کتابخانه:چرا باید فکر کنیم
|
| |
| نویسنده | مهدی خدامیان آرانی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | دعوت |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۹ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۲۹۰۹-۶۱-۲ |
| دانلود | |
محتویات
مقدمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
از اینکه تصمیم گرفتهاید این کتاب را مطالعه کنید از شما تشکّر میکنم و خوشحالم که شما هم به تفکّر، اهمیّت میدهید.
کتابی که در دست دارید به شما کمک میکند تا با ارزش تفکّر در آموزههای دینی، بیشتر آشنا شوید.
یکی از مهمّترین ویژگی مکتب آسمانی ما، تأکید بر تفکّر و اندیشه است و چه زیبا است که پیروان این مکتب در زندگی خود به این نکته، توجّه بیشتری داشته باشند.
تلاش ما بر این بوده است که همگام با سخنان نورانی اهلبیت(ع) از مباحثی که در مورد تفکّر در جهان امروز مطرح است نیز بهرهمند شویم.
این کتاب میخواهد شما را با قانون جذب آشنا سازد، قانونی که برای اوّلین بار در کلام حضرت علی(ع) به آن اشاره شده است.
قانون جذب میگوید: «به هر چه بیندیشی آن را به سوی خود جذب میکنی».
شما میتوانید با آگاهی از این قانون، زندگی خود را متحوّل کنید.
بسیار خوشحال میشوم که از نظرات شما در مورد این کتاب بهره ببرم ، منتظر شما هستم .
مهدی خُدّامیان آرانی
قم، فرودین ۱۳۸۷
به هر چه فکر کنید، آن را جذب میکنید
آیا تا به حال به این نکته توجّه کردهاید که چرا گروهی از مردم، همواره در فقر و فلاکت زندگی میکنند؟
آیا فکر کردهاید چرا عدّهای از مردم، همیشه در بیماری به سر میبرند؟
و از آن مهمّتر اینکه گروهی دیگر از انسانها در زندگی خود صحنههایی از کارهای خوب و زیبا میآفرینند و مایه افتخار جامعه میشوند و بر عکس، افرادی را میبینیم که گویی کار دیگری به غیر از شرارت نمیتوانند بکنند.
خواننده عزیز!
در اینجا میخواهم شما را با قانون مهمّی آشنا کنم؛ قانونی که آشنایی با آن در زندگیم، تغییرات زیادی ایجاد نمود و امیدوارم همانگونه که آگاهی با این قانون کمک شایانی به من در راه کمال و موفقیّت نمود، برای شما هم مفید واقع شود.
قانون جذب میگوید: به هر آنچه اندیشه کنی و در مورد آن فکر کنی، آن را به سوی خود جذب میکنی.
فرض کن یک ماشین مدل پایین داری که سالهای زیادی از عمر آن گذشته باشد، وقتی با این ماشین رانندگی میکنید به ندرت پیش میآید که این ماشین به جایی یا به ماشین دیگری برخورد کند.
امّا وقتی که یک ماشین نو و شیک خریداری میکنید، میبیند که در همان روزهای اوّل ماشین شما به جایی برخورد میکند و حسابی آسیب میبیند.
علّت چیست؟ شما که همان راننده قبلی هستید و با همان مهارت، رانندگی میکنید، پس چطور شد که شما با آن ماشین قبلی، تصادف نکردید ولی اکنون که یک ماشین نو و شیک خریداری کردی، این تصادف برای شما پیش آمد؟
جواب این است که وقتی شما با ماشین قبلی (که یک ماشین رنگ و رو رفته بود) رانندگی میکردید؛ هرگز به تصادف فکر نمیکردید، یعنی تصوّر نمیکردید، این که ماشین شما به دیوار یا ماشین دیگری برخورد کند و رنگ آن برود و برای شما مهم نبود.
برای همین شما به تصادف فکر نمیکردید و امّا اکنون که ماشین نو خریداری کردهاید، همواره در هنگام رانندگی با خود میگویید:
«نکند رنگ ماشین من صدمهای ببیند؟ نکند با دیوار برخورد کنم و از کلاسِ ماشین من کم شود».
پس ذهن شما به تصادف میاندیشد و شما غافل هستید که ذهن انسان به هر چه فکر کند، آن را جذب میکند.
ذهنی که به تصادف میاندیشد، آن را به سوی خود جذب میکند، برای همین وقتی که شما سوار ماشین شیک خود شدهاید، صحنه تصادف برای شما پیش میآید.
آری، هنگامی که رویِ موضوعی فکر میکنید بیاختیار به سوی آن کشیده میشوید.
شجاعت بزرگ فکر کردن!
از خود شجاعت نشان بده و به چیزهایی فکر کن که نهایتِ آرزوی تو است.
تو باید فکر خود را تغییر دهی، وقتی که فکرت عوض شد، دنیای تو هم عوض خواهد شد.
به یقین بدان وقتی جرأت فکر کردن به اندیشههای بزرگ را پیدا کنی به جای شکست و مشکلات، با موفقیّت و کامیابی رو به رو خواهی شد. حتما دیدهای که بعضی از مردم فقط بلد هستند از زمین و زمان شکایت بکنند.
ـ چرا این همه بلا باید سر من بیاید؟!
ـ اُف بر این دنیا! عجب اوضاع خرابی شده است!
امّا غافل از این که وقتی ذهنی فقط به سختیها و بلاها اندیشه میکند، همانها را به سوی خود جذب میکند.
این قانون ذهن است که به هر چه توجّه پیدا کنی، آن چیز در زندگی تو رشد میکند و زیادتر میشود.
به همین دلیل، ما میبینیم آنان که لب به شکایت میگشایند و از روزگار بدگویی میکنند هیچ وقت در زندگی خود، روی شادی و نشاط را نمیبینند.
پیامبر دستور داده است تا ما هرگز به روزگار، بد و ناسزا نگوییم.[۱]
همه ما همچون مغناطیس هستیم. شما میتوانید به جای فکر کردن و سخن گفتن در مورد بدبختی، در ذهن خود، جایگاه زیبایی از امید به آیندهای زیبا بسازید که همه موهبتهای خدای مهربان را به سوی خود جذب کنید.
شاید شما از میزان نفوذ اندیشه اطّلاع زیادی نداری، خوب است در اینجا مثالی بزنم:
فرض کنید به شما پیشنهاد میشود تا از روی تختهای که در کف حیاط خانه قرار دارد راه بروید؛ این کار، بسیار ساده است.
امّا اگر همین تخته را در ارتفاع بلندی قرار داده باشند و به شما بگویند از روی آن راه بروید شما از انجام آن خودداری میکنید.
چون اندیشه سقوط در ذهن شما چنان حکمفرمایی میکند که شما را از این کار منع میکند.[۲]
اکنون که با قانون جذب آشنا شدید خوب است بدانید که حضرت علی(ع)، چهارده قرن قبل، به شیوه جذب ذهن انسان، اشاره نمودهاند.
