کتابخانه:طلوع آشنایی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
طلوع آشنایی (ازدواج و خواستگاری)
مشخصات کتاب
Toloe ashnai-rafii.jpg
نویسنده مهدی رفیعی‏
زبان فارسی
ناشر بوستان کتاب
محل انتشارات قم
تاریخ نشر 80/09/18
قطع رقعي
رده دیویی 297.64

محتویات

پیش‌گفتار

دل مشغولی و نگرانی جوانان نسبت به آینده زندگی و به تأخیر افتادن ازدواج آنان، که معمولاً - با صرف نظر از مسأله مسکن و اشتغال - ناشی از نداشتن شناخت لازم دختر یا پسر نسبت به طرف مقابل است از یک سو و خطر انحراف اخلاق جنسی از سوی دیگر مرا برانگیخت تا در راستای ترویج فرهنگ غنی اسلام، مقطعی حسّاس از مراحل تشکیل خانواده، یعنی مقطع آشنایی دختر و پسر پیش از ازدواج را در نظر گرفته و با بیان مراحل مقدماتی ازدواج، راهکار اجرایی مناسب و شیوه صحیح آشنایی آن دو را به همه پسران و دختران تقدیم کنم. با این امید که اجرای دقیق همه مراحل، شکل‌گیری بنیان خانواده، سرعت، سهولت و استحکام یابد.

مهدی رفیعی‏

بهمن ۱۳۷۹

مقدمه

کسی که به خاطر نداشتن همسر به حرام می‌افتد، واجب‌است ازدواج کند.[۱]

اجتماع انسانی اقتضا می‌کند که روابط افراد جامعه از جمله دختر و پسر، تعریف‌شده، قانونمند و دارای حقوق و حدود ویژه باشد. از این رو، در جامعه‌اسلامی، رابطه این دو صنف در مسیر سالم «ازدواج موقت»[۲] یا «ازدواج‌دائم» قرار گرفته است که هر یک، از کاربری مخصوصی برخوردارند.

امّا با توجه به دوام و ثبات «ازدواج دائم» و نیاز طبیعی انسان به تشکیل خانواده و تولید و تربیت نسل جدید و بهره‌مند شدن از مزایای روانی و مادّی آن و نظر به اهمّیّت فراوانی که دین «اسلام» برای «ازدواج دائم» لحاظ کرده و آن را با اوصافی همچون «دوست داشتنی‌ترین پیوندها در نزد خدا»، «آرام‌بخش روان»، «رهایی‌بخش از آلودگی‌ها و فساد دنیایی و عذاب آخرت»، «وسیله استحکام و تکمیل دین» و غیره وصف کرده و حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یک اصل کامل (اصل ۱۰) را به خود اختصاص داده است، برآن شدم تا در این نوشتار، مراحل مقدماتی «ازدواج دائم» را مورد بحث قرار دهم.

از آن رو که بنیان نهادن چنین مجموعه ارزشمندی که می‌تواند خوشبختی یا به‌عکس، تلخکامی و شوربختی‌را در سرنوشت زندگی جوان رقم بزند، شایسته است که با بصیرت کافی و درایت لازم همراه باشد و این مهم، از زوایای گوناگون قابل بررسی است؛ از جمله «آشنایی و شناخت دختر و پسر، پیش از ازدواج». این موضوع در دو فصل زیر تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود:

- ضرورتِ شناختِ قبل از ازدواج؛

- مراحل شناختِ یکدیگر و چگونگی آن.

گفتنی است بحث حاضر با نگرش دینی و برمبنای فقه شیعه تنظیم شده‌است تا از این زاویه، نسل نو به روشنی دریابد که «اسلام» دین زندگی است و در همه ابعاد و برای هر قشری رهنمودهای کاربردی دارد که در هر عصر و محیطی قابل اجراست؛ و آنچه موجب انحطاط جامعه‌اسلامی شده، ناشی از ضعفِ شناخت مسلمانان از حقیقت دین و عدمِ اجرای صحیح توصیه‌های آن است.

فصل اوّل ضرورت شناخت و بررسی پیش از ازدواج

ضرورت شناخت و بررسی پیش از ازدواج

از چیزهایی که سزاوار است انسان به آن اهتمام ورزد این است که در صفات کسی که می‌خواهد با او ازدواج کند، نظر بیفکند و بررسی کند.[۳]

بررسی کامل و دقیق برای به‌دست آوردن شناخت واقعی‌تر دختر و پسر از یکدیگر در دوره پیش از ازدواج، از چند جهت ضرورت دارد:

بداهت عقلی

ازدواج پی‌ریزی زندگی جدید است و پدیده‌ای است که سرنوشت دختر و پسر با آن رقم می‌خورد و طرفین با اختیار و انتخاب، یا اکراه و الزام و اضطرار، نیک بختی یا تیره بختی را برای همیشه فرا روی خویش قرار می‌دهند. پس «عقل» ایجاب می‌کند تا طرفین، گزینش همسر را از انتخاب هم سفر، دوست، هم‌اتاقی و یا از خرید کالا متمایز و مهم‌تر بدانند؛ چون هر یک از این‌ها در صورت ناپسند بودن، قابل تعویض هستند؛ امّا ازدواج تعویض را برنمی‌تابد.

پدیده طلاق

وقوع فزاینده «طلاق» به عنوان واقعیّتی تلخ، زنگ خطری است که پیوسته از راهروهای مراکز قضایی و دفاتر سازمان ثبت به صدا در می‌آید و همگان به‌ویژه جوانان را از نگرش سطحی به مسأله تشکیل خانواده و انجام حرکت‌های شتابزده و احساساتی و غفلت از بررسی و شناخت صحیح همدیگر، برحذر می‌دارد.[۴]

علل طلاق و ستیزهای زناشویی

کارشناسان و دست اندرکاران امور مدنی و قضایی، عوامل گوناگونی را برای فروپاشی خانواده برشمرده‌اند؛ از جمله:

عدم توافق اخلاقی، سردی رفتارهای عاطفی، ارتباط نامشروع، نداشتن فرزند، ناتوانی جنسی، فشار مادّی، عدم پرداخت نفقه (هزینه زندگی)، کمبود درآمد، بی‌کاری، فاصله طبقاتی، اشتغال زن در بیرون از منزل، استقلال مالی زن، اختلافات فرهنگی زن و شوهر، تنبیه بدنی، انتظارها و زیاده‌طلبی، مرد سالاری یا زن سالاری، سوءظن، فساد اخلاقی، تنفّر از همسر، مجرم بودن همسر، اعتیاد، عدم تمکین، ضعف اعصاب، دخالت بستگان و بیماری جسمی و روانی.[۵]

یکی از رؤسای دادگاه‌های مدنی خاص، در یک جمع‌بندی، اوّلین و مهم‌ترین علت از هم پاشیدگی خانواده را نداشتن شناخت کافی زن و شوهر در بدو خواستگاری از یکدیگر می‌داند.[۶]

نکته قابل توجّه در این گفته و نیز در جدول آمار طلاق، آن است که علت‌های مادّی همچون مسأله مسکن، هزینه زندگی، فقر و غیره، هیچ‌یک در ردیف‌های اوّل قرار ندارند؛ بلکه علت‌هایی در ردیف‌های ابتدایی واقع شده‌اند که ریشه در حالات روحی و خُلق و خو و ظواهر طرفین دارند و همگی آن‌ها با بررسی دقیق قبل از ازدواج، قابل شناسایی و پیش‌گیری هستند.

توضیح بیش‌تر آن‌که، اگر علّت‌های ناهنجاری و جدایی زن و شوهر را در بستر زمان بگسترانیم و بخواهیم آن‌ها را از نظر «زمان وقوع» بررسی کنیم پی می‌بریم که اکثر علت‌ها - اگر نگوییم همه آن‌ها - پدیده‌هایی هستند که پیش از خواستگاری وجود داشته‌اند و یا حدّاقل زمینه پیدایش آن‌ها در همان زمان مشهود بوده‌است. حال، طرفین یا به وجود آن پدیده نامطلوب توجّه داشته‌اند، ولی از روی سهل‌انگاری، بی‌دقّتی، تحمیل، احساسات و اضطراربه پذیرش آن واقعیّت تن داده‌اند، و یا اصلاً بدان توجه نداشته‌اند؛ خواه به این جهت که قابل تشخیص ظاهری نبوده، خواه به خاطر پنهان‌کاری، نیرنگ، ظاهرسازی و دروغ از دید طرف مقابل مخفی مانده‌است. در هر صورت، پس از مراسم عقد و عروسی و با فروکش کردن مِه تمایلات و هیجان، طرفین آن پدیده نامطلوب را آشکارا می‌بینند. آن‌گاه یا برای همیشه با عوارض آن پدیده ناگوار «می‌سوزند و می‌سازند» و یا به تیغ جراحی جدایی پناه می‌برند.

بنابراین، راهکار عقلانی برای ازدواج موفق و پایدار این است که:

الف) قبل از خواستگاری، طرفین با بررسی دقیق نسبت به همدیگر شناخت لازم را کسب کنند.

ب) طرفین قبل از ازدواج، با آموزش کامل، از حقوق، وظایف، آداب و اخلاق زناشویی آگاه شوند.

تأخیر ازدواج و علت مهم آن

علت مهم در تأخیر ازدواج، فقدان شناخت دقیق و کافی طرفین از یکدیگر است که در قالبِ مانعی کاذب به نام «مهریه سنگین» بروز می‌کند و به همین سبب، بعضی براین باورند که یکی از موانع اصلی ازدواج جوانان، افزایش مهریه است. در حالی که یکی از عوامل مهم و شاید عامل اصلی افزایش مهریه، نگرانی دختر و خانواده او نسبت به آینده است؛ زیرا آن‌ها با دیدن اختلاف‌های خانوادگی و رشد نرخ طلاق، به میزان لازم احساس آرامش و امنیت نکرده و جهت بالا بردن سطح اطمینان و تضمین پایداری زندگی مشترک، از اهرم «مهریه سنگین» استفاده می‌کنند.

حال اگر مسیر دستیابی به شناخت دقیق و صحیح به‌طور کامل پیموده شود، این نوع نگرانی نیز برطرف شده و با بررسی کامل و حاصل شدن اطمینان از خُلق و خو و شایستگی یکدیگر، شایسته است که خانواده دختر کم‌ترین مقدار ممکن را برای مهریه تعیین کند؛ و سزاوارتر این‌که خانواده پسر، در جهت عکس، چند برابر مقدار تعیین شده را پیشنهاد دهد. چون«خانواده»ای در حال شکل‌گیری است که بر پایه بررسی و شناخت دقیق‌و اطمینان استوار است و به هم ریختن و فروپاشی آن شاید غیر ممکن‌باشد و در پرتو چنین شناختی، آن‌چنان تفاهمی پدید می‌آید که همچوسپیده صبح، سینه تاریک هزینه‌های زاید مراسم ازدواج، مشکل مسکن و غیره را می‌شکافد و روشنایی و صفا را بر پهنه زندگی زوج جوان می‌گستراند.

قابل ذکر است که با چنین نگرشی، آن دسته از احادیثی که کم بودن مقدار مَهر زن را از شاخص‌های مطلوب او بر شمرده‌است مفهوم می‌یابند.

تطبیق معیارها و خصایص مطلوب

هر جوان به تناسب دریافت‌های فرهنگی، علمی و تجربی خود، معیارهایی را برای گزینش همسر آینده خویش در نظر می‌گیرد. زمان اجرای تطبیق معیارها برمصادیق، منحصر در مراحل پیش از ازدواج و حتی پیش از خواستگاری است و گرنه پی‌بردن به خصوصیات اخلاقی، فکری و ظواهر یکدیگر، آن‌هم پس از عقد ازدواج، چه بسا نوشدارویی پس از مرگ سهراب محسوب خواهد شد.

تحقیقی بودن دین اسلام

در اسلام علاوه بر این که باید نسبت به اصول عقاید و مبانی نظری آن تحقیق و بررسی شود، و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که در این زمینه از کسی تقلید و پیروی کند، در بسیاری از ابعاد عملی نیز به مسلمانان توصیه شده تا قبل از اجرای دستور دینی، بررسی و تحقیق لازم را به عمل آورند؛ مانند تحقیق برای تعیین قبله یا مشخص کردن روز اوّل ماه مبارک رمضان، تحقیق برای انتخاب مجتهد واجد شرایط، تحقیق و وارسی نسبت به رفع مانع از اعضای وضو، تحقیق برای سالم بودن گوسفند جهت قربانی حج، عقیقه و غیره، یا تحقیق برای انتخاب دوست و همسفر.

همچنین در فقه به مسلمانان توصیه شده تا چیز سربسته و ناشناخته را خرید و فروش نکنند؛ یا هرگاه خبری را از شخص فاسق شنیدند نسبت به صحت و سقم آن تحقیق کنند و صدها مورد دیگر که همگی بر تحقیقی بودن دین اسلام گواهی می‌دهند. پس پیروان این دین نیز همگی باید اهل دقت، توجّه، تحقیق، بررسی و هوشیاری باشند.

چند نکته بسیار مهم

۱. به جوانان عزیز، از دختر و پسر، توصیه می‌شود که به محض دیدن جنس مخالف و یا به صرفِ شنیدن چند جمله عاطفی یا پیشنهاد ازدواج از طرف مقابل، تصمیم به ازدواج نگیرند؛ بلکه تصمیم به ازدواج را براساس احساس نیاز واقعی، تفکّر و تأمّل صحیح، در وقت مناسب و در فضایی عاری از تمایلات نفسانی و تحمیل استوار سازند؛ زیرا تصمیم به ازدواج که در پی آشنایی صوری در محیط دانشگاه، ایستگاه اتوبوس، بوستان‌ها و معابر پدید می‌آید، تصمیمی نابهنگام و شتابزده است و به سبب فقدان مطالعه پیشین و شناخت عمیق دختر و پسر از یکدیگر، اقدامی احساساتی و توأم با هیجان و غرایز بوده و فرجام نیکویی را در پی نخواهد داشت و معمولاً با از بین رفتن التهاب‌ها در ماه‌های اوّلیه زندگی مشترک، پرده‌های غفلت کنار می‌رود و با آشکار شدن واقعیت‌های فکری و رفتاری و خانوادگی، ناسازگاری‌ها و تنش‌ها آغاز می‌شود. همچنین جوانان نباید در اثر القائات دوستان و آشنایان و تحریکات گفتاری دیگران و یا در پی وسوسه انگیزی‌های مختلف و یا به دلیل خروج از کشور یا برای خریدن خدمت نظام وظیفه (ویژه پسران) پا به جادّه ازدواج بگذارند، که غالباً سرانجام آن خوش نیست.

۲. برخی از جوانان ساده دل - چه دختر، چه پسر - از روی عمد و قصد یا از سر اشتباه، دچار روابط پنهانی با جنس مخالف می‌شوند و هدف خود را «آشنایی و شناخت طرف مقابل» بیان می‌کنند. جا دارد که به این عدّه از جوان‌ها یاد آورشوم که اگر آگاهانه تصمیم به ازدواج گرفته‌اید و در این هدف صادق و رو راست هستید باید از راه صحیح و عقلانی آن وارد شوید و بدانید که برقراری ارتباط مخفی و گفت و شنودها و نامه‌نگاری‌ها با جنس مخالف، «بیراهه» است و شما را به هدف نمی‌رساند.

مهم‌تر آن‌که چنین رفتاری، ضدّ ارزش و گناه شمرده می‌شود؛ زیرا مورد نهی قرآن قرار گرفته است‏[۷]و بازتاب‌های منفی بی‌شماری را از حیث روانی، حیثیتی، مالی، عاطفی و اجتماعی در پی دارد.

بیراهه بودن و ضدّ ارزش بودن این رفتار از آن جهت است که رابطه با جنس مخالف از آن‌چنان جاذبه‌ای برخوردار است که به هیچ‌یک از طرفین اجازه نمی‌دهد تا ابتدا برحسب معیارهای منطقی و رسم اجتماعی نسبت به هم شناخت پیدا کنند و آن‌گاه به سوی یکدیگر جذب شوند؛ بلکه از همان آغاز، به اقتضای خصوصی و پنهانی بودن روابط و به سبب عدم حضور اولیا و دیگر اعضای خانواده و نیز به حکم غریزه و احساسات نفسانی، خواه، ناخواه به جنبه‌های نفسانی و کشش‌های زود رس دچار می‌شوند و دیگر جایی برای بررسی و تحقیق و شناخت باقی نمی‌ماند.

رابطه مخفی، معمولاً به یک جلسه گفت‌وگوی کوتاه، به یک تلفن ساده و یک پرسش و پاسخ مختصر و یا به یک نامه معمولی ختم نمی‌شود؛ بلکه در اثر وسوسه‌های درونی، هم به درازا می‌کشد و هم تکرار می‌شود و دیری نمی‌پاید که طرفین به دوست پسر و دوست دختر تبدیل می‌شوند و این آغاز آلودگی و پیدایش زاویه انحراف است.

بنابراین، سراسر مسیر انحرافی را مِه شهوت، خیانت، فریب، حیله‌گری و دروغ فرا گرفته است و گفت‌وگوهایی که در چنین مسیری بین دختر و پسر صورت می‌گیرد عموماً با خیال‌پردازی، دادن وعده‌های بی‌اساس، ظاهرسازی و ترسیم آینده‌ای ذهنی و درخشان امّا به دور از حقایق و توانمندی‌های طرفین همراه است.

مسیر انحرافی مزبور به یکی از دو نقطه زیر پایان می‌یابد:

الف) طرفین پس از کامیابی نامشروع، از یکدیگر جدا می‌شوند و در این بین دختر بیش‌تر از پسر آسیب می‌بیند که چه بسا قابل جبران نخواهد بود.

در این نقطه آشکار می‌شود که طرح ازدواج از سوی پیشنهاد دهنده صرفاً پوششی کاذب برای چنین روابطی بوده‌است. پس چه نیکوست که چنین پیشنهاد دهنده‌ای به جای آن‌که نافرمانی خدا را گردن نهد و شخصیّت انسانی خویش را پایمال سازد و زمینه گمراهی دیگری را فراهم سازد و نیز به جای آن‌که خود و دیگری را به آلودگی بکشاند و امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه را به هم بریزد، با شهامت و صداقت کامل، در اوّلین برخورد «ازدواج موقت» را پیشنهاد دهد، تا هم از لذّت مادی بهره‌مند شود و هم از پاداش اخروی.

ب) دو طرف بر تصمیم اوّلیّه خود باقی می‌مانند و برای ازدواج، اولیا و دیگران را در برابر عمل انجام شده قرار می‌دهند. معمولاً دختر یا پسری چنین شیوه‌ای را اتّخاذ خواهد کرد که از سر غرور، خود را «عقل کلّ» دانسته و به پشتوانه سن و سال خود یا چند ترم تحصیلات دانشگاهی خود، برای نظر و تجربه دیگران و آداب و رسوم اجتماعی ارزشی قائل نیست و از احترام به اولیا و خویشاوندان دریغ می‌ورزد.

