لم تامروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر؟ فقیل له: و یکون ذلک یا رسول‌الله؟ فقال: و شر من ذلک، کیف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف؟ فقیل له: یا رسول‌الله و یکون ذلک؟ قال نعم و شر من ذلک، کیف بکم اذا رایتم المعروف منکرا و المنکر معروفاً؟ چگونه است شما را آن زمانی که زنان شما فاسد می‌شوند و جوانان شما فاسق می‌گردند و حال آن که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید؟ به حضرت گفته شد آیا چنین می‌شود یا رسول‌الله؟ پیامبر فرمودند: بدتر از آن نیز می‌شود. چه می‌شود شما را زمانی که به کارهای بد فرمان می‌دهید و از کارهای نیک باز می‌دارید؟
باز به حضرت گفته شد: یا رسوالله آیا چنین چیزی می‌شود؟! پیامبراکرم فرمودند: بله، بدتر از آن هم می‌شود. چگونه می‌شود برشما آن زمان که نیکی‌ها درنظر شما بدو زشتی‌ها در نظرتان نیک جلوه می‌کند؟
ترتیب این سه مرحلة بسیار تلخ و ناگوار در فرمایش غیبی پیامبراکرم(ص) که از فاسد شدن زنان شروع و به منقلب شدن ارزش‌ها و ضدارزش‌ها ختم می‌شود، کاملاً طبیعی و منطقی و مرتبط با یکدیگر می‌باشد که در خور دقت است، زیرا وقتی زنان بالاخص جوانان آنها در اثر عوامل گوناگون، از جمله فریب الفاظ زیبا و دلپسند و شعارهای فریبندة شیاطین، راموشی مقام با عظمت زن، دوری از فرهنگ غنی قرآن و تربیت ناصحیح خانوادگی، اعتلای شخصیت خود را در بی‌حجابی و بدحجابی و خودآرایی و خودنمایی در جامعه و دوست شدن با پسران و امثال این امور پنداشتند که اولین حرکت‌های فاسدانه و فاسقانه است و از طرفی فریضة حیاتی امر به معروف و نهی از منکر از سوی زنان عفیفه و مردان مسلمان در این باره، ترک و فراموش گشت، جوانان که شهوت جنسی آنان بیدار گشته، در اثر جاذبه‌های به نمایش گذاشته شدة زنان تحریک گشته و با طغیان و سرکشی غریزه، به وادی شهوات و ارتباطات نامشروع می‌افتند و در نتیجه، زنان فاسد و جوانان فاسق می‌گردند.
با ادامة این حوادث ناگوار در دورة اول، کم‌کم دورة دوم فرا می‌رسد. در اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر، فساد زنان و فسق جوانان افزایش و ادامه یافته و همین امر علت تحقق دوره دوم می‌شود. در این دوره جرات برفساد و فسق افزایش یافته و قبح و زشتی برخی از گناهان به ویژه گناه بزرگ و مستمر بدحجابی‌ها و خودنمایی‌ها و روابط دختران و پسران از بین می‌رود؛ به گونه‌ای که به چنین گناهان و منکراتی امر می‌شود و غیرت و عفت و پاکی و حجاب دختران عفیف و پسران غیور مورد نهی و ملامت و تمسخر زنان فاسد و فریب خورده مردان کم‌غیرت یا بی‌غیرت و ضعیف الایمان قرار می‌گیرد، اما این جا آخر کار نیست.
باز در اثر افزایش و ادامه این وضع در دورة دوم مخصوصاً با ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر از سوی خوبان و مسئولان جامعه و سیاه بودن کارنامة آنها نسبت به این واجب بزرگ الهی، به تدریج دوره سوم، که معلول دوره دوم و فرزند ناخلف و میوة تلخ آن است، پدید می‌آید.
در این دوره به خاطر بیگانه شدن از فرهنگ ناب اسلام، افزایش گناهان، استمرار فسادها و فسق‌ها و آلودگی‌و تاریکی دل‌ها، حس تشخیص حق و باطل بسیاری از افراد جامعه به ویژه زنان و دختران فاسد و مردان و جوانان فاسق از بین رفته و دگرگون می‌گردد؛ ارزش‌ها در نظر آنها تبدیل به ضدارزش و ضد ارزش‌ها تبدیل به ارزش می‌شود؛ تقوا، حیا، عفاف و حجاب اسلامی زنان که فرمان فطرت و شریعت و طاعت پروردگار عالم است، عیب و ضدارزش محسوب شده و ولنگاری و بدحجابی و ضعف یا فقدان غیرت و عفت، که ضدساختار و آفرینش انسان و مخالف دستورهای الهی است و خشم و غضب خداوند سبحان را بر می‌افروزد، نیک و ارزش و نشانة شخصیت و آزادی و روشن‌فکری و نظایر این عناوین جذاب شمرده می‌شود.
دوستی دختران و پسران مدال افتخار شمرده شده و علامت قهرمانی و نشانة شجاعت حساب می‌شود و دختران و پسران با عفت و حیا که افتخار و قهرمانی خود را با الهام از عقل و وحی، در غلبه برهوس و شهوت و اطاعت از خداوند متعال و پیروی از ارزش‌های راستین می‌دانند و از دوستی با غیرهم صنف خود دوری می‌جویند، هدف سلاح سرد و مورد تمسخر ساده‌لوحان غافل قرار گرفته و افراد امل، بی‌عرضه، مرتجع و عقب افتاده، ناموفق، غیرمتمدن، بی‌فرهنگ و... معرفی می‌کنند، که متاسفانه بعضی از عزیزان جوان و نوجوان پاک و با حیا نیز تحت تاثیر چنین القائات جاهلانه و بی‌دلیل و منطق قرار گرفته و خود را باختند.
با این که اهل حقیقت هیچ‌گاه نباید تحت تاثیر القائات شیطانی قرار گیرند و از تمسخر و سرزنش نابخردان ملامت‌کننده نهراسند؛ (ولا یخافون لومه لائم).
چه قدر جای تعجب و تاسف است که کار بعضی از زنان و مردان و جوانان بدانجا برسد که پاکی و طاعت خداوند متعال نزد آنان جرم و عیب تلقی شده و پاکان و بندگان مطیع الهی مطود آنان شوند و بی‌حیایی و مخالفت با خدای مهربان نزد آنها ارزشمند و نشانة رشد فکری و فرهنگی و شخصیتی باشد!

