سینما و حجاب (۲): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۲: سطر ۲:
 
نویسنده: حسین نقی زاده<br/>
 
نویسنده: حسین نقی زاده<br/>
  
اشاره  
+
== اشاره ==
در شماره پیشین، روشهاى سینما براى تغییر در تصورات رایج از [[حجاب]] و تخریب آن را بررسى کردیم. در این شماره قصد داریم به بحث طبقاتى کردن حجاب، و معرّفى شخصیتهاى بدحجاب به عنوان الگو توسط سینما بپردازیم.<br/>
+
در شماره پیشین، روشهای سینما برای تغییر در تصورات رایج از [[حجاب]] و تخریب آن را بررسی کردیم. در این شماره قصد داریم به بحث طبقاتی کردن حجاب، و معرّفی شخصیتهای بدحجاب به عنوان الگو توسط سینما بپردازیم.<br/>
  
طبقاتى کردن [[حجاب]]<br/>
+
== طبقاتی کردن حجاب ==
روش اوّل: حجاب، نماد طبقه فقیر جامعه  
+
=== روش اول، حجاب، نماد طبقه فقیر جامعه ===
نمایش زنان فقیر ایرانى با چادر و چارقد، و نمایش زنان ثروتمند با وضعى متفاوت، گویى رسمى است غیر قابل تغییر که از دیر باز در سینماى ایران رایج بوده است. این نوع طرّاحى لباس به اندازه اى در سینما رواج دارد که در عالم واقع هم کسى با دیدن یک زن محجّبه، احتمال نمى دهد که او همسر یکى از تجّار ثروتمند باشد. چرا که در اکثر فیلمها، اشراف زادگان و شخصیتهاى پولدار، با موهاى نیمه باز، مانتو و لباسهاى فاخر به تصویر کشیده مى شوند.<br/>
+
نمایش زنان فقیر ایرانی با چادر و چارقد، و نمایش زنان ثروتمند با وضعی متفاوت، گویی رسمی است غیر قابل تغییر که از دیر باز در سینمای ایران رایج بوده است. این نوع طرّاحی لباس به اندازه‌ای در سینما رواج دارد که در عالم واقع هم کسی با دیدن یک زن محجّبه، احتمال نمی‌دهد که او همسر یکی از تجّار ثروتمند باشد. چرا که در اکثر فیلمها، اشراف زادگان و شخصیتهای پولدار، با موهای نیمه باز، مانتو و لباسهای فاخر به تصویر کشیده می‌شوند.<br/>
این سنّت ماندگار در سینما باعث شده است تا دخترانى که از خانواده هاى کم درآمد هستند، براى پنهان کردن فقر خود، بد حجابى اشراف گونه را بر پوشش اسلامى ترجیح دهند.<br/>
+
این سنّت ماندگار در سینما باعث شده است تا دخترانی که از خانواده‌های کم درآمد هستند، برای پنهان کردن فقر خود، بد حجابی اشراف گونه را بر پوشش اسلامی ترجیح دهند.<br/>
آسیب دیگر این سنّت غلط، دامن خانواده هاى ثروتمند را هم گرفته است، زیرا محجّبه شدن آنها، در سطح جامعه به خساست تعبیر مى شود.<br/>
+
آسیب دیگر این سنّت غلط، دامن خانواده‌های ثروتمند را هم گرفته است، زیرا محجّبه شدن آنها، در سطح جامعه به خساست تعبیر می‌شود.<br/>
 