آن حضرت فرمودند: «اندیشه کار خیر، تو را به سوی عمل به آن، جذب میکند».[۳]
و در سخن دیگر ایشان آمده است: «هر آن کس که به گناهان زیاد فکر میکند، گناهان او را به سوی خود میکشانند».[۴]
و در جای دیگر گفتهاند: «هر آن کس که به لذّتها و هوسها فکر کند، هوسها بر او غلبه میکنند».[۵]
البتّه حضرت علی(ع) در این کلام خود، فکر کردن به گناهان را نه تنها مایه جذبِ آنها میداند بلکه به نکته مهم دیگری نیز اشاره میکند که اگر فکر کردن به گناه زیاد باشد، باعث میشود که انسان در گرداب گناه غوطه ور شود و گناه بر او غلبه پیدا کند.
این نکته بسیار ارزشمندی است که اگر ما میخواهیم اهل تقوی و پاکدامنی باشیم باید از مرحله ذهن شروع کنیم.
ما اگر بخواهیم به گناه آلوده نشویم و به مقام بالای معنویّت و کمال برسیم باید تصمیم بگیریم که به گناه فکر نکنیم.
آن کسی که ذهنی پر از تصاویر گناه دارد و کارکرد ذهن او کارکردی منفی است باید بداند که سرانجام به آتش معصیت، گرفتار میآید و پاکی روح خود را از دست میدهد.
آری، اوّلین اقدام شیطان برای فریب انسان، فکرِ گناه است، ما باید اینجا محکم بایستیم و به گناه فکر نکنیم و بدانیم که این کار، بسیار سادهتر و راحتتر از مقابله با خود گناه است.
راه کمال و سعادت این است که مواظب ذهن و فکر خود باشی و نگذاری این ساحت مقدّس، به گناه آلوده شود. البتّه باید برای ذهن خویش افکار مثبت و زیبا آماده کنی تا ذهن به آنها بیندیشد و زیباییها در زندگی شما رشد کند و زیاد شود.
وقتی تصویر یک گناه میخواهد در ذهن ما جای بگیرد، میتوانیم با استفاده از قانون جابجایی، تصویر گناه را در ذهن خود با یک تصویر زیبای معاشقه با خداوند متعال جایگزین کنیم.
برای همه ما پیش آمده است که در یک لحظه، دلمان شکسته و خداوند را از صمیم دل، صدا زدهایم و بعد از آن به آرامش دلنشینی، دست یافتهایم.
ما باید این صحنه را در ذهن خود مجسم کنیم و به آن اندیشه کنیم تا این صحنه در ذهن ما رشد کند و ما به سوی آن جذب شویم و دوباره شاهد تکرار لحظات معاشقه با خداوند باشیم و به راستی که لذّتی بالاتر از این لحظههای ناب مناجات با خدا نیست!
چگونه توفیق الهی را همراه خود سازیم؟
یکی از امور مهمّی که ما همواره باید از خداوند در دعاهای خود بخواهیم، توفیق انجام کارهای خیر میباشد.
در دعاهایی که از ائمّه معصومین(ع) رسیده است، چنین میخوانیم: «خدایا! به من توفیق اطاعت خود را عنایت کن و توفیق آن چه را که مایه رضایت تو میشود، کرم نما».[۶]
در مورد توفیق و اهمیّت آن سخنان زیادی از امامان معصوم(ع) به ما رسیده است که من در اینجا به بیان گوشهای از آن میپردازم:
حضرت علی(ع)، توفیق را به عنوان «مهربانی مخصوص خداوند» معرّفی میکند.
توفیق، بهترین و والاترین نعمت خداوند است و اساس سعادت بشر همین توفیق میباشد.[۷]
آیا شما میتوانید به این سؤال جواب بدهید؟
ما چگونه میتوانیم توفیق الهی را به سوی خود جذب کنیم؟
آیا راهی به ذهن شما میرسد که به وسیله آن بتوانیم توفیق الهی را جذب کنیم؟
آیا مایل هستید به دستوری که حضرت علی(ع) برای جذب توفیق الهی مطرح میکنند، گوش جان بسپاریم؟
آن حضرت میفرمایند: «هر کس در نعمتهای خداوند اندیشه کند، به توفیق دست پیدا میکند».[۸]
پس اگر میخواهی به توفیق الهی، دست پیدا کنی در نعمتهایی که خدا به تو داده است، اندیشه کن و ببین که خدای مهربان از همان لحظه اوّل زندگی، چقدر در حقّ شما مهربانی و لطف نموده است.
ما هنوز به دنیا نیامده بودیم که غذایِ ما را در سینه مادر آماده کرد و عشق ما را در قلب پدر و مادرمان قرار داد به گونهای که آنها ما را بیشتر از جان شیرین خود دوست دارند و برای پرستاری ما چه زحماتی را متحمّل شدهاند.
به راستی، چه کسی بود که این چنین، مهر ما را در قلب پدر و مادر قرار داد؟
وقتی برای فکر کردن
پیامبر اسلام از همه ما میخواهد تا وقت خود را به این چهار قسمت، تقسیم کنیم:
۱ . مناجات با خداوند
۲ . محاسبه کردن نفس خود
۳ . تفکّر دربارهٔ نعمتهای خداوند
۴ . استفاده از لذّتهای حلال.[۹]
ما باید همان گونه که برای نماز خواندن و عبادت کردن وقت میگذاریم، ساعتی هم با خود خلوت کنیم و در نعمتهایی که خداوند به ما داده است، فکر کنیم و به این وسیله، دریایی از رحمت و توفیق الهی را به سوی خود جذب نماییم.
آیا موافقی بعضی از نعمتهایی که خدا به ما داده است را مورد بررسی قرار بدهیم؟
آیا میدانید که در ریههای شما، حدود هفتصد و پنجاه میلیون بادکنک کوچک وجود دارند که همواره از هوا پر و خالی میشوند و اکسیژن را به خون میرسانند؟
اگر قیمت هر کدام از آنها را فقط ده تومان حساب کنید (در حالی که بشر با تمام پیشرفتهای خود از ساختن یکی از آنها عاجز است)، در همین سینه شما، هفت میلیارد و نیم تومان، سرمایه وجود دارد.
آیا اطلاع دارید که در خون شما ۳۰ هزار میلیارد سرباز سرخپوش (گلبولهای قرمز) وجود دارند که نقش خدمتگزارانی صمیمی را ایفا میکنند و اکسیژن را که مایه حیات سلولهای بدن ما میباشد از ریه به سلولها میرسانند و گاز کربنیک را که یک ماده کشنده و سمّی است، از آنها گرفته و به ریهها میآورند تا به این وسیله هوای تنفسی به خارج بدن دفع شود؟
در مدت ۳۰ ثانیه این گلبولهای قرمز به تمام سلولهای بدن سرکشی میکنند و با جدّیت و نظم، وظیفه خود را انجام میدهند؛ یعنی هم به سلولها غذا میرسانند و هم نقش یک سازمان نظافت را در بدن ایفا میکنند.
عجیب است که روزانه ۲۰۰ میلیارد از این سربازان سرخپوش در راه انجام وظیفه خود فدا میشوند و برای این که در این سازمان خدمت رسانی، خللی ایجاد نشود معادل همین مقدار، هر روز تولید میشود.
