کتابخانه:اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی(ره) ج2
|
| |
| تهیه و تنظیم | بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۲ |
| شابک | ۹۶۴-۴۷۰-۰۲۰-۱ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه ناشر
- ۲ اعتراف به اشتباه
- ۳ دقت عمل در رفتار خود و افراد تحت امر و رسیدگی به امر متخلفین
- ۴ اشاره
- ۵ از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود=
- ۵.۱ لزوم مراقبت از خود و دیگران
- ۵.۲ تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوختهاند
- ۵.۳ خطر انحراف و نفوذ منحرفین
- ۵.۴ در فکر اصلاح مراکز کاری خود باشید
- ۵.۵ برای رسیدگی به شکایات برنامه داشته باشید
- ۵.۶ مساءله پاکسازی و بازسازی یک امر ضروری است
- ۵.۷ افراد ناصالح را باید کنار زد
- ۵.۸ رسیدگی به امور متصدیان امور با بیطرفی و بدون مسامحه انجام شود
- ۵.۹ رسیدگی به امور متخلفین باید با کمال جدیت و قاطعیت عمل شود
- ۵.۱۰ در رسیدگی به امر متخلفین نه مسامحه جایز است نه زیاده روی
- ۵.۱۱ در رسیدگی به امر دیگران باید دقت عمل داشت
- ۵.۱۲ همه باید خلافکار را مؤ اخذه کنید
- ۵.۱۳ هوشیاری در مقابل خلافکاریهای عوامل نفوذی و جلوگیری از آنان
- ۵.۱۴ به شکایات مردم رسیدگی کنید
- ۵.۱۵ همیشه با بصیرت و چشمانی باز به دشمنان خیره شوید=
- ۶ ارائه کارها به مردم
- ۷ پرهیز از قدرت طلبی و حب مال
- ۷.۱ اسلام در مقابل دیکتاتوریها ایستاده
- ۷.۲ عدم استفاده از اسامی فرماندار و سلطان
- ۷.۳ در سیره انبیاء و اولیا ، اصلا قدرت طلبی در کار نبوده
- ۷.۴ مسندها همه در نظر انبیا پوچ است و قدرتها همه پوچ
- ۷.۵ قدرت طلبی انسان را در دنیا و آخرت به تباهی میکشاند
- ۷.۶ =اساس سلطه قدرتهای بزرگ ، همیشه افراد مرفه و قدرت طلب بودهاند
- ۷.۷ قدرتمندی و حب مال حدّی ندارد
- ۷.۸ هر چه مال و قدرت اضافه شود ، حرص انسان بیشتر میشود
- ۷.۹ مادامی که ( در مسؤولین ) این حد متوسط حفظ شود ، این جمهوری حفظ میشود
- ۷.۱۰ قدرتها در صدد این هستند که فرد قدرت طلبی را یافته و به وسیله او طرحهای خود را پیاده کنند
- ۷.۱۱ پیدا شدن قدرت طلبی و مال طلبی در مسؤ ولین علامت شکست نهضت است
- ۷.۱۲ قدرت طلبها در مقابل قدرتهای بالاتر خاضعند و در مقابل ضعفا جابر و ستمگر
- ۷.۱۳ قدرت طلبها به منافع مردم اصلا توجهی ندارند
- ۷.۱۴ قدرتمندان به دلیل علاقه به قدرت خود ، تسلیم قدرت خارجی میشوند
- ۷.۱۵ در جمهوری اسلامی ، ارزش مقامات در خدمتگزاری است نه حکومت
- ۷.۱۶ اگر از مردمی بودن خارج شوید ، خارجیها به شما طمع میکنند
- ۷.۱۷ دشمن میداند که باید از داخل ، کشوری را به تباهی بکشاند
- ۷.۱۸ با جدایی از مردم بدانید که رو به تباهی میروید
- ۷.۱۹ رابطه مردمی با مردم ، سبب حفظ نظام میشود
- ۷.۲۰ ارزش انسان به مقام نیست
- ۷.۲۱ فروتنی در برابر مردم و ایستادگی در مقابل طاغوت سیره انبیاست
- ۷.۲۲ تمام وابستگیها وابستگی ای است که انسان به خودش دارد
- ۷.۲۳ قدرت طلبی از هر که باشد از شیطان است
- ۷.۲۴ با قدرت طلبی مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید
- ۷.۲۵ دعوا کردن بر سر مسند بر خلاف انصاف است
- ۷.۲۶ دعوا کردن بر سر مسند و غافل شدن از مردم ، خواست قدرتهای بزرگ است
- ۷.۲۷ قدرت طلبی ریشه در خودخواهی دارد
- ۷.۲۸ هر چه قدرت زیادتر شود ، نگرانیها بیشتر میشود
- ۷.۲۹ مقام را برای امت خرج کنیم
- ۷.۳۰ قدرت اگر دست اشخاص غیر مهذب برسد خطر دارد
- ۷.۳۱ قدرت در دست عاقل ، کمال است
- ۷.۳۲ تحت تاءثیر مقام واقع شدن از ضعف نفسانی است
- ۷.۳۳ دنبال مقام رفتن بسیار ضرر دارد
- ۷.۳۴ نخوت قدرتمندی به دلیل ضعف قدرت روحی و مفلوکی انسان است
- ۷.۳۵ قدرت در روح انسانهای بزرگ تاءثیر نمیکند
- ۷.۳۶ نظر انسان اگر محدود باشد مقام و ریاست ، انسان را از خود بیخود میکند
- ۷.۳۷ ما اگر بندگی خدا را بپذیریم این مقامها نباید در ما تاءثیر کند
- ۷.۳۸ اگر تحت تاءثیر مقام واقع شوید ، در دنیا و آخرت تباه خواهید شد
- ۷.۳۹ باید بنا را بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقی نداشته باشد
- ۷.۴۰ از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال میکند ریاست یک چیزی است
- ۷.۴۱ اگر انسان مقام را مهار کند و در اختیار خود بگیرد ، به سعادت میرسد
- ۷.۴۲ قدرت را در جای خودش اعمال کنید
- ۷.۴۳ آنها که ایمان دارند ، در مقابل قدرت ضعیف نیستند
- ۷.۴۴ این ریاستها میگذرد
- ۷.۴۵ هر بلائی جامعه از دست قدرتمندان میبیند در اثر خودخواهی است
- ۷.۴۶ در نظر حضرت امیر ( علیه السلام ) ریاست مطرح نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را اقامه کند
- ۷.۴۷ ما باید ببینیم این ملتی که ما را به این مقام رساندهاند از ما چه میخواهند
- ۷.۴۸ این ریاستها رفتنی است
- ۷.۴۹ هر مقامی که برای بشر حاصل شود روزی گرفته خواهد شد
- ۷.۵۰ اگر کارها با خودخواهی و غرور همراه شد ، مبداء شکست انسان است
- ۷.۵۱ کوشش کنید به این کلمه فرماندار مغرور نشوید
- ۷.۵۲ رهبری فی نفسه وظیفه سنگین و خطرناکی است
- ۷.۵۳ دولتمردان را خدا امتحان میکند
- ۷.۵۴ چه بسا افرادی که نمیتوانند از امتحان بیرون بیایند
- ۷.۵۵ دولتمردان بدانند که رسیدن به مقام ، امتحان الهی است و سخت امتحانی است
- ۷.۵۶ دولتمردان بیدار باشند ، ما دعوی شیعه گری را میکنیم
- ۷.۵۷ بیدار باشید در محضر خدا ، برای مقام با هم دعوا نکنید
- ۷.۵۸ اگر انسان قبل و بعد مقام برایش مساوی بود از امتحان رو سفید بیرون آمده
- ۷.۵۹ هر کس هر مسؤ ولیتی دارد همان مسؤ ولیت امتحان اوست
- ۷.۶۰ هر کس در هر محل که هست آن محل آزمایش است
- ۷.۶۱ باید توجه کنید که مسؤ ولیت بزرگ است
- ۷.۶۲ انسان چون حبّ نفس دارد همه چیز را برای خودش میخواهد
- ۷.۶۳ اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقل باشد از خودتان باید شروع کنید
- ۷.۶۴ شما که میخواهید آدم بشوید ، زحمت دارد آدم شدن
- ۷.۶۵ یک قدری هوای نفس و اشتهار را کنار بگذارید
- ۷.۶۶ مقام برای خدمت به مردم است
- ۷.۶۷ خدمتگزاران مقام برایشان ارزشی ندارد
- ۷.۶۸ به دنبال مقام بالاتر بودن یک کار شیطانی است
- ۷.۶۹ میزان ، خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ مظلوم بوده است
- ۷.۷۰ این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد
- ۷.۷۱ باید این معنا را ادراک کنیم که ما هیچ هستیم
- ۷.۷۲ شما باید خودمان را فانی کنیم تا مکتبمان پیش برود
- ۷.۷۳ ای متصدیان و دولتمردان ، بهوش باشید که در دو راهی سعادت و شقاوت قرار دارید
- ۷.۷۴ در صورت احساس ضعف ، استعفا بدهید
- ۷.۷۵ انسان متعهد ، اگر در مقابل اینکه یک خیانت بکند همه چیزها را به او بدهند زیر بار نمیرود
- ۷.۷۶ در جمهوری اسلامی ، جائی برای سوء استفاده زمامداران نیست
- ۸ حفظ آبروی نظام و جمهوری اسلامی
- ۹ انتساب به اسلام مسؤ ولیت بزرگی است==
- ۹.۱ در حکومت اسلامی کار ، کار خدایی است
- ۹.۲ خلاف و اشتباه منتسبین به نظام اسلامی ، مسؤ ولیت سنگینی دارد
- ۹.۳ همه باید بر اساس موازین و حدود اسلامی رفتار کنند
- ۹.۴ خلاف مسؤ ولین سبب دفن مکتب بزرگ ما میشود
- ۹.۵ اگر وظیفه خودمان را انجام ندهیم مکتبمان را متهم میکنند
- ۹.۶ همه ما باید با خلاف دیگران مقابله کنیم
- ۹.۷ دشمنان از لغزشهای ما حداکثر استفاده را میکنند
- ۹.۸ مخالفان ما ، اشتباهات را به حساب اسلام میگذارند
- ۹.۹ خلاف ما سبب شکست مکتب میشود
- ۹.۱۰ بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی
- ۹.۱۱ تکلیف علما در این زمان از همه زمانها بیشتر است
- ۹.۱۲ لغزش علما ، اسلام را در خطر میاندازد
- ۹.۱۳ کاری کنید که اسلام عزیز و نورانی به دست ماها مشوه نشود
- ۹.۱۴ شکست امروز نهضت به واسطه کجروی ماها ، شکست برای همیشه است
- ۹.۱۵ کاری کنید که اسلام از ما گله مند نباشد
- ۹.۱۶ امروز مسند و مسؤ ولیت ما خیلی خطرناک است
- ۹.۱۷ باید از حالت شیطانی به حالت رحمانی متحول شویم
- ۹.۱۸ کاری کنید که ایران سربلند باشد
- ۹.۱۹ حفظ حیثیت نظام به شماها بسته است
- ۹.۲۰ امروز آبروی نهضت بسته به کسانی است که در خدمت انقلابند
- ۹.۲۱ امروز همه مسؤ ولند که آبروی اسلام را حفظ کنند
- ۹.۲۲ به راه اسلام و در خدمت اسلام باشید
- ۹.۲۳ کاری نکنید که به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم
- ۹.۲۴ لازمه انتساب به جمهوری اسلامی این است که افعال و رفتارمان اسلامی باشد
- ۹.۲۵ دشمنان در صدد سوء استفاده از اشتباهات ما هستند
- ۹.۲۶ وظیفه ما در حفظ نهضت اسلامی سنگین است ولی باید عمل کرد
- ۹.۲۷ ما در مقابل همه کارهایمان مسؤول هستیم
- ۹.۲۸ امروز آبروی جمهوری اسلامی بسته است به آبروی متصدیان امر
- ۹.۲۹ طبق موازین اسلامی خدمت کنید
- ۹.۳۰ رفتار غیر انسانی خدمتگزاران ، به آبروی اسلام صدمه میزند
- ۹.۳۱ امروز همه مراقب ما هستند که ببینند چه میکنیم
- ۹.۳۲ امروز گناه شخص را به حساب مکتب میگذارند
- ۹.۳۳ امروز همه در این مسؤ ولیت بزرگ مشترکیم
- ۹.۳۴ اساس این است که مکتب شکست نخورد
- ۹.۳۵ کاری نکنیم که امام زمان سلام الله علیه پیش خدا شرمنده شود
- ۹.۳۶ متاع بزرگمان اسلام را آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم
- ۹.۳۷ این اسلام در دست ما امانت است
- ۹.۳۸ رفتارهای ما به حساب اسلام گذاشته میشود
- ۹.۳۹ همه باید مراقبت کنیم که این مملکت محفوظ باشد
- ۹.۴۰ حفظ جمهوری اسلامی از نماز اهمیتش بیشتر است
- ۹.۴۱ حفظ جمهوری اسلامی بر همه کس واجب عینی است
- ۹.۴۲ همه باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم نه مصالح شخصی خودمان را
- ۹.۴۳ فصل دوم : وظایف مسئولین در مقابل یکدیگر
- ۹.۴۴ نظم و سلسله مراتب در نظام توحیدی
- ۹.۴۴.۱ اساس عالم بر حفظ مراتب است
- ۹.۴۴.۲ در جامعه توحیدی هدف مشترک است
- ۹.۴۴.۳ لازمه تمدن این است که درجات باشد
- ۹.۴۴.۴ جامعهای که از یکدیگر حرف شنوی نداشته باشند ، محتاج به قیّم هستند
- ۹.۴۴.۵ طرح عدم سلسله مراتب نقشه دشمنان است
- ۹.۴۴.۶ دشمن از هرج و مرج در کشور ، سوء استفاده میکنند
- ۹.۴۴.۷ نظام توحیدی یعنی همه دنبال حکم خدا باشند
- ۹.۴۴.۸ جامعه توحیدی یعنی همه به خدا فکر کنند
- ۹.۴۴.۹ برادری یعنی انسجام و همصدایی
- ۹.۴۴.۱۰ اگر نظم از دست برود جامعه از توحیدیت بیرون میرود
- ۹.۴۴.۱۱ خودسری و بی نظمی منافی با جامعه توحیدی است
- ۹.۴۴.۱۲ حفظ نظم از واجبات است
- ۹.۴۴.۱۳ کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد
- ۹.۴۴.۱۴ اگر بخواهند مملکت محفوظ بماند باید روی نظم رفتار کنند
- ۹.۴۴.۱۵ بی نظمی منجر به هرج و مرج میشود
- ۹.۴۴.۱۶ اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی ، حکم خداست
- ۹.۴۴.۱۷ باید سلسله مراتب محفوظ باشد
- ۹.۴۴.۱۸ =مالک اشتر و محمدبن ابی بکر از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر ( علیه السلام ) بودند
- ۹.۴۴.۱۹ امروز اطاعت از بالادستها یک امر شرعی است
- ۹.۴۴.۲۰ باید در ظاهر و باطن اطاعت کرد
- ۹.۴۴.۲۱ اگر نظام با نظم نباشد ، این نظام نیست
- ۹.۴۴.۲۲ امروز امر خداست که باید نظم و سلسله مراتب را حفظ کنید
- ۹.۴۴.۲۳ باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید
- ۹.۴۵ رفتار اسلامی با زیردستان
- ۹.۴۵.۱ نظام اسلامی ، مولودی ناشناخته برای دنیا
- ۹.۴۵.۲ اطاعت باید اطاعت فرزند از پدر باشد
- ۹.۴۵.۳ تعدی به زیردست ، استکبار است
- ۹.۴۵.۴ عذاب تعدی به زیردستان بسیار سخت است
- ۹.۴۵.۵ با زیردستان خود عادلانه رفتار کنید
- ۹.۴۵.۶ رحمت و راءفت با تمامی طبقات و شدت و حدّت با توطئه گران مشی اسلام است
- ۹.۴۵.۷ زیردستان برادرانه و دوستانه رفتار کنید
- ۹.۴۶ هشدارهائی در بکارگیری افراد
- ۹.۴۶.۱ افرادی که سابقه خوبی نداشتهاند در کارهای مهم بکار نگیرید
- ۹.۴۶.۲ در تقدم ملاکها هیچ ارزشی مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست
- ۹.۴۶.۳ بکارگیری منحرفین بی درد ، خطری برای انقلاب
- ۹.۴۶.۴ بکارگیری نیروهای متخصص نباید به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب تمام شود
- ۹.۴۶.۵ قاعدین کوته نظر و نااهلان دوباره به صحنه برنگردند
- ۹.۴۶.۶ کسانی باید مملکت را اداره کنند که صالح باشند
- ۹.۴۶.۷ متخصص منحرف از همه خطرناکتر است
- ۹.۴۶.۸ مملکت اسلامی به سربار احتیاج ندارد
- ۹.۴۶.۹ افراد منحرف سبب بدنامی نظام و ادارات میشوند
- ۹.۴۶.۱۰ منحرفین با چهره سازی وارد میشوند
- ۹.۴۶.۱۱ به افراد بی ایمان نباید اعتماد کرد
- ۹.۴۶.۱۲ از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله گر باید برحذر بود
- ۹.۴۷ حفظ وحدت و سازگاری با یکدیگر
- ۹.۴۷.۱ اختلاف سلیقه خوب است ولی دشمنی نباید باشد
- ۹.۴۷.۲ منشاء اختلاف از هوای نفس است
- ۹.۴۷.۳ ریشه اختلافات طغیان نفس است
- ۹.۴۷.۴ اختلافات به دلیل عدم تزکیه است
- ۹.۴۷.۵ نزاع مربوط به خودخواهی است
- ۹.۴۷.۶ اختلاف از زبان شیطان است
- ۹.۴۷.۷ با هم دوست و به یکدیگر محبت داشته باشید
- ۹.۴۷.۸ با چشم برادری به هم بنگرید
- ۹.۴۷.۹ بین دولتیها برادری باشد
- ۹.۴۷.۱۰ برای حفظ این امانت الهی برادرانه رفتار کنید
- ۹.۴۷.۱۱ برادر باشید که مخاصمه کار اهل جهنم است
- ۹.۴۷.۱۲ اسلام ، اخوت است
- ۹.۴۷.۱۳ اگر سران کشور برای خدا کار کنند ، اختلاف پیدا نخواهد شد
- ۹.۴۷.۱۴ اگر هدف خدمتگزاری باشد ، اختلاف پیش نمیآید
- ۹.۴۷.۱۵ دشمنی ، اخلاق جهنمی هاست
- ۹.۴۷.۱۶ اگر دشمنی داشته باشیم اهل جهنم هستیم
- ۹.۴۷.۱۷ مسائل را با برادری و حسن نیّت مطرح کنید نه تنازع و خصومت
- ۹.۴۷.۱۸ اختلافات را برادرانه حل کنید نه خصمانه
- ۹.۴۷.۱۹ اگر همه یک هدف داشته باشند تخاصمی در کار نخواهد بود
- ۹.۴۷.۲۰ اختلافات را با تفاهم حل کنید
- ۹.۴۷.۲۱ با وحدت ، دست رحمت الهی را بر سر خود حفظ کنیم
- ۹.۴۷.۲۲ با اختلاف ، دست رحمت الهی برداشته میشود
- ۹.۴۷.۲۳ باید همه یکصدا باشیم
- ۹.۴۷.۲۴ مسلمین به دستور خداوند ، همه شان مثل دست واحد میمانند
- ۹.۴۷.۲۵ استقلال و آزادی را نمیتوانید بدون تفاهم حفظ کنید
- ۹.۴۷.۲۶ صلاح دین و مملکت این است که همه با هم یک کار را دنبال کنیم
- ۹.۴۷.۲۷ امروز تکلیف الهی است که مخالفتها را اظهار نکنیم
- ۹.۴۷.۲۸ امروز مخالفت با هم ، روسیاهی ابدی را در پی خواهد داشت
- ۹.۴۷.۲۹ صدمه زدن به وحدت معصیت است
- ۹.۴۷.۳۰ برای خدا ، با هم باشید
- ۹.۴۷.۳۱ باید انسان به توحید کلمه و کلمه توحید برسد
- ۹.۴۸ فصل سوم : وظایف مردم و مسؤ ولین در مقابل یکدیگر
- ۹.۴۹ محبت و تفاهم بین دولت و ملت
- ۹.۴۹.۱ ما رهین منت این تودههای بزرگوار و ایثارگر هستیم
- ۹.۴۹.۲ ملت بر همه دست اندرکاران محبت و منت دارند
- ۹.۴۹.۳ اگر مردم پشتیبان یک حکومتی باشند ، این حکومت سکوت ندارد
- ۹.۴۹.۴ شکست ناپذیری کشورها در سایه تفاهم میان ملت و دولت
- ۹.۴۹.۵ بپرهیزید از اینکه بین دولت و ملت جدایی بیفتد
- ۹.۴۹.۶ امیدوارم ملت ایران باهم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند
- ۹.۴۹.۷ کشور مال خودمان است و خودمان باید اداره اش کنیم
- ۹.۴۹.۸ پشتیبانی مسؤ ولین جمهوری اسلامی ، پشتیبانی اسلام است
- ۹.۴۹.۹ تضعیف دولت ، تضعیف اسلام است
- ۹.۴۹.۱۰ اسلام در رابطه بین دولت و ملت ، ضوابط و حدودی معین کرده است
- ۹.۴۹.۱۱ قیام ، بر خلاف حکومت اسلامی قیام بر خلاف حق است
- ۹.۴۹.۱۲ رژیمهای خیانتکار از مردم میترسند
- ۹.۴۹.۱۳ باید اساس تشویق مردم باشد
- ۹.۴۹.۱۴ نمونهای از تشویق در نظام اسلامی
- ۹.۵۰ امر به معروف و نهی از منکر
- ۹.۵۰.۱ قدرت طلبی یا ثروت طلبی مسؤ ولین زمینه ساز انحراف
- ۹.۵۰.۲ مردم باید مواظب وضع زندگی و روحیه مسؤولین باشند
- ۹.۵۰.۳ مادامی که این حد متوسط محفوظ است ، این جمهوری محفوظ است
- ۹.۵۰.۴ مردم باید جلوی قدرت طلبی یا ثروت طلبی مسؤ ولان را بگیرند
- ۹.۵۰.۵ اگر تا آخر عمرمان به مردم خدمت کنیم نمیتوانیم از عهده خدمت آنها برآئیم
- ۹.۵۰.۶ همه ملت مسؤ ولند در حفظ اسلام که امانت الهی است
- ۹.۵۰.۷ در جمهوری اسلامی همه افراد باید آمر به معروف و ناهی از منکر باشند
- ۹.۵۰.۸ همه موظفیم در مسائل اجرائی امر به معروف کنیم
- ۹.۵۰.۹ در مقابل انحراف فرهنگی همه موظف و مسؤ ول هستند
- ۹.۵۰.۱۰ امت باید امر به معروف و نهی از منکر بکند
- ۹.۵۰.۱۱ اصل امر به معروف و نهی از منکر جهت اصلاح جامعه است
- ۹.۵۰.۱۲ به هر مقدار که میتوانید باید اصلاح کنید
- ۹.۵۰.۱۳ همه مسؤ ول اعمال دیگران هم هستند
- ۹.۵۰.۱۴ مقابله مردم در برابر زورگویی نعمت بزرگی است
- ۹.۵۰.۱۵ همه مسؤ ولند جلوی خلاف دیگران را بگیرند
- ۹.۵۰.۱۶ تربیت اسلامی این است که در مقابل اجرای احکام خدا هیچ ملاحظه از کسی نکند
- ۹.۵۰.۱۷ اگر اسلام آسیبی ببیند همه ما مسؤ ول هستیم
- ۹.۵۰.۱۸ باید کاری بکنیم که ظلم نباشد
- ۹.۵۰.۱۹ سکوت در مقابل جرم دیگران ، جرم است
- ۹.۵۰.۲۰ درصدد این باشید که منحرفین را اصلاح کنید نه راضی کنید
- ۹.۵۰.۲۱ انحرافات را با نور هدایت خدا اصلاح کنید
- ۹.۵۰.۲۲ با محبت میشود منحرفها را مستقیم کرد
- ۹.۵۰.۲۳ در مسائل ملایمت و جهت رحمت بیشتر از خشونت تاءثیر میکند
- ۹.۵۱ فصل چهارم : رسالت سفرا و سفارتخانهها
- ۹.۵۱.۱ محیط سفارتخانهها باید اسلامی باشد
- ۹.۵۱.۲ در سفارتخانهها نسبت به سابق باید تغییر اساسی داده شود
- ۹.۵۱.۳ در خارج که هستید وضعتان را جوری قرار بدهید که تحت تاءثیر آنها واقع نشوید
- ۹.۵۱.۴ روشهای گذشته در سفارتخانهها ، باید تغییر کند
- ۹.۵۱.۵ جوری رفتار کنید که طاغوت در شما طمع نکند
- ۹.۵۱.۶ داشتن نشریه برای سفارتخانهها ضروری است
- ۹.۵۱.۷ به جای مهمانیهای طاغوت مخارج را صرف تبلیغات کنید
- ۹.۵۱.۸ با عملتان بناها و بنیادهای طاغوتی را تحقیر کنید
- ۹.۵۱.۹ موظفید که عقلا و شرعا به اینکه سفارتخانههاتان هر چه ساده تر باشد
- ۹.۵۱.۱۰ ما بوسیله عمل میتوانیم انقلاب را صادر کنیم نه زور و سرنیزه
- ۹.۵۱.۱۱ وظیفه شما در معرفی اسلام بیشتر از ماست که در داخلیم
- ۹.۵۱.۱۲ وزارت خارجه میتواند با اسلامی شدنش موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد
- ۹.۵۱.۱۳ سعی شود در سفارتخانهها تصرف و سلطه بیگانگان نباشد
- ۹.۵۱.۱۴ مسؤ ولیت وزارت خارجه به مناسبت سر و کار داشتن با خارج بسیار سنگین است
- ۹.۵۱.۱۵ سفارتخانهها آبروی کشور اسلامی ما هستند
- ۹.۵۱.۱۶ امیدوارم بتوانید چهره اسلام را آنگونه که هست نشان دهید
- ۹.۵۱.۱۷ باید وضع شما جوری باشد که هر کس وارد اینجا میشود یک محیط اسلامی ببیند
- ۹.۵۱.۱۸ یکی از مراکز صدور انقلاب وزارت خارجه است
- ۹.۵۱.۱۹ قطع رابطه با دولتها بر خلاف عقل و بر خلاف شرع است و ما باید با همه روابطداشته باشیم
- ۹.۵۱.۲۰ ما نمیخواهیم روابطمان مثل روابط زمان شاه باشد ، بلکه روابط خاص اسلامی داریم
- ۹.۵۱.۲۱ انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است
- ۹.۵۱.۲۲ شستشوی مغزی ملت ایران در جهت بی محتوایی و گرایش به غرب
- ۹.۵۱.۲۳ توصیه به سفرای ایران در حفظ استقلال و عدم خودباختگی در برابرمحافل غربی
- ۹.۵۱.۲۴ سفارتخانه را رنگ اسلامی بدهید و از تبلیغات غرب نترسید
- ۹.۵۱.۲۵ تاءکید فراوان بر شروع مطالب با بسم الله الرحمن الرحیم
- ۹.۵۱.۲۶ لزوم پرهیز از مجالس طاغوتی و برپائیمحافل ساده اسلامی
- ۹.۵۱.۲۷ از مسائل مهم سیاسی قرآن دعوت به وحدت و منع از اختلاف است
- ۹.۵۱.۲۸ خدای تبارک و تعالی برای هیچ یک از کفار سلطه بر مسلمین قرار نداده است
- ۹.۵۱.۲۹ ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم
- ۹.۵۲ پانویس
مقدمه ناشر
بسمه تعالی.
مرجع تقلید جهان تشیع و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی - قدس سره - در طول سالهای نهضت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ جهت هدایت و ارشاد امت اسلامی و مسؤ ولین و کارگزاران نظام ، کلامها و پیامهای فراوانی داشته است که از دو ویژگی ( مرجعیت عظمای شیعه ، ولایت امری ) برخوردار میباشد .
برادران محترم در بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران ( قم ) جهت استفاده بیشتر از بیانات و رهنمودهای معظم له ، اخیرا تمام ۲۱ جلد صحیفه نور ، چاپ وزارت ارشاد اسلامی را مورد مطالعه قرار داده و اقدام به تنظیم و تبویب آن به شکل موضوعی نمودهاند که بسی ارزنده است و این کتاب اخلاق کارگزاران بخشی از مجموعه دو بخش کلی معارف و اخلاق آن میباشد که بر یک مقدمه و چهار فصل مشتمل است .
این دفتر پس از تصحیح و تدقیق و مقابله ، اقدام به طبع و نشر آن نمود امید است که برادران عزیز به تهیه و تنظیم بقیه مجلدات آن موفق شوند .
دفتر انتشارات اسلامی وابسته بجامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
اعتراف به اشتباه
تحکم در مسؤولیت و عدم اعتراف به اشتباه از دیکتاتوری انسان است
شما که از الان میخواهید انشاءالله در نظام رو به توانائی بروید و رو به قدرت بروید این جهت را باید خیلی توجه کنید که آیا دارید وقتی که قدرت پیدا میکنید وقتی رئیس یک فوج میشوید ، یک پادگان میشوید در خودتان توجه کنید که میخواهید هدایت کنید پرسنل خودتان را ، یا میخواهید تحمیل کنید ولو باطل باشد . یک مطلبی را که می گوئید اگر چنانچه خطایش را فهمیدید حاضرید به اینکه بگوئید من خطا کردم ، اشتباه کردم یا همان خطا را میخواهید تا آخر به پیش ببرید ، از مفاسدی که دیکتاتوری دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست این است که یک مطلبی را که القا میکند بعدش نمیتواند ، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی که القاء کرده است اگر خلاف مصلحت است ، اگر خلاف مصالح فرض کنید کشور خودش هم هست ، خلاف مصلحت ارتش هم هست نمیتواند که از قولش برگردد ، میگوید ( گفتم و باید بشود ) این بزرگترین دیکتاتوری هاست که انسان به آن مبتلا هست که چیزی که ( گفتم باید بشود ) ولو اینکه یک کشور به تباهی کشیده بشود . این دیکتاتوری هیتلر و امثال اینها از این قماش دیکتاتوری بود که وقتی مثلا مشاهده این معنا را میکند که خطا کرده است و نباید اینطور حمله را به مثلا شوروی بکند این را اظهار نمیکند لکن عقیده اش این است که ( باید این کار بشود ) ، ( گفتم و باید بکنم ) ، و دیدید که این شخص که گفت و گفت ( باید بشود ) ، آنطور به مذلت کشیده شد . شماها که انشاءالله بعدها یک چهرههای فعالی برای این مملکت میشوید و یک چهرههای اسلامی برای این مملکت میشوید ، بدانید که این چیزهائی که در نفس خودتان هست این اوصافی که در نفس خودتان هست ، اگر مهار نکنید ، یک وقت از کار در میآید یک دیکتاتور ، اینطور نباشد که آنقدر خودتان را ببینید که هر چه می گوئید همان درست است و آنقدر خودبین باشید که اگر نادرستی را فهمیدید هم حاضر به تسلیم نباشید . انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند و مطالبش را برهانی بفهماند . اینکه در قرآن کریم دارد که لا اکراه فی الدین برای اینکه تحمیل عقاید نمیشود کرد ، امکان ندارد که همین طوری یک کسی تحمیل عقاید بکند این باید با یک توطئه هائی که ، بد را به خورد دیگران به عنوان خوب جلوه بدهد ، یا اینکه اگر انسان باشد و اگر چنانچه تربیت شده باشد با برهان آن مطلبی را که دارد به مردم بفهماند ، تحمیل نباشد ، آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است ، نه اینکه تحمیل کند به مردم که باید از این راه بروید . [۱].
اعتراف به اشتباه ، مسؤ ولین را در نظر مردم بزرگ میکند
شما توجه به این معنا داشته باشید که اگر چنانچه انشاءالله رئیس و فرماندار شدید ، این خوی را که در انسان هست و این خوی را از خودتان زائل کنید و از الان توجه به این معنا داشته باشید که مبادا مبتلای به این خودخواهی عظیم باشید که منشاء دیکتاتوری و منشا همه مفاسد است و اگر یک چیزی را دیدید که واقعا خلاف کردید ، اعتراف کنید و این اعتراف شما را در نظر ملتها بزرگ میکند نه اینکه اعتراف به خطا شما را کوچک میکند . پایبند بودن به خطا انسان را خیلی منحط میکند ، انسان یک حرفی زده است و خطا گفته است بعد که دید خطا گفته است اگر پایبند به این خطا باشد و دنبال این باشد که این خطای خودش را به کرسی بنشاند این همان دیکتاتوری بسیار فاسد است که ولو در صورت غیر دیکتاتوری باشد ، لکن دیکتاتوری است و این میرسد به آنجائی که انسان را هیتلر از کار در میآورد ، رضاخان از کار در میآورد . شما که در مدارس نظام تحصیل میکنید باید این مسائل را ، این مطلب را توجه داشته باشید که مبادا تحصیلات شما همه اش برای این باشد که خودتان را یک برسانید به مقامی ، برای این باشد که آن مقام را وسیله برای رشد ملت ، برای استقلال ملت ، برای آزادی ملت ، برای حفظ حدود و ثغور ملت باشد نه اینکه مقصد این باشد که من برسم به فرماندهی و ملت هر چه میخواهد بشود . دیکتاتورها این صفت را دارند که میخواهند خودشان برسند به یک قدرت بزرگ ، ولو اینکه یک ملت تباه بشود ، ولو اینکه یک ارتش از بین برود . شما باید توجه کنید که این صفت دیکتاتوری در شما رشد نکند . انشاءالله از اول هم نباشد لکن اگر خدای نخواسته یک وقتی بود ، رشد نکند که دیکتاتوری بدترین صفاتی است که انسان را منحط میکند از انسانیت و کشور را به تباهی میکشد . [۲]
در صورت اشتباه از برگشت حکم خجالت نکشید
از طرف دیگر دستگاه قضائی و قضات محترم توجه داشته باشند که در حساسترین مکان نظام خدمت میکنند ، خیلی سعی کنند تا حتی اشتباهی انجام ندهند . و در صورتی که متوجه اشتباه شدند به هیچ وجه از برگشت از حکم شان خجالت نکشند ، که خجالت در پیشگاه خداوند متعال بسیار سنگین تر از خجالت از مردم است . سعی کنند با کمال دقت و مهربانی و قاطعیت با تمام افراد مواجه گردند ، تا مردم از آنان راضی گردند که رضایت مردم رضایت خداوند را به دنبال دارد . [۳].
اگر در مساءلهای اشتباه کردید صریحا بگویید اشتباه کردیم
آنچه مهم است این است که ما میخواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم . پس اگر قبلا اشتباه کرده باشیم باید صریحا بگوئیم اشتباه نمودهایم و عدول در بین فقها از فتوائی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد . وقتی فقیهی از فتوای خود برمی گردد یعنی من در این مساءله اشتباه نمودهام و به اشتباهم اقرار میکنم . فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید اینطور باشند که اگر در مساءلهای اشتباه کردند . صریحا بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند ، ما که معصوم نیستیم پیش از انقلاب من خیال میکردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند ، لذا بارها گفتم روحانیون میروند کارهای خودشان را انجام میدهند بعد دیدم خیر ، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و دیدم حرفی که زدهام درست نبوده است ، آمدم صریحا اعلام کردم . من اشتباه کردهام . این برای این است که ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفی را زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را ، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زدهام باید روی همان حرف باقی بمانم امروز میگویم مادام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحی نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند ، علما باید مشغول به کارهایشان باشند این شاءنی برای علما نیست که ریاست جمهوری و یا پست دیگری را داشته باشند چون وظیفه است به این کارها میپردازند . خلاصه یک چیز را نباید فراموش کنیم که همه میخواهیم اسلام پیاده شود . [۴].
به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید
شما که خود را پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیم الشان میدانید و بحمدالله هستید ، خود را جز خدمتگزار به ملتهای ستمدیده ندانید و باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هرکس چشم طمع به شما دوختهاند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهرههای صددرصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه ببار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند . الله الله در انتخاب اصحاب خود ، الله الله در تعجیل تصمیم گیری خصوصا در امور مهمه و باید بدانید و میدانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست . به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید . که آن کمال انسانی است و توجیه و پافشاری در امر خطا ، نقص و از شیطان است . در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید . [۵].
دقت عمل در رفتار خود و افراد تحت امر و رسیدگی به امر متخلفین
اشاره
فساد را از سرچشمه جلوگیری کنیم
شما ای رئیس جمهور محترم و دیگر متصدیان امور کشور ! میدانید که قدرتمندان شرق و غرب خصوصا امریکای بازیگر ، مارهای زخم برداشته از جمهوری اسلامی هستند که از اول انقلاب به هر حیله ممکن دست زدند ، از حمله نظامی گرفته تا طرح کودتا ، و از ترور شخصیتها تا به آتش کشیدن مزرعهها و مغازهها ، و از انفجارات کور در کوچهها و خیابانها تا دزدی و تجاوز . و از همه بدتر و بالاتر تبلیغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، که برای تضعیف روحیه ملت مقاوم و رزمندگان عزیز به هر نوع دروغ و تهمتی متشبث شدند ، ولی بحمدالله نه تنها هیچ یک از تیرهای آنان به هدف نرسید ، که نتیجه معکوس داد . اکنون از چنین مارهای زخم خوردهای نباید غافل بود . چه بسا ، با نفوذ عمال سرسپرده داخلی در ارگانهای دولتی و مقامات موثر ، به تدریج قدم به قدم کار خود را انجام دهند و انسان مستقیم را منحرف کنند و متعهدان را وابسته نمایند . غفلت از این امر ، فاجعه انگیز است و همه مقامات ، خصوصا مقامات بالا چون روسای قوای سه گانه ، بیشتر مورد نظر و هدف هستند ، زیرا انحراف آنان خدای نخواسته ممکن است انحراف رژیم را در پی داشته باشد . همه ما و شما باید بدانیم که شیطان خارج و داخل و نفس اماره به تدریج انسان را از خلافهای کوچک به بزرگ و بزرگتر میکشاند که یک وقت از کفر سر در میآورد . پس خلاف کوچک را بزرگ شمارید و شماریم ، و فساد را از سرچشمه جلو گیریم . از خداوند متعال مدد میخواهیم که همه ما را حفظ نماید ، خصوصا از شیطان نفس که مادر ( بت ) هاست . [۶].
از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود=
من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض میکنم که مجلس ما باید با مجلسهای سابق فرق داشته باشد ، البته فرق هم دارد ، اما هر امری کم کم به انحراف کشیده میشود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود . در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس اماره به تدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغائر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف میکنند . در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود ، لکن در هر سال چیزی به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود . البته باید عاقلانه باشد که مساءله حادی پیش نیاید . [۷].
لزوم مراقبت از خود و دیگران
باید خودتان مراقبت خودتان را بکنید و وادار کنید کسانی از شما مراقبت کنند و چه بسا باشد که این سپاه پاسداران و این سران فرماندهان سپاه پاسداران با همه جدیتی که میکنند برای اینکه به اسلام خدمت بکنند ، در باطن قلبشان غیر خودآگاه از این خصیصههای شیطانی باشد که یک وقت ببینند که کارهائی که کردهاند ، دست شیطان در آن بوده است باید همیشه انسان مراقب خودش باشد میخواهد نماز بخواند ، مراقبت کند از نمازش که مبادا دست او در این کار باشد ، دست نفس اماره در کار باشد بخواهد پاسداری بکند ، متوجه باشد که مبادا دست او در کار باشد و او را به کاری وادار کند که خودش تباه بشود و جمهوری اسلامی را هم چهره اش را یک طور دیگر نمایش بدهد شماهائی که دست اندرکار هستید در این جمهوری اسلامی ، چه آن آقایان سفرا و کاردارهائی که در خارج میروند و خارج بیشتر توقع هست و چه شما سپاه پاسداران و سایر قوای نظامی و انتظامی که در داخل خدمت میکنید و چه وکلای محترم که در مجلس خدمت میکنند و چه همه ، قوه قضائیه ، قوه اجرائیه ، همه باید از خودشان مراقبت کنند . [۸].
تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوختهاند
شما که خود را پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیم الشان میدانید و بحمدالله هستید ، خود را جز خدمتگزار به ملتهای ستمدیده ندانید و باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هرکس چشم طمع به شما دوختهاند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهرههای صددرصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه ببار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند . الله الله در انتخاب اصحاب خود ، الله الله در تعجیل تصمیم گیری خصوصا در امور مهمه و باید بدانید و میدانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید . که آن کمال انسانی است و توجیه و پافشاری در امر خطا ، نقص و از شیطان است در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید . [۹].
خطر انحراف و نفوذ منحرفین
آن چیزی که من به نوع قشرهایی که ملاقات کردهام سفارش کردهام و امروز به شما جوانهای عزیز سفارش میکنم و تاکید میکنم این است که انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها از این منحرفین نفوذ نکنند شما مطمئن باشید که این منحرفین و منافقین و آنهائی که دستشان از این کشور کوتاه شده است با هر حیلهای که شده است میخواهند در همه جای کشور خصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است ، میخواهند نفوذ کنند و چه بسا اشخاصی با ظاهر بسیار صالح و در حضور شماها بیشتر از شماها قید و بند اسلام و فریاد ( وا اسلاما ) میزند ، خدای ناخواسته از منحرفین باشد آنها همانطوری که شیطان با هر صورتی درمی آید و با هر حیلهای انسان را منحرف میکند ، اینها هم شیاطین انسی هستند که به هر صورتی و به هر شکلی درمی آیند و ممکن است که در بین شما خدای نخواسته یک نفوذی بکنند و اگر خدای نخواسته یک همچو نفوذی بشود ، بدانید که انحراف در پیش است گرچه به کوتاه مدت نشود ، در دراز مدت انحراف خواهد شد . و لهذا باید سعی خودتان را ، کوشش خودتان را در انتخاب افراد برای این انجمنها بکنید و دقت کنید که افراد ، افرادی باشند که سابقه آنها و قبل از انقلاب آنها و در انقلاب درست معلوم باشد و با شناخت کامل در این انجمنها راه داده بشوند . این انجمنها فعالیت شان بسیار ارزش دارد ، لکن یک همچو مسؤ ولیت هائی دارند که مسؤ ولیت شان هم بزرگ است چنانچه مسؤ ولیت توجه به همه جهات دانشگاه و نظارت به همه جهات دانشگاه راجع به اینکه انحرافی واقع نشود ، استاد منحرفی خدای نخواسته وارد نشود و متصدیان امور خدای ناخواسته منحرف نباشند ، این هم از امور مهمی است که باید بسیار رویش دقت بشود ، لکن توجه به این معنا که برای هر امر جزئی نباید شما به عنوان اینکه حزب الله هستید ، برای یک امر جزئی افرادی که صالح هستند ولو سابق یک خطائی یا یک کاری که الزامی بوده است کردند ، نباید کنار بگذارید باید هر چه بکنید جاذبه داشته باشید و اشخاصی که اینها در حال حاضر خوب کار میکنند و مفید هستند ، در دانشگاهها باشند و تعلیم و تربیت را بکنند با نظارتی که همه دانشجویان در امور دارند . [۱۰].
