کتابخانه:اسراف-کتاب
|
| |
| نویسنده | عزیزالله حیدری |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۹ |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | چاپ اول : زمستان ۱۳۸۸ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۹۷۳-۲۴۳-۵ |
| دانلود | |
مقدمه
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
قبل از آنکه دربارهٔ اسراف و تعاریف و نمونهها و راهکارهای بازدارنده بررسی کنیم؛ لازم است بدانیم که همه کردارها در بینش اسلامی با اندیشه و عقاید رابطه دارند. پس هیچ عملی بدون رابطه با یک ذهنیّت و فکر نیست.
به همین دلیل باید اسراف را در ظرفیتی بیشتر بررسی کنیم؛ زیرا در قرآن کریم انسان یک موجود امانت دار است و نعمتها نیز از یک نسبت ویژهای از این امانت هستند. همین دقت باعث میشود که انسان مؤمن از حساسیتی در برابر نعمتها و مصرف آنها برخوردار میشود؛ چنانکه حتی یک تکه نان هم برای او دغدغه میشود. به این روایت شگفت دقت کنید:
روزی امام سجادعلیه السلام و به روایتی دیگر امام حسینعلیه السلام قصد کرد به دستشویی برود، آنجا تکهای نان را بر زمین دیدند، برداشته و به خادم خویش داده و فرمودند: این نان را نگه دار تا من بیرون آیم. هنگامی که امامعلیه السلام بیرون آمد، سراغ نان را گرفت؛ خادم گفت: من نان را خوردم. امامعلیه السلام فرمود: تو آزادی. فردی از امام پرسید: به خاطر این کار، او را آزاد کردید؟ امامعلیه السلام پاسخ جالبی دادند و فرمودند کسی که چنین به نان احترام کند از آتش جهنم آزاد شده، پس من چرا او را آزاد نکنم.[۱]
این حدیث نشان میدهد، انسان باید برای نسبتی که بین او و نعمتهاست، دچار دغدغه باشد.
این دغدغه از آنجا شروع میشود که انسان، خود نعمتی بزرگ؛ بلکه وجودش بزرگترین نعمت است. پس باید خودش را به بهترین وجه و بهترین جهت خرج کند. و اگر در این مسأله حساس نباشد و کوتاهی کند، بزرگترین اسراف اتفاق افتاده است و بدترین شرور که اسراف یکی از آنهاست، اتفاق میافتد. چنانکه فرمودهاند:
من هانت علیه نفسه فلا تأمن شرّه؛
کسی که برای خودش ارزشی قائل نباشد، از شرّ او در امان نباش.
و چنین است که قرآن بزرگ و هدایت تمام، میفرماید: ای کسانی که دربارهٔ وجود خودتان اسراف نمودهاید، از رحمت خداوند ناامید نشوید، خداوند همه گناهان را میآمرزد.[۲]
و میبینیم که گناه قوم لوط را یک اسراف و آلودهها به گناه لواط را جزء مسرفین نام میبرد.
و از همین جا میبینیم که قرآن هدایتگر، قبل از آنکه به اسراف اشیاءِ ضروری زندگی، مانند آب و خوراک و پوشاک بپردازد، از این اسراف گفتگو میکند؛ زیرا این گمگشتگی و ضلالت انسانی دربارهٔ خویش است که اسرافهای دیگر را شکل میدهد و سرمایههای بزرگ را نابود میکند.
این مطلب از یک حقیقت بزرگ پرده بر میدارد که وقتی انسان و انسانیت ارزش خویش را از دست داد، آنگاه احساس مسؤولیت دربارهٔ نعمتها نمیکند و میبینیم چه آمارهای وحشتناکی از اسراف در جهان مطرح میشود.
روزانه ۶ میلیارد تومان در کشور برای بیماریهای ناشی از سیگار هزینه میشود.[۳]
سالانه ۵۴ میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشود که با کاغذ مصرفی آن میتوان کتابهای درسی دانشآموزان را تأمین کرد[۴]
باندهای مافیایی سالانه ۸ میلیارد دلار از قاچاق زنان درآمد کسب میکنند.
میزان درآمد ناشی از تجارت زنان شرقی به عنوان بردگان هزاره سوم، سالانه تا ۱۳ میلیارد دلار است.[۵]
سالانه ۶ تریلیون (۶ هزار میلیارد) نخ سیگار در جهان به فروش میرسد. درآمد حاصله از خرید سیگار این افراد بالغ بر ۳۰۰ میلیارد دلار است.[۶]
هر سال بیش از ۵۵ هزار نوجوان و جوان، شهروند کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر اثر مصرف نوشیدنیهای الکلی، جان خود را از دست میدهند.
