کتابخانه:حفظ و تقویت حافظه

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حفظ و تقويت حافظه
مشخصات کتاب
Hefz va hafeze-haghjo.jpg
نویسنده محمد حسين حق جو
زبان فارسی
ناشر فاطمه الزهراء- سلام الله عليها-
محل انتشارات قم
تاریخ نشر 1370
قطع جیبی

محتویات

مقدمه

شکر خدای را که توفیق داد برای جوانانی که به اسلام و ارزشهای الهی در دنیا عظمت دادند فرزندانی که تا پای جان از مرزهای اسلام و انقلاب دفاع کردند، عزیزانی که سلامت و آرامش و استراحت خود را برای پیشبرد مبانی الهی در طبق اخلاص نهادند، تلاشگرانی که به ملتهای مستضعف و ستمدیده نور امید بخشیدند و... گامی برداریم، به امید آنکه آنها را یاری کرده باشیم تا بتوانند در آینده پستهای کلید و مهم را خود در دست بگیرند و از دست‎آورد زحمات خودشان دفاع نمایند و به آرزوی دیرینه‎شان که خدمت به اسلام و مردم اسلامی است دست پیدا کنند.

درود بر حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و خاندان بزرگوارش که فرهنگی غنی و معارفی عظیم در اختیار جامعه اسلامی گذاشت تا آگاهان از آنها برای یاری و سعادت جامعه بهره جویند.

و رحمت بی‎پایان خداوند متعال بر آنانکه فرهنگ غنی الهی را به آیندگان خود رساندند تا اکنون ما وارث تلاشهای شبانه‎روز آنها گشته‎ایم.

پاسخ به خواسته‎ها

دوستان زیادی از مشکل کم‎سپاری، کندی حافظه رنج می‎برند و جویای چاره‎ای اساسی و فراگیر بودند.

برخی از دوستان تلفنی برای این مشکل چاره می‎جستند.

برخی عزیزان حضوراً برای رهایی از این معضل استمداد می‎جستند.

در برخی از موارد راهنمائی‎هایی که بنظر می‎رسد بازگو می‎کردیم و یا از بزرگان اهل تجربه کمک می‎جستیم و یا ناچار بودیم کتبی که از دانشمندان غیراسلامی در دسترس بود و یا ترجمه شده بود به آنها معرفی می‎کردیم، که متأسفانه منبع جامعی در این موضوع وجود نداشت که با نورانیت قرآن و روایات اهل‎بیت ـ علیهم السلام ـ همراه باشد.

اولاً آنان گمان می‎کردند که در معارف اسلام در این موضوع بحثی نشده و حال آنکه کتب گوناگونی وجود داشت ولی با زبان پارسی همگون نبود و یا چندان در معرض عموم نبود.

ثانیاً برخی از دیدگاههای مادی آنان آثار منفی در اذهان خوانندگان می‎گذاشت.

ثالثاً زمینه‎سازی می‎شد برای محبت افراد غیرمسلمان در دل مسلمانان انقلابی و با تبری و تولی اسلامی منافات داشت.

در این راستا از سال 1363 شروع به مطالعه کتب مختلف و تهیه فیشهائی نمودم، برخی مواقع 100 صفحه از یک کتاب را می‎خواندم چند سطر بیشتر در رابطه با موضوع بحث نمی‎یافتم، البته با توجه به اینکه قصد خلاصه‎نگاری بود.

آری چون برای حل مشکل جامعه اسلامی کار می‎کردم اصلاً احساس خستگی و ناراحتی نمی‎کردم، بلکه لذت هم می‎بردم.[۱]

این کار همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال 1368 شبهای جمعه جلسه‎ای در شهریار برای جوانان داشتم، برخی از مطالب تهیه شده را به تناسب موقعیت جلسه مطرح می‎کردم شوق نشان دادن آنان و تشویق برخی از دوستان مرا بر آن داشت تا در تابستان سال 1369 ضمن کارهای دیگر تبلیغی این مجموعه را تنظیم نمایم.

کوتاه سخن اینکه این مجموعه از آیات و روایات و سخن دانشمندان روانکاو و تجربیات علمی و عملی افراد نابغه و پیروز تشکیل شده است. ما برآنیم تا در آستانه شادی ورود آزادگان سلحشور به کشور اسلامی و انقلابی دوستانشان و جوانان عزیز و متدین را به چاره‎جویی یک مشکل فراگیر آشنا سازیم.

امید است به این خواسته در حد توان رسیده باشیم و خدای متعال ما را در این راه یاری کرده باشد.

از خدای متعال توفیق تلاش بیشتر برای امت ارزشمند اسلامی دارم و امید است این اندک کوششم را بپذیرد و ذخیره روزی قرار دهد که مال و فرزند و... برای انسان کارساز نیست مگر اینکه انسان با قلبی تسلیم دربرابر دستورات و نواهی او را درک کند.[۲]

در پایان از اندیشمندان و صاحب‎نظران و دوستانی که مطالعه می‎کنند عاجزانه می‎خواهم اگر اشکال، انتقادی در مطالب کتاب داشتند برای نگارنده بنویسند و نیز از پیشنهادات خود مرا محروم نسازند.

حوزه علمیه قم ـ محمد حسین حقجو

16/7/1369 برابر با 17 ربیع الاول 1411

روز ولادت با سعادت پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و امام صادق ـ علیه السلام ـ قم ـ صندوق پستی 307

حافظه نعمت و موهبت الهی

در تمام موجودات و پدیده‎های هستی قدرتی نهفته است که توان نگهداری و بکارگیری فرامین تکوینی الهی را دارند.

در جمادات استعدادی وجود دارد که خواص خود را حفظ کرده و در یک سیر خاصی که اساس وجود اولیه‎اش بر آن مبتنی است حرکت می‎کند مثلاً آهن از آغاز کشف تاکنون دارای خواص و سیر تکوینی خاصی بوده و خواص و شرایط ترکیب و تجزیه آن ثابت بوده است.

در گیاهان نیز نیرویی وجود دارد که پیوسته در محدوده خاصی کار می‎کند بگونه‎ای که هیچ گیاهی خصوصیات برگ، ساقه، تنه، شکوفه و میوه و... آن تغییری نکرده، آری مگر آنکه به گیاه دیگر او را پیوند زنند و یا بذر آن را بازسازی نمایند و یا در شرایط خاصی قرارش دهند و خلاصه در ساختار وجودی او دستکاری کنند.

حیوانات نیز از چنین نیرویی برخوردار هستند که از عجائب خاصی برخوردار هستند و گاه انسان روشهائی را می‎نگرد که موجب اعجاب او می‎گردد.

حیوانات نیز از نظر خصوصیات جسمی، کارآئی، بچه‎داری، راه‎داری، دشمن‎شناسی، منزلیابی، هواشناسی، پدر و مادر و فرزند و دوست شناسی و... بطور هماهنگ و ثابت می‎باشند که خود جای سخن فراوان است و برای توضیح بیشتر باید به کتب بیولوژیکی سیستمهای حاکم بر بدن آنها را در کتب مفصل مورد توجه قرار داد تا به این حقیقت پی برد.

انسان هم یک چنین توانائی دارد البته با این تفاوت که او از آن نیرو در مسیر خدمت به خلق خدا و دستورات الهی باید بکار ببرد با وجود اینکه می‎تواند در جهت خیانت به جامعه بکار گیرد زیرا او دارای عقل و وجدان است که او را به این انتخاب سوق می‎دهد.

البته در تفاوتهای فیزیکی و متافیزیکی نیز بین انسان و دیگر پدیده‎ها از این جهت تفاوتهایی وجود دارد که این مختصر امکان آن ویژگیها را ندارد، و بایسته است به همین مقدار بسنده کنیم که موجب خستگی خواننده نگردد.

آری این نیرو در موجودات عالم وجودش حتمی است ولی مقدارش با کم و زیاد و تفاوتهایی توأم است، حتی در بین انسان نیز تفاوت در میان زن و مرد وجود دارد.

حجم جمجمه زن 1226 و حجم جمجمه مرد 1446 و وزن مغز مرد 1323 گرم و وزن مغز زن 1210 گرم می‎باشد و تعداد سلولهای مغزی هر انسان معمولاً حدود 10 میلیون می‎باشد.

دانشمندان فیزیولوژیست مغزی گویند هرچه شیارهای مغزی انسان بیشتر باشد توان فراگیری و گزینش و انتقالش بیشتر می‎باشد و افزونی شیارها موجب حساسیت بیشتر حافظه در یادگیری می‎گردد.

حافظ موهبت الهی

یکی از نعمتهایی که به آن توجه فراوان شده و از آن با واژگان مختلف در قرآن کریم و روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ نام برده شده، حافظه انسان می‎باشد.

گاه از آن به «فؤاد» یاد شده است:

به راستی در رابطه با حس شنوائی و بینائی و یادسپاری در نزد خدای متعال مسئول و مورد سئوال قرار می‎گیرید.[۳]

ما برایتان قدرت شنوائی و بینائی و یادسپاری را قرار دادیم ولی عده کمی از شما سپاسگزارید.[۴]

البته به اعتبار حالات و وظائف مختلفی که قوه حافظه دارد تعابیر گوناگونی از آن شده است، در قرآن و کلمات معصومین ـ علیهم السلام ـ از آن به تعقل، تدبر، تفکر، تذکر، لُب فؤاد و... یاد شده است.
همانگونه که می‎توان گفت 99% مردم از نیروی شنوائی و بینائی و لامسه و شامه و چشائی بهره‎ورند از نعمت حافظه نیز برخوردارند امّا روش استفاده از آن را معمولاً نمی‎دانند.

حافظه در نهایت یک نیروی غیرقابل جدا شدن از انسانیت انسان است حتی برخی از روانکاوان معتقدند که در انسانی که به عللی از قبیل: شوکه، هیجان، اضطراب، سکته و... این قدرت را از دست داده‎اند، این افراد استعداد خواندن و گزینش خاطره‎هایی را که از دست داده‎اند دارند که دوباره بازیابند البته تحت شرایط خاص و پی در پی.

اگر خدای متعال تأکید فراوان در قرآن فرموده مبنی بر اینکه در پدیده‎هایی که از برابرتان می‎گذرد دقت کنید، توجه کنید، فکر نمائید، بنگرید و... برای این است که این حافظه شکوفا گردد، خود اهمیت دادن به پدیده‎های زمان حال و آینده و گذشته نقش مؤثری درباروری حافظه دارد و از سوی دیگر تأکید بر این است که نسبت به امور شخصی و اجتماعی خود نیز توجه کنید، دقت نمائید، به پدیده‎های اطراف خود از جمادات، گیاهان و حیوانات و اجزاء تشکیل دهنده پیکر خود و... توجه کنید، اینها در پرورش و رشد قوه یادداری بسیار مؤثر است که در بحثهای آینده روشن خواهد شد بیاری خداوند متعال.

تمرین معجزه می‎کند

در اصل باید گفت همانگونه که اعضاء جسمی ما توان باروری و رشد دارند اعضاء معنوی و فکری ما نیز این استعداد را دارند، مثلاً دست با تمرین و ممارست در حالتی قرار گیرد که تا وزنه 500 کیلوگرم را بردارد.


پاها می‎توانند با تمرینهای صحیح در دویدن، پرش، راهپیمائی، چرخ‎سواری، فوتبال، والیبال، بسکتبال و... امتیازات ویژه‎ای را نسبت به افراد همگون و همسن خود کسب کند حتی به مقام قهرمانی جهانی نائل آید.

عضلات بدن در اثر نرمش و تمرینهای مختلف به بازیهای ژیمناستیک، کشتی، جودو و دیگر برتریهای جسمی دست پیدا کند.

معده از نظر قدرت هضم و پذیرش توانائی مسابقه با دهها نفر را پس از تمرین دارد که به برتری نائل آید.

انسان از نظر روحی می‎تواند در حدی رشد کند که مانند مرتاضها و برخی افراد که کارهای فوق‎العاده انجام می‎دهند کارهایی را انجام دهد.

برخی در رانندگی مهارتهایی خاص دارند.

بعضی در ماشین‎نویسی برتریهای ویژه‎ای دارند.

عده‎ای در تفکرهای هنری، صنعتی، نظامی و... برتریهائی دارند که افرادی که از آنها بهره‎مند نیستند تصور و قبول کردن برایشان غیرممکن است.

آری انسان استعدادهای گوناگونی دارد که همه آنها در نهاد و درونش نهفته است فقط اگر بتواند از آن بهره‎وری کند و روش آن را بیابد خیلی برایش آسان می‎شود.

قوه یادداری نیز در اثر تمرین منظم و حساب‎شده و رعایت اصول لازمه می‎تواند به انسان امتیازاتی بدهد.

الآن مؤسساتی تشکیل شده برای تندخوانی که در نتیجه قدرت چشم و ذهن را بالا می‎برند تا آنجا که چند برابر افراد معمولی انسان می‎تواند مطالعه کند، بنویسد و... اگر نهادها و بنیادهایی که خدای متعال در سیستم‎های گوناگون بدن انسان به امانت گذاشته از آنها بهره‎برداری صحیح گردد انسان خود می‎تواند به مدارج عالیه انسانی دست پیدا کند، اگر در روایات از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ نقل شده که در زمان ظهور امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ تمام سیستمهای تکنولوژی بی‎ثمر و بی‎فایده است زیرا آنقدر انسانها رشد بالنده و سریعی پیدا می‎کنند که زحمات و تلاشهای قرنها دانشمندان را زیرپا می‎گذارند، چطور این مسئله قابل تصور است، شاید به نظر خیلی مشکل برسد ولی برای کسی که اندکی پی به عجائب آفرینش برده باشد هیچ برایش بعید نیست هم‎اکنون افرادی هستند که راه چندین ساعته را که افراد معمولی با هواپیماهای آخرین سیستم می‎پیمایند با کمتر از یک آن طی می‎کنند و... اگر کسی و یا کسانی از این سرمایه‎های نهفته در اعضاء بدن استفاده نکند و آن استعدادها را شکوفا نکند خود مقصر است و بس.

آری اگر در انتخاب روش کار بدون دقت و بررسی در اطراف آن مسیری را برگزینیم حتماً نتیجه کافی نخواهیم گرفت بلکه گاهی نتیجه منفی نیز می‎گیریم، در مورد یادسپاری نیز جریان همین است لذا باید گفت: تمرین، تکرار و ممارست معجزه می‎کند.

خلاصه خاطره‎ها و داده‎هایی که به حافظه القاء می‎شود برای همیشه تا زمانی که حیات باقی است وجود خواهد داشت لکن مشکل دوباره‎یابی‎ آن از میان داده‎های فشرده قبلی است.

در بایگانی ذهن مطالبی منظم اگر داده‎ شود برداشت آن نیز بسیار ساده است.

در یک اتاق بایگانی وقتی فرد ناآگاه به بایگانی وارد شود نمی‎تواند پرونده موردنظر خود را پیدا کند ولی مأمور بایگانی در زمان بسیار کوتاهی پرونده موردنظر را می‎یابد.

آری گزیدن از میان چندین میلیارد یافته و سلولهای مغز مطلب موردنظر کار بسیار دقیق و مهمی است و اگر گذاردن صحیح و منظم باشد برداشتن نیز آسان خواهد بود.

اگر انسان در شب تاریک ساعتش را از دست بیرون آورد و جائی بگذارد، می‎تواند در دوباره‎یابی به راحتی به ساعت دست یابد؟ هرگز!

زمان پرورش حافظه

قبلاً یادآور شدیم که حافظه هیچگاه محو و نابود نمی‎شود و لکن مسئله مهم بازیابی داده‎های قبلی از حافظه است.

باید گفت: که این موفقیت بازگیری محدود به سن خاص، مکان خاص، زمان معین و فرد ویژه‎ای نبوده بلکه هرگاه کسی بخواهد می‎تواند با آشنائی به روش بازیابی در مدت نه چندان زیاد آنچه را که در نهاد خود داشته بازیابد و مورد بهره‎برداری قرار دهد.

حتی پیرمردان، پیرزنان که از کندی حافظه رنج می‎برند با پشتکار و عملی ساختن برنامه‎های این کتاب به راحتی می‎توانند خواسته‎های خویش را تأمین کنند.

روشی که ما برگزیده‎ایم از مجموعه‎ی آیات و روایات و نظرات دانشمندان و روانکاوان و تجربیات افراد گوناگون است.

امید است مفید همگان خصوصاً مؤمنین جامعه قرار گیرد.

کلید موفقیت‎ها

اصولاً باید گفت در هر علم، دانش، هنر، حرفه، فن، صنعت و... اگر بخواهیم وارد شویم نخستین مسئله‎ای که مطرح است: محیط آموزش کیفیت آموزش و آنگاه مرحله یادسپاری است.

در زندگی اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، سیاسی، فردی و... نیز مسئله یادداری و نیکوسپاری رمز مهمی از پیشرفت و تکاپو را ایفاء می‎کند.

در انتخاب مسیرهای آینده در اجتماع این مسئله بسیار مهم و حیاتی است، موفقیت و پیشرفت در زندگی نیز کلیدش در محدوده حافظه نهفته است، زیرا اگر حافظه شکوفا شد و توان یادداری در نیازهای زندگی را بدست آورد بسیاری از مشکلات را می‎کاهد و انسان را از فشارهای روحی و فکری مصون می‎دارد.

بسیاری از زیانها و ضررهای مالی، فکری و اجتماعی مرتبط با حافظه است.

آری مردان بزرگ در طول تاریخ از حافظه‎های قوی برخوردار بوده‎اند، مخترعین، مکتشفین و چهره‎های موفق در پدیده‎های طبیعت از افرادی بوده‎اند که از قدرت یادسپاری خود نیکو بهره‎ برده‎اند و روش نیکوسپاری را با اصول صحیح یافته‎اند و عملی ساخته‎اند.

اگر شما به زندگی آنان گذری داشته باشید خواهید یافت که از شرایط ویژه‎ای برخوردار نبوده‎اند بلکه ابزاری که در اختیار آنان خدای متعال قرار داده به طریق بایسته‎ای بکار گرفته‎اند و از برتریهای انسانی، الهی، اجتماعی، علمی برخوردار شده‎اند.

حتی برخی از آنان در آغاز زندگی‎شان افراد پائین و ضعیفی بوده‎اند ولی با تلاش‎های خود به پیروزیهای چشمگیری دست یافته‎اند.

زنگار حافظه

همانگونه که اعضاء جسمی بدن انسان اگر مدتی جنب و جوش طبیعی و معمولی خود را از دست بدهد و یا متوقف گردد موجب بی‎حالی و سستی می‎شود تا آنجا که دیگر گمان می‎شود یک فرد مریض است و نیاز به درمان دارد در صورتی که در این موارد باید به مرور اگر چه با اکراه و زور هم شده کار تمرین را آغاز کرد تا عضلات بدن به حرکت آیند و حالت گرفته شده برگردد، و به حالت طبیعی خود برگردد.

اگر به عللی مدتی ناچار بوده باشید استراحت مطلق داشته باشید بطوریکه حتی برای تخلیه و توالت رفتن نیز اجازه حرکت نداشته باشید این حالت نه این است که شما قوای جسمی خود را از دست داده‎اید بلکه عضلات به این وسیله به صورت یک تنبلی موقت درآمده که با آغاز تلاش نوینی دوباره و کم‎کم به حالت اول بازمی‎گردد.

اگر درب آهنی را یک مدتی رنگ‎آمیزی نکنید و تمیز ننمائید و حالت زنگ‎زدگی زیادی پیدا شود این درب خصوصیت آهن بودنش را از دست داده یا اینکه لایه‎های زنگ او را از شکل ظاهریش تغییر داده است؟ و با یک تغییر و تمیزی باز حالت ظاهری اولش به او برمی‎گردد.

حافظه را هم اگر مدتی رها کرده و او را برای یادسپاری‎های مختلف بکار نبرید کم‎کم یاخته‎ها و سلولهای مغز آن حالت اثر پذیری و ثمره دهیش را از دست داده و دیگر حساسیت لازم را از خود نشان نمی‎دهد تا داده را فوری بایگانی و حفظ کند ولی با اندک بازنگری دوباره می‎توان او را فعال و پویا و بالنده نمود و خلاص زنگارهای اطرافش را با روشهائی که در آینده خواهیم گفت زدود و به یاری خدای عزیز برداشت.

این زنگارهای ساده است و در این صورت حیات جدیدی انسان پیدا می‎کند و روحیه‎ای شاد و کوشا در خود و جامعه می‎یابد.

اینکه می‎گویند فلانی حافظه خوبی دارد، و دیگری حافظه خوبی ندارد یک گفتار بیجائی است بلکه باید گفت: یک فرد از قوه حافظه به نیکی استفاده می‎کند و دیگری یا استفاده نمی‎کند و یا نمی‎تواند از آن بهره ببرد.

راکد گذاردن حافظه

جابربن حیان (ره) از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید چرا بعد از اینکه انسان پیر می‎شود کم‎حافظه می‎شود؟

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: این مسئله کلیت ندارد که هرکس پیر شد کم‎حافظه شود ولی نشاط و جوانی موجب می‎شود که این امر برای دیگران مشخص نشود.

طبقه دانشمندان در دوره پیری عاقلتر، مطلعتر و باهوش‎تر از دوره جوانی بنظر می‎رسند چون در دوره جوانی آنچه از علم بدست می‎آورند کم است.

آنگاه حضرت فرمود: آنچه فراموشی می‎آورد، بکار نینداختن نیروی یادسپاری است نیروی یادگیری مانند سایر نیروهای بدن انسان است اگر بخواهد توانمند باشد باید بکار گرفته شود، اگر یک جوان هم حافظه خود را بکار نبرد دچار کندذهنی و بی‎یادی می‎شود.

امّا سالخوردگان که نمی‎گذارند براثر ضعف نیروی جسمی قوه یادداری آنها راکد گردد در دوره سالخوردگی حافظه‎ای نیرومندتر از دوره جوانی دارند چون حافظه آنها در تمام عمر بکار مشغول بوده و در اواخر عمر به حد اعلای خود رسیده است.[۵]

البته این طبیعی است که پویایی یادسپاری در این سن نسبت به جوانی بیشتر است زیرا فرد از تجربه و علم و بینش و درک برتری برخوردار خواهد بود و آنچه اکنون می‎آموزد با داشتهای ذهنی قبلی در می‎آمیزد و میزان درکش فزونتر می‎گردد.

رمز نیک‎سپاری

برخی گمان می‎کنند اگر مرتب به فکر و حافظه‎شان فشار آورند و او را بکار گیرند روش صحیح و خوبی برای پرورش یادسپاریشان خواهد بود در صورتیکه اگر روش حساب‎شده‎ای در تمرین و آموزش انتخاب نگردد نه اینکه نتیجه مطلوبی نخواهد داشت بلکه انسان را مبتلا به امراض مختلف روحی و روانی و عصبی می‎کند.

اگر تمرین وزنه‎برداری را بر مبنای اصول و برنامه حساب‎شده‎ای نباشد و بدون نظر فرد آگاه وارد تمرین گردیم حتماً نتیجه نخواهیم گرفت بلکه گاهی مواقع مبتلا به امراض عضلانی نیز می‎گردیم و چه بسا به اصل آن ورزش نیز بدبین گردیم و از ادامه آن سر باز زنیم.

اگر قواعد و برنامه‎های تنظیم شده در این کتاب را عملی سازید در کمتر از شش ماه می‎توانید به قدرت اعجاب‎آوری حافظه خود را بازآوری کنید.

ما در اینجا اطمینان می‎دهیم اگر روش این مجموعه را عملی سازید بدون هیچ تردیدی می‎توانید از کاستی‎های یادسپاری بدور بوده ولی از همین حالا تصمیم بگیرید و قول بدهید که با نام خدا شروع کنید و نتیجه آن را نیز در راه خدا و دین خدا بکار برید که قرآن نیز پیامبر خود را به همین روش توصیه فرموده است «بگود خدایا مرا در کارم آغازش و پایانش را در راه صدق (ایمان، دستور خود) قرار ده.»[۶]

تذکر دیگری که داریم اینکه از نیکو انجام دادن تمرینها و خودآزمائی‎ها هرگز غفلت نکرده که رمز دیگر موفقیت شما خواهد بود.

برای همین است که در کلیه درسها و علوم پس از پایان درس شما را ملزم به حل تمرین‎ها می‎کنند و حل تمرینها شما را نسبت به آن دانش مسلط و آگاه‎تر می‎کند.

دانشمندان،نوابغ،هوش وحافظه

علاوه بر توجه خاصی که خدای متعال و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ به مسئله حافظه داشته‎اند که افراد را به آن توصیه‎های فراوانی کرده‎اند چنان که در بخشهای بعدی خواهد آمد خوب است به گوشه‎ای از کلمات دانشمندان و صاحب‎نظران دنیای علم و تجربه نیز اشاراتی داشته باشیم:

مونتی[۷]گوید: «دقت، قلم حکاکی حافظه است.»[۸]

ولتر[۹] گوید: بدون حافظه انسان نمی‎تواند چیزی را اختراع کند و نمی‎تواند به ترکیب دو اندیشه بپردازد.[۱۰]

پاسکال[۱۱]: حافظه برای همه کارهای فکری ضروری است.

ریوارول[۱۲] گوید: حافظه پیوسته در فرمان قلب است.

افلاطون[۱۳] گوید: دانستن چیزی غیر از حافظه نیست.

ژرژ دوهامال[۱۴] گوید: حافظه را تحقیر نکنید آن را تربیت کنید و به اطاعت وادارید.

علاقه به دیگران یکی از علل ایجاد حافظه است.

ارتباط هوش و حافظه

یادسپاری و هوش هیچگونه نقطه مخالف و متفاوتی با هم ندارند بلکه حافظه در رشد هوش نقش مهمی دارد، آری هوش برای تخیل، استدلال، قضاوت، حدس و گمان و... نیاز به حافظه دارد تا در این امور آنچه که نیاز دارد استخراج کند و هرچه حافظه بتواند مواد اولیه هوش را تدارک کند هوش موفقتر خواهد بود و در خلاقیت، استدلال، قضاوت، نوآوری و تخیلات و ابتکار عمل پیروزی بهتری خواهد داشت.

اگرچه هوش و تیزبینی از برخی روایات به جنبه‎های معنوی از قبیل ایمان، تقوی، اخلاص بستگی زیادی دارد.

مانند امام صادق ـ علیه السلام ـ که فرمود: «مؤمن زرنگ و تیزهوش است.»[۱۵]

خداوند فرموده: کسی که تقوا را پیشه زندگی خود نماید اندیشه‎های نوی را خواهد داشت.[۱۶]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

کسی که چهل روز اعمالش را نیک و با اخلاص گرداند ابواب حکمت (تیزبینی و نیکونگری) را در او خدای متعال می‎گشاید.[۱۷]

در جای دیگر خداوند متعال فرمود:

کسی که تقوی پیشه کند قدرت فرقان (تیزهوشی و نیک‎شناسی) را به او خواهیم داد.[۱۸]

امّا با وجود این مسئله برگزیدن روشهای صحیح و مجاری درست امور مادی نیز جدای از این امر نخواهد بود چنانکه امام صادق ـ علیه السلام ـ می‎فرمایند:


خدای متعال انجام کارها را بدون جریان یافتن از طریق طبیعی و معمولی بی‎میل است.[۱۹]

برای همین امر است که انسان علاوه بر جنبه‎های معنوی باید پایه‎های مادی را نیز تا حدی در نظر داشته باشد که در فصلهای آینده به آنها اشاره خواهیم کرد.

اسلام علاوه اهمیت دادن به امور مادی به بنیادهای معنوی هم توجه دارد لذا پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: دین و دنیا و آخرت همراه هم باید تأمین گردد، دین ندارد کسی که در فکر امور اخروی و معنوی نیست و در امور معنوی و اخروی نیست کسی که توانمندی‎های مادی ندارد.[۲۰]

با صراحت می‎توان گفت: که رشد هوش و حس ششم بستگی حتمی با حافظه دارد، اگر انسان بخواهد دارای هوش قوی باشد لازمه‎اش این است که از حافظه قوی برخوردار باشد.

فرآیند نبوغ

برخی گمان می‎کنند همه افرادی که از نبوغ فکری، ‌هنری، فنی و... برخوردارند از یک ساختمان خاص جسمی بهره گرفته‎اند.

گمان دارند که نبوغ آنان دست‎آورد وراثت و ژنتیک می‎باشد.

فکر می‎کنند نوابغ از یک زندگی آرام و آسایش بخش برخوردار بوده‎اند.

حدس می‎زنند که نوابغ در خانواده‎های ثروتمند بیشتر پیدا می‎شوند.

خیال می‎کنند نبوغ با بی‎حالی، بی‎خیالی حاصل می‎گردد.

در این فصل لازم است به ویژگی‎های نوابغ گذری داشته باشیم تا با توجه به مطالب گذشته این نکات را نیز در ذهن داشته باشید که آری:

1. اراده نوابغ بر دیگران افزونی دارد.

2. نابغه، مبتکر، مخترع. نوآور معمولاً ‎بی‎توجه به امور مادی است.

3. بدون توجه به احتیاجات روزمره غرق در تفکر و یا کسب تجربه است.

4. نوابغ دوراندیش و جوانب کار را کاملاً مورد بررسی قرار می‎دهند.

5. قدرت تمرکز قوای فکری او فوق‎العاده است.

6. نوابغ همرنگ جماعت نمی‎شوند، آنها یا تک‎زیستی را برمی‎گزینند و یا درصدد اصلاح جامعه و محیط خود برمی‎آیند.

7. نوابغ علم و هنر را برای رسیدن به مقصود دیگری دوست دارند و امور مادی و کوتاه مدت در نظرشان دارای اهمیت نیست.

8. در امور زندگی روزمره ضعیف‎اند و چه بسا به ضرر خود کار می‎کنند و لذا در تحت هر شرایطی از نظر سختی و محرومیت خود را هماهنگ می‎کنند.

9. نوابغ از تشویشها و نگرانی‎ها بدورند زیرا رمز خیلی از آنها بخاطر جنبه‎های مالی است که آنها بدورند، آنها غرق در تحقیق و مطالعه و تفکر هستند.

10. بیشتر درصدد آن است که محیط آرام و دنجی بیابند و تفکر کنند و دیگران را دریابند.

11. نوابغ فوق‎العاده حساس هستند، اصلاً کسانی که دارای احساسات تند و آتشین هستند می‎توانند به نبوغ دست یابند.

12. اغلب نوابغ کوتاه قد بوده‎اند.

13. نوابغ معمولاً لاغر و ضعیف بوده و برخی لکنت زبان نیز داشته‎اند.

14. نوابغ معمولاً در مردان وجود داشته اگرچه زنان نابغه هم بوده‎اند.

15. بسیاری از نوابغ افراد فداکار بوده‎اند.

16. نبوغ در تمام اقشار: اشراف، متوسط، کارگر، فقیر نیز بوده است امّا در افراد ضعیف و مستضعف بیشتر وجود داشته است.

17. گاه حتی نوابغ از پدر و مادران مسن و پیر متولد شده‎اند.

18. نوابغ عمدتاً فرزندان بزهکار و تنبل داشته‎اند.

19. نوابغ معمولاً از پدر و مادران نابغه و منظم متولد شده‎اند.

20. اکثر نوابغ زندگی منظمی داشته‎اند.

اینها گوشه‎ای از ویژگی‎های نوابغ دنیای بشریت بوده است.[۲۱]

نبوغ و دانشمندان

در اینجا شایسته است به نظر برخی از متفکران جهان گذری نمائیم:

کارلایل گوید:

«نبوغ قبل از هر چیز داشتن استعداد فوق‎العاده برای تحمل رنج و مشقت است.»[۲۲]

(تا انسان بتواند با تحمل مشقتها و پایداری بر مشکل‎ترین رموز علمی پیروز گردد.)

ژان پول گوید:

«تفکر جوهر نبوغ است، افراد عادی درباره موضوعات علمی نمی‎اندیشند.»[۲۳]

هلوسیوس گوید: «نبوغ را از راه دقت ممتد می‎شود بدست آورد.»[۲۴]

جانسن گوید:

نابغه کسی است که تمام قوای دماغی (فکری) خود را برای مطالعه یک موضوع واحد متمرکز می‎سازد.[۲۵]

تولتر گوید:

«کلیه جلوه‎های نبوغ غریزی هستند، نبوغ ارثی نیست امّا بی‎ارتباط با صفات والدین نیز نمی‎باشد.»[۲۶]

بوفون گوید:

«نبوغ چیزی غیر از شکیبائی خارق‎العاده نیست.»[۲۷]

البته در لابلای فصول کتاب به برخی از این نکات اشاره خواهد شد و می‎توان گفت که 90% مردم دنیا مخصوصاً فرزندان ایران اسلامی استعداد نبوغ را دارند، اگر این نیروها و استعدادها جهت داده شود و بسوی هدفی متناسب کشانده شود نتائج فراوانی بدست خواهد آمد.

بسیاری از متخصصین بزرگ و منحصر به فرد در دنیا ایرانی هستند.

البته ادعا نمی‎کنیم که ژنتیک (وراثت) جامعه و... بی‎نقش هستند ولی نقش اساسی را خود انسان ایفاء می‎کند، حتی سن هم‎ چندان در میزان گزینش و نبوغ انسان سهم اساسی ندارد.

اگر امروزه دشمن پس از شکست از ابعاد نظامی، اقتصادی و تکنولوژیکی در رابطه با ایران عزیز می‎بینیم درصدد است افکار جوانان عزیز این مرز و بوم را بسوی اندیشه‎های پوشالی و بیهوده‎گرائی سوق دهد برای اینکه می‎داند اگر کشوری به عوامل نبوغ و اندیشه دست پیدا کند دیگر یک کشوری نمی‎تواند دهها کشور را زیر یوغ خود قرار دهد و اموال روزمینی و زیرزمینی آنها را به تاراج ببرد و هزاران جنایت را در دنیا از امکانات و اموال این مردم برگیرد و خلاصه قدرتمداری خود را از دوش این مرز و بوم برگیرد.

بزرگترین اندیشمندان دنیای علم و صنعت از دامن اسلام و افکار الهی برخواسته‎اند هنوز برخی از افکار اندیشمندان اسلامی جهان غرب و شرق را متعجب کرده هنوز دنیا با آن همه پیشرفت علمی نظریه‎های شاگردان امام صادق ـ علیه السلام ـ مانند جابربن حیان‎ها آنها را متحیر ساخته، افکار بوعلی سینا، ملاصدرا، شیخ بهائی و... هنوز کشف نشده است و...