آیا میدانید که در خون شما پنجاه میلیارد سرباز سفیدپوش نیز (گلبولهای سفید) وجود دارد که در بدن شما نقش یک ارتش مجهّز را بازی میکنند و به همه قسمتهای بدن شما سر میزنند و هرگاه نقطهای از بدن شما مورد هجوم میکروبها قرار بگیرد با آنها مبارزه کرده و در راه سلامت بدن شما تا سر جان فداکاری میکنند، و به راستی اگر این سربازان مدافع نبودند، سلامت بدن ما در مقابل هجوم میکروبها به خطر میافتاد.
من در اینجا میخواهم به نکتهای اشاره کنم و آن این است که انسانها تا قبل از قرن هفدهم که ویلیام هاروی، گردش خون را کشف کرد، هیچ کس از این نعمت بزرگ خبری نداست.
آری، انسانها هزاران سال، از این نعمت بزرگ، بیخبر بودند حتّی هنگامی که ویلیام هاروی در سال ۱۶۲۸ در کتاب خود به تشریح گردش خون در بدن انسان پرداخت با مخالفت شدید دانشمندان رو به رو شد.
بیست و پنج سال طول کشید تا جامعه علمی، نظریّه او را پذیرفت و در این مدّت، مردم او را دیوانه و مجنون میپنداشتند و همه پزشکان او را از خود میراندند.
آری، خداوند از اوّل خلقت انسان، در بدن او، نعمت گردش خون و گلبولهای سفید و قرمز را قرار داده بود ولی انسانها از آن غافل بودند.
به راستی اکنون هم نعمتهای زیادی در زندگی ما وجود دارد که ما اصلاً از آنها آگاهی نداریم!
آری، نعمتهای خداوند بسیار زیاد است و انسان قادر به شمردن آنها نیست.
هر گاه بادبادکی را دیدی که در بلندای آبی آسمان جلوهنمایی میکند بدان که این را مدیون وجود باد مخالف است.
حال پیام این بادبادک این است که وجود دشمن برای کمال انسان، طبیعی است و هر چقدر انسان بزرگ و بزرگتر شود، دشمنان بیشتری خواهد داشت، پس انسان نباید در زندگی از وجود دشمن گلهمند باشد، چرا که به قول اندیشمندان، وجود دشمن نشانه بزرگی انسان میباشد.
۹ - پیام آب دریا: آب دریا بسیار شور است و انسان هر آنچه از آن بخورد تشنگی او نه تنها تمام نمیشود بلکه بر تشنگی او افزوده میشود.
چه بسیار افرادی بودهاند که در گرداب طوفان گرفتار آمده و کشتی آنها به وسط اقیانوس رفته و ذخیره آب آنها تمام شده است و آنها از فرط تشنگی از آب دریا نوشیدهاند امّا تشنگی آنها افزون شده و تشنگی بیشتر همان و نوشیدن آب دریای بیشتر همان تا آنجا که جان دادهاند.
آری دنیای فانی هم مانند آب دریا است که هر چه انسان به سوی آن برود باز عطش او نسبت به جمع مال دنیا زیادتر میشود.[۱۰]
۱۱ - پیام رادیاتور ماشین: آیا فکر کردهای اگر رادیاتور ماشین شما خراب باشد چه اتّفاقی پیش میآید؟
این رادیاتور است که به سرد کردن موتور ماشین میپردازد و در صورت خرابی آن، خطر از بین رفتن موتور ماشین وجود دارد.
حال این چشم شما هم رادیاتور قلب شما است باید مواظب باشی که این رایاتور وظیفه خود را خوب انجام دهد.
اگر دیدی که اشک چشم شما خشک شده است بدان که چه بسا ممکن است قلب شما از بین برود پس بپاخیز و به چشم خود التماس کن تا قطره اشکی در آن حلقه زند.
۱۲ - پیام عینک: نمیدانم شما عینک به چشم دارید یا نه، ولی به هر حال آیا میدانی از این عینک، چه درسی را باید یاد بگیریم؟
آری، موقعی که چشم ضعیف میشود، دکتر برای چشم عینک تجویز میکند. حال باید بینی بار عینک را به دوش بکشد تا همسایه او یعنی چشم در راحتی باشد.
آری، ما باید درس همسایهداری را از بینی یاد بگیریم. موقعی که همسایه ما به ما محتاج شد و دست یاری به سوی ما دراز کرد، او را یاری کنیم.
چمنزاری برای درازگوش خدا
حتما شما با کسی آشنا شدهاید که او بسیار اهل عبادت و دینداری بوده است و به این دلیل به او علاقه پیدا کرده و دایم از او تعریف و تمجید کردهاید.
مثل این جریان برای «سلیمان دیلمی» پیش آمد که با کسی آشنا شده بود و او را اهل عبادت و دینداری یافت و برای همین در حضور امام صادق(ع) از او تعریف کرد که ای آقای من! فلانی اهل نماز و روزه است و چه آدم دینداری میباشد.
شما فکر میکنید برخورد امام صادق(ع) در مقابل این تعریفها چه بود؟
آیا او هم مثل ما شیفته آن شخص شد؟
عجیب است که امام صادق(ع) به سلیمان دیلمی چنین فرمودند: تو که از فلانی این همه تعریف میکنی، آیا میدانی که او چقدر اهل عقل و اندیشه است؟
سلیمان گفت: نمیدانم، من فقط عبادتها و نمازهای او را دیدهام.
امام صادق(ع) فرمودند: همانا پاداش و بهره هر فرد از عبادت به اندازه عقل او است.
بعد آن حضرت حکایت جالبی را برای سلیمان نقل کردند که من در این جا آن را برای شما میآورم.
در میان بنیاسرائیل شخصی بود که در جزیرهای زندگی میکرد و تمام عمر مشغول عبادت خداوند بود.
جزیرهای که او برای عبادت انتخاب کرده بود جزیرهای خوش آب و هوا و سرسبز و خرّم بود و درختان سر به فلک کشیده و نهرهای آب زیادی داشت.
یک روز یکی از فرشتگان، مجذوب عبادتهای این فرد شد و برای همین از خداوند خواست تا مقام این بنده عبادت کننده را ببیند.
البتّه این فرشته خیال میکرد که این شخص مقامی بس بزرگ نزد خداوند دارد.
خداوند متعال، مقام آن عبادتکننده را نشان آن فرشته داد، آن فرشته بسیار متعجّب شد، چون دید که مقام او نزد خدا بسیار کمتر از آن چیزی است که تصوّر میکرد.
چون خداوند متعال دید که این فرشته از مقام کوچک این شخص متعجّب شده است به فرشته وحی کرد که مدّتی با این فرد همراه و همدم شود تا به راز این مسأله پی ببرد.
فرشته به امر خدا به آن جزیره آمد و به صورت یک انسان به سوی خانه او رفت و درِ خانه او را زد.
مرد گفت: تو کیستی؟، فرشته گفت: من شنیدهام که تو در این مکان مشغول عبادت خدا هستی، پس به نزد تو آمدم تا در کنار تو به عبادت خداوند مشغول باشم. آن شخص، فرشته را به خانه خود راه داد.
یک روز سپری شد و آن فرشته دید که این بنده خدا همواره مشغول عبادت است.
فردا صبح فرشته نگاهی به اطراف خانه آن مرد انداخت و گفت: عجب جای باصفایی داری، واقعا که برای عبادت کردن بسیار خوب است. مرد گفت: آری، ولی این جا یک عیب بزرگ دارد.
