سابقه مبارزه با حجاب تا دوران پهلوی اول: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: سابقه مبارزه با حجاب تا دوران پهلوى اول مجموعه ها: مقالات شناسه ک...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    سابقه مبارزه با حجاب تا دوران پهلوى اول
+
<div class="head1"> سابقه مبارزه با حجاب تا دوران پهلوى اول </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: محمد عابدی<br/>
شناسه کتاب:    ۲۵۷
+
نویسنده:     محمد عابدی
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود سابقه مبارزه با حجاب تا دوران پهلوى اول
+
توضیحات:   
+
سابقه مبارزه با حجاب تا دوران پهلوى اول
+
  
محمد عابدی
+
== اشاره ==
+
۳۰ مرداد سال روز حمله ننگین رضاشاه به مسجد گوهرشاد و کشتار مردم است. روزی که نماد تاراج و هتک شرف و غیرت ایرانی و ننگی ابدی بر پیشانی خاندان پهلوی است. اینک که در سال روز این رویداد ننگین قرار گرفته ایم، می کوشیم به بازشناسی نقش روشنفکران غرب زده در جریان سازی کشف [[حجاب]] بپردازیم.<br/>
اشاره  
+
ماجرای کشف [[حجاب]] سابقه ای طولانی در ایران دارد، سابقه ای به درازای نفوذ اندیشه های غرب زده. در این مقاله برای درک بهتر مبانی، اهداف و ابعاد کشف [[حجاب]] در ایران، به مناسبت واقعه مسجد گوهرشاد و زمینه سازی برای کشتار مردم در مسجد گوهرشاد خواهیم انداخت.<br/>
۳۰ مرداد سال روز حمله ننگین رضاشاه به مسجد گوهرشاد و كشتار مردم است. روزی كه نماد تاراج و هتك شرف و غیرت ایرانی و ننگی ابدی بر پیشانی خاندان پهلوی است. اینك كه در سال روز این رویداد ننگین قرار گرفته ایم، می كوشیم به بازشناسی نقش روشنفكران غرب زده در جریان سازی كشف حجاب بپردازیم.
+
ماجرای كشف حجاب سابقه ای طولانی در ایران دارد، سابقه ای به درازای نفوذ اندیشه های غرب زده. در این مقاله برای درك بهتر مبانی، اهداف و ابعاد كشف حجاب در ایران، به مناسبت واقعه مسجد گوهرشاد و زمینه سازی برای كشتار مردم در مسجد گوهرشاد خواهیم انداخت.
+
  
۱ - دوران قبل از مشروطه (تولد روشنفكران بیمار)  
+
== دوران قبل از مشروطه (تولد روشنفکران بیمار) ==
این دوره كه متاسفانه در تحلیل ها و حتی بررسی های تاریخی پیرامون كشف حجاب تا كنون مورد توجه قرار نگرفته، نقش مبنایی برای دوره های بعد را دارد و اصولا چنانچه وقایع این مقطع رخ نمی داد دوره های بعد، به دلیل بافت مذهبی ایران، توان بروز نمی یافتند. دوره نخست مبارزه با حجاب قدمتی به درازای اعزام اولین دانشجویان و كارآموزان ایرانی به غرب و تولد روشنفكران غرب زده دارد. دوره ای كه خود معلول مطالعات مستشرقان پیرامون احوال ممالك اسلامی بود. حدود یك صد و هفتاد سال پیش، در اواخر حكومت فتحعلی شاه قاجار، به دستور نایب السلطنه (عباس میرزا) تعدادی از دانشجویان برای تحصیل به اروپا اعزام شدند، به این امید كه اسباب پیشرفت ایران به تدریج فراهم شود. ابتدا دو نفر (یك پزشك و یك نقاش) را فرستادند. كه پزشك مرد و نقاش (افشار) برگشت. بعد از آن پنج نفر را فرستادند كه همگی مرعوب نظام حكومتی و پیشرفت غرب شدند و با این چنین وضعیتی به ایران برگشتند. میرزا صالح شیرازی هم كه یكی از این ۵ نفر بود، فراماسون شده بود. (۱)
+
این دوره که متاسفانه در تحلیل ها و حتی بررسی های تاریخی پیرامون کشف [[حجاب]] تا کنون مورد توجه قرار نگرفته، نقش مبنایی برای دوره های بعد را دارد و اصولا چنانچه وقایع این مقطع رخ نمی داد دوره های بعد، به دلیل بافت مذهبی ایران، توان بروز نمی یافتند. دوره نخست مبارزه با [[حجاب]] قدمتی به درازای اعزام اولین دانشجویان و کارآموزان ایرانی به غرب و تولد روشنفکران غرب زده دارد. دوره ای که خود معلول مطالعات مستشرقان پیرامون احوال ممالک اسلامی بود. حدود یک صد و هفتاد سال پیش، در اواخر حکومت فتحعلی شاه قاجار، به دستور نایب السلطنه (عباس میرزا) تعدادی از دانشجویان برای تحصیل به اروپا اعزام شدند، به این امید که اسباب پیشرفت ایران به تدریج فراهم شود. ابتدا دو نفر (یک پزشک و یک نقاش) را فرستادند. که پزشک مرد و نقاش (افشار) برگشت. بعد از آن پنج نفر را فرستادند که همگی مرعوب نظام حکومتی و پیشرفت غرب شدند و با این چنین وضعیتی به ایران برگشتند. میرزا صالح شیرازی هم که یکی از این ۵ نفر بود، فراماسون شده بود.<ref>هویت، ص ۵۳.</ref> <br/>
از این دست روشنفكران، اعتماد السلطنه، آجودان باشی، خسرو میرزا، میرزا صالح شیرازی و... انگلیس را «ولایت آزادی» و رژیم مشروطه آن را بهترین رژیم برای ترقی و پیشرفت معرفی كردند.
+
از این دست روشنفکران، اعتماد السلطنه، آجودان باشی، خسرو میرزا، میرزا صالح شیرازی و... انگلیس را «ولایت آزادی» و رژیم مشروطه آن را بهترین رژیم برای ترقی و پیشرفت معرفی کردند.<br/>
میرزا صالح، انگلیس را «ولایت آزادی» می نامید و تلاش زیادی برای «مانندسازی» ایران با انگلیس انجام می داد. (۲) این روند خودباختگی همچنان ادامه یافت تا آن كه در مرحله دوم گروهی مثل ملكم خان و... رهبری روشنفكران را عهده دار شدند.
+
میرزا صالح، انگلیس را «ولایت آزادی» می نامید و تلاش زیادی برای «مانندسازی» ایران با انگلیس انجام می داد.<ref>شیخ فضل الله نوری، مشروطیت، ص ۶۵. پرنس میرزا ملک خان ناظم الملک از ارامنه جلفای اصفهان و پسر میرزا یعقوب ارمنی بود. در سال ۱۳۴۹ ه ق در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلاتش را در پاریش به پایان رساند و در دارالفنون به شغل معلمی و مترجمی مشغول شد. در ۱۲۷۲ مترجم وزارت خارجه شد و در سال ۱۲۷۳ مامور سفارت ایران در اسلامبول گردید، سال بعد (۱۲۷۴) فراموشخانه را در ایران بنا نهاد که در ۱۲۷۹ (۷ سال بعد) بسته شد و او به عثمانی تبعید گردید. در ۱۲۸۸ مستشار صدارت عظمی و از ۱۲۸۹ تا ۱۳۰۷ سفیر ایران در لندن شد که به دلیل سوء استفاده از موقعیت عزل شد. او روزنامه قانون را تا ۴۱ شماره منتشر کرد. در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا ۱۳۱۷ وزیر مختار ایران در ایتالیا شد و تا آخر عمر در این سمت ماند و در سال ۱۳۲۶ در سن ۷۷ سالگی درگذشت و طبق وصیت او، جسدش را در برن سوزاندند. (فرهنگ معین، ج ۶، ص ۲۰۱۹).</ref> این روند خودباختگی همچنان ادامه یافت تا آن که در مرحله دوم گروهی مثل ملکم خان و... رهبری روشنفکران را عهده دار شدند.<br/>
در مورد ملكم خان كه از كودكی به غرب رفته بود، كافی است بدانیم كه طبق اسناد تاریخی در زمان فتحعلی شاه سه جاسوس كهنه كار انگلیس (سرهارد فورد جونز، جیمز موریه و جی فریزر) با ماموریت تشكیل لژهای فراماسونری به ایران اعزام شدند و هسته های اولیه لژ را تشكیل دادند. این هسته ها، بعدها با تلاش میرزا ملكم خان به تشكیل لژ فراماسونری در سال ۱۲۶۸ ه. ش منجر شد. و از این مقطع وی مبارزه با مذهب و... را آغاز كرد. (۳)
+
در مورد ملکم خان که از کودکی به غرب رفته بود، کافی است بدانیم که طبق اسناد تاریخی در زمان فتحعلی شاه سه جاسوس کهنه کار انگلیس (سرهارد فورد جونز، جیمز موریه و جی فریزر) با ماموریت تشکیل لژهای فراماسونری به ایران اعزام شدند و هسته های اولیه لژ را تشکیل دادند. این هسته ها، بعدها با تلاش میرزا ملکم خان به تشکیل لژ فراماسونری در سال ۱۲۶۸ ه. ش منجر شد. و از این مقطع وی مبارزه با مذهب و... را آغاز کرد.<ref>هویت، ص ۹۱.</ref> <br/>
این عده متوجه شدند كه تنها از طریق استحاله دینی و خلق فرهنگ غربی موفق به اجرای اهداف خود خواهند شد. از اعترافات فراماسون ها می توان به اهداف آن ها پی برد:
+
این عده متوجه شدند که تنها از طریق استحاله دینی و خلق فرهنگ غربی موفق به اجرای اهداف خود خواهند شد. از اعترافات فراماسون ها می توان به اهداف آن ها پی برد:<br/>
«امكان ندارد ما فراماسون ها نبرد خود را با ادیان متوقف كنیم، چرا كه برای یك فراماسون ضروری است كه خود را از قید دین و هرگونه اعتقاد به خداوند آزاد كند
+
«امکان ندارد ما فراماسون ها نبرد خود را با ادیان متوقف کنیم، چرا که برای یک فراماسون ضروری است که خود را از قید دین و هرگونه اعتقاد به خداوند آزاد کند
«مقصود اصلی ما نابود كردن و ریشه كن كردن همه ادیان و سرلوحه كوشش ما جدایی دین از سیاست است.»
+
«مقصود اصلی ما نابود کردن و ریشه کن کردن همه ادیان و سرلوحه کوشش ما جدایی دین از سیاست است.»
«عفت و پاكدامنی نزد ما فراماسونرهای مرد و زن، امری غلط است، زیرا این امر بر خلاف امیال باطنی و طبیعی است.»(۴)
+
«عفت و پاکدامنی نزد ما فراماسونرهای مرد و زن، امری غلط است، زیرا این امر بر خلاف امیال باطنی و طبیعی است.»<ref>همان، ص ۹۰.</ref> <br/>
با این اوصاف ملكم خان كه در بین سال های ۱۲۷۶ تا ۷۷ ه. ق. فراموشخانه ایران را تاسیس كرد، روزنامه ای هم تحت عنوان قانون انتشار داد. به عقیده او «در اخذ اصول تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فكری، حق نداریم در صدد اختراع باشیم، بلكه باید از فرنگی سرمشق بگیریم و در جمیع صنایع محتاج سرمشق بوده و هستیم.» (۵)
+
با این اوصاف ملکم خان که در بین سال های ۱۲۷۶ تا ۷۷ ه. ق. فراموشخانه ایران را تاسیس کرد، روزنامه ای هم تحت عنوان قانون انتشار داد. به عقیده او «در اخذ اصول تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فکری، حق نداریم در صدد اختراع باشیم، بلکه باید از فرنگی سرمشق بگیریم و در جمیع صنایع محتاج سرمشق بوده و هستیم.»<ref>نهضت مشروطه ایران، ص ۱۰۳.</ref> <br/>
«چنین دانستم كه تغییر ایران به صورت اروپا كوشش بی فایده ای است. از این رو فكر ترقی مادی را در لفافه دین عرضه داشتم... در محفل خصوصی از لزوم پیرایشگری اسلام سخنی راندم...» (۶) با این دیدگاه ترجمه و تحمیل مبانی فكری غرب مانند آزادی همه جانبه، دمكراسی، مشروطه، حذف دین از حكومت، ترویج بی مذهبی و تلاش برای ایجاد جامعه ای لائیك، آغاز شد.
+
«چنین دانستم که تغییر ایران به صورت اروپا کوشش بی فایده ای است. از این رو فکر ترقی مادی را در لفافه دین عرضه داشتم... در محفل خصوصی از لزوم پیرایشگری اسلام سخنی راندم...»<ref>شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۴۱.</ref> با این دیدگاه ترجمه و تحمیل مبانی فکری غرب مانند آزادی همه جانبه، دمکراسی، مشروطه، حذف دین از حکومت، ترویج بی مذهبی و تلاش برای ایجاد جامعه ای لائیک، آغاز شد.<br/>
میرزا آقا خان كرمانی از دیگر روشنفكران مرعوب این دوره است. میرزا آقا خان، حجاب سنتی زنان را بی مروتی دانسته و می گوید: در «ایران باستان زنان با مردان شریك زندگانی بودند» و می نویسد: «هزار سال است كه زنان ایران مانند زنده به گوران تازیان در زیر پرده حجاب و كفن جلباب مستور و در خانه ها چون كور محجوب و مهجور گشته اند. روبندهای زنان نه روزنه تنفس دارد و نه منظره تجسس. عیب دیگر پرده داری و به خانه نشستن این كه آنان را از معاشرت و حشر و نشر با مردان مانع شده، از شركت در تجارت و صنعت و هنرهای ظریف و آموختن دانش و فنون و آداب تمدن و پیدا نمودن قوه معاونت در معیشت و یاد گرفتن اصول تربیت فرزند و اداره منزل یكسره محروم كرده است.» (۷)
+
میرزا آقا خان کرمانی از دیگر روشنفکران مرعوب این دوره است. میرزا آقا خان، [[حجاب]] سنتی زنان را بی مروتی دانسته و می گوید: در «ایران باستان زنان با مردان شریک زندگانی بودند» و می نویسد: «هزار سال است که زنان ایران مانند زنده به گوران تازیان در زیر پرده [[حجاب]] و کفن جلباب مستور و در خانه ها چون کور محجوب و مهجور گشته اند. روبندهای زنان نه روزنه تنفس دارد و نه منظره تجسس. عیب دیگر پرده داری و به خانه نشستن این که آنان را از معاشرت و حشر و نشر با مردان مانع شده، از شرکت در تجارت و صنعت و هنرهای ظریف و آموختن دانش و فنون و آداب تمدن و پیدا نمودن قوه معاونت در معیشت و یاد گرفتن اصول تربیت فرزند و اداره منزل یکسره محروم کرده است.»<ref>شیخ فضل الله نوری و مشروطه، ص ۸۰.</ref> <br/>
به این ترتیب مشخص می شود كه روشنفكران غرب زده بعد از انتقال مبانی و اندیشه های غربی، چون یك جا قادر به تغییر نظام سیاسی نبودند، به تدریج در صدد اجرای مقاصد خود در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و سنت ها برمی آیند كه حجاب نیز در شمار اولین این هدف ها قرار می گیرد. زیرا از منظر آنان برای هر پیشرفتی باید مثل غرب آزادی كامل و برابری و مساوات در همه زمینه ها اعطا شود.
+
به این ترتیب مشخص می شود که روشنفکران غرب زده بعد از انتقال مبانی و اندیشه های غربی، چون یک جا قادر به تغییر نظام سیاسی نبودند، به تدریج در صدد اجرای مقاصد خود در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و سنت ها برمی آیند که [[حجاب]] نیز در شمار اولین این هدف ها قرار می گیرد. زیرا از منظر آنان برای هر پیشرفتی باید مثل غرب آزادی کامل و برابری و مساوات در همه زمینه ها اعطا شود.<br/>
  
