کتابخانه:کامجوئی بدلی
|
| |
| نویسنده | مهدی آقابابائی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان |
| محل انتشارات | اصفهان |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۲ فصل اول
- ۳ فصل دوم
- ۴ فصل سوم
- ۵ فصل چهارم
- ۶ فصل پنجم
- ۷ فصل ششم
- ۷.۱ راههای پیشگیری
- ۷.۱.۱ دستورهای دهگانه
- ۷.۱.۲ راههای درمان استمناء
- ۷.۱.۳ اجتناب از هرگونه تحریک مصنوعی
- ۷.۱.۴ تهیه برنامه فشرده و مهم
- ۷.۱.۵ توجه مخصوص به ورزش
- ۷.۱.۶ باید عادتی جانشین عادتی گردد
- ۷.۱.۷ پرهیز مطلق از تنهائی
- ۷.۱.۸ ازدواج در نخستین فرصت
- ۷.۱.۹ تلقین و تقویت اراده
- ۷.۱.۱۰ پرهیز کامل
- ۷.۱.۱۱ تقویت عمومی و رژیم غذائی
- ۷.۱.۱۲ استمداد از نیروی ایمان و عقائد مذهبی
- ۷.۱ راههای پیشگیری
- ۸ فصل هفتم
- ۹ فصل هشتم
- ۱۰ فصل نهم
- ۱۱ فصل دهم: استمناء کننده باید تعزیز شود
- ۱۲ نتیجه گیری
- ۱۳ فهرست منابع و مآخذ
- ۱۴ پانویس
پیشگفتار
بسمه تعالی
یک نامه و یک مسئله مهم
«میخواهم خون گریه کنم، اما قطره اشکی مژگان مرا مرطوب نمیکند؟
میخواهم فریاد کشم اما آه هم از سینه بر نمیخیزد، میخواهم بیندیشم اما به چه چیز؟ به کدام بد بختی و نا فرجامی؟ مگر مغز اندیشمندی هم در برابر این ناملایمات بر جا میماند، بیچاره و تنها، ویلان و سرگردان، هراسناک و بیم ناک از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه کس و همه چیز، و از این محیط آلوده و ننگین.
۲۱ ساله هستم، ۱۰ سال تمام از حساسترین ایام عمرم را به تنهائی گذراندم، ناملایمات زندگی و رنگهای زننده و چهره ی اجتماع مرا رنج میدهد… نفهمیدم چه شد. چند سال قبل که هنگام مطالعه کتابی بی اراده به یک عادت شوم جنسی آشنا شدم، آن موقع گذشت و کسی به من تذکر نداد که جوانی چه دوران حساس و خطرناکی است؟
اندامهای برهنه ی[۱] زنان و دخترانی که در آتش شهوت میسوختند به هیجان درونی من دامن میزدند. بلی من عادت کردم و اکنون مریض جسمی هستم و به این عمل نا هنجار استمناء مشغولم و روحم نیز بیمار شده است، دارم به مرحله ی جنون پا میگذارم. آن قدر ناراحتم که در اندیشه نمیگنجد. مرا از طول دادن نامه ببخشید، این نالهها و استغاثهها از من نیست که به گوش شما میرسد میدانم که بسیاری از جوانان مثل من بیچارهاند. نا گفته نماند دوران جوانی در سنین ۱۶الی ۱۷ سالگی بود که دو مرتبه به خود کشی دست زدهام. اما اجازه مردن هم به ما بیچارهها نمیدهند. اکنون خیلی ضعیف شدهام و مدت کوتاهی است که با کمال معذرت بی اراده از من قطرات منی دفع میگردد، اکنون در میان طوفان مرگ بازی به این طرف و آن طرف میروم شاید یک سویش نابودی باشد.این بود نامهای از مشهد که یکی از جوانان معتاد به عمل کثیف استمناء و عاقبت آن به انتشارات نسل جوان.
این یک نامهای درد آلود و غم انگیز بود و یکی از صحنههای اندوهبار این اجتماع آلوده که برای شما بیان گردید.[۲]
مسئله مهم و اشتباه پزشکان
یکی از اشتباهات بزرگ در این مسئله حساس این است که عدهای از پزشکان ، در برابر متخصصانی که سالها در این باره مطالعه نموده و آثار شوم این عادت زشت را در کتابهای خود نوشتهاند چنین اظهار میکنند که: گاهی میگویند این عمل با آمیزش جنسی چندان تفاوت ندارد؟ متاسفانه همین اظهار نظرهای بدون مطالعه در تمام جوانب مسئله، سبب سقوط عدهای از جوانان در دام این عادت شوم شده است. پاسخ این را پزشکان مطلع و وارد چنین میدهند، این آقایان از یک نکته اساسی در این مسئله غفلت دارند که، به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صریح بسیاری از مبتلایان» این عمل، اعتیاد آور است، اعتیاد شدید و مرگبار که افراد را به دنبال خود میکشاند و به این آسانی هم دست بردار نیست. ممکن است یک مرتبه استعمال فلان ماده ی مخدر ضرر زیادی نداشته باشد، ولی باید توجّه داشت خطر اعتیاد در پیش است ، اعتیادی که همه چیز انسان ممکن است در آن دفن شود.
همانطور که گفته شد، متخصصان این فن در کتابهائی که در این زمینه نوشتهاند موضوع اعتیاد آور بودن این عمل شوم را صریحا یاد آور شده و جوانان را از آن بر حذر داشتهاند. (دقت کنید).[۳]
نکته دیگری که باید به این موضوع اضافه کرد این است که آلوده شدن به این عمل بسیار ساده است، یعنی در حقیقت وسائلی نمیخواهد و در هر گونه شرائطی و در همه حال امکان آن هست و کنترلی هم در آن نیست و بد بختانه چون در دوران «طغیان غریزه جنسی» مخصوصا میان سالهای ۱۶ تا ۲۰ به سراغ جوانان میآید خیلی زود ممکن است به صورت یک عادت ریشه دار در آید، در حالی که آمیزش جنسی هرگز چنین ساده نیست و زن و مردی که همسر یکدیگرند در شرایط خاص چنین امکانی را پیدا میکنند.
کسانی که زیانهای آن را دست کم گرفتهاند، حتما توجه به مسئله اعتیاد به آن و سایر اوضاع و احوال خاص این مسئله ننمودهاند، و گر نه چگونه میتوان این حقیقت حسی را انکار کرد که بسیاری از جوانان آلوده تا سر حد مرگ و جنون و ناتوانی مطلق و فلج و از دست دادن همه چیز خود پیش میروند ، مگر مشاهدات حسی را میتوان منکر شد؟! اتفاقا در میان این دسته بسیارند، کسانی که میگویند: هرگز به زیان این عادت شوم هم آشنا نبودیم و از ضررهای آن آگاهی نداشتیم بنابراین مسئله تلقین هم در اینجا منتفی است.[۴]
فصل اول
تاریخچه ی استمناء
یکی از عادات زشت و خطرناک که بین بعضی از جوانان مرسوم است عمل کثیف استمناء در پسران و عمل استشهاء در دختران میباشد که خود یک نوع تحریک جنسی برای خود ارضائی با دست است. کلمه ی خود ارضائی که به کار بردم در مقابل کلمه ی دیگریست که در زبان فارسی به کار برده میشود. نام بین المللی و طبی آن که معمولا گفته میشود و رایج است «اونانیزم» یا «اونانیسم» است که در کتابهای طبی نوشته شده و این کلمه از نامی مشتق شده که در تورات به نام «اونان» آمده است.
«یهودا» به پسر خود «اونان» گفت: چون برادرت مرده، تو زن او را به همسری برای خودت بگیر، تا اینکه برای برادرت فرزندانی بوجود بیاید، ولی اونان، مایل به گرفتن زن برادر خود نبود و نمیخواست که آن زن، از وی فرزند بزاید، برای اینکه میدانست فرزندانی که از آن بوجود بیاید به طوری که پدرش گفته، فرزندان برادر او محسوب خواهند شد، و بعد از اینکه یهودا، اونان را وادار کرد ، که زن برادر متوفی خود را بگیرد، هر دفعه که اونان نزد آن زن میرفت نطفه خود را بر زمین میریخت، تا اینکه آن زن از او باردار نشود و عمل اونان خداوند را ناراضی کرد و خداوند او را به هلاکت رسانید.
