کتابخانه:حج و عمره در آینه فقه مقارن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حج و عمره در آینه فقه مقارن
مشخصات کتاب
Haj va omre-meghdadi.jpg
نویسنده محمد علی مقدادی
زبان فارسی
ناشر نشر مشعر
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر ۱۳۸۴
شابک ۹۶۴-۷۶۳۵-۸۱-۸
دانلود PDF

محتویات

مقدمه

سفر به حرمین شریفین و زیارت خانه خدا وحرم مطهّرنبوی، از آرزوهای دیرین هر مسلمان و زیباترین لحظات زندگی هر زائر دلباخته است؛ سفری که سرشار ازمعنویت، توفیق ورستگاری است.
در این سفر، زمینه وفضایی فراهم می‌شود تا خاطرات تلخ وشیرین تاریخ صدر اسلام؛ دیگر بار در ذهن‌ها زنده شده و حوادث ومشکلات سال‌های آغازین مرور شود وبدین وسیله راهکار مؤثری فراروی انسان مسلمان قرار گیرد تا نسبت به کینه‌توزی‌ها وترفندهای دشمنان شناخت پیدا کند و بی‌تفاوت از برابر آنها نگذرد.
اسلام همواره به حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان توصیه کرده و برآن تأکید وپا فشاری نموده است. در قرآن کریم، احادیث رسول‌خدا (ص) و روایات اهل‌بیت شواهد بسیاری در این‌باره وجوددارد که به‌تعدادی ازآنهااشاره می‌کنیم:
۱. وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَلَاتَفَرَّقُوا[۱]
۲. وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ ریحُکُمْ[۲]
۳. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون إِخْوَةٌ فَأصْلِحُوا بَیْنَ أخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوااللهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون.[۳]
۴. قَالَ رسولُ‌الله (ص):
«لَاتَرْجِعُوا بَعْدی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْض».
[۴] ۵. قَالَ رسولُ‌الله (ص):
«مَثَلُ‌الْمُسْلِمینَ فی تَوَادّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ کَمَثَلِ الْجَسَدِ اذَا اشْتَکَی مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَی لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّی».
6[۵]. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ علی بْنِ الْحَکَمِ عَنْ هِشَامٍ الْکِنْدِی قَالَ: سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) یَقُولُ:
«إِیَّاکُمْ أنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لاتَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْناً صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ لَا یَسْبِقُونَکُمْ إِلَی شَی‌ءٍ مِنَ الْخَیْرِ فَأنْتُمْ أوْلَی بِهِ مِنْهُمْ ..» [۶] ۷. مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِه عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أبِیعَبْدِاللَّهِ (ع) أنَّهُ قَالَ:
خَالِقُوا النَّاسَ بِأخْلَاقِهِمْ، صَلُّوا فِیمَسَاجِدِهِمْ، وَعُودُوا مَرْضَاهُمْ، وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أنْ تَکُونُوا الأئِمَّةَ وَ الْمُؤَذِّنِینَ فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا کَانَ أحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَر مَا کَانَ أسْوَأ مَا یُؤَدِّبُ أصْحَابَهُ» [۷] ۸. عَنْ عَبْدِ اللَّهِبْنِسِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أبَاعَبْدِ اللَّهِ (ع) یَقُولُ:
«أوصِیکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ لَا تَحْمِلُوا النَّاسَ عَلَی أکْتَافِکُمْ فَتَذِلُّوا.
إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ثُمَّ قَالَ: عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ احْضُرُوا جَنَائِزَهُمْ وَ اشْهَدُوا لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَصَلُّوا مَعَهُمْ فِی مَسَاجِدِهِمْ حَتَّی یَکُونَ التَّمْیِیزُ وَ تَکُونَ الْمُبَایَنَةُ مِنْکُمْ وَ مِنْهُمْ».[۸]
همانگونه که پیشتر اشاره شد، سفر حج و عمره، سفری معنوی است ولازمه حفظ کردن روح معنویت درچنین سفری، سوزاندن ریشه‌های اختلاف وهرآن چیزی است که موجب تشتت آرا وپراکندگی افکار می‌شود. آری، باید برای حفظ وحدت و برادری در میان مسلمانان گامهای بلندتری برداشت.
آنان که به وحدت وسربلندی اسلام می‌اندیشند، همواره این پرسش را در ذهن خود دارند که چگونه می‌توان موارد اختلاف را شناخت وبه وحدت آرمانی دست یافت؟
اکنون ما در این مجموعه، کوشیده‌ایم راهکارهای مناسب برای رسیدن به این هدف مقدس ارائه کنیم وزائران را با رایج‌ترین موارد اختلاف فقهی میان شیعه‌امامیه واهل‌سنت آشنا سازیم.
در این نوشته تنها به مواردی می‌پردازیم که زائر بیت‌الله‌الحرام، در مساجد و اماکن و زیارتگاه‌ها با آن مواجه می‌گردد ولازم است با تدبیر ودرست اندیشیدن، مانع بروز نزاع، درگیری، اهانت وتنش شود.
روشن است که اقتدار جهانی اسلام و وحدت امّت، از آرزوهای بزرگ آحاد مسلمانان جهان است که قرآنکریم، پیامبرخدا (ص)، امامان معصوم وپیشوایان مذاهب اسلامی برآن توصیه کرده‌اند.
مصلحان بزرگ در طول تاریخ اسلام تلاش‌های گوناگونی برای رسیدن به این آرمان مقدس انجام داده و در جهت رفع عوامل اختلاف، گام‌هایی را برداشته‌اند.
برای رسیدن به چنین هدفی باید از آرا و نظریات همدیگر آگاه شده، مطالعاتی در کتب فقهی یکدیگر داشته باشیم.
و در این میان، آگاهی از «فقه مقارن» بسیاری از موانع وحدت را برطرف می‌سازد.
«فقه مقارن» دانشی است که با گرد آوری آرا و فتاوای مذاهب مختلف شیعه و اهلسنت و ارائه واقع‌بینانه آنها به صورت تطبیق یهمچون چراغی پر نور عمل می‌کند که به پاره‌ای از جهالت‌ها و تعصب‌ها پایان داده و شیعیان و اهل‌سنت را در یک فضای آگاهانه و واقع‌بینانه قرار می‌دهد تا با حفظ آداب یکدیگر، روابط برادرانه اسلامی خویش را مستحکم کنند، با تعاون و همکاری‌های صمیمانه به شهد گوارای وحدت و اقتدار دست یابند.
اجرای این خط مشی، سفارش امام جعفر صادق (ع) پیشوای بزرگ شیعیان بود که آن را به صحابی و شاگرد فاضل خود «معاذ بن مسلم نحوی» توصیه کرد و از این که وی فتاوای اهلسنت را نیز فراگرفته و حتی فتاوا را به آنان تعلیم می‌دهد استقبال نمود و فرمود: «تو این خط مشی را اجرا کن، من خودم هم چنین روشی را انجام می‌دهم».
عَن معاذِ بنِ مُسلم النَّحوی، عَن أبیعبدالله (ع)، قَال لِی:
«بَلغنی أنک تَقعد فِی المسجد وَ تُفتیالناس! قَال: قلتُ: نَعم، وَقَدأردتُ أن أسألکَ عنذَلک قبلأن أخرُج. إنّی أقعدُ فِی المسجدِ فَیجی‌ءُ الرجلُ یَسألنی عَن الشَّی‌ء، فَإذا عَرفتُه بِالخلافِ لَکم أخبرتُه بِمایفعلون، وَیَجی‌ءُ الرجلُ أعرفُه بِحبّکُم ومودّتِکم فَأخبره بماجَاءَ عَنکم وَیَجی‌ءُ الرَّجلُ لَا أعرفُه ولَاأدری منهو؟ فأقولُ: (جَاءَ عَن فلانٍ کذَا وَعن فلانٍ کذَا) فَأدخلُ قَولَکم فیما بینذلک. قال: فقال (ع) لی: إصنع کذا فإنّی کذا أصنع» [۹]دانشوران متعددی در طول تاریخ اسلام وتشیع، پرچم این رسالت را بر دوش گرفته و آثار گرانقدری را در فقه مقارن به یادگار گذاشتند.

فقه مقارن چیست؟

فقه مقارن برای گردآوری آرای مختلف در مسائل فقهی به‌کار می‌رود و بر مبنای واحد بدون آنکه موازنه‌ای ایجادکند ویا داوری نماید؛ تمامی آرای فقهی دریک موضوع و تحت یک عنوان را جمع‌آوری می‌کند.

«فقه‌مقارن» یا «علم الخلاف»؟

تعریف دیگری در این باره وجود دارد که به چگونگی کار دانشمندان وبزرگان پیشین نزدیک‌تر می‌باشد وآن جمع‌آوری آرای فقهی وترجیح بعضی از ادله بر بعض دیگردر هرمسأله ودرنهایت؛ داوری در موضوع مورد بحث است. این‌روش، فقه مقارن نیست بلکه «علم الخلاف» است وهمین نکته را می‌توان به عنوان فرق بین فقه مقارن وعلم الخلاف معرفی کرد.
علم الخلاف به این صورت تعریف شده‌است: «علم یقتدر به علی حفظ الأحکام الفرعیة المختلف فیها بین الأئمة، أو هدمها بتقریر الحجج الشرعیة وقوادح الأدلة».[۱۰]

فوائد فقه مقارن

۱. حرکت در مسیر رفع اختلافات طائفه‌ای و ایجاد وحدت رویه بین مبانی فقهی مذاهب اسلامی با معرفی منابع و ادله فقهی.
۲. ایجاد روح تلاش و فعالیت و غلبه بر تعصبات خشک و دوری از اختلافات در سایه کارهای علمی.
۳. آفرینش راهکار نو در سایه تضارب آرای فقهی و گشودن راه جدید در راستای استنباط احکام شرعی و مبانی فقه اسلامی.
۴. رسیدن به واقع فقه اسلامی از نزدیک‌ترین راه و سالم‌ترین آن. این روش امکان وقوعی ندارد مگر آنکه آرای مختلف عرضه شود وپس از آنکه موضوع بندی شد در معرض قضاوت دیگران قرار گیرد.

روش تحقیق ما

کارهای این مجموعه به روشی که پیشتر آمد، انجام گرفته است؛ یعنی فقط به‌گردآوری آرای مختلف در مسائل فقهی با موضوع بندی و بر مبنای واحد و بدون آنکه موازنه‌ای ایجاد شود و یا داوری صورت گیرد، پرداخته شده است.
هدف تدوین این کتاب، آشنایی زائران حرمین شریفین با مواردی است که در این سفر مشاهده می‌کنند، وهیچ‌گونه اطلاعی دربارهٔ آنها ندارند.
در این نوشتار سعی شده‌از منابع معتبر تمامی مذاهب چهارگانه اهل‌سنت ونیز از منابع معتبر فقهی شیعه امامیه استفاده شود وپس از ترجمه و تنظیم و مقابله لازم با ذکر منابع ومصادری که مورد مراجعه قرار گرفته است، برای استفاده وبهره‌برداری خوانندگان فرهیخته وگرامی، در اختیار آنان قرار گیرد و از آنجا که وهابیون پیروان مذهب حنبلی هستند، نظریات ویژه آنان در این کتاب تحت عنوان «سلفیه» مطرح خواهد شد.
روشن است که میدان تحقیق در خصوص مباحث فقه مقارن؛ دارای ابعاد مختلفی است و با هدف مورد نظرِ تدوین‌گر مرتبط است؛ از این رو، گاهی فقط اکتفا به نقل حکم می‌شود و گاهی افزون بر ارائه حکم، مستند آن هم می‌آید.
فقه مقارن همواره میدان بزرگ ومجال واسعی دارد. مراجعه کنندگان گرامی وکسانی که بنا دارند در این میدان، با مجال افزون‌تر تأمل کنند، کتب مورد استفاده در این نوشتار؛ می‌تواند منابع مناسبی برای آنان باشد.
البته کتابهایی[۱۱]
به نام «فقه مقارن» تدوین و چاپ شده‌است که بین آنها از لحاظ اتقان واعتبار، تفاوتهایی وجود داشته ومطالعه هرکدام فوائدی دارد.
با اینکه فقه مقارن یک نوع روش و راهکار است و با مطالعه و تحقیق در کتب مختلف می‌توان به نتیجه دست یافت؛ لیکن کتابهای فقه مقارن توان آن را دارند که برای محققان راهکار مناسب و گسترده در پژوهش ارائه کنند.
درپایان ازهمه عزیزان و دوستان بزرگواری که حقیر را در تدوین وتهیه وتنظیم این کتاب یاری داده‌اند، به ویژه از برادران گرامی: جناب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج سیدعلی قاضی عسکر و جناب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمدحسن‌زمانی صمیمانه تشکر وسپاسگزاری می‌نمایم.

وضو

قبل از وارد شدن در بیان فتاوا وبیان کیفیت وضو، لازم است چارچوب بحث وضو را مشخص کنیم تا رسیدن به نتیجه آسان‌تر باشد.
وضو بر اساس نظریه فقهای اسلام عبارت است از:
نیت، شستن صورت، شستن دست راست ودست چپ درمحدوده آرنج ونوک انگشتان، مسح سر، مسح و یا شستن دوپا (با اختلاف نظریه تشیع وتسنن) ...
شیعه امامیه: وضو عبارت است از شستن صورت ازبالای پیشانی تا پایین چانه، و از جهت عرضی، مابین انگشت ابهام (شست) و انگشت وسطی.[۱۲] وشستن دستها از آرنج تا نوک انگشتان ومسح جلوی سر بوسیله رطوبت باقیمانده در دست، ومسح روی دوپا ازسر انگشتان تا برآمدگی روی پاها.
دلیل فقهی کیفیت وضو گرفتن، آیه شریفه و روایات اهلبیت است که به طور مفصل وضوی صحیح را حکایت کرده‌اند. مسح نمودن روی پاها اجماع فقهای شیعه امامیه می‌باشد؛ بعلاوه در روایتی از امام أمیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: آنچه در قرآن نازل شده است مسح پا بوده است نه شستن آن. [۱۳] ونیز در روایتی، ابن‌عباس وضوی رسول‌خدا (ص) را چنین توصیف کرده است:
«... رسول‌خدا (ص) بر روی دوپای خود مسح کرد».[۱۴]
اما آیه شریفه وضو: یاأیها الذین آمنوا إذا قمتم إلی الصلاة فاغسلوا وجوهکم وأیدیکم إلی المرافق وامسحوا برؤوسکم وأرجلکم إلی الکعبین ....[۱۵]
در روایات اهل‌بیت (علیهم السلام) ثابت شده است که کلمه (إلی) در إلی المرافق بمعنای (مع) است یعنی دستها با آرنج شسته شود نه اینکه دستها تا آرنج شسته شود.[۱۶] اما در باره مسح پاها که مورد اختلاف بین تشیع و تسنن است، شیعه امامیه طبق نص آیه شریفه، مسح روی پاها را واجب می‌داند وجمله وأرجلکم چه به اعراب «جر» قرائت شود که این نظریه ابن کثیر، أبی عمرو، حمزه وعاصم بر اساس روایت ابی بکراست. ویا به اعراب «نصب» قرائت شود که نظریه نافع، ابن عامر، کسائی و عاصم به روایت حفص می‌باشد که موافق متن قرآن رائج فعلی است. به هر حال دلالت بر «وجوب مسح» می‌کند، زیرا بر اساس قول اول (اعراب جر) کلمه وأرجلِکم عطف بر لفظبرؤوسِکم است وبراساس قول‌دوم (اعراب نصب) کلمه وأرجلَکم عطف بر محل برؤوسکم می‌شود که اعراب محل، همان اعراب نصب می‌باشد.[۱۷] مذاهب چهارگانه اهل‌سنت می‌گویند: شستن پاها لازم است. [۱۸] نیّت در باور شیعه امامیه نیّت، شرط صحت هرعبادت است.
شیعه امامیه، مالکیه، شافعیه، حنابله: نیت در وضو از واجبات و شرط صحت آن است.[۱۹] حنفیه: نیت شرط صحت وضو نیست بلکه نیت در وضو سنت است تا آنکه عبادت محسوب شود[۲۰]. نیت فقط برای جلب ثواب شرط در وضو است بعضی گفته‌اند بدون نیت هم ثواب دارد. [۲۱]، ص ۱۱۶۲ صورت شیعه‌امامیه: حدی که از صورت در وضو باید شسته شود عبارت است از: بالای پیشانی از محل رویش موی سر تا پایین چانه. و در مورد عرض صورت؛ آنچه که از سیمای انسان بین دو انگشت شست و انگشت وسطی واقع شود.
حنفیه، شافعیه، حنابله: طول صورت از محل رویش موی سر تا محل اجتماع محاسن و چانه. و در مورد عرض صورت از گوش تا به گوش.
مالکیه: شستن سفیدی بین عذار (قسمتی از صورت که در آن موی درازی می‌روید که محاذی گوش است وبین آن وگوش؛ سفید است[۲۲] و گوش لازم نیست.[۲۳]مسح تمام سر با دو دست سه‌بار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا.[۲۴] مذهب مالکیه با نظریه اهل‌سنت در سایر موارد موافق است.[۲۵]
۳-دست ها
شستن تمام دست‌ها با دو مرفق نزد مذاهب پنجگانه واجب است.
شیعه‌امامیه: واجب است دستها از آرنج تا نوک انگشتان شسته شود.
مذاهب اهل‌سنت: واجب است دستها با دوآرنج شسته شود.[۲۶] شروع شستن دستها از انگشتان سنت می‌باشد. البته برخی شافعی‌ها معتقدند که اگر آب وضو از بالا بریزد مانند شیر آب، بهتر است شستن دستها ازآرنج شروع شود.[۲۷]
۴-مسح سر
شیعه‌امامیه: مسح به بعض سر واجب است و باید از رطوبت باقی مانده دستها مسح کشید. از رطوبت جدید نباید استفاده شود. افضل مسح بمقدار سه انگشت بسته است ولی به مقدار یک انگشت هم کافی است.
مالکیه: مسح تمام سر واجب است. مسح تمام سر با دو دست سه‌بار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا. [۲۸]
شافعیه: همین که مسح کردن صدق کند کافی و مجزی است، همچنین شافعی مسح سر را با یک انگشت اجازه داده است.[۲۹]حنفیه: در یک فتوا می‌گویند: یک سوم سر با سه‌انگشت، مسح شود.
فتوای دیگر: یک چهارم سر با سه انگشت مسح شود.[۳۰]حنابله: در یک فتوا می‌گویند: مسح تمام سر واجب است.
فتوای دیگر آنها: مسح بعض سر (جلوی سر) کافی ومجزی است.[۳۱]
۵ -مسح پاها ویاشستن پاها
شیعه‌امامیه: مسح دو پا از نوک انگشت شست تا بلندی روی پا و یا تا مفصل.

رسول‌خدا (ص) چگونه وضو می‌گرفت؟

در این باره توجه خوانندگان گرامی را به نحوه وضوی رسول‌خدا (ص) که توسط فرزند بزرگوارش امام باقر (ع) نقل شده است جلب می‌کنم:
عَلی عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسی عن‌حَرِیزعَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبُوجَعْفَر (ع):
«ألا أحْکِی لَکُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)؟ فَقُلْنَا: بَلَی فَدَعَا بِقَعْبٍ فِیهِ شَی‌ءٌ مِنْ مَاءٍ ثُمَّ وَضَعَهُ بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعَیْهِ ثُمَّ غَمَسَ فِیهِ کَفَّهُ الْیُمْنَی ثُمَّ قَالَ: هَکَذَا إِذَا کَانَتِ الْکَفُّ طَاهِرَةً ثُمَّ غَرَفَ فَمَلأها مَاءً فَوَضَعَهَا عَلَی جَبِینِهِ ثُمَّ قَالَ بِسْم اللَّهِ وَ سَدَلَهُ عَلَی أطْرَافِ لِحْیَتِهِ ثُمَّ أمَرَّ یَدَهُ عَلَی وَجْهِهِ وَ ظَاهِرِ جَبِینِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً ثُمَّ غَمَسَ یَدَهُ الْیُسْرَی فَغَرَفَ بِهَا مِلأهَا ثُمَّ وَضَعَهُ عَلَی مِرْفَقِهِ الْیُمْنَی وَ أمَرَّ کَفَّهُ عَلَی سَاعِدِهِ حَتَّی جَرَی الْمَاءُ عَلَی أطْرَافِ أصَابِعِهِ ثُمَّ غَرَفَ بِیَمِینِهِ مِلأهَا فَوَضَعَهُ عَلَی مِرْفَقِهِ الْیُسْرَی وَ أمَرَّ کَفَّهُ عَلَی سَاعِدِهِ حَتَّی جَرَی الْمَاءُ عَلَی أطْرَافِ أصَابِعِهِ وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَیْهِ بِبِلَّةِ یَسَارِهِ وَ بَقِیَّةِ بِلَّةِ یُمْنَاهُ قَالَ: وَ قَالَ أبُو جَعْفَرٍ (ع): إِنَّ اللَّهَ وَتْرٌ یُحِبُّ الْوَتْرَ فَقَدْ یُجْزِئُکَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاثُ غُرَفَاتٍ وَاحِدَةٌ لِلْوَجْهِ وَ اثْنَتَانِ لِلذِّرَاعَیْنِ وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ یُمْنَاکَ نَاصِیَتَکَ وَ مَا بَقِی مِنْ بِلَّةِ یَمِینِکَ ظَهْرَ قَدَمِکَ الْیُمْنَی وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ یَسَارِکَ ظَهْرَ قَدَمِکَ الْیُسْرَی قَالَ زُرَارَةُ: قَالَ أبُو جَعْفَرٍ (ع) سَألَ رَجُلٌ أمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (ع) عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَحَکَی لَهُ مِثْلَ ذلک».
[۳۲]
مذاهب چهارگانه اهل‌سنت: شستن هر دو پا واجب است.
لازم به یادآوری است که بعضی از اصحاب رسول‌خدا (ص) همانند حضرت امام أمیرالمؤمنین علی (ع) و ابن عباس و انس وجوب مسح پا را قائل هستند[۳۳]. ونیز افرادی از بزرگان ادبیات عرب چونان سیبویه و اخفش قائل به مسح پا هستند و تعدادی از فقهای اهل سنت امثال جبائی، محمد بن جریر طبری و حسن بصری قائل به تخییر بین مسح پا و شستن آن می‌باشند.[۳۴]مالکیه: شستن صورت سه بار، شستن دو دست هرکدام دوبار تا مرفق، مسح تمام سر با دو دست سه‌بار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا.[۳۵]سلفیّه: واجبات وضو شش مورد است:
۱. شستن صورت. مضمضه و استنشاق از توابع شستن صورت است و واجب می‌باشد.
۲. شستن دو دست راست و چپ تا آرنج.
۳. مسح کشیدن به همه سر. مسح دو گوش هم که از توابع سر می‌باشند واجب است.
۴. شستن دو پا حتّی برآمدگی پا واجب است.
۵. ترتیب.
۶. موالات.
مبطلات وضو نیز شش مورد است:
۱. هر آنچه از عورت قُبُل و دُبر خارج شود.
۲. هر چیز نجس از بدن خارج شود.
۳. هر چیزی که عقل را زایل کند.
۴. مسح نمودن عورت وضو را باطل می‌کند.
۵. خوردن گوشت شتر وضو را باطل می‌کند.
۶. ارتداد.[۳۶] شیعه امامیه: نواقض وضو در فقه شیعه امامیه عبارت از:
غائط، بول، منی، خارج شدن باد و خوابی که بر انسان غلبه کند به طوری که آگاهی نداشته باشد وگوش نشنود.[۳۷]
دربارهٔ نواقض وضو به روایتی در همین خصوص اشاره می‌کنیم:
عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
«قُلْتُ لأبی جَعْفَرٍ وَ لأبی عَبْدِ اللَّهِ (ع) مَا یَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟ فَقَالا: مَا یَخْرُجُ مِنْ طَرَفَیْکَ الأسْفَلَیْنِ مِنَ الدُّبُرِ وَ الذَّکَرِ غَائِطٌ أوْ بَوْلٌ أوْ مَنِی أوْ رِیحٌ وَ النَّوْمُ حَتَّی یُذْهِبَ الْعَقْلَ وَ کُلُّ النَّوْمِ یُکْرَهُ إِلّا أنْ تَکُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ».

مضمضه واستنشاق

شیعه‌امامیه: یکی از مستحبات وضو مضمضه واستنشاق[۳۸] است. هریک از مضمضه واستنشاق با سه مشت آب وسه مرتبه انجام می‌شود. البته بایک مشت آب هم کفایت می‌کند.[۳۹] البته مضمضه واستنشاق در غسل جنابت نیز از مستحبات شمرده شده‌است.[۴۰] حنفیه، شافعیه، مالکیه: مضمضه واستنشاق در وضو سنت است وواجب نیست.[۴۱]
حنابله: مضمضه واستنشاق در وضو مستحب است، مگر آنکه روزه دار باشد.[۴۲] سلفیه: مضمضه و استنشاق از توابع شستن صورت است و واجب می‌باشد. [۴۳]

خواب

شیعه امامیّه: یکی از مبطلات وضو در فقه شیعه امامیّه؛ خواب است، خوابی که بر عقل غلبه کند و به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود.[۴۴]امام باقر وامام صادق (ع) در روایتی همین مطلب را تأیید فرمودند: «... وَ النَّوْمُ حَتّی یُذْهِبَ الْعَقْلَ وَ کُلُّ النَّوْمِ یُکْرَهُ إِلّا أن تَکُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ».[۴۵]
مالکیّه، حنابله: اگرخواب در حال نشسته طولانی شود وضو را باطل می‌کند.[۴۶]حنفیه، شافعیه: خواب در حال نشسته وضو را باطل نمی‌کند.[۴۷]سلفیه: خواب یکی از نواقض ومبطلات وضو است.[۴۸] اهل سنّت یک فرع فقهی در همین خصوص دارند وآن حکم به خواب رفتن فردی است که در حال انتظار اقامه نماز است، آیا وضوی او باطل می‌شود یا خیر؟ حکم فقهی چنین است: خوابی که به صورت دراز کش باشد مبطل وضو است ولی اگر خواب به صورت نشسته باشد وضو را باطل نمی‌کند. [۴۹]

نماز

اذان، اقامه

اذان
اذان در لغت به معنای اعلام کردن وآگاهی دادن است و در اصطلاح شرع مقدس اسلام، چند جمله ذکر است که برای آگاهی دادن و اعلام نمودن وقت نماز به مردم خوانده می‌شود.
اذان یکی از عبادات مهم در شریعت مقدس اسلام به شمار می‌آید. اذان در هنگام فرارسیدن وقت نمازهای یومیه گفته می‌شود. اذان و اقامه از مستحبات مؤکده هستند.[۵۰] اذان از سال اول هجرت و در مدینه منوره تشریع شد.

علّت تشریع اذان

شیعه امامیه:
دربارهٔ علت تشریع اذان؛ شیعه امامیه می‌گویند: جبرئیل (ع) اذان را از سوی خداوند متعال بر رسول‌خدا (ص) نازل کرد.[۵۱]اهل‌سنت:
اهل سنت معتقدند که عبدالله بن زید در عالم رؤیا فردی را مشاهده کرد، آن فرد اذان را به عبدالله بن زید یاد داد. عبدالله بن زید جریان خواب خود را برای رسول‌خدا (ص) نقل کرد. آن حضرت این‌گونه اطلاع رسانی برای وقت نماز را پسندیدند ودستور دادند گفته شود. این چنین اذان در شرع مقدس اسلام استقرار یافت.[۵۲]همچنین در صحیح مسلم وصحیح بخاری از أنس نقل کرده است: هنگامی که به جمعیت مسلمانان افزوده شد این مطلب مطرح گردید که چگونه اوقات نماز را به اطلاع مردم برسانند؟ بعضی پیشنهاد کردند آتش افروخته شود.
بعضی دیگر گفتند ناقوس نواخته شود. لیکن رسول‌خدا (ص) به بلال حبشی دستور دادند که اذان واقامه بگوید.[۵۳]

آیا اذان واجب است یا مستحب؟

مذاهب اسلامی دربارهٔ حکم اذان اختلاف نظریه دارند.
شیعه امامیه: اذان سنت است و برای نمازهای واجب؛ گفتن اذان مستحب مؤکّد می‌باشد، هم برای مردان وهم برای زنان.[۵۴] شافعیه، حنفیه: اذان سنت است و مستحب مؤکّد می‌باشد.[۵۵] حنابله: اذان فقط در پنج وقت نماز برای مردان واجب کفایی‌است.[۵۶] اذان در وطن واجب است نه در سفر.
مالکیه: اذان واجب کفایی‌است و این وجوب فقط در اماکنی می‌باشد که در آن جا نمازجمعه برپا می‌شود. پس اگر ساکنان آن منطقه اذان را ترک کنند بایستی با آنان مبارزه کرد تا اجرای اذان را به انجام برسانند.[۵۷] سلفیه: اذان و اقامه برای نمازهای واجب پنج‌گانه، واجب کفایی است.[۵۸] اذان و اقامه برای زنان مشروع نیست.[۵۹] اذان و اقامه برای مردان واجب است.[۶۰]

مسائلی چند دربارهٔ اذان

۱ هنگامی که اذان گفته می‌شود، مستمعین سکوت را مراعات کنند.
۲ روایات اهل‌بیت ونیز فتوای فقیهان بر استحباب تکرار اذان از سوی شنونده تأکید دارد. پس بهتر است این تکرار به صورت آهسته انجام شود.[۶۱] ۳ شنونده اذان؛ بهتر است در تکرار حیعلات:
حَی عَلَی‌الصَّلاه
حَی عَلَی‌الفَلَاح
حَی عَلَی‌خَیْرِالعَمَل در اذان، حوقله بگوید: لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّهَ إِلَّا بِاللّه. 4[۶۲] گفتن اذان واقامه ازکسی که داخل مسجد می‌شود ودر آن مسجد اذان واقامه گفته شده‌است، ساقط می‌شود.[۶۳] ۵ در گفتن اذان، داشتن طهارت شرط نیست. پس اذان را می‌توان بدون وضو گفت.

اذان‌های سحر و صبح در مدینه منوره و مکّه مکرّمه

زائران گرامی در سحرگاهان زیبای مدینه منوره و مکه‌مکرمه سه اذان می‌شنوند که درحقیقت دواذان و یک اقامه می‌باشد.
۱ اذان اول: حدود یک ساعت قبل از طلوع فجر اذان اول گفته می‌شود. این اذان را اذان شب[۶۴] یا اذان تهجّد می‌گویند.
با این اذان مسلمانان آگاه می‌شوند تا برای نماز شب یا آماده شدن برای ادای نماز صبح از خواب برخیزند.
۲ اذان دوم: به فاصله یک ساعت از اذان اول، اذان دوم که همان اذان صبح است گفته می‌شود.
در اذان صبح اهل سنت؛ جمله‌ای اضافه وجود دارد که به نام «تثویب»[۶۵]معروف است، این جمله عبارت است از «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» یعنی: نماز از خواب بهتر است. باشنیدن این جمله که در سایر اذان‌ها نیست؛ نمازگزار متوجه می‌شود که این اذان، اذان صبح است. یاد آوری این نکته لازم است که در فقه شیعه این گونه تثویب (زیاده) مشروعیت ندارد.[۶۶] مالک بن انس در کتاب «موطّأ» قصه داخل شدن جمله: «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» را چنین آورده است:
برای من این خبر نقل شده‌است که اذان گوی عمربن‌الخطاب برای اذان صبح نزد او آمد تا فرارسیدن وقت نماز صبح را به وی ابلاغ نماید، اما مشاهده کرد عمر درخواب است. مؤذن گفت: «الصلاهُ خیرٌ منَ النَّوم» از آن پس عمر به مؤذن دستور داد که این جمله را در اذان صبح قرار دهد.[۶۷]مذاهب چهارگانه اهل سنت برمستحب بودن تثویب «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» اتفاق نظریه دارند.
لیکن ابن رشد در کتاب «بدایه‌المجتهد» گفته است: «علما ذکر کرده‌اند که این جمله نباید در اذان گفته شود، زیرا این جمله جزء اذان سنت پیامبرخدا (ص) نیست. این مطلب را امام شافعی هم گفته است وعلت اختلاف این است که آیا این جمله در زمان پیامبرخدا (ص) گفته شده یا در زمان عمربن‌الخطاب؟»[۶۸] همچنین ابن قدامه حنبلی در کتابش چنین نوشته است:
«اسحاق گفت: مردم این جمله الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم‌را تازه به وجود آورده‌اند. وابوعلی گفت: اهل علم از گفتن جمله تثویب کراهت دارند. تثویب همان چیزی است که وقتی عبدالله ابن عمر آن را شنید به عنوان اعتراض از مسجد خارج شد.[۶۹] ۳ اقامه: معمولًا با فاصله زمانی بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بین اذان و اقامه این فاصله زمانی در نمازهای پنجگانه مختلف است تکبیر گو باگفتن اقامه، برپاشدن نماز جماعت را اعلام می‌دارد.
بین اقامه اهل سنت و اقامه شیعه امامیه، در حذف یا تکرار جملات؛ تفاوت‌های وجود دارد که در بخش بیان فصول اذان و اقامه، توضیح داده شده است.
زائران محترم توجه داشته باشند هنگام شنیدن صدای اذان با هیچ فردی صحبت نکنند؛ اگر زائران دقت بفرمایند بعضی از مسلمانان در حالی که به قرائت قرآن مشغولند، به مجرد شنیدن اذان دست از قرائت قرآن بر می‌دارند و به احترام اذان سکوت می‌کنند.
گفتیم روایات اهل بیت و نیز فتوای فقیهان بر استحباب تکرار بندهای اول اذان از سوی شنونده تاکید دارد و بهتر است این تکرار به صورت آهسته انجام شود.

