دگرگونی ارزش‌های الهی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: دگرگوني ارزش‌هاي الهي مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۳۵ نویسن...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    دگرگوني ارزش‌هاي الهي
+
<div class="head1">دگرگونی ارزش‌های الهی </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: غلامرضا گلی زواره<br/>
شناسه کتاب:    ۴۳۵
+
نویسنده:     غلامرضا گلی زواره
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود دگرگوني ارزش‌هاي الهي
+
توضیحات:   
+
دگرگوني ارزش‌هاي الهي
+
  
غلامرضا گلی زواره
+
== مقاله ==
 +
معاویه پس از صلح با امام حسن مجتبی علیه السلام و احساس امنیت از ناحیه آن فروغ امامت، برای جلوگیری از سقوط لطنت خود و تثبیت آن در خاندانش با غلظت و شدت فراوان به تحریف ارزشها روی آورد.<br/>
 +
دگرگون سازی سخنان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و توجیه آنها به نفع بنی امیه و علیه اهل بیت علیهم السلام کاری رایج گردید. <ref> نک: حماسه حسینی، شهید مطهری، ج ۳، ص ۲۸.</ref> سازماندهی فرقه‌های منحرف به نام اسلام، دامن زدن به آتش تعصبات قومی و امتیازات نژادی و افتخارات طایفه‌ای، باب نمودن طعن و هجو قبایل نسبت به هم و فضیلت عرب بر عجم و قریش بر غیر آن، ترویج اشعار عصر جاهلی به جای قرآن و حدیث و احیاء شعائر و سنتهای جاهلیت عرب - که با روح دیانت و سنت نبوی در تباین بود - از دیگر حرکتهای تبلیغی امویان بود. <ref>وفیات الاعیان، ج ۴، ص ۳۲۸.</ref>جاحظ، امویان را نخستین کسانی می‌داند که آشکارا در تاریخ اسلامی، رسوم و آداب دینی، [[بدعت]] به وجود آوردند و سعی کردند از شاهان ایران و روم شرقی (بیزانس) پیروی نمایند. <ref>رساله جاحظ، تحقیق عزت قطار، ص ۱۶.</ref> امویان به دلیل مصالح و منافع شخصی و مقتضیات اجتماعی، اسلام آوردند. آنان اسلام را نه به عنوان آیین، بلکه همچون عاملی برای رسیدن به مقاصد پلید خویش به کار گرفتند. آنان به موازات انحراف و تبلیغات در عرصه‌های نظری از طریق انحراف در ایدئولوژی، در بعد اجتماعی نیز با ایجاد رعب و وحشت به کنترل مردم دست زدند و با برافروختن آتش اختلافات نژادی و کینه‌های قومی و قبیله‌ای به روشهای مختلف در سرکوبی مخالفان کوشیدند که جاسوسی، ترور، مسموم نمودن، کم کردن میزان مستمری مردمان کوفه و بصره و افزایش مستمری اهالی شام از جمله آنهاست.<br/>
 +
یادآور می‌شود، مسلمانان به لحاظ موقعیت جغرافیایی و مناسبات آنان با اهل بیت یا امویان این گونه دسته بندی می‌شدند:<br/>
 +
۱. اهل بصره و کوفه: اینان که ترکیبی از قبایل مهاجرین به شمار می‌آیند، از استیلای شام در هراس بودند و از امویان نفرت داشتند، شیعیان این سامان با نیرومندی و اقتدار اصرار بر حمایت از امام حسین علیه السلام داشتند. به همین دلیل، به محض شهادت امام حسن علیه السلام نامه‌ای فرستادند و ارادت خود را به عنوان پیروان امام سوم به آن حضرت ابلاغ کردند. این گروه، در عرصه عمل به دلیل تبلیغات منفی امویان و وجود عوامل نفوذی و بازمانده‌های خوارج و سایر فرقه‌های منحرف، و پاشیدن بذر تفرقه از موضع اصلی خود عقب نشینی کردند.<br/>
 +
۲. اهل حجاز: مردمان مدینه و مکه به ویژه انصار اغلب از امویان تنفر داشتند و طرفدار خط میانی قریش بودند و مشی عبدالله بن زبیر و یا عبدالله بن عمر را می‌پسندیدند.<br/>
 +
۳. شامیان: شامل ساکنان سوریه، اردن و فلسطین که به طور کامل مطیع بنی امیه بودند. آنان با تمام وجود از معاویه [[دفاع]] می‌کردند تا حکومت در نسل وی حفظ شود.<br/>
 +
در شام، مردم خاندان اموی را از نسل پیامبر می‌دانستند. زمانی که امویان سقوط کردند و عباسیان به قدرت رسیدند، چهل نفر از ریش سفیدان شام سوگند یاد کردند که برای پیامبر خویشاوندانی جز بنی امیه نمی‌شناخته اند.<br/>
 +
معاویه به شامیان آموخته بود که خلافت امویان جنبه الهی دارد؛ لذا وقتی یزید در اولین نطق خود از پدرش ستایش کرد، یکی از حاضران به این روند اعتراض کرد و چنان در لابه لای جمعیت مخفی شد که ماموران او را نیافتند. شخصی از حامیان اموی یزید را دلگرم نمود و به وی گفت: نگران نباش! «وقد اعطیت خلافة الله من بعد ابیک فانت خلیفتنا؛ <ref>الفتوح، ج ۵، ص ۸.</ref>و به راستی خلافت خدا بعد از پدرت به تو اعطا شد، پس تو خلیفه ما هستی.»
 