در فکر اصلاح مراکز کاری خود باشید
شما هم همه تان ، هر فردی در هر مقامی که هست ، ملاحظه کنید آن محلی که هست ، آن همان مثل خانه خودتان ، اول داخل همان استانداری چه جوری است ، آنها را تصفیه کنید بعد جاهای دیگر که تحت نظارت شماست ، مثل فرماندارها و اینها که هستند ، اینها را شما باید وادار کنید به اینکه درست بکنند و مسائلی هم که در فرض کنید در وزارتخانهها میگذرد ، آقای کنی در وزارت کشور هستند . ایشان آن وزارتخانه را ببیند که چه جور میشود اصلاحش بکنند و یک کسی هم که در وزارتخانه دیگری است ، باز او هم دنبال آن بگردد و اصلاح بکند . اگر هر کسی که در هر محلی است همان محل را اصلاح بکند ، مملکت عبارت از همین جامعه است ، اگر این جامعه هر کدام در هر محلی که هستند درصدد این باشند که اصلاح بکنند کار را و همان محلی که خودشان هستند اصلاح بکنند ، جامعه اصلاح میشود . [۱۱].
وقتی مردم دیدند که شما در صدد خدمت به آنها هستید ، طبیعی است که آنها هم کمک به شما میکنند و این به این است که همه وزارتخانهها ، هرکسی که متصدی یک وزارتخانه است ، وزارتخانه خودش را بنابراین بگذارد که اصلاح کند به نفع مردم ، به جوری که مردم وقتی که در آن وزارتخانه وارد میشوند با رضایت خاطر ، با اطمینان خاطر بیرون بیایند . اگر این طور بشود ، بلا اشکال مردم حاضرند . مردم ، مردم خوبی هستند . ما از مردم تشکر باید بکنیم ، ما همه مرهون آنها هستیم . عمده این است که ما هم بتوانیم خدمت متقابل بکنیم و باید ما از مرحله لفظ و شعار بیرون برویم و به مرحله عمل برسیم یعنی هر وزیری در وزارتخانه خودش واقعا بین خودش و خدا ، خودش را موظف بداند به این که آن پرسنل آن جا را ، هرکس در تحت نظر او هست ، آنها را بسیج کند به این که با مردم رفتار خوب بکنند و با مردم رفتار سالم داشته باشند . [۱۲].
برای رسیدگی به شکایات برنامه داشته باشید
مساءله دیگری که عرض میکنم این است که آقایانی که الان رای اعتماد گرفتند از مجلس و احساس میکنند که مسؤ ولیتشان زیادتر شده است برای این که خوب رای دادند - این - رای بالایی مجلس داد و من باید از مجلس تشکر کنم راجع به این ، اینها باید حالا فکر این معنا باشند که مردم را داشته باشند و یکی از راههایش این است که وزارتخانهها و ادارات یک جوری باشد که نارضایی ایجاد نکند . به نظر میآید که اگر چنانچه در هر وزارتخانهای از طرف - یا آقای رئیس جمهور یا فرض کنید که آقای نخست وزیر - یک چند ، دوسه نفری باشند برای این معنا که اگر چنانچه در آن اداره ، در آن وزارتخانه از خود اهالی وزارتخانه شکایت داشتند ، به اینها بگویند . این اصل نفس این کار موثر است در این که در وزارتخانهها اگر بنا باشد یک کاری انجام بشود ، برخلاف نشود . شما میدانید که ما وارث - یک کسی هستیم - یک رژیمی هستیم ، که سرتاپای اداراتش ، الا یک عدهای ، دنبال این بودند که منافع خودشان را حفظ کنند و دنبال این بودند چه بکنند . از آنها ، هستند الان در جمهوری اسلامی ، نمیتوانیم بگوییم نیستند ، همه جا هستند و ممکن است که اینهایی که هستند بخواهند مردم را ناراضی کنند . اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند ، چه ، بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند . اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند ، چه بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند فرض کنید یک نفر برود در یک ادارهای ، این جا کارش را خوب انجام ندهند ، این به او مراجعه کند ، آن به او مراجعه کند . من نمیگویم که هست این جور ، لکن متوجه باشید که مبادا یک همچو مسائلی واقع بشود . و بهتر این است که یک همچو عملی انجام بگیرد که مردم هم توجه به این داشته باشند که یک مرجعی دارند که اگر در اداره یک کسی - یک ضد انقلابی - بود ، خواست یک فضولی ای بکند ، یک مرجعی دارند که به آن مرجع بروند مراجعه کنند . و هم ، خود این عمل فی نفسه موثر در این است که جلوگیری کند از بعضی از امور . و بالاخره ما مردم را لازم داریم ، یعنی ، جمهوری اسلامی تا آخر مردم را میخواهد . این مردمند که این جمهوری را به این جا رساندند و این مردمند که باید این جمهوری را راه ببرند تا آخر ، و این شما آقایان هستید که مردم را میتوانید؛ وزارتخانه هایتان میتواند ، اداراتتان میتواند راضی نگه دارد و میتواند - خدای نخواسته - اشخاصی در آن باشند که ناراضی باشند . و این را با قاطعیت عمل کنید . التزام شما ندارید که هر کس از سابق در این اداره بوده ، حالا اگر چنانچه ضد انقلاب هم باشد ، باید باشد . این را بیرونش کنید برود سراغ کارش ، اگر یک کسی است میخواهد ضد انقلاب باشد ، اما اگر کسانی هستند که از روی نادانی - از - چی خوب ارشادشان کنید ، توجیه شان کنید که کارها را انجام بدهند و مردم را ناراضی نکنند . [۱۳].
مساءله پاکسازی و بازسازی یک امر ضروری است
البته مساءله پاکسازی و بازسازی وزارتخانهها و ادارات یک امر ضروری بوده است ، برای اینکه در رژیم سابق ، اشخاص بسیاری در این وزارتخانهها ، در این ادارات بودند که آنها لیاقت این مسائل را نداشتند و شاید بسیاری از آنها ضد انقلاب بودند و پس از پیروزی انقلاب ضروری بود که یک همچو هیات هائی باشند و شناسائی کنند اشخاصی که مفسد هستند ، اشخاصی که مضر هستند به جمهوری اسلامی ، اشخاصی که میخواهند نارضایتی در بین مردم ایجاد کنند ، آنها را باید پاکسازی میکردند ، لکن نکتهای که من باید عرض کنم به آقایان و این امری است که بر عموم افرادی که در این کشور مشغول خدمت هستند ، برای آنها هم هست این است که اصل این مسائل ، هم ضروری است که باید باشد و هم با نبودنش فاجعه درست میشود ، لکن در کیفیت این امر و مواردی که باید این کار بشود و افرادی که باید اینطور کارها را انجام بدهند ، در آنها باید خیلی دقت بشود اول راجع به افرادی که انتخاب میشوند برای این پاکسازیها ، بازسازیها یا در انجمنهای اسلامی که تشکیل شده است ، در همه جا هست و خدمت هم زیاد میکنند ، اول امر و مهمتر از همه این است که افرادی که انتخاب میکنند ، سوابقشان را ، کارهائی که در آن رژیم متصدی بودند و کارهائی که بعد از شکست رژیم انجام دادند ، اینها باید بررسی بشود شما میدانید که امروز در هر جائی که یک خدمتگزاری است ، یک عدهای بخواهند خدمت کنند ، اشخاص مفسد ، منافق و منحرف با حیله هائی خودشان را وارد میکنند چه بسا آنهائی که وارد میشوند و میخواهند که بر خلاف آن چیزی که اسلام اقتضا میکند ، عمل بکنند و مردم را ناراضی کنند ، چه بسا از اشخاص سالم دیگر بسیار خودشان را جنداللهی و طرفدار جمهوری اسلامی معرفی کنند . [۱۴].
افراد ناصالح را باید کنار زد
از مهمات مساءله این است که اولا اسلامی بشود همه چیز و ظواهر اسلام باید در آنجا حکمفرما باشد . اینکه بعضیها عقیده دارند که حالا ظواهر را کار نداشته باشیم و برویم سراغ مکتب ، اینها برخلاف اسلام است . آن چیزی که هست این است که باید ظواهر در این پادگانهای ارتشی و در آن مراکزی که شما هستید و پاسدارها هستند ظواهر باید محفوظ باشد ، یعنی امروز که ماه مبارک رمضان است همه اینها روزه دار باشند ، آنهائی که واجب است برایشان روزه بگیرند ، روزه دار باشند ، نماز بخوانند در آنجا و کارهای منکر در آنجا به هیچ وجه نباشد ضوابط اسلام باید محفوظ باشد جمهوری اسلامی معنایش این است و الا اگر یک جمهوری باشد ، اسمش جمهوری اسلامی باشد لکن وقتی که برویم در ژاندارمری ببینیم از اسلام خبری نباشد ، در سپاه پاسداران بیائیم مثلا از آن خبری نباشد ، ارتش برویم خبری ، ادارات خبری نباشد ، این جمهوری اسلامی نیست ، این یک لفظ غلطی است که گذاشتند روی ، روی جمعیتی که و روی مملکتی که دارد همان به طور طاغوت اداره میشود . ما باید این محتواها را با جدیت اصلاح بکنیم . افراد ناصالح را اگر چنانچه واقعا برخلاف مکتب هستند ، از اول باید کنارشان زد و اگر چنانچه یک وقت خدای نخواسته خیانتی هم کردند ، باید به دادگاه سپردشان و افرادی که مکتبی هستند یعنی فکرشان فکر اسلام است لکن عملشان برخلاف است ، اینها را باید هدایت کرد اگر هدایت شدند که شدند ، اگر هدایت نشدند ، بعد از چندی که دیدید فایده ندارد کنارشان بگذارید ، تصفیه شان بکنید . [۱۵].
رسیدگی به امور متصدیان امور با بیطرفی و بدون مسامحه انجام شود
رسیدگی به صلاحیت قضات و دادستانها و دادگاهها با سرعت و دقت عمل شود تا امور شرعی و الهی شده و حقوق مردم ضایع نگردد و به همین نحو رسیدگی به صلاحیت سایر کارمندان و متصدیان امور ، با بیطرفی کامل بدون مسامحه و بدون اشکال تراشیهای جاهلانه که گاهی از تندروها نقل میشود ، صورت گیرد تا در حالی که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه میشوند اشخاص مفید و موثر با اشکالات واهی کنار گذاشته نشوند و میزان ، حال فعلی اشخاص است با غمض عین از بعض لغزش هائی که در رژیم سابق داشتهاند مگر آنکه با قرآن صحیح معلوم شود که فعلا نیز کارشکن و مفسدند . [۱۶].
رسیدگی به امور متخلفین باید با کمال جدیت و قاطعیت عمل شود
من باید به آقایان عرض کنم که شما در این کاری که دارید انجام میدهید که رسیدگی به امر متخلفین هست ، چه در سطح دادستانها و قضات و اینها و چه در سطح ادارات و وزارتخانهها و اینها ، یک امری است که الزام شرعی الان دارد و با کمال جدیت و قاطعیت این باید عمل بشود و ما نمیتوانیم ببینیم که یک کشوری ادعای این بکند که ما جمهوری اسلامی هستیم و قاضی که - باید - آنقدر در شرع به او اهتمام شده است ، آنوقت قاضی ، یک شهر را به آتش بکشد و سکوت بکنیم . یا فرض کنید یک دادستانی در یک جائی کارهای خلاف شرع بین میکرده است ، باز هم باید ما بنشینیم و سکوت بکنیم از حالا به بعد اصلا سکوت معنا ندارد . باید آقایان به طور جدی محکمهای تشکیل بدهند برای رسیدگی به امر متخلفین ، قضات متخلف و کسان دیگری که در هر جا هستند و متخلفند و متخلفین را بعد از اینکه معلوم شد که این آدم تخلف کرده و خلاف کرده است ، باید آنهائی که مسؤ ول هستند فورا و غایت الامر در ظرف سه روز به جای آنها کسی را بگذارند و اگر آنها مسامحه در این امر کردند بی عذر ، بخواهند این کار را نکنند ، خود شما ، خود آقایانی که ، این هیاتی که برای این رسیدگی است و چیز هستند ، مجاز هستند که تعیین کنند ، مستقلا خودشان تعیین کنند و مسامحه در هیچ امری ابدا نباید بشود ، چنانچه از آن طرف هم باید با کمال توجه به اطراف قضیه که کسی یک وقت خدای نخواسته مظلوم واقع نشود لکن ما باید این بار ظلم را که الان در سرتاسر کشور گاهی میشود به اشخاص ، این بار را دیگر باید سبک کنیم و از بین ببریم و - اگر چنانچه - من الان اعلام میکنم اگر چنانچه اشخاص به واسطه اغراض فاسده بخواهند جوسازی کنند و بخواهند تلفن از این طرف و آن طرف بکنند و این مطلب معلوم بشود ، خود آنها برخلاف موازین شرعی و مقابل اسلام میخواهند کار بکنند و من به ملت اعلام میکنم که هر کس که این کار را کرد ، با او معامله فسق بکنند و در هیچ جائی از جاهائی که یک آدم عادل باید باشد ، او را نپذیرند و اطلاع بدهند تا تادیب بشوند آنها . یک کاری که اسلام میخواهد بکند ، یک کاری که برای مردم ، میخواهد ظلم را از مردم بردارند ، آنوقت یک کسی بگوید ما جوسازی میکنیم ، یک کسی بگوید که ما این کار را نمیکنیم ، نباید بشود . این معنایش این است که کار اسلام نباید بشود و این اقلش این است که اعلا مرتبه فسق است و باید تعزیر بشود و بالاترش این است ممکن است یک وقت چیزهای دیگر بشود و کسی حق ندارد در سرتاسر کشور ، هیچ قاضی شرعی حق ندارد که بدون جهت استعفا کند و بخواهد جوسازی کند اگر جوسازی کند ، معلوم میشود که خودش زیر سوال است و باید خودش احضار بشود . و اگر چنانچه واقعا خودش را لایق نمیداند ، باید اعتراف کند که من لایق نیستم و نمیخواهم بکنم و بعد از اینکه او را کنار گذاشتند ، بلافاصله بعد از حداکثر سه روز ، به جای او باید قاضی و دادستان و اینطور چیزها تعیین بشود . [۱۷].
در رسیدگی به امر متخلفین نه مسامحه جایز است نه زیاده روی
در هر صورت ، شما کاری را که دارید انجام میدهید و این هیاتی که برای این مساءله درست شده است و کاری میخواهند انجام بدهند ، بر آنها مسامحه جایز نیست و همانطوری که زیاده روی هم انشاءالله نمیکنند و آن هم جایز نیست . هر دو طرف قضیه است و مساءله ، مساءله مسامحه و شوخی نیست . اگر یک جائی مسامحه ما از کسی دیدیم ، ما از او بازخواست خواهیم کرد و اگر یک مقامی ، هر کس باشد ، بخواهد جوسازی بکند ، بخواهد تخلف از این مسائل بکند ، این تخلف از احکام اسلام است و اگر مقامی است که - باید - حیثیت عدالت در او معتبر است ، خودش منعزل هست فی نفسه و اگر این در آن مقام هم حیثیت عدالت معتبر نیست باید دستگاهها و دست اندرکارها او را کنار بگذارند و اگر نگذاشتند ، این هیات باز مجازند که آنها را به جای آنها قرار بدهند . در هر صورت مساءله ، مساءله مهم است و مساءله ، مساءله آبروی اسلام است ، آبروی جمهوری اسلامی است و مساءله شوخی نیست که یک کسی در یک شهری آنهمه جنایات میکند آنوقت یک کس دیگری برای خاطر او کمک کند به او ، معین ظلمه باشد . نباید این کارها بشود خودشان دست بردارند از این کارها ، و الا مورد تادیب واقع خواهند شد . انشاءالله من دعا میکنم که موفقیت برای شما حاصل بشود و کارها را با جدیت ، هیاتهای محل وثوق قرار بدهید و دادگاهی که مورد توجه است و دادگاه صحیح است ، تشکیل بدهید ، یا دادگاه هائی در اطراف تشکیل بدهید که این مسائل را حل بکنند و رسیدگی بکنند و بعد از اینکه یک کسی شاکی دارد ، او را بخواهند ( هر کس میخواهد باشد ) اگر شکایتی دارد و دیدند یک شکایتی است روی اساس صحیح ، باید او را بخواهند و محاکمه کنند ، اگر چنانچه بیگناه بودند ، خوب ، بروند سراغ کارشان و اگر بیگناه نبودند ، آنوقت باید به مجازات خودشان به حسب موازین شرعی از تعزیر و از حد و از قصاص و از اینها ، چون بعضی از اینها قصاص دارند باید مردم قصاص کنند از آنها و بعضی از اینها تعزیر شرع ( اکثر اینها تعزیر شرعی دارد ) و باید تعزیر بشوند ، این اشخاصی که مرتکب شدند و ابدا تخلف از این امر نخواهد شد هرکس هر جوسازی بکند به ضرر خودش است و او را در بین مردم ، ما اعلام میکنیم اگر کسی بخواهد یک جوسازی بکند که اسلام کار خودش را عمل نکند ، این بدتر از آن کاری است که منافقین دارند میکنند ، برای اینکه آنها جوسازی اسلامی نمیکنند ، شما میخواهید جوسازی برخلاف قوانین اسلام بکنید و شما هم جزء آنها واقع میشوید . [۱۸].
در رسیدگی به امر دیگران باید دقت عمل داشت
شما آقایان توجه داشته باشید که همه در محضر خدا هستید و انسان همواره باید اینگونه تلقی کند که خدا ناظر اعمال و رفتار اوست . در جمهوری اسلامی غیر از گروهکهایی که میخواهند به اسلام و مسلمین ضرر و زیان بزنند نباید دنبال عیب دیگران رفت باید آبروی مردم را حفظ کنید و در هر مسالهای که پیش میآید ببینید خدا چه میگوید که همان را انجام دهید . در مورد هیاتهای گزینشی که قبلا بودهاند ، من نسبت به صلحای آنها جسارتی نمیکنم و چون از باب اینکه احتمال آن میرفت که عدهای در میان آنها نفوذ کرده باشند ، صلاح بود که آنها را منحل اعلام کنم تا دوباره با ترتیب بهتری بوجود آیند بعضی از مسائل گزینش بسیار بد بوده است و احتمال میرفت که افراد فاسدی بخواهند ما را از بین ببرند چون مسائلی از این قبیل که شماره شناسنامه فلانی چند است یا فلان کس در کجا شهید شده جزء مسائل اسلامی نیست و در کشور اسلامی عنوان اینگونه مطالب به نام مکتب ، خجالت آور است که اینها ملاک گزینش و اسلامی بودن افراد گردد و ما جوانانی که به درد اسلام میخورند را از کارها بیرون بریزیم و من نگرانیم از این بود که ما نشسته باشیم و در پیش ما کتابها و جزواتی به اسم اسلام منتشر شود که ربطی به اسلام ندارند و عدهای هم بگویند که اگر اینها عیب داشتند ، جواب آنها را میدادند ، پس مورد قبول هستند که در مقابل آنها ساکتند . برنامه دشمنان ما این است که کشور ما را از داخل خراب کنند و با این تحولی که امروز در جوانها پیدا شده است و همه مردم در جبههها و پشت جبههها مشغول خدمت هستند ما دیگر هیچ عذری برای خدمت و جذب آنها نداریم و همه ما باید سعی کنیم که یک دست باشیم بر علیه دشمنان اسلام و مسلمین و به تکلیف الهی خودمان عمل کنیم .[۱۹].
همه باید خلافکار را مؤ اخذه کنید
امروز اسلام به شما محتاج است ، قرآن کریم محتاج به شماست ، خودتان را اصلاح کنید . شما هم خودتان را اصلاح کنید ، این طبقه هم خودش را اصلاح کند . اگر هر کس یک جایی فرض کنید یک صورت روحانی به خودش داد و چهار تا از این تفنگدارها را دور خودش جمع کرد و شروع کرد خلاف آن چیزی که وظیفه روحانی است عمل بکند ، اسلام را باد داده ، امروز نمیگویند زید این کار را کرده میگویند جمهوری اسلامی این است ، منعکس میکنند این جمهوری اسلامی است . وظیفه سنگین ، مسؤ ولیت سنگین و همه تان مسؤ ول خواهید بود . اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤ ول است . اگر یکی یک خلاف کرد ، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا . لازم نیست که کتک کاری بکنید ، مواخذه کنید . اگر یک نفر خلاف کرد ، ۲۰ نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست ، تحت تاثیر واقع میشود . اگر یک معمم ، یک صورت معمم ، یک کار خلاف کرد ، از اطراف ، معممین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را میکند ، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را میکنی من سر جایم مینشینم . همه تان مسؤ ولید همه مان مسؤ ولیم ، امروز مسؤ ولیت بزرگ است برای ما . [۲۰].
هوشیاری در مقابل خلافکاریهای عوامل نفوذی و جلوگیری از آنان
و این را باید توجه بکنند آقایان که در بین این ارگان هائی که هست مثل ، سپاه پاسداران ، مثل ارتش ، مثل کمیتهها ، مثل دادگاهها و همه این جاهائی که بعد از انقلاب به عنوان یک گروهی پیدا شده است شیاطین ننشستهاند که اینها خالص باشند ، در بین شان افرادی نفوذ کردهاند و به واسطه آن نفوذ ، کارهائی در آنجا میدهند ، برای اینکه روحانیین را و همین طور پاسدارها را و همین طور کسان دیگر را یا به جان هم بریزند و یا منزوی کنند . الان روزی شاید بیشتر از ۱۰۰ تا گاهی ۳۰۰ تا گاهی ۲۰۰ تا نامه برای من میرسد ، با اینکه من کارهای نیستم و در آن شکایت میکنند ، شکایات از همه این ارگان هائی که هست . من نمیخواهم بگویم شکایات همه صحیح است ، بسیاریش هم نامربوط زیاد در آن هست ، لکن باید این مطلب که یک توطئهای هست برای شکایت درست کردن ، این توطئه از شوفرهای تاکسیها و اتومبیلهای دیگر ، اتوبوس و اینها شروع میشود تا هر جائی که یک جمعیتی با هم مجتمع هستند ، در بین اینها افرادی هستند که اینها مامورند برای اینکه شایعه درست کنند و پراکنده کنند . میگویند در تاکسیها تا مینشینیم یک کسی شروع میکند یک حرفی از ، مثلا از یک عالم یا علما یا از یک کمیسیون یا از مجلس شورا یا از کذا . الان همه اینهائی که اشتغال به یک کاری دارند ، چه دادگاه هائی که به قضاوت و به رسیدگی به امور قضائی مشغول هستند و چه این هیات هائی که برای اینکه زمینها را مثلا ، آن زمین هائی که مشروع است تقسیم کنند و چه جهاد سازندگی و جهاد دیگر و گروه هائی که هستند ، اینها در بین شان یک افرادی نفوذ کرده است که این افراد یک کاری انجام میدهند و دستجاتی که مربوط به همین افراد هستند آن را دامن میزنند و بزرگش میکنند و شما یک وقت چشمتان را باز میکنید که همه این ارگانهای دولتی و اسلامی از مجلس گرفته تا دادگاهها و تا همه جا به واسطه تبلیغات اینها مشوه میشود روحشان ، یعنی جمهوری اسلامی که عبارت از این چیزهائی است که حکومت است و مجلس است و سایر ارگانها ، این را میخواهند مشوهش کنند و به دنیا بفهمانند که این هم همان رژیم شاهنشاهی است ، این هم مثل همان رژیم است ، همه چیزش مثل همان رژیم است . میآیند میگویند که زمینهای مردم و باغات مردم را غصب میکنند و هیچ جا هیچ کس هم دخالت در این امر نمیکند ، میگویند این گروههای هفت نفری که گفته شده به آنها ، اعلام کردند بر آنها ، دولت هم اعلام کرده است که باید در آن چیزهائی که غیر مشروع است دخالت نکنند آنها دخالت میکنند و هیچ اعتنا به این مسائل نمیکنند . میگویند مصادره اموال مردم ، بیجا مصادره میشود اموال مردم بدون اینکه جهت شرعی داشته باشد . شما باید توجه داشته باشید و من از ائمه جمعه در همه بلاد میخواهم و علمائی که هم در آن بلاد هستند همراهی کنند و گروه هائی را تعیین کنند برای رسیدگی به این امور ، رسیدگی به حال این افرادی که میخواهند آشوب درست کنند ، رسیدگی به حال دادگاهها و احکامی که از دادگاهها صادر میشود . چه بسا اشخاصی هستند که اطلاع قضائی ندارند و خودشان را به طور قاچاق وارد کردند در قضا . قضا شرط دارد و باید نصب بشود از طرف علمایی که بزرگ هستند ، اینطور نیست که هر کس هر جا برود قضا را متکفل بشود و حکم بدهد و حکم قتل بدهد و حکم چه بدهد . [۲۱].
به شکایات مردم رسیدگی کنید
اینها باید شما آقایانی که در بلاد هستید ، خودتان رسیدگی کنید افرادی که از این جناحهای منحرف وارد شدند در این ارگانها ، در قضا ، در تقسیم اراضی ، در جهاد سازندگی ، در همه اینها ، افرادی را متعهد ، مطلع ، بیطرف ، این افراد را تعیین کنید تا اینکه اینها بروند رسیدگی بکنند و به شما گزارش بدهند و در صدد تصحیحش برآیید . اگر ما بنشینیم اینجا ، هر چه میشود در هر جا ، هر کس هر کاری میخواهد بکند ما اعتنا به آن نکنیم ، این فاجعه به بار میآورد بعدها . باید شما خودتان بنشینید این کار را بکنید . این یک چیزی است که میخواهند تمام آن چیزهائی که فاسد است به گردن روحانیون و به گردن دولت اسلامی بیندازند و روحانیون و دولت و مجلس و همه اینها را از نظر مردم بیندازند و مشوه کنند . شما باید بیدار باشید ، جلوگیری کنید از این معنا . اگر من ، من که یک پیرمردی هستم از من نمیآید این کارها ، شما آقایان الحمدلله هم جوان هستید و هم توجه دارید به مسائل ، خودتان یک گروه هائی را درست کنید در همه جای مملکت ، یک گروه هائی درست کنید بررسی کند این امور را ، اگر چنانچه بر خلاف شرع عمل میشود ، جلویش را بگیرید ، اگر چنانچه امر خلافی دارد واقع میشود ، اشخاصی که لایق نیستند برای این مسائل اگر اینها وارد هستند در دادگاهها یا در سایر جاها ، در جهاد سازندگی ، در هیات هفت نفری نمیدانم اینها ، ما نمیخواهیم که یک مملکتی باشد که هرج و مرج یا یک مملکتی باشد که نظر کمونیستها را در این مملکت انجام بدهد یا نظر غربیها را انجام بدهد . باید همه این کارها را قبل از اینکه فرصت از دستتان رفته است و قبل از اینکه این خیانتکارهائی که میخواهند این مملکت را باز برگردانند به حال اول ، پیروزی پیدا کنند و مجال پیدا بکنند ، خود شماها باید این کارها را انجام بدهید و افرادی را صالح ، مطلع ، بیطرف تعیین کنید بروند در اینجاهائی که این کارها میشود ، به شکایات مردم رسیدگی کنند . یک دفتری برای شکایات باز کنید ، تعقیب کنید شکایت را ، ببینید این که شکایت کرده از کجا پیدا شده ، صحیح میگوید یا غیر صحیح ؟ غیر صحیح میگوید ، چه کسی القاء به او کرده ؟ اینها را باید تعقیب کرد و فهماند به مردم که یک همچو بساطی در کار هست که میخواهند خرابکاری کنند و افرادی هم که واقعا خرابکاری میکنند معرفی باید بشوند به جمعیت هائی که خود آقایان تعیین کنند تا تکلیف آنها را معین کنند . ما اگر چنانچه بنشینیم و الان در مملکتمان خلاف شرعهای زیادی خدای نخواسته انجام بگیرد معنایش این است که ما خودمان با دست خودمان جمهوری اسلامی را جمهوری غیر اسلامی اش کردیم . ما میخواهیم جمهوری اسلامی ، یعنی احکام ، احکام اسلام باشد نه اینکه هر جایش که آدم دست بگذارد شکایات باشد که اینها خلاف دارند میکنند ، شکایت باشد که فلان قاضی حکم خلاف دارد ، فلان - فرض کنید که - کسی که میخواهد تقسیم زمین را بکند زمینهای مردم را میرود تقسیم میکند ، باغات را میرود - نمیدانم - درختهایش را میاندازد ، اینها رسیدگی میخواهد . شما نشستید که یکدفعه صدای ملت بلند بشود که این دولت و این مجلس و این دادگاهها و این کمیسیونها و اینهمه اینهائی که هستند ، هیچ یک آنها اسلامی نیستند و به ضد شما قیام بکنند ، آنوقت هم من موافقت با آنها بکنم . [۲۲].
همیشه با بصیرت و چشمانی باز به دشمنان خیره شوید=
من بار دیگر از مسؤ ولین بالای نظام جمهوری اسلامی میخواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم .
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست میخوریم و نابود میشویم ؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی میکنند ؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل ، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب میکنند ؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههای دار میروند ؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند ؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم . امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی بر ملا شده است ، بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خودفروخته و نویسنده مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش بینی نکرده بودند که امروز با سر افکندگی و خواری از کرده خود پشیمان و با ذلت مراجعه میکنند . احتمالا قضیه مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی ، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوه عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - میباشد گر چه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شدهاند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد ، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است و فقط ما که گفتهایم کسی که به پیغمبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - توهین کند و اجماع فقهاء مسلمین فتوا به اعدام آن میدهند ، خلاف آزادی است ! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند ، ساکت نشسته است ؟ جز این است که تفسیر و تاویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند ؟ امروز خداوند ما را مسؤ ول کرده است ، نباید غفلت نمود . امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پابرجا داشت من باز میگویم همه مسوولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی تان - به خیال خام خودشان - بیرون نبرند ، آرام نخواهند نشست نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور ، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید ، لحظهای آرامتان نمیگذارند . [۲۳].
ارائه کارها به مردم
خدمت تان را به مردم بگویید
در هر صورت آنی که برای شما مهم است خدمت کردن به همه طبقات خصوصا مستضعفها ، خصوصا محرومینی که در طول تاریخ محروم بودهاند این بیچارهها . باید خدمت کنید و خدمتتان را بگوئید به آنها و وقتی گفته میشود ، عمل دنبالش باشد و انشاءالله امیدوارم که اگر انگیزه اینطور باشد و شما موفق بشوید و انشاءالله و موفق میشوید انشاءالله به اینکه خدمت کنید به این ملت ، این ملت هم همراه شماست و نه انگیزه دیکتاتوری پیش میآید و نه هم شما سودجو هستید که بخواهید نمیدانم پارک داشته باشید و ده داشته باشید و ده را اگر دادند شما ، شما اینطوری نیستید ، نمیتوانید هم باشید با اینکه یک کدامتان اگر یک خانه زاید بر مقدار خودتان درست کنید همه به شما اشکال میکنند ، تحت فشار اشکال مردم واقع میشوید ، نیستید اینطور و نمیتوانید هم باشید و مادامی که اینطور است ، مردمی هستید ، مردمی که هستید همراه شما هستند و وقتی مردم همراه شما هستند دیگر آسیبی در کار نیست .[۲۴].
مقید باشید که کارهایتان را به مردم بگویید
گرفتاری امروز ما ، همین اختلافاتی است که مشاهده میشود . شما هر چه کار میکنید اگر اختلافات را کوشش نکنید که رفع بشود کارهای شما را آن کسانی که بخواهند یک عیبی بگیرند به آن ، عیب میگیرند . هیچ شکی نیست . اینهائی که افتادهاند دور بازار و کوچه و این طرف و آن طرف و سمپاشی میکنند ، آنها ، این کارها را میکنند و اگر شما در همان سطح بالا ، این اختلافات را کوشش کنید که با عقل و تدبیر ، در رفعش بسیار کوشش کنید . انشاءالله یک آرامش روانی پیدا بشود و کارها در آن آرامش زود انجام میگیرد ، بهتر انجام میگیرد . این مسائلی را که به من گفتید در یک همچو اطاق محدودی ، بهتر این است که هر یک از آقایان که متکفل یک امری هستند ، وقتی کاری انجام میدهند بروند در رادیو بگویند و از مردم بخواهند که هر کس اشکالی دارد که مثلا ما بر خلاف می گوئیم ، بیایند اطلاع بدهند ، در روزنامهها اطلاع بدهند ، خودشان بیایند در محضر عمومی اطلاع بدهند که این حرفی که ما راجع به برق زدیم ، راجع به امور دیگر زدیم اگر چنانچه مردم اعتقادشان این است که اینطور نیست و کاری انجام نداده است جمهوری اسلامی ، بلکه عقب رفته است از زمان طاغوت ، هر کس این ادعا را دارد ، بیاید بگوید که ما در این مواردی که داریم ، می گوئید که : ( عمل کردیم ) ، بیایند بگویند که نخیر شما عمل نکردید . و اگر چنانچه نیامدند و نگفتند ، معلوم میشود که ما عمل کردیم و مردم گوش ندهند به حرف اینهائی که میگویند که دولت هیچ کاری نکرده و نمیتواند هیچ کاری بکند . من نمیگویم که بعد از اینکه این هم اعلام کردید ، باز مسائل نیست اما کم میشود ، در بین مردم کم میشود ولو آنهائی که میخواهند بگویند ، میگویند اما مردم دیگر باورشان نمیآید . این سکوت شما از کارهائی که انجام میدهید البته بعضیش را میگویند اما همه اش را نمیگویند ، شما هر کدام که در هر وزارتخانهای هستید ، وزیر هر وزارتخانهای هستید مقید باشید به اینکه کارهایتان را بگوئید به مردم ، آن چیزی که نباید گفت ، آن عبادات شخصی آدم است که نباید بگوید اما کارها و خدمت هائی را که شما کردید ، اگر نگوئید فساد دارد ، یعنی موجب تضعیف میشود ، لکن اگر به ملت بگوئید ، بیاید هر کسی بگوید مسائل خودش را که ما این کارها را کردیم ، در تلویزیون ، در رادیو اعلام کند و بعد هم اعلام کند که هر کس مخالف با این کارهائی است که ما کاری را کردیم ، میگوید ما صحیح نمی گوئیم ، بیاید بگوید . هر دهی که ما برایش این کار را کردیم اگر نمیکردیم ، اگر اینها ادعا دارند که نکردیم ، بیایند بگویند و مقایسهای هم بین این دو سال و این سالهای طولانی که طاغوت بوده است این مقایسه را بکنید ، بروز بدهید . [۲۵].
هر کاری که میکنید در مطبوعات عرضه کنید
من عرض کردم به ایشان که یک مرغ یک تخم میکند ، ببینید چقدر هیاهو میزند ، چه اعلام هائی میدهد ، فریادهایی میزند یک تخم کرده ، شما کار میکنید و سکوت ، خیال نکنید که ما برای خدا سکوت میکنیم ، خیر برای خدا بگوئید ، برای اینکه این مملکت را این شیاطین دنبال این هستند که بگویند هیچ کاری نشد ، جمهوری اسلامی آمد و هیچی ، مثل اول . این بی انصافها که حالا خودشان افسار گسیخته هستند و توی خیابانها و همه جا با افسار گسیختگی دارند هر شرارتی میخواهند بکنند و آنوقت نفسشان نمیتوانست در بیاید حالا میگویند چیزی نشده است ، جمهوری اسلامی آمده و آن هم هیچ کاری نکرد ، در صورتی که آنطوری که به من گزارش میشود این مقداری که جمهوری اسلامی به مردم ، با همه گرفتارهایی که داشته در ظرف این دو سال ، یک سال و نیم انجام داده ، بیشتر از آن مقداری است که در طول سلطنت اینها ، کاری نکردند آنها ، بیشتر از آن مقداری است که یک حکومت عادلی در آنوقت میکرد لکن گفته نمیشود . مردم را ، شما عرضه نمیدارید . در هر صورت این هم جزء نقص است ، ما باید هر کاری میکنیم شماها آقایان هر کاری که میکنید عرضه کنید به مطبوعات ، در رادیو تلویزیون ، در رادیو ، در مطبوعات عرضه کنید . گاهی مثل یک چیزی در تلویزیون فیلم مختصری میآید خیال میکنند مردم همین بود . در صورتی که پریروز آقای باهنر اینجا بودند و قضیه مدارسی که ساخته شده است ایشان میگفت : مدارس ، پانزده هزار مدرسه است که تا چند روز دیگر ، چند وقت دیگر پانزده هزار تمام میشوند ، ده هزار تمام شده و در طول تاریخ اینها ، در طول تاریخ ، سه مقابل این در تمام تاریخ ایران بود و این پانزده هزار به قدر ثلث تمام آن کارهایی است که از اول تا حالا کردند ، اینها عرضه باید بشود ، گفته باید بشود ، مردم بفهمند که چقدر خانه ساخته شده است ، چقدر مسجد ساخته شده است ، چقدر حمام ساخته شده است ، چقدر زمین احیا شده است ، چقدر آسفالت شده است ، کار زیاد شده است ، باید این کارها را به مردم گفت که خیال نکنند ، شیاطین هی نیایند بگویند که کاری نشد ، کاری نشد ، خوب این کارها شده است منتها یک مملکتی است که باید بشود . بعد هم انشاءالله میشود و حالا هم همت باید بکنید ، همه آقایان همت بکنند که این کارها پیش برود . [۲۶].
آنچه عمل کردهاید به مردم بگوئید
آنچه که در این چند سال شده است آقایان شمهای از آن را فرمودند و البته احصاء تمام آنها نمیشود که به این گفتارها و مجالس احصاء کرد و نه ما قدرت این را داریم که احصاء کنیم . و من کرارا به متصدیان امور عرض کردهام که کارهایی که انجام دادهاید با آن حجم بسیار ، به ملت بازگو کنید خصوصا میبینید که تمام رسانههای گروهی و تمام اشخاص منحرف دائما به گوش جهانیان القاء میکنند که این پیروزی برای اسلام تاکنون حاصل نشده است ، بلکه این جمهوری رو به زوال است . آنچه که عمل کردهاید به مردم بگویید ، ممکن است که این تبلیغات در بین یک دسته از مردم که آشنای به مسائل نیستند یک وقت خدای نخواسته تاثیر بگذارد . ما آن مقداری که از متصدیان امور شنیدیم ، در هر جنبهای از جنبهها ، دیدید که حجم کاری که این جمهوری اسلامی برای طبقه ضعیف و مستضعفان کردهاند ، یک حجم بزرگی است که در طول سلطنت این پدر و فرزند خلف حاصل نشده است میبینیم که در هر جا اینها میروند ، متصدیان میروند و عمل میکنند ، مردم آنجا تقریبا به آنها میگویند که ما چه نداریم ، چه نداریم . حتی اینها یک راه درست برای ابن مستمندان و بیچارهها درست نکردند و یک درمانگاه برای این روستاها درست نکردند و این روستاها در کمال مظلومیت بسر بردند . و در این مدت کمی که با تمام گرفتاریهای داخلی و خارجی مبتلا بوده است جمهوری اسلامی ، متصدیان امور و خود ملت آنقدر کار کردند که متوقع نبود در آن گرفتاریها بتوانند ، لکن چون عنایات حق تعالی پشت سرشان هست و مردم را همان عنایات وادار کرده است به خدمت ، از این جهت توفیق بسیار حاصل شده است . [۲۷].
پرهیز از قدرت طلبی و حب مال
اسلام در مقابل دیکتاتوریها ایستاده
حکومت اسلامی مثل حکومت علی ابن ابیطالب دیکتاتوری تویش نیست ، حکومتی است که به عدل است ، حکومتی است که زندگی خودش از زندگی سایر رعیتها بدتر است ، آنها نمیتوانستند مثل او زندگی کنند ، او نان جو هم سیر نمیخورد ، یک لقمه ، دو تا لقمه برمی داشت با یک خرده نمک میخورد . این حکومت اصلا میتواند دیکتاتوری ؟ دیکتاتوری برای چه بکند ؟ عیش و عشرتی نیست تا اینکه بخواهد دیکتاتوری بکند برای او . حکمفرمایی اصلا در اسلام نیست ، حکمفرمایی اصلا در کار نیست . پیغمبر اسلام که راس مسلمین و اسلام بود وقتی که در یک مجلسی نشسته بودند تو مسجد روی آن حصیرها ( معلوم نیست حصیر حسابی هم داشته باشد ) آنجا نشسته بودند ، دور هم که نشسته بودند ، عربهایی که خارج بودند و نمیشناختند پیغمبر را میآمدند میگفتند که کدام یکی محمد هستید ، نمیشناختند برای اینکه حتی یک همچون چیزی هم زیر پیغمبر نبود . حالا ما اشراف هستیم . یک همچو حکومتی که بنا باشد اینطوری باشد ، یک خانه گلی داشته باشد ، یک گلیم هم حتی نداشته باشد ، یک حکومتی که یک پوست میگویند داشته است که روزها علوفه شترش را حضرت امیر رویش میریخته ، شبها زیر خودش و فاطمه میانداخته و میخوابیده رویش ، اینکه دیکتاتوری نمیتواند باشد . اینهایی که میگویند دیکتاتوری ، اسلام را نمیفهمند چی هست ، فقیه اسلام را نمیدانند ، خیال میکنند ما ، هر فقیه ، هر فقیه ، هر چه هم فاسد باشد این حکومت ، فقیه اگر پایش را اینطور بگذارد ، اگر یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط است . مگر ولایت یک چیز آسانی است که بدهند دست هر کس ؟ اینها که میگویند که دیکتاتوری پیش میآید - نمیدانم - این مسائل پیش میآید ، اینها نمیدانند که حکومت اسلامی حکومت دیکتاتوری نیست . مذهب مقابل اینها ایستاده ، اسلام مقابل دیکتاتورها ایستاده و ما میخواهیم که فقیه باشد که جلوی دیکتاتورها را بگیرد ، نگذارد رئیس جمهور دیکتاتوری کند ، نگذارد نخست وزیر دیکتاتوری کند ، نگذارد رئیس مثلا لشکر دیکتاتوری بکند ، نگذارد رئیس ژاندارمری دیکتاتوری بکند ، نه اینکه بخواهیم دیکتاتوری درست کنیم ، فقیه میخواهد چه کند دیکتاتوری را ؟ ! کسی که زندگی ، زندگی عادی دارد و نمیخواهد این مسائل را ، دیکتاتوری برای چه میخواهد بکند ؟ حکمفرمایی در کار نیست در اسلام . [۲۸].