آنها می‎دانند ما منابع غنی داریم اگر کلید آن منابع را بدست گیریم که همان اندیشه و نبوغ و تلاش است تمام قدرتهای آنها نابود می‎گردد و عظمت و قدرت در دست دنیای اسلام خواهد بود همچنان که در نهایت بنا به وعده‎های قرآن و ائمه دین ـ علیهم السلام ـ حاکمیت مطلقه حداقل در زمان امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از آن مسلمین خواهد بود.

آری دوستان، برادر و خواهر عزیز تلاشی دوباره را آغاز کن که دشمن در کمین است تو را در اوج عظمت و بزرگی نبیند.

سید رضی ـ قدس سرّه ـ در سن 17 سالگی اقدام به تألیف کرد و در سن 20 سالگی از کلیه علوم عصر خود بی‎نیاز گردید.[۲۸]

شیخ طوسی ـ قدس سرّه ـ از سن 25 سالگی شروع به تألیف کتب مهم علمی کرد.[۲۹]

فخر المحققین ـ قدس سرّه ـ فرزند علامه ـ قدس سرّه ـ در سن 25 سالگی یکی از دانشمندان عالی‎مقام عصر خود بشمار می‎رفت.[۳۰]

بوعلی سینا ـ قدس سرّه ـ از سن 21 سالگی شروع به تألیفات گرانبهائی کرد.[۳۱]

برگی از صفحه تاریخ را برایتان نگاشتیم که ببینید گذشتگان چگونه بودند شما هم تلاشی کن و از غافله والایان باز نمانی.

ولتر در سن 19 سالگی آغاز به نوشتن کرد.[۳۲]

پاسکال در سن 12 سالگی شروع به حل مسائل هندسه نمود و در سن 19 سالگی ماشین حساب را اختراع کرد.[۳۳]

نیک آموزی

معمولاً برای نیک‎آموزی عواملی را در روان‎شناسی بعنوان اساس کار برمی‎شمرند:

1. تأثر

2. تداعی

3. تکرار

4. تمرکز

5. نظم

6. تنوع و...

بنابراین اگر خواهان نیک‎سپاری هستید باید این چند نکته را کاملاً بخاطر بسپارید و در مواقع لزوم بکار ببندید، اگر موفق شوید برای یادگیری یک موضوع از چند عامل استفاده کنید با قاطعیت و یقین می‎توان گفت که هرگز از یادتان نخواهد رفت مگر حوادث و حالات خاص و فوق‎العاده بوجود آید.

البته در آغاز کار شاید کار مشکل باشد، امّا در اثر مداومت در بکارگیری این چند اصل و نیز علاقه شدید داشتن به سیر مطالعاتی خود به راحتی می‎توانید توفیق بیابید، امّا اگر برایتان مقدور نیست همه ارکان را اجرا کنید در حد توان در یادگیری مطالب بیشترین آنها را در اوائل کار مورد بهره‎گیری قرار دهید تا به مرور زمان توان بهره‎وری از تمام ارکان را یافته و قدرت گزینش ذهنتان افزونتر از پیش گردد بطوری که خود از حافظه خویش به شگفت آئید.

این نکته قابل تذکر است که مطالب از اینجا به بعد حالت کلاسیک دارد و باید آهسته آهسته مورد مطالعه قرار داد و بیشترین تمرین کرد و تکرار نمود تا کاملاً بر اصول کار مسلط شوید و از عجله در مطالعه پرهیز کنید بلکه قبل از گذر از یک بخش خود را آزمایش کنید ببینید چقدر بر نکات مطلب مسلط هستید تا بخش زیادی از آن را نیاموخته‎اید به بخش دیگر نروید که ناچار باید بازگردید.

تأثر و تأثیر

اگر بخواهید تأثیر داده‎هایی که از اطراف به شما داده می‎شود، با شکلهای گوناگون حالات مختلف قدرت بخشد نکاتی ضروری بنظر می‎رسد:

الف: قصد و نیت

قصد و نیت در هر کاری زمینه‎ساز موفقیت در انجام آن کار خواهد بود، لذا پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:

نیتها زمینه‎ساز اعمال خواهند بود، و یا ثبات اعمال بستگی به نیت دارد.[۳۴]

فروید گوید: قصد و نیت عاملی اساسی برای هر خاطره و برای فراموشی است.[۳۵]

اگر انسان اراده و قصد حفظ و یادسپاری نداشته باشد پس از مطالعه هرگز نباید توقع داشته باشد که مطالب خوانده شده او در حافظه‎اش بماند، در هنگام مطالعه حل تمرینهای درسی، گوش دادن به درس استاد، معلم و... باید بطور جدی تصمیم یادسپاری داشته باشد. مثلاً:

اگر با یک قطعه فولاد روی فلزی بخواهید نقاشی، کنده‎کاری کنید، هرچه فشار بیشتری روی فولاد بیاورید عمیق‎تر بر فلز اثر خواهد داشت و در نتیجه به مرور زمان و یا عوامل معمولی محو نمی‎گردد، برای اینکه یادگیری نیز چنین خواهد بود. هرچه در موقع تحویل مطالب به گونه‎ای قوای مختلف را در خدمت بگیرید تأثیر و تأثر بیشتر خواهد بود و در نتیجه محو شدن آنها نیز دیرتر محقق می‎گردد، اگر ما روزی اتومبیلی را در حال سوختن مشاهده کنیم، فردی که از یک ساختمان بلند زمین بخورد و مغزش متلاشی گردد ساختمانی که در اثر یک انفجار یا زلزله فرو ریخته باشد بنگریم هرگز از یاد نخواهیم برد، زیرا یک تأثر و تأثیر قوی و تندی برایمان بوجود آمده است.

لذا اموری که می‎خواهیم بخاطر بسپاریم باید سعی کنیم یک چنین تجسم‎هایی قوی را در ذهن خود ترسیم کنیم.

معمولاً قول می‎دهیم فراموش می‎کنیم، بدهی داریم از ذهنمان بیرون می‎رود، چیزی را باید تهیه کنیم و یا داروئی را باید بخوریم، ولی در ذهنمان نمی‎ماند و...

در این موارد باید بنحوی یک تجسم قوی از آن مسئله در ذهن بسازیم در این صورت هرگز فراموش نخواهیم کرد:

مثلاً به بچه قول داده این که ظهر برایت چیزی می‎خرم، با وجود اینکه در نظر داشته باشیم بخریم ولی تا درب منزل یادمان می‎رود، در اینجا وقتی که صبح به بچه قول می‎دهیم مثلاً ماشین برایش می‎خرم همانجا فوری باید در ذهن ترسیم کرد اگر نخرم بدقولی می‎شود، بدقولی از نظر اسلام ناشایسته است، و بچه نسبت به من بدبین می‎شود، پس وقت مراجعت بطرف خانه وسیله سواری را نگه‎داریم و یا از وسیله عمومی پیاده می‎شوم و به طرف مغازه آقای... می‎روم (چهره خندان، اخمو، مؤدب و... او را نیز تصور کنید) و ماشین را می‎خرم، هرگز فراموش نخواهید کرد.

خانم خانه‎دار، قیچی را نمی‎داند کجا گذاشته، سوزن خیاطی نیست، سفره را صبح تمیز کرده کجا گذاشته و...

اولاً باید در کارها نظم باشد و جای هر چیز معین باشد ولی با وجود آن می‎توان اینگونه تصور ذهنی قوی بوجود آورد.

وقتی کارتان با قیچی، سوزن، سفره تمام شد هرجا که خواستید بگذارید فوری در ذهنتان تصور می‎کنید که اگر بار دیگر لازم بود فوری می‎آیم و از آن اطاق عبور می‎کنم دست راست از روی میز سماور و... برمی‎دارم تا سرگردان نگردم، همسرم ناراحت نشود، تا بخواهم پیدا کنم جیغ و داد بچه‎ها آزارم ندهند.

اینها مثالهایی برای امور معمولی بود برای مسائل علمی نیز می‎توان بگونه‎ای دیگر این تأثر و تأثیر را ایجاد کرد.

در حفظ واژه‎ها می‎توانید خود آن کلمه را در ذهن بنویسید و بعد هم چند جمله با آن بسازید و اگر بتوانید جمله‎ای که مورد استفاده بیشتری در روز یا هفته دارد بسازید بیشتر مؤثر خواهد بود، اگر بوسیله ساختن هم وزنهائی کلمه را در ذهن جایگزین کنید نتیجه بهتر است.

قبلاً تذکر دادیم که از تمرینها غفلت نکنید و پیوسته آنها را در ذهن مرور کنید، در جائی نشسته‎اید، ایستاده‎اید و... فرصتی هست فوراً از این تمرینها استفاده کنید تا فکر شما از حالت سستی به حالت بالندگی اوج یابد و از سکوی بی‎حرکتی به سکوی جهش جای خود را عوض کند.

تمرین

چندین مورد از کارهای امروزتان را در روی کاغذی بنویسید برای آنها تصور و تجسم‎های دقیق بنویسید و بعد در پایان روز ببینید نسبت به کدام تجسم‎ها حساس‎تر بوده‎اید برای کارهای بعدی از آن نوع تصورها سود ببرید.

تمرین

رمز اصلی در خاطرسپاری را در چه مسأله‎ای می‎دانید (روی کاغذی بنویسید و آن را در مواقع بیکاری مرور کنید.)

تمرین

برای اشیاء زیر چه تصورهای تند و قوی بکار می‎برید؟

1. خرید دارو، تهیه میوه، تلفن برای گاز، تحویل تلویزیون از تعمیرگاه، عیادت دوست بیمارتان، احوالپرسی از آن فامیلی که از نظر مادی ضعیف است و... (اینها را بنویسید)

نمونه‎هایی از تصور

اگر می‎خواهید فردا ساعت 10 کاری را انجام دهید، فوراً تصور کنید ساعت 10 فردا را در حالی که مشغول انجام همان کار هستید، چه حالتی را شما خواهید داشت، چه نتیجه‎ای برای شما دارد، و چه کارهای مقدماتی را باید انجام دهید، بگونه‎ای این تصور را قوی کنید که گویا حواس شما آن حالت خیالی را درک می‎کند، اگر گرم است، زیباست، خوشمزه است، خسته‎کننده است، چندان مایل به انجام آن کار نیستید و...

2. مثلا وسیله کاری را در جائی می‎گذارید اگر می‎خواهید وقت یافتن سرگردان نشوید، اولاً جاهای مشخصی را برای ابزار کار در نظر بگیرید و در ثانی همین که آن وسیله را گذاشتید خواستید از او دور شوید (بین راه، در یک زمان کوتاهی این کار انجام می‎گیرید) فوری تصور کنید که اگر بخواهم فردا فلان وسیله را درست کنم و به این ابزار نیاز دارم یادم باشد می‎آیم اینجا و دستم را دراز می‎کنم و مثلاً این انبردستی را برمی‎دارم و کارم را انجام می‎دهم (این کار زمان کمی می‎برد ولی از سرگردانی زمانهای زیادی شما را نجات می‎دهد) آری ممکن است در آغاز کار یک مقدار مشکل باشد ولی پس از مدتی به راحتی انجام می‎شود و تقریباً عادت به این روش کار می‎کنید.

برای اینکه بتوانید از مشاهده شده‎هایتان خوب بهره‎برداری کنید باید در مشاهده دقت بیشتری بکار برد، در یک حالت خاص و دید ویژه بلکه از جنبه‎های گوناگون مورد دقت قرار داده شود مثلاً نگاه به یک منظره را این طور مشاهده می‎کنیم.

اگر بو کردنی است، لمس شدنی است گوش کردنی است از حواس خود بهره‎برداری کنیم رنگش را، کیفیت تناسب رنگها، وزن و حجم و سختی و... آن را بررسی می‎کنیم، زیرا در یک مشاهده هرچه از حواس بیشتری استفاده کنیم موضوع مشاهده نیکوتر انجام خواهد گرفت.

اگر در یک مشاهده تأثر کافی را کسب نکردیم نباید توقع داشته باشیم بیش از آن حافظه ما در مواقع لزوم به ما عرضه کند، اکثر خلأهایی که از مشاهده‎های ما در حافظه‎مان بوجود می‎آید بخاطر تأثر غیرکافی و ناقص می‎باشد.

مشاهده یک شعر، یک متن را اینگونه بخاطر بسپارید: بطور دقیق آهنگ جمله‎ها را بذهن بسپارید و انتخاب واژه‎ها را مشاهده کنید، سعی نمائید تصویرهایی که مؤلف القاء می‎کند در فکر شما نقش ببندد، خط سیر بحث و واژه‎های متن را در ذهن خود ترسیم کنید، اگر مطالب ضد و نقیض یا مشترکی در بحث وجود دارد، ارتباطی اگرچه دور در فکرتان مجسم سازید، اگر مباحث و حوادث متعددی می‎باشد می‎توان آنها را با نمادها و طرحهائی خلاصه کرد تا زودتر و بهتر به ذهن بماند.

فرمولهای شیمی، فیزیک و ریاضی را نیز به این طریق بهتر می‎توان در ذهن جای داد.

مشاهده یک منظره ساختمانی، معمولاً جاها و مناظری را که مردم نگاه می‎کنند حتی بعد از زمان بسیار کوتاه از ذهنشان رخت بر می‎بندد چون اکثراً به طول و عرض نگاه می‎کنند از بالا به پایین، و از عرض به سوی طول گذر می‎کنند و... این است که باید گفت نگاه می‎کنند ولی مشاهده که رمز خاطرسپاری است ننموده‎اند پس باید چه کرد؟

الف. مشاهده را از اشکال کلی مانند مربع، مستطیل، مثلث، دائره و... آغاز کنید.

ب. ابعاد و تناسب آنها را مانند طول نسبت به ارتفاع و... را بررسی کنید.

ج. طرح کلی بنا از قبیل جلوخان، زاویه‎ها، ستونها، پنجره‎ها، سقف‎ها و...

د. جزئیات آن را مانند کنده‎کاری، بند و بستهای آهنی، نمونه‎های تزئینی و...

این روش مشاهده کردن در حافظه شما تأثیر بادوامی برجای می‎گذارد.

اینگونه مشاهده در چشم‎اندازها، منظره‎ها، اشیاء، گیاهان، چهره‎ها و... کاربرد دارد و نتیجه بهتری دربردارد.

بعد از چنین مشاهده‎ای خطوط کلی دیدتان را بصورت سؤال جواب ترسیم کنید که در هر لحظه نیاز باشد براحتی می‎توانید فرآیند کلی را در ذهن ترسیم کنید و به دیگر عرضه نمائید.

این تأثر و تأثیر کاملاً حافظه را متأثر می‎کند و در حین کار نیز جای مناسب را در اطاق بایگانی ذهن پیدا خواهد کرد.


تداعی

تداعی، کدگذاری

یکی از کلیدهای یادسپاری تداعی است، تداعی را روانشناسان این چنین معنی کرده‎اند با ایجاد رابطه بین تصورات ذهنی که در یک زمان رخ می‎دهد و از نظر ما گاهی یکسان هستند و گاهی هم متضاد می‎باشند.

باید گفت در اصل: مناطقی از «کرتکس» مخ هستند که کنشهای مناطق حسی و حرکتی را به یکدیگر مربوط و مرتبط می‎سازند.[۳۶]

تداعی آزاد

اگر دریافتهائی از طریق حواس پنجگانه بدست می‎آوریم بدون روش و قانون خاصی تداعی کنیم آن را تداعی آزاد گویند.

ولی اگر با روش و قانون و علم ویژه‎ای یافته‎های خود را مرتبط سازیم آن را تداعی کنترل شده گویند.

اگر در ایجاد ارتباط از یک حس سود جوئیم آن را تداعی تک حسی نامند.

امّا چنانچه در ایجاد تداعی و ارتباط از چند حس مثلاً: بویائی، چشائی، بینائی، شنوائی، لامسه سود جوئیم آن را تداعی چند حسی گویند. البته بهترین تداعی و مفیدترین آنها ارتباطی است که از طریق حواس بیشتر و با روش منظم و برنامه‎ منظمی بدست آید.

مثلاً وقتی کلمه سیب را می‎خواهید تداعی کنید، این کلمه برای شما چه مطالبی را تداعی می‎کند؟ بی‎شک برخی از آنها با چشم مشاهده می‎شوند، زیرا شکل، اندازه، رنگ و... سیب را برای شما مجسم می‎کنند، بعضی عضلانی هستند زیرا وزن و شکلی را که در هنگام بدست گرفتن احساس کرده‎اید تداعی می‎کنند، بعضی هم بو و مزه سیب را برای شما زنده می‎کند.

در این موقعیت هست که لفظ سیب با چندین نقطه از سلولهای مغزی شما انس بسته و محو آن دیرتر بوجود می‎آید.

علاوه ممکن است در مواقع دیگری که مطالعه شما ارتباطی با سیب نداشته باشد باز لفظ سیب بخاطر گرد بودن، خوش رنگ بودن، مفید بودن و... که در ضمن مطالعه پیش می‎آید در ذهن شما تداعی می‎کند، لذا با هر تداعی تکیه‎گاهی در ذهن می‎سازید تا آموخته‎هایتان با عوامل مختلف نابود نگردد.

آری تداعی قلابی است که داده‎های ذهنی خود را بدان می‎آویزید تا در مواقعی که زمینه فراموشی پیش می‎آید قلابهای فراوان مانع گردند از مغزتان رخت بربندد.

یاخته‎ها و سلولهای مغزی شما آنگونه با آن مطالب مأنوس شده‎اند که با زحمت می‎توان از آنان جدا ساخت.

تداعی برای تثبیت خاطره و نیز به یاد آوردن آموخته‎های ذهنی ضرورت دارد، نکته‎ای که قابل تذکر است و باید به آن توجه کرد اینکه لازم نیست در تداعی‎ها ربط و ارتباط عاقلانه مؤدبانه و وزین موردنظر گرفته شود، بلکه به صرف اینکه بتوان ایجاد رابطه نمود کافی است.

مثلاً می‎خواهید واژه‎ای را حفظ کنید، مشتقات آن را بلافاصله بسازید یا کلماتی هموزن آن که معانی آن را می‎دانید بخاطر بیاورید آن کلمه را در ذهن خود نقش ببندید بطوری که گویا روی تخته سیاه نوشته و دارید نگاه می‎کنید.

فامیل یوسف موسوی را می‎توانید اینگونه تداعی کنید:

بله هم اسم است با حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ که به خاطر حفظ عفتش زندانی شد.

و فامیلش هم مرا بیاد حضرت موسی ـ علیه السلام ـ انداخت که با فرعون مبارزه کرد.

شماره تلفن 221742 را اینگونه تداعی کنید:

در 22 بهمن مردم نتیجه مبارزات خود را در 17 شهریور و خرداد سال 42 دیدند.

شماره تلفن 721214 را می‎توان اینطور تداعی کرد:

تلفن شما یادآور شهداء کربلا و دوازده امام و چهارده معصوم است.

شماره تلفن 421568 را اینگونه می‎توان تداعی کرد:

امام خمینی (ره) در سال 42 و 15 خرداد قیام کرد و در سال 68 هم به ملکوت اعلی پیوست.

تمرین و سنجش

صفحه‎ای که 20 شیء مختلف در آن نقاشی شده یا صفحه‎ای که در آن 20 عکس وجود داشته باشد دقیق نگاه کنید بعد از یک دقیقه (که به آن نگاه کردید) اشیائی را که بجا می‎آورید روی صفحه‎ای بنویسید.

اگر 19ـ20 شیء در یادتان بود حافظه شما فوق‎العاده است.

اگر 16ـ18 شیء در یادتان بود حافظه شما خیلی خوب است.

اگر 11ـ15 شیء در یادتان بود حافظه شما متوسط است.

اگر 1ـ10 شیء در خاطرتان بود حافظه شما کاملاً ضعیف است.

تمرین

نام 15 پدیده از موجودات عالم را روی یک صفحه کاغذ بنویسید آنها را یک دقیقه بطور جدا جدا و با آرامش بخوانید (تداعی کنید) سپس آنچه در خاطرتان مانده روی کاغذ بنویسید هرچه بیشتر بتوانید بنویسید دلیل بر حافظه قوی‎تری است.

تمرین

به یک منظره در طبیعت نگاه کنید پس از سه دقیقه هرچه در ذهنتان باقی ماند روی کاغذ بنویسید آنگاه نگاه به منظره کنید و آنچه توجه شما را در مرتبه دوم جلب کرد با آنچه نوشته‎اید مقایسه کنید، میزان گزینش شما گویای وزان و توانمندی حافظه شماست.

اینگونه تمرینها به تقویت یادداری شما کمک می‎کند و میزان و سنجشی می‎تواند برای شما باشد تا بتوانید موقعیت حافظه خود را درک کنید.

یکی از فنوی یادسپاری تداعی است و این فن باید با تمرینهای زیاد و پی در پی در وجودتان تثبیت گردد، بگونه‎ای که برای تداعی کردن به آسانی بتوانید انجام دهید.

اینگونه تمرینات را تداعی تجسمی یا تداعی صور ذهنی می‎گویند.

اصولاً تداعی برای انسان خیلی ارزنده است و نهادهای علمی نهفته را شکوفا می‎کند و انسان را پویا و فعال بار می‎آورد.

البته تداعی در مسائل علمی مستلزم شناخت میزان علمی افراد است که هرکس برای خود می‎تواند بر میزان علمی خود تداعی‎های متناسبی را در ذهن ترسیم کند اگر ما مثالهای ساده می‎زنیم برای آشنائی با روش کار است و نیز اگر شما در این امور ساده و پیش پا افتاده بتوانید تداعی‎ساز خوبی باشید در تداعی‎های فنی هم موفق خواهید شد.

تکرار

یکی از رمزهای مهم نیک‎سپاری «تکرار» است کودکان معمولاً از این وسیله برای یادسپاری خود استفاده می‎کنند، که این روش را بطور طبیعی و بدون آموزش و تعلیم بکار می‎برند.

حتی برخی از حیوانات که می‎توانند برخی از رفتار و گفتار انسان را تقلید کنند از همین روش استفاده می‎کنند مانند طوطی، میمون و...

خود نصب تابلوهای راهنمائی و رانندگی و تبلیغات، امتحانات در مدارس و... همه از همین سبک روشهاست برای نیک‎سپاری.

تکرار یکی از عواملی است که موجب بازتابها و عکس‎العملهای مکانیکی مغز می‎شود و آن را به کار بیشتر وامی‎دارد حتی در مواردی که با تداعی و تأثر و... نمی‎توان مطلب را به ذهن سپرد با تکرار به راحتی می‎توان نیازهای خود را تأمین کرد و مغز را بیش از پیش کارآمد ساخت البته با شرایط و روشهایی که در این فصل ذکر خواهد شد.

برای حفظ کلمات لاتینی، عربی فرمولهای ریاضی، شیمی، فیزیک و... می‎توان از این روش سود جست.

اینگونه حافظه ماشینی معمولاً در کودکان و نوجوانان بیشتر وجود دارد تا در اشخاص یا افرادی که سنشان بالا است.

البته افراد پیر تداعی در آنها کارآئی بیشتری دارد که جبران یادسپاری از طریق تکرار را می‎کند.
تکرار باید در فاصله زمانهای گوناگون انجام شود و در فرصتهای مختلف مطلب را تکرار کرد و سعی در تداعی هم برای هربار داشت. سن توماداکن[۳۷] گوید:

باید زیاد دربارة آنچه می‎خواهیم به خاطر بسپاریم فکر کنیم.

ارسطو گوید:

زمان مخصوصاً مخرب است نسبت به داشتهای ذهنی.

آنچه که در موقعیتهای گوناگون به مغز داده‎ایم به مرور زمان سست می‎شود، یک حالت نامرئی و کم‎رنگی پیدا می‎کند مگر آنکه آنها را مرور و تکرار نمائیم.

تکرار نباید طولانی باشد، بلکه کلید مطالب را باید بخاطر سپرد و در تکرار نیز به آنها نگریست، تاریخها، شماره‎ها، جمله‎های یادسپاری و... را باید تکرار کرد.

اگر کتابی را مطالعه می‎کنیم مطالب مهم آن را علامت بزنیم یا زیر آن را خط بکشیم (با مداد) و یا در دفترچه‎ای جداگانه یادداشت کنیم تا در تجدیدنظرها ناچار نشویم تمامی آن مطالب را بخوانیم و در نتیجه نیاز به ساعتها مطالعه مجدد باشد، بلکه باید در مرور بعدی در زمان کمتر از نصف زمان قبلی نیاز به فرصت باشد.

برخی معتقدند اگر متنی 5 الی 6 بار پی در پی تکرار شود نتیجه کمتری می‎دهد تا اینکه همان مطلب را 5 الی 6 بار در فاصله زمانی 15 دقیقه‎ای بازنگری شود.

دوباره‎خوانی کمتر از فاصله زمانی 10 دقیقه بی‎فائده و یا کم‎بهره است و بیشتر از 16 ساعت بخشی از آن فراموش می‎گردد و ثمره‎اش اندک می‎باشد.

البته این نوع مطالعه مربوط به صبح و عصر است نه در هر موقعیت زمانی و نیز عدم آرامش و...

مثلاً اگر درسی را صبح از معلم، استاد آموختیم حتماً در زودتر از 16 ساعت آن را مرور کنیم، و یا عصر درس گرفتیم حتماً تا صبح آن را بازنگری کنیم.

اگر درسی را هر روز می‎آموزیم که ارتباط با دروس گذشته دارد قبل از آموزش به خطوط کلی درسهای گذشته مرور چند دقیقه‎ای داشته باشیم.

حتی بهتر است قبل از ورود به کلاس درس نگاهی گذرا به درسی که استاد خواهد داد داشته باشیم.

طلاب حوزه‎های علمیه این عمل را «پیش مطالعه و پیش مباحثه» می‎گویند.

خلاصه بازبینی و تکرار را باید به قدر کافی سریع شروع کرد تا آنچه قبلاً خوانده شده است اثر عمیق در ذهن بگذارد، ولی بقدر کافی نیز در فاصله بین دو یا چند بازنگری فاصله باشد.

البته دقت و تأمل و تفکر کردن در تکرار خود نقش مهمی را خواهد داشت.

یک روانشناس گوید:

«بخاطر داشته باش که نیمی از آنچه امروز می‎خوانی پس از نیم ساعت فراموش خواهی کرد و دو سوم آن را پس از 9 ساعت و سه چهارم آن را در مدت شش روز و چهار پنجم آن را نیز در عرض یک ماه از یاد خواهی برد.[۳۸]

برای روش تکرار فقط خواندن و مرور کردن منظور روانکاوان نیست بلکه آنچه از نظریات دانشمندان اسلامی و غیره استفاده می‎شود بلکه در روشهای عملی آنها نیز به این امور توجه کرده و عمل نموده‎اند بطور گذرا یادآور می‎شویم:

الف: تدریس و تعلیم

روش بسیار حساس و مؤثری که از دیرباز در بین طلاب مورد توجه بوده تدریس است، مرسوم است که هم اساتید تأکید دارند و هم خود طلاب تمایل دارند درسهایی که خود آموخته‎اند به دیگران تعلیم دهند، اگرچه هنوز تازه از ایام آموزش خودشان زمانی نگذشته است به تعلیم می‎پردازند و اصولاً تدریس را جزء برنامه‎های ضروری خود می‎دانند، زیرا در هنگام مطالعه به شرحها و توضیحات بیشتری مراجعه می‎کنند در نتیجه بر اشکالات و معضلات درسها مسلط می‎شوند و اگر متعلم هم اشکار جدیدی کرد بعداً تحقیق می‎کند و پاسخ مناسب را تهیه می‎نماید، بر این اساس است که تدریس در حوزه نه اینکه مخارجی را برای متعلم ندارد بلکه در برخی موقع فوائد مادی، معنوی و... نیز دربر دارد که از استاد به او می‎رسد.

بعضی مواقع اتفاق می‎افتد که برخی اساتید به شاگردان دقیق و اهل تحقیق و مطالعه هدایائی می‎دهند که در درس آنها حاضر شوند تا درس آنها کاملتر گردد و از محتوای بهتری برخوردار باشد.
برخلاف تدریس علوم در مراکز علمی دیگر که متضمن مخارج زیادی برای شاگرد منافعی هم برای معلم و استاد است.

این نکته قابل تذکر است که در سیستم حوزه انتخاب استاد براساس اجبار و اکراه نیست، بلکه این استاد است که باید تلاش پیگیر داشته باشد تا بتواند متعلم را قانع کند و در نتیجه این استاد و روش اوست که متعلم را بسوی خود جذب می‎کند نه عوامل خارجی دیگر، پس مدرس گاه برای پاسخ یک اشکال باید ساعتها وقت خود را صرف کند و از این سرمایه‎گذاری هم خود لذت می‎برد و هم متعلم بهره‎ور می‎گردد.

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: هرچیزی در اثر مصرف کردن کاهش می‎یابد مگر علم که در مصرف و تدریس افزایش می‎یابد.[۳۹]

این روش برای مدرس ثمرات زیادی دارد که بطور فهرست‎وار یادآور می‎شویم:

1. تسلط بر مطالب درس

2. آشنائی با اشکالات و پاسخهای آن

3. ملکه شدن اصول درس

4. آگاهی به روش انتقال

5. بهره‎گیری حواس بیشتر در درک مطلب

6. بهره و ثواب معنوی (که عامل مهمی برای موفقیت است)

7. گسترش علم و رابطه اجتماعی

8. سازندگی افراد در ضمن درسها

لذا به دانش‎آموزان، دانش‎پژوهان و دانش‎جویان عزیز توصیه می‎کنیم به هر صورت ممکن انتقال و تکرار به این روش را انجام دهند.

ب: نوشتن

از اقسام تکرار نوشتن را می‎توان برشمرد که خود نقش مهمی در یادسپاری دارد، معمولاً در هنگام تعلیم خوب است متعلم قلم و کاغذی داشته باشد و مطالب مهم را یادداشت کند و تا قبل از زمان مطالعه کلیاتی را از نوشته در بین راه تا منزل و محل مطالعه مرور کند.

زیرا گاه استاد، معلم برای توضیح مطلب مثالهایی از خود می‎زند، توضیحاتی خارج از مطالب کتاب می‎دهد که خیلی کارساز است، در برخی مواقع یک مثال استاد، معلم یک مطلب مهم و مشکل علمی را براحتی حل می‎کند، چون گاهی فاصله بین درس و مطالعه ممکن است بوجود آید، مشکل خاصی پیش آید که انسان به کتاب یا جزوه دسترسی پیدا نکند و یا یک بحران غیرمترقبه ذهن انسان را مغشوش کند بگونه‎ای که نکات کارساز از ذهن فرار کند و مثال و توضیح فراموش شود و دیگر مطلب قابل استفاده نخواهد بود و ممکن است مشکلاتی را در پی داشته باشد.

حال که مطالب مهم درس و توضیح استاد، معلم را یادداشت کردید پس از مطالعه متن درس، اصول کلی درس را بازنویس می‎کنید تا برای امتحان، تدریس و... فقط از آن نوشته سود ببرید زیرا در زمان بسیار کوتاهی می‎توانید حجم زیادی را که عصاره‎ نویسی کرده‎اید مطالعه کنید.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: دانشها را تسخیر کنید!

سئوال کردند: چگونه تقید و مسخر کنیم؟

فرمود: بوسیله نوشتن. [۴۰]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: یافته‎های علمی خود را بنویسید زیرا ممکن است بعد فرصت پیدا نکنید یا آن یافته‎ها را نیابید یا در ذهنتان نماند.[۴۱]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: آنچه را شنیدی، دیدی بنویس زیرا بعدها به آنها احتیاج پیدا می‎کنی.[۴۲]

یکی از راهها این است که اگر هم‎کلاسی‎هایی دارید که به آن درس ناتوانتر هستند به آنان تدریس کنید حتی از آنها بخواهید بیایند تا توضیح دهید، بطوری که احساس حقارت نکنند.

اگر می‎خواهید تسلط کافی بر درسی پیدا کنید فرد یا افرادی را پیدا کنید و به آنان تدریس کنید این کار برای دروس شیمی، فیزیک، ریاضی، زبان بیگانه و... خیلی مؤثر است البته اگر کاملاً آن دروس را آموخته‎اید، و برای تسلط بیشتر دروس امسالی می‎توانید کتابهای سالهای گذشته را تدریس کنید تا بر قواعد کلی دروس مسلط شوید، می‎دانید برخی از دروس هر سال نسبت به سال قبل مشروح‎تر، کاملتر و از قواعد بیشتری استفاده می‎شود که اگر قواعد سالهای قبل را کاملاً بدانید در درک دروس امسال تأثیر زیادی دارد.

ج: خواندن

در امر تحصیل باید توجه کافی را مبذول داشت در این راستا لازم است قبل از حضور در مجمع درسی، درسی را که استاد تدریس خواهد کرد یک مطالعه گذرائی داشته باشید که از آن به «پیش مطالعه» تعبیر می‎شود که این وسیله آشنایی اولیه‎ای با مطالب درس، واژه‎ها و احتمالاً اشکالات پیدا خواهید کرد، وقتی سر درس می‎روید تقریباً یک نگرش کلی نسبت به درس پیدا کرده‎اید.

تمرکز

در هر کاری اگر انسان بخواهد موفق شود لازم است قوای لازم را متمرکز نماید در امر مطالعه هم تمرکز قوا لازم است چنان که می‎بینیم امام علی ـ علیه السلام ـ در سخنی که به امام حسن ـ علیه السلام ـ دارند می‎فرمایند:

... و اگر فکرت متمرکز نگردیده تا بخواست خود برسی و فکر و کنجکاوی تو از کار افتاده است، باید بدانی که مانند گیج‎ها و شبکوران گام برمی‎داری و در ظلمت گرفتار شده‎ای و آموزش دین (و علوم و فنون مختلف) با نادانی و اضطراب صحیح نیست و پرهیز از چنین شرائطی شایسته‎تر است.[۴۳]

معمولاً برای انجام کارهای مهم و اساسی جامعه جامعه‎شناسان عقیده دارند که باید بصورت بسیجی، تمرکزی عمل کرد خصوصاً اگر کاری باشد که فرصت انجامش محدود باشد.

تمرکز فکری بی‎طرفی در فعالیتهای ذهنی و انسجام فکر و قوای مربوط به آن در مطلبی که در نظر است آموخته شود.

اگر در حین تمرکز حالت سستی برایتان پیش آمد بخاطر این است که فقط به نقطه‎ای رسیده‎اید که دیگر میل ندارید روی آن توجه کنید، در این موقع باید با اراده قوی‎تر سعی کنید آن موضوع را ادامه دهید.