از وقتی که این آیه در تورات نوشته شده، از سفر پیدایش بوسیله روحانیون و مربیان برای مردان به خصوص نوجوانان خوانده میشد و آنان را می ترسانیدند و میگفتند: اگر مبادرت به استمناء کنید خداوند شما را به هلاکت میرساند. واقعیت این است که اونان، پسر یهودا مبادرت به استمناء نمیکرد و بلکه میتوان گفت: در هزار سال قبل با عمل خود که در تورات نوشته شده، نطفه خود را به زمین میریخت، برنامه ی محدود کردن موالید را به موقع به اجراء میگذاشت. قرنهاست که اولیاء و مربیان، استمناء را یکی از معاصی کبیره میدانند، مخصوصا دین مبین اسلام در این مورد تاکیدات بسیار دارد.[۵]
زمینههای مبتلا شدن
به طور تیتر وار زمینههای مبتلا شدن به این عمل را ، برای شما عزیزان در زیر آورده شده است ، اگر بخواهیم برای آن شرح دهم مثنوی ۷۰ من کاغذ میشود، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل،
۱- زیاده روی در مهر ورزیدن
۲- عدم توجّه پدر و مادر به فرزند 3
- آلودگیهای محیط، که عبارتند از:
الف: لباسهای تنگ و چسبان پوشیدنب: عکسهای مبتذل و سکس ج: مجلات سکس و سوپر
د: موسیقیهای شهوت انگیز و: وضعیت زنان و دختران بی حجاب.
۴- نقش مطبوعات در ترویج مفاسد ۵- چشم چرانی و
خودتان قضاوت کنید
وقتی یک دختر جوان و یا زنی از خانه بیرون میآید در حالی که با بدترین وضع خود را آرایش کرده است و از ادکلنها و … استفاده کرده و لباسهای مبتذلی میپوشد و … وقتی یک جوان با چنین صحنهای روبرو میشود چه حالی به او دست میدهد؟ خود جواب بدهید؟
فصل دوم
شیوع استمناء
متاسفانه بواسطه مشکلات بی حد و حساب ازدواج و تجرد جوانان، به قرار مسموع، این مرض خانمان سوز ، گناه کبیره شیوع فوق العاده پیدا کرده و دانسته یا نادانسته بسیاری از جوانان عزیز را به انواع و اقسام بیماری مبتلا میسازد، صرف نظر از عقوبتهای اخروی که دارد وظیفه ی پدرها و مادرهاست که فرزندان خود را آگاه سازند و مواظب جوانان خود باشند و هم چنین در مرتبه ی دوم، وظیفه دبیران و آموزگاران تعلیمات دینی و بهداشت است که جوانان را به عواقب وخیم روحی و جسمی این بلا با خبر سازند.
مضرات جسمی و روحی استمناء
این عمل مبتلایان را به ضعف قوای شهوانی دچار میکند، جنون و بی حال بار میآیند، شهامت و درستی از آنان سلب میشود، چه بسا اشخاصی هستند که در عنفوان جوانی در مبتلا شدن به جلق، چنان دچار ضعف قوای روحی و جسمی میشوند که معتادین به تریاک و شیره در مقابل آنان شیر نری به حساب میآیند. عمل غیر طبیعی جنسی یعنی استمناء یا جلق، از لحاظ روابط نزدیکی به قوای پنج گانه دارد در درجه اول در چشم و گوش اثر میگذارد. بدین معنا که دید چشم را ضعیف کرده و حس سامعه را نیز تا اندازه ی قابل توجهی از کار میاندازد. مبتلایان به جلق مخصوصا آنهائی که از لحاظ جسمانی ضعیف میباشند، غالباً مگسی جلو چشم خود میبینند که به شدت آنها را ناراحت میکند و حتی وقتی چشمهای خود را میبندند باز نمیتوانند از آسیب مگس در امان باشند و چون این عمل هر بار چند دقیقه ادامه پیدا میکند چشمشان سیاهی رفته و دچار سر گیجه میشوند و به زمین میافتند، هم چنین به طور مداوم صدای نا هنجاری در گوش خود احساس میکنند که بسیار ناراحت کننده است. علاوه بر اینها تحلیل رفتن قوای جسمانی و روحانی، کم شدن خون، پریدگی رنگ، نقصان قوای حافظه، لاغری، ضعف، سستی زیاده از حد، بی اشتهائی، کج خلقی، عصبانیت، دوران سر، و هزاران آفت دیگر از بیماریهائی است که گریبان مبتلایان به جلق خواهد گرفت. البته آنهائی که از لحاظ جسمانی قوی هستند ممکن است قدری دیرتر به این بیماریها دچار شوند ولی به هر حال عدم ابتلاء به آنها از محالات است و خواه نا خواه همه باید به چنین مصائبی گرفتار شوند.
از بدبختیهای مبتلایان به جلق یکی این است که قوه ی اراده آنان به کلی مختل میگردد و لذا وقتی به عمل خود پی میبرند آنقدر اراده ندارند که به ترک کردن آن اقدام نمایند، پس اینکه می گوئیم استمناء از لحاظ روحی نیز قوای انسان را فرسوده میکند بی علت نیست، عمل استمناء علاوه بر مضار جسمی از لحاظ جنسی نیز شخص را فرسوده میکند، یعنی غدد مترشحه داخلی را از کار میاندازد، از جمله ی این غدد، غده ی سازنده ی منی است که بر اثر جلق رفته رفته کوچک شده و به صورت نخودی در میآید و چون در آن صورت قادر به فاعلیت و ساختن منی و یا به قول عربها (ماء الحیاه) یعنی آب زندگانی نیست، شخص مبتلا برای همیشه از لذائذ جنسی محروم میگردد و اگر به این صورت از مردی نیفتاد، به طور قطع به صورت دیگری مانند سرعت انزال، کندی انزال، سیلان منی، عدم نعوظ، نعوظ بی دوام و امثال اینها به ناتوانی جنسی مبتلا خواهد شد. چه بسا دیده یا شنیده شده که جوانان معتاد به جلق، در اندک مدتی دچار چنان حالتی گردیدهاند که بجای ادرار خون از آنها خارج شده است.
باید دانست که اشخاصی که به این حالت دچار میشوند و لو در سنین جوانی باشند، خطر مرگ در انتظار آنهاست . زیرا بدون احساس شهوانی و بدون اینکه لذتی ببرند بلا انقطاع منی از آنها دفع میگردد و همین امر باعث میشود که در حین راه رفتن، دفعتا به زمین بخورند و از هوش بروند.[۶]
دیگر زیانهای استمناء
مبتلایان به این عادت زشت بر اثر عوارض روحی و جسمی حاصله، بتدریج تبدیل به افرادی ضعیف البنیه، سر خورده، تنبل و مایوس و دچار عقدهها و کمپلسهای روانی میگردند و نسبت به دیگران نیز بدبین بوده و در نوعی اضطراب و افسردگی به سر میبرند. بنابراین مضرات استمناء بسیار است این مضرّات را به طور اختصار میتوان به شرح زیر نام برد:
۱- تحریک زیاد هیپوتالاموس و در نتیجه، تحریک افراطی غدد جنسی که سبب پرکاری نا متناسب آنها میشود و بلوغ زود رس را بدنبال دارد.
۲-کاهش و تخلیه مکرر، قوای جسمی و روحی را به ضعف عمومی میکشاند و بالاخره به پیری زودرس میانجامد.
۳- به علت افزایش جریان خون در اعضای تناسلی، مغز و مراکز حساس دیگر دچار کاهش نسبی جریان خون میشود، تخلیههای مکرر عصبی و عدم ارضای روحی در دراز مدت، موجب ضعف عمومی و عوارض روحی میگردد.
۴- رکود فکری و اختلال و ضعف حافظه و کاهش اراده.
۵- ضعیف شدن بینائی و بی اشتهائی، ضعف استخوان و ناراحتیهای مفصلی.
۶- در مراحل طولانی و شرائط خاص مزاجی، این عارضه به ضعف و لرزش دست و گاه به فلج بعضی از اعضای بدن منجر میشود و حتی ممکن است که سبب فلج تمام اعضای بدن میشود.
۷- ضعف جنسی و انزال زودرس.
۸- به علت این نوع ارضای ناقص و غیر طبیعی و اختلالهای حاصله بعد از ازدواج نیز غالبا امور زناشوئی به طور طبیعی صورت نمیگیرد و گرفتاریهائی دیگر از این جهت در روابط بین زن و شوهر پیش میآید که به زندگی مشترک لطمه زده و شکست در زناشوئی یکی از عوارض آن است.
۹- گوشه گیری، یاس، بی تفاوتی نسبت به مسائل مهم حیاتی، غم و کدورت روانی از عوارض روحی دیگر آن است که در مراحل شدید حتی به آزار طلبی دیده میشود.
۱۰-پیدایش کم خونی بویژه بر اثر تحریک مصنوعی و مداوم آلت تناسلی.
۱۱- تورم کانال نطفه.
۱۲- تورم قسمت پایانی و عقب کانال ادرار.
۱۳- شل شدن عضلات تناسلی به گونهای که قدرت نگهداری منی یا ادرار از دست میرود.
۱۴- پیدایش سر درد و سر گیجه، سوت کشیدن گوشها.
۱۵- خستکی و فرسودگی دستگاه اعصاب.