+
=== روش دوم، حجاب، نشانه طبقه مسنّ جامعه ===
روش دوم: حجاب، نشانه طبقه مسنّ جامعه  
+
به جرأت می‌توان ادعا کرد که حتی در بین طراحان لباس هم جا افتاده است که وقتی می‌خواهند مادر بزرگی را در یک خانواده نمایش دهند، او را به صورت زنی چادری به تصویر می‌کشند. و یا مادرها را با [[حجاب]] و احتمالا بدون چادر و نهایتا تصویر دختر جوان خانواده را کمی امروزی تر و یا به عبارت دیگر، بد [[حجاب]] به تصویر می‌کشند.<br/>
به جرأت مى توان ادعا کرد که حتى در بین طراحان لباس هم جا افتاده است که وقتى مى خواهند مادر بزرگى را در یک خانواده نمایش دهند، او را به صورت زنى چادرى به تصویر مى کشند. و یا مادرها را با [[حجاب]] و احتمالا بدون چادر و نهایتا تصویر دختر جوان خانواده را کمى امروزى تر و یا به عبارت دیگر، بد [[حجاب]] به تصویر مى کشند.<br/>
+
البته اخیراً مادر بزرگهای جدیدی در فیلمهای ایرانی پیدا شده که به اصطلاح هنوز دلشان جوان است. لباسی که در این گونه فیلمها برای آنها انتخاب می‌شود، در بعضی مواقع، بینندگان را هم به تعجب وا می‌دارد؛ چون مدل و رنگ لباس آنها مخصوص دختران جوان است، نه پیرزنهای سالمند. البته این روش هم به صورت دیگری بر روی [[حجاب]] تأثیر می‌گذارد و پیامدهای زیر را دارد:<br/>
البته اخیراً مادر بزرگهاى جدیدى در فیلمهاى ایرانى پیدا شده که به اصطلاح هنوز دلشان جوان است. لباسى که در این گونه فیلمها براى آنها انتخاب مى شود، در بعضى مواقع، بینندگان را هم به تعجب وا مى دارد؛ چون مدل و رنگ لباس آنها مخصوص دختران جوان است، نه پیرزنهاى سالمند. البته این روش هم به صورت دیگرى بر روى [[حجاب]] تأثیر مى گذارد و پیامدهاى زیر را دارد:<br/>
+
۱. همه به خوبی می‌دانند که بانوان چقدر بر روی بالا رفتن سنّ خود حساس هستند؛ بنابر این، یکی از بهترین راه‌های مخفی کردن سن بالا، کنار گذاشتن چادر و پوشیدن لباسهای تجدّدگرایانه است.<br/>
۱. همه به خوبى مى دانند که بانوان چقدر بر روى بالا رفتن سنّ خود حساس هستند؛ بنابر این، یکى از بهترین راههاى مخفى کردن سن بالا، کنار گذاشتن چادر و پوشیدن لباسهاى تجدّدگرایانه است.<br/>
+
۲. با این روش، تمایل دختران جوان به پوشیدن چادر کم خواهد شد. به طوری که از جمله عبارتهای رایج که در کوچه و بازار به دختران چادری گفته می‌شود، خطاب کردن آنها با عنوان «مادر بزرگ» است.<br/>
۲. با این روش، تمایل دختران جوان به پوشیدن چادر کم خواهد شد. به طورى که از جمله عبارتهاى رایج که در کوچه و بازار به دختران چادرى گفته مى شود، خطاب کردن آنها با عنوان «مادر بزرگ» است.<br/>
+
۳. این نوع از طراحی لباس، بد حجابی را برای دختران جوان موجّه جلوه می‌دهد. برخی برای توجیه این امر جملاتی از این قبیل را به کار می‌برند: «هنوز این حرفها برای او زود است، بگذار جوانی اش را با خوشی بگذراند. »
۳. این نوع از طراحى لباس، بد حجابى را براى دختران جوان موجّه جلوه مى دهد. برخى براى توجیه این امر جملاتى از این قبیل را به کار مى برند: «هنوز این حرفها براى او زود است، بگذار جوانى اش را با خوشى بگذراند. »
+
۴. طبیعی است که به تبع چادر، مسائل عبادی، ذکر و تسبیح هم مخصوص مادر بزرگها خواهد شد.<br/>
۴. طبیعى است که به تبع چادر، مسائل عبادى، ذکر و تسبیح هم مخصوص مادر بزرگها خواهد شد.<br/>
+
=== روش سوم، فرنگ رفته‌های بدحجاب ===
روش سوم: فرنگ رفته هاى بد [[حجاب]]<br/>
+
فرنگ رفته‌ها هم طبقه دیگری هستند که معمولاً در فیلمهای ایرانی به صورت افراد بد [[حجاب]] به تصویر کشیده می‌شوند. یکی از آفاتی که دامن فرهنگ ایرانی ما را گرفته است، فرنگ رفته‌هایی هستند که بعد از مدّتی اقامت در خارج از ایران، تغییر عمده‌ای در پوشش و گفتار آنها پدید می‌آید. خوشبختانه یکی از این دو آسیب فرهنگی به خوبی توسط دست اندرکاران سینما شناسایی شده و در فیلمهای مختلف، به تشویق شخصیتهایی که بعد از مراجعت به وطن، هنوز زبان خود را از دست نداده‌اند و یا برعکس، به هجو افراد خودباخته که تحت تأثیر مدتی اقامت در خارج قرار گرفته و زبانشان تغییر کرده است می‌پردازند.<br/>
فرنگ رفته ها هم طبقه دیگرى هستند که معمولاً در فیلمهاى ایرانى به صورت افراد بد [[حجاب]] به تصویر کشیده مى شوند. یکى از آفاتى که دامن فرهنگ ایرانى ما را گرفته است، فرنگ رفته هایى هستند که بعد از مدّتى اقامت در خارج از ایران، تغییر عمده اى در پوشش و گفتار آنها پدید مى آید. خوشبختانه یکى از این دو آسیب فرهنگى به خوبى توسط دست اندرکاران سینما شناسایى شده و در فیلمهاى مختلف، به تشویق شخصیتهایى که بعد از مراجعت به وطن، هنوز زبان خود را از دست نداده اند و یا برعکس، به هجو افراد خودباخته که تحت تأثیر مدتى اقامت در خارج قرار گرفته و زبانشان تغییر کرده است مى پردازند.<br/>
+
صد افسوس که این سیاست فیلمسازان، با یک روحیه ناسیونالیستی همراه بوده است؛ به گونه‌ای که در فیلمهایشان همیشه صحبت از حفظ زبان مادری بوده است؛ ولی هیچ گاه هنرپیشه زنی را که از فرنگ برگشته، به علت حفظ یا از دست دادن حجاب، مورد تشویق و یا نکوهش قرار نداده‌اند. گویی [[حجاب]] جزء فرهنگ ملی ما ایرانیان نیست. این برخورد فیلمسازان (تشویق حفظ زبان مادری و سکوت در برابر از دست دادن حجاب) نوعی توهین به فرهنگ اسلامی - ایرانی ما ایرانیان است.<br/>
صد افسوس که این سیاست فیلمسازان، با یک روحیه ناسیونالیستى همراه بوده است؛ به گونه اى که در فیلمهایشان همیشه صحبت از حفظ زبان مادرى بوده است؛ ولى هیچ گاه هنرپیشه زنى را که از فرنگ برگشته، به علت حفظ یا از دست دادن حجاب، مورد تشویق و یا نکوهش قرار نداده اند. گویى [[حجاب]] جزء فرهنگ ملى ما ایرانیان نیست. این برخورد فیلمسازان (تشویق حفظ زبان مادرى و سکوت در برابر از دست دادن حجاب) نوعى توهین به فرهنگ اسلامى - ایرانى ما ایرانیان است.<br/>
+
در گذشته، به علت عقب نگه داشته شدن مردم کشورمان توسط پادشاهان - به خصوص پادشاهان سلسله قاجاریه - رفتن به فرنگ و آگاهی یافتن از پیشرفتهای آنجا، نوعی افتخار به حساب می‌آمد؛ و متأسفانه امروز با وجود تمام پیشرفتهایی که در کشور عزیزمان به وجود آمده، به علت باقی ماندن ذهنیت سابق در بین مردم، هنوز هم افراد فرنگ رفته، این سفر را برای خود افتخار می‌دانند.<br/>
در گذشته، به علت عقب نگه داشته شدن مردم کشورمان توسط پادشاهان - به خصوص پادشاهان سلسله قاجاریه - رفتن به فرنگ و آگاهى یافتن از پیشرفتهاى آنجا، نوعى افتخار به حساب مى آمد؛ و متأسفانه امروز با وجود تمام پیشرفتهایى که در کشور عزیزمان به وجود آمده، به علت باقى ماندن ذهنیت سابق در بین مردم، هنوز هم افراد فرنگ رفته، این سفر را براى خود افتخار مى دانند.<br/>
+
از آنجا که پوشش خاص برای افراد از فرنگ برگشته، به مرور زمان تبدیل به یک نوع نماد شده است، افرادی که حس فخر فروشی در آنها قوی است، بعد از بازگشت از فرنگ، با کنار گذاشتن حجاب، سعی در نوعی خود نمایی دارند. گویی اگر این کار را نکنند، تمام هزینه‌های آنها بر باد می‌رود و هیچ کس باور نمی‌کند که مدتی در خارج از مرزها بوده‌اند.<br/>
از آنجا که پوشش خاص براى افراد از فرنگ برگشته، به مرور زمان تبدیل به یک نوع نماد شده است، افرادى که حس فخر فروشى در آنها قوى است، بعد از بازگشت از فرنگ، با کنار گذاشتن حجاب، سعى در نوعى خود نمایى دارند. گویى اگر این کار را نکنند، تمام هزینه هاى آنها بر باد مى رود و هیچ کس باور نمى کند که مدتى در خارج از مرزها بوده اند.<br/>
+
بیش‌ترین تأثیر این عملکرد، بر روی افراد غرب زده ظاهر می‌شود. این گونه افراد، حتی آنها که یک بار هم پای خود را از ایران بیرون نگذاشته‌اند، سعی می‌کنند نقش افراد فرنگ رفته را بازی کنند؛ بنابر این، از بین [[حجاب]] و بد حجابی، بدحجابی را بر می‌گزینند.<br/>
بیش ترین تأثیر این عملکرد، بر روى افراد غرب زده ظاهر مى شود. این گونه افراد، حتى آنها که یک بار هم پاى خود را از ایران بیرون نگذاشته اند، سعى مى کنند نقش افراد فرنگ رفته را بازى کنند؛ بنابر این، از بین [[حجاب]] و بد حجابى، بدحجابى را بر مى گزینند.<br/>
+
شاید گفته شود که همه این امور، واقعیتهای خارجی پیرامون ما هستند و این فیلمها بازتابی است از جامعه بیرونی؛ امّا باید گفت: مسئولیت تربیتی سینما چیست؟ شاید واقعیت خارجی همین طور باشد که نمایش می‌دهند؛ ولی مگر نه این است که وظیفه دینی و ملی ما مبارزه با غرب زدگی است؟<br/>
شاید گفته شود که همه این امور، واقعیتهاى خارجى پیرامون ما هستند و این فیلمها بازتابى است از جامعه بیرونى؛ امّا باید گفت: مسئولیت تربیتى سینما چیست؟ شاید واقعیت خارجى همین طور باشد که نمایش مى دهند؛ ولى مگر نه این است که وظیفه دینى و ملى ما مبارزه با غرب زدگى است؟<br/>
+
=== روش چهارم، پلیس یا مأمور مخفی با حجاب ===
 