۲ - دوران مشروطه (تثبیت مبانی غربی در نظام سیاسی)  
+
== دوران مشروطه (تثبیت مبانی غربی در نظام سیاسی) ==
در آغاز این دوره روشنفكران اهداف ضد دینی خود را آشكار و مبارزه با مظاهر دینی (مخصوصا حجاب و پوشش) را در دستور كار خود قرار می دهند.
+
در آغاز این دوره روشنفکران اهداف ضد دینی خود را آشکار و مبارزه با مظاهر دینی (مخصوصا [[حجاب]] و پوشش) را در دستور کار خود قرار می دهند.<br/>
دوره ای كه به تدریج به دوران مشروطه متصل می شود و شخصیت هایی مانند تقی زاده با كمك نشریات، انجمن های مخفی، سفارت خانه ها و... رهبری آن را عهده دار می شوند. تقی زاده را پدر تئوریك ملی گرایی لائیك و غیر مذهبی ایران می دانند، او می نویسد: وظیفه اول همه وطن پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و كل اوضاع فرنگستان است بدون هیچ استثناء. به سخن دیگر ایران باید ظاهرا و باطنا و جسما و روحا فرنگی مآب شود و بس.» (۸)
+
دوره ای که به تدریج به دوران مشروطه متصل می شود و شخصیت هایی مانند تقی زاده با کمک نشریات، انجمن های مخفی، سفارت خانه ها و... رهبری آن را عهده دار می شوند. تقی زاده را پدر تئوریک [[ملی گرایی]] لائیک و غیر مذهبی ایران می دانند، او می نویسد: وظیفه اول همه وطن پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و کل اوضاع فرنگستان است بدون هیچ استثناء. به سخن دیگر ایران باید ظاهرا و باطنا و جسما و روحا فرنگی مآب شود و بس.»<ref>کاوه، ش ۳۶، سال ۱۲۹۹، نقل از هویت، ص ۱۵۱.</ref> <br/>
براساس این خط مشی ها، باید ارزش های وارداتی غربی (آزادی، دموكراسی و... با نگرش غرب) در این مرحله كه هنگامه مشروطه است وارد نظام سیاسی شود و هدف فراماسونری (حكومت بدون دین) تحقق پذیرد. لذا در جبهه تبلیغی در كنار دیگر مظاهر دینی حجاب نیز مورد هجمه قرار می گیرد. «آدمی آزاد و مختار خلق شده و زنان ایران از نوع خود مجزا شده، خود را در هیكل موحش سیاه عزا درآورده، ناامیدانه در زندان تاریك و در زنجیر اسارت روزگار به سر می آورند. این نیست مگر از عوارض تربیت نیافتگی و از ضرر حجاب اما بنگرید به مغرب كه زنان حق طلب... چه قسم از خود دفاع كرده و حقوق خود را با چه جدیتی می طلبند... و تا چه درجه ای هم به مقصود خویش رسیده اند و آرزو می كنند زنان ایران هم از پرده بیرون آیند و آزاد گردند.» (۹)
+
براساس این خط مشی ها، باید ارزش های وارداتی غربی (آزادی، دموکراسی و... با نگرش غرب) در این مرحله که هنگامه مشروطه است وارد نظام سیاسی شود و هدف فراماسونری (حکومت بدون دین) تحقق پذیرد. لذا در جبهه تبلیغی در کنار دیگر مظاهر دینی [[حجاب]] نیز مورد هجمه قرار می گیرد. «آدمی آزاد و مختار خلق شده و زنان ایران از نوع خود مجزا شده، خود را در هیکل موحش سیاه عزا درآورده، ناامیدانه در زندان تاریک و در زنجیر اسارت روزگار به سر می آورند. این نیست مگر از عوارض تربیت نیافتگی و از ضرر [[حجاب]] اما بنگرید به مغرب که زنان حق طلب... چه قسم از خود [[دفاع]] کرده و حقوق خود را با چه جدیتی می طلبند... و تا چه درجه ای هم به مقصود خویش رسیده اند و آرزو می کنند زنان ایران هم از پرده بیرون آیند و آزاد گردند.»<ref>خاطرات تاج السلطنه، ص ۹۹، به کوشش منصوره اتحادیه.</ref> <br/>
باید توجه كرد كه تا این لحظه افكار و اندیشه های غربی، به خوبی مراكز اندیشه ورزی و نوگرایی ایران را فتح كرده، سفارت ها و فراماسونری ها و انجمن ها تلاش خود را به نتیجه رسانده و آماده اند از فضای مشروطه برای نهادینه كردن تغییرات و رفرم مذهبی در سطح نظام سیاسی بهره گیرند. لذا شاهد آشكار شدن تعارض جبهه غرب گرایان و مذهبیون پیرامون گنجاندن اصول غربی در قانون اساسی مشروطه هستیم كه موضوع آزادی از جمله آزادی حجاب جزو آن هاست. سرانجام روشنفكران مخصوصا تقی زاده در این دوره ماده ای به نام «حریت مطلقه» را ارائه می كنند كه برخاسته از اندیشه های غرب زده آن هاست و در مقابل مذهبیون و در صدر همه شیخ فضل الله نوری به مبارزه علیه آن پرداخته، اهداف پشت پرده را افشا می كند و برای اولین بار از موضوع «كشف حجاب» تحت عنوان «كشف مخدرات» پرده برمی دارد. ما برای روشن شدن این بحث ناچار به طرح مساله آزادی در دوره مشروطه هستیم.
+
باید توجه کرد که تا این لحظه افکار و اندیشه های غربی، به خوبی مراکز اندیشه ورزی و نوگرایی ایران را فتح کرده، سفارت ها و فراماسونری ها و انجمن ها تلاش خود را به نتیجه رسانده و آماده اند از فضای مشروطه برای نهادینه کردن تغییرات و رفرم مذهبی در سطح نظام سیاسی بهره گیرند. لذا شاهد آشکار شدن تعارض جبهه غرب گرایان و مذهبیون پیرامون گنجاندن اصول غربی در قانون اساسی مشروطه هستیم که موضوع آزادی از جمله آزادی [[حجاب]] جزو آن هاست. سرانجام روشنفکران مخصوصا تقی زاده در این دوره ماده ای به نام «حریت مطلقه» را ارائه می کنند که برخاسته از اندیشه های غرب زده آن هاست و در مقابل مذهبیون و در صدر همه شیخ فضل الله نوری به مبارزه علیه آن پرداخته، اهداف پشت پرده را افشا می کند و برای اولین بار از موضوع «کشف حجاب» تحت عنوان «کشف مخدرات» پرده برمی دارد. ما برای روشن شدن این بحث ناچار به طرح مساله آزادی در دوره مشروطه هستیم.<br/>
  