۱۶- زود رنجی و حساسیت در کوچکترین برخورد با دیگران.[۷]
آثار وخیم استمناء
یکی از اطبای معروف در کتاب خود که درباره ی زیانهای عادت ننگین استمناء نوشته مشاهدات جمعی از پزشکان را به این شرح نقل میکند:
«هوفمان» میگوید: جوانی را دیدم که از پانزده سالگی گرفتار این اعتیاد شوم شده بود و تا سن بیست و سه سالگی آنرا ادامه داده بود. او چنان دچار ضعف قوای جسمانی گردید که هنگامی که میخواست کتابی را بخواند چشمهایش سیاهی رفته سرش درد میگرفت، حالتی شبیه سر سام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگیجه شده بود، حدقههای چشم او بیش از حد معمولی گشاده و باز شده و در قعر چشمهای خود درد شدیدی احساس میکرد مشاهدات دکتر «هوچین سون» ثابت میکند: عموم ناراحتیهای مربوط به دستگاه تناسلی از آثار استمناء و ناراحتیهای فکری و مشیمه از آن سرچشمه میگیرد.(دقت کنید).[۸]
نویسنده مزبور اضافه میکند:
«نخستین نتیجه این عادت به این کار شنیع این است که قوت و شفافیت چشمها زائل میگردد، صورت رنگ اصلی خود را از دست میدهد و پژمرده میشود، در نگاههای مبتلایان به این کار هوش و ذکاوت اولی دیده نشده و حالت گرفتگی در سیمای آنها ظاهر میگردد، چشمهای آنها به حلقههای کبود رنگی احاطه میشود. بعد از آن سستی و تنبلی در اعضای مختلف مشاهده میشود. نقصان حافظه، خرابی اشتهاء، مشکل شدن هضم، تنگی نفس، تغییر اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح، حسادت، غم و کدورت، مالیخولیا، فکر گوشه گیری و تنهائی از نتایج شوم ابتلای به این انحراف جنسی است.
این طبیب در جای دیگرکتاب خود اضافه میکند:
این عمل موجب کم خونی و ضایع شدن قوای جسمی و روحی میگردد و باعث دوران سر، صدای گوشها، کمر درد، سستی و ضعف و لاغری و کم شدن حافظه و سختی نفس و خلاصه عدم اقتدار کلی در بدن میشود و بر اثر رابطه نزدیکی که با حواس پنج گانه دارد مخصوصا در چشم و گوش اثر میگذارد».
عادت به این انحراف شوم جنسی مخصوصا نیروی مقاومت بدن را در برابر بیماریها کم میکند و به طوری که پزشک مزبور تصریح مینماید: «اشخاصی که به این عادت مذموم مبتلا هستند و به محض گرفتاری به یکی از بیماریهای وخیم به آسانی نمیتوانند گریبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».[۹]
د: عوارض سوء استمناء
عوارضات سوئی که عمل استمناء و استشهاء برای فرزندان خانواده دارد بی شمار است که به چند نمونه ی آن میپردازیم:
سوء هاضمه، رنگ پریدگی، صعف اعصاب، نوعی لاغری، کم خونی، کم شدن نور چشم، سستی و تنبلی، کمروئی، بی حالی، تنگی نفس، بی قیدی، بی ارادگی، تند خوئی، دوری از مردم، گوشه نشینی،تنهائی، ضعف مزاج و کم اشتهائی، نا سازگاری با دوستان و خانواده ی خود، در بعضی از موارد ضربان تند قلب و ضعف قوای جنسی که در اثر اونانیسم بروز میکند.[۱۰]
جواب یک سؤال مهم
سؤال: ممکن است بعضی از اشخاص مبتلای به جلق که به علت قوی الجثه بودن و یا از لحاظ مبتدی بودن در این امر تاکنون بیمار نشده و به مضار عمل ناپسند خود پی نبرده باشند، مطالبی را که ما در مضرات جلق نوشتیم اغراق پنداشته و با خود بگوید: اگر اینطور است چرا ما تاکنون به این بیماریها مبتلا نشدهایم؟
جواب: در جواب این عده باید گفت: اگر امروز مضار جلق، گریبان شما را نگرفته علتش این است که: قوی الجثه هستید و یا تازه شروع به این کار کردهاید و الا چندی دیگر خواه نا خواه به سراغ شما نیز خواهد آمد، وانگهی ما ادعا نکردهایم که هر کس یک هفته مبادرت به استمناء کرد تمام بیماریها یکباره او را احاطه خواهد کرد، زیرا حالات اندرونی اشخاص فرق میکند. مثلا یک نفر که برای مدتی مبادرت به جلق کرد در وهله ی اول فقط به سستی اعصاب یا اخلال حواس و حس سامعه یا ضعیف شدن حس باصره، یا سرگیجه مبتلا میشود ولی بعدا سایر بیماریها یک یک سراغ او بیایند.[۱۱]
فصل سوم
داستانهائی از اشخاص استمناء کننده
در این فصل دو داستان از کسانی که مبتلا به این عمل کثیف بودهاند را میآوریم که انسان را تا کام مرگ رسانده است و این دو داستان عبارتند از: الف: تا کام مرگ . ب: تیمارستان تهران.
تا کام مرگ
۱- «دکتر هوچین سون)» از قول یکی از نویسندگان نقل میکند که:
«جوانی را میشناختم که مبتلا به این عادت شوم بود، او گرفتار یکی از بیماریهای تب دار شد، در روز ششم بیماری که کاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در کام خود فرو کشید».[۱۲]
۲- و نیز نقل میکند که:
«یکی از مبتلایانی که به یکنوع از عادت شوم، مداومت مینمود رفته رفته ضعف شدیدی در خود احساس کرد، بدن او رو به لاغری گذاشت ساق پا و رانهای او به طور محسوسی کم گوشت شد و کمر درد او را آزار میداد، ادامه ی این عمل منتهی به فلج عمومی بدن او گردید و پس از شش ماه بستری شدن که با وضع قابل ترحمی با مرگ دست به گریبان بود در آغوش مرگ فرو رفت».[۱۳]
مخصوصا ابتلای به این عمل ننگین برای مجروحین و آنهائی که عمل جراحی در بدنشان شده فوق العاده خطرناک میباشد. کوتاه سخن اینکه بگفته همان پزشک متخصص این انحراف جنسی قبیح که هم از نطر پزشکی و هم از نظر مذهبی منفور است موجب خرابی و نابودی وجود انسان و تزلزل روح میگردد.
تیمارستان تهران
سری به تیمارستان تهران بزنید، از هر ده نفر دیوانهای که در آنجا سکونت دارند نه نفر معتاد به جلق میباشند. یعنی بر اثر ابتلاء به استمناءکارشان به جنون کشیده و به گوشه تیمارستان افتادهاند، زیرا عمل مذموم و ناپسند اونانیسم، در قوای دماغی تاثیر زیادی دارد و وقتی قوای دماغی شخص مختل شد، مسلّم است که کارش به دیوانگی خواهد کشید بدون اغراق از هر ده نفر بیمار مسلولی که در آسایشگاه خوابیدهاند، چهار نفر به علت ابتلاء به جلق، به این بیماری خطرناک دچار گردیدهاند. اینها ادعا نیست بلکه حقیقتی است که علما و دانشمندان با دهها سال تجربه، به درک آن موفق شدهاند.
دنیای امروز میگوید: خوب بخور، در هیچ امری افراط نکن، قوی باش تا بیمار نشوی، ولی معتادین به عمل جلق چون اشتهای خوب خوردن ندارند و در امور جنسی آنهم از راه غیر طبیعی افراط میکنند، ناچار ضعیفند و چون ضعیف هستند برای ابتلاء به هر نوع بیماری مستعد میباشند.
به کرات دیده شده است که بعضی از مبتلایان به استمناء، بر اثر افراط در این عمل به یک نوع بیماری به نام «جنون استمناء» که شباهت زیادی به سادیسم دارد، مبتلا میشوند و آن وقت حتی با دیدن سگ و گربه هم به فکر استمناء میافتند و بلافاصله مشغول عمل میشوند و چون هیچ مردی حتی پر شهوتترین اشخاص نمیتوانند بیش از پنج یا شش ماه از نیروی جنسی خود آنهم به صورتی که مورد بحث ما است بهره برداری کنند، لذا قوای تناسلی آنان به کلی از کار میافتد و یا به وضع دلخراشی به آغوش مرگ پناه میبرند. (که داستان آن در تا کام مرگ گذشت).[۱۴]
فصل چهارم
سخنان بزرگان و وروان شناسان و پزشکان
در این فصل سخنان بزرگانی مانند ابو علی سینا و دکتر تومانیاس مسیحی و غیره را میآوریم تا معلوم شود که از لحاظ بزرگان و روان شناسان و پزشکان، این عمل خیلی مذموم و بد است.
سخنان ابو علی سینا
بدان ای برادر نقل شده که ابوعلی سینا گفته: این منی جان است که در رحم زنان ریخته میشود
(( اقل جماعک ما استطعت فانه ماءالحیاه نصیب فی الارحام)).
این شعر منصوب است به ابو علی سینا:(کم کن جماع خود را تا میتوانی ، چون که این آب، حیات است که میریزد در رحمها).