چنین فردی محبوبیّت خویشاوندی را از دست داده و به تدریج، منزوی می‌شود و چه بسا دیگران به وی به دیده یک عنصر هوسران و خود محور می‌نگرند؛ علاوه بر این‌که باید سرزنش‌ها و تنش‌های بین خود و همسرش را برای همیشه پذیرا باشد، البته اگر کار آنان به جدایی کشیده نشود. همچنین احتمال قوی وجود دارد که هر یک از این دو - حتی پس از ازدواج - مجدداً درپی برقراری ارتباط مخفی با دیگری باشد و رفتار قبلی را با شخص ثالث تکرار کنند.

فاجعه انسانی و انحطاط اخلاقی و نابودی کانون خانواده در جوامع غربی و غیر اسلامی، حاصلِ تجربه تلخ همین نگرش‌ها و رفتارهاست.

پس راه صحیح که برگرفته از مبانی دینی و فرهنگ اسلامی و آداب و رسوم جامعه ایران می‌باشد آن است که:

اولاً، هیچ‌یک از دختر یا پسر، شخصاً به طرف مقابل پیشنهاد ازدواج ندهد؛

ثانیاً، دختر و پسر به هیچ نحو دور از چشم اولیا و قبل از مشورت و هماهنگی با آنان، در خصوص ازدواج وارد گفت‌وگو نشوند؛

ثالثاً، هرگاه دختر یا پسر از طرف مقابل پیشنهاد ازدواج شنید او را به رعایت مراحل ذکر شده در فصل دوم همین کتاب توصیه و راهنمایی کند تا بدون شتاب ورزی، ابتدا خانواده‌ها وارد عمل شوند و پس از حصول موافقت‌های اوّلیه، طرفین برای شناخت یکدیگر اقدام کنند.

۳. واگذاری کامل عنان ازدواج به دیگران ولو بر حسب احترام و اطمینان، به این معنا که دیگران اعم از پدر، مادر، برادر و خواهر برای وی همسر انتخاب کنند، به همان میزان ناپسند است که طرفین شخصاً اقدام کنند و دیگران را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند؛ زیرا اختیار و انتخاب و پسندکردن همسر به عنوان مسأله‌ای درونی و ذوقی، حق مسلّم و مخصوص طرفین است و قابل واگذاری نیست. همچنین دخالت ندادن خانواده در مراحل حساس تصمیم‌گیری، هر آینه مساوی است با قرار گرفتن در پرتگاه احساسات و سقوط در دره عشق خام و کاذب. پس روش مطلوب همان است که سرکار خانم دکتر اخوان، استاد روان‌شناسی، می‌گوید:

روش مطلوب، تلفیقی از این دو روش است؛ یعنی با نظارت خانواده و دخالت دادن جوانان، به این صورت که جوانان بتوانند جلساتی با هم صحبت کرده و با روحیّات هم آشنا شوند و پدر و مادر هم می‌توانند جوانان را هدایت و حمایت کنند. به این شکل، هم جوان احساس می‌کند که به نظرهایش اهمّیّت داده می‌شود و هم می‌تواند از احساسات زودگذر و انحراف مصون بماند.[۸]

و این همان راه وسطی است که امام علی(ع) توصیه می‌کند: «علیک بالقَصْدِ فی الأُمُور؛ درکارها میانه رو باش».[۹]

۴. دخالت دادن «استخاره» در قضیه بسیار حسّاس ازدواج به عنوان اوّلین و یگانه عنصر تعیین کننده، مساوی است با تعطیل عقل و اندیشه و پشت پازدن به همه توصیه‌ها و معیارها و بی‌توجهی به اصل مشورت، نیز نشانه نداشتن قدرت اختیار و انتخاب و دریغ ورزیدن از تحقیق و تلاش در راه شناخت حقیقی و در یک کلام، به معنای بازی با سرنوشت است.

البته در خصوص استخاره به شکلی که در جامعه ما متداول است، چند ابهام مهم وجود دارد:

یکم: چه بسیار خانواده‌هایی هستند که هر چند با استخاره شکل گرفته بودند امّا باطلاق از هم پاشیده شدند؛ چرا؟!

دوم: جایگاه توصیه‌ها و معیارهای بیان شده از سوی پیشوایان دینی درمقابل استخاره به عنوان یگانه عنصر تعیین کننده سرنوشت، چیست؟

سوم: چرا در تاریخ ازدواج و تزویج پیامبران و پیشوایان، هیچ اشاره‌ای به استخاره نشده‌است؟

چهارم: برفرض مقبولیّت استخاره، مورد و زمان صحیح آن کدام است؟

گفتنی است که امام خمینی(ره) در خصوص استخاره می‌فرماید:

استخاره از اصول اعتقادیه نیست که اعتقاد به آن لازم باشد و استخاره الزام‌آور نیست.[۱۰]

۵. غالب پرس و جوهایی که به عنوان «تحقیقات» صورت می‌گیرد، نابهنگام، سطحی، محدود، غیر دقیق و صوری است که با طرح یک یا دو سؤال کلّی از همسایه یا همکار و شنیدن پاسخی همچون: «ما از آن‌ها بدی ندیده‌ایم»، یا: «خانواده خوبی هستند» به انجام می‌رسد و شناخت جدیدی به‌دنبال نمی‌آورد و در انظار عموم مردم حتی به میزان استخاره تأثیرگذار نیست.

۶. اتّکا و اعتماد صرف به معرِّف و پذیرش بی‌چون و چرای گفته‌های او، به معنای بی‌اهتمامی نسبت به سرنوشت است. در حالی که «معرِّف» را باید به‌عنوان یک منبع در کنار دیگر منابع برای کسب شناختِ لازم به شمار آورد؛ نه آن‌که فقط به تأیید او بسنده کرد.

حسن ختام این فصل را قطعه ادبی - تربیتی حجةالاسلام و المسلمین آقای جواد محدّثی قرار می‌دهم که تحت عنوان «ازدواج‌های تجاری» می‌نویسد:[۱۱] ازدواج، تنها در آمدن از «تنهایی» نیست،

بلکه رسیدن به «همدلی» و «همراهی» و... «هم روحی» است، که مهم‌تر است.

خیلی‌ها بی‌هدف و نقشه ازدواج می‌کنند، یا «غافلگیر» می‌شوند.

تشکیل خانواده برای برخی، مثل انتخاب دوست یا شغل یا رشته تحصیلی یا خانه مسکونی به صورت اتفاقی و تصادفی اتفاق می‌افتد؛ بدون فکر و برنامه قبلی، بدون هیچ شناخت و محاسبه از پیش، بدون بررسی عواقب و نتایج و آینده آن.

و چه اشتباهی بزرگ‌تر از این!...

گزینش شریک زندگی، مثل خریدن یک ماشین و خانه و لباس و عینک نیست.

معیار می‌خواهد و شناخت.

البته در این‌جا سخن با آنان است که هنوز ازدواج نکرده‌اند. امّا صاحبان خانه و همسر هم می‌توانند به این مسائل بیندیشند و راهنمای دیگران باشند.

در این‌جا دو سؤال عمده مطرح است:

اوّل این‌که همسر انتخابی چه خصوصیّاتی باید داشته باشد.

دوم آن‌که فرد مورد نظر، دارای آن ویژگی‌ها و خصایص است یا نه؟

در سؤال نخست، ملاک و معیار مطرح است. کسی ثروت و درآمد طرف و خانواده‌اش را در نظر می‌گیرد، و دیگری شرافت و اعتبار خانوادگی را.

برای یکی «جمال» مطرح است، برای دیگری «کمال»!

شاید شما هم به حق معتقد باشید که شریک زندگی‌تان باید فردی باشد خوش اخلاق، پاک، با صداقت، انسان، مؤدّب، وظیفه‌شناس، فهمیده و عاقل، شریف و نجیب، سازگار و صبور، دیندار و متعهّد.

امّا... شناختِ این خصلت‌های نیک در پسر یا دختری که می‌خواهید با او ازدواج کنید، با اهمّیّت است.

از کجا می‌توان مطمئن شد که خواستگار، این‌گونه است؟

با تحقیق، مشورت، پرس و جو از آشنایان و مرتبطان، با تأمّل و درنگ و پرهیز از شتاب.

گاهی «جلوه ظاهری»، چشم انسان را پر می‌کند و از «چهره باطنی» غفلت‌می‌شود.

گاهی ثروت و ماشین، دیده بصیرت و عقل انسان را کور می‌کند و هزار عیب دیگر را نمی‌بیند.

گاهی تعریف و تمجید دیگران، راه تعقّل و مشورت را بر انسان می‌بندد.

از «جمال» چه حاصل، اگر طرف، بی «کمال» است؟

به تعبیر رسول خدا(ص): «زیبارویانی که فاقد دین و کمالند، به گُل زیبایی می‌مانند که در مزبله و محل خاکروبه روییده‌اند».

و چه سخن شگفت و سودمندی!

کم نیستند کسانی که فریب رنگ و روی آشکار را می‌خورند، امّا بعدها متوجّه عفونت‌ها، گنداب‌ها و هرزگی‌هایی می‌شوند که در ورای ظاهر آراسته، نهان است.

ولی چه سود؟ مگر «طلاق»، چاره نهایی کار است؟

چرا به این زودی سخن از طلاق بگوییم؟

می‌توان از آغاز، راهی رفت که به تلخی طلاق نینجامد.

و آن، حسابگری و تعقّل در آغاز کار است تا جلوی پشیمانی در پایان را بگیرد.

نباید اوّل تصمیم به ازدواج با کسی گرفت، آن‌گاه به فکر شناخت خصوصیّات او افتاد.

این خطاست... و انسان را هم به خطا در تشخیص می‌اندازد؛ چون گاهی علاقه‌ها، چشم انسان را کور و گوش انسان را کر می‌سازد.

ابتدا باید خصوصیّات مورد نظر را مشخص ساخت، آن‌گاه در پی واجدین شرایط رفت.

این‌طور، مطمئن‌تر است و کم خطرتر.

«معیار» در گزینش، شرط نخست موفقیت در زندگی است.

و گرنه، ازدواج‌های تجاری و عشق‌های اتوبوسی و شناخت‌های تلفنی، خیلی وقت‌ها سر از «ناکجا آباد» در می‌آورد.

با این حساب، فکر می‌کنید همسر ایده‌آل شما، چه ویژگی‌ها و خصلت‌هایی باید داشته باشد؟

و او کیست و کجاست؟...

ضرورت شناخت و بررسی پیش از ازدواج

از چیزهایی که سزاوار است انسان به آن اهتمام ورزد این است که در صفات کسی که می‌خواهد با او ازدواج کند، نظر بیفکند و بررسی کند.[۱۲]

بررسی کامل و دقیق برای به‌دست آوردن شناخت واقعی‌تر دختر و پسر از یکدیگر در دوره پیش از ازدواج، از چند جهت ضرورت دارد:

بداهت عقلی

ازدواج پی‌ریزی زندگی جدید است و پدیده‌ای است که سرنوشت دختر و پسر با آن رقم می‌خورد و طرفین با اختیار و انتخاب، یا اکراه و الزام و اضطرار، نیک بختی یا تیره بختی را برای همیشه فرا روی خویش قرار می‌دهند. پس «عقل» ایجاب می‌کند تا طرفین، گزینش همسر را از انتخاب هم سفر، دوست، هم‌اتاقی و یا از خرید کالا متمایز و مهم‌تر بدانند؛ چون هر یک از این‌ها در صورت ناپسند بودن، قابل تعویض هستند؛ امّا ازدواج تعویض را برنمی‌تابد.

پدیده طلاق

وقوع فزاینده «طلاق» به عنوان واقعیّتی تلخ، زنگ خطری است که پیوسته از راهروهای مراکز قضایی و دفاتر سازمان ثبت به صدا در می‌آید و همگان به‌ویژه جوانان را از نگرش سطحی به مسأله تشکیل خانواده و انجام حرکت‌های شتابزده و احساساتی و غفلت از بررسی و شناخت صحیح همدیگر، برحذر می‌دارد.[۱۳]

علل طلاق و ستیزهای زناشویی

کارشناسان و دست اندرکاران امور مدنی و قضایی، عوامل گوناگونی را برای فروپاشی خانواده برشمرده‌اند؛ از جمله: عدم توافق اخلاقی، سردی رفتارهای عاطفی، ارتباط نامشروع، نداشتن فرزند، ناتوانی جنسی، فشار مادّی، عدم پرداخت نفقه (هزینه زندگی)، کمبود درآمد، بی‌کاری، فاصله طبقاتی، اشتغال زن در بیرون از منزل، استقلال مالی زن، اختلافات فرهنگی زن و شوهر، تنبیه بدنی، انتظارها و زیاده‌طلبی، مرد سالاری یا زن سالاری، سوءظن، فساد اخلاقی، تنفّر از همسر، مجرم بودن همسر، اعتیاد، عدم تمکین، ضعف اعصاب، دخالت بستگان و بیماری جسمی و روانی.[۱۴]

یکی از رؤسای دادگاه‌های مدنی خاص، در یک جمع‌بندی، اوّلین و مهم‌ترین علت از هم پاشیدگی خانواده را نداشتن شناخت کافی زن و شوهر در بدو خواستگاری از یکدیگر می‌داند.[۱۵]

نکته قابل توجّه در این گفته و نیز در جدول آمار طلاق، آن است که علت‌های مادّی همچون مسأله مسکن، هزینه زندگی، فقر و غیره، هیچ‌یک در ردیف‌های اوّل قرار ندارند؛ بلکه علت‌هایی در ردیف‌های ابتدایی واقع شده‌اند که ریشه در حالات روحی و خُلق و خو و ظواهر طرفین دارند و همگی آن‌ها با بررسی دقیق قبل از ازدواج، قابل شناسایی و پیش‌گیری هستند.

توضیح بیش‌تر آن‌که، اگر علّت‌های ناهنجاری و جدایی زن و شوهر را در بستر زمان بگسترانیم و بخواهیم آن‌ها را از نظر «زمان وقوع» بررسی کنیم پی می‌بریم که اکثر علت‌ها - اگر نگوییم همه آن‌ها - پدیده‌هایی هستند که پیش از خواستگاری وجود داشته‌اند و یا حدّاقل زمینه پیدایش آن‌ها در همان زمان مشهود بوده‌است. حال، طرفین یا به وجود آن پدیده نامطلوب توجّه داشته‌اند، ولی از روی سهل‌انگاری، بی‌دقّتی، تحمیل، احساسات و اضطراربه پذیرش آن واقعیّت تن داده‌اند، و یا اصلاً بدان توجه نداشته‌اند؛ خواه به این جهت که قابل تشخیص ظاهری نبوده، خواه به خاطر پنهان‌کاری، نیرنگ، ظاهرسازی و دروغ از دید طرف مقابل مخفی مانده‌است. در هر صورت، پس از مراسم عقد و عروسی و با فروکش کردن مِه تمایلات و هیجان، طرفین آن پدیده نامطلوب را آشکارا می‌بینند. آن‌گاه یا برای همیشه با عوارض آن پدیده ناگوار «می‌سوزند و می‌سازند» و یا به تیغ جراحی جدایی پناه می‌برند.

بنابراین، راهکار عقلانی برای ازدواج موفق و پایدار این است که:

الف) قبل از خواستگاری، طرفین با بررسی دقیق نسبت به همدیگر شناخت لازم را کسب کنند.

ب) طرفین قبل از ازدواج، با آموزش کامل، از حقوق، وظایف، آداب و اخلاق زناشویی آگاه شوند.

تأخیر ازدواج و علت مهم آن

علت مهم در تأخیر ازدواج، فقدان شناخت دقیق و کافی طرفین از یکدیگر است که در قالبِ مانعی کاذب به نام «مهریه سنگین» بروز می‌کند و به همین سبب، بعضی براین باورند که یکی از موانع اصلی ازدواج جوانان، افزایش مهریه است. در حالی که یکی از عوامل مهم و شاید عامل اصلی افزایش مهریه، نگرانی دختر و خانواده او نسبت به آینده است؛ زیرا آن‌ها با دیدن اختلاف‌های خانوادگی و رشد نرخ طلاق، به میزان لازم احساس آرامش و امنیت نکرده و جهت بالا بردن سطح اطمینان و تضمین پایداری زندگی مشترک، از اهرم «مهریه سنگین» استفاده می‌کنند.

حال اگر مسیر دستیابی به شناخت دقیق و صحیح به‌طور کامل پیموده شود، این نوع نگرانی نیز برطرف شده و با بررسی کامل و حاصل شدن اطمینان از خُلق و خو و شایستگی یکدیگر، شایسته است که خانواده دختر کم‌ترین مقدار ممکن را برای مهریه تعیین کند؛ و سزاوارتر این‌که خانواده پسر، در جهت عکس، چند برابر مقدار تعیین شده را پیشنهاد دهد. چون«خانواده»ای در حال شکل‌گیری است که بر پایه بررسی و شناخت دقیق‌و اطمینان استوار است و به هم ریختن و فروپاشی آن شاید غیر ممکن‌باشد و در پرتو چنین شناختی، آن‌چنان تفاهمی پدید می‌آید که همچوسپیده صبح، سینه تاریک هزینه‌های زاید مراسم ازدواج، مشکل مسکن و غیره را می‌شکافد و روشنایی و صفا را بر پهنه زندگی زوج جوان می‌گستراند.

قابل ذکر است که با چنین نگرشی، آن دسته از احادیثی که کم بودن مقدار مَهر زن را از شاخص‌های مطلوب او بر شمرده‌است مفهوم می‌یابند.

تطبیق معیارها و خصایص مطلوب

هر جوان به تناسب دریافت‌های فرهنگی، علمی و تجربی خود، معیارهایی را برای گزینش همسر آینده خویش در نظر می‌گیرد. زمان اجرای تطبیق معیارها برمصادیق، منحصر در مراحل پیش از ازدواج و حتی پیش از خواستگاری است و گرنه پی‌بردن به خصوصیات اخلاقی، فکری و ظواهر یکدیگر، آن‌هم پس از عقد ازدواج، چه بسا نوشدارویی پس از مرگ سهراب محسوب خواهد شد.

تحقیقی بودن دین اسلام

در اسلام علاوه بر این که باید نسبت به اصول عقاید و مبانی نظری آن تحقیق و بررسی شود، و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که در این زمینه از کسی تقلید و پیروی کند، در بسیاری از ابعاد عملی نیز به مسلمانان توصیه شده تا قبل از اجرای دستور دینی، بررسی و تحقیق لازم را به عمل آورند؛ مانند تحقیق برای تعیین قبله یا مشخص کردن روز اوّل ماه مبارک رمضان، تحقیق برای انتخاب مجتهد واجد شرایط، تحقیق و وارسی نسبت به رفع مانع از اعضای وضو، تحقیق برای سالم بودن گوسفند جهت قربانی حج، عقیقه و غیره، یا تحقیق برای انتخاب دوست و همسفر.

همچنین در فقه به مسلمانان توصیه شده تا چیز سربسته و ناشناخته را خرید و فروش نکنند؛ یا هرگاه خبری را از شخص فاسق شنیدند نسبت به صحت و سقم آن تحقیق کنند و صدها مورد دیگر که همگی بر تحقیقی بودن دین اسلام گواهی می‌دهند. پس پیروان این دین نیز همگی باید اهل دقت، توجّه، تحقیق، بررسی و هوشیاری باشند.