آزادی غربی تحفه روشنفكران
+
== آزادی غربی تحفه روشنفکران ==
فكر آزادی به سبك جدید از دهه آخر سلطنت ناصر الدین شاه مظاهر مهمی پیدا كرد. در این دوره برجسته ترین مبلغان سیاسی همچون ملكم خان، میرزا آقا خان كرمانی و... به درجات فعال بودند. به علاوه از نسل پیش گروه درس خوانده جدیدی به وجود آمده بود كه ایدئولوژی سیاسی اش ترقی و آزادی به مفهوم غربگرایی آن بود. گذشته از مجمع های سیاسی كه فعالیت دامنه داری داشتند، گروهی از همان طبقه ترقی خواه، مرام و مقصد خود را مجاهدت در تحصیل فرمان مشروطیت و برقراری اصول حریت، مبارزه با مخالفین سبك نوین آزادی و قلع و قمع دار و دسته های مخالفین آزادی مشخص كردند. (۱۰)
+
فکر آزادی به سبک جدید از دهه آخر سلطنت ناصر الدین شاه مظاهر مهمی پیدا کرد. در این دوره برجسته ترین مبلغان سیاسی همچون ملکم خان، میرزا آقا خان کرمانی و... به درجات فعال بودند. به علاوه از نسل پیش گروه درس خوانده جدیدی به وجود آمده بود که ایدئولوژی سیاسی اش ترقی و آزادی به مفهوم غربگرایی آن بود. گذشته از مجمع های سیاسی که فعالیت دامنه داری داشتند، گروهی از همان طبقه ترقی خواه، مرام و مقصد خود را مجاهدت در تحصیل فرمان مشروطیت و برقراری اصول حریت، مبارزه با مخالفین سبک نوین آزادی و قلع و قمع دار و دسته های مخالفین آزادی مشخص کردند.<ref>شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۶۰.</ref> <br/>
روشنفكران در قانون اساسی مشروطه همه شهروندان ایرانی را از آزادی برخوردار و در برابر قانون یكسان دانستند. منظور غرب زده ها از قانون، قانون عرفی و مفهوم غربی آن بود، حال آن كه مذهبیون و شیخ فضل الله نوری منظور از قانون را شرع اسلام می دانستند، لذا نزاع این دو بر سر اصل آزادی محدود به قانون نبود، بلكه بر سر منظور از قانون (قانون غرب یا قانون اسلام) بود. روشنفكران براساس دیدگاهی كه داشتند (قوای مملكت ناشی از ملت است و هیچ عامل دیگر از جمله مذهب، حق دخالت در آن را ندارد) ، حاكمیت را به مفهوم غربی آن می دانستند، لذا در عرصه قانونگذاری خود را آزاد از مذهب می دیدند (آزادی در قانونگذاری) همین طور در عقاید نیز قائل به آزادی بودند و آزادی عقیده را به عنوان اصل خدشه ناپذیر ارائه می كردند.
+
روشنفکران در قانون اساسی مشروطه همه شهروندان ایرانی را از آزادی برخوردار و در برابر قانون یکسان دانستند. منظور غرب زده ها از قانون، قانون عرفی و مفهوم غربی آن بود، حال آن که مذهبیون و شیخ فضل الله نوری منظور از قانون را شرع اسلام می دانستند، لذا نزاع این دو بر سر اصل آزادی محدود به قانون نبود، بلکه بر سر منظور از قانون (قانون غرب یا قانون اسلام) بود. روشنفکران براساس دیدگاهی که داشتند (قوای مملکت ناشی از ملت است و هیچ عامل دیگر از جمله مذهب، حق دخالت در آن را ندارد) ، حاکمیت را به مفهوم غربی آن می دانستند، لذا در عرصه قانونگذاری خود را آزاد از مذهب می دیدند (آزادی در قانونگذاری) همین طور در عقاید نیز قائل به آزادی بودند و آزادی عقیده را به عنوان اصل خدشه ناپذیر ارائه می کردند.<br/>
مرحوم شیخ فضل الله با این خواسته مخالفت كرد، چون آزادی مطرح شده در مجلس، منشا دمكراسی غربی داشت و با مذهب سازگار نبود. او با درك این واقعیت، متوجه اهداف پلید و گام های بعدی غرب زدگان كه بر چیدن بساط دین داری، حذف مظاهر دینی، میدان دادن به عقاید باطل و... بود، شد و برای اولین بار در این دوره، از موضوع كشف حجاب با عنوان «كشف مخدرات» نام برد، امری كه روشنفكران مدت ها بود برای آن دورخیز كرده بودند.
+
مرحوم شیخ فضل الله با این خواسته مخالفت کرد، چون آزادی مطرح شده در مجلس، منشا دمکراسی غربی داشت و با مذهب سازگار نبود. او با درک این واقعیت، متوجه اهداف پلید و گام های بعدی غرب زدگان که بر چیدن بساط دین داری، حذف مظاهر دینی، میدان دادن به عقاید باطل و... بود، شد و برای اولین بار در این دوره، از موضوع کشف [[حجاب]] با عنوان «کشف مخدرات» نام برد، امری که روشنفکران مدت ها بود برای آن دورخیز کرده بودند.<br/>
مرحوم شیخ فضل الله نوری می نویسد: «مجلس دارای شورای كبرای اسلامی است و به مساعی مشكوره حجج اسلام و نواب عامه امام قائم شده... ممكن نیست كه آثار پارلمنت پاریس و انگلیس بر آن مترتب گردد و (بتوان) قانون آزادی عقاید و تغییر شرایع و احكام از آن گرفت و بر افتتاح قمارخانه و اشاعه فواحش و كشف مخدرات (حجاب) و اقامه منكرات نائل گردید. هیهات... بدانید كه طبع مملكت ما را غذای مشروطه اروپا دردی است بی دوا و جراحتی است فوق جراح.... (۱۱)
+
مرحوم شیخ فضل الله نوری می نویسد: «مجلس دارای شورای کبرای اسلامی است و به مساعی مشکوره حجج اسلام و نواب عامه امام قائم شده... ممکن نیست که آثار پارلمنت پاریس و انگلیس بر آن مترتب گردد و (بتوان) قانون آزادی عقاید و تغییر شرایع و احکام از آن گرفت و بر افتتاح قمارخانه و اشاعه فواحش و کشف مخدرات (حجاب) و اقامه منکرات نائل گردید. هیهات... بدانید که طبع مملکت ما را غذای مشروطه اروپا دردی است بی دوا و جراحتی است فوق جراح....<ref>محمد ترکمان، روزنامه ها، نوشتجات شیخ فضل الله نوری، ج ۱، ص ۲۴۱.</ref> <br/>
به این ترتیب مشخص می شود شیخ فضل الله نوری زودتر از دیگر عالمان متوجه شد كه آزادی مطرح شده، برای رهایی از مقررات شریعت و اجرا نشدن آن در امور مختلف كشور است. (۱۲)
+
به این ترتیب مشخص می شود شیخ فضل الله نوری زودتر از دیگر عالمان متوجه شد که آزادی مطرح شده، برای رهایی از مقررات شریعت و اجرا نشدن آن در امور مختلف کشور است.<ref>شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۶۹.</ref> <br/>
شیخ معتقد بود ماده «حریت مطلقه» در مجلس شورا با نفوذ فكری بیگانگان و مخالفان شریعت، بی قیدی در برابر عقاید مذهبی را به دنبال خواهد داشت و خواهند گفت: «یكی از سودهای مشروطه از آزادی هایی است كه مردم در زندگی دارند. یكی از این آزادی ها، آزادی عقیده (مذهبی) است. در اروپا هنگامی كه آزادی عقیده پدید آمد، پیشرفت بسیار تندتر گردید.» (۱۳)
+
شیخ معتقد بود ماده «حریت مطلقه» در مجلس شورا با نفوذ فکری بیگانگان و مخالفان شریعت، بی قیدی در برابر عقاید مذهبی را به دنبال خواهد داشت و خواهند گفت: «یکی از سودهای مشروطه از آزادی هایی است که مردم در زندگی دارند. یکی از این آزادی ها، آزادی عقیده (مذهبی) است. در اروپا هنگامی که آزادی عقیده پدید آمد، پیشرفت بسیار تندتر گردید.»<ref>روزنامه مجلس، ۳۰ خرداد ۱۳۲۵، ص ۲۱۲، نقل از همان، ص ۱۷۶.</ref> <br/>
«این آزادی، طمه ای است برای ربودن. آزادی كه نغمه آن از حلقوم فراماسون ها بیرون بیاید، آزادی است كه از انگلیس مایه می گیرد...
+
«این آزادی، طمه ای است برای ربودن. آزادی که نغمه آن از حلقوم فراماسون ها بیرون بیاید، آزادی است که از انگلیس مایه می گیرد...<br/>
فایده آزادی قلم و زبان آن است كه فرق ملاحده (بی دینان) و زنادقه، نشر كلمات كفریه خود را در منابر و لوایح بدهند و القای شبهات نمایند.» (۱۴)
+
فایده آزادی قلم و زبان آن است که فرق ملاحده (بی دینان) و زنادقه، نشر کلمات کفریه خود را در منابر و لوایح بدهند و القای شبهات نمایند.»<ref>تذکرة الفاضل و ارشاد الجاهل، ص ۲۷.</ref> <br/>
در مورد آزادی مطبوعات نیز وضع به همین منوال شد، یعنی هدف اصلی نفی تمام مظاهر دینی و القای هر نوع شبهه در دین بدون بازخواست بود. لذا شیخ می گفت: منشا این فتنه، فرق جدیده و طبیعی مشرب ها بودند كه از همسایه ها، اكتساب نمودند و به صورت بسیار خوش اظهار داشتند كه قهرا هر كس فریفته این عنوان و طالب این مقصد باشد... اما چیزی نگذرد كه حریت مطلقه رواج، منكرات مجاز، مسكرات مباح، زنان مكشوف، شریعت منسوخ و قرآن مهجور بشود.(۱۵)
+
در مورد آزادی مطبوعات نیز وضع به همین منوال شد، یعنی هدف اصلی نفی تمام مظاهر دینی و القای هر نوع شبهه در دین بدون بازخواست بود. لذا شیخ می گفت: منشا این فتنه، فرق جدیده و طبیعی مشرب ها بودند که از همسایه ها، اکتساب نمودند و به صورت بسیار خوش اظهار داشتند که قهرا هر کس فریفته این عنوان و طالب این مقصد باشد... اما چیزی نگذرد که حریت مطلقه رواج، منکرات مجاز، مسکرات مباح، زنان مکشوف، شریعت منسوخ و قرآن مهجور بشود.<ref>تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، رساله تحریم، ج ۴، ص ۲۱۰ و ج ۳، ص ۹۰. نقل از شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۸۲.</ref> <br/>
این پیش بینی، بلافاصله بعد از آزادی مطبوعات به حقیقت پیوست و به عقیده ناظم الاسلام كرمانی و شریف كاشانی، روزنامه نویس ها هم قلمشان را مصروف مردم و فحش دادن كردند و در روزنامه ها بد نوشتند... در مذهب اسلام دست انداختند. یك دسته از آنان پایه عقب ماندگی شرق را دین اسلام شمردند و در روزنامه مجلس دین پیغمبر را كهنه نوشتند. و بالاخره در مورد مظاهر عفت و حجاب روزنامه ندای وطن، روسپی خانه و شراب فروشی را برای مخارج تنظیمات بلدیه و تعمیر خانه ها لازم شمردند و به این طریق فضای مناسب برای كشف بی درد سر حجاب را فراهم ساختند.
+
این پیش بینی، بلافاصله بعد از آزادی مطبوعات به حقیقت پیوست و به عقیده ناظم الاسلام کرمانی و شریف کاشانی، روزنامه نویس ها هم قلمشان را مصروف مردم و فحش دادن کردند و در روزنامه ها بد نوشتند... در مذهب اسلام دست انداختند. یک دسته از آنان پایه عقب ماندگی شرق را دین اسلام شمردند و در روزنامه مجلس دین پیغمبر را کهنه نوشتند. و بالاخره در مورد مظاهر عفت و [[حجاب]] روزنامه ندای وطن، روسپی خانه و شراب فروشی را برای مخارج تنظیمات بلدیه و تعمیر خانه ها لازم شمردند و به این طریق فضای مناسب برای کشف بی درد سر [[حجاب]] را فراهم ساختند.<br/>
این وضعیت هر چند از حیث قانونی سرانجام با پذیرش لایحه نظارت علما از سوی مجلس خاتمه یافت ولی در عمل همچنان تضعیف مظاهر اسلامی كه به دلیل تسلط غرب زدگان بر مجلس قانونگذاری رخ می داد، ادامه یافت و این سخن شیخ كه قبول مشروطه غیر مشروعه، باعث رواج فحشاء و آزادی شرب خمر و... خواهد شد، تحقق یافت.
+
این وضعیت هر چند از حیث قانونی سرانجام با پذیرش لایحه نظارت علما از سوی مجلس خاتمه یافت ولی در عمل همچنان تضعیف مظاهر اسلامی که به دلیل تسلط غرب زدگان بر مجلس قانونگذاری رخ می داد، ادامه یافت و این سخن شیخ که قبول مشروطه غیر مشروعه، باعث رواج فحشاء و آزادی شرب خمر و... خواهد شد، تحقق یافت.<br/>
به گفته آدمیت، قضیه مهم تر (پس از آزادی مطبوعات كه هدف اصلی روشنفكران غربزده بود) و باریكتر، مساله آزادی و بر پا داشتن انجمن نسوان بود كه مخالفت سنت خواهان را برانگیزاند. (۱۶)
+
به گفته آدمیت، قضیه مهم تر (پس از آزادی مطبوعات که هدف اصلی روشنفکران غربزده بود) و باریکتر، مساله آزادی و بر پا داشتن انجمن نسوان بود که مخالفت سنت خواهان را برانگیزاند.<ref>شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۸۰.</ref> <br/>
جلال آل احمد درباره این دوره كه با شهادت شیخ فضل الله نوری به اوج خود رسید، می گوید: «روزی كه شیخ فضل الله نوری شهید شد، روزی بود كه نقش غرب زدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند و نقش آن بزرگوار را بر سر دار، همچون پرچمی می دانم كه به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست سال كشمكش بر بام سرای این مملكت برافراشته شد».
+
جلال آل احمد درباره این دوره که با شهادت شیخ فضل الله نوری به اوج خود رسید، می گوید: «روزی که شیخ فضل الله نوری شهید شد، روزی بود که نقش غرب زدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند و نقش آن بزرگوار را بر سر دار، همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست سال کشمکش بر بام سرای این مملکت برافراشته شد».<br/>
  