الفاظ اذان

تعداد جملات اذان ونحوه ترتیب وتکرار آن در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت وفقه شیعه امامیه دارای تفاوتهایی است، که به عنوان مثال در فقه شیعه امامیه اذان دارای ۱۸ جمله می‌باشد. در ذیل به بیان تفصیلی اذان در فقه مذاهب اسلامی توجه فرمایید:
أللّهُ أکْبَر ۴ مرتبه نزد تمامی مذاهب به جز مالکیه که گفته‌اند دوبار گفته شود.
أشْهَدُ أن لَاإِلَهَ إلَّا اللّه ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب.
أشْهَدُ أن محمّداً رسُولُ‌اللّه ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب.
أشْهَدُ أن عَلیّاً وَلِی‌اللّه ۲ مرتبه گرچه شیعه‌امامیه‌هم آن را جزء اذان واقامه نمی‌داند اما مشهور امامیه گفتن آن را رجاءاً توصیه کرده‌اند.
حَی‌عَلَی‌الصَّلاه ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب.
حَی علَی‌الفَلَاح ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب [۷۰] طبق نظریه اهل‌سنت دراذان‌صبح بعد از «حَیَّ عَلَی الفَلَاح» مستحب است .
حَی عَلَی خَیْرِالعَمَل ۲ مرتبه فقط نزد شیعه امامیه. مذاهب اهل‌سنت آن را اصلًا نمی‌گویند.
أللّهُ أکْبَر ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب.
لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه ۱ مرتبه نزد اهل سنت، و ۲ مرتبه نزد شیعه امامیه.[۷۱]
اقامه‌
اقامه عبارت است از اعلام کردن به نمازگزاران که نماز در حال آغاز است، و در غیر نماز جماعت، فرد نمارگزار قبل از آغاز نماز، اقامه را می‌خواند.
تعداد جملات اقامه ونحوه ترتیب وتکرار آن در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت وفقه شیعه امامیه دارای تفاوتهایی است که در ذیل به بیان تفصیلی اقامه در فقه مذاهب اسلامی می‌پردازیم:
شیعه امامیه: اقامه دارای ۱۷ فصل است وبراساس ترتیب اذان گفته می‌شود. فقط از چهار تکبیر اول، دوتکبیر گفته می‌شود و بعد از جمله: حَی عَلَی‌خَیْرِ العَمَل، دو بار قَدْ قَامَتِ الصَّلاهُ گفته می‌شود و ذکر لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه یک مرتبه می‌باشد.
مذاهب اهل‌سنت: بین مذاهب اهل سنت تفاوتهایی در اقامه وجود دارد که ملاحظه خواهید کرد.[۷۲]

الفاظ اقامه

أللّهُ أکْبَر ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب به‌جز حنفیه‌که گفته‌اندچهار بار گفته شود.
أشْهَدُ أن لَاإِلَهَ إلَّا اللّه ۱ مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته‌می‌شود.
أشْهَدُ أنَّ محمّداً رسُولُ‌اللّه ۱ مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته می‌شود.
أشْهَدُ أنّ عَلیّاً وَلِی‌اللّه ۲ مرتبه فقطامامیه‌مستحب می‌داند و جزء اقامه نیست.
حَی عَلَی الصَّلاه ۱ مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته می‌شود.
حَی عَلَی الفَلَاح ۱ مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته می‌شود.
حَی عَلَی خَیْرِالعَمَل ۲ مرتبه فقط نزد شیعه امامیه؛ مذاهب اهل‌سنت اصلًا آن را نمی‌گویند.
قَدْ قَامَتِ الصَّلاة ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب به جز مالکیه که یک بارگفته‌اند.
أللّهُ أکْبَر ۲ مرتبه نزد تمامی مذاهب.
لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه ۱ مرتبه نزد تمامی مذاهب. [۷۳]

ارکان، واجبات، مبطلات

نماز

شیعه‌امامیه:
ارکان نماز: ارکان نماز پنج تاست:
۱. نیت ۲. قیام ۳. تکبیره‌الاحرام ۴. رکوع ۵. سجود.[۷۴]واجبات نماز: یازده عمل از واجبات نماز شمرده شده‌است:
۱. نیت
۲. قیام
۳. تکبیره الاحرام
۴. رکوع
۵. سجود ۶. قرائت
۷. ذکر
۸. تشهد
۹. سلام
۱۰. ترتیب
۱۱. موالات
[۷۵]مبطلات نماز
یازده عمل نماز را باطل می‌کند:
۱. حدث اکبر واصغر [۷۶]
۲. تکفیر (دست بسته نماز خواندن، تکتّف) عمداً نماز را باطل می‌کند.
۳. انحراف بدن از جهت قبله
۴. صحبت نمودن عمدی ولو دو حرف باشد
۵. قهقهه عمدی ولواضطراراً مبطل نماز است، اما در صورت سهو مبطل نیست
۶. گریه عمدی برای دنیا
۷. هرکاری که شکل نماز را به هم می‌زند
۸. خوردن وآشامیدن
۹. گفتن عمدی «آمین» پس از فاتحه‌الکتاب
۱۰. شک در عدد رکعات نمازهای سه‌رکعتی ودورکعتی ونیز شک در دورکعت اول نمازهای چهاررکعتی
۱۱. زیاد کردن ویا کم کردن اجزاء نماز، اگر آن جزء از ارکان نماز باشد چه عمداً وچه سهواً نماز را باطل می‌کند واگر رکن نباشد فقط در حال عمد مبطل است.[۷۷]سلفیه:
سلفیه برای نماز ارکان و واجباتی ذکر کرده‌اند که با توجه به ضرورت آشنا شدن با فقه آنان؛ مواردی را نقل می‌کنیم:

ارکان نماز

۱. قیام، درصورت قدرت و توانایی
۲. تکبیره‌الإحرام
۳. قرائت فاتحه‌الکتاب
۴. رکوع
۵. قیام بعد از رکوع
۶. سجده (هفت موضع از بدن روی زمین باشد)
۷. سر از سجده بلند کردن
۸. جلسه استراحت بین دوسجده
۹. طمأنینه در تمامی افعال نماز
۱۰. مراعات ترتیب
۱۱. تشهد آخرر ۱۲. نشستن برای خواندن تشهد آخر
۱۳. صلوات بر پیامبر (ص)
۱۴. گفتن دو سلام در آخر نماز.

واجبات نماز

۱. تمامی تکبیرات در نماز، به‌جز تکبیره الإحرام که رکن می‌باشد
۲. گفتن: «سمع الله لمن حمده» برای امام جماعت و کسی که نماز فرادا می‌خواند
۳. گفتن: «ربنا و لک الحمد» برای تمامی نمازگزاران
۴. گفتن: «سبحان ربّی العظیم» در رکوع
۵. گفتن: «سبحان ربّی الأعلی» در سجده
۶. گفتن: «ربّ اغفرلی» بین دو سجده
۷. خواندن تشهد اول
۸. جلوس برای خواندن تشهد اوّل.

مبطلات نماز

۱. صحبت عمدی
۲. خنده
۳. خوردن
۴. آشامیدن
۵. کشف عورت
۶. انحراف زیاد از جهت قبله
۷. کار بیهوده وپشت سرهم؛ در نماز انجام شود
۸. طهارت زائل شود.[۷۸]

نماز جماعت

شیعه‌امامیه: نماز جماعت از مستحبات مؤکده است.[۷۹] حنفیه: نظریه راجح در مذهب حنفیه وجوب نمازجماعت است یا لااقل مستحب مؤکد است که در حکم واجب می‌باشد و روی همین اساس علمای این مذهب تصریح کرده‌اند کسی که نماز جماعت را ترک کند فاسق است وباید تعزیر شود.[۸۰] مالکیه: مستحب است.
اکثرشافعیه: مستحب است.[۸۱]اقلیت شافعیه: بنا بر قول صحیح تر، نماز جماعت واجب کفایی است وشافعی درکتاب «أمّ» می‌گوید: اجازه نمی‌دهم کسی که توانایی حضور درنماز جماعت را دارد، آن را ترک کند.[۸۲]
حنابله: واجب عینی است. شرکت درنمازجماعت بر هر فردی که توانایی دارد واجب است و اگر ترک کند گناه کرده ولی نماز فرادای او صحیح است.[۸۳]سلفیه: اگر کسی نمازهای یومیه را بدون عذر در مسجد به جماعت نخواند، کافر نمی‌شود، ولی چون ترک واجب (ترک نماز جماعت) کرده؛ گناهکار است.[۸۴]

قرائت حمد اقتدا کنندگان

شیعه امامیه: بر اقتدا کننده واجب است در نماز ظهر وعصر (نمازهای اخفاتی) ونیز درنماز مغرب وعشا وصبح (نمازهای جهریه) اگر صدای امام جماعت را می‌شنود، قرائت حمد وسوره راترک کند ولی اگر درنمازهای جهریه صدای امام‌جماعت را نمی‌شنود ولو به‌صورت‌همهمه مستحب‌است آرام قرائت‌کند.[۸۵] شافعیه: در نماز ظهر و عصر مأموم نیز حمد و سوره بخواند و در نمازهای صبح و مغرب و عشا که حمد و سوره را امام جماعت بلند می‌خواند؛ متابعت نکند (نخواند) ولی بر مأموم واجب است سوره فاتحة الکتاب را در تمام رکعات بخواند.[۸۶]حنفیه: مأموم در هیچیک از نمازها در قرائت از امام متابعت نکند (نخواند) بلکه از ابوحنیفه نقل شده‌است که قرائت مأموم در نماز جماعت معصیت است.[۸۷] مالکیه: در نمازهای ظهر و عصر؛ مأموم نیز واجب است قرائت کند ولی در نمازهای صبح و مغرب و عشا نباید حمد و سوره را قرائت نماید.[۸۸]حنابله، سلفیه: واجب است بر امام جماعت و هم بر مأموم، سوره فاتحةالکتاب را در تمامی رکعات نماز قرائت کنند؛ و این قرائت سوره حمد از واجبات رکنیه است و مراعات و وجوب آن بر هر نمازگزار امام جماعت، مأموم ومنفردلازم می‌باشد. البته مستحب است امام جماعت در رکعت سوم و چهارم نماز ظهر، علاوه بر قرائت فاتحةالکتاب، مقداری سوره بخواند. [۸۹]

نظم در صفوف نماز (تسویه صفوف)

شیعه امامیه:
منظم بودن صفوف نمازگزاران، اعتدال آن، پرکردن جاهای خالی صفهای جلو، قرارگرفتن شانه‌ها در کنار هم ومحاذات یکدیگر، ازمستحبات نماز جماعت است.[۹۰]مذاهب چهارگانه اهل سنت:
مذاهب چهارگانه اهل سنت برای نظم صفهای نماز اهمیت فراوان قائل هستند وهنگام اقامه نماز، صفهای نماز را از صف اول منظم کرده وکامل می‌کنند و شانه‌ها و پاها را در یک ردیف قرار می‌دهند و معتقدند که اگر بین دونفر جای خالی باشد شیطان حضور پیدا خواهد کرد، ولذا بر این باورند فردی که در صف بعدی قرار گرفته فوراً جای خالی صف جلوی خود را پر کند. حتی امام جماعت، قبل از گفتن تکبیرةالإحرام و وارد شدن به نماز، به طرف نمازگزاران بر می‌گردد وپس از مشاهده صف نماز؛ با ادای جملاتی از قبیل: اسْتَوُوا، إِعْتَدِلُوا، سَوُّواصُفُوفَکُم، وَلَاتَخْتَلِفُوا، سَوُّواصُفُوفَکُم فَإنّ تَسْویَةَ الصُّفُوفِ مِنْ تمَامِ الصَّلاة، و ... به زبان عربی دستور می‌دهد صفها را منظم کنید.
حنابله: اگر نمازگزار به تنهایی درپشت یک صف قراربگیرد که آن صف هنوز جا دارد وپر نشده است، نماز جماعت او باطل است. اما اگر با افراد دیگر در صفی باشند که صف جلوی آنها جا دارد، نماز در این صف بعدی کراهت دارد.[۹۱] بعضی از فقهای اهل سنت نظم صفوف را واجب می‌دانند.[۹۲]اما اکثریت علمای اهل سنت؛ منظم ساختن صفهای نماز جماعت را مستحب می‌دانندواگر در صفهای جماعت جای خالی بماند، مکروه می‌دانند.[۹۳]در روایتی از نعمان بن بشیر چنین آمده است: «رسول‌خدا (ص) صفهای نماز ما را منظم می‌کرد؛ آنگاه که ما منظم می‌ایستادیم، تکبیرة الإحرام می‌گفت».[۹۴] سلفیه: دوفتوای متعارض دارند:
۱- تسویه صفوف ومحاذات قرار گرفتن پاها و شانه‌های نمازگزاران، واجب است. وجایز نیست دریک صف‌فضای خالی‌بماند وبین‌افراد یک‌صف، فاصله‌ای وجود داشته باشد.[۹۵]به همین جهت است که وقتی شما در صف قرار می‌گیرید مأموم کنار شما سعی می‌کند پایش را به پای شما بچسباند.
۲- تسویه صفوف و قرارگرفتن شانه‌های نمازگزاران در یک خط، سنت است.[۹۶]

فاصله بین صفوف در نماز جماعت

شیعه امامیه: لازم است بین امام جماعت و مأموم حائل و مانعی وجود نداشته باشد و اتحاد مکانی نیز موجود باشد و صفوف جماعت به هم متصل باشند. پس اگر مانعی باشد که نمی‌گذارد مأموم امام جماعت یا صفهای جلو را مشاهده کند در این صورت نماز جماعت صحیح نیست. البته وجود حائل ونصب پرده بین صف مردها و زنها در نماز جماعت اشکال ندارد و نماز زن در پشت پرده و حائل صحیح است.[۹۷]فقهای شیعه دربارهٔ اتصال صفوف نماز جماعت چنین نوشته‌اند:
مأمومین باید با امام جماعت مرتبط باشند وارتباط آنها یابدون واسطه است که بین امام و مأموم نباید بیش از یک گام فاصله باشد یعنی از محل سجده مأموم تا محل ایستادن امام یا با واسطه سایر مأمومین‌است که ازجلو یاسمت‌راست یا چپ باید این‌ارتباط برقرارباشد وبین نمازگزار وصف جلو یاکسی که طرف راست یا چپ او قراردارد بیش از یک‌گام فاصله نباشد.[۹۸] اکنون توجه خوانندگان گرامی را به روایاتی چند در این خصوص جلب می‌کنم:
۱. قال أبوجعفر (ع): «ینبغی أن یکون الصفوف تامّة متواصلة بعضها من‌بعض ...».[۹۹]
۲. قال أبو عبد الله الصادق (ع): «أتموا الصفوف إذا وجدتم خللًا ولایضرّک أن تتأخّر إذا وجدت ضیقاً فی الصّف ...».[۱۰۰] ۳. قال أبو عبد الله الصادق (ع): «قال أمیر المؤمنین (ع): قال رسول الله (ص): لاتکوننّ فی العیکل [العثکل، خ‌ل] قلت: وماالعیکل؟ قال: أن تصلّی خلف الصّفوف وحدک فإن لم‌یمکن الدخول فی‌الصّف قام حذاء الامام أجزأه، فإن هو عاند الصف فسد علیه صلاته».[۱۰۱]
درخصوص نماز جماعت، شرائط دیگری نیز در فقه شیعه امامیه آمده است که به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
محل استقرار امام جماعت بالاتر از محل ایستادن مأمومین نباشد.
مأموم از امام جماعت فاصله نداشته باشد.[۱۰۲]شافعیه: اگربین امام ومأموم فاصله بیش از ۳۰۰ ذراع ۱۵۰ متر نباشد، اشکالی ندارد و جماعت صحیح است، بشرطی که حائلی مانند پرده یا دیوار نباشد.[۱۰۳]حنفیه: اگر فردی در خانه‌اش به امام جماعت مسجدی که چسبیده به خانه‌اش است، اقتدا کند و فقط دیواری حائل باشد، اقتدای او به امام جماعت آن مسجد صحیح است.
مالکیه: اختلاف مکان امام جماعت و مأموم مانع از صحت اقتدا نیست. بنابراین جاده، رودخانه، جوی آب یا دیوار، مانع جماعت نیست؛ بشرطی که مأموم از حال امام جماعت آگاه باشد.[۱۰۴]حنابله: مراعات اتصاف صفوف در مسجدی که بزرگ است لازم نیست. پس اگر در آخر مسجد صف بسته شود و وسط مسجد خالی باشد، در حالی‌که امام جماعت و چند صف در اول مسجد باشند، این نوع اقتدا صحیح است. اگر نمازگزار امام جماعت و یا صف جلو را نبیند، ولی صدای تکبیر را بشنود، می‌تواند به این نماز جماعت بپیوندد واقتدا کند.[۱۰۵] لازم به توضیح است که طبق فتوای مراجع عظام تقلید، شرکت در نماز جماعت اهل سنت در مکه و مدینه لازم و خوب است و آنچه آنان در نماز جماعت عمل می‌کنند از قبیل طولانی بودن فاصله صفوف موجب بطلان نماز نمی‌شود زیرا آنها طبق فقه مذهب خویش، صحیح عمل می‌کنند وطبق نظریه حضرت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و برخی از مراجع عظام دیگر؛ این نماز جماعت نیاز به اعاده ندارد و صحیح و مجزی است.[۱۰۶]

مأموم از امام جماعت، جلوتر قرار نگیرد

تمامی مذاهب اسلامی در این حکم اجماع دارند که فرد اقتدا کننده نباید جلوتر از امام جماعت بایستد. بنابراین زائران بیت‌الله‌الحرام ومدینه منوره به نکات ذیل دقت فرمایند:
۱. در فضای بیرونی مسجد النبی (مقابل حرم بقیع، بین الحرمین) اقتداکننده از صف متصل به داخل مسجد جلوتر نایستد، زیرا در این صورت جلوتر از امام جماعت قرار می‌گیرد ونماز او اشکال دارد؛ چنانکه تابلوهای مخصوص نیز در آنجا نصب کرده‌اند.
۲. نماز جماعت مسجدالحرام از ویژگی خاصی برخوردار است؛ چون نماز درآن مکان مقدس به صورت استداره (دایره‌ای) اقامه می‌شود؛ وملاک، دیوار کعبه است یعنی اگر امام جماعت در فاصله یک متری کعبه است، فرد اقتداکننده می‌بایست عقب‌تر از امام قراربگیرد ولودر مقابل امام جماعت باشد. البته به فتوای بعضی از مراجع عظام، نمازجماعت در مسجدالحرام که به صورت استداره‌ای برگزار می‌شود، مجزی نیست؛ که در این صورت باید اقتداکننده پشت سر امام جماعت به نماز بایستد.[۱۰۷] البته حضرت امام خمینی (ره) در این خصوص فرموده‌اند: کسی‌که نماز را در مسجدالحرام به نحو استداره خوانده است، با وضع فعلی نیاز به اعاده ندارد.[۱۰۸]
پس معلوم گردید به هرحال، مأموم نباید از امام جماعت جلوتر قرار گیرد.[۱۰۹]
خواندن آیه دارای سجده واجب در نماز جماعت اهل سنت‌
گاهی اوقات درنمازجماعت صبح روز جمعه در مدینه منوره و مکه مکرمه امام جماعت سوره‌ای را که در آن آیه دارای سجده واجب است، می‌خواند (سوره ألم سجده) و پس از قرائت آیه مزبور با گفتن «أللّه أکبر» به سجده می‌رود و پس از انجام سجده، قیام می‌کند و سوره را ادامه می‌دهد. این عمل طبق نظریه علمای اهل‌سنت جایز است و خللی به صحّت نماز آنان وارد نمی‌کند.
بعضی از نمازگزاران که توجه به آیه سجده‌دار ندارند، به خیال اینکه امام جماعت می‌خواهد به رکوع برود به رکوع می‌روند و با اضافه نمودن رکن، نماز خود را باطل می‌کنند. در این باره فقهای شیعه امامیه نظریاتی دارند که به صورت مفصل در مناسک حج محشی چاپ نشر مشعر تابستان ۱۳۸۲، ص ۵۵۶ ۵۵۴ آمده است.
شیعه امامیه: فقهای شیعه خواندن سوره‌های دارای سجده واجب را سور عزائم در نمازهای فریضه جایز نمی‌دانند. پس هرگاه نمازگزار عدم جواز را فراموش کرد و آن را خواند، و یا در حال نماز آن را شنید، هنگامی که به آیه سجده رسید با ایما و اشاره سجده کند و پس از فراغ از نماز، سجده را انجام دهد.[۱۱۰] مراجع عظام تقلید، وظیفه شیعیان را که همان تبعیّت وصحت نماز است در مناسک بیان کرده‌اند؛ ولی اگر نمازگزار رکوع اضافه کند، می‌بایست نماز خود را اعاده نماید.[۱۱۱] سلفیّه: مستحب است امام جماعت در رکعت اول نماز صبح روز جمعه سوره ألم‌سجده را قرائت کند و در رکعت دوم سوره هل‌أتی را بخواند.[۱۱۲]شایان ذکر است که وهابیون انجام سجده تلاوت را واجب نمی‌دانند بلکه می‌گویند: سجده تلاوت مستحب مؤکد است و سزاوار نیست ترک شود. پس اگر انسان به آیه سجده مرور کرد، سجده کند و فرقی نیست بین این‌که خودش قرائت کند و یا در نمازجماعت باشد؛ سجده برای آیه سجده‌دار وجوب ندارد و اگر انسان عمداً ترک کند گناه نکرده است.[۱۱۳]

کیفیت اقتدا در بین نماز جماعت

شیعه امامیه: اگر نمازگزار در رکعت دوم به نماز جماعت برسد؛ چنانچه در فاصله بین فاتحة الکتاب تا رکوع اقتدا نماید رکعت اول او حساب می‌شود.
اقتدا در رکعت سوم و یا چهارم در حال رکوع نیز رکعت اول اقتدا کننده محسوب می‌شود، سپس نمازگزار در افعال با امام جماعت متابعت می‌کند. فقط در رکعت دومِ خودش، باید حمد را بخواند و اگر وقت بود سوره را هم بخواند.
اقتدا از آغاز رکعت سوم و یا چهارم و قبل از رکوع جایز است لیکن اقتدا کننده باید حمد را بخواند ولی اگر وقت نبود صبر کند و در حال رکوعِ امام جماعت؛ به او اقتدا کند.[۱۱۴] شافعیه: آنچه مأموم با امام خوانده اول نمازش حساب کند نه آخرش؛ پس اگر رکعتی از نماز مغرب را با امام‌جماعت درک کرد، آن را رکعت اول نمازش حساب کند؛ سپس بعد از سلامِ امام جماعت، برای رکعت دوم برخیزد و رکعت دوم را فرادا بخواند و تشهد را انجام دهد سپس رکعت سوم را بخواند؛ این آخر نماز او حساب می‌شود.[۱۱۵] سلفیه: اگر کسی در نماز چهاررکعتی توانست دو رکعت را با امام جماعت بخواند، صحیح آن است که وی اول نمازش را با دو رکعت آخرِ امام جماعت انجام داده، و باید دو رکعت باقیمانده را به‌طور فرادا بخواند. و این دو رکعت، آخر نماز او خواهد بود.[۱۱۶]
حنفیه، مالکیه، حنابله: مأموم، در هر قسمت از نماز که به امام جماعت اقتدا می‌کند، عدد رکعت نمازش همانند امام جماعت محسوب می‌شود. پس اگر رکعت سوم را در نماز مغرب با امام‌جماعت درک کرد آن را رکعت سوم خودش هم محاسبه کند؛ سپس بعد از سلامِ امام، یک رکعت بخواند ودر پایان، رکعت دیگری بیاورد وحمد و سوره در آن بخواند. خلاصه نمازگزار در این نماز، رکعت سوم خودش را بر دورکعت اول مقدم داشته است، آنچه که با امام جماعت خوانده است آخر نمازش بوده و آنچه را بعد از امام جماعت خوانده‌است اول نمازش می‌باشد که قضا می‌کند وباتشهد وسلام از نماز فارغ می‌شود.[۱۱۷]

اقتدا در غیرحالت قیام و رکوع

شیعه امامیه: هرگاه بخواهد فضیلت نمازجماعت را درک کند، اگر پس از رسیدن به جماعت، مشاهده کرد امام‌جماعت در حال تشهد است؛ باید پس از نیت وگفتن تکبیرةالاحرام بنشیند و امام‌جماعت را در حال تشهد درک کند؛ آنگاه پس از سلام امام بایستد و رکعت اول را با خواندن حمد وسوره ادامه دهد؛ در این صورت او فضیلت نمازجماعت را درک کرده است ولو رکعتی از نماز او به حساب نمی‌آید.[۱۱۸] مذاهب اهل‌سنت: مذاهب اهل‌سنت وجوب متابعت را مطرح کرده‌اند وگفته‌اند به مجردی که مأموم به نمازجماعت رسید، بدون درنگ اقتدا کند تامخالفت با امام‌جماعت نکرده باشد.[۱۱۹]
محمد بن ادریس شافعی در این باره گفته است: مأموم هنگامی می‌تواند یک رکعت جماعت را درک کند که قبل از برخاستن امام‌جماعت از رکوع، وی را درک کرده باشد.[۱۲۰]
سلفیه: کسی که فقط به تشهد اخیر امام‌جماعت رسید، ثواب نمازجماعت را بدست آورده لیکن برای او یک رکعت نماز به حساب نمی‌آید؛ وی درک کننده نماز جماعت نبوده است.[۱۲۱]

عدم لزوم تجافی در نماز جماعت اهل‌سنت

تجافی عبارت است از نیم‌خیز نشستن فردی که در بین نمازجماعت به آن پیوسته است، درحالی که امام جماعت مشغول خواندن تشهد یا سلام است.
در نمازجماعت اهل‌سنت تجافی اصلًا وجود ندارد؛ زیرا طبق نظریه حنابله، مالکیه‌و حنفیه هرگاه مأموم در بین نماز به امام جماعت اقتدا کند، نمازش را با امام جماعت به پایان می‌برد و باقیمانده را خودش انجام می‌دهد. لذا در مورد مسأله اقتدا در فقه اهل سنت، تبعیت محض مطرح است.[۱۲۲] لازم به توضیح است شیعیان در زمانی که در نماز جماعت اهل سنت شرکت می‌کنند اگر در بین نماز به مسجد رسیدند، از انجام عمل تجافی خودداری نمایند و فقط همانند آنان در حال تشهد، جلوس کنند؛ در این صورت نماز جماعت آنان صحیح و مجزی می‌باشد.
در این‌خصوص‌استفتائی از حضرت امام‌خمینی (قدس سره) ومقام معظم رهبری مدّظلّه‌العالی شده‌است که توجه خوانندگان گرامی را به متن استفتاء وپاسخ آن جلب می‌کنم:
سؤال هرگاه برای تحبیب قلوب ووحدت مسلمین در نمازجماعت برادران اهل تسنن شرکت کنیم که قهراً نماز، فاقد جزء یا شرط یا همراه با مانع باشد؛ با فرض اینکه اضطرار و ضرورتی نیست و مکلف می‌تواند در مکان دیگر یا زمان دیگر بدون هیچ اشکالی به طریق شیعه نماز بخواند. و همچنین در تقیه در موضوعات، مثل وقوف در عرفات در روزی که قاضی اهل‌سنت حکم کرده، با اینکه شک دارد یا یقین به خلاف دارد آیا وقوف با برادران اهل تسنن مجزی است؟
جواب حضرت امام خمینی (قدس سره): صحیح است و اعاده و قضا ندارد و تبعیت در مواقف لازم است.[۱۲۳] مقام معظم رهبری مدّظلّه العالی: نماز با آقایان صحیح و مجزی است هر چند بتواند در جای دیگر آزادانه نماز بخواند و تبعیت از حکم قاضی در تعیین موقف و روز عید و اکتفا به چنین وقوف اشکال ندارد و صحیح ومجزی است.[۱۲۴]

کیفیت نماز مسافر در نمازهای جماعت

شیعه امامیه: برمسافر واجب است که نمازهای چهار رکعتی را در سفر دورکعتی بخواند وفرق نمی‌کند مسافر به امام جماعت مقیم اقتدا کند، یا مقیم به امام جماعت مسافر اقتدا نماید. به هر حال مسافر می‌بایست نیت قصر کند ونمازش را شکسته بخواند.[۱۲۵]مذاهب اهل‌سنت: اگر مسافر به امام‌جماعت مقیم اقتدا کند بر او لازم است که نمازش را همانند مقیم تمام بخواند.[۱۲۶]

قصر و اتمام

تمامی مذاهب اسلامی در این حکم اجماع دارند که نماز شکسته فقط به نمازهای چهار رکعتی اختصاص دارد و در سفر دو رکعتی خوانده می‌شود.
لیکن تفاوتهایی بین آرای آنان است که آیا قصر در سفر «عزیمت» است یعنی ترک آن جایز نیست یا «رخصت» است که ترک نماز شکسته جایز باشد؛ یعنی مسافر مخیر شود بین انجام نماز به صورت قصر و یا اتمام یکی را انتخاب‌کند.
شیعه‌امامیه، حنفیه: «عزیمت» است و قصر متعین می‌باشد.[۱۲۷]حنابله، مالکیه، شافعیه: «رخصت» است؛ بنابراین مسافر اختیار دارد نمازش را تمام بخواند یا شکسته بجا آورد.[۱۲۸]

مسافت شرعی

شیعه امامیه: فرد مقیم پس از هشت فرسخ مسافرت طولی و دور شدن از وطن خود و یا مجموع رفت و برگشت او هشت فرسخ شود، مسافر می‌شود.[۱۲۹]
حنفیه: مسافرت به طول ۲۴ فرسخ، فرد مقیم را مسافر می‌کند. و در کمتر از آن، نماز تمام است وشکسته نمی‌شود.
حنابله، مالکیه، شافعیه: با مسافرت به طول ۱۶ فرسخ، فرد مقیم، حکم مسافر را پیدا می‌کند.[۱۳۰]بنابراین مسافت‌شرعی طبق نظریه مذاهب‌اسلامی به شرح زیر است:
شیعه امامیه: ۴۵ کیلومتر.
حنابله، مالکیه، شافعیه: ۸۰ کیلومتر و ۶۴۰ متر.
سلفیه: ۸۰ کیلومتر.[۱۳۱] حنفیه: ۱۰۷ کیلومتر و ۵۲۰ متر.

مقدار فرسخ نزد مذاهب اهل‌سنت

فرسخ، واژه‌ای معرب از فارسی فرسنگ است ومقدار آن سه میل می‌باشد.[۱۳۲]
بر اساس گزارش صاحب کتاب فقه السنه، معروف آن است که فرسخ سه میل می‌باشد.
میل: ۱۷۴۸ متر است ومقدار فرسخ عبارت است از:
۵ کیلومتر و ۵۴۱ متر ۵۵۴۱ متر.[۱۳۳]
مسافر، چگونه مقیم می‌شود؟
شیعه‌امامیه: اگر مسافر قصد اقامت ده روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا می‌کند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۴] حنفیه: اگر مسافر قصد اقامت پانزده روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا می‌کند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۵] شافعیه، مالکیه: اگر مسافر قصد اقامت چهار روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا می‌کند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۶] حنابله: اگر مسافر در مکانی غیر از وطن خود به مقداری بماند که بیش از بیست نماز از فرائض یومیه بر او واجب شود، باید نمازها را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۷]
سلفیّه: مسافری که قصد دارد در شهری بیش از چهار روز بماند، نماز او تمام است. اما اگر قصد او اقامت کمتر از چهار روز باشد، نماز را شکسته بخواند.[۱۳۸]

سجده بر مهر

تمامی مذاهب اسلامی بر این باورند که در حال نماز، سجده بر زمین واجب است و بر اساس روایت نبوی (ص) که فرمودند: «جُعِلَتْ لِی الأرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً».
یعنی: برای من زمین، محل سجده نمودن و نیز پاک کننده قرار داده شده است.[۱۳۹]پس سجده نمودن بر خاک؛ بدون تردید صحیح می‌باشد.
امام صادق (ع) در روایتی فرمود: «خدای تبارک وتعالی به رسول‌خدا (ص) شریعت نوح، ابراهیم، موسی وعیسی را عطا کرد ... وزمین را برای او محل سجده وپاک کننده قرار داد».[۱۴۰]رسول‌خدا (ص) فرمود: «پروردگار من، مرا بر انبیاء به چهار چیز فضیلت داد: ۱. برای همه مردم رسول شدم.
۲. زمین، برای من وامتم محل سجده وپاک کننده قرار داده شد؛ پس هرجا فردی از امت من خواست نماز بگزارد، محل سجده ونیز پاک کننده در اختیار او قرار دارد...[۱۴۱] ابن عباس در روایتی چنین می‌گوید: پیامبرخدا (ص) بر سنگ سجده می‌نمود.[۱۴۲] جابر بن عبدالله انصاری گفت: همراه با رسول‌خدا (ص) نماز ظهر را می‌خواندم، به سبب گرمای زیاد، به اندازه یک مشت، سنگ به دست می‌گرفتم تا سرد شود؛ سپس بر آن سجده می‌کردم. [۱۴۳]عیاض بن عبدالله قرشی می‌گوید: پیامبرخدا (ص) مردی را دید که بر گوشه عمامه‌اش سجده می‌کرد. پیامبرخدا (ص) با دست به وی اشاره کردند عمامه خود را بالا بکش و اشاره به پیشانی او نمودند.[۱۴۴] در سالهای نخستین طلوع اسلام و حتی تا چندین قرن بعد، سجده نمودن بر زمین و حصیر، کاری همیشگی و عادی بوده است؛ ولی گهگاهی به جهت گرمای زیاد و عذر و عدم توانایی و اضطرار، نمازگزاران به لباس خود به طور ناچار سجده می‌کردند.
نووی چنین نقل می‌کند: ابوحنیفه و جمعی از فقهای اهل‌سنت قائل به جواز سجده بر لباس هستند.[۱۴۵] لذا به روایتی استدلال شده که در آن سجده نمودن بر لباسی که نمازگزار پوشیده‌است جایز می‌باشد. روایت چنین است: «هنگامی که با پیامبرخدا (ص) نماز می‌خواندیم بر اثر گرمای زیاد گوشه لباسمان را در جای سجده قرار می‌دادیم».[۱۴۶] از آن هنگام که فرش و قالی که ازمواد نفتی وغیر گیاهی تهیه شده، جای حصیر را گرفت؛ علمای اهل‌سنت به طور مطلق و بدون در نظر گرفتن اضطرار، به جواز سجده بر هر نوع فرش و قالی و ... فتوا دادند.
از اوزاعی استاد ابوحنیفه نقل شده‌است که او هرگاه قصد مسافرت داشت تکه‌ای خاک سفت شده (کلوخ) از شهر مدینه با خود بر می‌داشت تا بر آن سجده کند. علت این کار را از او سؤال کردند. وی پاسخ داد: بهترین قطعه از زمین، زمینی است که رسول‌خدا (ص) در آن مدفون شده است؛ دوست دارم که سجده من برای خداوند بر روی خاک مدینه باشد.[۱۴۷] باتوجه به عدم آشنایی اهل‌سنت نسبت به تربت حضرت سید الشهدا (ع) وسوء برداشت افراد مغرض، که گفته‌اند شیعه به «بت» سجده می‌کند و نیز با توجه به فتوا بر عدم جواز استفاده از مُهر در آن فضاها، و نیز فتوای حضرت امام‌خمینی (قدس سره) ومقام‌معظم‌رهبری ودیگر فقیهان عظام بر جواز سجده نمودن بر فرش در مساجد مکه و مدینه، لازم است از سجده نمودن به مهر و تسبیح و دستمال کاغذی و ... در مسجدالنبی و مسجدالحرام و سایر مساجد عربستان اجتناب و خودداری شود.
متن فتوای امام خمینی (قدس سره) ومقام معظم رهبری مدّظلّهالعالی در خصوص سجده بر فرش:
حضرت امام خمینی (قدس سره): در مسجدالنبی (ص) سجده کردن بر روی فرشهای مسجد مانع ندارد ومهرگذاشتن جایز نیست، ولازم نیست درجائی که سنگ است نماز بخواند ... [۱۴۸] س ۱۰۹: هنگام شرکت در نماز جماعت مسجدالحرام ومسجدالنبی یا سایرمساجد مکه و مدینه آیا می‌توان بر فرش سجده کرد یا نه؟ و در صورتی که برفرش سجده نماید آیا اعاده آن لازم است یا نه؟
مقام معظم رهبری مدظلّه‌العالی: در نماز جماعت با آقایان، سجده بر فرش مانع ندارد ونماز صحیح ومجزی است واعاده یا قضا ندارد.[۱۴۹]

عبور از مقابل نمازگزار

شیعه امامیه: عبور از مقابل نمازگزار مکروه است چنانکه نماز خواندن در مکانی که افراد از مقابل او عبور می‌کنند نیز مکروه می‌باشد؛ اما نه بر عبور کننده حرام است و نه بر نمازگزار حرام است، بلکه مستحب است نمازگزار حائل و مانعی پیش روی خود قراردهد، واگر چوب یاریسمانی هم باشد کافی است.[۱۵۰] تمامی مذاهب چهار گانه اهل‌سنت عبور نمودن از مقابل نماز گزار را حرام می‌دانند. حتی حنفیه و مالکیه می‌گویند: بر نمازگزار حرام است در جایی نماز بخواند که محل عبور مردم از مقابلش باشد. این حرمت در زمانی است که بتواند جای مناسبی را انتخاب کند. ولی حنابله می‌گویند: مکروه است اگر نمازگزار جائی را که محل عبورباشد برای نماز انتخاب کند، واز حائل ومانع هم استفاده ننماید.[۱۵۱]
حنابله، مالکیه، حنفیه: عبور از مقابل نمازگزار حرام است، بدون فرق بین اینکه حائل و مانعی در مقابل وی وجود داشته باشد یاحائلی نباشد.[۱۵۲] شافعیه: اگر نمازگزار از حائل استفاده کرده باشد عبور از مقابل او با وجود حائل و مانع نه حرمتی دارد و نه کراهتی.[۱۵۳] دربارهٔ عدم جواز عبور از مقابل نمازگزار، روایاتی از طرق اهل‌سنت نقل شده‌است؛ از جمله این روایت که مالک‌بن‌انس چنین نقل نموده‌است: «اگرمشغول نماز هستید اجازه ندهید کسی از مقابل شما عبور کند. اورا ازخود دور کنید. اگر عبور کننده اصرار ورزید تا از مقابل شما عبور کند، با او به جنگ و ستیز برآیید، قطعاً او شیطان است».[۱۵۴] سلفیّه: عبور نمودن از مقابل نمازگزار حرام است و فرق نمی‌کند مانعی مقابل نمازگزار باشد یا نباشد.[۱۵۵]