برای اینکه حواس را متوجه درس کنید بهتر است اندکی تغییر حالت بدهید: اگر نشسته‎اید برخیزید و چند قدم راه بروید، و اگر ایستاده‎اید بنشینید، اگر روی صندلی قرار دارید چند لحظه‎ای از جای برخیزید، یا اینکه چند دقیقه‎ای به پشت بخوابید چشمهای خود را ببندید و سیمای محل مطالعه خود را در ذهن ترسیم کنید ولی مواظب باشید که به خواب منتهی نگردد.

اگر روزی 20 دقیقه دقت خود را صرف تمرکز به یک هدف خاص کنید احتمال رسیدن به موفقیت برای شما روز به روز بیشتر می‎شود.

نکته دیگر که در تمرکز قابل توجه است هنگام تمرکز فکر باید از حواس بدن خودتان نیز بیشتر استفاده کنید.[۴۴]

در تمرکز علاوه بر اینکه باید به قوای فکری فشار وارد آورد ولی نباید بگونه‎ای باشد که موجب ملالت روحی و آزردگی خاطر گردد، بلکه با ملایمت و پشتکار به این قدرت نهفته و کارساز دست یافت.

در امور معنوی نباید شتاب و عجله کرد بلکه با نرمی و متانت کار خود را شروع کرد تا دست‎آورد معنوی و کارآئی لازم را داشته باشد و آثار سوئی در بعد دیگر از ابعاد معنوی بجای نگذارد.

برای تمرکز عواملی مؤثر است که در بخشهای گوناگون یادآوری خواهیم کرد ولی در اینجا بطور فشرده فهرستی از آنها را از نظرتان مرور می‎دهیم.

البته این نکات در برخی مواقع اگر انسان دارای اراده و قدرت معنوی قوی باشد مشکلی ایجاد نمی‎کند ولی اگر کسی دید با یکی از این عوامل از تمرکز محروم است باید بداند که اولاً اراده‎اش را باید تقویت کند و تا رسیدن به مرحله کمال اراده این عوامل را از بین ببرد.

1. اضطراب نداشته باشد.

2. با عجله نخواهد مطلبی را بیاموزد.

3. فضای آرامی را انتخاب کند.

4. زمانی متناسب را برگزیند.

5. با خستگی همراه نباشد.

6. معده پر نباشد.

7. اواخر شب نباشد.

8. علاقه کافی را برای آموزش کسب کند.

9. اهمیت کافی نسبت به کارش داشته باشد.

10. ورزشهای لازم را انجام دهد.

11. خیالات و افکار پوچ را رها کند.

12. در مطالعه‎اش نظم و زمان مشخص باشد.

اگر نیرویی در درون انسان باشد که بتواند این زمینه‎ها را کم‎رنگ کند چه بهتر در غیر تلاش او بی‎فائده خواهد بود و از روحیه انسان می‎کاهد و نسبت به آن درس بی‎میل و علاقه می‎گردد.

آری این عوامل هرکدام به قسمی در تمرکز انسان اثر سوء دارند و باید این عوامل را دور کرد و یا نیروی درونی و انگیزه خود را قوی نماید تا بتواند در کار مطالعه‎اش پیروز گردد، برای هرکاری ابزاری مورد نیاز است برای مطالعه مفید و نتیجه‎بخش هم ابزارهایی نیاز می‎باشد.

در اینجا به سخن ملاصدرا ـ قدس سرّه ـ توجه کنید، او که قهرمان اندیشه و تدبر و مبتکر اندیشه‎های عقلی می‎باشد:

تعقل و تعلق نه تمرکز

صدرالمتألهین ـ قدس سرّه ـ می‎فرماید: که شخصی را می‎شناسم که حدت ذهنی (زودسپاری) به سزا داشت، از هوش و بینش سرشاری برخوردار بود، کلیات و مرسلات را خیلی خوب ادراک می‎کرد، امّا برای او رهزنی پیش آمد که برگشت و مرسلات را سوی متعطف شد و دل به امور مادی خوش کرد، تا آنچنان تعلقات مادیات هوش و بینائی و صفا و بی‎رنگی را از او گرفت که از ادراک معانی و حقائق کلیه بازمانده بود و قادر به ادراک آنها نبود.

اصلاً تعلق (میل و علاقه به امور مادی و غیر ضروری) با تعقل (فکر کردن، مطالعه کردن) جمع نمی‎شود.[۴۵]

تمرین برای تمرکز

در هر روز چند پدیده‎ای را که مشاهده می‎کنید با دقت بنگرید که او چه بود و چه مراحلی را طی کرده و در چه جاهائی قرار گرفته و از دست چه کسانی عبور کرده و وجود اولیه‎اش چه بوده و بعدها ممکن است به چه حالاتی درآید، و همین چیز ممکن بود در چه حالات دیگری قرار داشته باشد. و...

کتابی را بردارید و فهرست آن را (سه دقیقه برای هر صفحه) به دقت نگاه کنید پس از آن کتاب را ببندید و سعی کنید فهرست را روی کاغذ بنویسید، بعد به فهرست نگاه کنید، دوباره بنویسید، این کا را چند بار تکرار کنید تا وقتی که بتوانید همه فهرست را بنویسید.

به مغازه (لوازم خانگی، الکتریکی، بقالی، عطاری، کتابفروشی و...) نگاه کنید (سه دقیقه) بعد در مسیری که داریدمی‎روید آنچه در مغازه دیده‎اید روی کاغذ بنویسید، یا در ذهن بیاورید.

به یک دیواری که چند چیز نصب شده با دقت نگاه کنید بعد عین آنچه را دیده‎اید در نظر بیاورید.

رادیو را کاملاً ولومش را ببندید بطوری که اصلاً صدائی نشنوید بعد آهسته، آهسته آن را باز کنید تا حدی که از بلندی صدائی متوجه نشوید بعد دوباره صدا را کم کنید تا حدی که دیگر صدائی نشنوید، این کا را 5 دقیقه تمرین کنید.

روی یک کلمه 5 دقیقه فکر کنید و با افزودن پسوندها و پیشوندهای ذهنی آن را به معانی گوناگون مبدل کنید و در این مدت فقط روی همان کلمه توجه کنید.

یک فرمول ریاضی، شیمی، فیزیک و.. را در نظر بگیرید و فرآیند کارآئی آن را در ذهن ترسیم کنید و روی کاغذ بنویسید.[۴۶]

از 200 سه تا سه تا کم کنید و بشمارید تا به عدد صفر برسید.

شبها زمانی را در نظر بگیرید و گفت و شنود خود را با دیگران در روز مرور کنید، دیدارها و رفتارهای خود و دیگران را در رابطه با خود در ذهن ترسیم کنید.

عصرها وقتی را در نظر بگیرید و برخوردهای گوناگون خودتان را با افراد دوست یا بیگانه مورد بررسی قرار دهید و حالات خود را ارزیابی کنید.

دوستان و معلمین خود را در طول دوره دبستان، راهنمائی، دبیرستان بخاطر آورید و رفتارهائی که از آنها موجب شده شما را خوشحال کند یا ناراحت کند یادداشت کنید و در این زمان به قضاوت کار او و رفتار خود بپردازید.

برخی کلمات را به عکس در ذهن تصور کنید مثلاً: آدم، مدآ، انسان، ناسنا، فیزیک، کیزیف، و... اینها تمرکز ذهنی شما را افزون می‎کند.


کلید پیروزی

برای پیروزی بر هر کار سخت و مشکل پایداری مقاومت کلید آن است برای رسیدن به قدرت یادسپاری قوی و پویا باید پشتکار و سخت‎کوشی را رها نکرد.

برخی گمان می‎کنند چون در خانواده کم‎ثروت هستند نمی‎توانند به مقامات عالیه علمی دست پیدا کنند برای اینکه این نکته روشن گردد کافی است به حالات زندگی بزرگان تاریخ مراجعه کنید و مطالعه نمائید خواهید دید معمولاً اندیشمندان، مخترعان، مکتشفان از خانواده‎های ضعیف و ناتوان بوده‎اند.

در حالات آیت الله شهید مدرس (ره) نگاشته‎اند که ایشان در ایام تحصیلی خود روزهای پنج‎شنبه و جمعه که درسهای حوزه معمولاً تعطیل است بنائی می‎کرد و مخارج ایام هفته خود را تأمین می‎کرد.

عده‎ای فکر می‎کنند چون پارتی، موقعیت اجتماعی ندارند بجائی نخواهند رسید باید گفت این فکر نیز ناشایست است، زیرا بسیاری از شخصیتهای علمی، سیاسی جهان از خانواده‎ی محروم و ضعیف بوده‎اند.

برای دستیابی به هر برتری گرچه برتریهای باطل باشد رمز پیروزی آن کوشش و تلاش است.

اتفاقاً اکثر آنانی که در خانواده‎های ثروتمند و متشخص پرورش یافته‎اند، آینده‎شان بسیار ضعیف و کم‎بهاء بوده است، و این یکی از سنتهای ثابت الهی است که امام علی ـ علیه السلام ـ بدان اشاره فرموده:

«اگر از من بپرسند که این شجاعت جسمی و قدرت روحی شما از چیست در صورتی که غذای روزانه شما نان جو و نمک و سرکه است در پاسخ می‎گویم:

درختان بیابانی که در سنگلاخها و زیر آفتاب سوزان وجود دارند و با صدها عوامل تلخ دست به گریبان می‎باشند از درختان و گیاهانی که در لب جویبار پرورش یافته‎اند محکمتر و بادوام‎ترند.»[۴۷]

درختان لب جویبار که در مهد نعمت و در آغوش نوازش باغبان پرورش یافته‎اند با مشکلات و مصائب خوی گرفته‎اند ولی درختان بیابانی که در آغوش مشکلات بزرگ شده‎اند، فرزند مصائب می‎باشند و مربی آنها بادهای تند و سوزان و آفتاب داغ و کم‎آبی و بی‎بارانی است.

گلهایی که در پاسیونها پرورش پیدا می‎کنند با کمترین تغییر دمای پاسیون حالت طراوتشان عوض می‎شود، اگر دیرتر از موعد مقرر آب داده شوند، بلافاصله حالتشان دگرگون می‎شود، ولی گیاهان بیابانی توان مقاومتشان دربرابر کمبودها و مشکلات بیشتر است.

کم‎کم و پیوسته

البته برخی ممکن است در ابتدا نتوانند موضع مقاومت و سخت‎کوشی را برگیرند ولی باید خود را به چنین حالتی نزدیک کنند و به قول سخن گهربار امام علی ـ علیه السلام ـ خود را به چنین حالتی درآورند، تلقین کنند، بخود القاء کنند که من این کار را خواهم کرد:

«اگر توان تلاشگری نداری خود را به قیافه صبرداران درآور، زیرا خیلی کم می‎شود که کسی خود را به صورت جمعیتی درآورد و در ردیف آنان قرار نگیرد.»[۴۸]

• زبی عزم و همت بزرگی مخواه که بی‎

• آب، کردن که داند نشاء

(ایرج میرزا)

• اگر از هر باد چون بیدی بلرزی

• اگر کوهی شوی کاهی نیرزی

(ایرج میرزا)

شاعر نیز گوید:

• مشکلی نیست که آسان نشود

• مرد باید که هراسان نشود

• تا نبیند رنج و سختی مرد، کی گردد تمام؟

• تا نیاید باد و طوفان، گل کجا بویا شود؟

ناپلئون گوید:
شدائد و آلام هوش انسان را تیزتر و محصول‎خیزتر می‎سازد.[۴۹]

نیچه گوید:

تو را بقدری دوست دارم که رنج و آشفتگی و سرشکستگی برایت آرزو دارم. به تو رحم نمی‎کنم چون تو را دوست دارم می‎دانی چرا؟

آرزو دارم که نیروهای خفته تو بیدار گردد تا در شدائد روزگار با روحی مسلح پایدار باشی.[۵۰]

اینکه بزرگان دین قدرتهائی نوین از خود به جای گذاشته‎اند، اینکه مخترعین و مکتشفین آثار جدیدی برای آیندگان بجای گذاشته‎اند همه و همه در پرتو سخت‎کوشی و پایداری‎شان بوده و این قانون برای همیشه در عالم هستی باقی خواهد ماند.

ایجاد زمینه‎ها

البته برای رسیدن به هر برتری باید زمینه را ایجاد کرد، آینده کار را نگریست، موانع راه را برداشت و بطور متعادل حرکت کرد.

چنانکه امام علی ـ علیه السلام ـ توصیه می‎فرماید:

مانند مورچه آهسته حرکت کنید، فرصت را از دست ندهید... مدارا برکت دارد، ملایمت سعادت آفرین است بنابراین در هرکاری که با دقت و مدارا و بی‎امان وارد شوی به پیروزی دست می‎یابی.[۵۱]

در جای دیگر فرموده:

وقتی جوانمردی برق پیروزی را احساس کرد می‎بیند بی‎ارزش‎ترین چیزها که از دست داده خواب لذتبخش شب بوده است.[۵۲]

برای رسیدن به هدف خود را به خطر افکن، سست منشین که از هیچ آزاده‎ای بهانه سستی پذیرفته نیست.[۵۳]

در جای دیگر فرمود:

هرچه همت و دیدگاه بالا باشد رشد انسان بیشتر است.[۵۴] البته سرانجام هر تلاش و کوششی یافتن آن خواسته است اگرچه به تمام آن انسان نرسد به برخی آن خواهد رسید چنان که امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

کسی که در جستجوی چیزی باشد به بعض یا تمام آن موفق می‎شود.[۵۵]

حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ نیز فرمود: من با توکل به خدای خود تا آنجا که قدرت دارم در راه اصلاح شما تلاش می‎کنم و کوشش می‎نمایم.[۵۶]

همت عالی

البته در کارها باید عالیترین مرتبه را در نظر گرفت تا به مقدار لازم و ضروری دست یابد.

اگر دانش‎آموزی برای نمره 10 یا 12 درس بخواند قطعاً تجدید می‎گردد ولی اگر همت و تلاش بر مبنای 15ـ16 باشد قبول خواهد شد. شاعر هم گوید:

• همت بلنددار که مردان روزگار

• از همت بلند به جائی رسیده‎اند


مقدمه پیروزی

اگر ثمره تلاش شما شکست شد نباید مأیوس گردید بلکه باید باز تلاش کرد زیرا در این شکست باید عوامل را بررسی کرد و برای پیروزی بالاتری مهیا شد و کوشش کرد از نشانه‎های پیروزی حفظ و بکارگیری تجربیات است.[۵۷]

سعی کن خود را دربرابر مشکلات و سختیها قرار دهی و از رفاه طلبی و آسوده خواهی پرهیز کنی.[۵۸]

اگر از کاری (که با دقت و هشیاری باشد) هراس داری خود را در آن بیفکن که این ترس تو را از موفقیتها باز می‎دارد.[۵۹]


ببین گالیله را که چطور تلاش کرد تا پیروز شد:

گالیله در بچگی علاقه به ساختن ماشین آلات بچه‎گانه داشت، پدر او برخلاف میل و استعداد فرزند او را وادار کرد که «علم پزشکی» بخواند او در این راه ترقی نکرد، سپس به آموختن ریاضیات و فیزیک پرداخت در نتیجه تلاش و کوشش نخستین کس بود که اثبات کرد زمین به دور خورشید می‎گردد و نخستین کسی بود که «باندول» ساعت را ساخت.[۶۰]

با آن همه فشاری که در اظهار نظر علمی خود از کلیسا دید، با استقامت کامل ایستاد و حرف خود را زد و سالهای بعد فهمیدند که حق با اوست. آری:

مشکلی نیست که آسان نشود

مرد باید که هراسان نشود

در مطالعه و علم پژوهی باید دقت کنید که:

هرگز سختی، مشکل بودن را در ذهن خود مطرح نکنید.

هرگز درباره سختی و مشکل بودن درسها هراس نداشته باشید.

نگوئید فلان درس برایم جذاب و گیرا نیست.

مرتب القاء کنید بخود که این درس برایم آسان است.

من با دیگران فرقی ندارم. من هم باید یاد بگیرم.

در درس خواندن خجالت و غرور را کنار بگذارید.

از فرصتها حداکثر استفاده را بکنید زیرا:

فرصتها مانند ابر بهاری زودگذرند، از فرصتها خوب استفاده کنید، اگر جائی از درس یا مطلب کتاب نامفهوم بود و یا توضیح فردی نامفهوم بود فوری سئوال کنید.[۶۱]

کلید علم

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: دانش گنجینه است و کلید آن پرسش و سئوال است.

(اگر نمی‎دانید) پس سئوال کنید که پاداش و سود می‎برید.[۶۲]

پس باید انسان برای کسب موفقیتهای علمی، معنوی، اجتماعی سخت‎کوش و تلاشگرانه وارد گردد و از مشکلات راه هراس نداشته باشد. البته این منافات ندارد که انسان در کارها با دقت و تفکر و بررسی کامل جوانب کار وارد شود همانگونه که امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: پیروزی در سایه هوشیاری و هوشیاری در پرتو بکار گرفتن فکر بدست می‎آید.[۶۳]

کسی که در کارها اندیشه کند بیناتر (موفق‎تر) خواهد بود.[۶۴]

کسی که از (نتیجه و اثر) کار خود غافل باشد ضرر می‎کند.[۶۵]

و در جای دیگر فرمود:

کوتاهی در عمل نیکی که اعتماد به نتیجة آن داری ضرر است.[۶۶]

از ادیسون پرسیدند چرا جوانان موفق نمی‎شوند؟

گفت: برای اینکه راه خود را نمی‎شناسند و در جاده دیگری گام برمی‎دارند.[۶۷]

به راستی اگر دوستان متدین و مؤمن جامعه انقلابی ما بتوانند خود را به سلاح علم و تخصص آرایش و زینت دهند و پیرایه جهل و خمودی و تنبلی و سستی را پالایش دهند، جامعه ما در آینده نه چندان دوری تمام پستها، کلیدهای حرکت نظام را بدست خواهند گرفت و کشورشان را بلکه دنیا را از چنگال متخصصان بی‎تعهد و بی‎تقوا نجات خواهند داد و زمینه را برای قیام جهانی امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ مهیا می‎سازند، وگرنه باز همانهائی که در زمان جنگ و ستیر با دشمن سرسخت این مرز و بوم نه از جبهه و جنگ و شهادت و ایثار خبری داشتند و حتی گاهی هم پوزخند می‎زدند و نه در زمان بازسازی و مشکلات اقتصادی و نیز بحرانهای اجتماعی کاری به حفظ و حراست نظام نداشتند و فقط درس خواندند به امید اینکه در آینده پایه‎های رژیم الهی را متزلزل کنند امروز پشت میزهائی که با خون صدها شهید بدست آنان رسیده نشسته و بر مقدسات این مرز و بوم و ملت الهی پوزخند می‎زنند و تا اندکی اعتراض شود داد از تخصص و بینش و آگاهی می‎زنند و مردم زجردیده ما را به باد مسخره می‎گیرند.

برادر و خواهر، پدر و مادر عزیز بپاخیز تا نظام در دست کارگزاران نااهل و نامحرم نیفتاده خود را از بینشها و آگاهی‎های کافی و لازم بیش از پیش بهره‎مند کن و دهان آنان را بر زمین با ذلت و خاری بسای، آمین، رب العالمین.

از برادران و خواهران و پدر و مادران عزیز می‎خواهم در حد توان استعدادهای جوانان مؤمن و متعهد را یاری کنند تا پویا گردند، و از نوجوانان عزیز هم می‎خواهم خود را از روشهائی که به نفع دشمنان دین و انقلاب است بدور دارند و کاری کنند که ثمره خون صدها شهید در جامعه اسلامی و جهان بشریت کم‎رنگ نشود.

به این نکته تاریخی توجه کنید:

از ابوالحجاج اقصری که استادی عارف و آگاه بود پرسیدند: شما شاگرد کدام استاد بوده‎اید.

ابوالحجاج گفت: استاد من جعل (حشره سیاهی است که مانند سوسک می‎پرد و در بیابان روی سرگین حیوانات می‎نشیند).

اطرافیان گمان کردند شوخی می‎کند.

ابوالحجاج تا متوجه شد که آنان فکر کرده‎اند او شوخی کرده، فوری گفت: نه واقعاً چنین است، چون شبی مشغول مطالعه بودم ناگهان متوجه جعلی شدم که می‎خواهد از پایه چراغ بالا رود، چون پایه چراغ صاف بوند، پایش می‎لغزید و به زمین می‎افتاد شمردم حدود 70 مرتبه تا نصف پایه بالا رفت دوباره به زمین افتاد تا اینکه برای وضو بیرون رفتم، وقتی برگشتم دیدم بالاخره خود را کنار فتیله چراغ رسانده، آنگاه از کوشش و پایداری این حیوان درسی که باید بگیرم گرفتم (متوجه شدم برای رسیدن به هدف باید استقامت و کوشش کرد).[۶۸]

اراده و امید

امید

ملاصالح مازندرانی (ره) یکی از علماء بزرگ است که بر اصول کافی و روضه کافی شرحی در 14 جلد نگاشته است گوید:

من برای دانشجویان الگو هستم.

زیرا ایشان تا سن 30 سالگی خیلی بدحافظه بود بطوری که گاهی منزلش را گم می‎کرد، نام فرزندانش را فراموش می‎کرد و...

در سن 30 سالگی شروع به آموزش کرد، چون روزی از بیابان عبور می‎کرد دید که از بالای یک کوهی آب بصورت قطره قطره بر سنگی می‎چکد و سنگ را گود کرده است، با خود گفتم سنگ با این سختی در اثر آب نازک و نرم شده، متأثر شده من هم باید دنبال علم بروم...

از سن 30 سالگی آغاز به تحصیل کرد و از نظر مالی آنقدر تنگدست بود که حتی از روشنائی توالتهای عمومی برای مطالعه استفاده می‎کرد، آنقدر لباسهایش کهنه بود که شرم می‎کرد در کلاس درس، مجلس درس عمومی شرکت کند خارج از مسجد می‎نشست به درس استاد گوش می‎داد، خلاصه در اثر جدیت و کوشش فراوان به مراتب عالی علمی فائق آمد.[۶۹]

شاعر گرانمایه گوید :

استـقامـت و پـایداری مـیخ سزدار عبرت بشر گردد

بر سرش هرچه بیشتر کوبند پـایداریش بـیشتر گردد


اراده

اراده یکی از مهمترین بنیادهای معنوی انسان است برای بسیاری از نارسائی و ناهنجاریها و بزهکاریهای معنوی و روانی انسان نقش درمانی دارد.

افراد با اراده سخت‎ترین مشکلات اجتماعی را می‎توانند تحمل کنند، با ارادگان هرگونه دردهای جسمی را بطوری تحمل می‎کنند که اثر منفی در روح و جسم آنان نداشته و یا بسیار اندک تأثیر می‎گذارد.

اراده داران عالیترین مقامات معنوی و اجتماعی را می‎توانند درک کنند، صاحب اراده را نمی‎توان مرز و حدی برای رشدشان منظور کرد.

برخی از کارهایی که افراد انجام می‎دهند و فوق‎العاده است، غیرطبیعی است بخاطر داشتن اراده قوی است.

البته دارندگان اراده منحصر به مؤمنین نیستند، غیر مؤمنین هم ممکن است از این قدرت بهره‎جویی کنند اگرچه به ضرر خود و جامعه باشد، اگر چه در مسیر رشد خود و جامعه بکار گرفته نشود.

روان‎پژوهان برای درمان بسیاری از بیماریهای روحی از این قدرت سود می‎برند.

در اسلام هم بسیاری از امور عبادی و معنوی تأمین بخش همین نیرو است و یا زمینه تقویت آن را فراهم می‎گرداند.

برای بالندگی حافظه نیز یکی از راههای مهم آن تقویت اراده است که در اینجا به ذکر اموری که موجب افزایش اراده می‎گردد اشاره می‎کنیم علاقمندان برای آگاهی بیشتر می‎توانند به کتب مفصل مراجعه کنند.

این عوامل اگرچه ممکن است در برخی تأثیر بیشتر و بر بعضی کمتر ولی مداومت بر این امور قطعاً برآیند قابل توجهی خواهد داشت:

عواملی که در اراده موثرند

1. تأمین اوقات سکوت و آرامش (تفکر)

2. تمرین متانت

3. دوری از خودستائی

4. تلقین متعادل کردن اضطراب اعضاء و حواس

5. ایجاد زمینه برای تحریکات عضوی و حسی

6. ایجاد نظم در تنش و کنشها

7. مصرف غذاهای متناسب

8. تمرین و استراحت

9. گریز از نفرت و کسالت

10. فرار از مجادله

11. دوری از سخن گفتن هیجانی

12. انحصار فکر در موارد خاص

13. تأمین زمینه‎های تندرستی

14. مقاومت

15. آغاز کارهای ابتدائی در مواقع شکست

16. دوری از کارهای غیرضروری

17. تماشا کردن به مناظری که دارای چند حالت روحی هستند.

18. بهره‎وری از اندرزها، تجربه و علوم دیگران

19. موقع خیال ایده آلیست و هنگام عمل رئالیست باشید.

20. تفکر کردن در موضوعات خاص

21. تجسم دیدنیها و شنیدنیها

22. تمرکز قوای فکری

23. تلقین به نفس برای انجام کارها

24. اتخاذ اتحاد جهت در کارها[۷۰]

البته اینها مواردی است که خود نیاز به توضیح و تشریح دارد که این مختصر مجال آن را به ما نمی‎دهد و به فهرست‎نگاری بسنده می‎کنیم.

دوباره‎کاری

روشی نیز در بین دانش‎پژوهان مرسوم است که متأسفانه انتخاب بدی است و آن حفظ کردن فرمولها، قواعد، قوانین، اشعار، واژه‎ها و... اگرچه نتیجه فوری دارد ولی در هنگام امتحان و... باید دوباره متحمل یادسپاری جدیدی شوند.

مثلاً هر روز یک بخش انتخابی را حفظ می‎کنند هر روز اضافه می‎کنند، اگرچه آموخته‎های روزهای قبل را نیز تکرار می‎کنند و در پایان مدت معین ممکن است مطالب را به یاد بسپارند ولی پس از مدتی فراموش خواهند کرد.

این روش به طریقه انباشتی مرسوم است که معمولاً چون طبق ضابطه و قاعده لازم نیست در برخی مواقع موجب ضعف روحیه می‎شود و مانع پیشرفت می‎گردد.

حفظ و نگهداری باید متناسب با استعداد و آمادگی انسان باشد در غیر اینصورت نتیجه آن منفی خواهد بود.

باید حفظ مطالب با شرائطی خاص باشد که در بخش تکرار یادآور شدیم.

حل مشکلات درسی

گاه کتاب یا درسی را که می‎خوانید، مطالعه می‎کنید برخی لغات، مطالب، فرمولهایی را مشاهده می‎کنید که گویا نیست، آمادگی ذهنی ندارید، برای اولین بار دیده‎اید، اگر بخواهید مطالب مورد مطالعه را خوب درک کنید باید اول آن کم دانسته‎ها یا ندانسته‎ها را بخاطر آورید یا با مراجعه به مدارک و کتابهای قبلی ملاحظه نموده و کاملاً مفهوم باشد سپس به مطالعه ادامه دهید، برخی مواقع ممکن است همان یک کلمه را که نمی‎دانید، آن فرمول را فراموش کرده‎اید و... در فهم و درک مطالب کتاب یا درس نقش مؤثری داشته باشد که بر فرض هم مطالب را فهمیده و به یادسپرده باشید بعدها از ذهنتان رخت برمی‎بندد.

در این راستا باید به احتمال، گویا، مثل اینکه معنی همین باشد، مطلب همان است اکتفا نکرد بلکه با دقت و حوصله دنبال دانستن درست و متقن مطلب رفت که خود این کارگاه موجب رفع خستگی و ملالت می‎گردد و علاوه زمینه‎ساز درک بهتر مطلب می‎گردد.

دقت انسان در اینکه مطالب را اساسی و قطعی بیاموزد درآمدهائی ارزنده دارد.

فردی که در مسیر پویش و تلاش علمی است باید خود را مقید کند مطالب را از منبع درست و اصلی برگزیند و برایش حمتی باشد و به گویا، مثل اینکه نمی‎توان اکتفاء کرد.

نظم

در نظام هستی یک سیستم دقیق و منظمی حاکم است که کوچکترین بی‎نظمی زمینه‎ساز نابودی عالم هستی خواهد بود.

این نظم دقیق از کوچکترین ذره هستی تا بزرگترین موجودات عالم جریان دارد: در اتم و کهکشان هم وجود دارد.

تمام اجزاء بدن ما از یک بنیاد دقیق و منظمی تشکیل شده که کوچکترین افت نظمی گاه عواقب غیرقابل جبرانی را درپی خواهد داشت.

افرادی که در زمانهای خاصی غذا نمی‎خورند دچار بیماریهای گوناگون گوارشی می‎گردند.

اشخاصی که موقع استراحت ندارند، نمی‎خوابند معمولاً عقب افتاده‎اند و به سلامت خود لطمه‎های جبران ناپذیری می‎زنند و از عمر خود نیز بهره مادی و معنوی کافی را نمی‎برند.

برای افرادی که کارهای اجتماعی و اداری دارند یکی از امتیازات چشمگیر نظم و دقت آنهاست، آنان که در رفت و شد به محل کار خود و رفتارهای دیگرشان بی‎نظم هستند معمولاً در نظر افراد کم‎ارزش می‎باشند.

اگر انسان کاری را شروع کند مداوم و پیوسته ثمره‎اش چند برابر است تا کار یکبار و یا عجله هم خود انسان نشاط کافی را نخواهد داشت و هم دیگران کار او را ارزنده نمی‎پندارند.

برای مطالعه کردن نیز باید زمان خاص و دقیقی را در نظر گرفت، وقت و مکان و حالت مطالعه باید دقیق باشد.

اگر شما یک روز ساعت 8 صبح مطالعه کنید روز دیگر ساعت 9 شب این بی‎نظمی در کیفیت و کمیت یادسپاری شما موثر خواهد بود.

سلولهای مغزی دارای یک خصوصیتی هستند که اگر منظم با آنها برخورد شود و بکارگیری گردد نتیجه بهتری می‎دهد.

اگر همیشه ساعت 8 مطالعه کنید یافته‎های مغزی کار خود را طوری تنظیم می‎کنند که در آن زمان آمادگی کافی را داشته باشند حتی انسان اگر دقت کافی کند می‎بیند در آن ساعت گویا ذهن آمادگی دارد و اعلام پذیرش از خود نشان می‎دهد، و شما گویا در آن لحظه می‎خواهید شروع به مطالعه کنید و این کار توسط سلولهای مغزی به صورت اتوماتیک و خودکار انجام می‎شود.

خود برنامه مدارس گویای همین مطلب است که در روزهای اول کمتر درس داده می‎شود ولی به مرور میزان درس افزوده می‎شود و نیز معمولاً برنامه هم تا آخر سال تغییر نمی‎کند مگر در برخی موارد خاص، و براساس این مسئله فراگیری متربیان نیز روز به روز افزوده می‎گردد.

البته این قانون روانشناسی نوپا نیست بلکه درگذشته‎های بسیار دور حامیان وحی و آنان که با علوم بی‎نهایت الهی ارتباط داشته‎اند برای بشریت مخصوصاً مسلمین بازگو کرده‎اند ولی افسوس که ما کم ارتباط با این اقیانوس علم الهی هستیم.

قرآن کریم در این راستا می‎فرماید: ما هر چیز را به اندازه و روی حساب (منظم) آفریدیم.[۷۱]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: (در توصیه‎ای که به فرزندان گرامیش داشت) در رابطه با نظم در کارها شما را توصیه می‎کنم.[۷۲]

آری نظم رمز موفقیت انسان در کارهاست حتی کار منظم کم بهتر است از کار و مطالعه نامنظم باشد زیرا امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: کم و مداوم بهتر است از کاری که زیاد باشد و ملال‎آور.[۷۳]

از نظر روانشناسی هم به نظم می‎گویند: (رفلکس شرطی) که خود عامل بسیار مهمی در پایدار کردن ارزشهای معنوی و پالایش کردن از روشهای ناشایست معنوی و روحی می‎باشد.

از این قدرت نهفته که در نهاد انسان است بهره‎های گوناگونی می‎توان برد از آن جمله برای بهره‎برداری متناسب از قوه نیک‎سپاری نتیجه خوب و مفیدی دارد.

منظور از نظم آغاز در کار نیست بلکه پایان مطالعه نیز باید مشخص باشد.

نظم در نگهداری آموخته‎های در ذهن خود نیز مسئله قابل توجهی است، نظم و دقت در مطالعه و نکته‎برداری نیز در کار، درآمد را پرثمرتر می‎گرداند.

کوتاه سخن آنکه نظم رمز و کلید پیروزی در مطالعه به حساب می‎آید.

ره رو آن نیست گه تند و گهی خسته رود رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

یکی از بزرگان در کتاب سرگذشتهای ویژه امام (ره) نقل کرده‎اند: بقدری امام در کارهای خود دقیق و منظم بودند که برخی افراد ساعتهای خود را با رفتار امام (ره) تنظیم می‎کردند.

من خود صبحها که برای حضور در درسی از منزل بیرون می‎آیم یکی از بزرگان را معمولاً می‎بینم که حدود ساعت 8 از حرم حضرت معصومه ـ علیها السلام ـ بیرون می‎روند، روزی زودتر به حرم آمدم دیدم ایشان در کنار ضریح مانند عبدی در برابر مولا ایستاده‎اند و مشغول خواندن دعا از حفظ هستند به محض اینکه ساعت هشت شد گویا متوجه شدند که ساعت هشت شده بدون اینکه به ساعت نگاه کنند از حرم خارج شدند این یک رفلکس شرطی است که اگر انسان منظم در زندگی باشد آثار زیادی دارد، وقتش به بیهوده‎گرائی نمی‎گذرد و...

تنوع در مطالعه

گاهی که زیاد راه می‎روید خسته می‎شوید.

گاهی که از یک نوع غذا زیاد استفاده می‎کنید به آن بی‎میل می‎شود.

گاهی که یک لباس را زیاد می‎پوشید کم‎علاقه به آن می‎شوید.

برخی مواقع هم مطالعه می‎کنید احساس خستگی می‎کنید، خود را ملامت نکنید و سرزنش نکنید بلکه کاری غیرمطالعه انجام دهید:

1. به مطالعه کرده‎های قبلی فکر کنید.

2. روی اصل موضوع اندیشه کنید.

3. روی عناوین فرعی کتاب تأمل کنید (در ذهنتان)

4. یکی از ورزشهای فصل آخر کتاب را تمرینهای دیگر بخشهای این کتاب را انجام دهید.