فرشته با تعجّب گفت: چه عیبی؟ مرد گفت: نگاه کن، ببین چقدر علفهای سبز در این جا روییده است، من یک آرزویی دارم، کاش خدای ما یک گدرازگوشی میداشت و ما آن درازگوش خدا را در این علفزار میچراندیم به راستی که این علفها هدر میرود و کسی از آنها استفاده نمیکند، چقدر خوب است که درازگوش خدا این علفها را بخورد و افتخاری هم نصیب من شود.
آن فرشته باور نمیکرد که عقل این فرد تا این اندازه کم باشد که از میان این همه آرزو، آرزوی چرا دادن درازگوش خدا را داشته باشد.
او خدا را مانند یک انسانی ضعیف فرض کرده بود که نیاز به یک مرکب دارد.
خداوند چون تعجّب آن فرشته را دید به او چنین وحی کرد: «من مقام و پاداش هر کس را به مقدار عقل او میدهم».
آری، خدا به زیادی عبادت بنده خود نگاه نمیکند بلکه به زیادی عقل او نظر میکند.[۱۱]
راه رسیدن به دعای برزگ
اگر قرار باشد فقط یک دعای شما مستجاب شود، چه دعایی میکنید؟
بعضیها توصیه کردهاند که این دعا، دعای عاقبت به خیری باشد که از هر دعایی بالاتر و بهتر است.
از دعاهای مختلفی که از ائمه اطهار(ع) رسیده است، استفاده میشود که باید همواره برای عاقبت به خیر شدن خود دعا کنیم.[۱۲]
حال این سؤال مطرح است که ما چگونه میتوانیم عاقبت به خیر شویم؟
در روایات آمده است: «هر کس که اندیشه او زیاد باشد عاقبت به خیر میشود».[۱۳]
یعنی یک ارتباط مستقیمی بین عاقبت به خیری و زیاد فکرکردن وجود دارد.
حُرّ ریاحی، کسی بود که در مسیر کوفه، راه را بر امام حسین(ع) بست ولی در لحظات آخر به فکر فرو رفت و خود را بین بهشت و جهنّم دید و چون اهل فکر بود، راه سعادت را انتخاب کرد.
امّا شیطان با این که معلّم فرشتگان بود و برای آنان درس خداشناسی میگفت امّا وقتی خدا به او دستور داد تا بر حضرت آدم(ع) سجده کند در مورد عاقبت سرپیچی از فرمان خدا فکر نکرد و برای همین از درگاه خدا برای همیشه رانده شد.
قدرت عجیب ذهن من
یکی از قطارهای باربری، واگن مخصوص حمل گوشت داشت که با آن گوشتهای منجمد شده را منتقل میکردند. در ایستگاهی، یکی از مأمورین قطار به طور اتّفاقی در داخل این واگن گرفتار میشود و هیچ کس متوجّه این مطلب نمیشود و قطار حرکت میکند.
مأموری که در واگن گیر افتاده، هر چه داد و فریاد میکند، کسی متوجّه حضور او در واگن نمیشود.
این مأمور قطار وقتی که از نجات خود قطع امید میکند و میفهمد اکنون است که بدن او یخ بزند پیش خود میگوید حالا که مرگ من حتمی شده است، خوب است احساس یخزدگی را برای دیگران بنویسم.
او شروع میکند، وضعیّت خود را در هر ۱۵ دقیقه یکبار مینویسد، در گزارش اوّل خود مینویسد:
اکنون پاهای من بیحس شدهاند، در ۱۵ دقیقه بعد مینویسد که دستهای من تماما بیحس شدهاند و همین طور ادامه میدهد تا لحظه مرگ!
بعد از سه روز که قطار به مقصد میرسد و در واگن را باز میکنند با بدن مرده مأمور رو به رو میشوند.
امّا عجیب این است که آنها متوّجه میشوند اصلاً دستگاه سردکننده واگن، خراب بوده است و دمای واگن از ۱۰ درجه بالای صفر پایینتر نرفته است!
آری، این مأمور با قدرت ذهن خود، خودش را به کشتن داد.[۱۴]
ما در زمانی زندگی میکنیم که دانشمندان علوم ذهنی، میگویند انسان میتواند آنچه را در تخیّل و ذهن خود تصوّر میکند، بیافریند.
تصاویر ذهنی شما، باعث میشود تا اوضاع و شرایط زندگی شما دگرگون شود.
اگر شما در زندگی خود شاهد شکست هستید، برای این است که در ذهن خود همواره شکست را مجسّم ساختهاید و به شکست اندیشه کردهاید.
باید بپاخیزید و از این لحظه به بعد با توکّل به خداوند متعال فقط به موفّقیّت و پیروزی فکر کنید و البتّه خداوند هم شما را یاری میکند.
بیایید اندیشه شکست را در ذهن خود نابود کنید و ذهن خود را طوری برنامهریزی کنید که فقط به زیبایی و کمال، اندیشه داشته باشد.
در یک شب زمستانی، شخصی مهمان یک خانواده روستایی شده بود.
برای مهمان اتاقی را آماده کردند تا در آن جا استراحت نماید.
مهمان خیلی خسته بود و به خواب عمیقی فرو رفت.
نیمه شب ناگهان از خواب پرید و احساس خفگی عجیبی کرد.
اتاق کاملاً تاریک بود و برای همین به سوی پنجره رفت و هر کاری کرد نتوانست پنجره را باز کند.
کمبود اکسیژن او را در شرایط بدی قرار داده بود.
برای همین با مشت محکم به شیشه کوبید و آن را شکست.
هوای تازه وارد اتاق شد و او چند نفس عمیق کشید و احساس راحتی نمود و بعد به رختخواب بازگشت.
آیا میدانید وقتی صبح شد مهمان با چه منظرهای روبرو شد؟
دید که آن شیشهای راکه دیشب شکسته، شیشه پنجره نبوده است بلکه شیشه یک کمد بوده است.
آری او با فکر اکسیژن، احساس راحتی و آرامش پیدا کرده بود.[۱۵]
وقتی شما برای اوّلین بار برای ایجاد اندیشه موفقیّت در ذهن خود تلاش میکنید با مقاومت افکار قبلی رو به رو میشوید امّا شما به راه خود ادامه دهید و با مدد از توفیق خداوند مهربان آن قدر موفقیّت و پیروزی را در ذهن خود مجسّم کنید و چنان به لطف و عنایت خداوند امید داشته باشید گویی که آن هدف عالی در چند قدمی شما است.
به راستی که کامیابی ابتدا در ذهن شما زاییده میشود و به کمال میرسد پس باید این اندیشه را در ذهن خود چون نهالی که نیاز به مراقبت دارد، مورد توجّه قرار دهید.
هدفگرایی و سلامت اندیشه
انسان موجودی است که اگر یک هدف عالی و متعالی در زندگی خود نداشته باشد به ارزش وجودی خود پی نمیبرد و این هدف است که میتواند از ما یک انسان بزرگ بسازد.
دانشمندان معتقدند که ذهن آدمی مانند یک آسیاب است که اگر چیزی در زیر این آسیاب نباشد، خودش را میساید و نابود میشود.
ذهن ما هم اگر به یک هدف، اندیشه نداشته باشد رو به تباهی و نابودی میرود.