   
 
   
معاويه پس از صلح با امام حسن مجتبي عليه السلام و احساس امنيت از ناحيه آن فروغ امامت، براي جلوگيري از سقوط لطنت خود و تثبيت آن در خاندانش با غلظت و شدت فراوان به تحريف ارزشها روي آورد.
+
== ابرهای سیاه ==
دگرگون سازي سخنان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و توجيه آنها به نفع بني اميه و عليه اهل بيت عليهم السلام كاري رايج گرديد. ۱ سازماندهي فرقه‌هاي منحرف به نام اسلام، دامن زدن به آتش تعصبات قومي و امتيازات نژادي و افتخارات طايفه‌اي، باب نمودن طعن و هجو قبايل نسبت به هم و فضيلت عرب بر عجم و قريش بر غير آن، ترويج اشعار عصر جاهلي به جاي قرآن و حديث و احياء شعائر و سنتهاي جاهليت عرب - كه با روح ديانت و سنت نبوي در تباين بود - از ديگر حركتهاي تبليغي امويان بود. ۲ جاحظ، امويان را نخستين كساني مي‌داند كه آشكارا در تاريخ اسلامي، رسوم و آداب ديني، بدعت به وجود آوردند و سعي كردند از شاهان ايران و روم شرقي (بيزانس) پيروي نمايند. ۳ امويان به دليل مصالح و منافع شخصي و مقتضيات اجتماعي، اسلام آوردند. آنان اسلام را نه به عنوان آيين، بلكه همچون عاملي براي رسيدن به مقاصد پليد خويش به كار گرفتند. آنان به موازات انحراف و تبليغات در عرصه‌هاي نظري از طريق انحراف در ايدئولوژي، در بعد اجتماعي نيز با ايجاد رعب و وحشت به كنترل مردم دست زدند و با برافروختن آتش اختلافات نژادي و كينه‌هاي قومي و قبيله‌اي به روشهاي مختلف در سركوبي مخالفان كوشيدند كه جاسوسي، ترور، مسموم نمودن، كم كردن ميزان مستمري مردمان كوفه و بصره و افزايش مستمري اهالي شام از جمله آنهاست.
+
پس از هلاکت معاویه، یزید که با پرورشهای قبیله‌ای در صحرا تربیت یافته و از سیاست بویی نبرده بود، قدرت را به دست گرفت. او از اسلام هیچ نمی‌دانست و علنا مجلس شراب و [[لهو]] و [[لعب]] برپا می‌نمود و به اعمالی دست می‌زد که با شئونات اسلامی و خلافت دینی کاملا ضدیت داشت.<br/>
يادآور مي‌شود، مسلمانان به لحاظ موقعيت جغرافيايي و مناسبات آنان با اهل بيت يا امويان اين گونه دسته بندي مي‌شدند:
+
سبک سریها و منکرات یزید نه تنها از سوی اطرافیانش تقبیح نمی‌گردید، بلکه برای جلب رضایت وی، آنان پیوسته زبان به مدح و تمجید می‌گشودند و شاعران درباری برایش مدیحه‌های گوناگون می‌سرودند.<ref>مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۶.</ref>اختناق توام با شرائط سیاسی - اجتماعی و حرکتهای تبلیغی به گونه‌ای گردید که اهل دیانت و مؤمنان در اقلیت به سر بردند و سنتهای جاهلی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای محو آنها تلاش زیادی نموده بود، بار دیگر حضور نفرت بار خود را نشان داد و سیمای پرصلابت و نورانی اسلام در زیر لایه‌ای از زر و زور و تزویر امویان پوشیده ماند و جلوه‌ای دگرگون یافت. به همین دلیل است که امام خمینی رحمه الله درباره پهلوی که نظیر امویها بود فرمودند: «اینها می‌خواستند که الله را بردارند و طاغوت را جایش بنشانند و همان مسائل جاهلیت و همان مسائل سابق... <ref>صحیفه نور، ج ۷، ص ۳۷.</ref> اینها پدر و پسر اسلام را وارونه داشتند نشان می‌دادند<ref>همان، ص ۲۳۰.</ref>
۱. اهل بصره و كوفه: اينان كه تركيبي از قبايل مهاجرين به شمار مي‌آيند، از استيلاي شام در هراس بودند و از امويان نفرت داشتند، شيعيان اين سامان با نيرومندي و اقتدار اصرار بر حمايت از امام حسين عليه السلام داشتند. به همين دليل، به محض شهادت امام حسن عليه السلام نامه‌اي فرستادند و ارادت خود را به عنوان پيروان امام سوم به آن حضرت ابلاغ كردند. اين گروه، در عرصه عمل به دليل تبليغات منفي امويان و وجود عوامل نفوذي و بازمانده‌هاي خوارج و ساير فرقه‌هاي منحرف، و پاشيدن بذر تفرقه از موضع اصلي خود عقب نشيني كردند.
+
 