اوقات نمازهای پنجگانه

اهل‌سنت نمازهای واجب را در پنج وقت می‌خوانند و شیعه امامیه نیز قائل به پنج وقت است، لیکن جمع بین نماز ظهر وعصر و نیز مغرب وعشا را مطلقا جایز می‌داند، هم درسفر وحضر و درهمه حال، که مجموعاً سه وقت می‌شود.[۱۵۶]
درفقه شیعه‌امامیه افضل، خواندن نماز در اول وقت است وآن را ازمستحبات مؤکده ذکر کرده‌اند.[۱۵۷] مرحوم علّامه حلّی‌چنین نگاشته است: «واعلم أن لکل‌صلاة وقتین، أول وآخر، فالوقت الأول وقت الفضیلة والآخر وقت الاجزاء».[۱۵۸]در این خصوص به روایاتی چند توجه فرمائید:
قال الإمام أبوجعفرالباقر (ع): «أحب الوقت إلی‌الله عزّوجل أوّله حین یدخل وقت الصلاة فإن لم‌تفعل‌فإنّک فی‌وقت منها حتی‌تغیب الشمس».[۱۵۹]
قال الإمام أبو عبدالله الصادق (ع): «إذا زالت الشمس دخل وقت الظهر والعصر جمیعاً إلّا أن هذه قبل هذه ثمّ أنت فی‌وقت منهما جمیعاً حتی تغرب الشمس».[۱۶۰]
برای آشنایی با اوقات نمازهای پنج‌گانه توجه شما را به مطالب ذیل جلب می‌کنم:

وقت نماز صبح

شیعه امامیه، حنفیه، شافعیه، حنابله:
نظر فقهی مذاهب اسلامی مزبور بر آن است که وقت شرعی نماز صبح از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید می‌باشد، مگر مذهب مالکیه.
مالکیه: برای نماز صبح دو وقت است:
۱. اختیاری: از طلوع فجر تا هنگامی که هوا بمقداری روشن شود که چهره‌ها شناخته شود.
۲. اضطراری: از زمان شناختن چهره‌ها تا طلوع خورشید.[۱۶۱]

وقت نماز ظهر و عصر

شیعه امامیه: وقت ویژه نماز ظهر از ابتدای وقت ظهر (زوال خورشید) تا زمانی است که بتوان نماز ظهر را در آن وقت بجاآورد.
اما وقت ویژه نماز عصر هنگامی است که در آخر روز فقط به مقدار یک نماز عصر وقت باقی باشد. در بین این دو زمان که به وقت ویژه معروف‌اند، وقت مشترک نماز ظهر وعصر قرار دارد. به همین جهت فقهای شیعه فرموده‌اند: جمع بین نماز ظهر و عصر در وقت مشترک جایز است.
البته بعضی از فقهای اهل‌سنت نیز جمع بین نماز ظهر و عصر را مطلقا جایز می‌دانند.[۱۶۲] مذاهب چهارگانه اهل‌سنت می‌گویند: وقت نماز ظهر از آغاز زوال خورشید تا زمانی است که سایه هر چیزی به اندازه خودش شود و هنگامی که سایه طولانی‌تر شد، وقت نماز ظهر تمام شده‌است.
شافعیه، مالکیه: این وقت برای شرائط عادی است، اما در صورت اضطرار، وقت نمازظهر تانزدیک غروبتوسعه پیدا می‌کند. البته حنفیه و شافعیه قائلند: وقت نماز عصر آن زمانی است که طول سایه هر چیزی از اندازه خودش افزون‌تر شود؛ این وقت تا غروب ادامه دارد.
مالکیه همچنین قائلند: نماز عصر نیز دو وقت دارد:
۱. اختیاری: از آغاز افزون شدن سایه هر چیزی بیش از اندازه خودش تا هنگامی که زرد رنگ شود.
۲. اضطراری: از آغاز زرد رنگ شدن خورشید تا غروب آفتاب.[۱۶۳] وقت نماز مغرب وعشا شیعه امامیه: وقت نماز مغرب و عشا چنین است:
وقت مخصوص نماز مغرب از آغاز غروب شرعی‌است (از بین رفتن قرمزی ناحیه مشرق) تا به اندازه‌ای که بتوان نماز مغرب را خواند.
وقت مخصوص نماز عشا هنگامی‌است که تنها وقت خواندن یک نماز عشا از پایان نیم اول شب (قبل از نیمه شب به مقدار یک نماز عشا) بیشتر باقی نباشد و بین این دو وقت مخصوص، وقت مشترک است و فقهای شیعه امامیه اجازه داده‌اند در این دو وقت مشترک بین دو نماز مغرب و عشا را جمع کنند و دو نماز را پشت سر هم بخوانند.
همه مذاهب اهلسنت آغاز وقت نماز مغرب را از لحظه غروب خورشید می‌دانند، اما اختلاف اندکی با هم دارند:
شافعیه، حنابله: وقت فریضه مغرب از آغاز پنهان شدن خورشید است تا هنگامی که قرمزی ناحیه مغرب به پایان برسد.
حنفیه: هنگامی که سیاهی افق غربی آشکار گردید، وقت نماز مغرب به پایان رسیده است. اما وقت نماز عشا اززمان غائب شدن شفق آغاز می‌شود وتا طلوع فجرصادق ادامه خواهد داشت.[۱۶۴]مالکیه: وقت نماز مغرب کوتاه است: از آغاز غروب آفتاب فقط به مقدار وضو و اذان و انجام نماز فرصت است و در حال اختیار تأخیر انداختن جایز نیست؛ لکن درحال اضطرار، وقت نماز مغرب تا طلوع فجر ادامه دارد. [۱۶۵]

اوقاتی که نماز خواندن جائز نیست

شیعه امامیه: همین که مؤذن «قد قامت الصلاة» را گفت، خواندن نماز مستحبی کراهت[۱۶۶] دارد، بلکه از زمان آغاز اقامه نماز، خواندن نمازمستحبی مکروه است.[۱۶۷]البته زمانی که خواندن نماز در آن حرام باشد، در فقه شیعه امامیه اصلًا وجود ندارد.
حنفیه: اگر در اوقات نهی‌شده[۱۶۸] نماز مستحبی بخواند، کراهت تحریمی دارد؛ اما نماز باطل نمی‌شود لیکن واجب است نماز را قطع نماید ودر اوقاتی که جایز است آن نماز را بخواند.[۱۶۹]
شافعیه: در پنج وقت خواندن نماز مستحبی مکروه است:
۱. بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب.
۲. ازطلوع آفتاب تا ارتفاع آن بمقدار طول یک نیزه.
۳. بعد از نماز عصر.
۴. هنگام زرد شدن خورشید تا غروب.
۵. هنگامی که خورشید در وسط آسمان قرارگرفته است تا زوال.[۱۷۰] مالکیه: هنگام ادای نماز واجب یومیه، خواندن هر نمازی حرام است. مالکیه در مورد اوقاتی که خواندن نمازمستحبی مکروه است با مذهب شافعیه موافق‌اند.
حنابله: خواندن نماز مستحبی در سه وقت حرام است:
۱. از طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
۲. از نماز عصر تا غروب.
۳. هنگامی که خورشید در وسط آسمان قرارگرفته است تا زوال خورشید.[۱۷۱]توصیه می‌شود زائران گرامی در حرمین شریفین در این اوقات نماز نخوانند و ازکارهایی که موجب اهانت وانگشت‌نما شدن است به شدت پرهیز نمایند؛ خصوصاً از خواندن نماز، پس از نماز صبح، ونیز پس از نماز عصر اجتناب نمایند.

جمع بین دو نماز در سفر و حضر

شیعه امامیه: جمع بین دو نماز ظهر و عصر، ونیز جمع بین دو نماز مغرب و عشا به طور مطلق جایز است، چه در حال سفر باشد و چه در غیر سفر.[۱۷۲]در این خصوص روایاتی از رسول‌خدا (ص) واهل بیت درمصادر اهل‌سنت ونیز شیعه امامیه آمده است که به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
از ابن عباس روایت شده‌است که چنین گفت: «آیا می‌خواهید به شما خبر دهم که رسول‌خدا (ص) در سفر چگونه نماز می‌خواند؟ هرگاه زوال خورشید می‌شد و او در منزلش بود، بین نماز ظهر وعصر جمع می‌کرد (آنگاه سفر را آغاز می‌نمود). وهرگاه قبل از زوال خورشید (قبل از ظهر) مسافرت می‌کرد، نمازظهر را تأخیر می‌انداخت تا در وقت نماز عصر، بین نماز ظهر وعصر را جمع کند».[۱۷۳] در صحیحه عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:
«رسول‌خدا (ص) بین نماز ظهر وعصر را جمع کرد وبا یک اذان ودو اقامه در هنگام زوال خورشید، نماز ظهر وعصر را با هم بجا آورد». [۱۷۴]
سلفیه: جایز نیست فرد مقیم، بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را جمع کند. بلکه واجب است نماز ظهر را در وقت خودش، و نماز عصر را در وقت مخصوص خودش بخواند. اما در مورد مریض و مسافر و نیز هنگامی که باران می‌بارد، جایز است بین دونماز واجب جمع شود.[۱۷۵] مالکیه، شافعیه، حنابله: جمع بین نمازهای ظهر و عصر و بین نماز مغرب و عشا در سفر جایز می‌باشد، بدون فرق بین اینکه جمع بین نماز مغرب و عشا در هنگام مغرب اتفاق بیفتد و یا اینکه خواندن نماز مغرب و عشا تأخیر بیفتد و یا جمع بین نماز مغرب و عشا در وقت نماز عشا باشد.[۱۷۶]حنفیه: جمع بین نماز ظهر و عصر و یا نماز مغرب و عشا به خاطر عذر مسافرت به هیچ وجه جایز نیست. [۱۷۷]

قرائت

الف حمد (فاتحةالکتاب)
شیعه امامیه: قرائت فاتحة الکتاب در دو رکعت اول هر نمازی واجب است و در رکعات سوم و چهارم، نمازگزار مخیّر است بین قرائت فاتحة الکتاب و خواندن تسبیحات اربعه تسبیح فقط به این جملات منحصر است: سُبْحَانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لَا إلَهَ إلَّا اللّهُ وَ اللّهُ أکْبَرْ.[۱۷۸]حنفیه: در نمازهای واجب، سوره فاتحة الکتاب واجب نشده‌است، بلکه نمازگزار هر مقدار از قرآن را بخواند کافی است، به دلیل سخن خداوند متعال: فَاقْرَأوا مَاتَیَسَّرَ مِنَ الْقُرآنِ[۱۷۹]یعنی: هر مقدار از قرآن را توانستید بخوانید.[۱۸۰]قرائت (خواندن قرآن) در دو رکعت اول نمازها واجب است، اما در رکعت سوم مغرب ورکعت سوم وچهارم نمازهای ظهروعصر وعشا نمازگزار اگرخواست می‌تواند قرآن قرائت کند واگرخواست تسبیح بگوید واگرخواست ساکت باشد.[۱۸۱] حنابله، مالکیه، شافعیه:
قرائت فاتحة الکتاب در تمامی رکعات نمازها واجب است.[۱۸۲] سلفیه:
در تمامی رکعت‌های نماز، قرائت فاتحة الکتاب یکی از ارکان نماز است؛ این مطلب درخصوص امام جماعت و منفرد (کسی‌که نماز را فرادا می‌خواند) می‌باشد. قرائت حمد برای مأموم واجب است ولی رکن نیست؛ اما خواندن سوره سنت است و مستحب می‌باشد.[۱۸۳]بسوره شیعه امامیه: واجب است در رکعت اول ودوم نمازهای واجب یومیه یک سوره کامل پس از قرائت سوره حمد خوانده شود. البته در بعضی از حالات مانند تنگی وقت، ترس، ضرورت و...، نخواندن سوره جایز می‌باشد.[۱۸۴]
حنابله، مالکیه، حنفیه: یکی از مستحبات نماز، خواندن مقداری از قرآن کریم است که بعد از قرائت حمد وآمین خوانده می‌شود ولازم نیست یک سوره کامل قرائت شود بلکه سه آیه از یک سوره را قرائت کند کافی است.[۱۸۵]شافعیه: سوره مستحب‌است وافضل آن‌که یک سوره کامل خوانده شود؛ لیکن‌اگر آیه‌ای بزرگتر ازیک سوره کوچک‌را قرائت‌کرد مثلًا آیه آمن‌الرسول ... از سوره بقره را خواند، این افضل است از خواندن سوره کوچکی مثل‌سوره قریش یا سوره فیل.[۱۸۶] سلفیه: پس از آمین مقداری از قرآن را قرائت کند. [۱۸۷]خواندن سوره در نماز جماعت برای مأموم سنت است و مستحب می‌باشد.[۱۸۸]

حکم قرائت بسم الله الرحمن الرحیم در نماز

شیعه امامیه: لازم است در هنگام قرائت فاتحة الکتاب، بسم الله الرحمن الرحیم نیز قرائت شود؛ زیرا جزء سوره حمد است و ترک آن جایز نیست.[۱۸۹]شافعیه: بسم الله الرحمن الرحیم آیه‌ای از سوره فاتحة الکتاب است و واجب است که خوانده شود و اگر نمازگزار بسمله را نخواند، نمازش باطل است. [۱۹۰]حنفیه، حنابله: مستحب است بسم الله الرحمن الرحیم به صورت آهسته قرائت شود، نه اینکه با صدای بلند و آشکار باشد.[۱۹۱] البته از حنابله نیز نقل شده است که اگر نمازگزار قرائت بسمله را ترک کرد و قرائت فاتحة الکتاب را آغاز نمود، در این صورت قرائت بسمله از او ساقط می‌شود و برای خواندن بسمله باز نگردد.[۱۹۲]
مالکیه: مکروه است در نمازهای واجب یومیه بسم الله الرحمن الرحیم قرائت شود، چه نماز جهریه باشد مثل نماز صبح، مغرب وعشاء وچه نماز اخفاتیه باشد مثل نماز ظهروعصر، ولی در نمازهای مستحبی جایز است هنگام قرائت فاتحةالکتاب، بسمله گفته شود.[۱۹۳]البته از مالکیه نیز نقل شده است که اگرنمازگزار خواست برای خروج ازاختلاف بین مذاهب اهل‌سنت بسمله را بخواند، مستحب است آن را به صورت آهسته بخواند.[۱۹۴] سلفیه: دربارهٔ وجوب قرائت بسمله در آغاز فاتحةالکتاب، بین علما اختلاف است. صحیح آن است که بسمله در تمام نمازها به صورت آهسته قرائت شود.[۱۹۵]

جهر و اخفات بسم‌الله الرحمن الرحیم در نماز

شیعه امامیه: بر مردان مستحب است که در نمازهای واجب یومیه ظهر وعصر بسمله را به صورت جهر قرائت کنند. اما بسمله در نمازهای صبح، مغرب وعشا واجب است همانند حمد وسوره در دو رکعت اول به صورت جهر قرائت شود.[۱۹۶]شافعیه: واجب‌است نمازگزار بسمله‌را درنماز جهر به صورت‌آشکار ودرنمازاخفاتی به صورت‌آهسته قرائت کند.[۱۹۷]مالکیه: درنمازهای یومیه قرائت بسمله دراول فاتحةالکتاب مکروه است واگرنمازگزار خواست بخواند، مستحب است آن را به صورت آهسته بخواند.[۱۹۸] حنفیه، حنابله: قرائت بسمله سنت است وباید به صورت آهسته در همه نمازهای یومیه قرائت شود.[۱۹۹]
سلفیه: صحیح آن است که بسمله در نمازهای جهریه به صورت آهسته قرائت شود. دربارهٔ وجوب قرائت بسمله در آغاز فاتحةالکتاب، بین علما اختلاف است.[۲۰۰]

آیا بسم الله الرحمن الرحیم آیه‌ای از سور قرآنی است؟

مذاهب اسلامی دربارهٔ این موضوع به طور مفصل بحث کرده‌اند، به ویژه اهل‌سنت در این باره بحث‌های طویل‌الذیل دارند. اکنون با نظریات آنان آشنا می‌شویم.
شیعه‌امامیه: ۱. هر سوره دارای یک بسم الله الرحمن الرحیم مستقل است وبسمله جزئی از هر سوره قرآنی به حساب می‌آید و لازم است بسمله در آغاز تمامی سوره‌ها قرائت شود به جز سوره توبه برائت.[۲۰۱] ۲. لازم است نمازگزار قبل از قرائت بسمله، سوره‌ای را که قصد دارد بخواند، تعیین نماید و در صورت عدم تعیین، نماز او دچار اشکال می‌شود.[۲۰۲] شافعیه: بسمله از قرآن است وآیه‌ای کامل از اول هر سوره می‌باشد مگر سوره برائت.[۲۰۳] قرائت بسمله در اول فاتحة الکتاب واجب است وحکمش حکم فاتحة الکتاب می‌باشد؛ لذا برنمازگزار لازم است بسمله را در نمازهای جهریه
به صورت آشکار، و در نمازهای اخفاتیه به صورت آهسته قرائت کند.[۲۰۴]
حنفیه، مالکیه: بسمله در اوائل سوره‌های قرآن از آیات قرآنی نیستند.[۲۰۵] حنابله: علمای این مذهب دریک جا با قول شوافع همآهنگ هستند ودرجائی دیگر گفته‌اند که بسمله فقط آیه‌ای از سوره حمد است ولی در سایر سوره‌ها چنین نیست.[۲۰۶] سلفیه: بسمله از قرآن است ویکی از آیات قرآن محسوب می‌شود ودر آغاز قرائت هر سوره خوانده شود.[۲۰۷]

رکوع

تمام مذاهب اسلامیرکوع در رکعات نماز را واجب می‌دانند ولی در مقدار واجب رکوع (خم شدن) و سکون و استقرار لازم در حال رکوع، اختلاف نظریه دارند.
شیعه‌امامیه: رکوع یکی از واجبات نماز می‌باشد و رکن است، یعنی ترک نمودن عمدی و یا سهوی رکوع، نماز را باطل می‌کند. لازم است نمازگزار به‌طور متعارف خم شود تا دست‌ها به آسانی به زانوان برسد و لازم است ذکر رکوع در حال سکون و استقرارِ بدن قرائت شود.[۲۰۸]شافعیه، حنابله: نماز گزار در رکوع بایستی به مقداری خم شود تا کف دستهای وی به زانوان برسد و نیز سکون و استقرار واجب است.[۲۰۹]حنفیه: رکوع همان خم شدن است و سکون و استقرار واجب نیست.[۲۱۰] مالکیه: قراردادن دستها برروی زانوان مستحب است وسنت نیست.[۲۱۱]

ذکر رکوع

شیعه‌امامیه: ذکر رکوع واجب است وگفتن مطلق ذکر مجزی است یعنی هرلفظی را که دارای ذکر الهی باشد، گفتن آن به عنوان ذکر جائز است. لیکن احتیاط آن است ذکرکبرا رایک بار بگوید وآن جمله: «سبحان ربّی العظیم و بحمده» است، یا سه بار ذکر صغرا را برزبان جاری کند، ذکر صغرا این جمله است: «سبحان الله». واگر بخواهد افزون تر احتیاط را مراعات کند، ذکر کبرا را یک بار بگوید ولی بهتر از آن گفتن سه بار است.[۲۱۲]حنابله: ذکر رکوع واجب است و صیغه آن: «سبحان ربّی العظیم» می‌باشد.[۲۱۳] مالکیه: ذکر رکوع مستحب است ولفظ مشخصی ندارد ولی افضل گفتن: «سبحان ربّی‌العظیم» است.[۲۱۴]
حنفیه: عمل به سنت فقط با گفتن‌سه بار: «سبحان ربّی‌العظیم» در حال رکوع محقق می‌شود واگر کمتر از سه بار قرائت شود، سنت حاصل نشده است.[۲۱۵]شافعیه: عمل به سنت فقط با گفتن لفظی که در آن تسبیح باشد حاصل می‌گردد، اگر چه افضل آن است که در حال رکوع جمله: «سبحان ربّی‌العظیم» قرائت شود.[۲۱۶] سلفیه: واجب است درحال رکوع هنگامی‌که بدن آرام می‌گیرد بگوید: «سبحان ربّی‌العظیم» وافضل آن است که سه بار یا بیشتر تکرار کند ومستحب است این جمله را نیز بگوید: «سبحانک اللّهم ربنا وبحمدک، أللّهم اغفرلی». [۲۱۷]

طولانی بودن قیام بعد از رکوع

۱) آیا قیام بعد ازرکوع واجب است؟
شیعه‌امامیه:
قیام بعد از رکوع واجب است ولی رکن نیست یعنی اگر نمازگزار قیام بعد از رکوع را عمداً ترک کند و به سجده برود، نمازش باطل است.[۲۱۸] حنفیه:
از حنفیه دربارهٔ قیام بعد از رکوع دو قول نقل شده است:
۱ قیام بعد از رکوع واجب نیست.[۲۱۹]۲ وجوب قیام بعد از رکوع، واین قیام بعد از رکوع از واجبات نماز است ولی از فرائض نماز نیست، بدین معنا که اگر نمازگزار قیام بعد از رکوع را ترک کند، نمازش باطل نمی‌شود؛ ولی گناه صغیره انجام داده است.[۲۲۰]
بنا بر نقل وهبة الزحیلی، صحیح همین قول است و به این مطلب متأخرین از علمای حنفیه، از جمله کمال بن همام تصریح کرده‌اند.[۲۲۱]حنابله، شافعیه: قیام بعد از رکوع از واجبات نماز است و اگر نمازگزار این قیام را انجام ندهد نمازش باطل است.[۲۲۲] سلفیه: قیام بعد از رکوع از ارکان نماز است.[۲۲۳]۲) چرا قیام بعد از رکوع اهل‌سنت طولانی است؟
احادیث فراوانی در کتب‌فقهی و روائی اهل‌سنت آمده‌است که دلالت برمشروعیت طولانی نمودن قیام بعد ازرکوع دارد.
این احادیث دلالت بر استحباب دعاهایی که در این حالت قرائت می‌شود نیز دارد. اکنون یکی از دعاهایی که اهل‌سنت در حال قیام بعد از رکوع می‌خوانند، ملاحظه فرمائید.
سلفیه:
«سمع اللّهُ لِمَن حَمِدَهُ، رَبَّنا وَلَکَ الْحمد، حمداً کثیراً طیباً مبارکاً فیه، مل‌ء السموات ومل‌ء الأرض، ومل‌ء ماشئت من شی‌ء بعد».[۲۲۴]البته سلفیه گفتن «سمع‌اللّهُ لِمَنْ‌حَمِدَهُ» را برای امام‌جماعت ونمازگزار فرادا واجب می‌دانند و واجب است مأمومین، جمله: «رَبَّنا وَلَکَ الْحمد» را درحال قیام بعد از رکوع بگویند.[۲۲۵] چنانکه خواندن این دعا را مستحب می‌دانند:
«أللّهم ربَّنا لَکَ الْحَمْدُ، مِلْ‌ءَ السَّمواتِ وَ مِلْ‌ءَ الأرضِ، وَ مِلْ‌ءَ مابَینهُما، وَ مِلْ‌ءَ ما شِئتَ مِن شَی‌ء بَعد، أهلَ الثَّناءِ وَالمَجدِ، لامانعَ لِما أعْطَیْتَ، وَلامُعطی لِما مَنَعتَ، ولایَنْفَعُ ذاالجَدِّ[۲۲۶] مِنکَ الجَدّ».[۲۲۷]

ذکر سجده

شیعه‌امامیه: ذکر سجده واجب است وگفتن مطلق ذکر مجزی است یعنی هرلفظی که دارای ذکر الهی باشد، گفتن آن به عنوان ذکر جائز است. لیکن احتیاط آن است ذکر کبرا را یک بار بگوید وآن جمله: «سبحان ربّی الأعلی و بحمده» است، یا سه بار ذکر صغرا را برزبان جاری کند، ذکر صغرا این جمله است: «سبحان الله». واگر بخواهد افزون تر احتیاط را مراعات کند، ذکر کبرا را یک بار بگوید ولی بهتر از آن گفتن سه بار است.[۲۲۸]حنابله: ذکر سجده واجب است وصیغه آن عبارت است از گفتن یک بار «سُبحانَ رَبّی الأعلی» ومازاد بر یک بار مستحب است. [۲۲۹] مالکیه: ذکر سجده مستحب است ولفظ مشخصی ندارد ولی افضل گفتن «سُبحانَ رَبّی الأعلی» است.[۲۳۰]
حنفیه: عمل به سنت فقط با سه بار گفتن «سُبحانَ رَبّی الأعلی» در حال سجده محقق می‌شود واگر کمتر ازسه بار بگوید سنت حاصل نشده است.[۲۳۱] شافعیه: عمل به سنت با گفتن لفظی که در آن تسبیح باشد حاصل می‌گردد اگرچه افضل آن است که در حال سجده «سُبحانَ رَبّی الأعلی» گفته شود.[۲۳۲] سلفیه: واجب است درحال سجده، هنگامی‌که بدن آرام می‌گیرد؛ بگوید: «سبحان ربّی‌الأعلی». وافضل آن است که سه بار یا بیشتر تکرار کند ومستحب است این جمله را نیز بگوید: «سبحانک اللّهم ربّنا وبحمدک، أللّهم[۲۳۳]

تشهّد

اهل سنت به تشهد، تحیات نیز می‌گویند؛ زیرا در اول تشهد عبارت (ألتّحیات لله) را می‌خوانند.
تشهد در نماز بر دو قسم است:
۱ تشهد اول؛ در رکعت دوم نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا.
۲ تشهد آخر نماز؛ که بعد از آن سلام نماز است.
اما تشهد اوّل:
شیعه امامیه، حنابله: تشهد اول در رکعت دوم نماز، واجب است.
مالکیه، شافعیه، حنفیه: تشهد در رکعت دوم مستحب است و واجب نیست.[۲۳۴] سلفیه: تشهد اول از ارکان نماز نیست ولی واجب است.[۲۳۵]اما تشهد دوّم:
شیعه امامیه، شافعیه، حنابله: تشهد در آخر نماز، واجب است.
حنفیه: تشهد اخیر واجب است وفرض نیست یعنی با ترک آن نماز باطل نمی‌شود.[۲۳۶] مالکیه: تشهد آخر نماز، مستحب است و واجب نیست.[۲۳۷] سلفیه: تشهد اخیر از ارکان نماز است.[۲۳۸]

کیفیت تشهّد

شیعه امامیه:
صیغه تشهد نزد شیعه امامیه عبارت است از:
«أشْهَدُ أن لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَریکَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أللَّهُمَّ صَلّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».
شایان ذکر است که جمله:
«السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبی وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکَاتُة» از توابع تشهد می‌باشد و از جملات ویژه سلام نماز نیست.[۲۳۹] مستحب است قبل از شروع تشهد جمله: «ألْحَمدُلله» یا «بسم‌الله وبالله والحمدلله وخیر الأسماء لله» ویا «بسم‌الله وبالله والحمدلله والأسماء الحسنی کلّها لله» گفته شود.[۲۴۰]
حنفیه:
صیغه تشهد نزد حنفیه عبارت است از:
«التَّحیَّاتُ لِلّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّیّبَاتُ، ألسَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، ألسَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أن لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه».[۲۴۱] مالکیه:
صیغه تشهد نزد مالکیه عبارت است از:
«التَّحیَّاتُ لِلّهِ، الزَّاکِیَاتُ لِلّهِ، الطَّیّبَاتُ الصَّلَوَاتُ لِلّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، اَلسَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أن لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَریکَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه». [۲۴۲]شافعیه:
صیغه تشهد نزد شافعیه عبارت است از:
«التَّحیَّاتُ الْمُبَارَکَاتُ الصَّلَوَاتُ الطَّیّبَاتُ لِلّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمداً رَسُولُ اللّه، أللّهُمَّ صَلِّ عَلَی محمد وعَلی آلِ محمد کما صَلَّیْتَ عَلَی إبراهیمَ وَآلِ إبراهیمَ وَبارِکْ عَلَی محمد وَعَلَی آلِ محمد کَما بَارکْتَ عَلَی إبراهیمَ وَآلِ إبراهیمَ إنّکَ حمیدٌ مجیدٌ».[۲۴۳]حنابله:
صیغه تشهد نزد حنابله عبارت است از:
«التحیات للّه، والصّلوات والطیّبات، السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَریکَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، أللَّهُمَّ صَلّ عَلَی مُحَمد».[۲۴۴] سلفیه:
صیغه تشهد نزد سلفیه چنین است:
«التحیات لله، والصّلوات والطیّبات، السلام علیک أیّها النّبی و رحمة الله و برکاتُه، ألسلام علینا و علی عباد الله الصالحین، أشهد أن لا إله إلا الله، و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله، أللّهم صلّ علی محمد و علی آل محمد، کما صلّیت علی إبراهیم و علی آل إبراهیم، إنّک حمیدٌ مجید، و بارک علی محمد و علی آل محمد، کما بارکت علی إبراهیم و علی آل إبراهیم، إنک حمیدٌ مجید».[۲۴۵]سلفیّه هچنین قائلند که خوب است نمازگزار در تشهد آخر این فقرات را نیز اضافه کند:
«أعوذ بالله من عذاب جهنم، و من عذاب القبر، و من فتنه المحیا و الممات، و من فتنة المسیح الدجّال، أللّهم أعنّی علی ذکرک و شکرک و حسن عبادتک، أللّهم إنّی ظلمتُ نفسی ظلماً کثیراً، و لایغفر الذّنوب إلّا أنت، فاغفر لی مغفرةً من عندک و ارحمنی، إنّک أنت الغفور الرحیم».[۲۴۶]

اشاره با انگشت سبابه در تشهد

در کتب فقهی اهل‌سنت آمده است که مستحب است نمازگزار درحال خواندن تشهد، با سبابه دست راست خود اشاره کند و عدّه‌ای گفته‌اند: هم اشاره کند و هم حرکت دهد.[۲۴۷]
مالکیه: مستحب است نمازگزار در حال تشهد انگشت سبّابه را به طرف راست وچپ حرکت دهد.
حنفیه: فقط هنگام پایان تشهد، با انگشت سبابه دست راست خود اشاره کند؛ به این روش که وقتی «لاإله» می‌گوید انگشت سبابه را بالا بیاورد وهنگام گفتن «إلّا الله» انگشت را پایین بیاورد.[۲۴۸]حنابله: فقط هنگام ذکر نام خدا ودعا با انگشت سبابه اشاره کند وحرکت ندهد.[۲۴۹]
بیهقی می‌گوید: مقصود از حرکت انگشت سبابه، فقط اشاره‌کردن به وسیله آن است؛ نه اینکه حرکت انگشت را تکرار کند.
شافعیه: تمام انگشتان دست راست خود را جمع کند مگر انگشت سبّابه که با اشاره و نگاه به انگشت سبّابه، فقط در زمان گفتن أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه اشاره انجام شودوآن را حرکت ندهد.[۲۵۰]ابن رسلان می‌گوید: حکمت اشاره به انگشت آن است که معبود، سبحانه وتعالی واحد است؛ تا آنکه نمازگزار در وحدانیت خداوند سبحان، بین توحیدِ در قول، توحیدِ در فعل و توحیدِ در اعتقاد راجمع کند.[۲۵۱] سلفیه: مستحب است نمازگزار، هنگامی که مشغول تشهداول و دوم می‌شود؛ با انگشت سبابه اشاره کند ودر دعاهای تشهد، آن را حرکت دهد. [۲۵۲]شیعه امامیه: اشاره به انگشت سبّابه در حال تشهد جائز نیست واین عمل از مختصات فقه اهل‌سنت است ودر فقه شیعه امامیه مشروعیت ندارد.
در بین علمای شیعه امامیه، فقط ابن‌جنید[۲۵۳] که به داشتن نظریات شاذ ومنحصر به فرد شهرت دارد، از وی نقل شده که قائل به این عمل می‌باشد.[۲۵۴]

علت طولانی شدن تشهد اهل سنت

اهل سنت در تشهد علاوه بر شهادتین، سلام، صلوات ودعا نیز دارند که همین باعث شده است تا تشهد آنان طولانی گردد.
البته لازم به یادآوری است که شیعه امامیه در تشهد، فقط شهادتین وصلوات بر محمد وآل محمد را واجب می‌داند.
الف) صلوات در تشهد آخر
حنفیه، مالکیه: مستحب است در تشهد، بر رسول‌خدا (ص) درود فرستاده شود وافضل چنین است:) أللهم صل علی محمد وعلی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم وعلی آل ابراهیم، وبارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم وعلی آل ابراهیم فی العالمین إنک حمید مجید.[۲۵۵]حنابله: صلوات بر رسول‌خدا (ص) در تشهد اخیر واجب است وافضل آن است که بگوید:) أللهم صل علی محمدوعلی آل محمد کماصلیت علی ابراهیم إنک حمید مجید، وبارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم إنک حمید مجید. [۲۵۶]شافعیه: صلوات بر رسول‌خدا (ص) در تشهد اخیر واجب است وافضل آن است که بگوید:) أللهم صل علی محمد وعلی آل محمدکماصلیت علی ابراهیم إنک حمید مجید، وبارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم إنک حمید مجید[۲۵۷]متأخرین از شافعیه به کلمات محمد وابراهیم؛ لفظ) سیدنا (را اضافه کرده‌اند:
سیدنا محمد، سیدنا ابراهیم. [۲۵۸]
ب) دعا در تشهد آخر
حنفیه: مستحب است نمازگزار همانند الفاظ قرآن دعا کند مثلًا بگوید:) أللهم إنی ظلمت نفسی ظلماً کثیراً وإنه لایغفر الذنوب إلا أنت فاغفرلی مغفره من عندک وارحمنی إنک أنت الغفور الرحیم.[۲۵۹]
مالکیه: افضل آن است این دعا درتشهد اخیرخوانده شود:) أللهم اغفر لنا ولوالدینا ولأئمتنا ولمن سبقنا بالإیمان مغفرة عزماً أللهم اغفرلنا ماقدّمنا وماأخّرنا وما أسررنا وماأعلنّا، وماأنت أعلم به منّا، ربّنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الآخرة حسنة وقنا عذاب النار. [۲۶۰]شافعیه: افضل آن است دعایی که از پیامبرخدا (ص) رسیده است در تشهد أخیر بخواندمثلًا بگوید:) أللهم اغفر لی ماقدمت وماأخّرت وما أسررت وماأعلنت، وماأنت أعلم به منّی، أنت المقدم وأنت المؤخّر لا أله إلّا أنت (به روایت مسلم. وسنت آن است که دعای امام جماعت از اصل تشهد وصلوات بر رسول‌خدا (ص) افزون تر نگردد. [۲۶۱] حنابله:) أعوذ بالله من عذاب جهنّم ومن عذاب القبر ومن فتنة المحیا والممات ومن فتنة المسیح الدّجّال. [۲۶۲]سلفیه:) أعوذ بالله من عذاب جهنم ومن عذاب القبر ومن فتنة المحیا والممات ومن فتنة المسیح الدّجال، أللهم إعنّی علی ذکرک وشکرک وحسن عبادتک، أللهم إنی ظلمت نفسی ظلماً کثیراً وإنه لایغفر الذنوب الّا أنت فاغفرلی مغفرة من عندک وارحمنی إنّک أنت الغفور الرحیم.[۲۶۳]