نتیجه ازدواجهای خیابانی

براساس آمار شماری از مراجعه کنندگان به دادگاه‌های نوعروسانی هستند که هنوز عروسی نکرده‌اند و اندکی از تاریخ عقدشان گذشته است که درخواست طلاق دادند. این موضوع نشان می‌دهد که بعضی از دختران درانتخاب همسر دچار شتابزدگی شده‌اند، و بدون تحقیق دربارهٔ خصوصیات اخلاقی و دینی جوان موردنظر و بدون مشورت با والدین و ریش سفیدها، پس از دیدار سطحی در خیابان راضی به ازدواج می‌شوند در نیتجه پس از چندی پشیمان گشته و زندگی‌شان با شکست مواجه می‌شود.
سرپرست مجتمع قضایی خانواده، در این مورد می‌گوید:
آیا برای ازدواجی که نطفه آن در دیدارهای سطحی خیابان بسته می‌شود و ملاک‌ها، تنها صورت ظاهر و به رخ کشیدن ثروت و نشان دادن پیراهن و شلوار براساس مد روز باشد. سرنوشتی جز این را می‌توان انتظار داشت؟!<br/ اگرچه دختر و پسر باید یکدیگر را بشناسند و ببینند همانطوری که اسلام عزیز به آن عنایت درد ولی این دیدارها در حضور والدین و بزرگترها صورت گیرد تا جوانان عزیز مخصوصاً دختران به وسیله دلسوزانشان راهنمایی شوند و ملاک و معیار در شناخت افراد به کمک آنها برایشان بیان شود.

بهترین سلاح شیطان

رسول خدا(ص) فرمود:
«اوثق سلاح ابلیس النساء».
مطمئن‌ترین اسلحه برای شیطان، زنان هستند.
شیطان برای نابودی بشر سلاحهای متعددی دارد. همان گونه که انسانها برای جنگ با دشمن، سلاحهایشان متعدد می‌باشد. لکن آن سلاحی که از همه بیشتر قابل اعتماد برای شیطان در جنگ با انسان است و او را کاملاً موفق کرده زنان بی‌تقوا هستند.
از این حدیث معلوم می‌شود شیطان هر وقت از راه‌های مختلف برای از بین بردن انسانها مایوس می‌شود، از وجود زنان هرزه و بی‌اعتقاد استفاده می‌کند.
زنانی که به غیر از خودآرایی به چیز دیگری فکر نمی‌کنند همانها که بازیچه دست مردان ظالم بوده‌اند. در روزگار ما نیز یکی از مؤثرترین عوامل استعمارگران در ظلم و غارت مردم جهان بویژه کشورهای اسلامی زنان فاسدالاخلاق هستند.
خداوند سبحان می‌فرمایند:
«زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسموه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا و الله عنده حسن الماب».
محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلو داده شده است(تا در پرتو آن آزمایش و تربیت شوند ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند) سرمایه زندگی پست(مادی) هستند، و سرانجام نیک و زندگی عالیتر و جاودانه‌تر در نزد خدا هست.
این آیه و مشابه آن هیچ گاه علاقه معتدل نسبت به زن و فرزند و اموال را نکوهش نمی‌کند. زیرا پیشبرد اهداف معنوی بدون وسایل مادی ممکن نیست و از طرف دیگر دنیا و آنچه درآن است اعم از خوراکیها و پوشیدنیها و آنچه در آسمانها و زمین هست همه زیبا هستند زیرا اینها نعمت و نشانه‌های قدرت و عظمت خداوند قادر می‌باشند.

