<link href="../fonts/font.css" rel="stylesheet" type="text/css">

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84</id>
		<title>مسجد بهلول - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84&amp;action=history"/>
		<updated>2026-08-05T02:26:34Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.26.2</generator>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84&amp;diff=57959&amp;oldid=prev</id>
		<title>Kazem: صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;div class=&quot;head1&quot;&gt;بهلول و تخت پادشاهی&lt;/div&gt;  داستان معروفى هست که بهلول که مرد عاقلى بو...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84&amp;diff=57959&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-01T07:05:51Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;بهلول و تخت پادشاهی&amp;lt;/div&amp;gt;  داستان معروفى هست که بهلول که مرد عاقلى بو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;بهلول و تخت پادشاهی&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان معروفى هست که بهلول که مرد عاقلى بود ولى خودش را به دیوانگى زده بود و به همان عالم دیوانگى سر به سر بزرگان و اکابر مى گذاشت و شوخى شوخى حقایق را به آنها مى گفت (مى گویند قوم و خویش و پسرعموى هارون هم بود) مى رفت و به هارون به همان عالم دیوانگى اش حرفهایى را که هیچ عاقلى جرأت نمى کرد بگوید مى زد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک وقتى از جایى مى گذشت، دید که دارند مسجدى مى سازند. رفت به آن بانیان مسجد گفت که چکار مى کنید؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتند: مسجد مى سازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: مسجد براى چه مى سازید؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتند: مسجد را براى خدا مى سازیم. محرمانه رفت دستور داد تابلویى را روى سنگى درست کردند به نام مسجد بهلول. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین که این سنگ را درست کردند یک شب نصف شب که کسى نفهمید رفت آن را در سردر مسجد زد، یک تابلوى خیلى بزرگى: مسجد بهلول. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردا صبح مردم آمدند نگاه کردند دیدند در سردر این مسجد تازه ساز نوشته مسجد بهلول. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود صاحب کارها آمدند و دیدند. ناراحت و عصبانى شدند، زدند تابلو را کندند و ریختند دور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهلول را گیر آوردند، کتکش زدند و گفتند: این چه کارى بود که کردى؟ چرا نوشتى مسجد بهلول؟ گفت: چه عیبى داشت؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتند: این همه پول ما خرج کردیم که مسجد به نام تو باشد؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: براى کى خرج کردید؟ براى خدا خرج کردید یا براى مردم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر براى خدا خرج کردید که خدا اشتباه نمى کند. اگر من نوشتم «مسجد بهلول» آیا خدا در حسنات من مى نویسد؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا در حسنات شما مى نویسد. و اما اگر براى مردم کردید پس چرا مى گویید که ما براى خدا کردیم. پس بر خودتان مطلب را مشتبه نکنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: مجموعه  آثاراستادشهیدمطهرى، جلد ۲۶، صفحه ۳۶۵&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kazem</name></author>	</entry>

	</feed>