+
در سینمای ایران، وضعیت ظاهر افسران زن، همیشه در قالب زنان چادری بوده است.<br/>
روش چهارم: پلیس یا مأمور مخفى با [[حجاب]]<br/>
+
این قیافه همیشگی که ما در فیلمها از افسران زن می‌بینیم باعث شده است، نگاهی که به زنان چادری در جامعه می‌شود، به دید یک مأمور باشد.<br/>
در سینماى ایران، وضعیت ظاهر افسران زن، همیشه در قالب زنان چادرى بوده است.<br/>
+
توجه داشته باشید که تذکّر نکته بالا به این معنا نیست که از این به بعد نقش پلیسهای زن را به زنان غیر محجّبه بدهند تا دیگر این تصوّر در اذهان بینندگان پدید نیاید؛ چرا که این شغل در نظر ما یک شغل مقدس است؛ بنابر این، انتظاری جز حفظ [[حجاب]] کامل از این قشر نمی‌رود. در واقع، دلیل به وجود آمدن پیامد یاد شده، کمی استفاده از چادر در طراحی لباس بازیگرانی است که نقش دیگر اقشار جامعه را بازی می‌کنند.<br/>
این قیافه همیشگى که ما در فیلمها از افسران زن مى بینیم باعث شده است، نگاهى که به زنان چادرى در جامعه مى شود، به دید یک مأمور باشد.<br/>
+
=== روش پنجم، تحصیل کرده بدحجاب ===
توجه داشته باشید که تذکّر نکته بالا به این معنا نیست که از این به بعد نقش پلیسهاى زن را به زنان غیر محجّبه بدهند تا دیگر این تصوّر در اذهان بینندگان پدید نیاید؛ چرا که این شغل در نظر ما یک شغل مقدس است؛ بنابر این، انتظارى جز حفظ [[حجاب]] کامل از این قشر نمى رود. در واقع، دلیل به وجود آمدن پیامد یاد شده، کمى استفاده از چادر در طراحى لباس بازیگرانى است که نقش دیگر اقشار جامعه را بازى مى کنند.<br/>
+
استفاده از دختران بد [[حجاب]] برای بازی در نقش دانشجویان، طبقه بندی دیگری در امر [[حجاب]] پدید آورده است.<br/>
 
+
عده‌ای از دختران دانشجو، با وجود اینکه قبل از ورود به دانشگاه از نظر ظاهری با [[حجاب]] بوده‌اند؛ ولی بعد از گذشت مدتی رو به بدحجابی می‌آورند. گویی اگر ظاهرشان همانند تیپ دانشجویانی که در فیلمها نمایش داده می‌شوند نباشد، کسی متوجه نخواهد شد که آنها بعد از کلّی زحمت توانسته‌اند وارد دانشگاه شوند.<br/>
روش پنجم: تحصیل کرده بدحجاب  
+
آسیب دیگر این صحنه‌ها این است که حتی دختران غیر دانشجو هم این ظاهر را برای کسب شخصیت در جامعه برای خود انتخاب می‌کنند.<br/>
استفاده از دختران بد [[حجاب]] براى بازى در نقش دانشجویان، طبقه بندى دیگرى در امر [[حجاب]] پدید آورده است.<br/>
+
با ترویج بیش تر این نظام طبقاتی، به مرور زمان، قیافه غالب تحصیل کرده‌ها و فرهیختگان جامعه به صورتی که در بالا ذکر شد تغییر خواهد کرد. با این توصیفات، از این پس در چنین جامعه‌ای، محجّبه بودن نشانه انسانهای عقب مانده و بی سواد خواهد بود و دیگر کسی با دیدن یک بانوی محجّبه، احتمال نخواهد داد که شاید او ی ک دکتر و یا استاد دانشگاه باشد.<br/>
عده اى از دختران دانشجو، با وجود اینکه قبل از ورود به دانشگاه از نظر ظاهرى با [[حجاب]] بوده اند؛ ولى بعد از گذشت مدتى رو به بدحجابى مى آورند. گویى اگر ظاهرشان همانند تیپ دانشجویانى که در فیلمها نمایش داده مى شوند نباشد، کسى متوجه نخواهد شد که آنها بعد از کلّى زحمت توانسته اند وارد دانشگاه شوند.<br/>
+
=== روش ششم، منحصر کردن حجاب به مجالس ختم ===
آسیب دیگر این صحنه ها این است که حتى دختران غیر دانشجو هم این ظاهر را براى کسب شخصیت در جامعه براى خود انتخاب مى کنند.<br/>
+
یکی دیگر از رسمهای سینماگران در مورد حجاب، این است که همه بازیگران زن - حتی آنهایی که در صحنه‌های دیگر فیلم بد [[حجاب]] بوده‌اند - در صحنه‌های مربوط به مجالس ختم، به صورت کامل پوشش خود را حفظ می‌کنند.<br/>
با ترویج بیش تر این نظام طبقاتى، به مرور زمان، قیافه غالب تحصیل کرده ها و فرهیختگان جامعه به صورتى که در بالا ذکر شد تغییر خواهد کرد. با این توصیفات، از این پس در چنین جامعه اى، محجّبه بودن نشانه انسانهاى عقب مانده و بى سواد خواهد بود و دیگر کسى با دیدن یک بانوى محجّبه، احتمال نخواهد داد که شاید او ی ک دکتر و یا استاد دانشگاه باشد.<br/>
+
این کار کم کم باعث می‌شود تا در ذهنها این گونه جا بیفتد که [[حجاب]] مخصوص عزاداریها است. به عبارت دیگر، موها را باید به احترام مرده پوشاند نه به احترام خدا!<br/>
 