۲. اهل حجاز: مردمان مدينه و مكه به ويژه انصار اغلب از امويان تنفر داشتند و طرفدار خط مياني قريش بودند و مشي عبدالله بن زبير و يا عبدالله بن عمر را مي‌پسنديدند.
+
== پانویس ==
۳. شاميان: شامل ساكنان سوريه، اردن و فلسطين كه به طور كامل مطيع بني اميه بودند. آنان با تمام وجود از معاويه دفاع مي‌كردند تا حكومت در نسل وي حفظ شود.
+
 
در شام، مردم خاندان اموي را از نسل پيامبر مي‌دانستند. زماني كه امويان سقوط كردند و عباسيان به قدرت رسيدند، چهل نفر از ريش سفيدان شام سوگند ياد كردند كه براي پيامبر خويشاونداني جز بني اميه نمي‌شناخته اند.
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
معاويه به شاميان آموخته بود كه خلافت امويان جنبه الهي دارد؛ لذا وقتي يزيد در اولين نطق خود از پدرش ستايش كرد، يكي از حاضران به اين روند اعتراض كرد و چنان در لابه لاي جمعيت مخفي شد كه ماموران او را نيافتند. شخصي از حاميان اموي يزيد را دلگرم نمود و به وي گفت: نگران نباش! «وقد اعطيت خلافة الله من بعد ابيك فانت خليفتنا؛ ۴ و به راستي خلافت خدا بعد از پدرت به تو اعطا شد، پس تو خليفه ما هستي.»
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> نام سایت:[http://zitova.ir/news/%D8%AF%D9%87%D9%87+%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85/314374/%D8%AF%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%8A+%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%8A+%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%8A+ ذی طوی] - تاریخ برداشت:1395/3/21 </span></div>
+
 