عدم استفاده از اسامی فرماندار و سلطان
این باید خیلی مورد توجه آقایان باشد که اصلا یک تحولی در ایران انشاءالله بشود ، یک تحولی روحی . تحول روحی یعنی فرماندار خودش را فرماندار حساب نکند . من دلم نمیخواهد اصلا این اسم را ببرم چنانچه سلطان هم دلم نمیخواهد اسم ببرم . اسم ، این اسم را هم اگر آقایان خودشان بنشینند با هم یک اسم بهتری ، قشنگی انتخاب کنند ، ( یکی از حضار : خدمتگزار ) امام : خودتان دیگر بکنید این را ، من دیگر به این کار ندارم ، من دوست ندارم این را ، چنانچه سلطنت مثلا سلطان . من خیلی ناراحت گاهی میشوم از اینکه مثلا امام عصر سلام الله علیه را میگویند سلطان السلاطین ، خلیفه الله است در هر صورت عمده عمل است حالا اسمائش خیلی مهم نیست ولو اینکه بهتر این است که تغییر بکند انشاءالله . [۲۹].
در سیره انبیاء و اولیا ، اصلا قدرت طلبی در کار نبوده
تربیتهای انبیاست که نجات داده این مردم را از حد حیوانیت و آن جنونی که انسان دارد در قدرت طلبی و شهوترانی . باز یک مقدار زیادی توفیق حاصل شده لکن باز توفیقی که آنها میخواستند نشده است ، این که انبیا میخواستند باز نشده ، پیغمبر غصه میخورد برای اینکه دعوت میکند و اجابت کم میشود .
فلعلک باخع نفسک و یکی از غصههای انبیا هم همین است که تعلیماتشان را نتوانستند به ثمر برسانند به آن طوری که تعلیم اقتضا میکند . پیغمبر میخواست همه مردم را علی ابن ابیطالب کند ولی نمیشد و اگر بعثت هیچ ثمرهای نداشت الا وجود علی ابن ابیطالب و وجود امام زمان سلام الله علیه این هم توفیق بسیار بزرگی بود . اگر خدای تبارک و تعالی پیغمبر را بعث میکرد برای ساختن یک چنین انسانهای کامل ، سزاوار بود لکن آنها میخواستند که همه آنطوری بشوند آن توفیق حاصل نشد . اسلام یک قوانینی است که انسان میخواهد درست کند ، قرآن هم کتاب انسان سازی است میخواهد انسان درست کند ، پیغمبر هم از اول که مبعوث شد تا آخر وقتی که از دنیا تشریف بردند درصدد این بود که آدم درست کند ، در فکر این بود . تمام جنگ هائی که در اسلام واقع شده برای این بوده است که این جنگلیها و وحشیها را وارد کنند در حصار ایمان ، قدرت طلبی توی کار نبود و لهذا در سیره نبی اکرم و سایر انبیا و اولیاء بزرگ ، حضرت امیر سلام الله علیه ، اولیای بزرگ در سیره آنها میبینیم که اصل قضیه قدرت طلبی در کار نبوده و اگر برای ادای وظیفه نبود و برای ساختن این انسانها نبود ، حتی این خلافت ظاهری را هم قبول نمیکردند ، میرفتند ، اما تکلیف بود ، تکلیف خداست باید قبول کند تا بتواند آن مقداری که میتواند انسان درست کند ، مع الاسف نتوانست معاویه را آدم کند چنانکه پیغمبر نتوانست ابوجهل و و ابولهب و این صنف جمعیت را آدم کند ، امیر المومنین هم نتوانست معاویه و اتباع معاویه را آدم کند اما آمدند برای این کار . [۳۰].
مسندها همه در نظر انبیا پوچ است و قدرتها همه پوچ
گمان نشود که اسلام شمشیر کشیده است برای این که قدرت پیدا کند مثل سایر حکومتها ، حکومت اسلامی اینطوری نیست ، اگر کسی برای قدرت اقدام بکند و برای تحصیل قدرت شمشیر بکشد ، این از اسلام دور است ، این وارد در اسلام نشده است باز ، ظاهرا مسلم است اما آن ایمانی که باید داشته باشد ندارد . انبیا آمدهاند برای اینکه این قدرتها را بشکنند ، این قدرتهای شیطانی را سرکوب کنند و نبی اکرم هم آمده بودند ، آمدند برای اینکه این قدرتها را بشکنند . این یکی از کارهائی است که انبیا دارند نه اینکه فقط این است . کار مهم انبیا این است که مردم را برسانند به آن نقطه کمال و سایر کارها وسیله است ، غایت ، کمال مطلق است . انبیا میخواهند که همه مردم بشوند مثل امیرالمومنین سلام الله علیه ، لکن نمیشود ، توفیق پیدا نمیکنند . اینطور نیست که انبیا برای دنیا آمده باشند ، دنیا یک وسیلهای است برای کمال ، چنانکه اهل دنیا هم این وسیله را به ضد کمال استعمال میکنند . جنگ علی ابن ابیطالب با جنگ معاویه ماهیتها فرق دارد ، ذاتا فرق دارد ، یکی شمشیر میکشد و ظل الله است ، ظل خداست ، یکی شمشیر میکشد و ظل شیطان است ، ماهیتها این دو تا با هم فرق دارند . آن که برای قدرت طلبی و شیطنت فعالیت میکند با آن که برای خدا فعالیت میکند ، ذاتا این دو تا با هم فرق دارند و کارهایشان ذاتا فرق دارد . انبیا برای ثروت و قدرت و دنیا و رسیدن به حکومت ابدا یک قدم برنداشتند و اگر کسی گمان کند که انبیاء یا اولیاء بزرگ قدمی برای مسند برداشتند ، این نمیشناسد آنها را ، این انبیا را نشناخته است . مسندها همه در نظر انبیا پوچ است و قدرتها همه پوچ . [۳۱].
قدرت طلبی انسان را در دنیا و آخرت به تباهی میکشاند
همه تان روی مرز قانون عمل بکنید و اگر همه روی مرز قانون عمل بکنند ، اختلاف دیگر پیش نمیآید . همه اختلافات این است که یک کسی اینجا فرشش را انداخته ، یکی هم اینجا فرشش را ، اگر این روی فرش خودش بنشیند و آن هم روی فرش خودش بنشیند ، دعوا ندارند . اما اگر این پایش را دراز کرد روی او ، او پایش را کنار میزند و او هم میخواهد پایش را دراز کند اینجا ، دعوا اینجا پیدا میشود دعواهای ما دعوائی نیست که برای خدا باشد این را از گوشتان همه بیرون کنید ، همه تان عجیب هستید ، همه ما از گوشمان بیرون کنیم که دعوای ما برای خداست ، ما برای مصالح اسلام دعوا میکنیم ؟ خیر ، مساءله این حرفها نیست ، من را نمیشود بازی داد ، دعوای خود من و شما و همه کسانی که دعوا میکنند همه برای خودشان است . همه میگویند پیش بده برای ما ، همه میخواهند تمام این قدرت چی چی ، آخر من نمیفهمم چه قدرتی الان در کار هست . خوب محمد رضا اگر دنبال این مسائل میرفت ، مطلبی بود برای اینکه یک قدرتی بود ، قدرت شیطانی بود ، کسی حق نداشت یک کلمه بگوید ، اما امروز که بقال سر محله میآید و میگوید که آقای نخست ، برادر نخست وزیر اینجا این کار درست نیست ، برادر رئیس جمهور این کار درست نیست ، این دیگر قدرتی نیست ، یک برادری است ، یک دسته برادرند ، یک دسته شان شانس شان آورده است آنجا نشستهاند ، یک دسته بیچاره هم برای اینها سینه میزنند ، قدرت نیست که ما حالا برای یک قدرتی بیائیم . اینها تلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است و این تلبیسات ابلیسی را اگر چنانچه مسامحه کنید ، شما را به جهنم میفرستد ، در همین دنیا هم به تباهی میکشد . در همین دنیا ایستاده است این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس ایستاده است ، تا آنجائی که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد . هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود و خودش در آن قدرت بین همان آلمان باقی باشد ، آن نژاد بالاتر و این چیزی که در مغز هیتلر است در مغز همه شما هست خودتان غفلت کردید ، در مغز همه این مطلب هست که همه بروند ، و من تا نروید سراغ اینکه یک انصافی در کار باشد ، یک توجهی به خدا در کار باشد ، یک حسابی در کار باشد که خودتان از خودتان حساب بکشید که من امروز میخواهم چه بکنم ، میخواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد ، نه ، همه باشید و همه هم حفظ کنید مملکت را ، همه باشید و همه روی قانون عمل بکنید ، قانون اساسی را باز کنید و هر کس مرز و حد خودش را تعیین کند به ملت هم بگویند به اینکه بابا ما ، قانون اساسی ما برای دولت این را وظیفه کرده است ، برای رئیس جمهور این را ، برای مجلس این را ، برای فرض کنید فلان نفر ، برای ارتش این را ، برای همه وظیفه معین کرده است ، به مردم بگویند وظیفه ما را قانون اساسی که شما رای دادید برایش ، وظیفه ما این است در لفظ فقط نباشد و در واقع خلاف ، واقعا سر فرود بیاورید به قانون و واقعا سر فرود بیاورید به اسلام . لفظ را همه میگویند ، شاید شیطان را هم ازش بپرسند میگوید من انقلابی هستم . [۳۲].
=اساس سلطه قدرتهای بزرگ ، همیشه افراد مرفه و قدرت طلب بودهاند
من سالروز پیروزی انقلاب اسلام و دهه فجر را به همه ملت و همه مستضعفین جهان و شما آقایان که اسوه حسنه این ملت هستید تبریک عرض میکنم و از خداوند تعالی توفیق همه را برای خدمت به بندگان خدا و ادامه پیروزی از خداوند توانا میخواهم . اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر میآید در راس امور واقع است و او اینکه دولت ، مجلس و کسانی که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند اساس سلطهای که بر کشورها و بر کشور ما از طرف غیر واقع شده است ، افراد مرفه و کسانی که سرمایههای بزرگ داشتهاند یا قدرت برای حفظ خودش و حیثیت خودش در دست داشته است . مادامی که مجلس و ارگانهای دولتی و همه اینها و مردم از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود امکان ندارد که یک دولت بزرگی ، یک قدرت بزرگی به هم بزند اوضاع را همیشه این قدرتهای بزرگ در هر کشوری یک نفر را با او تفاهم میکردند که این یک نفر برای خودش و برای قدرتمندی خودش و برای سرمایه خودش فعالیت میکرد ، او را میدیدند و ملت را میچاپیدند و به اصطلاح کدخدا را میدیدند و ده را میچاپیدند هیچ وقت قدرتهای بزرگ مواجه با ملتها ، اگر شدند نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند و مواجه هم نشدند هر وقت که میخواستند یک دولتی را یا یک سلطنتی را یا یک ریاست جمهوری را که بر وفق مرام آنها عمل نمیکرده از بین بردارند ، در مقابل او یک قدرت دیگری میتراشیدند و با آن قدرت این قدرت را از بین میبردند کار به دست ملت نبوده است و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است . [۳۳].
قدرتمندی و حب مال حدّی ندارد
اینکه این عمل را آنها انجام میدادند یک نکته روحی دارد و آن این است که انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهی ندارد ، آمالش ، آمالش غیر متناهی است ، وقوف نمیکند آمال انسان و وقتی که اینطور است اگر انسان اسیر همین آمال غیر متوقف بشود و ببیند که یک ابرقدرتی این آمال او را و آن خواستهای مادی او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفظ میکند ، او دیگر در بند این نیست که برای ملت کار بکند . برای اینکه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندی هم و همین طور حب مال و جاه هم حدی ندارد ، مرزی ندارد . آن برای حفظ قدرت خودش و پشتوانهای که دارد ، برای این حفظ قدرت با ملت آن میکند که همه حیثیت ملت و گنجینههای ملت را در دسترس او قرار بدهد ، یک سهم ناچیزی هم برای خودش بگیرد . الان شما ملاحظه میکنید که قدرت هائی در دنیا هست از حیث مال که اگر چنانچه اموالشان را تقسیم بکنند به این ۳۶ میلیون جمعیتی که ما داریم ، اگر یک نفر از آنها اموالشان را تقسیم بکند ، تمام افراد این ۳۶ میلیون مرفه میشوند و از طبقه به اصطلاح خودشان بالا میشوند . یک نفر از آنها اینطور است لکن همان آدمی که دارائی او به این اندازه بود ، از این آدمی که درویش سر محله است حرصش به دنیا بیشتر بود ، حرصش به مال بیشتر بود و بیشتر میخواست جمع بکند . [۳۴].
هر چه مال و قدرت اضافه شود ، حرص انسان بیشتر میشود
هر چه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه میشود ، هر چه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت اضافه میشود و اگر مهذب نباشد انسان ، آن قدرت را برای خودش به کار میگیرد ، وقتی برای خودش به کار گرفت دولتهای بزرگی که هستند ، ابرقدرت هائی که هستند یک همچو آدم قدرتمندی را پیدا میکنند و این آدم قدرتمند را به او بال و پر میدهند و این را به مقام میرسانند تا اینکه ملت را استضعاف کند و ذخایر ملت را بچاپد شما ملاحظه وضع این پنجاه سال ، یک قدری بیشتر را هم بکنید که انتخاب کردند خارجیها و بعد هم این مطلب را خودشان گفتند که رضاخان را انتخاب کردند و به او قدرت دادند و قدرت آنطور دادند که تمام این ملت را به استضعاف کشانید و حکومت جبار خودش را بر اینها قرار داد و مردم را از همه چیز ساقط کرد و یک نفر بود آنها آن یک نفر را دمش را میدیدند و کارهایشان را انجام میدادند و بعد از او هم محمدرضا را گذاشتند با آنهمه افرادی که اطراف او بودند و همه شان از آنها بودند که طبقه بسیار مرفه و خوشگذران و بالا بالاها به اصطلاح آنها . باید ما متوجه باشیم ، ملت ما متوجه باشند که وقتی که مجلسشان یک مجلسی است که از طبقه متوسط است و توی این مجلس آن دولهها و سلطنهها و سلطنتیها را نداریم و در دولت هم آنطور دولت هائی که افراد مرفه سرمایه دار کذا باشند نداریم ، در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذائی که املاک بی اندازه داشتند و آپارتمانهای چندین طبقه داشتند نداریم ، این مملکت محفوظ میماند . آن روزی که هر یک از شماها را ملت دید که از مرتبه متوسط میغلطید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکن پیدا کنید ، مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی که به تدریج ممکن است یک وقتی خدای نخواسته پیدا بشود ، آنها را سر جای خودشان بنشاند . اگر ملت میخواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد ، باید مواظب آنهائی که دولت را تشکیل میدهند ، آن که رئیس جمهور است ، آن که مجلس هست ، مجلسی هست ، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد بدانید که اگر دولت اینطور باشد و اگر ملت اینطور باشد و اگر چنانچه مجلس و امثال اینها اینطور باشد ، اگر یک قدرتی بخواهد هجمه کند به اینجا ، مواجه با سی میلیون جمعیت هست و نخواهد توانست ، نمیتواند آنوقت پیدا کند یک کسی که قدرتمند باشد و آن قدرتمند را وادار کند که ملت را به استضعاف بکشند و بچاپند ملت را برای آنها ، تاریخ همین طور بوده . [۳۵].
مادامی که ( در مسؤولین ) این حد متوسط حفظ شود ، این جمهوری حفظ میشود
مادامی که این ملتها - از یک - در بینشان افرادی پیدا نشده است که به آن مرتبه برسد در بین آنها که قدرت مالی یا قدرت دیگرش زیاد بشود و به مردم حکومت کند ، نمیتوانند آنها این ملتها را از بین ببرند و حکومت بر آنها کنند و بالاخره یک وقت یک ابرقدرتی مواجه با یک نفر ، دو نفر ، صد نفر ، پانصد نفر هست که آنها را سیر میکند و آنها به جان مردم میافتند و خودش هم کنار مینشیند و حکومت بالاتر را خودش دارد ، حکومت پائین تر را به این آدمی که ، یا این آدمهائی که در این کشور هستند واگذار میکند اساس استضعاف ملتها از خودشان و از قدرتمندان بین خودشان بوده و شما شکر کنید که یک همچو مجلسی دارید که از طبقه مرفه توی آن هیچ نیست آن طبقهای که اگر مالش را تقسیم کند بین ملت ما ، ملت ما ثروتمند میشوند ، ندارید حالا ، در دولت هم ندارید یک همچو ثروتمندانی و یک همچو قدرتمندانی ، ندارد . دولت یک همچو قدرتی ، رئیس جمهور یک همچو قدرتی که بتواند یک چیز انحرافی را به ملت تحمیل کند ، یک همچو مجلسی نداریم که بتواند یا بخواهد یک امر انحرافی را تصویب کند و دولت هم مجری او باشد مادامی که این حد متوسط محفوظ است این جمهوری محفوظ است و امکان مقابله نیست مابین قدرتهای بزرگ با همچو دولتی بخواهند کودتا کنند با کی کودتا کنند ؟ بخواهند از خارج وارد کنند ، مواجه با کی میشوند ؟ مواجه با یک ملتی میشوند که همه شان از این طبقهای هستند که این نهضت را به پیش بردند و با آن قدرت و با آن عظمت به پیش بردند . [۳۶].
قدرتها در صدد این هستند که فرد قدرت طلبی را یافته و به وسیله او طرحهای خود را پیاده کنند
اینها مطالعه امور را میکنند و اقدام میکنند . آنها الان درصدد اینند که در بین خود این مردم یک بساطی درست کنند و اختلافاتی درست کنند و بلکه میان اختلافات یک نفر پیدا بکنند که این ، آن نفری که پیداست ، در یک طرف واقع بشود و این هم به او قدرت بدهند ، تا آنکه کم کم با قدرت داخلی ، این کشور کم کم ضعیف بشود و مردم روحیه شان ضعیف بشود و بعد تقدیم کنند به آنها تا کشور ما این مقام را دارد که بحمدالله از آن طبقه مرفه بالایی که امور را در دست گرفتهاند مبری هست و امور کشور ما به دست امثال شماها و امور کشور ما به دست امثال این رئیس جمهورها و رئیس مجلسها و نخست وزیرها و وزرا و وکلا هست ، شما مطمئن باشید که نخواهد توانست یک قدرت خارجی این پیروزی را از بین ببرد .[۳۷]
پیدا شدن قدرت طلبی و مال طلبی در مسؤ ولین علامت شکست نهضت است
و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد ، انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی ، در کشور در وزیرها پیدا شد ، در رئیس جمهور پیدا شد ، آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم ، خودنمایی کرده از آنوقت باید جلویش را بگیرند . رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت ، خود مردم باید جلویش را بگیرند . مجلسی که بخواهد قدرتمندی نشان بدهد و آن مسائلی که سابق و آن افرادی که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند ، خود مردم باید جلویش را بگیرند . اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند ، جمهوری اسلامی را حفظ کنند ، دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند ، از اینکه خدای نخواسته یک وقت قدمی از آن ور برندارند این شیطانی است که در انسان هست و ممکن است که هرکس را منحرف کند و لازم است که انسان خودش را مهذب کند . شمائی که میخواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که میخواهد خدمت به این مردم بکند و رئیس جمهور و امثال اینها که میخواهند خدمت به این مردم بکنند ، توجه بکنند که خدمتگزارند ، در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که ما خدمت میخواهیم به این مردم بکنیم . ما در جمهوری اسلامی داریم زندگی میکنیم ، جمهوری اسلامی که در اسلام مثل رسول اکرم ، مثل امیرالمومنین سلام الله علیهما بر آن حکومت کردهاند ، میخواهیم یک همچو حکومتی باشد ، یک همچو حکومتی که کفش وصله خورده خودش را میگوید از این ریاستها پیش من ارزشش بیشتر است ، یا ریاستها ارزشش کمتر از این است شما باید در روحیه تان این مطلب را حفظ کنید و مردم هم باید مواظب شما باشند و مواظب همه اینها باشند و هر یک از ما و شما و همه خواستیم که از آن راهی که اسلام داشته است از اول راهی که داشته است و از آن طریقهای که انبیا داشتهاند ما بخواهیم عبور کنیم ، آن روز نمونه شکست پیروزی اسلام پیدا میشود و تا یک همچو مساءلهای پیدا نشده پیروزی در جای خودش شک نکنید که هست ، البته برای خدا باید باشد شما برای خدا در این مجلس حالا آمدید ، وقتی مجلس اینطور است که یک امتیازی نیست که حالا وقتی شما رفتید توی بازار ، مردم کنار بروند که رئیس مجلس آمد یا وکیل مجلس آمد ، نخست وزیرش هم اینطور است ، اینجور نیست که وقتی که توی مردم برود ، مردم فرق بگذارند با هم و همه اینها اینطور هستند ، وقتی یک همچو مطلبی را دارید احساس میکنید که امتیاز دنیائی ندارید ، این را باید شکر کنید و در شکرانه این نعمت خدمت به خلق بکنید و خدمت به احکام اسلام بکنید و برای اینهائی که اولیاء ما هستند ، این پائین شهریها و این پابرهنهها به اصطلاح شما ، اینها ولی نعمت ماها هستند . اگر اینها نبودند ، ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا . اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائی ، به خیال خودمان جائی است این . [۳۸].
قدرت طلبها در مقابل قدرتهای بالاتر خاضعند و در مقابل ضعفا جابر و ستمگر
من یک نکتهای عرض میکنم و این برای این نیست که از دولت یا از ارگانهای دیگر تعریف کنم ، این یک واقعیتی است که من عرض میکنم و شاید شماها هم مطلع هستید و توجه دارید یکی از عنایات بزرگی که خدای تبارک و تعالی به جمهوری اسلامی و این نهضت اسلامی عنایت فرموده این است که متصدیان امور ، چه آنهائی که در مجلس خدمت میکنند و چه آنهائی که در دولت خدمت میکنند ، چه آنهائی که در ارتش هستند ، همه اینها از آن قشر مرفه نیستند ، از آن قشری که همه توجه شان به این است که برای خودشان مقام درست کنند و برای خودشان کارهائی انجام بدهند ولو بر ضد خلق باشد .
شما اگر توجه کنید به حکومت هائی که در تاریخ بوده است و خصوصا در این پنجاه سال ، ملاحظه میکنید که آنهائی که در راس امور بودند ، آنها از این ملکها و سلطنهها - و عرض میکنم که - از این سنخ مردم و به اصطلاح از اشراف بودند وقتی که اشراف به قول خودشان و اعیان و متمکنین و یال و کوپال دارها متصدی امور یک کشور شدند ، قهرا اینها مردم را به حساب نمیآورند ، این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگتر از خودشان خاضعند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان جابر و ستمگر . شما اگر ملاحظه فرموده باشید ، معامله این دولت هائی که ما داشتیم سابق ، با مردم مقایسه کنید و معامله شان را با سفارتخانههای خارجی ، با سفارتخانههای خارجی ، اینها شخصیت خودشان را بکلی ( شخصیت هم نداشتند ) بکلی از دست میدادند و آن چیزی که در ذهن من است ، یکی از سفرا ( حالا یا سفیر انگلیس بود ، یا یک جای دیگر ) آن صدراعظم وقت را پاشد گلویش را گرفت توی اتاق و زد او را به دیوار . در مقابل او آنها سپر میانداختند ، لکن در مقابل مردم ، آنقدر به مردم ظلم میکردند و آنقدر به خیال خودشان به بزرگی و امثال ذلک رفتار میکردند ، که همه میدانید . [۳۹].
قدرت طلبها به منافع مردم اصلا توجهی ندارند
وقتی بنا شد که متصدی یک امور کشوری قشر اشراف ( به اصطلاح خودشان اعیان ، مرفهها و صاحب اموال و - نمیدانم - پارک و اتومبیلها و کذا و کذا ، یا آنوقت کالسکهها و آن حرفها باشد ، این یکی از مصیبتهای بزرگی است که در یک ملت هست ، سرچشمه همه مصیبت هائی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان از آنها باشد و آنها اینطور هستند ، اشراف و اعیان اینطور هستند که تمام ارزشها را به این میدانند که آنجائی که زندگی میکنند بهتر از دیگران باشد ، آن رفتاری که مردم با آنها میکنند ، رفتار عبید با موالی باشد ، تمام افکارشان متوجه به این مسائل است . باید حتما چند تا پارک داشته باشد ، چند تا باغ داشته باشد در شمیران ، در تهران در کجا ، تا اینکه بشود یک نفر آدم عرض میکنم که نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا و اینها وضع روحی شان ، به حسب نوع ، وضع روحی شان اینطور بود که چون قدرت را ، تمام ارزشها را به قدرت میدانستند ، تمام ارزشها را به قدرت مالی میدانستند ، به قدرتهای دیگر میدانستند ، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عبد بودند ، در مقابل ضعفائی که قدرت ندارند ، فرمانفرما و حکومت بودند این وضع طبیعی این است که یک قشر اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان و مرفه ، به یک کشوری حکومت کنند و قابل اجتناب نیست این وقتی حکومت آنطور شد ، دیگر نمیشود این را کسی خیال کند که قابل این است که این با مردم چه جور باشد ، از آن ور با دولتهای خارجی چه جور باشد مقابل آنها از باب اینکه میدیدند آنها قدرتشان بیشتر است ، خاضع بودند هرجائی که توهم میکردند که به قدرتشان یک قدرت بالاتری یک صدمهای بزند ، مقابل او لنگ میانداختند و همه جور تواضعی میکردند برای اینکه آنجا را به دست داشته باشند . به مردم هر چه گذشت ، گذشت و هر چه خواستند بکنند با مردم . [۴۰].
قدرتمندان به دلیل علاقه به قدرت خود ، تسلیم قدرت خارجی میشوند
این یکی از الطاف بزرگ خدا بود که حکومت جمهوری اسلامی را و متصدیان امور اسلامی را از قشر مرفه و از آن اشراف و اعیان و سلطنهها و ملکها و اینها قرار نداد و این اسباب این شد و میشود که وقتی که بنا شد که یک اشخاصی زندگی شان یک زندگی عادی باشد و ارزش را در این زندگی هم ندانند ، ارزش را به ارزش انسانی ، ارزش اسلامی بدانند ، ارزش اخلاقی بدانند ، اگر یک حکومتی ارزشهایش اینطور ارزش باشد که ارزش اسلامی باشد ، بخواهد خدمت به نوع خودش بکند ، خودش را خدمتگزار بداند ، اگر دیدش این باشد ، قهرا ملت با اوست و قهرا نمیتواند یک قدرت خارجی او را تحت تاثیر قرار بدهد . همیشه قدرت خارجی برای اینکه بر مردم مسلط بشود ، این بالاتریها را میترساند آنها هم از باب اینکه تمام توجه شان به این بود که در بین ملت قدرتمند باشند ، دارای یال و کوپال باشند ، آنها را تسلیم میشد برای اینکه به اینها ظلم بکند این وضع طبیعی اینجور حکومت است و وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفه است ، از خود این مردم درست شده است ، وضع طبیعی اش این است که با مردم باشد و خدمت بکند و ارزش را ، ارزش جاه و مقام نداند . [۴۱]
در جمهوری اسلامی ، ارزش مقامات در خدمتگزاری است نه حکومت
شما میدانید که در جمهوری اسلامی مقامات آن معنی که در سابق داشت از دست داده ، نه رئیس جمهورش و نه نخست وزیرش و نه سایر وزرایش اینطور نیست که خیال بکنند ، خودشان خیال بکنند که ما یک مقام بالائی ، والا مقام هسʙʙŠو ما حضرت اشرف هستیم و نمیدانم کذا اینجور نیست . آنها میبینند که ارزششان در بین جامعه ، در همه جا این است که خدمت بکنند ، خدمتگزار باشند ، نه ارزش به این است که به مردم حکومت کنند در جمهوری اسلامی این معنا که هم مقامات آن مقاماتی که سابق تخیل میشد ، نیست و هم صاحب اشخاصی که متصدی امور هستند ، آن اشخاصی که در یک خانواده اشرافی بزرگ شده باشند و یک زندگی چه کرده باشند و نتوانند بسازند با مردم ، نتوانند بسازند با یک زندگی عادی ، آنطور هم نیستند . من فیلمی که دیشب از مرحوم رجائی گذاشته بودند و منزلش را نشان میدادند ، یک دفعه دیگر هم مثل اینکه دیدم این را ، بعضی از اشخاصی که پیش من بودند میگفتند ما رفتیم منزل آقای رجایی ، این خوب نشان میداد ، آنجا به این اندازه نیست ، واقع مطلب اینطور نیست ، این یک چیز بزرگی کانه نشان دارد میدهد و حال آنکه ما که رفتیم منزلشان دیدیم نه ، مساءله این طور هم نیست . وقتی بنا شد که یک نفر رئیس جمهور شده ، یا یک نفر نخست وزیر است ، آقا منزلش آنطوری است و وضع مادیش اینطوری است ، این دیگر نمیشود که از یک قدرت بزرگی بترسد برای چه بترسد ؟ این را که از او نمیگیرند آن باید بترسد که میخواهد چپاول کند و میخواهد یک حکومت کذائی بکند ، آن باید بترسد ، اما رجائی خدا رحمتش کند و امثال اینها و باهنر و اینهائی که ما از دست دادیم ، که اینطور نبودند که زندگی شان جوری باشد که مبادا یک وقتی از دست ما برود ، خاضع بشوند پیش دیگران و برای اینکه زندگی را بیشترش بکنند زورگوئی کنند به مردم . [۴۲].
اگر از مردمی بودن خارج شوید ، خارجیها به شما طمع میکنند
این یک عنایتی است که خدای تبارک و تعالی به این ملت کرد و از خود مردم ، از خود این تودهها از بازار - نمیدانم - از کجاها و خانهها ، افراد منبعث شدند و حکومت تشکیل دادند . وقتی از بازار ، مردم حکومت را تشکیل دادند ، میدانند که بازار وضعش چه جوری است وقتی که از بین خود مردمی که مرفه نیستند ، اینها آمدند و خودشان هم نظیر آنها هستند ، اینها به درد دل مردم میتوانند برسند . من اینکه عرض میکنم ، نمیخواهم از شما تعریف کنم ، برای اینکه میترسم تعریف کنم این برای این است که تنبه بدهم ، تنبه بدهم به اینکه تا وضع اینطوری است ، حکومت برقرار است ، حکومت اسلامی برقرار است تا وضع دولت ، مجلس - نمیدانم - ارتش ، روسای ارتش ، فرماندهان همه جا این وضع است که میبینیم الان و مشاهده میکنیم ، شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد ، از این خوف نداشته باشید شما هر چه خوف دارید ، از خودتان بترسید ، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر ، یک مسیر دیگر بشود و راه ، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست ، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود . از این بترسید که اگر خدای نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالائی که من نخست وزیرم ، حالائی که من رئیس جمهورم حالائی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم ، آنوقت بدانید که آسیب میبینید ، یعنی آنوقت است که خارجیها به شما طمع میکنند . [۴۳].
دشمن میداند که باید از داخل ، کشوری را به تباهی بکشاند
آنها میدانند که از چه راه باید یک کشوری را به تباهی بکشانند ، آنها میدانند که باید از راه خود حکومت ، از راه خود دولت ، از راه خود مجلس ، از راه خود اینها ، این کارها را انجام بدهند ، آنها میدانند که ریختن در یک کشور یا نمیدانم چه کردن ، با وضعی که اینجور کشورها دارند ، این نمیشود اینها تجربه اش را در افغانستان کردند در افغانستان با اینکه دولتش با آنهاست و حزبها و خیلی از حزبها شاید با آنها باشند ، لکن چون یک تودهای دارد ، آنجا ، تودهای که مسلمانند ، متوجهند و مخالف با قدرتها هستند ، چون این هست در آن ، موفق نشدند به اینکه آن کاری که میخواستند ، بکنند ، هر روز هم رو به شکست است . اینها تجربهها را دارند ، میدانند قضیه چه جور است ، میدانند که یک ملتی که همه شان در مقابل همه چیرهائی که درشان وارد میشود ، ایستادگی کردند و میکنند ، ملتی که بچه اینقدریش ، دیروز یک بچهای قد این آقا کوچولو ، به حد ده سال و اینها نبود ، اینجا گریه میکرد که ، گریه میکرد که شما دعا کنید من شهید بشوم یک ملتی اینطوری ، زنش اینطور ، مردش اینطور ، پیرش آنطور ، جوانش آنطور ، اینها میدانند با این ملت نمیشود با فشار و زور و سرنیزه رفتار کرد قهرا آنها میخواهند یک نقشهای بکشند ، حواسشان هم خیلی جمع است و خیلی هم حوصله و صبر دارند . آنها برای پنجاه سال دیگر ، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست میکنند ، حالا نقشه میکشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند یعنی اگر خدای نخواسته دانشگاه ما یک انحرافی پیدا بکند ، بعد از سی سال نتیجه اش را آنها میگیرند . اگر در دانشگاه ما یک اشخاص غیر اسلامی امثال اینها وارد بشود ، اشخاصی که انحراف دارند وارد بشود ، ولو حالا نتوانند کاری بکنند ( حالا هم عجله ندارند که کاری بکنند ) کم کم همین دانشگاهیها را تبلیغ میکنند ، صحبت میکنند ، چه میکنند ، چه میکنند ، هوا خورشان میکنند ، بالاخره هم مقدرات یک مملکت بعد از این دوره با آنهاست آنها وقتی مقدرات یک دولت را و ملت را در دست گرفتند ، با یک انحرافی در دست گرفتند ، آنوقت هست که اینها نتیجه میگیرند ، با دست خود اینها نتیجه میگیرند . [۴۴].
با جدایی از مردم بدانید که رو به تباهی میروید
شما باید کوشش کنید همه تان ، هر کس در هر وزارتخانه هست باید کوشش کند که اجزاء آن وزارتخانه ، افرادی که در آن وزارتخانه هست ، وضع روحیش جوری باشد که با مردم بسازد ، مردم باز احساس نکنند که در این وزارتخانه هم وقتی ما بخواهیم کارمان را به وزیر بدهیم ، باید یک مدتی دم در بایستیم و یک مدتی آن مامور و آن مامور و آن مامور تا برسانند ما را به آنجا ، آنجا هم پشت در بایستیم نه ، این وضع اگر یک وقت خدای نخواسته دیدید دارد اینطور میشود ، بدانید که دارید رو به تباهی میروید ، قدم دارید بر میدارید رو به تباهی . آن روزی شما قوی هستید که این بقال سر محله و آن مومن توی مسجد و آن کسی که در جاهای بزرگ و اعیان و اشراف فرض کنید هست ، برای شما اینطور نباشد که برای او یک کاری بکنید ، برای این نکنید . اینها را مقدم بر آنها بدانید ، اینهائی که شما را به وزارت رساندهاند ، با اینکه وزارت الان یک چیز مهمی نیست پیش شما ، اینهائی که قدرتمندها را بیرون کردند ، اینهائی که همه آن اشخاصی که مقدرات یک کشور در دستشان بود و ما را و شما را و همه کشور را به تباهی کشیده بودند ، آنها را بیرون زدند ، اینها را باید ما قدرشان را بدانیم ، یعنی نگه شان داریم برای خدا ، برای اسلام ، برای حیثیت خودتان ، برای حیثیت کشورتان باید این سر و پا برهنهها را نگه شان دارید اینهائی که بعد از همین که هر شهیدی شما پیدا میکنید ، آنطور برایش تظاهر میکنند ، آنطور برایش عرض بکنم به سر و سینه خودشان میزنند ، که میبینید نشان میدهند ، یک همچو ملتی را باید با همین وضع نگه داشت و آن به دست امثال شماست که اینطور باقی بماند اگر یک وقت سرخورده بشوند از دولت و خیال کنند که دولت دارد برای خودش یک کارهائی انجام میدهد و برای ما نیست و چطور ، آنوقت هست که شما هر کدامتان خدای نخواسته از بین بروید ، یک کسی برایتان فاتحه نمیخواند . [۴۵].
رابطه مردمی با مردم ، سبب حفظ نظام میشود
شما کاری بکنید که بعد از مردنتان هم اینطور وضع مردم باشد با شما ، بعد از شهادت هم اگر نصیبت تان شد ، مردم با شما اینجور باشند . پیش خدا این ارزش دارد وقتی خدای تبارک و تعالی دید که یک جمعیتی ایستادند و فریاد میزنند ، توی سرشان میزنند که رجائی چه ، خدا به رجائی رحم خواهد کرد اگر خدای نخواسته هم آن یک اشکالاتی در آن باشد ، به همین ، خدا رحم میکند خوب ، مومن ، چهل تا مومن شهادت بدهند به خوبی یک کسی ، خدا قبول میکند این را ، برای اینکه یک آدمی است که چهل نفر مومن این را به خوبی شناختهاند وقتی به خوبی شناختند ، خداوند عفو میکند فرضا از اینکه یک جمعیت هائی اینطوری بریزند در خیابان و آنطور و به سر و سینه شان بزنند برای آنها ، ارزش آقای رجایی ، ارزش آقای باهنر ، ارزش آقای بهشتی و ارزش این ائمه جمعه مظلوم ما به این نبود که یک مثلا دستگاهی دارد ، ارزششان به این بود که خودی بودند ، با مردم بودند ، برای مردم خدمت میکردند ، مردم احساس کرده بودند که اینها برای آنها دارند خدمت میکنند و لهذا آنهمه تبلیغاتی که با دستهای فاسد بر ضد مرحوم بهشتی بالخصوص آنقدر کارها کردند و نسبت به مرحوم رجائی هم ، آن آدم فاسد آنقدر پافشاری کرد و اذیت کرد ، مردم اعتنائی هیچ به او نکردند و همانطور با آنها رفتار کردند ، مردم همانطور آن تلافی هائی که در آنوقت سر آن مظلوم درآمد ، مردم درست کردند ، بعد از فوت ایشان آنطور کردند و همه شما باید وضعتان یک همچو وضعی باشد و من امیدوارم که همه این وضع را توجه به آن بکنید و حفظش بکنید . بخواهید اسلام حفظ بشود ، این وضع را باید حفظ بکنید . بخواهید که ایران حفظ بشود ، همین را باید حفظش کنید . بخواهید خودتان محفوظ بمانید ، همین را باید حفظ کنید . بالاخره این وضع فعلی که شما دارید باید رو به بهترین بروید ، هی بروید سراغ اینکه یکدیگر را اسلامی کنید اینکه من عرض کردم که باید امور اسلامی باشد ، حالا هم عرض میکنم ، این کارهائی که شما می گوئید که میروند جنگلها را چیز میکنند ، اینها کارهای غیر اسلامی است ، من میگویم باید اسلامی باشد اگر چنانچه یک کسی تخلف کرد از مقررات دولت ، این غیر اسلامی است ، آن هم باید اسلامی بشود یعنی باید دولت با قدرت ، آن کسی که تخلف میکند از آن چیزهائی که دولت برای حفظ نظام دولت قرار داده است ، آنها را باید با قدرت جلویش را بگیرد ، برای اینکه آن غیر اسلامی است ، من میگویم اسلامی باید بشود بریدن درختهای کشور را و به تباهی کشیدن جنگلها را ، این غیر اسلامی است ، باید جلویش گرفته بشود . تخلف از مقررات خیابانها و رفت و آمدها ، این غیر اسلامی است ، باید جلویش را بگیرید اگر یک کسی اعتنائی به چراغ سرخ نکرد ، این غیر اسلامی عمل کرده و این را باید تعقیبش کرد و به دست دادگاه سپردش . حالا هم من عرض میکنم اسلامی که ، اسلام که با نظم مخالف نیست ، اصلا اسلام میخواهد نظم حفظ بشود ، نظام حفظ بشود کلیه امور مربوط به نظام ، این اسلام است و اگر یک چیزی تخلف از نظام کرد ، این برخلاف اسلام است و جلوگیری لازم است . [۴۶].
ارزش انسان به مقام نیست
و من باز هم به آقایان عرض میکنم که توجه بکنید که مقام ، شما را نگیرد . - شما یک - ارزش انسانی انسان به مقام نیست ، به این نیست که من نخست وزیرم ، من رئیس جمهورم ، من رئیس مجلسم ، من وکیل مجلسم اینها ارزش نیست . ارزش انسان به این است که توجه بکند که چه باید در مقابل خدای تبارک و بندگان خدای تبارک و تعالی بکند ، چه تکلیفی انسان دارد در مقابل خدا و در مقابل بندگان خدا که از خدا هستند . این ارزش است مادامی که شما این ارزش را حفظ بکنید ، ارزش اسلامی و انسانی را حفظ کردهاید و اگر از این ، انحراف حاصل بشود ، شما هم هر مقامی پیدا کنید ، در علم بشوید بالاترین علما ، در زهد هم هر چه میشوید ، بشوید اما ارزش را از دست داده باشید ، شما نه پیش خدا دیگر ارزش دارید ، نه پیش خلق خدا باید فکر این معنا بکنید که خدمت کنید به کشور . خدمت کنید به ملت که بعد از خود شما که انشاءالله حالا طولانی باقی میمانید ، مثل مرحوم رجائی که مردم اینطور برایش به سر و سینه میزنند ، مردم شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینکه شما خوبید ، تا خدای تبارک و تعالی در محضرش شما را قبول کند برای اینکه آدمی بوده است که یک عدهای شهادت دارند میدهند ، عملا توی سرشان میزنند از رفتن او . این شهادت فعلی است بر اینکه این آدم مقبول است و خدای تبارک و تعالی همین طور قبول میکند و اگر گناهی هم داشته باشید ، به همین میگذرد خدای تبارک و تعالی . [۴۷].
فروتنی در برابر مردم و ایستادگی در مقابل طاغوت سیره انبیاست
و من امیدوارم که شما همه تان همین طوری که سیره انبیا بوده است ، که سیره انبیا برای این بوده است که در مقابل طاغوت محکم میایستادند و در مقابل ضعفا و فقرا و مستضعفین و مستمندان فروتن بودند ، آنطوری که وقتی عرب وارد میشود در مسجد رسول الله ، میگوید کدام یکی تان هستید در وقتی که رسول الله آنوقت حکومت بود ، آنوقت در مدینه بودند ، در مدینه تشکیل حکومت بود بساط ، لکن وضعش اینطوری بود ، از آن طرف در مقابل هیچ قدرتی خاضع نبود برای اینکه او خدا را میدید کسی که توجه دارد به اینکه قدرت هر چه هست مال خدای تبارک و تعالی است و دیگران هیچ نیستند ، این دیگر نمیتواند خاضع بشود در مقابل یک قدرتمندی .
