فرهنگ مصادیق:احترام به پدر و مادر: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
(اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۱۲۵: | سطر ۱۲۵: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://rasekhoon.net/article/show/189163 سایت راسخون] - 1395/02/23</span></div> | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://rasekhoon.net/article/show/189163 سایت راسخون] - تاریخ برداشت:1395/02/23</span></div> |
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[احسان به والدین]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[احسان به والدین]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۹
نویسنده: غلامعلی دانش
محتویات
چکیده
یکی از مهمترین اصول اخلاقی در مکتب اسلام، احترام به پدر و مادر است: آیات و روایات تاکید فراوان در این باره دارند جالب این است که در موارد بسیار بعد از توحید و یکتاپرستی بدون فاصله احسان به این دو نهاد ارزشمند عالم خلقت را مطرح میکنند، آری اینگونه بیانات آن هم از قادر حکیم علی الاطلاق و رسول گرامی اش و ائمه هدی علیهم السلام خود بیانگر اهمیت آن است.
کلید واژگان:
احترام، احسان، حق، پدر، مادر، رابطه بین اینها.
مقدمه
عواطف انسانی و حق شناسی دو مسئله ارزشمندی است که برای رعایت احترام به والدین کافی است و لی از آن جهت که در مکتب اسلام عزیز روی مسائل که عقل در آن استقلال دارد و عاطفه هم آن را در مییابد به عنوان تاکید حکم دارد و سکوت را ناروا میداند و در مسئله احترام والدین تاکیدات دارد که در جای دیگر کمتر دیده میشود.
در قرآن کریم سوره لقمان آیه ۱۵ میفرماید: « ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفاً» در این آیه شریفه توصیه میکند حتی اگر پدر و مادر کافر باشد احترام آنها لازم است: امام صادق علیه السلام میفرماید: « لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد نظر الیهما» اگر چیزی کمتر از اف وجود داشت خداوند از آن نهی میکرد اف کمترین اظهار ناراحتی است و این حداقل مخالفت و بی احترامی نسبت به پدر و مادر است و از اسن جمله نظر تند و غضب آلود به آنها است. (مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ ج ۱۲/ ص 96)
جهاد یکی از مهمترین برنامههای اسلامی مادام که وجوب عینی پیدا نکند خدمت پدر و مادر و رسیدگی بامور آنها اهم از آن است حتی اگر جهاد رفتن موجب ناراحتی آنها شود جائز نیست.
امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه و آله در جواب جوان که شور جهاد در دل داشت ولی پدر و مادر ناتوان داشت که خیلی با و انس و علاقه داشت فرمود:
« فوالذی بعثنی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله سنه»
قسم به آنکه مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یک شب مادر با تو مانوس باشد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ج ۱۲/ ص 96)
موثرترین نفرین، نفرین پدر ومادر دربارهٔ فرزند است. اگر والدین برای فرزند نفرین کند او در بهشت راه ندارد نه تنها راه ندارد بلکه از بوی بهشت از فاصلههای دور محروم میگردد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ایاکم و عقوق الوالدین ریح الجنه لوجد من مسیره الف عام و لا یجرها عاق» بترسید از اینکه عاق پدر و مادر قرار گیرید زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به مشام میرسد ولی به مشام عاق والدین نخواهد رسید.( مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ ج۱۲ ص 97)
خداوند منان و حکیم نسبت به یکتاپرستی و احترام والدین از انسان این گل سرسبد عالم خلقت تعهد و پیمان گرفته است و آن هم در جایی مطرح ست که مطلوب و مقصود دلداری اهمیت وارزش باشد والا تعهد و پیمان معنی و مفهوم ندارد.
خداوند در کتابش میفرماید: «و اذا اخذنا میثاق ببنی اسرائیل ان لا تبعدون الا الله و بالوالدین احسانا ..» (بقره/ 83)
به یاد آور زمانی را که ازبنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید.
گر چه شأن نزول آیه دربارهٔ بنی اسرائیل است اما در حقیقت یک برنامه کلی الهی را دربارهٔ تمام جوامع بشری بیانگر است:
از آن جایی که اخترام به پدر ومادر در مکتب اسلام جایگا ویژه دارد لازم دیدیم در این مورد بحث داشته باشم گر چه نمیتوانم حق مطلب را ادا کنم. و من الله توفیق.
