فرهنگ مصادیق:کمفروشی-ویکی پرسش
کلیدواژه: کم فروشی، سوره مطففین، عدالت، خیانت در معامله، فساد اقتصادی، نزول عذاب الهی، بی اعتمادی.
پرسش: تفسیر «ویل للمطففین» چیست؛ و آثار و پیامدهای کم فروشی در چه چیزهایی است؟
محتویات
کم فروشی
آیه ۱ مطففین
قرآن کریم در سوره مطففین نسبت به کم فروشی در دادوستدهای اقتصادی هشدار میدهد و میفرماید:
«وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ» [۱].وای بر کم فروشان!
معنای واژه تطفیف
«تطفیف» به معنای کم کردن پیمانه و وزن است؛ [۲]. یعنی کالای فروخته شده را ناقص تحویل خریدار میدهند.
معنای واژه ویل
«ویل» واژهای است که هرکس در مهلکه واقع شود، آن را به کار میبرد و در اصل به معنای عذاب و هلاک است. [۳]. [۴].
دیدگاه راغب اصفهانی
راغب اصفهانی از اصمعی نقل میکند، «ویل» به معنای قبح است و گاهی در تحسر و تأسف به کار میرود. و در سخن خدای تعالی در حق کسی به کار رفته که استحقاق عذاب و جهنم را دارد. [۵].
آیه ۲ و ۳ مطففین
«الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ»، «وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ»؛ [۶]. آنان که وقتی برای خود پیمانه میکنند، حق خود را به طور کامل میگیرند. اما هنگامی که میخواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم میگذارند.
توضیح
این آیات هشدار به گروهی از مردم است که در دادوستد کم فروشی میکنند؛ یعنی وقتی میخواهند کالایی به مردم بدهند ـ به کیل یا وزن ـ ناقص میدهند، و مردم را به خسران و ضرر میاندازند.
لذا مضمون مجموع آیات یک مذمت است، و آن این است که مطففین حق را برای خود رعایت میکنند؛ ولی برای دیگران رعایت نمیکنند. به عبارت دیگر حق را برای دیگران آن طور که برای خود رعایت میکنند، رعایت نمینمایند. [۷].
وفای در معاملات
از جمله مسائلی که نظم زندگی و معیشت عموم مردم بر آن استوار است، وفای در معاملات است؛ یعنی باید تعادل و توازن در عوض و معوض رعایت شود؛ و به طور کلی در معاملات و قراردادها تعادل منظور گردد و به هر چه دو طرف معامله به آن اقدام نمودهاند، انجام پذیرد و ضرر و زیان متوجه طرف معامله نشود.
خیانت به خریدار
بدیهی است کم فروش در حقیقت دو خیانت به خریدار نموده: یکی این که مال از قیمت مورد توافق، برای خریدار گران تر تمام شده، و دیگر این که خریدار در مقدار جنس و کالایی که مورد نیاز او بوده کسر خواهد آورد. [۸].
آثار و عواقب کم فروشی
سلب اعتماد
چنان چه کم فروشی در جامعه توسعه یابد، اعتماد مردم به یکدیگر سلب شده، در نظام خرید و فروش و قراردادها خسارات جبران ناپذیری رخ خواهد داد. نظم امور معاملات و دادوستدها بر آن است، کالایی که مورد فروش قرار میگیرد ـ چه از لحاظ وزن و سایر جهات که مورد نظر و قرارداد بوده ـ باید طبق قرارداد و تعهد عمل شود؛ و گرنه مستلزم اختلال نظام زندگی خواهد شد. بدیهی است هدفی که بر انجام معاملات مترتب میشود انتظام معیشت طبقات مردم و نیز ارتباط و اعتماد طبقات جامعه به یک دیگر است. چنان چه هر یک از دو طرف معامله از قرارداد تخلف نماید، منجر به اختلاف گشته و درصورتی که همگانی شود اعتماد مردم به یک دیگر سلب شده و ارتباط مالی و معاشرتی آنان گسیخته شده، شئون زندگی اجتماع متزلزل خواهد شد. [۹].
