کتابخانه:تربیت در نهج البلاغه
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | مولف دفتر نشر امام علی(علیه السلام) |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | وزارت آموزش و پرورش،انتشارات تربیت |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۷۶ |
| قطع | نوع قطع |
| شابک | ۹۶۴-۶۳۰۶-۲۲-۵ |
| دانلود | PDF ) |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ مساله تربیت
- ۳ امکان تربیت
- ۴ تربیت پذیری انسان
- ۵ ارزش تربیت
- ۶ هدفداری تربیت
- ۷ شناخت عوامل تربیت
- ۸ ه-دوستان
- ۹ علما و نصیحت کنندگان جامعه
- ۱۰ حکومت و رهبری
- ۱۱ الگوهای موفق تربیت شده
- ۱۲ قرآن و تعالیم انسانساز آن
- ۱۳ همسایه و همسایگان
- ۱۴ تبلیغات
- ۱۵ سنن و آداب صحیح اجتماعی
- ۱۶ تاریخ گذشتگان
- ۱۷ انقلاب اسلامی
مقدمه
سپاس و حمد بیکران سزاوار خداوندی است که ما را نعمت عظمای کتاب قرآن بخشید و در پرتو درخشان آن رسالت حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله)و ولایت و امامت مولی الکونین حضرت امام علی علیهالسلام را بر امت اسلام ارزانی داشت و جان و عقول بشری را از حمایت و هدایت بیمنتهای معارف دو کتاب عظیم قرآن و نهجالبلاغه سیراب گردانید.
احساس فزایندهی تشنگی نسل جوان در کسب معارف ناب اسلام عزیز و روی آوردن به کتاب شریف نهجالبلاغه در سالهای اخیر مسئولیت نهادهای فرهنگی کشور را دو چندان کرده است. این خیزش امیدبخش نسل نو، آیندهی تابناک و گسترش حقیقت معارف اسلامی را نوید میدهد.
اداره کل امور فرهنگی و هنری معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش ضمن آگاهی و معرفتی که به این امر مهم دارد، با استعانت از پیشگاه آفریدگار جهان هستی و روح منور و حیات بخش مولی امیرالمومنین علی علیهالسلام همه ساله میکوشد در راستای پرورش و رشد ساختار اخلاقی و شناختی دانشآموزان با تدوین، تالیف، چاپ و نشر جزواتی پیرامون موضوعات مختلف از دیدگاه نهجالبلاغه اقدام کرده، تشنگان کسب علوم و معارف اسلامی را دعوت به شرکت در مسابقات نهجالبلاغه مینماید.
این مجموعه ارزشمند که دفتر نشر امام علی (ع)آن را تالیف و تدوین نموده است توسط کارشناسان قرآن و معارف اسلامی این اداره کل برای سیزدهمین دوره مسابقات نهجالبلاغه دانشآموزان سراسر کشور (دوره راهنمائی دختران)در سال تحصیلی 76 -77 انتخاب و منتشر گردیده است.
اداره کل امور فرهنگی و هنری
مساله تربیت
مباحث تربیت یکی از بنیادیترین مباحث علوم انسانی و از ارزندهترین مباحث اجتماعی- سیاسی است با بیشتر رشتههای علمی ارتباط تنگاتنگ دارد و در اخلاق و سازندگی، خودسازی و جامعهسازی، گاهی به عنوان پایههای اساسی و زمانی به عنوان نتیجه و رهآورد مباحث ارزشمند انسانی، مورد ارزیابی قرار میگیرد.
بدیهی است که سعادت فرد و جامعه، تکامل و ترقی انسانها و خانوادهها، پیشرفت جوامع بشری، سلامت جسم و جان بشر تشنه آزادی، همه و همه به مساله تربیت مربوط میشود.