ابرهاي سياه
+
[[رده:مقالات]]
پس از هلاكت معاويه، يزيد كه با پرورشهاي قبيله‌اي در صحرا تربيت يافته و از سياست بويي نبرده بود، قدرت را به دست گرفت. او از اسلام هيچ نمي‌دانست و علنا مجلس شراب و لهو و لعب برپا مي‌نمود و به اعمالي دست مي‌زد كه با شئونات اسلامي و خلافت ديني كاملا ضديت داشت.
+
سبك سريها و منكرات يزيد نه تنها از سوي اطرافيانش تقبيح نمي‌گرديد، بلكه براي جلب رضايت وي، آنان پيوسته زبان به مدح و تمجيد مي‌گشودند و شاعران درباري برايش مديحه‌هاي گوناگون مي‌سرودند. ۵ اختناق توام با شرائط سياسي - اجتماعي و حركتهاي تبليغي به گونه‌اي گرديد كه اهل ديانت و مؤمنان در اقليت به سر بردند و سنتهاي جاهلي كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله براي محو آنها تلاش زيادي نموده بود، بار ديگر حضور نفرت بار خود را نشان داد و سيماي پرصلابت و نوراني اسلام در زير لايه‌اي از زر و زور و تزوير امويان پوشيده ماند و جلوه‌اي دگرگون يافت. به همين دليل است كه امام خميني رحمه الله درباره پهلوي كه نظير امويها بود فرمودند: «اينها مي‌خواستند كه الله را بردارند و طاغوت را جايش بنشانند و همان مسائل جاهليت و همان مسائل سابق... ۶ اينها پدر و پسر اسلام را وارونه داشتند نشان مي‌دادند۷
+
________________________________________
+
پی نوشت:
+
۱) نك: حماسه حسيني، شهيد مطهري، ج ۳، ص ۲۸.
+
۲) وفيات الاعيان، ج ۴، ص ۳۲۸.
+
۳) رساله جاحظ، تحقيق عزت قطار، ص ۱۶.
+
۴) الفتوح، ج ۵، ص ۸.
+
۵) مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۶.
+
۶) صحيفه نور، ج ۷، ص ۳۷.
+
۷) همان، ص ۲۳۰.
+
منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره۵۲.
+

نسخهٔ ‏۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۰

دگرگونی ارزش‌های الهی

نویسنده: غلامرضا گلی زواره

مقاله

معاویه پس از صلح با امام حسن مجتبی علیه السلام و احساس امنیت از ناحیه آن فروغ امامت، برای جلوگیری از سقوط لطنت خود و تثبیت آن در خاندانش با غلظت و شدت فراوان به تحریف ارزشها روی آورد.
دگرگون سازی سخنان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و توجیه آنها به نفع بنی امیه و علیه اهل بیت علیهم السلام کاری رایج گردید. [۱] سازماندهی فرقه‌های منحرف به نام اسلام، دامن زدن به آتش تعصبات قومی و امتیازات نژادی و افتخارات طایفه‌ای، باب نمودن طعن و هجو قبایل نسبت به هم و فضیلت عرب بر عجم و قریش بر غیر آن، ترویج اشعار عصر جاهلی به جای قرآن و حدیث و احیاء شعائر و سنتهای جاهلیت عرب - که با روح دیانت و سنت نبوی در تباین بود - از دیگر حرکتهای تبلیغی امویان بود. [۲]جاحظ، امویان را نخستین کسانی می‌داند که آشکارا در تاریخ اسلامی، رسوم و آداب دینی، بدعت به وجود آوردند و سعی کردند از شاهان ایران و روم شرقی (بیزانس) پیروی نمایند. [۳] امویان به دلیل مصالح و منافع شخصی و مقتضیات اجتماعی، اسلام آوردند. آنان اسلام را نه به عنوان آیین، بلکه همچون عاملی برای رسیدن به مقاصد پلید خویش به کار گرفتند. آنان به موازات انحراف و تبلیغات در عرصه‌های نظری از طریق انحراف در ایدئولوژی، در بعد اجتماعی نیز با ایجاد رعب و وحشت به کنترل مردم دست زدند و با برافروختن آتش اختلافات نژادی و کینه‌های قومی و قبیله‌ای به روشهای مختلف در سرکوبی مخالفان کوشیدند که جاسوسی، ترور، مسموم نمودن، کم کردن میزان مستمری مردمان کوفه و بصره و افزایش مستمری اهالی شام از جمله آنهاست.
یادآور می‌شود، مسلمانان به لحاظ موقعیت جغرافیایی و مناسبات آنان با اهل بیت یا امویان این گونه دسته بندی می‌شدند:
۱. اهل بصره و کوفه: اینان که ترکیبی از قبایل مهاجرین به شمار می‌آیند، از استیلای شام در هراس بودند و از امویان نفرت داشتند، شیعیان این سامان با نیرومندی و اقتدار اصرار بر حمایت از امام حسین علیه السلام داشتند. به همین دلیل، به محض شهادت امام حسن علیه السلام نامه‌ای فرستادند و ارادت خود را به عنوان پیروان امام سوم به آن حضرت ابلاغ کردند. این گروه، در عرصه عمل به دلیل تبلیغات منفی امویان و وجود عوامل نفوذی و بازمانده‌های خوارج و سایر فرقه‌های منحرف، و پاشیدن بذر تفرقه از موضع اصلی خود عقب نشینی کردند.
۲. اهل حجاز: مردمان مدینه و مکه به ویژه انصار اغلب از امویان تنفر داشتند و طرفدار خط میانی قریش بودند و مشی عبدالله بن زبیر و یا عبدالله بن عمر را می‌پسندیدند.
۳. شامیان: شامل ساکنان سوریه، اردن و فلسطین که به طور کامل مطیع بنی امیه بودند. آنان با تمام وجود از معاویه دفاع می‌کردند تا حکومت در نسل وی حفظ شود.
در شام، مردم خاندان اموی را از نسل پیامبر می‌دانستند. زمانی که امویان سقوط کردند و عباسیان به قدرت رسیدند، چهل نفر از ریش سفیدان شام سوگند یاد کردند که برای پیامبر خویشاوندانی جز بنی امیه نمی‌شناخته اند.
معاویه به شامیان آموخته بود که خلافت امویان جنبه الهی دارد؛ لذا وقتی یزید در اولین نطق خود از پدرش ستایش کرد، یکی از حاضران به این روند اعتراض کرد و چنان در لابه لای جمعیت مخفی شد که ماموران او را نیافتند. شخصی از حامیان اموی یزید را دلگرم نمود و به وی گفت: نگران نباش! «وقد اعطیت خلافة الله من بعد ابیک فانت خلیفتنا؛ [۴]و به راستی خلافت خدا بعد از پدرت به تو اعطا شد، پس تو خلیفه ما هستی.»