شما ملاحظه کردهاید ، تاریخ مرحوم مدرس را دیدهاید که یک سید خشکیده لاغر - عرض میکنم - لباس کرباسی ( که یکی از فحش هائی که آن شاعر به او داده بود ، همین بود که تنبان کرباسی پوشیده ) یک همچو آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آنوقت را ادراک کرده میداند که زمان رضاشاه غیر زمان محمدرضا شاه بود ، آنوقت یک قلدریی بود که شاید تاریخ ما کم مطلع بود ، در مقابل او همچو ایستاد ، در مجلس ، در خارج فلان که یک وقت گفته بود سید چه از جان من میخواهی ؟ گفته بود که میخواهم تا تو نباشی ، میخواهم تو نباشی این آدم که - میآمد - ( من درس ایشان یک روز رفتم ) میآمد در مدرسه سپهسالار که مدرسه شهید مطهری است حالا ، درس میگفت ، من یک روز رفتم درس ایشان ، مثل اینکه هیچ کاری ندارد ، فقط طلبهای است دارد درس میگوید . اینطور قدرت روحی داشت ، در صورتی که آنوقت در کوران آن مسائل سیاسی - و چیز - بود که باید حالا بروند مجلس و آن بساط را درست کند از آنجا ، پیش ما ، رفت مجلس ، آنوقت هم که میرفت مجلس ، یک نفری بود که همه از او حساب میبردند . من مجلس آنوقت را هم دیدهام ، کانه مجلس منتظر بود که مدرس بیاید با اینکه با او بد بودند ولی مجلس کانه احساس نقص میکرد . وقتی مدرس نبود وقتی مدرس میآمد مثل اینکه یک چیز تازهای واقع شده این برای چه بود ؟ برای اینکه یک آدمی بود که نه به مقام اعتنا میکرد و نه به دارائی و امثال ذلک ، هیچ اعتنا نمیکرد ، نه مقامی او را جذبش میکرد . ایشان وضعش اینطور بود که ( برای من نقل کردند این را که ) داشت قلیان خودش را چاق میکرد ، خودش اینطور بود ، فرمانفرمای آن روز ( حالا که من میگویم فرمانفرما ، شما به ذهنتان نمیآید که یعنی چه ) فرمانفرمای آن روز وارد شده بود منزلش ، گفته بود که به او حضرت والا من قلیان را آبش را میریزم تو این را ، آتش سرخ کن را درست کن ، یا بعکس از اینجا همچو او را کوچک میکرد که دیگر نه ، طمع دیگر نمیتوانست بکند وقتی اینطور با او رفتار کرد که بیا این آتش سرخ کن را گردش بده ، آن آدمی که همه برایش تعظیم میکردند ، همه برایش چه میکردند ، این وقتی اینطوری میرسیده ، این شخصیتها را اینطوری از بین میبرد که مبادا طمع کند که از ایشان چیزی بخواهد من بودم آنجا که یک کسی یک چیزی نوشته بود ، زمان قدرت رضاشاه ، زمانی که آنوقت باز شاه نبود ، آنوقت یک قلدر نفهمی بود که هیچ چیز را ابقا نمیکرد ، یک کسی آمد گفت من یک چیزی نوشتم برای عدلیه ، شما بدهید ببرند پیش حضرت اشرف ( یک همچو تعبیرهائی ) که ببینند . گفت ، رضاخان که باز نمیداند اصلش عدلیه را با ( الف ) مینویسند یا با ( ع ) مینویسند ، من بدهم این را او ببینند ؟ نه اینکه این را در غیاب میگفت ، در حضورشان هم میگفت اینجوری بود وضعش این چه بود ؟ برای اینکه وارسته بود ، وابسته به هواهای نفس نبود ، اتخذ هوی الله نبود این ، هوای نفسانی خودش را اله خودش قرار نداده بود ، این اله خودش را خدا قرار داده بود . این برای مقام و برای جاه و برای وضعیت کذا نمیرفت عمل بکند ، او برای خدا عمل میکرد . کسی که برای خدا عمل میکند ، وضع زندگیش هم آن است ، دیگر از آن وضع بدتر که دیگر نمیشود برایش ، برای چه دیگر چه بکند ، از هیچ کس هم نمیترسید وقتی که رضا شاه ریخت به مجلس که چیز میکردند ، فریاد میزدند آن قلدرهای اطرافش که زنده باد کذا و زنده باد کذا ، مدرس رفت ایستاد و گفت که مرده باد کذا ، زنده باد خودم خوب ، در مقابل او شما نمیدانید حالا ، در مقابل او ایستادن یعنی چه و او ایستاد این برای این بود که از هواهای نفسانی آزاد بود ، وارسته بود ، وابسته نبود . [۴۸].
تمام وابستگیها وابستگی ای است که انسان به خودش دارد
تمام وابستگیها وابستگی ای است که انسان به خودش دارد ، تمام وابستگیها از خود آدم پیدا میشود وقتی انسان وابسته است ، نفسش وابسته است به جهاتی که مال خودش است ، به نفسیت خودش ، به وضعیت خودش ، این تمام وابستگی هائی که در خارج هم برایش پیدا میشود - از - منشاش اینجاست . وقتی این وابستگی باشد ، اگر بخواهند برایش تحمیل کنند ، چون این وابستگی هست ، تحمیل میکند ، قبول میکند . وقتی ببینند یک چیزی با این آمالی که دارد مخالف است ، اگر نکند ، یک وقت به هم میخورد ، این خاضع خواهد شد . اگر انسان از این وابستگی وارسته شد ، آزاد شد از این ، این دیگر آزاد است ، این دیگر از کسی نمیترسد ، همه قدرتهای عالم جمع بشوند ، این نمیترسد ، برای اینکه آخرش این است که من از بین میروم ، دیگر بالاتر از این که نیست ، همانی که الان ملت ما دنبالش دارند میروند که بیائید دعا کنید من شهید بشوم . روزی چند نفر شاید من اینجا بعضی روزها میبینم که میگویند که دعا کنید من شهید بشوم من میگویم دعا میکنم شما پیروز بشوید انشاءالله . انشاء الله خداوند همه شما را موفق کند ، موید کند و همه آن اشخاصی که به شهادت رسیدند و برای این ملت خدمت کردند مثل مرحوم رجائی که این روز ، این روزها سالش است ، مرحوم باهنر و دیگر اشخاصی که از همین قبیل بودند و رفتند از دست ما و البته ما خیلی ضرر دیدیم ، لکن باز همان مساءله است . جانشین آنها برای این بود که ملت بود ، مردم بودند ، اعیان و اشراف نبودند . آنوقت اگر یک نخست وزیر را میکشتند ، یک بساطی میشد ، شاه مردگی همان و به هم ریختن سرتاسر ایران اینطور بود ، تا شاه مردگی میشد سرتاسر ایران به هم میخورد حالا رئیس جمهورش نباشد ، خوب ، نبود ، یکی دیگر بسم الله . . . همه ایران بهشتی است خوب ، مردم طرحشان این است که بهشتی از خود ماست ، یک چیز خارجی نیست ، از خارج یک چیزی صادر نکردهایم ، وارد نکردهایم ، از خود ما هست ، خود ما یکی مان رفت یکی دیگر میآید رجائی رفت یکی دیگر میآید ، آن هم برود یکی دیگر میآید هر کدام از ماها و شماها بروند ، یکی دیگر میآید . اینجوری است وضع ایران امروز و این وضع را باید ما حفظ کنیم ، دعا کنیم که خداوند این وضع را برای ما حفظ کند و با حفظ این ، هر یک از ما از بین برویم جا داریم ، عوض داریم ، میآیند جایش را پر میکنند و اگر اینطور نباشد ، یک وقتی به طور سابق بشود ، دیگر آنجا جوری است که وقتی یکی رفت به هم میخورد اوضاع . [۴۹].
قدرت طلبی از هر که باشد از شیطان است
قدرت طلبی در هر که باشد ، این اسباب این میشود که زمین بخورد . قدرت طلبی از هر که باشد از شیطان است ، میخواهد رئیس جمهور امریکا قدرت طلبی کند یا یک طلبهای در مدرسه بخواهد قدرت طلبی بکند یا یک امام جمعهای در مرکزی که دارد اگر وضع این باشد که قدرت طلبی در کار بیاید و کار این که : من این طور باید باشم ، بشود ، بداند که این از شیطان است ، شیطان این تزریق را از ابتدا کرده است و ما را هم از این راه بیشتر از جاهای دیگر میتواند بازی بدهد ، که تو فلانی هستی ! تو چه هستی ! دیگران چی اند ! از این معانی . هیچ فرقی مابین آن آدمی که به حسب ظاهر قدرتمند دنیاست و دارد باز هم دنبال قدرت میگردد ، با آن آدم زاهدی که توی یک صومعه نشسته است ، در این جهت فرق نیست که اگر هر دوشان بگویند من این طور این زاهد بگوید : من این زاهد هستم ! من چه ! یا آن بگوید : من قدرتمند هستم ! هر دویش از شیطان است ، بلکه این فسادش بیشتر از آن است ، خودخواهی همیشه اسباب این است که انسان را به فساد بکشد . تمام فسادهایی که در عالم پیدا میشود ، از خودخواهی پیدا میشود ، از حب جاه ، از حب قدرت ، از حب مال ، از امثال اینهاست و همه اش برمی گردد به حب نفس و این بت از همه بزرگتر است و شکستنش هم از همه مشکل تر است . تعقیب کنید که اگر نمیتوانید به تمام معنا بشکنید که میتوانید انشاءالله مشغول باشید به شکستن دست و پای یک همچو بتی . اگر رهایش کنید شما را به هلاکت میکشاند . این طور نیست که ما را رها کند ، ما یک معصیتی بکنیم ما را رها کند ، یک کار دیگری بکنیم زیادتر ما را رها کند . درجه به درجه پیش میبرد تا آن جایی که دین انسان را از دست انسان میگیرد . [۵۰].
با قدرت طلبی مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید
اینها خیال نکنند که ما حکومت هستیم و ما راس هستیم و ما وزیر هستیم و ما نخست وزیر هستیم و ما رئیس جمهور هستیم و ما باید هر کاری دلمان بخواهد بکنیم . نه ، مملکت اسلامی است ، نه طاغوتی . مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید . من خوف این را دارم که خدای نخواسته اگر چنانچه این امور زیاد انباشته بشود ، یک وقت همان مسائلی پیش بیاید که مردم با طاغوت عمل کردند . طاغوت برای خاطر اینکه پسر کی بود و نوه کی بود که نبود ، برای اعمالش بود . گر اعمال ما هم یک اعمال طاغوتی باشد ، برای خود باشد ، نه برای ملت ، دعوا بکنیم سر خودمان ، نه برای مصالح ملت ، این همان طاغوت است منتها به یک صورت دیگری درآمده اما طاغوت است ، طاغوت هم مراتب دارد ، یک طاغوت مثل رضاخان و محمدرضا خانمان و یک طاغوت هم مثل کارتر و امثال آنهاست ، یک طاغوت هم مثل ماهاست . همه از جند ابلیس میشویم . شما فکر این ملت ، فکر این زاغه نشینها ، فکر این مردمی که همه چیزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند ، فکر آنها را بکنید . شب وقتی خلوت میکنید فکر بکنید که من امروز که کار کردم برای خودم کردم یا برای مردم ، امروز که صحبت میکنم برای خودم صحبت میکنم یا برای مصالح کشور . [۵۱].
دعوا کردن بر سر مسند بر خلاف انصاف است
اگر اینها را فکر بکنید ، توجه بکنید و خطراتی که در کشور ما الان در موجود است فعلا و در . . . موجودیت است ، خطراتی که از خارج و از داخل برای ما دارد پیش میآید ، اگر اینها را ما توجه به آن بکنیم و یک ملتی که یک مملکت را به شما سپرده است برای اینکه حفظش را بکنید و مصالحش را ایجاد بکنید و متحقق بکنید ، اگر بنا باشد که شما با هم شروع کنید به جنگ و نزاع و آن هم نه برای خاطر اینکه یکی مصلحت را این میداند یکی نمیداند ، اینها شعر است ، همه خودمان را میخواهیم ، اگر من یک دفعه گفتم به اینکه بیائید فلان کار را بکنید برای مصلحت و انتقاد از شما کردم برای اینکه شما چنین میکنید ، این از نفس اماره است که بروز میکند و لهذا مقایسه اش همین است که اگر آن دیگری همین کار را بکند ، این آقایی که مثلا حالا اعتراض کرده او ، دیگری همین کار او را بکند ، اگر او همین اعتراض را بکند ، اشکال میکنند به او . این حیلههای نفسانی ، حیلههای شیطانی بسیار دقیق است و بسیار مشکل است شناختنش که ما بتوانیم بفهمیم ، لکن خوب ، حالا این چیزهای واضح ترش که انسان میتواند بفهمد . خوب ، شما انصاف میدهید که یک مملکتی که خونش را داده و شما را به مسند نشانده ، سر مسند جنگ بکنید ، دعوا بکنید ، هر روز صحبت بکنید ، هر روز انتقاد بکنید ، روزنامهها هر روز انتقاد بکنید ، روزنامهها هر روز انتقاد بکنند ، هم را بکوبند ، به هم تهمت بزنند ، به هم افترا بزنند ، آخر این انصاف است ؟ پیش خدا چه میخواهد شد این ؟ پیش ملت چه انعکاسی دارد ؟ خارجیها چه استفاده از آن میکنند ؟ آنها همه دلشان میخواهد که شما سروکله هم بزنید و از مصالح مملکت غافل باشید و آنها یک وقتی کار خودشان را ، ضربه خودشان را بزنند . آنها در طول تاریخ و خصوصا در این پنجاه سال کوشش کردند که جوانهای ما و ملت ما را غافل کنند و احیانا به جان هم بریزند و خدا خواست که آن خدعه آنها تا این حد باشد و از بین بروند و رفتند . اگر حالا هم آن مسائل را ما تکرار کنیم ، یعنی مسائلی که امریکا برای ما پیش میآورد که ما را از مسائل اصلی غافل کند ، به مسائل دیگر متوجه کند ، به هروئین متوجه کند ، به فحشا متوجه کند ، برای اینکه از آن راهی که باید برود منحرف بشود ، برود دنبال عشرتخانهها . امریکا - در - یا ابرقدرتهای دیگر ، آنهائی که میخواستند ما را غارت کنند ، در طول تاریخ و در طول این پنجاه و چند سال کوشش کردند که جوانهای ما را بی تفاوت بار بیاورند . آن روز آنها میکردند ، حالا دست شما افتاد . [۵۲].
دعوا کردن بر سر مسند و غافل شدن از مردم ، خواست قدرتهای بزرگ است
اگر حالا هم شما کارهایی بکنید که توجه مردم را از مصالح و توجه خودتان را از مصالح به چیز دیگر متوجه بشود ، عوض اینکه فکر حل مشکل کردستان را بکنید بنشینید و با هم دعوا بکنید ، عوض اینکه برای این پابرهنهها ، برای این ضعفا ، برای اینهایی که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند و حالا هم توقع از شما خیلی ندارند برای اینکه یک آب و نانی ، یک آبی ، یک نانی ، یک برقی ، آن چیزهای اولیه را به اینها برسانید ، از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ نمیدانم اعصاب و بساط ، خوب ، این همان است که آنوقت امریکا میکرد ، حالا شما میکنید ، آنوقت آن طاغوت میکرد ، حالا شما میکنید . شما هم طاغوتید ، آنها هم طاغوتند ، فرقی نمیکند ، یکی شیطان است ، یکی شیطان کوچکتر . اگر بنا باشد که شما به جای اینکه اقتصاد مردم را درست کنید ، به جای اینکه این کشور را بررسی کنید ببینید کجاهاست که مخروبه است و مردم از همه چیز ساقط هستند ، به جای این اگر چنانچه بنشینید سر مسند و با حرف و با فحاشی به هم مسائل را غفلت از آن بکنید ، این همان است که قدرتهای بزرگ میخواهند تا این مملکت خرابه بماند و صدای مردم در آید ، این همان است . شما هم عمال آمریکائید منتها ملتفت نیستید . یک عاملی داریم که مستقیما از سفارت امریکا دستور میگیرد ، یک عاملی داریم که برای او کار میکند و خودش نمیفهمد ، خود آدم نمیفهمد که برای کی دارد کار میکند . اگر شما به مردم کار نداشته باشید ، به مصالح مردم ، به مصالح کشور کار نداشته باشید ، فقط مشغول این باشید که من چطور ، شما چطور ، من چطورم ، شما چطورید ، مردم با من هستند ، مردم با شما هستند ، اگر فکر این باشید ، این همان است که امریکا میخواهد و شما از عمال امریکا هستید و در عذاب با آنهائی که از عمال امریکا بودند با توجه ، مشترک هستید با کم و زیادش . [۵۳].
قدرت طلبی ریشه در خودخواهی دارد
در هیچ پیروزی ای به مقدار خارج از متعارف که مربوط به خدا نباشد ، غرور و خوشحالی پیدا نکنیم و در هیچ شکستی سرشکستگی نداریم ، برای این که ما نمیخواستیم خودمان یک چیزی بشویم که سرشکستگی پیدا کنیم ، ما میخواستیم اطاعت امر خدا را بکنیم . خدا فرموده است : بروید دست ظالم را قطع کنید . ما میرویم ، آن قدری که قدرت داریم ، دست ظالم را ، بتوانیم قطع میکنیم ، نتوانستیم ، کار خودمان را انجام دادهایم . به ما فرموده است که ( قاتلوهم ) ، خداوند تعزیرشان میکند به دست شما . ما مقاتله میکنیم ، اطاعت است ، یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم ، اطاعت بکنیم ، دنبال هر چی میرویم اطاعت بکنیم . اگر موعظه میکنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه میشنویم هم برای اطاعت خدا باشد . اگر جنگ میکنیم برای خدا باشد ، اطاعت خدا باشد و اگر صلح میکنیم ، اطاعت خدا . هر جا فرموده آن کار را بکنید ، آن کار را میکنیم ، هرجا فرموده این کار را بکنید ، این کار را میکنیم . اگر این طور شدیم که از خودمان یک چیزی را مایه نگذاشتیم ، هرچه هست از اوست ، چیزی هم نداریم که مایه بگذاریم ، خیال میکنیم چیزی داریم ، هرچه هست از اوست . هرچه ما خیال میکنیم داریم ، نه ! از اوست پیش ما ، امانت است این امانت هم یک وقتی رد میشود به خودش اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان ، از ما نیست ، اشتباه میکنیم . همه عذابهایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدم است . خیال میکند خودش چیزی است ، چون خیال میکند خودش چیزی است ، میخواهد به همه تفوق پیدا کند . چون برای خودش هست ، میخواهد همه چیز را برای خودش تحصیل بکند ، و این است که انسان را به شقاوت میرساند . و سعید این است که هم چیز را برای او بخواهد و برای او خواستن ، یعنی برای بندگان خدا ، برای احکام خدا . [۵۴].
هر چه قدرت زیادتر شود ، نگرانیها بیشتر میشود
همه انبیا آمدهاند که ما را نجات بدهند از این چیزی که خودمان با دست خودمان درست کردیم و کم موفق شدند که هواهای نفسانی ما غلبه کرد بر دعوتهای آنها . مقصودم از این مزاحمت این بود که گمان نکنند ابرقدرتها و گمان نکنند دولتمردها و گمان نکنند هیچ کس از افراد که من قانعم به اینکه حالا بشوم فلان رئیس . آشوبی که در قلب شماست بیشتر میشود حالائی که این حد را دارید اگر به آن یک قدری توجه کنید و قانع بشوید آشوب هست اما کم است وقتی هر چه زیادتر شد آشوب زیادتر میشود ، نگرانیها زیادتر میشود پس چرا انسان دست و پا بزند برای زیاد کردن آشوب خودش برای اینکه ناراحتی خودش را زیاد بکند . دست و پا بزند برای اینکه مثل عنکبوت تار دور خودش بتند تمام کارهائی که ما میکنیم مثل همین عنکبوتها در آن عالم ظاهر میشود که ما خودمان داریم با دست خودمان خودمان را به بند میکشیم . چرا میخواهید این مقام را پیدا کنید که این مقام برای شما یک چیزی است که صورتش مشوه است در آنجا . چرا دنبال این هستید که زحمتهای خودتان را زیاد کنید ؟ سلمان هم حکومت مدائن بود وقتی سیل آمد و زلزله آمد سیل آمد ، سیل آمد ، پوستی که زیرش بود برداشت رفت بالا گفت ( نجعل مخففون [۵۵] ) من چیزی ندارم که آب ببرد یک پوستی هست آن هم برداشتم ، حاکم آنجا بود اما آنهائی که زیاد کردند ، روی هم گذاشتند ، روی هم گذاشتند ، چه اموال دنیا را روی هم گذاشتند و چه ریاستها را روی هم گذاشتند آنجا آنهائی هستند که در آن عالم گرفتاری شان زیاد است و چرا ما اینقدر زیاد کنیم گرفتاریها را . [۵۶].
مقام را برای امت خرج کنیم
ما برای این ملت عمل بکنیم ما تمام هممان را صرف کنیم که این کشوری که به این حال درآمده است و همه هم با ما دشمن هستند این را نجاتش بدهیم و همه به فکر نجات باشیم نه به فکر اینکه برای خودمان باشد . برای نجات یک بشر ، برای نجات یک ملت ، برای نجات اسلام از شر این قدرتها همه کوشش کنیم ، شما اگر یک خانه هم داشته باشید بخواهید تدبیر کنید این خانه را ، تا زن و مرد و بچه و کلفت و اینهائی که هستند ، همفکر نباشند ، نمیتوانید یک خانه را اداره کنید . یک کشور را وقتی بخواهید اداره بکنید ، اگر همفکر نباشید ، اگر همت همه اداره این نباشد ، اگر همه در فکر مردم باشید ، آنها عباد خدا هستند ، بندههای خدا هستند . اینهائی که در مرزها دارند کشته میشوند و اینهائی که گرفتار اوضاع جنگ هستند و اینهائی که آواره شدند و در این زمینها و در این چادرهای بی همه چیز دارند زندگی میکنند اینها بندههای خدا هستند و از ماها از من افضلند و محتمل است که از شماها هم افضل باشند چرا ما به فکر آنها نباشیم ؟ فکر نجات امت نباشیم ؟ چرا یک ذره از آن چیزی که در دل انبیا بود در دل ما نباش ( و لعلک باخع نفسک [۵۷] ) شاید تو میخواهی خودت را هلاکت کنی ! غصه میخورد از بس برای این مردم ، غصه پیغمبر برای این کفار بود ، این کفار ، غصه میخورد که اینها نمیفهمند دارند چه میکنند ، اینها دارند برای خودشان جهنم میسازند . چرا ما یک ذرهای ، یک بارقه کوچکی از این نفسهای مطمئنه شریف در قلب مان نباشد که برای این امت کار بکنیم نه برای خودمان ؟ اگر همه کوشش کنید که برای امت کار بکنید همه چیز اصلاح میشود ، همه ما بنای مان بر این باشد که این سال جدید انشاءالله که به خیر برایتان باشد . بیایید به فکر این باشیم که ما برای این امت هر کاری میخواهیم بکنیم ، این مقام را برای امت خرج کنیم این پست را برای امت بگیرم . اگر این مطلب حاصل بشود ، ولو به یک مرتبه نازلش هم باشد ، این سال جدید سال صلح و سال صفا واقع میشود . [۵۸].
قدرت اگر دست اشخاص غیر مهذب برسد خطر دارد
قدرت اگر چنانچه به دست اشخاص غیر مهذب برسد خطر دارد . قدرت خودش یک کمال است . خدای تبارک و تعالی قادر است ، لکن اگر چنانچه قدرت به دست اشخاص فاسد برسد همین کمال را به فساد میکشانند . دنیا امروز گرفتار این است که قدرت در دست اشخاصی است که از انسانیت بهره ندارند . ابر قدرتها ، قدرتهای بزرگ جز به فکر اضافه کردن قدرت خودشان و پایمال کردن مظلومان هیچ فکری ندارند . آنهائی هم که پیوسته به آنها هستند ، آنها هم چون سنخ ذاتشان همان است نظیر آنها عمل میکنند . قدرت اگر در دست انسان کامل باشد ، کمال برای ملتها ایجاد میکند . اگر قدرت در دست انبیا باشد ، اولیا باشد باعث میشود که سلامت در جهان تحقق پیدا کند ، کمال در جهان تحقق پیدا بکند و اگر چنانچه در دست زورمندانی باشد که عاقل نیستند ، مهذب نیستند مصیبت بار میآورد . امروز که مشاهده میکنید که این دو قدرت بزرگ یا چند قدرت بزرگ در عالم حکمفرمایی میکنند و برای خودشان حق این امر را قائل هستند که ملتهای دیگر باید در تحت سلطه ما باشند ، این فکر اگر همراهش قدرت باشد مصیبت بار میآورد . قدرت در دست ظالم دنیا را به فساد میکشاند و اگر چنانچه در رتبههای پائین هم بیاییم قدرت در دست یک نفر انسانی که از آن قدرتهای بزرگ بهره ندارد ، در همان محیطی که قدرت دارد آنجا را به فساد میکشاند آنها عالم را به فساد میکشانند . اینها یک کشور را یا دو کشور را . و پائین تر بیاییم ، اگر قدرت در دست یک آدمی باشد که در یک محله هست ، آن محله را به فساد میکشد ، در یک خانواده هست آن خانواده را به فساد میکشد . [۵۹].
قدرت در دست عاقل ، کمال است
قدرت در وقتی کمال است و میتواند که کمال خودش را بروز بدهد که در دست دانشمند باشد ، در دست عاقل باشد .
مرحوم مدرس رحمت الله علیه آنطوری که من شنیدم که ایشان گفتند ایشان گفتند که شیخ الرئیس میگفته است که من از گاو میترسم برای اینکه شاخ دارد و عقل ندارد . این یک مساءله است . حالا فرضا هم شیخ نگفته باشد اما مساءله است . گاو شاخ دارد و عقل ندارد ، قدرت دارد عقل ندارد . اینهائی هم که در دنیا الان فساد راه میاندازند از همان سنخ هستند که شاخ دارند عقل ندارند ، قدرت دارند انسانیت ندارند . شما ملاحظه بکنید که آمریکا در جهان چه دارد میکند و شوروی هم از آن طرف و خدا خواسته است که این دو قدرت مزاحم هم هستند ، مقابل هم هستند ، اگر یکی شان بود دنیا را میبلعید . این دوتا قدرتمندند و در مقابل هم ایستادهاند ، آن از او میترسد و او از او میترسد . اگر اینها از هم نترسند دنیا را از بین میبرند . نه این است که ادعاهای آنها که ما برای صلح میخواهیم چه بکنیم . اینها راه افتادهاند آمدهاند به بیروت ، به لبنان برای اینکه ما میخواهیم صلح در لبنان باشد . شما صلح طلب نیستید ، بر فرض اینکه باشید ، آمدن شما به چه مناسبت در کشورهای دیگر ؟ حکومتهایی که در بعضی از این کشورها هستند ، حکومتهای ملی نیستند ، به ملت مربوط نیستند . اگر شما انسان بودید و انسانیت را و امور اخلاقی ای که در انسان و ارزشمندهایی که در انسان معتبر است پیش شما هم مقداری از آن بود ، ملاحظه حال مستمندان و ملتهای ضعیف را میکردید . نه اینکه یک دولتی را که بر خلاف میل یک ملتی است ، سرکار آمده است . شما او را به عنوان اینکه میخواهیم دولت را تقویت کنیم ، در کشورشان به طور غصب وارد بشوید . این برای این است که مهذب نیستند ، انسانیت را در کار نیست ، قدرت هست شاخ دارند عقل ندارند .
شما ملاحظه بکنید در هرجای دنیا که یک فسادی وارد میشود برای همین معنا است که آن کسی که در آنجا ، در آن نقطه قدرت دارد ، این قدرت دارد عقل ندارد ، قدرت دارد انسانیت ندارد . این عقلی که من عرض میکنم آن عقلی است که ( ما عبد به الرحمن [۶۰] ) والا - تدبیر - شیطنت و تدبیر را اینها هم دارند . اما آن عقلی که عقل سالم باشد و بتواند انسان را به ارزشهای انسانی برساند ندارند . مجرد دانشمند بودن به یک معنا ، این فایده ندارد . ممکن است یک کسی دانشمند بسیار بزرگی باشد لکن آن عقل را نداشته باشد ، دانش خودش را صرف فساد بکند ، صرف تباه کردن ملتها بکند . [۶۱].
تحت تاءثیر مقام واقع شدن از ضعف نفسانی است
. . . آقای رجایی یک نفر آدمی بود که ، دستفروشی در بازار از قراری که گفتند ، من در مطالعاتی که در ایشان کردم به نظرم آمد که از حال دستفروشی اش تا حال ریاست جمهور ، در روح او تاثیری حاصل نشد . چه بسا اشخاصی هستند که اگر کدخدای ده بشوند ، تغییر میکنند به واسطه ضعفی که در نفسشان هست ، تحت تاثیر آن مقامی که پیدا میکنند واقع میشوند و اشخاصی هستند که مقام تحت تاثیر آنهاست از باب قوت نفسی که دارند . و آقای رجایی ، آقای باهنر در عین حالی که خوب یکی شان رئیس جمهور بود ، یکی شان نخست وزیر بود ، این طور نبود که ریاست در آنها تاثیر کرده باشد ، آنها در ریاست تاثیر کرده بودند یعنی آنها ریاست را آورده بودند زیر چنگ خودشان ، ریاست آنها را نبرده بود تحت لوای خودش . و این یک درسی است که انسان باید از اینها یاد بگیرد و الحمدلله در این جمهوری بسیارند همچو اشخاص که تفاوتی به حالشان نکرده است ، آن وقتی که در طلبگی بودند یا در بازار بودند/ یا چیزها/ یا وقتی که مقام پیدا کردند فرقی نکرده است که انسان ببیند که خیر حالا یک بادی به غبغب بیندازد و یک هیاهویی بجا بیاورد و اینها نشده است و این مساءلهای است که اهمیت دارد . آن که تحت تاثیر مقام میرود ، نه این است که یک مقامی دارد ، این از باب این که بسیار آدم ضعیفی است ، مقام به او تسلط پیدا میکند و دنبال او هم میرود آن وقت . [۶۲].
دنبال مقام رفتن بسیار ضرر دارد
و این دنبال رفتن مقام بسیار ضرر دارد برای خود انسان و برای کسانی که در کار هستند برای کشورشان ، از آن طرف اگر چنانچه عکس شد ، تاثیر خوب دارد ، هم برای خودشان و هم برای کشور . و لهذا من با این که ما ابری ء نفسی ان النفس لاماره بالسوء [۶۳] به شما آقایان عرض میکنم که توجه به این معنا داشته باشید ، این مقامات بعد از چند روزی دیگر تمام میشود ، آنهایی که در اریکه قدرتهای بزرگ بودند بعد از چند روز تمام شد ، آنهایی هم که به درویشی و به قناعت زندگی کردند آنها هم تمام شد ، این امور تمام میشود ، آن چیزی که هست ، ما در حضور حق تعالی هستیم و ثبت است در نامه اعمال ما همه امور ، همه خلجانات نفسانی و ما باید آن فکر آن جا باشیم . [۶۴].
نخوت قدرتمندی به دلیل ضعف قدرت روحی و مفلوکی انسان است
شاه مخلوع که الان یک موجود مفلوکی است و به نظر من آن وقت که در اریکه قدرت بود مفلوکتر بود ، مفلوک از جهت ادراکات که نمیتوانست بفهمد وظیفه او با ملت چیست و ملت چه مقامی دارد در هر کشوری ، این معنا را ادراک نکرده بود ، از این جهت مفلوک بود و حالا هم مفلوک است . چنانچه آقای کارتر هم مفلوک است ، آنهائی که خودشان در اریکه قدرت نشستند و این نخوت قدرتمندی در مغزهائی که کوچکند ، این اسباب این میشود که هر کاری که میخواهند انجام بدهند ، هر چه دستشان میرسد به او انجام بدهند ، هر ظلمی که میتوانند بکنند ، هر ملتی را که میتوانند زیر پای خودشان له کنند . اینها جزء مفلوکهای عالم هستند برای اینکه قدرت روحی ندارند که هر چه وارد در مغزشان میشود بتوانند کنترلش کنند ، همانطور که آدم مفلوک نمیتواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد ، آدم علیل نمیتواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد ، آدم علیل نمیتواند یک راه صحیحی برود ، آنهائی که برای خاطر قدرتمندی ، کوچک بودن مغز و قدرت زیاد ، در آن وارد شدند نمیتوانند کنترل کنند خودشان را و حفظ کنند مغزشان را ، اینها جزء مفلوکها هستند . [۶۵].
قدرت در روح انسانهای بزرگ تاءثیر نمیکند
انبیا و اولیا که هر چه وارد میشد ، هر چه قدرت در عالم وارد میشد ، در اینها هیچ ، در آنها تاثیری نمیکرد . آن کسی که زمام یک مملکتی از حجاز گرفته تا مصر و اینجاها را ، ایران و سایر جاها تحت سلطه او بود و قدرت جسمی و روحی خودش آنطور بود ، میبینیم از یکی از افراد پائین و متوسط متواضعتر است و این قدرتها ابدا در روح او تاثیر نکرده برای اینکه روح اینقدر بزرگ است که همه عالم را میگیرد ، یک روح مجردی که از آن آلایشها تجرد پیدا کرده است اینقدر وسیع است که همه عالم مثل یک نقطه میماند در او ، آنها لایق زمامداریند ، اسلام آنها را زمامدار کرده است ، وقتی هم که دست به دامن آنها نمیرسد باید آن اشخاص که نزدیکتر به آنها هستند از سایر افراد ، آن اشخاص که بهتر میتوانند هضم کنند قدرتها را ، کمتر قدرت مآبی در کله آنها تاثیر بکند ، باید زمامدار باشند ، مع الاسف دستمان کوتاه است . امثال اینهائی که تا یک ریاست پیدا میکنند ، تا یک قدرت ریاست پیدا میکنند ، تا یک قدرت پیدا میکنند ، مثل حیوانهای چموش شروع میکنند به شرارت ، اینها مفلوکند ، همانطوری که اینها الان اسم محمدرضا را میگویند یک مریض مفلوکی که ، من میگویم در آن زمان که قدرتمند به نظر شما بود مفلوکتر بود از حالا ، حالا هم شما مفلوکید و همه قدرتمندهائی که به واسطه یک قدرت نمیتوانند خودشان را کنترل کنند و نمیتوانند هضم کنند آن قدرتی که بر ایشان وارد میشود ، اینها جزء همان مفلوکها هستند و لهذا این مفلوکها هستند که دور هم مینشینند و به تبع این مفلوک اصلی یک ملتی را محکوم میکنند . [۶۶].
نظر انسان اگر محدود باشد مقام و ریاست ، انسان را از خود بیخود میکند
امروز باید همانطوری که در سابق به رئیس جمهور سابق بعضی مطالب را تذکر دادم ، به آقای رجائی هم تذکراتی بدهم . قضیه مقام و ریاست هر چه باشد ، این وقتی که نظر انسان یک نظر محدود دنیائی باشد ، این مقامات ، انسان را از خودش بیخود میکند ، اینها را مقام میداند . شما حساب کنید که این سیارهای که ما در آن زندگی میکنیم به اسم زمین ، در مقابل منظومه شمسی چقدر است و این منظومه شمسی که ما یکی از سیارات کوچکش را در آن زندگی میکنیم ، در مقابل کهکشان چقدر است و این کهکشان هائی که تاکنون کشف شده است که گفته میشود که تا آنقدر که از ستارههای نورانی کشف شده است به مقدار شش میلیارد سال نوری است . یعنی اگر نور آن ستارهای که در آخر است بخواهد بیاید به پیش ما ، شش میلیارد سال نوری طول میکشد و آن چیزی که ماورای اینهاست و باز کشف نشده است ، حتما بدانید که بیش از این معانی است . اینها هم در مقابل عظمت خالق ناچیزند . ما باید چقدر ضعیف باشیم که در این ذرهای که خودش و آن منظومهای که این یکی از ستارههای کوچکش است ، اصلا به حساب نمیآید و اگر گم بشود نمیتوانند پیدایش بکنند در این غائله بزرگ عالم ، ما چقدر از این سیاره در اختیارمان هست ؟ یک ایران . ایران یک قطعه کوچکی است در مقابل این سیاره و حکومت ایران هم یک حکومت ناچیز کوچکی است در این سیاره و سیاره ما هم یک چیز کوچکی است در مقابل منظومه شمسی و منظومه شمسی ما هم یک چیز بسیار کوچک است در مقابل منظومههای دیگر و همه آنها از خداست و خالق او خداست . [۶۷].
ما اگر بندگی خدا را بپذیریم این مقامها نباید در ما تاءثیر کند
ما اگر بندگی خدا را بپذیریم و قلب ما منور بشود به نور بندگی خدا و عبودیت ، این امر ناچیزی که به حساب در عالم نمیآید ، در ما تاثیر نباید بکند . شما دیروز نخست وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یک شاگردی بودید و بعد از این هم معلوم نیست کی از اینجا بروید ، ممکن است خدای نخواسته همین حالا که بیرون رفتید یا همین حالا یک بمبی اینجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخوانند . وقتی مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست جمهور و بعدش فرق بکند ؟ مگر ریاست جمهور چه هست ؟ کسی که دلش به نور توحید روشن است مگر عالم چه هست ؟ همه عالم چه هست ؟ همه عالم در مقابل عظمت خدای تبارک و تعالی چیزی نیست . تمام این عالم مادی در مقابل عالمهای معنوی که هست قدر محسوسی ندارد ، آنوقت ما برای یک کدخدای ده یا یک کدخدای شهر ، یا کدخدای یک کشور خیال بکنیم که خیر ، ما الان یک چیزی هستیم و دیگران - را - به نظرمان کوچک بیایند و خودمان را بزرگ . [۶۸].
اگر تحت تاءثیر مقام واقع شوید ، در دنیا و آخرت تباه خواهید شد
اگر شما ملاحظه کردید در نفس خودتان که غیر از خدا از او کسی اطلاع ندارد و خودتان هم تا یک حدودی اطلاع دارید ، اگر دیدید که این مقامی که خدای تبارک و تعالی مردم را دلشان را متوجه کرده است به شما و به شما دادهاند ، این مقام شما را محکوم خودش میکند و شما مرکوب او و او راکب شما هست ، بروید خودتان را تصفیه کنید و بدانید این را که با دست خودتان خدای نخواسته خودتان را در دنیا و آخرت تباه نکنید . خدای تبارک و تعالی حاضر است ، همه این عالم در محضر حق تعالی است و تمام خطرات قلبی ما و تمام لحظات عمر ما و تمام آنچه که در باطن ما میگذرد ، در مغز ما میگذرد در محضر حق تعالی است و ما باید برگردیم به محضر حق تعالی و آن جا در آن محضر دیگر حساب پس بدهیم . هر چه آراء زیادتر باشد مسؤ ولیت زیادتر است . اگر آراء شما پنج میلیون بود ، مسؤ ولیت تان کمتر بود ، حالا که سیزده میلیون بیشتر است مسؤ ولیت شما حجمش زیادتر است ، برای اینکه شما جواب یکی یکی از این افرادی که به شما رای دادند و شما را به عنوان رئیس جمهور اسلام ، رئیس جمهوری کشور اسلامی تعیین کردند ، هر یک از اینها فردا میآیند شما را میگیرند ، جواب از شما میخواهند ، من شما را تعیین کردم رئیس جمهوری اسلامی باشید و اسلام را در این کشور تاءیید کنید و پیاده کنید و خدای نخواسته شما نکردید . اقلا حدود سیزده میلیون و هزار و چند صد نفر میآیند سراغ شما و شما ببینید که میتوانید جواب این را پیش خدا بدهید ؟ این جمعیتی که آنجا در حساب جمع شدند و از شما بازخواست میکنند ، اگر میتوانید ، جواب بدهید و نمیتوانید و ما هیچ نمیتوانیم . [۶۹].
باید بنا را بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقی نداشته باشد
باید بنا ، بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقی نداشته باشد ، هر دو برای خدمت به این مردم ، اینهائی که زحمت کشیدند و جان دادند ، مال دادند ، رنج کشیدند و شما آقایان را به این مقام رساندند . یک وقت نخست وزیر بودید و حالا هم رئیس جمهورید ، جواب میخواهند اینها . اگر چنانچه شما پایتان را کج بگذارید ، همین سیزده میلیونی که به شما امروز رای دادند فردا مرده باد میگویند . انقلاب اینطور است ، وضع انقلاب اینطور است . طوری است که مردم دیگر سربسته و در بسته تسلیم کسی نمیشوند . مردم هر یکی شان نظر دادند . شما میبینید که وقتی که در تلویزیون نظرخواهی میکنند از افراد ، از زن ، از مرد ، از جوان ، از پیر ، همه نظر میدهند ، اینطور نیست که بی تفاوت باشند . اگر هر یک از ما تخطی کنیم از آن خواستی که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام ، اگر هر یک از ما تخطی کنیم ، علاوه بر آنکه در محضر خدای تبارک و تعالی در آن روزی که همه وارد میشوند و حساب است در کار ، جوابی نداریم همین مردم هم در همین جا به حساب میرسند ، اینها نمیگذارند که ، آن حسابش علیحده ، همین مردم هم در همین جا به حساب میرسند ، اینها نمیگذارند که ، آن حسابش علیحده ، همین مردم در همین جا شمائی که الان به مقام ریاست جمهور رسیدید اگر فردا خدای نخواسته تخطی کنید از آن راهی که راه ملت است و راهی که اسلام پیش پای همه ما گذاشته است ، همین سیزده میلیون و زیادتر که به شما رای دادند و اعتماد به شما کردند برمی گردند . آنجا هم حسابش ، آنجا بدتر است . اینجا وقتی بر میگشتند خوب ، شما میروید منزلتان مینشینید ، اما آنجا کار مشکل است ، باید شما حساب آنجا را بکنید . اگر چنانچه ما نفوسمان اینقدر به دنیا متوجه است و منکوس هستیم و استقامت نداریم ، اگر چنانچه ما اینطور باشیم و خودمان دنبال اصلاحش نباشیم ، این اخلاد الی الارض و توجه به ارض و رو کردن به مرتبه پایین و پشت کردن به معانی و معنویات اثرش این است که انسان در آن عالم ، یک حیوان آنطور منکوس . همانطوری که اینجا کرده است ، نقشه اش آنجاست . تمام چیزهائی که در اینجا واقع میشود یک صورتی در آنجا دارد . انسان مستقیم القامه اگر تمام توجهش به طبیعت شد ، این استقامت قامتش را در آن طرف از دست میدهد ، میشود مثل یک حیواناتی که سرشان رو به زمین است . و تمام عذاب هائی که در آن عالم است از خود ماست . خداوند تبارک و تعالی مهیا نکرده یک چیزی را که ماوراء خود ما به ما بدهند ، همه اینها آنی است که ما خودمان به دست خودمان تهیه میکنیم و به آن میرسیم ، اعمال ماست رد به ما میشود . شاید چندین آیه در قرآن کریم به این معنا اشاره بفرماید که این اعمال خودتان است ، شما ، از خارج به شما هیچ چیز نرسیده است . در روایات معراج هم هست که پیغمبر اکرم دیدند که بعضی از اینها ملائکهای که در آنجا هستند دارند یک کارهائی را انجام میدهند ، درخت هائی را میکارند ، چه میکنند ، گاهی هم میایستند . این را پرسیدند ، جبرئیل عرض کرد ( به حسب آنطور که نقل شده است ) که اینها اعمالی است که مصالحش را خودشان دارند میفرستند ، اینها اینجا درست میکنند وقتی آنها مشغول کار خیر هستند اینها هم مشغول هستند ، مصالح میرسد . وقتی آنها نه ، در جهنم هم همین است و اگر جهنم و بهشت هم خدای نخواسته ما قائل نباشیم ، این دنیا مجازات ما را میدهد همین جا . [۷۰].