اگر انسانها مباحث تربیتی را به درستی بشناسند و هدفداری آن را بدانند و با روشهای صحیح تربیت آشنایی پیدا کنند، سپس خود و خانواده و جامعه خود را تربیت کنند، اصلاح نمایند، به سوی خوبیها و ارزشهای اخلاقی سوق دهند، همواره به سوی تکامل و ترقی و استقلال در حرکتند و عقبماندگی و شکست ذلت و خواری و مفاسد اخلاقی و اجتماعی دامنگیرشان نخواهد شد که از نظر قرآن کریم و نهجالبلاغه، هدف اساسی همه انبیاء و پیامبران الهی، تحقق این آرمان ارزنده است.
و میدانیم که مکتب اسلام کاملترین مکتب تربیتی است که دستورات و قواعد و روشهای تربیتی آن از چشمهسار همیشه جاری وحی الهی گرفته شده و با رهنمودهای مداوم امامان معصوم (ع)در تئوری و عمل، لباس حقیقت پوشیده است. همه شرق شناسان و مورخان غربی و شرقی اعتراف دارند که رسول گرامی اسلام (ص)و امامان (ع)از اعراب عقبمانده جاهلی، دانشمندان و پرهیزگاران و نامآوران بینظیر ساختهاند و انقلاب فکری، علمی، سیاسی، اخلاقی، نظامی و بهداشتی شگفتیآوری را با دست همان مردم عقب مانده تحقق بخشیدند که همه متفکران گذشته و همه را در تعجب و حیرت فرو بردند که راستی دلها و مغزهای خفته عرب جاهلی چگونه بیدار شد؟ با کدام روش تربیتی رسول خدا (ص)بارور گشت و دست به انقلاب علمی زد؟
و میدانیم که نهجالبلاغه بهترین و گویاترین زبان قرآن و تبیین کننده مباحث تربیتی اسلامی است، پس باید گوش جان به کلمات حضرت مولی الموحدین (ع)بسپاریم و در این سیر کوتاه، مباحث تربیتی نهجالبلاغه را به درستی مورد مطالعه و ارزیابی قرار دهیم تا ره توشه ارزشمندی برای خودسازی و بازپروری جامعهمان باشد.
از نهجالبلاغه میپرسیم:
آیا تربیت ممکن است؟ آیا موانع تربیت را میشود از میان برداشت؟ روشهای تربیتی کدامند؟ چگونه باید فرد و جامعه را تربیت کرد؟
امکان تربیت
از دیدگاه نهجالبلاغه، تربیت ممکن و روشهای تربیتی مشخص و روشن است و بهترین روشهای مقابله با موانع و آفات تربیت نیز درست مورد ارزیابی قرار گرفته است.
1- قال علی علیهالسلام: «فنفسک نفسک فقد بین الله لک سبیلک و حیث تناهت بک امورک.»[۱].
(زنهار! زنهار! در تربیت و سازندگی خویشتن تلاش کن، زیرا خداوند راهی را که باید بروی، برایت روشن ساخته است و آینده رفتن تو را مشخص و تبیین فرموده است.)
و سپس امیدواری میدهد که اگر از راه روشن الهی بروید و در تربیت خود و دیگران بکوشید، حتما پیروز شده و به سرچشمه سعادت خواهید رسید.
2- قال علی علیهالسلام: «ایها الناس من سلک الطریق الواضح ورد الماء و من خالف وقع فی التیه.»[۲].
(ای مردم! آن کس که راه آشکار و جاده حق ره سپارد، به آب میرسد و کسی که مخالفت کند، در حیرت و سرگردانی قرار خواهد گرفت.)
و آنگاه به ضرورت تربیت و خودسازی اشاره میکنند که:
3- قال علی علیهالسلام: «ایها الناس تولوا من انفسکم تادیبها و اعدلوا عن ضراوه عاداتها.»[۳].
(ای مردم! خودتان عهدهدار تربیت نفس خویش باشید و نفس را از کشیده شدن به طرف هوسها و عادات ناروا بازدارید.)