+
روش ششم: منحصر کردن [[حجاب]] به مجالس ختم  
+
یکى دیگر از رسمهاى سینماگران در مورد حجاب، این است که همه بازیگران زن - حتى آنهایى که در صحنه هاى دیگر فیلم بد [[حجاب]] بوده اند - در صحنه هاى مربوط به مجالس ختم، به صورت کامل پوشش خود را حفظ مى کنند.<br/>
+
این کار کم کم باعث مى شود تا در ذهنها این گونه جا بیفتد که [[حجاب]] مخصوص عزاداریها است. به عبارت دیگر، موها را باید به احترام مرده پوشاند نه به احترام خدا!<br/>
+
 
   
 
   
معرفى شخصیتهاى بد [[حجاب]] به عنوان الگو  
+
== معرفی شخصیت‌های بدحجاب به عنوان الگو ==
سینما در تعدادى از محصولات خود، شخصیتهاى بدحجاب را گاهى به صورت مستقیم و گاه به شکل غیرمستقیم به عنوان الگو معرفى کرده است.<br/>
+
سینما در تعدادی از محصولات خود، شخصیتهای بدحجاب را گاهی به صورت مستقیم و گاه به شکل غیرمستقیم به عنوان الگو معرفی کرده است.<br/>
در روش مستقیم، اکثر نقش اول فیلمها بد [[حجاب]] هستند و بیش ترین الگو بردارى بینندگان، از بازیگران نقش اول فیلم است.<br/>
+
در روش مستقیم، اکثر نقش اول فیلمها بد [[حجاب]] هستند و بیش‌ترین الگو برداری بینندگان، از بازیگران نقش اول فیلم است.<br/>
معرفى غیرمستقیم مى تواند در روشهاى ذیل خود را نشان دهد:<br/>
+
معرفی غیرمستقیم می‌تواند در روشهای ذیل خود را نشان دهد:<br/>
 
+
=== روش اول، تقابل رفتاری ===
روش اول: تقابل رفتارى
+
هر چند در یک حالت عادی، صفت دلسوزی و مهربانی متناسب با اشخاص متدین است، ولی گروهی از فیلمها، شخصیتی را که به عنوان فرد مهربان و دلسوز معرفی می‌کنند، بازیگری بد [[حجاب]] است. در حالی که شخصیت مقابل او را که نقش منفی هم دارد، به بازیگری باحجاب؛ اما خشن و بی رحم می‌سپارند.<br/>
هر چند در یک حالت عادى، صفت دلسوزى و مهربانى متناسب با اشخاص متدین است، ولى گروهى از فیلمها، شخصیتى را که به عنوان فرد مهربان و دلسوز معرفى مى کنند، بازیگرى بد [[حجاب]] است. در حالى که شخصیت مقابل او را که نقش منفى هم دارد، به بازیگرى باحجاب؛ اما خشن و بى رحم مى سپارند.<br/>
+
به عنوان نمونه، می‌توان از مدیر مدرسه‌ای یاد کرد که نحوه [[حجاب]] او در حد کمال است؛ اما در برخورد با شاگردان، کاملا عجولانه رفتار می‌کند، مثلاً قبل از شنیدن حرف آنها، اقدام به تنبیه شان می‌کند و البته در ادامه فیلم متوجه اشتباه خود شده و در کمال حقارت مجبور به عذر خواهی می‌شود. در این بین، معلم جوانی که از نظر سطح حجاب، پایین تر از خانم مدیر است (مقداری از موی سرش از زیر مقنعه پیدا است و چادر ندارد) به کمک دانش آموز یاد شده می‌شتابد و سعی می‌کند او را که از دستِ کتکهای پدرش فرار کرده، در خانه خود پناه دهد و سرانجام در پایان فیلم، او را به دست نامزد واقعی اش می‌سپارد.<br/>
به عنوان نمونه، مى توان از مدیر مدرسه اى یاد کرد که نحوه [[حجاب]] او در حد کمال است؛ اما در برخورد با شاگردان، کاملا عجولانه رفتار مى کند، مثلاً قبل از شنیدن حرف آنها، اقدام به تنبیه شان مى کند و البته در ادامه فیلم متوجه اشتباه خود شده و در کمال حقارت مجبور به عذر خواهى مى شود. در این بین، معلم جوانى که از نظر سطح حجاب، پایین تر از خانم مدیر است (مقدارى از موى سرش از زیر مقنعه پیدا است و چادر ندارد) به کمک دانش آموز یاد شده مى شتابد و سعى مى کند او را که از دستِ کتکهاى پدرش فرار کرده، در خانه خود پناه دهد و سرانجام در پایان فیلم، او را به دست نامزد واقعى اش مى سپارد.<br/>
+
این نوع تقابل در بین رئیس زندان زنان و معاون بد حجابش هم وجود دارد، مثلاً: معاون دلسوز، موقع انتقالی گرفتن از آن زندان، به بعضی از زندانیان هدیه می‌دهد و با گفتن: «هر کاری کردم مجبور بودم، حلالم کنید. مأمور بودم و معذور. » آنها را ترک می‌کند.<br/>
این نوع تقابل در بین رئیس زندان زنان و معاون بد حجابش هم وجود دارد، مثلاً: معاون دلسوز، موقع انتقالى گرفتن از آن زندان، به بعضى از زندانیان هدیه مى دهد و با گفتن: «هر کارى کردم مجبور بودم، حلالم کنید. مأمور بودم و معذور. » آنها را ترک مى کند.<br/>
+
تقابل پدید آمده در این فیلمها باعث می‌شود که تدین بازیگران با حجاب، دروغین به نظر آید و حتی [[حجاب]] آنها تصنّعی جلوه کند. این تصور تماشاگر را به تردید دربارهٔ بقیه متدینین جامعه هم وا می‌دارد.<br/>
تقابل پدید آمده در این فیلمها باعث مى شود که تدین بازیگران با حجاب، دروغین به نظر آید و حتى [[حجاب]] آنها تصنّعى جلوه کند. این تصور تماشاگر را به تردید درباره بقیه متدینین جامعه هم وا مى دارد.<br/>
+
دادن نقشهای مثبت به یک آدم بد حجاب، باعث می‌شود که ضمن تأیید شدن رفتار خوب او، خصوصیات زشت وی نیز مورد تأیید بینندگان قرار گیرد. از سوی دیگر، رفتار زشت شخصیتهای با حجاب، باعث ایجاد نفرتی می‌شود، که دامن صفات خوب آنها و از جمله [[حجاب]] را هم می‌گیرد.<br/>
دادن نقشهاى مثبت به یک آدم بد حجاب، باعث مى شود که ضمن تأیید شدن رفتار خوب او، خصوصیات زشت وى نیز مورد تأیید بینندگان قرار گیرد. از سوى دیگر، رفتار زشت شخصیتهاى با حجاب، باعث ایجاد نفرتى مى شود، که دامن صفات خوب آنها و از جمله [[حجاب]] را هم مى گیرد.<br/>
+
=== روش دوم، تقابل شخصیتی ===
 