۳ - دوره پهلوی اول (اجرای رسمی كشف حجاب)  
+
== دوره پهلوی اول (اجرای رسمی کشف حجاب) ==
رضاخان در ۱۳ اسفند ۱۳۰۲ دست به كودتا زد و در عرصه سیاسی كشور ظاهر شد. و در ۹ آبان ۱۳۰۴ شاه ایران شد، وی كه با دخالت انگلیسی ها به حكومت رسید، برخلاف گذشته كه ابراز دینداری می كرد، در دوران حكومت كوشید احكام اسلامی را محو و ایران را به سبك اروپایی ها درآورد. طبیعی است كه پشتیبان فكری و اجتماعی وی همان روشنفكران غربزده ای بودند كه در دوران مشروطه قوانین ضد دینی را نهادینه كرده بودند. از این روی رضاخان در حقیقت مجری آن سیاست ها بود. بر خلاف آن چه مشهود است رضاخان اقدامات ضد حجاب را با خشونت آغاز نكرد، بلكه تحت تعلیم و توصیه روشنفكران ابتدا كوشید بسترهای لازم را فراهم آورد. از جمله به زنان كلیمی، ارمنی و زرتشتی اجازه داد در انتخاب پوشش در جامعه اسلامی آزاد باشند. (۱۷) و دستگاه های انتظامی را نیز مامور حمایت از آنان كرد. از جمله در خرداد ۱۳۰۹ زمانی كه یك زن كلیمی بدون حجاب در مازندران رفت و آمد می كرد و مورد اعتراض علما قرار گرفته بود، حكومت مازندران از آن زن پشتیبانی كرد و اعتراض علما را نپذیرفت. (۱۸)
+
رضاخان در ۱۳ اسفند ۱۳۰۲ دست به کودتا زد و در عرصه سیاسی کشور ظاهر شد. و در ۹ آبان ۱۳۰۴ شاه ایران شد، وی که با دخالت انگلیسی ها به حکومت رسید، برخلاف گذشته که ابراز دینداری می کرد، در دوران حکومت کوشید احکام اسلامی را محو و ایران را به سبک اروپایی ها درآورد. طبیعی است که پشتیبان فکری و اجتماعی وی همان روشنفکران غربزده ای بودند که در دوران مشروطه قوانین ضد دینی را نهادینه کرده بودند. از این روی رضاخان در حقیقت مجری آن سیاست ها بود. بر خلاف آن چه مشهود است رضاخان اقدامات ضد [[حجاب]] را با خشونت آغاز نکرد، بلکه تحت تعلیم و توصیه روشنفکران ابتدا کوشید بسترهای لازم را فراهم آورد. از جمله به زنان کلیمی، ارمنی و زرتشتی اجازه داد در انتخاب پوشش در جامعه اسلامی آزاد باشند.<ref>علما و رژیم رضاشاه، ص ۱۸۵.</ref> و دستگاه های انتظامی را نیز مامور حمایت از آنان کرد. از جمله در خرداد ۱۳۰۹ زمانی که یک زن کلیمی بدون [[حجاب]] در مازندران رفت و آمد می کرد و مورد اعتراض علما قرار گرفته بود، حکومت مازندران از آن زن پشتیبانی کرد و اعتراض علما را نپذیرفت.<ref>پیشرفت و فرهنگ، ص ۲۸۷.</ref> <br/>
رضاشاه در مسیری كه در پیش گرفته بود، از حمایت همه جانبه نشریات، شاعران، هنرمندان و... بهره مند بود. و تمام آنان را به خدمت گرفته بود، لذا در این دوره مطبوعات نیز به عنوان عوامل فرهنگی، مبارزه با حجاب را در اولویت كاری خود قرار داده بودند. روزنامه عصر آزادی چاپ شیراز در ۲۳/۵/۱۳۱۰ نوشت:
+
رضاشاه در مسیری که در پیش گرفته بود، از حمایت همه جانبه نشریات، شاعران، هنرمندان و... بهره مند بود. و تمام آنان را به خدمت گرفته بود، لذا در این دوره مطبوعات نیز به عنوان عوامل فرهنگی، مبارزه با [[حجاب]] را در اولویت کاری خود قرار داده بودند. روزنامه عصر آزادی چاپ شیراز در ۲۳/۵/۱۳۱۰ نوشت:<br/>
 