لذا شما باید در همه مراحل زندگی، هدفهای عالی داشته باشید و هرگز بیهدف و بدون مقصد نباشید.
حتما شما به یک دفتر فروش بلیط قطار رفتهاید، قبل از این که به شما بلیط بدهند، سؤال میکنند که مقصد شما کجا است؟
آیا ممکن است بدون معیّن کردن مقصد توسّط شما به شما بلیط بدهند؟ پس چرا در زندگی خود بدون هدف و مقصد به دنبال بلیط موفقیّت هستید؟
ابتدا باید هدف خویش را معیّن کنید. انسانی که هدف دارد، از شرایط و محیط تأثیر نمیگیرد و منتظر شرایط مطلوب نمینشیند بلکه انسان هدفدار شرایط مطلوب را با اراده قوی خود و با توکّل به خدای مهربان میسازد و به سوی آیندهای زیبا و روشن حرکت میکند.
او صبر و پشتکار را رفیق راه خود قرار میدهد و در فرهنگ زندگیش یأس و ناامیدی جای ندارد زیرا مشخّص بودن هدف در زندگی به انسان قدرت و شجاعت میدهد.
اگر ما بتوانیم اهداف خود را مکتوب کنیم، بسیار مفید است، چرا که نوشتن اهداف باعث وضوح و روشنی این اهداف میشود.
خلاصه کلام این که هدف، نیروی محرّکه انسان میباشد که در مسیر زندگی، او را قادر میسازد به خاطر آن، تلاش و کوشش کند.
هدف واضح، باعث میشود که زندگی انسان معنی و مفهوم پیدا کند و مشکلات، دلپذیر شود و هیچ هراسی از دشواریها به دل انسان راه نیابد.
اگر شما همین حالا به مشخّص کردن هدف زندگی خود اقدام کنید مسلما از دقّت بیشتری برخوردار خواهید شد و در استفاده از وقت و عمر خود حساستر خواهید شد و از این لحظات عمر خود به گونهای استفاده خواهید کرد که شما را به هدفتان نزدیک کند.
به عبارت دیگر این هدف است که در انسان روح تلاش را زنده نگه میدارد و شما را به سوی حرکت سوق میدهد.
هدف نوری است که آدمی را به سوی کمال هدایت میکند و در یک کلام آن که در زندگی هدف دارد، چه ندارد و آنکه هدف ندارد، چه دارد؟
یکی از نویسندگان میگوید: «تاریخ از آن کسانی است که هدف و آرزو دارند. هدف، مهمّترین سرمایه یک جوان است».
من در زندگیِ جوانان امروز، دقّت زیادی کردهام و به این نکته رسیدهام که جوانان ما از داشتن هدف عالی در زندگی غافل شدهاند.
اگر میخواهیم فرزندان ما، به انسانهایی بزرگ تبدیل شوند باید به آنها آموزش بدهیم که همواره در ذهن خود اهداف زیبایی را ترسیم کنند، چرا که هر کس به اندازه هدفهای خود، بزرگ است.
این هدف است که همچون سکّان کشتی، زندگی شما را در دریای خروشان زندگی هدایت میکند و به ساحل خوشبختی میرساند و اگر کشتی، بیسکّان باشد چه بسا در اثر امواج دریا از مسیر خود خارج شود.
اراده انسان زمانی میتواند کوههای سر به فلک کشیده را فتح نماید و موانع را پشت سر بگذارد که هدف مشخّصی داشته باشد.
آری، جایی که رؤایی نباشد، تباهی میآید!
اگر انسان در زندگی هدفی نداشته باشد که او را به پیش براند به تباهی و نابودی کشیده میشود.
شما باید تلاش کنید تا به آن آرمان بزرگ خود آگاهی پیدا کنید.
باور کنید که در این دنیا، کاری هست که فقط شما میتوانید آن را انجام دهید.
آن کار به دنبال شما میگردد و اگر بتوانید آن را شناسایی کنید در زندگی خود معجزه ایجاد خواهید کرد.
انسان باید همواره به نهایت سفر زندگی خود چشم بدوزد و چنین بطلبد که به آن آرمان خویش میرسد.
اگر انسان به هدف خود توجّه کند غم و غصّههایش از بین میروند و از روحیّه شادابتری برخوردار خواهد شد.
هر چه از اهمیّت هدف سخن بگویم، کم گفتهام، حال این سؤال مطرح است که ما چگونه میتوانیم به هدف خود برسیم.
در حدیث آمده است: «آن کس که اهل فکر و اندیشه باشد به نهایت هدف خود میرسد».[۱۶]
آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا خیلی از انسانها در سفر زندگی سرگردان هستند؟
ایّام نوروز فرا میرسد و شما تصمیم میگیرد که با خانواده خود به مسافرت بروید.
به یکی از آژانسهای فروش بلیط قطار یا هواپیما مراجعه میکنید و مسئول فروش بلیط از شما میپرسد: «کجا میخواهید بروید؟».
آری، تا شما به این سؤال، جوابی ندهید، بلیطی برای شما صادر نمیشود!
اکنون من از شما میپرسم در سفر زندگی به کجا میخواهید بروید؟
تعجّب نکنید، خیلیها نمیدانند که در این سفر به کجا میخواهند بروند!
درست به خاطر همین است که در زندگی هم به جایی نمیرسند چون مقصد و هدفی نداشتهاند!
خواننده محترم! مبادا «آروزهای پراکنده و مبهم» را با «هدف» اشتباه بگیری.
شاید شما در زندگی آرزو دارید نه هدف!
هدف باید مشخّص، شفاف همراه با عمل و پشتکار باشد تا به واقعیّت تبدیل شود.
باور کنید که قدمِ اوّل برای رسیدن به هدف، این است که هدف داشته باشید. بدانید که آرزوهای مبهم، نتایج مبهم به وجود میآورند.
راز موفقیّت شما در این است که برای خود هدفی روشن، مشخّص کنید و آن را به طور دایم در ذهن خود مجسّم ساخته و به آن فکر کنید.
این یک قانون است:
اگر انسانهای معمولی دارای هدفی مشخّص و معیّن باشند میتوانند در زندگی خود شاهکار بیافرینند.
همه افراد موفّق تاریخ، کسانی بودهاند که هدفی مشخّص و معیّن داشتهاند و برای رسیدن به آن تلاش کردهاند.
اگر زندگی عالی میخواهید، رؤاهای عالی و بزرگ داشته باشید.
منابع
۱ . الاختصاص، الشیخ المفید، (۴۱۳ ق)، تحقیق: علی أکبر الغفاری، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۴ ق، دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع، بیروت، لبنان.
۲ . إقبال الأعمال، السیّد ابن طاووس، (۶۶۴ ق)، تحقیق: جواد القیومی الإصفهانی، الطبعة الأولی، مکتب الإعلام الإسلامی، قمّ.
۳ . الأمالی، السیّد المرتضی، (۴۳۶ ق)، تحقیق السیّد محمّد بدر الدین الحلبی، الطبعة الأولی، منشورات مکتبة آیة اللّه المرعشی النجفی.
۴ . الأمالی، الشیخ الصدوق (۳۸۱ ق)، الطبعة الأولی، مؤسّسة البعثة، قمّ.