در شمال تهران ۱۰۰ هزار واحد مسکونی خالی وجود دارد.[۷]
این مطالب همگی مرتبط با جهان بینی شخص، نسبت به انسان است و به همین دلیل، ابتدا باید از اهمیّت استعدادهای انسانی و هدف برتر او و خلاصه حیات متعالی او سخن گفت، تا آنگاه نسبت به نعمتهایی؛ مثل آب و نان و برق و گاز و سایر انرژیها قناعت بورزد و به مصرف صحیح روی آورد؛ زیرا انسانی که نسبت به نعمتهای بزرگ؛ مثل وجود خویش و آثار اعمال خویش حساسیت پیدا کرد، نمیتواند اسراف در نعمتهای کوچک دیگر را تحمّل کند.
استاد مینویسد:
کسی که عاشق حقّ شد (الذین آمنوا) عاشق خلق میشود، که عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست و این عشق میشود زیربنای مبارزه و امر به معروف و نهی از منکر. کسی که عاشق شد، خواستار بهروزی و بهزیستی و رشد و حرکت و کمال معشوق است. در این دید، حتی یک پر سبزی و یک ورق کاغذ هم هدر نمیشود و ضایع نمیگردد که باید هرچیز به رشد و کمال خود برسد و این خودداری از اسراف، براساس این اعتقاد استوار میشود، نه فقط براساس یک بخل و یا یک دید اقتصادی.[۸]
و کسی که یک پر سبزی را هدر نمیکند و اسراف نمیکند، چگونه میتواند شاهد از دست رفتن استعدادهای خلق باشد؟ چگونه میتواند خودش باتلاق خلق بشود و آنها را مطیع و مرید و برده خود بسازد؟ چگونه میتواند که شاهد اسارت و بردگی و در باتلاق رفتن خلق باشد و آرام بگیرد؟
با این مبنا نه تنها میتوانیم الگوهای مصرف را تغییر دهیم و از اسراف بکاهیم؛ بلکه میتوانیم این بینش را متعالی نمود یا به قول روانشناسان، تصعید ببخشیم که احساس مسؤولیت دربارهٔ انسان، استعدادها، وقتها، نیز به جنبش درآید.
با این دیدگاه عمیق میتوانیم بفهمیم، چرا حضرت علیعلیه السلام در کنار فرات به شخصی که آب را بیهوده به اطراف میریخت، بگوید: اسراف نکن.
و بفهمیم که چرا مرحوم آیت اللَّه کاشانی و مرحوم مدرسرحمهما الله یادداشتها و توصیهها را در کاغذ کوچک؛ مثل کاغذ یک سیگار مینوشت. هرچند آن فرد از شخصیتهای مملکت بود.
و حکمت کار امام خمینیرحمه الله روشن میگردد که نیم خورده آب در لیوان را نگه میداشت، اینگونه حکایات از سیرهها میتواند بسیار سازنده باشد.
دربارهٔ مرحوم سبزواری، نویسنده منظومه نوشتهاند که:
روزی دختر ایشان غذای خوبی از مرغ پخت و پدر را دعوت نمود. امّا با کمال تعجّب دید که پدر از همان غذای ساده؛ مثل نان و ماست میخورد. پس به حکیم سبزوار گفت: پدرجان من ثابت میکنم که لازم است شما از این مرغ بخورید؛ چون این مرغ در بدن شما تبدیل به فکر میشود و به کمال میرسد.
حکیم سبزواری گفت:
من در همین تردید دارم![۹] شکی نیست که خداوند، استفاده از نعمتها را تحریم نکرده است. امّا باید دید که نسبت نعمتها چقدر از نظر انسان مؤمن و عارف دقیق است و چقدر باید شکرگزار باشد؟
از قدرشناسی نعمتها و تعظیم آنها حکایتی از شیخ انصاریرحمه الله است که شگفتی انسان را بر میانگیزد؛ روزی شیخ مشغول خوردن نان بود، کسی از او پرسید: چه میل میکنید؟
پاسخ داد: نان و تازه!
راستی که چقدر زیباست. آن بزرگوار نگفت، نان خالی! (چنانکه روش ماست) و تازگی را جزء خورش یاد کرد. فرمود: نان و تازه!
این بینشهاست که اسراف را کنترل میکنند و در ضمن انگیزهای متعالی نیز در بردارد وگرنه استانها به خاطر جلب نفع و دفع ضرر خودشان، در این دغدغه خواهند بود.