آن وقت این آب حیات بوسیله استمناء بیرون آید چه بر سر انسان میآید و این مثل ازدواج نیست که مقدمات بخواهد هر ساعتی میتوان این عمل را انجام داد در نتیجه جوان عادت پیدا میکند و همه روز این کار را انجام میدهد و سرعت انزال او پیدا میشود و منی میشود مثل بول ، و یک عمری نمیتواند از زن لذت ببرد. پس اگر کسی هم اهل آخرت هم نباشد برای دنیای خود و لذت بردن از زن، این کار را نکند و به علاوه منی که بول نیست، بول فضولات غذاست و اما منی عصاره غذاست و مانند خون است.[۱۵]
سخنان دکتر تومانیاس مسیحی
دکتر تومانیاس مسیحی در کتاب (بهداشت و اسلام) فلسفه ی حرمت استمناء را بدین نحو نگاشته: اینک ببینیم ضرری که از نقطه نظر و بر اثر عمل کردن و عادت نمودن به این فعل شنیع حاصل میگردد از چه قراری است:
اولا: معلوم است این حرکت فکر کودکان را از انجام وظایف و تکالیف ایام صباوت که تحصیل و تعلیم و تربیت است به کلی باز میداشته و آنها را به طرف آلت تناسلی راهنمائی مینماید و در نتیجه دوام این حرکت را بطئی و او را ضعیف البنیه و کم خون و کم خوراک خواهد نمود.
ثانیا: طفل معصوم را بیهوش، بلا اراده، بی حافظه، بی حواس، تنبل و مهمل بار میآورد.
ثالثا: اعضای تناسلی او را هم از انجام وظیفه طبیعی باز داشته و حتی بعضی اوقات اثر بدماغ و مخ نموده و در نتیجه طفل بیچاره را مجنون و دیوانه میگرداند به طوری که در هنگام بزرگی و رشد تمام آثار فوق الذکر در او بروز نموده و او را از زندگانی بیزار میسازد و در نتیجه به دزدی و کارهای نا مشروع دیگر وادارش مینماید.
رابعا: مضرّات فوق الذکر به نسل انسان هم سرایت کرده و عامل این عمل را سست و بی فکر و ضعیف البنیه و کم مغز پرورش میدهد، برای اینکه اطفال پی به این قسمت نبرده و اشخاص خویشتن را به این فعل شنیع عادت ندهند.[۱۶]در صفحه دیگر از کتاب خود دکتر تومانیاس نوشته: «... همانطوری که استمناء اعوجاج ستون فقرات و نخاع شوکی مغز حرام است و باعث ضعف اعصاب و گاهی امراض گوناگون میشود به همین نسبت در اعصاب دیدگان موثر بوده و آنها را ضعیف میسازد در اثر ادامه ی این عمل انسان را کم خون و کم خوراک و ضعیف البنیه میکند. بی هوش، بی حواس، تنبل و مهمل میگرداند. و دیگر اینکه آلت تناسلی را از انجام وظیفه ی طبیعی باز میدارد و حتی بعضی از اوقات اثر آن به دماغ بروز میکند و در نتیجه جنون میآورد و دیگر این که این عمل به نسل آدمی هم ضرر فراوانی وارد مینماید.[۱۷]
سخنان دکتر صدر الدین نصیری
این دکتر در کتاب خود نوشته: «استمناء با دست بدن را برای گرفتاری به مرض «مال دبوت» آماده میسازد، داستان اشخاص معتاد به استمناء مثل داستان کسی است که رگ حیاتی خود را قطع کند و آن خونی که سبب ادامه ی زندگی او میباشد بمکد، پس در این صورت مرگ بی چاره چه تقصیری دارد».
و اما راجع به زنها که به دست خود بفرج خود ور بروند نقل است که جمعی از اطباء عقیده بر آن دارند، امراضی که در اثر این عمل عارض میشود بیش از امراضی است که در اثر استمناء ایجاد میگردد.[۱۸]
د: سخنان دکتر دبس
دبس معتقد است که: استمناء عوارضی دارد از جمله:
پریدگی رنگ، حلقه سیاه به دور چشم، خسته و خواب آلوده بودن، شرم اغراق آمیز و کاذب، گوشه گیری و انزوا و آشفتگی در خواب دیده میشود. استمناء بسیار جوان را خسته میکند و در طبایع حساس تولید وسواس و تردید عجیبی مینماید، به طوری که افراد مبتلا به آن همیشه خجل و شرمسار هستند و خود را مجرم میپندارند. هنگام بررسی امراض ذهنی و فکری و روانی غالبا به این عادت بر میخوریم و در جوانانی که در تحصیل عقب مانده ی ذهنی هستند این عادت دیده شده است. بی اهمیت شمردن این کامجوئی بدلی در جامعه ی ما، تجویز نوعی انزوا، کناره گیری، فرار از ازدواج، احساس گناه و خود کم بینی و اضطراب است.[۱۹]
فصل پنجم
جواز استمناء در بابیت و بهائیت
در این فصل تولید نسل از راه استمناء را بیان میکنیم که بدانید این کار اشتباه کار بابیها و بهائی هاست. و این فرقه باطل این عمل کثیف را جایز میدانند نه مسمانان واقعی و شیعیان و محبین.
تولید نسل از راه دیگر
سید محمد علی باب در واحد هشتم، باب ۱۵ بیان فارسی میگوید:
«بر هر شخصی واجب شده است که ازدواج کند، تا نسل خداپرست از او باقی بماند و باید در این راه جدیّت نماید و اگر مانعی در ایجاد نسل از یکی از طرفین بود جایز است برای هر یک از آنها با اجازه ی دیگری، بوسیله ی دیگر ایجاد نسل نماید و با کسی که در دین بیان نیست جایز نمیباشد».
از این عبارت استفاده میشود که زن در صورت نداشتن بچه میتواند با اجازه شوهرش با دیگری همبستر شده و بچه دار شود. اگر او این دستور را میدهد تعجب نکنید، از او چه توقع، که حتی عمل زشت و کثیف و زیان بار استمناء را نیز جایز میداند. آنجا که در بیان عربی واحد هشتم باب دهم گوید:
«قد عفی عنکم ما تشهدون فی الرویا او انتم تستمینون» بخشیده شده بر شما آنچه را که در خواب مشاهده میکنید (میبینید) احتلام( یعنی جنب شدن) یا با مالیدن به خود استمناء مینمایند.[۲۰]
اگر صیغه را حرام نمیکرد کسی زنا نمیکرد
کسانی که نمیتوانند ازدواج دائم کنند باید راه حلی باشد که به گناه و زنا نیفتند و دین مبین اسلام میگوید:اگر توان ازدواج دائم ندارید، ازدواج موقت کنید. تنها راه حل برای رهائی از نیروی سرکش جنسی و حفظ گناه است. و اگر خلیفه دوم صیغه را حرام نمیکرد کسی به گناه نمیافتاد مگر انسان شقی.
حضرت علی علیه السلام میفرمایند: اگر عمر، نهی از متعه نمیکرد ، هیچ کس زنا نمیکرد مگر شقی.[۲۱]
ببین که حضرت علی علیه السلام راه بسته شدن زنا را متعه فرموده. و شیعه معتقد است که باعث هر عمل زنا، لواط و استمنائی را که از مردم سر زند عمر است و او در گناه آن شریک است. زیرا او ازدواج موقت را ممنوع و از انجام آن جلوگیری کرد. چنانکه در روایات آمده : «از آن هنگام که عمر از ازدواج موقت جلوگیری کرد زنا در بین مردم شیوع یافت».
فصل ششم
راههای پیشگیری
دستورهای دهگانه
خطرات و زیانهای استمناء را یاد آور شدیم، اگر چه غیر قابل انکار است، زیرا بزودی شکل اعتیاد به خود میگیرد، اعتیادی ریشه دار و کشنده تا آنجا که گاه در یک روز چندین بار دامن مرتکبین خود را آلوده میسازد و حتی طبق اعتراف صریح بعضی از مبتلایان گاهی کارشان به جائی میرسد که تنها با تصور و فکر! بدون هیچگونه عمل دیگر مایع مخصوص از آنها دفع میگردد. ولی از آن خطرناکتر یاس و نومیدی از مبارزه ی با این اعتیاد است ، زیرا این نومیدی بزرگترین سد راه نجات مبتلایان خواهد شد و واکنشهای فوق العاده نا مطلوب روحی در آنها ایجاد میکند. مبتلایان باید اطمینان کامل داشته باشند که اگر بخواهند میتوانند در مبارزه با این عادت شوم پیروز گردند و حتی عمده ی آثار آن را از وجود خود بر چینند، خواه دوران این مبارزه کوتاه یا طولانی باشد. آنها هرگز نباید به خود تلقین کنند که این اعتیاد تا آخر عمر از آنها دست بردار نیست و یا آثار آن همچنان باقی خواهد ماند. منتهی باید با هوشیاری کامل و تصمیم قاطع و به کار بستن دستورهای آینده به مبارزه پی گیری بر خیزند.