+
بازیگر بد حجابی را در نظر بگیرید که در فیلم، یک شخصیت قوی، شاد، شجاع و با انرژی دارد. در حالی که در مقابل او، بازیگر دیگری که با [[حجاب]] است، علاوه بر دارا بودن یک شخصیت ضعیف، تو سری خور و افسرده هم هست.<br/>
روش دوم: تقابل شخصیتى
+
در این فیلم، بازیگر بد [[حجاب]] در کمال اقتدار به محضر می‌رود تا از شوهر خود طلاق بگیرد. وقتی به آنجا می‌رسد، متوجه دختر چادری ای می‌شود که پدرش می‌خواهد او را با زور کتک، شوهر بدهد. زن بد [[حجاب]] که نقش قهرمان گونه‌ای دارد، دختر چادری را از محضر فراری می‌دهد. و بعد از کلی کش و قوس، او را به نامزدش که اکنون سرش به سنگ خورده است، تحویل می‌دهد.<br/>
بازیگر بد حجابى را در نظر بگیرید که در فیلم، یک شخصیت قوى، شاد، شجاع و با انرژى دارد. در حالى که در مقابل او، بازیگر دیگرى که با [[حجاب]] است، علاوه بر دارا بودن یک شخصیت ضعیف، تو سرى خور و افسرده هم هست.<br/>
+
تقابل موجود در این فیلمها، زن را در جامعه مذهبی، به صورت فردی ضعیف و بی اختیار جلوه می‌دهد؛ در حالی که جامعه روشنفکر امروز، آزادی کامل برای زنان قائل است و در آن، زن بدون هیچ واهمه و هراسی می‌تواند اظهار نظر کند.<br/>
در این فیلم، بازیگر بد [[حجاب]] در کمال اقتدار به محضر مى رود تا از شوهر خود طلاق بگیرد. وقتى به آنجا مى رسد، متوجه دختر چادرى اى مى شود که پدرش مى خواهد او را با زور کتک، شوهر بدهد. زن بد [[حجاب]] که نقش قهرمان گونه اى دارد، دختر چادرى را از محضر فرارى مى دهد. و بعد از کلى کش و قوس، او را به نامزدش که اکنون سرش به سنگ خورده است، تحویل مى دهد.<br/>
+
دختران جوان با دیدن بد بختیهای زن با [[حجاب]] از یک سو، و شخصیت قوی و شاد زن بد [[حجاب]] که علیه زورگوییها مبارزه کرده و از حقوق زنان [[دفاع]] می‌کند از سوی دیگر، نا خودآگاه یک همزاد پنداری نسبت به شخصیت بد [[حجاب]] پیدا می‌کنند؛ بنابر این، طبیعی به نظر می‌رسد که در زندگی روزمره نیز او را به عنوان الگو برگزینند.<br/>
تقابل موجود در این فیلمها، زن را در جامعه مذهبى، به صورت فردى ضعیف و بى اختیار جلوه مى دهد؛ در حالى که جامعه روشنفکر امروز، آزادى کامل براى زنان قائل است و در آن، زن بدون هیچ واهمه و هراسى مى تواند اظهار نظر کند.<br/>
+
این الگو برداری، تنها به صفات خوب بازیگر بد [[حجاب]] محدود نمی‌شود؛ بلکه دختران جوان، از مد لباس و حرکات او هم الگو برداری می‌کنند. این در حالی است که [[حجاب]] و چادر از نظر آنها نشانه عقب ماندگی و تن دادن به یک زندگی بدون اختیار و همراه با حقارت است.<br/>
دختران جوان با دیدن بد بختیهاى زن با [[حجاب]] از یک سو، و شخصیت قوى و شاد زن بد [[حجاب]] که علیه زورگوییها مبارزه کرده و از حقوق زنان [[دفاع]] مى کند از سوى دیگر، نا خودآگاه یک همزاد پندارى نسبت به شخصیت بد [[حجاب]] پیدا مى کنند؛ بنابر این، طبیعى به نظر مى رسد که در زندگى روزمره نیز او را به عنوان الگو برگزینند.<br/>
+
این الگو بردارى، تنها به صفات خوب بازیگر بد [[حجاب]] محدود نمى شود؛ بلکه دختران جوان، از مد لباس و حرکات او هم الگو بردارى مى کنند. این در حالى است که [[حجاب]] و چادر از نظر آنها نشانه عقب ماندگى و تن دادن به یک زندگى بدون اختیار و همراه با حقارت است.<br/>
+
 
+
شبهه افکنى در مورد [[حجاب]]<br/>
+
گروهى از فیلمسازان، هنر سینما را ابزار دست خود براى انتقال شبهات به ذهن جوانان قرار داده اند؛ به گونه اى که با کوچک ترین مناسبتى، موضوع فیلم را به بحث بین دو نفر از شخصیتهاى فیلم مى کشانند و بعد از بیان چند شبهه، به بهانه اى واهى و قبل از رسیدن به جواب، ادامه گفتگو را به هم زده و بحث را تمام مى کنند.<br/>
+
مثلا در ابتداى فیلمى نشان داده مى شود که سقف کلاس دخترانه اى در حال چکه کردن است و در این حین، دانش آموزان مشغول مطرح کردن سؤالاتى درباره [[حجاب]] هستند؛ اما زمانى که نوبت به پاسخ گویى معلم مى رسد، سقف کلاس فرو مى ریزد و همه دانش آموزان به بیرون از کلاس فرار مى کنند و دیگر تا پایان فیلم هیچ فرصت دیگرى پیش نمى آید که معلم به سؤالات دانش آموزان پاسخ دهد. این در حالى است که موضوع فیلم اصلاً مربوط به زندگى شخصى معلم است و دبیرى او هیچ تأثیرى در موضوع فیلم ندارد.<br/>
+
مشکلى که براى او پیش مى آید و باعث مى شود موضوع فیلم حول آن بچرخد، مى توانست براى یک زن خانه دار هم اتفاق بیفتد. به نظر مى رسد تنها علت دبیر بودن هنرپیشه نقش اول این فیلم، این باشد که بهانه اى به وجود آورد تا شبهاتى درباره [[حجاب]] از زبان عده اى از دختران جوان از او پرسیده شود.<br/>
+
کافى است یک سؤال بدون جواب در فیلمى مطرح شود. مطمئناً این سؤال به صورت یک شبهه در ذهن بینندگان باقى خواهد ماند.<br/>
+
________________________________________
+
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۰۲.<br/>
+
  