احترام و نیکی به پدر و مادر
احترام و نیکی به پدر و مادر یکی از اصول بسیار مهم و ارزشمند اخلاقی است که معصومین و ائمه هدی علیهم السلام در گفتار و کردار خود اهمیت و بهاء زیادی به آن دادهاند وبرای روشن شدن این مطلب لازم است از جهات مختلف مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد:
الف: نیکی به پدر و مادر معنی وسیعی دارد
احترام به پدر و مادر معنی گسترده و وسیعی دارد به طور خلاصه هر شکل و ... هر نوع بی احترامی و هر چیزی که موجب ناخشنودی و نارضایتی آنها شود باید از آن دوری جست و در برابر آنها کاملاً خاضع و به خودش به آنها مودبانه و شایسته باشد و به تعبیر قرآن کریم:
« و لا تقل لهما اف»[۱]
ترجمه: به پدر و مادر اف نگو.
یعنی از ریزترین و کوچکترین سخن و حرکتی که باعث آزردگی و بخش خاطر آنها گردد اجتناب کن.
واژهٔ اف بی مقدارترین و سبکترین تعبیر نامودبانه است که برای ابراز درد با ناراحتی گفته میشود.
امام صادق علیه السلام فرمود:«لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیها» [۲]
ترجمه: « اگر در آزردن پدر و مادر خداوند چیزی را کمتر از اف میدانست از آن نهی میکرد» و از جمله آزردن این است که انسان یا چشم خیره بآنها بنگرد. اف گفتن از کمترین و بی مقدارترین موراد آزردن است از مفهوم این روایت فهیمده یم شود که احترام و نیکی به پدر و مادر تا چه اندازه وسعت و گسترش دارد.
خلاصه این روایت بیانگر وسعت گسترش معنای بی احترامی به پدر و مادر است.
ب: احترام و نیکی به پدر و مادر از دیدگاه قرآن
در سیزده مورد ، قرآن کریم یاد از احترام و نیکی به پدر و مادر نموده و جالب اینکه در هفت مورد پس از دعوت به یکتایی و شکر خدا، بدون فاصله دعوت به احسان و تشکر از پدر و مادر میکند این مطلب بیانگر ارزش فوق العادهٔ احترام به پدر و مادر است که بعد از اعتقاد به یکتای خدای منان مطرح و بیان شده است.
۱-و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل الا تعبدون الا الله و بالوا لدین احساناً و ذالقربی» [۳]
ترجمه: « به یادآورید زمان اینکه از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدای یگانه پرستش نکنید و به پدر ومادر و نزدیکان ... نیکی کنید».
در این آیه سخن از پیمان است که خداوند از بنی اسرائیل گرفته و آنها را بواسطهٔ شکاستاندن این پیمان شدیداً مورد سرزنش قرار میدهد در این پیمان چندین مطلب آمده است من جمله دو مورد ذیل:
۱-پیمان میگیرد که خدای یگانه را پرستش کنید و در برابر هیچ بتی سر تعظیم فرود نیاورد.
۲- نسبت به پدر و مادر احترام ونیکی کنید.
برنامهای برای زنده ماندن ملتها
این آیه شریفه شأننزول آن دربارهٔ یهود است و در عین حال یک سلسله قوانین کلی و عمومی را برای همهٔ ملل دنیا در بردارد، عوامل زنده ماندن، بقاء و سرافرازی ملتها و رمز شکست آنان را یادآور میشود .
الف: ازدیدگاه قرآن، سرافرازی و سربلندی ملتها در صورتی امکان پذیر است که خود را به قویترین قدرت و ریشه دارترین نیرو متکی سازند و در هر فراز و نشیبی زندگی با او مرتبط باشد واز او مدد جویند به قدرت تکیه کند که فنا و زوال در او راه نداشته باشد.
اگر چنین کنند از هیچ کسی ترس و وشت نخواهد داشت و پیروزی و موفقیت آنها تضمین شده است و معلوم و هویدا است که چنین مبدئی جز آفریدکار جهان نخواهد بود آری این تکیه گاه خداوندا ست.
ب: و از طرف دیگر ، برای بقاء و جاودانگی ملتها هم بستگی خاصی بین ملتها و افراد لازم است این عمل در صورت ممکن است که هر کس و هر فردی نسبت به پدر و مادر که شعاع زندگی آنها ست و بعد نسبت به خویشاوندان و اقربا و بعد از آنها نسبت به تمام افراد اجتماع و جامعه احترام بگذارد و با نیکی رفتار کند تا اینکه : همه بال و پر یکدیگر باشند.