در یکی از اجلاسها دیده شد، سفیر چین چند برنج ریخته شده روی میز را جمع کرد و خورد و هنگامی که با نگاههای سرزنشآمیز مواجه شد، گفت: شما حقّ ندارید، تعجب کنید؛ زیرا با جمعیتی که ما داریم، اگر هر کسی چند برنج دور بریزد میدانید، چه حجمی از برنج خواهد شد؟
سوگمندانه باید اعتراف کنیم که ما مردم اسرافکاری هستیم و حتی در بین برخی از کشورها هم شناخته شدهایم.
یکی از دوستان جانباز که برای معالجه به آلمان رفته بود، میگفت: وقتی برای اجاره منزل به مردم مراجعه میکردم، از اجاره به ایرانیها امتناع میکردند. هنگامی که دلیل آن را پرسیدیم میگفتند: شما ایرانیها انرژی را از پنجره بیرون میریزید.
منظورشان را پرسیدم، میگفتند: وقتی شما گرمتان میشود، به جای بستن شیر شوفاژ، پنجرهها را باز میکنید!
به نظر میرسد، این مقدار هشدار برای درک ابعادِ اسراف کافی باشد.
راهکارهای مقابله و نجات از اسراف
الف) راهکارهای ملّی
مجری اینگونه طرحها، دولت جمهوری اسلامی میباشد که میتواند در میدان وسیع و طرحهای کلان به صرفه جویی در سطحی گسترده اقدام کند و امکانات زیادی را جذب نموده و از اسراف آنها جلوگیری نماید.
دولت نهم در موارد زیادی، موفق بوده و باید این را ادامه دهد:
۱. کنترل سوخت به ویژه بنزین
۲. ممنوعیت مسافرتها و رانتهای دولتی
۳. ممنوعیت همایشهای بیفایده و جوایز بدون استحقاق
۴. آموزشهای رسانهای به ویژه تلویزیون دربارهٔ مصرف آب و گاز
ب) نظارت بر تولیدات غذایی به ویژه نان
مطالعات گوناگون دربارهٔ اسراف نان نشان داده شده که پخت خوب نان، باعث کنترل مصارف بیرویه و دورریزی میشود. و مصرف کننده کمترین تقصیر را دارد. نانهایی که با کیفیت پخت و تحویل مشتری داده میشوند، تقریباً به طور کامل مورد استفاده قرار میگیرند. با راهکارهایی؛ مثل تشویق و تنبیه در این معضل بزرگ که آمارهای وحشتناکی از ضایعات نان داده میشود، میتوان به وضعیت مطلوبی رسید.
ت) نقش مهم زنان و مادران در خانواده
زنان در جنس خود گرایش به زینتها دارند[۱۰]و این خصلت میتواند مصرفهای بیجا و خصلت بیمارگونه چشم و هم چشمی را شعلهور کند، امّا وقتی زنی مؤمن شد، طبیعت خویش را متحوّل میکند؛ همان طور که مرد بعد از باور، متفاوت میشود و خصلتهای طبیعی به تعالی میرسد.
بنابراین زنان میتوانند نقش بسیار مهمی را جاری کنند.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرماید:
ایما امرءة أدخلت علی زوجها فی امر النفقة و کلّفَه ما لا یطیق لا یقبل اللَّه منها...؛
آن زنی که همسرش را در امور نفقه در فشار بگذارد و مخارجی را که در توانش نیست، تحمیل کند، خداوند هیچ کار خیری را از این زن قبول نمیکند؛ مگر آنکه توبه کند و از مرد چیزی را بخواهد که در طاقت اوست.[۱۱]
و دربارهٔ زنان بد آمده است که خراجه هستند؛ یعنی خرج تراش یا خیلی خرج کننده.[۱۲]
و دربارهٔ زنان خوب نیز آمده است که برترین زنان؛ آسان گیرترین آنها در مخارج زندگی است و محافظت میکند از خویشتن در مال همسرش.[۱۳]
ج) راهنمایی و ارشاد گرفتن از کسانی که مورد اعتمادند و مردم به سخن آنان گوش میدهند
مردم از چند گروه حرف شنوی دارند:
پلیس، پزشک، روحانی، معلم و استاد
در مورد سوم و چهارم، باید مردم و دانشآموزان و دانشجویان را به جدّیت در این امور راهنمایی کنند.
چ) مطالعه هشدارهای قرآن و حدیث
این بینشها آنقدر تأثیرگذارند که کسی نمیتواند بخواند و در رفتارش، تحوّل پیدا نکند.