کسانی که از چنگال این عادت شوم نجات یافتهاند باید قدر پاکی خود را بدانند و در حفظ آن نهایت مراقبت را بنمایند، از هر گونه وسوسه شیطانی در این راه بپرهیزند، و با هیچ قیمتی سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند. و شرط پیروزی قطعی در مبارزه با هر نوع اعتیاد غلط- اعم از اعتیادهای خطرناک جنسی یا اعتیادهای دیگر- پس از «امیدواری و اطمینان به پیروزی» داشتن تصمیم قاطع است. تصمیمی آهنین و محکم و متکی به ایمان و شخصیت و شرافت و وجدان، تصمیمی راسخ و غیر قابل عدول. حتی اگر به عللی این تصمیم ده بار هم شکسته شد مجددا، بلکه قاطع تر و راسخ تر باید تصمیم بگیرند و با همان امیدواری و ایمان تصمیم خود را تجدید کنند.
زیرا سرانجام آثار این تصمیمها در ناخود آگاه آنها اثر گذارده و هنگامی که روی هم متراکم شد تاثیر خود را خواهد بخشید. اما مسلما و بدون تردید اگر تصمیم شکسته نشود خیلی زودنر آثار این عادت شوم از روح و جسم آنها برچیده خواهد شد. بدیهی است این گونه افراد اگر رابطه و پیوند نزدیکی با خدای خود بر قرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدس او استمداد جویند و به لطف او امیدوار و دلگرم باشند در پرتو ایمان مذهبی، خیلی زودتر نتیجه خواهد گرفت. اکنون که این مراحل پیموده شد باید امور زیر را دقیقا به کار بندند. ممکن است این امور در نظر بعضی ساده جلوه کند، ولی هنگام عمل روشن میشود که اثر معجزه آسائی دارد.[۲۲]
راههای درمان استمناء
حضرت علی علیه السلام فرموده ا ند: گناه نکردن بهتر از توبه کردن است. و پزشکان و روان شناسان میگویند که: پیشگیری بهتر از درمان است. ما در این جزوه ی مختصر ده راه حل مهم و مفید و تجربه شده را ذکر میکنیم و به شما عزیزان و جوانان می گوئیم که کسانی که مبتلا به این عمل خانمانسوز استمناء هستند، آنها را بی اطلاع از این مطالب نگذارید. و دوست خوب کسی است که عیوب برادرش را به او بگوید. زیرا امام صادق علیه السلام میفرمایند که : بهترین برادران من کسانی هستند که عیوب مرا به من هدیه دهند. و کتابی که مهم و سودمند است برای هدیه دادن به دوست هم خیلی خوب و موثر است. اما اول به طور فهرست وار راههای پیشگیری را میآوریم و بعد به توضیحات آن میپردازیم. و آنها عبارتند از:
۱- اجتناب از هرگونه تحریک مصنوعی
۲- تهیه برنامه فشرده و منظم
۳- توجه مخصوص به ورزش
۴- باید عادتی جانشین عادتی گردد
۵- پرهیز مطلق از تنهائی
۶- ازدواج در نخستین فرصت
۷- تلقین و تقویت اراده
۸- پرهیز کامل
۹- تقویت عمومی و رژیم غذائی
۱۰- استمداد از نیروی ایمان و عقائد مذهبی.
قبل از توضیح این ده دستور نکتهای بسیار مهم و قابل توجه است و آن اینکه: کسی که میخواهد این عمل را ترک کند باید تصمیمی قاطع و جدی و محکم بگیرد و با افرادی که بسیار آلودهاند معاشرت نکند، و این دو نکته را پزشکان عموما معتقدند برای ترک هر نوع اعتیاد.
اجتناب از هرگونه تحریک مصنوعی
اگر جوانان انتظار داشته باشند که هر شب در سینماها در برابر تلویزیون ناظر صحنههای هوس آلود فیلمهای سکسی باشند، و همه روز قسمتی مهم از وقت گرانبهای خود را صرف مطالعه ی «رمانهای عشقی» و تماشای «عکسهای مبتذل و شهوت انگیز» مجلات فاسد و بیهوده بگذرانند، و در کوچه و خیابان با ولع تمام اندام برهنه ی زنان و دختران را ور انداز کنند ، و با اینهمه باز هیچ گونه آلودگی پیدا نکنند سخت در اشتباهند. اینگونه تحریکات مصنوعی که هیچ گونه ضرورتی هم ندارد مسیر فکر هر جوانی را از مسائل اصولی زندگی تغییر میدهد و به سوی مسائل جنسی، آنهم به صورت حاد و طغیانگر میکشاند.
شب و روز آنها را در یک حال اضطراب دائمی عصبی که آثار نا مطلوب آن بر تمام وجود آنان سایه خواهد افکند نگه میدارد.
ادامه ی این تحریکات دائمی بهترین فصول زندگی (یعنی دوران جوانی) را بر باد میدهد، و اعصاب جوانان را در هم میکوبد. همه ی جوانان عزیز مخصوصا آنهائی که دارای پارهای از عادتهای غلط جنسی هستند باید بشدت از این گونه امور بپرهیزند، از دیدن این فیلمها و مطالعه آن رمانها و هر گونه چشم چرانی عمدی اجتناب ورزند، آرامش و فکر خود را بی جهت بر هم نزنند و اعصاب نیرومند خود را با هیجانهای دائمی تضعیف نکنند. برای موفقیت در این قسمت لازم است سرگرمیهای سالم و برای اوقات فراغت خود انتخاب نمایند و به کمک دوستان برنامههای صحیحی برای این اوقات تنظیم کنند. این سرگرمیها ممکن است: ورزشهای فردی و دسته جمعی،پیاده روی در هوای آزاد، مطالعه ی کتب سودمند و مفید، پرورش گل در منزل و بطور کلی کارهای کشاورزی و کارهای دستی، جمع آوری اشعار، تهیه کلکسیونهای عکس و تمبر و مانند اینها، شرکت در انجمنهای گوناگون و کنفرانسهای علمی یا اخلاقی باشد.
تهیه برنامه فشرده و مهم
جوانان باید به طور حتم برای تمام شبانه روز خود برنامه تنظیم کنند به طوری که یک ساعت وقت بیکار بدون برنامه نداشته باشند. نمی گوئیم مرتبا درس بخوانند یا کار کنند، بلکه می گوئیم اگر تفریح یا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند و یک ساعت خالی از برنامه نباشد.
جوانان باید بدانند بزرگترین بدبختی برای یک جوان این است که وقتهای خالی از هرگونه برنامه داشته باشند. ممکن است جوانی بیکار باشد و جویای کار، اما در عین حال برای شب و روز خود برنامهای تهیه کند، اعم از مطالعه و تفریح و استراحت و مانند آن. حتی اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود راکمی بیش از مقدار وقتشان تنظیم کنند بطوری که فکر آنها حتی یک لحظه بیکار به معنی واقعی نباشد بهتر است،زیرا اشتغالات فراوان فکری اثر عمیقی در انصراف فکر از آن عادت شوم دارد.
بسیار دیده شده که افراد معتاد به سیگار در روزهای تعطیلی چند برابر روزهائی که مشغول کار هستند سیگار دود میکنند، این تفاوتت فاحش اثر همان اشتغال فکر و اعصاب و بدن به کارهای مثبت و انصراف از کارهای بیهوده یا زیان آور در ایام غیر تعطیلی است. خلاصه افرادی که گرفتار اعتیادهای غلط جنسی هستند اگر برنامه ی مشغول کنندهای برای تمام وقت خود نداشته باشند به آسانی نمیتوانند این عادت را از سر خود دور کنند، و تهیه چنین برنامهای از مؤثرترین عوامل ترک اعتیاد است، و مطمئنا با تهیه چنین برنامهای قسمت مهمی از مشکلات ترک این اعتیاد را پشت سر خود خواهند گذاشت.
توجه مخصوص به ورزش
معروف است ورزشکاران نسبت به مسائل جنسی کم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانی از انرژیهای بدنی و فکری آنها را به خود اختصاص میدهد، و طبعا از مسائل دیگر کم میکند. بهمین دلیل برای جلوگیری از تحریکات زیاد جنسی لازم است جوانان برنامههای وسیع و متنوع ورزشی انتخاب کنند.
مبتلایان به این عادت شوم غالبا افرادی گوشه گیر، منزوی، کم تحرک و خمود هستند، و همین گوشه گیری و انزوا و عدم تحریک وضع آنها را تشدید میکند و اگر از این وضع بکلی در آیند و زندگی خود را با تحریک زیاد بیامیزند اثر عمیقی در بهبود حال آنها و ترک عادتشان خواهد بخشید. اینگونه افراد معمولا اعصاب ضعیف و ناتوانی دارند و ورزشهای متنوع و مناسب در تقویت اعصاب آنها فوق العاده مؤثر است.
این افراد هر چه وقت اضافی و خالی از برنامه دارند باید به بازیهای گوناگون ورزشی و یا پیاده روی در هوای آزاد تخصیص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز یابند و هم قسمتی از انرژیهای جسمی و فکری آنها متوجه این قسمت گردد. به همان اندازه که تحرک و ورزشهای فردی و دسته جمعی برای آنها مفید ا ست، انزوا و گوشهای خزیدن و در فکر فرو رفتن برای این قبیل افراد سم مهلک است که باید به هر قیمتی شده از آن دوری گزینند.