چند نکته بسیار مهم

۱. به جوانان عزیز، از دختر و پسر، توصیه می‌شود که به محض دیدن جنس مخالف و یا به صرفِ شنیدن چند جمله عاطفی یا پیشنهاد ازدواج از طرف مقابل، تصمیم به ازدواج نگیرند؛ بلکه تصمیم به ازدواج را براساس احساس نیاز واقعی، تفکّر و تأمّل صحیح، در وقت مناسب و در فضایی عاری از تمایلات نفسانی و تحمیل استوار سازند؛ زیرا تصمیم به ازدواج که در پی آشنایی صوری در محیط دانشگاه، ایستگاه اتوبوس، بوستان‌ها و معابر پدید می‌آید، تصمیمی نابهنگام و شتابزده است و به سبب فقدان مطالعه پیشین و شناخت عمیق دختر و پسر از یکدیگر، اقدامی احساساتی و توأم با هیجان و غرایز بوده و فرجام نیکویی را در پی نخواهد داشت و معمولاً با از بین رفتن التهاب‌ها در ماه‌های اوّلیه زندگی مشترک، پرده‌های غفلت کنار می‌رود و با آشکار شدن واقعیت‌های فکری و رفتاری و خانوادگی، ناسازگاری‌ها و تنش‌ها آغاز می‌شود. همچنین جوانان نباید در اثر القائات دوستان و آشنایان و تحریکات گفتاری دیگران و یا در پی وسوسه انگیزی‌های مختلف و یا به دلیل خروج از کشور یا برای خریدن خدمت نظام وظیفه (ویژه پسران) پا به جادّه ازدواج بگذارند، که غالباً سرانجام آن خوش نیست.

۲. برخی از جوانان ساده دل - چه دختر، چه پسر - از روی عمد و قصد یا از سر اشتباه، دچار روابط پنهانی با جنس مخالف می‌شوند و هدف خود را «آشنایی و شناخت طرف مقابل» بیان می‌کنند. جا دارد که به این عدّه از جوان‌ها یاد آورشوم که اگر آگاهانه تصمیم به ازدواج گرفته‌اید و در این هدف صادق و رو راست هستید باید از راه صحیح و عقلانی آن وارد شوید و بدانید که برقراری ارتباط مخفی و گفت و شنودها و نامه‌نگاری‌ها با جنس مخالف، «بیراهه» است و شما را به هدف نمی‌رساند.

مهم‌تر آن‌که چنین رفتاری، ضدّ ارزش و گناه شمرده می‌شود؛ زیرا مورد نهی قرآن قرار گرفته است‏[۱۶]و بازتاب‌های منفی بی‌شماری را از حیث روانی، حیثیتی، مالی، عاطفی و اجتماعی در پی دارد.

بیراهه بودن و ضدّ ارزش بودن این رفتار از آن جهت است که رابطه با جنس مخالف از آن‌چنان جاذبه‌ای برخوردار است که به هیچ‌یک از طرفین اجازه نمی‌دهد تا ابتدا برحسب معیارهای منطقی و رسم اجتماعی نسبت به هم شناخت پیدا کنند و آن‌گاه به سوی یکدیگر جذب شوند؛ بلکه از همان آغاز، به اقتضای خصوصی و پنهانی بودن روابط و به سبب عدم حضور اولیا و دیگر اعضای خانواده و نیز به حکم غریزه و احساسات نفسانی، خواه، ناخواه به جنبه‌های نفسانی و کشش‌های زود رس دچار می‌شوند و دیگر جایی برای بررسی و تحقیق و شناخت باقی نمی‌ماند.

رابطه مخفی، معمولاً به یک جلسه گفت‌وگوی کوتاه، به یک تلفن ساده و یک پرسش و پاسخ مختصر و یا به یک نامه معمولی ختم نمی‌شود؛ بلکه در اثر وسوسه‌های درونی، هم به درازا می‌کشد و هم تکرار می‌شود و دیری نمی‌پاید که طرفین به دوست پسر و دوست دختر تبدیل می‌شوند و این آغاز آلودگی و پیدایش زاویه انحراف است.

بنابراین، سراسر مسیر انحرافی را مِه شهوت، خیانت، فریب، حیله‌گری و دروغ فرا گرفته است و گفت‌وگوهایی که در چنین مسیری بین دختر و پسر صورت می‌گیرد عموماً با خیال‌پردازی، دادن وعده‌های بی‌اساس، ظاهرسازی و ترسیم آینده‌ای ذهنی و درخشان امّا به دور از حقایق و توانمندی‌های طرفین همراه است.

مسیر انحرافی مزبور به یکی از دو نقطه زیر پایان می‌یابد:

الف) طرفین پس از کامیابی نامشروع، از یکدیگر جدا می‌شوند و در این بین دختر بیش‌تر از پسر آسیب می‌بیند که چه بسا قابل جبران نخواهد بود.

در این نقطه آشکار می‌شود که طرح ازدواج از سوی پیشنهاد دهنده صرفاً پوششی کاذب برای چنین روابطی بوده‌است. پس چه نیکوست که چنین پیشنهاد دهنده‌ای به جای آن‌که نافرمانی خدا را گردن نهد و شخصیّت انسانی خویش را پایمال سازد و زمینه گمراهی دیگری را فراهم سازد و نیز به جای آن‌که خود و دیگری را به آلودگی بکشاند و امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه را به هم بریزد، با شهامت و صداقت کامل، در اوّلین برخورد «ازدواج موقت» را پیشنهاد دهد، تا هم از لذّت مادی بهره‌مند شود و هم از پاداش اخروی.

ب) دو طرف بر تصمیم اوّلیّه خود باقی می‌مانند و برای ازدواج، اولیا و دیگران را در برابر عمل انجام شده قرار می‌دهند. معمولاً دختر یا پسری چنین شیوه‌ای را اتّخاذ خواهد کرد که از سر غرور، خود را «عقل کلّ» دانسته و به پشتوانه سن و سال خود یا چند ترم تحصیلات دانشگاهی خود، برای نظر و تجربه دیگران و آداب و رسوم اجتماعی ارزشی قائل نیست و از احترام به اولیا و خویشاوندان دریغ می‌ورزد.

چنین فردی محبوبیّت خویشاوندی را از دست داده و به تدریج، منزوی می‌شود و چه بسا دیگران به وی به دیده یک عنصر هوسران و خود محور می‌نگرند؛ علاوه بر این‌که باید سرزنش‌ها و تنش‌های بین خود و همسرش را برای همیشه پذیرا باشد، البته اگر کار آنان به جدایی کشیده نشود. همچنین احتمال قوی وجود دارد که هر یک از این دو - حتی پس از ازدواج - مجدداً درپی برقراری ارتباط مخفی با دیگری باشد و رفتار قبلی را با شخص ثالث تکرار کنند.

فاجعه انسانی و انحطاط اخلاقی و نابودی کانون خانواده در جوامع غربی و غیر اسلامی، حاصلِ تجربه تلخ همین نگرش‌ها و رفتارهاست.

پس راه صحیح که برگرفته از مبانی دینی و فرهنگ اسلامی و آداب و رسوم جامعه ایران می‌باشد آن است که:

اولاً، هیچ‌یک از دختر یا پسر، شخصاً به طرف مقابل پیشنهاد ازدواج ندهد؛

ثانیاً، دختر و پسر به هیچ نحو دور از چشم اولیا و قبل از مشورت و هماهنگی با آنان، در خصوص ازدواج وارد گفت‌وگو نشوند؛

ثالثاً، هرگاه دختر یا پسر از طرف مقابل پیشنهاد ازدواج شنید او را به رعایت مراحل ذکر شده در فصل دوم همین کتاب توصیه و راهنمایی کند تا بدون شتاب ورزی، ابتدا خانواده‌ها وارد عمل شوند و پس از حصول موافقت‌های اوّلیه، طرفین برای شناخت یکدیگر اقدام کنند.

۳. واگذاری کامل عنان ازدواج به دیگران ولو بر حسب احترام و اطمینان، به این معنا که دیگران اعم از پدر، مادر، برادر و خواهر برای وی همسر انتخاب کنند، به همان میزان ناپسند است که طرفین شخصاً اقدام کنند و دیگران را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند؛ زیرا اختیار و انتخاب و پسندکردن همسر به عنوان مسأله‌ای درونی و ذوقی، حق مسلّم و مخصوص طرفین است و قابل واگذاری نیست. همچنین دخالت ندادن خانواده در مراحل حساس تصمیم‌گیری، هر آینه مساوی است با قرار گرفتن در پرتگاه احساسات و سقوط در دره عشق خام و کاذب. پس روش مطلوب همان است که سرکار خانم دکتر اخوان، استاد روان‌شناسی، می‌گوید:

روش مطلوب، تلفیقی از این دو روش است؛ یعنی با نظارت خانواده و دخالت دادن جوانان، به این صورت که جوانان بتوانند جلساتی با هم صحبت کرده و با روحیّات هم آشنا شوند و پدر و مادر هم می‌توانند جوانان را هدایت و حمایت کنند. به این شکل، هم جوان احساس می‌کند که به نظرهایش اهمّیّت داده می‌شود و هم می‌تواند از احساسات زودگذر و انحراف مصون بماند.[۱۷]

و این همان راه وسطی است که امام علی(ع) توصیه می‌کند: «علیک بالقَصْدِ فی الأُمُور؛ درکارها میانه رو باش».[۱۸]

۴. دخالت دادن «استخاره» در قضیه بسیار حسّاس ازدواج به عنوان اوّلین و یگانه عنصر تعیین کننده، مساوی است با تعطیل عقل و اندیشه و پشت پازدن به همه توصیه‌ها و معیارها و بی‌توجهی به اصل مشورت، نیز نشانه نداشتن قدرت اختیار و انتخاب و دریغ ورزیدن از تحقیق و تلاش در راه شناخت حقیقی و در یک کلام، به معنای بازی با سرنوشت است.

البته در خصوص استخاره به شکلی که در جامعه ما متداول است، چند ابهام مهم وجود دارد:

یکم: چه بسیار خانواده‌هایی هستند که هر چند با استخاره شکل گرفته بودند امّا باطلاق از هم پاشیده شدند؛ چرا؟!

دوم: جایگاه توصیه‌ها و معیارهای بیان شده از سوی پیشوایان دینی درمقابل استخاره به عنوان یگانه عنصر تعیین کننده سرنوشت، چیست؟

سوم: چرا در تاریخ ازدواج و تزویج پیامبران و پیشوایان، هیچ اشاره‌ای به استخاره نشده‌است؟

چهارم: برفرض مقبولیّت استخاره، مورد و زمان صحیح آن کدام است؟

گفتنی است که امام خمینی(ره) در خصوص استخاره می‌فرماید:

استخاره از اصول اعتقادیه نیست که اعتقاد به آن لازم باشد و استخاره الزام‌آور نیست.[۱۹]

۵. غالب پرس و جوهایی که به عنوان «تحقیقات» صورت می‌گیرد، نابهنگام، سطحی، محدود، غیر دقیق و صوری است که با طرح یک یا دو سؤال کلّی از همسایه یا همکار و شنیدن پاسخی همچون: «ما از آن‌ها بدی ندیده‌ایم»، یا: «خانواده خوبی هستند» به انجام می‌رسد و شناخت جدیدی به‌دنبال نمی‌آورد و در انظار عموم مردم حتی به میزان استخاره تأثیرگذار نیست.

۶. اتّکا و اعتماد صرف به معرِّف و پذیرش بی‌چون و چرای گفته‌های او، به معنای بی‌اهتمامی نسبت به سرنوشت است. در حالی که «معرِّف» را باید به‌عنوان یک منبع در کنار دیگر منابع برای کسب شناختِ لازم به شمار آورد؛ نه آن‌که فقط به تأیید او بسنده کرد.

حسن ختام این فصل را قطعه ادبی - تربیتی حجةالاسلام و المسلمین آقای جواد محدّثی قرار می‌دهم که تحت عنوان «ازدواج‌های تجاری» می‌نویسد:[۲۰]

ازدواج، تنها در آمدن از «تنهایی» نیست،

بلکه رسیدن به «همدلی» و «همراهی» و... «هم روحی» است، که مهم‌تر است.

خیلی‌ها بی‌هدف و نقشه ازدواج می‌کنند، یا «غافلگیر» می‌شوند.

تشکیل خانواده برای برخی، مثل انتخاب دوست یا شغل یا رشته تحصیلی یا خانه مسکونی به صورت اتفاقی و تصادفی اتفاق می‌افتد؛ بدون فکر و برنامه قبلی، بدون هیچ شناخت و محاسبه از پیش، بدون بررسی عواقب و نتایج و آینده آن.

و چه اشتباهی بزرگ‌تر از این!...

گزینش شریک زندگی، مثل خریدن یک ماشین و خانه و لباس و عینک نیست.

معیار می‌خواهد و شناخت.

البته در این‌جا سخن با آنان است که هنوز ازدواج نکرده‌اند. امّا صاحبان خانه و همسر هم می‌توانند به این مسائل بیندیشند و راهنمای دیگران باشند.

در این‌جا دو سؤال عمده مطرح است:

اوّل این‌که همسر انتخابی چه خصوصیّاتی باید داشته باشد.

دوم آن‌که فرد مورد نظر، دارای آن ویژگی‌ها و خصایص است یا نه؟

در سؤال نخست، ملاک و معیار مطرح است. کسی ثروت و درآمد طرف و خانواده‌اش را در نظر می‌گیرد، و دیگری شرافت و اعتبار خانوادگی را.

برای یکی «جمال» مطرح است، برای دیگری «کمال»!

شاید شما هم به حق معتقد باشید که شریک زندگی‌تان باید فردی باشد خوش اخلاق، پاک، با صداقت، انسان، مؤدّب، وظیفه‌شناس، فهمیده و عاقل، شریف و نجیب، سازگار و صبور، دیندار و متعهّد.

امّا... شناختِ این خصلت‌های نیک در پسر یا دختری که می‌خواهید با او ازدواج کنید، با اهمّیّت است.

از کجا می‌توان مطمئن شد که خواستگار، این‌گونه است؟

با تحقیق، مشورت، پرس و جو از آشنایان و مرتبطان، با تأمّل و درنگ و پرهیز از شتاب.

گاهی «جلوه ظاهری»، چشم انسان را پر می‌کند و از «چهره باطنی» غفلت‌می‌شود.

گاهی ثروت و ماشین، دیده بصیرت و عقل انسان را کور می‌کند و هزار عیب دیگر را نمی‌بیند.

گاهی تعریف و تمجید دیگران، راه تعقّل و مشورت را بر انسان می‌بندد.

از «جمال» چه حاصل، اگر طرف، بی «کمال» است؟

به تعبیر رسول خدا(ص): «زیبارویانی که فاقد دین و کمالند، به گُل زیبایی می‌مانند که در مزبله و محل خاکروبه روییده‌اند».

و چه سخن شگفت و سودمندی!

کم نیستند کسانی که فریب رنگ و روی آشکار را می‌خورند، امّا بعدها متوجّه عفونت‌ها، گنداب‌ها و هرزگی‌هایی می‌شوند که در ورای ظاهر آراسته، نهان است.

ولی چه سود؟ مگر «طلاق»، چاره نهایی کار است؟

چرا به این زودی سخن از طلاق بگوییم؟

می‌توان از آغاز، راهی رفت که به تلخی طلاق نینجامد.

و آن، حسابگری و تعقّل در آغاز کار است تا جلوی پشیمانی در پایان را بگیرد.

نباید اوّل تصمیم به ازدواج با کسی گرفت، آن‌گاه به فکر شناخت خصوصیّات او افتاد.

این خطاست... و انسان را هم به خطا در تشخیص می‌اندازد؛ چون گاهی علاقه‌ها، چشم انسان را کور و گوش انسان را کر می‌سازد.

ابتدا باید خصوصیّات مورد نظر را مشخص ساخت، آن‌گاه در پی واجدین شرایط رفت.

این‌طور، مطمئن‌تر است و کم خطرتر.

«معیار» در گزینش، شرط نخست موفقیت در زندگی است.

و گرنه، ازدواج‌های تجاری و عشق‌های اتوبوسی و شناخت‌های تلفنی، خیلی وقت‌ها سر از «ناکجا آباد» در می‌آورد.

با این حساب، فکر می‌کنید همسر ایده‌آل شما، چه ویژگی‌ها و خصلت‌هایی باید داشته باشد؟

و او کیست و کجاست؟...

دوره پس از خواستگاری

مرحله هشتم: تحقیقات میدانی

توضیح شکل الف و ج

توضیح شکل ب

مرحله نهم: گفت‌وگوی مستقیم دختر و پسر

نحوه گفت‌وگوی طرفین

مرحله دهم: دیدار

چند نکته مهم

مرحله یازدهم: آزمایش‌های پزشکی

مرحله دوازدهم: جمع‌بندی، استنتاج نهایی و اعلان نظر قطعی

مرحله سیزدهم: آموزش زناشویی

فاصله عقد و عروسی


مرحله هشتم: تحقیقات میدانی

تحقیقات میدانی، از جمله مراحل آشنایی است که پس از خواستگاری، ازسوی دختر و پسر و با هدف دستیابی به خصوصیات واقعی اخلاقی،رفتاری و فکری طرف مقابل و نیز پی‌بردن به موقعیت شغلی،خانوادگی و اجتماعی یکدیگر و دیگر حقایق مؤثر در زندگی جدید، اجرا می‌شود.

از آن‌جا که ضرورت «تحقیق» بر کسی پوشیده نیست، از اطاله کلام در این زمینه اجتناب کرده و به چگونگی اجرای تحقیق میدانی می‌پردازم که دقّت و صحّت انجام آن، برتصمیم‌گیری نهایی اثر مستقیم می‌گذارد. تحقیق میدانی، به شکل‌های زیر صورت می‌گیرد:[۲۱]

الف) گفت‌وگو با اشخاص مطلع؛

ب) تحت نظر گرفتن و مشاهده رفتار طرف مقابل؛

ج) دادن پرسشنامه به افراد مطلع و درخواست پاسخگویی از آنان.

توضیح شکل الف و ج

رعایت نکات زیر در گفت‌وگو یا تکمیل پرسشنامه، ضروری به‌نظرمی‌رسد:

۱. گفت‌وگو، با اشخاص متعدد و مختلف صورت گیرد؛ اعم از خویشاوند، غیر خویشاوند، زن، مرد، پیر، جوان، دوست، همسایه و همسفر؛ زیرا هر چه بر تعداد افزوده شود، نتیجه تحقیق یقینی‌تر خواهد شد.

۲. سؤال شونده از کسانی باشد که مدّت قابل توجّهی با شخص مورد تحقیق، آشنایی و انس داشته و از آگاهی کافی نسبت به او برخوردار باشد.

۳. با هر یک از مصاحبه شوندگان به صورت منفرد و محرمانه گفت‌وگو شود و گفته‌های دیگر اشخاص، نزد مصاحبه شوندگان بازگو نشود.

۴. مصاحبه شونده را در آغاز گفت‌وگو نسبت به موضوع تحقیق توجیه‌کرده و به وی اطمینان لازم برای ابراز نظر داده شود؛ به خصوص نسبت به محرمانه ماندن مشخّصات و نظرهای او.

۵. گفت‌وگو در محیطی آرام و دور از انظار عمومی و در فضایی دوستانه برگزار شود. پس مصاحبه به حالت سرپا و در جلوی درِ منزل و در جمع همکاران صحیح نیست.