آیا همین بس نیست که خداوند میفرماید: اسراف نکنید، خدا اسرافکار را دوست ندارد.[۱۴]
بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید او (خدا) اسرافکاران را دوست ندارد.[۱۵]
اینجا خداوند خودش را با ضمیر معرفی کرده، گویی رویَش را از اسرافکار گردانده است. البته خداوند دوستدار سختگیری بر خویشتن و زندگی اطرافیان نیست و نام آن را تقتیر نهاده و میفرماید:
«وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَاماً»؛
یعنی کسانی که وقتی انفاق میکنند، زیاده روی ننموده و خسّت به خرج نمیدهند؛ بلکه چیزی بین (افراط و تفریط) را انجام میدهند.[۱۶]
چقدر بد و تکان دهنده است که انسان اسرافکار، در کنار فرعون معرفی شود که قرآن دربارهاش میگوید:
«إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ»؛
به جدّیت که فرعون از اسرافکاران بود.[۱۷]
چقدر زشت است که انسان در کنار قوم لوط شناسایی شود؛ زیرا قرآن آنان را نیز از اسراف کاران معرفی میکند.[۱۸]
ح) توجّه به عقوبتهای اسراف
محرومیّت و ابعاد آن
اشاره
امام صادقعلیه السلام فرمودند:
پیامبر شب پنجشنبهای میخواستند در مسجد قبا افطار کنند، پس پرسیدند آیا شربتی هست؟
اوس بن خوله انصاری، شیری آورد که مخلوطی از عسل داشت. همینکه پیامبرصلی الله علیه وآله آن را چشید، کنار گذاشت و فرمود: یک شربت برای خورندهاش کافیست. البته من نمیخورم، امّا تحریم نمیکنم. ولکن (در برابر نعمت) برای خدا تواضع میکنم. پس هر که فروتنی برای خدا کند، خدا بلندش میگرداند و هر کس تکبّر نماید، پستش مینماید.
و هر کس در معاش میانه روی کند، خداوند روزیاش میدهد و هر کس بریز و بپاش کند، خداوند محرومش میکند و هر کس یاد مرگ کند، خداوند دوستش میدارد.[۱۹]
هم اکنون به ابعاد این محرومیّت، میپردازیم:
محرومیت از هدایت
بزرگترین تنبیه محرومیت از هدایت، برای آدم اسرافکار است.
قرآن میگوید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ»؛
خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمیکند.[۲۰]
بدتر از این، خدا او را گمراه میکند که البته این یک گمراهی جزایی و عقوبتی است. عقوبتی برای اسراف و شکّاک بودن.
عذابهای سخت آسمانی
حضرت ابراهیم پرسید: این فرستادگان مأموریت شما چیست؟
گفتید: ما به سوی مردمی مجرم و پلیدکار فرستاده شدهایم، تا سنگهایی از گِل رُس بر آنان فرو فرستیم که نزد پروردگارت برای اسرافکاران نشانهگذاری شده است.[۲۱]
قحطی و کمبود در مواد اساسی مورد نیاز
دربارهٔ این موضوع، تردیدی نیست که چنین عقوبتی کاملاً منطقی است؛ زیرا محدودیت منابع با اسراف و زیاده روی نسبت مستقیم دارد و مصرف خارج از حدّ، میتواند به خطر جدّی در منابع غذایی بینجامد. امّا نکته مهمتر عقوبتی است که خداوند خودش اقدام خواهد نمود:
قومی از بنی اسرائیل که به اهل نهر ثرثار مشهور بودند، در شرایطی خوب از آب و زمین زندگی میکردند که محصول بسیار زیاد و مرغوب از گندم داشتند و از این گندم مرغوب نانهایی میپختند، نازک و سفید؛ مثل پارچه لطیف. این نعمت زیاد آنقدر آنان را مغرور و اسرافکار نموده بود که زنان به جای پارچه از همان نانها برای پاک کردن مدفوع بچهها استفاده میکردند!
روزی مرد صالحی زنی را دید که طفل خود را با نان پاک میکند گفت: از خدا بترسید و نعمت خدا را از خود بر نگردانید، آن زن گفت: ما را از گرسنگی میترسانی؟ تا این نهر جاری است ما از گرسنگی نمیترسیم!
آنها آنقدر این کار را انجام دادند که انباشتی عظیم، چون کوه در خارج از شهر از این نانها ایجاد شد.