تربیت پذیری انسان
تربیت یکی از مهمترین واقعیتهای نظام هستی است که در همه چیز قابل پیاده شدن و ثمره دادن میباشد. نه تنها انسان را میشود تربیت کرد و در خودسازی و جامعه سازی موفق نمود، بلکه حیوانات و نباتات را نیز میشود، تحت تربیت گذاشت و با روشهای تربیتی به سوی برخی از ارزشها سوق داد.
گرچه موجودات زنده همه تربیت پذیرند، اما تربیت پذیری انسان از ویژگیهای خاصی برخوردار است. انسان با برخورداری از عقل و تدبیر و عواطف انسانی، تربیتپذیرتر از دیگر موجودات نظام آفرینش میباشد. در این مورد امام (ع)میفرمایند:
4- قال علی علیهالسلام: «و لا تکونن ممن لا تنفعه العظه الا اذا بالغت فی ایلامه فان العاقل یتعظ بالاداب و البهائم الجاهل لا تتعظ الا بالضرب.»[۴].
(از کسانی مباش که پند و اندرز به آنها سودی نمیبخشد، مگر آنکه سخت در توبیخ آنها مبالغه شود، زیرا انسانهای عاقل با اندرز و آداب پند میپذیرند، اما چهارپایان با زدن.)
با توجه به پند آموزی و تربیت پذیری انسان، امام علی (ع)سفارش میکند که در تربیت کودک، در تربیت نفس و در تربیت افراد جامعه باید شتاب نمود و تربیت را بر هر کار دیگری مقدم داشت، زیرا ممکن است آداب و روشهای زشت و ناروا دلهای پاک را آلوده سازد و تربیت و سازندگی را ناممکن. ایشان به فرزندش امام مجتبی (ع)مینویسند:
5- قال علی علیهالسلام: «لتستقبل بجد رایک من الامر ما قد کفاک اهل التجارب بغیته و تجربته.»[۵].
(من در تعلیم و تربیت تو، پیش از آنکه قلبت سخت شود و عقل و فکرت به امور دیگری مشغول گردد، مبادرت ورزیدم تا با تصمیم جدی به استقبال کارهایی بشتابی که اندیشمندان و اهل تجربه زحمت آزمون آن را کشیدهاند.)
ارزش تربیت
پس از آنکه دانستیم تربیت ممکن است و انسان تربیت پذیر، و در امور تربیتی باید عجله و شتاب داشت، به ارزشهای تربیت و خودسازی توجه کنیم:
6- قال علی علیهالسلام: «العلم وراثه کریمه و الاداب حلل مجدده.»[۶].
(علم میراث گرانبهایی است و تربیت و آداب ارزشمند اخلاقی، لباس فاخر و زینتی است.)
امام (ع) جلوه ارزشمند دیگری از تربیت را این گونه مطرح میفرمایند که:
7- قال علی علیهالسلام: «لا غنی کالعقل و لا فقر کالجهل و لا میراث کالادب.»[۷].
(هیچ ثروتی چون عقل نیست و هیچ فقری چون جهل نمیباشد و هیچ میراثی چون ادب و تربیت وجود ندارد.)
هدفداری تربیت
امکان تربیت و ضرورت خودسازی و بازپروری جامعه را بسیاری از مکتبها پذیرفتهاند و مباحث پیرامون آن را قبول کردهاند و با اسلام و دیگر مکاتب تربیتی الهی اعلام هماهنگی میکنند. آنچه که اسلام را در برابر دیگر مکاتب تربیتی ممتاز جلوه میدهد، هدفداری انسان و هدفداری تربیت است.
صاحبنظران، اصول کلی تربیت را برای زندگی انسان و تداوم حیات اجتماعی باور دارند، اما میپرسند چرا خود را تربیت کنیم؟
چرا مشکلات و رنج فراوان خودسازی را هموار سازیم؟
چرا برای تربیت شدن و تربیت کردن از لذتها و خوشیها بگذریم؟
و برای چه و کدام اهداف تکاملی به تربیت و سازندگی روی بیاوریم؟
بدیهی است تا مبانی اعتقادی قرآن و نهجالبلاغه را نپذیریم و هدفداری انسان و حرکت تکاملی بشر بسوی قیامت و بهشت
جاویدان را باور نکنیم، تربیت و مقررات و احکام تربیتی بدون پشتوانه اخلاقی و اجرایی است. امام (ع)میفرمایند:
8- قال علی علیهالسلام: «و اعلموا عباد الله انه لم یخلقکم عبثا و لم یرسلکم (یترککم) هملا... اوصیکم عباد الله بتقوی الله فانها الزمام و القوام.»[۸].