۶. برای پیشگیری از ابهام احتمالی و درک صحیح مطالب، پیشنهاد می‌شود مصاحبه کننده دو نفر باشند و بهتر است یکی زن و دیگری مرد باشد؛ و نکوتر آن‌که شخصِ همراه، از محارم و فردی همفکر و هم سلیقه باشد.

۷. به مصاحبه شونده تذکر داده شود که از بیان واقعیت‌ها دریغ نورزد؛ چراکه سرنوشت و زندگی، مسامحه را بر نمی‌تابد و بیان آن دسته از خصوصیّات و عملکرد فرد که در زندگی جدید اثر خواهد داشت جایز شمرده شده‏[۲۲]و از موارد غیبت محسوب نمی‌شود.

۸. به مصاحبه شونده یادآور شویم که در وضعیت «مشورت» قرار دارد و لازم است به توصیه امام سجاد(ع) عمل کند که فرمود:

وَ حَقُّ المُسْتَشیرِ إنْ عَلِمْتَ أنّ له رأیاً أشَرْتَ علیه، و إن لم تَعْلَم أرْشَدْتَهُ إلی مَنْ یَعْلَمُ؛

و حق کسی که در موضوعی خواستار نظر مشورتی تو است این است که اگر در مسأله مورد نظرش چیزی می‌دانی، با محبّت و یکرنگی، دانسته خود را در اختیارش گذاری و اگر چیزی نمی‌دانی، او را به کسی که داناست و لیاقت مشورت دارد راهنمایی کنی.[۲۳]

۹. لازم است پاسخ دهنده، پاسخ‌های مستند به واقعیّات را بیان کند و از جواب‌های حدسی، دو پهلو و ضدّ و نقیض بپرهیزد.

۱۰. همان‌طور که در عنوان گذشت، پاسخ دهنده می‌تواند نظرهای خود را یا به صورت شفاهی و در قالب گفت‌وگو ابراز کند و یا به صورت کتبی و در قالب پرسشنامه ارائه دهد.

۱۱. از مصاحبه شونده درخواست شود که جریان مصاحبه را محرمانه تلقی کند و از بازگو کردن آن نزد دیگران به‌ویژه طرف مورد تحقیق و خانواده او جدّاً خودداری کند.

۱۲. محور گفت‌وگوها و پرسشنامه، خصوصیّات شخصی، اصالت خانوادگی و واقعیّات عقیدتی، اخلاقی و رفتاری مورد تحقیق (دختر یا پسر) در محیط خانواده و جامعه است و در قالب «نمونه سؤالات» زیر طرح می‌شود:[۲۴] - آیا از دوستی(همسایگی، همکاری) با او احساس رضایت می‌کنید؟ از خانواده‌اش چطور؟

- آیا شما به عنوان یکی از بستگان، از او راضی هستید؟ از خانواده‌اش چطور؟

- شما او (و خانواده‌اش) را چگونه فردی (و خانواده‌ای) می‌شناسید؟

- آیا او را دیندار و پایبند به موازین شرعی در حلال و حرام، طهارت و نجاست، محرم و نامحرم، واجبات و محرمات می‌شناسید یا خیر؟

- او را فردی تندخو و بداخلاق می‌شناسید یا ملایم و نرم خو؟

- آیا شما از او و خانواده‌اش، اختلاف و بگو مگو به یاد دارید؟

- او (یا خانواده‌اش) در محل به چه عنوانی اشتهار دارند؟ در بین همکلاسی‌ها و همکاران چطور؟

- آیا تاکنون از وی حرف رکیک شنیده‌اید؟ دروغ و بد قولی چطور؟

- او در وقت عصبانیت و ناراحتی چه‌کار می‌کند؟

- در برابر مشکلات تحمل می‌کند یا زود از کوره در می‌رود؟

- منظم و با انضباط است یا خیر؟

- آیا فردی گوشه‌گیر است یا به راحتی با دیگران جوش می‌خورد؟

- در جمع دیگران احساس مسؤولیت می‌کند یا سعی می‌کند کار را به دیگری حواله دهد؟

- آیا فردی خود رأی است یا خیر؟

- آیا اهل نظرخواهی است؟

- با چه نوع افرادی رفت و آمد می‌کند؟

- شما او را چکاره می‌دانید؟ آیا نشانی محل کار او را می‌دانید؟

- در جمع دیگران معمولاً از چه موضوعی بیش‌تر صحبت می‌کند و به آن تمایل نشان می‌دهد؟

- آیا به دوستی پایدار است یا دائماً دوستان او تغییر می‌کنند؟ وفادار است یابی‌وفا؟

- آیا در صورت عملکرد ناپسند، عذرخواهی می‌کند یا مغرورانه از کنار آن می‌گذرد؟

- آیا او را فردی پر احساس و با عاطفه می‌شناسید یا فردی خشن، جدّی و سخت؟

- آیا شوخ طبع است؟ پرحرف است یا کم حرف؟

- آیا شخصی رُک و صریح است یا اهل غیبت و یا تودار؟ با جرأت است یاترسو؟

- کم رو و خجالتی است یا خیر؟

- با بزرگ‌ترها چگونه برخورد می‌کند؟

- نسبت به جنس مخالف (نامحرم) چه عکس العملی نشان می‌دهد؟

- پوشش او (دختر) در کوچه و محل کار چگونه است؟

- وقار، شرم و حیای او را چگونه می‌بینید؟

- آیا با شما از عقاید دینی خود چیزی گفته است؟ نسبت به امور سیاسی چطور؟

- از نظر شما، برجسته‌ترین خصوصیت مثبت او کدام است؟

- برجسته‌ترین خصوصیت منفی او کدام است؟

- آیا در مراسم ملی، مذهبی و انقلابی شرکت می‌کند؟

- آیا شما نحوه اقامه نماز او را دیده‌اید؟ به مسجدرفتن او را چطور؟

- به سر و وضع ظاهری خود به چه میزان رسیدگی می‌کند؟

- آیا او را فردی وسواسی و بدبین می‌شناسید یا خیر؟

- آیا خانواده او «مرد سالار» است یا «زن سالار»؟

- آیا اهل موسیقی مبتذل و دیدن فیلم‌های غیر مجاز است؟

- آیا در میهمانی‌های مختلط شرکت می‌کند؟

۱۳. تحقیقات میدانی درباره پسر یا دختر خویشاوند نیز به تمامی اجرا می‌شود و نمی‌توان به صرف نزدیکی خانوادگی، از تحقیق چشم پوشید؛ زیرا نگرش‌های قبل از خواستگاری که حالت عادی دارد، با نگرش بعد از خواستگاری که نیازمند دقّت و حسّاسیّت ویژه است تفاوت دارد و هیچ گاه شناخت معمولی نمی‌تواند جایگزین شناخت عمیق و وسیع برای ازدواج شود.

۱۴. شکی نیست که همه انسان‌ها برای آگاه شدن از بعضی مطالب، به پرسیدن احتیاج دارند؛ ولی آنچه مهم است این که برخی از آن‌ها اوّلاً نمی‌دانند که چه چیزهایی را بپرسند و ثانیاً نمی‌دانند چگونه باید سؤال کنند تا پاسخ جواب دهنده، پاسخی دقیق و متناسب با سؤال باشد. بنابراین، هر وقت می‌خواهید درباره چیزی سؤال کنید قبلاً فکر کنید که پرسش شما دقیق و دور از هر نوع ابهام باشد؛ زیرا به گفته رسول اکرم(ص) «حُسْنُ السؤال نِصْفُ العلم؛ خوب پرسیدن نصف آگاهی است».[۲۵]

بنابراین، برای تسریع و تسهیل در نتیجه‌گیری، باید سؤالات مصاحبه، ریز، واضح و به دور از کلی گویی باشد.

۱۵. به لحاظ اهمّیّت نگارش و نظر به احتمال خطر فراموشی و اشتباه در داده‌های تحقیق میدانی، لازم است همه اطلاعات به دست آمده، به طور کامل و با ذکر مشخّصات لازم[۲۶] ثبت شوند.

توضیح شکل ب

از آن‌جا که بخشی از خصوصیّات، قابل شرح و بازگو کردن نیستند و یا ممکن است پاسخ‌های مصاحبه شوندگان، در بعضی موارد رسا و کامل نباشد، و همچنین برای اتقان یافته‌های تحقیق، ناگزیر به مشاهده عینی طرف ازدواج از طریق تحت نظر گرفتن او هستیم.

«مشاهده» با رعایت موازین شرعی و در کمال پنهان‌کاری و فقط در حدّ ضرورت و نیاز اجرا می‌شود و نباید موجب برانگیختن حسّاسیّت دیگران یاشخص مورد تحقیق شود.

مرحله نهم: گفت‌وگوی مستقیم دختر و پسر

پس از گذرِ موفقیت‌آمیز از تحقیقات میدانی، طرفین به گفت‌وگوی مستقیم می‌نشینند و با دیدگاه‌های همدیگر درباره موضوعات مؤثر و دخیل در جریان زندگی جدید، آشنا می‌شوند. در این نوع گفت‌وگو، اهداف زیر از سوی دختر و پسر تعقیب می‌شود:

- تحصیل اطمینان از صحّت نتایج تحقیقات میدانی؛

- آشنایی با خصوصیّات ناگفته و ویژگی‌های پنهان روانی و اخلاق شخصی و خانوادگی؛

- آشنایی با برنامه‌های یکدیگر نسبت به اداره زندگی جدید، تعیین مَهر و دیگر مراسم ازدواج و شروط ضمن عقد؛

- آشنایی با عقاید دینی و آداب و رسوم همدیگر؛

- شناخت خانوادگی از حیث اصل و نسب، شغل، دیدگاه‌ها، نحوه اداره خانه، خانواده و غیره؛

- سطح سواد و مهارت‌های جنبی؛

- آگاهی از انگیزه و هدف و میزان اهتمام یکدیگر نسبت به تشکیل خانواده.

نحوه گفت‌وگوی طرفین

۱. زمان و مکان گفت‌وگو، از طریق اولیا و با اشراف آنان تعیین شود.

۲. گفت‌وگوها در طول چند جلسه استمرار یابد.

۳. محور گفت‌وگوها همان اهداف ذکر شده باشد و از پراکنده‌گویی پرهیزشود.

۴. نکات گفت‌وگوها یادداشت شده و در پرونده درج شود.

۵. طرفین، مطالب را به طور صریح و شفّاف و به دور از ابهام از یکدیگر بخواهند و مانع طفره رفتن دیگری شوند. ۶. طرفین، زمان جلسات را منصفانه بین خود تقسیم کنند و هیچ‌یک راضی نباشند که تمام وقت جلسه را به خود اختصاص دهند و یا شنونده محض باشند.

۷. طرفین، گفت‌وگو را بر مبنای توانمندی‌های حقیقی و واقعیّت‌ها استوار سازند و به عبارت دیگر «خود را بیش از آنچه هستند معرفی نکنند؛ زیرا از امام علی(ع) روایت شده که فرمود:

لا عَقْلَ لِمَنْ یَتَجاوَزُ حدَّه و قدْرَه؛

آن کس که از حد خود تجاوز کند بی‌خرد است.[۲۷]

۸. هر یک از طرفین، به هیچ نحو از اصول و مبانی عقیدتی، اخلاقی و فرهنگی خود که منطبق با دین اسلام و ارزش‌های انقلاب اسلامی و ملی است عدول نکنند و با زیر پا گذاشتن احکام، حقوق و قوانین، به طرف مقابل باج ندهند و بی تأمّل هر شرطی را نپذیرند.

۹. هر یک از دو طرف، مراقب باشند تا فضای گفت‌وگو به دروغ، فریب، وعده‌های بی‌اساس، تظاهر، خیال بافی و احساسات آلوده نشود.

۱۰. طرفین ضمن صداقت در گفتار و رفتار، از منفی بافی و یا پرداختن صِرف به جنبه‌های منفی زندگی شخصی خود بپرهیزند تا موجب یأس و ملال طرف مقابل نشود. البته ابراز نکته‌های سرنوشت ساز و مؤثر در آینده مستثناست. در این مرحله بر هر دو طرف لازم است با صداقت، عیب‌های موجود در دستگاه تناسلی خود را در صورت وجود عیب، به آگاهی طرف مقابل برسانند و گرنه کتمان آن عیب‌ها موجب حق خیار فسخ عقد می‌شود؛ یعنی طرف مقابل می‌تواند عقد را باطل اعلام کند.

۱۱. طرفین ضمن دادن امید و اطمینان به آینده‌ای سرشار از شادابی و موفقیت، از ایجاد توقع و انتظار خودداری کنند.

۱۲. طرفین در حین گفت‌وگو، از نحوه رفتار طرف مقابل غافل نباشند.

۱۳. طرفین مراقب باشند در حین گفت‌وگو، از سرشوق و رغبت یا از سر تنفّر حرفی بر زبان نیاورند که دال بر پاسخ قطعی آن‌ها باشد؛ بلکه با پرهیز از تصمیم شتاب آلود، پاسخ قطعی و اعلان نتیجه نهایی را به زمان دیگر (پس از اتمام مراحل آشنایی) موکول کنند.

۱۴. طرفین متعهّد شوند که به همه دریافت‌های شنیداری و دیداری به دیده امانت شرعی بنگرند و به شخص ثالث انتقال ندهند؛ خصوصاً در صورت انصراف.

۱۵. ممکن است هر یک از طرفین بخواهند شرط یا شروطی را در ضمن عقد ازدواج بگنجانند که در این جلسات می‌توانند پیرامون کمّ و کیف آن به گفت‌وگو بپردازند.[۲۸]

۱۶. طرفین بدانند که بزرگ نمایی هر یک از خصوصیّات مثبت و منفی خود یا طرف مقابل، به سلامت فضای تصمیم‌گیری خلل وارد می‌کند.

۱۷. هر چند این مرحله با اشراف اولیا اجرا می‌شود، امّا برای ایجاد آرامش در هر دو طرف، توصیه می‌شود که گفت‌وگو در فضایی محرمانه و خصوصی و بی‌حضور شخص ثالث به انجام رسد.

مرحله دهم: دیدار

بنیان خانواده بر «علاقه‌مندی» به یکدیگر نهاده شده و یکی از اسباب پیدایش آن، خوشایندی از ظواهر طرف مقابل است و ریشه بعضی از اختلاف‌های خانوادگی نیز تنفّر ناشی از ناخوشایندی است؛ بنابراین، دختر و پسر پس از آن‌که همدیگر را از جهات مختلف پسندیدند، بر طبق توصیه دین اسلام می‌توانند با شرایطی با هم روبه رو شده تا از خصوصیّات ظاهری یکدیگر، اعم از اندام، رنگ پوست و مو، چهره و سایر قسمت‌های مجاز، با «دیدن توأم با دقّت» آگاهی و اطمینان یابند و از پشیمانی یا دلسردی یا تفرقه احتمالی پیشگیری نمایند.

هرچند نگاه کردن به جنس مخالف به عنوان نامحرم، در دین اسلام ممنوع دانسته شده‌است، امّا به دختر و پسری که در آستانه ازدواج قرار دارند چنین اجازه‌ای به صورت استثنایی داده شده تا با دقّت، به ظواهر یکدیگر بنگرند و با سهولت بتوانند نظام زندگی مشترک را پی‌ریزی کنند و کانونی سالم برای تحقق اهداف بلند «انسان پروری» تشکیل دهند.

حضرت امام‌خمینی(ره) در توضیح وجه شرعی این استثنا و شروط آن می‌فرماید:

کسی که قصد ازدواج دارد می‌تواند شخص مورد نظر خود را طبق شرایطی نگاه کند:

شرط اوّل: نگاه کردن از روی تلّذذ نباشد، هر چند که به‌طور طبیعی در اثر نگاه کردن تلّذذ حاصل می‌شود.

شرط دوّم: نگاه کردن، موجب شناخت بیش‌تر نسبت به طرف مقابل گردد. احتمال افزایش شناخت نیز مُکفی است.

شرط سوم: ازدواج با آن شخص به صورت بالفعل ممکن باشد.

شرط چهارم: احتمال توافق بر ازدواج بین آن دو وجود داشته باشد؛ ولی اگر علم داشته باشد که زن، خواستگار را رد می‌کند مشمول این جواز نمی‌گردد.[۲۹]

مرحوم شیخ طوسی، از فقهای قدیم شیعه و متوفای سال ۴۶۰ قمری می‌نویسد:

نگاه کردن به زنی که قصد ازدواج با او را داریم جایز است و می‌توان به قسمت‌های مختلف بدن او به جز عورت نگاه کرد. دلیل شرعی ما در این مسأله، نظر همه فقهای شیعه و روایات ائمّه اطهار است.[۳۰]

روایات متواتره‌ای براین جواز دلالت می‌کنند؛ از جمله پیامبر اکرم(ص) در کلامی می‌فرماید:

اذا أراد أحدُکم أن یتزّوج المرأةَ فلا بأس أن یُولِجَ بَصَرَه؛

هر گاه یکی از شما قصد ازدواج با زنی را داشت اشکالی ندارد که با دقّتِ تمام به آن زن بنگرد.[۳۱]

- مغیرة بن شعبه، زنی را خواستگاری کرده بود. پیغمبر(ص) فرمود: «اگرقبلاً او را می‌دیدی امید سازش و توافق بیش‌تر بود».

- مردی از امام صادق(ع) پرسید «آیا جایز است مرد موی سر و زیبایی‌های زنی را که می‌خواهد با او ازدواج کند ببیند؟» امام فرمود: «اگر منظور لذّت بردن نباشد (بلکه صرفاً اطلاع از خصوصیّات بدنی زن باشد) اشکال ندارد».

- در خبر دیگر از امام صادق(ع) سؤال می‌کنند: «آیا جایز است زن بایستد تا مرد او را ببیند؟» امام(ع) می‌فرماید: «آری؛ بلکه پوشیدن لباس نازک هم در آن موقع مانعی ندارد».[۳۲]

چند نکته مهم

۱. جایز بودن چنین نگاهی مختص دختر و پسری است که در حال گذراندن مراحل آشنایی برای رسیدن به هدف ازدواج هستند. پس برادر نمی‌تواند به جای برادرش به دختر نگاه کند و مادر نمی‌تواند به جای دختر به‌پسر (خواستگار) نگاه کند.

۲. ملاقاتی که برای این موضوع ترتیب داده می‌شود حتماً در محیط خانواده و با هماهنگی و با اشراف اولیا برگزار شود.

