<link href="../fonts/font.css" rel="stylesheet" type="text/css">

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%B1</id>
		<title>فرشته بيكار - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%B1"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%B1&amp;action=history"/>
		<updated>2026-08-05T18:22:09Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.26.2</generator>

	<entry>
		<id>https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%B1&amp;diff=58008&amp;oldid=prev</id>
		<title>Kazem: صفحه‌ای تازه حاوی «&lt;div class=&quot;head1&quot;&gt;فرشته بيكار&lt;/div&gt;  مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرش...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.imaroof.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%8A%D9%83%D8%A7%D8%B1&amp;diff=58008&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-03T06:16:45Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فرشته بيكار&amp;lt;/div&amp;gt;  مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرش...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;div class=&amp;quot;head1&amp;quot;&amp;gt;فرشته بيكار&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه می کند . هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تندتند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند باز می کنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرد از فرشته ای پرسید: شما دارید چکار می کنید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد جواب داد: اینجا بخش دریافت است.ما دعاها و تقاضاهای مردم زمین را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسد به خداوند تحویل می دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرد کمی جلوتر رفت .باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است. ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته!!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما اینجا چکار می کنی و چرا بیکاری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.مردمی که دعایشان مستجاب شده باید جواب تصدیق دعا بفرستند ولی تنها عده بسیار کمی جواب می دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده است . فقط کافی است بگویند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا متشکریم!!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kazem</name></author>	</entry>

	</feed>