روح من از بس دچار درد و محن گشت منزجر از این فسرده قالب تن گشت
 
روح من از بس دچار درد و محن گشت منزجر از این فسرده قالب تن گشت
دختر سیروس و جم هنوز ندانم از چه مقید به این سیاه كفن گشت
+
دختر سیروس و جم هنوز ندانم از چه مقید به این سیاه کفن گشت
بنابراین رضاشاه از سال ۱۳۰۷ تا ۱۷ دی ۱۳۱۴ كه رسما كشف حجاب را اعلام كرد، از بسترهای فرهنگی برای زمینه سازی استفاده كرد. حتی از زنان بی حجاب اروپایی، ژاپنی، تركیه ای، هندی، سوریه ای، مصری و... نیز برای شركت در كنگره ها (اتحاد زنان شرق) دعوت كرد تا قبح بی حجابی را بشكند و فضای لازم را برای اعلام قانون بی حجابی اعلام كند. و این چنین بود كه بالاخره سنگ آخر را هم نهاد و در ۲۵ آذر ۱۳۱۴ وزارت معارف این چنین بخشنامه كرد كه: مدارس موظف می شوند به:
+
بنابراین رضاشاه از سال ۱۳۰۷ تا ۱۷ دی ۱۳۱۴ که رسما کشف [[حجاب]] را اعلام کرد، از بسترهای فرهنگی برای زمینه سازی استفاده کرد. حتی از زنان بی [[حجاب]] اروپایی، ژاپنی، ترکیه ای، هندی، سوریه ای، مصری و... نیز برای شرکت در کنگره ها (اتحاد زنان شرق) دعوت کرد تا قبح [[بی حجابی]] را بشکند و فضای لازم را برای اعلام قانون [[بی حجابی]] اعلام کند. و این چنین بود که بالاخره سنگ آخر را هم نهاد و در ۲۵ آذر ۱۳۱۴ وزارت معارف این چنین بخشنامه کرد که: مدارس موظف می شوند به:<br/>
۱ - تشكیل مدارس ابتدایی مختلط و استفاده از آموزگار زن
+
۱ - تشکیل مدارس ابتدایی مختلط و استفاده از آموزگار زن<br/>
۲ - استفاده از لباس متحد الشكل توسط دختران در مدرسه و كوچه
+
۲ - استفاده از لباس متحد الشکل توسط دختران در مدرسه و کوچه<br/>
۳ - تشكیل مجالس كنفرانس در دبستان ها و دبیرستان ها و دعوت از زنان و شوهران آن ها برای استماع خطابه و خواندن لایحه و اشعار توسط دختران و آموزش آداب معاشرت و... مانند روال معمول در ممالك غرب.... (۱۹)
+
۳ - تشکیل مجالس کنفرانس در دبستان ها و دبیرستان ها و دعوت از زنان و شوهران آن ها برای استماع خطابه و خواندن لایحه و اشعار توسط دختران و آموزش آداب معاشرت و... مانند روال معمول در ممالک غرب....<ref>همان، ص ۱۹۵.</ref> <br/>
  
مقاومت علما  
+
== مقاومت علما ==
البته روشن است كه علما در مقابل این اقدامات عكس العمل نشان می دادند و حتی از جان خود نیز می گذشتند. نمونه آن اقدام آیت الله بافقی است كه به شكنجه و تبعید وی از قم انجامید.
+
البته روشن است که علما در مقابل این اقدامات عکس العمل نشان می دادند و حتی از جان خود نیز می گذشتند. نمونه آن اقدام آیت الله بافقی است که به شکنجه و تبعید وی از قم انجامید.<br/>
سرآغاز این واقعه نوروز ۱۳۰۶ ه. ش بود كه اعضای خانواده پهلوی كه همسر رضاشاه هم جزو آنان بود وارد حرم حضرت معصومه علیها السلام در قم شدند و بدون حجاب كامل در غرفه بالای ایوان آیینه نشستند، وقتی خبر به آیت الله بافقی رسید، پیام داد كه اگر مسلمان هستید نباید با این وضع در این مكان مقدس حضور یابید و اگر مسلمان نیستید باز هم حق حضور ندارید. اما پیام او كارگر نیفتاد لذا حضورا به آنان اعتراض كرد و خواست یا لباس مناسب بپوشند و یا از حرم خارج شوند.
+
سرآغاز این واقعه نوروز ۱۳۰۶ ه. ش بود که اعضای خانواده پهلوی که همسر رضاشاه هم جزو آنان بود وارد حرم حضرت معصومه علیها السلام در قم شدند و بدون [[حجاب]] کامل در غرفه بالای ایوان آیینه نشستند، وقتی خبر به آیت الله بافقی رسید، پیام داد که اگر مسلمان هستید نباید با این وضع در این مکان مقدس حضور یابید و اگر مسلمان نیستید باز هم حق حضور ندارید. اما پیام او کارگر نیفتاد لذا حضورا به آنان اعتراض کرد و خواست یا لباس مناسب بپوشند و یا از حرم خارج شوند.<br/>
بر اثر غوغای جمعیت، خانواده پهلوی ماجرا را به رضاشاه گزارش دادند و او با گروه نظامی، خود را به قم رساند وی مستقمیا وارد حرم شد و بعد از مضروب كردن شیخ بافقی، او را به تهران فرستاد و تا آخر عمر در شهر ری به حالت تبعید نگاه داشت.
+
بر اثر غوغای جمعیت، خانواده پهلوی ماجرا را به رضاشاه گزارش دادند و او با گروه نظامی، خود را به قم رساند وی مستقمیا وارد حرم شد و بعد از مضروب کردن شیخ بافقی، او را به تهران فرستاد و تا آخر عمر در شهر ری به حالت تبعید نگاه داشت.<br/>
البته این اقدام شیخ بافقی رضاخان را به خود آورد و متوجه شد كه نمی تواند با این حجم احساسات و غیرت، پیشرفت زیادی داشته باشد. لذا عملا از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۴ شمسی اجرای طرح خیانت بار كشف حجاب با ركود مواجه شد و رضاخان به اقدامات فرهنگی و بسترسازی روی آورد تا آن كه كشف حجاب را اعلام كرد.
+
البته این اقدام شیخ بافقی رضاخان را به خود آورد و متوجه شد که نمی تواند با این حجم احساسات و غیرت، پیشرفت زیادی داشته باشد. لذا عملا از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۴ شمسی اجرای طرح خیانت بار کشف [[حجاب]] با رکود مواجه شد و رضاخان به اقدامات فرهنگی و بسترسازی روی آورد تا آن که کشف [[حجاب]] را اعلام کرد.<br/>
علما به شدت در مقابل وی موضع می گرفتند و همچنان توده های مردم، به رغم دسیسه های رضاخان، از علما پیروی می كردند. نمونه این اقدامات موضع گیری آیت الله حسین قمی در مشهد است. او در مقابل وقایع كشف حجاب می گفت: امروز اسلام فدایی می خواهد و بر مردم است كه قیام كنند. لذا از مشهد به تهران رفت تا با رضاشاه صحبت كند.
+
علما به شدت در مقابل وی موضع می گرفتند و همچنان توده های مردم، به رغم دسیسه های رضاخان، از علما پیروی می کردند. نمونه این اقدامات موضع گیری آیت الله حسین قمی در مشهد است. او در مقابل وقایع کشف [[حجاب]] می گفت: امروز اسلام فدایی می خواهد و بر مردم است که قیام کنند. لذا از مشهد به تهران رفت تا با رضاشاه صحبت کند.<br/>
وی در اول ربیع الثانی ۱۳۵۴ ه. ق به تهران رسید و در آن جا تحصن كرد. علما و دسته های عزاداری به صورت دسته جمعی به دیدار وی شتافتند. و رژیم به دلیل احساس خطر با كماندوها محل اقامت او را محاصره و آیت الله قمی را در آن جا عملا زندانی كرد. به محض بازداشت وی، به شهربانی مشهد دستور رسید كه وعاظ معروف را هر چه زودتر دستگیر كنند. لذا شیخ غلامرضا طبسی و شمس نیشابوری از وعاظ مشهد خراسان را دستگیر كردند و از آن پس گردهمایی و اعتراض مردم در مسجد گوهرشاد آغاز شد و روحانیان با سخنرانی های خود عمق وقایع كشف حجاب را برای مردم شرح دادند.
+
وی در اول ربیع الثانی ۱۳۵۴ ه. ق به تهران رسید و در آن جا تحصن کرد. علما و دسته های عزاداری به صورت دسته جمعی به دیدار وی شتافتند. و رژیم به دلیل احساس خطر با کماندوها محل اقامت او را محاصره و آیت الله قمی را در آن جا عملا زندانی کرد. به محض بازداشت وی، به شهربانی مشهد دستور رسید که وعاظ معروف را هر چه زودتر دستگیر کنند. لذا شیخ غلامرضا طبسی و شمس نیشابوری از وعاظ مشهد خراسان را دستگیر کردند و از آن پس گردهمایی و اعتراض مردم در مسجد گوهرشاد آغاز شد و روحانیان با سخنرانی های خود عمق وقایع کشف [[حجاب]] را برای مردم شرح دادند.<br/>
صبح روز جمعه قزاقان مستقر در مشهد برای متفرق كردن مردم وارد عمل می شوند و حدود صد نفر از مردم را می كشند و یا زخمی می كنند. اما مردم متفرق نمی شوند و قزاق ها ناچار عقب نشینی می كنند.
+
صبح روز جمعه قزاقان مستقر در مشهد برای متفرق کردن مردم وارد عمل می شوند و حدود صد نفر از مردم را می کشند و یا زخمی می کنند. اما مردم متفرق نمی شوند و قزاق ها ناچار عقب نشینی می کنند.<br/>
از این پس، مردم اطراف مشهد با داس و چهارشاخ و بیل و... به اطراف مسجد سرازیر می شوند، روحانیون بر منبر حضرت صاحب الزمان سخنرانی می كنند، زنان نیز در مسجد پیرزن (وسط مسجد گوهرشاد) گرد هم می آیند و سرانجام در روز بعد مسجد مملو از شعارهای ضد سلطنت، كلاه بین المللی و كشف حجاب می شود و در این چنین وضعیتی از مركز تلگرافخانه مشهد خبر می رسد كه:
+
از این پس، مردم اطراف مشهد با داس و چهارشاخ و بیل و... به اطراف مسجد سرازیر می شوند، روحانیون بر منبر حضرت صاحب الزمان سخنرانی می کنند، زنان نیز در مسجد پیرزن (وسط مسجد گوهرشاد) گرد هم می آیند و سرانجام در روز بعد مسجد مملو از شعارهای ضد سلطنت، کلاه بین المللی و کشف [[حجاب]] می شود و در این چنین وضعیتی از مرکز تلگرافخانه مشهد خبر می رسد که:<br/>
ذات ملوكانه امر می فرمایند مسجدیان را تار و مار كنند و همه را گرفته مجازات نمایند. و به این ترتیب فاجعه بزرگ مسجد گوهرشاد شكل می گیرد.
+
ذات ملوکانه امر می فرمایند مسجدیان را تار و مار کنند و همه را گرفته مجازات نمایند. و به این ترتیب فاجعه بزرگ مسجد گوهرشاد شکل می گیرد.<br/>
 