== پانویس ==
+
== شبهه افکنی در مورد حجاب ==
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
+
گروهی از فیلمسازان، هنر سینما را ابزار دست خود برای انتقال شبهات به ذهن جوانان قرار داده‌اند؛ به گونه‌ای که با کوچک‌ترین مناسبتی، موضوع فیلم را به بحث بین دو نفر از شخصیتهای فیلم می‌کشانند و بعد از بیان چند شبهه، به بهانه‌ای واهی و قبل از رسیدن به جواب، ادامه گفتگو را به هم زده و بحث را تمام می‌کنند.<br/>
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> نام سایت (+پیوند لینک به نام سایت) - تاریخ برداشت (اگر نام کتاب و یا مجله بود با اطلاعات کامل درج شود) </span></div>
+
مثلا در ابتدای فیلمی نشان داده می‌شود که سقف کلاس دخترانه‌ای در حال چکه کردن است و در این حین، دانش آموزان مشغول مطرح کردن سؤالاتی دربارهٔ [[حجاب]] هستند؛ اما زمانی که نوبت به پاسخ گویی معلم می‌رسد، سقف کلاس فرو می‌ریزد و همه دانش آموزان به بیرون از کلاس فرار می‌کنند و دیگر تا پایان فیلم هیچ فرصت دیگری پیش نمی‌آید که معلم به سؤالات دانش آموزان پاسخ دهد. این در حالی است که موضوع فیلم اصلاً مربوط به زندگی شخصی معلم است و دبیری او هیچ تأثیری در موضوع فیلم ندارد.<br/>
 +
مشکلی که برای او پیش می‌آید و باعث می‌شود موضوع فیلم حول آن بچرخد، می‌توانست برای یک زن خانه دار هم اتفاق بیفتد. به نظر می‌رسد تنها علت دبیر بودن هنرپیشه نقش اول این فیلم، این باشد که بهانه‌ای به وجود آورد تا شبهاتی دربارهٔ [[حجاب]] از زبان عده‌ای از دختران جوان از او پرسیده شود.<br/>
 +
کافی است یک سؤال بدون جواب در فیلمی مطرح شود. مطمئناً این سؤال به صورت یک شبهه در ذهن بینندگان باقی خواهد ماند.<br/>
  
 +
== منبع ==
 +
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۰۲.<br/>
 
[[رده:مقالات]]
 
[[رده:مقالات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۰

سینما و حجاب (۲)

نویسنده: حسین نقی زاده

اشاره

در شماره پیشین، روشهای سینما برای تغییر در تصورات رایج از حجاب و تخریب آن را بررسی کردیم. در این شماره قصد داریم به بحث طبقاتی کردن حجاب، و معرّفی شخصیتهای بدحجاب به عنوان الگو توسط سینما بپردازیم.

طبقاتی کردن حجاب

روش اول، حجاب، نماد طبقه فقیر جامعه

نمایش زنان فقیر ایرانی با چادر و چارقد، و نمایش زنان ثروتمند با وضعی متفاوت، گویی رسمی است غیر قابل تغییر که از دیر باز در سینمای ایران رایج بوده است. این نوع طرّاحی لباس به اندازه‌ای در سینما رواج دارد که در عالم واقع هم کسی با دیدن یک زن محجّبه، احتمال نمی‌دهد که او همسر یکی از تجّار ثروتمند باشد. چرا که در اکثر فیلمها، اشراف زادگان و شخصیتهای پولدار، با موهای نیمه باز، مانتو و لباسهای فاخر به تصویر کشیده می‌شوند.
این سنّت ماندگار در سینما باعث شده است تا دخترانی که از خانواده‌های کم درآمد هستند، برای پنهان کردن فقر خود، بد حجابی اشراف گونه را بر پوشش اسلامی ترجیح دهند.
آسیب دیگر این سنّت غلط، دامن خانواده‌های ثروتمند را هم گرفته است، زیرا محجّبه شدن آنها، در سطح جامعه به خساست تعبیر می‌شود.

روش دوم، حجاب، نشانه طبقه مسنّ جامعه

به جرأت می‌توان ادعا کرد که حتی در بین طراحان لباس هم جا افتاده است که وقتی می‌خواهند مادر بزرگی را در یک خانواده نمایش دهند، او را به صورت زنی چادری به تصویر می‌کشند. و یا مادرها را با حجاب و احتمالا بدون چادر و نهایتا تصویر دختر جوان خانواده را کمی امروزی تر و یا به عبارت دیگر، بد حجاب به تصویر می‌کشند.
البته اخیراً مادر بزرگهای جدیدی در فیلمهای ایرانی پیدا شده که به اصطلاح هنوز دلشان جوان است. لباسی که در این گونه فیلمها برای آنها انتخاب می‌شود، در بعضی مواقع، بینندگان را هم به تعجب وا می‌دارد؛ چون مدل و رنگ لباس آنها مخصوص دختران جوان است، نه پیرزنهای سالمند. البته این روش هم به صورت دیگری بر روی حجاب تأثیر می‌گذارد و پیامدهای زیر را دارد:
۱. همه به خوبی می‌دانند که بانوان چقدر بر روی بالا رفتن سنّ خود حساس هستند؛ بنابر این، یکی از بهترین راه‌های مخفی کردن سن بالا، کنار گذاشتن چادر و پوشیدن لباسهای تجدّدگرایانه است.
۲. با این روش، تمایل دختران جوان به پوشیدن چادر کم خواهد شد. به طوری که از جمله عبارتهای رایج که در کوچه و بازار به دختران چادری گفته می‌شود، خطاب کردن آنها با عنوان «مادر بزرگ» است.
۳. این نوع از طراحی لباس، بد حجابی را برای دختران جوان موجّه جلوه می‌دهد. برخی برای توجیه این امر جملاتی از این قبیل را به کار می‌برند: «هنوز این حرفها برای او زود است، بگذار جوانی اش را با خوشی بگذراند. » ۴. طبیعی است که به تبع چادر، مسائل عبادی، ذکر و تسبیح هم مخصوص مادر بزرگها خواهد شد.