5. چیزی بخورید، بنوشید، بنویسید.

6. مطالب قبلی درسها را گذرا مرور کنید. (البته از روی کتاب)

7. اگر کتاب علمی مطالعه می‎کنید یک موضوع داستانی، فکاهی و... مطالعه کنید و...

پس از برطرف شدن رفع خستگی دوباره به مطالعه بپردازید.

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: همانطور که جسم شما خسته می‎شود، روح و فکرتان نیز خسته می‎شود در این مواقع به وسیله تنوع از خستگی خود برهانید.[۷۴]

مطالعه کردن با خستگی و بی‎حالی یا بی‎نتیجه است و یا کم بهره، لذا باید در مطالعه خود را با نشاط نگهداشت.

عوامل خستگی

معمولاً مردم فکر می‎کنند خستگی در اثر کار جسمی و فکری زیاد است بلکه گاه انسان در اثر بی‎کاری نیز احساس خستگی می‎کند.

اگر انسان از مطالعه، نوشتن، گوش کردن نتیجه‎ای نبرد کم‎کم احساس خستگی می‎کند و برخی مواقع ممکن است عواقب ناشایستی را درپی داشته باشد و از نظر فیزیولژیک (کارآیی جسمی) بدن عوامل ویژه‎ای را بوجود آورد که انسان احساس خستگی می‎کند.

گاهی مواقع هم خستگی به خاطر نارسائی در متابولیسم (سوخت و ساز) بدن بوجود می‎آید.

در اینجا به اموری متذکر می‎شویم که این عوامل را می‎افزاید و یا زمینه‎ساز می‎شود:

1. اگر در فضای پر سر و صدا باشید.

2. اگر در فضائی باشید که اکسیژن مورد نیاز بدن شما را تأمین نکند.

3. آفتاب و یا نور زیاد باشد یا اینکه نور بطور مستقیم بر کتاب یا دفتر شما بتابد و یا اینکه نور به اندازه کافی نباشد.

4. کمبود تغذیه (کم‎خوری مورد نظر نسیت) بلکه بدخوری و چیزهائی خورده شود که مورد نیاز واقعی بدن نباشد، کسی که فکر می‎کند، مطالعه می‎کند، برخی از خوردنیها، آشامیدنیها برای او مفید و برخی مضرند که خود فصل و موضوع خاصی نیاز دارد در این مختصر نمی‎گنجد.

5. اگر مبتلا به زکام شوید (نباید نگران از کم‎میلی به تفکر باشید چون یک حالت طبیعی است).

6. بیمارانی که مبتلا به سل ریوی هستند.

7. کمبود علاقه و ناآگاهی به آینده تلاش و نتیجه کار.

8. محدود دیدتان کم است (در اطراف) در این موارد خوبست هر زمانی که احساس خستگی کردید فوراً چند لحظه‎ای به فاصله دور (ده متری) نگاه کنید ولی مواظب باشید افکار خود از موضوع اصلی کارتان جدا نشود بلکه در همان زمان به همان موضوع فکر کنید.

9. اگر کارها را پرهیجان و تحرک انجام دهید یک حالت خاصی برایتان بوجود می‎آید که برای شما زمینه‎ساز خستگی خواهد بود البته در مواقعی که می‎خواهید فکر کنید امّا در مواقعی که می‎خواهید کارهای جسمی انجام دهید ضرری ندارد.

10. اگر از کاری که می‎کنید بی‎میل هستید و کم‎علاقه، قبل از هر کار ایجاد انگیزه کنید.

11. اگر کارتان را با زور و تهدید انجام می‎دهید.

12. عصبانیت زیاد نیز موجب خستگی فکر می‎گردد.

13. اضطراب و عجله خستگی‎آفرین است.

14. احساس حقارت و خودکم‎بینی.

15. احساس بیهودگی در زندگی و بی‎هدف کار کردن.

در اینگونه موارد استراحت فکری لازم است تا زمینه کار پویا را مهیا سازد.

اگر شما زندگی ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که از تنوع خاص و جهت‎داری برخوردار بوده‎اند، رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ در حالی که اداره زندگی جهان اسلام را می‎نمود در همان زمان به روابط الهی، اجتماعی، خانوادگی و شخصی خود توجه خاصی داشت، در همان زمان رهبری الهی خود اهل نماز شب بود، با اقوام و خویشان خود رابطه تنگاتنگ داشت و نیز با خانواده خود بسیار نیک رفتار داشت و نیز از نظر اجتماعی روابط بسیار خوبی با دشمن و دوست خود داشت و نیز در برخی مواقع کارهایی را انجام می‎داد که کمترین اعضاء جامعه از نظر موقعیت اجتماعی انجام می‎دادند.

امام علی ـ علیه السلام ـ در زمان خلافت و رهبریش علاوه بر کارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ‌اقتصادی، و خانوادگی به امور تحقیقی و گردآوری قرآن کریم همت گماشت و در عین حال چاه می‎کند، نخلستان بارور می‎کرد و وقف امور عامه می‎نمود.

فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ هم خانه‎داری می‎کرد، شوهرداری، فرزندداری، در امور سیاسی و فرهنگی و... نیز نقش مؤثری داشت که تبیین این امور تناسب با مختصر نگاری ما ندارد.

در اینجا فقط به یک مورد از زندگی پیروان صدیق مکتب اسلام مرحوم شیخ طوسی (ره) اشاره می‎کنیم.

ایشان دارای کتب ارزنده‎ای است و آنها ثمره تلاش اینگونه‎ای آن استاد بوده است:

آنچنان به تحصیل علوم عقلی و دینی علاقه داشت که شبها کمتر خواب می‎رفت و کتب متنوع و گوناگون را در نزد خود می‎گذاشت و اگر از یکی خسته می‎شد به کتاب دیگری می‎پرداخت و برای آنکه کسالت را از خود دور سازد همیشه شبها نزد خود آب داشت و با آن دفع کسالت می‎کرد و در این مواقع بود که به کشف معضلات و مشکلات علمی نائل می‎آمد و از شدت خوشحالی فریاد می‎زد:

کیست لذتی را که من می‎چشم درک کند؟![۷۵]

البته تنوع در صورتی مفید است که موجب اغتشاش فکری نگردد و برای این کار باید نوع تنوع با نظر افراد آشنا و آگاه و نیز در رابطه با کار فکری انسان تنظیم گردد و خلاصه ابزار تنوع با سیر تفکر و مطالعه انسان همگونی داشته باشد.

استفاده از فرصتها

بهره‎گیری صحیح از نیروهای مختلفی که در اطراف انسان است یکی از امور مهمی است که موجب موفقیت‎های فراوانی می‎گردد، مثلاً فرصتی اگر برای انسان پیش می‎آید باید سعی کند در حد قدرتش از آن موقعیت به خوبی سود برد، لذا در روایات به این امر تکیه زیاد شده است:

هدر دادن فرصت (در آینده) موجب اندوه می‎گردد.[۷۶]

امام علی ـ علیه السلام ـ از یک نکته خیلی رنج می‎برد که می‎فرماید:

جاهلانتان معمولاً بی‎رویه کار می‎کنند و دانشمندانتان (دانشجویان، دانش‎آموزان و...) وقت گذرانند.[۷۷]

کسی که فرصتش تمام شده مهلت می‎خواهد و آن کس که فرصت دارد بهانه‎جویی می‎کند که هنوز قوت دارم.[۷۸]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: موقعیتها زود از بین می‎روند و دیرباز می‎گردند.[۷۹]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: قبل از اینکه کارهایت انباشته شود از فرصتها بهره‎جوی.[۸۰]

شاعر نیز گوید:

• مکن ضایع به افسوس و حیف که

• فرصت عزیز است و الوقت ضیف


امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

از فرصت قبل از آنکه موجب غم و اندوه گردد (وقتی که تمام شود پشیمان گردی) سبقت (بهره‎گیری نیک) از آن بگیر.[۸۱]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: کار خیر را امروز و فردا نکن شاید فردا آمد و تو زنده نبودی.[۸۲]

قرآن نیز می‎فرماید: در کارهای خیر شتاب کنید و از هم سبقت بگیرید.[۸۳]

در همین رابطه لقمان حکیم ـ علیه السلام ـ به فرزندش فرمود:

«ای پسرم روز و شبت را صرف آموزش، تدریس، تفکر و... نما زیرا اگر در این امر موفق شوی هیچ چیز جایگزین آن نمی‎گردد.

جلوه‎هائی از وقت‎کشی

1. در انجام کاری امروز و فردا کردن.

2. تشریفات فردی و غیرضروری را زیاد کردن.

3. اموری که موجب تشویش تفکر می‎گردد انسان برای خود بوجود آورد.

4. مشغول چند کار شدن با وجود اینکه توان فکری، علمی، زمانی او کافی نباشد.

5. بکارگیری اعضاء و حواس مهم در امور لهو و بیهوده.

6. بکار نگرفتن از حواس دیگر برای کسب علم، مثلاً اگر از مطالعه خسته شدید نوار کمک درسی گوش کنید، استراحت کنید، داشتهای گذشته ذهنی خود را بازنگری کنید.

7. دقت در انجام و آغاز و پایان هر کاری نکردن.

8. در تکاپوی یافتن تجربه از دیگران نبودن.

به این شعر توجه کنید:

• چنین گفت روزی بـه پیری جوانیبگفتش در این نامه حرفیست مبهمتـو بـه کـز توانائی خویش گردیجـوانی نـگهدار کـاین مـرغ زیـبامتاعی که من رایگان دادم از کـف تـوهر آن سرگرانی که من کـردم اولچـه سرمایه‎ام رفت بی‎مایه مـاندم کـهاز آن بـرد، گـنج مـرا دزد گـیتـیگر گوهری از کفت برون تافتگـر وقـت رود ز دست انـسان

• کـه چـونست با پیریت زندگانیکه معنیش جز وقت پیری ندانیچـه پـرسـی از دوره نـاتـوانـینـماند در ایـن خـانه استـخوانیگـر می‎تـوانی مـده رایـگانیجـهان بـیشتر کرد از آن سرگرانیبـازیست بی‎مـایه بـازارگانـیکه در خواب بـودم، گـه پـاسبانیدر سایه «وقت» می‎توان یافتبـا هـیچ گـهـر خـرید نـتوان

استفاده از قوا و حواس یادگیری

برای اینکه حافظه خود را قدرت بخشیدباید تمام قوا و حواس خود را در حد ممکن بکار گیرید تا زمینه به بند کشیدن داده‎های شما در بیادسپاری گردد، واردات ذهنی وقتی خوب مورد بهره‎گیری قرار میگیرد که داده‎های ذهنی هرکدام در انبارهای مخصوص و مشخص جای گیرد اگر چنین روشی را اتخاذ کردید هنگام صادرات از ذهن کار بسیار آسانی است.

مثلاً اگر زنگی وقت نهار، استراحت را اعلام کند، اگر اتفاقاً یک روز لحاظی زنگ را جلوتر بزنند باز در هنگام زنگ همان حالت محرک‌گریش را خواهد داشت.

برای همین خاطر است که اوقات، مکان، و حالت مطالعه را خوبست که در هر موقعیت یکسان برگزینم. تا اینکه همگام با حافظه قوای دیگرمان نیز با یادسپاری‎مان هماهنگ گردد که این خود یک کلیدی است برای نیکوسپاری انسان.

امام علی ـ علیه السلام ـ در همین رابطه فرمود: در کارهایتان نظم و دقت بکار برید.[۸۴]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: مدارا برکت دارد، ملایمت سعادت آفرین است بنابراین در هرکاری که با دقت وارد شوی به پیروزی دست می‎یابی.[۸۵]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «اگر این علم با آرزو کردن بدست می‎آمد در روی زمین یک نادان پیدا نمی‎شد.»[۸۶]

هلوسیون گوید: نبوغ را زاده دقت پی در پی می‎داند.[۸۷]

جانسون گوید: نابغه کسی است که تمام قوای دماغی (کانالهای یادسپاری) خود را برای مطالعه یک موضوع واحد متمرکز می‎سازد.[۸۸]

پس در هنگام مطالعه و یادگیری باید از حداکثر نیروهای نهفته در درون خود سود برد، زیرا کنار گذاری هریک از ابزار آموزشی که خدای متعال در اختیار ما گذاشته است از نیک‎سپاری انسان می‎کاهد.

لذا راه رفتن، گوش دادن (به غیر موضوع) دیدن (غیر از موضوع) خوردن، حرف زدن، ناهماهنگی اعضاء بدن در نشستن، اضطراب، تخیلات موهوم سر و صدای زیاد و... از یادسپاری انسان می‎کاهد، در نتیجه روز به روز اعتماد به حافظه از بین می‎رود بطوری که می‎توان گفت کلا حافظه از حالت تحرک معمولی محروم می‎گردد و یک خمودی پیدا می‎کند.

شاید بتوان گفت برخی از عبادات و اعمال اسلامی که یک حالت یکسان و هماهنگ دارند برای این باشد که واکنش و بازتاب را در افراد قوی نماید در نتیجه یادسپاری اشخاص قوت بخشیده شود.

پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: علم را به بند بکشید!

سئوال کردند: یا رسول الله چگونه علم را به بند بکشیم.

فرمود: با نوشتن.[۸۹]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: آنچه را می‎بینید، می‎شنوید، لمس می‎کنید و... یادداشت می‎کنید زیرا موجب یادگیری بهتری می‎گردد.[۹۰]

در نوشتن چون چندین قوه بکار گرفته می‎شود تا آن کار انجام شود لذا در یادسپاری مؤثرتر خواهد بود.

تمرین کارهائی که در یک هفته انجام داده‎اید به شکل دقیق در ذهن خود مرور کنید، حتی اگر بخواهید نتیجه بخش باشد بهتر است بنویسید.

تمرین

یک رباعی شعر، روایت، آیه و... را اگر حفظ دارید از آخر شروع به خواندن کنید.

تمرین

سه موضوع را انتخاب کنید و روی هر کدام از آنها سه دقیقه فکر کنید، البته در مدت سه دقیقه به موضوع دیگری فکر نکنید.

تمرین

از عدد 250 چهار تا چهار تا کم کنید و سعی کنید بر سرعت این کارتان بیفزائید.

تمرین

یکبار به فهرست مطالب کتاب از آغاز تا اینجا مرور کنید و کلیات آنها را بر روی کاغذ بیاورید.

دور اندیشی

انسانی که در میدان علم و اندیشه وارد می‎گردد باید با وسیله بسیار مهمی به نام دوراندیشی همراه باشد، آینده‎نگری فکر و ذهن انسان را توسعه و پایائی می‎بخشد.

کسی که به یک پدیده می‎نگرد، نامش را می‎شنود، او را درک می‎کند ولی بطور اتوماتیک و سریع موارد بکارگیری و استفاده آن را در آینده نمی‎تواند در ذهن ترسیم کند قطعاً قادر نخواهد بود آن شیئ محسوس را در جائی از ذهن قرار دهد تا در مواقع لزوم از آن بهره‎وری نماید.

شما واژه‎ای را شنیده‎اید، فرمولی را خوانده‎اید، داستانی را مطالعه کرده‎اید اگر به محض وارد شدن در ذهن نتوانید آن را با چند مطلب و جریان خاص تداعی کنید چطور می‎توانید از آن در موارد لزوم در آینده سود ببرید.

این نگرش در زندگی را دوراندیشی گویند، و در فرآیند حافظه نقش عمیقی دارد، از جمله برآیندهایش این است که از اوقاتی که برای بدست آوردن مطلبی بکار برده‎اید بطور شایسته بهره می‎گیرید.

کسی که کوته‎نگر است معمولاً میزان رشد او اندک است، کسی که آینده‎بین نیست زمینه شکوفائی فکر پیدا نخواهد کرد.

اگر انسان علم‎پژوهی را برای درآمد دنیا خواستار باشد قطعاً آینده‎نگر نیست و دنیای ابدیت را رها کرده و یک مقطع زمانی کوتاه اندیشه کرده است، لذا اگر به یک موفقیت مختصری نائل آید از رشد و کاوش کناره می‎گیرد و فکر خود را صرف امور غیرضروری می‎کند و در نتیجه از رشد هم محروم می‎گردد.

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: برآیند دوراندیشی رهائی از زیان و ضرر است.[۹۱]

دوراندیشی به انسان حرکت، رشد می‎دهد از نظر دنیوی و معنوی اگر کسی آینده را 50 سال بداند به همان اندازه تلاش می‎کند و کسی که آینده را بی‎نهایت و آخرت بداند از تلاش باز نمی‎ماند و بالندگی استعدادهای او فراتر می‎گردد.

اگر انسان علمی آموخت این نخستین مرحله کمال را پیموده بلکه راه را یافته راهیابی غیر از راهروی است، باید علم زمینه‎ساز کمالات انسانی گردد نه علم زمینه‎ساز رکود معنوی، اگر چه ما در صفحات نخست کتاب گفتیم هدف این است که علوم در اختیار فرزندان انقلاب و متدین قرار گرفته شود به این منظور که آنانند که می‎توانند از علم سعادت و آسایش همه جانبه خود و جامعه را در دنیا و آخرت تأمین کنند. نه آنان که فقط اعتقاد به دنیای موقت و مادی دارند آنها علم را برای رسیدن به اهداف محدود و مادی می‎خواهند ولی اسلام و دین به ما حکم می‎کند که علم را برای اهدافهای دورتری بدست آورید.

رده بندی و تفکیک

یکی دیگر از اموری که در دقت مؤثر است رده‎بندی کلی از آنچه که می‎خواهید به ذهن بسپارید، اگر یک عکس و منظره شلوغ و درهم را دیدید و خواستید به یادتان بسپارید، باید سعی کنید نقاط مشترکی که در بین اشیاء هست در نظر بگیرید و آنها را از دیگران جدا کنید.

اگر از بازار اوراق فروشی عبور می‎کنید و می‎خواهید بدانید که حدوداً اینجا چه چیزهایی دارد بهتر است چیزهایی که مثلاً از نظر جنس، شکل، نوع مصرف، حساسیت و... مشترک هستند در ذهنتان جمع‎بندی کنید.

اگر از بازار عبور می‎کنید و می‎خواهید به مغازه‎ها نگاه کنید که چه چیزهایی دارند تا در مورد لزوم به آنجا مراجعه کنید فوری اجناس مغازه‎ها را به این طریق تفکیک کنید:

در مسیر غذا: لیوان، قوری، استکان، چنگال، سینی، کارت، دیس، پیش‎دستی و...

برای مطالعه: مداد، پاک‎کن، تراش و پرگار، نقاله، گونیا، دفتر، کاربن، مدل نقاشی و...

برای کارهای فنی: انبردستی، انبرکلاغی، پیچ گوشتی، اره، سوهان، فازمتر، سیم‎چین، سیم، واشر، پیچ و مهره و...

برای خیاطی، بافتنی، گلدوزی، رسمکشی و... نیز به همین صورت دسته‎بندی می‎کنید تا بتوانید در ذهن ترسیم کنید که در این بازار چه چیزهایی موجود است، در این سوپر چه چیزهایی وجود دارد برای علم اندوختن هم باید از همین روش یاری جست تا قدرت واردات و صادرات متناسب ذهنی شما قوی گردد و مثمر نتیجه باشد.


مشورت

یکی دیگر از اموری که انسان را در زندگی پیروز و موفق می‎گرداند مشورت و نظرخواهی از دیگران است، مخصوصاً اگر افرادی آگاه و فهمیده و رازدار باشند.

گاهی افراد خیلی برای رسیدن به یک مسئله تلاش می‎کنند ولی چون تنها به فکر و نظر خود متکی هستند نتیجه‎ای نمی‎گیرند.

برخی از دانش‎آموزان روش مطالعه، حفظ کردن، دقت کردن و... را نمی‎دانند شبها و روزها هم زحمت زیادی می‎کشند و نتیجه‎ای نمی‎گیرند اگر این افراد با معلم دلسوز یا دوستی که از آنها در این درس موفق‎تر است کمک گیرند، مثلاً از او بخواهند که تو چطور این درس را فهمیده‎ای؟

چرا من درس را نمی‎فهمم، در صورتی که خیلی خوانده‎ام و...

آقای معلم شما مرا کمک کنید من تصمیم گرفته‎ام خوب درس بخوانم. یکی از انگیزه‎های امتحان ارزیابی غیرمستقیم افراد هست برای خود و برای مدرسه، دانش‎آموزی از اول سال درس می‎خواند به خیال اینک درسها را فهمیده است و یاد گرفته است و درست درس خوانده ولی وقتی در کلاس سئوال می‎شود، امتحان کتبی می‎شود، برای اینکه بداند او درست درس را نخوانده است و خود بداند که باید در روش مطالعه خویش تجدیدنظر نماید، ولی معمولاً دانش‎آموز تا در یک امتحان امتیاز کمی می‎آورد نسبت به آن درس و آن استاد، معلم بدبین می‎شوند، غائب می‎شوند، درس را خوب گوش نمی‎دهند، به درس خوب توجه نمی‎کنند و در کلاس درس حتی مشکل ایجاد می‎کنند و به فکر تک ماده، شهریور، پیدا کردن پارتی و... می‎افتند در صورتی که با مشورت با افراد می‎توان بخش مشکل قضیه را حل کرد.

در صورتی که باید خیلی خوشحال شود که اوائل سال فهمیده است روش درس خواندنش صحیح نبوده است.

لذا توصیه می‎کنیم فرد یا افرادی را در امور درسی مورد مشورت قرار دهید و از آنها یاری بجوئید گاه ممکن است یک مشاوره شما ثمره 20 سال تجربه‎اش را در اختیار شما می‎گذارد، او ضررها، ناراحتی و مشکلات زیادی تحمل کرده تا به این مسئله پی برده ولی شما نه عمرتان 20 سال گذشته و تلف شده نه ضرر دیده‎اید و به این مسئله مهم دست یافته‎اید.

خوبست در مدارس هفته‎ای یک جلسه باشد و دانش‎آموزان روش مطالعه کردن را برای هم بازگو کنند و نیز معلمین اشکالات اساسی آنها را حل کنند.

اگر پدر باسواد دارید، اگر برادر خوش فکری دارید و... از آنها یاری بجوئید خجالت نکشید، حیا نکنید، بگویید من درس را نمی‎فهمم هرچه می‎خوانم یاد نمی‎گیرم، تا شما را یاری کنند و اشکال روشتان را به شما بگویند.

آری در آیات و روایات گوناگونی درباره مشورت و اهمیت و شرایط مشاور نکات ارزنده‎ای بدست ما رسیده که به برخی از آنها اشاره می‎شود:

قرآن کریم به پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ می‎فرماید: در کارهایت مشورت کن.[۹۲]

به مردم توصیه می‎فرماید: در کارهایتان با هم مشورت کنید.[۹۳]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: عاقل از مشورت هیچگاه بی‎نیاز نیست.[۹۴]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: کسی که مشورت کند اندیشه‎اش رشد می‎کند.[۹۵]

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: هیچ پشتیبانی بهتر از مشاورت نیست.[۹۶]

امام حسن ـ علیه السلام ـ فرمود: کسی که در کارها مشورت کند به راه درست هدایت می‎گردد.[۹۷]

البته با کسی در کارهای مشورت کنید که از شعور و عقل و ایمان و تجربه کافی برخوردار باشد و کلا انسان خوب است در انتخاب دوست، راه، آینده، درس خواندن، مطالعه کردن و... با افراد شایسته و برجسته و آگاه و مؤمن مشورت نماید.

چون در هنگام مشورت انسان لازم است برخی کاستی‎ها، برتریهای خود را با مشاور در میان بگذارد لذا باید کاملاً مورد اعتماد باشد زیرا ممکن است نقطه ضعف و قوت شما در اختیار فردی قرار گیرد که بعدها برای شما مشکلات فراوانی را به بار آورد.

دوام و بیمه‎گری حافظه

معنو یت

تا اینجا سخن از اموری بود که از نظر علم روانکاوی مورد نظر بود و برای نورانیت آنها از اقیانوس وحی هم قطراتی برگرفتیم تا پالایش گردند.

حال در این بخش نکاتی را متذکر می‎شویم که به اثر فیزیکی و مادی روانشناسی آن کاری نداریم و چون از منبع وحی گزیده‎ایم قطعاً اثر دارد اگرچه دلیل علمی هم نداشته باشیم که در برخی موارد تجربیات دانشمندان گویای اهمیت آنست ولی برای رعایت گذرنگاری از توضیح و تفسیر دوری نموده و سعی کرده‎ایم شما را با خوراک و غذای معنوی پاک و تمیز وحی مأنوس کنیم.

آری معصومین ـ علیهم السلام ـ برای تمام مراحل زندگی ما برنامه اساسی و دقیق ترسیم کرده‎اند و دانشمندان محقق دنیا از آنها سود جسته‎اند و امتیاز ابتکار را به خود اختصاص داده‎اند ولی غافل از اینکه ما دنبال نرفته‎ایم و آنها از داشتهای فرهنگ غنی اسلام بهره برگرفته و ما کمتر سود جسته‎ایم.

آری از معصومین ـ علیهم السلام ـ نکاتی به ما رسیده که برای بالندگی قدرت یادسپاری مفید است.

همانگونه که ترکیبات میوه‎ها و گیاهان بدست آمده در زمانهای گذشته برای دانشمندان معلوم نبود و بعدها در آزمایشگاههای وسیع و گسترده پی به ترکیبات آنها برده و متوجه شدند مثلاً سیب و گلابی، به، پرتقال و... دارای چه خصوصیاتی هستند و در چه مواقع برای انسان فائده بیشتری دارد، ویتامینهای معنوی هنوز کشف نشده زیرا مراکز علمی دنیا پس از قرنها توانسته‎اند ثمرات مادی پدیده‎های هستی را کشف کنند و هنوز در ویتامین شناسی متافیزیکی توان ندارند، مثلاً در بسم الله الرحمن الرحیم، چه ویتامینی است کشف نشده ولی در روایات برای آن آثار زیادی برشمرده‎اند، البته این ویتامینها چون وسیله حواس مادی ما قابل درک نیستند و نیز با دستگاههایی که موجودات مادی را تشخیص می‎دهند نمی‎توان به آنها شناخت پیدا کرد، لذا فعلاً شما این امور را بپذیرید تا انشاءالله بعدها بلکه علم بتواند نتائجش را کشف کند، اگر هم نتواند وجود مقدس امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ که بیایند این علوم را پرده برداری خواهند فرمود.

برای اینکه یادی هم از آزادگان عزیزمان شود و بگویم چگونه می‎توان آثار متافیزیکی را درک کرد به این جریان توجه کنید:

البته این جریان را از چندین آزاده در جلسات گوناگون شنیدم و برایم یقین پیدا شد که جریان واقع شده یکی از آنها فرمود:

... گاه شبها بدون مقدمه مأموران صدام به کمپها می‎ریختند و کنترل می‎کردند که بچه‎ها قرآن، مفاتیح، کتاب و... نداشته باشند.

... چندین بار مأمورین ریختند و کیسه‎های ما را تفتیش کردند به کیسه یکی از بچه‎ها که مأمور نگهداری قرآن و مفاتیح بود نیز حمله کردند چندین قرآن و مفاتیح از کیسه او بیرون آمد ولی هیچ کدام از آنها را ندیدند و رفتند، بعد که مأمورین رفتند فوراً آمدیم پیش او و از او خواستیم بگوید جریان چه بود که مأموران قرآنها و مفاتیح را ندیدند او گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم گفتم، و سپس آیه «وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ» را خواندم.

در روایت داریم که این ایه را اگر انسان بخواند دیدگان دشمن را نسبت به آن موردی که انسان نمی‎خواهد او ببیند نابینا می‎کند[۹۸]

آری امور متافیزیک و معنوی را باید مکتشفین معنوی برای مردم تبیین کنند.

استمداد الهی

برای انجام هرکاری شایسته است از خدای متعال یاری خواسته شود، زیرا آموزشهای علمی اگر انگیزه الهی داشته باشد موفقیت آن بیشتر است که قطعاً باید وسیله او در اندیشه انسان بماند و در مواقع لزوم بکارگیری شود حال این انگیزه اگر برای تأمین معاش زندگی، خدمت به جامعه و مملکت و یا تلاش در مسیر هدایت مردم باشد، همه در مسیر خداست البته نیتها و اهداف هرچه به خدا نزدیکتر باشد ثمره معنوی آن اعمال بیشتر می‎شود.

اگر هم کار هیچ انگیزه الهی نداشته باشد حداقل این است که باید از ابزارهای خدادادی بهره جوید و آنها او را در مواقع لازم یاری نمایند، در این صورت هم چون ابزار الهی است شایسته است از او کمک بجوید و در آغاز مطالعه‎اش یادی از صاحب نعمتهایش بنماید و به او توکل جوید که خود فرمود:

کسی که به خدا توکل کند خدا او را در امورش یاری دهد.[۹۹]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر آغاز به کاری کنید درحالی که با نام خدا شروع نشود کارتان یا نتیجه ندارد و یا کم‎بهره است.[۱۰۰]

و امام علی ـ علیه السلام ـ نیز فرمود: ... قبل از اینکه وارد در آموزش شوی باید از خدای خود کمک بخواهی و از او توفیق بخواهی که تو را از هر امری که موجب اشتباهت می‎شود حفظ کند و از گمراهی نجات بخشد.[۱۰۱]

اگر چند تندآموزی موروثی باشد، با زحمت و تلاش زیاد بدست آمده باشد و یا... اصل وجودش نعمت الهی است زیرا گاهی خدای متعال این نعمت را در اختیار مؤمنین قرار می‎دهد تا موجب عزت آنان گردد و گاهی به کفار می‎دهد تا در اثر بد بهره برداریشان بر عذابشان افزوده شود.

و گاهی به بعضی می‎دهد تا مورد آزمایش شوند.

خلاصه اگر از نعم الهی سپاسگزاری گردد، افزوده می‎شود و دربرابر ناسپاسی عذاب و عقاب الهی (به وسیله برداشتن آن نعمت، یا تغییر آن به عذاب را) خواهد داشت.[۱۰۲]

در حالات بوعلی سینا (ره) هست که او هرگاه در مسئله‎ای می‎ماند و برایش قابل حل نبود نماز می‎خواند و هرگاه هم یک مشکل علمی را با تلاش و تفکر حل می‎کرد به شکرانه آن از خدای عزیز مجدد نماز می‎خواند.

سحرخیزی

یکی از اموری که به وسیله علم و تجربه ثابت شده زمینه‎ساز درک مطالب علمی است سحرخیزی است.

علماء و دانشمندان اسلامی توصیه‎های زیادی در این مورد کرده‎اند حتی برخی از دانشمندان غیر اسلامی هم به این نکته توجه کرده‎اند.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: ساعات بامداد، پگاه لحظات مبارک و پربرکتی است.[۱۰۳]

در صبحگاهان جویای دانش باشید زیرا من از پروردگار خویش درخواست نمودم که برای امت و پیروان من لحظات خیر و برکت را در صبحگاهان تعیین فرماید.[۱۰۴]

برای سحرخیزی فوائد زیادی ذکر کرده‎اند از جمله موجب طولانی شدن عمر می‎شود، طراوت روحی و جسمی و فکری انسان را زیاد می‎کند، اعصاب انسان را آرامش می‎بخشد و نیز روزی انسان را زیاد می‎کند. و...

آری حافظه در صبحهای زود بهتر از مواقعی که شکم پر است فعال است.[۱۰۵]

و نیز حافظه در صبحها بهتر از شبها و تابستانها بهتر از زمستانها کار می‎کند.[۱۰۶]

البته این سحرخیزی در صورتی مفید خواهد بود که شبها یک مقداری زودتر بخوابید و اگر قرار باشد انسان با خستگی زیاد بخوابد دیگر معلوم نیست صبح زود بتواند بیدار شود و اگر هم بیدار شود حال تفکر و تدبر را نخواهد داشت.

در همین رابطه کتاب دنیائی که در آن زندگی می‎کنیم می‎نویسد:

آنطور که دانشمندان گفته‎اند اطراف کره زمین ما توده‎هایی از هوا به ارتفاع 150 کیلومتر احاطه کرده و این هوا در منتهای حد خود به وسیله قشر نازکی از اکسیژن مایع (اوزن) به قطر 3ـ5 میلی‎متر محدود شده است.

سحرگاهان با اولین اشعه خورشید مقداری از این اکسیژن مایع به صورت گاز خالص بسوی زمین روان می‎شود که برای تغذیه سلولهای مغزی بسیار مفید است و ضرورت دارد و سحرخیزان از آن استفاده شایان می‎برند.

اینست رمز سحرخیزی که در تمام ادیان الهی بدان اشاره شده و دستور برگزاری نماز قبل از طلوع آفتاب هم در اسلام شاید یکی از عوامل اهمیت آن باشد.

برای حفظ سلامت کامل مغزی و ادامه طریق صحیح زندگانی نه تنها اکسیژن کافی برای مغز آدمی لازم است بلکه ورزش روزانه نیز از اهم کارهای امور زندگانی باید منظور گردد.

ورزش مغزی آموختن دانش واقعی است دانشی که نه برای حفظ و مرمت جسم و برخورداری بیشتر او از خورد و خوراک و پوشاک مفید باشد بلکه برای علو روح و آرامش واقعی روان آدمی را یاری دهد.

سعدی شیرین زبان نیز گوید:

• دوش مرغی به صـبح می‎نـالید عقلیـکی از دوستان مـخلص مراگـفت بـاور نـداشتم که تو راگفتم این شرط آدمیت نیست مـرغ

• و صبرم ببرد و طاقت و هوشمـگـر آواز مـن رسیـد بـگـوشبانگ مـرغی چـنین کـند مـدهوشتسبیح گـوی و مـن خاموش

تقوی

قرآن کریم صریحاً اعلام کرده است که اگر تقوی داشته باشید خدای متعال نیازهای علمی و فکری شما را سامان می‎بخشد.[۱۰۷] و نیز علماء هستند که از خدای متعال می‎ترسند.[۱۰۸] و لقمان که حکمت (حق‎شناسی، حقیقت‎جویی) را به او دادیم بخاطر معرفتش بخدا بود.[۱۰۹]

خدای متعال در قرآن فرمود:

اگر پرهیز کاری را پیشه سازید خدای متعال خود علوم ضروری را به شما (به روش ویژه) آموزش می‎دهد.[۱۱۰]

شاعر هم گوید:

• عزیزت می‎کند پرهیزکاری و لیکنببزم حق بیایی ره ز تقوی ولی

• خوار می‎سازد فجورت[۱۱۱]بالعکس سازد فسق دورت


بقول ملای رومی:

• گرنه علمت بسوی یزدان رهبر است

• جهل از آن علم صدره بهتر است


آری دانشی که با نور بخشیدن به مغز آدمی او را در راه خوشبختی یاری دهد نه اینکه روز به روز او را حریص‎تر و زبونتر سازد.