________________________________________
 
________________________________________
پی نوشت :
+
پی نوشت :<br/>
۱) هویت، ص ۵۳.
+
۱) <br/>
۲) شیخ فضل الله نوری، مشروطیت، ص ۶۵. پرنس میرزا ملك خان ناظم الملك از ارامنه جلفای اصفهان و پسر میرزا یعقوب ارمنی بود. در سال ۱۳۴۹ ه ق در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلاتش را در پاریش به پایان رساند و در دارالفنون به شغل معلمی و مترجمی مشغول شد. در ۱۲۷۲ مترجم وزارت خارجه شد و در سال ۱۲۷۳ مامور سفارت ایران در اسلامبول گردید، سال بعد (۱۲۷۴) فراموشخانه را در ایران بنا نهاد كه در ۱۲۷۹ (۷ سال بعد) بسته شد و او به عثمانی تبعید گردید. در ۱۲۸۸ مستشار صدارت عظمی و از ۱۲۸۹ تا ۱۳۰۷ سفیر ایران در لندن شد كه به دلیل سوء استفاده از موقعیت عزل شد. او روزنامه قانون را تا ۴۱ شماره منتشر كرد. در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا ۱۳۱۷ وزیر مختار ایران در ایتالیا شد و تا آخر عمر در این سمت ماند و در سال ۱۳۲۶ در سن ۷۷ سالگی درگذشت و طبق وصیت او، جسدش را در برن سوزاندند. (فرهنگ معین، ج ۶، ص ۲۰۱۹) .
+
۲) <br/>
۳) هویت، ص ۹۱.
+
۳) <br/>
۴) همان، ص ۹۰.
+
۴) <br/>
۵) نهضت مشروطه ایران، ص ۱۰۳.
+
۵) <br/>
۶) شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۴۱.
+
۶) <br/>
۷) شیخ فضل الله نوری و مشروطه، ص ۸۰.
+
۷) <br/>
۸) كاوه، ش ۳۶، سال ۱۲۹۹، نقل از هویت، ص ۱۵۱.
+
۸) <br/>
۹) خاطرات تاج السلطنه، ص ۹۹، به كوشش منصوره اتحادیه.
+
۹) <br/>
۱۰) شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۶۰.
+
۱۰) <br/>
۱۱) محمد تركمان، روزنامه ها، نوشتجات شیخ فضل الله نوری، ج ۱، ص ۲۴۱.
+
۱۱) <br/>
۱۲) شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۶۹.
+
۱۲) <br/>
۱۳) روزنامه مجلس، ۳۰ خرداد ۱۳۲۵، ص ۲۱۲، نقل از همان، ص ۱۷۶.
+
۱۳) <br/>
۱۴) تذكرة الفاضل و ارشاد الجاهل، ص ۲۷.
+
۱۴) <br/>
۱۵) تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، رساله تحریم، ج ۴، ص ۲۱۰ و ج ۳، ص ۹۰. نقل از شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۸۲.
+
۱۵) <br/>
۱۶) شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۸۰.
+
۱۶) <br/>
۱۷) علما و رژیم رضاشاه، ص ۱۸۵.
+
۱۷) <br/>
۱۸) پیشرفت و فرهنگ، ص ۲۸۷.
+
۱۸) <br/>
۱۹) همان، ص ۱۹۵.
+
۱۹) <br/>
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۲۰ .
+
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۲۰ .<br/>
 +
== پانویس ==
 +
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 +
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/4270/28033/%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84/?SearchText=%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87%20%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%20%D8%AA%D8%A7%20%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D9%89%20%D8%A7%D9%88%D9%84&LPhrase= پایگاه اطلاع رسانی حوزه] - تاریخ برداشت: 19-3-95 </span></div>
 +
 
 +
[[رده:مقالات]]

نسخهٔ ‏۱۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۹

سابقه مبارزه با حجاب تا دوران پهلوى اول

نویسنده: محمد عابدی

اشاره

۳۰ مرداد سال روز حمله ننگین رضاشاه به مسجد گوهرشاد و کشتار مردم است. روزی که نماد تاراج و هتک شرف و غیرت ایرانی و ننگی ابدی بر پیشانی خاندان پهلوی است. اینک که در سال روز این رویداد ننگین قرار گرفته ایم، می کوشیم به بازشناسی نقش روشنفکران غرب زده در جریان سازی کشف حجاب بپردازیم.
ماجرای کشف حجاب سابقه ای طولانی در ایران دارد، سابقه ای به درازای نفوذ اندیشه های غرب زده. در این مقاله برای درک بهتر مبانی، اهداف و ابعاد کشف حجاب در ایران، به مناسبت واقعه مسجد گوهرشاد و زمینه سازی برای کشتار مردم در مسجد گوهرشاد خواهیم انداخت.

دوران قبل از مشروطه (تولد روشنفکران بیمار)

این دوره که متاسفانه در تحلیل ها و حتی بررسی های تاریخی پیرامون کشف حجاب تا کنون مورد توجه قرار نگرفته، نقش مبنایی برای دوره های بعد را دارد و اصولا چنانچه وقایع این مقطع رخ نمی داد دوره های بعد، به دلیل بافت مذهبی ایران، توان بروز نمی یافتند. دوره نخست مبارزه با حجاب قدمتی به درازای اعزام اولین دانشجویان و کارآموزان ایرانی به غرب و تولد روشنفکران غرب زده دارد. دوره ای که خود معلول مطالعات مستشرقان پیرامون احوال ممالک اسلامی بود. حدود یک صد و هفتاد سال پیش، در اواخر حکومت فتحعلی شاه قاجار، به دستور نایب السلطنه (عباس میرزا) تعدادی از دانشجویان برای تحصیل به اروپا اعزام شدند، به این امید که اسباب پیشرفت ایران به تدریج فراهم شود. ابتدا دو نفر (یک پزشک و یک نقاش) را فرستادند. که پزشک مرد و نقاش (افشار) برگشت. بعد از آن پنج نفر را فرستادند که همگی مرعوب نظام حکومتی و پیشرفت غرب شدند و با این چنین وضعیتی به ایران برگشتند. میرزا صالح شیرازی هم که یکی از این ۵ نفر بود، فراماسون شده بود.[۱]
از این دست روشنفکران، اعتماد السلطنه، آجودان باشی، خسرو میرزا، میرزا صالح شیرازی و... انگلیس را «ولایت آزادی» و رژیم مشروطه آن را بهترین رژیم برای ترقی و پیشرفت معرفی کردند.
میرزا صالح، انگلیس را «ولایت آزادی» می نامید و تلاش زیادی برای «مانندسازی» ایران با انگلیس انجام می داد.[۲] این روند خودباختگی همچنان ادامه یافت تا آن که در مرحله دوم گروهی مثل ملکم خان و... رهبری روشنفکران را عهده دار شدند.
در مورد ملکم خان که از کودکی به غرب رفته بود، کافی است بدانیم که طبق اسناد تاریخی در زمان فتحعلی شاه سه جاسوس کهنه کار انگلیس (سرهارد فورد جونز، جیمز موریه و جی فریزر) با ماموریت تشکیل لژهای فراماسونری به ایران اعزام شدند و هسته های اولیه لژ را تشکیل دادند. این هسته ها، بعدها با تلاش میرزا ملکم خان به تشکیل لژ فراماسونری در سال ۱۲۶۸ ه. ش منجر شد. و از این مقطع وی مبارزه با مذهب و... را آغاز کرد.[۳]
این عده متوجه شدند که تنها از طریق استحاله دینی و خلق فرهنگ غربی موفق به اجرای اهداف خود خواهند شد. از اعترافات فراماسون ها می توان به اهداف آن ها پی برد:
«امکان ندارد ما فراماسون ها نبرد خود را با ادیان متوقف کنیم، چرا که برای یک فراماسون ضروری است که خود را از قید دین و هرگونه اعتقاد به خداوند آزاد کند.» «مقصود اصلی ما نابود کردن و ریشه کن کردن همه ادیان و سرلوحه کوشش ما جدایی دین از سیاست است.» «عفت و پاکدامنی نزد ما فراماسونرهای مرد و زن، امری غلط است، زیرا این امر بر خلاف امیال باطنی و طبیعی است.»[۴]
با این اوصاف ملکم خان که در بین سال های ۱۲۷۶ تا ۷۷ ه. ق. فراموشخانه ایران را تاسیس کرد، روزنامه ای هم تحت عنوان قانون انتشار داد. به عقیده او «در اخذ اصول تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فکری، حق نداریم در صدد اختراع باشیم، بلکه باید از فرنگی سرمشق بگیریم و در جمیع صنایع محتاج سرمشق بوده و هستیم.»[۵]
«چنین دانستم که تغییر ایران به صورت اروپا کوشش بی فایده ای است. از این رو فکر ترقی مادی را در لفافه دین عرضه داشتم... در محفل خصوصی از لزوم پیرایشگری اسلام سخنی راندم...»[۶] با این دیدگاه ترجمه و تحمیل مبانی فکری غرب مانند آزادی همه جانبه، دمکراسی، مشروطه، حذف دین از حکومت، ترویج بی مذهبی و تلاش برای ایجاد جامعه ای لائیک، آغاز شد.
میرزا آقا خان کرمانی از دیگر روشنفکران مرعوب این دوره است. میرزا آقا خان، حجاب سنتی زنان را بی مروتی دانسته و می گوید: در «ایران باستان زنان با مردان شریک زندگانی بودند» و می نویسد: «هزار سال است که زنان ایران مانند زنده به گوران تازیان در زیر پرده حجاب و کفن جلباب مستور و در خانه ها چون کور محجوب و مهجور گشته اند. روبندهای زنان نه روزنه تنفس دارد و نه منظره تجسس. عیب دیگر پرده داری و به خانه نشستن این که آنان را از معاشرت و حشر و نشر با مردان مانع شده، از شرکت در تجارت و صنعت و هنرهای ظریف و آموختن دانش و فنون و آداب تمدن و پیدا نمودن قوه معاونت در معیشت و یاد گرفتن اصول تربیت فرزند و اداره منزل یکسره محروم کرده است.»[۷]
به این ترتیب مشخص می شود که روشنفکران غرب زده بعد از انتقال مبانی و اندیشه های غربی، چون یک جا قادر به تغییر نظام سیاسی نبودند، به تدریج در صدد اجرای مقاصد خود در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و سنت ها برمی آیند که حجاب نیز در شمار اولین این هدف ها قرار می گیرد. زیرا از منظر آنان برای هر پیشرفتی باید مثل غرب آزادی کامل و برابری و مساوات در همه زمینه ها اعطا شود.