۵ . الأمالی، الشیخ المفید (۴۱۳ ق)، الطبعة الثانیة، دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع، بیروت.
۶ . أعیان الشیعة، السیّد محسن الأمین، (۱۳۷۱ ق)، تحقیق حسن الأمین، دار التعارف للمطبوعات، بیروت.
۷ . بحار الأنوار، العلاّمة المجلسی، (۱۱۱۱ ق)، الطبعة الأولی، دار الکتب الاسلامیة، تهران.
۸ . بصائر الدرجات، محمّد بن الحسن الصفّار، (۲۹۰ ق)، الطبعة الأولی، ۱۴۰۴، منشورات الأعلمی، تهران.
۹ . تحف العقول ابن شعبه الحرّانی، (القرن الرابع) تحقیق: علی أکبر الغفاری، الطبعة الثانیة، مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین، قمّ.
۱۰ . تفسیر الآلوسی، الآلوسی، (۱۲۷۰ ق)، الطبعة الأولی.
۱۱ . تفسیر العیّاشی، محمّد بن مسعود العیّاشی، (۳۲۰ ق)، تحقیق: الحاج السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی، مکتبة العلمیة الإسلامیة، طهران.
۱۲ . تفسیر القمّی، علی بن إبراهیم القمّی، (۳۲۹ ق)، تصحیح وتعلیق: السیّد طیّب الموسوی الجزائری، الطبعة الثالثة، ۱۴۰۴ ق، منشورات مکتبة الهدی، قمّ.
۱۳ . تفسیر مجمع البیان، الشیخ الطبرسی (۵۴۸)، الطبعة الأولی، ۱۴۱۵ ق، مؤسّسة الأعلمی، بیروت لبنان.
۱۴ . تفسیر نور الثقلین، الشیخ الحویزی، (۱۱۱۲ ق)، تصحیح وتعلیق: السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی، الطبعة الرابعة، ۱۳۷۰ ش، مؤسّسة إسماعیلیان للطباعة والنشر والتوزیع، قمّ.
۱۵ . تهذیب الأحکام، الشیخ الطوسی، (۴۶۰ ق)، تحقیق وتعلیق: السیّد حسن الموسوی، الطبعة الثالثة، دار الکتب الإسلامیة، طهران.
۱۶ . ثواب الأعمال، الشیخ الصدوق، (۳۸۱ ق)، الطبعة الثانیة، منشورات الشریف الرضی، قمّ.
۱۷ . جامع أحادیث الشیعة، السیّد البروجردی، (۱۳۸۳ ق) المطبعة العلمیة، قمّ.
۱۸ . جامع السعادات، محمّد مهدی النراقی (۱۲۰۹) تحقیق السیّد محمّد کلانتر، دار النعمان للطباعة والنشر، نجف.
۱۹ . الجامع الصغیر، جلال الدین السیوطی، (۹۱۱ ق)، الطبعة الأولی، دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، بیروت.
۲۰ . جمال الأُسبوع، السیّد ابن طاووس (۶۶۴ ق) تحقیق جواد القیّومی، الطبعة الأولی، مؤسّسة الآفاق، قمّ.
۲۱ . الجواهر السنیة، الحرّ العاملی، (۱۱۰۴ ق)، الطبعة الأولی، ۱۳۸۴، مطبعة النعمان، النجف الأشرف.
۲۲ . الخصال، الشیخ الصدوق، (۳۸۱ ق)، تصحیح وتعلیق: علی أکبر الغفاری، منشورات جماعة المدرّسین فی الحوزة العلمیة، قمّ.
۲۳ . الدرّ المنثور، جلال الدین السیوطی، (۹۱۱ ق)، دار المعرفة للطباعة والنشر، بیروت.
۲۴ . الدعوات، قطب الدین الراوندی، (۵۷۳ ق)، الطبعة الأولی، ۱۴۰۷ ق، مدرسة الإمام المهدی، قمّ.
۲۵ . السنن الکبری، البیهقی، (۴۵۸ ق)، دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، بیروت.
۲۶ . صحیح البخاری، البخاری، (۲۵۶ ق)، دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع بالأوفست عن طبعة دار الطباعة العامرة بإستانبول.
۲۷ . صحیح مسلم، مسلم النیسابوری، (۲۶۱ ق)، طبعة مصحّحة، دار الفکر، بیروت.
۲۸ . عدّة الداعی، ابن فهد الحلّی، (۸۴۱ ق)، تصحیح: أحمد الموحّدی القمّی، مکتبة وجدانی، قمّ.
۲۹ . علل الشرائع، الشیخ الصدوق، (۳۸۱ ق)، تقدیم: السیّد محمّد صادق بحر العلوم، منشورات المکتبة الحیدریة، النجف الأشرف.
۳۰ . عیون الحکم والمواعظ، علی بن محمّد اللیثی الواسطی، (القرن الثانی)، تحقیق: الشیخ حسین الحسینی البیرجندی، الطبعة الأولی، دار الحدیث، قمّ.
۳۱ . غرر الحکم والمواعظ، علی بن محمّد اللیثی الواصف، (القرن السادس) الطبعة الأولی، دار الحدیث، قمّ.
۳۲ . فقه الرضا علیهالسلام، علی بن بابویه، (۳۲۹ ق)، الطبعة الأولی، ۱۴۰۶، مؤسّسة آل البیت لإحیاء التراث. قمّ.
۳۳ . الکافی، الشیخ الکلینی، (۳۲۹ ق)، تصحیح وتعلیق: علی أکبر الغفاری، الطبعة الخامسة، دار الکتب الإسلامیة، طهران.
۳۴ . کشف الخفاء، إسماعیل بن محمّد العجلونی، (۱۱۶۲ ق)،الطبعة الثانیة، ۱۴۰۸ ق، دار الکتب العلمیة، بیروت.
۳۵ . کمال الدین وتمام النعمة، الشیخ الصدوق، (۳۸۱ ق)، تصحیح وتعلیق: علی أکبر الغفاری، ۱۴۰۵ ق، مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین، قمّ.
۳۶ . کنز العمّال، المتّقی الهندی، (۹۷۵ ق)، ضبط وتفسیر: الشیخ بکری حیّانی، تصحیح وفهرسة: الشیخ صفوة السقا، مؤسّسة الرسالة، بیروت.
۳۷ . المحاسن، أحمد بن محمّد بن خالد البرقی، ۲۷۴، تحقیق: سیّد جلال الحسینی، دار الکتب الإسلامیة، طهران
۳۸ . مستدرک الوسائل، المیرزا النوری، (۱۳۲۰ ق)، الطبعة الأولی، مؤسّسة آل البیت، قمّ.
۳۹ . مسند أحمد، أحمد بن حنبل، (۲۴۱ ق)، دار صادر، بیروت.
۴۰ . مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، أبو الفضل علی الطبرسی (القرن السابع)، تحقیق مهدی هوشمند، الطبعة الأولی، ۱۴۱۸ ق، دار الحدیث، قمّ
۴۱ . مصباح المتهجّد، الشیخ الطوسی، (۴۶۰ ق)، الطبعة الأولی، مؤسّسة فقه الشیعة، بیروت.
۴۲ . معانی الأخبار، الشیخ الصدوق، (۳۸۱ ق)، تصحیح وتعلیق: علی أکبر الغفاری، مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین، قمّ.