عواقب اسفبار بی‌حجابی و بدحجابی

ضایع کردن حق شوهر

خداوند سبحان بدن و اعضای آن را به عنوان امانت به ما داده است. و صاحب اصلی، خدای بزرگ است. زینت و زیبایی زن که از نعمت و امانت حق‌تعالی محسوب می‌شود نیز پس از ازدواج مربوط به شوهرش است، نه اینکه آن را در معرض دیدگاه عموم قرار دهد.
رسول خدا(ص) فرمودند:
«ایما امراه تطبیت لغیر زوجها لم تقبل منها صلاه حتی تغتسل من طیبها کغسلها من جنابتها».
هر زنی که خود را برای غیرشوهرش خوشبو و آرایش کند،خداوند نماز او را قبول نمی‌کند، تا اینکه برای پاک ساختن خود از آن، غسل کند چنانکه خود را از جنابت، غسل می‌دهد.

محروم از محبت

زن هرچه عفتش بیشتر باشد در قلب مرد بیشتر جای دارد و زن بی‌بندوبار چون ترس از خداوند در دلش نیست و عفت ندارد، نمی‌تواند محبت شوهرش را به دست آورد.

آفت تحصیل علم

هرچه قدر زن عفت بیشتری داشته باشد، در تحصیل علم موفقتر می‌باشد. زیرا تحصیل علم نیازمند تمرکز فکر است و دختر یا زنی که به دنبال خودنمایی است و هر لحظه برای جلب مردان هرزه خود را به شکلی در می‌آورد، دیگر تمرکز حواس ندارد و درتحصیل علم موفق نخواهد بود.

پیوسته زیانکار

راستی او که خود را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهد. در مقابل، دل چه کسی را به دست می‌آورد؟ دل جوانان و مردان هرزه را، زیرا مرد مسلمان و مومن حقیقی از این کار، متنفر است. آیا دل آن گونه افراد به دست آودن، ثمره دنیوی و اخروی دارد؟! حال که خداوند چنین نعمت تندرستی را بذل و بخشش نموده، رسم امانتداری و بندگی او این است که رضای وی را به دست آورده نه دل مردان هرزه که زنان را وسیله‌ای برای اهداف شیطانی خود قرار می‌دهند.

تباهی شخصیت

گویند مرد شمشیر زن است و زن شمشیرساز است. پیوسته در طول تاریخ مرد در صحنة مبارزه علیه طاغوت از مدد زن بهره جسته است. حضرت خدیجه در کنار رسول‌خدا(ص)، حضرت فاطمة زهرا(س)، درکنار حضرت علی(ع) حضرت زینب(س) در کنار برادرش امام‌حسین(ع) مبارزه کردند. زنی که چنین مقام و ارزشی دارد، چرا باید آن قدر سقوط کند تا آنجا که ملعبة مردان هرزه و شهوتران باشد.
کمبود تربیت و شخصیت و محبت را نمی‌توان با عشوه و ناز و کرشمه با نگاه کردن مردم به دست آورد. جز آنکه آدمی روز به روز از نظر روحی افسرده و ناامیدتر واز لحاظ جسمی زشت‌تر، و از نظر اجتماعی مورد تنفر انسانهای مؤمن قرار خواهد گرفت.
زن بدحجاب به جای این که عفت را که ارزش زیادی دارد حفظ کند تا مردم با عزت و احترام به سراغ او بیایند، با بدحجابی و نشان دادن خود به دیگران، خویش را بی‌ارزش می‌کند.

نوعی شرک

شاید بتوان مدپرستی را نوعی شرک دانست. زن اگر تعدادی لباس متنوع داشته باشد، در حالی که به حد اسراف نرسد و با پوشیدن آنها شوهر را خوشحال کند، امر پسندیده‌ای است. ولی نباید هم و غم خود را این گونه مسائل قرار دهد تا جایی که برای رضایت دیگران و فخرفروشی و مدپرستی شوهرش را تحت فشار قرار دهد، و او را مجبور به قرش کردن شود ونزد دیگران شرمنده گردد.