در اینجا این نکته قابل تذکر است که بهره از صبحگاه به این است که بعد از خواندن نماز و روابط معنوی اندکی از هوای مفید صبح انسان استنشاق کند، چندین نفس عمیق بکشد که در بخش ورزشها خواهد آمد و نیز هنگام مطالعه در مسیر هوای آزاد بنشیند تا از آن هوای ویژه بهره کافی را ببرد.

سحرخیزی خود یک توفیق معنوی است برای بدست آوردن مقامات دنیوی و اخروی امید است خدای متعال همه ماها را بدان موفق گرداند.

قرآن خواندن

نگاه به قرآن ثواب دارد[۱۱۲]شنیدنش اجر الهی دارد[۱۱۳] تأمل و تفکر کردنش جزائی در دنیا و آخرت دارد[۱۱۴]خواندنش علاوه بر این که نور چشم را زیاد می‎کند[۱۱۵]قدرت حافظه را نیز می‎افزاید و فراموشی را از بین می‎برد.[۱۱۶]

خانه‎ای که در آن قرآن خوانده شود نورانی می‎گردد.[۱۱۷]

آری قرآن نور است[۱۱۸]و علم هم نور است[۱۱۹]و وقتی که دل منور به نور قرآن شد زمینه‎ساز ورود علم نیز می‎گردد، که اگر خدای متعال برای کسی (در قلبش) نوری نرساند هیچ توانائی نوردهی را نخواهد داشت.[۱۲۰]

اگرچه برخی از روایات فقط خواندن قرآن را زمینه‎ساز نیکوسپاری دانسته‎اند امّا برخی از روایات آیات و سوره خاصی را یادآور شده‎اند که موجب تقویت حافظه می‎گردد.

برای حافظه اگر کسی آیة‎الکرسی[۱۲۱] را با گلاب و زعفران بنویسد و بعد آن را بلیسد برای نیک‎سپاری بسیار مفید است (البته هنگام خوردن باید با وضو باشد).

اگر آیات 284 تا آخر سوره بقره را در ظرفی با زعفران بنوشد برای زودسپاری مفید است.[۱۲۲]

اگر سوره حمد و آیة‎الکرسی و سوره قدر و یس و واقعه و حشر و تبارک و توحید و ناس و فلق را با زعفران و آب تمیز بنویسد و بخورد برای زودآموزی سودمند است.

شیخ بهائی (ره) فرمود: اگر کسی روی هفت دانه شیرینی این هفت آیه را بنویسد و از روز شنبه هر روز یکی از آنها را بخورد حافظه‎اش قوی و قدرت زبانش زیاد می‎شود.[۱۲۳]

آیات بدین قرار هستند:

1 و 2: فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ... وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً.[۱۲۴]

3 و 4 و 5: لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ.[۱۲۵]

6 و 7: سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسى إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما یَخْفى.[[۱۲۶]

خواندن سوره واقعه در روز یکبار نیز در افزایش بخشیدن حافظه مؤثر است.

استمرار بر آیه نور[۱۲۷]

فوائد آیة‎الکرسی

اینجا شایسته است به برخی از فوائد آیة‎الکرسی که از لسان ائمه ـ علیهم السلام ـ به ما رسیده است اشاره‎ای داشته‎ باشیم:

1. در مال و جانش ضرری وارد نمی‎شود.

2. شیطان به او نزدیک نمی‎شود.

3. قرآن را فراموش نمی‎کند.

4. مشکلات دنیا و آخرت او برطرف می‎گردد.

5. سختی‎های قبر بر او آسان می‎شود.

6. برای رسیدن به حوائج گوناگون.

7. موجب تقویت حافظه می‎گردد.[۱۲۸]

صلوات بر محمد و آل محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ

در روایات فراوانی فوائد زیاد در رابطه با اهمیت صلوات بر محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و آلش ـ علیهم السلام ـ ذکر شده است، حتی تا آنجا که خدای متعال در قرآن کریم می‎فرماید:

ای مؤمنین خدا و فرشتگان بر پیامبرش درود می‎فرستد شما نیز درود بفرستید.[۱۲۹]

نکته دیگر اینکه این صلوات خود دعا است و در روایات آمده دعائی است که حتماً اجابت خواهد شد، لذا فرموده‎اند خواسته‎های خود را همیشه بین دو صلوات از خدای عزیز بخواهید، زیرا نمی‎شود اول و آخر دعائی را خدای متعال مستجاب کند و وسط آن را اجابت نکند.

لذا امام معصوم ـ علیه السلام ـ فرموده‎اند: صلوات بر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ موجب زود یادگیری می‎گردد.[۱۳۰]

مرسوم است اگر انسان به بزرگی سلام کند او حتماً پاسخ خواهد داد اگرچه شاید صلوات ما برای آنان چندان کمال آفرین نباشد امّا اگر آنان در بین تمام صلواتهای ما یک پاسخ دهند سلامت دنیا و آخرت ما را خدای متعال بخاطر درخواست اولیائش اعطاء خواهد کرد.

خواندن ادعیه وارده

اگرچه در این مورد دعاهای فراوانی از معصومین ـ علیهم السلام ـ در کتب معتبر بیان شده است، امّا در این فصل برخی از آنها را یادآور می‎شویم:

چون ممکن است ترجمه فارسی از دعاها چندان گویای مفاهیم عالیه آنان نباشد و نیاز به تفسیر و توضیح باشد لذا خود مضامین دعاها را یادآور می‎شویم و ترجمه آنها را نیز می‎آوریم.

سیدبن طاووس ـ رضوان الله تعالی علیه ـ فرمود: از ادعیه مهمی است که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل شده که آن را به امام علی ـ علیه السلام ـ آموخته‎ند:

بسم الله الرحمن الرحیم، سبحان من لا یعتدی علی اهل ممکته.

سبحان من لایأخذ اهل الارض بالوان العذاب.

سبحان الرؤف الرحیم، اللهم اجعل لی فی قلبی نورا و بصرا و فهما و علما انک علی کل شیئ قدیر.[۱۳۱]

ترجمه: پاک است خداوند از این که نسبت به افراد تحت فرماندهیش ستم کند.

پاک است خداوند از اینکه اهل زمین را بخاطر گناهانشان عذاب کند.

پاک است خداوند زیرا مهربان و بنده نواز است.

خدایا در دلم نور و بینش و فهم و دانش قرار بده زیرا تو بر هر چیز توانا هستی.

شیخ بهائی (ره) فرمود: برای زودسپاری این دعا را در قنوت مداومت داشته باش.

اللهم ارزقنی فهم النبیین و حفظ المرسلین و الهام الملائکه المقربین آمین رب العالمین.[۱۳۲]

ترجمه: خدا زودفهمی پیامبران را بر من نصیب گردان، یادسپاری فرستادگانت را عطایم نما و نیک الهام گیری فرشتگان شایسته را عنایتم نما، این خواسته‎هایم را از من پذیرا باش ای خدائی که پرونده تمام مخلوقات هستی.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: این دعا برای تقویت حافظه بسیار مؤثر است.

دعاء دیگری نیز معروف است در بین اهل فضل که در اینجا یادآور می‎شویم:

اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک بفضلک و رحمتک یا ارحم الراحمین.

ترجمه: خدایا تاریکی‎های اوهام و خیالبافی را از من بردار، و مرا به نورانیت درک و فهم برتری ده، خدایا دربهای رحمتت را بر من بگشا و مرا از گنجینه‎های علومت مملو ساز به حق فضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.

خیال پردازی

یکی از نکاتی که پایه و اساس تمرکز فکر انسان است فرار از خیالبافی در موقع مطالعه اگر انسان بتواند در هنگام مطالعه بر این نیروی بازدارنده از اندیشه مسلط گردد بسیار در کار خود موفق خواهد بود، در موقع مطالعه به خیالات نباید هیچ اعتنائی نمود، اصلاً سعی نمائید از موضوعات و وسائل غیردرسی و مطالعاتی دور باشید، هرچیزی که خواست فکر شما را به خود مشغول سازد بلافاصله مقداری به حواس خود فشار بیاورید تا از خیالات و اوهام برگردید و به درس متوجه شوید، مثلاً تا شروع به مطالعه می‎کنید با یک سوژه که پیش می‎آید از مطالب درس فوری دور شده و به خیال‎پردازی مشغول می‎شوید این کار را تمام کنم، به فلانی این را بگویم فلانی را نصیحت کنم، جواب آن دوستم را آن گونه بگویم، فلانی را...

اینها همه خیالات است وقتی درس پایان یافت در حالی که درس را نفهمیده و یا با هزار زحمت و وقت چند برابر صرف کردن درس را فهمیدید از جا که بلند می‎شوید تمام اوهام را رها کرده و به زندگی طبیعی خود ادامه می‎دهید می‎گوئید: اگر به فلانی آن را بگویم او این می‎گوید: اگر بخواهم فلانی را نصیحت کنم گوش نمی‎دهد و... مهمترین چیز در تمرکز فکر رها کردن اوهام و خیالات است اگر به این امر توجه نشود سرانجام وجود همین خیالپردازی‎ها باعث می‎شود که حافظه دچار بی‎ثباتی و ناپایداری شود، دقت و صحت حافظه متزلزل گردد و یا گذشت زمان نه تنها حافظه را به ضعف بکشاند بلکه هماهنگی و یکپارچگی آن را از میان بردارد، لذا برای اهمیت همین امر است که ماها توصیه شده‎ایم به استمرار به این دعا، زیرا خود انسان هم گاه نمی‎خواهد و همگرا باشد ولی بطور غیر مترقبه به این امر کشیده می‎شود اینجاست که مأموریم از خدا در حل این مشکل یاری بجوئیم.

توسل و تلاش

آقای میرسیدمحمد بهبهانی (ره) که از علماء عصر حاضر است بدو واسطه نقل می‎کند از یکی از شاگردان شیخ انصاری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که او گفت:

چون مقدمات علوم و دروس حوزه را به اتمام رساندم برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفتم و در مجلس شیخ (ره) حاضر شدم، از مطالب و بحثهای ایشان هیچ نمی‎فهمیدم، خیلی از این وضع متأثر شدم تا جائی که مشغول انجام عبادات و خواندن دعاهای گوناگونی شدم و تلاشم نسبت به کارم بیشتر شد.

خلاصه متوسل به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ شدم، شبی در خواب حضور حضرت رسیدم و ایشان بسم الله الرحمن الرحیم را در گوش من قرائت نمود، صبح وقتی که به درس رفتم، درس را می‎فهمیدم کم‎کم پیشرفت کرده پس از چندی روزی بجائی رسیدم که در آن مجلس به استاد اشکال می‎کردم و سخن می‎گفتم.

روزی اشکالی به درس استاد کردم و روی نظر خود تکیه داشتم، پس از پایان درس به حضور استاد رفتم، شیخ آهسته در گوشم فرمود: آن کسی که بسم الله الرحمن الرحیم را در گوشت خواند تا پایان سوره حمد در گوش من قرائت فرمود.[۱۳۳]

کنایه از اینکه اثر بسم الله الرحمن الرحیم که از دهان امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ با تو چنین کرده برای من ایشان تمام سوره حمد را نیز قرائت کرده، خلاصه من بیشتر از تو می‎دانم.

این ثمره توسل و توجه به اهل‎بیت ـ علیهم السلام ـ است.

تذکر مهم

در اینجا لازم است به این نکته توجه شما را جلب نمایم و آن اینکه اگر بتوانید از قبور ائمه ـ علیهم السلام ـ یا امام‎زادگان ـ علیهم السلام ـ و یا علماء بزرگوار و یا مؤمنین برای توسلات بهره‎ جوئید که از خانه و مدرسه و... مفیدتر و مؤثرتر خواهد بود.

حتی در حد توان از مساجد و مراکز برگزاری نمازهای جمعه و جماعات و تکیه‎ها، هیئتها و حسینیه‎های محل برای توسلات بهره جوئید.

در دعاهائی که در ایام یا شبهای هفته[۱۳۴]برگزار می‎گردد برای توسلات خود سود بجوئید که پربهره‎تر خواهد بود.

آری در اماکن نمازهای جمعه و جماعت رحمت خدا نازل می‎گردد در این مواقع رابطه خود را با خدا و معصومین ـ علیهم السلام ـ مستحکم کنید.

برای جلب توجه ائمه ـ علیهم السلام ـ و اولیاء الهی و نیز سرازیر شدن رحمت الهی برخی از اعمال نیک و ارزشمند خود را هدیه به روح آنان نمائید و از آنان کمک بخواهید.

در مراسم عزاداری و سوگواری اهل‎البیت ـ علیهم السلام ـ در حد توان همکاری کنید و نیز در مراسم ولادتها و ایام سرور آنان سعی کنید به طریقی خود را سهیم کنید اگرچه مجلس مربوط به دیگران است و خود توانائی تشکیل آنگونه مجالس را ندارید ولی به طریقی خود را در آن امور سهیم نمائید.

کم خوردن و کم آشامیدن

در اینجا به برخی از روایاتی که در رابطه با زیاد شدن حافظه از نظر بهداشتی مؤثر است اشاره می‎کنیم.

گرسنگی: پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: کم‎خوری و یا گرسنگی زمینه زیاد شدن حافظه می‎گردد.[۱۳۵]

امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر معده پر (از غذا و...) گردد فکر انسان می‎میرد (یعنی قدرت فکر و تدبر ندارد)[۱۳۶]

شاعر هم گوید:

• نه چندان بخور کز دهانت درآید

• نه چندان که از ضعف جانت برآید


محقق طوسی (ره) نیز فرمود: کم‎خوری موجب زیادی حافظه می‎گردد.[۱۳۷]

از سوی دیگر زیادخوری موجب می‎گردد بخار معده زیاد گشته و این خود نوعی سکر و مستی و بی‎حالی خواهد بود که انسان را از اندیشه کردن باز می‎دارد.[۱۳۸]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: کسی که در راه خدا (برای کسب معارف اسلامی انسانی) گرسنگی، تشنگی را تحمل کند مثل مجاهدی است که در راه خدا با دشمنان دین نبرد کرده باشد.[۱۳۹]

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: شکم پر یکی از اموری است که خشم خدا را برمی‎انگیزاند.[۱۴۰]

افرادی که از نظر جسمی ضعیف‎ترند از حافظه بهتری برخوردارند، البته نه ضعفی که بیانگر بیماری باشد، بلکه سلامتی و تعادل جسمی.

آری اصولاً هر انسانی دارای ظرفیتی است که افزون بر آن برای انسان زحمت است مثل این است که باک ماشین پر باشد و شما بخواهید یک بشکه 220 لیتری را هم همراه ماشین حمل کنید او فقط برای ماشین ایجاد زحمت می‎کند و نیاز به نیروی بیشتری دارد تا آن را بتواند حمل کند در نتیجه نمی‎توان ظرفیت مناسب را بر او حمل کرد.

پرخوری با بند شیطان

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: روزی شیطان به صورت انسانی[۱۴۱] در برابر حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ ظاهر گردید در حالی که همراهش زنجیرهائی بود از انواع مختلف، یحیی ـ علیه السلام ـ پرسید این زنجیرها را برای چه می‎خواهی؟

شیطان گفت: به این وسیله فرزندان آدم را به دام می‎اندازم.

یحیی ـ علیه السلام ـ فرمود: آیا برای من نیز وسیله‎ای داری که به انحراف بکشانی؟

شیطان گفت: بله مواردی هست که شکمت سیر می‎گردد (من القاء می‎کنم که معده‎ات را پر کن)

آنگاه از نماز و یاد خدای متعال محروم می‎مانی (یا در حال نماز و رکوع و دعا توجه نیکوئی نداری).

یحیی ـ علیه السلام ـ فرمود: بخدا قسم دیگر هیچگاه شکمم را پر از غذا نمی‎کنم.

شیطان گفت: ولی فرزندان آدم این روش را بخدا قسم برنمی‎گزینند.

آنگاه امام صادق ـ علیه السلام ـ خطاب به راوی کرد و فرمود: ای حفص (ره) بر من و فرزندانم (و نیز علاقمندان) ما است که پیوسته شکم‎های خود را از غذا پر نکنیم[۱۴۲] زیرا در روایات و آیات داریم که پرخوری شکم بسیاری از بلاهای روحی و جسمی را به ارمغان می‎آورد.

قرآن می‎فرماید: انسان هرگاه بی‎نیاز گردد زمینه طغیان برایش مهیا می‎گردد.[۱۴۳]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند متعال از کسی که زیاد می‎خورد خشمناک می‎گردد.[۱۴۴]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: مؤمن یک معده دارد و منافق هفت معده.[۱۴۵]

زیاده‎روی در آب

یکی از مواردی که معده را سنگین می‎کند در نتیجه فکر را از کار معمولی باز می‎دارد آب خوردن زیاد است.[۱۴۶]

زیرا خود آب را امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: زمینه‎ساز پرورش انواع میکروبهاست (چه در معده و چه در خارج معده شامل حوض و استخر و جویبارها و...) و در نتیجه بیماری‎زا است.[۱۴۷]

گاهی برخی از کارهای جسمی که انسان انجام می‎دهد ناچار است برای جبران تبخیر آب بدن آب زیاد بخورد در این موارد گفته‎اند چند بار آب سرد را در دهان قرار دهید و یک مقداری نگه دارید آنگاه بیرون بریزید تا هم عطش برطرف گردد و هم آب زیادی وارد معده نگردد، یا اینکه مقداری خیار، دوغ، هندوانه و چیزهای ترش مانند آبلیمو، پرتقال و... مصرف نمائید.

از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: آب را مانند الاغ بخورید زیرا او دهانش را در آب و دندانهایش را نیز می‎بندد و آب را می‎مکد[۱۴۸] آزمایش کنید متوجه خواهید شد که چقدر بیشتر و زودتر عطش را فروکش می‎نماید.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: نمناک و سرد مجاز بودن معده ریشه امراض است.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: عسل سردی معده را از بین می‎برد.[۱۴۹]

اگر احساس تشنگی می‎کنید می‎توانید به وسیله سر و صورت شستن، وضو گرفتن، و پاشوئی مقداری از عطشتان را بکاهید بعد هم مقداری آب بنوشید.

بوی خوش

همانگونه که عسل دارای فوائد زیادی است چون از شهد گلها توسط زنبور عسل تهیه می‎گردد خود گلها که از اسانس و عطر و بوهای گوناگونی تشکیل شده‎اند دارای فوائد فراوانی هستند.

در گلها انواع و اقسام گازها، بازها، اسیدها و مواد آلی وجود دارد که برای سلولهای بدنمان به ویژه مغز مفید است.

آری در محیط گل و گیاه و آب و طبیعت روح انسان نشاط بیشتری دارد و به جسم طراوت می‎بخشد، فکر و حافظه را قوی می‎کند.

در لابلای فرهنگ معارف اسلامی به مسئله عطرزدن آنقدر اهمیت داده شده است که انسان برخی مواقع احساس می‎کند گویا عطر زدن نزدیک به واجب است.

پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «بوی خوش قلب را قدرت می‎بخشد.»[۱۵۰]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: نمازی که با بوی خوش خوانده شود از 70 نماز بدون بوی خوش بهتر است.[۱۵۱]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: استفاده از بوی خوش را رها نکنید زیرا ملائکه بوی خوش را از مؤمن استشمام می‎کنند.[۱۵۲]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هرچه در مسیر عطر و بوی خوش خرج کنید اسراف نشده است.[۱۵۳]

البته خانمها استفاده از بوی خوش در خارج از خانه برایشان حرام است مگر عطرهای ملایم ولی در داخل منزل همین استحباب و آثار معنوی را خواهد داشت.

مسواک کردن و شستشوی بینی
مسواک کردن

اگرچه خدای متعال برای اینکه هوائی که وارد ششها می‎گردد تمیز و به دور از میکربها باشد فیلتری قرار داده است در مسیر بینی که همان موهای داخل بینی است ولی برخی عادت دارند با دهان نفس می‎کشند خود این عمل موجب می‎گردد دهان بد بو و دندانها بدرنگ گردند، لکن اگر این امر را هم نادیده بگیریم چون دندانها کارخانه ابتدائی غذاسازی بدن ماست باید بتوانیم خوب از آنها نگهداری کنیم تا در زمان کوتاهی مبتلا به بی‎دندانی و در نتیجه بیماری‎های گوناگون مخصوصاً بیماری‎های گوارشی نگردیم.

دهان شما اگر بو می‎کند، از کجاست و چرا؟ علل مختلفی دارد[۱۵۴] ولی یکی از آن عوامل خانه گزیدن غذاهای مختلف لای دندانها و فاسد شدن آنهاست، در نتیجه غذائی که باید تمام اعضای بدن شما را بی‎نیاز کند سرشار از انواع میکروبها می‎باشد، پس بهتر است خصوصاً شبها بعد از شام و قبل از خواب دندانها را مسواک کنید علاوه هفته‎ای دوبار دهان را با جوش شیرین بشوئید و روزی یکبار با آب نمک مضمضه کنید تا احتمالاً رسوبات موجود دندانها را پالایش کند البته خمیر دندانهایی که فعلاً رایج شده دارای مواد قندی است که اگر بعد از مسواک دو سه مرتبه دهان را با آب خالی نشوئید، مسواک شما برای دندانها مضر می‎باشد.

آری باید مجرای ورود غذا به معده و دیگر سلولهای بدن تمیز باشد برای همین است که پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:

اگر برای امتم مشکل نمی‎شد مسواک را واجب می‎کردم.[۱۵۵]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: مسواک کردن... بلغم را از بین می‎برد.[۱۵۶]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: مسواک حافظه را زیاد می‎کند.[۱۵۷]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:

مسواک فراموشی را از میان می‎برد و یادسپاری را زیاد می‎کنید.[۱۵۸]

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: آن‎قدر جبرئیل ـ علیه السلام ـ در رابطه با مسواک توصیه کرد که فکر کردم مسواک بر امتم واجب خواهد شد.[۱۵۹]

مسواک کردن نیز خود آدابی دارد که باید آن نکات رعایت شود.

شستشوی بینی

یکی از کانالهایی که هوای موردنیاز از آن عبور می‎کند و کار عمده این مسئله بر عهده اوست بینی می‎باشد.

بینی هوای سرد زمستان را معتدل می‎کند و وارد ششها می‎کند و هوای خشک و گرم تابستان را مرطوب می‎کند و نیز هوای خارج که حاوی گرد و غبار و احیاناً میکروب است از فیلتر بینی که عبور کند صاف و تمیز می‎گردد (منظور موهای داخل بینی است) برای این جهت و فوائد دیگر باید این کانال تمیز باشد.

چون مغز یکی از مصارف زیادش اکسیژن است و اکسیژن بخش مهم آن از هوائی که تنفس می‎شود تأمین می‎گردد، لذا باید به بهداشت و تمیزی این مرکز انتقال و تصفیه اکسیژن توجه نمود:

شاید برای همین باشد که اینقدر به مسئله استنشاق در اسلام اهمیت داده شده است:

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: استنشاق موجب بخشش حافظه و تنفر شیطان می‎گردد.[۱۶۰]

شانه کردن

نظافت و تمیزی و مرتب بودن یکی از مسائلی است که اسلام بدان توجه زیادی نموده است ولی برخی از دستورات اسلامی علاوه بر جنبه‎های اجتماعی آثار فردی نیز دارد از آن جمله شانه کردن مو است که علاوه بر فوائد بهداشتی و اجتماعی برای قوه یادسپاری انسان نیز مفید است لذا در روایات به برخی از آثار آنها اشاره شده است.

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

شانه کردن موی سر بلغم را از بین می‎برد و مالش دادن موی سر موجب از میان رفتن رطوبت بدن می‎گردد.[۱۶۱]

امام صادق ـ علیه السلام ـ نیز فرمود: مالش دادن موهای سر بلغم را نابود می‎کند.[۱۶۲]

آنها که در بهداشت مو سخن گفته‎اند متذکر شده‎اند که مو را هر روز صبح به مدت 5 دقیقه بروس بزنید و پس از آن مو را باید ماساژ دادن یعنی نوک انگشتان را روی پوست زیر گوشها بگذارید و بعد با فشار سخت انگشت را به راست و چپ گذاشته و بردارید و سپس به همین نحو قدری بالاتر به ماساژ بپردازید و به تدریج تمام سر را ماساژ دهید.[۱۶۳]

البته اگر انسان موهایش بلند باشد که دستور همین است ولی اگر موهای خود را کوتاه می‎کنید باز هم روش همین است.

حجا مت و قیلوله
حجامت

یکی از کارهایی که در میان مسلمانان مرسوم بوده اینکه از قسمت کتف (میان دو بازو) مقداری خون می‎گرفتند که به نامن حجامت معروف است و فوائد زیادی دارد از جمله آنها برای قدرت حافظه مفید است رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: حجامت عقل را می‎افزاید و حافظه را بسیار زیاد می‎کند.[۱۶۴] یکی از دکترها می‎گفت: خون دادن در سال یکبار (البته نه زیاد مخصوصاً برای افراد ضعیف) موجب می‎گردد که غلظت خون کاهش پیدا کند و گلبولهای قرمز را متحرک می‎نماید و نیز آنها را فعال می‎گرداند.

شاید خون دادن فعلی را بتوان گفت جای حجامت قبلی را انجام دهد امّا ظاهراً خون از بین دو کتف به آن صورتی که گرفته می‎شود اثر بسیار کارسازی در قوای انسان مخصوصاً چشم، گوش و حافظه دارد.

قیلوله

آنها که موفق به نماز شب هستند و یا این که از پگاه و صبحدم برای مطالعه و یا کار برمی‎خیزند و صبحها نیز پس از نماز نمی‎خوابند مخصوصاً اگر کار فکری، جسمی آنها زیاد باشد معمولاً ساعت 11ـ12 نیاز شدیدی به استراحت کوتاهی دارند که آن را قیلوله گویند.

خوابیدن در این موقع موجب تجدید قوا می‎گردد، اگرچه به اندازه نیم ساعت باشد، آنگاه فکر برای برخی کارهای فکری مهیاتر خواهد بود.

امام باقر ـ علیه السلام ـ می‎فرماید: اگر کسی قیلوله را ترک کند موجب فراموشی می‎گردد.[۱۶۵]

شخصی به پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ عرض کرد: من قبلاً حافظه‎ام نیکو بود و یادگیریم خوب بود ولی اکنون فراموشی و یا دزدائی در من بوجود آمده است.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: شاید عادت داشته‎ای ظهر استراحت کنی و ترکش کرده‎ای؟

عرض کرد: آری.


اکسیژن منظم و کافی

مغز و یافته‎های فکری ما مانند دیگر اعضاء بدنمان مرتب خون در آنها جریان دارد بطوری که در 24 ساعت حدود 2000 تا 2200 لیتر خون از سلولهای مغزی ما عبور می‎کند که این مقدار حدوداً 400 برابر کل خونی است که در بدن یک انسان معمولی وجود دارد.

این جریان در اثر هیجان، اضطراب، نگرانی، ترس و... افزایش می‎یابد و چنانچه زمینه آرامش و استراحت فکر تأمین گردد و یا در هنگام خواب کند می‎گردد.

دانشمندان می‎گویند وقتی که حرکت فکر شدت یابد گرمای مغز تا 1/0 درجه بالا می‎رود و در هنگام آرامش فکر و یا خواب 1/0 تا 3/0 درجه کاهش می‎یابد.

مسئله دیگر نیازی است که خون ما به اکسیژن دارد، هرچه فضای مطالعه و اندیشیدن ما اکسیژن بیشتری داشته باشد و از گازهای سمی که از طریق وسائل نفت‎سوز، بنزین و گازوئیل سوز یا دخانیات تولید می‎شود به دور باشیم زمینه بهتری برای باروری حافظه و گزینش آن خواهد بود.

از این روست که باید از فضای تمیز برخودار بود و حداقل در هفته ساعاتی را به خارج از شهر سفر کنیم تا کمبود نیازهای اکسیژن را تأمین سازیم و در هنگام مطالعه گاهی پنجره اتاق را بازکنیم و چند نفس عمیق بکشیم که به این وسیله علاوه بر تأمین نیاز مقداری هم ذخیره سازی خواهیم کرد.

ممکن است برای خواننده گرامی مقدور نباشد که به خارج از شهر سفر کند، راحت‎ترین و بهترین کار این است که وقت مطالعه را از حدود اذان صبح به بعد قرار دهد که عالیترین نوع اکسیژن (اوزن) در آن موقعیت در هوا پراکنده است، برای اینکه از این نعمت همگانی و ارزنده استفاده کنید وقتی که بیدار می‎شوید اندکی در میان حیاط منزل بایستید و حدود 10 دقیقه نفسهای عمیق بکشید و تنفس را گاهی از سوراخ بینی راست انجام دهید و گاهی از سوراخ بینی چپ (دم و بازدم را) و گاه دم از یکی و بازدم از دیگری، این کار نیاز بخش مهم اکسیژن مغز شما را مهیا می‎کند و نیز در هنگام مطالعه مستمر گاه چند دقیقه‎ای یا پنجره را باز کنید و تنفس کنید و یا بیرون از اطاق به تنفس خود ادامه دهید.

لذا قرآن کریم در رابطه با آن زمان فجر و پگاه تأکید زیادی دارد تا آنجا که می‎فرماید:

«خواندن قرآن (و یا هر درسی و علمی) در صبح‎گاه زمینه‎ساز رسیدن به مقام ارزشمندی (موفقیت) خواهد بود.[۱۶۶]

بیداری در پگاه آثار فراوانی دارد که از جمله آن تندذهنی است.

استفاده از هوای تمیز و خوش‎بو و با طراوت برآیندهایی فراوان دارد که در این مختصر نمی‎گنجد، فقط توصیه‎های مکتب وحی ما را باید بدان تشویق سازد اگرچه به بسیاری از فوائد آن هم آگاه نگردیم.

روایات

خوراکی‎های مفید

در اینجا به برخی از روایات اشاره می‎کنیم که در رابطه با تقویت حافظه مفید هستند و از معصومین ـ علیهم السلام ـ نقل شده است: البته برای درمان هر بیماری از دو سری دارو باید سود جست:

نوع اول داروهائی که جنبه معنوی و متافیزیکی دارند.

نوع دوم داروهائی که از نظر مادی مفید هستند.

برای نوع اول نکاتی را در فصول مختلف کتاب یادآور شدیم، اکنون به برخی خوراکیهائی که برای حافظه مفید هستند اشاره می‎کنیم.

البته ناگفته نماند که اگر موارد قبل را کاملاً درک نکرده و بدان عمل کنید اموری که ذکر می‎شود چندان کارساز نخواهد بود.

ما می‎خواهیم بگوئیم برای هر دو نوع از خاندان اهل‎بیت عصمت ـ علیهم السلام ـ راه ذکر شده و باید به همه عمل کرد نه اینکه در سخن این بزرگواران در رابطه با این خوردنیها کم توجه باشیم.

امید است بتوانیم در بالندگی فکر و حافظه شما آنچه مؤثر است عرضه بداریم.

مویزو کندر

مویز

یکی از مواردی که در روایات برای یادسپاری مفید دانسته‎اند مویز است.

مویز اصطلاحاً به انگور سیاه و یا انگور یاقوتی که دانه‎های آنها درشت است و هسته‎های بزرگی نیز همراه دارد گفته می‎شود وقتی که آنها را خشک کنند بدان مویز گویند.

اگر کسی بخواهید از یادآموزی قدرتمندی برخوردار باشد باید روزی 21 دانه صبحها قبل از خوردن صبحانه بجود، خصوصاً هسته‎های آنها را باید نرم کند.[۱۶۷]

کندر

کندر دو نوع است یک نوع آن را با اسپند مخلوط می‎کنند و روی آتش می‎ریزند که بوی بسیار خوشی دارد، نوع دیگر آن به شکل ماده‎ای شفاف است که مقداری هم تلخ می‎باشد، مانند شیره‎هائی که از تنه درختهای هلو، زردآلو، آلبالو و... خارج می‎شود و به آن (زنج) می‎گویند که آنها را هم می‎خورند و هم برای آهار دادن پارچه بکار می‎برند، البته «زنج» تلخ نیست.

کندر را هر روز باید به مقدار یک عدس در دهان گذاشت و جوید.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: سه چیز قدرت حافظه را می‎افزاید و معده را نرم می‎کند: 1. کندر 2...[۱۶۸]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: به زنان باردار کندر بخورانید تا حافظه فرزندانتان قوی شود.[۱۶۹]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: نسبت به کندر توجه داشته باشید زیرا ناراحتی را از بین می‎برد... عقل را زیاد می‎کند و بر نیروی عقل می‎افزاید، نور چشم را زیاد می‎کند و نیز فراموشی را از میان برمی‎دارد.[۱۷۰]

خوردن کندر رطوبت حافظه را نیز از بین می‎برد.

سیب و به

برای دو میوه سیب و به فوائد زیادی ذکر شده.[۱۷۱]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: به و سیب قلب را قوی می‎کند و معده را خوشبو می‎کند و عقل و فکر را صیقل می‎دهد.[۱۷۲]

البته ناگفته نماند که سیب ترش برای حافظه مضر است.[۱۷۳]

ضمناً این دو میوه سرشار از ویتامینهای مختلف و مقداری املاح معدنی و آهن، منگنز و کلر و کلسیم و... است.[۱۷۴]

سیب بیماریهای اعصاب، رماتیسم، تنگ نفس و... را کاهش می‎دهد.[۱۷۵]

سیب اشتهاء آور ضدعفونی کننده دهان، درمان اسهال (اگر نارس باشد) تقویت لثه‎ها، پاک کننده سموم و میکروبهای بدن، تعادل بیماران اوره‎ای و... است.

سنگ کیسه صفراء و کلیه را ذوب می‎کند.[۱۷۶]

گلابی در مانی است برای کسانی که مبتلا به فشار خون هستند، درد مفاصل دارند، رماتیسم دارند و...[۱۷۷]

البته این گوشه‎ای از فوائد این دو میوه ارزنده است.

از آنجا که در شب همبستر شدن پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ با خدیجه ـ علیها السلام ـ خدای متعال برای ایشان توسط جبرئیل ـ علیه السلام ـ یک سیب فرستاد که نیمی خود میل کند و نیمی را به خدیجه دهد معلوم می‎شود ویژگیهای دیگری هم دارد.