ناگهان خداوند بر آنها قحطی را با منع باران و گیاه زمین، نازل نمود و چنانکه به کمبود و نایابی غذا و به ویژه نان، دچار شدند که مجبور شدند، برای استفاده از همان نانها در خارج شهر صف بکشند و نوبت بگیرند![۲۲]
قرآن از این موضوع چنین یاد میکند:
«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کانَتْ آمِنَةً...»؛
خداوند (برای آنها که کفران نعمت میکنند) مثلی زده است: منطقه آبادی را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیاش به طور فراوان از هر کسانی میرسیده، امّا نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطر اعمالی که انجام میدادند، لباس گرسنگی و ترس به اندامشان پوشاند.[۲۳]
امام صادقعلیه السلام در این باره فرمودند:
گروهی از بنی اسرائیل آنقدر زندگی مرفهی داشتند که حتی از مواد غذایی، مجسمههای کوچک نمیساختند و گاهی بدن خود را با آن پاک میکردند. امّا سرانجام کار آنها به جایی رسید که مجبور شدند، همان مواد غذایی آلوده را بخورند و این همان است که خداوند در قرآن فرموده: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً».[۲۴]
نکته زیبا در قرآن این است که توصیف گرفتاری و قحطی را با این تعبیر یاد میکند، خداوند لباس گرسنگی را به آنها چشانید!
مگر لباس چشیدنی است؟ منظور قرآن از شمول و فراگیری این بدبختی و قحطی، چنان است که همان طور که لباس همه جای وجود را در بر میگیرد و انسان با پوست و گوشتش آن را حس میکند، پس آن قحطی در اثر عقوبت چنان فراگیر شد، مانند لباسی که به تن انسان میچسبد، ناراحتی آن را چشیدند.
تغییر در ذهنیت نسبت به داراییها
یکی از عوامل نجات از اسراف، توجّه به این نکته است که برخورداری از امکانات مالی و مادی را یک امتیاز برای خود ندانیم؛ زیرا از انگیزههای مهم غفلت و رفتارهای اسراف گرانه همین احساس خود ممتاز بینی است.
امام صادقعلیه السلام این حالت را بسیار زیبا توصیف نموده که دیگر نیازی به توضیح ما نیست:
آیا گمان میکنی، خدا به کسی که مال داده به نسبت احترام اوست و یا به کسی نداده، به واسطه پستی اوست؟ نه چنین است؛ بلکه مال، مال خداست. آن را به عنوان امانت نزد شخص قرار میدهد و اذن داده که به طور میانه روی از آن بخورد و بیاشامد و لباس بپوشد و ازدواج کند. بر مرکب سوار شود و زیادتی آن مال را به فقرا برساند و رفع احتیاجشان کند. پس هر کس به این دستور عمل نموده، آنچه را خورده و آشامیده و پوشیده و سوار شده و نکاح نموده، تمام بر او حلال است و اگر چنین نکرده، تمام بر او حرام است. پس آیه شریفه را خواند که اسراف نکنید. خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. سپس امامعلیه السلام ادامه داد: آیا گمان میکنی! خدا مالی به عنوان امانت به کسی داد، پس او اسبی برای خود بخرد به مبلغ ده هزار دینار؛ در حالی که میتوانست اسبی به مبلغ بیست دینار بخرد و کاملاً کفایتش میکرد و کنیزی را سه هزار دینار بخرد؛ در حالی که میتوانست کنیزی به بیست دینار بگیرد و او را کافی بود؛ در حالی که خداوند فرموده اسراف نکنید.[۲۵]
ذکر الگوهای سازنده و تأثیرگذار از مراقبت و شکر نعمتها
امام صادقعلیه السلام میفرمایند:
پدرم ناراحت میشد از اینکه بخواهد دستش را که آغشته به غذا بود با دستمال پاک کند؛ بلکه به خاطر احترام غذا، دست خود را میمکید و یا اگر کودکی در کنار او بود و چیزی در ظرفش باقی مانده بود، ظرف او را پاک میکرد و حتی خودش میفرمود: گاه میشود غذای کمی از سفره بیرون میافتد و من به جستجوی آن میپردازم، به حدّی که خادم منزل میخندد (که چرا دنبال یک ذره غذا میگردم) سپس اضافه کرد، جمعیتی پیش از شما میزیستند که خداوند به آنها نعمت فراوان داد، امّا ناشکری کردند و مواد غذایی را بیجهت از میان بردند و خداوند برکات خود را از آنها گرفت و به قحطی گرفتارشان کرد.[۲۶]
خودمان استادی بزرگ را شاهد بودیم که سفره را به زیبایی و دقت پاک مینمود و نانهای خشک که قابل استفاده بود را جمع مینمود و سپس با غذایی؛ مثل اشکنه و آب دوغ، همه آن نانها را به مصرف میرساند و میگفت: افتخار من این است که تا به حال نان، به نان خشکیها ندادهام و به راستی که تا زنده بود ما چنین منظرهای را در خانه او ندیدیم.