۲- و اعبدوالله و لاتشرکوا به شیئاً و بالوالدین احسانا!» [۴]
ترجمه: « و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر ومادر نیکی کنید...»
در آیه فوق چندین مورد از حقوق اسلامی اعم از حق الهی و بندگان او و آداب معاشرت با مردم اشاره شده است.
۱-نخست مردم را به عبادت و پرستش ذات باری تعالی و ترک شرک و بت پرستی که ریشهٔ اصلی تمام برنامههای اسلامی است دعوت میکند دعوت به توحید و یگانه پرستی روح را پاک و نیّت را خالص، اراده را قوی و تصمیم را برای انجام هر کاری و برنامهٔ مفیدی محکم میسازد از آنجا که آیه بیانگر یک سلسله از حقوق اسلامی است قبل از همه حقوق خداوند بر مردم را اشاره نموده و فرمود: « واعبدوالله و لا تشرکوا به شیئاً»
۲- به جق پدر و مادر اشاره کرده و توصیه میکند: « نسبت به آنها نیکی کیند» « و بالوالدین احسانا»
کمتر موضوع در قرآن مثل حق والدین مورد تاکید قرار گرفته است اینکه حق والدین در چندین مورد بعد از دعوت به پرستش خدای یگانه قرار میگیرد بیانگر اهمیت آن است علاوه بر این از چنین تعبیرهایی مکرر استفاده میشود میان یگانه پرستی و احسان والدین ارتباط و پیوندی وجود دارد و در حقیقت این چنین هم است چون بزرگترین نعمت، نعمت هستی و حیات است که در درجه اول از ناحیهٔ خدا است و در مراحل بعد به پدر وادر ارتباط دارد ، زیرا فرزند بخشی از وجود پدر ومادر است.
بنابراین ترک حقوق پدر و مادر، هم دوش شرک به خدا است.
۳-« قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً» [۵]
ترجمه:« بگو بیائید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برای تان بخوانم اینکه چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر ومادر نیکی کنید...»
در این آیه به بخشی از محرمات الهی اشاره شده و جالب توجه این است که شرک به خدا و احترام به والدین را در ردیف اول قرار داده و احترام به والدین را بعد از شرک بیان میکند.
نخست میفرماید به آنها بگو: بیائید تا آنچه را خدا بر شما تحریم کرده است برایتان بخوانم و بر شمارم « قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم»
۱-«اینکه هیچ چیز را شریک و هم تای خدا قرار ندهید» «الا تشرکوا به شیئاً»
۲- «نسبت به پدر ومادر نیکی کنید» « وبالوالدین احساناً»
اگر در بیان محرمات الهی از شرک شروع میشود و نکته رمز قرآن این است که در واقع شرک سرچشمه اصلی همهٔ مفاسد اجتماعی است و ذکر نیکی به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک و قبل از دستورهای مهمی همانند تحریم قتل نفس و اجرای اصول عدالت میآید دلیل بر اهمیت فوق العادهٔ حق پدر و مادر در دستورهای اسلامی است این موضوع وقتی روشن میشود که میبینیم به جای تحریم آزار پدر و مادر که هم آهنگ با سایر تحریمهای این آیه است موضوع احسان و نیکی کردن، ذکر شده است یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنها حرام است بلکه علاوه بر آن احسان و نیکی در مورد آنان نیز لازم و ضروری است.
۴- وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما» (اسراء/23)
ترجمه: « پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری برسد کمترین اهانت بآنها روا مدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو».
و اخفض لهما جناج الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا» (اسراء / 24)
ترجمه: و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنها فرود آر بگو: پروردگارا همانگونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.
توحید و نیکی به پدر و مادر
اصل توحید یکی از اساسیترین تعلمات انسانی انبیاء الهی است در این آیه پروردگارت فرمان داده که تنها او را بپرستید و نسبت به پدر ومادر نیکی کنید. « و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً» قضاء مفهوم و معنی موکدتری از امر دارد و امر و فرمان قطعی و محکم را میرساند و این نخستین تاکید در این مسئله است.