(ای بندگان خدا آگاه باشید! خداوند شما را بیهدف و بیهوده نیافریده است و سرگردان و بدون سرپرست نگذاشت. ای بندگان خدا! شما را به تقوی و خویشتن داری سفارش میکنم که زمام عبادتها و قوام زندگی سعادتمندانه به تقوی بستگی دارد.)
و آنگاه به رفاه زدگان شکم بارهی هدف گم کرده میتازد و میفرماید:
9- قال علی علیهالسلام: «فما خلقت لیشغلنی اکل الطیبات کالبهیمه المربوطه، همها علفها.»[۹].
(آیا عبث و بیهوده آفریده شدهام، همانند حیوان پرواری که تمام همت او علف و چریدن و خوردن است؟)
سپس هدف تکاملی را مطرح میفرماید:
10- قال علی علیهالسلام: «انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلا تبیعوها الابها.»[۱۰].
(بدانید که جان شما بهایی جز بهشت ندارد، پس خود و زحمتها و تلاشهای خود را به کمتر از آن نفروشید.)
و برای تحمل مشکلات تربیت و خودسازی تذکر میدهد که:
11- قال علی علیهالسلام: «فمن اشتاق الی الجنه سلا عن الشهوات و من اشفق من النار اجتنب المحرمات.»[۱۱].
(کسی که به سوی حیات جاودان در حرکت است و اشتیاق بهشت دارد، از شهوات و تمایلات سرکش پرهیز میکند و آن کس که از آن جهنم بیمناک است، از محرمات و بدیها دوری میکند.)
و در کلام نورانی دیگری، سعادت و کمال و موفقیت دنیا و آخرت را هدف ارزشمند تربیت معرفی میفرماید:
12- قال علی علیهالسلام: «و ان المال و البنین حرث الدنیا و العمل الصالح حرث الاخره و قد یجمعهما الله تعالی لاقوام.»[۱۲].
(و ثروت و اموال و فرزندان بهره و کشت این جهانند و عمل صالح و نیک، زراعت و بهره آخرت، و گاهی خداوند این هر دو را به افراد میبخشد.)
وقتی هدف ارزشمند خلقت انسان، سعادت دنیا و آخرت شد، پس کوتاهی و سستی به هر کدام از آن دو نارواست که امام به فرزندش امام مجتبی (علیهالسلام)میفرماید:
13- قال علی علیهالسلام: «فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک.»[۱۳].
(زندگی جاویدان بهشتی و منزلگاه آینده خود را اصلاح کن و آخرت را به دنیای زودگذر مفروش.)
شناخت عوامل تربیت
پس از آشنایی با مباحث مقدماتی تربیت، باید عوامل تربیتی را شناخت و آنها را تقویت کرد و به سوی آنها جذب شد که نقش تعیینکننده در تربیت و سازندگی فرد و جامعه دارند. در این قسمت از بحث به برخی از آنها اشاره میشود:
الف- پدر و مادر
خانه و خانواده، آموزشگاه آغازین هر فردی میباشد. زندگی خانوادگی نقش مهمی در خودسازی و بازسازی دلها دارد. پدر و مادر و دیگر افراد خانواده میتوانند مربی لایق و موفق فرزندان و یا عامل اساسی انحراف و آلودگیهای کودکان باشند. در این مورد امام (ع)میفرمایند:
14- قال علی علیهالسلام: «و حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه و یحسن ادبه و یعلمه القران.»[۱۴].