این توصیه را فراموش نکنید و آثار معجزه آسای آنرا ببینید، در روز آن قدر ورزش کنید که خسته شوید و شب هنگام به محض اینکه در بستر آرمیدید در خواب عمیقی فرو خواهید رفت و از شر بسیاری از خیالات و افکار مضر و کشنده که در این موقع به سراغ جوانان میآید در امان خواهید بود.
باید عادتی جانشین عادتی گردد
روان شناسان میگویند: برای تحرک یک عادت باید حتما سراغ عادت خوب رفت و آنرا جانشین عادت بد نمود.مثلا کسانی که عادت به قمار دارند، و با اینکه تمام زیانهای آنرا میبینند و حس میکنند، باز حاضر نیستند آنرا ترک گویند و به گفته خودشان وقت قمار که میرسد نمی فهمند چه نیروئی آنها را مانند یک اسیر و برده به سوی این عمل که عقل و وجدانشان آنرا محکوم ساخته میکشانند. چنین کسانی برای اینکه بر این عادت غلط پیروز شوند حتما باید در همان ساعات ، بازی صحیحی را (مانند یک مسابقه ورزشی سالم) جانشین بازی قمار کنند تا این عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد. و بعبارت دیگر انرژی خاصی که تحت تاثیر انگیزه ی عادت در آن حال تحریک میگردد باین سمت کشیده شود و مصرف گردد بدون اینکه هیچ گونه واکنش نامطلوبی داشته باشد. (دقت گردد).
در مورد عادات بد جنسی باید درست همان ساعاتی که انگیزه آن در مبتلایان تولید میشود به سراغ برنامه خاصی که برای چنین ساعتی قبل پیش بینی کردهاند بروند، و بسراغ مسابقه علمی، ورزشی، مسابقه هوش، مطالعه یک اثر جالب، یک ورزش مورد علاقه مانند کوهنوردی، اسب سواری و … این کار را آن قدر ادامه دهند که جانشین عادت بد سابق گردد.
پرهیز مطلق از تنهائی
اینگونه افراد باید حتما و بدون هیچ گونه قید و شرط از تنها ماندن بشدت اجتناب کنند. هرگز تنها نباشند، در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها برای مطالعه به نقاط خلوت نروند. و به محض اینکه در محیطی احساس کردند تنها هستند از آن محیط بیرون بروند. اینگونه افراد مخصوصا باید این نکته را فراموش نکنند که به مجرد اینکه نخستین تحریک را در خود حس میکنند بلافاصله برخیزند و سرگرم کار دیگری شوند،فراموش کردن این تذکر غالبا گران تمام میشود. تنهائی، محیط کاملا مساعدی است برای پرورش میکرب، این اعتیاد در فکر هر جوان و تمام جوانانی که میخواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظیم استمناء در امان باشند باید از تنهائی بپرهیزند.
ازدواج در نخستین فرصت
این افراد اگر امکاناتشان اجازه میدهد باید در نخستین فرصت ازدواج کنند، حتی اگر امکانات آنها تنها برای انتخاب نامزد (البته نامزد مشروع که عقد شرعی آن اجرا شده باشد) فراهم است باید این فرصت را نیز از دست ندهند.
خلاصه ازدواج تاثیر قابل توجهی در مبارزه با این انحراف جنسی دارد و در صورتی که دامنه توقعات را کوتاه و تشریفات زائد و بی جا را از آن حذف کنند کاری است بسیار سهل و ساده و آسان. ولی متاسفانه یک سلسله اوهام و قیود غلط، دست و پای غالب طبقات را - اعم از تحصیل کرده و بیسواد - در این قسمت بسته است. بعضی از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولی این وحشت کاملا بی اساس است زیرا با بکار بستن دستورها هم ترک این اعتیاد آسان است و هم پیروزی در تمام مراحل ازدواج و زنا شوئی.
تلقین و تقویت اراده
«تلقین» نیز در مبارزه با این عادت رل مهمی را بازی میکند. افراد معتاد باید مرتبا بخود تلقین کنند که بخوبی قادر هستند این عادت زشت را ترک گویند. برای اینکه تلقین در آنها اثر قوی و سریع ببخشد آنطور که یکی از اطبای روان شناس «دکتر ویکتور بوشه فرانسوی» میگوید: باید تلقین را به صورت زیر چندین روز پشت سر هم ادامه دهند- همه روز در محل آرامی که چیزی فکر آنها را بخود مشغول نسازد. فکر خود را متمرکز ساخته و با کلمات شمرده و محکم این جمله را تکرار کنند: «من به خوبی قادر هستم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم» تکرار این تلقین ساده اثر عجیبی در تقویت روحیه و ترک اعتیاد و هر عادت بدی دارد(میتوانید آزمایش کنید).
علاوه بر این باید برای تقویت اراده از مطالعه کتابهای روانی که برای تحکیم و رشد شخصیت و تقویت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زیرا همانطور که دانستیم و همه معتادانی که موفق به ترک این عادت بد و سایر اعتیادهای ناپسند شدهاند اعتراف دارند نخستین گام در این راه «اراده و تصمیم» است.
پرهیز کامل
از معاشرت و همنشینی با افراد منحرف و مبتلا به این عادت بد، در همه اوقات مخصوصا دوران مبارزه باید به طور مطلق دوری جست، همانطور که از مبتلایان به وبا فرار میکنند. علاوه بر این باید زیانها و عواقب دردناک و مرگبار این عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگیز این و آن ندهند. نقش معاشران بد و فاسد در ابتلای به این انحراف و ادامه آن بسیار عجیب است آنها برای اینکه کمتر احساس گناه و بدبختی کنند سعی دارند افراد دیگری را نیز مبتلا سازند. و به سرنوشت غم انگیز خود گرفتار نمایند.
لذا همواره میکوشند با سخنان وسوسه انگیز این عمل شوم و زشت را لذت بخش و کم ضرر جلوه دهند. ولی جوانان بیدار هرگز در دام وسوسههای شیطانی آنها نمیافتند.
تقویت عمومی و رژیم غذائی
داشتن یک رژیم غذائی کامل و سالم که موجب تقویت عمومی بدن گردد، نیز در مبارزه با این عادت بسیاری از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه میگیرد و یا خود عامل ضعف اعصاب است تاثیر قابل توجهی دارد. استحمام با آب سرد (البته در مواقعی که وضع هوا اجازه میدهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نیز کمک مؤثری باینگونه افراد میتواند بنماید.[۲۳]همچنین اینگونه افراد باید به شدت از پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان که عامل مؤثری برای تحریک مصنوعی است بپرهیزند.[۲۴]اینگونه لباسها اصولا برای همه ی جوانان زیانبخش و حتی گاهی خطرناک است هم به نمو رشد طبیعی جسم آنها صدمه میزند و هم وسوسه انگیز و تحریک آمیز است.
استمداد از نیروی ایمان و عقائد مذهبی
نیروی ایمان و عقیده مذهبی میتواند بزرگترین کمک را به این مبتلایان کند و آنها را بزودی از چنگال این عادت زشت و بد نجات بخشد. اینگونه افراد هرگز نباید خود را یک فرد نفرین شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلکه باید به لطف خداوند بزرگ کاملا امیدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز سر به سجده گذاشته و با آفریننده مهربان و بخشنده خود راز و نیاز میکنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خویش از او بخواهند که آنها را در ترک این عادت زشت یاری کند و از چنگال آن برهاند و مطمئنا هرگاه با جان و دل توجه نمایند، لطف خداوند مهربان بیاری آنها خواهد شتافت و در این مبارزه حیاتی پیروز خواهند شد.
و نیز باید در همه جا و در همه حال خدا را حاضر و ناظر بدانند و هرگز بخود اجازه ندهند در پیشگاه مقدس او دست به چنین کار خلافی بزنند. مااطمینان کامل داریم اگر مبتلایان دستورهای بالا را دقیقا برای فقط برای یک ماه بکار بندند از شر این انحراف رهائی خواهند یافت. و چون اغلب اختلافات خانوادگی گر چه ظاهرا بر سر جزئیات زندگی است ولی اساس آن را باید در عدم سازگارهای زنا شوئی و معاشرتها جستجو کرد. بنابراین اونانیسم یکی از عوامل متزلزل کننده ی پایههای خانوادگی و اجتماعی است و پدران و مادران باید به این مسئله توجه بیشتری داشته باشند و در تربیت فرزند خود مراقبت بیشتری نمایند و راهی را انتخاب کنند که نگذارند جوانان به این عمل زشت و خانه برانداز عادت کنند چون ترک آن بسیار مشکل خواهد بود.