سلام نماز

در این سر فصل دربارهٔ سه موضوع بحث می‌شود:
۱) آیا سلام نماز واجب است یا خیر؟
شیعه امامیه: سلام نماز واجب است.[۲۶۴] شافعیه، مالکیه: سلام نماز واجب است.[۲۶۵]حنابله: دوبارسلام نماز واجب است.[۲۶۶] حنفیه: سلام نماز واجب است‌ولی فرض نیست یعنی اگر نمازگزار آن را ترک کند، نماز باطل نمی‌شود. پس خروج از نماز باهرکاری ولو به باطل نمودن وضو باشد، جایز است.[۲۶۷]سلفیه: دوسلام نماز، از ارکان آن می‌باشد و لازم است جمله: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» را یک بار به طرف راست خود ویک بار به طرف چپ خود بگوید.[۲۶۸] ۲) جملات سلام نماز چیست؟
جمله: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُهُ» به اتفاق مذاهب اسلامی (شیعه وسنی) جزء تشهد است نه سلام، لیکن اهل‌سنت آن را در وسط جمله‌های تشهد قرار می‌دهند وشیعیان در آخر تشهد وقبل از سلام نماز آن را می‌خوانند.
شیعه امامیه: جملات سلام نماز دارای دو عبارت است:
۱ «السَّلَامُ عَلَیْنَا وَ عَلَی عِبَادِ اللّه الصَّالِحین» ۲ «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُه» اگر نمازگزار فقط جمله دوم را گفت، کافی است؛ اما اگرجمله اول را بیاورد، ذکر جمله دوم مستحب است.
لازم به یادآوری است که جمله:
«السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُهُ» از توابع تشهد می‌باشد و از جملات ویژه سلام نماز نیست.[۲۶۹]حنابله: لازم است برای خروج از نماز از لفظ «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» استفاده شود وگرنه نماز باطل است.[۲۷۰] مالکیه: لازم است برای خروج از نماز از لفظ) السَّلَامُ عَلَیْکُمْ (استفاده شود.[۲۷۱]
شافعیه: ترتیب در الفاظ سلام لازم نیست؛ پس اگر بگوید:) علیکم السلام (صحیح است ولی کراهت دارد.[۲۷۲]
حنفیه: خروج از نماز باهرکاری ولو به باطل نمودن وضو باشد، جائز است.[۲۷۳] ۳) جملات سلام نماز چند بار تکرار شود؟
شیعه امامیه: واجب است سلام نماز: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُه» یکبار گفته شود.[۲۷۴] حنابله: واجب است سلام نماز: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» دو بار تکرار شودوگرنه نماز باطل است.[۲۷۵] مالکیه، شافعیه: گفتن سلام نماز یک بار کافی است.[۲۷۶] حنفیه: اگر نمازگزار فقط «السلام» را بگوید، واجب است دوبار بگوید؛ لیکن مستحب است کامل‌ترین را که عبارت است از: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» دو بار تکرار کند.[۲۷۷]
۴) کیفیت سلام آخر.
شافعیه، حنفیه، حنابله: نمازگزار دو سلام در آخر می‌دهد. با سلام اول صورت خود را به طرف راست بگرداند؛ آنگاه با سلام دوم به طرف چپ، صورت خود را بگرداند.[۲۷۸] البته حنفیه توضیحی در این خصوص دارند که توجه شما را به آن جلب می‌کنم: مأموم سلام اول را به نیت جواب امام جماعت، به طرف راست بگوید. و سلام دوم در حالی که سر را به طرف سمت چپ بدن گردانیده است، ادا نماید.[۲۷۹]مالکیه: مستحب است مأموم سلام آخر را همان سلامی که به وسیله آن از نماز خارج می‌شود به طرف راست بگوید. اما سلام به امام جماعت ونیز سلام به طرف چپ از سنت است. سلام به امام جماعت به طرف قبله است وسلام به مأمومین طرف چپ خود را به همان طرف چپ خود بگوید.[۲۸۰] سلفیه: کیفیت سلام آخر، با گفتن دو سلام «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» یکی به طرف راست ودیگری به طرف چپ، محقق می‌شود.[۲۸۱]

تکبیر، بعد از سلام نماز

شیعه امامیه: یکی از مختصات فقهی شیعه امامیه گفتن تکبیر بعد از هر نماز است. این مطلب در فقه اهل‌سنت وجود ندارد. اینک به نکات مهم این فرع توجه فرمائید:
مستحب است نمازگزار بعد از هرنماز دستها را تا محاذات گوش بالا بیاورد وسه مرتبه «ألله‌أکبر» بگوید.[۲۸۲]شیخ صدوق (ره) در علل الشرائع از مفضل‌بن‌عمر نقل می‌کند که او از امام‌صادق (ع) پرسید: علت اینکه نمازگزار دستها را بردارد وسه‌بار تکبیر بگوید چیست؟ امام‌صادق (ع) پاسخ دادند: «زیرا رسول‌خدا (ص) هنگامی که مکه رافتح کردند، نماز ظهر به امامت آن حضرت در مسجدالحرام ونزد حجرالاسود برگزار شد؛ رسول‌خدا (ص) پس از سلام نماز دستان مبارکشان را بالا آوردند وسه‌بار تکبیرگفتند ...
آنگاه رسول‌خدا (ص) فرمودند: این تکبیر را درآخر هرنماز واجب بگوئید».[۲۸۳]
ونیز زراره از امام‌باقر (ع) روایت کرده‌است که آن حضرت فرمودند:
«إذَا سَلّمْتَ فَارْفَعْ یَدَیْکَ بِالتکْبیرِ ثَلاثاً»[۲۸۴] یعنی: «هرگاه سلام نماز را گفتی دستها را بالا بیاور وسه‌بار تکبیربگو».
از دیرباز تعدادی از تفرقه افکنان اهل‌سنت که همواره برضد وحدت مسلمین گام بر می‌دارند وهمیشه با اعمال ناپسند خود دشمنان اسلام را تقویت نموده‌اند و تمامی پیروان مذاهب اسلامی آنها را می‌شناسند؛ تهمت ظالمانه‌ای علیه شیعه‌امامیه در کتاب‌ها ونیز سخنرانی‌ها رواج دادند.
تهمت آنها چنین است: شیعه هنگامی که در پایان نماز دستها را بالا می‌آورد سه‌بار می‌گوید: خان الأمین! به این معنا که جبرئیل امین (ع) باید وحی را برای امیرالمؤمنین (ع) می‌برد! او (نعوذ بالله) خیانت کرد وبرای رسول‌خدا (ص) برد!
اکنون بطلان این افترای عظیم را بامطالعه سطور بالا ملاحظه فرمودید ومعلوم گردید که اگر بین مسلمانان وحدت اسلامی ایجاد شود، دیگر جائی برای جولان دادن این نابخردان وجود نخواهد داشت.
بنا براین لازم وضروری است که زائران گرامی در حرمین شریفین بهانه به دست ناآگاهان ندهند و درحرمین شریفین از بالا آوردن دستها به هنگام تکبیر گفتن پایان نماز، خودداری کنند؛ تا احترام پیروان اهل‌بیت عصمت وطهارت بدست تعدادی معلوم الحال مخدوش نگردد.

قنوت

یکی از مستحبات و سنن در نماز، انجام قنوت است. قنوت در لغت به معنای دعا و تضرّع آمده‌است و در اصطلاح فقهی عبارت است از: «بالا آوردن کف دستان به طرف آسمان و قرار دادن آنها مقابل صورت».
۱) حکم شرعی قنوت
شیعه‌امامیه: قنوت مستحب مؤکد است و انجام آن در نمازهای واجب سفارش شده است.[۲۸۵] حنفیه، شافعیه، حنابله: هرگاه مصیبتی و فاجعه‌ای بر مسلمین وارد شود، مستحب است در نمازهای واجب قنوت آورده شود. این قنوت را) قنوت نازله (می‌گویند. [۲۸۶] مالکیه: قنوت در نماز صبح هنگامی که بلا ومصیبتی نازل شده باشد، مشروع است. ونیز از مالکیه نقل شده است که قنوت نازله فقط در نماز صبح مستحب است و درنماز وتر قنوت نیست.[۲۸۷]
شافعیه: درنماز وتر ونیز درنماز صبح ودر رکعت دوم آن، قنوت مستحب است.[۲۸۸]حنفیه: قنوت در نماز وتر وقنوت نازله فقط در نماز صبح مشروع است‌هرگاه بلایی بر مسلمانان نازل شود.[۲۸۹]پس قنوت در غیر نماز وتر جایز نیست مگر بلایی نازل شود. حنابله: قنوت فقط در نمازصبح ونماز وتر ونیز در هنگامه نزول بلا مستحب است. پس قنوت در غیر این موارد سه‌گانه وغیر زمان نزول بلا ومصیبت، کراهت دارد.[۲۹۰] سلفیه: قنوت در نماز وتر و نیز قنوت نازله در نمازهای واجب اگر بلایی نازل شده باشد مشروع است.[۲۹۱]
۲) جایگاه قنوت در نماز
شیعه امامیه: جایگاه قنوت همیشه قبل از رکوع و در رکعت دوم همه نمازهای واجب و مستحب، جهریه واخفاتیه است و درنماز وتر هم که یک رکعت است قبل از رکوع می‌باشد، مگر در نماز جمعه که قنوت رکعت اول آن قبل از رکوعاست ودر رکعتدوم بعد از رکوع وقبل از سجده قنوت انجام می‌شود.[۲۹۲] حنفیه: قنوت در رکعت آخر وبعد از رکوع، سنت است.[۲۹۳] مالکیه: مستحب است قنوت دررکعت آخر وقبل از رکوع انجام گیرد ومستحب است قنوت فقط در نماز صبح باشد و در غیر نماز صبح کراهت دارد ظاهراً. [۲۹۴]شافعیه، حنابله: قنوت باید بعد از رکوع رکعت آخر باشد. حنابله: در نماز وتر، قنوت مستحب است. شافعیه: در نماز صبح و در رکعت دوم وبعد از رکوع، قنوت مستحب است.[۲۹۵]سلفیه: قنوت نازله بعد از رکوع رکعت دوم انجام می‌شود. قنوت در نماز وتر و نیز در نمازهای واجب‌اگر بلایی نازل شده باشد مشروع است.[۲۹۶]
۳) دعای قنوت
مذاهب چهارگانه اهل سنت، دعاهای مختلفی را برای قنوت ذکر کرده‌اند که یکی از مشهورترین آنها این دعا است: «أللّهمَّ اهدِنَا فیمَنْ هَدَیْتَ، وَ عَافِنَا فیمَنْ عَافَیْتَ، وَ تَوَلَّنَا فیمَنْ تَوَلَّیْتَ، وَ بَارِکْ لَنَا فیمَا أعْطَیْتَ، وَ قِنَا شَرَّ مَاقَضَیْتَ، فَإِنَّکَ تَقْضی وَ لایُقْضی عَلَیْکَ ...». [۲۹۷]
شیعه امامیه: نمازگزار در حال قنوت می‌تواند هر دعایی را که خواست بخواند؛ وقرائت قرآن به ویژه خواندن آیاتی که مشتمل بردعاء است، جایز می‌باشد؛ مانند این آیه شریفه: رَبَّنَا آتِنَا فِی‌الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی‌الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّار.
همچنین بهترین دعائی که در خصوص قنوت از معصومین روایت شده است این دعاء می‌باشد:
«لاإلهَ إلَّا اللهُ الحلیمُ الکریمُ، لا إلهَ إلَّا اللهُ العلی العظیمُ، سبحان‌اللهِ ربِّ السمواتِ السبعِ، وربِّ الارَضینَ السبعِ، وَمافیهنَّ وما بینهنَّ وربِّ العرشِ‌العظیمِ، وَالحمدُللهِ ربِّ العالمینَ».[۲۹۸]

تکتّف

تکتّف به معنای گذاردن دستها روی سینه یا شکم در حال قیام نمازاست؛ به طوری که دست راست بر روی دست چپ، یا مچ وساعد قرار گیرد.
فقهای اهل‌سنت از آن به «قبض» تعبیر می‌کنند و فقهای شیعه به آن تکفیر (پوشاندن) می‌گویند.
این روش در هیچیک از مذاهب چهارگانه اهل‌سنت واجب نیست.
شیعه امامیه: تکتف در نماز جایز نمی‌باشد و موجب بطلان نماز می‌شود. [۲۹۹]در همین خصوص توجه خوانندگان محترم را به دو روایت جلب می‌کنم:
قال الإمام الباقر (ع): «... ولاتکفّر فإنّما یفعل ذلک المجوس ...».[۳۰۰] وقال (ع): «إذا کنت قائماً فی الصلاة فلاتضع یدک الیمنی علی الیسری ولاالیسری علی الیمنی، فإنّ ذلک تکفیر أهل الکتاب، ولکن أرسلهما إرسالًا فإنّه أحری أن لاتشغل نفسک عن الصلاة».[۳۰۱]
مرحوم طباطبائی درفقه منظوم چنین آورده است:
ویبطل الکفّ بها عن عمد
وهکذا التأمین بعدالحمد
مالکیه: در نمازهای واجب این عمل کراهت دارد و مستحب نیست؛ زیرا امام مالک گفته است: من کراهت دارم که در قیام نماز دست روی سینه گذاشته شود؛ زیرا امامان اهل‌بیت (علیهم السلام) را دیدم که دستها را پایین می‌اندازند؛ لیکن‌جایز است درنمازهای مستحبی، دو دست را زیرسینه وبالای ناف قرار دهد.[۳۰۲]سحنون بن سعید در کتاب المدونة الکبری به نقل از مالک ابن انس می‌گوید: اینکه تکتف فقط در نوافل‌جایز است، مقصود نوافلی است که طولانی می‌شود ونمازگزار درحال قیام با انجام دادن تکتف، خسته نمی‌شود.
در کتاب مزبور و درپانوشت همین بحث چنین آمده‌است: این کلام که تکتف در فریضه جایز نیست ودر نافله جایز است، مطلب صحیحی نیست؛ زیرا ماهنوز در اصل تکتف بحث داریم که آیا از افعال نماز است یاخیر؟ لذا دیگر جائی برای مطلب فوق وجود نخواهد داشت. [۳۰۳] حنابله، شافعیه، حنفیه: از جمله سنن و مستحبات نماز، تکتف است.[۳۰۴]سلفیّه: نمازگزار در حال ایستادن دست‌ها را بر روی سینه قرار دهد.[۳۰۵] کیفیت تکتف:
شافعیه: دست راست بر روی ساق دست چپ، زیر سینه چپ وبالای ناف قرار گیرد. [۳۰۶]حنفیه: دست راست بر روی مچ دست چپ و در پایین ناف قرار گیرد.[۳۰۷]حنابله: کف دست راست روی مچ و ساعد دست چپ ودر قسمت پایین ناف قرارگیرد.[۳۰۸]
سلفیه: قرار دادن دست راست بر پشت دست چپ در حال نماز، سنت است. این روش در حال قیام قبل از رکوع و نیز در قیام بعد از رکوع مراعات شود.[۳۰۹] آیا زن و مرد در انجام تکتّف باهم فرق دارند؟
حنفیه، شافعیه: زن دو دست خود را روی سینه قرار می‌دهد و دست راست به صورت عادی روی دست چپ باشد و مچ دست چپ را نگیرد؛ زیرا این عمل برای پوشش زن بهتر است.[۳۱۰]

آمین

شیعه امامیه: آمین گفتن درحال نماز، پس از حمد حرام است ونماز را باطل می‌کند؛ زیرا آمین کلام اجنبی از نماز است واضافه نمودن چیزی که در نماز نیست؛ بدعت می‌باشد وجایز نیست. در این حکم فرقی بین امام جماعت ومأموم وفرادا نمی‌باشد.[۳۱۱] قال‌رسول‌الله (ص): «إن هذه الصلاة لایصلح فیها شیئ من کلام الناس، إنما هو التسبیح والتکبیر وقرائة القرآن». [۳۱۲]
قال الصادق (ع): «إذا کنت خلف إمام فقرأ الحمد ففرغ من قرائتها فقل أنت: ألحمدلله رب العالمین ولاتقل: آمین».[۳۱۳]حنابله، شافعیه، حنفیه: گفتن آمین بعد از قرائت فاتحةالکتاب در تمام نمازها چه نماز واجب باشد و چه نوافل برای امام‌جماعت، مأموم ونمازگزار فرادا سنت است.[۳۱۴]
مالکیه: گفتن آمین برای امام جماعت سنت نیست.[۳۱۵]سلفیه: گفتن «آمین» بعد از قرائت «و لا الضّالین» برای امام جماعت، مأموم و فردی که نماز را به‌طور فرادا می‌خواند، سنت است.[۳۱۶]

خارج نشدن از مسجد هنگام نماز

حضور در نماز جماعت از سوی پیامبرخدا (ص) وائمه طاهرین تأکید شده است و درمحیطی که برادران اهل‌سنت زندگی می‌کنند، حضور در نماز جماعت آنان نیز ازسوی اهلبیت توصیه گردیده است.
خارج شدن از مسجد در زمان اقامه نماز توسط اهل‌سنت و یا هنگام اذان، امری نادرست است و باعث می‌شود فردی که مراعات نکند مورد تهمت یا اهانت قرار گیرد. بنابراین به منظور حفظ وحدت و جلوگیری از اختلاف و درگیری بین مسلمانان، همواره از سوی ائمه طاهرین و فقهای شیعه امامیه تأکید بیشتری بر رعایت این امر مستحبی شده است تا مؤمنین در نمازجماعت اهل‌سنت حاضر شوند.
اهل‌سنت به این مسأله اهمیت فراوانی می‌دهند، در روایتی از طریق اهل‌سنت چنین آمده است: «کسی بعد از اذان هرگز از مسجد خارج نشود مگر آنکه اراده برگشت داشته باشد. اگر کسی بعد از اذان از مسجد خارج شود، منافق است».[۳۱۷] امام خمینی (ره) در این باره نوشته‌اند: «در وقتی که در مسجدالحرام یا مسجدالنبی نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و با سایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند».[۳۱۸]

نماز تحیت مسجد

مستحب است هر فردی از افراد مسلمان، هنگامی که وارد مسجدی می‌شود، قبل از نشستن در مسجد، دو رکعت نماز تحیت مسجد بخواند.[۳۱۹] رسول‌خدا (ص) دربارهٔ همین موضوع فرموده‌اند:
«إذا دخل‌أحدکم المسجد فلایجلس‌حتّی یصلّی رکعتین». یعنی هرگاه هر یک از شما داخل مسجد شد، قبل از آنکه بنشیند، دو رکعت نماز بگزارد.[۳۲۰] زائران محترم به این نکته مهم توجه داشته باشند که در بعضی از اماکن مانند مکه ومدینه که اهل‌سنت به انجام دادن نوافل اهتمام می‌ورزند، عمل نمودن به این عمل مستحبی ضرورت پیدا می‌کند؛ زیرا درصورت عدم توجه شیعیان به این گونه مسائل مهم استحبابی، مذهب شیعه امامیه مورد تهمت قرار می‌گیرد و بر علیه شیعیان تبلیغ می‌شود که پیروان این مذهب اهمیتی برای اماکن مقدس قائل نیستند.
مالکیه: این دو رکعت نماز تحیت واجب نیست، بلکه کار نیکویی است.[۳۲۱] شافعیه، حنابله: هنگام ورود به مسجد، یکی از سنت‌ها خواندن دو رکعت نماز تحیت مسجد است.[۳۲۲]
حنفیه: نماز تحیت مسجد دورکعت است وچهاررکعت نماز تحیت افضل است وافزون‌تر از چهاررکعت به نیت نماز تحیت انجام نشود.[۳۲۳]

تأکید بر حضور مؤمنین در نماز جماعت

یکی از زیباترین نماد وحدت و قدرت مسلمانان، نمازهای جماعت پر شکوه و پر جمعیت است. استعمارگران در طی سالهای متمادی تلاشهای شبانه روزی داشته‌اند تا این تجلّی قدرت و وحدت را از مسلمانان بگیرند و با ایجاد اختلافات قومی و طایفه‌ای و عقیدتی، سعی کرده‌اند به اهداف شوم و تفرقه افکنانه خود برسند.
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام‌خمینی (ره) معظم له تأکید بلیغ در این راستا اعمال کردند.
البته این تأکیدات امام امّت، مطلب جدیدی در اسلام نبوده است؛ بلکه حضرت امام به پیروی از اجداد طاهرینش، سنگ بنای تعاطف و مهربانی بین برادران اهل‌سنت و شیعیان را تحکیم بخشیدند.
حضرت امام جعفرصادق (ع) در روایتی چنین فرمودند: «مَنْ صَلَّی مَعَهُمْ فِی‌الصَّفِ الأَوَّلِ کَان کَمَنْ صَلَّی خَلْفَ رَسُولِ‌اللّه (ص) فِی‌الصَّفِّ الأَوَّل» یعنی: کسی که در نماز جماعت آنان خصوصاً در صف اول نماز جماعت شرکت کند، همانند آن فردی است که پشت سر پیامبرخدا (ص) به نماز ایستاده است.[۳۲۴] ونیز حضرت امام جعفرصادق (ع) دربارهٔ همزیستی مسالمت‌آمیز با برادران اهل‌سنت به اصحاب خود این چنین توصیه وتأکید فرمودند: «عودوا مرضاهم، واشهدوا جنائزهم، وصلّوا فی‌مساجدهم... یعنی: بیماران آنان اهل سنت را عیادت کنید، به تشییع جنازه آنان بروید، درمساجد آنان وهمراه آنان نمازجماعت بخوانید ...» [۳۲۵] امام خمینی (قدس سره) در این‌باره فرموده‌اند: «در وقتی که در مسجدالحرام ویا مسجدالنبی نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و باسایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند». [۳۲۶]
در این‌خصوص نیز از مراجع عظام و مقام‌معظم‌رهبری مدّظلّه استفتائی شده‌است که توجه خوانندگان گرامی را به اصل استفتاء وپاسخ آنان جلب می‌کنم:
سؤال شرکت شیعیان در نماز جماعت اهل‌سنت در مسجدالحرام ومسجدالنبی وسایر مساجد چه حکمی دارد؟
جواب امام‌خمینی (ره): درمساجد دیگر هم کافی است.[۳۲۷] آیة الله گلپایگانی: اختصاص به مسجدین شریفین ندارد بلکه درتمام مساجد مستحب ومورد ترغیب ورجحان است.[۳۲۸]آیةالله فاضل: نماز با آنان کفایت از نماز واجب می‌کند وشرکت در نمازجماعت اهل‌سنت اختصاص به مسجد الحرام ومسجد النبی ندارد.[۳۲۹] آیات عظام: خوئی، سیستانی، تبریزی: بلی نماز مجزی است، درصورتی که قرائت حمد وسوره را برای خود آهسته قرائت کند؛ و اگر نمی‌شود آهسته قرائت کند، به حدیث نفس بخواند.[۳۳۰]
مقام معظم رهبری: نماز صحیح است واعاده ندارد؛ ولی باید شرائطی که آنها معتبر می‌دانند مراعات شود؛ مثلًا جلوتر از امام‌جماعت اقتدا نکنند.[۳۳۱]

اقتدا به شخص مخالف در فروع

مقصود از فروع، تفاوت درفروع فقهی هر مذهب است
شیعه امامیه: اگرامام جماعت با مأموم در مسائل فرعی که متعلق به نماز است اختلاف داشته باشند، اگر چه از حیث اجتهاد یا تقلید خطا کرده باشند؛ این اقتدا صحیح است.[۳۳۲]مالکیه: اگر سنّی مالکی به سنّی حنفی اقتدا کند وامام جماعت حنفی ارکان نماز به نظریه مذهب مالکی را نیاورد، مثلًا سلام آخر نماز را ندهد یا قیام بعد از رکوع را انجام ندهد، نماز سنی مالکی که مأموم است باطل می‌باشد. [۳۳۳]حنفیه: اقتدا به امام جماعتی که مخالف با حنفیه در فروع احکام می‌باشد، ازخواندن نماز فرادا افضل است؛ البته به شرطی که کسی غیر آن فرد یافت نشود؛ اگر یافت شد، اقتدا به موافق افضل است.[۳۳۴]
شافعیه: اگر شافعی‌مذهب به امام‌جماعت حنفی‌مذهب اقتدا کند و او یکی از مبطلات نماز نزد مذهب شافعی را انجام دهد، مثلًا عورت خود را لمس کند، اقتدای او صحیح نیست؛ زیرا امام جماعت با این کار وضویش باطل شده‌است. ولی اگر امام‌جماعت حنفی برآنچه که درفقه شافعی صحیح است مواظبت کند؛ اقتدای به او صحیح است.[۳۳۵]حنابله: اقتدای به مخالفین در فروع، مانند اقتدا به پیروان ابوحنیفه، مالک، شافعی صحیح است ومکروه نمی‌باشد واحمدبن‌حنبل براین مطلب تصریح کرده‌است؛ زیرا اصحاب رسول‌خدا (ص) وتابعین همواره به یکدیگر اقتدا می‌کردند با اینکه درفروع فقهی با یکدیگر اختلاف نظریه داشتند.[۳۳۶]
سلفیه: سؤال: آیا جائزاست درمنطقه‌ای که مسلمانان شافعی‌مذهب زندگی می‌کنند امام‌جماعت حنفی مذهب براساس مذهب آنان نماز بخواند؟ مثلًا:
بسمله قبل از فاتحةالکتاب را جهراً قرائت کند؟
بعد از قرائت حمد، توقف کند تا مأمومین بتوانند حمد را بخوانند؟
بسمله قبل از سوره را جهراً قرائت کند؟
جواب: اختلاف در فروع اثری در صحت نماز مأمومین ندارد؛ اگرچه در مذهب با هم‌اختلاف داشته باشند. لذا برامام جماعت وغیراو از اهل‌علم لازم است، تا آنچه را از دلائل فقهی ارجح می‌دانند؛ برطبق آن عمل نمایند وفرقی نمی‌کند مأمومین با وی موافق باشند یااختلاف نظریه داشته باشند.[۳۳۷]

سلفیه نماز جماعت را واجب می‌دانند

زائرانی که برای اولین بار به عربستان مسافرت می‌کنند، نمازهای جماعت بزرگ و باشکوهی را در مسجدالنبی و مسجدالحرام مشاهده خواهند کرد.
برای آگاهی آن دسته از افراد که تحت تأثیر جمعیت فراوان نمازگزار در این دو مسجد معروف قرار می‌گیرند، بایستی به نکاتی چند اشاره کرد؛ لطفاً توجه کنید:
۱) وهابیون نماز جماعت را واجب می‌دانند نه مستحب. پس بر همه آنان واجب است تا برای ادای نماز به صورت جماعت، به سوی مساجد بشتابند و اگر به نماز جماعت نیایند گناه کرده‌اند و در زمره اهل معصیت شمرده خواهند شد.
۲) در سایر مساجد وضعیت این چنین نیست. به‌طور قطع در اماکن زیارتی همیشه نمازها با شکوه‌تر از سایر مکانها برگزار می‌شود. به‌عنوان مثال نمازهای جماعت درحرم حضرت رضا (ع) و سایر اماکن مقدسه شاهد بر این مطلب است.
۳) آیا نمازهای عیدفطر وجمعه و ... را مشاهده‌کرده‌اید؟ همانگونه که می‌دانید نمازهای جمعه ونماز عید فطر درایران ازلحاظ حضور باشکوه مردم مسلمان، مثال زدنی است؛ با اینکه شیعه امامیه نمازجماعت و نماز جمعه را مستحب می‌داند ولی در عین حال نمازها با جمعیتی انبوه، و به صورت باشکوه برگزار می‌شود.
۴) به این خبر مهم توجه کنید، این خبر در یکی از کتابهای رسمی چاپ وزارت ارشاد عربستان سعودی آمده است و حاکی از بی‌رغبتی نسل جوان عربستان سعودی درخصوص شرکت در نماز جماعت می‌باشد.
به متن این گزارش دقت فرمایید:
«نمازصبح از کمبود نمازگزار شکایت دارد. نماز صبح از شرکت نکردن جوانان در مراسم فریضه صبح شاکی‌است.»
این گزارش در ادامه به آمار و ارقامی رسمی که حاکی از بی‌توجهی جوانان به نماز است؛ اشاره می‌کند و می‌نویسد: «طبق آمار رسمی، ۷۹٪ از جوانان و دانشجویان، نماز صبح را نمی‌خوانند؛ این ارقام وحشتناک است و ترس را در دلها می‌افکند. والله تعجب آور است، ساعت ۱۵/ ۷ صبح، جوانان و دانش‌آموزان، فوج فوج از خانه‌هایشان به سوی مدارس در حال حرکت هستند؛ ولی اینان نماز صبح را کجا بودند؟!».[۳۳۸]

خوابیدن در مسجد

شیعه امامیه: خوابیدن در مسجد مکروه است.[۳۳۹]حنفیه: خوابیدن در مسجد مکروه است مگر برای شخص غریب و یامعتکف که خواب آنها در مسجد کراهت ندارد. [۳۴۰] مالکیه: خوابیدن در مسجد برای کسی که مسکن ندارد مباح است؛ ولی فردی که محل سکونت دارد، خوابیدن وی در مسجد جایز نیست؛ مگر آنکه برای عبادت به مسجد رفته باشد.[۳۴۱] حنابله: خوابیدن در مسجد جایز است، به شرطی که جلوی نمازگزاران نخوابد؛ اگر در مقابل نمازگزاران خوابید، لازم است اورا بیدار کنند؛ زیرا نماز خواندن به طرف فرد خواب مکروه است.[۳۴۲]شافعیه: خوابیدن در مسجد جایز می‌باشد.[۳۴۳]
سلفیه: خوابیدن در مساجد حرام نمی‌باشد.[۳۴۴]
خوردن و آشامیدن در مسجد شیعه امامیه: خوردن وآشامیدن در مسجد جائز است ونیز برای معتکف اشکالی ندارد؛ لیکن سزاوار است سفره‌ای پهن شود تا نظافت مسجد مراعات شود.[۳۴۵]شافعیه: مادامی که مسجد آلوده نشود، خوردن درمسجد مباح است.[۳۴۶] مالکیه: خوردن وآشامیدن در مسجد جائز است، اما خوردن آنچه که بوی بد دارد در مسجد حرام است.[۳۴۷] حنابله: خوردن در مسجد مباح است، به شرطی که مسجد آلوده نشود.[۳۴۸] حنفیه: خوردن درمسجد کراهت دارد؛ ولی خوردن آنچه که بوی بد دارد، مثل سیر و پیاز؛ در مسجد، حرام است وباید فردی که سیر وپیاز خورده، از داخل شدنش به مسجد جلوگیری کرد.[۳۴۹]

حکم نماز در داخل کعبه معظّمه

خواندن نماز در داخل کعبه، از جمله مسائلی است که پیروان مذاهب اسلامی دربارهٔ آن بحث کرده‌اند. در ذیل، توجه خوانندگان گرامی را به موارد اختلافی جلب می‌کنم:
شیعه امامیه:
خواندن نمازهای فریضه در داخل کعبه مکروه است؛ ولی نماز مستحبی به طرف هریک از دیوارهای داخلی کعبه جائز می‌باشد.[۳۵۰] درهمین خصوص از حضرت امام صادق (ع) در روایتی صحیح نقل شده است که فرمودند: «لاتصلّ المکتوبة فی‌جوف الکعبة».[۳۵۱]
مالکیه: خواندن نمازهای فریضه در داخل کعبه کراهت شدیده دارد؛ ولی نماز صحیح است واعاده آن در وقت مستحب می‌باشد.
خواندن نماز نافله‌ای که مستحب مؤکد باشد، در داخل کعبه مکروه است؛ ولی خواندن نافله عادی داخل کعبه مستحب می‌باشد.[۳۵۲]شافعیه، حنفیه: خواندن نمازهای واجب و نیز نمازهای مستحب در داخل کعبه جایز است.[۳۵۳]حنابله: خواندن نمازهای مستحبی در داخل کعبه جایز است ولی خواندن نمازهای واجب جایز نیست.[۳۵۴]

حکم نماز میّت در مسجدالحرام و سایر مساجد

شیعه‌امامیه: خواندن نماز میت در همه مساجد مکروه است مگردر مسجدالحرام، که نمازمیت در آن مکروه نیست.[۳۵۵] حنفیه، مالکیه: خواندن نمازمیت درهمه مساجد کراهت دارد.[۳۵۶]شافعیه: خواندن نمازمیت در همه مساجد مستحب است.[۳۵۷] حنابله: خواندن نمازمیت در همه مساجد مباح است.[۳۵۸] سلفیه: خواندن نمازمیت درمسجد ومصلی، برای مردان وزنان، مشروع است.[۳۵۹]

حکم خواندن نماز در جلوی قبر مطهّر پیامبر خدا (ص) و امامان

شیعه امامیه: یکی از اماکنی که لازم است انسان مسلمان ادب واحترام را رعایت کند، آن است که جلوتر از قبرپیامبر (ص) وامام (ع) نماز نخواند وچنانچه نماز خواندن، بیاحترامی به صاحب قبر باشد، حرام است؛ ولی نماز باطل نیست.[۳۶۰] در خصوص این مسأله در کتب فقهی اهل سنت مطلبی یافت نشد؛ لیکن از نماز خواندن آنان در جلوی قبر مطهر رسول‌خدا (ص) چنین برداشت می‌شود که این عمل را جایز می‌دانند ومنعی در این باره قائل نیستند.

حکم خواندن نماز در قبرستان

شیعه امامیه: یکی از مکانهایی که خواندن نماز درآن کراهت دارد، مقابر است.[۳۶۱] لازم به یادآوری است که نمازگزاردن در حرم انبیاء الهی وحرم ائمه معصومین ونیز مراقد علماء مکروه نیست.[۳۶۲] البته خواندن نماز درقسمت بالای‌سر حرم انبیاء الهی وائمه معصومین و زیارت قبور آن انوار مقدس، از مستحبات مؤکده شمرده شده‌است.[۳۶۳]
حنفیه: نمازگزاردن درمقبره‌ها مکروه است؛ ولی‌نماز نزد قبور انبیاء کراهت ندارد.[۳۶۴]شافعیه: نمازگزاردن در مقبره‌هایی که نبش نشده‌اند مکروه است، مگر در مقابر شهدا وانبیاء که کراهت ندارد؛ به شرطی که نمازگزار قصد تعظیم آن قبور را نداشته باشد و چنانچه قصد تعظیم به قبور باشد؛ حرام است. [۳۶۵]
مالکیه: نماز درمقبره جایز است، به شرطی که نجاست نباشد.[۳۶۶]حنابله: نمازگزاردن در مقبره باطل است؛ ولی نماز درجایی که یک یا دو قبر باشد صحیح است؛ به شرطی که قبر را قبله خود قرار ندهد؛ که در این صورت کراهت دارد.[۳۶۷]سلفیه: خواندن نماز در قبرستان جایز نیست وحرام است ودر صورت انجام چنین کاری، نماز صحیح نمی‌باشد.[۳۶۸] زائران گرامی به این نکته بسیار مهم توجه ودقت بیشتر داشته باشند؛ چون سلفی‌ها نماز در کنار قبرستان (حرم) بقیع را حرام می‌دانند واحیاناً آن‌را به عنوان پرستش ائمه می‌انگارند وبرخورد نامناسب بافرد نمازگزار می‌کنند؛ بنابراین از خواندن نماز درحرم بقیع وبیرون آن، خودداری نمایند وبرای خواندن نماز زیارت ائمه بقیع، به مسجدالنبی مشرف شوند.