(و حق فرزند بر پدر آن است که برای کودک نام نیک انتخاب کند و او را خوب تربیت نماید و قرآن را به او تعلیم دهد.)
و سپس به تاثیر روابط اجتماعی پدران و فرزندان اشاره میفرمایند:
15- قال علی علیهالسلام: «موده الاباء قرابه بین الابناء.»[۱۵].
(دوستی میان پدران سبب خویشاوندی میان فرزندان است.)
گرچه در دو مورد یاد شده، نام پدر و پدران مطرح شده اما مسئولیت فوق الذکر شامل مادران نیز میشود.
ب- خانواده
خانواده یکی از عوامل تربیتی است. فرزندان و کودکان از اعضاء خانواده الگو میگیرند و رنگ میپذیرند. از این رو امام (ع)سفارش میکند که با خانواده خوب و صالح روابط دوستانه برقرار کنید.
16- قال علی علیهالسلام: «ثم الصق بذوی المروءات و
الاحساب و اهل البیوتات الصالحه و السوابق الحسنه.»[۱۶].
(روابط خود را با آبرومندان و افراد با شخصیت و اصیل و خاندانهای صالح و خوش سابقه برقرار ساز.)
آن گاه خانواده نمونه را معرفی میکند:
17- قال علی علیهالسلام: «و عندنا اهل البیت ابواب الحکم و ضیاء الامر.»[۱۷]
(و درهای دانش و روشنایی امور نزد ما (اهل بیت)خانواده رسول خدا (ص)است.)
ج- استاد و آموزگار
امام (ع)با توجه به نقش ارزنده آموزگار و دانشمندان علوم ضروری و تاثیر چشمگیر علمی به مالکاشتر میفرمایند:
18- قال علی علیهالسلام: «و اکثر مدارسه العلماء و مناقشه الحکماء فی تثبیت ما صلح علیه امر بلادک.»[۱۸].
(در جلسات درس دانشمندان و استادان، زیاد به گفتگو بنشین و با حکما و اندیشمندان، بسیار به بحث و بررسی بپرداز که وضع کشورت را اصلاح میکند.)
و راجع به نقش استاد در تربیت انسان، به آموزگار الهی خود- رسول خدا (ص)- میپردازد و اهمیت و ارزش آموزشهای پیامبر گرامی اسلام را چنین بیان میدارد:
19- قال علی علیهالسلام: «و لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لی فی کل یوم من اخلاقه علما و یامرنی بالاقتداء به.»[۱۹].
(من هم چون سایهای به دنبال آموزگارم رسول خدا حرکت میکردم و آن بزرگ پیامبر، هر روز نکته تازهای از اخلاق نیک را برایم آشکار میساخت و به من فرمان میداد که به او اقتدا نمایم.)
د- جامعه و محیط زندگی
یکی دیگر از عوامل تربیت، جامعه و محیط زندگی انسان است، از این رو در انتخاب مکان زندگی و محیط اجتماعی باید دقت لازم را به عمل آورد. امام برای انتخاب جامعه خود میفرماید:
20- قال علی علیهالسلام: «و اسکن الامصار العظام فانها جماع المسلمین و احذر منازل الغفله و الجفاء و قله الاعوان علی طاعه الله.»[۲۰].
(در شهرهای بزرگی که مرکز اجتماع مسلمانان است، مسکن گزین و از محیط و جوامعی که اهل غفلت و ستمکاری در آنجا هستند و یاران مطیع خدا کمتر در آن نواحی یافت میشوند، بپرهیز.)
21- قال علی علیهالسلام: «بلادکم انتن بلاد الله تربه: اقربها من الماء و ابعدها من السماء.»[۲۱].
(سرزمین شما متعفنترین خاکهاست: از همه جا به آب نزدیکتر و از آسمان دورترین است.)
ه-دوستان
امام علی (ع)در رابطه با نقش بسیار حساس دوستان در یکدیگر میفرمایند:
22- قال علی علیهالسلام: «و امحض اخاک النصیحه حسنه کانت او قبیحه.»[۲۲].