۳. چون نگاه‌های مسموم و شهوت‌انگیز غالباً از سوی مردان صورت می‌گیرد، به همین جهت در اکثر گفته‌های روایی و فتوایی به مردان خطاب شده است، و گرنه زنان، هم در حکم کلی‏[۳۳] و هم در حکم استثنایی با مردان مشترک هستند. همچنان‌که مرحوم ابوالصلاح‌حلبی (۳۷۴-۴۴۷ق) می‌نویسد:

زن نیز مجاز است تا صورت و اندام مرد را بنگرد و به او در حالات مختلف (ایستاده، راه رفتن و غیره) نظیر بیفکند.[۳۴] و همچنین مرحوم علاّمه حلّی براین نظر است که:

زن می‌تواند همانند مرد به صورت و دست‌های مرد به دفعات مختلف نگاه کند و به او در حال ایستاده و راه رفتن بنگرد.[۳۵]

۴. «جایز بودن نگاه، شامل مردی نمی‌شود که به طور مطلق قصد ازدواج دارد و با این نگاه‌ها در صدد تعیین همسر است»[۳۶] و به بیان دیگر، با این حکمِ جواز نمی‌توان به بهانه ازدواج، در کوچه و بازار و مجالس به هر زنی نگاه کرد و در صدد گل چین کردن برآمد و به گفته استاد مشکینی، کسی حق ندارد همه دختران را یک به یک از زیر نظر بگذراند و سراپای همه را ورانداز کند تا یکی را در آن میان انتخاب کند.[۳۷]

۵. همه علمای دینی متفق هستند بر این‌که هر یک از دختر و پسر می‌توانندبه‌طور مکرّر به نگاه کردن ادامه دهند تا بر خصوصیّات طرف مقابل آگاهی یابند.[۳۸]

۶. بر طبق نظرِ اجماعی علمای شیعه، جایز بودن نگاه به طرف مقابل، حق هر دو طرف است و مقیّد به اذن و رضایت طرف مقابل نیست؛[۳۹]یعنی لازم نیست طرف مقابل راضی باشد یا اجازه بدهد.

۷. چون هدف از مجاز بودن نگاه، حصول اطمینان به سلامت جسمی طرف مقابل و یقین به مطلوبیت ظاهری از حیث جمال و کمال جسمانی است، هر یک از طرفین می‌توانند به قسمت‌های مختلف بدن یکدیگر، به جز عورت، نظر بیفکنند.[۴۰]

۸. توصیه فقها برای اجرای بند «۷» این است که دختر در چنین لحظه‌ای لباس نازک به تن داشته باشد.[۴۱]

۹. دختر و پسر در این مرحله تنها برای نگاه کردن مجازند؛ امّا هر نوع تماس بدنی آن دو و دست کشیدن به دست‌ها یا صورت یکدیگر جایز نیست.[۴۲]

۱۰. طرفین به دیده تحقیق به یکدیگر بنگرند نه به دیده شهوت.

۱۱. ممکن است در پی دیدار، یکی از طرفین ظواهر دیگری را نپسندد و از ادامه مسیر منصرف شود که در این صورت می‌تواند با توجّه به حریم شخصیّت و غرور طرف مقابل، انصراف خود را با ظرافت اعلان داشته و متعهّد شود که یافته‌های دیداری را به عنوان «راز» کتمان کند.

مرحله یازدهم: آزمایش‌های پزشکی

برحسب قانون،[۴۳] یکی از مراحل مهم مقدمات تشکیل خانواده، انجام آزمایش‌های پزشکی - از سوی هر دو طرف - در خصوص اعتیاد، گروه خون، فرزنددار شدن و دیگر عوارض مزمن احتمالی است که باید با اهتمام ویژه به‌انجام رسد. پس مقتضی است که هر دو طرف به دیده تشریفات اداری به آن ننگرند و نسبت به نتایج آزمایش‌ها و موارد آن‌ها بی‌توجّه نباشند.

مرحله دوازدهم: جمع‌بندی، استنتاج نهایی و اعلان نظر قطعی

روح این مرحله، «فکر» است، که امام علی(ع) در ارزشمندی و کاربری آن می‌فرمایند:

بِالْفِکْرِ تَنْجَلی غَیاهِبُ الأُمُور؛

به کمک فکر، تاریکیِ کارها برطرف می‌شود.

إذا قَدَّمْتَ الْفِکْرَ فی أفعالک حَسُنَت عَواقِبُک و فِعالُک؛

هر گاه فکر را در کارهایت به کار بندی، آن کارها نیکو به انجام می‌رسد.

الفِکرُ فی الأمر قبلَ مُلابَسَتِه یُؤْمِنُ الزَّلَلَ؛

پیش از دست زدن به هر کاری، اندیشیدن، انسان را از لغزش ایمن می‌دارد.[۴۴]

از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود:

فکرة ساعة خیر من عبادة سنة؛

یک ساعت فکر کردن، از عبادت یکساله بهتر است.[۴۵]

این مرحله، مرحله تصمیم‌گیری نهایی است که در آن، همه داده‌های موجود در پرونده در دو ستون «مثبت» و «منفی» فهرست و طبقه‌بندی می‌شوند؛ یعنی هر نکته‌ای که درباره طرف مقابل یادداشت شده و با موازین عقل و شرع مطابقت داشته و با اهداف و برنامه‌های آتی و معیارها و واقعیّات زندگی شخصی هماهنگ است، در قسمت «مثبت» نوشته می‌شود و بقیه اطلاعات در قسمت «منفی».

آن‌گاه دو ستون را با هم مقایسه کرده و یکی از دو ستون را بر ستون دیگر ترجیح داده و بر می‌گزیند و برطبق همان گزینش، نظر قطعی خود را مبنی بر قبول طرف مقابل یا ردّ او (موافقت یا مخالفت با ازدواج) اعلام می‌دارد.

حال اگر جنبه‌های مثبت نسبت به جنبه‌های منفی فزونی داشت، به‌طور طبیعی جواب نیز مثبت خواهد بود؛ امّا باید برای حلّ و رفع جنبه‌های منفی که در طرف مقابل وجود دارد تدبیری اندیشیده شود.

قابل ذکر است که نتیجه بخش بودن این مرحله، در گرو آرامش محیط تفکر، اجتناب از احساسات و اضطراب، دوری از تحمیل و فشار روحی و شتاب، همفکری با اولیا و مشورت با اهل نظر است.

مرحله سیزدهم: آموزش زناشویی

به دوستان جوان از دختر و پسر توصیه می‌شود بعد از عقد ازدواج دائم، با فراگیری اطلاعات لازم در موضوعات ذیل، خود را برای ورود به زندگی مشترک آماده کنند و بیش از آن مقداری که به جهیزیه، سالن جشن، مراسم و دیگر مقدمات می‌اندیشند، به آموزش زناشویی اهتمام ورزند که اثر آن ماندنی‌تر است؛ و مقتضی است که دستگاه‌های ذی‌ربط دولتی نیز در نهادینه‌کردن این قبیل آموزش‌ها در سطح کشور اقدام کنند.

موضوعاتی که دختر و پسر باید فرا گیرند، عبارتند از:

الف) اخلاق خانوادگی که در بردارنده خُلق و خو و نوع رفتار هر یک از طرفین نسبت به یکدیگر و دیگران است و این موضوع از طریق اولیا و اهل‌نظر و استادان اخلاق و کتاب‌های معتبر[۴۶]قابل دریافت است.

ب) احکام فقهی - حقوقی که حاوی بایدها و نبایدها، مستحبات و مکروهات و دیگر آداب زناشویی و همچنین مقررات و ضوابط قانونی است که رعایت آن‌ها برای هر دو طرف الزامی است. این موضوع را می‌توان از رساله فقهی مرجع تقلید و مجموعه قوانین منتشر شده از سوی وزارت دادگستری و قوه قضائیه به دست آورد.[۴۷]

ج) توصیه‌های روانی - جنسی که مراکز رسمی «مشاوره خانوادگی» عهده‌دار ارائه آن هستند.

آخرین مرحله مقدماتی ازدواج را با آرزوی شادکامی، بهروزی، موفقیت،عزّت، عفّت، غیرت و سربلندی همه دختران و پسران مسلمان به‌پایان می‌برم.

فاصله عقد و عروسی

هدف از ازدواج، علاوه بر فواید بی‌شمار مادّی و معنوی، تشکیل خانواده است تا نسل جدید تولید و پرورش یابد؛ امّا عدّه‌ای کم توجّه که گویی ازدواج را تنها در لذّت جنسی خلاصه می‌کنند پس از عقد رسمی، مدتی طولانی را به نام «عقد بسته» یا «دوره نامزدی» می‌گذرانند. آن‌گاه پس از گذشت چند سال تصمیم به عروسی می‌گیرند؛ بی‌آن‌که برای این تأخیر عذری موجّه داشته باشند و غافل از این‌که این مقدار فاصله زمانی بین عقد و عروسی اثری نامطلوب در زندگی زناشویی و خانوادگی آنان خواهد گذاشت؛ از جمله:

- هیچ‌یک از دختر و پسر در فاصله عقد و عروسی نسبت به یکدیگر احساس مسؤولیت نمی‌کنند و تا زمانی که خود را وابسته به پدر و مادر خویش می‌بینند برای رونق بخشیدن به زندگی مشترک جدید، تلاش قابل توجّهی از خود بروز نمی‌دهند؛ به بیان دیگر، پسر تا زمانی که دختر را به خانه خود نبرده‌است گویا او را زن خود نمی‌شمارد و در نتیجه از پرداخت نفقه دریغ می‌ورزد. دختر نیز خود را در برزخی می‌یابد که چگونه بین اطاعت از همسر قانونی خود و هماهنگی با او را با اطاعت از پدر و مادر خود جمع کند و ادامه این وضع برای هر دو نفر رنج‌آور است و در آینده، دختر بیش از پسر آسیب می‌بیند.

- در صورتی که فاصله عقد و عروسی طولانی شود، عروسی زوج جوان از نشاط، طراوت، اشتیاق و تازگی برخوردار نخواهد بود و زندگی مشترک آنان تقریباً با سردی و بی‌میلی آغاز می‌شود.

- در اثر طولانی شدن فاصله بین عقد و عروسی، احساسات و هیجان قبل از عقد فروکش می‌کند و ممکن است معیارهای یکی از دو طرف تغییر کند و توقعات و انتظارات جدید پدید آید که باعث خدشه‌دار شدن روابط صمیمی و عاشقانه دختر و پسر خواهد شد.

- طولانی شدن دوران نامزدی چه بسا موجب نگرانی و اضطراب دختر و خانواده وی شده و برخی بدگمانی‌ها را به همراه می‌آورد؛ مثلاً آن‌ها می‌توانند این تأخیر را نشانه پشیمانی داماد یا بی‌مهری او بدانند؛ خصوصاً اگر داماد، ملاقات هفتگی را به ملاقات ماهیانه تبدیل کرده باشد.

- وقتی فاصله بین عقد و عروسی زیاد شود، در بیش‌تر موارد، بین خانواده‌های دو طرف اختلاف پدید می‌آید. گاهی این اختلاف از آن‌جا ناشی می‌شود که رفت و آمد بیش از حدّ متعارف داماد، خانواده دختر را خسته و آزرده می‌سازد، به خصوص اگر داماد با دست خالی و بدون ابراز محبّت و باحالتی طلبکارانه و عیب‌جویانه به منزل دختر آمد و شد نماید؛ یا خانواده دختر، به بهانه فراهم نبودن جهیزیه، برقراری مراسم عروسی را به تأخیر بیندازند.

- به همان مقدار که مراسم عروسی را به تأخیر می‌اندازند، بچه‌دار شدن زوج جوان نیز به تأخیر می‌افتد، غافل از این‌که زمان مفید و وقت مناسب بچه‌داری، به خصوص برای زن، محدود به زمان خاصی است.

- وقتی بین عقد و عروسی فاصله زیادی واقع شود، به طور طبیعی بین دختر و پسر ارتباط جنسی برقرار می‌شود و ممکن است در اثر جلوگیری از انزال و یا به کارگیری شیوه‌های پیشگیری، به دستگاه تولید مثل آسیبی واردشود و در نتیجه، دیگر صاحب فرزند نشوند.

- در فاصله عقد و عروسی اگر اختلافی بروز کند به سرعت شدّت می‌یابد و هر یک از طرفین به راحتی خود را در آستانه جدایی می‌بینند و نه آن‌ها و نه‌دیگران، برای حلّ اختلاف از خود رغبتی نشان نمی‌دهند؛ در زندگی مشترک پس از عروسی اوّلاً، درباره هر مسأله‌ای دچار اختلاف نمی‌شوند و هر اختلافی نیز شدّت نمی‌یابد. ثانیاً، هر یک از طرفین در فرونشاندن اختلافات تلاش خواهند کرد و دیگران نیز به سرعت پا در میانی کرده تااختلافات آنان را حلّ کنند.

حال با توجّه به اثرهای نامطلوب بیان شده و دیگر ضررهای احتمالی، بهتر است فاصله میان عقد و عروسی تا آن‌جا که ممکن است، کوتاه‌تر شود؛ چنان‌که امام علی(ع) و فاطمه(س) دو ماه پس از مراسم خواستگاری و عقد، مراسم عروسی را برگزار کردند.[۴۸]

فاصله عقد تا عروسی هر مقدار کوتاه‌تر باشد علاوه بر این‌که از بروز اثرهای نامطلوب پیشگیری می‌کند، برای دستیابی هدفهای زیر نیز کافی‌است:

- دوران «عقد بسته»، دوره تلطیف روابط دختر و پسر و ایجاد صمیمیّت است تا آماده همزیستی دائمی شوند.

- فاصله عقد تا عروسی فرصت مناسبی برای دختر و پسر است تا به دقّت با عواطف، حسّاسیّت‌ها و سلیقه‌های یکدیگر آشنا شوند و در نتیجه در ابتدای زندگی مشترک، با مشکلی مواجه نشوند.

استاد بزرگوار، آقای ابراهیم امینی در این باره می‌نویسد:

پسر و دختری که تازه، ازدواج نموده‌اند باید در صدد شناخت اخلاق، رفتار، افکار و ساختار جسمانی و نفسانی یکدیگر باشند تا خودشان را برای سازش و تفاهم با شریک زندگی جدید آماده سازند؛ زیرا هر شخصی دارای ساختار جسمانی و اخلاقی ویژه‌ای است و جز پیامبران و معصومان، انسان بی‌نقص و عیب وجود ندارد؛ یکی نیرومند است یکی ضعیف، یکی زود رنج است یکی بی‌باک، یکی تند خو و پرخاشگر، یکی صبور و نرمخو،... مرد باید همسرش را بشناسد تا بفهمد چگونه با او رفتار کند تا از وجودش در زندگی مشترک خانوادگی بهره‌مند گردد و هم چنین زن باید شوهرش را بشناسد و بیاموزد که چگونه با او رفتار کند تا کانون خانواده را گرم و با صفا سازد.[۴۹]

- فاصله مزبور فرصت خوبی است تا هر یک از دختر و پسر پس از شناخت نقاط قوّت وضعف خود، کاستی‌های اخلاقی و شخصیّتی خود را برطرف سازند و استعداد خویش را شکوفا سازند.

- در این فاصله هر یک می‌توانند آموزش‌های لازم را در زمینه روابط زناشویی، معاشرتِ خانوادگی، شیوه‌های محبّت و مدیریّت منزل فرابگیرند.

- در این فرصت، دختر و پسر و خانواده‌های آنان برای برگزاری مراسم عروسی، تهیه جهیزیه و تدارک مسکن اقدام خواهند کرد.

پیوست‌ها

پیوست ۱

مجموعه قوانین فقهی - حقوقی «ازدواج با عقد دائم»[۵۰]

باب دوم - در انحلال عقد نکاح

فصل اوّل: در مورد امکان فسخ نکاح

فصل دوم: در طلاق

مبحث اوّل - کلّیّات

قانون حمایت خانواده

آیین نامه اجرایی قانون حمایت خانواده

دستور خواندن عقد دائم

شرایط عقد

احکام عقد ازدواج‏[۵۱]

اولیای عقد[۵۲]

پیوست ۲

قانون راجع به ازدواج

شروط ضمن عقد ازدواج‏[۵۳]

پیوست ۳

فصل هفتم: در مهر

احکام مَهر (صِداق)[۵۴]

پیوست ۴

فصل دوم: قابلیت صحّی برای ازدواج

اسباب تحریم

ازدواج در عده

پیوست ۵

فصل ششم: نکاح منقطع‏[۵۵]

دستور خواندن عقد غیر دائم

پیوست ۶

سند ازدواج و محتویات آن

پیوست ۷


پیوست ۱


مجموعه قوانین فقهی - حقوقی «ازدواج با عقد دائم»[۵۶]

کتاب هفتم - نکاح و طلاق باب اوّل – نکاح

فصل اوّل: خواستگاری

ماده‌ء ۱۰۳۴. هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می‌توان خواستگاری نمود.

ماده ۱۰۳۵. وعده ازدواج، ایجاد علقه زوجیّت نمی‌کند؛ گر چه تمام یاقسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد. بنابراین، هر یک از زن و مرد مادام که عقد نکاح جاری نشده می‌تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی‌تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت، مطالبه خسارتی نماید.

ماده ۱۰۳۷. هر یک از نامزدها می‌تواند در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلتِ منظور داده است مطالبه کند.

اگر عین هدایا موجود نباشد، مستحقِ قیمت هدایایی خواهد بود که عادتاًنگاه داشته می‌شود، مگر این‌که آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف‌شده باشد.

ماده ۱۰۳۸. مفاد ماده قبل، از حیث رجوع به قیمت، در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم بخورد مجرا نخواهد بود.

ماده ۱۰۴۰. هر یک از طرفین می‌تواند برای انجام وصلت منظور، از طرف مقابل تقاضا کند که تصدیق طبیب به صحّت از امراض مسریه مهم از قبیل سفلیس و سوزاک و سل ارائه دهد.

ماده ۱۰۴۳. نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به‌اجازه پدر یا جدّ پدری اوست و هر گاه پدر یا جدّ پدری بدون علت موجّه،از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دخترمی‌تواند با معرفی کامل مردی که می‌خواهد با او ازدواج نماید و شرایطنکاح و مهری که بین آن‌ها قرارداده شده، پس از اخذ اجازه از دادگاه‌مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام‌نماید.

ماده ۱۰۴۴. در صورتی که پدر یا جدّ پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آن‌ها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته‌باشد، وی می‌تواند اقدام به ازدواج نماید.

تبصره: ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می‌باشد.

فصل چهارم: شرایط صحّت نکاح

ماده ۱۰۶۸. تعلیق در عقد موجب بطلان است.

ماده ۱۰۶۹. شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است؛ ولی در نکاح دائم، شرط خیار نسبت به صداق جایز است؛ مشروط بر این‌که مدت آن معیّن باشد و بعد از فسخ، مثل آن‌است که اصلاً مهر ذکر نشده‌است.

ماده ۱۰۷۰. رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مُکرَه بعد از زوال اکراه، عقد را اجازه کند نافذ است؛ مگر این‌که اکراه به درجه‌ای بوده که عاقد، فاقد قصد باشد.

فصل پنجم: وکالت در نکاح

ماده ۱۰۷۱. هر یک از مرد و زن می‌تواند برای عقد نکاح، به غیر وکالت‌دهد.

فصل هشتم: حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر

ماده ۱۱۰۲. همین که نکاح به طور صحیح واقع شد، روابط زوجیّت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می‌شود.

ماده ۱۱۰۳. زن و شوهر مُکَلّف به حسن معاشرت با یکدیگرند.

ماده ۱۱۰۴. زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به‌یکدیگر معاضدت نمایند.

ماده ۱۱۰۵. در روابط زوجین «ریاست خانواده» از خصایص شوهر است.

ماده ۱۱۰۶. در عقد دائم، نفقه زن به عهده شوهر است.

ماده ۱۱۰۷. نفقه عبارت است از: مسکن، البسه، غذا و اثاث البیت که به‌طور متعارف با وضعیّت زن متناسب باشد و خادم، در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج به او به واسطه مرض یا نقصان اعضا.

ماده ۱۱۰۸. هرگاه زن بدون مانع مشروع، از ادای وظایف زوجیّت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.