روش سوم، فرنگ رفته‌های بدحجاب

فرنگ رفته‌ها هم طبقه دیگری هستند که معمولاً در فیلمهای ایرانی به صورت افراد بد حجاب به تصویر کشیده می‌شوند. یکی از آفاتی که دامن فرهنگ ایرانی ما را گرفته است، فرنگ رفته‌هایی هستند که بعد از مدّتی اقامت در خارج از ایران، تغییر عمده‌ای در پوشش و گفتار آنها پدید می‌آید. خوشبختانه یکی از این دو آسیب فرهنگی به خوبی توسط دست اندرکاران سینما شناسایی شده و در فیلمهای مختلف، به تشویق شخصیتهایی که بعد از مراجعت به وطن، هنوز زبان خود را از دست نداده‌اند و یا برعکس، به هجو افراد خودباخته که تحت تأثیر مدتی اقامت در خارج قرار گرفته و زبانشان تغییر کرده است می‌پردازند.
صد افسوس که این سیاست فیلمسازان، با یک روحیه ناسیونالیستی همراه بوده است؛ به گونه‌ای که در فیلمهایشان همیشه صحبت از حفظ زبان مادری بوده است؛ ولی هیچ گاه هنرپیشه زنی را که از فرنگ برگشته، به علت حفظ یا از دست دادن حجاب، مورد تشویق و یا نکوهش قرار نداده‌اند. گویی حجاب جزء فرهنگ ملی ما ایرانیان نیست. این برخورد فیلمسازان (تشویق حفظ زبان مادری و سکوت در برابر از دست دادن حجاب) نوعی توهین به فرهنگ اسلامی - ایرانی ما ایرانیان است.
در گذشته، به علت عقب نگه داشته شدن مردم کشورمان توسط پادشاهان - به خصوص پادشاهان سلسله قاجاریه - رفتن به فرنگ و آگاهی یافتن از پیشرفتهای آنجا، نوعی افتخار به حساب می‌آمد؛ و متأسفانه امروز با وجود تمام پیشرفتهایی که در کشور عزیزمان به وجود آمده، به علت باقی ماندن ذهنیت سابق در بین مردم، هنوز هم افراد فرنگ رفته، این سفر را برای خود افتخار می‌دانند.
از آنجا که پوشش خاص برای افراد از فرنگ برگشته، به مرور زمان تبدیل به یک نوع نماد شده است، افرادی که حس فخر فروشی در آنها قوی است، بعد از بازگشت از فرنگ، با کنار گذاشتن حجاب، سعی در نوعی خود نمایی دارند. گویی اگر این کار را نکنند، تمام هزینه‌های آنها بر باد می‌رود و هیچ کس باور نمی‌کند که مدتی در خارج از مرزها بوده‌اند.
بیش‌ترین تأثیر این عملکرد، بر روی افراد غرب زده ظاهر می‌شود. این گونه افراد، حتی آنها که یک بار هم پای خود را از ایران بیرون نگذاشته‌اند، سعی می‌کنند نقش افراد فرنگ رفته را بازی کنند؛ بنابر این، از بین حجاب و بد حجابی، بدحجابی را بر می‌گزینند.
شاید گفته شود که همه این امور، واقعیتهای خارجی پیرامون ما هستند و این فیلمها بازتابی است از جامعه بیرونی؛ امّا باید گفت: مسئولیت تربیتی سینما چیست؟ شاید واقعیت خارجی همین طور باشد که نمایش می‌دهند؛ ولی مگر نه این است که وظیفه دینی و ملی ما مبارزه با غرب زدگی است؟

روش چهارم، پلیس یا مأمور مخفی با حجاب

در سینمای ایران، وضعیت ظاهر افسران زن، همیشه در قالب زنان چادری بوده است.
این قیافه همیشگی که ما در فیلمها از افسران زن می‌بینیم باعث شده است، نگاهی که به زنان چادری در جامعه می‌شود، به دید یک مأمور باشد.
توجه داشته باشید که تذکّر نکته بالا به این معنا نیست که از این به بعد نقش پلیسهای زن را به زنان غیر محجّبه بدهند تا دیگر این تصوّر در اذهان بینندگان پدید نیاید؛ چرا که این شغل در نظر ما یک شغل مقدس است؛ بنابر این، انتظاری جز حفظ حجاب کامل از این قشر نمی‌رود. در واقع، دلیل به وجود آمدن پیامد یاد شده، کمی استفاده از چادر در طراحی لباس بازیگرانی است که نقش دیگر اقشار جامعه را بازی می‌کنند.

روش پنجم، تحصیل کرده بدحجاب

استفاده از دختران بد حجاب برای بازی در نقش دانشجویان، طبقه بندی دیگری در امر حجاب پدید آورده است.
عده‌ای از دختران دانشجو، با وجود اینکه قبل از ورود به دانشگاه از نظر ظاهری با حجاب بوده‌اند؛ ولی بعد از گذشت مدتی رو به بدحجابی می‌آورند. گویی اگر ظاهرشان همانند تیپ دانشجویانی که در فیلمها نمایش داده می‌شوند نباشد، کسی متوجه نخواهد شد که آنها بعد از کلّی زحمت توانسته‌اند وارد دانشگاه شوند.
آسیب دیگر این صحنه‌ها این است که حتی دختران غیر دانشجو هم این ظاهر را برای کسب شخصیت در جامعه برای خود انتخاب می‌کنند.
با ترویج بیش تر این نظام طبقاتی، به مرور زمان، قیافه غالب تحصیل کرده‌ها و فرهیختگان جامعه به صورتی که در بالا ذکر شد تغییر خواهد کرد. با این توصیفات، از این پس در چنین جامعه‌ای، محجّبه بودن نشانه انسانهای عقب مانده و بی سواد خواهد بود و دیگر کسی با دیدن یک بانوی محجّبه، احتمال نخواهد داد که شاید او ی ک دکتر و یا استاد دانشگاه باشد.

روش ششم، منحصر کردن حجاب به مجالس ختم

یکی دیگر از رسمهای سینماگران در مورد حجاب، این است که همه بازیگران زن - حتی آنهایی که در صحنه‌های دیگر فیلم بد حجاب بوده‌اند - در صحنه‌های مربوط به مجالس ختم، به صورت کامل پوشش خود را حفظ می‌کنند.
این کار کم کم باعث می‌شود تا در ذهنها این گونه جا بیفتد که حجاب مخصوص عزاداریها است. به عبارت دیگر، موها را باید به احترام مرده پوشاند نه به احترام خدا!