ابرهای سیاه

پس از هلاکت معاویه، یزید که با پرورشهای قبیله‌ای در صحرا تربیت یافته و از سیاست بویی نبرده بود، قدرت را به دست گرفت. او از اسلام هیچ نمی‌دانست و علنا مجلس شراب و لهو و لعب برپا می‌نمود و به اعمالی دست می‌زد که با شئونات اسلامی و خلافت دینی کاملا ضدیت داشت.
سبک سریها و منکرات یزید نه تنها از سوی اطرافیانش تقبیح نمی‌گردید، بلکه برای جلب رضایت وی، آنان پیوسته زبان به مدح و تمجید می‌گشودند و شاعران درباری برایش مدیحه‌های گوناگون می‌سرودند.[۵]اختناق توام با شرائط سیاسی - اجتماعی و حرکتهای تبلیغی به گونه‌ای گردید که اهل دیانت و مؤمنان در اقلیت به سر بردند و سنتهای جاهلی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای محو آنها تلاش زیادی نموده بود، بار دیگر حضور نفرت بار خود را نشان داد و سیمای پرصلابت و نورانی اسلام در زیر لایه‌ای از زر و زور و تزویر امویان پوشیده ماند و جلوه‌ای دگرگون یافت. به همین دلیل است که امام خمینی رحمه الله درباره پهلوی که نظیر امویها بود فرمودند: «اینها می‌خواستند که الله را بردارند و طاغوت را جایش بنشانند و همان مسائل جاهلیت و همان مسائل سابق... [۶] اینها پدر و پسر اسلام را وارونه داشتند نشان می‌دادند.» [۷]

پانویس

  1. نک: حماسه حسینی، شهید مطهری، ج ۳، ص ۲۸.
  2. وفیات الاعیان، ج ۴، ص ۳۲۸.
  3. رساله جاحظ، تحقیق عزت قطار، ص ۱۶.
  4. الفتوح، ج ۵، ص ۸.
  5. مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۶.
  6. صحیفه نور، ج ۷، ص ۳۷.
  7. همان، ص ۲۳۰.
منبع: نام سایت:ذی طوی - تاریخ برداشت:1395/3/21