قرار دادن توحید یعنی اساسیترین اصل اسلامی، در کنار نیکی به پدر و مادر تاکید دیگری است بر اهمیت این دستور اسلامی.
مطلق بودن احسان که هرگونه نیکی را در بر میگیرد و هم چنین والدین که مسلمان و کافر را شامل میشود سومین و چهارمین تاکید در این جمله است. توجه باین نکته نیز لازم است که فرمان معمولاً روی یک امر اثباتی میرود و در این جا روی نفی رفته است (پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید) ممکن است این شکل سخن راندن برای این باشد که: از جمله «قضی» فهمیده میشود که جمله دیگری در شکل اثباتی در تقدیر است و در معنی چنین میباشد. پروردگارت فرمان موکد داده است او را بپرستید و غیر او را نپرستید و یا اینکه مجموع جملهٔ نفی و اثبات ( لا تعبدوا الا ایاه) در حکم یک جمله اثباتی است ، اثبات عبارت انحصاری پروردگار سپس به دنبال بیان یکی از مصداقهای روشن نیکی به پدر و مادر پرداخته میفرماید: هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری و شکستگی برسند (آن چنان که نیازمند به مراقبت دائمی تو باشد) از هرگونه محبت در مورد آنها دریغ مدار وکمترین اهانت به آنان مکن حتی سبکترین تعبیر نامودبانه یعنی اُف به آنها مگو.[۶]
دقت و باریک بینیهایی در احترام پدر ومادر
دو آیهٔ فوق الذکر نهایت دقت و بارک بینی را لازم دارد چرا؟ برای اینکه قسمتی از ریزه کاریهای رفتار مودبانه را نسبت به پدر و مادر بیانگر است.
۱-انگشت روی حالات ضعف و ناتوانی آنها میگذارد یعنی حال پیری و زمین گیری ایشان را یاد آور میگردد، در آن حال ضعف و ناتوانی است که نیاز به حمایت و محبت دارد و میگوید ناچیزترین سخن آزاردهنده به آنها نگو.
۲- یادآور میشود اگر آنها آنقدر پیر و ناتوان شود که نتواند از جا برخیزند و یا اینکه حتی قدرت دفع آلودگی را از خود نداشته باشد باز هم مسئولیت شما در قبال آنها سنگین تر است و این خود آزمایش بزرگی است که فرزندان به آن آزموده میشوند که: آیا وجود آنها را به داشتن چنین حالتی رحمت میداند و یا نقمت و بلا.
آیا صبر و حوصله برای نگهداری دارند و یا آرزوی مرگ آنها را میکنند؟
۳- خداوند به پیامبرش فرموده: در این حال بآنها اف نگو یعنی اظهار تنفر وناراحتی نکن، داد نزن، صدا بلند مکن و با قول ملاطفت آمیز و بزرگوارانه بآنها سخن بگو که این خود نهایت ادب است.
۴- قرآن کریم فرمان به تواضع و فروتنی میدهد و تواضعی که نشان محبت، علاقه باشد نه اینکه بیانگر چیزی دیگری باشد.
۵- در موقع دعا و التماس آنگاه که رو به جانب رب العزه میکنی پدر و مادر را چه زنده باشد و چه مرده باشد فراموش مکن و تقاضای عفو و بخشش الهی را برای آنها داشته باش و بگو خداوندا همانطور که آنها مرا در کودکی تربیت کردند آنها را مورد رحمت بی پایان خویش قرار بده.
نکتهٔ مهمی که از این تعبیر استفاده میشود این است اگر پدر و مادر امروز به مرحلهٔ از ناتوانی رسیدهاند که قدرت دفع آلودگی از خود ندارند فراموش مکن و به خود مغرور مباش تو هم روزی و روزگاری چنین بودی که آنها هیچ گونه خودگذری و محبت را در مور تو فراموش نکردند تو هم امروز محبت و ملاطفت آنها را لازم است جبران کنی اگر چه جبران سخت است و آن ممکن نیست مگر با عنایت خاص الهی در این مرحله لازم میدانم این دعا را بکنم و بگویم بارالها دست مرا بگیر و مرا به این خدمت که قدرت بیان وصف آن را ندارم یاری فرما. آمین.
« و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین»[۷]
ترجمه: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکیکند مادرش او را با ناراحتی حمل میکند و با ناراحتی به زمین میگذارد ، و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد میگوید: پروردگارا مرا توفیق ده تا شکر نعمت را که به من و پدر ومادرم دادی به جا آورم و کار شایستهای انجام دهم که از آن خوشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان ، من به سوی تو باز میگردم و توبه میکنم و من از مسلمانم.