(همیشه نصیحت خالصانهات را برای دوست خود آماده ساز، شیرین و نیکو یا تلخ و ناراحتکننده.)
و آنگاه هشدار میدهند که با این افراد دوست نباش و از آنها دوری کن.
23- الف: قال علی علیهالسلام: «ایاک و مصادقه الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک.»[۲۳].
(برحذر باش از دوستی با احمق، که میخواهد به تو نفع برساند ولی زیان میرساند.)
و برای دوری و دفع انسانهای بخیل و مالپرست میفرماید:
24- ب: قال علی علیهالسلام: «ایاک و مصادقه البخیل فانه یقعد عنک احوج ما تکون الیه.»[۲۴].
(از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا به هنگام شدیدترین حاجت و نیازمندی تو را ترک میگوید.)
و در رابطه با ضرورت «دافعه» در طرد انسانهای فاسد رهنمود میدهد که:
25- ج: قال علی علیهالسلام: «و ایاک و مصادقه الفاجر فانه یبیعک بالتافه.»
(برحذر باش از دوستی با انسان فاسد و جنایتکار که تو را به چیز کمی میفروشد.)و برای دفع دروغگویان میفرماید:
26- د: قال علی علیهالسلام: «ایاک و مصادقه الکذاب فانه کالسراب یقرب علیک البعید و یبعد علیک القریب.»[۲۵].
(برحذر باش از دوستی با دروغگو، چرا که او مانند سراب است، دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را دور جلوه میدهد.)
پس از معرفی الگوهای دروغین دوستی، معیار انتخاب دوستان صالح را بیان میفرماید:
27- قال علی علیهالسلام: «قارن اهل الخیر تکن منهم و باین اهل الشرتبن عنهم.»[۲۶].
(به نیکوکاران نزدیک باش که از آنان خواهی شد و از اهل شر و بدی دوری کن تا از آنها برکنار باشی.)
علما و نصیحت کنندگان جامعه
علما انسانهای پاک و دلسوزی هستند که در برابر کجیها و زشتیها نمیتوانند بیتفاوت بمانند و چون پدری مهربان و دوستی خیرخواه لب به پند و اندرز میگشایند. آنها از عوامل مهم تربیت به شمار میآیند که باید به آنان احترام گذاشت و گوش دل به سخنانشان سپرد در غیر این صورت تلخیها و پشیمانیها در انتظار ما خواهد بود.
28- قال علی علیهالسلام: «فان معصیه الناصح الشفیق العالم المجرب تورث الحسره و تعقب الندامه.»(1).
(نافرمانی از دستور نصیحتکننده مهربان، استاد دانا و با تجربه باعث پشیمانی و اندوه ناگوار خواهد شد.)
(1) المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه، خطبه 2/ 35.
حکومت و رهبری
حاکم اسلامی و رهبر جامعه، هم مسئولیت تربیت فرد و جامعه را دارد و هم بعنوان یکی از الگوهای تربیتی مطرح است. همه به او نظر دوختهاند و از دستورات و فرامینش اطاعت میکنند.
29- قال علی علیهالسلام: «فاما حقکم علی فالنصیحه لکم... و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا.»[۲۷].
(شما مردم را بر من حاکم اسلامی حقی است، اما حق شما بر من آن است که از خیر خواهی شما دریغ نورزم و شما را تعلیم دهم تا از جهل و نادانی نجات یابید و شما را تربیت کنم تا علم فراگیرید و تربیت شوید.)
و هشدار میدهد که نگذارید رهبری جامعه به دست نالایقان و نااهلان قرار گیرد که فرد و جامعه را به تباهی و نابودی میکشانند و خود به این بیداری و مسئولیت سخت پایبند است.
30- قال علی علیهالسلام: «ولکننی آسی ان یلی امر هذه الامه سفهاوها و فجارها فیتخذوا مال الله دولا و عباده خولا.»[۲۸].