از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال میکند ریاست یک چیزی است
باید شما توجه کنید که مسؤ ولیت شما از باب اینکه آراءتان خیلی زیاد است مسؤ ولیت تان خیلی زیاد است . همچو نیست که آن آقایان دیگر نداشته باشند ، آنها هم مسؤ ولیت دارند ، همه ما در مقابل اسلام مسؤ ولیم . این اسلامی که با خون اولیا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الان ما مسؤ ول او هستیم ، این اسلام را ما باید به نسل آتیه برسانیم . یک روزی بود که ما بعضی مان عذر داشتیم یا همه مان ، که نمیگذارند که ما عمل کنیم به اسلام . در رژیم سابق ، خوب ، خیلیها میگفتند که از ما نمیآید ، اگر میآمد ، میکردیم . امروز اینطور نیست ، امروز دست همه باز است . مجلس دستش باز است و هیچ کس آقا بالا سر او نیست . دولت هم دستش باز است و مجلس هم تاییدش میکند . رئیس جمهور هم دستش باز است و ملت تاییدش کردهاند . هیچ عذری برای ما نیست امروز . اگر چنانچه یک خرابی در مملکت واقع بشود و دنبال اصلاحش نرویم ، عذری نداریم . همه ما ، چه آنهائی که لشکری هستند و اینجا هستند و نیستند و چه آنهائی که در کشور خدمت میکنند و چه مردم دیگر ، همه ما مسؤ ول هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول وقتی همه ما مسؤ ول هستیم و همه ما در مقابل خدا جواب باید بدهیم ، باید فکر این کشور باشیم ، فکر این اسلام که در کشور ما تشریف آوردهاند و قدمشان روی چشم ، باشیم . نرویم سراغ اینکه حالا که من شدم رئیس جمهور باید چه بشود و چه بشود و من هم باید مقامم چه باشد . خیر ، این از ضعف نفس انسان است ، از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال میکند این یک چیزی است . این یک چیز اعتباری است که امروز دادند فردا هم تمام می گیرندش میرود سراغ کارش . شما برای این ملتی که در این چند سال آنقدر در طول تاریخ زحمت دیده هیچ ، به مرئی و منظر ما اینهمه جدیت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اینکه آن رژیم را کنار گذاشته است و شما را روی کار آورده است ، شما برای این ملت باید کار بکنید . این مملکتی که به دست شما افتاده است باید ارتش برای این کشور کار بکند ، برای سپاه پاسداران ، ژاندارمری ، همه قوای مسلح باید برای این مملکت خدمت بکنند ، این امانتی است دست شما . مساءله ، مساءله این جا نیست تنها ، اینجا هم اگر خدای نخواسته ارتش یک سستی بکند و خدای نخواسته یک غلبهای واقع بشود از غیر ( که نخواهد شد ) آن هم در همین دنیا ننگش بر پیشانی همه است . و مساءله ، مساءله این جا نیست ، مساءله جای دیگری است که ما از آن غافل هستیم . تمام اعمال شما ، تمام جدیتهای شما ثبت است و همه عالم این چیزها را ثبت میکند در خودش و ما باید جواب بدهیم ، ارتشی باید جواب بدهد ، اگر خدای نخواسته کوتاهی بکند ، و آنهائی هم که متکفل امور کشور هستند ، آنها هم باید جواب بدهند . شما باید برای این پابرهنهها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را به حساب نمیآوردند و فقط آن طبقه بالا را راضی نگاه میداشتند و به اصطلاح کدخدا را میدیدند و ده را میچاپیدند ، شما باید توجهتان به این تودههای مستضعفی که با زحمت خودشان و رنج خودشان الان در جبههها مشغول فداکاری هستند که خداوند تاییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکاری هستند و مستضعفند ، آن بالاها اینها را ضعیف میشمارند و میشمردند و اینها به حساب نمیآمدند و در رژیم سابق برای اینها کاری نشده بود ، برای اینها کار کنید . قانع نشوید به اینکه بعضی جاها کار شده است ، میدانم شده است ، خیلی هم شده است اما نباید قانع شد ، باید همه دست به دست هم بدهید که انشاءالله برای اینها یک زندگی مرفهی ، یک وضع صحیحی پیش بیاید ، درست بشود . [۷۱].
اگر انسان مقام را مهار کند و در اختیار خود بگیرد ، به سعادت میرسد
اینها حق دارند به ما و به شما ، خیلی حق دارند ، سیزده میلیون رای به شما دادهاند ، اینها حق دارند به شما ، باقی هم حق دارند به شما . و همین طور وقتی دولتی پیش میآید ، آن هم دولتی است که مردم به آن حق دارند . اگر نبودند این مردم ، شما هم شاید حالا در حبس بودید و آن زجرها را میکشیدید ، دیگران هم که متعهد بودند ، آنها هم در حبس بودند یا در جاهای دیگری . این ملت حق دارد ، شما ، دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده ، شما باید خدمت کنید به این مردم . شما ، ما ، همه باید خدمتگزار اینها باشیم و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم ، اینها بندگان خدا هستند . خدای تبارک و تعالی علاقه دارد به این بندگان و ما مسؤ ولیم باید خدمت بکنیم . و من امیدوارم که شما به حسب آن روحیهای که دارید ، آقای رجائی به حسب آن روحیهای که دارند ، این مقام ایشان را بازی ندهد ، شما سوار مقام بشو مقام سوار شما نشود . این دو تا مثل راکب و مرکوبند . اگر انسان روحیه اش طوری باشد که سوار بشود بر هر مقامی که برای او پیش میآید و مهار کند او را ، این به سعادت نزدیک میشود . و اگر روحیه ضعیف باشد و وقتی که به یک مقامی رسید او سوار آدم بشود ، او هر جا دلش بخواهد انسان را میبرد تا به هلاکت میرساند . [۷۲].
قدرت را در جای خودش اعمال کنید
شما جوانهای عزیزی که الان برای اسلام دارید خدمت میکنید و مطمئن باشید که ارزش بسیار زیاد دارید شما ، توجه به روحیات خودتان بکنید که نبادا در این امر شیطان دخالت بکند . قدرت دست تان هست نبادا که این قدرت را اعمال بکنید در یک جایی بر خلاف . مراقبت کنید از خودتان . مواظبت کنید از خودتان . اینکه من عرض میکنم ، مخصوص به شما نیست ، همه ما باید این مطلب را درنظر داشته باشیم . همه ملت ما ، همه انسانها باید توجه به این معنا داشته باشند که قدرت را به جای خودش اعمال کنند . انبیا قدرت شان را به محل خودش انجام میدادند . حضرت موسی عصایش را میبرد با فرعون مقابله میکرد ، با دیگران با آن محبت بود . پیغمبر اکرم قدرت خودشان را برای سرکوبی اشخاصی که از جهات آدمیت خارج شدهاند ، از مرز انسانیت خارج شدهاند و مردم را دارند به تباهی میکشند اعمال میکرد . قدرتها باید اعمال اگر شد برای جلوگیری از فساد باشد نه خودش فساد بیاورد . فرق ما بین شما عزیزان و آن اشخاصی که در جبههها جنگ میکنند با آنهایی که در مقابل شما هستند ، صورت عمل که یک صورت است ، آنها میکشند شما هم میکشید ، اما کشتن شما یک عمل عبادی است و کشتن آنها یک عمل جنایی است . این روی انگیزهای است که هست ، روی معنایی است که این دو عمل دارند ، نه روی صورت عمل است . شما برای خدا جهاد میکنید ، آنها برای شیطان جهاد میکنند . آنها تبع شیطان هستند و شما تبع خدا هستید . این فاصله ما بین این دو امر است توجه کنید که این محفوظ بماند . [۷۳].
قدرتمندها وقتی شکست میخورند بسیار ضعیف میشوند
موازین ، موازین اسلامی است . اینجا جمهوری اسلامی است . اینجا اسلام حکومت میکند . بنابراین باید مواظب باشید از خودتان کسانی که قدرت دارند ، دولت قدرت دارد ، سپاه قدرت دارد ، ارتش قدرت دارد ، بسیج قدرت دارد ، اینهایی که قدرت دارند باید حفظ جهات انسانیت را ، جهات اسلامیت را بیشتر از دیگران بکنند . این قدرت را در محلش خرج بکنند تجاوز از محلش نشود . و من امیدوارم که با حفظ این جهات انسانی و اسلامی شما الگو بشوید از برای همه کشورهایی که آن مسائل ما به آنها رسیده است و میرسد . و این مرده دیگر از بین رفته است ، دیگر شما خیال نکنید ، اینها دست و پایی است که در حال احتضار دارد میزند . این قدرتمندها آن آخر عمرشان اینطور جنون پیدا میکنند . اینهائی که در حالی که قدرت دارند آن شارت و شورت را میکنند ، وقتی شکست میخورند بسیار هم ضعیف میشوند . [۷۴].
آنها که ایمان دارند ، در مقابل قدرت ضعیف نیستند
آنهایی که ایمان دارند نه آن طرف ضعف دارند ، نه این طرف ضعف دارند . نه قدرت وقتی که هست دست شان ضعف روحی پیدا میکنند و مردم را اذیت میکنند ، نه وقتی مغلوب شدند ضعف پیدا میکنند و دیگران را میزنند که چرا دیگری من را زده است . این مال ضعفی است که آنها دارند و ضعف داشتن شان دنبال این است که ایمان ندارند ، خدا را نمیشناسند ، توجه به مسائل الهی ندارند ، توجه به مبدا و معاد ندارند . آنها مثل زندگانی حیوانی که دیگر حیوانات میکنند بدتر از آن ، جرایم شان بیشتر از آنهاست همان است که شیخ الرئیس ، از آن نقل کرد مرحوم مدرس که شاخ دارد و عقل ندارد انشاءالله خدا این شاخدارها را عقل بدهد و این قدرتمندان را انسان بکند و یا اینکه قدرت آنها را سلب بکند . [۷۵].
این ریاستها میگذرد
این را باید انسان توجه بکند به اینکه این چند روز میگذرد ، این ریاستها میگذرد ، شما هر چه هم بخواهید چیز بکنید از محمد رضا نمیتوانید بالاتر بروید ، هر چه هم دست و پا بکنید ، آنها را پیدا نمیکنید و انشاءالله نخواهید پیدا کرد و نخواهید که بخواهید . او رفت تمام شد ، حالا پیش خداست . چه خواهد شد ، خدا میداند ما هم این روز را داریم ، ما هم فردا یکی مثل من دیرتر و زودتر و آن هم که معلوم نیست که کی زودتر . ولی خوب ، ما آخر است و باید برویم ، شما که الان جوان هستید ، به فکر این باشید که اصلاح کنید خودتان را ، به فکر این باشید که برای این مملکت کار بکنید . [۷۶].
هر بلائی جامعه از دست قدرتمندان میبیند در اثر خودخواهی است
من اول دعا میکنم که خدای تبارک و تعالی شما آقایان را از عنایت خودش محروم نکند و شما را به راهی که رضای اوست هدایت بفرماید و شما به مقصدی که مقصد اسلام است و آرزوی ملت است برسید . آنچه که خطر برای هر انسانی و هر متصدی امری هست حب نفس است . راس همه خطاهائی که انسان میکند ، حب نفس است . هر بلائی سر انسان خودش میآید یا جامعه از دست قدرتمندان میبیند این دراثر هوای نفس و خودخواهی است . در روایات ائمه ما فرمودهاند : راءس کل خطیئة ، حب النفس یعنی همه خطاهائی که از انسان صادر میشود در اثر همین خودخواهی و غفلت از خداست . انسان باید کوشش کند که این حب نفس را اگر نمیتواند تمام کند کم کند ، البته مساءله بسیار مشکلی است و محتاج به ریاضت است ، لکن مساءله نشدنی نیست ، مشکل است ، لکن نشدنی نیست . اگر انسان در هر امری که وارد میشود در آن امر خودخواهی را کنار بگذارد و مصلحت را ملاحظه بکند و خدا را ملاحظه بکند ، هم موفق میشود و هم از خطراتی که بر این خودخواهی است در امان میماند . شما که الان از وزرای محترم هستید و مملکت اسلامی به شما سپرده میشود و پستهای شما پست هائی است که باید در آن اعمال بسیار شایسته انجام بگیرد ، کوشش کنید که اولا گمان نکنید که ریاست ، از ریاست درجه اول تا آخر ، یک چیزی باشد ، یک امر اعتباری است ، یک دستهای جمع میشوند یکی را میگویند تو کارها را انجام بده . [۷۷].
در نظر حضرت امیر ( علیه السلام ) ریاست مطرح نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را اقامه کند
در نظر داشته باشید که حضرت امیر سلام الله علیه در حالی که به حسب فهم جامعه ، ریاست یک کشور بسیار بزرگی را داشت از حجاز تا مصر ، عراق ، ایران ، همه را داشت ، آنوقت چه جور بود وضعش ، چه جور بود سلوکش با مردم و چه بود سفارشهایی که به عمالش یا به حکومت هائی که از طرف او بودند ، چه سفارشهای ارزشمندی فرموده است . البته ما نمیتوانیم خود او باشیم ، لکن میتوانیم که شیعه او باشیم ، پیرو او باشیم ، تا آن حدودی که بتوانیم باید پیروی از او بکنیم . او تمام مقصدش خدا بود ، اصلش این دنیا و این ریاست دنیا و اینها در نظر او چیزی نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را دریک دنیا برقرار کند ، و الا پیش آنها مطرح نبود که یک ریاستی داشته باشند یا خلافتی داشته باشند ، مگر اینکه بتوانند یک عدلی را اقامه کنند و یک حدی را جاری کنند . ما باید از آنها درس بگیریم و پند بگیریم و به شیوه آنها تا آن اندازهای که میتوانیم عمل کنیم و از آن چیزهائی که دام شیطان است که بزرگترین دام همان خودخواهی انسان است ، از این دام رهائی پیدا بکنیم و به صراط مستقیم الهی راه برویم تا بتوانیم هم خودمان را اصلاح کنیم و هم جامعه مان را . [۷۸].
ما باید ببینیم این ملتی که ما را به این مقام رساندهاند از ما چه میخواهند
شما ببینید که چه حکومتی در دست شما آمده و از چه راهی آمده است و کی به شما این حکومت را محول کرده . اگر چنانچه پنج سال پیش از این ، ده سال پیش از این را شما در نظر بیاورید ، وضع آنوقت را در نظر بیاورید ، حکومت آنوقت را در نظر بیاورید ، ملت را نسبت به حکومت و حکومت را نسبت به ملت در نظر بیاورید و حبسها و زجرها و تبعیدها و قتلها را که در آن حکومت واقع میشد به نظر بیاورید و از خودتان سوال کنید که چه شد که این شد ؟ چه شد که یک روز آنطور جنایتکاریها واقع میشد و اختناقها و آن مسائل و مصائب برای کشور ما بود و حالا چه شده است که ما آزادانه اینجا با هم نشستیم و شما آزادانه مسائلتان را با مردم مطرح میکنید و مردم هم آزادانه یا انتقاد میکنند یا تعریف میکنند از شما ، این آزادی را کی به ما داد ؟ و این استقلالی که الان ما داریم و کسی نمیتواند دخالت کند در کشور ما ، این را کی به ما داد ؟ جز این بود که این پا برهنهها و این زاغه نشینها و این دانشگاهیهای محروم و این مردم کوچه و بازار با هم جمع شدند و برای خدا قیام کردند و نهضت کردند و ما را به این آزادی رساندند و آن سدهای بزرگی که در تصور کسی نمیآمد که شکسته بشود ، شکستند و ما را به آنجا رساندند که وزیر بشویم و رئیس جمهور بشویم و وکیل بشویم و همه اینها را داشته باشیم و همه از این ملت است . ما هر چه داریم از این ملت است ، البته ملت اسلامی که با فریاد الله اکبر این کار را انجام دادند . ما باید ببینیم که این ملتی که ماها را به این مقامها رساندهاند ، از ما چه میخواهند و ما باید برای آنها چه بکنیم . از ما میخواهند که تمام این ارگان هائی که هستند ، تمام این روسایی که هستند از رئیس جمهور گرفته و نخست وزیر و وزرا را تا وکلا و عرض میکنم که وزارتخانهها و هرچه در آنها هست ، اینها میخواهند که اینها همه در راه اسلام که خواست ملت بود و همه کوشش شان برای اسلام بود و اسلام آنها را موفق کرد ، اینها هم در همان طریق اسلامی راه بروند . طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند ، بیشتر توجه شان به آنها باشد . در طول تاریخ ، حمایت حکومتها از قلدرها بوده است . [۷۹].
این ریاستها رفتنی است
در همه امور ، در تمشیت همه امور باید انسان آنچه را که مصلحت اسلام است ، کسانی که متصدی امور هستند آن چیزهایی که مصلحت اسلام است آن چیزهایی که مصلحت ملت اسلام است ، در نظر بگیرند . از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فسادها هست ، جلو بگیرند . گمان نکنند که ما حالا این جا را میخواهیم کافی است ، خیر ! هیچ چیز برای انسان کافی نیست . قلب انسان قدرت مطلق طلب است ، یعنی قدرت خدا میخواهد فانی در او بشود و این حد ندارد ، لاحد است . لکن چون ما مطلع نیستیم ، نمیفهمیم از این جهت گمان میکنیم این چیزها را میخواهیم و همه عذابهای انسان برای همین است که نمیداند چی میخواهد . این چند روز دنیا رفتنی است ، این ریاستها رفتنی است ، آنچه که به جا میماند این است که ما چه کردیم و در محضر مقدس حق تعالی چکاره هستیم . این اگر اصلاح بشود ، همه چیز اصلاح میشود . و من امیدوارم که برای همه و خصوصا آنهایی که کارهای کلیدی در دست شان است ، این مساءله حل بشود و اگر حل شد ، مسائل دیگر هم حل میشود . [۸۰].
هر مقامی که برای بشر حاصل شود روزی گرفته خواهد شد
این کلمه تذکر برای همه است . حب الدنیا راس کل خطیئة هر مقامی که برای بشر حاصل میشود ، چه مقامهای معنوی و چه مقامهای مادی روزی گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است . توجه داشته باشند همه کسانی که برای بشر خدمت میکنند ، کسانی که دارای مقامی هستند و دارای پستی هستند ، که مقام آنها را مغرور نکند . مقام رفتنی است و انسان در وجود خدای تبارک و تعالی ماندنی است . من از آقای بنی صدر میخواهم که مابین قبل از ریاست جمهور و بعد از ریاست جمهور در اخلاق روحی شان تفاوتی نباشد ، تفاوت بودن دلیل بر ضعف نفس است و من از همه کسانی که در مقامی هستند ، چه مقامهای کشوری و چه مقامهای لشگری میخواهم که به مقامات خودشان مغرور نباشند و در راه اعتلای اسلام و اعتلای ملت مسلمان و اعتلای کشور ایران کوشا باشند . و اینطور نباشد که به واسطه تقدم و تاخر یک نفر یا چند نفر موقتا ، اسباب این بشود که کناره گیری کنند و یا خدای نخواسته مخالفت و کارشکنی . [۸۱].
اگر کارها با خودخواهی و غرور همراه شد ، مبداء شکست انسان است
و شما آقایان مخصوصا روحانیون ، هرچه میتوانید مردم و جوانان را تحریک کنید و متوجه سازید که وقتی برای اسلام کار میکنیم باید به طور مهذب باشد که اگر خدای نخواسته کارها با خودخواهی و غرور همراه شد ، مبدا شکست انسان است . باید اتکال به خدا باشد و خدمت برای خدا ، خدمتی که در هر جا انجام شد عبادت باشد کما این که افرادی که در بسیج و سایر جاها برای خدا خدمت میکنند ، همه در حال عبادت هستند و بسیج یک امر بسیار مهم و خوب . بحمدالله این کشور الان در تحت عنایت حق تعالی و در تحت حمایت ولی عصر سلام الله علیه به مقامی رسیده است که میتواند راه خودش را طی کند و امیدوارم که غرور برای ما پیدا نشود و همیشه توجه به خدا و اینکه کارها را غیب دارد انجام میدهد و شما دعا کنید که به دست شما انجام بدهد . [۸۲].
کوشش کنید به این کلمه فرماندار مغرور نشوید
از جمله تحولاتی که باید بشود و شما آقایان باید کوشش کنید ، این است که به این کلمه فرماندار مغرور نشوید که شما فرماندار هستید . این کلمه فرماندار مال وقتی است که فرمان باشد و فرمانبر باشد و برادری نباشد و طبقهای طاغوتی باشد و مردم دیگر فرمانبردار آنها . در صورتی که در اسلام مطرح نیست . آنهائی که سرتاسر کشور اسلامی را اداره میکردند ، آن هم آن کشوری که از حجاز تا مصر و آفریقا و عراق و ایران و همه این ممالک اسلامی که میبینید ، اروپا هم یک مقدارش ، تحت فرمان بود ، معذلک اینطور نبود که معاملاتشان با رعیت ، معامله فرمانفرما و فرمانبر باشد . خود رسول اکرم ( ص ) وضعشان با مردم مثل یکی از سایرین بود ، یکی از اشخاص بود ، نه یک منزل فرمانفرمائی داشتند و نه در محافل که بودند ، یک امتیازی بود که مردم ببینند که این بالا نشستن و پائین نشستن ، این مسائل مطرح نبود .
بعضی از این عربها که از خارج میآمدند و وارد مسجد میشدند و پیغمبر را با سایرین نشسته بودند ، وضع جوری بود که نمیشناختند که خوب ، کدام یکی پیغمبر است و کدام یکی اصحاب ، میپرسیدند که کدام یکی تان هستی . برای اینکه وضع نشستن دور بود و حتی اینکه حالا شما اینجا میبینید که یک پتو اینجا انداختهاند و یک اشخاصی هم اینطوری نشستهاند که اگر یکی از خارج بیاید یک امتیازی قائل میشود ، نبود . حضرت امیر سلام الله علیه همان روزی که بیعت با وی کردند ، بیعت به خلافت رسول الله ، همان روز بیل و کلنگش را برداشته و رفت سراغ یک جائی که کار میکرد ، خودش کار میکرد دستش پینه داشت . وضع این سردارهائی که حکومتهای بلاد بودند با مردم وضع ، وضع فرمانفرمائی و فرمانبرداری نبوده است ، وضع خدمت بوده است که فرمانفرماها خدمتگزار مردم بودند . این انفصالی که شما دیدید در زمان رژیم سابق و طاغوت که بین حکومتهای بلاد ، استاندارهای بلاد با مردم یک جدائی بود که هر کدام دشمن دیگری بودند ، مردم اینها را به صورت یک دشمن حساب میکردند ولو اینکه خدمتگزار هم بودند لکن مردم نمیپذیرفتند ، این برای این بود که وضع رژیم اینطور بود . رژیمهای سلطنتی و طاغوتی هر جا که هستند ، وضع رژیم اینطور اقتضاء میکرد که با یک تشریفاتی و هیاهوئی مردم را از خودشان رم بدهند ، بترسانند و لهذا مردم پشتیبان نبودند . [۸۳].
رهبری فی نفسه وظیفه سنگین و خطرناکی است
و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرتها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهوری اسلامی و در حقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی و در عصرهای آینده آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند و گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفهای است و مقام والایی ، بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشد ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد . از خداوند منان هادی با تضرع و ابتهال میخواهم که ما و شما را از این امتحان خطرناک با روی سفید در حضرت خود بپذیرد و نجات دهد و این خطر قدری خفیف تر برای روساء جمهور حال و آینده و دولتها و دست اندرکاران به حسب درجات در مسؤ ولیتها نیز هست که باید خدای متعال را حاضر و ناظر و خود را در محضر مبارک او بدانند . خداوند متعال راهگشای آنان باشد . [۸۴].
دولتمردان را خدا امتحان میکند
خدای تبارک و تعالی میفرماید : ( بشّر الصابرین [۸۵] ) آنهائی که صبر میکنند ، به آنها بشارت بده آنهائی که در مصیبتها ، در نقص ثمرات ، در نقص انفس ، در نقص اولاد صابر هستند و میگویند که : انا لله و انا الیه راجعون [۸۶] ما از خدا هستیم و به او بر میگردیم ، از او هستیم و به او رجوع میکنیم . جوانهای ما از خدا هستند و در راه خدا فداکاری کردند و به خدا مراجعت میکنند . انسان اگر چنانچه هر چه دارد بفهمد که از خداست ، اگر زندگی دارد ، خدا به او داده است و اگر اولاد دارد ، خدا به او اعطا کرده است و اگر ثروت دارد ، خدا به او اعطا کرده است و همه چیز را خدای تبارک و تعالی اعطا فرموده است ، اگر دل انسان به این معنا ایمان بیاورد و اطمینان به این معنا داشته باشد ، چیزی که امانت الهی است ، به خدا برگردانده ، اولادها اماناتی هستند از خدا ، زن و فرزند امانتهایی هستند از خدا ، دارائیها امانت هائی هستند از خدا و به او رد شده است ، و ما از خدا هستیم و به سوی او رجوع میکنیم . اگر امتحان را درست دادیم و همانطوری که اولیا و انبیا امتحان دادند ما هم به آنها اقتدا کردیم ، مورد آن بشارت هستیم که خدای تبارک و تعالی میفرماید و به آنها رحمت میفرستد ، مغفرت میفرستد و آنها را اصحاب هدایت میداند . این امتحان آسان تر است از آن امتحان هائی که به دولتمردان خدا ، دولتمردان را خدا امتحان میکند . [۸۷].
چه بسا افرادی که نمیتوانند از امتحان بیرون بیایند
چه بسا از این رؤ سای جمهوری که در دنیا هستند ، مدعی احترام به حقوق بشر هستند ، قبل از رسیدن به مقام ریاست جمهور مدعی آزادیخواهی ، مدعی دوستی با بشر ، مدعی پاسداری رفاه بشر هستند ، لکن وقتی که میرسند به مسند و امتحان میکند خدای تبارک و تعالی آنها را ، نمیتوانند از امتحان بیرون بیایند ، به جای طرفداری از حقوق بشر ، بشر را به تباهی میکشند ، به جای طرفداری از ضعفا ، ضعفا را به هلاکت میرسانند ، همانطوری که در آن طرف ( بشر الصابرین [۸۸] ) است به رحمت و مغفرت و حیات ابدی ، برای اینها هم بشارت و عذاب الیم است ، بشارت به ننگ است . باید امتحان بشویم . مجرد دعوای اینکه من خداخواه هستم من آزادیخواه هستم ، من حقوق بشر را مراعات میکنم ، من اگر به ریاست جمهوری ، به حکومت ، به نخست وزیری ، به رئیس مثلا قبیله ، به ریاست عشایر برسم با مردم رفتار خوب میکنم و مردم را به آزادی و رفاه دعوت میکنم و خودم هم همین طور هستم ، مجرد دعوا پذیرفته نیست ، وقتی که داده شد آن منصب به آن شخص ، رسید به آن منصب ، آنوقت است که مطالعه در حال او باید کرد که آیا مثل کارتر هست یا مثل علی ابن ابیطالب ، با مستضعفین و مستمندان آن میکند که علی ابن ابیطالب سلام الله علیه کرد ، یا آن میکند که کارتر کرد ، یا آن میکند که استالین کرد . آنها هم همه مدعی هستند . استالین هم مدعی این بود که برای مردم میخواهد کار بکند و مردم را به طور آزاد ، مساوی نگه دارد ، لکن وقتی که به مقام ریاست رسید فوج فوج مردم را فانی کرد و از بین برد ، کارتر هم همین ادعاها را میکند که ما برای بشر آزادی میخواهیم و رفاه میخواهیم و بشر دوست هستیم ، لکن وقتی که به مقامش رسیدند دیدیم که آنطور بودند ، کردند با بشر آنچه را کردند ، صدام هم ادعای این را میکند که من میخواهم که عرب را چه بکنم و با عرب چه بکنم ، لکن وقتی که امتحان پیش آمد ، اعراب را آنطور در خوزستان به کشتن داد که مغول نکرده بود و اگر مهلت داده بشود به او ، با عراق و ایران و هر جا دستش برسد آن کند که مغول با ایران کرد . [۸۹].
دولتمردان بدانند که رسیدن به مقام ، امتحان الهی است و سخت امتحانی است
ادعا نمیشود کرد که ، من ادعا کنم که من یک ملائی هستم و مردم دوست هستم ، وقتی که رسیدی به منصب آنوقت ببین چه هستی . آنوقتی که امثال آقای نخست وزیر در حبس بود و زجر بود ، ادعای این معنا را البته در دل داشت که این حکومت بد است و اگر من به ریاست برسم چه خواهم کرد ، اگر در ذهنش بوده لکن الان در معرض امتحان است . الان همه این روسا ، رئیس جمهور ، نخست وزیر ، رئیس مجلس ، روسای دادگاهها ، روسای همه استانها ، حکومتها ، فرماندارها ، استاندارها ، همه اینها در معرض امتحانند و این امتحان از امتحان در نقص اولاد و انفس بالاتر است . امتحان مردم به ریاست ، به ریاست در هر مقام ، به رسیدن به هر مقام ، این امتحان سخت تر است از امتحان در نقص اولاد و انفس و مشکل تر است که انسان بتواند از این امتحان نجات پیدا بکند و درست امتحان بدهد در معرض اعمالی که میکند و در پیشگاه خدا آبرومند باشد . روسا هر جا هستند ، در هر کشوری هستند ، دولتمردان در هر کشوری که هستند و در هر جا که هستند باید بدانند که رسیدن به این مقام ، امتحانی الهی بوده است و سخت امتحانی است . خودشان توجه کنند به اینکه قبل از رسیدن به این مقام و بعد از رسیدن به این مقام ، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است . قبل از رسیدن به این مقام به روسای جمهوری که سابق بودند ، به نخست وزیرانی که سابق بودند ، به وکلای مجلسی که سابق بودند ، به استاندارهائی که سابق بودند ، به دادگاه هائی که در سابق بودند ، قبل از رسیدن خودشان به این مقامات به آنها اشکال داشتند و آنها را تقبیح میکردند ، الان که خودشان رسیدند آیا همان نقشه را عمل میکنند که آیندگان آنها را تقبیح کنند ؟ یا خیر .[۹۰].
دولتمردان بیدار باشند ، ما دعوی شیعه گری را میکنیم
وقتی که به مقام رسیدند رفتاری میکنند که همانطوری که بعد از هراز و چهار صد سال نسبت به امیر المومنین مردم نظر میدهند ؟ همان که بعد از اینکه مقام ریاست داشت ، به حسب اصطلاح شما تمام ایران و عراق و مصر و جاهای دیگر در زیر سلطه او بود ، رفتارش با مردم آنطور بود که هیچ کس نمیتواند آن رفتار را داشته باشد . در خطبه جمعه ، گاهی که یک وقتی که در خطبه جمعه آمده بودند و منبر بودند ، دامنشان را حرکت میدادند برای اینکه پیراهن را شسته بودند و پیراهن عوضی نداشتند . بیدار بشویم ما ، دولتمردان بیدار بشوند ، استاندارها بیدار بشوند ، دادگاهها بیدار بشوند ، ما دعوی شیعه گری را میکنیم ، ادعا هست که ما شیعه و تابع هستیم ، در مقام امتحان باز شیعه هستیم ؟ تبع هستیم آنطوری که او هست ؟ به اندازهای که وسعت وجودی ما هست تبعیت میکنیم ؟ با دوستانمان ، با رفقایمان ، با همکیشانمان ، با بشر آنطور رفتار میکنیم ؟ آن شخصی بود که وقتی یک خلخال را از پای یک ذمیه یا یهودی یا نصارا بوده است بیرون آورده بودند اشرار ، قریب به این معنا فرموده است که اگر انسان بمیرد برای این ننگی که واقع شده و این چیزی که واقع شده است ، خیلی بعید نیست . ما هم مدعی هستیم که شیعه هستیم . [۹۱].
بیدار باشید در محضر خدا ، برای مقام با هم دعوا نکنید
روسا و دولتمردان بیدار بشوند ، مخاصمه را ترک کنند ، این منظرهها را ببینند ، این جوانهایی که خون خودشان را در راه اسلام دادهاند ، ببینند ، این جوانهایی که شما را به این مقام رساندهاند ، ببینند و دست از مخاصمات بردارند ، آتش بس کنند . در محضر خداست ، همه ما در محضر خدا هستیم و همه ما خواهیم مرد و همه ما خواهیم حساب پس داد . بیدار بشوید ملت ، بیدار بشوید دولت ، همه بیدار باشید ، همه تان در محضر خدا هستید ، فردا همه باید حساب پس بدهید ، از روی خون شهدای ما نگذرید بدون نظر ، و برای مقام دعوا نکنید با هم . ما همه که به صدام اینطور نفرین میکنیم و ننگ نثارش میکنیم ، مبادا خودمان آنطور باشیم . در حال خودمان مطالعه کنیم . وقتی که خلوت هست خودمان را آزمایش کنیم که ما اگر به مقام رسیدیم آیا همانطوری که صدام میکند ، ما هم همانطور خواهیم کرد ، یا شبیه به او ؟ یا ما شبیه به خلیفه رسول الله عمل میکنیم ؟ حکومت کردن بر یک جامعهای ، بزرگترین آزمایشی است که خدای تبارک و تعالی از بشر میکند . حکومت کردن اگر حکومت اسمش باشد ، به اصطلاح حکومت کردن بر یک همچو جامعهای که خون خودش را در راه اسلام و در راه کشور اسلامی دارد میدهد و جوانان برومندش را دارد فدا میکند ، از کارهای بسیار مشکل و از امتحانات بسیار مشکل است . ای روسا ! شماها در معرض امتحان در آمدهاید و اعمال شما دقیقا تحت نظر خدای تبارک و تعالی است ، توجه بکنید به این ملتی که به اینطور همراهی به شما میکند . ای پاسداران ! ای ارتشیان ! ای ژاندارمری ! و ای سایر قوای مسلح نظامی و انتظامی ! و ای روسای هر جا که هستید ، هر قبیله که هستید ! و ای استاندارهای همه سرتاسر کشور ! در معرض امتحان هستید ، مبادا با خون اینها برای خودتان بخواهید مقامی درست کنید ، خدا نکند شماها بخواهید دیگران خون خودشان را بدهند و شما مقامتان بالاتر برود ، خدا نکند که یک همچو حیوانی در باطن شما باشد و شما خیال کنید انسانید . [۹۲].
اگر انسان قبل و بعد مقام برایش مساوی بود از امتحان رو سفید بیرون آمده
بشر در معرض امتحان است . ( احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون [۹۳] ) شما گمان میکنید ، مردم گمان میکنند که همین که گفتند من مومنم رهایشان میکنند امتحانشان نمیکنند ؟ همین که گفتید ما آزادیخواهیم رهایتان میکنند ؟ بر مسند مینشانند تا بفهمند که راست می گوئید یا نه و بفهمانند ، به مجرد اینکه ادعا کردید که من برای این ملت و برای این کشور خدمتگزارم رها میشوید ؟ امتحان خواهید شد و در امتحان هستید . از من طلبه تا تمام افراد این مملکت و تمام افراد بشر و تمام انبیا و اولیا همه در معرض امتحانند ، به ادعا و گفتار رها نمیشوند . فرموده است که : ( سابقین را ما امتحان کردیم تا اینکه معلوم بشود که چه کسی مومن است و چه کسی منافق . ) همه گروهها ، همه مردمی که در این مملکت یا در راس امور هستند ، یا در بازار هستند ، یا در کشاورزی هستند ، یا در کارخانهها هستند ، یا در گروهکهای مفسد هستند ، همه بدانند که در محضر خدا هستند و در معرض امتحان . در گفتار بسیار آسان است که انسان ادعا کند که من چه هستم و چه هستم ، لکن همان معنائی را که ادعا میکند در همان امتحان میشود ، همان شخصی که میگوید من بشر دوستم ، در همان معنا امتحان میشود ، همان شخصی که میگوید که من طرفدار حقوق بشر هستم در همان معنا امتحان میشود ، اگر در آن مقامی که رسید ، با آنوقتی که قبل از آن مقام بود هر دو مساوی است و نقش او یک طور است و ریاست برای او سنگینی نمیکند ، این شیعه علی ابن ابیطالب است و پیرو او ، و از امتحان رو سفید بیرون آمده . .
هر کس هر مسؤ ولیتی دارد همان مسؤ ولیت امتحان اوست
باید عرض کنم که ما و شما و همه اهل دنیا همه برادران ایرانی ما در معرض امتحان هستیم . یعنی مکلفی نیست در عالم که تحت آزمایش خدا و امتحان او نباشد . ما امروز دربارهٔ خودمان و مسؤ ولین کشور خودمان و ملت محترم خودمان عرض میکنیم ، هر کس در هر مقامی که هست و هر مسؤ ولیتی که دارد همان مقام و همان مسؤ ولیت امتحان اوست . امتحان مثلا رئیس محترم جمهور ، همان ریاست جمهوری اش است که آیا در این مقامی که هست چه میکند ، افکار او چیست ، اخلاق او در این زمینه چیست و اعمال او چیست و حتی خطرات قلب چیست ، چیزهایی که در قلبش عبور میکند و میگذرد اینها چیست و همین طور تمام مسؤ ولین ، مجلسیها ، آنهایی که در مجلس هستند ، آنها هم همان کرسی مجلس محل امتحان آنهاست که اینها در این کرسی که نشستهاند افکارشان چی هست و احوالشان چی هست و آراء شان چی هست و آیا این کرسی ، کرسی اسلامی است و برای اسلام است یا اینکه اینطور نیست . در همان جا محل آزمایش است . و همین طور دولت محل آزمایش اش در همان وزارتخانهای است که هست ، در همان جایی که نخست وزیر هست و اهل ادارات در همان ادارات خودشان مرکز امتحان آنهاست و ارتشیها در مقام قدرت ارتشی شان امتحان میشوند ، محل امتحانشان همان محلی است که به فعالیت ارتشی مشغولند و سپاه پاسدارانمان در همان محلی که هستند ، قدرت در دست شان آزمایش است . تفنگ در دست شان آزمایش است . و همه کسانی که دارای یک ابزاری هستند برای خدمت ، همان ابزار آزمایش آنهاست . و همینها هستند که در آن عالم منعکس میکنند اعمال ما را همان تفنگ منعکس میکند اعمال تفنگدار را و همان مجلس منعکس میکند در آن عالم اعمال مجلسی را و همان کارهایی که شما عزیزان انجام میدهید و موجب تشکر است و امیدوارم که مورد نظر خدای تبارک و تعالی و تایید او باشد ، در همین جا که هستید در تحت آزمایش هستید و اعمالتان منعکس میشود . باید توجه کنید که این چیزهایی که منعکس میشود یک وقت خدای نخواسته چیزی نباشد که آن روز که منعکس شد در آنجا و شما او را دیدید موجب سرافکندگی باشد . [۹۴].
هر کس در هر محل که هست آن محل آزمایش است
الان ایران از همه جا به نظر میرسد که اهالی ایران از همه جا بیشتر مورد آزمایش اند . اهالی ایران از یک رژیمی که همه جا میدانید چکاره بود ، با قدرت ملت و دستهای گره کرده . مشتهای گره کرده در حالی که ابزاری در دست نداشت آنوقت ، با فریاد ، آن رژیم را از بین برد و با همان فریادها دست امریکا را و سایر قدرتها را از کشور خودش قطع کرد که امروز کشور شما دست خودتان است . نه یک کسی بالای سر شماست که بخواهد به شما حکومت کند ، نه مستشاری از کشورهای دیگر دارید و نه کارشناسان . همه چیز دست خود شماست و مسؤ ول خود شمایید . در رژیم سابق ملت میگفت خوب ، من چه کنم ، به دست من چیزی نیست ، اگر سؤ ال میشد امروز که همه چیز در دست خود شماهاست . دیگر این عذر پذیرفته نیست که من چه کنم . هر کس در هر محلی که هست آن کسی که در یک اداره ایستاده است و برای رفت و آمد مردم راه میدهد یا کارهای دیگر انجام میدهد ، با آن کسی که در اداره روی صندلی نشسته است و مردم به او مراجعه میکنند و آن کسی که در جبهه دارد جنگ میکند و آن کسی که در پشت جبهه هست و خدمت میکند و آن بازاری که در بازار مشغول کسب و تجارت هست و آن کارمند که در ادارات مشغول فعالیت هستند و آن دهقانها که در محل کشاورزی مشغول خدمت هستند و آنهایی که در کارخانهها مشغول فعالیت هستند و تمام قشرهایی که در این کشور تصور بکنید ، تمام اینها ، از مقدرات این مملکت سؤ ال میکنند از شما . کسی گمان نکند که خوب من بازاری هستم ، نمیتوانم . من یک اداری جزء هستم ، من یک کارمند ضعیف هستم . فرق ما بین هیچ یک از شماها نیست در این معنا . هر کس آن محلی که هست همان محل ، محل آزمایش اش است . آن کارمند جزئی که یک کار جزئی انجام میدهد آن کار جزئی آزمایش اوست . آیا این کاری که دست اوست انجام چطور میدهد ، با کسانی که به او در همین جزئی مراجعت میکنند چه رفتار میکند ، آیا قصدش از این شیطان است یا قصدش خداست ؟ این مساءله استثنا ندارد . انبیا هم مورد آزمایش اند .[۹۵].
باید توجه کنید که مسؤ ولیت بزرگ است
یعنی هر کس در این دنیا پا گذاشت و مکلف بود به تکلیفی ، این آزمایش میشود . و گمان نکند که من این کار را که میکنم کسی نمیبیند . این کاری که میکنید خود این کار منعکس میشود . خدای تبارک و تعالی در محضرش واقع میشود . ملائکه الله موکل هستند بر این فرد . باید ما فکر کنیم چه باید بکنیم که از زیر بار مسؤ ولیت خارج بشویم . مائی که امروز مقدرات مملکت مان به دست خودمان افتاده است همه مان مسؤ ولیم ، کسی نیست که مسؤ ول نباشد ، همه هستیم . ببینیم که باید چه کار بکنیم که این مسؤ ولیتی که به عهده ماست به طوری انجام بدهیم که فردا پیش خدای تبارک و تعالی و پیش انبیای خدا خجلت زده نباشیم و آبرومند باشیم . آن این است که هرکس در هر کاری مشغول است او را خوب انجام بدهد . فرض کنید - همه - خدای نخواسته همه افراد کشور خلاف میکنند ، شما یک نفر کار خوب بکن . هر کسی فکر خودش باشد . هر کس خودش مسؤ ول کارهای خودش است ، هیچ کس مسؤ ول کار دیگری نیست . او کار را میگوید و مواظبت هم میکند اما هیچ کس نمیتواند که عمق کارهای شما را بفهمد چه جوری است ، لکن در محضر خداست . آنهایی که در هر جا خدمت میکنند توجه کنند که خدای تبارک و تعالی و ملائکهای که از طرف خدا موکل هستند مواظب هستند . همین موجهایی که در دنیا از حرف شما ، از عمل شما منعکس میشود ، همینها فردا پیش شما شهادت میدهند . باید توجه بکنید به اینکه مسؤ ولیت بزرگ است . مثلا در کسانی که در جبهه هستند و جبهه خدمت میکنند اینها گروههای مختلف هستند ، ارتشی هست ، ژاندارمری هست ، پاسدار هست ، بسیجی هست ، عشایری هست ، شهربانی هست از همه قشرها در آنجا خدمت میکنند ، مردم عادی هم میروند خدمت میکنند ، اینها مواظب باشند که همین جا محل امتحان آنهاست که آیا اینهایی که دارند فعالیت میکنند و میخواهند کشور خودشان را نجات بدهند و دفاع کنند از کشور خودشان ، آیا اینها باهم هماهنگ هستند یا هر که میخواهد برای خودش کار بکند ؟ آیا برای خدا کار میکنند یا برای خودشان ؟ اگر ملاحظه کردند که میل دارند که این گروه خودشان قدرت داشته باشد قدرت در دست بگیرد نه گروه دیگر ، بدانند که عمل شان شیطانی است ، شهادت شان هم اجر ندارد . و اگر دیدند که برای خدا دارند کار میکنند ، برای خدا کار کردن اینجا معلوم میشود که آن کسی که سپاهی است نکشد طرف سپاه همه چیز را و آن کسی که ارتشی است نکشد طرف ارتش همه چیز را هکذا دیگران . همه با هم برای خدا و برای نجات ملت و برای نجات کشور به پیش بروند فرق نکند که این طایفه باشد یا آن طایفه باشد . مقصد عمده است انبیا اینطور بودند . اولیای خدا اینطور بودند کار برای خداست به دست شما انجام بگیرد ، گرفته است ، به دست من انجام بگیرد ، گرفته است ، در دست دیگری ، گرفته است . [۹۶].