سرکه

سرکه فوائد زیادی دارد و برای آن آثاری برشمرده‎اند از جمله آنها این است که ذهن را بارور می‎کند:

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

سرکه قدرت عقل (یادسپاری) را تشدید می‎کند و آن را بارور می‎سازد، آن گونه که ممکن است انسان خود دچار تعجب گردد.[۱۷۸]

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: سرکه قوای عقل را بارور می‎کند و ذهن را قوی می‎نماید.[۱۷۹]

گرچه خوردن زیاد سرکه چندان نیکو نیست ولی چند روزی (3 ـ 5 ـ 7) صبحها قبل از صبحانه حدود یک استکان برای دفع برخی انگلها و کرمهای داخلی معده مفید است.[۱۸۰]

وقتی معده کار طبیعی خود را انجام داد و مواد ارزنده‎اش توسط کرمهائی که به جداره معده متصل می‎گردند جذب نشد در نتیجه نیروی کافی به فکر و ذهن انسان خواهد رسید.

قابل ذکر است که سرکه ناشتا برای کسانی که ناراحتی اعصاب و زخم معده دارند زیان‎آور است.

انار و عسل

انار

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: انار را با پیه‎های اطرافش بخورید که معده را دباغی می‎کند و ذهن را زیاد می‎کند.[۱۸۱]

برخی مواقع معده در اثر خوردن برخی غذاهائی که اسید یا باز و... زیاد دارند موجب می‎گردد که شیارهای آن محو گردد با خوردن انار مخصوصاً با پیه‎های اطرافش شیارهای اطراف روده و معده باز آوری می‎شود.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: انار معده را قوی و ذهن را رشد می‎دهد.[۱۸۲]

عسل

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هرکس حافظه می‎خواهد عسل بخورد.[۱۸۳]

علی ـ علیه السلام ـ فرمود: عسل هر دردی را درمان می‎کند، بلغم را کم می‎کند و فکر و دل را جلا می‎بخشد.[۱۸۴]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: عسل فراموشی را نابود می‎کند و حافظه را زیاد می‎کند.[۱۸۵]

عسل دارای آهن، پتاسیم، کلسیم، منگنز، سدیم، فسفر فراوانی است عسل دارای خاصیت رادیواکتیو است که موجب می‎شود بسیاری از بیماریها بازگشت نکند.[۱۸۶]

عسل مبتلایان به مرض قند (به مقدار کم) مفید است.[۱۸۷]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هیچ چیز (از خوردنیهای طبیعی) مثل عسل مفید نیست.[۱۸۸]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر مقداری زعفران را با سعد (به نسبت یک به یک) نرم کرده و مخلوط نمائید بعد با عسل مخلوط نمائید و هر روزی دو مثقال میل نمائید آنقدر حافظه شما زیاد می‎گردد که می‎ترسم نسبت سحر به شما بدهند.[۱۸۹]

مواردی دیگر نیز در روایات ذکر شده که بطور گذرا یادآوری می‎کنیم.

فلفل سیاه برای حافظه مفید است.

بادام برای تقویت حافظه مؤثر است.

پسته قوه حافظه را زیاد می‎کند.

نارگیل ضعف یادداری را از بین می‎برد.

پیاز بخاطر فسفری که دارد انجام کار فکری را آسان می‎کند.

سیر برای جبران ضعف حافظه و... مفید است.

شیر گوسفند قدرت حافظه را قوت می‎بخشد.[۱۹۰]

اسباب فراموشی

فراموشی

در اینجا لازم است عواملی که زمینه‎ساز فراموش یادبری می‎گردد یادآوری کنیم در اصل این فصل را می‎توان عواملی برشمرد که موجب پیشگیری از فراموشی می‎گردد.

بی‎یادی از عوامل معنوی، مادی، جسمی و اجتماعی سرچشمه می‎گیرد که برخی را در بخشهای کتاب از نگرش عکس بررسی شد در اینجا از نظر دیگری نکاتی را یادآور می‎شویم:

مسئله از دست دادن حافظه در افراد زیادی دیده شده است، امّا این شخص ممکن است از نظر اعضاء و جوارح دیگر کاملاً یک حالت طبیعی داشته باشد، خاطرات گذشته خود را از دست داده او نمی‎داند چه شخصی بوده، کجا زندگی می‎کرده، کجا متولد شده و...

این بیماری بخاطر برخی عوامل ناگهانی مانند شوک بدنی، هیجان فوق‎العاده، تصادف سخت و... برای فرد فراموشکار بوجود می‎آید ولی این فرد گاهی ممکن است تمام دانشهای ذهنی خود را به یاد آورد.

آری در این موقع استفاده از استعداد (خواندن، گفتن) خاطره‎هایش که از دست رفته بود بازگشت نموده و این افراد معمولاً با استفاده از روشهای روانکاوی، معجزه و... به حالت طبیعی باز می‎گردند.

لازم است ابتدا به برخی از نمودهای فکری و نایادی اشاره کنیم تا خواننده عزیز مرزهای بی‎یادی را از هم تشخیص دهد و خود یا دیگران را ناامید از بازسازی حافظه نسازند.


بی‎نیرویی[۱۹۱]

این بیماری مغزی از خستگی زیاد فکری بوجود می‎آید که تقریباً باید گفت نوعی «پارگی»[۱۹۲]ماهیچه‎های مغزی است.

این حالت معمولاً در دانش‎جویان یا محصلینی پیش می‎آید که در ایام امتحانات زیاد مطالعه می‎کنند و برخی موارد دچار اغماء و بیهوشی و طپش و هیجان قلب، تشویق و اضطراب می‎شوند.

اگر از نظر جسمی ضعیف باشند ممکن است دچار درد عصبها، درد شقیقه و حالت تهوع گردند.

در این حالت از نظر خاطرسپاری بسیار ضعیف بوده نمی‎توانند بهره مناسب را از مغز خود ببرند که در این موقعیت باید به دکتر مراجعه کنند و یا حداقل به تذکرات مندرج در این کتاب دقت کنند و عمل نمایند.

در نهایت می‎توانند با کمترین خستگی بهترین بهره را از قوه یادسپاری خود ببرند در نتیجه موجب خستگی نگردند و ناراحتی‎های غیرقابل جبران را برای خود نسازند.


سا یر بیمار یها

سیلکو تیمی (عقلگرد)[۱۹۳]

افرادی که مبتلا به این بیماری هستند به صورت پی در پی حالتهای افسردگی دارند، این حالت دو دوره دارد، یک دوره آن زمانی است که رو به بالاست و فرد هرچه بخواهد به راحتی می‎آموزد و احساس خستگی نمی‎کند و همه چیز را به یاد می‎سپارد، پس از مدتی رو به پایین می‎رود که در آن حالت بیمار در کارش پیشرفت ندارد و خیلی زود دچار خستگی و ناراحتی فکری می‎گردد.

این حالت برای افراد مختلف است که از 15 روز تا 6 ماه در نوسان می‎باشد.

اگر احساس می‎کنید به این بیماری مبتلا شده‎اید بهتر است از هنگام فزونی آن اطلاع پیدا کرده یادداشت نمائید و آنگاه که ایام افسردگی فرا رسید به گونه‎ای خود را از نگرانی و افسردگی برهانید و یا با ورزشهای پرتحرک مانند: ژیمناستیک، فوتبال و یا مطالعات تفریحی و آسان که مورد علاقه شدید شماست بپردازید.

در این صورت ایام کاهش آن زودتر از بین می‎رود و فرد بصورت طبیعی بازمی‎گردد.

البته تذکرات ما در این بخش جنبه روان‎درمانی ندارد زیرا نیاز به تحقیق بیشتر و از آنسوی زمینه در افراد مختلف است که باید هر فرد به پزشک روان‎کاو مراجعه کند، تا نتیجه بهتری بیابد.

آنتروگراد

از دست دادن حافظه است بر اثر حوادثی که بعد از یک زمان خاصی رخ داده است.

روتروگراد

یعنی از دست دادن حافظه بر اثر حوادثی که قبل از یک زمان خاص به وقوع پیوسته است.

هیپرمنزی

حافظه داری را گویند که به طور غیرعادی زنده و کامل است و یا دوباره زنده شدن خاطراتی که به نظر می‎آید و مدتها قبل فراموش شده باشند، این حالت هم در اشخاص عادی و هم در بعضی افراد که روشهای ویژه را به کار گرفته‎اند دیده شده است.

پارامنزی

تحریف حافظه را گویند که آن شخص واقعیت را با خیالپردازی درهم می‎آمیزد و به جای هم یاد می‎گیرد.

اپی لپسی

اختلال موقت در فعالیت معمولی مغز که سبب ناگهانی تغییرات مغز می‎گردد.[۱۹۴]

اگر این گونه نارسائی‎ها در سیستم یادگیری شما پیش آمد باید به روانکاو مراجعه کرد، البته از این امور آثار و نشانه‎هائی دانشمندان ذکر کرده‎اند که از مرحله این مختصرنگاری بیرون است و لذا به همین مقدار بسنده می‎کنیم.

مشروبات الکلی، اعتیاد و سیگار

یکی از بیماریهای شایع الکلیک‎ها سستی و ناپایداری حافظه است، مرگ و میرهایی که از طریق الکلیست‎ها دچار جامعه تکنولوژی و صنعتی شده شاید بتوان گفت هیچ عاملی بالاتر از آن نیست و دیگر عوامل را تحت شعاع قرار داده است، الکل با آسیب رساندن به غشاء مغز و فاسد کردن آن، مرگ اندک اندک را برای انسان زمینه‎ساز است، حتی این مشروبات زمینه سکته مغزی، محرومیت از تشخیص آنی قضایا نبود قوه شعور و سنجش بی‎تفاوتی و... را فراهم می‎نماید.

رکود فکری که از طریق اینگونه مشروبات و خوردنیها گریبانگیر جامعه بشری شده‎ اندیشه او را روز به روز به نابودی بیشتر گرایش داده تا استعمارگران و استثمارجویان بتوانند از تلاش آنها بهره جویند و یا اینکه خود زمینه‎ساز تمام ارزشهای انسانی گردند.

مرگ تدریجی یا اعتیاد

اعتیاد به مواد مخدر مثل تریاک، هروئین، حشیش، کوکائین، مرفین بنگ و... برای جسم و روح انسان ضرر دارد، نه تنها باید از استفاده آن پرهیز کرد بلکه حتی فکر یک بار آزمونش را نیز از ذهن عبور نداد، مضرات این مواد دیگر از جنبه فردی و یا روحی و فکری گذشته بلکه یک فراگیری بیشتری را دربر می‎گیرد که شامل دین، خانواده، عزیزان، جامعه، مملکت، مال، آبرو، ناموس و... می‎شود، فرد معتاد تمام ارزشهای اخلاقی، دینی، فطری او در پرتو نیاز اوست و همه و همه را با اخلاص در راه تأمین نیاز اعتیادش اهداء می‎کند.

من خود می‎دانم کسی که در این جاده سقوط کند قطعاً به فکر تعالی حافظه‎اش برنمی‎آید لکن این تذکرات برای شما عزیزی است که در جاده سعادت و سلامتی هستی، نشود خدای نکرده گرفتار شوی که بیچارگی دنیا و آخرت را خواهی یافت.

خواسته دشمنان غرب و شرق تأمین شده و آینده خود و فرزندان خویش را در معرض نابودی قرار داده‎ای، علاوه بر این امور اساسی دچار رعشه، سستی اعصاب، گیجی، منگی و ابهام و تشتت فکری و عوارض دیگر مبتلا می‎شود که یکی از آثارش به کمترین مرحله یادسپاری نائل خواهی شد.

اگر سخن مرا قبول نداری در این راستا کتبی منتشر شده که سرانجام افراد معتاد به کجا منتهی شده مطالعه نما و از هلاکت یافتن آنها درس بگیر و تجربه بیاب که انسان دوبار زندگی نمی‎کند تا یکبار تجربه کسب کند و بار دیگر از تجربه خود بهره جوید بلکه انسان عاقل از تجربه دیگران سود می‎جوید تا دیگر ضررها و بدبختی‎ها و مشکلاتی که دیگران پیموده‎اند او کسب نکند و راه آنها را دوباره او نیز طی نکند که سنت اجتماعی ثابت است این انسانها هستند که عوض می‎شوند.

سیگار، قلیان، پیپ و چپق

یکی از عواملی که بطور قطع و بدون تردید دانشمندان ضرر آن را نسبت به بدن تأیید کرده‎اند توتون، تنباکو و سیگار می‎باشد، علاوه بر خللی که در دستگاه تنفس، ریه‎ها، جریان خون بوجود می‎آورد و نیز بوی دهان را زشت می‎کند، دندانها را خراب می‎کند، اشتها را کم می‎کند، ماده‎ای بنام (نیکوتین) در آن وجود دارد که برای عروق انسان بسیار مضر است، تپش قلب را تشدید می‎نماید، اختلال در اعصاب بوجود می‎آورد، از گاز سمی کربنیک و... برخوردار است که برای بدن ضرر فراوانی دارد عمرش کم می‎گردد و دهها ضرر دیگر... به حافظه انسان نیز بسیار صدمه و زیان می‎رساند و حافظه را تنبل و کم‎توان می‎نماید.

آری سرانجام سیگاری‎ها سرطان (ریه، قلب، خون، حنجره و...)، و یا آنفاکتوس خواهد بود.

چشم‎چرانی،موسیقی وخنده

قبلاً گفته شد که گناه موجب کم‎حافظه‎ای می‎شود یکی از مواردی که در روایات صریحاً ذکر شده و روانکاوان هم بدان تأکید کرده‎اند چشم‎چرانی است برای این بیماری آثار بدی ذکر شده که به فهرست آن امور می‎پردازیم:

1. پشیمانی می‎آورد.

2. مرگ ناگهانی را به دنبال دارد.

3. محرومیت از آینده‎نگری دارد.

4. از یاد خدا و نعم او انسان را غافل می‎کند.

5. در قیامت دیدگانش از آتش پر می‎شود.

6. زمینه‎ساز فساد خواهد بود.

7. از طی مراحل معنوی محروم می‎گردد.

8. یک نوع دزدی و خیانت محسوب می‎شود.

9. نوعی زنا محسوب می‎گردد.

10. زمینه افت حافظه می‎شود.

11. اختلال در اعصاب بوجود می‎آورد.

12. آثار متقابل خانوادگی دارد.[۱۹۵]

• هر کس افتد نظرش در پی ناموس کسان

• پی ناموس وی افتد نظر بلهوسان

برادر و خواهری که می‎خواهد به نبوغ فکری نائل آید باید خود را از این معصیت معنوی دور بدارد.

موسیقی

یکی از عواملی که حافظه انسان را خمود می‎سازد شنیدن موسیقی است، برای موسیقی آثار بسیاری ذکر شده که به فهرست آنها اشاره می‎شود و از توضیح و تفسیر هر بند اغماض می‎کنیم.

1. خمودی فکر

2. از دست دادن توانائی فکری

3. ضعف اعصاب

4. تضییع حس بینائی

5. اغتشاشات روحی

6. تأثیر منفی در فیزیولوژی قلب

7. زمینه خودکشی

8. بروز بیماری هیستری

9. کج ارضائی

10. شکست عمر و جوانی

11. بیهوده‎گرائی

12. بردگی

هرکدام از اینها جای بحث مفصلی دارد که مجال آن را نیست و به فهرست آن بسنده کردیم.

برخی از دانشمندان علت تأثیر موسیقی را در حافظه این دانسته‎اند که چون موسیقی در سلسله اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک آثار چشمگیری دارد و رفلکس این عملها روی اعضاء حساس بدن اثر سوء دارد سلولهای مغز هم از برآیند بد آن نیز بی‎ضرر نمی‎مانند.

کارل گوید: برخی دانش‎آموزان می‎خواهند با توجه به رادیو و تلویزیون درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل علم پیشرفت کنند باید گفت: رادیو مانند سینما و موسیقی کاهلی (سستی) در حافظه می‎بخشد به کسانی که با آنها سرگرمند.[۱۹۶]

خنده

آنچه از مفاهیم روایات استفاده می‎شود آنست که زیاد و خنده صدا دار موجب مرگ نیروی فکری و معنوی می‎گردد و شایسته است که انسان مؤمن بنا به فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ خنده بکند امّا تبسم باشد.[۱۹۷] زیرا خنده قهقهه (صدا دار) کار شیطان است[۱۹۸] و نیز خنده بی‎مورد نشانه نادانی (نسبت به وظایف) است.[۱۹۹]

خنده قلب (مرکز فرماندهی قوای جسمی و روحی) را می‎میراند.[۲۰۰] و نیز دین انسان (روش، انتخاب برتر) را نابود می‎سازد همانطور که آب نمک را نابود می‎سازد[۲۰۱] خنده (بی‎مورد و قهقهه) بخشی از عقل و علم انسان را کاهش می‎دهد.[۲۰۲]

اگرچه در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده ولی چون روایات بیان بیشتری داشتند اول روایات را یادآور شدیم و امّا قرآن کریم:

خدای متعال خوشحالان را دوست ندارد[۲۰۳] پس باید کم بخندید و زیاد گریه کنید (در برابر وظایفی که برعهده شما گذاشته شده است)[۲۰۴] و این عذاب شما (در قیامت) به خاطر این است که در دنیا بدون جهت خوش بودید و خوشگذرانی می‎کردید، اینک برای همیشه وارد آتش‎های جهنم گردید که جایگاه بدی برای خودخواهان است.[۲۰۵]

اگرچه از مضامین آیات و روایات به خوبی مضرات خنده قابل بهره‎بری است ولی یکی از آثار خنده زیاد و خنده قهقهه این است که انسان از تفکر و تمرکز باز می‎ماند و در نتیجه مبتلا به فراموشی می‎گردد.

البته شادی و سرور برای انسان لازم است ولی حد اعتدال و نرمال گزینی در آن بسیار مهم است.


بد ارضائی و خود ارضائی

بد و کج ارضائی

یکی از اموری که در روایات از آن نهی شده است و نویسنده کتاب علاج النسیان نیز نقل می‎کند که بسیار مؤثر می‎باشد مسئله کج ارضائی است (ارضاء از دبر) علاوه بر اینکه کراهت شدید دارد (البته نسبت به همسر خود ولی اگر با زن دیگر و یا هم جنس خود باشد که حرام است) عذاب اخروی دارد در دنیا نیز فرد مبتلا به فراموشی می‎گردد علاوه بر بیماری‎های جلدی و مقاربتی که درپی دارد.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: کسی که با عیال خودش، مرد یا جوانی را از «دبر» جماع کند روز قیامت مانند گوشت گندیده محشور می‎گردد که مردم از بوی تعفنش ناراحت می‎باشند.[۲۰۶]

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: زن و مرد هنگام نزدیکی نباید مانند الاغ ارضاء نمایند که در این صورت ملائکه از اطرافشان دور می‎شوند (منظور از عقب عمل زناشویی انجام دهند)[۲۰۷]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: یکی از صفات مؤمن این است که از «دبر» ارضاء نمی‎کند.[۲۰۸]

علاوه بر مضراتی که برای مرد و زن دارد و نیز عقاب سختی در پیش خواهد داشت نتیجه دنیوی آن نیز مرگ حافظه است.[۲۰۹]

ضمناً اگرچه این نوع ارضاء حرام نیست (نسبت به زن و شوهر) ولی حافظه را کم می‎کند امّا دانشمندان می‎گویند کلا زیاد ارضائی حافظه را کم می‎کند.

زیرا معروف است که می‎گویند هر چهل لقمه یک قطره خون و عصاره چهل قطره خون یک قطره منی می‎گردد، که در هر بار چندین قطره منی از انسان خارج می‎شود و در نتیجه اثر چند قطره خون و یا چندین هزار لقمه غذا را نابود می‎سازد.

در روایات نیز قتلگاه فکر و حافظه را «فرج» در زنان معرفی کرده‎اند.

البته بارها و بارها در میان نامه‎ها خوانده شد و تماسهای حضوری و تلفنی که با مبتلایان به این گونه افراد بوده عواقب شوم آن را ضعف و نابودی یادسپاری گفته‎اند، حتی برخی اظهار می‎داند که ما شاگرد اول مدرسه بوده‎ایم امّا پس از اینکه مبتلا به روش شده‎ایم و حالا نیز ترک کرده‎ایم هنوز بی‎یادی ما از بین نرفته است چه کنیم؟

در حالات آناکسین فیلسوف معروف نقل شده ه در سراسر عمر 12 مرتبه با همسر خود عمل جنسی را انجام داد و این 12 مرتبه هم 12 فرزند از او بوجود آمد (خزائن نراقی، ص 324)

... حکماء هند و روم و فارس اتفاق کرده که بیماریها از شش چیز تولید می‎شود: ... زیاده روی و افراط در مجامعت برای مردان، عمر را کم می‎کند.[۲۱۰]

خودارضائی، روش استعماری

یکی از اموری که حافظه انسان را نابود می‌کند استمناء، جلق در پسران و استشهاء در دختران است علاوه بر اینکه قوای روحی و جسمی و جنسی را نابود می‎سازد سلولهای مغزی انسان را به یک نوع مرگ مبتلا می‎سازد، بد نیست به فهرست آن اشاره‎ای داشته باشیم:

1. ضعف اعصاب

2. لرزش دست و اعضاء بدن

3. سستی کمر (زود انزالی)

4. اختلال در دستگاه گوارش

5. پریدگی چهره

6. لاغری

7. سستی و ضعف زیاد

8. بی‎اشتهائی

9. ضعف چشم و عضلات

10. سردرد موضعی

11. قطع نسل و بی‎فرزند شدن

12. کم‎حافظه‎ای

مهمترین اثری که این عمل شوم دارد این است که انسان سلامت ظاهری و واقعی خود را از دست می‎دهد و انسان را برای همیشه ناراحت و افسرده می‎نماید.[۲۱۱]

اگر انسان سعادت خود و آینده خود را خواستار است باید از این عمل خطرناک دست بردارد و دوستان خود را از این روش نهی نماید که یکی از مهمترین راههای بدبختی جوانان عصر ما همین عمل است.

ناخن جویدن و ادرار در اب راکد

ناخن جویدن

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: ناخن جویدن زمینه‎ساز فراموشی است.[۲۱۲]

اگرچه برخی از روایات آمده که ناخن خود را مرتب بگیرید ولی اگر ناخن بلند باشد و انسان آن را بجود اولاً ایجاد وسواس می‎شود و علاوه حافظه‎اش را کاهش می‎دهد.

ادرار در آب راکد

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:

ادرار کردن در آب راکد حافظه و عقل انسان را از بین می‎برد و فراموشی جانشین می‎گردد.[۲۱۳]

از ابی‎الحسن ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: ... ادرار در آب فراموشی را به ارمغان می‎آورد.[۲۱۴]

اگرچه این کار نوعی خیانت به خانواده، جامعه و... است زیرا ادرار انسان حاوی هزاران میکروب می‎باشد، اگر در استخر عمومی یا حوض منزل و... ریخته شود موجب ابتلا به بیماری‎های گوناگون می‎گردد، علاوه بر آن برای ادرار کننده نیز فراموشی آفرین است.


خوردن پس ‎مانده موش و دروغ

خوردن پس ‎مانده موش

اگرچه باقی‎مانده موش نجس نیست و حرام هم نیست ولی عامل انتقال بیماریهای مختلف (وبا، طاعون و...) است لذا شایسته است که پدر و مادر به این مسئله توجه نمایند، از طرفی اگر خواستار حافظه فرزندان خود و نیز خویشتن هستند از پس‎خوره موش پرهیز کنند.

از امام علی ـ علیه السلام ـ نیز نقل شده که خوردن پس‎خوره موش موجب فراموشی می‎گردد.[۲۱۵]

هدیه به دروغ روشان

از اعمالی که موجب فراموشی می‎گردد دروغ‎گوئی است اگرچه از آیات و روایات به خوبی می‎توانیم سود ببریم که دروغگویی مورد نکوهش می‎باشد، چون دروغگوئی معمولاً به دروغ گفتن گفته می‎شود ولی شنیدن، دیدن، نوشتن و... را نمی‎توان از آن لفظ استفاده کرد لذا خوبست واژه دروغ روشی را بکار ببریم.

آری دروغ اگرچه شوخی، کوچک و... باشد باز حرام است.[۲۱۶]

دروغ بستن به خدا و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و معصومین ـ علیهم السلام ـ روزه فرد را باطل می‎کند.

شایسته است به برخی از درآمدهای دروغ در اینجا گوشزد نمائیم:

1. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: دروغ ارزش انسان را کم می‎کند.[۲۱۷]

2. امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: دروغ ایمان را خراب می‎کند.[۲۱۸]

3. امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: دروغ کلید خانه همه گناهان است.[۲۱۹]

4. امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: مزه ایمان را دروغگو نمی‎چشد.[۲۲۰]

5. و خلاصه امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: از چیزهایی که خدای متعال به دروغگویان می‎دهد فراموشی است.[۲۲۱]


گناه و غرور

علی پسر حشرم گوید به وکیع (که یکی از علماء بود) از دیرسپاری شکوه کردم.

وکیع گفت: گناه نکن زیرا دانش، فضل خدای متعال است و فضل خداوند به کسی که گناهکار باشد نمی‎رسد.[۲۲۲]

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

هیچ نکبتی به انسان نمی‎رسد مگر بخاطر گناهی که مرتکب شده است و آنچه را که خداوند می‎بخشد بیشتر است.[۲۲۳]

امام علی ـ علیه السلام ـ در دعای شریف کمیل (ره) می‎فرماید:

خدایا گناهانی که موجب رسیدن بلا می‎‎گردد ببخش، معاصی که موجب تغییر نعمتها می‎شود عفو کن.[۲۲۴]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: گناه بنده را از روزی (نیکو و مفید) بی‎بهره می‎کند.[۲۲۵]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: خدای متعال وقتی که بخواهد بنده‎ای روی سعادت را نبیند راه آموزش و علم‎پژوهی را بر او می‎بندد.[۲۲۶]

آری وقتی که درجه شناخت علماء را با پیامبران و ملائکه همسان معرفی می‎فرماید[۲۲۷]می‎توان پذیرفت که یک عصیانگر همردیف معصومین و پاکان قرار نمی‎گیرد.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:

بنده‎ای علمی را فراموش نمی‎کند مگر اینکه گناهی را مرتکب شود.[۲۲۸]

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: گمان نمی‎کنم احدی از شما دستوری از دین را فراموش کنید مگر اینکه بخاطر گناهی که انجام داده باشید.[۲۲۹]

شاعر عرب گوید: به شخص زیرکی از کم‎حافظه بودن شکایت کردم، مرا به ترک گناه راهنمائی کرد و گفت حفظ علم لطف الهی است و لطف خدا به گناهکار نمی‎رسد.

غرور آفت حافظه

یکی از صفاتی که از نظر معنوی و مادی، دنیوی و اخروی ضررهای زیادی به انسان وارد می‎کند غرور است.

در تاریخ اسلام مرتباً از این صفت امت مسلم ضربه دیده‎اند افراد گوناگونی در بین مؤمنین به وسیله این صفت به خود و جامعه ضربه زده‎اند.

از جمله ضررهای غرور ضربه زدن به قوای ذهنی و حافظه است امام علی ـ سلام الله علیه ـ فرمود: توجه داشته باشد که خودپسندی کار صحیحی نیست و آفت عقل است.[۲۳۰]

آنچه به دست آورده‎ای با انفاق در راه خدا صرف کن و انباردار دیگران نباشی که به این دلیل که به مقصود خود رسیده‎ای و در حد عالی نسبت به پروردگارت متواضع باش.

توضیح

براثر خودخواهی فکر انسان از کار می‎افتد زیرا نه فکر را بکار می‎اندازد و نه با دیگران در تماس است تا از افکار دیگران بهره بگیرد و در نتیجه فکرش راکد می‎ماند و قرآن زیان غرور را شکست معرفی می‎کند.[۲۳۱]

یک قضیه از جنگ حنین[۲۳۲] قرآن یادآور می‎شود.

در قرآن کریم علامت دانشمندان را چنین بیان می‎کند: «سر به سجده نماز گریه می‎کنند و خواندن قرآن بر تواضع آنان می‎افزاید.[۲۳۳]

عصبانیت،لجاجت و تک محوری

عصبانیت

اگر می‎خواهید قدرت یادسپاری شما رشد کند سعی کنید هیچگاه عصبانی نشوید مخصوصاً با وجود عصبانیت مشغول مطالعه نشوید، در حین مطالعه خشمگین نشوید، اگرچه این روش در کلیه ارگانیزم و سیستم مادی و معنوی بدن انسان اثر بدی دارد ولی در سیستم سلولهای مغزی اثر بیشتری می‎گذارد برای اهمیت این مسئله به روایات زیر توجه فرمائید:

کسی که خشم و غضب نماید قدرت کنترل اندیشه خود را از دست می‎دهد.[۲۳۴]

عصبانیت و خشم فکر و عقل انسان را ضایع می‎گرداند.[۲۳۵]

غضب اندیشه انسان را مختل می‎سازد و رشد انسان را بی‎ارزش می‎کند.[۲۳۶]

تذکر: اگر خشمناک شدید حالتی را که دارید تغییر دهید، چند قدم راه بروید، اگر ایستاده‎اید بنشینید، اگر نشسته‎اید برخیزید.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هرگاه خشم کردی بنشین و درباره خدا و قدرت او تأمل کن.[۲۳۷]

روانکاوان نیز معتقد هستند که عصبانیت در سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک بدن انسان رفلکس و بازتابی ایجاد می‎کند که استرسهای عصبی ملالت خاصی ایجاد می‎کنند.

برخی از روان‎پژوهان رمز بالندگی فکر را آرامش همه جانبه روحی بیان کرده‎اند.


کن حذر از آتش سوزان خشم کادمی را دشمن جانی بود

خـشم آغـازش بـود دیـوانگی خشم پایانش پشیمانی بود[۲۳۸]

اصولاً انگیزه خشم و غضب بر مبنای اندیشه و نگرش الهی نیست و فرد براساس تحلیلهای خویش پرخاش می‎کند زیرا اگر انگیزه الهی باشد انسان بطور منطقی و عقلائی مسئله را حل می‎کند و به خشم و غضب نمی‎انجامد.

لجاجت و تک‎محوری

یکی از اموری که از شکوفایی اندیشه انسان می‎کاهد لجاجت است و اسرار بر اموری که انسان نسبت به آن آگاهی کافی ندارد موجب پشیمانی می‎گردد و مانع رشد فکر می‎شود. کسی که نسبت به یک مسئله لجاجت کند دیگر فرصت پیدا نمی‎کند که درباره آن فکر کند و جهات مثبت و منفی آن را در نظر بگیرد، سپس مسیری را انتخاب کند که جنبه‎های برتری آن افزون باشد.

فرد لجوج به نظر دیگران هم توجهی ندارد در نتیجه از تجربه و ذخائر افراد دیگر هم سود نمی‎برد و در یک حالت رکود و جهالتی زندگی خود را سپری می‎کند، هرکس هرچه بگوید او برداشت خود را بازگو می‎کند و به آن توجه دارد، مرتب در فکر این است که نظر خود را توجیه کند لذا از تفکر ودقت در واردات علمی محروم می‎گردد و نمی‎تواند از نظر فکری رشد کافی و متناسب را بدست آورد.

لذا در این امر روایاتی داریم که توصیه فرموده‎اند اگر می‎خواهید از فکر بالنده و متعالی و پویا برخوردار گردید لجاجت و تک‎محوری را رها سازید:

لجاجت فکر انسان را از شکوفائی محروم می‎سازد.[۲۳۹]
لجاجت به گذشته و آینده شما لطمه می‎زند.[۲۴۰]

از لجاجتی دوری کن زیرا زمینه‎ساز جهل و پشیمانی می‎گردد.[۲۴۱]

از اینکه در میدان لجاجت قرار گیری پرهیز کن.[۲۴۲]

فردی که می‎خواهد رشد کند باید موانع رشد را از بین ببرد تا واردات علمی را خوب انتخاب کند و در نتیجه زمینه‎ساز صادرات و شکوفائی اندیشه گردد، لذا باید از این صفت خود را بدور گرداند.

علاوه بر اموری که یادآور شدیم نکات دیگری نیز در مضامین روایات به چشم می‎خورد، چون نیازی به توضیح ندیدیم و از آنسوی حجم کتاب زیاد می‎شد به همین مقدار اکتفا کردیم.

نکات دانستنی

حال بطور فهرست‎وار به برخی از اموری که در روش کار مطالعه مهم هستند و به یادداری انسان دخالت دارند یادآور می‎شویم:

1. اگر مطلبی را آموختید و از آن استفاده نکردید پس از مدتی از یاد می‎برید در مواقع بیکاری می‎توانید برای حفظ واردات ذهنی مطالب قبلی را در ذهن عبور دهید اگرچه فعلاً بدانها نیازی ندارید.

2. اگر کارها و فعالیتهای مختلف و ناموزون داشته باشید حافظه شما را کند می‎کند و به کم‎یادی مبتلا می‎شوید.

3. در اثر شکست و ضربه روحی دیدن در این مواقع باید انسان خود را قوی و پایدار جلوه دهد و از آموخته‎های قبلی و واردات جدید ذهنی لحظه‎ای غفلت نکند، اگر توان کار زیاد ندارید حداقل مقداری از عمر خود را در روز صرف آموزش کنید گرچه نگرانی و اضطراب دارید، البته سعی کنید نگرانی را از خود دور کنید.


4. اگر یادگیری ناقص باشد و با شرائط لازم نباشد که در بحثهای قبلی یادآور شدیم ممکن است مطلب را بیاموزید ولی حفظ آن در مغز و بکارگیری در مواقع مناسب غیر ممکن و یا کم‎بهره است.

5. نبود علاقه و انگیزه: قبل از شروع به آموزش علمی، درسی، اول ایجاد انگیزه در خود کنید برای همین است که قبل از شروع هر درس و علمی آن را تعریف می‎کنند و فوائد آن را برای متعلمین بیان می‎کنند تا با علاقه و انگیزه بیشتر به آموزش مشغول گردد.

6. اگر پدر و مادر، خواهر و برادر کم‎استعدادی دارید که طبعاً قانون وراثت در رابطه با شما نیز همین کم‎یادی را حکم می‎کند، بدانید که خیلی افراد بوده‎اند از خانواده‎های کم‎پذیر ولی آنها از نبوغ خاصی برخوردار بوده‎اند، پس باید تلاش را افزون کرد.