برای پیشگیری از این عمل ناشایست، ما ده راه مهم را توصیه کردیم که میتوان به نحو احسن از آنها بهره گیری نموده و به کار بست. و این نکته باید قابل توجه باشد که، تربیت و راهنمائی صحیح فرزند توسط پدر و مادر، پایبند به اعتقادات مذهبی، ایمانی، تعلیم و تربیت توسط معلمان و مربیان خوب و با ایمان روابط دوستی و نزدیکی خانوادگی، معاشرتهای سالم دوستان با هم، مطالعه کتابهای مهم و مفید و … همه مؤثر است و باعث جلوگیری از این عمل ناپسند است.[۲۵]
اما از فصل هفتم به بعد در این جزوه در مورد قرآن و روایات است که این عمل را حرام میداند و عملی که حرام باشد باعث دخول در آتش جهنم است علی الخصوص عمل حرامی که به جسم و روح انسان ضرر بزند.
فصل هفتم
آیات قرآن درباره ی استمناء
در قرآن کریم صریحا نام استمناء به کار نرفته است، ولی اگر به تفاسیر آیات، آن هم از لسان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام. و میبینیم که آیاتی در قرآن آمده است که دال بر استمناء و حرام بودن آن است. البته هر آیهای از قرآن هفتاد بطن و معنا دارد.
الف: «لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه»
ترجمه: (و خودتان را بدست خودتان به هلاکت نیندازید).[۲۶]
ب: «فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون».
ترجمه: (هر کس با غیر از همسرش شهوتش را دفع کند ایشان از تجاوز کارانند).[۲۷]
فصل هشتم
روایات پیرامون استمناء
استمناء یعنی بیرون کردن منی خود است از راه غیر طبیعی، مانند مالیدن بدست یا سایر اعضاء خود یا به سایر اعضاء دیگری غیر از همسر.
روایات
سئل الصادق علیه السلام عن الخضخضه؟ فقال: اثم عظیم قد نهی الله عنه فی کتابه و فاعله کناکح نفسه و لو علمت بمن یفعله ما اکلت معه. فقال السائل بین لی یا رسول الله من کتاب الله نهیه؟
فقال قول الله تعالی: «فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون» و هو وراء ذلک.[۲۸]
ترجمه: از حضرت امام صادق علیه السلام سؤال شد راجع به استمناء با دست؟ فرمود: گناهی است عظیم. خداوند در کتابش از آن نهی کرده است و اگر من بفهمم کسی این کار را کرده با او غذا نمیخورم. سائل سؤال کرد این نهی در کجای قرآن است؟
فرمود: هر کس با غیر از همسرش شهوتش را دفع کند ایشان تجاوزکارانند. و استمناء از وراء ذلک است.
۲- فی خبر احمد بن عیسی سئل الصادق علیه السلام عن الخضخضه؟ فقال اثم عظیم. قد نهی الله عنه فی کتابه و فاعله کناکح نفسه و لو علمت بمن یفعله ما اکلت معه. فقال السائل بین لی یا رسول الله من کتاب الله فیه؟
فقال قول الله تعالی: «فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون» و هو فما وراء ذلک. فقال: الرجل ای اکبر الطنا او هی؟فقال علیه السلام: هو ذنب عظیم.[۲۹]
ترجمه: از حضرت امام صادق علیه السلام از حکم استمناء پرسیده شد؟ حضرت فرمود: ( گناه بزرگی است که خداوند در قرآن مجید از آن نهی فرموده است و استمناء کننده مثل این است که به خودش نکاح کرده و اگر کسی را که چنین کاری میکند بشناسم با او همخوراک نخواهم شد. راوی پرسید: از کجای قرآن حکم آن فهمیده میشود؟ حضرت فرمود: از آیه ی ( هر کس با غیر از همسرش شهوتش را دفع کند ایشان تجاوز کارانند). راوی پرسید: گناه زنا بزرگتر است یا استمناء؟ حضرت فرمود: استمناء گناه بزرگی است.
سؤال مهم:
شاید کسی بگوید: بعضی از گناهان آسان تر و کوچک تر از بعضی دیگرند، در حالی که ( این گونه نیست و)همه آنها نزد خدا بزرگند، زیرا همه آنها سرکشی اند و به یقین خداوند سر کشی را از جانب بندن خود دوست نمیدارد و از آن نهی کرده چون از کارهای شیطان است. همانا خداوند فرموده است: «لا تعبدوا الشیطان». ( شیطان را نپرستید).[۳۰]
و «ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوّا انّما یدعو حزبه لیکونوا من اصحاب السعیر». (البته شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید، او فقط حزبش را به این دعوت میکند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند). [۳۱]
۳- سالته عن الخضخضه؟ فقال: هی الفواحش.[۳۲]
از امام علیه السلام حکم استمناء را میپرسند؟ میفرماید: از گناهان بزرگ و بسیار زشت است.
۴- و فی الموثق فی الرجل ینکح البهیمه او یدلک؟ فقال علیه السلام کل ما انزل الرجل مائه من هذا و شبهه فهو زنا.[۳۳]
و از حکم کسی که با حیوانی جمع شود یا به وسیله مالیدن شهوتش را دفع کند پرسیدند. حضرت فرمود: هر کس شهوتش را به این وسیله و مانند آن دفع کند در حکم زنا کردن است یعنی با گناه زنا برابر است.
۵- قال الصادق علیه السلام: (ثلاثه یکلمهم الله تعالی و لا ینظر الیهم و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم النائف شیبه و الناکح نفسه و المنکوح فی دبره).[۳۴]
حضرت امام صادق علیه السلام میفرماید: سه دستهاند که خداوند با ایشان سخن نمیگوید و به نظر رحمت به ایشان نمینگرد و پاکشان نفرموده و بر ایشان عذاب دردناکی است.
۱- کسی که موی سفیدش را بکند (تا نمایش دهد که جوان است)
۲- و کسی که بوسیله عضو خودش شهوتش را خارج کند
۳- و کسی که با او لواط کرده شود.
۶- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «ناکح الکف ملعون».[۳۵]
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودهاند: هر کس با دستش شهوتش را بیرون کند ملعون است.
۷- قال المعصوم علیه السلام: «ایاکم و الاستمناء فانه یورث الدعو یجرکم النار».[۳۶]
بپرهیزید از جلق زدن و استمناء کردن، زیرا این عمل تولید مرض میکند و شما را به آتش جهنم میکشاند.
۸- از امام صادق علیه السلام روایت شده که مردی با آلتش بازی کرده بود. او را ن زد امیرالمؤمنین علی علیه السلام آوردند آن حضرت (تنها) به قدری با تازیانه بر دستش زد که سرخ شد. سپس به هزینه بیت المال او را تزویج نمودند.[۳۷]
۹- در روایتی آمده است که در عهد امیرالمؤمنین علیه السلام مردی استمناء کرد و خبرش به گوش ایشان رسید. ایشان دستور دادند که (تنها) به قدری با تازیانه بر دستش بزنند که سرخ شود. سپس از او پرسید که متاهل است یا مجرد؟ و چون دانست که مجرد است به او دستور ازدواج داد ، اما او به خاطر فقری که دچارش بود گفت: که توان ازدواج ندارد. حضرت او را از کرده خویش توبه داد و سپس بی درنگ تزویجش نمود و مهر زنش را نیز از بیت المال پرداخت.[۳۸]
۱۰- قال علی علیه السلام : الاستمناء بالید ذلک الواد الخفی.
استمناء با دست همانتا زنده به گور کردن است.[۳۹]
فصل نهم
سخنان فقهاء و صاحب جواهر الکلام
صاحب جواهر میفرمایند: پس از معنای استمناء (که تعریف آن در فصل هشتم گذشت) مستفاد از ادله جواز استمناء با زوجه و کنیز است، لکن اولی ترک آن است و در مسالک نیز قریب به همین را ذکر فرموده، لیکن طریق احتیاط ترک آن است.
در آخر جواهرکتاب حدود آمده است که : هر کس به دستش یا عضو دیگرش استمناء کند باید تعزیر شود . چون کار حرامی بلکه کبیرهای را مرتکب شده است.[۴۰]
مراجع تقلید و فقهاء در رسالههای عملیه اشان درباره ی استمناء سخنانی را ایراد فرمودهاند که عبارتند از:
الف: استمناء در حج
اگر کسی در حج استمناء کند بر او واجب است که یک شتر قربانی کند و این کفاره ی گناهش میباشد. و در روایتی آمده است که در سال آینده حج کند.[۴۱]
ب: استمناء در ماه مبارک رمضان
یکی از مبطلات روزه این عمل کثیف میباشد، کسی که این کار را انجام دهد باید کفاره دهد و کفاره اش این است که: یک بنده آزاد کند و اگر نتوانست دو ماه پی در پی روزه بگیرد که باید سی و یک روز آن پشت سر هم باشد و باید در این ۳۱ روز ، روزه ی حرام در بین آن نباشد (مثل روزه ی عید فطر و عید قربان) و مابقی بیست و نه روز دیگر آن اگر پشت سر هم نباشد اشکالی ندارد. و اگر نتوانست شصت فقیر را اطعام کند.[۴۲]
فصل دهم: استمناء کننده باید تعزیز شود
تعزیر یعنی مجازاتی که برای گناه به صلاح دید حاکم برای مجرمین معین میشود. و تعزیر یعنی تازیانه خوردن.