موجودی مصرفی

زن بدحجاب را باید مصرف‌گری شناخت که با رفتار خود جز مفسده و ضرر چیزی به بار نمی‌آورد، زیرا با مصرف و حرکات تحریک‌آمیز منشأ انحراف و فساد در جامعه می‌گردد.

اضطراب بی‌پایان

آنگاه که اصل و کمال در انسان لباس و مدپرستی باشد هر چه می‌بیند، می‌خواهد ودایم به فکر و تهیه آن است. و چون آماده کردن آنها بسیار مشکل و گاهی نامقدور است، روح او همیشه مضطرب و پریشان است و مانند کسی است که گم‌کردة خود را پیدا نمی‌کند.

تاخیر در ازدواج

این امر عجیب نیست که اغلب خانواده‌ها و جوانان از زن بی‌تقوا و بدحجاب که هر روز از لحاظ اقتصادی و اجتماعی برای آنها دردسر ایجاد کند، متنفر می‌باشند. در نتیجه سراغ دخترانی که چنین اوصاف و حالاتی دارند، نمی‌روند. از سویی غیرت به آنها اجازه نمی‌دهد دختری را که زبانزد اراذل است، شریک و همراز زندگی خود قرار دهد. طبق این اصل دختران بدحجابی که به همین علتها ازدواجشان به تاخیر می‌افتد کم نیستند.

پاشیدگی زندگی

وقتی ارزش و ملاک در زندگی بعضی‌ها ظواهر و تجملات و مدپرستی باشد چون اینگونه امور زود کهنه می‌شود در نتیجه چنین افرادی مطلوب و مرادشان را هم زود از دست می‌دهند، و سرانجام کار به جدایی می‌کشد.
اصولاً در چنین خانواده‌ها چون عقل در انتخاب همسر نقشی ندارد اساس خانواده زود متزلزل می‌شودو سرنوشت آنها جز طلاق و سرگردانی زن و بچه‌ها، و گاهی انحراف آنها چیز دیگر نیست.
از سویی زن بدحجاب و بی‌تقوا در اثر ناز و کرشمه و حرکات شیطانی خود باعث توجه مردان ضعیف‌الایمان به خود می‌شود، در نتیجه، آن مردان به زنان خود بی‌اعتنا می‌شوند و سرانجام این زن بی‌تقوا سبب سردی و از هم پاشیدگی زندگی یک یا چند خانواده می‌شود، و عواقب شوم و گناه بزرگ این عمل زشت به گردن اوست. بعدها زنی هم از او زیباتر اساس زندگی وی و خانواده‌اش را از بین می‌برد.

عامل فساد و ظلم، سقط جنین و سایر گناهان

اگر در یک کشور دین و مذهب حاکم نباشد، هیچ قدرتی قادر به جلوگیری از جنایات و جریام درآن جامعه نیست اگر چه از نظر نیروی انسانی، تجهیزات و اطلاعات قوی باشد، زیرا نیروی پلیس و... حداکثر کاری که می‌کند ظواهر کشور را از لحاظ مفاسد حفظ می‌کنند و از باطن کار، خبر ندارند.
بنابراین باید یک نیروی دیگر درکنار این نیروی ظاهری باشد، تا جامعه از انحطاط رهایی یابد و آن نیروی دیگر ار از دین باید فرا گرفت، زیرا قدرت دینی در روح انسان نفوذ می‌کند و همیشه در خلوت و آشکار همراه انسان هست و او را به کارهای خوب تشویق می‌کند و از انجام امور زشت باز می‌دارد. این نیرو که همان ایمان به مبدأ و معاد است از ملیونها پلیسبرای جامعه مفیدتر است و تا زمانی که دنیای امروز مجهز به این قدرت درونی و اعتقادی نشود، آمار جنایان و مفاید زیادتر می‌گردد.