انسان چون حبّ نفس دارد همه چیز را برای خودش میخواهد
اگر ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح اینطور افکارشان باشد پیروزند یعنی هم در جبههها پیروزند و هم پیش خدای تبارک و تعالی افتخارمندند و شما از آنجا که بیایید پایین هر جا بروید همین است مساءله . آن کسی که میخواهد در انتخابات شرکت کند و کاندید میشود ، آن کسی که کاندید میکند کسی را ، آن کسی را که فعالیت انتخاباتی میکند ، آن کسی که تبلیغ میکند برای خودش یا برای غیر ، این آزمایش اش همانجاست . توئی که خودت را کاندید انتخابات کردی ، قدرت این را داری که برای کشورت درست خدمت بکنی و قدرت خودت را بالاتر از دیگران می دانی ؟ توئی که دیگری را کاندید میکنی ، دیگران که غیر از این هستند لایق نمی دانی ؟ این را لایق تر و احسن می دانی ؟ توئی که فعالیت میکنی و تبلیغ میکنی برای انتخابات ، تبلیغ خودت را میکنی یا تبلیغ برای اسلام میکنی ؟ اگر برای رسیدن به مجلس است . - میخواهی - دلت میخواهد مجلس بروی و میگویی مجلس یک مقامی است ، شما تبلیغ برای خودت میکنی که همان تبلیغ برای شیطان است . و اگر تبلیغ میکنی که بروی خدمت بکنی ، من چون میتوانم خدمت بکنم چرا کنار باشم ، بروم خدمت بکنم ، این شخص چون لایق است چرا کنار باشد ، بیاید خدمت بکند ، اگر اینطور باشد این برای خداست . و این گاهی وقتها به خود آدم اشتباه میشود ، بسیاری از اوقات هست که انسان خودش در کارهای خودش اشتباه میکند . یعنی انسان چون حب نفس دارد خودش را میخواهد و همه چیز را هم برای خودش میخواهد مگر اینکه به ریاضات اینطور نباشد . این چون حب نفس دارد بسیاری از امور که از خودش صادر میشود یا از کسانی که از خودش هستند ، اولاد خودش ، برادر خودش ، عیال خودش ، اینها به نظرش خوب میآید و گاهی همین اگر صادر بشود از یک کس دیگری به نظرش بد میآید . این برای همین است که حب نفس اینجا پرده پوشیده است روی واقعیت و نمیتواند انسان تشخیص بدهد . باید انسان توجه کند به اینکه آیا من که میخواهم یک کسی را انتخاب کنم ، اگر این کس یک نفر دیگری از او بهتر بود لکن ارتباطی با من نداشت بلکه با من هم دلخوری داشت آیا او را کاندید میکردم ؟ اگر او را هم کاندید میکرد معلوم میشود که این برای خدا دارد کار میکند ، کار به خودش ندارد و اگر اینطور نشد بداند که مساءله ، مساءله شیطانی است نه مساءله خدائی و این دقیق است و این از آن اموری است که بر انسان پوشیده میماند . و دوستان و برادران که همه مسؤ ول هستند باید در کارهای خودشان دقت کنند که برای چی من این کار را میکنم ؟ من که متکفل توزیع شدم یا در شوراها رفتم برای چی رفتم آنجا ؟ میخواهم چه بکنم ؟ منی که متکفل مخابرات هستم برای چی آنجا رفتم ؟ چه نظری دارم ؟ منی که در مجلس میروم برای چی میروم و چه نظر دارم ؟ منی که در ارتش خدمت میکنم برای چی میکنم ؟ [۹۷].
اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقل باشد از خودتان باید شروع کنید
اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقلی باشد که دیگران نتوانند در آن دخالت بکنند از خودتان باید شروع کنید . تمام خوف و ترس هائی که انسان دارد از دشمن برای این است که خودش را میبیند . اگر چنانچه دید که خدا هست در کار ، برای خدا دارد کار میکند نمیترسد ، برای اینکه مقدرات دست اوست . گمان نکنید که شما خودتان میتوانید یک کاری انجام بدهید ، شما آن هستید که اگر یک مگس بیاید آزارتان بدهد شب نمیتوانید بخوابید و روز نمیتوانید آرام بگیرید . اگر یک پشه در شب بیاید نمیگذارد شما آرام بگیرید . شما آن کس هستید که اگر یک عنکبوت بیاید حمله به شما بکند میترسید ، شما آن کس هستید که اگر یک گنجشک از شما یک چیزی بردارد برود قدرت ندارید از او پس بگیرید . همه عجز است ، همه فقر است هر چی هست از اوست ، از خداست این استقلالی که خدا داده به ما اگر عنایت او نبود کی میتوانستیم ما این کار را بکنیم ؟ چطور ما میتوانستیم در مقابل این آشوب دنیا و این قدرتهای شیطانی دنیا یک همچو رژیمی را که همه دنبال این بودند که حفظش بکنند اگر عنایت خدا نبود شما با کدام قدرت میتوانستید این کار را بکنید ؟ اگر عنایات خدا و توفیق خدا نبود شما هم چطور میتوانستید دست امریکایی که دنیا را دارد میبلعد از کشورتان بیرونش کنید ؟ و امریکا از قراری که شنیدم رئیس جمهور امریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد . این اول کار است ، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد . اگر عنایات خدا نبود شما چطور میتوانستید یک قدرتی را که امروز آنطور وضعیت را دارد و آنطور جهازات را دارد و در همه دنیا ریشه کرده است چطور میتوانستید او را دستش را کوتاه کنید ؟ این قدرت خداست ، این عنایات خداست ، غافل از این نباشید . اگر عنایات خدا نبود چطور شما یک نمونه در دنیا بودید که فقط شما الان در دنیا هستید که می گوئید نه شرقی ، نه غربی و واقعا هم اینطوری است . ادعا ممکن است کسی بکند اما همه میدانند نیست اینطور . اگر عنایت خدا نبود کی میتوانست که یک همچو کاری را بکند که در دنیا نظیر ندارد و نشده است ؟ اینها عنایت خداست . این عنایت خدا را حفظ کنید و حفظش به این است که این کشوری را که به شما داده به آن خدمت کنید . [۹۸].
شما که میخواهید آدم بشوید ، زحمت دارد آدم شدن
امروز کشور ما احتیاج به خیلی مسائل دارد و دیگران مسائل شما را ابدا حل نمیکنند ، بلکه بر خلافش میکنند . مسائل خودتان را خودتان باید حل بکنید . این نعمتی که برای شما پیش آمده است ، نعمت آزادی که پیش آمده است ، نعمتی که نمیتواند یک قدرتی الان به شما بگوید که بالای چشمت ابرو است ، این را حفظش کنید ، این یک نعمت الهی است ، دیگران ندارند این را . دیگران یا تحت سلطه شرق اند یا تحت سلطه غرب اند . شما اینطور نیست برایتان الان . این را باید حفظش بکنید ، حفظش به دست خود شما باید بشود . یک کشوری که انقلاب کرده است و تازه متولد شده است ، انقلاب وضعش این است که هم خوردگی باشد به هم خوردگی باشد . انقلاب وضعش این است که کمبود داشته باشد ، انقلاب وضعش این است که مثلا قحطی باشد . انقلابات دنیا اینجور نبودند که مثل ایران باشند که به مجردی که انقلاب کردند درها را باز کردند هر که بیاید هر که برود . به مجردی که انقلاب کردند رفتند دنبال اینکه یک دولتی تشکیل بدهند و مجلسی و چه و چه و چه ، به فوریت ، کجا میتوانستند این کارها را بکنند ؟ اینها روی عنایات خداست که به شما عنایت کرده است . یک کشوری که الان مبتلای به جنگ است آن هم نه جنگ با یک دولت پوسیدهای مثل صدام ، جنگ با همه ، همه قدرتها دنبال این اند که او را دستش را بگیرند و نجات بدهند و نمیتوانند هم . یک همچو جنگی ، الان شما جنگ با دنیا دارید ، همه تبلیغات بر ضد شما هست ، همه سلاحها را به او میدهند ، همه پولها را به او میدهند و او را تجهیز میکنند و شما خودتانید ، خودتان هستید و اتکال به خدا . این خداست که شما را حفظ کرده است و شمایید که الان مسؤ ولیت تان زیاد است اینکه میگویم ایران از همه جا بیشتر مسؤ ولیت دارد برای همین است که ایران از همه جا بیشتر مورد عنایت خدا واقع شده است . کجاست که بگوید من مستقلم نه شرق و نه غرب ، هر دو را کنار بگذارد ؟ و این شما هستید ، وقتی شما هستید و میدانید که انقلابها کمبود دارد ، انقلابها زحمت دارد ، بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید ، بخواهید ارزش انسانی خودتان را حفظ کنید زحمت دارد نمیشود که انسان در خانه اش بنشیند و ارزشهای انسانی اش محفوظ باشد هر که در خانه مینشیند و اعتزال میکند توسری هم میخورد لکن نمیفهمد که دیگر آدم نیست . شمائی که میخواهید آدم بشوید زحمت دارد آدم شدن . میخواهید سرفراز در دنیا باشید این زحمت دارد ، بیخود نمیشود . اگر نوکری آنها را بکنید دیگر ارزش ندارید ، یک پول هم ارزش ندارید . اگر بخواهید از تحت سلطه همه بیرون بروید و خودتان باشید این ارزش دارد ، یک ارزش انسانی است . یک شرافت انسانی است . این زحمت دارد ، این گرانی دارد ، این کمبود دارد ، این جهاد دارد ، این دفاع دارد ، این شهادت دارد ، این برای ارزش انسانی است . همین است که انبیا برای او کار کردند همین است که امام حسین برای او کشته شد . اگر آن هم فکر میکرد که زحمت دارد ، اصحاب او هم با آن کمی فکر میکردند زحمت دارد ، که نمیتوانستند یک همچو انقلابی را بجا بیاورند که تا حالا هم اثرش باقی مانده است . ولی وقتی برای خدا شد ، زحمت کم میشود . [۹۹].
یک قدری هوای نفس و اشتهار را کنار بگذارید
و در مجلس هم آقایان با هم باشند ، رفیق باشند ، همه مسلمان هستیم همه باید دوست با هم باشیم ، مسلمین ید واحده باید باشند ، اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند ، جهات شرعی را حفظ بکنند ، جهات اخلاقی را حفظ بکنند ، هی این به او بدگوئی کند او به او بدگوئی کند ، خوب ، این اسباب ناراحتی مسلمانها هست . آقایان میگویند ، مسلمانها میگویند خوب ما خون بچه هایمان را دادهایم . یک قبرستان در اینجا پر است از جوانهای ما ، قبرستانهای شهرستانها پر از جوانهای ما هست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شدهاند . حالا که اینها کشته شدهاند گویا آقایان آمدهاند از خارج و از داخل حالا با هم نشستهاند دعوا میکنند . سر چه میراثی دعوا میکنید ؟ میراث پدر کدامتان است ؟ یک قدری آرام باشید ، یک قدری توجه کنید به مسائل ، هر وقت هر کدام صحبت کنید به ضد دیگری نباشد و این خلاف آداب اسلام است خلاف آداب مسلمین است ، خلاف انسانیت است ، خلاف مشی انبیا و مشی اولیا هست . نکنید این کار را ، یک قدری آرام باشید ، یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید ، اشتها را کنار بگذارید . تمام گرفتاریهای ما سر این هوای نفسی است که ما داریم ، ( اعدی عدو ) انسان این نفس انسان است که در بین جنبین است ، این ( اعدی عدو ) انسان است . یک قدری جلویش را بگیرید ؟ یک قدر مهار کنید . [۱۰۰].
مقام برای خدمت به مردم است
الان این مسائل بحمد الله نیست ، اختیار دست خود شماهاست و شماها باید برای این ملت خدمت کنید و خودتان را خدمتگزار مردم بدانید . اگر در ذهنتان بیاید که ، بیاورید که من وزیرم و باید مردم از من چه بکنند بدانید اصلاح نشدید . در ذهنتان حتی خلجان بکند ، آقای رئیس جمهور در ذهنش خلجان بکند که من شخص اول مملکت هستم و چه و کذا ، این اصلاح نشده است خلجانش هم از شیطان است . آن خلجانش هم ، او عمل نمیکند اما در ذهنش این خلجان را هم بیرون کند . و همین طور هر یک شماها خدمتگزار این مملکت هستید ، خدمتگزار این ملت هستید و برای این ملت هم شکرانه اینکه این دست تعدی متعدیها قطع شد و رژیم منحوس شاهنشاهی که از اول غلط بوده از بین رفت و مملکت دست شماها افتاد که از خود مردم هستید و با خود مردم هستید ، مهم این است در مقابل عمل هم وزارتخانهها را درست تصفیه کنید . ببینید افرادی که واقعا میخواهند نگذارند کارها انجام بگیرد ، میخواهند مردم را ناراضی کنند ، هستند . البته اشخاصی که بنایشان بر این است که ناراضی کنند ، اینها را باید تصفیه بکنید و بخواهید هم که در هر عملی رضایت همه مردم را به دست بیاورید این امکان ندارد ، بالاخره در هر عملی اگر تصفیه باشد ، یک دسته تصفیه شده مخالف میشوند یک دسته رفقای تصفیه شده مخالف میشوند . شما همان نظرتان به این باشد که تکلیف شرعی الهی خودتان را که مقامی را دارید و باید به این مقام خدمت کنید . این آلت است برای خدمت به مردم ، خودش چیزی نیست ، اگر خدمت به مردم کردید ، مقام برای شما صلاحیت دارد ، خوب است و اگر نشد مقام چیزی نیست . [۱۰۱].
خدمتگزاران مقام برایشان ارزشی ندارد
باید افراد متوجه این معنا باشند ، کسانی که واقعا دلشان برای اسلام میتپد و برای کشورشان ، متوجه این باشند که پست ، میزان نیست ، مقام میزان نیست ، مقام ریاست جمهوری ، این میزان نیست ، مقام نخست وزیری یا رئیس دولت بودن یا رئیس مجلس بودن ، اینها چیزی نیستند ، این مقامات تمام میشود ، آنی که هست خدمت است . آدم متعهد در هرجا باشد ، اگر دید خدمتش خوب است آن جا ، بیشتر دلگرم است . ممکن است که یک نفر ، مثلا ، فرض کنید که نخست وزیر بوده است ، لکن اگر این نخست وزیر ببیند که در یک جایی کار بهتر میکند ، آدم متعهدی است میرود آن جا . یک نفر در دادستانی مقامی داشته است ، وقتی دید که یک کسی از خودش بهتر میتواند کار کند برود آن جا ، برایش فرق نکند ، یعنی هدفش این باشد که خدمت بکند ، نه هدفش این باشد که مقام داشته باشد . انسان هم خودش میتواند خودش را بشناسد ، هیچ کس بهتر از خود انسان ، البته بسیاری از اوقات هم انسان از خودش هم غفلت میکند ، اما بسیاری از اوقات هم هست که انسان خودش درک میکند که چی دارد میکند و در دلش چی میگذرد . ماها نمیدانیم ، اما خدا میداند . انسان میفهمد که اگر انتقاد بکند ، آیا این انتقاد سازنده است یا انتقام است . خودش میفهمد یعنی ، غالبا میفهمد خودش میفهمد که ( آنی که در این پست هست ) پست را دوست دارد . یا خدمت را دوست دارد این چون خدمتگزار است ، دلبسته به این پست هست ، یا خیر . دلبسته به این پست است ، خدمتگزاری پیشش خیلی مهم نیست . [۱۰۲].
به دنبال مقام بالاتر بودن یک کار شیطانی است
خوب ! ادعاش را میکند - و میکند هم حتما - عمده آن جهت است که انسان واقعا بداند که یک روزی جواب باید بدهد . هیچ ، هیچ شبهه در این نیست که ما یک روزی باید جواب بدهیم . هر کداممان ، هر کاری انجام بدهیم ، یک روز جواب میخواهد ، انتقاد بکنیم ، یک روز جواب میخواهد ، انتقام گیری باشد ، یک روز جواب میخواهد ، و بدرفتاری باشد ، یک روز جواب میخواهند از ما . این را ما باید حتما توجه بهش داشته باشیم و دارید توجه ، یعنی هرکس مسلمان است ، اعتقاد به این که معاد است و همه چیز دست او ، در آن جا رسیدگی میشود ، و حاضر است ، این جزو اعتقادات اسلام است . بنابراین ، نباید اگر فرض بفرمایید که رئیس جمهور رفت و/ یکی / دیگری آمد ، رئیس جمهور برود کنار و مایوس بشود . نه ! باید او برود یک کاری که ازش میآید بکند و دلبستگی هم به او داشته باشد ، به عنوان این که یک کاری است دارد میکند ، نه به عنوان این که یک مقامی است دارد . اگر انسان در خودش ادراک کرد که من بروم آن بالا را بگیرم ، بداند که این کار ، یک کار شیطانی است ، این کار ازش نمیآید . اگر در ذهنش این است که برویم یک کاری انجام بدهیم برای جمهوری اسلام ، این کار الهی است و ازش هم کار میآید . این محکی است که انسان خودش غالبا میتواند تشخیص بدهد . گاهی هم البته اشتباه دارد ، یعنی ، گاهی هم بر خود انسان /گاهی / مخفی است یک مسائلی .
بنابراین ، اگر چنانچه همین دولت شد و همین اشخاص شدند ، که /به / کارشان انجام میدهند ، اگر این نشد و یک کس دیگری شد و یک جمعیت دیگری شدند ، شما نباید از این جهت چیز باشید که ما رفتیم ، یک کس دیگر آمد . باید ببینید که آن جا میتوانید کار بکنید یا نه ! آنها هم که میآیند ، اگر واقعا میخواهند خدمت بکنند ، برای اسلام خدمت بکنند ، آنها هم پیش خدا ماجورند ، بعد هم معلوم میشود چکارهاند . و اگر اینها میخواهند یک مقامی را اخذ بکنند ، یک کاری را انجام بدهند به واسطه این که مقام داشته باشند ، آنها هم پیش خدا معلوم است و بعد هم مواخذه خواهد شد . باید /فکر/ کسانی که میخواهند یک کاری بکنند ، باید فکر این باشند که شایسته این کار هستند یا نه ! مسائل مهم است . مساءله دولت ، مساءله ریاست جمهور ، مساءله ریاست مجلس ، مساءله قوه قضائیه ، وزارت ، همه اینها اهمیت دارد . اگر چنانچه انسان دنبال این باشد که حالایی که من رئیس دولت هستم ، بروم دنبال رفقایی که همراه من هستند کار آمد باشند یا نباشند ، به این کار نداشته باشد بداند که این کار ، کار شیطانی است . رئیس جمهور هم اگر دنبال این باشد که وزرایی تعیین بکند ، معرفی بکند که آن وزرا فرمانبردار خودش باشند ، نه فرمانبردار اسلام ، آن هم بداند که این کار ، کار شیطان است ، کار انسان متعهد نیست ( و هر یک از ما ) . این یک مساءله معیاری است برای همه ، که اگر چنانچه واقعا متعهد است ، فرقی نکند که حالا من وزیرم ، یا این که وکیل هستم ، یا این که کار دیگر از من میآید یک کار دیگر ، هر چه شد . من / کار/ برای اسلام میخواهم کار بکنم و میدانید که الان ما احتیاج داریم ، مملکت ما احتیاج به خدمتگزار دارد ، احتیاج دارد که اشخاص فهیم ، اشخاص فعال در این کشور خدمت بکنند . [۱۰۳].
میزان ، خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ مظلوم بوده است
و ما مورد هجوم همه آن جاها هستیم ، همه کسانی که بدخواه اسلام هستند ، هستیم . بنابراین ، فکر ما این معنا باشد که افرادی باشند که برای اسلام خدمت میکنند ، نه افرادی باشند که برای من خدمت میکنند . این در دولت هست و در رئیس جمهور هست و در قوه قضائیه هست و همه جا هست . آنهایی که انتخاب میخواهند بکنند ، توجه به این ، باید همیشه نصب العین این باشد ، و الا انسان به خطا وارد میشود . و امروز هم اگر معلوم نشود که این چه شده است ، یا یک روزی در همین دنیا معلوم میشود ، این جا هم نشد ، جای دیگر بلا اشکال معلوم میشود . این یک مساءلهای است که ، این طور نیست که ، این یک معنایی است که مخفی نمیماند . منتها یک روزی به انسان میگویند که دیگر دستش کوتاه است . اگر در این عالم معلوم بشود ، خوب دستش باز باز است ، میتواند کاری بکند ، میتواند جبران بکند اگر از این جا گذشت و پرده دیگری در کار آمد ، دیگر دست انسان کوتاه است ، نمیتواند کاری بکند عذر هم در آن جا بعد از گذشتن ، دیگر فایده ندارد .
الان و قد عصیت قبل [۱۰۴] به فرعون میگوید؛ فرعون آن آخر که میخواست غرق بشود ، همچو که تو مرگ رفت ، گفت / من / همانی که آنها میگویند من هم میگویم . در صورتی که نبود این طور ، وقتی برمی گشت هم همان بود . در هر صورت ، میزان خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ تقریبا این کشور مظلوم بوده است و خصوصا در این سدههای آخر ، این آخر ، واقعا مظلوم بوده است ، الان هم مظلوم است . خدمت به این کشور الان ارزش دارد و خدمتگزارهایش هم ارزش دارند . همه فکر این باشید که خدمتگزار پیدا کنید ، خدمتگزار به کشور و اسلام پیدا کنید ، نه خدمتگزار به خودتان این یک مساءلهای است که خود شما هم تصدیق دارید که مطلب همین طور است . لکن / گاهی / گاهی وقتها انسان خودش غفلت میکند ، از روحیات خودش هم غفلت میکند ، گاهی وقتها هم اگر یک آدم ناجوری باشد ، هی تعمد میکند ، و هر طور پیش آمد ، من چه کار دارم به این مسائل ! ما امروز را بگذرانیم تا ببینیم چه خواهد شد ! من هم دعاگوی شما هستم و امیدوارم که همه موفق باشید ، در هرجا که باشید . موفق باشید به این که برای خدا خدمت کنید ، برای اسلام خدمت کنید ، برای پیشرفت مقاصد اسلام و برای کشور خودتان که آن هم از مقاصد اسلام است خدمت بکنید . و من امیدوارم که در این خدمت موفق باشید و همه شما سالم و موید و موفق ، چه در دولت دیگری باشید یا نباشید ، آنش فرق خیلی ندارد و عمده خدمت است . و من امیدوارم همه سالم و خدمتگزار و متعهد باشید . [۱۰۵].
این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد
مساءله انتخابات یک امتحان الهی است که گروه گرایان را از ضوابط گرایان ممتاز میکند و مومنین و متعهدین را از مدعیان جدا مینماید و کسانی که خود را کاندید میکنند یا کاندید گروههایی هستند ، اگر خود را صالح برای وکالت در یک چنین مجلسی نمیدانند و وجود آنها در این مکان نفعی برای کشورشان ندارد ، خدای متعال را در نظر بگیرند و رضای او را بر رضای خود مقدم دارند و چنین خلاف ناشایستهای را مرتکب نشوند . و حضرات روحانیون از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم توجه کنند که شهرهای خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالی نکنند که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمی و اخلاقی بندگان خدا که شغل شریف روحانیت است بر هر چیز مقدم است مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس برای خدمت به اسلام مفیدتر است . میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد نه خدای نخواسته تحصیل مقام . و شما میدانید در جمهوری اسلامی مقاماتی که در رژیمهای دیگر مطرح است و برای تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیرمشروع میزنند مطرح نیست و اساسا این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد . شماها تابع آن بزرگمرد تاریخ صلوات الله علیه هستید که دربارهٔ حکومت آن کلام را فرمود . [۱۰۶].
باید این معنا را ادراک کنیم که ما هیچ هستیم
اینقدر خودنمائی نکنید این اشتباه است . انسان باید توجه به خدا داشته باشد و خودش را در مکتبش فانی کند ، هی نگوید من ، بگوید مکتب من . هر وقت می گوئید ، مکتب من بگوئید . از پیغمبرها بشنوید این مطلب را ، از اولیاء خدا تعلیم بگیرید که همیشه دنبال مکتب بودهاند ، نه دنبال خودشان ، نه خودشان زرق و برق دنیائی داشتهاند و نه اینقدر توجه به نفس داشتند که من چه کردم و من چه کردم ، خیر ، این حرفها نبوده - آنها - از آنها باید تعلیم بگیریم و آدم بشویم . آدم ، وقتی میشود که خودش را هیچ نبیند و هر چه میبیند خدا ببیند و هر چه هم هست اوست الله نور السموات و الارض [۱۰۷] تمام قدرتها مال اوست و تمام نورها مال اوست و همه چیز از اوست و ما هیچ هستیم و این معنا را باید ادراک بکنیم . [۱۰۸].
شما باید خودمان را فانی کنیم تا مکتبمان پیش برود
بنابراین باید همه این قوا با هم مجتمع بشوند و همه تقویت بکنند همدیگر را . مجلس باید تقویت بکند همه قوای مسلحه را ، دولت را ، رئیس جمهور را تقویت بکند ، رئیس جمهور هم باید تقویت بکند اینها را . ارتش باید از رئیس جمهور اطاعت بکند چون رئیس کل قواست ، رئیس جمهور هم باید با آنها پدرانه رفتار بکند . اسلام است ، اسلام وضعش غیر از آن چیزهای دیگری است که میخواهند قدرت نمائی بکنند و خودنمایی بکنند و هر کس خودش را نمایش بدهد . ما همه باید خودمان را فانی کنیم و همه ما دنبال این باشیم که مکتبمان پیش برود ، نه دنبال این باشیم که خودمان پیش ببریم . ما فردی نداریم ، ما هر چه هستیم مکتبمان هست . وقتی مکتب مطرح است من و شما و آقا و دیگران ، همه ارگانهای دولتی و همه اینها باید خود را کنار بگذارند دنبال مکتب باشند ، خودشان را فانی کنند در مکتبشان همانطور که در صدر اسلام بوده است . صدر اسلام این مسائل نبوده است که هر کسی بخواهد خودش را پیش ببرد ، هر کسی میخواسته مکتبش را پیش ببرد . از این جهت پیش هم بردند ، در عین حال که ضعیف بودند قوای بزرگ را از بین بردند . [۱۰۹].
ای متصدیان و دولتمردان ، بهوش باشید که در دو راهی سعادت و شقاوت قرار دارید
قوه محترمه مجریه که مسؤ ولیت آن بسیار زیاد و حجم عملش عظیم میباشد و در صورت صحت و شایستگی عمل و خلوص نیت و دلسوختگی برای کشور و ملت تحت رنج و ستم در طول تاریخ و خدمت به همه ملت بویژه طبقات محروم و ضعیف که در حقیقت سنگینی بار انقلاب از زمان ستمشاهی تا زمان پیروزی و تا امروز به عهده آنان است و همه مرهون آنان هستیم ، کار ارزشمندی است که بعد معنوی آن را جز خداوند تبارک و تعالی کسی نمیتواند به سنجش درآورد و در صورت تصدی برای آرمانهای شیطانی و اطاعت از نفس اماره بالسوء و عمل برای سود خود ولو به زبان کشور اسلامی و ملت مظلوم ، عواقب دنیا و آخرت آن را کسی جز ذات باری تعالی نمیتواند پیش بینی کند . و هان ای متصدیان و دولتمردان از رده به اصطلاح بالا تا پائین بهوش باشید که در دو راهی سعادت و شقاوت قرار دارید . طریق اعوجاجی ، شیطان است و طریق مستقیم ، الله تبارک و تعالی . توجه کنید و بسیار توجه کنید که همه و همه در محضر مبارک حق هستید و اعمال قلبیه و غالبیه و خاطرات روحیه و لغزشهای عملیه همه در حضور اوست . [۱۱۰].
در صورت احساس ضعف ، استعفا بدهید
اگر به واسطه سوء مدیریت و ضعف فکر و عمل شما ، به اسلام و مسلمین ضرری و خللی واقع شود و خود میدانید و به تصدی ادامه میدهید ، مرتکب گناه عظیمی و کبیره مهلکی شدهاید که عذاب بزرگ الهی دامنگیرتان خواهد شد . هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود میکند ، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی و بدون جوسازی ، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است و هرکس خود را مدیر و مدبر و خدمتگزار برای خلق خدا میداند ، کناره گیری او در این زمان پشت به خلق و خدای خلق است ، مگر آنکه خدمتگزاری بهتر یا همطراز او جایگزین او معرفی شود . دولت بدون گزینش اشخاص متعهد و متخصص در رشتههای مختلفه موفق نخواهد شد و دولتمردان در گزینش همکاران به کاردانی و تعهد آنان و بهتر خدمت کردن آنها به کشور و در منافع ملت بودن آنان تکیه کنند تا در پیش حق تعالی و ملت روسفید باشند و در امور موفق باشند ، نه بر دوستی و آشنایی و حرف شنوی بی تفکر و تامل که این رویه موجب ناکامی در خدمت به کشور است . دوست خوب برای دست اندرکاران آن است که در پیشرفت امور محوله به آنان موثر باشد و در خدمت ملت باشد نه در خدمت آنان ، هر که و هرچه خواهد بود . دولتمردان از دانشمندان و متخصصان متعهد استمداد کنند تا راز موفقیت را به دست آورند . دولتمردان با رویه و فکر واحد برای رسیدن به آنچه صلاح اسلام و کشور است به پیش روند و این سیاست صحیح اسلامی است و خدای نخواسته در سیاست بازیهای گروهی وارد نشوند که با ناکامی مواجه میشوند . [۱۱۱].
انسان متعهد ، اگر در مقابل اینکه یک خیانت بکند همه چیزها را به او بدهند زیر بار نمیرود
فرهنگ میتواند حل عقدهها را بکند . اگر فرهنگ یک فرهنگی شد که انسان بار آورد ، متعهد بار آورد ، معتقد به یک ماوراء بار آورد ، معتقد به اینکه اگر این از دیگری باشد این مسؤ ولیت دارد ، اگر این دزدی باشد مسؤ ولیت دارد ، آن که اعتقاد به این معنا دارد و ایمان دارد به یک پرده ماورای این عالم ، این است که میتواند مملکت حفظ بکند ، این است که اگر در مقابل اینکه یک خیانت بکند همه چیزها را بهش بدهند زیر بار نمیرود . او مثل حضرت امیر سلام الله علیه قسم میخورد ( به حسب روایتی که هست توی نهج البلاغه ) که اگر چنانچه همه اقالیم دنیا را به من بدهند که بخواهم یک ظلمی بکنم ، اینقدر که یک چیزی را از دهن یک مورچه من بگیرم ظلم است من نمیکنم . [۱۱۲].
در جمهوری اسلامی ، جائی برای سوء استفاده زمامداران نیست
در جمهوری اسلامی ، زمامداران مردم نمیتوانند با سوء استفاده از مقام ، ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند ، باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند ، دقیقا باید به آراء عمومی در همه جا احترام بگذارند ، هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم نباید بپذیرند . مطبوعات در نشر همه حقائق و واقعیات آزادند هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی این شوون حد و مرز آن را تعیین کرده است . [۱۱۳].
حفظ آبروی نظام و جمهوری اسلامی
انتساب به اسلام مسؤ ولیت بزرگی است==
من امیدوارم که همه ما سرباز اسلام باشیم و گوش به فرمان خدای تبارک و تعالی و من امیدوارم که شما پاسداران همانطور که پاسدار اسلام الان هستید ، پاسدار جمهوری اسلام هستید ، پاسدار خودتان هم باشید . شما امروز با سمت پاسداری در جمهوری اسلامی یک شرافت زیاد و بزرگ دارید و یک مسؤ ولیت بزرگ . اما شرافت برای اینکه خدمتگزار به اسلام ، خدمتگزار به دین اسلام شریف است و اما مسؤ ولیت برای اینکه شمائی که برای اسلام هستید و سرباز اسلام هستید باید همه چیزتان را اسلامی کنید . خدای نخواسته اگر چنانچه از سربازهای اسلام به مردم یک تعدی بشود ، یک چیزی واقع بشود ، یک مکروهی واقع بشود ، این پای اسلام حساب میشود . در رژیم طاغوتی هر کاری که سازمانیها میکردند و دیگران و قوای انتظامی ، پای طاغوت حساب میشد . امروز این رژیم رفت و رژیم اسلامی است شما هم پاسدار رژیم اسلامی هستید . اگر خدای نخواسته از بعضی جوانهای شما یک تندی ، یک چیز مکروهی ، یک چیزی واقع بشود که مردم مثلا خوششان نیاید ، حالا دیگر نمیگویند رژیم طاغوتی ، میگویند در رژیم اسلامی هم این مسائل هست و نمیگویند آن آدم این کار را میکند ، میگویند پاسدارها این کار را میکنند . اگر یک پاسدار قدمش را کج بگذارد ، میگویند پاسدارها اینجوری هستند چنانچه اگر یک روحانی پایش را کج بگذارد ، میگویند روحانیها اینطوری هستند . این یک مسؤ ولیت بزرگی است که برای ما هست و برای شما . برای ما هست برای اینکه ما خودمان را منتسب به اسلام میکنیم . ما هم مثل شما پاسدار اسلام هستیم انشاءالله . و برای شما هست برای اینکه شما الان پاسدار اسلام هستید . [۱۱۴].
در حکومت اسلامی کار ، کار خدایی است
خیلی مواظب باشید که صحیح رفتار بکنید . با مردم برادر باشید . فرق ما بین رژیم طاغوتی و رژیم اسلامی اینست که در رژیم طاغوتی مردم جدا بودند از قوای انتظامیه ، از رژیم . هر کدام مقابل هم ایستاده بودند . ملت هر چه میتوانست کارشکنی میکرد برای دستگاه دولتی . دولت هم هر چه میکرد برای استفاده خودش و برای فشار به ملت بود . اما در رژیم اسلامی دولت و ملت از هم جدا نیستند ، باهمند . دوست و برادرند . برادر باشید با مردم . همین قوای انتظامی که شما هم الان از این قوا هستید ، اینها باید در خدمت مردم باشند مردم احساس کنند که شما در خدمت آنها هستید ، وقتی این احساس بشود آنها مثل برادر با شما رفتار میکنند ، دعا به شما میکنند ، پشتیبان شما هستند . اینکه در آن رژیمها تا یک صدائی بلند شد همه رها کردند و متصل شدند به ملت ، برای اینکه کار ، کار شیطانی بود ، ملت هم پشتیبان نبود ، خودشان هم از باطن پوسیده بودند . اما در رژیم اسلامی کار ، کار خدائی است و سرباز ، سرباز خداست و قوی است . چنانچه در صدر اسلام با یک عده کمی آن فتحها و پیروزیها نصیبشان شد ، ایران را ، روم را شکست دادند . شما هم الحمدلله با روحیه قوی ، ایمان به خدا ، این طاغوت را شکست دادید و طاغوتی که در باطن خودتان هست شکست بدهید . مهم این است که آن طاغوت را شکست بدهید . امیدوارم که انشاءالله با سلامت و سعادت و در تحت رهبری آقا این راه را طی بکنید و این نهضت را به آخر برسانید که یک حکومت اسلامی با محتوای اسلامی که تمام جاها که انسان پا میگذارد ببیند که اسلامی است . خداوند همه شما را موفق کند . [۱۱۵].
خلاف و اشتباه منتسبین به نظام اسلامی ، مسؤ ولیت سنگینی دارد
همانطوری که برای یک کشور دزدهائی هست ، خیانتکارهائی هست ، جنایتکارهائی هست و باید با پاسداری جلو این خیانتها و جنایتها را گرفت و بحمدالله پاسدارهای اسلامی جلو میگیرند ، همین طور در خود انسان از این جنود شیطانی زیاد است که انسان اگر پاسداری نکند ، انسان را به هلاکت میرساند . اگر پاسدارهای اسلامی ما پاسداری از خودشان هم بکنند که در این خدمتی که هستند یک خدمت صادقانه ، یک خدمت عاشقانه برای اسلام و یک خدمتی که مستقیم در راه اسلام باشد ، اگر بکنند اینها پاسداری را حقش را عمل کردند و اگر خدای نخواسته یک انحرافی حاصل بشود ، یک تعدی از طرف آنهائی که میگویند ما پاسدار اسلام هستیم ، به برادرانشان بشود ، حالائی که قدرتمند هستند و قوی هستند و آزاد هستند ، از این قدرت و قوه و آزادی سوء استفاده کنند ، به برادرهای خودشان خدای نخواسته تعدی کنند ، به منازل مردم تعدی خدای نخواسته بکنند ، آنوقت نه اینکه یک آدم عادی این کار را کرده است ( آن آدم عادی هم مجرم است ) لکن یک جمعیتی است که به اسم پاسدارهای جمهوری اسلامی هستند و ملبس به لباس پاسداران جمهوری اسلامی هستند ، اگر خدای نخواسته از پاسدارهای جنود اسلامی ، پاسدارهای جمهوری اسلامی یک اشتباه و خطائی حاصل بشود ، این فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل شود ، برای اینکه اینها خودشان را معرفی میکنند که ما جنود اسلام هستیم ، ما پاسدار اسلام هستیم و همه توقع از پاسدارهای اسلام دارند که روی خط مشق اسلام کنند ، کارهایشان کارهای اسلامی باشد . همانطوری که در طبقه روحانیون که آنها پاسدار اسلام و احکام اسلام هستند اگر خدای نخواسته یک ملبس به لباس روحانیون یک کار خلاف بکند ، این فرق دارد با اشخاص عادی ، برای اینکه اینها پاسدار اسلام هستند ، ملبس به لباس روحانیت هستند ، ملبس به لباس پاسداری از قرآن و سنت هستند اگر خدای نخواسته از اینها یک وقت اشتباه ، خطائی حاصل بشود فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل بشود و لهذا شما جوانها که پاسدار جمهوری اسلامی هستید و روحانیون که پاسدار احکام اسلام و قرآن هستند وظیفه تان زیاد است و شغلتان شریف . شغل شغل شریف برای اینکه پاسداری از اسلام یک شغل بسیار شریف است و مسؤ ولیتش هم زیاد است . [۱۱۶].
همه باید بر اساس موازین و حدود اسلامی رفتار کنند
باید حفظ کنیم این حدود و ثغور اسلامی را . فقط این نباشد که ما پاسدار هستیم ، ما هم بگوئیم ما روحانی هستیم ، شما هم بگوئید ما پاسدار و خدای نخواسته به وظایفی که پاسداران و روحانیون باید عمل بکنند ما یک وقت خدای نخواسته نکنیم . باید همانطوری که مدعی هستیم - ما - که ما پاسدار هستیم و پاسدار جمهوری اسلام و پاسدار احکام اسلام هستیم ، باید خودمان ابتداء مرزمان همان مرز اسلام باشد ، راه مان همان راه مستقیم اسلام باشد تا این ادعای ما پیش خدا قبول بشود . اگر فرض بفرمائید که مردم هم مطلع نشوند که ما برخلاف داریم عمل میکنیم ، خدا که میداند ، در محضر خداست . در پیشگاه خدا ما نمیتوانیم آنوقت ادعا کنیم که ما پاسدار هستیم ، برای اینکه ما که خودمان بر خلاف موازین اسلام ، خدای نخواسته عمل بکنیم ، بعد بخواهیم ادعا کنیم که ما نگهبان اسلام هستیم ، کسی که خودش بر خلاف اسلام عمل میکند نمیتواند بگوید من نگهبان هستم ، یک کسی که خودش دزد است نمیتواند بگوید من نگهبان هستم . من پاسبان هستم . پاسبان وقتی دزد باشد ، پاسبان نیست ، دزد است . پاسدار خدای نخواسته اگر برخلاف موازین اسلام باشد ، پاسدار نیست ، این یک آدمی است که برخلاف اسلام است . [۱۱۷].
خلاف مسؤ ولین سبب دفن مکتب بزرگ ما میشود
اسلام را امروز به دوش من و شما گذاشتهاند که این را حفظش کنیم ، مسؤ ولیتش به دوش من و شماست ، به دوش این ملت است این را حفظش کنید . شما پاسداران خدمت میتوانید بکنید به این نهضت ، و خدای نخواسته میتوانید کاری بکنید که اسلام از دست برود ، شما پاسدارها اگر پاسداری واقعا از اسلام میکنید پاسداری از مملکت اسلامی میخواهید بکنید ، توجه کنید به اینکه خودتان یک قدم خلاف برندارید . اگر شمایی که الان پاسدار اسلامید از شما یک خلاف ببینند ، میگویند اسلام اینطوری است ، چنانچه اگر از روحانیون یک چیزی ببینند ، میگویند اسلام این است . باید شماها وظایف پاسداری از اسلام ، پاسداری از جمهوری اسلامی پاسداری از مملکت اسلام ، شمائی که الان به این شغل بسیار شریف و لباس بسیار مبارک در آمدید ، قدرش را بدانید . اگر الان شما یک خلافی بکنید ، گردن شما نیست میگذارند گردن جمهوری اسلامی ، میگویند جمهوری اسلامی هم همین است ، آنوقت سازمان امنیت به ما ظلم میکرد و حالا پاسداران اسلامی . مکتب ما را ، آن مکتب بزرگ ما را دفن میکند . اگر در این نهضت مکتب ما شکست بخورد ، دفن میشود و دیگر کسی نمیتواند بیرونش بیاورد . کاری بکنید که شکست نخورید ، کاری بکنید که مکتبتان شکست نخورد . شما به وظایف انسانی و اسلامی خودتان رفتار کنید و ما هم همین طور انشاء الله و همه گروهها هم همین طور تا اینکه این فتحی که تا اینجا رساندیم بتوانیم نگهش داریم تا به آخر برسانیم و بتوانیم ما عرضه کنیم به دنیا که ما یک چنین متاعی داریم ، اسلام یک چنین چیزی است . [۱۱۸].