۴۳ . مفتاح الفلاح، الشیخ البهائی، (۱۰۳۱ ق)، الطبعة الأولی، منشوات مؤسّسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت.
۴۴ . مکارم الأخلاق، الشیخ الطبرسی (۵۴۸ ق) الطبعة السادسة، منشورات الشریف الرضی، قمّ.
۴۵ . کتاب من لایحضره الفقیه، الشیخ الصدوق، (۳۸۱ق)، تصحیح وتعلیق: علی أکبر الغفاری، الطبعة الثانیة، مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین، قمّ.
۴۶ . النوادر، أحمد بن عیسی الأشعری، (القرن الثالث)، تحقیق مدرسة الإمام المهدی، قمّ.
۴۷ . النوادر، فضل اللّه الراوندی، (۵۷۱ ق)، تحقیق: سعید رضا علی عسکری، الطبعة الأولی، دار الحدیث، قمّ.
۴۸ . نهج البلاغة، شرح: الشیخ محمّد عبده، الطبعة الأولی، ۱۴۱۲ ق، دار الذخائر، قمّ.
۴۹ . وسائل الشیعة، الشیخ الحرّ العاملی، (۱۱۰۴ ق)، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۴ ق، مؤسّسة آل البیت لإحیاء التراث، قمّ.
اشاره
دوستان خوبم! دوست دارم نظر شما را دربارهٔ این کتاب بدانم، نظر شما، سرمایه من است.
پیامک خود را به سامانه پیامکوتاه من به شماره ۳۰۰۰۴۵۶۹ بفرستید.
شما را دوست دارم و فقط به عشق شما مینویسم.
سامانه پیامکوتاه ۳۰۰۰۴۵۶۹
سایت www.hasbi.ir
ایمیل khodamian@yahoo.com
دربارهٔ نویسنده
دکتر مهدی خُدّامیان آرانی به سال ۱۳۵۳ در شهرستان آران و بیدگل اصفهان دیده به جهان گشود. وی در سال ۱۳۶۸ وارد حوزه علمیّه کاشان شد و در سال ۱۳۷۲ در دانشگاه علامه طباطبائی تهران در رشته ادبیات عرب مشغول به تحصیل گردید.
ایشان در سال ۱۳۷۶ به شهر قمّ هجرت نمود و دروس حوزه را تا مقطع خارج فقه و اصول ادامه داد و مدرک سطح چهار حوزه علمیّه قم (دکترای فقه و اصول) را أخذ نمود.
موفقیّت وی در کسب مقام اوّل مسابقه جهانی کتاب رضوی بیروت در تاریخ ۸۸/۸/۸ مایه خوشحالی هموطنانش گردید و اوّلین بار بود که یک ایرانی توانست در این مسابقات، مقام اوّل را کسب نماید.
بازسازی مجموعه هشت کتاب از کتب رجالیّ شیعه از دیگر فعالیّتهای پژوهشی این استاد است که فهارس الشیعه نام دارد، این کتاب ارزشمند در اوّلین دوره جایزه شهاب، چهاردهمین دوره کتاب فصل و یازدهمین همایش حامیان نسخ خطّی به رتبه برتر دست یافته است و در سال ۱۳۹۰ به عنوان اثر برگزیده سیزدهمین همایش کتاب سال حوزه انتخاب شد.
دکتر خدّامیان هرگز جوانان این مرز و بوم را فراموش نکرد و در کنار فعالیّتهای علمی، برای آنها نیز قلم زد. او تاکنون بیش از ۵۰ کتاب فارسی نوشته است که بیشتر آنها جوایز مهمّی در جشنوارههای مختلف کسب نموده است. قلم روان، بیان جذاب و همراه بودن با مستندات تاریخی - حدیثی از مهمترین ویژگی این آثار میباشد.
آثار فارسی ایشان با عنوان «مجموعه اندیشه سبز» به بیان زیباییهای مکتب شیعه میپردازد و تلاش میکند تا جوانان را با آموزههای دینی بیشتر آشنا نماید. این مجموعه با همّت انشارات وثوق به زیور طبع آراسته شده است.
کتب نویسنده
کتب فارسی
اشاره
ناشر همه کتابهای فارسی، نشر وثوق میباشد.
این فهرست کتابهای چاپ شده تا سال ۱۳۹۲ میباشد.
رمان مذهبی
۱ - مهاجر بهشت: حوادث روزهای پایانی زندگی پیامبر
۲ - قصه معراج : حوادث و شگفتیهای معراج پیامبر
۳ - بانوی چشمه: زندگی حضرت خدیجه(س)
۴ - فریاد مهتاب: زندگی حضرت زهرا(س)
۵ - روشنی مهتاب: پاسخ به شبهات وهابیت - دفاع از حقیقت و ولایت
۶ - سرزمین یاس: ماجرای بخشش فدک به فاطمه(س)
۷ - روی دست آسمان: عید غدیر
۸ - سکوت آفتاب: شهادت حضرت امیر المؤنین
۹ - آرزوی سوم: ماجرای جنگ خندق
۱۰ - فانوس اول: ماجرای شهادت مالک بن نویره
۱۱ - الماس هستی: دهه امامت، غدیر خم.
۱۲ - در قصر تنهایی: ماجرای صلح امام حسن(ع)
۱۹-۱۳: هفت شهر عشق: نگاهی نو به حماسه عاشورا (این کتاب در چاپ اول در هفت کتاب چاپ شد، در چاپ دوم به بعد در یک جلد چاپ شد).
۲۰ - در اوج غربت: ماجرای شهادت مسلم بن عقیل
کتاب «سلام بر خورشید» در موضوع امامحسین(ع) میباشد (شرح زیارت عاشورا).
۲۱ - صبح ساحل: حوادث زندگی امام صادق(ع)
۲۲ - لذت دیدار ماه: ثواب زیارت امام رضا(ع)
۲۳ - داستان ظهور: زیباییهای ظهور امام زمان(ع)
۲۴ - حقیقت دوازدهم: اثبات ولادت امام زمان(ع)
۲۵ - آخرین عروس: داستان میلاد امام زمان(ع)
کتاب «راهی به دریا» شرح زیارت آلیاسین میباشد و کتاب «گمگشته دل» در فضیلت انتظار ظهور نوشته شده است. ایندو کتاب نیز در موضوع امامزمان(ع) میباشد.