(ولی من از این اندوهناکم که سرپرستی حکومت این امت به دست بیخردان و نابکاران افتد که بیتالمال را غارت کنند و آزادی بندگان خدا را سلب نمایند و آنها را برده خود سازند.)
الگوهای موفق تربیت شده
پیرامون الگوهای موفق، بحث بسیار ارزندهای در نهجالبلاغه موجود است که در این بحث پیامبران خدا و رسول گرامی اسلام و اصحاب و یاران آن بزرگ پیامبر و سیمای پرهیزگاران و امامان معصوم (ع)را معرفی مینماید.
در رابطه با اطاعت و پیروی از پیامبران الهی و نقش تربیتی آنان میفرماید:
31- قال علی علیهالسلام: «و لکن الله سبحانه اراد ان یکون الاتباع لرسله و التصدیق بکتبه.»[۲۹].
(خداوند اراده کرده است که پیروی مردم از پیامبرانش باشد و کتابهای آنان را تصدیق کنند و به دستورات آنها گوش فرا دهند.)
و نقش تربیتی رسول خدا را این گونه شرح میدهد:
32- قال علی علیهالسلام: «و لقد کان فی رسولالله صلی الله علیه و آله کاف لک فی الاسوه و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها و کثره مخازیها و مساویها.»[۳۰].
(کافی است که روش زندگی رسول خدا را سرمشق خویش قرار دهیم و او بهترین راهنما و سرمشق تو در بیارزش نشان دادن دنیا و رسواییها و بدیهای آن است.)
و آنگاه به امامان معصوم و اهلبیت رسول خدا (ع)میپردازد و میفرماید:
33- قال علی علیهالسلام: «انظروا اهلبیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی.»[۳۱]
(به اهلبیت پیامبر بنگرید، از آن سمت که آنها گام برمیدارند منحرف نشوید و قدم در جای قدمشان بگذارید. آنها هرگز شما را از جاده هدایت بیرون نمیبرند و به پستی و هلاکت باز نمیگردانند.)
قرآن و تعالیم انسانساز آن
یکی از عوامل ارزنده تربیتی هم برای جوامع اسلامی و هم برای دنیای تشنه حقیقت و سعادت، قرآن کریم است که نقش تربیتی آن در نهجالبلاغه فراوان مطرح شده است:
34- قال علی علیهالسلام: «ان هذا القرآن هو الناصح الذی لا یغش و الهادی الذی لا یضل.»[۳۲].
(این قرآن پند دهندهای است که انسان را نمیفریبد و هدایتکنندهای است که گمراه نمیکند.)
و ادامه میدهد که:
35- قال علی علیهالسلام: «فما دلک القرآن علیه من صفته فائتم به و استضی بنور هدایته.»[۳۳].
(آنچه را که قرآن از صفات خدا بیان میکند. بپذیر و از نور هدایت قرآن بهرهگیر تا رستگار شوی.)
همسایه و همسایگان
بدون روابط با همسایگان نمیشود به زندگی اجتماعی تداوم بخشید. همسایگان نه تنها حقوق الهی، انسانی فراوانی به یکدیگر دارند بلکه از نظر تربیتی، بعنوان یکی از عوامل اجتماعی تربیت به حساب میآیند لذا باید در خریدن منزل و انتخاب همسر دقت لازم را به عمل آورد.
36- قال علی علیهالسلام: «سل عن الرفیق قبل الطریق و عن الجار قبل الدار.»[۳۴].
(قبل از حرکت برای سفر درباره همسفرت و پیش از خریدن منزل درباره همسایهات، تحقیق کن.)
تبلیغات
یکی از عوامل تربیت و معرفی ارزشها و نیروی بازدارنده از زشتیها، تبلیغات اسلامی است که گاهی به شکل وعظ و خطابه یا نصیحت و اندرز و زمانی با عنوان امر به معروف و نهی از منکر در
جامعه اسلامی مطرح میشود. اگر همه افراد جامعه به این عامل حساس اجتماعی توجه کنند، تربیت فرد و جامعه تحقق میپذیرد.