ذکر ثوابهای جذّاب و تشویق کننده
برای مثال دربارهٔ مواد غذایی و مراقبت از مصرف بیرویه و اسراف و دور ریختنیهایی که در سطح کلان به مبالغ هنگفتی میرسد، میتوان به آداب طعام خوردن در اسلام مراجعه کرد در این باره علّامه مجلسیرحمه الله بابی گشوده است.
در حدیثی از علیعلیه السلام آمده است که:
آنچه از سفره میریزد، بخورید که در خوردن آن شفاست.
(فراموش نکنیم که آن مسؤول چینی در خوردن چند دانه برنج چه گفت).
شخصی به امام صادقعلیه السلام از دردی شکایت کرد و حضرت برای شفا، خوردن همین غذاهای ریخته در سفره را پیشنهاد نمود و او استفاده کرده و خوب شد.
خوردن این ریزههای سفره فقر و پریشانی را برطرف میکند و فرمودهاند هر که پاره نانی را بردارد و بخورد یک حسنه دارد. و اگر پاره نانی را از جای آلوده بردارد و تمیز کند، هفتاد حسنه دارد (یعنی آن را برای خوردن دیگر موجودات حفظ کند) و فرمودهاند: خورده ریزها در بیابان را برای حیوانات و پرندگان بگذارید.
راوی میگوید:
در خدمت حضرت صادقعلیه السلام بودم، دیدم که بعد از طعام میگردد و آنچه روی زمین افتاده بر میدارد، حتی کنجد و امثال آن را، گفتم: فدای تو شوم، اینها را جمع میکنید؟ فرمود: که اینها روزی توست، مگذار برای دیگری که شفایند از هر دردی.
در حدیث دیگر آمده:
جمع کردن غذاهای ریخته شده، فقر را برطرف میکند؛ حتی برای فرزندان آینده.
در حدیث دیگر برای برداشتن نان و خرما، وعده بهشت داده شده است.
در حدیث لطیف دیگری، خوردن آنچه از سفره ریخته، مهریه حورالعین محسوب گردیده.
در حدیثی از امام صادقعلیه السلام میخوانیم:
من انگشتان خود را بعد از طعام میلیسم، به طوری که خادمان من گمان میکنند که این از حرص است. و سپس داستان نهر ثرثار را که در صفحات قبل گذشت، یادآوری فرمود.[۲۷]
مصونیت از بیماریها و پیری زودرس
این موضوع در پزشکی به ثبوت رسیده که ریشه بیشتر بیماریها در اثر عدم رعایت اصول خورد و خوراک است؛ چنانکه پیامبرصلی الله علیه وآله و طب اسلامی خبر داده بود.[۲۸]
امّا حکایت شگفت و عبرت آموزی را بخوانید که امیرالمؤمنین علیعلیه السلام فرمودند: روزی حضرت عیسیعلیه السلام به شهری رسید که مرد و زنی با هم دعوا میکردند. عیسیعلیه السلام علّت را پرسید. مرد گفت: این زن من همسر نیکوکار و خوبی است، امّا من او را دوست ندارم، چون صورتش زود پیر شده و طراوتش را از دست داده بیآنکه پیر شده باشد. حضرت عیسیعلیه السلام از زن پرسید: میخواهی چهرهات با طراوت شود؟ گفت: بله! حضرت فرمود: وقتی غذا میخوری سیر نخور، چون وقتی غذا در معده به جوش آمد تازگی از چهره میرود، آن زن دستور را انجام داد و طراوت صورتش بازگشت و محبوب شوهرش شد.[۲۹]
فهرست کتابهای انتشارات مسجد مقدّس جمکران
تاریخ مسجد مقدّس جمکران
نام کتاب
نویسنده / مترجم
آئینه اسرار
حسین کریمی قمی
تاریخچه مسجد مقدس جمکران (فارسی)
واحد تحقیقات
تاریخچه مسجد مقدس جمکران (فارسی)
واحد تحقیقات
سخنرانی مراجع در مسجد جمکران
واحد پژوهش
مسجد مقدس جمکران تجلّیگاه صاحب الزمانعلیه السلام
سید جعفر میرعظیمی
پیامبرصلی الله علیه وآله
الگوی رستگاران
حسین احمدی
اوصاف الرسول (اسامی و القاب)
احمد سعیدی
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسم و خشنونتطلبی
علی اصغر رضوانی
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری
علی اصغر رضوانی
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوقاقلیتها و ارتداد
علی اصغر رضوانی
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن
علی اصغر رضوانی
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی
علی اصغر رضوانی
پیامبر رحمت
سعید منصوری
تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله وسلم (دو جلد)
عباس صفایی حائری
چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله
احمد سعیدی
حکومت بر دلها
شفیعی مازندرانی
راه و رسم زندگی در کلام پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله
خیراللَّه سلیم زاده
روزشمار تاریخ پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله
احمد سعیدی
محمد رسول اللَّه
واحد پژوهش
اهل بیتعلیهم السلام
آخرین خورشید پیدا
واحد تحقیقات
امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان
سهراب علوی
پرچمدار نینوا
محمد محمدی اشتهاردی
پیشوایان معصوم
آیت اللَّه سیّد محسن خرازی
دفاع از حریم امامت و ولایت
کریم شنی
شرح زیارت جامعه کبیره
محمد حسین نائیجی
عمه سادات
سیّد ابوالقاسم حمیدی
کهکشان راه نیلی
حسن بیاتانی
ماه مدینه
واحد پژوهش
ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام
سید نورالدین جزائری
پاسخ به شبهات
اسلامشناسی و پاسخ به شبهات
علی اصغر رضوانی
اصول عقاید از دیدگاه اهل بیتعلیهم السلام
علی اصغر رضوانی
امامشناسی و پاسخ به شبهات (قرآن)
علی اصغر رضوانی
امامشناسی و پاسخ به شبهات (حدیث)
علی اصغر رضوانی
دفاع از تشیع و پاسخ به شبهات
علی اصغر رضوانی
سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات
علی اصغر رضوانی
غدیرشناسی و پاسخ به شبهات
علی اصغر رضوانی
مرجعیت دینی اهل بیتعلیهم السلام و ...
علی اصغر رضوانی
موعودشناسی و پاسخ به شبهات
علی اصغر رضوانی
نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات
علی اصغر رضوانی
واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات
علی اصغر رضوانی
اهل بیتعلیهم السلام از دیدگاه اهل سنّت
علی اصغر رضوانی
سلسله مباحث مهدویت
اماکن مقدسه مرتبط با حضرت مهدیعلیه السلام
علی اصغر رضوانی
امامت در سنین کودکی
علی اصغر رضوانی
امامت و غیبت
علی اصغر رضوانی
بررسی دعای ندبه
علی اصغر رضوانی
تولد حضرت مهدیعلیه السلام
علی اصغر رضوانی
حکومت حضرت مهدیعلیه السلام
علی اصغر رضوانی
دفاع از مهدویت
علی اصغر رضوانی
دکترین مهدویت تنها راه نجات بشر
علی اصغر رضوانی
علایم ظهور
علی اصغر رضوانی
غیبت صغری
علی اصغر رضوانی
غیبت کبری
علی اصغر رضوانی
فلسفه حکومت عدل جهانی
علی اصغر رضوانی
قرآن و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
علی اصغر رضوانی
منجی از دیدگاه ادیان
علی اصغر رضوانی
مهدویت و جهانیسازی
علی اصغر رضوانی
نظریهپردازی دربارهٔ آینده جهان
علی اصغر رضوانی
وجود امام مهدیعلیه السلام از منظر قرآن و ..
علی اصغر رضوانی
وجود امام مهدیعلیه السلام در پرتو عقل
علی اصغر رضوانی
وظایف ما در عصر غیبت
علی اصغر رضوانی
هنگامه ظهور
علی اصغر رضوانی
سلسله مباحث شناخت وهابیت
ابن تیمیه، مؤسس افکار وهابیت
علی اصغر رضوانی
برپایی مراسم جشن و عزا
علی اصغر رضوانی
توسل از دیدگاه وهابیان
علی اصغر رضوانی
خدا از دیدگاه وهابیان
علی اصغر رضوانی
زیارت قبور از دیدگاه وهابیان
علی اصغر رضوانی
شناخت سلفیها (وهابیان)
علی اصغر رضوانی
فتنه وهابیت
علی اصغر رضوانی
مبانی اعتقادی وهابیان
علی اصغر رضوانی
موارد شرک از دیدگاه وهابیان
علی اصغر رضوانی
اخلاقی، تربیتی
آثار گناه در زندگی و راه جبران
علی اکبر صمدی
اخلاق عملی
آیت اللَّه مهدوی کنی
اقتصاد خانواده
شفیعی مازندرانی
حلیة المتقین
محمد باقر مجلسی
راهکارهای دوری از گناه (اعتیاد مدرن)
عزیز اللَّه حیدری
راهکارهای دوری از گناه(چشم چرانی و ...)