آیا خواندن نماز در قبرستان حرام است؟

شیعه‌امامیه: نماز خواندن در قبرستان مکروه است؛ مگر حرم‌های انبیاء وائمه معصومین که نه تنها مکروه نیست بلکه زیارت قبور آنان وخواندن نماز در قسمت بالای سر، از مستحبات مؤکّده شمرده شده‌است. [۳۶۹]لیکن توجه به این نکته ضروری است؛ که در فضاهایی چون مدینه منوره ومکه مکرمه که سلفیه پیروان محمد بن عبدالوهاب که به آنها وهابیون می‌گویند درآنجا حاکم هستند وخواندن نماز در کنار بقیع را باطل دانسته واحیاناً آن را به عنوان پرستش ائمه، شرک می‌انگارند ودرصورت نماز خواندن شیعیان وسایر مسلمانان درجوار بقیع، به آنان اهانت می‌کنند؛ بنا براین لازم است با مراعات نمودن این‌گونه مسائل، از بروز درگیری جلوگیری شود؛ تا تضییقات وسوء برداشتها باعث نگردد درهای حرم مطهّربقیع، در مدینه منوره ودرهای قبرستان ابوطالب، در مکه مکرمه به روی زائران بسته شود. باید تمامی زائران گرامی کوشش نمایند تا سایرین از فیض زیارت محروم نگردند.
حنابله: نماز خواندن در قبرستان حرام است.[۳۷۰]حنفیه: نمازخواندن در قبرستان کراهت دارد.[۳۷۱] مالکیه: نماز خواندن در قبرستان جائز است وکراهتی ندارد.[۳۷۲]
شافعیه: اگر قبر نبش شده باشد، جائز نیست؛ ولی اگر نبش قبر صورت نگرفته باشد، خواندن نماز در آنجا جائز است.[۳۷۳]
سلفیه: نماز خواندن در قبرستان بدعت است وحرام می‌باشد واز وسائل شرک به حساب می‌آید.[۳۷۴]

نحوه خواندن دعا در مسجدالنبی (ص) و حرم بقیع

زائران گرامی قبر مطهّر رسول‌خدا (ص) وائمه بقیع به این نکته توجه داشته باشند، هرگاه تصمیم داشتند در فضای روضه مقدسه، مسجدالنبی ونیز در حرم مطهّر بقیع، دست به دعا بردارند، حتماً رو به قبله دعا کنند و به طرف قبور مطهّر دست به دعا بر ندارند؛ زیرا گروه سلفیه برخلاف نص آیه شریفه قرآن، اعتقادی به ابتغاء وسیله ندارند.
قال‌الله تعالی: یَا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوااللّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَة وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعلَّکُم تُفْلِحُونَ[۳۷۵]
آنان احترام به پیامبرخدا (ص) را شخصیت پرستی و قبر پرستی و در نهایت بت پرستی می‌دانندوروح پاک ومبارک رسول‌خدا (ص) وائمه‌اهل‌البیت را مرده وناشنوا می‌شمرند ودست توسل به سوی آنان را یک نوع عبادت غیر خدا تصور می‌کنند؛ درحالی که همه می‌دانیم بین توسل وعبادت، فرق آشکاری است.
سلفیه با استناد به روایتی که فقط در چارچوب اعتقاد و ایدئولوژی خودشان قابل طرح است، ولی سایر مذاهب اسلامی آن را قبول ندارند؛ به مطالبی فتوا داده‌اند که هیچیک از علما ومسلمانان تأیید نمی‌کنندو اگر فردی برخلاف باور آنان کاری انجام دهد؛ بی‌درنگ وی را متّهم به شرک وکفر می‌کنند.

حج و عمره

عمره

شیعه امامیه: عمره مفرده از مستحبات است؛ ولی دربارهٔ انجام عمره مفرده رجبیه، تأکید فراوان شده است وثواب افزون‌تر دارد؛ بطوری که در روایت آمده است: ثواب عمره رجبیه همسان حج مستحبی در فضیلت می‌باشد.[۳۷۶] مالکیه: عمره از سنت‌های مؤکده است. یعنی سنت است که عمره یک‌بار در طول عمر انجام شود.[۳۷۷] حنفیه: سنت است که عمره یک‌بار در طول عمر انجام شود؛ عمره سنت مؤکد است.[۳۷۸] حنابله، شافعیه: عمره، یک‌بار در عمر واجب است.[۳۷۹]سلفیه: عمره در طول عمر یک‌بار واجب است، گرچه آن را همراه حج انجام دهد. اگر آن را در ماه‌های حج انجام دهد، عمره تمتع می‌شود. لیکن اگر عمره را همراه با حج انجام دهد، حج او، حج قِران می‌شود.[۳۸۰]

اعمال عمره

شیعه امامیه: عمره مفرده دارای هفت عمل است:
احرام، طواف، نمازطواف، سعی بین صفا ومروه، تقصیر، طواف نساء، نماز طواف نساء. [۳۸۱]
فرد عمره گزار با تقصیر از احرام خارج می‌شود، لیکن هنوز مباشرت باهمسرش بر اوحرام است و با انجام طواف نساء ونمازطواف نساء، این حرمت نیز پایان می‌پذیرد.
مذاهب اهل‌سنت: اعمال عمره بدین شرح است: احرام، طواف، سعی، حلق یا تقصیر.[۳۸۲]لازم است بدانیم، اکثر مذاهب اهل‌سنت نمازطواف را از سنن می‌دانند وآن را درمجموعه مستحبات وسنن ذکر کرده‌اند.[۳۸۳]

ارکان عمره

رکن در ابواب فقهی حج وعمره، به عملی گفته می‌شود که اگر حاجی به طورعمد آن را ترک کند، حج ویاعمره او باطل می‌شود؛ چه عالم به حکم باشد ویا نباشد.[۳۸۴] شیعه امامیه: احرام، طواف، سعی بین صفاومروه.[۳۸۵] مالکیه، حنابله: احرام، طواف، سعی بین صفاومروه. [۳۸۶] شافعیه: احرام، طواف، سعی بین صفاومروه، ازاله مو، ترتیب بین این ارکان.[۳۸۷] حنفیه: عمره فقط یک رکن دارد وآن اکثر شوطهای طواف است چهاردور؛ اما احرام، شرط عمره است ولی سعی بین صفا ومروه از واجبات عمره است؛ نه رکن.[۳۸۸]

شرایط وجوب حج

شیعه امامیه:
۱ اسلام
۲ عقل
۳ حرّیت
۴ بلوغ
۵ استطاعت مالی وبدنی.[۳۸۹] مذاهب اهل‌سنت:
دربارهٔ شرائط وجوب حج ونیز مفهوم استطاعت، مذاهب اهل‌سنت اختلاف دارند. برخی‌ازآنها اسلام را شرط صحیح بودن حج می‌دانند نه وجوب آن.[۳۹۰] امّا درمورد سه شرط دیگر: بلوغ، عقل وحرّیت (حرّیت یعنی آزاد باشد، غلام و برده نباشد) تمام مذاهب اهل‌سنت اتفاق نظریه دارند.[۳۹۱]
همانطور که اشاره شد شرط استطاعت نیز از موارد اختلافی است. برخی ازمذاهب استطاعت عقلی را کافی می‌دانند؛ یعنی اگر بتواند با زحمت، مقدار اندکی ثروت بدست بیاورد که یک حج کم هزینه و پرزحمت انجام دهد؛ اومستطیع می‌شود.[۳۹۲]

ماه‌های حج

ماه‌های حج ویژگی‌هایی دارد. به عنوان مثال یکی از ویژگی‌های ماه‌های حج، جایز بودن انجام اعمال مقدماتی‌حج از قبیل انجام دادن عمره‌تمتع در آن است؛ بنابراین حاجی می‌تواند در روزهای نخستین ماه شوال، اعمال عمره تمتع را انجام دهد ودر مکه بماند تا در ماه ذی‌الحجه، اعمال ویژه حج‌تمتع را بیاورد.
شیعهامامیه: ماه‌های حج عبارت است از: شوال، ذوالقعده وذوالحجه.[۳۹۳]مالکیه: شوال، ذوالقعده، ذوالحجه.
شافعیه: شوال، ذوالقعده، ۱۰ شب از ماه ذی‌الحجه.
حنابله، حنفیه: شوال، ذوالقعده، ۱۰ روز اول از ماه ذی‌الحجه.[۳۹۴]

ارکان حج

رکن در ابواب فقهی حج، به عملی گفته می‌شود که اگر حاجی به طورعمد آن را ترک کند، حج ویا عمره او باطل می‌شود؛ چه عالم به حکم باشد ویا نباشد. مثلًا در وقوف به عرفات آنچه رکن است، باید مقداری در سرزمین عرفات بماند، هرچند خیلی کم باشد؛ پس اگر هیچ به عرفات نرود رکن را ترک کرده‌است.[۳۹۵]
شیعه امامیه: حج از ارکان دین مبین اسلام است؛[۳۹۶] واما ارکان حج عبارت است از:
۱. احرام ۲. وقوف به عرفات ۳. وقوف به مشعرالحرام ۴. طواف حج (زیارت) ۵. سعی بین صفا ومروه.[۳۹۷]مالکیه، حنابله: ارکان حج عبارت است از افعالی که کفاره قربانی، جبران آن را نمی‌کند و آن چهار چیز است: ۱. نیت احرام ۲. وقوف به عرفات ۳. طواف افاضه (حج) ۴. سعی بین صفا و مروه. اگر حاجی یکی از این ارکان را انجام ندهد، حج او باطل می‌شود.[۳۹۸] شافعیه: علاوه بر موارد فوق، حلق و ترتیب در انجام ارکان نیز از ارکان حج به حساب می‌آید.[۳۹۹] حنفیه: حج فقط دو رکن دارد: ۱. وقوف به عرفات ۲. طواف زیارت (حج). احرام از شروط صحت حج است نه رکن. و ترک نمودن سعی، با انجام قربانی جبران می‌شود؛ پس سعی از واجبات است، ولی رکن نیست.[۴۰۰]
.

انواع حج

در فقه شیعه امامیه حج بر سه قسم است:
۱ تمتع
۲ قران
۳ افراد
حج تمتع، وظیفه کسانی است که شانزده فرسخ از مکه مکرمه دور باشند.
حجقِران وحجافراد وظیفه کسانیاست که اهلمکه باشند ویا فاصله محل زندگی آنان تا مکه کمتر از شانزده فرسخ باشد.
در حج قِران، ذبیحه همراه حاجی است. و در حج افراد، حاجی در کشتن ذبیحه مخیّر است و بر او واجب نیست.
فردی که حج افراد ویا حج قِران انجام داده است، پس از انجام حج، یک عمره مفرده نیز باید انجام دهد.[۴۰۱]
حج تمتع دارای دو قسمت است:
۱. عمره تمتع
۲. حج تمتع
حاجی در انجام این گونه حج، دوبار محرم می‌شود. در مرحله اول با انجام اعمال عمره تمتع که عبارت است از: احرام، طواف، نماز طواف، سعی، تقصیر از احرام خارج می‌شود. و در مرحله دوم در روز هشتم یاشب نهم ذیحجةالحرام در شهر مکه مکرمه محرم می‌شود وبا انجام وقوف درصحرای عرفات، از ظهر روز نهم تامغرب، ونیز بیتوته در شب دهم و سپس وقوف در صحرای مشعرالحرام (مزدلفه)، از طلوع فجر تا طلوع آفتاب روز دهم ذیحجةالحرام، به سوی منا حرکت می‌کند. ودر روز عید قربان با انجام رمی جمره عقبه و قربانی و حلق یا تقصیر از احرام خارج می‌گردد و اعمال مکه را بالباس دوخته به پایان می‌رساند. اعمال مکه عبارت است از:
طواف زیارت (طواف حج تمتع)، نماز طواف زیارت، سعی، طواف نساء، نماز طواف نساء.
شیعه امامیه: تمام شیعیان جهان که می‌خواهند حَجةالإسلام انجام بدهند، بایستی حج تمتع انجام دهند. فقط اهالی مکه و اطراف آن نمی‌توانند حج تمتع انجام دهند ووظیفه آنان منحصر به انجام حج قِران و یا حج‌افراد می‌باشد. اگر کسی که محل زندگی او از مکه دور است در حال اختیار، حج‌افراد یا قران انجام دهد، این حج‌گزاری اورا بری‌ء الذّمه نمی‌کند و کماکان انجام حجةالإسلام به عهده او باقی است و مشغول الذّمه می‌باشد.[۴۰۲] مذاهب اهل‌سنت: افرادی که از اهالی مکه مکرمه واطراف آن نیستند مثل اهل‌سنت مقیم ایران می‌توانند در حال اختیار هم حج قران، حج افراد ویا حج‌تمتع انجام دهند و با انجام یکی از این انواع حج، حجةالإسلام از عهده آنان ساقط می‌گردد.
اهل‌سنت و انواع حج:
مذاهب اهل‌سنت انجام دادن انواع حج را این‌گونه تشریح کرده‌اند:
۱. حج‌تمتع: فرد حج‌گزار از میقات محرم می‌شود به احرام عمره تمتع وپس از انجام عمره، از احرام خارج می‌شود و درحال مُحِل بودن هست تا روز ترویه[۴۰۳]الفقه الاسلامی و أدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۲۲۱۲۲۰؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری حج إفراد چند فرق عمده باحج تمتع دارد:
۲. حاجی درآخر اعمال حج افراد باید عمره مفرده‌ای بیاورد.
۳. حج تمتع عمره مفرده ندارد وعمره تمتع آن هم باید در مرحله اول انجام شود.
۴. قربانی در حج افراد واجب نیست.
۵. حج‌قِران: فردی که تصمیم دارد حج قران انجام دهد، درمیقات باید به عمره و حج توأم باهم محرم شود؛ یعنی پس از محرم شدن اعمال عمره را انجام می‌دهد و درلباس احرام همچنان تا هشتم ذی‌الحجه باقی می‌ماند، سپس به منا وعرفات رفته وپس اتمام اعمال حج در عیدقربان، از احرام خارج می‌شود. عکس آن هم صحیح است؛ به این معنا که برای حج محرم شود، سپس عمره را در آن داخل کند. لیکن حنفیه این گونه نیت احرام را مکروه می‌دانند.[۴۰۴] قربانی در حج قِران واجب است.[۴۰۵] ۳. حج إفراد: حاجی تصمیم به انجام حج تنها بدون عمره می‌گیرد واحرام حج‌إفراد می‌بندد، پس از انجام طواف قدوم و نیز سعی بین صفا ومروه درمکه مکرمه در حال احرام باقی می‌ماند، سپس در صبح روز هشتم ذی‌الحجه بسوی منا حرکت می‌کند آنگاه شب نهم را در منا بیتوته می‌نماید و در آنجا پنج نماز می‌گزارد (ظهر، عصر، مغرب، عشا و صبح).
در صبح روز نهم، به سوی عرفات حرکت می‌کند و نماز ظهر و عصر را بدون فاصله انداختن بین دو نماز در «مسجد نَمِرَه» و بصورت قصر (دورکعتی) می‌خواند وبا انجام دادن اعمال حج، عمره مفرده‌ای در پایان می‌آورد. طبق رأی اهل‌سنت، قربانی برای کسی که حج افراد انجام داده است واجب نیست.[۴۰۶] سلفیه: کسی که حج افراد انجام دهد، قربانی به‌عهده او نیست.[۴۰۷] اگر عمره را در ماه‌های حج انجام دهد، عمره تمتع می‌شود. لیکن اگر با یک احرام عمره را همراه با حج انجام دهد، حج او حج قِران می‌شود.[۴۰۸] شایان ذکر است، گرچه از خلیفه دوم چنین نقل شده: «متعتان کانتا علی عهد رسول‌الله (ص) وأنا أنهی عنهما وأعاقب علیهما، متعة النساء ومتعة الحج». [۴۰۹] او حج تمتع را تحریم کرد اما فقهای اهل‌سنت در قرون بعدی تحریم را لغو کردند وآن را مختص شرائط خاص قرن اول هجری دانستند؛ زیرا درآن زمان مسلمانان با انجام اعمال عمره در حج‌تمتع، در ماه ذی‌الحجه، دیگربار برای عمره‌گزاردن در ماه‌های باقیمانده سال، به مکه‌مکرمه نمی‌آمدند واین موجب می‌شد تا مسجدالحرام خلوت شود؛ اما اکنون که حج‌تمتع باعث نمی‌شود تا مسجدالحرام خلوت شود؛ لذا انجام حج‌تمتع حرام نمی‌باشد.

نظریات مذاهب اسلامی دربارهٔ حج‌گزاری اهالی مکه

شافعیه: انجام یکی از سه نوع حج إفراد، تمتع و قران برای آنان صحیح است.[۴۱۰] حنفیه: باید حج إفراد انجام دهند و حج تمتع وحج قران برای آنها مکروه است؛ اگرحاجی مخالفت کرد وتمتع یا قران انجام داد، کفاره ذبح قربانی بر او واجب است.[۴۱۱]فتوای‌دیگرحنفیه: انجام حج‌قران وحج تمتع برای حاجیان اهل‌حرم صحیح نیست.[۴۱۲]
حنابله: حج إفراد انجام دهند وتمتع مکروه‌است ولی هرسه نوع حج؛ صحیح است. [۴۱۳]
مالکیه: حج إفراد انجام دهند و تمتع وقران برای اهل مکه نیست؛ لیکن اگر انجام دهند صحیح است. قربانی و روزه برای کسی است که از اهل مکه نباشد. [۴۱۴] شیعه امامیه: وظیفه اهل مکه و اطراف آن فقط حج قران یا حج إفراد است.[۴۱۵]

کدام افضل است؟ حج‌تمتع، حج‌قران، حج إفراد

شیعه‌امامیه: حج تمتع افضل از حج قران و حج إفراد است.[۴۱۶] اکنون لازم است توضیح کوتاهی مطرح شود؛ با اینکه حج إفراد وحج قران وظیفه اهل مکه است وحج تمتع، وظیفه افراد دور از آنجا است؛ لیکن مرحوم محقق‌حلی (ره) در کتاب شرائع چنین آورده‌است: اگر فردی مأمور شده است تاحج إفراد ویاحج قران استحبابی انجام دهد، لیکن او حج تمتع مستحبی انجام داد، این‌کار جائزاست؛ زیرا عدول به افضل کرده‌است.[۴۱۷]
حنفیه: حج قران از حج تمتع وحج إفراد افضل است وحج تمتع ازحج إفراد افضل است.[۴۱۸]
حنابله: حج تمتع افضل از حج قران و حج إفراد است وحج‌إفراد افضل ازحج‌قران است.[۴۱۹]
شافعیه: حج إفراد از حج تمتع وحج قران افضل‌است، سپس حج تمتع از حج قران افضل می‌باشد.[۴۲۰] مالکیه: حج إفراد افضل از تمتع و قران است و حج قران ازحج تمتع افضل است.[۴۲۱] بیان این نکته لازم است که در حج قران و إفراد فقط حاجی اعمال حج را انجام می‌دهد وپس از انجام اعمال‌حج، عمره‌مفرده‌ای را به جا می‌آورد.
لیکن به نظریه اهل‌سنت حج قِران یعنی حجی که فرد در یک احرام عمره وحج را توأم وباهم انجام می‌دهد. بدین معنا که حاجی پس ازمحرم شدن، اعمال عمره را انجام می‌دهد ودرحال احرامش باقی می‌ماند تا روز عید قربان فرا برسد. و با انجام حلق یاتقصیر، از احرام که طولانی هم شده‌است بیرون می‌آید. همچنین به نظریه اهل‌سنت اگر حاجی به عمره محرم شد، می‌تواند با نیت حج قران، حج را با همان احرام اولی (احرام عمره) انجام دهد.[۴۲۲]

اعمال عمره تمتّع

شیعه امامیه: عمره تمتّع دارای پنج بخش‌است:
۱ احرام
۲ طواف
۳ نمازطواف
۴ سعی
۵ تقصیر
در عمره تمتع، حلق جایز نیست.
تمامی مذاهب اهل‌سنت:
عمره دارای ۴ بخش است:
۱ احرام
۲ طواف
۳ سعی
۴ حلق یا تقصیر.[۴۲۳] برای مردان حلق افضل است.
لازم به ذکر است که اکثر مذاهب اهل‌سنت نمازطواف را از سنن می‌دانند وآن را در مجموعه مستحبات وسنن ذکر کرده‌اند. [۴۲۴]در بخش نماز طواف به نظریات آنان خواهیم پرداخت.
تمامی مذاهب اهل‌سنت: آنچه در حج واجب است در عمره هم واجب است؛ لیکن در اموری با هم مخالفند:
۱ عمره وقت خاص ندارد.
۲ عمره فوت نمی‌شود.
۳ عمره وقوف در عرفات ندارد.
۴ عمره وقوف در مزدلفه ندارد.
۵ عمره رمی جمرات ندارد.[۴۲۵] مالکیه: انجام دوعمره در یک سال کراهت دارد، مگر کسی که داخل مکه باشد.[۴۲۶]سلفیه: اگر عمره در ماه‌های حج انجام شود، عمره تمتع می‌شود. لیکن اگر عمره را همراه با حج انجام دهد، حج او حج قِران می‌شود.[۴۲۷]

احرام قبل از میقات

شیعه‌امامیه: مُحرم شدن قبل از میقات جایز نیست. اگر کسی قبل از رسیدن به مواقیت معروفه‌[۴۲۸] محرم شود، احرام او صحیح نیست؛ مگر آنکه قبل ازمیقات با نذر محرم شود. پس احرام قبل از میقات، فقط بانذر صحیح است.[۴۲۹] حنفیه: افضل آن است که حاجی قبل از میقات (خصوصاً از وطن) محرم شود.[۴۳۰]
شافعیه: احرام قبل از میقات صحیح است؛ ولی افضل محرم شدن از میقات است. قول دوم شافعی: افضل احرام قبل از میقات است.[۴۳۱]مالکیه: کسی که اراده کرده محرم شود، قبل از میقات لباس احرام را بپوشد، سپس هنگامی که به میقات یا محاذات میقات رسید، نیت احرام کند؛ لیکن اگر قبل از میقات نیت احرام کرد، مُحرم می‌شود و لازم است محرمات احرام را مراعات کند.[۴۳۲] حنابله: احرام قبل از میقات جائز است واحرام فردی که قبل از میقات محرم شده، صحیح است واحکام احرام بر او ثابت می‌شود[۴۳۳]. سلفیه: هرکس که اراده کرده حج یا عمره انجام دهد، باید در یکی از میقات‌های چهارگانه محرم شود و یا از محاذات آنها محرم شود و احرام قبل از میقات جایز نیست.[۴۳۴] آگاهی به این مطلب لازم است که حاجیان اهل‌سنت مقیم ایران که از مناطق سنی نشین مستقیماً عازم مکه هستند (مدینه بعد)، بر طبق مذهب خودشان از فرودگاه‌های ایران لباس احرام می‌پوشند و مُحرم می‌شوند و استظلال در مذهب آنان در حال احرام جایز است. بلکه عده‌ای از آنان چون پرواز به جده را عبور از موازی میقات دانسته ومُحرم بودن درحال عبور را شرط می‌دانند، احرام بستن قبل از جده را درداخل هواپیما یافرودگاه‌های ایران واجب می‌شمارند. اما حاجیان مدینه قبل از ایران مُحرم نمی‌شوند؛ بلکه پس از زیارت پیامبراکرم (ص) هنگام سفر به سوی مکه‌مکرمه درمسجدشجره مُحرم می‌گردند.

محرّمات إحرام کفّاره‌ها

شیعه امامیه: حج‌گزار ویا عمره‌گزار، پس از پوشیدن لباس احرام و نیّت و گفتن لبیّک، مُحرم می‌شود وباید تا پایان اعمال حج و یا عمره، از کارهایی که بر مُحرم حرام است پرهیز کند.
مجموع کارهای حرام، بیست و چهارتاست که چهارتای آن فقط بر مردان حرام است و دوتای آن بر بانوان حرام می‌باشد و بقیه آنها مشترکاً بر مردان و زنان مُحرم حرام است.
جهت آشنایی اجمالی، فهرست آنها را در اینجا می‌آوریم:
محرّمات مشترک بین زن و مرد:
۱ شکارحیوان صحرایی
۲ آمیزش یا هرگونه استفاده شهوانی دیگر
۳ عقد کردن
۴ استمنا (خود ارضائی)
۵ استعمال عطریات
۶ سرمه کشیدن
۷ نگاه کردن در آینه
۸ فُسوق (دروغ‌گفتن، فحش دادن، فخر فروشی)
۹ جِدال، سوگند به «الله»
۱۰ کشتن جانورانی که در بدن ساکن می‌شوند
۱۱ انگشتر به دست کردن برای زینت
۱۲ روغن مالیدن به بدن
۱۳ زدودن مو از بدن
۱۴ بیرون آوردن خون از بدن
۱۵ ناخن‌گرفتن
۱۶ کندن دندان
۱۷ کندن درخت یا گیاهی که در محدوده حرم روئیده باشد
۱۸ سلاح همراه داشتن.
آنچه فقط بر مردان حرام است:
۱ پوشیدن جامه دوخته
۲ پوشیدن چیزی‌که تمام روی پا را بگیرد
۳ پوشاندن سر
۴ سایه قرار دادن بالای سر.
آنچه بر زنان مُحرم حرام است:
۱ پوشیدن زیور برای زینت
۲ پوشاندن روی خود با نقاب[۴۳۵]و روبند.[۴۳۶]
برخی از محرّمات احرام در حالت عادی (غیر احرام) نیز حرام است؛ ولی در حال احرام گناهش بیشتر است.
۱ پوشیدن لباس دوخته و کفش‌روپوشیده وکلاه، بدون عذر برای مردان، طبق فقه مذاهب اهل‌سنت[۴۳۷] ونیز درفقه شیعه امامیه حرام است.
کفاره: گوسفند.[۴۳۸]
۲ پوشاندن سر وصورت برای مردان
شیعه‌امامیه: فقط پوشاندن سر حرام است وکفاره آن یک گوسفند است.[۴۳۹] مذاهب اهل‌سنت: پوشاندن سر حرام است.
شیعه‌امامیه، شافعیه، حنابله: پوشاندن صورت برای مرد در حال احرام حرام نمی‌باشد.[۴۴۰] حنفیه، مالکیه: پوشاندن صورت برای مرد در حال احرام حرام است.[۴۴۱]
۳ پوشاندن صورت برای زنان
شیعه‌امامیه: پوشاندن صورت حرام می‌باشد؛ لیکن جائز است برای رو گرفتن از نامحرم، چادر یا جامه را که به سر افکنده؛ پایین بیندازد.[۴۴۲] حنابله: پوشاندن صورت جائز است.[۴۴۳]شافعیه، حنفیه: هرگاه زن برای پوشش از اجنبی، صورتش را بپوشاند جائز است، به شرطی که پوشیه به صورتش اصابت نکند. [۴۴۴]
مالکیه: پوشاندن صورت برای زن حرام است ولی اگر بیگانه در حال نگاه کردن به اواست ویا آنکه زن زیبا باشد؛ جائز است صورت خود را بپوشاند.[۴۴۵] کفّاره پوشاندن صورت در زن.
سلفیه: پوشاندن صورت برای زن در حال احرام از محرّمات محسوب می‌شود وکفاره‌اش یکی از موارد ذیل است:
۱ قربانی
۲ غذا دادن به ۶ نفر مسکین
۳ سه روز روزه بگیرد.[۴۴۶]
سلفیه دو فتوا دارند:
۱ نقاب زدن از محرمات احرام است واگر زن عامداً نقاب بزند، واجب است کفاره بدهد. 2[۴۴۷] نقاب زدن از واجبات است وبر زن حرام می‌باشد صورت خود را باز نگهدارد وبدون نقاب باشد؛ چه درحال احرام باشد یا درحال نماز باشد، فرقی نمی‌کند.[۴۴۸]
۴ ازاله مو از بدن
همه مذاهب اسلامی ازاله مو درحال احرام را حرام می‌دانند.
شیعه امامیه: درحرمت ازاله مو، میان کم وزیاد ویا قیچی کردن وغیر آن فرقینیست؛ بلکه ازاله یک مو نیز حرام است.
اگرعمداً سر را بتراشد، کفاره آن یک گوسفند است.
کفاره سر تراشیدن اگر به جهت ضرورت باشد، دوازده مدّ[۴۴۹]طعام است، که باید به شش مسکین بدهد؛ یاسه روز روزه بگیرد، یا یک گوسفند قربانی کند.[۴۵۰]
حنفیه: اگریک چهارم موی سر ازاله شود، کفاره‌اش یک گوسفند است. واگر کمتر باشد صدقه بدهد.[۴۵۱] مالکیه: بیشتر از ۱۰ عدد مو کفاره‌اش یک گوسفنداست؛ و کمتر از آن، طعام کفاره بدهد.[۴۵۲]شافعیه: سه مو یا بیشتر کفاره‌اش یک گوسفند است؛ واگر یک مو باشد، یک مدّ طعام واگردو مو باشد دومدّ طعام صدقه بدهد.[۴۵۳] حنابله: سه مو یا بیشتر کفاره‌اش یک گوسفند است. واگرکمتر باشد اطعام یک مسکین.[۴۵۴]
۵ گرفتن ناخن
همه مذاهب اسلامی ناخن‌گرفتن درحال احرام را حرام می‌دانند.
شیعه امامیه: جائز نیست بعض ناخن را هم بگیرد؛ مگر آنکه موجب آزار شود.
اگر تمام ناخن دستها را بگیرد، کفاره آن یک گوسفند است واگرتمام ناخن پاها را بگیرد، یک گوسفند کفاره آن است.
اگر یک ناخن از دست یا پا بگیرد، یک مدّ طعام باید کفاره بدهد.[۴۵۵]حنفیه: اگر ناخن دست ویا پا را بگیرد، کفاره‌اش یک گوسفند است. [۴۵۶]مالکیه، شافعیه، حنابله: همان تفصیل در ازاله وکندن مو را در این مبحث نیز آورده‌اند.[۴۵۷]
۶ استعمال بوی خوش
شیعه امامیه: استعمال مطلق عطر، هر نوع که باشد، حرام است ومالیدن آن به بدن ولباس جائز نیست وهمینطور پوشیدن لباسی‌که بوی عطر می‌دهد اگر چه قبلًا به آن عطر مالیده شده باشد؛ حرام است وکفاره‌اش یک گوسفند می‌باشد.[۴۵۸] مذاهب اهل‌سنت: کفاره‌اش یک گوسفند است.[۴۵۹]
۷ صید حیوان یامتعرّض شدن به آن
شیعه امامیه: همانطور که شکار حرام است خوردن گوشت آن بر مُحرم حرام است وهرشکاری که حرام است جوجه وتخم آن نیز حرام می‌باشد.
اگرمحرمی صید را ذبح کند درحکم میته خواهد بود وخوردن گوشت آن، هم بر محرم وهم بر غیر محرم حرام است.[۴۶۰]
مالکیه، شافعیه، حنابله: جزا وکفاره: مثل ویا قیمت آن را صدقه‌[۴۶۱] بدهد، ویا به جای هر مدّ طعام، یک روز روزه بگیرد.[۴۶۲]حنفیه: جزا وکفاره: قیمت آن حیوان است ومخیّر می‌باشد گوسفندی ذبح کند، یا طعام که به هر مسکین ۵/ ۱ کیلو گندم صدقه بدهد و یا بجای هر ۵/ ۱ کیلو گندم یک روز روزه بگیرد. [۴۶۳]
۸ کندن گیاه یادرخت حرم
شیعه امامیه: کندن درخت یاگیاهی که درحرم روئیده باشد حرام است واگر درختی را که کندنش جائز نیست بکند، احتیاط آن است که اگر درخت بزرگ باشد یک گاو کفاره بدهد واگر کوچک باشد یک گوسفند کفاره آن است.[۴۶۴]
مالکیه: کفاره ندارد.[۴۶۵]حنفیه: قیمت آن کفاره‌اش است.[۴۶۶] حنابله، شافعیه: کفاره گاو یا گوسفند کفاره است به حسب بزرگی و کوچکی درخت و قیمت درخت و گیاه.[۴۶۷]
شیعه امامیه: اگر کسی عمل آمیزش را در احرام عمره تمتع از روی علم وعمد انجام دهد، بنا براحتیاط واجب کفاره‌اش یک شتر است؛ چه ثروتمند باشد یا نباشد وعمره را پس از اتمام قبلی، دوباره اعاده کند.
اگر کسی این عمل را در احرام حج وقبل از وقوف در عرفات ویا بعد از آن وقبل ازوقوف مشعر الحرام انجام دهد؛ حج او فاسد است و درهردو صورت کفاره آن یک شتر است. [۴۶۸]
مذاهب اهل‌سنت: آمیزش به اتفاق فقهای اهل‌سنت حج را فاسد می‌کند.[۴۶۹]
اگر بدون آمیزش انزال شد مالکیه: حج فاسد می‌شود وبه اتفاق همه فقها، باید حج را قضا کند.
شافعیه، حنابله: یک شتر قربانی کند.
مالکیه: یک گوسفند قربانی کند.
حنفیه: اگر آمیزش بعد از وقوف عرفات باشد، کفاره‌اش یک شتر است؛ ولی حج فاسد نمی‌شود.[۴۷۰]
اگر آمیزش قبل از وقوف عرفات باشد، کفاره‌اش یک گوسفند استان..
مذاهب اهل‌سنت: اگر در حال نسیان آمیزش کند ویا جاهل به حرمت آمیزش درحال احرام باشد و زن مُکرَه واقع شود، کفاره ندارد وحج هم فاسد نمی‌شود. ۱۰ زیرسایه رفتن شیعه امامیه: مسافرت با ماشین مسقّف در روز ونیز سایه قرار دادن مرد بالای سرخود مانند چتر، در حال مسافرت جائز نیست وکفاره آن یک گوسفند است.
استظلال برای زنها وبچه‌ها جائز است وکفاره هم ندارد.[۴۷۱]
مالکیه، حنفیه: جائز است استظلال به وسیله خانه و محمل و چتر و ... به شرطی که به صورت و سر اصابت نکند.[۴۷۲] شافعیه: استظلال به وسیله موارد فوق جائز است ولو به سر یاصورت او اصابت کند.[۴۷۳] حنابله: اگر به وسیله چیزی که غالباً همراه اوست استظلال کند، مانند محمل حرام است واگر انجام داد قربانی بدهد.[۴۷۴] سلفیه: محرمات احرام عبارت است از:
۱ تراشیدن سر
۲ گرفتن ناخن
۳ پوشاندن سر برای مردان
۴ پوشیدن لباس دوخته برای مردان
۵ استعمال بوی خوش
۶ شکار
۷ عقد ازدواج
۸ جماع
۹ مباشرت با زن ولو جماع صورت نگیرد.
اگر کسی در حال فراموشی یا جهل به مسأله، محرمات بالا را به جز جماع و صید مرتکب شد کفاره ندارد؛ ولی اگر عامداً انجام داد کفاره‌اش عبارت است از: یا سه روز روزه بگیرد یا گوسفندی ذبح کند وبین فقرای حرم توزیع نماید ویا شش نفر مسکین را غذا بدهد.
اگر کسی در حال احرام مرتکب عمل جماع شد کفاره‌اش عبارت است از:
اگر جماع قبل از طواف وقبل از تمام شدن سعی صورت گیرد، عمره او فاسد است وباید قربانی کند ولازم است عمره را بار دیگر انجام دهد.
اگر جماع بعد از طواف وسعی باشد، باید یکی از کفارات ذیل را بپردازد:
یا سه روز روزه بگیرد ویا گوسفندی قربانی کند وبین فقرای حرم توزیع نماید ویا شش مسکین را غذابدهد.
اگر کسی در حال احرام صید کرد، مثل آن صید را باید کفاره بدهد.
اگر فرد محرم عقد نکاح را در حال احرام انجام داد، عقد باطل است ولی کفاره ندارد.[۴۷۵]

واجبات حج

مذاهب اهل‌سنت:
۱. احرام ازمیقات. پس اگراحرام را ازمیقات تأخیر بیندازد و از میقات بدون احرام عبورکند، قربانی براو واجب است. برای هر منطقه میقات خاصی تعیین شده است.
۲. ماندن در مزدلفه. مزدلفه مکانی است که بین عرفات و منا واقع شده است. شب عید واجب است حاجی در مزدلفه بماند، ولو مقداری از شب باشد.
۳. رمی جمرات. در ابتدا روز عید فقط جمره عقبه رمی می‌شود، زمان رمی از نیمه شب عید و بعد از وقوف به عرفه است. رمی جمرات سه‌گانه در ایام تشریق است.
۴. بیتوته در منا، شبهای ۱۱ و ۱۲ ذی‌الحجه، بیشتر شب را در منا باشد. پس اگر مقداری از اول و یا آخر شب را در منا نباشد؛ ضرری ندارد.
شایان ذکر است که اهل‌سنت روز هشتم ذی‌الحجه را که روز ترویه نام دارد از مکه به سوی منا حرکت می‌کنند وشب نهم را در منا بیتوته می‌کنند، آنگاه پس از ادای نمازصبح به طرف عرفات کوچ می‌کنند.
۵. خارج شدن از احرام به حلق یا تقصیر. حلق برای مردان افضل است و برای زنان تقصیر متعین است.[۴۷۶] ارکان حج به‌نظریه اهل‌سنت قبلًا ذکر شد.
شیعه‌امامیه: ارکان و واجبات حج‌تمتع به ترتیب زیر است:
۱. احرام از مکه مکرمه (رکن).
۲. وقوف به‌عرفات (رکن) از ظهرروزنهم تا غروب‌آفتاب.
۳. بیتوته در مزدلفه (مشعرالحرام) در شب عید. اگر حاجی قبل از طلوع فجر رسید، واجب است در مشعر بیتوته کند.
۴. وقوف در مزدلفه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب روز عید قربان (رکن).
۵. رمی جمره عقبه به هفت سنگریزه در روز عید، از طلوع آفتاب تاغروب.
۶. قربانی.
۷. حلق یا تقصیر.
۸. طواف حج تمتع (زیارت افاضه)، (رکن).
۹. نماز طواف حج تمتع.
۱۰. سعی بین صفا و مروه.
۱۱. طواف نساء.
۱۲. نماز طواف نساء.
۱۳. بیتوته در منا در شب ۱۱ و ۱۲.
۱۴. رمی جمرات سه‌گانه در روز ۱۱ و ۱۲. زمان رمی از طلوع آفتاب تا غروب می‌باشد.