کسی که این عمل کثیف و آلوده و خانمانسوز را انجام دهد به هر مقدار که امام (در زمان غیبت یعنی حاکم شرع) صلاح بداند تعزیر میشود.
استمناء با شهادت دو عادل یا دو بار اقرار ثابت میشود و یکبار اقرار نیکوست و کافی است.[۴۳]
شهید در کتاب مسالک روایت کرده که حضرت علی علیه السلام آنقدر به کف دست مردی که استمناء کرده بود زد که قرمز شد. که روایات آن در باب روایات استمناء گذشت.
نتیجه گیری
تردیدی نیست که خدای حکیم غریزه ی زناشوئی را به منظور بقاء نسل در اصلاب بشر نهاده، نه فقط برای استماع لذت بردن. بنابراین اشخاصی که استمناء کنند:
اولا: با خداوند مخالفت کردهاند. چه آن که استمناء مطلقا موجب قطع نسل میشود.
ثانیا: با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اولی الامر مخالفت ورزیدهاند، زیرا که در کتاب مسالک و بحار و غیره از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کردهاند که : (انه لعن الناکح کفه). یعنی خداوند لعنت کرده کسی را که با خود نکاح کند ، یعنی با دست خود کاری کند که انزال منی شود.
ثالثا: باقرآن مخالفت نمودهاند . طبق آیه ی ۱۹۵ سوره ی بقره: «خودتان را به هلاکت نیندازید». و طبق سوره ی مؤمنون آیه ۷ «هر کس با غیر از همسرش شهوتش را دفع کند ایشان تجاوز کارانند.»
رابعا: عمل استمناء موجب تعزیر (یعنی تازیانه خوردن) خواهد بود . طبق آنچه که در این جزوه گذشت.
خامسا: با حفظ الصحه خود مخالفت کرده، زیرا که عمل استمناء بسیار با حفظ الصحه (چنان چه به شرح رفت) مخالف را حرام دانسته و مردم را اکیدا از این حرکت نهی فرموده است.(طبق حدیث ۷ از همین جزوه).
سادسا: امراضی که انسان دچار میشود (طبق زیانهای استمناء که گفته شد).ثابت شد از حکم به آیات قرآن و روایات وارده از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و سخنان پزشکان و وروان شناسان و فتاوی مراجع تقلید دامت برکاتهم که این عمل کثیف و آلوده و خانمانسوز و اعتیاد آور و منقطع کننده ی نسل ، که این فعل حرام و خلاف شرع مقدس اسلام است.
و هم از نظر عرفی و به طور خلاصه از تمامی جهات حرام و نا پسند است.
فهرست منابع و مآخذ
۱-قرآن کریم
۲-بحار الانوار/ علامه مجلسی/ موسسه الطبع و النشر/ چاپ اول/۱۴۱۰ق.
۳-وسائل الشیعه/ شیخ حر عاملی/ موسسه آل البیت علیهم السلام/ چاپ اول/ ۱۴۰۹ق.
۴-جواهر الکلام/ شیخ محمد حسن نجفی/ موسسه دائره المعارف اسلامی بر مذاهل اهل البیت علیهم السلام/ چاپ اول/۱۴۲۱ق.
۵-مختصر النافع/ محقق حلی/ موسسه المطبوعات الدینیه/ چاپ ششم/۱۴۱۸ق.
۶-گناهان کبیره/ سید عبدالحسین دستغیب/ دفتر انتشارات اسلامی/ چاپ دوازدهم/ ۱۳۷۸ش.
۷-تهذیب الاحکام/ شیخ طوسی/ دارالکتب الاسلامیه/ چاپ چهارم/ ۱۴۰۷ق.
۸-الاستبصار/ شیخ طوسی/ دارالکتب الاسلامیه/ چاپ اول/ ۱۳۹۰ق.
۹-طب النبی و طب الصادق علیهما السلام/ ابوالعباس مستغفری.
۱۰- توضیح المسائل مراجع/ سید محسن بنی هاشمی خمینی/ دفتر انتشارات اسلامی/ چاپ اول/ ۱۳۷۷ش.
۱۱- مشکلات جنسی جوانان/ ناصرمکارم شیرازی/انتشارات نسل جوان/ چاپ اول/ ۱۳۶۸ش.
۱۲- مسائل عصر جدید/ سید مهدی غضنفری/ انتشارات مولف/ چاپ اول/ پائیز/ ۱۳۷۲ش.
۱۳- بابی گری و بهائی گری/ محمد محمدی اشتهاردی/ ناشر کتاب آشنا/ چاپ اول/ ۱۳۷۹ش.
۱۴- شرح نهج البلاغه/ ابن ابی الحدید معتزلی.
۱۵- المقنعه/ شیخ مفید/ کنگره جهانی هزاره شیخ مفید / چاپ اول/۱۴۱۳ق.
۱۶- آنچه یک جوان باید بداند(ویژه پسران)/ رضا فرهادیان
۱۷- بلوغ/ موریس دبس/ ترجمه اسحاق لاله زاری/ انتشارات تهران.
۱۸- دانستنیهای دختران جوان/ لطیف راشدی/ نشر مصطفی/ چاپ اول / بهار ۱۳۷۷ش.
۱۹-آموزش زنا شوئی برای همسران جوان/ نصرالله فرمایش/ انتشارات باربد/ چاپ چهارم/ ۱۳۷۷ش.
پانویس
- ↑ مراجع میفرمایند: نگاه کردن به اندامهای برهنه و لخت زنان و دختران حرام است.
- ↑ مشکلات جنسی جوانان ص 147
- ↑ مشکلات جنسی جوانان ص 170.
- ↑ همان ص 151.
- ↑ آموزش زنا شوئی صص 95 و 96
- ↑ گناهان کبیره ج 2 صص 223 تا 225.
- ↑ آنچه یک جوان باید بداند ویژه پسران پاورقی ص 61و 62 به نقل از کتاب بلوغ دکتر احمد صبور اردو بادی.
- ↑ مشکلات جنسی جوانان ص 39
- ↑ مشکلات جنسی جوانان ص 140 و 141
- ↑ آموزش زناشوئی برای همسران جوان ص 96.
- ↑ گناهان کبیره ج 2 ص 336.
- ↑ مشکلات جنسی جوانان ص 141
- ↑ مشکلات جنسی جوانان ص 142
- ↑ گناهان کبیره ج 2 ص 335 و336.
- ↑ مسائل عصر جدید م124ص286.
- ↑ فلسفه احکام جدید از نظر علوم جدید پاورقی صص 205و206
- ↑ مسائل عصر جدید م124 ص 286
- ↑ مسائل عصر جدید م124 ص 287
- ↑ دانستنیهای دختران جوان ص102 به نقل از بلوغ دبس ص63.
- ↑ بابی گری و بهائی گری ص 197
- ↑ مجمع البیان طبق آیه 29 سوره نساء
- ↑ مشکلات جنسی جوانان صص 160 تا 163
- ↑ مؤلف گوید: پسران جوانی که غریزه جنسی آنها تحریک شده، ولی هنوز امکانات ازدواج برایشان مهیا نیست باید با روزه گرفتن و کمتر غذا خوردن خصوصا غذاهای شهوت انگیز، هیجان شهوت را در خود آرام کنند و نیز با سرگرم کردن خویش به ورزش و مطالعه و حضور در مجالس سوگواری اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام علی الخصوص سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام از شدت این غریزه بکاهند.
- ↑ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودهاند: سه چیز موجب رشد بدن است:1- عطر زدن 2- خوردن عسل 3- پوشیدن لباسهای نرم (نه لباسهای تنگ و چسبان). (طب النبی ص 37)
- ↑ مشکلات جنسی جوانان صص 160 تا 175
- ↑ بقره/ 195.
- ↑ مؤمنون/ 7.
- ↑ بحار ج 104 ص 30 و مسائل عصر جدید م 124 ص 286
- ↑ جواهر الکلام ج 41 ص 547 و وسائل الشیعه ج18 ص 575
- ↑ یس/60.
- ↑ فاطر /6.
- ↑ وسائل الشیعه ج14 ص 267
- ↑ همان ج 14 ص 265
- ↑ همان ج 14 ص 265
- ↑ همان ج 14 ص 268
- ↑ مستدرک الوسائل باب نکاح ص 570 و گناهان کبیره ج 2 ص 333
- ↑ فلسفه احکام جدید از نظر علوم جدید ص 207
- ↑ الاستبصار ج 4 ص 226، ح 1 و مشابه آن در تهذیب الاحکام ج 10 ص 64 ب 4 ح 16
- ↑ شرح نهج البلاغه ج 19 ص 89.
- ↑ گناهان کبیره ج 2 ص 332
- ↑ مختصر النافع مبحث حج ص 110
- ↑ توضیح المسائل مراجع ج 1 مبحث مبطلات روزه
- ↑ مختصر النافع ص 213