در این ایه شریفه نخست به وضع و حال نیکوکاران پرداخته و از نیکی پدر و مادر و شکر زحمات آنها که مقدمهای است برای شکر پروردگار آغاز میکند و میفرماید: « ووصینا الانسان بوالدیه احسانا». توصیه به معنی مطلق سفارش است، و معنی و مفهوم او تنها انحصار به سفارشهای بعد از مرگ ندارد روی جهت است که بعضی از مفسرین آن را به معنی امر و دستور تفسیر کردهاند.
بعد از بیان نیکی به پدر و مادر به حق شناسی مادر پرداخته و با دلیل آن را مطرح میکند و میفرماید: مادر او را با اکراه و ناراحتی حمل میکند، و با ناراحتی بر زمین میگذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتن او سی ماه است. «حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا»
در این مدت بزرگترین فداکاری و از خودگذشتگی را مادر دربارهٔ فرزند دلبندش از خود به نمایش میگذارد او را در جای نگهداری و بزرگ میکند و رشد میدهد که هیچ کسی دیگری را در آن جا نگهداری نمیکند و از شیرهٔ جان و مغز استخوان او را تغذیه میکند.
از روزی که نطفهٔ او منعقد میگردد حالت مادر دگرگون میشود و ناراحتی یکی پشت سر دیگری باو رخ میدهد هر قدر جنین بیشتر رشد و نمو میکند مواد بیشتری از شیرهٔ جان مادرمی گردد تا آنجا که روی استخوان و اعصاب مادر تاثر انکار ناپذیری میبخشد گاه خواب و خوراک واستراحت و آرامش او فدای فرزند میگردد و در دوران آخر، زمان حمل حتی نشست و برخواست برای او مشکل میشود اما مادر بواسطه عشق به فرزندی که بزودی دیده به جهان میگشاید و بر چهره دلربای مادر لبخند جانانه میزند این ناملایمات و مشکلات طاقت فرسا را تحمل میکند.
سختترین لحظات زندگی زندگی مادر همان لحظه است که لحظه وضع حمل فرا میرسد خیلی از مادران در این لحظات حساس جان به قربان فرزند میکنند و زنده ماندن خود را فدای زنده ماندن فرزندمی کند به هر صورت آنگاه که مادر این بار سنگین را زمین گذاشت و فرزندش دیده به جهان گشود دوران سخت دیگری برای او شروع میشود دوران مراقبت دائم و شبانه روزی از فرزند دوران که به تمام نیازهای فرزند باید جواب گفت آن هم نیازهای کودکی که هیچ گونه قدرت به بیان آنها ندارد اگر دردی دارد، ناراحتی دراد نمیتواند آن را بیان کند اگرگرسنه است و یا تشنه و یا گرما زدگی و سرما خوردگی داشته باشد اصلاً توان و قدرت بیان آنها را ندارد آنچه او ابراز میکند ناله و فریاد است و اشک ریختن این مادر است که باید با حوصله و بردباری تمام و کامل این نیازها را تشخیص دهد و مانند یک دکتر حازق و دلسوخته نیازهای و را بر اورده سازد فرزندان کوچولو نیاز به نظافت دارد و این خود مشکل دیگری از مشکلات مادر است.
نوزاد در این دوران گرفتار بیماریهای مختلفی میشود این مادر است که شکیبایی فوق العاده و استثنایی به مقابله آنها برخیزد و فرزند عزیزش را نجات بخشد.
قرآن در اینجا تنها از ناراحتیها و مشکلات مادر سخن میگوید و از مشکلات و گرفتاریهای پدر سخن به میان نمیآورد و اینگونه سخن گفتن باری تعالی برای بی اهمیت نشان دادن زحمات و مشکلات پدر نیست بلکه پدر در بسیاری از این مشکلات شریک مادر است ولی مادر سهم بیشتر در سختی و گرفتاری دارد لذا روی او بیشتر تکیه شده است.