اگر وظیفه خودمان را انجام ندهیم مکتبمان را متهم میکنند
اگر بنا باشد که حالایی که یک پیروزی نصیب ملت ما شده است ، کمیتهها تعدی بکنند خدای نخواسته ، پاسدارها تعدی بکنند خدای نخواسته ، روحانیون خلاف مسلک روحانیت عمل بکنند خدای نخواسته ، دولت خلاف دولت اسلامی رفتار کند خدای نخواسته ، ارتش خلاف ارتش اسلامی رفتار کند خدای نخواسته ، و همین طور ، اگر یک چنین قصهای پیش بیاید ، در دنیا منعکس میشود ، آنهایی که درصددند که این نهضت را آلوده کنند و اسلام را - دشمن دارد اسلام - آنها در خارج و در داخل منعکس کنند که اعمال همان اعمال است مهرهها عوض شده آنوقت نصیری بود حالا بصیری ، عمل چه عملی است . اگر ما اعمالمان را موافق با آنکه جمهوری اسلامی اقتضا دارد منطبق نکنیم ، اگر ما که پاسدار احکام و شما پاسدار اسلام ( همه مان الحمدلله امیدوارم پاسدار باشیم ) اگر ما اعمالمان را مطابق با آن وظیفه پاسداری نکنیم ، ما را متهم میکنند به اینکه ، ( خودمان را متهم نمیکنند ، آنها دیگر حالا کاری به شخص ندارند ) مکتب ما را متهم میکنند به اینکه این هم همان رژیم شاهنشاهی است ، افراد فرق کردهاند ، اسمش فرق کرده ، آنوقت میگفتند رژیم شاهنشاهی و حالا میگویند جمهوری اسلامی ، آنوقت میگفتند شاهنشاه حالا میگویند یکی دیگر ، اما معنا همان معناست ، محتوا همان محتواست ، اشکالات هم همان اشکالات است و تعدیات همان تعدیات است . اگر یک کاری بکنید ، زیادش میکنند ، اگر کسی یک تعدی بکند ، نمیگویند این کرده ، میگویند پاسدارهای اسلام اینطور ، از اینجا هم برش میدارند و میگذارند روی اسلام و میگویند اسلام این است ، آن اسلامی که اینها فریاد میکردند ما اسلام میخواهیم ، ما رژیم شاهنشاهی نمیخواهیم ، ما رژیم اسلام را میخواهیم ، این هم اسلامشان . اینطور برای ما میگویند . [۱۱۹].
همه ما باید با خلاف دیگران مقابله کنیم
امروز اسلام به شما محتاج است ، قرآن کریم محتاج به شماست ، خودتان را اصلاح کنید . شما هم خودتان را اصلاح کنید ، این طبقه هم خودش را اصلاح کند . اگر هر کس یک جایی فرض کنید یک صورت روحانی به خودش داد و چهار تا از این تفنگدارها را دور خودش جمع کرد و شروع کرد خلاف آن چیزی که وظیفه روحانی است عمل بکند ، اسلام را باد داده ، امروز نمیگویند زید این کار را کرده میگویند جمهوری اسلامی این است ، منعکس میکنند این جمهوری اسلامی است . وظیفه سنگین ، مسؤ ولیت سنگین و همه تان مسؤ ول خواهید بود . اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤ ول است . اگر یکی یک خلاف کرد ، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا . لازم نیست که کتک کاری بکنید ، مواخذه کنید . اگر یک نفر خلاف کرد ، ۲۰ نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست ، تحت تاثیر واقع میشود . اگر یک معمم ، یک صورت معمم ، یک کار خلاف کرد ، از اطراف ، معممین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را میکند ، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را میکنی من سر جایم مینشینم . همه تان مسؤ ولید همه مان مسؤ ولیم ، امروز مسؤ ولیت بزرگ است برای ما ، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود . [۱۲۰].
دشمنان از لغزشهای ما حداکثر استفاده را میکنند
من از شما برادرها و جوانهای برومند که امروز عضو قوای انتظامی اسلام شدهاید ، تشکر میکنم و امیدوارم این خدمت هائی که میکنید مورد نظر خدای تبارک و تعالی باشد و در ساختن ایران به طوری که دلخواه اسلام است موفق باشید . اگر در دوره طاغوتی کاری میکردید ضررش به اسلام نبود برای اینکه در دوره طاغوت عمل میشد ، اما امروز که در رژیم اسلامی هستیم و شما هم قوای اسلامی هستید ، کلانتری اسلامی هستید ، اگر خدای نخواسته یک لغزش برای ما و برای شما پیدا بشود به حساب جمهوری اسلامی ثبت میشود و آنها که با این نهضت مخالفند دنبال این هستند که از ما و از شما و از جوانهای ما یک لغزشی ببینند ، لغزش را پای جمهوری اسلامی حساب میکنند و با هیاهو و بوق و کرنا راجع به جمهوری اسلامی کارشکنی میکنند . بنابراین وظیفه ما امروز بسیار سنگین است وظیفه این است که همه با هم متحد و متفق بدون تحمیل بر ملت و حکمفرمائی و بدون کارشکنی باید با هم برادر وار این راهی را که تا اینجا آمدهایم انشاءالله به آخر برسانیم . من به شما برادرها مژده میدهم که اگر چنانچه برسیم به آنجائی که محتوای اسلام در همه جای این مملکت پیاده بشود یک حالت اطمینان برای ملت و کشور حاصل میشود که سرآمد همه خوبی هاست . انسان اگر چنانچه همه خوشیها را داشته باشد لکن حال اطمینان نداشته باشد و متزلزل باشد ، تمام آن خوشیها تلخ میشود . شما فرض کنید که در یک کشتی نشستهاید و همه اسباب خوشی برای شما مهیاست ، یک وقت کشتی متزلزل بشود و احتمال غرق باشد دیگر هیچ خوشی برای شما ندارد همه اش تلخ میشود یک مملکت اگر چنانچه متزلزل باشد ، باز خوف این باشد که ما گرفتار آمریکا بشویم ، خوف این باشد که ما گرفتار سایر ابر قدرتها بشویم ، طمانینه نباشد ، استقلال روحی نباشد ، پای خود قیام نکنیم ، این خوشیها دیگر لذتی ندارد و اگر چنانچه ما مطمئن باشیم که مستقل هستیم و آقا بالا سر نداریم و خوف اینکه آنها به ما هجوم کنند یا کارشکنی در کارهائی بکنند نداشته باشیم ، این طمانینه روحی بهترین چیزی است که برای انسان هست . [۱۲۱].
مخالفان ما ، اشتباهات را به حساب اسلام میگذارند
امروز که جمهوری اسلامی است و همه جناحها در زیر پرچم اسلام مشغول انجام وظیفه هستند اگر خدای نخواسته یک مطلبی برخلاف مقاصد اسلامی واقع بشود ، این نه اینکه ضرر به همان کسی که این کار را انجام میدهد میخورد ، این ضرر به مثلا اگر در پاسبانها اینطور ، پاسدار اینطور باشد این ضرر به اصل پاسدارهای جمهوری اسلامی میخورد ، از آنجا هم یک قدم بالاتر میرود ، به جمهوری اسلامی لطمه وارد میشود ، از آنجا هم آنهائی که با اسلام مخالفند میگویند که این رژیم همان رژیم است ، به مردم میگویند دیدید ، خوب از دست یک ظلمی شما رها شدید به دست یک ظلم دیگر یا ظالم دیگر مبتلا شدید این در آن زمان اگر هر چه برای مان واقع میشد ، بر ما واقع میشد ، بر اسلام واقع نمیشد ، اسلام از آن نتیجه هم میبرد ، لکن امروز که جمهوری اسلامی است و به اسم اسلام هر کس مشغول کاری هست ، اگر چنانچه یک خطائی واقع بشود ، یک اشتباهی واقع بشود یا خدای نخواسته یک عمدی پیدا بشود ، امروز پای اسلام حساب میشود ، آنها هم که بخواهند فضولی کنند و قلمهای مسمومی که در داخل و خارج الان مشغول توطئه هستند و میبینند که منابع خودشان و اربابانشان از دست رفته و باید یک فکری بکنند که اوضاع را منقلب کنند ، آنها مشغول این هستند که یک چیزی ببینند آن را اضافه کنند و آنقدر که میتوانند باد بزنند به آن تا این نهضت را لکه دار کنند . [۱۲۲].
خلاف ما سبب شکست مکتب میشود
ما تاریخ اسلام پیشمان است و میبینیم که پیغمبر اکرم در بعضی از جنگها شکست خورد ، در مکه هم که بوده است دائما در انزوا بود ، بدون اینکه بتواند یک کاری انجام بدهد . گاهی حبس بوده است توی آن غار ، خوب حبس بود آنجا ، مدینه هم که تشریف آوردند ، البته نهضت را پیش بردند ، لکن در بعضی از جنگها شکست خورد .
حضرت امیر سلام الله علیه هم در جنگ با معاویه شکست خورد ، یعنی شکستی از لشکر خودش ، از آن اشخاص نادان مقدس ماب شکست خورد حضرت سیدالشهدا هم شکست خورد اما پیروزی نهائی را داشتند ، مکتبشان شکست نخورد با کشته دادن ، دشمنشان را عقب زدند ، بساط معاویه را که میخواست اسلام را به صورت یک امپراطوری درآورد ، برگرداند به زمان جاهلیت و آن اوضاع جاهلیت ، شکستش دادند . یزید و اتباع یزید دفن شدند تا ابد ، و لعن مردم بر آنهاست تا ابد ، لعن خدا هم بر آنهاست و آنها خودشان محفوظ بودند . ما هم اگر چنانچه اینطور شکست بخوریم ، افتخاری است برایمان و اشکالی هم برایمان نیست که همانطوری که مجاهدین صدر اسلام شکست میخوردند ، ما هم شکست بخوریم ، این نهضتمان پیش میرود و آبروی اسلام محفوظ میماند ، تا آخر هم محفوظ میماند . و اما اگر حالا که مدعی این هستیم که انقلاب اسلامی است و جمهوری اسلامی است و امثال ذلک و ما در این جمهوری اسلامی شکست بخوریم به عنوان ، یعنی شکست مکتب ، یعنی گفته شود که رژیم طاغوتی عوض شده یک رژیم طاغوتی دیگر آمده است که دشمنهای ما هم همچو نیست که اکتفا کنند به اینکه مثلا فلان کمیته خلاف کرده ، فلان دادگاه خلاف کرده ، این را میآورند . روی اینکه آخوندها اینجوریند ، به این هم اکتفا نمیکنند که روحانیین اینجوریند ، اینها با اسلام مخالفند ، میگویند اسلام هم همان بود ، اسلام هم همان مثل رژیمهای دیگر است ، اینطور نیست که اگر من شکست بخورم ، شما شکست بخورید ، بیایند بگویند زید شکست خورده ، یا اگر من خلاف بکنم ، بیایند ، بگویند خلاف کرده ، اینجور نیست . از فرد به نوع و از نوع به اصل مقصد میکشانند دشمن اصل اسلامند و قلمها هم برای اصل اسلام به کار میرود . [۱۲۳].
بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی
و ما را میخواهند که در داخل خودمان پوک کنند و منهدم کنند از داخل خودمان . اگر هم همین قدر بود که ما از بین میرفتیم لکن مکتبمان محفوظ میماند ، اشکال نداشت ، لکن آنها مقصدشان این است که مکتب را بهش صدمه بزنند . و این یک مسؤ ولیت بزرگی ، جانفرسائی برای ما آمده است ، یک مسؤ ولیتی است که اگر خدای نخواسته تقصیر بکنیم در این قضایا ، اگر چنانچه ما بخواهیم برای - مثلا فرض کنید - فلان امام جماعت بخواهد برای رواج بازار خودش یک کاری انجام بدهد ، در کمیته عمدا یک کسی کاری انجام بدهد ، به طوری که دست دشمنهای ، قلمهای مسمومشان که هست بهانه پیدا بکنند و حمله کنند به آن چیزی که اساس است و آن عبارت از اسلام است ، ما یک گناهی مرتکب شدیم که بخشودنی نیست ، گناهی بخشودنی است - بخشودنی هست - پیش خدا که صدمه اش به خود آدم برسد ، خود آدم آلوده بشود - یا افرادی فرض کنید - اما آنی که با اساس اسلام برخورد بکند و بازی با اساس اسلام - با اساس اسلام - باشد ، این مطلبی نیست که به ما ببخشند و این ننگی برای ما ، برای جامعه روحانیت در تاریخ پیدا خواهد شد که تا آخر جبران نمیتواند شود . [۱۲۴].
تکلیف علما در این زمان از همه زمانها بیشتر است
تکلیف اهل علم در این زمان از همه زمان هائی که بر اهل علم گذشته بیشتر است ، از صدر اسلام تا حالا برای اهل علم اینطور صحنه پیش نیامده . آن روزی که حضرت امیر سلام الله علیه در جنگ خیبر بود که پیغمبر اکرم میفرماید که اسلام تمامش با کفر تمام مقابله کرده ، آن روز برای حضرت امیر صحنهای پیش آمده بود و مسؤ ولیتی پیش آمده بود که اگر چنانچه خدای نخواسته به فرض محال سستی میشد ، تا آخر ، ابد ، بخشودنی نبود ، لکن او که اهل سستی نبود ، او پیش میبرد . او یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین شد در آن روز . امروز هم ما مواجهیم ، آنطوری که در این برهه از زمان که هستیم ، اسلام مقابل با تمام کفر است . نه من و شما مقابلیم ، من و شما مطرح نیستیم ، نه ملت ایران ، این هم مطرح نیست ، اسلام الان مطرح است ، یعنی مقابله بین اسلام و کفر ، و در این مقابله مابین اسلام و کفر همه ملت مسؤ ولند ، همه مسؤ ولند . لکن روحانیت بیشتر مسؤ ول است . برای اینکه پاسداران درجه اول روحانیین اند ، اینها بیشتر مسؤ ول از دیگران میشود گفت که سنخ ، صنف مثلا کاسب ، صنف کذا ، اینها مثلا اکثرا قاصرند ، چطور ، اما در اهل علم این کم است ، قصور کم است ، مسؤ ولیت هم زیاد باید فکر بکنید . این مسؤ ولیتی که الان به عهده همه ما هست ، چطور ما از زیر بار مسؤ ولیت بیرون برویم نه شما آقایان ارومیه و نه آقایان آذربایجان و آقایان تهران و قم ، همه علماء ایران ، این بار به دوش همه است ، همه ملت است . سنگینی اش بیشتر به دوش علما است ، باید علما فکر بکنند ، باید محاسبه بکنند خودشان را . یکی از چیزهائی که در منازل سیر است ، محاسبه است که انسان آنوقتی که محاسبه شده است بین خودش و خدا ، خودش را به حساب بکشد ، محاسبه کند خودش را که من در این راهی که دارم میروم چه کردم امروز ، من چه کردم ؟ محاسبه کنید خودتان را ، هم محاسبه کنیم همه خودمان را و همه ملت ، همه مسلمانها و در راس ، علما ، آنقدر مسؤ ولیتی که به عهده آقایان اهل علم است ، به عهده دیگران نیست ، آنقدر آنها ، اگر چنانچه خدای نخواسته یک راهی بروند که راه خدا نباشد ، چهره اسلام به دست آنها جور دیگر میشود ، کاری بکنید که به عهده ما یک همچو مسؤ ولیتی که هست ، بتوانیم به آخر برسانیم . [۱۲۵].
لغزش علما ، اسلام را در خطر میاندازد
از خدا بخواهید که ماها از لغزش دور باشیم . خودتان برای خودتان ، برای همه ملت ، ملت بخواهد برای خودش و برای علما دعا کنند که این طبقه لغزش پیدا نکنند که به لغزش آنها اسلام در خطر است . همه ما مکلفیم ، همه مسؤ ولیم و کلکم راع و کلکم مسوول این برای همه است ، لکن به عهده شما بیشتر است . شماها باید بیشتر رعایت بکنید . بیشتر در این پستی که هستید که مسند اسلام است ، بیشتر مراعات بکنید . بیشتر مردم را مراعات کنید ، جامعه را بیشتر تربیت کنید و همه مسؤ ولیم و همه مسؤ ولید و هر کس سعه نفوذش بیشتر است ، مسؤ ولیتش بیشتر است . از خدا بخواهید که ما بتوانیم و خودتان بتوانید و ملت بتواند از این مسؤ ولیت بزرگی که به عهده اش هست ، لااقل پیش خدا آبرومند باشد . ما رفتنی هستیم ، آقا این یک مساءله واضحی است ، همه مان خواهیم رفت ، همه مان در رحیل هستیم ، توی راهیم همه . از من نزدیک است ، شما جوانید یک قدری عقب تر ، آن هم معلوم نیست ، مرگ هم معلوم نیست که برای پیر و جوان فرقی بگذارد ، یک آمد معینی است ، همه رفتنی هستیم ، کوشش کنید که آن وقت که ملک موت میآید و مشاهده میکنید او را ، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند ، شما را که میبرد به یک صورت خوب ببرد . کوشش کنید که آنجا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز بشود ، از خدا بخواهید که بشود اینطور ، و اگر چنانچه ما در این قدم که حساسترین قدم است در اسلام و برای همه و برای روحانیت و برای همه متفکرها و برای همه ملت ، در این موقعی که حساسترین مواقع است بین تان ، ایجاد اختلاف بین تان نکنید ، دسته بندی نکنید ، هر کسی برای خودش نکشد . خدا هست ، غفلت نکنید از او ، خدا حاضر است ، همه ما تحت مراقبت هستیم والله من ورائهم محیط [۱۲۶]مراقب است . آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالی است ، آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالی است ، آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست ، توجه داشته باشید که این دنیا رفتنی است و حساب شما با کسی است که همه چیزشان تحت مراقبت بوده است . [۱۲۷].
کاری کنید که اسلام عزیز و نورانی به دست ماها مشوه نشود
قضیه ، قضیه معصیت انسان و قضیه اینکه من بنده خدا هستم و بنده خدا معصیت کار میشود و این کذا ، قضیه ، قضیه محاسبه بین شما و خدا تنهائی ، قضیه ، قضیه این است که امروز غیر زمان طاغوت است ، زمان طاغوت اگر یک شخصی ، ملائی یک کار خلاف میکرد ، میگفتند این طاغوتی هست و این مثلا آخرش میگفتند ساواکی هست ، نمیآمدند سراغ اینکه بگویند این حرفی که آخوندها از اول داد میکردند و مردم را هم وادار میکردند به داد کردن ، این حرف دروغ درآمد ، این نمیگفتند به آنها ، آخوندها آن وقت مظلوم بودند . چهره مظلوم چهره محبوب است ، شما در آن رژیم هر چه مظلومتر میشدید محبوبتر میشدید ، هر که مظلومتر بود محبوبتر بود . چهره امروز ، چهره مظلومیت نیست تا محبوب بشوید ، چهره این است که وقتی که کار در اینها درآمد ، اینها هم همانند . شما را به صورت دیگر درمی آورند ، آنها هم که فرض کنید که در این کاری که من میکنم یا شما میکنید ، دخالت ندارند ، آنها را هم پهلوی شما میگذارند با یک چوب میزنند . پس ما مسؤ ولیت اسلام را داریم ، مسؤ ولیت مسلمانها را هم داریم ، مسؤ ولیت روحانیت را هم داریم ، همه چیز را داریم ، همه چیز را داریم ، همه مسؤ ول و هر کس سعه نفوذش بیشتر ، مسؤ ولیتش بیشتر . کاری بکنید که آن اسلام عزیز که امروز دست شماست ، با یک صورت خوبی تحویل بدهید به اعقابتان ، یک صورت مشوه درست نکنید که بگویند همین بود . اسلام نورانی است ، با دست ماها مشوه میشود . [۱۲۸].
شکست امروز نهضت به واسطه کجروی ماها ، شکست برای همیشه است
و امروز روزی است که اگر خدای نخواسته ما در این نهضت شکست بخوریم ، شکست خوردیم تا آخر . یک وقت بود که ما هی میگفتیم که طاغوت هست ، انشاءالله حکومت اسلامی بشود ، انشاءالله آن درست میشود ، همه حرفمان این بود ، ملت هم فریاد کردند که ما اسلام را میخواهیم .
اگر خدای نخواسته حالا یکی اینطور شده ، به واسطه کجروی ماها ، کجروی طوائف مختلف ، کجروی احزاب ، بعضی از احزاب ، اگر خدای نخواسته از باطن ما را تهی کنند و ما را به جان هم بریزند و مهم این نیست ، مهم اینست که با به جان هم ریختن ، صورت اسلام را یک جور دیگر جلوه بدهند به دنیا ، بگویند سروکار آنها با دنیاست . قلم آنها دستشان هست ، همه چیزهای گروهی ، رسانههای گروهی دست آنهاست ، ماها یک ملت ضعیفی هستیم ، و جز یک حربه که ایمان بود ، نداشتیم . همه تبلیغات مال آنهاست ، ما راه تبلیغی نداریم ، کاری ما نکنیم در همه تبلیغاتشان و همه جای دنیا بگویند که اسلام اینطوری بود که در ایران بود .
شما ملاحظه میکنید در بعضی از این ممالک که اسم اسلامی رویش هست ، الان هم در همه جا میگویند که اسلام این است که در اینجاست ، خوب ، این یک چیز ، مائی که ادعا داریم و ادعا میکنیم همه مان - و صحیح هم هست ادعامان - که اسلام آن نیست که آنها میگویند ، اسلام یک اسلامی است که حکومتش یک حکومت خاص است ، رژیمش یک رژیمی است غیر همه رژیمهای دنیا ، عدل و انصاف هست در آن ، حکومت خداست مائی که این حرف را میزنیم - و صحیح هم هست حرفمان - اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد ، مگر منافق چیست ؟ یک دسته از منافقین در صدر اسلام بودند که گفتارشان با واقعشان مخالف بود ، راجع به اصل اسلام میآمدند میگفتند ما مسلمانیم و نبودند . [۱۲۹]
کاری کنید که اسلام از ما گله مند نباشد
ما ادعا میکنیم که ما روحانیون میگذاریم ، ما اول باید از خودمان مایه بگذاریم . بیخود هی نگوئیم ما خوبیم و دیگران بد ، مائی که دعوی این را داریم که ما هستیم که اسلام را میخواهیم ترویج کنیم ، اسلام را میخواهیم تقویت کنیم ، علاقه به اسلام داریم ، احکام اسلام پیش ماست . ما ، باید احکام اسلام را پخش بکنیم . مائی که این مسائل را داریم می گوئیم و خودمان هم به صورت یک نفر آدمی که به اسلام به همه معنا ایمان آورده است و قبول دارد همه چیزش را و یک آدم متقی صالح کذاست ، اگر خدای نخواسته در باطن برخلاف این باشیم ، منافق نیستیم ؟ همان ابوسفیان منافق است ؟ من و شما هم منافقیم ، آن ایمانش را عرضه میکرد و نداشت ، شما هم کمال ایمانتان را عرضه میدارید بله ، مسلمان هستید ، اما منافقید ، این مسلمان منافق در جهات دیگر . اینها هیچ کدام مهم نیست ، مهم این است که اسلام دست ما آمده است ، امانت خداست . دست ما آمده است ، این امانت را باید به آنطوری که هست بدهیم به اعقابمان ، عرضه کنیم این اسلام را به آنطوری که واقع اسلام است به دنیا ، و خودمان جوری نکنیم که این اسلام را یک طور دیگر نمایشش بدهیم به غیر ، آنطوری که هست نمایشش بدهیم . این دیگر فرق نمیکند بین آن بچه طلبه و طلبه نارسی که تازه تو مدرسه رفته است و شما آقایان که از علما هستید و در مساجد هستید با سایرین ، هیچ فرقی مابین آنها نیست ، منتها شما آقایان که بزرگتر و بالاتر هستید ، مسؤ ولیت تان بیشتر است امثال من طلبه است ، اما همه مسؤ ولند ، مسؤ ولیت کم و زیاد دارد ، به حسب اختلاف نفوس ، اختلاف سعه کلمه ، کاری بکنید که اسلام از ما گله مند نباشد ، قرآن کریم از ما گله مند نباشد ، که آقایان که شما خودتان را میگفتید که ما مروج قرآن هستیم ، مبین احکام قرآن هستیم ، چرا خودتان یک کاری دارید میکنید یا کردید که اسلام یک جور دیگر جلوه کند پیش مردم . [۱۳۰].
امروز مسند و مسؤ ولیت ما خیلی خطرناک است
خیلی مواظب باشید ، این مسند خطرناک است ، این عمامه خطرناک است ، این محاسن خطرناک است خودتان را از این خطرها نجات بدهید ، حفظ کنید خودتان را ، این مال ما ، همه همین طور ، فرق ندارد ، اسلام مال اهل علم نیست ، اسلام مال همه است ، این امانتی است که خدا به همه داده است . شما هم اگر چنانچه فرض کنید پاسدارید و در یک جائی به اسم پاسداری اسلام ، پاسداری شدید ، شما حالا پاسدار طاغوت نیستید ، پاسدار اسلام هستید ، اگر چنانچه پاسدار اسلام هم یک کاری بکند که بگویند اینها هم مثل سابق ، در بین همین مردم ضعیف الایمان هست که میگویند که ایکاش نشده بود برای اینکه ما حالا از دست بعضی از مامورین بیشتر برایمان بد میگذرد از سابق ، ولو درست نمیگویند لکن خوب ، گفته میشود ، آنها هم که شیطانند تزریق میکنند به آنها یک همچو مسائلی .
این یک مساءلهای نیست که مربوط به من و آقا و آقا باشد ، این یک مساءلهای است مربوط به ملت است ، یک ملتی که اسلام را رای به او داده ، گفته است ، رای داده ملت به جمهوری اسلامی ، یعنی قبول کرده است که باید ما نظاممان نظام اسلام باشد ، آنوقت اینکه قبول کرده است که نظامش باید نظام اسلامی باشد ، پاسدار است ، برخلاف نظام اسلام عمل میکند ، کاسب است برخلاف نظام اسلام عمل میکند . نظام مال همه است ، نظام یک چیزی است که همه ملت در تحت پوشش نظم باید باشد . بازاری یک کاری میکند که برخلاف آن نظامی است که اسلام قرار داده است و هکذا ، ادعا کردید که ما اسلام را قبول کردیم رژیممان حالا رژیم اسلامی است ، از طاغوت منتقل شدیم به الله ، از حکومت شیطان بیرون آمدیم تحت حکومت رحمان رفتیم ، ما که این ادعامان است همه ملت رای به این دادند ، اگر کارهای زمان طاغوت را اعاده کنند ، اینها در این ادعا منافق بودند . [۱۳۱].
باید از حالت شیطانی به حالت رحمانی متحول شویم
کارها را باید عوض کرد ، باید تحول پیدا کرد ، باید همه ملت متحول بشود . این نباشد که ما متحول ، انقلاب چیز کردیم ، از طاغوت بیرون ، باید انقلاب باطنی بکنیم ، باید نفوسمان هم منقلب بشود ، اگر تا حالا در تحت سلطه شیطان و طاغوت بوده است ، متحول بشویم و بیرون برویم از این پوشش شیطانی به پوشش رحمانی . آن به این است که ما مطابق نظام اسلام عمل کنیم . رباخواری مخالف با نظام اسلام است ، جنگ با خداست به حسب قرآن فاذنوا بحرب من الله [۱۳۲]بیائید به جنگ خدا ، اینها به جنگ خدا رفتند .
اگر بازار مسلمانها همان بازار زمان طاغوت باشد ، نمیتواند بگوید که من رژیم اسلامی را قبول کردم ، نخیر ، شما در تحت رژیم شیطان هستید و طاغوت هستید باز و هکذا همه قشرها . یک مساءلهای است مال همه قشرها و ما اول برای خودمان قبول میکنیم مساءله را و بعد هم برای همه تان . مسؤ ول اول خود ما هستیم و بعد هم همه شما فکر اسلام باشید که این مساءله را نگذارید صدمه بخورد ، از دست ما صدمه بخورد . از دست دشمنها میخورد ، اگر دولتها با هم باشند آسیب نمیتوانند بزنند ، آسیب نمیتوانند بزنند ، اما اگر چنانچه ماها از دست به جان هم بیفتیم ، با هم مختلف باشیم ، ماها بخواهیم هر کدامی یک کاری را انجام بدهیم ، از نظم اسلامی بیرون برویم ، از تحت فرمان حکومت اسلامی بیرون برویم ، از فرمان خدا بیرون برویم آسیب میبینیم ، از باطن ما را از هم منفصل میکنند و آسیب پذیر میکنند ، و الان تمام افکار ، افکار آنهائی که میخوردند مال این ملت را ، متوجه این معنا است . [۱۳۳].
کاری کنید که ایران سربلند باشد
ولی آن چیزی که باید من عرض کنم به شما آقایان که سران این جمعیت هستید ، این است که کاری بکنید که این نهضت لکه دار نشود . شما الان جزء جنود الهی هستید ، جندالله شما هستید ، شما لشکر خدائید ، کسی که لشکر خداست اگر خدای نخواسته یک کاری بکند که مرضی خدا نباشد و آنوقت یک جوری باشد که گفته بشود که خوب ، اینها هم مثل سابق ، اینها حالا دستشان رسیده به یک چیزی اینها هم زور میگویند به مردم ، اینها هم اذیت میکنند مردم را ، اینها هم مثلا مال مردم را خدای نخواسته برمی دارند ، اینطور نباشد . به جوان هایتان سفارش کنید ، از قول من سلام به همه برسانید ، سفارش کنید که شما جوانها جند خدا هستید ، شما دست خدا هستید ، شماها کاری بکنید که ایران سربلند باشد در دنیا ، ما پیش خدا سربلند باشیم ، خود شما پیش خدا آبرومند باشید . یک وقتی کاری نشود که ملتها ، دیگران ما را تعیب [۱۳۴]کنند به اینکه شما دستتان نمیرسید ، حالا که دستتان رسید شما هم همان هستید . بفهمانید به آنها که نه ، ما برای دنیا پا نشدیم راه بیفتیم وگرنه معقول نیست که آدم جانش را بدهد برای دنیا . کسی که دنیا را میخواهد جانش را میخواهد حفظ کند تا دنیا را ببلعد ، شمائی که جانتان را در معرض خطر قرار دادید اگر یک وقتی در بین تان یک جوانی ، یک جاهلی پیدا شد که یک کاری انجام داد خلاف موازین ، خودتان جلویش را بگیرید ، نصیحت شان کنید ، نگذارید یک طوری بشود که در دنیا منعکس بشود که ایران وقتی که به نوا رسیدند خودشان ریختند و چه کردند و چه کردند . من امیدوارم که خداوند موید شما باشد ، خداوند پشتیبان شما باشد با قدرت جلو بروید ، اتکالتان به یک مبداء قدرتی است که هیچ قدرتی در مقابل او چیزی نیست ، با همان قدرت جلو بروید و شما پیروزید بحمدالله . [۱۳۵].
حفظ حیثیت نظام به شماها بسته است
لکن مساءلهای که باید من عرض کنم و کرارا هم عرض کردهام ، این است که این انقلاب در اول که واقع شد به طور سرعت و به طور غیر مترقب ، یکدفعه مثل یک جامی که بترکد یک دفعه هجوم کرد و قدرتهای بزرگ را از بین برد . لکن بعد از اینکه این پیروزی حاصل شد ، کم کم یک سستیهای مختصری ، یک چیزهای کمی در همه جا ، هم در کمیتهها و هم در دادگاهها و هم در پاسداران و هم در قشرهای دیگر یک کمبودهائی پیدا شد . من باید به شما آقایان و همه ملت ایران خصوصا آنهائی که مشغول فعالیت هائی برای نهضت و انقلاب هستند عرض کنم که همانطور که پیروزی انقلاب مرهون شماهاست ، حفظ حیثیت انقلاب هم بسته به شماهاست . انقلاب ، یک دفعه انقلاب ملی است ، نه اسلامی ، یک انقلاب حزبی است ، نه اسلامی ، آن یک وضعی دارد ، یک وقت مثل انقلاب ایران که یک انقلاب اسلامی است و همه دیدیم و دیدید که جز فریاد الله اکبر و اینکه ما جمهوری اسلامی میخواهیم ، هیچ صدای دیگری نبود . تمام ملت در سرتاسر کشور فریاد میزدند که ( جمهوری اسلامی ) ، ( نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری اسلامی ) . این یک مساءله اسلامی است و ملت ما عاشق اسلام بود که در همه اطراف با دست تهی سینههای خودشان را سپر کردند ، جوانهای خودشان را بردند در میدان ، زنها و مردها رفتند و مبارزه کردند و پیروز شدند . این قدرت اسلام بود والا نه حزبی میتوانست این کار را بکند و نه ملیتی میتوانست این کار را بکند . و اگر ملاحظه کنید ، جنبشهای ملی و جنبشهای حزبی ، هیچ وقت اینطور نبوده است که تمام ملت ، بچه ، بزرگ ، زن ، مرد همه یکصدا دنبالش باشند ، این قدرت اسلام بود که همه را با هم همصدا کرد و همه را با هم بسیج کرد برای اینکه پیروز بشود و پیروز شد . ملت ما اسلام را میخواهد و نه چیز دیگری را . اگر ملیت را میخواهد ، در پناه اسلام میخواهد . خیال میکنند که اگر یکصد نفر ، دویست نفر ، پانصد نفر را دور خودشان جمع کردند و یک عده هم نشریات برای خودشان درست کردند ، اینها میتوانند یک کاری در مقابل ملت بکنند . ملت اسلام را میخواهد و اسلام و ملت ، روحانیت را به رسمیت شناخته است و میخواهد . [۱۳۶].
امروز آبروی نهضت بسته به کسانی است که در خدمت انقلابند
الان حفظ - این - آبروی این نهضت بسته به روحانیت است و بسته به پاسداران که پاسدار این نهضت هستند و دادگاهها و همه نهادهائی که در خدمت این نهضت هستند ، در خدمت این انقلاب هستند . اسلام الان نظر دوخته است به ایران ، ببیند که اینها با اسلام چه میکنند ، آیا وفادار هستند به اسلام و روی مصالح اسلامی کار میکنند . چه در دادگاهها ، چه در کمیتهها و چه در پاسداران انقلاب و چه در قوای انتظامی دیگر و چه در شورا و چه در هر جا ، در همه ادارات ، اسلام الان متوجه این است و نظر به این دارد که اینها چه میکنند . اینها با قدرت اسلام پیروز شدند ، امروز که پیروز هستند با اسلام چه میخواهند بکنند ؟ آیا در خط اسلام هستند و اسلام را میخواهند پیش ببرند و احکام اسلام را در ایران جاری کنند و انشاء الله در جاهای دیگر هم این احکام محقق بشود و نهضت صادر بشود و یا اینکه خدای نخواسته یک راه دیگری را پیش دارند ؟ امروز ، همه ما ، همه شما ، همه ملت ، همه قشرها و خصوصا قشرهائی که در خدمت انقلاب هستند و مشغول فعالیت هستند ، مسؤ ولیت بزرگ دارند مسؤ ولیت حفظ انقلاب اسلامی و حفظ آبروی اسلام و آبروی انقلاب اسلامی . اگر خدای نخواسته در قشر روحانی ، چه آنهایی که در کمیتهها هستند و چه آنهائی که در مدارس هستند و چه آنهائی که در شهرستانها هستند ، اگر خدای نخواسته یک کار اشتباهی واقع بشود ، این اینطور نیست که بگویند فلان فرد این کار را کرده است ، به جامعه روحانیت نسبت میدهند میگویند آخوندها اینطورند . [۱۳۷].
امروز همه مسؤ ولند که آبروی اسلام را حفظ کنند
اینهایی که غرض دارند ، اینهایی که میخواهند روحانیت را بشکنند و اصل هدفشان اسلام است و میخواهند اسلام را بشکنند و چون اینها را قشری میدانند که خدمتگزار اسلام هستند و اینها نگهدار اسلام هستند به اینها حمله میکنند . اگر یک بهانهای روحانیت دست اینها بدهد ، اسباب این شود که یک مطلب کوچک را بزرگ بکنند ، آن هم اگر از یک نفر صادر شده باشد ، به مطلق روحانیین نسبت بدهند . اگر در این کمیتههای شما خدای نخواسته یک امری واقع بشود که بر خلاف موازین اسلامی است ، میگویند که آخوندها کمیتهها را گرفتهاند و مشغول کارهای مثلا خلاف هستند . نمیگویند که فلان آدم اینطوری است ، میگویند روحانیت اینطوری است . آنهایی که میخواهند بشکنند روحانیت را و نمیتوانند ببینند که روحانیین مشغول اصلاح امور هستند و دیدهاند که تاکنون آنها بودهاند و هیچ کاری نتوانستهاند بکنند ، حالا که روحانیین آمدهاند و سرتاسر ایران روحانی و کسانی که بسته به روحانیین هستند ، مثل پاسدارها و امثال اینها و کمیتهها و همه قشرهای فعال ، این اشخاصی که روشنفکر غربزده هستند ، چون دیدند آنها نتوانستهاند هیچ وقت یک کار مثبت صحیح بکنند ، حزبها نتوانستند یک کاری انجام بدهند ، حالا که این قشرهای اسلامی و روحانی ، این قشرهائی که برای خدا بپاخاستند و جان خودشان را برای خداوند دارند فدا میکنند ، اینها دارند حفاظت از اسلام میکنند ، اینها به واسطه اینکه برای خودشان یک کمبودی متوجه شدند مشغول فعالیت شدند که این قشر را ، چه روحانی ، چه پاسدار ، چه کمیتهها و چه سایرین بشکنند که آن چیزی را که خودشان نتوانستند و اینها توانستند ، اینها را ناتوان عرضه بکنند . امروز روحانیت و سایر قشرهای ملت مسؤ ولند در مقابل خدا که حفظ کنند آبروی اسلام را ، حفظ کنند آبروی انقلاب را ، حفظ کنند آبروی نهضت را و این مسؤ ولیت بزرگی است ، خدمت شماها خدمت بزرگی است و مسؤ ولیت تان بزرگتر ، باید متوجه باشید . [۱۳۸].
به راه اسلام و در خدمت اسلام باشید
خدای تبارک و تعالی حاضر است همه جا ، شما باید حاضر بدانید او را ، در حضور خدای تبارک و تعالی خدای نخواسته چیزی که بر خلاف مشیت اوست ، بر خلاف دستور اوست عمل نکنید . به راه اسلام باشید ، برای اسلام خدمت بکنید تا اگر خدای نخواسته شکست خوردیم ، به شهادت رسیدیم ، برای اسلام باشد و شهید باشیم و اگر انشاءالله پیروز شدیم ، اسلام را پیروز کرده باشیم و سرفراز باشیم در همه جا و اسلام را در همه جای دنیا ، در همه کشورها ، اسلام را پیاده کنیم و بیرق اسلام را به اهتزاز در آوریم . آقایان عزیز من ! متوجه جهات مادی نباشید . شما نهضت که کردید برای شکم نهضت نکردید ، شما خون دادید ، نه برای اینکه پستی پیدا بکنید ، در ذهن شما اینها نبود . شما آنوقت که در میدانها میرفتید و در خیابانها میرفتید و با توپ و تانک مواجه میشدید اصلا در فکر این نبودید که ما پیش ببریم تا بشویم رئیس یک چیزی ، تا بشویم دارای کذا . شما برای خدا بود و پیش بردید ، برای خدا باشد و به پیش بروید . اگر یک کمبودی مادی برای شما باشد ، اعتنا به آن نکنید برای اینکه شما برای مادیات قیام نکردید و برای مادیات عمل نمیکنید ، همانطوری که در صدر اسلام آنهائی که سربازان اسلام بودند برای خدا کار میکردند ، با یک خرما در شب و روز ، گاهی با یک دانه خرما شب و روز گاهی زندگی میکردند و برای اسلام خدمت میکردند و بعد هم که پیروز میشدند در صدد این نبودند که رئیس یک جایی باشند و یک پستی برای آنها باشد . شما قصدهای خودتان را برای خدا خالص کنید ، برای خدای تبارک و تعالی عمل کنید . این عبادت است ، خالص باشید در این عبادت . این نهضت تمامش عبادت بود ، این انقلاب تمامش عبادت است و شما خالص باشید در این عبادت ، خداوند همراه شماست . [۱۳۹].
کاری نکنید که به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم
از این جهت وظیفه هر کسی که در هر جا مشغول خدمتی است ، در راس همه خدمتها این است که موازین اسلامی را حفظ بکنند . اگر بنا شد که مثلا پاسدار اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند ، این مثل این است که روحانی اسلامی موازین اسلام را حفظ نکند . همانطوری که اگر روحانی اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند ، آن به اسلام صدمه وارد میشود ، این هم وقتی الان شده است جزء دستگاه اسلام ، جزو بنگاه اسلام ، اگر بنا باشد که یک وقت خدای نخواسته صدای مردم درآید از اینها ، بگویند که اینها مثل سابق بودند ، آنها هم که غرض دارند همین مسائل مطبوعات خارجی و در بوقهاشان بلند کنند که اینها دارند چه میکنند و چه میکنند و مسائل ، مسائل کمونیستی است ، نه مسائل اسلامی . آنوقت آنها هم بگویند که اسلام هم این است ، فرقی ندارد ، یک دسته هم که خودشان را به اسم اسلام شناسی جا زدند ، اینها هم همان مسائل را به اسم اسلام درست بکنند ، این پوسیدگی است که از باطن برای نهضت پیدا میشود که شما هر چه ظاهرش را خیلی پر سروصدا درست کنید ، تزیین کنید ، یک وقت مطلع میشوید که از باطنش پوسید و رفت از بین همانطور که گفتم که مثل یک خربزه میماند که خیلی هم به آن خدمت بکنید ، خیلی هم کارهایش را درست بکنید ، لکن در باطنش یک کرمی است که آن کرم دارد خرابش میکند ، بعد هم خربزه را میکنید میبینید خربزه کرم زده است . کاری نباید بکنند ، همه قشرهائی که الان مشغول خدمتند ، قشر روحانی که مشغول خدمت است و مثلا دادگاهها و اینها ، قشر پاسدارها ، قشر نظامیها ، ارتشیها ، اینهائی که همه الان در خدمت اسلام و برای اسلام مشغولند ، اینها کاری نکنند که ما به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم ، اسلام را در نظر خارج و داخل جوری جلوه بدهیم که برخلاف آنی است که هست ، عدالت در کار نباشد ، موازین در کار نباشد ، یک برنامه اسلامی در کار نباشد ، هرج و مرج و هر کی هر کاری دلش میخواهد بکند . آنکه من به حسب کلی باید بگویم و همه را تنبه بدهم این است که نباید در هر امری هی قدرت نمائی بشود باید همه قشرهائی که مشغول برای خدمتند و خودشان هم میگویند برای اسلام است ، باید گوششان به این باشد که اسلام چه میگوید ما هم به تبع او باشیم . [۱۴۰].