عزیز اللَّه حیدری
راهکارهای دوری از گناه(قمار و شراب)
عزیز اللَّه حیدری
راهکارهای دوری از گناه(موسیقی)
عزیز اللَّه حیدری
خانواده و تحول در تربیت
رضا فرهادیان
درسهایی از طبیعت
محمّد رضا اکبری
صفات شیعه
شیخ صدوق
عبرتهای ماندگار
محمد رضا اکبری
فرهنگ اخلاق
عباس اسماعیلی یزدی
فرهنگ تربیت
عباس اسماعیلی یزدی
فرهنگ صفات
عباس اسماعیلی یزدی
فضایل شیعه
شیخ صدوق
قصههای تربیتی
محمّد رضا اکبری
مبانی تربیت و ...
رضا فرهادیان
معلم محبوب ...
رضا فرهادیان
هدف از زندگی
رضا فرهادیان
شرح حال
آقا شیخ مرتضای زاهد
محمد حسن سیف اللهی
بدر مشعشع در احوال موسی مبرقع
محدث نوری
تولدی نو (نقد مسیحیت)
علی الشیخ/سید مسلم مدنی
خورشید شرق
محمّد رضا اکبری
روزنههایی از عالم غیب
آیت اللَّه سید محسن خرّازی
سیاحت غرب
آقا نجفی قوچانی
نور علی نور
حسین احمدی
قم - مسجد مقدس جمکران:
صندوق پستی: ۶۱۷ تلفن: ۷۲۵۳۷۰۰ نمابر: ۷۲۵۳۳۴۰ - ۰۲۵۱
شماره حساب: بانک ملت، قم شعبه جمکران، کد ۵/۸۷۸۵، جاری ۳/۵۰۰
بانک رفاه کارگران، قم شعبه آذر، کد ۸۲۲، جاری ۳۰۰۹۳۹
پانویس
- ↑ حلیة المتقین، علّامه مجلسیرحمه الله، باب آداب طعام خوردن، ص ۸۱، نشر لقمان
- ↑ تحف العقول، ص ۵۱۲، چاپ اسلامیه
- ↑ آمارها، علی اصغر جدایی
- ↑ آمارها، علی اصغر جدایی، ص ۱۰۱
- ↑ همان، ص ۱۹۵
- ↑ همان، ص ۱۹۶
- ↑ همان، ص ۱۷۳
- ↑ رشد، تفسیر سوره عصر، دیداری تازه با قرآن
- ↑ قصههایی از زندگی علما، محمدتقی صرفی
- ↑ سوره زخرف، آیه ۱۸
- ↑ مکارم الاخلاق، چاپ بیروت، ص ۲۸۲
- ↑ همان، ص ۲۰۹
- ↑ همان، ص ۲۱۰
- ↑ سوره انعام، آیه ۱۴۱
- ↑ سوره اعراف، آیه ۳۱
- ↑ سوره فرقان، آیه ۶۷
- ↑ سوره یونس، آیه ۸۳
- ↑ سوره اعراف، آیه ۸۱
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۲۱۷
- ↑ سوره غافر، آیه ۲۸
- ↑ سوره ذاریات، آیات ۳۱ تا ۳۴
- ↑ حلیة المتقین، علّامه مجلسیرحمه الله، ص ۸۱، نشر لقمان
- ↑ سوره نحل، آیه ۱۱۲
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۴۳۱
- ↑ گناهان کبیره، آیت اللَّه دستغیب، ج ۲، ص ۹۸، به نقل از مستدرک الوسائل، باب نکاح، باب ۲۲
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۴۳۵ - ۴۳۶
- ↑ حلیة المتقین، علّامه مجلسیرحمه الله چاپ هجرت، ص ۷۹ - ۸۰ - ۸۱
- ↑ احادیث زیادی در این مضمون داریم که معده آدمی خانه دردهاست. باید این اصول در کتاب حلیة المتقین بخش آداب خوردن و آشامیدن بخوانیم
- ↑ حلیة المتقین، علّامه مجلسی، ص ۶۲، چاپ و نشر لقمان