37- قال علی علیهالسلام: «لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم.»[۳۵].
(تبلیغات و امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرار و فاسدان بر شما مسلط میگردند، سپس هر چه دعا کنید مستجاب نمیگردد.)
سنن و آداب صحیح اجتماعی
یکی از عوامل تربیتی و تربیت اجتماعی، آداب و سنن ارزشمند تکاملی است.
38- امام به مالک اشتر میفرماید: «و لا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه و اجتمعت بها الالفه و صلحت علیها الرعیه.»[۳۶].
(هرگز آداب و سنت پسندیده اجتماعی را طرد نکن، آدابی که پیشوایان این امت به آن عمل کردهاند و ملت اسلام با آن انس و خو گرفته و امور رعیت به وسیله آن اصلاح میشود.)
تاریخ گذشتگان
نقش تربیتی تاریخ را همه قبول دارند و شاهدند که چگونه بررسی و ارزیابی تلخ و شیرین گذشتگان جان و دل فرد را دگرگون میسازد.
39- قال علی علیهالسلام: «و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین.»[۳۷].
(تاریخ و اخبار گذشتگان را بر قلبت عرضهنما و آنچه را که بر گذشتگان رسیده است یادآورش باش.)
انقلاب اسلامی
انقلاب و قیام و حرکت موفق یک امت بهترین و ارزندهترین مربی و آموزگار دلهای آماده تربیت است. نهضت و قیام رهایی بخش، نقش اساسی در تربیت اجتماعی دارد، ترس و زبونیها را از دل میلیونها انسان میشوید و شجاعت و دلاوری و شهادت طلبی را به همه میآموزد، در انقلاب همه آزمایش میشوند و زشتیها و پلیدیها خود را نشان میدهند. آیا میلیونها دل و جان آمادهای را که در انقلاب اسلامی ما عوض شد و رنگ خدایی گرفت، میشود انکار کرد؟ کدام عامل تربیتی این همه قدرت جذب و سازندگی دارد؟ و در کدام کلاس به وسعت همه کشور آزادمان میتوان به تبلیغ و ارشاد مغزها پرداخت؟ نعمت انقلاب، از بزرگترین نعمتهای الهی و حرکت انقلاب از بزرگترین عوامل تربیتی به شمار میآید که درود و سلام همه ما به فرزند راستین علی (ع)امام فقید امت اسلامی و امام حاضر در صحنه زمان ما حضرت آیه الله خامنهای و رهروان راه امام خمینی باد. در این رابطه امام علی (ع)میفرماید:
40- قال علی علیهالسلام: «و الذی بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغربلن غربله... حتی یعود اسفلکم اعلاکم و اعلاکم اسفلکم...»[۳۸].
(سوگند به خدایی که پیامبر را بحق مبعوث کرد به سختی آزمایش میشوید و غربال میگردید... آنچنان که پایین به بالا و بالا به پایین باز گردد.)
این آزمایش در یک انقلاب مقدس امکانپذیر میباشد.
و الحمدلله رب العالمین.
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 3/ 30
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 4/ 201
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 359
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 108/ 31
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 31/ 22 و 23
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 5
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 54
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 195/ 4 و 10
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 15/ 45
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 456
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 2/ 31
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، 5/ 23
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 13/ 31
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 399
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 308
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 53/ 52 و 53
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 1/ 120
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 40/ 53
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 118/ 192 و 119
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 9/ 69 و 10
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 5/ 13
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 31/ 100 و 101
- ↑ لمعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 2/ 38
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 3/ 38
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، حکمت 38/ 3 و 4
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 31/ 92 و 93
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 9/ 34
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 62/ 8 و 9
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 51/ 192
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 160/ 14 و 15
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 97/ 12 و 13
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 7/ 176
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 8/ 91
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 31/ 114 و 115
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 7/ 47
- ↑ المعجم المفهرس، نامه 53/ 38 و 39
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، نامه 31/ 11 و 12
- ↑ المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه، خطبه 16/ 2 و 3