عاقبت تسامح و سهل انگاری نسبت به روابط زن و مرد

حضرت محمد(ص) فرموده است:
«المرا عوره فاذا خرجت استشرفها الشیطان».
«زن سراسر پیکرش(اندام، حرکاتن و صدایش) شهوت‌انگیز و تحریک کننده است. هنگامی که از خانه خارج می‌شود شیطان سراسر وجود او را احاطه می‌کند.»
این حدیث مربوط به زنانی است که در برابر نامحرم چه درداخل منزل و چه خارج منزل و محل کار و تحصیل و... حجاب کامل را رعایت نمی‌کنند و با لباسها و سخنان و حرکات تحریک‌آمیزشان فضای جامعه را آلوده می‌سازند.
براساس همین روایت و روایات دیگر است که مراجع بزرگوار می‌فرمایند:
نمایان بودن بدن زنی حتی پا، در برابر نامحرم جایز نیست و پوشاندن دستها و گردی صورت نیز هرگاه آشکار بودن آنها سبب تحریک نامحرم باشد، واجب است.
مردان نیز نمی‌توانند به صورت و دست نامحرم آنگاه که با آرایش و زینت همراه است نگاه کنند و هرگاه بدون آرایش باشند نیز اگر به قصد لذت بردن نگاه کنند حرام است.
و باز مراجع می‌فرمایند:
پوشیدن هر گونه لباسی که جلب توجه نامحرم کند برای زن حرام است. و زن در صورت ضرورت بیش از چند کلمه با نامحرم نمی‌تواند صحبت کند.
و همچنین می‌فرمایند:
اگر دختری که سن او بیشتر از سه سال است فوت کرد مرد نامحرم نمی‌تواند او را غسل دهد و نیز پسربچه که بیش از سه سال دارد زن نامحرم نمی‌تواند غسلش دهد.
و در بحث قرائت نماز می‌فرمایند:
زن در نماز صبح و مغرب و عشار اگر صدایش را نامحرم می‌شنود احتیاط واحب است که نمازش را آهسته بخواند.
و در احکام نگاه کردن بعضی از مراجع می‌فرمایند:
نگاه کردن به بدن زن نامحرم و دختری که نه سالش تمام نشده ولی خوب و بد را می‌فهمد، و نگاه کردن به او عادتاً امکان تهییج و تحریک شهوت دارد و همچنین نگاه کردن به موی آن چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نکاه کردن به صورت و دست آنان حتی اگرچه بدون قصد لذت باشد جایز نیست. و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام می‌باشد.
و باز مراجع عظام می‌فرمایند:
بودن مرد یا زن نامحرم در جای خلوت که دیگری نمی‌تواند به آنجا وارد شود حرام است و نمارشان صحیح نیست...
اگر زن در کنار مرد یا جلوتر بایستد و با هم وارد نماز شونذد نماز مرد و زن باطل است، اما اگر یکی قبلاً وارد نماز شده باشد نماز او صحیح و نماز دومی باطل است.
این فتاوای مراجع عظیم‌الشان که از روایات ائمه اظهار(ع) گرفته شده به ما می‌گوید: مسئله غریزه جنسی و برخورد دو جنس مخالف را باید جدی گرفت و اگر یک لحظه از موازین شرع مقدس اسلام غفلت کنیم جامعه اسلامی به حرام و گناه‌های بزرگ مبتلا خواهد شد.
براساس همین که زن تمام او شهوت‌انگیز است حضرت محمد(ص) فرمود:
وقتی زن در جایی نشست و بعد بلند شد، در آن مکانی که زن نشسته بود ننشیند تا جای او سرد گردد.
و باز حضرت محمد(ص) فرمود:
کسی که ایمان به خداوند بزرگ و روز قیامت دارد، شب را به صبح نمی‌کند در مکانی که نفس زن نامحرم را بشنود.
امام محمدباقر(ع) فرمود:
سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهای شیطان است.<br/ فردوسی در این مورد می‌گوید:
چوبازن پس پرده باشد جوان بماند منش پست و تیره روان به خواهران محترمی که شاغلند و یا به هر عنوان با نامحرم روبه رو خواهند شد اگر چه در داخل منزل با امثال برادر شوهر و شوهر خواهر و... باشد توصیه می‌شود خیلی مواظب موازین شرعی و اخلاقی باشند. که ممکن است کوچکترین خنده و تبسیم و نرم سخن گفتن با نامحرم ایجاد فتنه و فساد نماید.
و شیطان ملعون با وارد شدن در فکر و ذهن انسان بسیار موذیانه او را می‌فریبد، بطوری که گاهی انسان را در محل کار و منزل و ... وادار به گناه می‌کند و بعدهم آن گناه را برای ما توجیه می‌کند. به این که ایشان مثل برادرت می‌ماند و یا می‌گوید: وقتی شما منظوری ندارید خنده اشکال ندارد. در حالیکه آتش بسیاری از مفاسد و جنایات و روابط نامشروع از همین خنده‌ها و نرم‌سخن‌گفتن‌ها و... شعله‌ور می‌شود.
نه تنها در برابر نامحرم بلکه آزاد بودن در برابر محرم هم حد و مرزی دارد.


منبع: موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع) - تاریخ برداشت: ۱۳۹۵/۰۴/۲۸