خداوند منان در ادامه آیه مورد بحث میفرماید: حیات انسان هم چنان ادامه مییابد تا زمانی که به کمال قدرت و نیروی جسمانی رسد و به مرز چهل سالگی وارد گردد «حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه»
حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی میفرماید: ظاهر این است که بلوغ اشد اشاره به بلوغ جسمانی و رسیدن به اربعین سنه (چهل سالگی) اشاره به بلوغ فکری و عقلانی است، چرا؟ برای اینکه معروف است: انسان غالباً در چهل سالگی به مرحله کمال عقل میرسد و گفتهاند: غالب انبیاء در چهل سالگی مبعوث به نبوت شدند. [۸]
در مورد اینکه سن بلوغ جسمانی چه سنی است؟ در بین علماء و بحث و گفتگو است. بعضی سن بلوغ جسمانی همان سن معروف بلوغ را میداند ولی روایات بعضش تصریح دارد که سن هجده سالگی همان سن بلوغ جسمانی است.
این هم مانع ندارد که این واژه در موارد مختلفی معنی متفاوتی داشته باشد البته این معانی متفاوت بواسطه قرائن که در کلام وجود دارد روشن میشود.
به هر صورت قرآن کریم بعد از مطرح کردن اشد بلوغ و بلوغ اربعین سنه میفرماید: این انسان با ایمان و لایق زمان که به چهل سالگی رسید از خدای منان سه چیز را میخواهد:
۱- پروردگاری به من الهام کن و توفیق عنایت فرما تا شکر نعمتی که به من و پدر ومادرم ارزانی داستها ی به جا آورم. «قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی»[۹]
در چنین سن و سالی انسان موحد و با ایمان هم ازعمق و وسعت نعمتهای خدا برای خودش آگاه میگردد و هم از خدمات که پدر و مادر برای او انجام داده که تا باین حد رسیده چرا؟ برای اینکه خودش در این سن و سال طبق معمول پدر و مادر میشود و زحمات طاقت فرسا و بی شائبه و ایثارگرانهٔ آنها را با چشم سر مشاهده میکند و میبیند وانگهی بی اختیار به یاد آنها میافتد و به نیابت آنها خدا را شکر گذاری میکند.
۲- در مرحله دوم تقاضای او از خدایش این است: « وان اعمل صالحاً ترضاه»
بارالها به من توفیق ده تا عمل صالح به جا آورم که تو از آن خوشنود باشی.
۳- تقاضای سوم او باین صورت مطرح میشود « واصلح لی فی ذریتی» خداوند ا اصلاح و درست کاری را در فرزندان و دودمان من تداوم بخش کلمه «لی» که در این جمله آمده بیانگر این است که این صلاح و درست کاری طوری باشد که نتایج آن عائد من نیز بشود.
شگفتی این چند جملهٔ از دعا در این است که در دعای اول پدر و مادر را شریک قرار میدهد و به دعای سوم فرزندان و ذریه خود را ولی در دعای دوم برای خودش دعا میکند. آری انسانهای صالح و ملکوتی هرگز تنها خود را در نظر نمیگیرند بلکه اگر با چشمی خود را مینگرد و با چشم دیگر به افرادی که بر او حق دارند مینگرند.
آنگهی در پایان دو مطلب خیلی مهم را اعلام میدارد که هر کدام بیانگر یک برنامهٔ اعلای عملی است یک « انی تبت الیک» پروردگارا من در این سن و سال بسوی تو باز میگردم وتوبه میکنم و به جا و حد رسیدهام که باید خطوط زندگی من تعیین گردد و خط سیر من تا آخرین مرحلهٔ زندگی من مشخص گردد، راستی من به مرز چهل سالگی رسیدهام و برای عبد چون من چه قدر زشت و زننده است که به سوی تو باز نگردم و خود را از گناهان با اب گوارای توبه نشویم.
دو: برنامهای دومش این است که میگوید: « و انی من المسلمین»
خدایا من از مسلمین هستم.
در واقع این دو جمله پشتوانهٔ است برای آن دعاهای سه گانه و معنایش این است چون من توبه کردم و تسلیم مطلق در برابر فرمان توام خدایا تو نیز بزرگواری و مرا مشمول آن نعمتها بفرما.
آیه بعدی که آیه ۱۶ از سوره احقاف است اجر و مزد این گروه از مومنان شکرگزار را بیان میکند که میفرماید: «اولئک الذین نتقبل عنهم احسن ما عملوا» [۱۰]
فعلاً مجال وارد شدن ای بحث نیست لذا از آن صرف نظر میکنیم و آن را به فرصت دیگری واگذار میکنیم و من الله توفیق.