معرفی شخصیت‌های بدحجاب به عنوان الگو

سینما در تعدادی از محصولات خود، شخصیتهای بدحجاب را گاهی به صورت مستقیم و گاه به شکل غیرمستقیم به عنوان الگو معرفی کرده است.
در روش مستقیم، اکثر نقش اول فیلمها بد حجاب هستند و بیش‌ترین الگو برداری بینندگان، از بازیگران نقش اول فیلم است.
معرفی غیرمستقیم می‌تواند در روشهای ذیل خود را نشان دهد:

روش اول، تقابل رفتاری

هر چند در یک حالت عادی، صفت دلسوزی و مهربانی متناسب با اشخاص متدین است، ولی گروهی از فیلمها، شخصیتی را که به عنوان فرد مهربان و دلسوز معرفی می‌کنند، بازیگری بد حجاب است. در حالی که شخصیت مقابل او را که نقش منفی هم دارد، به بازیگری باحجاب؛ اما خشن و بی رحم می‌سپارند.
به عنوان نمونه، می‌توان از مدیر مدرسه‌ای یاد کرد که نحوه حجاب او در حد کمال است؛ اما در برخورد با شاگردان، کاملا عجولانه رفتار می‌کند، مثلاً قبل از شنیدن حرف آنها، اقدام به تنبیه شان می‌کند و البته در ادامه فیلم متوجه اشتباه خود شده و در کمال حقارت مجبور به عذر خواهی می‌شود. در این بین، معلم جوانی که از نظر سطح حجاب، پایین تر از خانم مدیر است (مقداری از موی سرش از زیر مقنعه پیدا است و چادر ندارد) به کمک دانش آموز یاد شده می‌شتابد و سعی می‌کند او را که از دستِ کتکهای پدرش فرار کرده، در خانه خود پناه دهد و سرانجام در پایان فیلم، او را به دست نامزد واقعی اش می‌سپارد.
این نوع تقابل در بین رئیس زندان زنان و معاون بد حجابش هم وجود دارد، مثلاً: معاون دلسوز، موقع انتقالی گرفتن از آن زندان، به بعضی از زندانیان هدیه می‌دهد و با گفتن: «هر کاری کردم مجبور بودم، حلالم کنید. مأمور بودم و معذور. » آنها را ترک می‌کند.
تقابل پدید آمده در این فیلمها باعث می‌شود که تدین بازیگران با حجاب، دروغین به نظر آید و حتی حجاب آنها تصنّعی جلوه کند. این تصور تماشاگر را به تردید دربارهٔ بقیه متدینین جامعه هم وا می‌دارد.
دادن نقشهای مثبت به یک آدم بد حجاب، باعث می‌شود که ضمن تأیید شدن رفتار خوب او، خصوصیات زشت وی نیز مورد تأیید بینندگان قرار گیرد. از سوی دیگر، رفتار زشت شخصیتهای با حجاب، باعث ایجاد نفرتی می‌شود، که دامن صفات خوب آنها و از جمله حجاب را هم می‌گیرد.

روش دوم، تقابل شخصیتی

بازیگر بد حجابی را در نظر بگیرید که در فیلم، یک شخصیت قوی، شاد، شجاع و با انرژی دارد. در حالی که در مقابل او، بازیگر دیگری که با حجاب است، علاوه بر دارا بودن یک شخصیت ضعیف، تو سری خور و افسرده هم هست.
در این فیلم، بازیگر بد حجاب در کمال اقتدار به محضر می‌رود تا از شوهر خود طلاق بگیرد. وقتی به آنجا می‌رسد، متوجه دختر چادری ای می‌شود که پدرش می‌خواهد او را با زور کتک، شوهر بدهد. زن بد حجاب که نقش قهرمان گونه‌ای دارد، دختر چادری را از محضر فراری می‌دهد. و بعد از کلی کش و قوس، او را به نامزدش که اکنون سرش به سنگ خورده است، تحویل می‌دهد.
تقابل موجود در این فیلمها، زن را در جامعه مذهبی، به صورت فردی ضعیف و بی اختیار جلوه می‌دهد؛ در حالی که جامعه روشنفکر امروز، آزادی کامل برای زنان قائل است و در آن، زن بدون هیچ واهمه و هراسی می‌تواند اظهار نظر کند.
دختران جوان با دیدن بد بختیهای زن با حجاب از یک سو، و شخصیت قوی و شاد زن بد حجاب که علیه زورگوییها مبارزه کرده و از حقوق زنان دفاع می‌کند از سوی دیگر، نا خودآگاه یک همزاد پنداری نسبت به شخصیت بد حجاب پیدا می‌کنند؛ بنابر این، طبیعی به نظر می‌رسد که در زندگی روزمره نیز او را به عنوان الگو برگزینند.
این الگو برداری، تنها به صفات خوب بازیگر بد حجاب محدود نمی‌شود؛ بلکه دختران جوان، از مد لباس و حرکات او هم الگو برداری می‌کنند. این در حالی است که حجاب و چادر از نظر آنها نشانه عقب ماندگی و تن دادن به یک زندگی بدون اختیار و همراه با حقارت است.

شبهه افکنی در مورد حجاب

گروهی از فیلمسازان، هنر سینما را ابزار دست خود برای انتقال شبهات به ذهن جوانان قرار داده‌اند؛ به گونه‌ای که با کوچک‌ترین مناسبتی، موضوع فیلم را به بحث بین دو نفر از شخصیتهای فیلم می‌کشانند و بعد از بیان چند شبهه، به بهانه‌ای واهی و قبل از رسیدن به جواب، ادامه گفتگو را به هم زده و بحث را تمام می‌کنند.
مثلا در ابتدای فیلمی نشان داده می‌شود که سقف کلاس دخترانه‌ای در حال چکه کردن است و در این حین، دانش آموزان مشغول مطرح کردن سؤالاتی دربارهٔ حجاب هستند؛ اما زمانی که نوبت به پاسخ گویی معلم می‌رسد، سقف کلاس فرو می‌ریزد و همه دانش آموزان به بیرون از کلاس فرار می‌کنند و دیگر تا پایان فیلم هیچ فرصت دیگری پیش نمی‌آید که معلم به سؤالات دانش آموزان پاسخ دهد. این در حالی است که موضوع فیلم اصلاً مربوط به زندگی شخصی معلم است و دبیری او هیچ تأثیری در موضوع فیلم ندارد.
مشکلی که برای او پیش می‌آید و باعث می‌شود موضوع فیلم حول آن بچرخد، می‌توانست برای یک زن خانه دار هم اتفاق بیفتد. به نظر می‌رسد تنها علت دبیر بودن هنرپیشه نقش اول این فیلم، این باشد که بهانه‌ای به وجود آورد تا شبهاتی دربارهٔ حجاب از زبان عده‌ای از دختران جوان از او پرسیده شود.
کافی است یک سؤال بدون جواب در فیلمی مطرح شود. مطمئناً این سؤال به صورت یک شبهه در ذهن بینندگان باقی خواهد ماند.

منبع

ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۰۲.