ماده ۱۱۱۴. زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سُکنی نماید؛ مگر آن‌که اختیار تعیین منزل به زن داده شده‌باشد.

ماده ۱۱۱۵. اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، زن می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند؛ و در صورت ثبوت مظنّه ضرر مزبور، محکمه، حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است، نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

ماده ۱۱۱۶. در مورد ماده فوق، مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته، محل سکنای زن به تراضی طرفین معیّن می‌شود و در صورت عدم تراضی، محکمه با جلب نظر اقربای نزدیک طرفین، منزل زن را معیّن خواهد نمود و در صورتی که اقربایی نباشد، خود محکمه، محل مورد اطمینانی را معیّن خواهد کرد.

ماده ۱۱۱۷. شوهر می‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.

ماده ۱۱۱۸. زن مستقلاً می‌تواند در دارایی خود هر تصرفی را که می‌خواهد بکند.

باب دوم - در انحلال عقد نکاح

ماده ۱۱۲۰. عقد نکاح به فسخ یا به طلاق، یا به بذل مدت در عقد انقطاع، منحل می‌شود.

فصل اوّل: در مورد امکان فسخ نکاح

ماده ۱۱۲۱. جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از این‌که مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.

ماده ۱۱۲۲. عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود: ۱. خصاء؛

۲. عنن به شرط این‌که ولو یک‌بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد؛

۳. مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه‌ای که قادر به عمل زناشویی نباشد.

ماده ۱۱۲۳. عیوب ذیل در زن، موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود:

۱. قرن؛ ۲. جذام؛ ۳. برص؛ ۴. افضاء؛ ۵. زمین‌گیری؛ ۶. نابینایی از هردوچشم.

ماده ۱۱۲۴. عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته‌است. ماده ۱۱۲۵. جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهدبود.

ماده ۱۱۲۶. هر یک از زوجین که قبل از عقد، عالِم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده، بعد از عقد، حق فسخ نخواهد داشت.

ماده ۱۱۲۷. هرگاه شوهر، بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد، زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع نماید؛ و امتناع به علت مزبور، مانع حق نفقه نخواهد بود.

ماده ۱۱۲۸. هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً برآن واقع شده باشد.

ماده ۱۱۲۹. در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن می‌تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند، و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می‌نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.

ماده ۱۱۳۰. در صورتی که دوام زوجیّت موجب عُسْر و حَرَج زوجه باشد،وی می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسروحرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می‌شود.

ماده ۱۱۳۱. خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می‌شود؛ به شرط این‌که به حق فسخ و فوریّت آن، علم داشته باشد. تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده، به نظر عرف و عادت است.

مادها ۱۱۳۲. در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.

فصل دوم: در طلاق

مبحث اوّل – کلّیّات

ماده ۱۱۳۹. طلاق، مخصوص عقد دائم است؛ و زن منقطعه با انقضاء یا بذل آن از طرف شوهر، از زوجیّت خارج می‌شود.

کتاب نهم - در خانواده

فصل اوّل: در الزام به انفاق

ماده ۱۲۰۳. در صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجب النفقه دیگر، زوجه بر سایرین مقدم خواهد بود.

ماده ۱۲۰۶. زوجه در هر حال می‌تواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوی نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور، طلب ممتاز بوده؛ و در صورت افلاس یا ورشکستگی شوهر، زن مقدم بر غرما خواهد بود؛ ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می‌توانند مطالبه نفقه نمایند.

لایحه قانون دادگاه مدنی خاص‏[۵۷]

مصوب یکم مهر ۱۳۵۸

با اصلاحیه‌های بعدی‏

ماده ۳. صلاحیت دادگاه به شرح زیر است:

۱. دعاوی راجع به نکاح، طلاق، فسخ نکاح، مهر، نفقه زوجه و سایر اشخاص واجب النفقه و حضانت.

۲. دعاوی راجع به نسب و وصیّت و وقف و ثلث و حبس و تولیت و وصایت.

۳. نصب قیّم و ناظر و ضمّ امین و عزل آن‌ها.

۴. (اصلاحی ۱۳۷۱/۱۲/۱۲) سایر دعاوی حقوقی به تراضی طرفین دعوی و رسیدگی به دعاوی مطالبه اجرت المثل زوجه پس از طلاق.

۵. (الحاقی ۱۳۶۰/۷/۲۱) دادگاه‌های مدنی خاص می‌توانند در امور جزایی که با دعاوی حقوقی مطروحه در آن دادگاه ارتباط مستقیم پیدا می‌کند رسیدگی نموده و حکم مقتضی را طبق مقررات صادر نمایند.

تبصره ۱: تقاضای نصب قیّم و ناظر وضمّ امین و عزل آن‌ها و نظارت در امور محجورین، کماکان با دادستان است.

تبصره ۲: موارد طلاق همان است که در قانون مدنی و احکام شرع مقرر گردیده؛ ولی در مواردی که شوهر باستناد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی تقاضای طلاق می‌کند، دادگاه بدواً حسب آیه کریمه «وإن خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من أهله و حکما من أهلها إن یریدا إصلاحاً یوفّق اللَّه بینهما إن اللَّه کان علیماخبیرا»[۵۸] موضوع را به داوری ارجاع می‌کند؛ و در صورتی که بین زوجین سازش حاصل نشود، اجازه طلاق به زوج خواهد داد. در مواردی که بین زوجین راجع به طلاق توافق شده باشد، مراجعه به دادگاه لازم نیست.

حکم این تبصره در دادگاه‌های عمومی دادگستری نیز لازم الرعایه است.

ماده ۵. هر یک از زن و شوهری که قبل از عقد، طرف خود را فریبی داده که بدون آن فریب، مزاوجت صورت نمی‌گرفت، به شش ماه تا دو سال حبس تأدیبی محکوم خواهد شد.

ماده ۶. هر مردی مکلّف است در موقع ازدواج، به زن و عاقد صریحاً اطلاع دهد که زن دیگر دارد یا نه. این نکته در قباله مزاوجت قیدمی‌شود.

مردی که در موقع ازدواج برخلاف واقع خود را بی‌زن قلمداد کرده و از این حیث زن را فریب دهد، به مجازات فوق محکوم خواهد گردید.

ماده ۷. تعقیب جزایی در مورد دو ماده فوق بسته به شکایت زن یا مردی است که طرف، او را فریب داده‌است؛ و هرگاه قبل از صدور حکم قطعی، مدّعی خصوصی شکایت خود را مسترد داشت، تعقیب جزایی موقوف خواهد شد.

ماده ۱۰. زن می‌تواند در مورد استنکاف شوهر از دادن نفقه، به محکمه رجوع کند. در این صورت، محکمه میزان نفقه را معیّن و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.

هر گاه اجرای حکم مزبور ممکن نباشد زن می‌تواند برای تفریق، از طریق محاکم عدلیه به محاکم شرع رجوع کند.

ماده ۱۱. تعیین منزل زن با شوهر است، مگر خلاف آن شرط شده باشد.

ماده ۱۲. در مواردی که زن ثابت کند ترک منزل به سبب خوف ضرر بدنی یا مالی است که عادتاً نمی‌توان تحمل کرد، و در صورت ثبوت مظنّه ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

ماده ۱۳. در مورد ماده فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته، محل سکنای زن به تراضی طرفین معیّن می‌شود و در صورت عدم تراضی، محکمه با جلب نظر اقربای نزدیک طرفین، منزل زن را تعیین خواهد نمود و در صورتی که اقربایی نباشد محکمه خود محل مورد اطمینانی را معیّن خواهد کرد.

ماده ۱۴. زن می‌تواند در دارایی خود بدون اجازه شوهر هر تصرفی را که می‌خواهد بکند.

قانون حمایت خانواده

مصوب پانزدهم بهمن ماه ۱۳۵۳

ماده ۸. در موارد زیر، زن یا شوهر حسب مورد می‌تواند از دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش نماید و دادگاه در صورت احراز آن موارد، گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد کرد:

۱. توافق زوجین برای طلاق.

۲. استنکاف شوهر از دادن نفقه زن و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه، همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را وفا نکند و اجبار او به‌ایفاء هم ممکن نباشد.

۳. عدم تمکین زن از شوهر.

۴. سوء رفتار و یا سوء معاشرت هر یک از زوجین به حدّی که ادامه زندگی را برای طرف دیگر غیر قابل تحمّل نماید.

۵. ابتلای هر یک از زوجین به امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای طرف دیگر در مخاطره باشد.

۶. جنون هر یک از زوجین در مواردی که فسخ نکاح ممکن نباشد.

۷. عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال به کار یا حرفه‌ای که منافی با مصالح خانوادگی یا حیثیات شوهر یا زن باشد.

۸. محکومیت زن یا شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیش‌تر یا به جزای نقدی که براثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود، یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به پنج سال یا بیش‌تر حبس و بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.

۹. ابتلا به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی زناشویی را غیر ممکن سازد.

۱۰. هرگاه زوج، همسر دیگری اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت ننماید.

۱۱. هر یک از زوجین زندگی خانوادگی را ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی با دادگاه است.

۱۲. محکومیت قطعی هر یک از زوجین در اثر ارتکاب جرمی که مغایر باحیثیت خانوادگی و شؤون طرف دیگر باشد.

تشخیص این‌که جرمی مغایر با حیثیّت و شؤون خانوادگی است با توجّه به وضع و موقع طرفین و عرف و موازین دیگر، با دادگاه است.

۱۳. در صورت عقیم بودن یکی از زوجین، به تقاضای طرف دیگر. همچنین درصورتی که زوجین از جهت عوارض و خصوصیّات جسمی نتوانند از یکدیگر صاحب اولاد شوند.

۱۴. در مورد غایب مفقود الاثر با رعایت مقررات ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی.

تبصره: طلاقی که به موجب این قانون و براساس گواهی عدم امکان سازش واقع می‌شود فقط درصورت توافق کتبی طرفین در زمان عده قابل‌رجوع است.

ماده ۱۶. مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند، مگر در مواردزیر: ۱. رضایت همسر اوّل؛

۲. عدم قدرت همسر اوّل به ایفای وظایف زناشویی؛

۳. عدم تمکین زن از شوهر؛

۴. ابتلای زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج موضوع بندهای ۵ و ۶ ماده‏۸؛

۵. محکومیت زن وفق بند ۸ ماده ۸؛

۶. ابتلای زن به هرگونه اعتیاد مضر برابر بند ۹ ماده ۸؛

۷. ترک زندگی خانوادگی از طرف زن؛

۸. عقیم بودن زن؛

۹. غایب (مفقود الاثر) شدن زن برابر بنده ۱۴ ماده ۸ .

ماده ۱۷. متقاضی باید تقاضا نامه‌ای در دو نسخه به دادگاه تسلیم و علل و دلایل تقاضای خود را در آن قید نماید. یک نسخه از تقاضانامه ضمن تعیین وقت رسیدگی، به همسر او ابلاغ خواهد شد.

دادگاه با انجام اقدامات ضروری و در صورت امکان تحقیق از زن فعلی و احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت در مورد بند یک ماده ۱۶، اجازه اختیار همسر جدید خواهد داد.

به هر حال در تمام موارد مذکور این حق برای همسر اوّل باقی است که اگر بخواهد تقاضای گواهی عدم امکان سازش از دادگاه بنماید.

هرگاه مردی با داشتن همسر، بدون تحصیل اجازه دادگاه مبادرت به ازدواج نماید به حبس جنحه‌ای از شش ماه تا یک سال محکوم خواهد شد. همین مجازات، مقرر است برای عاقد و سر دفتر ازدواج و زن جدید که عالم به ازدواج سابق مرد باشند.

در صورت گذشت همسر اوّلی، تعقیب کیفری یا اجرای مجازات فقط درباره مرد و زن جدید موقوف خواهد شد.

ماده ۱۸. شوهر می‌تواند با تأیید دادگاه، زن خود را از اشتغال به هر شغلی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود یا زن باشد منع کند.

زن نیز می‌تواند از دادگاه چنین تقاضایی را بنماید. دادگاه در صورتی که اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نشود مرد را از اشتغال به شغل‌مذکورمنع می‌کند.

آیین نامه اجرایی قانون حمایت خانواده

مصوب اردیبهشت ۱۳۵۴ هیأت وزیران‏

ماده ۱۱. منظور از اعتیاد مضر، هر نوع ابتلا به مواد مخدر یا نوشابه‌های الکلی یا قمار یا امثال و نظایر آن‌ها است که استمرار داشته و موجب صدمات و خسارات جسمانی، مادی و معنوی شخص معتاد یا همسر یا اولاد زوجین گردد.

احکام عقد[۵۹]

با «عقد ازدواج» زن به مرد حلال می‌شود و آن بر دو قسم است، دائم و غیر دائم. عقد دائم آن است که مدت زناشویی در آن معیّن نشود ....

عقد غیر دائم آن است که مدت زناشویی در آن معیّن شود؛ مثلاً زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیش‌تر عقد نمایند و زنی را که به این قسم عقد کنند مُتْعه می‌نامند.

مسأله ۲۳۶۳. در زناشویی چه دائم و چه غیر دائم، باید جملات مخصوص ایجاب و قبول تلفظ شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست؛ و این صیغه عقد (جملات مخصوص) را یا خود زن و مرد می‌خوانند یا دیگری را وکیل می‌کنند که از طرف آنان بخواند.

مسأله ۲۳۶۴. وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم می‌تواند برای خواندن صیغه عقد، از طرف دیگری وکیل شود.

دستور خواندن عقد دائم

مسأله ۲۳۶۸. اگر صیغه دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسی عَلَی الصِّداقِ الْمَعْلوم» (خود را زن تو نمودم به مهری که معیّن‌شده) پس از آن بدون فاصله مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْویجَ» (قبول کردم این ازدواج را)، عقد صحیح است؛ و اگر دیگری را وکیل کنند که از طرف آن‌ها صیغه عقد را بخواند، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وکیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِی فاطِمَةَ مُوَکِّلَکَ أحْمَدَ عَلَی الصِّداقِ الْمَعْلُومِ»، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکِّلی أحْمَدَ عَلَی الصِّداقِ» صحیح‌می‌باشد.

شرایط عقد

مسأله ۲۳۷۰. عقد ازدواج چند شرط دارد:

یکم: بنا به احتیاط واجب، عقد به زبان عربی خوانده شود.

دوم: با خواندن صیغه عقد، قصد واقعی آنان بر این باشد که خود را همسر دیگری قرار دهند و با هم زن و شوهر شوند و بخواهند ازدواج را ایجادکنند....

پنجم: زن و مرد به ازدواج راضی باشند ولی اگر زن ظاهراً کراهت داشته‌باشد ولی معلوم باشد که قلباً راضی است عقد صحیح است.

مسأله ۲۳۷۱. اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنای آن را عوض کند عقد باطل است.

مسأله ۲۳۷۳. اگر زنی را برای مردی بدون اجازه آنان عقد کنند و بعداً زن و مرد بگویند به آن عقد راضی هستیم عقد صحیح است.

مسأله ۲۳۷۴. اگر زن و مرد یا یکی از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضی شوند و بگویند با آن عقد راضی هستیم عقد صحیح است.

مسأله ۲۳۷۶. دختری که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‌دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه با کره باشد، بنابراحتیاط واجب باید از پدر یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.

مسأله ۲۳۷۷. اگر پدر و جدّ پدری غایب باشند، به‌طوری که نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم به شوهر کردن احتیاج داشته باشد، لازم نیست از پدر و جدّ پدری اجازه بگیرند و هم چنین اگر از ازدواج با کسی که با دختر کفواست شرعاً و عرفاً و نیز اگر دختر باکره نباشد (در صورتی که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد) اجازه پدر و جدّ لازم نیست.


احکام عقد ازدواج‏[۶۰]

مسأله ۱. بنا به احتیاط واجب، ایجاب از طرف زن و قبول از طرف مرد باشد.

مسأله ۹. بین ایجاب و قبول نباید فاصله انداخت. مسأله ۱۸. شرط کردن خیار فسخ در عقد ازدواج، دائم باشد یا منقطع، نه‌برای زوج و نه برای زوجه جایز نیست؛ پس اگر آن را شرط کردند، شرط باطل می‌شود و عقد صحیح است ....

در عقد دائم، شرط کردن خیار فسخ در مهر با تعیین مدت جایز است. پس اگر صاحب خیار، فسخ کند مهر تعیین شده ساقط می‌شود و در چنین صورتی باید مهر المثل پرداخت شود.

مسأله ۲۵. در صحّت عقد، اختیار دختر و پسر شرط است. پس اگر هر دو یا یکی از آن‌دو مجبور به ازدواج شوند، عقد صحیح نیست؛ ولی اگر بعداً راضی شوند، بنابر اقوا، عقد صحیح می‌شود.

اولیای عقد[۶۱]

مسأله ۲. اگر اولیا، دختر را از ازدواج با کسی که از نظر شرعی و عرفی هم‌سطح اوست باز دارند، دختر می‌تواند بدون اذن اولیا ازدواج کند.

مسأله ۹. مستحب است زنی که مستقل است، به هنگام ازدواج، از پدر یا جدّ پدری خود اذن بگیرد و اگر آن‌ها نبودند از برادرش اذن بگیرد.

پیوست ۲

مجموعه قوانین فقهی - حقوقی «شرطهای ضمن عقد»[۶۲]

ماده ۱۱۱۹. طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که با مقتضای عقد مزبور مخالف نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنماید. مثل این‌که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معیّنی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا نسبت به زن سوءظن یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آن‌ها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهائی، خود را مُطَلَّقه سازد.

قانون راجع به ازدواج

مصوب مرداد ماه ۱۳۱0[۶۳]

ماده ۴. طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند. مثل این‌که شرط شود هرگاه شوهر در مدت معیّنی غایب شده یا ترک انفاق نموده یا بر ضدّ حیات زن سوء قصد کرده یا سوء رفتاری نماید که زندگانی زناشویی غیر قابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم قطعی، خود را به طلاق بائن مطلّقه سازد.

تبصره: در مورد این ماده، محاکمه بین زن و شوهر در محکمه ابتدایی مطابق اصول محاکمات حقوقی به عمل خواهد آمد. حکم بدایت، قابل استیناف و تمیز است.

مدت مرور زمان شش ماه از وقوع امری است که حق استفاده شرط می‌دهد.

شروط ضمن عقد ازدواج‏[۶۴]

مسأله ۱. در ضمن عقد ازدواج می‌توان هر شرط جایز را قرار داد؛ وبرطرف مقابل، وفای به آن شرط واجب است.

مسأله ۲. اگر در عقد ازدواج چیزی را که با شرع مغایرت دارد، شرط کند، آن شرط باطل است ولی عقد ازدواج صحیح است؛ مثلاً شرط کند که ازدواج مجدّد نکند و غیره ....

مسأله ۳. اگر مرد شرط کند که بکارت زن را از بین نبرد، وفای به آن شرط لازم است؛ و اگر در آینده آن زن اذن داد اشکالی ندارد، خواه در ازدواج دائم‌باشد خواه در ازدواج منقطع.

مسأله ۴. اگر مرد شرط کند که زن را از شهر محل اقامتش به شهر دیگر منتقل نکند و یا در شهر مشخّص شده‌ای، یا در خانه مخصوصی او را اسکان دهد، باید به آن شرط عمل کند.