طواف قدوم

طبق نظریه اهل‌سنت، عمره طواف قدوم ندارد؛ بلکه فقط یک طواف دارد که به آن طواف‌فرض یا طواف‌رکن می‌گویند.[۴۷۷]هنگامی که عمره‌گزار طواف عمره را انجام داد، دیگر نیازی به انجام طواف قدوم ندارد وهمان طواف عمره از طواف قدوم کفایت می‌کند.[۴۷۸]
ابن رشد در کتاب «البدایة» می‌گوید: علما اجماع کردهاند که طواف بر سه نوع است: ۱. طواف قدوم ۲. طواف افاضه
۳. طواف وداع.
اهل‌سنت به طوافی که فرد محرم، هنگام ورود به مکه مکرمه و برای اولین بار انجام می‌دهد؛ طواف قدوم می‌گویند به شرطی که پس از طواف، سعی انجام دهد.
اما طواف قدوم در حج قِران و یا حج إِفراد:
شافعیه، حنفیه، حنابله: سنت و مستحب می‌باشد.
مالکیه: بنابر قول صحیح‌تر واجب است.[۴۷۹]
شیعه امامیه: ممکن است مقصود از طواف قدوم همان طواف مستحبی باشد که حاجی مُفرد یا قارن هنگام ورود به مکه وقبل از وقوف انجام می‌دهد، همانند اهل‌سنت چون طواف قدوم نه در حق اهل‌مکه متصور است ونه دربارهٔ کسی که می‌خواهد عمره تمتع انجام دهد؛ و درخصوص حاجی به حج إفراد نیز متصور نیست.[۴۸۰]

اضطباع و رَمَل برای‌مردان

اضْطِباع، عبارت است از قرار دادن وسط حوله در زیر بغل راست و بیرون آوردن آن از زیر بغل و انداختن دو طرف آن بر روی شانه چپ.
رَمَلْ، عبارت است از سرعت در راه رفتن در هنگام طواف؛ ولی قدمها کوچک و نزدیک به هم باشد مثل‌هروله کردن. رمل فقط در سه دور اول طواف است.
شافعیه: اضطباع مرد ولو پسر بچه باشد، در طواف از سنن (مستحبات) است. رَمَل نیز از سنن طواف است وفقط در سه دور اول برای مردان می‌باشد.[۴۸۱] مالکیه: عمل رَمَل برای مردان سنت است، در سه دور اول طواف. اگر طواف قدوم را انجام نداده باشد مستحب است رَمَل در طواف افاضه انجام شود.[۴۸۲]شایان ذکر است که مالکیه عمل اضطباع را نگفته‌اند.
حنفیه: عمل اضطباع درطوافی که بعد از آن سعی انجام می‌شود؛ مستحب است. واما رَمَل؛ فقط درسه دور اول طواف‌انجام شود.[۴۸۳]
حنابله: برای مردان اضطباع کردن درطواف قدوم سنت است.
اما رَمَل در سه دور اول طواف از سنن و مستحبات می‌باشد.[۴۸۴]شیعه‌امامیه: عمل اضطباع ورمل ازمختصات مذهب‌سنی است و در فقه شیعه امامیه حکم خاصی ندارد و در سطرهای قبلی ملاحظه شد که هیچیک از مذاهب اسلامی قائل به وجوب آن نیستند.
لیکن لازم است نکته‌ای در این خصوص بیان شود که دربارهٔ دو عمل اضطباع و رَمَل، بعضی از قدمای امامیه چون شیخ‌طوسی مطالبی ذکر کرده‌اند؛[۴۸۵] ولی درکتب متأخرین فقهای شیعه امامیه همانطور که نسبت به وجوب آن مطلبی نیاورده‌اند، دربارهٔ استحباب آن نیز ذکری به میان نیامده است.
مرحوم صاحب جواهر دربارهٔ اضطباع ورمل مطالب سودمندی در کتاب ارجمندش آورده‌است که مطالعه آن برای فضلا ومحققان محترم، مفید فایده خواهد بود.[۴۸۶] همانطور که قبلًا ذکر شد در مذهب مالکیه نیز اشاره‌ای به اضطباع نشده است.
سلفیه: اضطباع فقط در طواف قدوم مستحب است، آن هم درتمامی شوطهای طواف قدوم؛ لیکن رمل درسه شوط اول طواف قدوم، چه درحج باشد وچه درعمره باشد، مستحب است.[۴۸۷]خوب است بدانید که بیشتر زائران سنی بخاطر ندانستن مسأله، حالت اضطباع را در غیر طواف هم حفظ می‌کنند که باعث التهاب وسوخته شدن پوست بدن آنها می‌شود.
نمازطواف و وجوب ادای‌آن نزد مقام ابراهیم (ع)
وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إبراهیمَ مُصَلَّی..[۴۸۸].
شیعه‌امامیه: یکی از واجبات عمره و حج، دو رکعت نماز طواف است. بر هر حاجی وعمره‌گزار واجب است که پس از هر طواف، دورکعت نماز طواف نزد مقام ابراهیم بخواند واگر بواسطه زیادی و ازدحام جمعیت نتوانست پشت مقام بایستد، کافی است در هرنقطه‌ای که گفته شود نزد مقام نماز می‌خواند، نماز طواف را بخواند؛ گرچه از مقام دور باشد. حتی مقام معظم رهبری فرموده‌اند: بلکه درصورت ازدحام، صحت نماز در هرجای مسجدالحرام بعید نیست.[۴۸۹] براین اساس زائران عزیز ایرانی باید توجه داشته باشند که اگر درشرائط ازدحام، نمازخواندن نزدیک مقام ابراهیم (ع) موجب اذیت وآزار دیگران شود ومانع حرکت طواف‌کنندگان گردد؛ بی‌تردید این رفتار بد، اثر سوء ونامطلوبی را به‌دنبال خواهد داشت وموجب بدبین شدن سایرمسلمانان به مذهب شیعه و وهن مکتب اهلبیت خواهد شد. بنابراین هنگام خواندن نمازطواف، مقداری ازمقام فاصله بگیرند ودرمکانی پشت مقام نماز بخوانند که خارج از مسیرطواف کنندگان باشد.
درهمین خصوص توجه خوانندگان گرامی را به چند روایت جلب می‌کنم:
۱. معاویة بن عمار عن أبی‌عبدالله (ع) قال: «أحرم رسول‌الله (ص) من ذی‌الحلیفة ... ثم أتی مکة وطاف سبعة أشواط ثم صلّی رکعتین خلف مقام إبراهیم (ع)». 2[۴۹۰]. صحیحة علی‌بن‌رئاب عن‌أبی‌بصیر قال: سألت أباعبدالله (ع) عن رجل‌نسی أن یصلی رکعتی طواف الفریضة خلف المقام وقدقال‌الله‌تعالی: وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إبراهیمَ مُصَلَّی...[۴۹۱] ، حتی ارتحل. فقال: «إن کان ارتحل فإنی لاأشق علیه ولاآمره أن یرجع ولکن یصلّی حیث یذکر».[۴۹۲]۳. صحیحة معاویةبن‌عمار قال: قلت لأبی‌عبدالله (ع): رجل نسی الرکعتین خلف مقام إبراهیم (ع) فلم یذکر حتی ارتحل من مکة. قال: «فلیصلّهما حیث ذکر، وإن‌ذکرهما وهوبالبلد فلایبرح حتی یقضیهما».[۴۹۳] منابع روائی وفقهی اهل‌سنت نیز دربارهٔ نماز طواف، مطالب فراوانی ذکرکرده‌اند که به عنوان نمونه دو مورد از آن‌را می‌بینید:
۱. عبدالله‌بن‌عمر: «قدم رسول‌الله (ص) وطاف بالبیت وصلّی‌خلف مقام‌إبراهیم رکعتین وطاف بین الصفا والمروة، کان لکم فی رسول‌الله (ص) أسوة حسنة».[۴۹۴]
۲. محی‌الدین نووی می‌گوید: نماز طواف در نزد مقام ابراهیم (ع) واجب است واجماعاً غیراز طواف، نماز دیگری در نزد مقام ابراهیم (ع) واجب نیست.[۴۹۵]حنفیه: نمازطواف واجب است؛ ولی در هر جای مسجد الحرام بخوانند کافی است و لازم نیست پشت مقام ابراهیم‌باشد.[۴۹۶]شافعیه: یک‌قول: نماز طواف واجب است. قول دیگر: مستحب است.
مالکیه: از مستحبات مؤکده، خواندن دو رکعت نماز طواف است[۴۹۷] وهبة الزحیلی در کتابش چنین ذکر کرده است:
در باور مالکیه خواندن نماز طواف واجب می‌باشد؛ ولی مستحب است نماز طواف نزد مقام ابراهیم خوانده شود.[۴۹۸]حنابله: مستحب است بعد از طواف دو رکعت نماز بخواند. [۴۹۹]توضیح این نکته ضروری است که هیچیک از مذاهب اهل‌سنت واجب نمی‌دانند که نماز طواف باید پشت مقام ابراهیم (ع) خوانده شود؛ بلکه آن را مستحب می‌دانند.

حکم بیتوته شب نهم‌ذی‌الحجه در سرزمین منا

تمامی مذاهب چهارگانه اهل سنت اتفاق نظریه دارند که خواندن پنج نماز واجب در روز ترویه در منا (ظهر، عصر، مغرب، عشا و صبح) ونیز بیتوته درمنا در شب نهم ذی‌الحجه سنت است و مستحب می‌باشد؛ لذا جمعیت انبوهی از اهل‌سنت، در روز هشتم ذی‌الحجه از مکه مکرمه عازم منا می‌شوند و قبل از ظهر روز نهم به عرفات می‌آیند.[۵۰۰]

وقوف در عرفات

شیعه امامیه: وقوف به عرفات از ظهر روز نهم ذی‌الحجه تا مغرب، از ارکان حج می‌باشد وکسی که این وقوف را درک نکند حج او فاسد می‌شود.
آنچه رکن است، مقداری در سرزمین عرفات بماند، هرچند خیلی کم باشد؛ پس اگر هیچ به عرفات نرود، رکن را ترک کرده‌است.[۵۰۱]مالکیه: از ارکان حج، حضور در عرفات می‌باشد وآن از زوال روز نهم ذی‌الحجه تا غروب آفتاب است. وقت دیگری نیز برای وقوف در عرفات وجود دارد وآن لحظه‌ای است از غروب شب دهم تا سحرگاه روز عید.[۵۰۲] حنابله: وقت معتبرشرعی در وقوف به عرفات، از سحرگاه روز نهم ذی‌الحجه تا سحرگاه روزعید می‌باشد. وقوف به‌عرفات از ارکان حج است؛ پس اگر حاجی این رکن را انجام ندهد، حج او باطل می‌شود.[۵۰۳] شافعیه: وقوف به عرفات از ارکان حج حساب می‌شود ووقت حضور درعرفات از زوال خورشید روز نهم ذی‌الحجه تا فجر روز دهم است؛ ولو لحظه‌ای حضور داشته باشد.[۵۰۴]حنفیه: حج فقط دو رکن دارد: ۱. وقوف به عرفات ۲. طواف زیارت (حج). وقت وقوف درعرفات از زوال شمس روز نهم ذی‌الحجه تا فجر روز عید است.[۵۰۵]

وقوف در مشعر الحرام

شیعه امامیه: یکی از ارکان حج، وقوف درسرزمین مشعرالحرام (مزدلفه) است. برحاجی واجب است از طلوع فجر روز عید تا طلوع آفتاب درمشعر وقوف داشته‌باشد؛ لیکن تمام آن رکن نیست، اگرچه به قدر یک دقیقه بماند. پساگرکسی وقوف بینالطلوعین را یکسره ترککند؛ حج او باطل‌خواهدشد.
احتیاط واجب آن است که مقداری ازشب دهم را در مشعر بیتوته کند و با قصد قربت هم باشد.[۵۰۶]شافعیه: حضور در مزدلفه واجب است، به شرطی که در نیمه‌دوم شب عید باشد و ماندن شرط نیست، بلکه مرور از مزدلفه کافی‌است؛ چه بداند اینجا مزدلفه است، یا نداند.[۵۰۷]حنفیه: یکی از واجبات حج، حضور در مزدلفه قبل از طلوع فجر است ولو ساعتی باشد؛ پس اگر این حضور را ترک کرد قربانی بر او لازم می‌شود، مگر آنکه مریض باشد که در این صورت فدیه لازم نیست.[۵۰۸]
حنابله: حضور در مزدلفه ولو به مقدارکمی واجب است، به شرطی که در نیمه‌دوم شب عید باشد. اگر حاجی آب‌رسان و یا چوپان باشد، این حضور لازم نیست.[۵۰۹] مالکیه: بعد از وقوف به عرفات، هنگامی که حاجی عازم منا است، ماندن به مقدار کمی در مزدلفه بر او واجب است؛ اگر عذری نداشته باشد.[۵۱۰]

آیا قربانی در حج إفراد و حج‌ قِران لازم است؟

هیچیک ازمذاهب اسلامی قربانی را در حج إفراد واجب نمی‌دانند، اما آن را مستحب می‌دانند. به همین دلیل است که بسیاری ازحجاج سُنّی ایرانی، حج إفراد انجام می‌دهند و با نیت حج إفراد زحمت تهیه قربانی را به خود نمی‌دهند.
اما درخصوص حج قران به مطالب ذیل توجه کنید:
شیعه امامیه: درحج قران، قربانی واجب می‌باشد.[۵۱۱] اما درحج إفراد ذبح کردن قربانی واجب نیست ولی استحباب دارد.[۵۱۲]لازم به یادآوری است که حج قران وحج إفراد، فقط وظیفه اهالی مکه واطراف آن می‌باشد.
حنفیه: برحاجی قارن قربانی لازم است.[۵۱۳]
مالکیه: برقارن قربانی لازم است، ولی اگر از اهل‌مکه باشند وحج تمتع ویا حج‌قران انجام دهند؛ قربانی برآنها لازم‌نیست.[۵۱۴]
شافعیه: کسی‌که حج‌قران می‌گزارد، قربانی براو لازم است.[۵۱۵]حنابله: قربانی‌حج قران واجب است، وما مخالفی در این‌باره سراغ نداریم ...[۵۱۶]

ترتیب اعمال روز دهم ذی‌الحجه (عید قربان)

شیعه‌امامیه: در روزدهم لازم است حج‌گزار سه عمل مهم که شرعاً بر او واجب شده، انجام دهد.
حاجی می‌بایست به ترتیب ذیل اعمال سه‌گانه روز عید قربان را به انجام برساند:
۱. رمی جمره عقبه
۲. قربانی
۳. حلق یا تقصیر. برای زنان تقصیر متعیّن است.[۵۱۷]حنفیه: رعایت ترتیب ذیل:
۱. رمی جمره عقبه روز دهم
۲. ذبح کردن قربانی
۳. حلق
واجب است.[۵۱۸]
شافعیه: ۱. رمی جمرهعقبه ۲. ذبحقربانی تمتع وقران ۳. حلق؛ زیرا رسول‌خدا (ص) قربانی شتر را بدین ترتیب انجام داد و این ترتیب مستحب است نه واجب.[۵۱۹]حنابله: ۱. رمی جمره عقبه ۲. حلق.
افضل ذبح کردن قربانی در منا است و مدت آن سه روز است: ۱۲ ۱۱ ۱۰ ذی‌الحجه.[۵۲۰]ولی مستحب است این ترتیب مراعات شود: ۱. رمی ۲. ذبح ۳. حلق.
مالکیه: رمی، حلق در یکی از ایام تشریق در حرم انجام گیرد؛ اگر قربانی را همراه داشت وبا آن در عرفات وقوف کرد باید در روز عید قربانی کند. ولی اگر قربانی را همراه نداشت، ذبح کردن قربانی را در مکه انجام دهد.[۵۲۱] قبلًا اشاره شد که حنابله وشافعیه می‌گویند مراعات ترتیب لازم نیست؛ پس اگر حاجی حلق را قبل از رمی انجام دهد صحیح است.[۵۲۲]
همچنین به نظریه آنان و نیز شیعه امامیه، ذبح در حج إفراد واجب نیست، بلکه مستحب است.[۵۲۳]

زمان رمی در روز دهم

حجاجی که مشکل ندارند وخودشان می‌توانند اعمال را انجام دهند، برای رمی جمرات محدودیت زمانی دارند. درذیل با نظریات مختلف در این خصوص آشنا خواهید شد:
شیعهامامیه: از طلوع آفتاب تاغروب.[۵۲۴] حنفیه: از طلوع آفتاب تاصبح روز بعد.
مالکیه: از طلوع آفتاب تاظهر، بعد از آن مکروه است.
شافعیه، حنابله: بعد از نیمه شب تا آخر ایام تشریق.[۵۲۵]

محرمات باقیمانده پس از حلق یا تقصیر در روز دهم

شیعه امامیه: در روز عید قربان، پس از انجام اعمال سه‌گانه آن روز که عبارت است از: رمی جمره عقبه، قربانی، حلق یا تقصیر؛ تمام محرمات احرام بر حاجی حلال می‌شود مگر چهار چیز:
۱ صید در حرم
۲ کندن گیاه حرم
این دو به حال احرام اختصاص ندارد؛ بلکه در همه حالات انجام آن‌ها حرام است.
۳ استعمال بوی خوش عطر[۵۲۶]
۴ آمیزش. پس می‌توان برای مُحلّ شدن سه مرحله درنظرگرفته شود:
۱ احلال اول، که حاجی با انجام رمی‌جمره عقبه، ذبح، حلق ویاتقصیر؛ از احرام خارج می‌شود وتمام محرمات جز بوی‌خوش و زن، بر اوحلال می‌شود.
۲ احلال دوم، که با طواف زیارت ونمازطواف وسعی، استفاده از بوی‌خوش بر او حلال می‌شود.
۳ احلال سوم: (حلال شدن زن برای همسرش وبالعکس)، با انجام طواف نساء ونماز آن حاصل می‌گردد.[۵۲۷]جمهور اهل‌سنت براین باورند که تمامی محرمات احرام پس از حلق یا تقصیر در روز عید قربان بر حاجی حلال می‌شود مگر سه چیز:
۱ زن.
۲ بوی خوش. براساس گفته نووی، شافعی معتقد است که قبل از طواف، عطر بر حاجی حلال می‌شود. 3[۵۲۸] صید.[۵۲۹]مالکیه: حاجی در دو مرحله از احرام خارج می‌شود:
۱ مُحلّ شدن اول. این‌گونه مُحلّ شدن به انجام دوعمل ازاعمال سه‌گانه ذیل صورت می‌گیرد: ۱. رمی جمره عقبه ۲. حلق یا تقصیر ۳. طواف افاضه.
۲ مُحلّ شدن دوّم. این نوع مُحلّ شدن، با انجام دادن طواف و سعی صورت می‌گیرد.[۵۳۰]
حنابله: احلال‌اول با دومورد از سه‌مورد ذیل‌حاصل می‌شود: ۱. رمی‌جمره عقبه ۲. حلق یاتقصیر ۳. طواف‌زیارت. [۵۳۱]
حنفیه: تحلّل اول فقط با رمی وحلق تحقق پیدا می‌کند، و رمی به تنهایی محلّل احرام نیست.[۵۳۲] شافعیه: حج دو تحلّل دارد که هر دوتحلّل با انجام سه عمل: رمی‌جمره‌عقبه، حلق وطواف افاضه تحقق پیدا می‌کند؛ اگر قائل شویم که حلق، جزو مناسک حج است والّا دو تحلّل فقط به رمی وطواف تعلق دارد.
پس اگر قائل شویم حلق از مناسک حج است، تحلّل اول با انجام دو عمل ازآن سه عمل تحقق پیدا می‌کند؛ حالا فرق نمی‌کند رمی وحلق باهم باشد، یارمی وطواف ویاطواف وحلق.
اما تحلّل دوم، با انجام باقیمانده ازآن سه عمل حاصل می‌شود.[۵۳۳]

اعمال مکه مکرمه پس از اعمال روز دهم در منا

شیعه امامیه: حاجی پس از آنکه با تقصیر از احرام حج بیرون آمد، می‌تواند به مکه برود و اعمال پنج‌گانه مکه را انجام دهد:
۱. طواف زیارت (طواف حج تمتع)
۲. نماز طواف
۳. سعی بین صفا و مروه
۴. طواف نساء
۵. نماز طواف نساء
واجب است این اعمال رادر ماه ذی‌الحجه به پایان ببرد. لیکن انجام دادن این واجبات در ایام تشریق مستحب است.[۵۳۴]مذاهب اهل‌سنت:
اهل‌سنت سعی می‌کنند که همان روز دهم ذی‌الحجه برای انجام بقیه مناسک، از منا به مکه بروند زیرا برخی مانند ابوحنیفه انجام دادن آن را در ایام تشریق واجب دانسته وتأخیر آن را موجب کفاره یک گوسفند می‌داند، وبرخی مانند مالکیه تأخیر آن را از روز عید مکروه شمرده وبرخی دیگر مانند حنابله انجام آن را در روز عید مستحب دانسته وشافعیه در ایام تشریق مستحب می‌دانند.[۵۳۵]اکنون به شرح وتفصیل نظریات اهل‌سنت توجه فرمائید:
حنفیه: واجب است طواف افاضه در ایام تشریق انجام شود.
مالکیه: واجب است طواف افاضه در ماه ذی‌الحجه انجام شود؛ لیکن تأخیر آن از روز عید، بدون عذر، کراهت دارد.[۵۳۶] شافعیه: انجام طواف افاضه واجب است؛ ولی در ایام‌تشریق مستحب است انجام شود.
حنابله: انجام طواف افاضه واجب است؛ ولی مستحب است در روز عید انجام شود.[۵۳۷]

اوقات رمی رجمرات در ایام تشریق

(روزهای ۱۲۱۱۱۰ ذی‌الحجه)
۱) رمی‌جمره عقبه در روزعید:
شیعه امامیه: زمان رمی جمره‌عقبه در روز دهم ذی‌الحجه، از طلوع آفتاب آغاز می‌شود وتا غروب آفتاب ادامه خواهد داشت. البته افراد معذور مانند بیماران، زنان وهمراهان آنها می‌توانند ازنیمه شب عید شروع کنند.[۵۳۸]شافعیه، حنابله: از نیمه شب دهم؛ ولی افضل بعد از طلوع آفتاب روز دهم است.[۵۳۹] مالکیه، حنفیه: بعد از طلوع آفتاب روز عید. [۵۴۰]
۲) رمی‌جمرات در روزهای ۱۲۱۱ ذی‌الحجه:
شیعه‌امامیه: زمان رمی جمرات سه‌گانه در روز یازدهم ودوازدهم ذی‌الحجه، از طلوع آفتاب آغاز می‌شود و تا غروب آفتاب ادامه خواهد داشت. البته افراد معذور می‌توانند درشب رمی جمرات را انجام دهند. [۵۴۱]به اتفاق تمامی مذاهب چهارگانه اهل‌سنت وقت رمی جمرات سه‌گانه در روزهای ۱۲۱۱ ذی‌الحجه، از زمان زوال خورشید است. یعنی از ظهر شرعی استمرار دارد تا غروب آفتاب.[۵۴۲] سلفیه: زمان رمی جمرات ثلاث در روزهای ۱۲۱۱ ذی‌الحجه، بعد از زوال (بعدازظهر) می‌باشد. پس اگر حاجی قبل از ظهر رمی را انجام داد و آن را در بعد از زوال اعاده نکرد، باید یک گوسفند ذبح کند و بین فقرای حرم مکه توزیع نماید.[۵۴۳]
بیان این نکته ضروری به نظر می‌رسد که اخیراً برخی ازفقهای اهل‌سنت، فتوا به جواز شروع رمی‌جمرات از طلوع‌آفتاب داده‌اند. علت صدور این فتوا، ازدحام وحشتناکی است که اهل‌سنت برای رمی جمرات در روزهای ۱۲۱۱ ذی‌الحجه، بعد از زوال خورشید به وجود می‌آورند.

طواف وداع

به طواف وداع، طواف صَدَر هم می‌گویند. صدر به معنای رجوع نمودن است.[۵۴۴] شیعه امامیه: پس از انجام مناسک، طواف وداع برای کسی که عازم خروج از مکه است، مستحب می‌باشد.[۵۴۵]بعضی ازفقهای شیعه امامیه مانند شیخ طوسی (ره)، انجام طواف‌وداع را مستحب مؤکد می‌دانند.[۵۴۶]مالکیه: پس از انجام مناسک، طواف وداع برای کسی که عازم خروج از مکه است مستحب است.[۵۴۷] بعضی از علمای مالکیه طواف وداع را واجب می‌دانند. از جمله مرحوم آقای علوی مالکی، از علمای نامور مذهب مالکیه به این مطلب تصریح کرده است.[۵۴۸]
شافعیه، حنفیه، حنابله: طواف وداع برای غیر اهالی مکه و برای کسی که بعد از بازگشت از منا عازم خروج از مکه مکرمه است، واجب می‌باشد.[۵۴۹] لازم به ذکر است که حنفیه، شافعیه، حنابله می‌گویند: اگر حاجی طواف وداع را که واجب است، ترک کند؛ جبران ترک طواف او، ذبح نمودن یک قربانی می‌باشد.[۵۵۰] سلفیه: طواف وداع واجب است. اگر کسی آن را ترک کند واجب است یک گوسفند در مکه ذبح کند و بین فقرای آنجا توزیع نماید و خودش از گوشت آن نخورد. اگر حاجی طواف افاضه را انجام نداد و به‌جای آن طواف وداع انجام داد، طواف وداع از طواف افاضه کفایت می‌کند.[۵۵۱]

حائض و طواف وداع

شیعه‌امامیه: برحائض‌حرام است طواف وداع وهرگونه طواف دیگر انجام دهد؛ زیرا هم فاقد طهارت است وهم داخل شدن در مسجدالحرام بر او حرام می‌باشد.
البته شیعه‌امامیه طواف‌وداع را برای سایر افراد مستحب می‌داند، ولی اهل‌سنت آن را واجب می‌دانند.[۵۵۲] مذاهب اهل‌سنت: درخصوص انجام طواف‌وداع، زن حائض هیچگونه وظیفه‌ای ندارد وجائز است طواف‌وداع را ترک کند واز مکه خارج شود.[۵۵۳] سلفیه: اگر زن اعمال حج را به پایان رساند وقبل از طواف وداع حائض شد؛ این طواف از او ساقط می‌شود ومی‌تواند مسافرت کند ازمکه خارج شود وحج او صحیح است.[۵۵۴]

لزوم وجود مَحْرم برای زن مستطیع

شیعه امامیه: اگر وضع سفرحج طوری باشد که امنیت زن تأمین می‌شود؛ تشرف به تنهایی اوجائز است ونیازی به همراه ندارد.[۵۵۵] وجود مَحرم شرط وجوب‌حج در مورد زن نمی‌شود وحج او به تنهایی هم صحیح است، زیرا آیه شریفه: وَ لِلّهِ عَلَی النَاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ استَطَاعَ إلیَهِ سَبیلًا[۵۵۶]اطلاق دارد و رسول خدا (ص) (سبیل) را به زاد وراحله (توشه) تفسیر کردند ووجود مَحرم را همراه زن به عنوان شرط مطرح نفرمودند.[۵۵۷] در این خصوص توجه خوانندگان گرامی را به دو روایت جلب می‌کنم:
۱. صحیحه سلیمان‌بن‌خالد، «عن أبی عبدالله الصادق (ع) فی المرأة ترید الحج لیس لها مَحرم هل یصلح لها الحج؟ قال: نعم، إذا کانت مأمونة».[۵۵۸]
۲. علی‌بن‌إبراهیم عن أبیه عن حماد بن عیسی عن معاویة بن عمار قال: «سألت أبا عبدالله (ع) عن المرأة الحرّة تحج إلی مکّة بغیر ولی؟ فقال: لابأس تخرج مع قوم ثقات».[۵۵۹]
حنفیه: اگر فاصله وطن زن با مکه سه روز یا بیشتر باشد، وجود همسر و یا مَحرم به همراه او واجب است وفرقی بین زن پیر، یا جوان نیست.[۵۶۰] حنابله، مالکیه: در صورتی زن واجب الحج می‌شود که همسر یامَحرم همراه او باشد و یا افراد آشنایی‌که وی در کنار آنان مصون بماند.[۵۶۱]
شافعیه: واجب است که همسر، یامَحرم ویا چند زن مورد اعتماد (دوزن‌یابیشتر) همراه زن باشد واگر یک زن همراه یافت، حج بر او واجب نمی‌شود؛ اگرچه با یک زن هم جایز است حج واجب (حَجة الاسلام) را انجام دهد؛ بلکه اگر امنیت باشد انجام حج‌فریضه به تنهایی هم بر اوجایز است. [۵۶۲]
سلفیه: زن بدون مَحرم مستطیع نمی‌شود ولو سایر شرائط استطاعت را داشته باشد؛ زیرا واجب است زن به همراه مَحرم مسافرت کند ومسافرت با اجانب جایز نیست.[۵۶۳]اگر زنی از اقارب خود درخواست کرد تا با او به حج بروند؛ اقارب وی اجابت نکردند و زن با مردی اجنبی که دو زن دیگر همراه داشت به حج رفت واعمال حج را انجام داد؛ در این صورت حج زن صحیح است، ولی نسبت به نبودن مَحرم به همراه وی؛ معصیت کرده‌است و باید توبه کند.[۵۶۴]

قرص جلوگیری برای ادای حج و عمره

شیعه امامیه: طبق نظریه فقهای شیعه‌امامیه، خوردن قرص‌هایی که از حامله شدن جلوگیری می‌کند وعادت ماهانه را به تأخیر می‌اندازد تا زن بتواند روزه ماه مبارک رمضان را بگیرد، یا اعمالی که طهارت در آنها شرطاست، جائز است.[۵۶۵]سلفیه: استعمال قرص‌های جلوگیری از عادت ماهانه برای زنان جایز است تا اینکه اعمال حج یا عمره را به انجام برسانند.[۵۶۶]نظریه مذاهب اربعه اهل‌سنت را در این خصوص نیافتم.