دوران مشروطه (تثبیت مبانی غربی در نظام سیاسی)

در آغاز این دوره روشنفکران اهداف ضد دینی خود را آشکار و مبارزه با مظاهر دینی (مخصوصا حجاب و پوشش) را در دستور کار خود قرار می دهند.
دوره ای که به تدریج به دوران مشروطه متصل می شود و شخصیت هایی مانند تقی زاده با کمک نشریات، انجمن های مخفی، سفارت خانه ها و... رهبری آن را عهده دار می شوند. تقی زاده را پدر تئوریک ملی گرایی لائیک و غیر مذهبی ایران می دانند، او می نویسد: وظیفه اول همه وطن پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و کل اوضاع فرنگستان است بدون هیچ استثناء. به سخن دیگر ایران باید ظاهرا و باطنا و جسما و روحا فرنگی مآب شود و بس.»[۸]
براساس این خط مشی ها، باید ارزش های وارداتی غربی (آزادی، دموکراسی و... با نگرش غرب) در این مرحله که هنگامه مشروطه است وارد نظام سیاسی شود و هدف فراماسونری (حکومت بدون دین) تحقق پذیرد. لذا در جبهه تبلیغی در کنار دیگر مظاهر دینی حجاب نیز مورد هجمه قرار می گیرد. «آدمی آزاد و مختار خلق شده و زنان ایران از نوع خود مجزا شده، خود را در هیکل موحش سیاه عزا درآورده، ناامیدانه در زندان تاریک و در زنجیر اسارت روزگار به سر می آورند. این نیست مگر از عوارض تربیت نیافتگی و از ضرر حجاب اما بنگرید به مغرب که زنان حق طلب... چه قسم از خود دفاع کرده و حقوق خود را با چه جدیتی می طلبند... و تا چه درجه ای هم به مقصود خویش رسیده اند و آرزو می کنند زنان ایران هم از پرده بیرون آیند و آزاد گردند.»[۹]
باید توجه کرد که تا این لحظه افکار و اندیشه های غربی، به خوبی مراکز اندیشه ورزی و نوگرایی ایران را فتح کرده، سفارت ها و فراماسونری ها و انجمن ها تلاش خود را به نتیجه رسانده و آماده اند از فضای مشروطه برای نهادینه کردن تغییرات و رفرم مذهبی در سطح نظام سیاسی بهره گیرند. لذا شاهد آشکار شدن تعارض جبهه غرب گرایان و مذهبیون پیرامون گنجاندن اصول غربی در قانون اساسی مشروطه هستیم که موضوع آزادی از جمله آزادی حجاب جزو آن هاست. سرانجام روشنفکران مخصوصا تقی زاده در این دوره ماده ای به نام «حریت مطلقه» را ارائه می کنند که برخاسته از اندیشه های غرب زده آن هاست و در مقابل مذهبیون و در صدر همه شیخ فضل الله نوری به مبارزه علیه آن پرداخته، اهداف پشت پرده را افشا می کند و برای اولین بار از موضوع «کشف حجاب» تحت عنوان «کشف مخدرات» پرده برمی دارد. ما برای روشن شدن این بحث ناچار به طرح مساله آزادی در دوره مشروطه هستیم.

آزادی غربی تحفه روشنفکران

فکر آزادی به سبک جدید از دهه آخر سلطنت ناصر الدین شاه مظاهر مهمی پیدا کرد. در این دوره برجسته ترین مبلغان سیاسی همچون ملکم خان، میرزا آقا خان کرمانی و... به درجات فعال بودند. به علاوه از نسل پیش گروه درس خوانده جدیدی به وجود آمده بود که ایدئولوژی سیاسی اش ترقی و آزادی به مفهوم غربگرایی آن بود. گذشته از مجمع های سیاسی که فعالیت دامنه داری داشتند، گروهی از همان طبقه ترقی خواه، مرام و مقصد خود را مجاهدت در تحصیل فرمان مشروطیت و برقراری اصول حریت، مبارزه با مخالفین سبک نوین آزادی و قلع و قمع دار و دسته های مخالفین آزادی مشخص کردند.[۱۰]
روشنفکران در قانون اساسی مشروطه همه شهروندان ایرانی را از آزادی برخوردار و در برابر قانون یکسان دانستند. منظور غرب زده ها از قانون، قانون عرفی و مفهوم غربی آن بود، حال آن که مذهبیون و شیخ فضل الله نوری منظور از قانون را شرع اسلام می دانستند، لذا نزاع این دو بر سر اصل آزادی محدود به قانون نبود، بلکه بر سر منظور از قانون (قانون غرب یا قانون اسلام) بود. روشنفکران براساس دیدگاهی که داشتند (قوای مملکت ناشی از ملت است و هیچ عامل دیگر از جمله مذهب، حق دخالت در آن را ندارد) ، حاکمیت را به مفهوم غربی آن می دانستند، لذا در عرصه قانونگذاری خود را آزاد از مذهب می دیدند (آزادی در قانونگذاری) همین طور در عقاید نیز قائل به آزادی بودند و آزادی عقیده را به عنوان اصل خدشه ناپذیر ارائه می کردند.
مرحوم شیخ فضل الله با این خواسته مخالفت کرد، چون آزادی مطرح شده در مجلس، منشا دمکراسی غربی داشت و با مذهب سازگار نبود. او با درک این واقعیت، متوجه اهداف پلید و گام های بعدی غرب زدگان که بر چیدن بساط دین داری، حذف مظاهر دینی، میدان دادن به عقاید باطل و... بود، شد و برای اولین بار در این دوره، از موضوع کشف حجاب با عنوان «کشف مخدرات» نام برد، امری که روشنفکران مدت ها بود برای آن دورخیز کرده بودند.
مرحوم شیخ فضل الله نوری می نویسد: «مجلس دارای شورای کبرای اسلامی است و به مساعی مشکوره حجج اسلام و نواب عامه امام قائم شده... ممکن نیست که آثار پارلمنت پاریس و انگلیس بر آن مترتب گردد و (بتوان) قانون آزادی عقاید و تغییر شرایع و احکام از آن گرفت و بر افتتاح قمارخانه و اشاعه فواحش و کشف مخدرات (حجاب) و اقامه منکرات نائل گردید. هیهات... بدانید که طبع مملکت ما را غذای مشروطه اروپا دردی است بی دوا و جراحتی است فوق جراح....[۱۱]
به این ترتیب مشخص می شود شیخ فضل الله نوری زودتر از دیگر عالمان متوجه شد که آزادی مطرح شده، برای رهایی از مقررات شریعت و اجرا نشدن آن در امور مختلف کشور است.[۱۲]
شیخ معتقد بود ماده «حریت مطلقه» در مجلس شورا با نفوذ فکری بیگانگان و مخالفان شریعت، بی قیدی در برابر عقاید مذهبی را به دنبال خواهد داشت و خواهند گفت: «یکی از سودهای مشروطه از آزادی هایی است که مردم در زندگی دارند. یکی از این آزادی ها، آزادی عقیده (مذهبی) است. در اروپا هنگامی که آزادی عقیده پدید آمد، پیشرفت بسیار تندتر گردید.»[۱۳]
«این آزادی، طمه ای است برای ربودن. آزادی که نغمه آن از حلقوم فراماسون ها بیرون بیاید، آزادی است که از انگلیس مایه می گیرد...
فایده آزادی قلم و زبان آن است که فرق ملاحده (بی دینان) و زنادقه، نشر کلمات کفریه خود را در منابر و لوایح بدهند و القای شبهات نمایند.»[۱۴]
در مورد آزادی مطبوعات نیز وضع به همین منوال شد، یعنی هدف اصلی نفی تمام مظاهر دینی و القای هر نوع شبهه در دین بدون بازخواست بود. لذا شیخ می گفت: منشا این فتنه، فرق جدیده و طبیعی مشرب ها بودند که از همسایه ها، اکتساب نمودند و به صورت بسیار خوش اظهار داشتند که قهرا هر کس فریفته این عنوان و طالب این مقصد باشد... اما چیزی نگذرد که حریت مطلقه رواج، منکرات مجاز، مسکرات مباح، زنان مکشوف، شریعت منسوخ و قرآن مهجور بشود.[۱۵]
این پیش بینی، بلافاصله بعد از آزادی مطبوعات به حقیقت پیوست و به عقیده ناظم الاسلام کرمانی و شریف کاشانی، روزنامه نویس ها هم قلمشان را مصروف مردم و فحش دادن کردند و در روزنامه ها بد نوشتند... در مذهب اسلام دست انداختند. یک دسته از آنان پایه عقب ماندگی شرق را دین اسلام شمردند و در روزنامه مجلس دین پیغمبر را کهنه نوشتند. و بالاخره در مورد مظاهر عفت و حجاب روزنامه ندای وطن، روسپی خانه و شراب فروشی را برای مخارج تنظیمات بلدیه و تعمیر خانه ها لازم شمردند و به این طریق فضای مناسب برای کشف بی درد سر حجاب را فراهم ساختند.
این وضعیت هر چند از حیث قانونی سرانجام با پذیرش لایحه نظارت علما از سوی مجلس خاتمه یافت ولی در عمل همچنان تضعیف مظاهر اسلامی که به دلیل تسلط غرب زدگان بر مجلس قانونگذاری رخ می داد، ادامه یافت و این سخن شیخ که قبول مشروطه غیر مشروعه، باعث رواج فحشاء و آزادی شرب خمر و... خواهد شد، تحقق یافت.
به گفته آدمیت، قضیه مهم تر (پس از آزادی مطبوعات که هدف اصلی روشنفکران غربزده بود) و باریکتر، مساله آزادی و بر پا داشتن انجمن نسوان بود که مخالفت سنت خواهان را برانگیزاند.[۱۶]
جلال آل احمد درباره این دوره که با شهادت شیخ فضل الله نوری به اوج خود رسید، می گوید: «روزی که شیخ فضل الله نوری شهید شد، روزی بود که نقش غرب زدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند و نقش آن بزرگوار را بر سر دار، همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست سال کشمکش بر بام سرای این مملکت برافراشته شد».