مسأله ۲۴۴۴. اگر شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد و بعد از عقد معلوم شود که باکره نبوده، می‌تواند عقد را به هم بزند.[۶۵]

پیوست ۳

مجموعه قوانین فقهی - حقوقی «مَهر»[۶۶]

فصل هفتم: در مهر

ماده ۱۰۷۸. هر چیزی را که مالیّت داشته و قابل تملّک نیز باشد می‌توان مهر قرارداد.

ماده ۱۰۷۹. مهر باید بین طرفین تا حدّی که رفع جهالت آن‌ها شود معلوم‌باشد.

ماده ۱۰۸۰. تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.

ماده ۱۰۸۱. اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأدیه مهر در مدت معیّن، نکاح باطل خواهد بود، نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است.

ماده ۱۰۸۲. به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

ماده ۱۰۸۳. برای تأدیه تمام یا قسمتی از مهر می‌توان مدت یا اقساطی قرارداد. ماده ۱۰۸۴. هرگاه مهر عین معیّن باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب‌بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم، معیوب و یا تلف شود، شوهر ضامن عیب و تلف است.

ماده ۱۰۸۵. زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که درمقابل شوهر دارد امتناع کند؛ مشروط بر این‌که مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهدبود.

ماده ۱۰۸۶. اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی که درمقابل شوهر دارد قیام نمود، دیگر نمی‌تواند از حکم ماده قبل استفاده کند. مع‌ذلک حقی که برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.

ماده ۱۰۸۷. اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد، نکاح صحیح است و طرفین می‌توانند بعد از عقد، مهر را به تراضی معیّن‌کنند؛ و اگر قبل از تراضی بر مهر معیّن، بین آن‌ها نزدیکی واقع شود، زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود.

ماده ۱۰۸۹. ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده‌شود؛ در این صورت شوهر یا شخص ثالث می‌تواند مهر را هر قدر بخواهد معیّن کند.

ماده ۱۰۹۰. اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود، زن نمی‌تواند بیش‌تر از مهرالمثل معیّن نماید.

ماده ۱۰۹۱. برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و نیز وضعیت او نسبت به اقران و اقارب و همچنین معمول محلّ و غیره در نظر گرفته شود.

ماده ۱۰۹۴. برای تعیین مهرالمتعه، حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.

ماده ۱۰۹۵. در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.

ماده ۱۰۹۷. در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی، تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد. ماده ۱۰۹۸. در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده، زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفت شوهر می‌تواند آن را استرداد نماید.

ماده ۱۰۹۹. در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است.

ماده ۱۱۰۰. در صورتی که مهر المسمّی مجهول باشد یا مالیّت نداشته باشد یا ملک غیر باشد، در صورت اوّل و دوم زن مستحق مهر المثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مِثل یا قیمت آن خواهد بود، مگر این‌که صاحب مال اجازه نماید.


احکام مَهر (صِداق)[۶۷]

مسأله ۱. هر چیزی که مالیّت داشته و شخص مسلمان بتواند آن را به‌تملّک خود در آورد و طرفین به آن رضایت داشته باشند، می‌توان آن را به‌عنوان مَهرقرار داد. مهر می‌تواند به صورت نقد باشد یا به صورت نسیه. منفعت خانه یا مزرعه یا حیوان را می‌توان به عنوان مهر قرار داد.

مسأله ۲. قرار دادن چیزی مثل شراب و خوک که قابل تملّک مسلمانان نیست، در عقد، باعث بطلان مهر می‌شود؛ ولی عقد صحیح است.

مسأله ۳. مقدار مهر باید مشخّص باشد و ابهامی نداشته باشد...؛

مسأله ۴. ذکر مهر در صحّت عقد دائم شرط نیست. پس اگر عقدی صورت بگیرد ولی مَهر ذکر نشود، عقد صحیح است؛ بلکه اگر تصریح به عدم‌مهر کند نیز صحیح است....

مسأله ۵. اگر عقد بدون مهر واقع شود، زن قبل از دخول، چیزی را مستحق نیست؛ مگر این‌که مرد او را طلاق دهد.... مسأله ۱۱. جایز است که همه مهر به صورت بی‌مدت و یا به صورت مدت‌دار و یا بخشی از آن به صورت مدت‌دار و بخشی دیگر به صورت بی‌مدت معیّن شود و زوجه حق دارد که در هر حالی مهر بی‌مدت را مطالبه کند، به شرطی که شوهرش قدرت پرداخت داشته باشد...؛ بلکه زن می‌تواند خود را تمکین نکند تا مهر او پرداخت شود....[۶۸]

مسأله ۲۴۴۶. اگر مرد مهر زن را در عقد معیّن کند و قصدش این باشد که آن را ندهد، عقد صحیح است ولی مهر را باید بدهد.[۶۹]

پیوست ۴

مجموعه قوانین فقهی - حقوقی «اسباب تحریم»

(با چه کسانی نمی‌توان ازدواج کرد؟)

فصل دوم: قابلیت صحّی برای ازدواج

ماده ۱۰۴۱. نکاح قبل از بلوغ ممنوع است.

تبصره: عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی به شرط رعایت مصلحت مُوَلّی عَلَیْه صحیح می‌باشد.[۷۰]

ماده ۱۷. ازدواج مُسْلِمَه با غیر مُسْلِم ممنوع است.

ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی که مانع قانونی ندارد موکول به اجازه مخصوصی بوده و دولت باید در هر نقطه مرجعی را برای دادن اجازه معین نماید. هر خارجی که بدون اجازه مذکور در فوق، با زن ایرانی ازدواج نماید به حبس تأدیبی از یک سال تا سه سال محکوم خواهد شد. ماده ۲۳. ازدواج زن قبل از رسیدن به سن هجده سال تمام و مرد قبل از رسیدن به سن بیست سال تمام ممنوع است. مع‌ذلک در مواردی که مصالحی اقتضا کند استثنائاً در مورد زنی که سن او از پانزده سال تمام کم‌تر نباشد و برای زندگی زناشویی استعداد جسمی و روانی داشته باشد، به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه شهرستان، ممکن است معافیت از شرط سن اعطاشود.

زن یا مردی که برخلاف مقررات این ماده با کسی که هنوز به سن قانونی برای ازدواج نرسیده مزاوجت کند، حسب مورد به مجازات‌های مقرر در ماده ۳ قانون ازدواج مصوب ۱۳۱۶ محکوم خواهد شد.

تبصره: در نقاطی که وزارت دادگستری اعلام می‌کند، دفاتر ازدواج مکلّفند علاوه بر مطالبه گواهینامه مذکور در ماده ۲ قانون ازدواج مصوب سال ۱۳۱۷، گواهی صحت مزاج نسبت به عوامل یا بیماری‌های دیگری که موجب بروز بیماری یا عوارض سوء در اولاد یا زوجین خواهد شد نیز مطالبه نماید.

نوع عوامل و بیماری‌های مذکور را وزارت بهداری و وزارت دادگستری تعیین خواهند نمود.[۷۱]

اسباب تحریم

به چند جهتِ ذیل بعضی از زن‌ها و مردان نمی‌توانند با هم ازدواج کنند (چه دائم، چه منقطع):

نَسَب و همزاد بودن

مانند: مادر و مادر بزرگ، پدر و پدر بزرگ، دختر و دختر فرزند، پسر و پسر فرزند، خواهر، برادر، عمه، عمو، دایی، خاله، خواهرزاده.

سبب (ازدواج)

مانند: مادر زن، پدر شوهر، دختر شوهر، پسرشوهر، زن پدر، شوهر مادر، عروس، داماد، خواهر زن، برادر زن.

= رضاع (شیر خوردن)

اگر کودکی از زن دیگر (غیر از مادرش) شیر بخورد، در بزرگسالی نمی‌تواند با آن زن یا دختر یا پسر و دیگر محارم آن زن ازدواج کند، و این کودک در حکم فرزند همان زن بوده و نسبت به فرزندان آن خانم، برادر یا خواهر می‌شود.

بعضی از شروط شیردادن که باعث تحریم ازدواج می‌شود:

- کودک، شیر را مستقیماً از پستان آن زن خورده باشد.

- شیر با چیزی مخلوط نشده باشد (شیر خالص خورده باشد).

- سن کودک در لحظه شیرخوارگی، کم‌تر از دو سال باشد.

- حدّاقل یک شبانه روز کامل، تا مرز سیر شدن شیر خورده باشد و در بین، غذا یا شیر زن دیگر را نخورده باشد؛ یا پانزده مرتبه شیر بخورد و در بین آن پانزده مرتبه، شیر زن دیگر را نخورد یا مقداری شیر بخورد که باعث رویش گوشت و محکم شدن استخوان کودک شود.[۷۲]

۴. اگر شخصی با پسری لواط کرد و تاختنگاه به مقدار ختنه دخول کرده باشد، در آینده با مادر، دختر یا خواهر آن پسر در هیچ زمانی نمی‌تواند ازدواج‌کند.[۷۳]

۵. برای زن مسلمان جایز نیست که با کافر، ازدواج (دائم یا منقطع) کند، خواه کافر حربی باشد یا اهل کتاب باشد یا مرتد ملی و فطری.

برای مرد مسلمان جایز نیست که با زنی که از اهل کتاب نیست و یا مرتد ملی و فطری است ازدواج کند.

ازدواج دائم با زن اهل کتاب (یهودی، مسیحی) ممنوع است، ولی ازدواج منقطع جایز است.

ازدواج با زن مجوسی حرام است.[۷۴]

ازدواج در عده

مسأله ۱. ازدواج زن دائمی یا انقطاعی در صورتی که آن زن در حال گذراندن دوره «عده» همسر قبل است، جایز نیست؛ خواه عده طلاق باشد خواه عده وفات.

پس اگر با او ازدواج کند چنانچه هر دو یا یکی از آن‌دو موضوع و حکم را بدانند... ازدواج باطل است و برای همیشه نمی‌توانند با هم ازدواج کنند....[۷۵]

پیوست ۵

مجموعه قوانین فقهی - حقوقی «مُتْعَه» (ازدواج موقت)

فصل ششم: نکاح منقطع‏[۷۶]

ماده ۱۰۷۵. نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معیّنی واقع شده باشد.

ماده ۱۰۷۶. مدت نکاح منقطع باید کاملاً معیّن شود.

ماده ۱۰۷۷. در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و مهر او، همان است که در باب ارث و در فصل آتی مقرر شده‌است.

ماده ۱۱۱۳. در عقد انقطاع، زن حق نفقه ندارد؛ مگر این‌که شرط شده یا آن‌که عقد مبنی بر آن جاری شده‌باشد. نکاح منقطع (ازدواج موقت، مُتْعه، ازدواج مدت‌دار، ازدواج غیر دائم)[۷۷]

مسأله ۱. ازدواج موقت در این‌که نیازمند عقدی است که ایجاب و قبول‌لفظی دارد و صرف رضایت طرفین و معاطات و نوشتن و اشاره کفایت‌نمی‌کند، مانند ازدواج دائم است.

مسأله ۲. الفاظ ایجاب در این عقد «مَتَّعْتُ»، «زَوَّجْتُ» و «أنْکَحْتُ» است و هر یک از این الفاظ استعمال شود، ایجاب واقع می‌شود....

و قبول، هر لفظی است که بر انشای (اعلان و ایجاد) رضایت دلالت کند، مانند: «قَبِلْتُ الْمُتْعَةَ»....

مسأله ۳. زن مسلمان نمی‌تواند به عقد ازدواج موقت شخص کافر در آید.

مرد مسلمان نیز نمی‌تواند زنی را که معتقد به کتاب آسمانی نیست و زن مرتد و ناصبی را به عقد ازدواج غیر دائم در آورد.

مسأله ۶. زن با بستن چنین عقدی مَهر را مالک می‌شود. پس بر شوهر لازم‌است که مهر را بعد از عقد در صورتی که آن را مطالبه کند به او بدهد. اگرچه استقرار تام آن بستگی به دخول و وفای زن به تمکین در تمام مدت آن دارد.

اگر مدت متعه را قبل از دخول به زن ببخشد، نصف مهر بر او لازم‌می‌شود؛ ولی اگر بعد از دخول، مدت متعه را ببخشد پرداخت همه مهر بر او لازم است...

مسأله ۷. اگر عقد واقع شود و با تمکین زن به او دخول نشود تا این‌که مدت عقد تمام شود، پرداخت تمام مهر بر آن مرد لازم است.

مسأله ۹. ذکر مدت در ازدواج موقت شرط است. پس اگر آن را عمداً یا ازروی فراموشی ذکر نکند، مدت‌دار بودن آن باطل می‌شود و عقد به صورت دائم انعقاد پیدا می‌کند.

تعیین مقدار مدت، کم یا زیاد، با طرفین است اما نه خیلی زیاد باشد و نه‌خیلی کم...

مسأله ۱۴. در ازدواج موقت، طلاق وجود ندارد؛ بلکه با به اتمام رسیدن مدّت تعیین شده، طرفین از هم جدا می‌شوند.

مسأله ۱۵. با این عقد بین زوجین توارث به وجود نمی‌آید و طرفین نمی‌توانند در این عقد شرط کنند که هر دو یا یکی از آن دو، از همدیگر ارث‌ببرند.

مسأله ۱۶. اگر قبل از دخول، باقی‌مانده مدت به زن بخشیده شود و زن و مرد از هم جدا شوند، عده ندارد و اگر بعد از دخول باشد عده دارد؛ یعنی زن باید تا مدت زمانی، از ازدواج خودداری کند.

مسأله ۲۴۲۱. صیغه کردن زن اگر چه برای لذت بردن هم نباشد صحیح‌است.

مسأله ۲۴۲۲. شوهر بیش از چهار ماه نباید نزدیکی با متعه خود را ترک‌کند.

مسأله ۲۴۲۳. زنی که صیغه می‌شود، اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند، عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط می‌تواند لذت‌های دیگر از او ببرد، ولی اگر بعداً به نزدیکی راضی شود، شوهر می‌تواند با او نزدیکی نماید.

مسأله ۲۴۳۱. اگر مرد مدت صیغه را ببخشد، چنانچه با او نزدیکی کرده، باید تمام چیزی را که قرار گذاشته به او بدهد، و اگر نزدیکی نکرده باشد نصف آن را بدهد.

مسأله ۲۴۳۲. مرد می‌تواند زنی را که صیغه او بوده و هنوز عده‌اش تمام نشده به عقد دائم خود در آورد.

دستور خواندن عقد غیر دائم

مسأله ۲۳۶۹. اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آن‌که مدت و مهر را معیّن کردند، چنانچه زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم»، بعد بدون فاصله مرد بگوید: «قَبِلْتُ»، صحیح است. و اگر دیگری را وکیل کنند، اوّل وکیل زن به وکیل مرد بگوید: «مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِی مُوَکِّلَکَ فِی الْمُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ»، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلتُ لِمُوَکِّلِی هکذا» صحیح می‌باشد.(۲۹)

پیوست ۶

سند ازدواج
=سند ازدواج و محتویات آن

عقد ازدواج، در دفتر رسمی ثبت ازدواج ثبت می‌شود، و دفترچه‌ای به‌عنوان «سند ازدواج» در اختیار زوجه قرار می‌گیرد. در آن دفترچه علاوه بر ذکر شماره دفتر رسمی و اسم شهرستان، تاریخ وقوع عقد و مشخّصات کامل شناسنامه‌ای زوج و زوجه به ضمیمه ملّیت، نوع دین، مذهب، نشانی محل سکونت و شغل هر یک از آن‌ها نوشته می‌شود.

سپس پاسخ سؤال «زوج همسر دیگری دارد یا خیر؟» نوشته شده و به‌امضای زوج می‌رسد و در ذیل آن، به شماره نامه مرکز بهداشت اشاره‌می‌شود.

آن‌گاه در صفحه‌ای مستقل، در ذیل کلمه «صداق»، مقدار دقیق مَهر بیان‌می‌شود و در همان صفحه این عبارت نوشته می‌شود که «این مقدار مهر عندالمطالبه به زوجه تسلیم شود.» پایان مطالب این صفحه را زوج و زوجه و پدر زوجه امضا می‌کنند.

در صفحه دیگر، نوع عقد (دائم یا منقطع) ذکر می‌شود.

صفحه پس از آن، صفحه شروط ضمن عقد یا عقد خارج لازم است که دارای دو شرط معتبر است، که مورد توافق زوجین واقع شده و هر دو، ذیل هر شرط را امضا می‌کنند و آن دو شرط عبارتند از:

۱. ضمن عقد خارج لازم‌عقد نکاح زوجه‌شرط نمود هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلّف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نبوده، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایّام زناشویی با او به‌دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید.

۲. ضمن عقد خارج لازم‌عقد نکاح زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داد که در موارد مشروحه زیر، با رجوع به دادگاه و اخذ مجوّز از دادگاه، پس از انتخاب نوع طلاق، خود را مُطَلَّقَه نماید و نیز به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داد تا در صورت بذل از طرف او، قبول بذل نماید.

مواردی که زن می‌تواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق نماید به شرح زیر است:

۱. استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت شش ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه؛ و همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجب زن را به مدت شش ماه وفا نکند و اجبار او به ایفا هم ممکن نباشد.

۲. سوء رفتار و یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل نماید.

۳. ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج، به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌آمیز باشد.

۴. جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعاً ممکن نباشد.

۵. عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح، منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.

۶. محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیش‌تر یا به جزای نقدی که براثر عجز از پرداخت، منجر به پنج سال بازداشت شود، یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به پنج سال (یا بیش‌تر) بازداشت شود و حکم و مجازات در حال اجرا باشد.

۷. ابتلای زوج به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل آورد و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد.

۸. زوج، زندگی خانوادگی را بدون عذر موجّه ترک کند (تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عدم عذر موجّه با دادگاه است) و یا شش ماه متوالی بدون عذر موجّه از نظر دادگاه غیبت نماید.

۹. محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حدّ و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شؤون زوجه باشد. تشخیص این‌که مجازات مغایر با حیثیّت و شؤون خانوادگی است با توجه به وضع و موقعیّت زوجه و عرف و موازین دیگر، بادادگاه است.

۱۰. در صورتی که پس از گذشت پنج سال زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر زوج، صاحب فرزند نشود.

۱۱. در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.

۱۲. زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه، نسبت به همسران خود اجرای عدالت ننماید.

در ادامه صفحات، صفحه مستقلی نیز برای «سایر شروط» در نظر گرفته شده‌است.

در صفحه دیگر، پس از شروط، سه نفر «شهود» به عنوان شاهد اجرای عقدِازدواج، مشخّصات خود را نوشته و ذیل آن را امضا می‌کنند و در ادامه دو نفر به عنوان «معرّف» زوجین، مشخّصات خود را نوشته و آن را به امضا می‌رسانند.

در صفحات دیگر، توضیحات خاص دفتر رسمی از سوی سردفتر نوشته‌شده و با امضای سر دفتر و مهر دفتر رسمی، صفحات دفترچه به پایان می‌رسد.

پیوست ۷

نمونه آمار ازدواج و طلاق

وضعیّت زناشویی جمعیّت ده ساله و بیش‌تر بر حسب سرشماری سال‏۱۳۶۵ به شرح زیر است.