اصولاً حق، عدالت، نظم و حساب در همه چیز و همه جا یک اصل اساسی و حیاتی است که بر نظام هستی حاکم است؛ لذا هرگونه انحراف و تجاوز از این اصل، آثار خطرناکی را به دنبال دارد، به ویژه کم فروشی، سرمایه اعتماد و اطمینان را که رکن مهم مبادلات است، از بین میبرد، و نظام اقتصادی را به هم میریزد.
فساد اقتصادی
در آیات قرآن کراراً از کم فروشی نکوهش شده است؛ مانند آیات مورد بحث، و در داستان شعیب ـ علیه السلام ـ آن جا که قوم خود را مخاطب ساخته، میگوید:
«أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ، وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ، وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»؛[۱۰]. حق پیمانه را ادا کنید، و دیگران را به خسارت نیندازید، با ترازوی صحیح وزن کنید، و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین فساد نکنید.
و به این ترتیب کم فروشی و ترک عدالت به هنگام پیمانه و وزن را در ردیف فساد در زمین شمرده است، و این خود دلیلی به ابعاد مفاسد اجتماعی این کار است. [۱۱].
کم فروشی باعث تباهی اجتماع انسانی است که اساس آن بر تعادل حقوق متقابل است، و اگر این تعادل از بین برود، همه چیز از بین میرود. [۱۲].
نزول عذاب الهی
روایتی از پیامبر
«ما نقض قوم العهد الا سلط اللَّه علیهم عدوهم! و ما حکموا بغیر ما انزل اللَّه الا فشا فیهم الفقر! و ما ظهرت فیهم الفاحشه الا فشا فیهم الموت! و لا طففوا الکیل الا منعوا النبات و اخذوا بالسنین! و لا منعوا الزکات الا حبس عنهم المطر»!
از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ نقل شده است: هیچ قومی عهد شکنی نکردند، مگر این که خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط ساخت. هیچ جمعیتی به غیر حکم الهی حکم نکردند، مگر این که فقر در میان آنها زیاد شد. در میان هیچ ملتی فحشاء ظاهر نشد، مگر این که مرگ ومیر در میان آنها فراوان گشت! هیچ گروهی کم فروشی نکردند، مگر این که زراعت آنها از بین رفت و قحطی آنها را فرو گرفت! و هیچ قومی زکات را منع نکردند، مگر این که باران از آنها قطع شد. [۱۳].
آیات ۲۹ و ۳۰ سوره نساء
از آیات قرآن نیز به خوبی استفاده میشود که مسئله کم فروشی موجب به هم خوردن نظام اقتصادی میشود و نزول عذاب الهی را در پی خواهد داشت:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ...».[۱۴] «وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا»؛[۱۵] ای کسانی که ایمان آوردهاید، اموال یک دیگر را به ناحق مخورید، مگر آن که تجارتی باشد که هر دو طرف بدان رضایت داده باشید. و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان است.
در این آیه از خوردن مال از راههای باطل نهی شده و به کسانی که مبادرت به این کار میکنند، وعده عذاب داده شده است. و بدیهی است که یکی از مصادیق خوردن مال از راه باطل، کم فروشی است.
منبع
پایگاه اسلام کوئست.
پانویس
- ↑ مطففین (۸۳)، آیه ۱.
- ↑ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ۴، ص ۲۲۵، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
- ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمدجواد، ج ۱۰، ص ۲۹۱.
- ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمدجواد، ج ۱۰، ص ۲۹۱، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۸۸۸، دمشق، بیروت، دارالقلم ، الدار الشامیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- ↑ مطففین (۸۳)، آیه ۲ و ۳.
- ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۲۳۰، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- ↑ حسینی همدانی، سید محمدحسین، انوار درخشان، تحقیق، بهبودی ، محمدباقر، ج ۱۸، ص ۴۱، تهران، کتاب فروشی لطفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- ↑ حسینی همدانی، سید محمدحسین، انوار درخشان، تحقیق، بهبودی ، محمدباقر، ج ۱۸، ص ۴۱، تهران، کتاب فروشی لطفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- ↑ شعراء (۲۶)، آیات 181 - 183
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۲۵۰، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۲۳۰، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- ↑ فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ۳۱، ص ۸۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی،چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- ↑ نساء (4)، آیه 29
- ↑ نساء (4)، آیه 30