حائض، می‌تواند طواف کند

شیعه امامیه: طواف حائض بدون تردید باطل است وهمه فقهای شیعه در این خصوص اتفاق نظریه دارند؛ زیرا این مسأله یکی ازمصادیق قطعی اجتماع امر ونهی می‌باشد که درعلم اصول به طور مبسوط بحث شده‌است.
أولًا: انطباق دو عنوان بر یک مورد صورت گرفته است.
ثانیاً: ترکیب بین امر (انجام طواف) ونهی (حرمت مکث درمسجد) ترکیب اتحادی است.
بنا بر این اگر زن حائض طواف کند، از آن رهگذر که طواف، عنوانی است که تحقق آن با انجام حرامی به نام مکث در مسجد آن‌هم مسجدی چون مسجدالحرام صورت می‌گیرد، یعنی مأموربه او که طواف است با نهی ورود به مسجد، در یک جا جمع شده‌است. روی همین اساس که بر طواف حائض، طبیعت مأموربه منطبق گردیده؛ پس طواف حائض فاسد می‌باشد.[۵۶۷] در این خصوص توجه خوانندگان گرامی را به دو روایت جلب می‌کنم:
۱. قال‌الإمام الباقر (ع) فی‌حدیث الجنب والحائض: «ویدخلان المسجد مجتازین ولایقعدان فیه ولایقربان المسجدین الحرمین».[۵۶۸]۲. قال أبوجعفر (ع): «إذا کان الرجل نائماًفی‌المسجد الحرام أو مسجدالرسول (ص) فاحتلم فأصابته جنابة فلیتیمّم ولایمرّ فی المسجد إلّا متیمّماً حتی‌یخرج منهما ثمّ یغتسل وکذلک الحائض إذا أصابتها الحیض تفعل‌کذلک».[۵۶۹] از طریق اهل‌سنت نیز روایت شده‌است که پیامبرخدا (ص) به زن حائض فرمودند: «فاقضی‌مایقضی الحاج غیر أن‌لاتطوفی بالبیت حتی‌تغتسلی».[۵۷۰] ونیز رسول‌خدا (ص) فرمودند: «الحائض تقضی‌المناسک کلّها إلّا الطواف».[۵۷۱] حنفیه: درمذهب حنفیه دو قول وجود دارد:
۱ حائض می‌تواند همه اعمال حج را انجام دهد مگر طواف؛ چون طواف درحال حیض به دوجهت حرام است:
الف: ورود به مسجد. ب: ترک نمودن طهارت که واجب است.[۵۷۲] ۲ طواف زن حائض صحیح است، زیرا طهارت از حدث و طهارت از نجاست شرط صحت طواف نیست.[۵۷۳] ونیز دربارهٔ وجه صحت طواف حائض گفته‌اند که چون طواف، شرط صحت سعی است وسعی بدون طواف صحیح نیست؛ پس زن حائض باید همه مناسک حتی طواف را به انجام برساند.[۵۷۴]مالکیه: زنی که در ایام عادت ماهانه است، ولی خون قطع می‌شود و خودش را پاک می‌کند، طواف او صحیح است.[۵۷۵]پس برحائض جائز نیست نزدیک مسجد شود تاآنکه پاک گردد.[۵۷۶] شافعیه: در مذهب شافعیه دو قول نقل شده‌است:
۱ زن حائض می‌تواند تمام اعمال حج را انجام دهد مگر طواف ونماز. 2[۵۷۷] طواف زن حائض صحیح می‌باشد. [۵۷۸]
حنابله: یکی از دو روایت احمد بن حنبل، صحت طواف زن حائض را بیان می‌کند. بنابراین قول، ارتباط بین طهارت و طواف، همانند ارتباط بین طهارت و نماز نیست. در طهارت و نماز ارتباط شرط و مشروط وجود دارد؛ ولی در طواف چنین نمی‌باشد.[۵۷۹] اما قول دیگر چنین است: حائض از مکث نمودن در مسجد وطواف منع شده است.[۵۸۰]سلفیه: اگر زن قبل از انجام طواف حج افاضه حائض شد و برای او این امکان وجود نداشت که صبر کند تا پاک شود آنگاه طواف را انجام دهد، زیرا سایر مسافران برای او صبر نمی‌کنند وامکان بازگشت نیز وجود ندارد، چون از ساکنین کشورهائی مثل اندونزی و مغرب و ... است. در این صورت جایز است پس از تحفّظ خودش، طواف را انجام دهد و طواف او صحیح و مجزی است.[۵۸۱]

طواف وداع در عمره مفرده

شیعه‌امامیه:
کسی که می‌خواهد ازمکه بیرون برود، مستحب است طواف‌وداع انجام دهد.[۵۸۲] حنفیه: عمره مفرده، طواف وداع ندارد.[۵۸۳] مالکیه: انجام طواف وداع فضیلت دارد.[۵۸۴]شافعیه: طواف وداع نه از ارکان است ونه از واجبات، بلکه عبادت مستقل است.[۵۸۵]حنابله: اگر طواف واجبی که به عهده دارد، هنگام خروج ازمکه انجام دهد؛ دیگر لازم نیست طواف وداع بنماید.[۵۸۶]
سلفیه: طواف وداع در عمره واجب نیست و لیکن افضل آن است که انجام شود ولی درحج، طواف وداع واجب است؛ زیرا کلام رسول‌خدا (ص) که فرمودند: «لاینفرن أحدمنکم حتی یکون آخر عهده بالبیت» خطاب به حجاج بوده‌است.[۵۸۷]

توصیه‌های مهم و ضروری

در پایان این مجموعه، توجه خوانندگان محترم را به نکات مهمی که مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه‌ای مدظلّه العالی فرموده‌اند جلب می‌کنم:
۱. بر پائی نمازجماعت در هتل‌های مکه و مدینه که موجب تفرقه بین مسلمانان می‌شود و وهن به مذهب شیعه می‌شود حرام است.
۲. هنگام برگزاری نماز جماعت در مسجدالنبی و مسجدالحرام و سائر مساجد مکه مکرمه و مدینه منوره، خروج از مسجد بخاطر عدم شرکت در نماز جماعت و یا ایستادن و گردش در اطراف مسجد، حرام است.
۳. استفاده از سجاده و حصیر و مُهر برای سجده کردن که باعث می‌شود فرد استفاده کننده انگشت نما شود و یا مورد اهانت قرارگیرد و در نتیجه وهن به مذهب حق خواهد بود، حرام است.
۴. لازم است تمامی مؤمنین از حکم قاضی عربستان دربارهٔ ثبوت هلال ماه ذی‌الحجه تبعیت کنند و حج آنان مجزی و موجب می‌شود که برئ‌الذمّه شوند.
۵. باتوجه به اینکه کشتارگاه جدید، خارج از محدوده منا است و قربانی در خارج از محدوده کشتارگاه ممنوع است، قربانی در کشتارگاه جدید کافی و مجزی است و حاجی برئ الذّمه می‌شود.
۶. اعمالی که عادتاً موجب اهانت به شیعه می‌شود از قبیل:
تبرک نمودن، نماز خواندن در قبرستان بقیع‌وجلو قبرستان، خواندن دعاها و زیاراتی که موجب درگیری و اهانت می‌شود و نیز مرثیه خوانی جایز نیست، و واجب است مؤمنین از این گونه رفتارها اجتناب نمایند.[۵۸۸]

زیارت قبور

شیعه امامیه: برای مردان، زیارت قبور مؤمنین یکی ازمستحبات است.[۵۸۹] قال رسول‌الله (ص): «کُنت نَهیتُکم عن زیارة القبور، فزورُوها فإنّها تُذکّرکم الموت».[۵۹۰] قال الإمام الرضا (ع): «من أتی قبر أخیه المؤمن مِن أی ناحیة یضع یده و قرأ إنّا أنزلناه سبع مرّات، أمن الفزع الأکبر».[۵۹۱]تتبع و تحقیق در تاریخ اسلام بیانگر این حقیقت است که از صدراسلام سیره مسلمانان بر این اساس استوار بوده که زیارت قبور را به‌عنوان یک خواست معنوی مورد توجه قرار می‌دادند در تاریخ آمده است: بلال مؤذن شریف رسول‌خدا (ص) پس از رحلت پیامبر سر قبر آن حضرت آمد وشروع به گریستن کرد، او صورتش را به خاک مطهر قبر رسول‌خدا (ص) می‌مالید، آنگاه به اطراف نگریست، امام‌حسن‌مجتبی (ع) و امام‌حسین (ع) را دید. آن‌دو را در آغوش‌گرفت و بوسید.
رسول‌خدا (ص) در حدیثی می‌فرمایند: «کسی که حج بگزارد و مرا زیارت نکند به من جفا کرده‌است» ونیز می‌فرمایند: «کسی که برای انجام حج بیاید و بعد از وفات من به زیارتم نائل شود بسان کسی است که در زمان حیات من زیارتم کرده‌است».
سلفیه از زیارت قبور نهی و جلوگیری می‌کنند؛ در حالیکه سایر فرق و مذاهب اسلامی با تأسّی به روایات، زیارت قبور را جایز، بلکه مستحب می‌دانند.
مالک بن انس نقل می‌کند: رسول‌خدا (ص) برای زیارت قبور وارد قبرستان شد و چنین فرمود: «ألسّلام علیکم دار قوم مؤمنین و إنّا إن شاء الله بکم لاحقون».[۵۹۲]نووی درذیل این روایت می‌نویسد: با اینکه هیچ شکی در وقوع مرگ نیست لکن علما در این باره نظریاتی دارند که بهترین آن عبارت است از:
عبارت «إن شاءالله» معنایش شک و تردید نیست بلکه این جمله بمعنای تبرک و امتثال دستور خداوند می‌باشد.
قال‌رسول‌الله (ص): «زوروا القبور فإنّها تذکّرکم الآخرة» به زیارت قبور بروید، زیرا شما را به یاد آخرت می‌اندازد.[۵۹۳]
اسلام به خاطر تحقق یافتن یک سلسله اهداف تربیتی، مسلمانان را به زیارت قبور توجه داده است که فهرست گونه به تعدادی از آن اهداف اشاره می‌کنیم:
۱ پند آموزی و عبرت گرفتن.
۲ انسان را به یاد آخرت می‌اندازد.
۳ عواطف انسانی را برمی‌انگیزاند و احساس دینی را رشد می‌دهد.
۴ طمع انسان را نسبت به مال و ثروت دنیا کاهش می‌دهد.
در خصوص زیارت قبور از عایشه روایت شده که گفت: «رسول‌خدا (ص) زیارت قبور را اجازه فرمودند».[۵۹۴]بدون تردید زیارت اعتاب مقدسه حضرات معصومین که انسان‌های کامل و از برگزیدگان خداوند هستند، از یک مقام ویژه و عظمت والایی برخوردار است.

زیارت قبر رسول خدا (ص)

همانطور که می‌دانیم شیعه امامیه زیارت قبر رسول‌خدا (ص) را از مستحبات مؤکده می‌داند.[۵۹۵]علمای اهل‌سنت نیز در این خصوص با ماموافق‌اند؛ لیکن سلفیه مخالفت خود را با زیارت قبر رسول‌خدا (ص) به صور گوناگون اعلام داشته است.
ابن قدامه حنبلی یکی ازمستحبات را زیارت قبر رسول‌خدا (ص) ذکر کرده است آری، تأکید می‌کنم، زیارت قبر رسول‌خدا (ص) وبرای اثبات نظریه خود به روایاتی چند استشهاد نموده است که توجه شما را به آن جلب می‌کنم:
قال‌رسول‌الله (ص): «من حجّ فزار قبری بعد وفاتی فکأنما زارنی فی‌حیاتی».[۵۹۶] قال‌رسول‌الله (ص): «من زار قبری وجبت له شفاعتی».[۵۹۷] قال‌رسول‌الله (ص): «ما من أحد یسلّم علی عند قبری إلّا ردّ الله علی روحی حتی أردّ علیه السلام».[۵۹۸]
در کتاب «الأحکام السلطانیه» ماوردی، یکی از وظایف امیر الحاج (سرپرست حجاج) را آوردن حجاج به مدینه و زیارت قبرمطهّر رسول‌خدا (ص) ذکر کرده‌است.
او می‌گوید: هنگامی که حاجیان اعمال حج را به پایان رساندند؛ امیر الحاج آنان را به سوی مدینه بیاورد تا به زیارت قبر رسول‌خدا (ص) نائل شوند. انجام دادن این زیارت برای دو منظور است: ۱ رعایت احترام آن حضرت ۲ اقدام به استیفای حقوقی که آن حضرت بر گردن مسلمانان دارد.
اگر چه زیارت قبر رسول‌خدا (ص) از واجبات حج نیست؛ لیکن درشرع مقدس اسلام، زیارت قبر رسول‌خدا (ص) از مستحبات شمرده شده‌است و عادت نیکوی حاجیان از دیرباز، بر همین اساس بوده است.
عتبی‌می‌گوید: روزی من در کنار قبر رسول خدا (ص) نشسته بودم که مردی عرب‌آمد و مقابل قبر آن حضرت ایستاد و سلام نیکوئی کرد، سپس چنین‌گفت: «ای رسول خدا (ص) من در کتاب خدای تعالی (قرآن) چنین یافتم که می‌فرماید: وَلَوأنَّهُم إذ ظَلَمُوا أنفُسَهُم جَاؤوکَ فَاستَغفَرُوا اللهَ وَاستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوااللهَ تَوّاباً رَحیماً.[۵۹۹] آن مرد ادامه داد: من‌نزد توآمده‌ام درحالی‌که از گناهم‌توبه می‌کنم وتورا شفیع‌خود در درگاه‌خدا قرارمی‌دهم.
آن مرد عرب شروع کرد به گریه کردن وشعری در فضیلت رسول‌خدا (ص) سرود:
یَاخَیرمَن دُفِنَت بِالقَاعِ أعظُمُهُ
فَطَابَ مِن طیِبهنَّ القَاعُ وَالأکمُ
نَفسی الفداءُ لِقَبرٍ أنتَ سَاکنُهُ
فیهِ العفافُ وفیهِ الجودُ والکَرمُ
مرد عرب لحظاتی بعد مرکبش را سوار شد ورفت.[۶۰۰] قاضی ابوی علی حنبلی در کتاب «الأحکام السلطانیه» دربارهٔ وظیفه امیرالحاج می‌نویسد:
امیر الحاج سرپرست حجاج حاجیان را برای زیارت قبر رسول‌خدا به مدینه بیاورد؛ زیرا زیارت قبر رسول‌خدا (ص)
اگرچه از واجبات حج نیست؛ لیکن از مستحبات شرع می‌باشد. [۶۰۱]

فهرست منابع

۱- قرآن کریم.
۲- الکافی، ثقةالاسلام کلینی (ره)، وفات: ۳۲۹ ه، دارالکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ شمسی.
۳- من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق (ره)، وفات: ۳۸۱ ه، چاپ دوم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
۴- کتاب‌الهدایه، شیخ صدوق، مؤسسه‌امام‌هادی (ع)، قم، چاپ اول.
۵- مقنعه، شیخ مفید، وفات: ۴۱۳ ه. مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۰ ه.
۶- تهذیب، شیخ طوسی، وفات: ۴۶۰ ه. دارالکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۹۰ ه.
۷- مبسوط، شیخ طوسی، المکتبة المرتضویة، تهران، ۱۳۸۷ ه.
۸- النهایة، شیخ طوسی، دارالأندلس، بیروت، أفست‌انتشارات‌قدس، قم.
۹- الخلاف، شیخ‌طوسی، مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ ه.
۱۰- انتصار، سیّد مرتضی علم الهدی علی بن‌الحسین الموسوی (ره)، وفات: ۴۳۶ ه،ق.
۱۱-مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، چاپ اول، ۱۴۱۵ ه.
۱۲- مراسم، سلّار بن عبدالعزیز (ره)، وفات: ۴۴۸ ه، مجمع جهانی اهل‌بیت، قم، ۱۴۱۴ ه.
۱۳- المهذّب، القاضی بن البراج (ره)، وفات: ۴۸۱ ه، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۶ ه.
۱۴- غنیه، أبی المکارم بن زهره (ره)، وفات: ۵۸۵ ه، مؤسسه امام‌صادق (ع)، چاپ اول، ۱۴۱۷ ه.
۱۵- سرائر، ابن ادریس (ره)، وفات: ۵۹۸ ه، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ ه.
۱۶- شرایع الاسلام، نجم‌الدین جعفربن‌الحسن، محقق حلّی (ره)، وفات: ۶۷۶، انتشارات استقلال، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ه.
۱۷- المعتبر، نجم‌الدین جعفربن‌الحسن، محقق حلّی (ره)، وفات: ۶۷۶، مؤسسه سید الشهداء (ع)، قم، ۱۳۶۴ شمسی.
۱۸- الجامع للشرایع، یحیی‌بن‌سعید الحلّی (ره)، وفات: ۶۹۰ ه، مؤسسه سید الشهداء (ع)، قم، ۱۴۰۵ ه.
۱۹- تذکره، علّامه حلّی؛ ابومنصور الحسن‌بن یوسف بن المطهّر (ره)، وفات: ۷۲۶ ه، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ه.
۲۰- منتهی، علّامه‌حلّی (ره)، چاپ‌قدیم، حاج‌احمدتبریز، ۱۳۳۳ شمسی.
۲۱- مختلف، علّامه‌حلّی (ره)، جامعه‌مدرسین، قم، چاپ‌اول، ۱۴۱۲ ه.
۲۲- اللمعة الدمشقیة، شهید اول، شمس الدین محمدبن مکّی‌العاملی (ره)، شهادت: ۷۸۶ ه، دارالفکر، قم، چاپ اول، ۱۴۱۱ ه.
۲۳-دعائم الاسلام، نعمان بن‌محمد تمیمی‌مغربی (ره)، وفات: ۳۶۳ ه، دارالمعارف، قاهره، مصر، ۱۳۸۳ ه.
۲۴- جامع المقاصد، الشیخ علی بن الحسین الکرکی، وفات: ۹۴۰ ه، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ ه.
۲۵- وسائل الشیعة، شیخ حرّعاملی، وفات: ۱۱۰۴ ه، مؤسسه آل‌البیت، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ ه.
۲۶- مستدرک الوسائل، محدّث نوری، وفات: ۱۳۲۰ ه، مؤسسه آل‌البیت لإحیاء التراث، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ ه.
۲۷- الحدائق الناضرة، شیخ یوسف محدّث بحرانی، وفات: ۱۱۸۶ ه، چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۶۳ شمسی.
۲۸- مستند الشیعه، المولی أحمد بن محمد مهدی النراقی (ره)، وفات: ۱۲۴۵ ه، مؤسسه آل البیت، مشهد، چاپ اول، ۱۴۱۵ ه.
۲۹- کتاب الصلاة، شیخ مرتضی‌انصاری (قدس سره)، وفات: ۱۲۸۱ ه، مؤسسه باقری، قم، چاپ اول، ۱۴۱۵ ه.
۳۰- جواهرالکلام، شیخ محمدحسن نجفی (ره)، وفات: ۱۲۶۶ ه، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سوم، تهران، ۱۳۶۷ شمسی.
۳۱- العروة الوثقی، سیدکاظم یزدی (ره)، وفات: ۱۳۳۷ ه، مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۰ ه.
۳۲- مستمسک العروة الوثقی، السید محسن الحکیم (ره)، کتابخانه آیة الله نجفی مرعشی (ره)، قم، چاپ چهارم، ۱۴۰۴ ه.
۳۳- جامع‌المدارک، السیدأحمد الخوانساری (ره)، مکتبة الصدوق، تهران، چاپ دوم، ۱۳۵۵ ه.
۳۴- الینابیع الفقهیه، آقای‌شیخ علی اصغر مروارید، چاپ اول.
۳۵-الدروس، شهید اول، شمس الدین محمد بن مکّی العاملی، شهادت: ۷۸۶ ه، جامعه‌مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ه.
۳۶- أحکام‌الحج، آیةالله فاضل‌لنکرانی، چاپ‌دوم، مهر قم، ۱۳۷۴ شمسی.
۳۷- منهاج الصالحین، السیّد محمد سعید الحکیم، دار الصفوة، چاپ اول، بیروت لبنان، ۱۴۱۵ ه.
۳۸- فقه الصادق (ع)، السید محمدصادق الحسینی‌الروحانی، مؤسسة دارالکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۱۲ ه.
۳۹- المعتمد، للسید أبی القاسم الموسوی الخوئی.
۴۰- معالم المدرستین، علامه سیّد مرتضی عسکری، مؤسسة النعمان، بیروت لبنان، ۱۴۱۰ ه.
۴۱- السّجود علی الأرض، الشیخ علی الأحمدی (ره)، مرکزالجواد، چاپ چهارم، ۱۴۱۴ ه.
۴۲- هذه هی‌الشیعة، العلّامة باقر شریف القرشی، النجف الأشرف.
۴۳- توضیح المسائل، حضرت امام خمینی (ره)، سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، چاپ نهم.
۴۴- توضیح المسائل مراجع عظام تقلید، چاپ هفتم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه‌علمیه قم، تابستان ۱۳۸۱ شمسی.
۴۵- مناسک حج محشّی، چاپ هفتم، تابستان ۱۳۸۲ شمسی، مرکز تحقیقات حج قم.
۴۶- استفتاءات ویژه حج، انتشارات مرکز تحقیقات حج قم.
۴۷- الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه، مؤسسة دارالکتاب، ۱۴۲۵ ه.
۴۸-تحریرالوسیله، حضرت‌امام‌خمینی (ره)، نجف‌أشرف، ۱۳۹۰ ه.
مسائل‌من الفقه المقارن، محمد حسن زمانی.
۴۹- مجلّه عربی میقات‌الحج، شماره ۲۲، سال ۱۱، مرکز تحقیقات حج قم.
۵۰- رجال کشی، حمدویة بن نصیر کشی (ره)، وفات: ۳۵۰ ه، مؤسسه انتشارات دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ شمسی.
۵۱- لغت‌نامه دهخدا، چاپ اول، ۱۳۷۲ شمسی، مؤسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران.
۵۲- صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری، دارالفکر، بیروت لبنان.
۵۳- صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل، دارالفکر، بیروت لبنان، ۱۴۰۱ ه.
۵۴- الموطّأ، مالک بن انس، دارإحیاء التراث العربی، بیروت لبنان، چاپ اول، ۱۴۰۶ ه.
۵۵- المجموع، أبو زکریا محی‌الدین نووی، ت: ۶۷۶ ه، دارالفکر بیروت لبنان.
۵۶- سبل السّلام، محمد بن اسماعیل کحلانی معروف به امیرصنعانی، ت: ۱۱۸۲ ه، چاپ‌چهارم، ۱۳۷۹ ه، شرکة ومطبعة مصطفی البابی وأولاده، مصر.
۵۷- کنزالعمّال، متقی هندی، مؤسسة الرسالة، بیروت لبنان، ۱۴۰۹ ه.
۵۸- مختارات من الأحادیث النبوّیة.
۵۹- دراسات فی الفلسفة الاسلامیة، تفتازانی.
۶۰- الفقه علی‌المذاهب الأربعة، عبدالرحمن الجزیری، چاپ استانبول/ ترکیه.
۶۱- الفقه علی المذاهب الأربعة، عبدالرحمن الجزیری، شرکة دارالأرقم بن أبی‌الأرقم، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه، بیروت لبنان.
۶۲- بدایة المجتهد، ابن رشد، دارالفکر، بیروت لبنان، ۱۴۱۵ ه.
۶۳- نیل‌الأوطار، محمد بن علی شوکانی، ت: ۱۲۵۵ ه، دار الجیل، بیروت لبنان، ۱۹۷۳ م.
۶۴- حاشیه ابن عابدین (حاشیة ردّ المحتار علی‌الدّر المختار) محمد أمین عابدین بن عمرعابدین دمشقی‌حنفی، ت: ۱۲۵۲ ه «فقه حنفیه» دارالفکر، بیروت لبنان، ۱۴۱۵ ه.
۶۵- فقه‌السنة، شیخ سیدسابق، دار الکتاب العربی، بیروت لبنان.
۶۶- المغنی، عبدالله بن احمد بن محمد بن‌قدامه‌حنبلی، ت: ۶۲۰ ه، چاپ رحلی، دارالکتاب العربی، بیروت لبنان.
۶۷- فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی، ت: ۶۲۳ ه، دارالفکر بیروت لبنان.
۶۸- فتح الباری، شهاب‌الدین أحمد بن علی بن حجر عسقلانی، دارالمعرفة، بیروت لبنان، چاپ دوم.
۶۹- الدروس المهمّه، عبدالعزیز بن عبدالله بن باز، دارأضواء زمزم للنشر، ریاض، ۱۴۲۲ ه.
۷۰- «الأمّ»، محمدبن ادریس شافعی، ت: ۲۰۴ ه، چاپ دوم، دارالفکر بیروت لبنان، ۱۴۰۳ ه.
۷۱- حاشیه‌دسوقی، شمس‌الدین محمد عرفةالدسوقی «فقه مالکیه»، دار إحیاء الکتب العربیة.
۷۲- مبسوط، محمد بن أبی سهل سرخسی، دارالمعرفة، بیروت/ لبنان ۱۴۰۶ ه.
۷۳- فتاوی المرأة، عبدالعزیز بن عبدالله بن باز، مطابع أضواء، جده، چاپ اول، ۱۴۱۴ ه.
۷۴- فتاوی اللجنة الدائمة، چاپ اول، دار العاصمة و أولی النهی ریاض، ۱۴۱۱ ه و ۱۴۱۳ ه.
۷۵- الفقه الإسلامی و أدلته، وهبة الزحیلی، دارالفکر، دمشق سوریه ۱۴۰۹ ه.
۷۶- سنن ابن ماجه، محمد بن یزید قزوینی، ت: ۲۷۵ ه، دارالفکر، بیروت لبنان.
۷۷- مغنی المحتاج، شمس الدین محمد أحمد الشربینی القاهری الشافعی، ت: ۹۷۷ ه، شرکة ومطبعة مصطفی البابی وأولاده، ۱۳۷۷ ه مصر.
۷۸- شرح المهذّب، أبوزکریا محی‌الدین نووی، ت: ۶۷۶ ه دارالفکر، بیروت لبنان.
۷۹- المحلّی، علی بن أحمد بن سعید بن حزم اندلسی، ت: ۴۵۶ ه، دارالفکر، بیروت لبنان.
۸۰- سنن أبی داود، سلیمان بن أشعث سجستانی، ت: ۲۷۵ ه، چاپ اول، ۱۴۱۰ ه، دارالفکر، بیروت لبنان.
۸۱- فتح الوهاب، زکریا بن محمد انصاری، ت: ۹۳۶ ه، چاپ اول، ۱۴۱۸ ه، دارالکتب العلمیة، بیروت لبنان.
۸۲- بدائع الصنایع، ابوبکر بن مسعود کاشانی حنفی، ت: ۵۸۷ ه، چاپ اول، ۱۴۰۹ ه، المکتبة الحبیبیة، پاکستان.
۸۳- شرح مسلم، أبو زکریا محی‌الدین نووی، ت: ۶۷۶ ه، چاپ دوم، ۱۴۰۷ ه، دار الکتاب العربی، بیروت لبنان.
۸۴- مستدرک، أبوعبدالله حاکم نیشابوری، دارالمعرفة، بیروت لبنان، ۱۴۰۶ ه.
۸۵- مسند، أحمد بن حنبل، دارصادر، بیروت لبنان.
۸۶- کتاب إزالة الخطر عمّن جمع بین الصلاتین فی الحضر.
۸۷- صفة صلاة النبی (ص)، عبدالعزیز بن عبدالله بن‌باز، دارأضواء زمزم للنشر، ریاض، ۱۴۲۲ ه.
۸۸- المدونة الکبری، مالک بن أنس، به روایت سحنون‌بن‌سعید از عبدالرحمن بن قاسم عتقی، مطبعة السعادة، مصر.
۸۹- قرة العین، محمدبن عبدالله الهبدان، چاپ عربستان، ۱۴۲۲ ه.
۹۰- مواهب‌الجلیل، محمد بن عبدالرحمن مغربی، ت: ۹۵۴ ه، چاپ اول، ۱۴۱۶ ه، دارالکتب العلمیة، بیروت لبنان.
۹۱- کتاب الحج، فضایل وأحکام، السید محمد بن علوی بن عباس المالکی المکی الحسنی، چاپ اول، ۱۴۲۴ ه، مکة المکرمة.
۹۲- الشرح‌الکبیر، عبدالله بن احمد بن محمد بن قدامه حنبلی، ت: ۶۲۰ ه، دار الکتاب العربی، بیروت لبنان.
۹۳- البحر الرائق، زین‌الدین بن ابراهیم، معروف به ابن نجیم مصری حنفی، ت: ۹۷۰ ه، چاپ اول، ۱۴۱۸ ه، دارالکتب العلمیه، بیروت لبنان.
۹۴- کشاف القناع، منصور بن یونس بهوتی حنبلی، ت: ۱۰۵۱ ه، چاپ اول، ۱۴۱۸ ه، دارالکتب العلمیه، بیروت لبنان.
۹۵- «صفة العمرة» عبد العزیز بن عبدالله بن باز، وزارة الشؤون الاسلامیة والاوقاف والدعوة والارشاد، عربستان.
۹۶- سنن بیهقی، أبوبکر أحمدبن‌حسین‌بن‌علی، ت: ۴۵۸ ه، دارالفکر، بیروت لبنان.
۹۷- مختصرالمزنی، اسماعیل بن یحیی «فقه شافعیه»، دار المعرفة، بیروت لبنان.
۹۸- إعانة الطالبین، أبوبکر مشهور به: السید البکری الدمیاتی، چاپ اول، ۱۴۱۸ ه، دارالفکر، بیروت لبنان.
۹۹- سنن‌ترمذی، أبوعیسی محمد بن عیسی ترمذی، ت: ۲۷۹ ه، چاپ ۱۴۰۳ ه، دارالفکر، بیروت لبنان.
۱۰۰- الأحکام السلطانیة، أبوالحسن علی بن محمد بن حبیب ماوردی، ت: ۴۵۰ ه، چاپ اول، دارالکتاب العربی، بیروت لبنان، ۱۹۹۰ م.
۱۰۱- الأحکام السلطانیة، أبویعلی أحمد بن علی بن المثنی التمیمی، ت: ۳۰۷ ه، دارالکتاب العربی، بیروت لبنان.
۱۰۲- المعجم الأوسط، سلیمان بن أحمد طبرانی، دارالحرمین، ۱۴۱۵ ه، مصر.