از جمع ۳۲/۸۷۰/۰۰۰ نفر (مرد و زن)، ۲۰/۰۵۳/۰۰۰ نفر ازدواج کرده و از بین آن‌ها ۱۶۵/۰۰۰ نفر براثر طلاق بی‌همسر شده‌اند؛ به عبارت دیگر، در همین سال در برابر ۳۴۰/۳۴۲ مورد ازدواج ثبت شده در کشور، ۳۵/۲۱۱ مورد طلاق نیز به ثبت رسیده‌است، یعنی نسبت طلاق به ازدواج ۱۰/۴ درصد بوده است.

وضعیّت زناشویی برحسب سرشماری سال ۱۳۷۰ بدین شرح است:

از جمع ۳۸/۶۵۵/۰۴۹ نفر (مرد و زن) ۲۲/۳۸۷/۷۷۸ نفر حداقل یک بار ازدواج کرده بودند که از بین آن‌ها ۱۳۲/۲۲۷ نفر براثر طلاق، بی‌همسر بوده‌اند.

و در همین سال تعداد ازدواج‌های ثبت شده برابر ۴۴۸/۸۵۱ مورد و تعداد طلاق‌های ثبت شده برابر ۳۹/۳۳۶ مورد بوده‌است؛ یعنی با نسبت ۸/۸درصد.(۳۰)

از بین موارد طلاق در شهر تهران در سال ۱۳۶۲، ۴۸۱۸ مورد کم‌تر از یک‌سال زندگی مشترک داشته و در سال ۱۳۶۵، ۲۶۶۳ مورد در سال ۱۳۶۷، ۱۹۷۷ مورد.

در سال ۱۳۶۹، در برابر هر هزار زوج که پای سفره عقد نشستند، ۷۴زوج جوان یا پا به سن گذاشته، از هم جدا شدند.(۳۱)

با کمال تأسف، میزان طلاق در جامعه اسلامی ما بسیار چشمگیر است؛ به گونه‌ای که مطابق آمارهای رسمی سازمان ثبت احوال، گاه در بعضی از شهرها مثل تهران، به بیست درصد می‌رسد. یعنی در طول سال، در کنار هر یکصد ازدواج بیست فقره طلاق نیز ثبت می‌شود.(۳۲)

براساس آمار ارائه شده از سوی روابط عمومی سازمان ثبت احوال کشور، در سال ۱۳۷۶، در سراسر کشور ۸۳/۶۲۴ زن و مرد از هم جدا شدند که نسبت به سال ۱۳۷۵، میزان طلاق حدود ۱۰/۵۶درصد افزایش داشته است.(۳۳)

یک نمونه آمار تفصیلی که از شهر تهران تهیه شده، علت‌های طلاق را به تفکیک ذیل بیان می‌دارد:(۳۴)

جدول صفحه ۱۱۶

علت‌طلاق سال‏۱۳۶۲ سال‏۱۳۶۳ سال‏۱۳۶۴ سال‏۱۳۶۵ سال‏۱۳۶۶ سال‏۱۳۶۷ سال‏۱۳۶۸

کتاب‌شناسی

کتاب‌های زیر برای مطالعه معرفی می‌شوند:

آموزش و زندگی بهتر؛ برتراند راسل؛ ترجمه ناهید فخرایی؛ تهران: بنگاه ترجمه ونشر کتاب، ۱۳۵۵.

ابن سینا و تدبیر منزل؛ ابن سینا؛ ترجمه محمدنجمی زنجانی؛ تهران: مجمع ناشر کتاب، ۱۳۱۹.

ازدواج در آستانه اسلام و علم؛ سیّد مصطفی ابطحی؛ مشهد: کتابفروشی جعفری، ۱۳۴۸.

ازدواج در اسلام؛ قدسیه حجازی؛ تهران: مرکز تحقیقات حقوقی قدسی، ۱۳۵۸.

ازدواج، مکتب انسان سازی(۳ جلد)؛ سیّدرضا پاک‌نژاد؛ تهران: یاسر، ۱۳۶۴.

استراتژی زن در اسلام؛ علّامه سیّدمحمدحسین طباطبایی؛ تهران: ندای ایمان، ۱۳۵۸.

اسلام و بلاهای نوین؛ محمد غزالی؛ ترجمه مصطفی زمانی؛ تهران: فراهانی، بی‌تا.

بررسی فقهی حقوق خانواده؛ سیّدمصطفی محقق داماد؛ تهران: نشر علوم اسلامی، ۱۳۶۵.

بزرگسال و جوان؛ محمدتقی فلسفی؛ تهران: نشر معارف اسلامی، ۱۳۵۳.

بهداشت ازدواج از نظر اسلام؛ صفدر صانعی؛ مشهد: جعفری، ۱۳۴۶.

بیان؛ سیّدابوالقاسم خویی؛ ترجمه محمدصادق نجمی و هاشم هریسی؛ قم: مهراستوار، ۱۳۵۴.

بیست پاسخ؛ هیأت تحریریه مؤسسه در راه حق.

پاسخ ما به مشکلات جوانان؛ سیّد عبدالکریم هاشمی‌نژاد؛ مشهد: طوس، بی‌تا.

تشکیل خانواده در اسلام؛ علی قائمی، تهران: امیری، ۱۳۷۲.

چرا رنج می‌بریم؟؛ مجید رشیدپور تهرانی؛ قم: دارالفکر، بی‌تا.

حقوق مدنی(ج ۵)؛ سیّدحسن امامی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۹.

حقوق و حدود زن در اسلام؛ یحیی نوری؛ تهران: کتابخانه شمس، ۱۳۴۰.

دفاع از حریم تشیّع؛ ابوالفتوح رازی؛ ترجمه محمد محمدی؛ قم: قرآن و عترت، ۱۳۵۴.

راز خوشبختی؛ سیّد محمدشفیعی مازندرانی؛ قم: مشهور، ۱۳۷۷.

روان‌شناسی ازدواج یا تشکیل خانواده؛ ناهید مهابادی و سمیر بچاری؛ تهران: حافظ، ۱۳۷۱.

راه و رسم زندگی؛ آلکسیس کارل؛ ترجمه پرویز دبیری؛ اصفهان: تأیید، ۱۳۳۲.

زن از دیدگاه اسلام؛ علی ربانی خلخالی؛ قم: قرآن، ۱۳۹۹ق.

زناشویی و اخلاق؛ برتراند راسل و یلی یم راسل؛ ترجمه ابراهیم یونسی؛ تهران: اندیشه، ۱۳۵۷.

زن و آزادی؛ سیّدرضا صدر؛ بی‌تا، ۱۳۴۳.

سیمای زن در آیینه فقه شیعه؛ زهرا گواهی؛ تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۹.

فرازهایی از اسلام؛ علّامه سیّدمحمدحسین طباطبایی؛ تهران: جهان آرا، ۱۳۳۵.

فقه تطبیقی مذاهب پنجگانه؛ محمدجواد مغنیه؛ ترجمه کاظم پورجوادی؛ تهران: بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۳.

فهرست موضوعی کتاب‌ها و مقالات درباره زن(۲جلد)؛ اداره کل انتشارات و تبلیغات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۵.

مُتعه و آثار حقوقی و اجتماعی آن؛ محسن شفایی.

نظام حقوق زن در اسلام؛ مرتضی مطهری؛ تهران: صدرا، ۱۳۶۹.

منابع و مآخذ

فلاح زاده، محمدحسین؛ آموزش فقه؛ قم: الهادی، ۱۳۷۶.

روزنامه ابرار؛ ۱۳۶۸/۷/۱۰ و ۱۳۷۱/۱۲/۱۵.

اصفهانی، رضا؛ اخلاق برای همه(ج ۱و۲)؛ تهران: اطلاعات، ۱۳۷۴.

مشکینی، علی؛ ازدواج در اسلام؛ قم: مهر، بی‌تا.

محدثی، جواد؛ از همدلی تا همراهی(ج‏۱و۲)؛ کیهان، ۱۳۷۵.

امام خمینی؛ استفتاءات(ج ۲)؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۲.

روزنامه اطلاعات؛ ۲۸/۴/۱۳۷۳.

امینی، ابراهیم؛ انتخاب همسر؛ تهران: چاپ و نشر بین‌الملل سازمان‌تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸.

روزنامه ایران، ۱۶/۳/۱۳۷۷.

ایران در آیینه آمار؛ مرکز آمار ایران؛ ش ۸ و ۱۳.

فخرالمحقّقین؛ ایضاح الفوائد(ج ۳)؛ قم: اسماعیلیان، بی‌تا.

مجله تازه‌های آمار؛ ش ۱۳.

امام خمینی؛ تحریر الوسیله(ج ۳)؛ ترجمه علی اسلامی‏؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸.

مجله پیوند؛ ش ۲۲۳ و ۲۱۹ و ۲۱۶ و ۲۱۷.

روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۴/۲/۱۳۶۹.

مطهری، مرتضی؛ خدمات متقابل اسلام و ایران؛ صدرا، ۱۳۶۲.

شیخ طوسی؛ خلاف.

مدنی بجستانی، سیّدمحمود؛ چهل حدیث نگارش.

مجله راه زندگی؛ سال دوم، شماره ۲۱.

روزنامه رسالت؛ ۱۳۷۰۲۷/۵/۲۷، ۱۱ و ۷/۱۲/۱۳۷۰، ۱/۸/۱۳۶۸، ۳/۸/۱۳۶۸ و ۹/۹/۱۳۶۸.

امام خمینی؛ رساله توضیح المسائل.

رساله حقوق امام سجاد(ع)؛ ترجمه محمد سپهری؛ قم: دارالعلم، ۱۳۷۰.

ابن ادریس؛ سرائر(ج ۲)؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰ ق.

غُرَر الحِکَم و دُرَالْکَلِم (ج ۱و۲)؛ عبدالواحد آمُدی (گردآورنده)؛ ترجمه محمدعلی انصاری؛ قم: دارالکتاب، بی‌تا.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

قرآن کریم.

جعفرنژاد، محمدجواد؛ قصه ناگفته جوانی امام علی(ع)؛ قم: سلسله، ۱۳۷۹.

علّامه حلی؛ قواعد الاحکام فی معرفة الحلال و الحرام؛ کتاب نکاح.

حلبی، ابوالصلاح؛ الکافی فی الفقه؛ تحقیق رضا استادی؛ اصفهان: مکتبة امیرالمؤمنین، ۱۳۶۲.

کیهان هوایی؛ ش ۹۲۴.

کوئن، بروس؛ مبانی جامعه‌شناسی؛ ترجمه غلامعباس توسلی، سَمْت.

ناصرزاده، هوشنگ؛ مجموعه قوانین؛ تهران: دیدار، ۱۳۷۳.

حجّتی‌اشرفی، غلامرضا؛ مجموعه کامل قوانین و مقررات حقوقی؛ تهران: کتابخانه گنج دانش، ۱۳۷۳.

امام خمینی؛ المکاسب المحرمه(ج ۱)؛ ۱۳۷۳.

محمدی ری‌شهری، محمد؛ میزان الحکمة(ج ۷)؛ دفتر تبلیغات اسلامی.

روزنامه گزارش روز، ۴/۳/۱۳۷۷.

مطهری، مرتضی؛ نظام حقوق زن در اسلام؛ صدرا، ۱۳۶۹.

وسائل الشیعه(ج ۲۰)؛ قم: مؤسسه آل‌البیت، ۱۴۱۲ه. ق.

پانویس

  1. رساله توضیح المسائل، مسأله ۲۴۴۳.
  2. ر.ک: پیوست ۵.
  3. تحریرالوسیله، ج ۳، ص ۴۲۰، مسأله ۱.
  4. ر.ک: پیوست ۷.
  5. روزنامه‌های: ابرار ۱۳۶۸/۷/۱۰، ص ۳ و ۱۳۷۱/۱۲/۱۵، ص ۵؛ اطلاعات ۱۳۷۳/۴/۲۸، ص ۳؛ جمهوری‌اسلامی ۱۳۶۹/۲/۲۴، ص ۱۵؛ رسالت ۱۳۷۰/۵/۲۷، ص ۱۴ و ۱۳۷۰/۱۲/۷، ص ۱۰ و ۱۳۶۸/۸/۱، ص ۱۰ و ۱۳۶۸/۸/۳، ص ۱۰ و ۱۳۷۰/۱۲/۱۱، ص ۱۴.
  6. روزنامه رسالت، ۱۳۶۸/۹/۹.
  7. ر.ک: نساء (۴) آیه ۲۵؛ مائده (۵) آیه ۵.
  8. روزنامه گزارش روز، ۴ خرداد ۱۳۷۷، ص ۳.
  9. غُرَرالحکم و دُررالکلم، ج ۲، فصل ۴۹، ح ۳۶.
  10. استفتاءات، ج ۲، ص ۲۸ - ۲۹.
  11. از همدلی تا همراهی، ج ۲، ص ۶۶.
  12. تحریرالوسیله، ج ۳، ص ۴۲۰، مسأله ۱.
  13. ر.ک: پیوست ۷.
  14. روزنامه‌های: ابرار ۱۳۶۸/۷/۱۰، ص ۳ و ۱۳۷۱/۱۲/۱۵، ص ۵؛ اطلاعات ۱۳۷۳/۴/۲۸، ص ۳؛ جمهوری‌اسلامی ۱۳۶۹/۲/۲۴، ص ۱۵؛ رسالت ۱۳۷۰/۵/۲۷، ص ۱۴ و ۱۳۷۰/۱۲/۷، ص ۱۰ و ۱۳۶۸/۸/۱، ص ۱۰ و ۱۳۶۸/۸/۳، ص ۱۰ و ۱۳۷۰/۱۲/۱۱، ص ۱۴
  15. روزنامه رسالت، ۱۳۶۸/۹/۹.
  16. ر.ک: نساء (۴) آیه ۲۵؛ مائده (۵) آیه ۵.
  17. روزنامه گزارش روز، ۴ خرداد ۱۳۷۷، ص ۳.
  18. غُرَرالحکم و دُررالکلم، ج ۲، فصل ۴۹، ح ۳۶.
  19. استفتاءات، ج ۲، ص ۲۸ - ۲۹.
  20. از همدلی تا همراهی، ج ۲، ص ۶۶.
  21. میدان این نوع تحقیق، همه اماکنی است که شخص مورد تحقیق به مدت قابل توجّهی در آن‌جا سکونت و آمد و شد داشته یا دارد؛ از جمله: محل کار، محل سکونت، دانشگاه، مدرسه، مسجد و غیره
  22. المکاسب المحرمه، ج ۱، ص ۴۲۳-۴۱۵.
  23. رسالة الحقوق امام سجاد(ع)، ص ۱۷۰.
  24. سؤالات طرح شده فاقد ترتیب و اولوّیت بوده و هم برای دختر و هم برای پسر قابل استفاده است.
  25. اخلاق برای همه، ص ۲۷۲.
  26. ‏آن مشخصات عبارتند از: موضوع مصاحبه، مصاحبه شونده، تاریخ و مکان مصاحبه، نسبت و میزان آشنایی مصاحبه شونده با طرف ازدواج، نظر و توضیح مصاحبه شونده.
  27. همان، ص ۱۰۲.
  28. ر. ک: پیوست ۲.
  29. تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸.
  30. خلاف، کتاب نکاح، مسأله ۳.
  31. وسائل الشیعه، کتاب نکاح.
  32. . ازدواج در اسلام، فصل ۸، به نقل از وسائل الشیعه، باب ۳۶ ابواب مقدمات النکاح، ح ۵ و ۱۳.
  33. نگاه کردن به هر عضوی از بدن جنس مخالف و نامحرم، به غیر از صورت و دست‌ها، جایز نیست؛ هر چند که آن نگاه بدون تحریک جنسی باشد. همچنین نگاه کردن به صورت و دست‌ها از روی لذّت جنسی جایز نیست (رساله توضیح المسائل).
  34. الکافی فی الفقه، ص ۲۹۶.
  35. قواعد الاحکام فی معرفة الحلال و الحرام، کتاب نکاح، باب اوّل، مبحث چهارم.
  36. تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸.
  37. ازدواج در اسلام، ص ۴۵.
  38. ازدواج در اسلام، ص ۴۵.
  39. ر.ک: ایضاح الفوائد، ج ۳، ص ۵؛ قواعد الاحکام، کتاب نکاح، باب اوّل، مبحث چهارم؛ سرائر، ج ۲، ص‏۶۰۹.
  40. تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸.
  41. تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸.
  42. همان، مسأله ۲۰.
  43. ر.ک: پیوست ۱، ماده ۸، ۱۱، ۱۶، ۱۰۴۰، ۱۱۲۵، ۱۱۲۶ و ۱۱۲۷.
  44. غرر الحکم و درر الکلم، ج ۱.
  45. میزان الحکمه، ج ۷، ص ۵۴۳.
  46. . ر.ک: پیوست، کتاب‌شناسی.
  47. ر.ک: پیوست ۱.
  48. قصّه ناگفته جوانی امام علی(ع)، ص ۷۵.
  49. . انتخاب همسر، ص ۲۲۵ - ۲۲۶
  50. مجموعه قوانین، ص ۲۰۶-۱۸۹، ۲۱۸-۲۱۶.
  51. مجموعه کامل قوانین و مقررات حقوقی، ص ۲۳۸-۲۳۴، ۵۳۷-۵۳۵، ۸۲۲-۸۱۴ و ۸۲۷.
  52. پس اگر بترسید از ناسازگاری میانشان، پس بفرستید داوری را از کسان مرد و داوری را از کسان زن، اگر بخواهند سامان آوردن را، سازگاری دهد خدا میانشان. به‌درستی که خدا دانای آگاه است (نساء (۴) آیه‏۳۵).
  53. رساله توضیح المسائل.
  54. تحریر الوسیله، ص ۴۳۹.
  55. همان، ص ۴۵۳.
  56. مجموعه قوانین.
  57. مجموعه کامل قوانین و مقررات حقوقی.
  58. تحریر الوسیله، ص ۵۳۹.
  59. رساله توضیح المسائل.
  60. مجموعه قوانین.
  61. تحریرالوسیله، ص ۵۲۹.
  62. همان‌جا.
  63. رساله توضیح المسائل.
  64. مجموعه قوانین.
  65. مجموعه کامل قوانین و مقررات حقوقی.
  66. آموزش فقه، ص ۳۶۰ - ۳۶۳.
  67. تحریر الوسیله، بحث اسباب تحریم، مسأله ۲۴، ص ۵۰۳.
  68. همان، بحث کفر، ص ۵۰۷.
  69. همان، ص ۵۰۳.
  70. مجموعه قوانین.
  71. تحریر الوسیله، ص ۵۱۵.
  72. رساله توضیح المسائل.
  73. نشریه ایران در آئینه آمار، ش ۸ و ۱۳.
  74. مجله تازه‌های آمار، ش ۱۳؛ نشریه کیهان هوایی، ش ۹۲۴.
  75. غلامعلی افروز، مجله پیوند، مهر ۱۳۷۶، ش ۲۱۶.
  76. روزنامه ایران، ۱۳۷۷/۳/۱۶، ص ۱۴.
  77. مجله تازه‌های آمار، اسفند ماه ۱۳۷۱، ش ۱۳.