« و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر» [۱۱]
ترجمه: « ما به انسان دربارهٔ پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را باناتوانی روی ناتوانی حمل کرد، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان مییابد. آری به او توجه کردیم که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت همه به سوی من است».
در این آیهٔ شریفه نخستین چیززی که مطرح میشود سفارش به پرد ومادر است و این خود بیانگر اهمیت حقوق پدرو مادر نسبت به فرزندان است واینگونه بیان الهی زنگ خطری است برای فرزندان که این حقوق را همیشه نصب العین داشته باشند.
و برای اولین بار میفرماید:
« و وصینا الانسان لوالدیه» ما به انسان دربارهٔ پدر و مادرش سفارش کردیم و آنگاه به زحمات فوق العادهٔ مادر میپردازد و میفرماید: «و حملته امه وهنا علی وهن».
مادر او را حمل کرد و در حالی که هر روز ضعف و سستی تازهای بر ضعف او افزوده میشد.
از نظر علمی این مطلب روشن و ثابت شده و تجربه نبز حاکی از این است که مادران هنگام بارداری شدیداً گرفتار وهن و سستی میشوند، چرا؟
برای اینکه : شیرهٔ جان و مغز استخوان خود را برای پرورش و رشد فرزند که در آیندهٔ نزدیک قره العین برای او میشود اختصاص میدهد.
بدین لحاظ مادران در دوران بارداری گرفتار کم بود انواع ویتامینها میشود و آنها باید جبران گردد و الا برای مادران خطرناک است و ممکن است بدین جهت سر به بالین مرگ نهند و این وهن و سستی حتی در دوران رضاع و شیردهی نیز ادامه دارد چرا؟ برای اینکه شیر، شیرهٔ جان مادر است لذا به دنبال بارداری بلافاصله قرآن کریم دوران شیردهی را مطرح میکند و میفرماید: «و فصاله فی عامین» پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است. و در سوره بقره آیه ۲۳۳ نیز میفرماید: « و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین» مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند. البته منظور دوران کامل شیرخوارگی است گاهی ممکن است کمتر از آن باشد.
به هر صورت در این مدت سی و سه ماه، مادر بزرگترین فداکاری و خودگذری را هم از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از نظر خدمات دربارهٔ فرزندش انجام میدهد و به دنبال توصیه به پدر و مادر خداوند منان میفرماید: «ان اشکر لی و لوالدین» شکر مرا به جا آور که من خالق و منعم اصلی تو هستم. یعنی این منم که تو را به این هیئت و شکل زیبا قالب زدم و به تو شعور، درک، عقل دادم و نعمتهای فراوانی در اختیار تو قرار دادم که قابل شمارش نیست این منم که تو را گل سرسبد عالم هستی قرار دادم و به پاس این نعمتها مرا شکرگذار باش و هم چنین لازم است که شکر پدر و مادر را بنمایی چرا؟ برای انیکه: آنها واسطه این فیض و عهده دار انتقال نعمتهای من به تو میباشند.
آری، در این جا شکر پدر و مادر در کنار شکر الهی قرار گرفته و این خود به نوبه اش بیانگر اهمیت شکرگزاری برای پدر و مادر است و این خیلی نکته جالب است و انسان باید با درک این حقیقت با خود ببالد که شکر پدر و مادر او در قبال شکر الهی قرار گرفته و آن را هم کسی دیگری نه بلکه ذات اقدس الهی خود شکر پدر و مادر را در کنار شکر خود هم ردیف آن قرار داده است.
در قسمت پایان آیه قادر لایزال و در عین حال رئوف و مهربان با لحن که خالی از تهدید و هشدار نیست میفرماید: «الی المصیر» بازگشت همهٔ شما به سوی من است» بله در این مورد اگر کسی سستی و یا کوتاهی کند در پیش گاه الهی و در روز محشر تمام این حقوق و زحمات مورد بررسی قرار میگیرد و موبه مو محاسبه میگردد و باید از این حساب و کتاب که رباره شکر نعمتهایش و هم چنین از شکر نعمتهای وجود پدر و مادر و عواطف پاک و بی آلایش آنها بر آئید و الا مورد عقاب او قرار خواهد گرفت.