7. یکی از عوامل شکوفائی ذهن تشویق است اگر در جامعه‎ای که شما هستید به این مسئله توجهی نمی‎شود شما خود را قوی‎دل بگیرید که بی‎اعتنائی و بدرفتاری پدر و مادر و معلم نباید شما را سست کند بله باید تحریک سازد در مسیر علم و دانش تا به مقصد نهائی نائل آیید.

8. گرچه کانون خانواده آرام‎بخش خوبی برای دانش‎پژوه باید باشد ولی دوری از خانواده، اقوام، دوستان نباید انسان را از کار تحصیل و رشد علمی، عقلی بازدارد بلکه باید تلاش را زیادتر نمود تا در این فرصت بهره بیشتری انسان از عمرش برگیرد.

9. ممکن است پدر و مادر و معلمی در اثر کم‎آگاهی فردی را بخواهد با روش غلط تنبیه بدنی او را به آموزش وادارد، انسان نباید لجاجت کند، عناد ورزد و بگوید حال که او مرا زد من هم درس نمی‎خوانم، او اشتباه کرد، ناآگاه بود، اراده و درک صحیح نداشت و ندانست چگونه باید فرد را به علم‎جوئی علاقمند کرد، انسان نباید اشتباه دیگران او را به اشتباه دیگری وادار کند.

10. اگرچه سر و صدا، عدم تعادل زمینه را برای مطالعه کم می‎کند ولی انسان اگر علاقه‎اش را زیاد کند با همین حالت می‎توان مطالعه کند البته هرچه زمینه‎های مناسب کم می‎شود بایدطرف مقابل قوی شود، یعنی علاقه، انگیزه، تعهد، اراده و... خود را تقویت بخشد تا با وجود کمبود زمینه‎های لازم انسان بتواند به کار خود ادامه دهد.

آری اینها گزیده‎ای از عوامل روحی بودند که در یادسپاری انسان مؤثر می‎باشند و در این بخش بطور گذرا تبیین گردید.

روش زندگی بزرگان علم

برخی گمان می‎کنند انسان وقتی می‎تواند درس بخواند که از نظر مادی در آسایش باشد برای نمونه فرازهایی کوتاه از زندگی علماء بزرگ و با فضیلت اسلامی را برایتان یادآور می‎شویم.

گرچه شاید نام برخی از این بزرگان را نشنیده باشید و یا درباره آنها اطلاعات و آگاهی کافی نداشته باشید ولی همین اندازه باید گفت که بزرگان دین احترام خاصی به این افراد داشته و دارند و خواهند داشت.

1. شهید مدرس (ره) هفته‎ای دو روز کارگری می‎کرد و با آن درآمد زندگی در ایام هفته خود و خانواده‎اش را تأمین می‎کرد.[۲۴۳]

2. شهید اول (ره) کتاب شریف لمعه را (که یکی از کتبی است در حوزه‎های علمیه تدریس می‎شود و یک دوره فقه استدلالی می‎باشد) در زندان تدوین نمود بدون در اختیار داشتن مدارک و منابع اولیه (اگرچه مختصر نافع پیش او بود)[۲۴۴]

3. شهید ثانی (ره) کتاب لمعه شهید اول (ره) را در زندان شرح بسیار ارزنده‎ای نوشته است.

4. علامه حلی (ره) شبها ظرف آبی کنار خود می‎گذاشت و هر وقت خوابش می‎آمد سر و صورتش را می‎شست و گاه هم پاهای خودش را در آن می‎گذاشت تا از خواب نجات یابد.[۲۴۵]

5. آیة الله محمد حسین العاملی (ره) که از مراجع بوده چون پول نداشته که برای خود چراغ تهیه کند از روشنایی‎های عمومی و کوچه‎ها استفاده می‎کرد.[۲۴۶]

6. ابوریحان بیرونی (ره) در حال مرگ بود یکی از علماء برای دیدار او آمد، بلافاصله از او یک سئوال فقهی نمود، مرد فقیه گفت: آقا این چه وقت سئوال است، گفت: دوست ندارم نسبت به این مسئله ندانسته بمانم و بمیرم.[۲۴۷]

7. محدث قمی (ره) صاحب کتاب شریف مفاتیح الجنان و دهها کتاب ارزنده دیگر روزی در بین راه سفر به مشهد راننده‎ای او را از ماشین در بین بیابان پیاده کرد بلافاصله شروع به نوشتن نمود.[۲۴۸]

در دوران رضاخان اگر ماشین در راه خراب می‎شد و روحانی در آن ماشین بود می‎گفتند خرابی ماشین به خاطر این آخوند است.

بعد از لحظاتی یک راننده مؤمن پیدا شد و او را سوار کرد.

8. دربارة مقدس اردبیلی (ره) نوشته‎اند که در طول چهل سال کار مباحی از او سر نزد چه رسد به حرام یا مکروه.[۲۴۹] 9. ابوعلی سینا (ره) به اصفهان فرر کرده بود و کتاب قانون را همراه نیاورده بود، علماء از او خواستند که یک نسخه‎ای از آن را به آنها بدهد شیخ گفت نیاورده‎ام ولی حفظ دارم.[۲۵۰]

10. شیخ مفید (ره) مقداری از شب را می‎خوابید و بقیه اوقات شبانه‎روز را یا نماز می‎خواند یا مطالعه می‎کرد و یا درس می‎داد و یا قرآن تلاوت می‎کرد.[۲۵۱]

11. مرحوم آخوند خراسانی (ره) فرزندش از دنیا رفت، همسرش از دنیا رفت پس از خاک‎ سپاری بلافاصله به ادامه تحصیل و تعلیم پرداخت.

گفته‎اند یکسال، بلکه مدتی خورش او فقط گرمی نان بوده است.[۲۵۲]

12. شهید ثانی (ره) وقتی هوا تاریک می‎شد و شب فرا می‎رسید الاغی را که مرکب سواری او بود از خانه بیرون می‎اورد و به خارج شهر می‎رفت و هیزم فراهم می‎کرد و بار بر آن می‎نمود و بدین وسیله سوخت منزل را برای خانواده‎اش فراهم می‎آورد.[۲۵۳]

13. دقت امام (ره) در رابطه با وقت و حق نماز آنقدر چشمگیر بود که پلیس فرانسه از روی آمدن ایشان برای نمازشان (که جماعت بود) ساعتشان را گاهی میزان می‎کردند.[۲۵۴]

14. علامه طباطبائی (ره) را گاه دیده شد در خیابان نمازهای نوافل می‎خواندند و پیوسته زبان مبارکشان به ذکر خدا مترنم بود[۲۵۵]

15. یکی از آیات عظام را دیدم و شنیده بودم موفقیتهای فوق‎العاده‎ای دارند سئوال کردم برای حافظه و تقویت آن چه باید کرد؟

فرمود: تصمیم، استمرار، شوق، کمک از خدا خواست.

گفتم: آقا شما قرآن را حفظ فرموده‎اید؟

فرمودند: با همین عوامل و دیگر مسائل.

16. فرزند شهید دستغیب (ره) نقل می‎کند: صدای ناله پدرم رادر سجده می‎شنیدم خودم را به خواب می‎زدم امّا گوش به زمزمه‎های همراه با گریه و اشکهای روانش می‎دادم.[۲۵۶]

گمان نکنید حالا که درس می‎خوانید، مطالعه می‎کنید باید همه چیز برایتان مهیا باشد و پدر و مادر، برادر و خواهر و... در خدمت شما باشند تا شما درس بخوانید، بلکه گاه کمک به آنها یاری معنوی را دربر خواهد داشت مطلبی که یک ساعت یاد می‎گرفتید به یک ربع می‎آموزید.

در روایات می‎خوانیم: علم نوری است که خدا در قلب هرکس که او را دوست بدارد وارد می‎سازد.

زیرا اگر انسان در مسیر اطاعت فرامین الهی باشد خدا او را یاری می‎کند.

تلاشی برای آیندگان

حال که شما برادر و خواهر توانستی تا حدی به دانستنیهائی در رابطه تدارک با کاستی‎های حافظه پی ببرید و روشهای مهم را آموختید نیکوست که به این بخش نیز توجه کافی نموده تا برای فرزندان خود نیز زمینه نبوغ بیشتری را مهیا نمائید.

در این راستا باید گفت یکی از عوامل بسیار، بسیار مهم که مؤثر در ساختار مادی و معنوی و فکری انسان است از طریق وراثت (ژنتیک) تأمین می‎گردد، از طریق رعایت امور ژنتیکی نتیجه بسیار خوب و کم‎زحمتتری بدست می‎آید.

البته نباید فکر کرد که تمام کاستی‎ها و فزونیهای انسان از این طریق حاصل می‎شود ولی این بخش را هم نمی‎توان نادیده گرفت.
اگرچه برخی از روانکاوان در رابطه با عوامل تربیتی به افراط و برخی به تفریط گرایش پیدا کرده‎اند.

زیرا برخی معتقدند که ساختمان وجود انسان را فقط و فقط جامعه می‎سازد.

برخی بنیادهای انسان را منحصر به وراثت می‎دانند و عده‎ای هم هر دو را قبول دارند منتهی به حالت غیر متعادل، ولی نظر اسلام این است که خانواده و جامعه یک تأثیر متقابلی دارند و یک عامل دیگر اسلام قائل است و آن بعد معنوی و متافیزیکی است که در رابطه جامعه و خانواده و خود فرد.

لذا در لابلای روایات و آیات به هر سه عامل توجه شده است که ما به این عوامل اشاراتی داریم زیرا تفصیل آن نیاز به کتاب مستقلی می‎باشد.

مراحل وراثت

یکی از بنیادهای مهم و حیاتی انسان بخش حافظه و هوش است که نتیجه مراحل گوناگون وراثت و جامعه و بعد معنویت است.
برای تأثیر وراثت باید چند مرحله را مورد دقت قرار داد:

قبل از ازدواج

زن و مرد اگر خواستار فرزندانی بالنده و سالم هستند باید همسری برگزینند که از عقل و فهم و ادب و ایمان افزونی برخوردار باشد تا داشتهای درونی خود را به فرزندان خویش از طریق وراثت و تربیت منتقل نماید.

لذا اسلام توصیه کرده به همسر سالم، زیبا، عاقل، مؤمن، متشخص، فهمیده و... ازدواج نمائید و پیوند برقرار سازید.

و از ازدواج با زن و مردانی که کم‎عقل (بی‎عقیده، فاسد، شرابخوار، بی‎نماز، دزد و...) و بی‎تعهد باشند پرهیز کنید، زیرا هدف از ازدواج را اسلام تقوی، ‌رشد، عفت، دگرسازی بیان کرده است.

وجه دگرسازی بالاتر و برتر از فرزند سازی که انسان در برابر آنها نیز وظیفه دارد، در کتب معتبره از قول معصومین ـ علیهم السلام ـ نقل شده همانطور که برای پدر و مادر حقوقی بر فرزند واجب دانسته‎اند برای فرزند نیز حقوقی را بر پدر و مادر لازم دانسته‎اند که از مضامین روایات اهل‎بیت ـ علیهم السلام ـ استفاده می‎شود.

آری حقوق پدر و مادر، حقوق متقابل می‎باشد نه حقوق یک طرفی.

لذا پدر و مادرها علاوه بر بعد جسمی کودک باید بعد فکری و روحی کودک را نیز تغذیه کنند.

مرحله دوم

آنگاه که ازدواج انجام شد مسئولیت اولیه متوجه پدر است، خود غذای سالم، حلال و پاک تهیه کند و خود و همسرش مصرف نماید این خود یک جهاد الهی خواهد بود.[[۲۵۷]

خوب است که در آغاز زندگی (یکی‎ دو سال اول) بچه‎دار نشوند، زیرا نمی‎توانند شرائط لازم را تأمین کنند و در حین آمیزش آمادگی لازم برای فرزندی متعادل پیش نخواهد آمد در هر حال زمینه‎هایی لازم است که به برخی از آنها اشاره می‎کنیم:

1. مرد و زن وضو داشته باشند.

2. مرد و زن آرامش داشته باشند.

3. سرشب نباشد.

4. با شکم پر نباشد.

5. با عصبانیت نباشد.

6. زن در فکر مرد دیگر و مرد در فکر زن دیگر نباشند.

7. از خدا بخواهند فرزند صالحی به آنها عطا شود.

8. با عجله نباشد: مرد و زن هر دو آمادگی لازم را داشته باشند.[۲۵۸]

9. در فضای باز (میان حیاط) نباشد.

10. زیر درخت سایه‎دار نباشد.

11. حرف نزنند (مگر ذکر خدا باشد).

12. رو به قبل باشد.

13. قبل از آمیزش دو رکعت نماز بخوانند.

14. هر دو تمایل به فرزند داشته باشند.

15. در حال خستگی و بی‎حالی نباشد.[۲۵۹]

هرکدام از این امور از نظر علمی هم قابل تحلیل است و تأییداتی در کتب اسلامی نقل شده که ما فقط به ذکر آنها بسنده کردیم و از شرح آنها اغماض می‎کنیم.

علاقمندان به کتب مفصل‎تر باید رجوع کنند.

مرحله سوم

به محض نقل و انتقال فرزند آینده حاصل شد کار اساسی پدر تمام می‎شود و مسئولیتها بر عهده مادر است، فقط پدر باید زمینه‎های مادی و معنوی مادر را به گونه‎ای مهیا کند که نیازمندی‎های کودک را بتواند تأمین کند، و مادر نیز باید به نیازهای واقعی خود و کودک بیش از همه چیز توجه داشته باشد و به آنها عمل کند.

پدر باید حداقل از غذاهای حرام و درآمدهای حرام دوری گزیندزیرا آنچه به خانه می‎آورد و همسرش می‎خورد در کودک تأثیر دارد، از رفت و آمد به جاهائی که اطمینان ندارد پرهیز کند و...

اینجا مادر تمام رفتارها، گفتارها، اعمالش تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم روی کودک دارد، چه می‎خورد، چه می‎آشامد، چه می‎گوید، چه کار می‎کند، عبادت می‎کند؟ معصیت می‎کند و... همه و همه در کودک اثر مثبت و منفی دارد، برخی از خوراکیها را اسلام یادآور شده برای تقویت حافظه مؤثر است که در فصول گذشته بدان اشاره شده ولی آنچه خیلی مهم است بعد معنوی مادر است و توجه او به خدای متعال و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ است چون ساختمان جسمی و روحی و فکری کودک بنیانش در این چند ماه پایه‎ریزی می‎شود آری نوع غذاها تأثیر چشمگیر دارند.

مثلاً اینکه مادر در هنگام بارداری نباید بیهوش شود، دندان بکشد، رادیولوژی (عکس‎برداری پزشکی) و... انجام دهد، ترس زیاد، غم زیاد، ضربه ناگهانی و... برایش پیش نیاید، بسیاری از این امور را مؤثر در هوش و حافظه کودک می‎دانند.

ناگفته نماند غرض از این مطالب ایجاد نگرانی نیست بلکه زمینه دقت بیشتر است.

مرحله چهارم

بچه که به دنیا آمد کار پدر و مادر بیشتر می‎شود، علاوه بر مراقبتهای قبلی، مواظبت از کودک نیز افزوده می‎شود، کودک ضربات ناگهانی، ترس، رعب بیجا و... نبیند، در سنی که معمولاً کودکان حالات پرسشی به خود می‎گیرند و زیاد سئوال می‎کنند جوابها، حالات لازم را از پدر و مادر بدانند، روش تنبیه و تشویق را آگاه باشند، نیازهای واقعی (مادی و معنوی) و همه بعدی کودک را تأمین کنند، لباس تمیز و نو در کنار توجه به فکر، ایمان و آداب باشد و...

بهترین غذا برای کودک شیر مادر است اگر چه مادر روزی 3 کیلو شیر، ماست و میوه و بخورد تا بتواند به بچه شیر دهد صرفه واقعی در این است، برای اینکه مادر بتواند شیر به کودک بدهد پیش‎بینی‎های لازم را اسلام کرده برای قبل از ولادت و بعد از ولادت که اگر به آنها عمل شود به راحتی کودک را مادر خود شیر می‎دهد.

اینکه مادرها می‎گویند اگر شیر بدهیم قیافه، اندام و... بد می‎شود این افکار شیطانی است.

البته هر فردی ممکن است با خوردن یا نوشیدن یک چیزی شیر کند که باید آن را ابتدا پیدا کرد بعداً آن را برای همسر تأمین کرد...

بررسی نشان می‎دهد که قدر مسلم این است که غذای ملین و آبکی بیشتر باید استفاده کنند.

کودکان معمولاً در سنین قبل از مدرسه در یک حالتی هستند که توان تشخیص نیاز واقعی خود را ندارند، حتی برخی مواقع گرسنه نیست ولی بخاطر ناراحتی خود، متوجه کردن نظر پدر و مادر، غرغر کردن، خستگی از زندگی یکسان، نگرانی روحی و... درهم خوری می‎کنند، چیزهایی می‎خورد که برای آنها لازم نیست بلکه او را از نیازمندیهای واقعی خود بازمی‎دارد، نمی‎تواند وقت نهار، شام و... غذای کافی و مناسب را میل کند و یا با علاقه و میل درونی غذا را بخورد.

پدر و مادر واقعی کسی است که نیازمندیهای روحی و جسمی کودک را درک کند و تأمین نماید، گاه ممکن است با یک امکانات بسیار ساده و کم‎خرج روحیه شادابی را برای فرزندانشان تهیه کند و نیز با یک غذهای ساده و معمولی نیاز واقعی کودک را تأمین نماید و برعکس برخی مواقع بهترین امکانات مادی و روحی در اختیار پدر و مادر است و کودک هم استفاده می‎کند ولی حالت متعادل جسمی و روحی ندارد.

در این راستا سخن فراوان است ولی می‎خواهیم بگوییم چون بنیاد جسمی و روحی کودک در این ایام شکل می‎گیرد دقت بیشتری را می‎طلبد تا از روحیه و ساختمان داخلی سالمی برخوردار باشد و در نتیجه زمینه‎ساز اندیشه کردن، یادسپاری مناسبی باشد.

در اینجا لازم است تذکر داده شود که تفریح و بازی سالم و جهت‎دار و معتدل نیز از نیازهای واقعی کودک محسوب می‎گردد و نباید او را خیلی در این رابطه محدود کرد و نه هم خیلی زیاد او را آزاد گذاشت.

در این سنین خوب است پدر و مادر کودک را به روشهای گوناگون در مسیر تفکر، تمرکز، تکرار، دقت، نظم، علاقه به علم و پژوهش و... قرار دهند و او را با آرامش کمک کنند تا خو را مقید به این روشها کند.

آری تشریح خصوصیات دوستان خوب برای او به مرور لازم است، که در آینده در شکوفائی ذهنی او مؤثر است، دوست بازیگوش، بی‎علاقه به درس و مطالعه و... خوب است یا دوست منظم تمیز، دقیق، مودب، درس‎خوان، مؤمن، و... اینها ذره‎ای از اقیانوس نکاتی بود که در این سن باید پدر و مادر به فرزندان مثل خوراکهای جسمی بخورانند.

آری انتخاب مدرسه، معلم، همکلاسی نقش مهمی در شکل‎گیری حافظه کودک دارد، سرزدن به مدرسه و دقت کردن به تکالیف و درس فرزند، انسان را به نقاط ضعف او آگاه می‎کند و جنبه‎های مثبت را نشان می‎دهد که بعد انسان می‎تواند از نقاط مثبت برای جبران جهات ضعف سود ببرد.

بازی، تقویت کننده حافظه

بازیهای علمی، سرگرمی‎ها و حفظ داستانهای آموزنده به عنوان یکی از ساده‎ترین راههای وقت‎گذرانی و در عین حال موجب تقویت حافظه می‎باشد.

تردیدی نیست که برای یافتن راه حلها و بازگو کردن نیاز به تمرکز ذهن و قدرت دقت فراوان خواهد بود و همین باعث می‎شود تا ذهن خواب آلوده و خسته به تحرک افتد و از طراوت و شادابی برخوردار گردد و در ضمن معلومات شخص افزوده شود.

در تمام این بازیها حافظه فعالیتهای زیادی پیدا می‎کند و همین حالت ذهنیات او را از خمودی خارج می‎سازد و به اصطلاح تمام قوائی را که ذخیره کرده وارد عرصه کارزار می‎سازد و ضمن مراعات قواعد بازی به نظم و انضباط ذهنی خود می‎پردازد.

به هر حال در هر بازی متوجه خواهید شد که آزادگی را برگزیده‎اید و شادی باطنی را برای خویش فراهم ساخته‎اید.

برای تنوع کاوشهای علمی شما نیاز است ورزشهائی پیشنهاد شود تا در مواقع لزوم از آنها سود برده و اندیشه خود را پویا سازد.

ورزش برای قدرت تمرکز

به یک اتاقی که در او اشیاء گوناگونی هست 3 دقیقه به دقت تماشا کنید و هرچه در آن هست از نظر رنگ، اندازه، شکل، حالت و... به ذهن بسپارید سپس به اتاق دیگری بروید و آنچه به ذهن خود می‎آورید روی کاغذ بنویسید بعد نوشته را با اشیاء در اتاق مقایسه کنید اگر این کار را چند روز تکرار کنید متوجه خواهید شد که چقدر قدرت تمرکز شما تغییر می‎کند و اضافه می‎شود.

تمرین تمرکز

چهره فردی را که معمولاً او را می‎بینید در نبود او در نظرتان مجسم کنید آنچه که از چهره او در ذهنتان کامل نیست در دیدار بعدی کامل کنید، سپس وقتی که آن فرد نیست دوباره چهره‎اش را در ذهنتان ترسیم کنید، به اندازه‎ای تکرار کنید که بتوانید در هر زمانی که خواستید تمام خصوصیات چهره او را در ذهن ترسیم کنید.

ورزش چشم

می‎گویند هنگام مطالعه به خواب فرو می‎رویم به طوری که کتاب، دفتر به یک طرف و ما هم به سوی دیگر می‎افتیم.

شاید زیاد غذا، آب خورده‎اید بعد مشغول مطالعه شده‎اید.

گویاد وقت مناسبی را برای مطالعه انتخاب نکرده‎اید.

ممکن است آشفته خاطر، نگران و ناراحت بوده‎اید.

حتماً اهمیت درس را درک نکرده‎اید.

احتمال دارد بعد از صرف غذا شروع به مطالعه نموده‎اید.

و... گاهی هم چشمان شما خسته شده که باید ورزش چشمی کنید:

سر را به حالت معمولی نگهدارید نخست با چشم به طرف راست بنگرید بدون اینکه سرتان را تکان دهید و تا آنجا که می‎توانید اشیاء طرف راست را نگاه کنید و آخرین زاویه ممکن طرف راست را بنگرید.

سپس به طرف چپ بدون تکان دادن سر، آنگاه به طرف بالا و بعد هم به طرف پایین وقتی که چهار مرحله پایان یافت تخم چشم‎تان را 360 درجه یعنی یک دور بچرخانید بدون تغییر دادن سر و بدن آنگاه چشم را ببندید و پنج مرحله را در حالی که چشمتان بسته است انجام دهید.

حدوداً‌ این ورزش باید 4ـ5 دقیقه طول بکشد.

مخصوصاً در مواقعی که مطلبی را مورد مطالعه قرار داده‎اید که بنظرتان اندکی مشکل می‎رسد، بیشتر ورزش چشم را تکرار کنید و انجام دهید.

معمولاً آنهائی که چشم‎چران هستند، بدون دلیل و هدفی به این طرف و آنطرف نگاه می‎کنند، مثل اینکه فردی مرتب حرف بزند، اگرچه بی‎معنا و بدون هدف باشد حتماً دهانش خسته می‎شود اینگونه افراد هم چشمهایشان خسته می‎گردد.

بعد از صرف غذا و قبل از شروع به مطالعه چند لحظه‎ای دراز بکشید پای راست را روی پای چپ قرار دهید و چشمهایتان را هم ببندید، آن گاه فوری بلند شوید زیرا ادامه آن موجب ملالت می‎گردد و زمینه‎ساز خواب خواهد بود.

اخیراً محلولی به نام «ای باس» Eye-bath محلول شستشوی چشم ساخته شده که برای رفع خستگی چشم مفید می‎باشد در مواقعی که کار چشمی زیاد می‎کنید می‎توانید از آن استفاده کنید.

آب هویج برای آنان که مطالعه زیاد می‎کنند و یا کارشان به گونه‎ای است که از چشم زیاد استفاده می‎کنند خوب است.

محلول چای پررنگ برای رفع خستگی چشم خوب است.

هرگاه چشم شما به مقدار قابل توجهی در فعالیت به سر برده باشد با بستن چشمها و قرار دادن آن در کف دست آن را استراحت کوتاهی بدهید، البته نباید دست با پلک چشم تماس داشته باشد بلکه بصورت گنبدی کوچک روی چشم قرار گیرد، برخی از بزرگان از علماء دیده شده که در این هنگام آیة‎الکرسی را می‎خوانند.

این کار برای مغز و چشم زمینه استراحت مناسبی را مهیا می‎کند، و در فرآیند بینائی و تمرکز مفید واقع می‎شود.

نگاه کردن به افقهای دور که اشیاء منوری داشته باشد مانند نگاه کردن به آسمان شبها و توجه کردن به یک ستاره نیز مفید است.

برای اینکه چشم خسته نشود در هنگام مطالعه و کار کردن به یک نقطه خیره نشوید بلکه گاهی دیده خود را به افقهای دور متوجه سازید، روی یک کلمه یا یک حرف نباید چشم توقف کند بلکه باید روی چند کلمه، چند جمله و یا یک پاراگرافت تکیه کند.

اگر کلمه‎ای را از نظر معنا ناآشنا هستید چندان تکیه نکنید بعدها به کتب لغت مراجعه نمائید.

آرنجها را روی زمین بگذارید و با دست جلوی چشمانتان را بگیرید امّا آنها را باز بگذارید ولی از رسیدن نور به آنها جلوگیری نمائید مدت سه دقیقه به همین حالت بمانید و بدن را آرام سازید و در تمام این مدت منظره جالب و دلنوازی (مثلاً غروب آفتاب، طلوع آفتاب، مناظر جنگلی و باغ و...) را در خاطر مجسم کنید.

پلکها را به آرامی با سرعت زیاد به هم بزنید. (30 بار)

ابتدا به فاصله 5 متری نگاه کنید بعد به شیئ در فاصله 3 سانتیمتری نگاه کنید.

اگر در اثر مطالعه یا کم‎خوابی چشمهایتان قرمز شده و یا احساس خستگی کردید سه شب هنگام خواب مقداری زرده تخم مرغ را روی پشت پلک چشم بمالید و صبح بشوئید.[۲۶۰]

پس از یک مقدار مطالعه پی در پی فراموش نکنید که باید پیوسته نگاه خود را ازکتاب برگرفته و بر روی شیئ در فاصله دور متمرکز سازید این کار به یاری اعصاب و استراحت ماهیچه‎های چشمان شما کمک کرده، ادامه کار خواندن را برای شما بدون احساس خستگی تأمین می‎کند.

ورزشهای عمومی

با انجام برخی ورزشها و تمرینها می‎توان نرمش عمومی بدن را حفظ کرد و نیز از سستی و فرتوتی زودرس بدن جلوگیری نمود، اجرای ورزش به صورت مستمر اگرچه کم در هر سن و سالی هیچ خطری به بار نخواهد آورد البته این نکته قابل تذکر است که تمرینها باید به طور آرام انجام گیرد.

به پشت بخوابید دستها را روی سینه، بالاتنه را به سمت چپ و پاها را بطرف راست بچرخانید بعد پای چپ را از روی پای راست رد کرده سر کاملاً متمایل به چپ، باز به حال اول برگردید و حرکت را معکوس انجام دهید (5 بار)

بایستید و پاها را تا آنجایی که می‎توانید از هم بازکنید نوک پنجه‎ها را بطرف خارج، زانوها کشیده بعد از کشیدن نفس عمیق به پهلوی راست خم شوید و نفس را از سینه خارج کنید و با یک دست پای خود را بگیرید و دست دیگر به حالت عمودی با گوش سر را به جلو خم و زانوها را تا کنید این تمرین را می‎توان روزانه انجام داد، در حین عملیات از نفس صحیح غافل نشوید.

روی زمین بنشیند دستها را روی پا بگذارد آنگاه بالاتنه را طوری به عقب خم کند که پشت آرام آرام به زمین برسد سپس تنه بدون کمک دستها و پاها بالا آورده شود.

هنگام راه رفتن سر باید در وضع مناسبی قرار داشته باشد و دستها حرکات و گردش منظمی داشته باشند و تمامی وزن ستون فقرات روی آخرین مهرهای کمر واقع نشود و زانوها از انحناء کافی برخوردار گردند و کف پا بطور مناسب با زمین برخورد نماید.

ورزش تنفس

یکی از مهمترین وظایف ارگانیزم تنفس کردن است یکی از علتهای اختلال حافظه کمبود اکسیژن و بدی تنفس کردن است که حتی دستگاه‎های کلیه و کبد و قلب و مغز را نیز از این ضرر بی‎نصیب نمی‎گذارد که علاوه بر همه اینها می‎بایست افزایش بی‎رویه سوخت و ساز (متابولیسم) بدن جراحات خفیف مراکز تنفسی اسیدها و بازها و حالات و تحریکات عصبی را بر این عوامل افزود.

یکی از تمرینها مهم یوگا نفس کشیدن از یک سوراخ بینی و بیرون دادن هوا از همان سوراخ بینی است، تمرین بعدی گرفتن همان سوراخ بینی با یک انگشت و دم و بازدم از سوراخ دیگر است.

تجربه نشان داده انرژی بدست آمده از این تمرین بسیار زیاد و قابل ملاحظه است.

اینگونه تمرینها بالندگی و فعال بودن بدن انسان را می‎افزاید و زمینه مناسبی برای مطالعه و کارهای فکری را مهیا می‎سازد.[۲۶۱]

ورزشها باید مداوم انجام شود، اگر بصورت گه‎گاهی انجام گردد نتیجه مناسبی را نخواهد داشت همانطور که در ورزشهای بدنی دیگر نیز چنین است.

مسئله دیگر اینکه باید ورزشها را در حین کار فکری انجام دهید تا اثر آن را خود بدست آورید، البته برخی از تمرینها را می‎توانید در غیر مواقع مطالعه انجام دهید.

اصولاً باید انسان خود را مقید کند به تحرک و جنب و جوش در همه ابعاد، آنان که فقط در یک بعد تلاش می‎کنند فقط به ورزشهائی می‎پردازند که صرفاً برای زیبائی اندام، بلند شدن قد، به وجود آوردن دیگر امور راه خوبی را نمی‎پیمایند.

پاسخ به چند مطلب

ناگفته نماند همانگونه که برای پاتولوژی (مرض شناسی) مادی نیاز به حضور بیمار نزد پزشک است تا پس از گفت و شنود و آزمایشات لازم جهات غیر متعادل (آنرمال) بیمار را تشخیص دهد، برای بیماری‎های روحی (پسیکولوژی) و درمان آن (پسیکوتراپی) نیز این موضوع لازم‎تر است تا روانپوی بتواند پس از تستهای لازم درد را تشخیص دهد و راه درمان و پیشگیری آن را ارائه دهد.

ما در این بخش بطور گذرا به برخی سئوالات در رابطة بی‎یادی و یا کم‎یادی و نیز عوامل تقویت حافظه و زمینه‎های مرتبط با آنها پاسخ بسیار کوتاهی داریم امید است مفید واقع شود.

از خدای متعال عاجزانه می‎خواهم که این اندک تلاشم را پذیرا باشد.

1ـ خواهر ـ ز ـ کرامتی

اینکه شما مطالب درس را خوب می‎فهمید امّا زود فراموش می‎کنید شاید:

1. در هنگام شنیدن زمینه‎های لازم را برای تداعی فراهم نمی‎کنید.

2. تکرارتان ناهمگون با روش صحیح است.

3. فهمیدن شما جمله‎ای است نه کلی نسبت به درس.

4. در هنگام شنیدن افکار دیگری نیز شما را به خود متوجه می‎کند.

5. در هنگام شنیدن به گونه‎ای گوش نمی‎دهید که قصد داشته باشید آن را بعداً به دیگران منتقل کنید و یا تمام نکات درس را نفهمیده‎اید.

6. حافظه‎تان حساس نیست.

7. درس برایتان اهمیت کافی ندارد.

8. قدرت استخدام مطالب از ذهن را ندارید.

2ـ تهران خ احمدی

اینکه شما در هنگام مطالعه خوابتان می‎برد ممکن است یکی از عوامل زیر موجب گردد:

1. کُند مطالعه می‎کنید.

2. روی یک حرف، کلمه، جمله زیاد تکیه می‎کنید.

3. کلمه‎ای از مطلب مورد مطالعه را خوب نمی‎فهمید.

4. فکرتان به امور غیر مطالب کتاب زیاد متوجه است.

5. زیاد خیال‎پروری و وهم‎پردازی دارید.

6. خسته هستید.

7. تازه از سر سفره غذا برخاسته‎اید.

8. از چشم خود زیاد استفاده کرده‎اید و چشم خسته شده و ورزش چشمی هم نکرده‎اید.

9. مطلب مورد مطالعه شما سخت و نامفهوم است.

10. سستی در بیشتر اعضاء بدنتان بوجود آمده است.

11. دستگاه گوارشتان منظم کار نمی‎کند.

12. از اراده قوی برخوردار نیستید.

برای هر کدام از عوامل فوق در لابلای همین کتاب مطالبی را نگاشته‎ایم اگر بدانها عمل کنید مسئله و مشکل‎تان به یاری خدا حل خواهد شد.

3ـ ح حمیدی یزد

خوردن قرصهای ضدخواب و یا قهوه و... برای خواب نرفتن...

بله، اصولاً هر کاری که برخلاف روند طبیعی بدن باشد و به بدن ضرر برساند از نظر شرعی و روانی ناشایست است زیرا اگر شما به عواملی که ذکر کردیم دچار خستگی شده‎اید باید از راه طبیعی خستگی را برطرف سازید.

روانپزشکان معتقدند که اینگونه مواد اگرچه در برخی مواقع ممکن است ضرری نزند اگر انسان استفاده کند ولی استمرار بر اینگونه مواد ضد خواب مضراتی به بار خواهد آورد از جمله ایجاد رعشه، اضطراب، رنگ‎پریدگی، سستی‎ ماهیچه‎ها و... می‎گردد.

پس شما بهتر است از روشهای طبیعی و معنوی سود ببرید مثلاً با ایجاد علاقه و تقویت اراده و برداشتن زمینه‎های خستگی به همین مسئله می‎توانید دست بیابید.