آموزههای دینی
۲۶ - خدای خوبیها: خداشناسی، توحید ناب
۲۷ - با من تماس بگیرید: راه و روش دعا کردن
۲۸ - با من مهربان باش: مناجات با خدا
۲۹ - خدای قلب من: مناجات با خدا
۳۰ - تا خدا راهی نیست: سخنان خدا با پیامبران
۳۱ - در آغوش خدا: زیباییهای مرگ مومن
۳۲ - یک سبد آسمان: نگاهی به چهل آیه قرآن
۳۳ - راهی به دریا: شرح زیارت آل یاسین معرفت امام زمان(ع)
۳۴ - سلام بر خورشید: شرح زیارت عاشورا
۳۵ - نردبان آبی: شرح زیارت جامعه، امامشناسی
۳۶ - گمگشته دل: فضیلت انتظار ظهور
۳۷ - آسمانیترین عشق: فضلیت محبت به اهل بیت(ع)
۳۸ - همسر دوست داشتنی: زندگی زناشویی بهتر
۳۹ - بهشت فراموش شده: احترام به پدر و مادر
۴۰ - سمت سپیده: ارزش علم دانش
۴۱ - چرا باید فکر کنیم: ارزش فکر و اندیشه
۴۲ - لطفا لبخند بزنید: ارزش لبخند و شادمانی
۴۳ - راز خشنودی خدا: آثار کمک کردن به مردم
۴۴ - به باغ خدا برویم: فضیلت حضور در مسجد
۴۵ - راز شکرگزاری: شکر نعمتهای خدا
۴۶ - فقط به خاطر تو: آثار اخلاص در عمل
۴۷ - معجزه دست دادن : آثار دست دادن، ارتباط اجتماعی
کتب عربی
۴۹ - تحقیق « فهرست سعد » .
۵۰ -تحقیق « فهرست الحمیری » .
۵۱ - تحقیق « فهرست حمید ».
۵۲ - تحقیق « فهرست ابن بطّة ».
۵۳ - تحقیق « فهرست ابن الولید » .
۵۴ - تحقیق « فهرست ابن قولویه » .
۵۵ - تحقیق « فهرست الصدوق » .
۵۶ - تحقیق « فهرست ابن عبدون » .
۵۷ - تحقیق « آداب أمیر المؤمنین» .
۵۸ - الصحیح فی فضل الزیارة الرضویة .
۵۹ - الصحیح فی البکاء الحسینی .
۶۰ - الصحیح فی فضل الزیارة الحسینیة .
۶۱ - الصحیح فی کشف بیت فاطمه(س).
۶۲ - صرخة النور.
۶۳ - إلی الرفیق الأعلی.
نشر وثوق (ناشر همه کتابهای فارسی، نشر وثوق میباشد).
(ناشر همه کتابهای فارسی، نشر وثوق میباشد).
انتشارات وثوق از سال ۱۳۷۶ فعالیت خود را درحوزه نشر کتاب آغاز کرد و امروز بسیار خرسند است که قدمی هر چند کوچک در جهت ترویج تعالیم اسلام و پاسخ گویی به نیازهای فکری وفرهنگی نسل جوان کشورعزیزمان ایران برداشته واین توفیق الهی قرین راهش بوده که محققان واندیشوران علم و ادب را همچنان از این دریای معرفت وبصیرت جرعه نوش کند.
چاپ و نشر بیش از ۳۵۰ عنوان اثر در موضوعات مذهبی ، اخلاقی ، اجتماعی ، فلسفه وکلام به صورت عمومی و تخصصی حاصل کوششهای این انتشارات است.
از جمله کارهای بسیار مهم و ارزشمند انتشارات وثوق قرارداد مجموعه کتابهایی تحت عنوان اندیشه سبز میباشد که این قرارداد از ابتدای سال ۱۳۸۶ شروع شده است و تاکتون توانستم ۴۸ عنوان کتاب تحت عوان اندیشه سبز روانه بازار نماییم.
از ویژگیهای مهم این مجموعه میتوان به سادگی و روانی مطالب مذهبی با رویکرد داستان و رمان اشاره کرد که با توجه به مستند بودن مطالب و استفاده از منابع دست اول کتب شیعه و سنی با قلمی بسیار شیوا جوانان عزیز را جذب کرده و کلام ناب معصومین علیهم السلام را ترویج نماییم.
خرید کتابهای فارسی نویسنده
تلفکس: ۷۰۰ ۳۵ ۷۷-۰۲۵۳
همراه: ۳۹ ۵۸ ۲۵۲ ۰۹۱۲
خرید اینترنتی: سایت نشر وثوق: www.Nashrvosoogh.com
سامانه پیام کوتاه نشر وثوق ۳۰۰۰۴۶۵۷۷۳۵۷۰۰
پانویس
- ↑ «لا تسبّوا الدهر»: الأمالی للسیّد المرتضی ص ۳۴، بحار الأنوار ج ۵۷ ص ۹، صحیح البخاری ج ۷ ص ۱۱۵، صحیح مسلم ج ۷ ص ۴۵، مسند أحمد بن حنبل ج ۲۱۵
- ↑ قدرت خود تلقینی ص ۲۶.
- ↑ «فکرک فی الطاعة یدعوک إلی العمل بها»: عیون الحکم والمواعظ س ۳۵۷، «الفکر فی الخیر یدعو إلی العمل به»: غرر الحکم ص ۳۲۰.
- ↑ «من کثر فکره فی المعاصی دعته إلیها»: غرر الحکم ص ۴۲۰.
- ↑ «من کثر فکره فی اللذّات غلبت علیه»: غرر الحکم ص ۵۰۱.
- ↑ مصباح المتهجّد ص ۱۰۴، مفتاح الفلاح ص ۱۹۲، إقبال الأعمال ج ۲ ص ۱۴۷، جمال الأُسبوع ص ۱۳۶، بحار الأنوار ج ۸۶ ص ۳۱۶، ج ۸۸ ص ۸۰ .
- ↑ «التوفیق رحمة، التوفیق عنایة الرحمن، لا قائد کالتوفیق، من أمدّه التوفیق أحسن العمل، التوفیق أوّل النعمة، التوفیق أساس السعادة»: غرر الحکم ص ۱۳۰، ۴۴۵، ۵۶۷.
- ↑ «من تفکّر فی الاء اللّه وفّق»: عیون الحکم والمواعظ ص ۴۴۹ .
- ↑ «وعلی العاقل أن تکون له ساعات: ساعة یناجی فیها ربّه...»: الخصال ص ۵۲۵، معانی الأخبار ص ۳۳۴، الأمالی للطوسی ۵۴۰، الجواهر السنیة ص ۲۵.
- ↑ «مثل الدنیا کمثل ماء البحر ، کلّما شرب منه العطشان...»: الکافی ج ۲ ص ۱۳۶.
- ↑ «إنّ رجلاً من بنی إسرائیل کان یعبد اللّه فی جزیرة من جزائر البحر خضراء نضرة»: الکافی ج ۱ ص ۱۲، الأمالی للصدوق ص ۵۰۴. «المتعبّد بغبیر علم کحمارة الطاحونه تدور ولا تبرح من مکانها»: عیون الحکم والمواعظ ص ۶۶۳؛ «العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر طریق لا یزیده سرعة السیر إلاّ بعداً»: المحاسن ج ۱ ص ۱۹۸.
- ↑ «حاجتی إن أعطیتنیها لم یضرّنی ما حرمتنی وإن حرمتنیها لم ینفعنی ما أعطیتنی...»: بحار الأنوار ج ۹۲ ص ۱۶۷.
- ↑ «من کثرت فکرته حسنت عاقبته»: عیون الحکم والمواعظ ص۴۳۲.
- ↑ شادی وزندگی، مهدی بهادری نژاد ص ۱۸۸، نشر دایرة، تهران، ۱۳۷۸، چاپ دوم.
- ↑ بازی زندگی و راه این بازی ص ۹۳
- ↑ «من أسهر عین فکره بلغ کنه همّته»: عیون الحکم والمواعظ ص ۴۶۲.