پانویس

  1. سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.
  2. سوره انفال، آیه ۴۶.
  3. سوره حجرات، آیه ۱۰.
  4. صحیح‌مسلم، ج ۱، ص ۵۸. المجموع، ج ۱۹، ص ۱۵۵. سبل‌السلام، ج ۲، ص ۲۱۴. وکنزالعمال، ج ۱۱، ص ۱۳۴.
  5. مختارات من الأحادیث النبوّیة، ص ۷۵۳.
  6. الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹.
  7. وسائل الشیعة، ج ۸، ص ۴۳۰.
  8. همان، ج ۸، ۳۰۱.
  9. رجال کشی، ص ۲۵۲، عنوان ۴۷۰ ص: ۱۱.
  10. دراسات فی الفلسفة الاسلامیة، تفتازانی، ص ۱۲۷.
  11. الفقه علی المذاهب الخمسة، محمدجواد مغنیه.الفقه علی المذاهب الأربعة، عبدالرحمن الجزیری.
    الخلاف، شیخ طوسی.
  12. جواهرالکلام، ج ۲، ص ۱۳۸.
  13. وسائل الشیعه، باب ۲۵ از ابواب وضو، ح ۸- ۷.
  14. جواهرالکلام، ج ۲، ص ۲۰۶.
  15. سوره مائده، آیه ۶.
  16. جواهر الکلام، ج ۲، ص ۱۶۰.
  17. مستمسک العروة الوثقی، ج ۲، ص ۳۷۳۳۷۲.
  18. الموطأ، مالک بن انس، ج ۱، ص ۱۸.
  19. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج ۱، ص ۱۶۳؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث وضو.
  20. حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۱۱۴.
  21. همان.
  22. لغت نامه دهخدا، ج ۹، ص ۱۳۹۱۵، چاپ دانشگاه تهران.
  23. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۷۳، چاپ بیروت.
  24. الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج ۱، ص ۱۸.
  25. همان؛ وکتاب الخلاف، شیخ‌طوسی، ج ۱، ص ۱۰، مسأله ۲۳.
  26. فقه‌السنة، سیدسابق، ج ۱، ص ۴۳؛ المغنی، ابن‌قدامه‌حنبلی، ج ۱، ص ۱۰۷؛وفتح العزیز، ج ۱، ص ۳۴۶.
  27. مسائل من الفقه المقارن.
  28. الموطّأ.
  29. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج ۱، ص ۱۹۲.
  30. الخلاف، شیخ‌طوسی، ج ۱، ص ۱۲۱۱.
  31. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج ۱، ص ۱۹۲.
  32. الکافی، ج ۱، ص ۲۵، باب صفةالوضوء.
  33. فتح الباری، ابن‌حجر، ج ۱، ص ۱۳۲.
  34. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج ۱، ص ۲۰۹.
  35. الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج ۱، ص ۱۸.
  36. الدروس المهمّه، عبدالعزیز بن باز، ص ۱۰.
  37. توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۲۰۰.
  38. الکافی، ج ۳، ص ۱۰.
  39. العروة الوثقی، ج ۱، ص ۱۹۹؛ مستمسک العروة الوثقی، ج ۲، ص ۳۱۴.
  40. العروة الوثقی، ج ۱، ص ۳۰۵.
  41. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۳۶؛ حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۱، ص ۹۸؛ حاشیه‌دسوقی، ج ۱، ص ۶۷؛ بدایةالمجتهد، ج ۱، ص ۴۰.
  42. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۱، ص ۸۶.
  43. الدروس المهمة، بن‌باز، ص ۹.
  44. توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۲۰۰.
  45. الکافی، ج ۳، ص ۳۶.
  46. الموطّأ، ج ۱، ص ۲۲. عن مالک بن نافع: إنّ ابن عمر کان ینام جالساً، ثم یصلّی ولا یتوضأ؛ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۱، ص ۱۶۷؛ المبسوط، سرخسی، ج ۱، ص ۷۸.
  47. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۲۷؛ حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۱۵۲؛ المبسوط، سرخسی، ج ۱، ص ۷۸.
  48. فتاوی المرأة، بن باز، ص ۳۰.
  49. المبسوط، سرخسی، ج ۱، ص ۷۸؛ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۱، ص ۱۶۷.
    نیل الأوطار، شوکانی، ج ۱، ص ۲۴۴.
  50. العروة الوثقی، ج ۱، ص ۶۰۱.
  51. الفقه علی المذاهب الخمسة، محمد جواد مغنیه، کتاب الصلاة، ص ۷۱.
  52. همان؛ وفتح الباری، ابن‌حجر، ج ۲، ص ۶۶.
  53. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۱۱، چاپ استانبول.
  54. العروةالوثقی، ج ۱، ص ۶۰۱.
  55. الفقه علی‌المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۱۳.
  56. همان.
  57. الفقه علی المذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، مبحث نماز، صص ۷۲۷۱.
  58. فتاوی‌اللجنه الدائمه، ج ۶، ص ۷۵، فتوای شماره ۶۹۱۴.
  59. کتاب فتاوی المرأه، بن باز، ص ۴۱.
  60. همان، فتاوی ابن عثیمین، ص ۵۵.
  61. العروه الوثقی، ج ۱، ص ۶۰۶.
  62. همان، ج ۱، ص ۶۰۷.
  63. همان، ص ۶۰۴.
  64. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبه الزحیلی، کتاب الصلاه، مبحث اذان واقامه.
  65. سنن ابن ماجه، ج ۱، ابواب اذان.
  66. الینابیع الفقهیه، ج ۳، ص ۴۱۶.
  67. الموطّأ، مالک بن انس، ج ۱، ص ۷۲.
  68. بدایه‌المجتهد، ج ۱، ص ۱۰۳، چاپ ۱۹۳۵ م.
  69. المغنی، ابن قدامه، ج ۱ ص ۴۰۸، چاپ سوم.
  70. الفقه علی المذاهب الأربعه، الجزیری، ج ۱، ص ۳۱۲.
  71. همان؛ الخلاف، شیخ طوسی ره، ج ۱، ص ۸۳.
  72. الفقه علی المذاهب.
  73. الفقه علی المذاهب الأربعه، الجزیری، ج ۱، ص ۳۲۳؛ و کتاب الفقه علی المذاهب الخمسه، مبحث اذان واقامه.
  74. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج ۱، فصل فی‌أفعال‌الصلاه.
  75. العروه الوثقی، ج ۲، ص ۴۳۳.
  76. حدث اکبر مثل جنابت، حیض ونفاس، که برای انجام مجدد یک عمل عبادی مثل نماز؛ باید محدث به حدث اکبرغسل انجام دهد. حدث اصغر به عملی گفته می‌شود که وضو را باطل می‌کند.
  77. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۸۶ ۱۹۰.
  78. الدروس المهمه، بن باز، صص ۶ ۹.
  79. العروه الوثقی، ج ۱، ص ۷۶۲.
  80. حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۴۹۳.
  81. الفقه علی المذاهب الخمسه، کتاب الصلاه، مبحث نماز جماعت.
  82. مغنی المحتاج، ج ۱، ص ۵۶. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۸۰.
  83. الفقه علی المذاهب الخمسه، کتاب الصلاه، مبحث نماز جماعت.
  84. فتاوی اللجنه الدائمه، ج ۷، ص ۲۸۵، فتوای شماره ۱۵۹۱.
  85. تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۲۷۰.
  86. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۲۹.
  87. شرح المهذّب، نووی، ج ۳، ص ۳۶۵.
  88. المجموع، نووی، ج ۳، ص ۳۶۵؛والفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  89. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج ۶، ص ۳۹۰.
  90. العروة الوثقی، ج ۱، ص ۸۰۴.
  91. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۹.
  92. مانند ابن حزم‌اندلسی، المحلّی، مبحث نمازجماعت.
  93. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۹؛ نیل الأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۱۸۸.
  94. سنن أبی داود؛ نیل الأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۱۸۷.
  95. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۸، ص ۱۴.
  96. همان.
  97. العروةالوثقی، ج ۱، ص ۷۷۷؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  98. توضیح المسائل مراجع، مسأله ۱۴۳۶ ۱۴۳۵.
  99. الکافی، ج ۳، ص ۳۸۵.
  100. تهذیب، ج ۳، ص ۲۸۰.
  101. همان، ج ۳، ص ۲۸۲.
  102. العروةالوثقی، ج ۱، ص ۷۷۸۷۷۷.
  103. مغنی‌المحتاج، ج ۱، ص ۲۵۰.
  104. الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  105. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۲، ص ۳۸ ۳۹، چاپ رحلی، بیروت، لبنان.
  106. مناسک‌حج محشّی، استفتاءات‌جدید شماره ۲۰، ص ۵۵۸؛ همان، ص ۵۱۵؛ استفتاءات ویژه‌حج، ص ۴۱.
  107. مناسک حج محشّی، مسأله: ۱۳۳۶، ص ۵۱۶.
  108. همان.
  109. العروةالوثقی، ج ۱، ص ۷۷۸۷۷۷.
  110. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی، ج ۱، ص ۱۴۹.
  111. مناسک حج محشّی، استفتاءات جدید شماره ۱۶، ص ۵۵۵.
  112. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۴۱۸، فتوای شماره، ۶۲۷۸ .
  113. کتاب فتاوی المرأة، بن عثیمین، ص ۴۹.
  114. توضیح المسائل مراجع، مسأله: ۱۴۴۰ تا ۱۴۴۲.
  115. فتح الوهاب، ج ۱، ص ۱۱۸؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  116. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۷، ص ۳۲۱.
  117. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۱، صص ۵۰۴- ۴۹۹؛ بدائع‌الصنایع، ج ۱، ص ۱۳۷؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  118. تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۲۶۸.
  119. حاشیه ابن‌عابدین، ج ۱.
  120. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۲۳۶.
  121. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۷، ص ۳۲۱، فتوای شماره ۷۳۷۱.
  122. الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  123. استفتائات ویژه حج، ص ۱۳۷.
  124. همان، ص ۴۱.
  125. الخلاف، شیخ طوسی ره، ج ۱ ص ۲۰۸.
  126. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۹۰؛ الخلاف، ج ۱، ص ۴۰۸، ۱۹۸؛ حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۱، ص ۶۲۶؛ الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج ۱، ص ۱۴۹؛ الفقه‌علی‌المذاهب.
  127. مستمسک العروة الوثقی، ج ۶، ص ۱۳؛ بدائع الصنائع، ابوبکر الکاشانی، ج ۱، ص ۹۱؛ المبسوط، سرخسی، ج ۱، ص ۲۴۸.
  128. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۲۰۸.
  129. به نظریه فقهی‌حضرت امام‌خمینی، مسافت شرعی ۵/ ۲۲ کیلومتر رأس ۴ فرسخ است.
  130. الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۳، شروط القصر.
  131. کتاب فتاوی‌اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۸، ص ۹۰.
  132. سبل السلام، ج ۲، ص ۳۹.
  133. فقه السنة، سیدسابق، ج ۱، ص ۲۸۴. و الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۳، شروط القصر.
  134. الخلاف، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۵۷۳.
  135. بدایة المجتهد، ج ۱، ص ۱۶۳؛ المجموع، ج ۴، ص ۳۶۴.
  136. همان.
  137. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۲، ص ۲.
  138. کتاب فتاوی‌اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۸، ص ۹۵.
  139. صحیح مسلم، کتاب المساجد، ح ۵۲۱؛ صحیح بخاری، کتاب التیمّم ح ۳۳۵.
  140. الکافی، ج ۲، ص ۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۳۴۹.
  141. السجود علی الأرض، الشیخ علی الأحمدی ره، ص ۳۸.
  142. سنن بیهقی، ج ۲، ص ۱۰۲؛ سنن ابی داود ج ۱، ص ۱۴۳؛ مستدرک حاکم، ج ۱، ص ۱۶۳.
  143. سنن بیهقی، ج ۲، ص ۱۰۵؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۳۲۷.
  144. سنن بیهقی، ج ۲، ص ۱۰۵.
  145. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج ۲؛ ص ۲۶۸.
  146. صحیح بخاری، ج ۱، ص ۱۰۱؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۹.
  147. هذه هی‌الشیعة، العلّامة باقر شریف القرشی، ص ۲۷۰۲۶۷.
  148. مناسک حج محشی، ص ۵۱۵، مسأله ۱۳۳۴، چاپ ۱۳۸۲.
  149. استفتاآت ویژه حج، ص ۴۰.
  150. توضیح المسائل مراجع، ص ۵۲۳؛ وکتاب الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز.
  151. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۹۱، چاپ بیروت.
  152. همان.
  153. همان.
  154. الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج ۱، ص ۱۵۴.
  155. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج ۷، ص ۸۲.
  156. الخلاف، شیخ‌طوسی ره، ج ۱، ص ۵۸۸.
  157. منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۱۶۲.
  158. المنتهی، ج ۴، ص ۳۶.
  159. المعتبر، ج ۲، ص ۳۱.
  160. وسائل الشیعه، أبواب المواقیت، باب ۳، ح ۵.
  161. الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۱، ص ۲۰۳، چاپ بیروت؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه، مبحث نماز.
  162. کتاب إزالة الخطر عمن جمع بین الصلاتین فی الحضر.
  163. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۰۱، چاپ بیروت؛ و کتاب الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه.
  164. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۰۲، چاپ بیروت.
  165. همان.
  166. البته در فقه شیعه امامیه کراهت در عبادات به معنای ثواب کمتر است.
  167. العروة الوثقی، ج ۱، ص ۸۰۴.
  168. در ادامه بحث با تعدادی از اوقاتی که نماز خواندن در آن جایز نمی‌باشد، آشنا خواهید شد.
  169. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۸۹، چاپ بیروت.
  170. همان.
  171. همان.
  172. الخلاف، شیخ طوسی ره، ج ۱، ص ۵۸۸.
  173. صحیح بخاری، ج ۲، ص ۵۸؛ سنن بیهقی، ج ۳، ص ۱۶۳.
  174. الحدائق الناضرة، ج ۷، ص ۳۷۹؛ وسائلالشیعه، کتاب الصلاة، باب ۳۲ از ابواب مواقیت.
  175. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۸، صص ۱۳۴۱۳۳.
  176. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۴۹۹، چاپ بیروت.
  177. همان، ص ۵۰۲.
  178. تحریر الوسیله، حضر تا ما مخمینی، ج ۱، ص ۱۶۷؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه، مبحث نماز.
  179. سوره مزّمّل، آیه ۲۰.
  180. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۴۸، چاپ بیروت.
  181. الفقه علیا لمذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۴۹، چاپ بیروت؛و شرح المهذّب، نووی، ج ۳، ص ۳۶۱.
  182. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۴۷، چاپ بیروت.
  183. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۳۹۰.
  184. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۶۴.
  185. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۶۶، چاپ بیروت.
  186. همان.
  187. صفة صلاة النبی، بن‌باز، ص ۴.
  188. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۳۹۰.
  189. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۶۵؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه.
  190. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۷، چاپ بیروت.
  191. همان، ص ۲۷۶ ۲۷۷، چاپ بیروت.
  192. همان، ص ۲۷۷، چاپ بیروت.
  193. همان، ص ۲۷۶.
  194. همان، ص ۲۷۷.
  195. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۳۷۹.
  196. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۶۶.
  197. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ۲۷۷، چاپ بیروت.
  198. همان، ص ۲۷۷- ۲۷۶، چاپ بیروت.
  199. همان، چاپ بیروت.
  200. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۳۷۹.
  201. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۶۵.
  202. همان.
  203. المجموع، نووی، ج ۳، ص ۳۳۴.
  204. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۷، چاپ بیروت.
  205. المجموع، نووی، ج ۳، ص ۳۳۴؛ سبل السلام، ج ۱، ص ۱۶۶.
  206. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۱، ص ۵۲۲؛ المجموع، نووی، ج ۳، ص ۳۳۴.
  207. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۳۸۱.
  208. العروة الوثقی، ج ۱، صص ۶۶۴ ۶۶۵.
  209. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۰، چاپ بیروت.
  210. همان.
  211. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۸۰، چاپ بیروت.
  212. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۷۱.
  213. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۹،چاپ بیروت؛ والفقه علی المذاهب الخمسة.
  214. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۹، چاپ بیروت.
  215. همان.
  216. همان.
  217. الدروس المهمة، بن باز، ص ۷؛ صفة صلاة النبی، بن باز، ص ۴.
  218. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۵۵.
  219. همان.
  220. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۳، چاپ بیروت.
  221. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ۱: ۶۵۸.
  222. الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۱، ص ۲۵۳، چاپ بیروت؛ونیلالأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۲۸۰۲۸۱.
  223. الدروس المهمة، بن باز، ص ۶.
  224. صفة صلاة النبی، بن باز، ص ۴.
  225. الدروس المهمة، بن باز، ص ۶.
  226. الجَدّ، به فتح جیم، به معنای عظمت وغنا وحظّ وبهره آمده‌است.
  227. نیلالأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۲۷۹.
  228. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۷۳.
  229. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۹، چاپ بیروت.
  230. همان.
  231. همان.
  232. همان.
  233. الدروس المهمة، بن باز، ص ۷؛ صفةصلاة النبی، بن باز، ص ۴.
  234. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۵، چاپ بیروت.
  235. الدروس المهمة، بن باز، ص ۷.
  236. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۵، چاپ بیروت.
  237. همان؛ و بدایة المجتهد، ج ۱، ص ۱۲۵.
  238. الدروس المهمة، بن باز، ص ۶.
  239. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۸۱.
  240. العروة الوثقی، ج ۲، ص ۵۹۰.
  241. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۵، چاپ بیروت.
  242. همان، صص ۲۵۶- ۲۵۵، چاپ بیروت.
  243. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۴۰.
  244. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۶، چاپ بیروت؛ والفقه علی المذاهب الخمسة.
  245. فتاوی اللجنة الدائمة، ج ۷، ص ۱۴؛ الدروس المهمّة، بن‌باز، ص ۷۶.
  246. همان، ص ۷.
  247. الفقه علیا لمذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۶۵، چاپ استانبول.
  248. همان.
  249. همان.
  250. همان.
  251. نیلالأوطار، شوکانی، ج ۲، صص ۳۱۸ ۳۱۹.
  252. الدروسالمهمة، بن باز، ص ۸؛ کتاب فتاویالمرأة، بن‌باز، بحث تشهد.
  253. أبوعلی إسکافی، از علمای کهن شیعه، متوفای ۳۸۱ هجری.
  254. مستند الشیعه، محقق نراقی ره، ج ۵، ص ۳۹۲.
  255. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، صص ۲۶۷۲۶۶، چاپ استانبول.
  256. همان.
  257. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۴۰.
  258. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، صص ۲۶۶۲۶۷، چاپ استانبول.
  259. همان، ۲۶۷ ۲۶۸.
  260. همان، چاپ استانبول.
  261. همان، چاپ استانبول.
  262. همان.
  263. الدروس المهمة، بن باز، ص ۷.
  264. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۶۳.
  265. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۷، چاپ بیروت.
  266. همان؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، محمدجوادمغنیه، ص ۱۱۴.
  267. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۶، چاپ بیروت؛ وبدایة المجتهد، ج ۱، ص ۱۲۶.
  268. الدروس المهمة، بن باز، ص ۶؛ صفة صلاة النبی، بن باز ص: ۱۳۴.
  269. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۸۱.
  270. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۷، چاپ بیروت.
  271. همان.
  272. همان.
  273. همان.
  274. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج ۱، ص ۱۶۴.
  275. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۷، چاپ بیروت.
  276. همان؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، محمدجوادمغنیه، ص ۱۱۴.
  277. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۱، صص ۶۷۲ ۶۷۳.
  278. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۸۴. چاپ بیروت.
  279. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۱، صص ۶۷۲ ۶۷۳.
  280. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۸۴، چاپ بیروت.
  281. صفة صلاة النبی، بن باز، ص ۸.
  282. مقنعه، ج ۱، ص ۳۳۰؛ الحدائق الناضرة، ج ۸، ص ۵۲۶.
  283. وسائل الشیعه.
  284. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۵۲.
  285. توضیح المسائل، مبحث نماز.
  286. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۱، ص ۸۰۹.
  287. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۵۹. ونیلالأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۳۹۴.
  288. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۶۸.
  289. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۱۲؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۵۶ ۳۵۷.
  290. همان.
  291. کتاب فتاوی المرأة، فتاوی بن عثیمین، ص ۴۹.
  292. توضیح المسائل، مبحث نماز.
  293. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۵۷.
  294. الفقه الإسلامی و أدلته، ج ۱، ص ۸۰۹؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۵۹، چاپ بیروت.
  295. همان.
  296. فتاوی بن باز، فتاوی المرأة، ص ۴۷.
  297. الفقه الاسلامی وأدلّته، وهبة الزحیلی.
  298. العروة الوثقی، ج ۲، ص ۱۶۰.
  299. تحریرالوسیله، امام‌خمینی، ج ۱، ص ۱۸۶؛کتاب‌الصلاة، شیخ انصاری، ج ۲، ص ۴۷۸.
  300. الکافی، ج ۳، ص ۲۹۹.
  301. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۵۹.
  302. بدایةالمجتهد، ابن رشد، ج ۱، ص ۱۱۲؛ الفقه علیالمذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۱، چاپ بیروت.
  303. المدونة الکبری، ج ۱، ص ۷۴.
  304. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۱، چاپ بیروت.
  305. فتاوی المرأة، بن‌باز، ص ۴۹.
  306. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۱، چاپ بیروت.
  307. همان.
  308. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۱، ص ۵۱۴ ۵۱۵.
  309. فتاوی بن‌باز، کتاب فتاوی المرأة، ص ۴۴.
  310. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۱، صص ۶۸۸ ۶۸۷.
  311. المعتبر، محقق حلّی ره، ج ۲، ص ۱۸۵.
  312. صحیح مسلم، ج ۲، ص ۷۰.
  313. وسائل الشیعة، ج ۴، ص ۶۷، حدیث ۷۳۶۲.
  314. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۰، چاپ استانبول؛ ومغنی المحتاج، ج ۱، ص ۱۶۰.
  315. حاشیه دسوقی فقه مالکیه، ج ۱، ص ۲۴۸؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۵۰، چاپ استانبول؛ المعتبر، محقق حلّی، ج ۲، ص ۱۸۵.
  316. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۴۲۱.
  317. الموطّأ، مالک بن انس، ج ۱، ص ۱۶۲.
  318. مناسک حج محشّی، ص ۵۰۸، مسأله: ۱۳۱۳.
  319. العروة الوثقی، ج ۱، ص ۶۰۰.
  320. مبسوط، شیخ طوسی ره، ج ۸، ص ۹۰.
  321. الموطأ، مالک بن أنس، ج ۱، ص ۱۶۲.
  322. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۳۵۲، چاپ بیروت.
  323. همان.
  324. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق ره، ج ۱، ص ۳۸۲.
  325. الهدایه، شیخ صدوق ره، ص ۵۵؛ سرائر، ابن ادریس، ج ۳، ص ۵۹۹.
  326. مناسک محشی، ص ۵۰۸، مسأله: ۱۳۱۳.
  327. استفتاآت ویژه حج، ص ۱۳۲.
  328. همان.
  329. همان.
  330. مناسک محشّی، ص ۵۰۹، مسأله: ۱۳۱۳.
  331. استفتاآت ویژه حج، ص ۴۱.
  332. تحریرالوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۲۷۶.
  333. حاشیه دسوقی، ج ۱، ص ۳۳۳.
  334. حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۶۰۷.
  335. مغنی المحتاج، ج ۱، صص ۲۳۷ ۲۳۸.
  336. المغنی، ابن‌قدامه‌حنبلی، ج ۲، ص ۲۷.
  337. فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج ۷، ص ۳۶۶، فتوای شماره: ۶۳۲۱.
  338. قرةالعین، تألیف: محمدبنعبدالله الهبدان، ص ۴۰، چاپ عربستان ۱۴۲۲ ه.
  339. توضیح المسائل، مسأله: ۹۱۳.
  340. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۸۵، چاپ استانبول.
  341. همان؛ ونیلالأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۱۷۱.
  342. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۸۵، چاپ استانبول.
  343. همان.
  344. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة للبحوثالعلمیة والإفتاء، ج ۶، ص ۲۷۸، فتوای شماره: ۱۰۷۶۸.
  345. تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۳۰۹؛ تذکره، علّامه حلّی، ج ۱، ص ۲۷۶ ۲۸۷، چاپ قدیم.
  346. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۸۶۲۸۵؛ چاپ استانبول.
  347. همان.
  348. همان.
  349. همان.
  350. العروةالوثقی، ج ۲، ص ۳۸۸، حاشیه حضرت امام خمینی ره؛ و شرائع الاسلام، ج ۱، ص ۵۱.
  351. وسائل الشیعه، باب ۱۷ از ابواب قبله، حدیث ۳.
  352. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۲۳، چاپ بیروت؛ المدونة الکبری، ج ۱، ص ۹۱.
  353. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۱۹؛ حاشیه ابن عابدین، ج ۲، ص ۲۷۵.
  354. المغنی، ابن‌قدامه‌حنبلی، ج ۱، ص ۷۲۱؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۲۳، چاپ بیروت.
  355. تحریرالوسیله، امام خمینی ره، ج ۱، ص ۸۷؛ توضیح المسائل، مسأله ۶۱۲.
  356. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۲ ص ۲۴۳؛ الموطأ، ج ۱، ص ۲۳۰۲۲۹؛ مواهب‌الجلیل ۱: ۵۴.
  357. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۳۱۸؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۱، ص ۵۳۹، چاپ بیروت.
  358. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۲، ص ۳۷۵؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص ۱۹۴.
  359. الدروس المهمة، بن‌باز، ص ۱۶.
  360. توضیح المسائل، مسأله ۸۸۴.
  361. العروة الوثقی، ج ۲، ص ۴۰۰.
  362. همان، ص ۴۴۶.
  363. مستندالشیعه، ج ۱۳، ص ۳۲۷؛ جامع‌الشرایع، ص ۱۲۴؛ وجامع‌المدارک، ج ۲، صص ۵۵۴ ۵۵۵.
  364. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۲۷۹ ۲۸۰.
  365. همان.
  366. همان.
  367. همان.
  368. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۶، ص ۲۵۷ ۲۵۸.
  369. مستندالشیعه، ج ۱۳، ص ۳۲۷؛ العروةالوثقی، ج ۲، ص ۴۰۰؛ وجامع‌المدارک، ج ۲، صص ۵۵۴ ۵۵۵.
  370. المغنی، ابنقدامهحنبلی، ج ۱، ص ۷۱۶؛ نیل‌الأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۱۳۶.
  371. حاشیه ابنعابدین، ج ۱، ص ۷۰۴؛ نیلالأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۱۳۷.
  372. همان؛ المدونة الکبری، ج ۱، ص ۹۰.
  373. أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۳۱۷؛ فتح‌العزیز، ج ۱، ص ۲۷۶؛ ونیل الأوطار، شوکانی، ج ۲، ص ۱۳۷.
  374. فتاوای بن باز، فتاوی المرأة، ص ۸.
  375. سوره مائده، آیه ۳۵.
  376. جواهر الکلام، ج ۱۸، صص ۱۲۴۶۱.
  377. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۸۴؛ و کتاب الحج، فضایل‌وأحکام، علوی‌مالکی، ص ۱۷۸.
  378. همان.
  379. همان.
  380. فتاوی الدائمة، بن‌باز، ج ۱۱، ص ۳۱۶، فتواها یشماره: ۸۸۷۲ و ۴۵۱۷.
  381. مناسک حج محشی، مسأله: ۱۷۵، چاپ‌تابستان ۱۳۸۲.
  382. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۵۲۰؛ الشرح‌الکبیر، ابن‌قدامهحنبلی، ج ۳، ص ۴۹۸؛ المبسوطسرخسی، ج ۴، ص ۲۹؛ مواهب الجلیل، ج ۴، ص ۱۱۸.
  383. المجموع، نووی، ج ۸، ص ۱۴؛ أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۱۸.
  384. تحریرالوسیله، حضرت امام‌خمینی ره، ج ۱، ص ۴۴۰.
  385. مبسوط، شیخ طوسی ره، ج ۱، ص ۳۰۷؛ مناسکحج محشّی، مسأله: ۸۴۲.
  386. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۸۴.
  387. همان.
  388. همان.
  389. اللمعة الدمشقیة، ج ۱، کتاب الحج.
  390. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۴۴، چاپ‌بیروت.
  391. همان، ص ۶۴۵.
  392. همان؛ کتاب الحج، علوی مالکی، ص ۶۳.
  393. تحریرالوسیله، امامخمینی ره، ج ۱، ص ۴۰۶؛ المعتمد، ج ۲، ص ۲۴۲؛ مجله میقات الحج، شماره ۲۲، سال ۱۱.
  394. کتاب الحج، فضایل و احکام، سید محمد بنعلو یمالکی، ص ۵۲.
  395. همان؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱ ص ۶۵۰.
  396. العروة الوثقی، ج ۴، ص ۳۴۲.
  397. مبسوط، شیخ‌طوسی ره، ج ۱، ص ۳۰۷؛ مراسم، سلار ره، ص ۱۰۵؛ مناسک‌حج‌محشّی، مسأله ۲۵۶۹۶۱۹۶۲۹۸۲.
  398. کتاب‌الحج، فضایل‌واحکام، محمدبن‌علوی‌مالکی، ص ۵۲. الفقه‌علی‌المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱ ص ۶۵۰.
  399. کتاب الحج، فضایل واحکام، محمدبن علوی مالکی، ص ۶۳.
  400. همان؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱ ص ۶۵۰.
  401. المهذب، القاضی‌بن‌البراج ره، ج ۱، ص ۲۱۰؛ أحکام الحج، الفاضل اللنکرانی، ص ۷۳.
  402. مناسک حج محشّی، ص ۹۹، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  403. درزمان قدیم از شهر مکه برای مشاعر مقدسه آب بر می‌داشتند چون در سرزمین عرفات و مزدلفه ومنا آبی وجود نداشت. کار آب برداشتن در روز هشتم ذی‌الحجه انجام می‌شد. لذا ای (هشتم ذی الحجه) که احرام حج می‌بندد واعمال حج را انجام می‌دهد وقربانی بر او واجب است.
  404. همان.
  405. همان.
  406. الفقه الإسلامی و أدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۲۱۷؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۹۸؛ حاشیه ابن عابدین، ج ۲، ص ۵۹۲.
  407. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۱۱، ص ۳۸۹.
  408. همان، ج ۱۱، ص ۳۱۶، فتواهای شماره ۸۸۷۲ و ۴۵۱۷.
  409. المحلّی، ابن‌حزم، ج ۷، ص ۱۰۷.
  410. مغنی المحتاج، ج ۱، ص ۵۱۶.
  411. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۵۹۵؛ البحرالرائق، ج ۲، ص ۶۴۲؛ فتح‌العزیز، ج ۷، ص ۱۶۴.
  412. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۷۰۶.
  413. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۳، ص ۵۰۳.
  414. المدونة الکبری، ج ۱، ص ۳۷۵؛ فتح العزیز، ج ۷، ص ۱۶۴.
  415. مناسک حج محشّی، ص ۹۹، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  416. جواهر الکلام، ج ۱۸، ص ۶۱.
  417. شرائع الاسلام، ج ۱، ص ۱۷۰.
  418. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۹۳، چاپ استانبول.
  419. همان، ص ۶۹۲؛ نیل الأوطار، شوکانی، ج ۵، ص ۴۱.
  420. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۸۸، چاپ استانبول.
  421. همان، ص ۶۹۰.
  422. همان؛ الخلاف، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۸۰.
  423. الفقه الاسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۷۹.
  424. المجموع، نووی، ج ۸، ص ۱۴؛ أمّ، شافعی، ج ۱، ص ۱۱۸.
  425. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۹۸، چاپ بیروت.
  426. همان، ج ۱، ص ۶۹۷، چاپ بیروت.
  427. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۱۱، ص ۳۱۶، فتواهای شماره: ۸۸۷۲ و ۴۵۱۷.
  428. میقات‌های معروف‌عبارتنداز: الف مسجدشجره ذو الحلیفه، آبارعلی ب جحفه ج یَلَمْلَمْ د قرن المنازل.
  429. مناسکحجمحشّی، مسأله: ۲۱۷، ص ۱۲۱، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  430. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۲، ص ۲۱۵.
  431. أمّ، شافعی، ج ۲، ص ۱۳۵؛ الخلاف، شیخ طوسی ره، ج ۱، ص ۳۸۸.
  432. کتاب الحج، فضایل وأحکام، سید محمد بن علوی مالکی، ص ۶۷.
  433. المغنی، ابن‌قدامه، ج ۳، ص ۲۱۴؛ کشاف القناع، بهوتی‌حنبلی، ج ۲، ص ۴۶۷.
  434. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۱۱، ص ۱۳۱.
  435. نقاب: پارچه‌ای که با آن چهره خود را می‌پوشانند.
  436. مناسک حج محشی، بخش محرمات احرام، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  437. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، صص ۶۸۶ ۶۸۹، چاپ بیروت.
  438. مناسک حج محشی، مسأله: ۴۲۴.
  439. مناسک حج محشی، مسأله: ۴۲۶.
  440. همان؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۵۶.
  441. همان.
  442. مناسک‌حج‌محشّی، مسأله: ۴۳۳.
  443. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۵۶.
  444. همان.
  445. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۵۶ ۶۵۷.
  446. فتاوی المرأة، ص ۷۰.
  447. همان.
  448. فتاوی المرأة، ص ۷۷.
  449. مدّ، یک چهارم سه کیلو است وبه آن یک چارک ونیز دهسیر هم گفته می‌شود. هرسیر ۷۵ گرم است. پس مقدار یک مدّ ۷۵۰ گرم می‌باشد.
  450. مناسک حج محشّی، مسأله: ۴۰۱ ۴۰۶، صص ۱۹۰۱۸۹، تابستان ۱۳۸۲.
  451. الفقه الاسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، مبحث محرماتاحرام.
  452. همان.
  453. همان.
  454. همان.
  455. مناسک حج محشّی، صص ۲۰۳۲۰۲، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  456. الفقه الاسلامی و أدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، مبحث محرمات احرام.
  457. همان.
  458. مناسک حج محشّی، ص ۱۷۱، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  459. الفقه الاسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، مبحث محرمات احرام.
  460. مناسک حج محشّی، ص ۱۵۹، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  461. صدقه یعنی غذادادن به فقیر.
  462. الفقه الاسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، مبحث محرمات احرام.
  463. همان.
  464. مناسک حجمحشّی، ص ۲۰۶، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  465. الفقه الاسلامیوأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، مبحث محرمات احرام.
  466. همان.
  467. ه ۹ آمیزش ومقدمات آن.
  468. مناسک حجمحشی، ص ۱۶۴۱۶۳، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  469. الفقه الاسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، مبحث محرمات احرام.
  470. همان، ج ۳، صص ۲۸۱ ۲۸۲.
  471. مناسک حجمحشّی، ص ۱۹۷، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  472. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۶۲.
  473. همان.
  474. همان.
  475. «صفة العمرة» تألیف: عبد العزیز بن عبدالله بن باز.
  476. کتاب الحج، علوی مالکی، صص ۶۳ ۶۴.
  477. المجموع، نووی، ج ۸، ص ۱۱؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۹۸، چاپ بیروت.
  478. المجموع، نووی، ج ۸، ص ۱۱.
  479. الفقه الاسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، صص ۱۱۹۱۱۸.
  480. الدروس، شهید اول ره، ج ۱، ص ۴۰۰ ۴۰۱؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص ۳۵۳.
  481. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۶۷، چاپ بیروت.
  482. همان، ص ۶۶۸؛ الفقه الاسلامی و أدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۹۸.
  483. همان؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۶۹، چاپ بیروت.
  484. همان.
  485. مبسوط، شیخ طوسی ره، ج ۱، ص ۳۵۶.
  486. جواهر الکلام، ج ۱۹، صص ۳۵۲۳۵۱.
  487. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۱۱، ص ۲۲۵.
  488. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  489. مناسک حج محشّی، ص ۳۲۰، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  490. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۷۲.
  491. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  492. الحدائق الناضرة، ج ۱۶، ص ۱۴۱.
  493. وسائل الشیعه، بخش‌حج، باب ۷۴ از ابواب طواف.
  494. المعجم الأوسط، طبرانی، ج ۴، ص ۳۷۰.
  495. المجموع، نووی، ج ۸، ص ۵۱.
  496. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج ۱، ص ۴۰۳؛ فقه‌السنه، سیدسابق، ج ۱، ص ۷۰۳. المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص ۲۳؛ نیل‌الأوطار، شوکانی، ج ۵، ص ۱۲۴.
  497. حاشیه دسوقی، ج ۱، ص ۳۱۷.
  498. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۹۴.
  499. همان، ج ۳، ص ۱۱۳.
  500. همان، ج ۳، ص ۲۰۴.
  501. مبسوط، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۳۰۷؛ مراسم، سلار ره، ص ۱۰۵؛ مناسک حج محشّی، مسأله ۹۶۲۹۸۲ ۲۵۶۹۶۱.
  502. کتاب الحج، محمد بن علوی مالکی، ص ۵۲؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، صص ۶۵۰ و ۶۷۵، چاپ بیروت.
  503. همان.
  504. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۷۳؛ کتاب‌الحج، فضایل‌واحکام، علوی مالکی، ص ۶۳.
  505. همان؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، صص ۶۵۰ و ۶۷۴.
  506. مناسک حج محشی، مسأله: ۹۷۹ و ۹۸۲.
  507. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۷۶، چاپ بیروت.
  508. همان، ص ۶۷۷.
  509. همان، ص ۶۷۸.
  510. همان، ص ۶۷۹.
  511. معالم المدرستین، ج ۲، ص ۱۸۹.
  512. مناسک حج محشی، مسأله: ۱۷۴، ص ۱۰۰.
  513. حاشیه ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۵۹۲؛ المجموع، ج ۷، ص ۱۹۱؛ الفقه علی‌المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۷۰۶.
  514. المدونة الکبری، ج ۱، ص ۳۶۸؛ المجموع، ج ۷، ص ۱۹۱.
  515. مختصرالمزنی، ص ۶۳؛ المجموع، ج ۷، ص ۱۹۰؛ فتح‌العزیز، ج ۷، ص ۱۲۶.
  516. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۳، ص ۴۹۷.
  517. مناسک حج محشّی.
  518. همان، ج ۳، ص ۳۰۸.
  519. الفقه الاسلامی‌وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، صص ۲۰۹ ۲۲۴.
  520. همان، ج ۳، ص ۱۱۹.
  521. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، صص ۲۰۹ ۳۰۸.
  522. همان، ج ۳، ص ۲۱۸.
  523. همان؛ ومناسک حج محشّی.
  524. مناسک حج محشّی، بخش رمی جمرات.
  525. کتاب‌الحج، فضایل‌واحکام، سید محمد بنعلوی مالکی.
  526. مناسک حج محشّی، بخش‌محرمات احرام.
  527. همان؛ جامع المقاصد، ج ۳، ص ۲۵۸.
  528. شرح مسلم، نووی، ج ۸، ص ۹۹.
  529. الفقه الاسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۲۱۸.
  530. کتاب الحج، فضائلوأحکام، سید محمد بن علوی مالکی، ص ۱۵۰۱۱۳.
  531. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۸۶.
  532. حاشیه ابن عابدین، ج ۲، ص ۵۶۹.
  533. المجموع، نووی، ج ۸، ص ۲۲۸ ۲۲۹.
  534. مناسک حج محشّی، ص ۴۶۴.
  535. الفقه الإسلامی وأدلّته، وهبةالزحیلی، ج ۳، صص ۲۱۸۱۴۶ ۲۱۹.
  536. همان؛ کتاب الحج، فضائل وأحکام، ص ۱۳۶.
  537. الفقه الإسلامی وأدلّته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۱۲۰.
  538. مناسک حج محشّی.
  539. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۷۶؛الفقه الإسلامی وأدلّته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۱۹۴.
  540. همان.
  541. مناسک حج محشّی.
  542. الفقه الإسلامی وأدلّته، وهبة الزحیلی، ج ۳، ص ۱۹۵.
  543. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۱۱، ص ۲۷۳.
  544. انتصار، سید مرتضی ره، ص ۲۵۵.
  545. مختلف، علامه‌حلّی ره، ج ۴، ص ۳۰۲.
  546. النهایة، شیخ‌طوسی ره، ص ۲۷۰.
  547. حاشیه دسوقی، ج ۲، ص ۵۳.
  548. کتاب الحج، فضائل و أحکام، ص ۱۷۷.
  549. حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۳۱۱؛ نیلالأوطار، شوکانی، ج ۵، ص ۱۷۱؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، ص ۲۷۶.
  550. الفقه الإسلامی و أدلته، ج ۳، ص ۱۴۷؛ فتح العزیز، ج ۷، ص ۴۱۳.
  551. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج ۱۱، صص ۳۰۰ ۳۰۱.
  552. مناسک حج محشّی، ص ۵۰۸، چاپ‌تابستان ۱۳۸۲.
  553. أمّ، شافعی، ج ۲، ص ۲۴۳؛ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص ۴۱؛ حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۵۸۱.
  554. فتاوی المرأة، ص ۷۴.
  555. شرائع، محقّق حلّی، ج ۱، ص ۱۶۸.
  556. سوره آل عمران، آیه ۹۷.
  557. غنیه، أبی المکارم بن زهره، ص ۱۹۳.
  558. الکافی، ج ۴، ص ۲۸۲.
  559. جواهرالکلام، ج ۱۷، ص ۳۳۱.
  560. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج ۱، ص ۶۴۶.
  561. همان، ص ۶۴۷.
  562. همان، ص ۶۴۸.
  563. کتاب فتاوی المرأة، گروه دائمی فتوا، ص ۷۲ ۷۱.
  564. همان، فتاوای بن باز، ص ۷۲.
  565. مناسک حج محشّی، ص ۳۰۵، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  566. کتاب فتاوی المرأة، فتاوای بن جبرین، ص ۷۰.
  567. فقه الصادق، ج ۲، ص ۱۸۴.
  568. وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۲۰۹؛ الحدائق الناضرة، ج ۳، ص ۲۵۶.
  569. وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۲۰۵.
  570. نیل الأوطار، شوکانی، ج ۵، ص ۱۱۹.
  571. همان.
  572. حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۵۸۱.
  573. کتاب الحج، فضائل وأحکام، سید محمد بن علوی مالکی، ص ۱۱۵.
  574. حاشیه ابن عابدین، ج ۱، ص ۵۸۲.
  575. همان.
  576. الموطأ، مالکبن انس، ج ۱.
  577. أمّ، شافعی، ج ۲، ص ۱۵۸.
  578. کتاب الحج، فضائل وأحکام، سید محمد بن علوی مالکی، ص ۱۱۵.
  579. همان.
  580. المغنی، ابن قدامه‌حنبلی، ج ۱، ص ۳۱۵.
  581. کتاب فتاوی المرأة، فتاوای بن باز، ص ۷۶.
  582. مناسک حج محشّی، ص ۵۰۸، چاپ تابستان ۱۳۸۲.
  583. الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۱، ص ۶۹۸؛ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص ۳۵.
  584. حاشیه دسوقی، ج ۲، ص ۵۳.
  585. مغنی المحتاج، ج ۱، ص ۵۱۳؛ إعانة الطالبین، ج ۲، ص ۳۴۶.
  586. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۱، ص ۵۴۴.
  587. کتاب فتاوی المرأة، فتاوای بن باز، ص ۷۸.
  588. توضیح المسائل مراجع، چاپجامعهمدرسین، ج ۱، ص ۱۹۶۱۹۷.
  589. تذکره، علامه حلّی ره، ج ۲، ص ۱۲۸.
  590. صحیح مسلم، ج ۲، ص ۶۷۲؛ سنن‌ترمذی، ج ۳، ص ۳۷۰.
  591. الکافی، ج ۳، ص ۲۲۹؛ تهذیب، ج ۶، ص ۱۰۶.
  592. الموطّأ؛ مالک بن انس، ج ۱، ص ۲۸.
  593. صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۶۵.
  594. سنن‌ابی‌داود، کتاب الجنائز، باب زیارةالقبور، ج ۳، ص ۲۱۸، حدیث ۱۹۵۵.
  595. مستند الشیعه، ج ۱۳، ص ۳۲۷؛ جامع المدارک، ج ۲، صص ۵۵۵۵۵۴.
  596. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج ۴، ص ۵۸۸.
  597. همان.
  598. همان.
  599. سوره نساء، آیه ۶۴.
  600. الأحکام السلطانیة، ماوردی، ص ۱۹۷، چاپ اول، دارالکتاب العربی، بیروت، ۱۹۹۰ م.
  601. الأحکام السلطانیة، أبویعلی، بخش وظایف امیر الحاج.