دوره پهلوی اول (اجرای رسمی کشف حجاب)

رضاخان در ۱۳ اسفند ۱۳۰۲ دست به کودتا زد و در عرصه سیاسی کشور ظاهر شد. و در ۹ آبان ۱۳۰۴ شاه ایران شد، وی که با دخالت انگلیسی ها به حکومت رسید، برخلاف گذشته که ابراز دینداری می کرد، در دوران حکومت کوشید احکام اسلامی را محو و ایران را به سبک اروپایی ها درآورد. طبیعی است که پشتیبان فکری و اجتماعی وی همان روشنفکران غربزده ای بودند که در دوران مشروطه قوانین ضد دینی را نهادینه کرده بودند. از این روی رضاخان در حقیقت مجری آن سیاست ها بود. بر خلاف آن چه مشهود است رضاخان اقدامات ضد حجاب را با خشونت آغاز نکرد، بلکه تحت تعلیم و توصیه روشنفکران ابتدا کوشید بسترهای لازم را فراهم آورد. از جمله به زنان کلیمی، ارمنی و زرتشتی اجازه داد در انتخاب پوشش در جامعه اسلامی آزاد باشند.[۱۷] و دستگاه های انتظامی را نیز مامور حمایت از آنان کرد. از جمله در خرداد ۱۳۰۹ زمانی که یک زن کلیمی بدون حجاب در مازندران رفت و آمد می کرد و مورد اعتراض علما قرار گرفته بود، حکومت مازندران از آن زن پشتیبانی کرد و اعتراض علما را نپذیرفت.[۱۸]
رضاشاه در مسیری که در پیش گرفته بود، از حمایت همه جانبه نشریات، شاعران، هنرمندان و... بهره مند بود. و تمام آنان را به خدمت گرفته بود، لذا در این دوره مطبوعات نیز به عنوان عوامل فرهنگی، مبارزه با حجاب را در اولویت کاری خود قرار داده بودند. روزنامه عصر آزادی چاپ شیراز در ۲۳/۵/۱۳۱۰ نوشت:
روح من از بس دچار درد و محن گشت منزجر از این فسرده قالب تن گشت دختر سیروس و جم هنوز ندانم از چه مقید به این سیاه کفن گشت بنابراین رضاشاه از سال ۱۳۰۷ تا ۱۷ دی ۱۳۱۴ که رسما کشف حجاب را اعلام کرد، از بسترهای فرهنگی برای زمینه سازی استفاده کرد. حتی از زنان بی حجاب اروپایی، ژاپنی، ترکیه ای، هندی، سوریه ای، مصری و... نیز برای شرکت در کنگره ها (اتحاد زنان شرق) دعوت کرد تا قبح بی حجابی را بشکند و فضای لازم را برای اعلام قانون بی حجابی اعلام کند. و این چنین بود که بالاخره سنگ آخر را هم نهاد و در ۲۵ آذر ۱۳۱۴ وزارت معارف این چنین بخشنامه کرد که: مدارس موظف می شوند به:
۱ - تشکیل مدارس ابتدایی مختلط و استفاده از آموزگار زن
۲ - استفاده از لباس متحد الشکل توسط دختران در مدرسه و کوچه
۳ - تشکیل مجالس کنفرانس در دبستان ها و دبیرستان ها و دعوت از زنان و شوهران آن ها برای استماع خطابه و خواندن لایحه و اشعار توسط دختران و آموزش آداب معاشرت و... مانند روال معمول در ممالک غرب....[۱۹]

مقاومت علما

البته روشن است که علما در مقابل این اقدامات عکس العمل نشان می دادند و حتی از جان خود نیز می گذشتند. نمونه آن اقدام آیت الله بافقی است که به شکنجه و تبعید وی از قم انجامید.
سرآغاز این واقعه نوروز ۱۳۰۶ ه. ش بود که اعضای خانواده پهلوی که همسر رضاشاه هم جزو آنان بود وارد حرم حضرت معصومه علیها السلام در قم شدند و بدون حجاب کامل در غرفه بالای ایوان آیینه نشستند، وقتی خبر به آیت الله بافقی رسید، پیام داد که اگر مسلمان هستید نباید با این وضع در این مکان مقدس حضور یابید و اگر مسلمان نیستید باز هم حق حضور ندارید. اما پیام او کارگر نیفتاد لذا حضورا به آنان اعتراض کرد و خواست یا لباس مناسب بپوشند و یا از حرم خارج شوند.
بر اثر غوغای جمعیت، خانواده پهلوی ماجرا را به رضاشاه گزارش دادند و او با گروه نظامی، خود را به قم رساند وی مستقمیا وارد حرم شد و بعد از مضروب کردن شیخ بافقی، او را به تهران فرستاد و تا آخر عمر در شهر ری به حالت تبعید نگاه داشت.
البته این اقدام شیخ بافقی رضاخان را به خود آورد و متوجه شد که نمی تواند با این حجم احساسات و غیرت، پیشرفت زیادی داشته باشد. لذا عملا از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۴ شمسی اجرای طرح خیانت بار کشف حجاب با رکود مواجه شد و رضاخان به اقدامات فرهنگی و بسترسازی روی آورد تا آن که کشف حجاب را اعلام کرد.
علما به شدت در مقابل وی موضع می گرفتند و همچنان توده های مردم، به رغم دسیسه های رضاخان، از علما پیروی می کردند. نمونه این اقدامات موضع گیری آیت الله حسین قمی در مشهد است. او در مقابل وقایع کشف حجاب می گفت: امروز اسلام فدایی می خواهد و بر مردم است که قیام کنند. لذا از مشهد به تهران رفت تا با رضاشاه صحبت کند.
وی در اول ربیع الثانی ۱۳۵۴ ه. ق به تهران رسید و در آن جا تحصن کرد. علما و دسته های عزاداری به صورت دسته جمعی به دیدار وی شتافتند. و رژیم به دلیل احساس خطر با کماندوها محل اقامت او را محاصره و آیت الله قمی را در آن جا عملا زندانی کرد. به محض بازداشت وی، به شهربانی مشهد دستور رسید که وعاظ معروف را هر چه زودتر دستگیر کنند. لذا شیخ غلامرضا طبسی و شمس نیشابوری از وعاظ مشهد خراسان را دستگیر کردند و از آن پس گردهمایی و اعتراض مردم در مسجد گوهرشاد آغاز شد و روحانیان با سخنرانی های خود عمق وقایع کشف حجاب را برای مردم شرح دادند.
صبح روز جمعه قزاقان مستقر در مشهد برای متفرق کردن مردم وارد عمل می شوند و حدود صد نفر از مردم را می کشند و یا زخمی می کنند. اما مردم متفرق نمی شوند و قزاق ها ناچار عقب نشینی می کنند.
از این پس، مردم اطراف مشهد با داس و چهارشاخ و بیل و... به اطراف مسجد سرازیر می شوند، روحانیون بر منبر حضرت صاحب الزمان سخنرانی می کنند، زنان نیز در مسجد پیرزن (وسط مسجد گوهرشاد) گرد هم می آیند و سرانجام در روز بعد مسجد مملو از شعارهای ضد سلطنت، کلاه بین المللی و کشف حجاب می شود و در این چنین وضعیتی از مرکز تلگرافخانه مشهد خبر می رسد که:
ذات ملوکانه امر می فرمایند مسجدیان را تار و مار کنند و همه را گرفته مجازات نمایند. و به این ترتیب فاجعه بزرگ مسجد گوهرشاد شکل می گیرد.
________________________________________ پی نوشت :
۱)
۲)
۳)
۴)
۵)
۶)
۷)
۸)
۹)
۱۰)
۱۱)
۱۲)
۱۳)
۱۴)
۱۵)
۱۶)
۱۷)
۱۸)
۱۹)
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۲۰ .

پانویس

  1. هویت، ص ۵۳.
  2. شیخ فضل الله نوری، مشروطیت، ص ۶۵. پرنس میرزا ملک خان ناظم الملک از ارامنه جلفای اصفهان و پسر میرزا یعقوب ارمنی بود. در سال ۱۳۴۹ ه ق در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلاتش را در پاریش به پایان رساند و در دارالفنون به شغل معلمی و مترجمی مشغول شد. در ۱۲۷۲ مترجم وزارت خارجه شد و در سال ۱۲۷۳ مامور سفارت ایران در اسلامبول گردید، سال بعد (۱۲۷۴) فراموشخانه را در ایران بنا نهاد که در ۱۲۷۹ (۷ سال بعد) بسته شد و او به عثمانی تبعید گردید. در ۱۲۸۸ مستشار صدارت عظمی و از ۱۲۸۹ تا ۱۳۰۷ سفیر ایران در لندن شد که به دلیل سوء استفاده از موقعیت عزل شد. او روزنامه قانون را تا ۴۱ شماره منتشر کرد. در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا ۱۳۱۷ وزیر مختار ایران در ایتالیا شد و تا آخر عمر در این سمت ماند و در سال ۱۳۲۶ در سن ۷۷ سالگی درگذشت و طبق وصیت او، جسدش را در برن سوزاندند. (فرهنگ معین، ج ۶، ص ۲۰۱۹).
  3. هویت، ص ۹۱.
  4. همان، ص ۹۰.
  5. نهضت مشروطه ایران، ص ۱۰۳.
  6. شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۴۱.
  7. شیخ فضل الله نوری و مشروطه، ص ۸۰.
  8. کاوه، ش ۳۶، سال ۱۲۹۹، نقل از هویت، ص ۱۵۱.
  9. خاطرات تاج السلطنه، ص ۹۹، به کوشش منصوره اتحادیه.
  10. شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۶۰.
  11. محمد ترکمان، روزنامه ها، نوشتجات شیخ فضل الله نوری، ج ۱، ص ۲۴۱.
  12. شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۶۹.
  13. روزنامه مجلس، ۳۰ خرداد ۱۳۲۵، ص ۲۱۲، نقل از همان، ص ۱۷۶.
  14. تذکرة الفاضل و ارشاد الجاهل، ص ۲۷.
  15. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، رساله تحریم، ج ۴، ص ۲۱۰ و ج ۳، ص ۹۰. نقل از شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۸۲.
  16. شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۱۸۰.
  17. علما و رژیم رضاشاه، ص ۱۸۵.
  18. پیشرفت و فرهنگ، ص ۲۸۷.
  19. همان، ص ۱۹۵.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت: 19-3-95