احترام به پدر ومادر و اطاعت فرزندان از پدران ومادران یکی از مسائل عمده و اساسی اسلامی است ولی از آنجا که توصیه به احترام پدر و مادر و اطاعت از آنها ممکن است این توهم را به وجود بیاورد که حتی در مسئله اعتقادی از قبیل ایمان و کفر نیز به آنها مماشات کرد وحرف آنها را پذیرفت این مسئله استثنایی دارد و آن هم استثنایی محترمانه لذا قرآن کریم میفرماید: « و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما» [۱۲]
ترجمه: « هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن (حداقل) آگاهی نداری از ایشان اطاعت مکن.»
این آیه شریفه دستور قاطعانه میدهد رابطه انسان با پدر و مادر هرگز مقدم بر رابطه او با خداوند نباشد، و عواطف خویشاوندی هرگز نباید حاکم بر مسائل اعتقادی و مکتبی او گردد. جملهٔ «جاهداک» اشاره به این حرف دارد گاهی پدر و مادر به گمان اینکه سعادت و خوش بختی فرزند را میخواهند، تلاش و سعی میکنند او را رهنمایی نموده به عقیدهای انحرافی خود سوق دهند و این طرز عمل کرد در مورد همهٔ پدران و مادران دیده شده و میشود وظیفهٔ فرزندان هم در هم چه مواردی این است: هرگز در برابر فشار و خواسته آنها تسلیم نشوند و استقلال فکری خود را محفوظ نگهدارد و وارد هیچ گونه معالمهای نگردد توحید و عقائد توحیدی را با چیز دیگری معاوضه نکنند. ممکن است فرمان « فلاتطعهما» باز این توهم را بوجود آورد که در برابر پدر ومادر مشرک باید شدت عمل و بی حرمتی به خرج داد بلافاصله اضافه میکند عدم اطاعت از آنها در مسئله کفر و شرک دلیل بر قطع رابطهٔ مطلق با آنها نیست بلکه فرمان میدهد « و صاحبهما فی الدنیا معروفا» [۱۳] با آنها در دنیا به طرز شایستهای رفتار کن. از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر و محبت و ملاطفت داشته باش و از نظر مسائل اعتقادی و برنامههای مذهبی تسلیم افکار و پیشنهادهای آنها نباش پس این گونه عمل کردن خود نقطهٔ اصلی اعتدال است که تمام حقوق پدر و مادر در آن جمع است لذا بعداً میفرماید: « واتبع سبیل من اناب الی» [۱۴]
راه آنهایی را پیروی کن که به سوی من بازگشتهاند و آن راه پیامبران و مومنان راستین است چرا؟ برای اینکه: « ثم الی مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعلمون» [۱۵]
بازگشت همهٔ شما به سوی من است و من شما را از آن چه در دنیا عمل میکردید آگاه میسازم و بر طبق آن اجر و پاداش و کیفر میدهم. این قسمت آیه نیز هشدار است برای عمل کرد ما در نیا و باید متوجه آن باشیم به هر صورت لازم است یادآور شویم که آیه فوق کاملاً شبه چیزی است که در آیه ۸ سورهٔ عنکبوت بیان شده است و افراد علاقه مند میتوانند در آن جا مراجعه کنند.
پانویس
- ↑ اسری/ 23
- ↑ تفسیر نمونه/ج12/ ص 96، ناصر مکارم شیرازی، انتشار 1385: ناشر دارالکتب الاسلامیه- تهران
- ↑ بقره/ 83 ، تفسیر نمونه/ج1/ ص 382ـ 387
- ↑ نساء/36، تفسیر نمونه/ج3/ ص 479
- ↑ انعام/ 151 ، تفسیر نمونه/ج6/ ص 43ـ 48
- ↑ تفسیر نمونه/ج12/ ص 90-91
- ↑ احقاف/ 15، تفسیر نمونه/ج21/ ص 342
- ↑ تفسیر نمونه/ ج21/ ص 344
- ↑ اوزعنی از مادهٔ انزاع است که به معنی الهام و توفیق عشق و علاقه و بازداشتن از انحراف است
- ↑ احقاف/16
- ↑ لقمان/14، تفسیر نمونه/ج17/ ص 52
- ↑ لقمان/ 15، تفسیر نمونه/ج17/ ص 54
- ↑ لقمان/ 15
- ↑ لقمان/ 15
- ↑ لقمان/ 15