4ـ رشت، خ ـ د

میزان خواب برای ما چقدر ضرورت دارد؟

بطور کلی خواب برای انسان بستگی به خستگی روحی، مخصوصاً جسمی دارد هرچه فعالیت جسمی بیشتر باشد نیازش به استراحت و خوابیدن پی در پی بیشتر است ولی تلاش فکری استراحت پیوسته و زیاد لازم ندارد و با یک استراحت ناپیوسته و کوتاه خستگی برداشته می‎شود.

از آن سوی سن جوانی و نوجوانی انسان نیاز بیشتری به خواب دارد ولی آنچه که از کاوش دانشمندان برمی‎آید خواب 5ـ6 ساعت ضروری و بیش از 9 ساعت غیرلازم و اضافی است، البته نیاز به خواب و احساس خستگی فرق دارد که باید به کتب مفصل‎تر مراجعه کنید.

ادیسون شبانه روز 20 ساعت کار می‎کرد.[۲۶۲]

چرچیل 16 ساعت شبانه‎روز کار می‎کرد.[۲۶۳]

برخی هم هستند در روز 7ـ8 ساعت کار می‎کنند و بقیه‎اش را خوابیده‎اند و یا به بیکاری وقت خود را صرف می‎کنند و یا در شرکت ایران ول و مجتمع مهندسان آسفالت و موزائیک ساب به کار ساییدن آسفالت و موزائیک کوچه و خیابانها مشغولند، و به شغل خیابان پیمائی، پیاده روسائی، آدم شماری و... می‎پردازند، که همین گونه کارها موجب خستگی روحی می‎گردد.

5ـ کرج ـ ح ـ م

... چرا معمولاً افرادی که رنگ دینی و معنوی آنها کم است از استعداد خوبی برخوردارند و افراد متدین نه؟

این یک ادعاست که شما می‎گوئید زیرا در بین افراد متدین استعدادهای قوی و کارآمدی وجود داشته و دارد اگر قبول ندارید به کتبی که در رابطه با مخترعین و مکتشفین بزرگ تاریخ نگاشته شده است مراجعه کنید.

شاید برخی افراد متدین بخاطر امید زیاد به خدا و لطف او (که این مقدار نکوهیده است) تن به کار و درس و تفکر نمی‎دهند طبیعی است سرانجام و برآیند کارشان همین خواهد بود.

اینکه می‎بینید معمولاً افراد بی‎دین بی‎تعهد و نامسئول زمام امور ممالک را در دست دارند برای این است که آنها هیچ تعهدی را ندارند و هرچه دستور بدهند انجام می‎دهند و لذا زمامداران و استعمارگران برای حفظ خود آنها را بکار می‎گمارند و افرادی که حاضر نمی‎شوند به حقوق دیگران برای حفظ نظام تجاوز کنند ارج و بهائی نمی‎دهند و حتی نمی‎گذارند آنها از نظر استعداد و اندیشه رشد کنند، شاید هم‎اکنون نیز در بین معلمان، متخصصان و فنی‎ها کسانی باشند که از زمینه‎سازی برای رشد و بالندگی افراد متدین اکراه دارند، زیرا هدفشان این است که قدرت و موقعیت اجتماعی را بدست افراد متعهد نسپارند.

آری با وجود زمینه مساعد باید افراد متدین و مؤمن که مسئولیت تعلیم و تربیت و پرورش جامعه را برعهده دارند زمینه بهتر و بیشتری برای رشد افراد متدین مهیا نمایند و اسلحه علم و تکنولوژی را به افراد بی‎دین و نامسئول نسپارند که سرانجام مورد لعن و نفرین خدا و ملائکه و انبیاء ـ علیهم السلام ـ و ائمه ـ علیهم السلام ـ و شهدا ـ اعلی الله مقامهم ـ و نیکان قرار می‎گیرند.

رابطه معلم و شاگرد

در پایان لازم است نظر خوانندگان عزیز را به یک نکته جلب نمود:

انسان در آغاز خلقت هیچ نمی‎دانست و پای به عرصه دنیا نهاد.[۲۶۴]

عوامل گوناگونی در مسیر فکری، جسمی او دست به دست هم دادند تا پس از گذشت چند سالی قدرت درک و فهم و شعور پیدا کرد.

نخستین آموزگار انسان پدر و مادر است که خدای متعال و در روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ برای آنان حقوق گوناگونی منظور کرده است و اگر انسان بخواهد به سعادت ابدی نائل گردد لازم است نهایت دقت و توجه را به آنان نموده و در حد توان احترام لازم و کافی را به جای آورد، که خود بحث مفصلی دارد و این مختصر امکان آن مفصل را ندارد.

یکی دیگر از کسانی که به انسان حق ویژه‎ای دارد معلم است، بنیاد فکری، علمی هر انسانی در گرو تلاشهای معلمین است.

اگر جامعه بخواهد از ارزشهای فکری، مادی، معنوی، هنری، صنعتی و... برخوردار باشد باید معلمین و مربیان کارآمد و پرکاری را داشته باشد.

اگر جامعه بخواهد به سعادت برسد باید به مقام معلم و آموزگار ارج نهد و او را با تمام وجود مورد مراقبت قرار دهد تا با فکری آرام و انگیزه‎ای قوی به تدریس و تربیت آینده‎سازان جامعه اهمیت گمارد.

اگر انسان بخواهد در زندگی جهشی و بالنده کار کند، تحصیل کند، هنر بیاموزد، صنعت و حرفه بیاموزد و پیشرفت فوق‎العاده داشته باشد باید در پرتو هدایتهای واقعی و علمی معلم گام بردارد، به جهت اهمیت و نقش مهم معلم در بارور نمودن افکار جوانان لازم است در اینجا توجه شما برادر و خواهر گرامی را به اهمیت مقام معلم و آموزگار در فرهنگ اسلام جلب کنیم تا رعایت بیشتری نموده و ثمرات زیادی عایدتان گردد و در مسیر یادداری موفق‎تر گردید.

اگر معلمی با دانش‎آموزی دوست شود، دانش‎آموزی نسبت به معلم احترام گذارد، با ادب سخن گوید, برای او ارج قائل باشد، طبعاً معلم کلید یادگیری علوم را به او هدیه خواهد کرد، اشکالات روشی او را به وی گوشزد خواهد نمود، روشهای زودیابی، سریع‎فهمی را به او نشان خواهد داد.

اگر ارتباط معلم با شاگرد، و شاگرد با معلم یک رابطه دوستانه و قلبی و واقعی باشد برای معلم و دانش‎آموز نتیجه بخش‎تر خواهد بود، کاستی‎های علمی، فکری و روشی دانش‎آموز را معلم بطور شایسته تذکر خواهد داد و معلم هم از آنسوی از تلاشش آسوده و مسرور خواهد بود.

گاه یک تذکر و اشاره معلم در یک درس یا یک علم دانش‎آموز را جهشی بسوی موفقیت رهنمون می‎کند.

اگر محصلی بتواند قلب معلم را با خود نزدیک کند، محبت واقعی خودش را در دل معلم جای دهد، معلم را پناه مشکلات و نارسائی‎های زندگی خود تصور کند، او را واقعاً دوست بدارد، نسبت به او احساس کوچکی و تواضع نشان دهد و او را یار خود بداند، در رشد فکری و علمی او خیلی تأثیر دارد.

آری برخی معلمین ممکن است از نظر تعهد و تدین ضعیف باشند ولی از نظر علمی، تجربه برتری داشته باشند انسان باید از همان بعد علمی با آنها ارتباط قوی داشته باشد.

اسلام می‎گوید:

علم را اگرچه از پیروان گمراه باشد بیاموزید.[[۲۶۵]

علم اگرچه از منافق باشد بیاموز.[۲۶۶]

کاری نکن که منافق و گمراه علمش را از تو دور کند و بطور فرمالیته درس بدهد. آری به او احترام انسانی بگذار، احترام کوچک به بزرگ نما، احترام دانش‎آموز به معلم نما، و علم او را خوب دریافت کن و در مسیر افراد متدین و متعهد بکار ببر.

بله او را از همه جهاد الگو برای خود قرار نده ولی روشی را هم برنگزین که داشتهای ذهنی خود رااز تو برگیرد یا به اندازه کافی در اختیارت قرار ندهد.

برخی معلمین را دیده‎اید که با افراد ضد دین و بی‎تدین و... خیلی گرم نمی‎گیرند ولی به بچه‎های انقلابی و حزب اللهی ارزش قائل نیستند چون آنها به قول شما چاخام کید، تملق مگویند و... ولی شما نمی‎خواهید به این گونه افراد بهائی بدهید زیرا که با مکتب شما بی‎توجه هستند.

نه برادر و خواهر عزیز من و شما وظیفه داریم نسبت به معلم احترام خاصی قائل شویم اگرچه متدین نباشد.

البته ما نمی‎خواهیم بگوئیم آنان مقصر نیستند ولی ما باید وظیفه الهی خود را انجام دهیم خداوند متعال هم در دل آنان از طریق قوه وجدان و عقل نه از ناحیه دین زمینه‎ای را بوجود خواهد آورد.

و اتفاقاً از آنسوی معلمین متدین هم با دانش‎آموزانی که از نظر مذهبی تقیدی ندارند بی‎توجهند در صورتی که هر دو گروه اشتباه می‎کنند هم معلمین و هم دانش‎آموزان متدین، معلمین متدین باید از ابزار علمی که در اختیار دارند افراد غیرمتدین را تشویق به دینداری کنند و دانش‎آموزان متدین معلمین غیرمتدین ولی آشنا به یک علم و یا علوم را احترام کنند تا از علم آنها سود جویند و فردا بتوانند خدمت بهتری به جامعه اسلامی نمایند.

شما دیده‎اید برخی از معلمین غیرمتعهد و نامتعهد با همان ابزار علم خود دوستان شما را به عقاید و افکار خود می‎کشانند شما هم باید از این روش بیش از گذشته بهره جوئید.

آری معلم هم باید بداند که فکر جوانانی که در اختیار اوست در برابر آنها از نظر عقلی، شرعی و دنیوی، اخروی مسئولیت دارد اگر 10 دقیقه از وقت کلاس را هدر دهد در اصل 10 دقیقه از 40 نفر را از بین برده و خود چندین ساعت می‎شود و به همین مقدار خیانت کرده است.

آری با این روشهای اسلامی می‎توانید علاقه واقعی خود را در دل معلم قرار دهید و در نتیجه هم رضای خدا را تأمین کرده و هم توجه معلم را به خود جلب نموده و نیز در درس هم موفقتر خواهید شد.

1. به معلم سلام کن[۲۶۷] اگرچه معلم گذشته بود و چنانچه فرد دیگری هم بود بگو ایشان معلم... من بوده و یا هستند و از صفات نیکش بازگو کن.

2. در هنگام نگاه کردن به گونه‎ای باش که او احساس نکند با بی‎ادبی و یا تحقیر به او می‎نگری (عن علی ـ علیه السلام ـ، بحارالانوار، ج 2، ص 43).

3. وقتی معلم سخن می‎گوید حرف او را قطع نکن.

4. در گفتارت آنگونه باش که او بفهمد وی را دوست داری.

5. در رفتارت آنطور باش که بیانگر احترام و علاقه به او باشد.

6. اگر توانستی گاه گاهی به او هدیه بده.

7. وقتی او تو را نصیحت می‎کند گوش کن و دقت نما بگونه‎ای که احساس کند توجه به حرفش داری.

8. دربرابر معلم تواضع داشته باش.

9. صدایت را بر معلم بلند نکن.

10. از رفتار و کردار (بحق) معلمت دفاع کن (اگر برایت مقدور بود)

11. وقتی نزد معلم هستی بگذار او سخن بگوید و از اندوخته‎های علمی و تجربی او سود ببر.

12. با معلم در مسائل علمی فکری لجاجت نکن.

13. اگر معلم مریض شد به عیادت او برو.

14. اگر برای او گرفتاری پیش آمد او را در حد توان یاری کن.

15. عیوب معلمت را بپوش (در جائی که نتیجه ندارد).

16. صفات نیکش را بازگو کن.

17. دشمن معلمت را نزد او تعریف نکن و دوست دشمن او نباش.

18. از تعریف و تمجید معلم دوری نکن که برای تو مفید است. (البته در حد متعادل باشد)

19. معلم را دوست خود بدان (اگر متعهد و متدین باشد).

20. اگر اشکالی در معلم بود (جرأت نکردی، خجالت کشیدی و...) نامه‎ای بنویس و پس از تشکر از زحمات او و ذکر صفات نیکش آن کاستی او را به او تذکر بده البته بدون مشخصات خود و حتی خط دیگری باشد که ایجاد مشکل نکند.

بدانید معلم هم یک انسان است، خطا دارد، اشتباه دارد، ممکن است صفات زشتی از خانه یا جامعه در او رسوب کرده باشد ولی بخاطر برخی از بدیهای او نباید از مقام معلم بودنش غفلت داشته باشی.

بلکه از صفات نیک او برای پالایش صفات زشتش بهره‎برداری کنی.

اگر معلم احساس کند شما دوست واقعی او هستید او نیز در مواقع حساس شما را یاری خواهد کرد و نیز شما هم به رشد و بالندگی یک انسان همت گماشته‎اید که در برابر خداوند متعال اجر چشمگیر خواهید داشت.

در پایان از شما برادر و خواهر گرامی تقاضا دارم که نظرات و پیشنهادات و انتقادات خودت را برایم بفرست تا شاید در این گامی که برداشته‎ام نتیجه بهتری برگیرم.


مآخذ و مدارک کتاب

1. اصول کافی

2. آداب تعلیم و تربیت

3. اسرار تندرستی

4. اعجاز خوراکیها

5. آئین زندگی

6. بحارالانوار

7. بزهکاران

8. تحف العقول

9. تاریخ الحکماء

10. تفسیر البرهان

11. تفسیر المیزان

12. تأثیر موسیقی بر اعصاب و روان

13. پنجاه و هفت درس برای تقویت حافظه

14. الخصال

15. خزائن نراقی

16. خودسازی

17. چگونه اراده خود را تقویت کنیم؟

18. داستانها و پندها

19. روضات الجنان

20. رساله ذهبیه

21. راز موفق زیستن

22. روانشناسی‎مان

23. راز کامیابی مردان بزرگ

24. روانشناسی نوجوان

25. رمز پیروزی مردان بزرگ

26. رمز ترقی

27. زی طلبگی

28. زندگی خواجه نصیرالدین طوسی ـ رحمة الله ـ

29. سیمای فلاسفه شرق

30. سفینة البحار

31. سیمای جوانان

32. سیمای فرزانگان

33. شیخ عباس قمی مرد علم و تقوی ـ رحمة الله ـ

34. شرح نهج البلاغه (مصطفی زمانی)

35. صدور یک برنامه زندگی

36. علاج النسیان

37. عقده‎های روانی

38. علم موفق زیستن

39. غرر الحکم

40. فروع کافی

41. فلاح السائل

42. فوائد الرضویه

43. قصص العلماء

44. قرآن مجید

45. کشف الغمه

46. مفاتیح الجنان

47. میزان الحکمه

48. مکارم الاخلاق

49. المراقبات

50. المحاسن

51. منیة المرید

52. مردان علم در میدان عمل

53. مجموعه مقالات

54. مغز متفکر شیعه

55. مباحث عمده در روانپزشکی

56. نهج الفصاحه

57. نقش اولیاء

58. نسخه عطار

59. نهج البلاغه

60. وسائل الشیعه

توجه و تذکر

برخی از منابع را به عللی که در مقدمه ذکر کرده‎ایم در پاورقی‎ها نامی از آنها برده نشده و فقط به شماره مندرج در این فهرست بسنده کرده‎ایم.

پانویس

  1. البته اینکار در روز یکساعت آنهم از 10ـ11 شب و برخی مواقع کار خاصی پیش می‎آمد در زمان دیگری جبران می‎شد (در ایام تعطیلی درس) و حدود 3600 ساعت طول کشید تا کار تکمیل شد و به مرحله بازنگری رسید.
  2. «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»، (سوره شعراء، آیه 89)
  3. «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ...»، (اسراء، 36).
  4. «وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ...»، (سوره نحل، آیه 78).
  5. مأخذ 54، ص 584.
  6. «قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ»، (اسراء، آیه 80.)
  7. Montaigne.
  8. در مسئله دقت و توجه آیات فراوانی در قرآن کریم وجود دارد.
  9. Voltaire.
  10. مأخذ 38، صفحه 168.
  11. PASCAL.
  12. Riuarol.
  13. Platon.
  14. Gorgs _ounamel.
  15. المؤمن کیس، میزان الحکمه، ج 1، ص 340.
  16. «اتَّقُوا اللَّهَ...»، (سوره بقره، آیه 282).
  17. من اخلص لله اربعین یوما... (سفینه البحار، ج 1، ص 408).
  18. «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»، (انفال، 29).
  19. ابی الله ان تجری الامور الاباسبابها (میزان الحکمه، ج 10، ص 692).
  20. لا دین لمن لا معادله... (خودسازی، ص 168).
  21. از مأخذ شماره 23 برگزیده‎ایم.
  22. از مأخذ شماره 23 برگزیده‎ایم.
  23. از مأخذ شماره 23 برگزیده‎ایم.
  24. از مأخذ شماره 23 برگزیده‎ایم.
  25. از مأخذ شماره 23 برگزیده‎ایم.
  26. از مأخذ شماره 23 برگرفته‎ایم.
  27. از مأخذ شماره 23 برگرفته‎ایم.
  28. از مأخذ شماره 23 برگرفته‎ایم.
  29. از مأخذ شماره 23 برگرفته‎ایم.
  30. از مأخذ شماره 23 برگرفته‎ایم.
  31. از مأخذ شماره 23 بهره برده‎ایم.
  32. از مأخذ شماره 23 بهره برده‎ایم.
  33. ا ز صفحه 413 مأخذ 9 برگرفتیم.
  34. الاعمال بالنیات، بحارالانوار، ج 70، ص 211.
  35. از صفحه 45 مأخذ 13 نقل شده.
  36. مأخذ شماره 22 صفحه، 491، ج 1 .
  37. Saintinomasdaquin
  38. مأخذ 23، صفحه 133.
  39. کل شیء ینقص علی الانفاق الا العلم، (غرر).
  40. قیدوا العلم، قیل و ما تقیده؟ قال کتابته (منیة المرید، ص 163).
  41. اکتبوا فانکم لا تحفظون حتی تکتبوا (منیة المرید، ص 483).
  42. احتفظوا بکتبکم فانکم سوف نحتاجون الیها (منیة المرید، ص 483).
  43. و ان لم یجتمع... ذلک امثل... (نهج البلاغه، نامه 31).
  44. از صفحات 185ـ184 مأخذ 38 برگرفتیم.
  45. از کتاب مجموعه مقالات استاد آیة الله حسن‎زاده آملی صفحه 38 انتخاب شده.
  46. مأخذ شماره 13 و 35.
  47. نهج البلاغه، نامه 45: ان الشجرة البریه اصلب عودا...
  48. نهج البلاغه، حکمت 203.
  49. مأخذ 26 صفحه 158.
  50. مأخذ 26 صفحه 158.
  51. دیوان منسوب به امام علی ـ علیه السلام ـ، ص 127 (ترجمه مصطفی زمانی).
  52. دیوان امام علی ـ علیه السلام ـ، ص 59.
  53. دیوان امام علی ـ علیه السلام ـ، ص 184.
  54. قدر الرجل علی قدر همته (حکمت 44، نهج البلاغه).
  55. من طلب شئ ناله او بعضه (نهج البلاغه، ح 393).
  56. « إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ...» (سوره هود، آیه 85).
  57. و من التوفیق حفظ التجربه (نهج البلاغه، حکمت 207).
  58. وعود نفسک التصبر علی المکروه (نهج البلاغه، نامه 31).
  59. و امسک عن طریق اذا خفت ضلالته فان الکف...، نهج البلاغه نامه 31 که امام علی ـ علیه السلام ـ به فرزندش امام حسن ـ علیه السلام ـ نوشت.
  60. مأخذ شماره 25، ص 24.
  61. الفرصة تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخیر (نهج البلاغه).
  62. العلم خزائن و المفاتیح السئوال فاسالوا یرحمکم الله فانه یوجر... (خصال، ص 245).
  63. الظفر بالحزم و الحزم باجالة الرای (نهج البلاغه، حکمت 45؛ و نیز میزان الحکمه، ج 3، باب الفرصه).
  64. من تفکر ابصر (شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 284).
  65. من غفل عنها خسر (نهج البلاغه، حکمت 204).
  66. التقصیر فی حسن العمل... (نهج البلاغه، حکمت 390).
  67. مأخذ 25، ص 13.
  68. مأخذ 36، ص 105.
  69. مأخذ 36، ص 104.
  70. قدرت اراده عصاره، 30 صفحه
  71. سوره قمر، آیه 49.
  72. الله فی نظم امرکم (نهج البلاغه، نامه 31).
  73. قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه (ح 444).
  74. ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان فاتبعوا لها طرائف الحکم (نهج البلاغه، ح 89).
  75. مأخذ 28، ص 14.
  76. اضاعة الفرصه غصه (نهج البلاغه، حکمت 114).اضاعة الفرصه غصه (نهج البلاغه، حکمت 114).
  77. جاهلکم مزداد و عالمکم مسرف (نهج البلاغه، حکمت 289).
  78. کل معاجل یسأل الانظار... (نهج البلاغه، حکمت 291).
  79. الفرصة سریعه الفوت (سفینه، ج 2، ص 358).
  80. و فراغک قبل شغلک (بحارالانوار، ج 71،‌ص 177).
  81. دیوان امام علی ـ علیه السلام ـ، ترجمه مصطفی زمانی، ص 150.
  82. بادر الفرصه قبل ان تکون غصه (نهج البلاغه، نامه 31).
  83. «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ...»، (مائده، آیه 48).
  84. الله الله فی نظم امرکم (نهج البلاغه، نامه 31).
  85. دیوان امام علی ـ علیه السلام ـ، کلام 438.
  86. دیوان امام علی ـ علیه السلام ـ، کلام 438.
  87. مأخذ 23، ص 5.
  88. مأخذ 23، ص 6.
  89. منیة المرید، ص 483.
  90. منیة المرید، ص 483.
  91. ثمرة الحزم السلامه (نهج البلاغه، حکمت 183).
  92. «وَ أَمْرُهُمْ شُورى...»، (سوره شوری، آیه 38).
  93. «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ...»، (سوره آل‎عمران، آیه 159).
  94. لایستغنی العاقل عن المشاوره (غرر).
  95. من شاور ذوی العقول استغناء (غرر).
  96. لاظهیر کالمشاوره (بحارالانوار، ج 75، ص 100).
  97. ما تشاور قوم الاهدوا الی رشدهم (بحارالانوار، ج 78، ص 105).
  98. تفسیر برهان، ذیل آیه 9 سوره یس.
  99. «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ...»، (طلاق، آیه 3).
  100. نهج البلاغه، نامه 31.
  101. کل امر ذی بال و لم یذکر فیه... (بحارالانوار، ج 16).
  102. «و لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»، (ابراهیم ـ علیه السلام ـ، آیه 7).
  103. منیة المرید، ص 130.
  104. منیة المرید، ص 130.
  105. منیة المرید، ص 130.
  106. منیة المرید، ص 130.
  107. «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ...»، (سوره طلاق، آیه 2).
  108. «إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ...»، (سوره فاطر، 28).
  109. «و آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ...»، (سوره لقمان، 12).
  110. «اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ»، (بقره، آیه 282).
  111. گناهت، معاصیت.
  112. کافی، ج 2 (عربی)، صفحات 596ـ613.
  113. کافی، ج 2 (عربی)، صفحات 596ـ613.
  114. کافی، ج 2 (عربی)، صفحات 596ـ613.
  115. کافی، ج 2 (عربی)، صفحات 596ـ613.
  116. یذهبن بالنسیان و یزدن الحفظ (سفینة البحار، ج 2، ص 588).
  117. ان البیت اذا کان فیه... (عده، ص 269).
  118. « قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ...»، (سوره مائده، 15).
  119. [8العلم نور... (میزان الحکمه، ج 6، ص 529).
  120. « وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ...»، (سوره نور، آیه 40).
  121. سوره بقره، آیه 255.
  122. از اول این آیه: «آمَنَ الرَّسُولُ... عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ»، (284 تا 286).
  123. علاج النسیان، ص 60.
  124. آیات 114ـ115، سوره طه.
  125. آیات 16ـ17ـ18، سوره قیامت.
  126. آیات 6ـ7 سوره اعلی.
  127. سوره نور، آیه 35.
  128. [17]تفسیر برهان، ج 3، ص 244ـ247 خلاصه مضامین آنها.
  129. «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ...»، سوره احزاب، آیه 56.
  130. بحارالانوار، ج 76، ص 320.
  131. فلاح السائل، ص 168.
  132. مخلاه، ص 181؛ و علاج النسیان، ص 43.
  133. مأخذ 18، جلد 4، ص 93.
  134. دعاهای کمیل، توسل، ندبه، سمات، و زیارات عاشورا، جامعه و...
  135. المراقبات، ص 93.
  136. اذا امتلئت المعده... (میزان، ج 7، ص 171).
  137. سفینة البحار، ج 1، ص 286.
  138. المراقبات، ص 92.
  139. کافی، ج 6، ص 270.
  140. المراقبات، ص 92.
  141. از روایات استفاده می‎شود شیطان به تمام اشکال از موجودات عالم ممکن است ظاهر گردد.
  142. وسائل، ج 16، ص 499.
  143. «إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى»، (سوره علق، آیه 11).
  144. وسائل، ج 16، ص 498.
  145. خصال، ص 351.
  146. ایاک و الاکثار من الشرب الماء، مکارم الاخلاق، ص 179.
  147. سفینة البحار، ج 1، ص 103.
  148. بحارالانوار، ج 62، ص 291.
  149. بحارالانوار، ج 62، ص 293.
  150. مکارم الاخلاق، ص 41.
  151. کافی، ج 6، ص 511.
  152. کافی، ج 6، ص 511.
  153. کافی، ج 6، ص 512.
  154. در مأخذ 3، برای بوی دهان 9 علت برشمرده که می‎توانید برای اطلاع بیشتر به صفحه 134 مراجعه کنید.
  155. مکارم الاخلاق، ص 53.
  156. سفینة البحار، ج 1، ص 103.
  157. خصال، ص 126؛ و بحارالانوار، ج 76، ص 319.
  158. سفینة البحار، ج 2، ص 588 در این کتاب دهها حدیث در اهمیت مسواک زدن نقل شده است.
  159. مکارم، ص 51، حدود 50 روایت نقل شده است.
  160. ثواب الاعمال، ص 35.
  161. سفینة البحار، ج 1، ص 103.
  162. سفینة البحار، ج 1، ص 103.
  163. مأخذ 3، صفحه 96.
  164. مکارم الاخلاق، ص 84؛ و بحارالانوار، ج 62، ص 294.
  165. سفینة البحار، ج 2، ص 588.
  166. سوره اسراء، آیه 78.
  167. سفینة البحار، ج 1، ص 280.
  168. خصال، ص 126؛ و بحارالانوار، ج 79، ص 319.
  169. مکارم الاخلاق، ص 221.
  170. مکارم الاخلاق، ص 84؛ و بحارالانوار، ج 62، ص 294.
  171. المحاسن، ص 550.
  172. فروع کافی، ج 6، ص 357 (هفت روایت وجود دارد).
  173. ... اکل التفاح یعنی الحامض (سفینه، ج 1، ص 588).
  174. مأخذ 3، صفحات 171 و 179.
  175. مأخذ 3، صفحه 178؛ و مأخذ 4، ص 201.
  176. مأخذ 3، صفحه 178؛ و مأخذ 4، ص 201.
  177. مأخذ 3، صفحه 178.
  178. الخل یشد العقل... (وسائل، ج 17، ص 67).
  179. کافی، ج 6، ص 329.
  180. ... و یقتل دواب البطن... (وسائل، ج 17، ص 69).
  181. المحاسن، ص 542: کلر الرمان بشحمه...
  182. المحاسن، ص 543.
  183. مکارم، ص 165.
  184. مکارم الاخلاق، ص 166.
  185. مکارم الاخلاق، ص 166.
  186. مأخذ 4، ص 142.
  187. مأخذ 4، ص 143.
  188. کافی، ج 6، ص 332.
  189. سفینة البحار، ج 1، ص 286.
  190. این موارد را از مأخذ 3، صفحات 163ـ196 برگرفته‎ایم. اگرچه در مضامین روایات هم وجود دارد.
  191. Astnenie.
  192. Ciaquage.
  193. Cyclototymie.
  194. از مأخذ 55، صفحات 58ـ61 سود جسته‎ایم.
  195. از مضامین روایات مأخذ 47، ج 10، ص 69ـ83 برگزیدیم.
  196. مأخذ 12، ص 51.
  197. ضحک المؤمن التبسم (تحف العقول، ص 270).
  198. القهقهه من الشیطان (اصول کافی، ج 2، ص 664).
  199. یقال العسکری ـ علیه السلام ـ : من الجهل الضحک من غیر عجب (تحف العقول، ص 262).
  200. قال الرسول ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ : ایاک و کثرة الضحک فانه یمیت القلب (مکارم، ص 473).
  201. قال الصادق ـ علیه السلام ـ : کثرة الضحک یمیت الدین کما یمیت الماء الملح (کافی، ج 2، ص 664).
  202. قال السجاد ـ علیه السلام ـ : من ضحک ضحکة مج من عقله، مجة من علم (کشف الغمه، ج 2، ص 314).
  203. «إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ»، (سوره قصص، آیه 76).
  204. «فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلاً...»، (سوره توبه، آیه 82).
  205. «ذلِکُمْ بِما کُنْتُمْ...»، (سوره مؤمن، آیه 76).
  206. عقاب الاعمال، ص 332.
  207. علل الشرایع، ص 518.
  208. خصال، ص 229.
  209. البته قابل تذکر است که برخی از مراجع عظام حرام نمی‎دانند بلکه برخی مکروه می‎دانند، عده‎ای احتیاط واجب در ترک می‎دانند و... هرکس باید به رساله احکام مرجع خود مراجعه کند و در آداب نکاح و ازدواج میان زن و شوهر بیابد. ناگفته نماند این اختلاف نسبت به زن و شوهر است و اگرنه در رابطه با غیر این دو حرمت آن قطعی است.
  210. رساله ذهبیه، ص 176.
  211. توضیح بیشتر در کتاب جوانان چرا (1ـ2ـ3) و مشکلات جنسی، ناتوانیهای جنسی و... است.
  212. سفینه، ج 2، ص 588؛ و مکارم الاخلاق، ص 72.
  213. وسائل، ج 1، ص 241.
  214. سفینه، ج 2، ص 588.
  215. سفینه، ج 2، ص 588.
  216. روایات زیادی در این مورد وجود دارد که به کتاب خودسازی ص 76 اثر دیگر نگارنده مراجعه نمائید.
  217. کافی، ج 2، ص 341.
  218. کافی، ج 2، ص 341.
  219. کافی، ج 2، ص 241.
  220. کافی، ج 2، ص 241.
  221. کافی، ج 2، ص 241.
  222. نهج البلاغه ابن ابی‎الحدید، ج 18، حکمت 294؛ و منیة المرید، ص 122.
  223. اصول کافی، ج 3، ص 400.
  224. دعای شریف کمیل.
  225. اصول کافی، ج 3، ص 400.
  226. اذا ارذل... (نهج البلاغه، حکمت 294).
  227. «شَهِدَ اللَّهُ...»، (آل‎عمران، آیه 18).
  228. اذا قارن العبد ذنبا فارقه عقل لم یعد الیه ابدا (کافی، ج 2).
  229. عدة الداعی.
  230. غرر الحکم.
  231. نهج البلاغه، ج 3، ص 267.
  232. «یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ...»، (توبه،‌ آیه 25).
  233. «وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکُونَ...»، (سوره اسراء، آیه 109).
  234. من لم یملک غضبه لم یملک عقله (امام صادق ـ علیه السلام ـ، بحارالانوار، ج 77، ص 318).
  235. الغضب یفسد الالباب (غرر الحکم).
  236. شدة الغضب تغیر المنطق و تفرق الفهم (امام علی ـ علیه السلام ـ، بحارالانوار، ج 71، ص 428).
  237. یا علی لا تغضب فاذا غضبت فاقعد... (تحف العقول، ص 18).
  238. دیوان دکتر رسا، ص 400.
  239. اللجاجة تسل الرای (امام علی ـ علیه السلام ـ، بحارالانوار، ج 71، ص 341).
  240. اللجاج اکثر الاشیاء مضرة فی العاجل و الاجل (امام علی ـ علیه السلام ـ، غررالحکم).
  241. ایاک و اللجاجة فان اولها جهل و آخرها ندامه (پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، تحف، ص 18).
  242. ایاک ان تجمع بک مطیه اللجاجه (امام علی ـ علیه السلام ـ، بحارالانوار، ج 71، ص 341).
  243. مردان علم در میدان عمل، ص 63.
  244. قصص العلماء، ص 266.
  245. قصص العلماء، ص 266.
  246. اعیان الشیعه، ج 9، ص 257.
  247. دمی با آزادگان، ص 11.
  248. سرگذشت شیخ عباس قمی (ره)، ص 20.
  249. سیمای فرزانگان، ج 3، ص 106.
  250. قصص العلماء.
  251. هزاره شیخ طوسی (ره)، ج 1، ص 80.
  252. مرگی در نور، ص 52.
  253. آداب تعلیم و تربیت، ص 12.
  254. زی طلبگی، ص 122.
  255. یادنامه علامه (ره)، ص 135.
  256. یادنامه شهید دستغیب (ره).
  257. الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله (پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، وسائل، ج 8، ص121).
  258. وسائل، ج 15، ص 180 و...
  259. این نکات مضامین روایات بود که از کتب مکارم الاخلاق و وسائل الشیعه برگزیدیم، علاقمندان به مدارک و یا حداقل به کتاب شریف مکارم الاخلاق که ترجمه شده مراجعه کنند.
  260. نسخه عطار، ص 280، تجربه نیز شده است.
  261. [2مأخذ 35، ص 140.
  262. مأخذ 5، ص 98.
  263. مأخذ 5، ص 98.
  264. «وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ»، (نحل، 78).
  265. 2اطلبوا العلم و لو من... (کافی، ج 1، باب علم).
  266. [3اطلبوا العلم و لو من... (کافی، ج 1، باب علم).
  267. این نکات مضامین روایات است که بخاطر اختصار از ذکر عبارات عربی اغماض کردیم.
بازگشت به کتب منکر جنسی