لازمه انتساب به جمهوری اسلامی این است که افعال و رفتارمان اسلامی باشد
شما امروز از قوای انتظامی جمهوری اسلامی هستید ، با دیروزتان فرق دارد ، دیروز خواه ناخواه از رژیم طاغوت بودید و حالا از رژیم اسلام هستید و بین این دو تا همانطوری که به حسب واقع فرق دارد یکی رژیم شیطان است ، یکی رژیم الله . آنهایی هم که منتسب به این دستگاه هستند با آنهائی که پیشتر بود فرق میکند ، فرق این است که امروز باید همه گروه هائی که مربوطند به جمهوری اسلامی ، چه دولت و دستگاههای اداری و چه ارتش و ژاندارمری و شهربانی و پاسدارها و اینها که قوای انتظامی هستند که اشخاصی هستند ، گروه هائی هستند که بالاصاله مربوط به جمهوری اسلامی هستند ، اینها باید اعمالشان هم ، افعالشان هم ، عقائدشان هم و اخلاقشان هم مناسب باشد با جمهوری اسلامی ، آن اخلاقی که سابقا مثلا بعضیها داشتند که مناسب بود با طاغوت ، اگر خدای نخواسته از او در نفوس آثاری هست این آثار را باید مجاهده کنند تا زدوده بشود ، یعنی الان شما آقایان مسؤ ولیت زیاد دارید و عملتان هم یک عمل شریف است ، عمل شریفی است که اسکلت جمهوری اسلامی بسته بوجود شماهاست و مسؤ ولیت تان زیاد است ، برای اینکه اگر سابق یک کاری از شما خدای نخواسته انجام میگرفت میگفتند در رژیم طاغوتی باید اینجوری باشد ، اما اگر حالا خدای نخواسته یک مساءلهای که برخلاف رویه اسلام است انجام بگیرد گفته میشود که ارتش اسلامی هم همین است . [۱۴۱].
دشمنان در صدد سوء استفاده از اشتباهات ما هستند
شما میدانید که قلمها و زبانهای خائنی هستند و با آن چشمهای خیانتکار مراقب هستند که یک چیز پیدا بکنند از یک گروهی ، از گروههای اسلامی و این را زیادش کنند و کم کم برسند به اینکه خوب ، این رژیم هم رژیم طاغوتی است مثل آن رژیم . همین امروز صبح من در یک مجلهای که مربوط به بختیار بود اینجا آورده بودند من دیدم که ایشان میگوید این رژیم هم رژیم طاغوتی است و مشغول چپاولگری و مشغول کذا هست و در یکی از نوشتهها بود که الان در ایران بعضی جاها حکومت نظامی است برای اینکه از این رژیم برگشتند و حالا دارند با فشار و زور و با چیز مردم را دارند رام میکنند . خوب ، اینها چیزهایی است که در خارج ایران اینها منعکس میکنند . حالا که چیزی دستشان نیست اینطور میگویند ، اگر یک وقت یک بهانهای به دستشان بیاید ، ما آنطوری که باید عمل کنیم عمل نکنیم ، این بهانه اسباب این میشود که آن قلم هائی که میخواهند بشکنند این نهضت را و نمیتوانند ببینند که یک رژیم اسلامی در کار هست ، آنها مشغول فعالیت میشوند و آلوده میکنند این نهضت را . ما باید این مکتب خودمان را حفظشان بکنیم ، یعنی الان این مکتب اسلام دست ماها و شماست و این مکتب باید محفوظ باشد . ماها کاری نکنیم که به مکتبمان ایراد بگیرند ، آنهائی که میخواهند ایراد بگیرند به مکتب ایراد میگیرند برای اینکه با مکتب بد هستند . یک مکتبی که میبینند این قابل دوام است ، وقتی هرج و مرج بود و مکتبی تو کار نبود ، این چیزی نبود ، اما اینها که یک مساءله مکتبی دارند میبینند هست و قابل دوام ، به مکتب ایراد میگیرند . [۱۴۲].
وظیفه ما در حفظ نهضت اسلامی سنگین است ولی باید عمل کرد
ما موظفیم که این مکتب را حفظش کنیم که اگر حفظ نکنیم آسیب برمی دارد . باید کاری بکنیم که آسیب بر ندارد و آن کار این است که اگر چنانچه در هر جا هستیم به وظائفی که آنجا هست عمل بکنیم . اگر یک کشوری همه اشخاصی که در آنجا هستند وظیفه شناس بودند و به آن وظیفه و کاری که به او محول است ، خوب انجام بدهد ، آن کشور زود اصلاح میشود . اگر ارتش افرادش وظیفه شناس باشند ، یعنی بدانند که این وظیفه این است ، خصوصا حالا که برای اسلام است ، وظیفه اسلامی این است و اگر ژاندارمری هم همین طور و پاسدارها هم همین طور ، پاسبانها هم همین طور ، این زود اصلاح میشود و اگر چنانچه خدای نخواسته از زیر باز وظیفه بخواهند در بروند ، خیال کنند که حالا که آزاد شد هر کاری آدم دلش بخواهد بکند ، هر کاری از دستش آمد و بخواهد بکند ، روی وظایف عمل نکند ، این منتهی به هرج و مرج میشود و آسیب میبیند . آنها الآن درصددند که اثبات کنند به خارج که ایران استقرار ندارند ، ایران هرج و مرج است ، و میخواهند که یک وقت بخواهند یک دخالتی بکنند ، افکار عمومی دنیا را مهیا کرده باشند برای آن کار ، الان مشغول همین هم هستند و همه تبلیغاتشان برای همین معناست که منعکس بکنند که ایران الان به وضع هرج و مرجی دارد میگذرد ، در هیچ جا یک نظمی نیست ، در هیچ جا وظیفه شناسی نیست ، هر که هر کاری دلش بخواهد بکند . این برای ما بسیار وظیفه آور است ، برای ما بسیار سنگین تمام میشود که ما را جوری معرفی بکنند در دنیا که به آنها حق بدهند که با قوای انتظامی بیانید برای تربیت ما ، کانه ما یک جمعیتی هستیم که تربیت نداریم ، یک جمعیتی هستیم که هرج و مرج طلبیم ، یک جمعیتی هستیم که نظمی تو کارمان نیست و لاعلاج باید یک قیمی بیاید برای اینکه ما را تربیت کند ، این دردناک است برای یک کشوری که نهضت اسلامی کرده ، از این جهت وظیفه اسلامی است و سنگین ولی باید عمل کرد . [۱۴۳].
ما در مقابل همه کارهایمان مسؤول هستیم
ما همه ، تمام افرادی که در کشور مشغول یک خدمت هستند و همین طور ملت که آن هم بحمدالله مشغول خدمت به این جمهوری اسلامی هستند ، ما همه مسؤ ول هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول . ما در همه امور ، در همه کارهائی که انجام میدهیم ، در اموری که در افکار ما میگذرد ، در محضر حق تعالی هستیم ، تمام عالم محضر اوست . خلجان هائی که در قلوب همه میگذرد ، در محضر اوست و ما همه در هر امری که در دست ماست و در هر مسؤ ولیتی که در این کشور به عهده داریم ، مسؤ ولیت بزرگی پیش خدای تبارک و تعالی داریم . تمام افرادی که در جبههها به جنگ مشغولند و تمام کسانی که جان خودشان را فدای اسلام میکنند ، همه اینها در محضر خدای تبارک و تعالی هستند و اجر هیچ یک از افراد ضایع نخواهد شد چیزی که برای خداست باقی است ما عندکم ینفذ و ما عندالله باق [۱۴۴]هر چیزی که از ما هست ، اینها از بین میرود و آن چیزی که برای خداست و تقدیم به محضر خداست او باقی میماند . [۱۴۵].
امروز آبروی جمهوری اسلامی بسته است به آبروی متصدیان امر
من به همه کسانی که در این کشور الان مشغول یک خدمت هستند عرض میکنم که توجه داشته باشید که آبروی جمهوری اسلامی که آبروی اسلام است ، حفظ کنید . جمهوری اسلامی امروز آبرویش بسته است به آبروی متصدیان امر و هر کس در هر مقامی که هست ، مسؤ ولیت به اندازه حجم آن مقام دارد . حجم مسؤ ولیت به اندازه حجم مقامی است که شخصیتها دارند یا گروهها دارند و توجه کنید که مبادا خدای نخواسته کارهائی از شما ، از گروه هائی که در این کشور خدمت میکنند ، سر بزند که با جمهوری اسلامی سازش نداشته باشد . باید کارها را تطبیق بدهید با اسلام و با جمهوری اسلامی اگر فی المثل شما در هر مقامی که هستید ، از مقام ریاست جمهور تا بیاید به آنجائی که به مردم عادی منتهی میشود و افرادی که در این دستگاهها مشغول خدمت هستند ، از آن کارمند کوچک و آن کسی که دم در برای پذیرش اشخاص گماشته شدهاند تا آن مقام بالایی که باید رسیدگی به امور مسلمین بکند ، همه آنها مسؤ ول هستند . کجرویها در محضر خداست و راست رویها هم در محضر اوست ما باید فکر این باشیم که این کارهائی که به عهده ما قرار داده شده است ، این کارها را طوری انجام بدهیم که مرضی خدای تبارک و تعالی باشد و ما اگر اینجا بتوانیم از مسؤ ولیت مقامات اینجا یک وقت شانه تهی کنیم یا کاری بکنیم که آنها توجه نکنند ، ملائکه الله هستند و ثبت میکنند و یک روزی سوال میشود از ما . [۱۴۶].
طبق موازین اسلامی خدمت کنید
گاهی میشود که کارهای به ظاهر اسلامی ، لکن با بی توجهی و خلاف اسلام واقع میشود فی المثل اشخاصی میخواهند خدمت بکنند ، پاسدارها میخواهند خدمت بکنند ، پلیس میخواهد خدمت بکند و قصدش هم خدمت است ، لکن گاهی در کیفیت عمل ، طوری میشود که معصیت میشود . مثلا من از این کارهای جزئی ، خرده کاریها شروع میکنم مثلا میخواهند در کمیتهها ، در جاهایی که برای بسیج مهیا هستند میخواهند اینها خدمت بکنند ، لکن گاهی همینهایی که میخواهند خدمت بکنند ، یک کارهایی انجام میدهند که با موازین اسلامی درست درنمی آید ، مثل اینکه نصف شبها شروع میکنند به فریاد و شعار دادن و دعا خواندن و تکبیر گفتن ، در صورتی که همسایهها هستند و ناراحت میشوند ، مریضها هستند ، معلولین هستند ، بیمارستانها هست و اینها رنج میبرند و شما یک چیزی را که میخواهید عبادت باشد ، معصیت کبیره میشود اگر در سحر فرض بکنید یک عدهای بخواهند دعای وحدت بخوانند ، خوب میشود در داخل منزل خودشان ، در داخل آن محلی که هستند ، در آن داخل ، خودشان بخوانند ، برای خدا میخواهند بخوانند و بلندگو اگر دارند ، بلندگو را در داخل بگذارند که صدا بیرون نیاید . گاهی پیش من اشخاصی میآیند و شکایت میکنند که تمام آرامش ما را بعضی از این گروهها به هم میزنند و حتی ما خواب نداریم شما میخواهید یک کار عبادی بکنید ، میخواهید تظاهر کنید ، میخواهید چه بکنید ، تبلیغ کنید ، دعا بخوانید شما ، دعا بین خودتان و خداست . فرضا بخواهید یک اجتماعی باشد که در آن اجتماع ، دعا خوانده بشود ، اینجا نباید بلندگوهای بزرگ را ، پر قوه را بیرون بگذارند و تمام افرادی که در این محله هستند یا محلههای دور هستند ، رنج ببرند از این کار اینها معصیت کبیره است که الان متوجه شدید ، دیگر عذر ندارید اذیت مسلم و آزار مومنین ، از بزرگترین گناهان کبیره است . شما میخواهید تبلیغ کنید ، در بین خودتان میخواهید بکنید ، بکنید ، مانعی ندارد در مراکز خودتان هر چه میخواهید دعا بکنید ، هر چه میخواهید تبلیغ کنید ، هر چه میخواهید شعار بدهید . لکن ملاحظه مردم ضعیف را ، مردمی که روز ، کار کردند و حالا میخواهند استراحت کنند ، این مرضائی که در بیمارستانها هستند ، این معلولینی که از خود شما هستند و در جنگها معلول شدهاند و حالا میخواهند استراحت کنند ، این فریادهای شما نمیگذارد آنها استراحت کنند این یک امر پائینی است که من عرض کردم ، که از اینجا باید رتبه رتبه بالا برود مثلا فرض کنید که شما میخواهید ، پاسدارهای عزیز و سایر اشخاصی که متصدی این امور هستند ، میخواهند یک خانهای را که فهمیدهاند که خانه تیمی است ، آنجا را قبضه کنند ، البته باید هم بکنند لکن قبلا باید آنطور بررسی بشود که صد در صد این خانه ، خانه تیمی است که خدای نخواسته یک وقت در یک خانهای به خیال خانه تیمی وارد بشوند به یک عده زن و بچه مردم و تا آمدهاند بفهمند چی است ، چند تا از بچه هایشان یا خدای نخواسته تلف شدهاند یا زخمی شدند . شما کار اسلامی میخواهید بکنید ، لکن یک وقت سر از یک کار بسیار جنایت بزرگی سر درمی آورد . [۱۴۷].
رفتار غیر انسانی خدمتگزاران ، به آبروی اسلام صدمه میزند
باید تمام اموری که انجام میدهید متوجه باشید که در محضر خداست و مسؤ ولیت شما دارید ، مسؤ ولیت اینجا هم دارند لکن آن مهمش مسؤ ولیت الهی است . یا در فرض بفرمائید که هر یک از این ادارات دولتی که هست ، که میخواهند خدمت کنند به مردم ، از آن کسی که دم در هست ، پیشخدمت هست ، تا آنجائی که مثلا جای رئیس هست ، باید توجه داشته باشند که همه خدمتگزار این مردم هستند ، همه اجیر این مردم هستند ، اجرت از اینها دارند میگیرند برای خدمت و باید با مردم رفتارشان رفتار انسانی ، اسلامی باشد . اینطور نباشد که یک کسی حالا احتیاج پیدا کرده که پیش این فرض کنید رئیس برود ، از دم در ، ناملایم ببیند خوب ، در رژیم سابق این مسائل بود و همه ما مناقشه میکردیم ، اگر حالا هم بنا باشد که یک همچو مسائلی باشد ، این به آبروی اسلام ضرر میزند . آنوقت میگفتند رژیم شاهنشاهی ، حالا شما یک کار نکرده را در تبلیغاتی که در خارج میشود ، بوق میزنند برایش ، فرضا از اینکه یک کاری انجام بدهید ، یک کاری خدای نخواسته برخلاف موازین انجام بدهید یا فرض کنید در جبههها که بحمدالله همه شماها منسجم و مشغول خدمت هستید ، وقتی که اسرا را میگیرید ، اسرای مجروح را میگیرید یا اسرای سالم را میگیرید ، توجه بکنید که اینها اسیر شما هستند ، اینها امروز تحت سلطه شما هستند و شما با اسرا باید رفتارتان رفتار بسیار اسلامی و انسانی باشد که وقتی این اسرا یک وقتی در محال خودشان رفتند ، همه برای شما تبلیغ کنند ، نه اینکه خدای نخواسته برای یک کار جزیی ، اینها دشمن بشوند و وقتی رفتند ، در محال خودشان تبلیغ سوء بکنند . اینها مسائلی است که باید تمام جهاتش را ملاحظه کرد استانداریها موظفند به اینکه تمام افرادی که در حیطه فرمان آنها هست تحت نظر داشته باشند . تمام این افراد خدمت باید بکنند ، خدمتگزار هستند ، استاندارها خدمتگزار هستند ، خدمت اینها بالاتر است ، مسؤ ولیت اینها هم بالاتر است ، باید اینها خدمت به مردم بکنند و توجه کنند که مبادا یک وقت یک کسی احتیاج به استاندار داشته باشد نتواند او را ببیند ، این همان طاغوت است که نمیگذارد اینطور بشود . اگر بنا باشد که حالا هم باز این تشریفاتی که در آن زمان بود باشد ، نمیشود که ما جمهوری را اسلامی حساب کنیم البته نظام ، لازم است و هرج و مرج نیست لکن زیاده روی کردن و مردم را تحت فشار گذاشتن ، این یک مساءله غیر اسلامی است . [۱۴۸].
امروز همه مراقب ما هستند که ببینند چه میکنیم
ما تحت مراقبت هستیم . همانطور که شما پاسداران عزیز و همه پاسداران این ملت مراقبت میکنند از کشور ، دست هائی به دنبال این هستند که دست هائی که میخواهند با توطئههای شیطانی این نهضت را خاموش کنند یا سست کنند ، شماها مراقبت دارید تا اینکه جلوگیری بکنید ، چشم هائی هم هست که از شما مراقبت میکند ، چه چشمهای دشمنانتان و چه چشمهای دوستانتان و چه مراقبتهای ملائکه الله و چه مراقبت خدای تبارک و تعالی . همه تحت مراقبت هستید . همانطوری که شما مراقبت میکنید از خرابکارها ، تحت مراقبت هستید که مبادا خرابکاری بکنید . امروز غیر از دیروز است . دیروز که کشور ما طاغوتی بود ، اگر افراد یک خلافی میکردند در دولت طاغوت بود ، جرم سبکتر بود و افراد عادی اگر خلاف بکنند خلاف است لکن جرم سبکتر است . امروز از دو جهت خلافها سنگین تر است و خطاها بزرگتر . از یک جهت که مملکت جمهوری اسلامی است و چشم آنان دوخته شده است به این جمهوری اسلامی . دشمنان دارند مراقبت میکنند دارند توجه میکنند ، ما را تحت مراقبت قرار دادهاند که ببینند این جمهوری اسلامی چیست ، واقعیت این جمهوری اسلامی چیست . واقعیت هر رژیمی و هر حکومتی ، از اجزاء آن رژیم و اجزاء آن حکومت و اعمال آنها این واقعیت پیدا میشود و معلوم میشود . اگر چنانچه امروز که ما جمهوری اسلامی ادعا میکنیم که هست ، رژیم فاسد بحمدالله که رفت و حالا به حسب راءیی که همه دادید به جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی مستقر شد ، اگر از مردم عادی هم خطائی صادر بشود جرمش زیادتر است از دیروز . دیروز در حکومت طاغوت بود ، امروز در حکومت حزب الله است . در حکومت پیغمبر اکرم اگر چنانچه کسی خلاف بکند فرق دارد تا اینکه در حکومت طاغوت خلاف بکند . از این جهت همه ملت تحت مراقبت هستند ، هم چشمهای دشمنها دوخته شده است که از شماها ، از ماها ، از اجزاء این ملت ، از افراد این ملت که اینها رای دادند که حکومت اسلام ، جمهوری اسلامی ، مناقشه کنند ، خرده گیری کنند خرده گیری ، نه خرده گیری شخصی به افراد که بگویند فلان اینطور بود ، مناقشه به اینکه جمهوری اسلامی این است . آنها مراقب این مطلب هستند . آنهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند کم نیستند ، در مسلمین هم زیادند . حکومتهای طاغوتی که الان در بلاد مسلمین هست بسیاری از آنها ، آنها هم با حکومت جمهوری اسلامی مخالفند . در صورتی که اکثر افراد خارجی هائی هستند که به اسلام اعتقاد ندارند ، آنها هم اکثرشان ، البته خیلیهاشان اسلام را محترم میدارند یعنی بسیاری شان حکومتهاشان مخالفند با اسلامی و جمهوری اسلامی . در داخل هم ما زیاد داریم اینطور . [۱۴۹].
امروز گناه شخص را به حساب مکتب میگذارند
همین الان در داخل هم بسیار هست از اینهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند . با جمهوری مخالف نیستند با جمهوری اسلامی اش مخالفند . اینها همه چشم هایشان را دوختهاند که از ما یک خطائی ببینند یکی را هزار تا کنند ، در نوشتههاشان ، در مجلههاشان در روزنامههاشان خارج ، داخل یک مطلب جزئی را بزرگش کنند . این اشخاص دشمن با ما هستند که با قلمهای زهر آلودشان میخواهند این نهضت را آلوده کنند ، ننگین کنند ، به عالم نمایش بدهند که اسلام هم همین است . حالائی که اسلامی شده است و اینها ادعا میکردند که حکومت اسلامی یک حکومت عدالت است ، دولت اسلام دولت عادل است ، پاسبان اسلام یک پاسبان عادل است . اگر خدای نخواسته یک اشتباه و خطائی بکنیم اینطور نیست که یک شخص اشتباه کرده ، یک شخص خطا کرده ، پای شخص اینها حساب نمیکنند ، اینها که میخواهند مکتب ما را آلوده کنند پای مکتب حساب میکنند یعنی بی انصافی میکنند . شخص اگر یک کاری کرد به مکتب مربوط نیست لکن آنها دنبال اینند که گناه شخص را پای مکتب بگذارند . بنابراین از من تا آقا ، تا همه اقشار ملت الان پاسداری از اسلام به این معنا که همچو پاسداری بکنند که بهانه دست این اشخاصی که بهانه گیر هستند و جرم من و جرم شما را پای مکتب حساب میکنند ، یک همچو بهانهای دست اینها ندهید ، از خودمان پاسداری کنیم ، بدانیم که ما تحت مراقبت دشمن هستیم ، تحت مراقبت دوست هستیم ، تحت مراقبت اولیاء خدا هستیم ، تحت مراقبت خدا هستیم . عالم محضر خداست ، الان ما در محضر خدا هستیم ، خدا همه جا هست ، حضور دارد . اگر خلافی بکنیم در حضور خدا خلاف کردیم ، در محضر خدا خلاف کردیم . و با ادعا به اینکه جمهوری اسلامی است و الان هم رژیم ، رژیم جمهوری اسلامی است ، اگر خدای نخواسته به وظائفی که باید پاسدار عمل کند عمل نکنیم ، من هم پاسدارم آقا هم پاسدار است و شما همه ، همه ملت اسلام پاسدار اسلام کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه باید رعایت بکنند ، همه مسؤ ول هستند . اگر بنا باشد که خدای نخواسته در یک قطعه از زمان که حساسترین قطعات زمان است بر کشور ما و بر اسلام ، اگر خدای نخواسته از پاسدار ، چه پاسدار روحانی که آنها هم همه پاسدارند ( روحانیون ) و چه شما آقایان که پاسدار هستید ، اگر از این دو قشر پاسدار اشتباه و خطائی واقع بشود ، اینهائی که دشمنند پای اسلام حساب میکنند ، دوستان نه ، دشمنها پای اسلام حساب میکنند و مکتب ما را میکوبند . و این یک مسؤ ولیت بزرگی است برای همه . اینطور نیست که من خیال کنم یا شما خیال کنید که خوب معصیت کارم و بینی و بین الله مثلا چه . نه مساءله این نیست مساءله مکتب است ، مساءله اسلام است . الان ما در یک وقتی واقع شدیم که حیثیت اسلام دست ماهاست . اگر ما در رژیم سابق یک اشتباه و خطائی میکردیم پای اسلام حساب نمیشد این یک رژیم طاغوتی بود ، نمیگفتند که دولت اسلامی کذا ، میگفتند در دولت طاغوت این واقع شده است . دشمنان هم نمیگفتند که دولت اسلامی ، در اسلام این است . دولتها هم نمیگفتند . امروز که اسلام است امروز که دولت اسلامی است ، مملکت رژیمش جمهوری اسلامی است ، شماها پاسدار اسلام ، همه ما انشاء الله پاسدار اسلام هستیم ، اگر چنانچه حالا یک خطائی واقع بشود فرم این خطا با خطای سابق فرق دارد ، برداشت دشمنهای ما در این جمهوری اسلامی با برداشتشان در رژیم طاغوتی فرق دارد پای اسلام حساب میشود . [۱۵۰].
امروز همه در این مسؤ ولیت بزرگ مشترکیم
این یک مسؤ ولیت بزرگی است به عهده ما ، مسؤ ولیت بسیار بزرگی است به عهده این آقا که سر پرست پاسداران هست ، این مسؤ ولیت بزرگی است به عهده هر یک ، یک شما که عدهای در تحت نظارت شما هست ، مسؤ ولیتی است برای خود آن افرادی که پاسدار هستند ، همه در این مساءله مشترک هستیم که مسؤ ولیت داریم . من یک جور مسؤ ولیت دارم ، آقا یک جور مسؤ ولیت دارد ، شما آقایان یک جور مسؤ ولیت دارید ، قشرهای ملت ، پاسدارهای دیگر ، قشرهای دیگر همه مسؤ ولیت داریم برای اینکه امروز خطای ما خصوصا خطای قشر روحانی و قشر پاسدار ، قشر پاسدارهای اسلام ، اینها پای اسلام حساب میشود یعنی دشمنهای ما میآیند ثبتش میکنند به نام اسلام و در خارج و داخل ، در خارج با صراحت ، در داخل با اشاره منعکس میکنند که جمهوری اسلامی همین است . حالا که ما هیچ کاری نکردیم ، معممین دیکتاتوری نکردند ، خوب حالا دارند به ما میگویند دیکتاتور . معممین متوجه باشند که اشخاص میخواهند برای شما مناقشه کنند . اگر خدای نخواسته در یک جا یک معممی یک خلافی بکند ، یک روزی خدای نخواسته به کسی زور بگوید ، میگویند همه آخوندها دیکتاتور هستند همه دیکتاتورند ، از آنوقت تا حالا دیکتاتوری محمد رضا بود ، حالا دیکتاتوری عمامه و کفش است . اینها دنبال اینند که درست کنند و ما باید مراقبت کنیم . این مراقبت یک مراقبتی که شما از دزدها میکنید ، خیانتکارها میکنید ، این مراقبت بالاتر است . این مراقبت یک مراقبتی است که اساس اسلام در خطر است ، مکتب در خطر است . [۱۵۱].
اساس این است که مکتب شکست نخورد
اگر فرض کنید که توطئهها جمع بشود خدای نخواسته ( همه توطئه هائی که میگویند هست ولو باور نکنید که اساسی دارد ، لکن خوب شایعات است ) شما اگر فرض کنید که توطئهها همه با هم جمع بشود و شما پاسدارها و این آقا و این بنده و همه را بیایند از بین ببرند اما مکتب مان محفوظ باشد ، ما شکست نخوردیم ، ما به وظیفه مان عمل کردیم ، نتوانستیم مطلب را به آخر برسانیم چون قدرت نداشتیم . حضرت امیر صلوات الله علیه نتوانست در جنگ معاویه غلبه کند ، مغلوب شد یعنی همان اشخاصی که باخودش بودند ، همان اشخاص مخالفت کردند با او و مغلوبش کردند ، لکن مکتبش محفوظ بود . سیدالشهدا مکتبش محفوظ بود و خودش شهید شد . شهادت گاهی مکتب را پیش میبرد و شاید اکثرا اینطور باشد . خدا نکند که یک وقت شهادت مکتب پیش بیاید ، اسلام را لکه دار کنند ، جمهوری اسلامی را بگویند این رژیم مثل همان رژیمی ، برای اینکه ما باید از افرادش ، از اشخاصی که تبع او هستند بشناسیم و ما وقتی که اطراف و افرادش را ملاحظه میکنیم میبینیم اینها از همان سنخ کارها میکنند ، اینها هم منزل مردم میریزند . بحق هم باشد نباید کرد ، در صورتی که بحق هم باشد ، نباید یک کاری کرد که صورت ، صورت باطل است ، ولو واقع حق است ، بعضی به او صورت باطل میدهند . تحت مراقبت هستیم و هستید . این مراقبت از دشمن که دنبال اینند که ما را معرفی کنند به دنیا که اینها اینطور هستند . شما ملاحظه کردید که یک عده معدود جنایتکاری که اگر وجودش محفوظ میماند ، مثل یک غده سرطانی جامعه را فاسد میکرد ، این عده معدود را شما ملاحظه کردید که وقتی که دادگاه اسلامی اینها را حکم به اعدام کرد و اعدام کرد سرو صدا از اطراف بلند شد و ما را به عنوان هیتلر خواندند . قضیه را میدانند ، لکن دنبال اینند که یک چیزی از ما پیدا بکنند و یکی را هزار تا بکنند . [۱۵۲].
کاری نکنیم که امام زمان سلام الله علیه پیش خدا شرمنده شود
و ما باید مراقب باشیم . این مراقبت دشمنها و مراقبت اولیاء خدا و دوستان شما که آنها هم انشاءالله دوستان شما هستند شما هم دوستان آنها هستید و مراقبت ذات مقدس حق تعالی از همه مان ، همه تحت مراقبت هستیم . پاسدارهای معنوی ملائکه الله به همه ما اشراف دارند که ما چه میکنیم ، در این پاسداری ما چه میکنیم در این آزادی که الان پیدا شده ، این قدرتی که الان به دست شماها افتاده است . الان شما قدرتمند شدهاید دیگر پیشتر آنها قدرتمند بودند چه کردند و چه کردند ، حالا ببینید که الان که قدرت دست شما افتاده است و شما بحمدالله غنائم جنگی را گرفتید ، تفنگها را از دست آنها گرفتید و دست خودتان است و الحمدلله پاسداری هم دارید میکنید و امید است که انشاءالله تا آخر بروید ، حالا ببینید که تحت مراقبت هستید . نامه اعمال ما میرود پیش امام زمان سلام الله علیه هفتهای دو دفعه ( به حسب روایت ) من میترسم ما که ادعای این را داریم که تبع این بزرگوار هستیم ، شیعه این بزرگوار هستیم اگر نامه اعمال را ببیند و میبیند تحت مراقبت خداست نعوذ بالله شرمنده بشود . شما اگر یک فرزندتان خلاف بکند شما شرمنده میشوید اگر این نوکر شما خلاف بکند شما شرمندهاید . در جامعه آدم شرمنده میشود که پسرش این کار را کرده یا نوکرش این را کرد . یا اتباعش این کار را کرده . من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان سلام الله علیه پیش خدا شرمنده بشود . اینها شیعه تو هستند این کار را میکنند . نکند یک وقت خدای نخواسته یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود ، نوشته هائی که ملائکه الله مراقب ما هستند ، رقیب هستند ، هر انسانی رقیب دارد و مراقبت میشود ، ذره هائی که بر قلبهای شما میگذرد رقیب دارد ، چشم ما رقیب دارد ، گوش ما رقیب دارد زبان ما رقیب دارد ، قلب ما رقیب دارد . کسانی که مراقبت میکنند اینها را ، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان سلام الله علیه یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان سلام الله علیه باشد . مراقبت کنید از خودتان ، پاسداری کنید از خودتان . اگر بخواهید این پاسداری شما ، در دفتری که پاسداران صدر اسلام در او ثبت است در آن دفاتر ثبت بشود ، همانطور که آنها پاسداری میکردند از خودشان ، شما هم از خودتان پاسداری کنید تا ثبت بشود آنجا . [۱۵۳].
متاع بزرگمان اسلام را آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم
خدای تبارک و تعالی شما را انشاءالله از پاسداران اسلام ، قرآن و احکام خدا قرار بدهد و همه ملت را پاسدار قرار بدهد . خدای تبارک و تعالی به شما سعادت عنایت کند و شما را پاسدار خودتان قرار بدهد . خدای تبارک و تعالی همه شما را عزت سلامت و عظمت و قدرت دهد که این مملکت را همانطور که تا حالا به پیش راندید و دستهای خائنین را قطع کردید از این به بعد هم به پیش برانید و این تتمهها را از بین ببرید . یک مملکت اسلامی که ما بتوانیم عرضه کنیم که ما این را میخواستیم و اگر شما متاعتان را آنطوری که هست عرضه کنید همه از شما میپذیرند . متاع خوب را همه میپذیرند و متاع ما خوب است ، مگر خودمان خرابش کنیم . متاع ، قرآن است ، اسلام است . اگر خدای نخواسته ما یک تصرفی از پیش خودمان نکنیم ، یک کارهای خلافی نکنیم و متاع بزرگمان آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم که این جمهوری اسلامی بود که ما میخواستیم ، این وزارتخانههای ماست که اسلام میخواهد ، این ارتش ماست ، این ژاندارمری ماست ، این پاسبان شهربانی ماست ، این ادارات و سایر قشرهای ما هستند ، این پاسدارهای ما هستند ، این را اگر ما عرضه کنیم ، آنطوری که خدا میخواهد باشیم و عرضه کنیم به عالم ، یک متاع بسیار خوب است ، همه طالبش هستند و انشاءالله خواهید دید که ممالک اسلامی یکی پس از دیگری به شما اقتداء میکنند و یک وقت هم اسلام آن قدرتی که در صدر اسلام برای اسلام بود ، آن قدرت را پیدا میکند که دو امپراطوری بزرگ عالم را که آنوقت از آنها بالاتر نبود شکست داد . یک جمعیت که غلبه کرد بر دو امپراطوری بزرگ عالم ، که امیدوارم شما همین طور . خداوند انشاءالله همه تان را تاءیید کند ، این برادر عزیز ما را تاءیید کند . [۱۵۴].
این اسلام در دست ما امانت است
مطلب دیگری که باز دنباله همین مسائل است ، این است که روحانیون در هر جا که هستند ، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند ، اسلام امروز به ملت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است ، ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم ، تمام ملت از دولتیها گرفته و قوای نظمی و انتظامی گرفته و نظامی و انتظامی گرفته و تا همه قوای مسلحه ، همه بازارها ، همه اداره جات ، تمام ملت بی استثنا مسؤ ول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت . این اسلام که امانت است و دست ماست ، اگر ما به این امانت خدای نخواسته خیانت بکنیم ، این یک گناهی است که معلوم نیست که آمرزیده بشود ، فرق دارد با گناههای دیگری حتی با کبائر گناههای دیگر ، برای اینکه بسیاری از گناهها هست که به خود انسان بر میگردد ، به جامعه بر نمیگردد ، لکن خیانت به این امانت ، خیانت به اسلام و خیانت به ملتهای باید توجه کنید که اگر مسلم است باید توجه کنید که اگر اشخاصی در تمام این ارگان هائی که الان بعد از انقلاب بوجود آمده ، چه آنهائی که خودرو پیدا شدهاند و خود ملت آنها را ایجاد کردهاند و چه آنهائی که مثلا مقامات ایجاد کردهاند ، باید توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه اینها یک قدم بردارند بر خلاف اسلام ، بر خلاف مصالح مسلمین ، مسؤ ول هستند ، مسؤ ولیتی که بالاتر از آن مسؤ ولیتی است که انسان نسبت به کارهای خودش دارد ، شخصی خودش دارد . [۱۵۵].
رفتارهای ما به حساب اسلام گذاشته میشود
الان مکلفیم ما ، مسؤ ولیم همه مان مسؤ ولیم ، نه مسؤ ول برای کار خودمان مسؤ ول کارهای دیگران هم هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول عن رعیته همه باید نسبت به همه رعایت بکنند ، همه باید نسبت به دیگران ، مسؤ ولیت من هم گردن شماست ، شما هم گردن من است . اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤ ولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی . باید هجوم کنید ، نهی کنید که چرا ؟ اگر خدای نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت ، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین ؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد ، مال همه است ، امت باید نهی از منکر بکند ، امر به معروف بکند . اگر ما ملت که الان مدعی هستیم که رژیم ما اسلام است ، حکومت ، حکومت عدل است و امثال ذلک و به دنیا هم اعلام کردیم و دنیا هم شناخته مملکت ما را به اسم جمهوری اسلامی ، ممالک دیگر شناختند اکثرا و الان ما را یک رژیم اسلامی میدانند ، اگر چنانچه ما محتوای این رژیممان اسلامی نباشد و کارهائی که میکنیم منطبق نباشد با قوانین اسلام ، سر یک قضایای جزئیهای با هم معارضه بکنیم ، سر یک قضایای جزئیهای باهم دشمنی بکنیم ، سر یک قضایای جزئیهای برای دیگران کارشکنی بکنیم که همه اینها مخالف با قواعد اسلام است ، اگر یک همچو چیزی بشود و دنیا بگوید که اسلام هم همین است ، همین رژیم است ، دیگر همه سر یک کرباس هستید . این قضیه این نیست که ما در یک جنگی شکست خوردیم ، سیدالشهدا سلام الله علیه از یزید شکست خورد همه را کشتند لکن همچو شکستی به رژیم معاویه داد که تا ابد دفن شان کرد . ما اگر کشته میشدیم در این نهضت شاید ما هم دفن میکردیم رژیم را ، اما حالا که ما پیروز شدیم و رسیدیم به این مرتبه ، اگر اختلافات بین خودمان حالا شروع بشود ، اگر نزاعهای شخصی بین خودمان حالا شروع بشود ، اگر سر یک کارهائی جزئی با هم اختلاف بکنیم ، اگر خدای نخواسته پاسداری برود منزل مردم و تعدی بکند ، اگر دادگاهی رای بر خلاف اسلام بدهد ، اگر کمیتهای بر خلاف موازین اسلامی عمل بکند ، این دیگر پای این حساب نمیشود که در رژیم طاغوتی دارد این کارها میشود در رژیم اسلامی دارد این کار میشود ، در حکومت اسلامی دارد این کار میشود ، این پای اسلام حساب میشود ، دشمنهای ما این را پای اسلام حساب میکنند . یکدفعه میبینیم که در همه روزنامههای خارج صریحا نوشتند به اینکه اینها همان است فرقی ندارد . اینجا هم که جرات نمیکنند به طور صحیح بنویسند ، به طور کنایه مینویسند . الان خوف از این دشمنها بیشتر از خوف محمد رضا بود ، محمد رضا جنگ بود و نزاع بود و زد و خورد بود و بحمدالله زدید و بیرونش کردید . حالا که جنگ نیست ، الان جنگ قلم است ، الآن جنگ اعصاب است ، آن جنگ نیست که آسان است . الان یک همچو جنگی هست که در خارج و داخل قلمها را برداشتهاند و میخواهند بر ضد اسلام چیزی بنویسند ، نه بر ضد من و شما و زید و بکر ، بر ضد اسلام . اینها از اسلام میترسند ، از من و تو نمیترسند . اینها از اسلام میترسند اسلام بود که جوانهای ما را غلبه داد بر توپ و تانک و همه چیزها ، بر همه قدرتها ملت ما را غلبه داد . اگر این پاسبانهای ما بعد از این غلبه یک کاری بکنند که اسباب شکست اسلام بشود ، این مسؤ ولیت غیر مسؤ ولیت آدمکشی است ، غیر مسؤ ولیت گناه هاست ، این یک گناهی است که قابل بخشیدن نیست . [۱۵۶].
همه باید مراقبت کنیم که این مملکت محفوظ باشد
اگر ما اسلام را آنطوری که هست بر خلاف آنطوری که هست نمایش بدهیم به خارج ، عرضه کنیم به خارج ، این شکست اسلام است ، نه یک معصیت ، قضیه معصیت نیست . این آنی است که انبیا سرش کشته شدند ، آنی است که اولیا سرش کشته شدند . دین حق دینی است که اولیا و انبیا کشته شدند سرش ! اگر کسی یکی از انبیا را بکشد ، یا اسلام را کاری بکند ، این گناهش بالاتر از او هست . انبیا برای اسلام کشته شدند ، این از نبی کشتن بالاتر است ، این از سیدالشهدا کشتن بدتر است . سیدالشهدا برای اسلام خودش را به کشتن داد ، همان اسلامی که حالا دست ما افتاده و مع الاسف بعضی از ما بازی میکنند با او . باید اصلاح کنید خودتان را ، مسؤ ولیت زیاد است آقا ، خیال نکنید که مسؤ ول نیستیم ، من مسؤ ول نیستم ، او مسؤ ول نیست . من عمامهای مسؤ ولم ، شمای غیر عمامهای هم مسؤ ولید ، بازاری مسؤ ول است ، دانشگاهی مسؤ ول است همه مسؤ ول هستیم ، همه مراقب این باشیم که این مکتب محفوظ باشد . دشمنها الان دنبال این هستند که مکتب ما را به تباهی بکشند برای اینکه آنی که از آن میترسند این است . دشمنهای ما از من و شما نمیترسند . از مکتب ما میترسند . آنها - شکسته خوردهای - که خودشان را شکست خورده میدانند ، شکت خورده از من و شما نمیدانند ، شکست خورده از ایمان شما میدانند . آنها فهمیدند ، لمس کردند که یک دستهای با هیچ با قدرت الله اکبر بر آنها غلبه کردند . اینها این قدرت را میخواهند از شما بگیرند و شما حفظش کنید ، حفظش کنید ، حفظش به این است که من معمم و هر کس که معمم هست ، از حدود الهی یک کلمه ، یک قدم برندارید ، شمای پاسدارهای معظم ( که خداوند حفظتان کند ) از حدود پاسداری اسلام قدمی تجاوز نکنید آن طبقه بازاری و آن طبقه اداری و آن دولت و آن ملت هم ، همه در رژیم اسلامی الان واقع هستیم ، همه در دولت اسلام الان هستیم ، وظیفه دولت اسلامی را از دست ندهید . [۱۵۷].
حفظ جمهوری اسلامی از نماز اهمیتش بیشتر است
در هر صورت تکلیف زیاد است ، بزرگ است برای همه مان ، ما برای ادامه این انقلابی که هست و ادامه این ، تکلیف زیاد داریم ، دولت تکلیف دارد ، رئیس جمهور تکلیف دارد ، رئیس مجلس تکلیف دارد ، کشاورز تکلیف دارد ، کارگر تکلیف دارد ، هرکس در هر گوشهای از این کشور واقع شده است تکلیف دارد ، تکلیف مال یک نفر دو نفر نیست ، آحاد مردم یکی یکی شان تکلیف دارند برای حفظ جمهوری اسلامی ، یک واجب عینی ، اهم مسائل واجبات دنیا ، اهم است ، از نماز اهمیتش بیشتر است ، برای این که این حفظ اسلام است ، نماز فرع اسلام است . این تکلیف برای همه ماست ، هیچ فرقی مابین ترک و فارس و/ عرض میکنم که / کجا و کجایی ندارد ، سیستانی و بلوچستانی و اینها . و این تکلیف برای همه دنیاست . حفظ دین حق ، یک حکمی است برای همه دنیا ، در راس واجبات برای همه دنیا واقع شده ، منتها غیر مسلمین چون اعتقاد به اسلام ندارند میگویند خوب ! اسلام واجب کرده ، به ما چه ! اما مسلمین که اعتقاد دارند . آن مسلمی که در آفریقاست ، حفظ جمهوری اسلامی برایش واجب است ، برای این که از این جا ممکن است که ، یعنی انشاءالله خواهد شد ، انعکاسش در همه جا خواهد شد و شده است الان . [۱۵۸].
حفظ جمهوری اسلامی بر همه کس واجب عینی است
امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح ریزی میکنند برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیف هائی است که خدا دارد ، یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد ، اهمیتش بیشتر است ، برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا میکند برای اسلام . همه انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند ، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند . پیامبر اکرم آنهمه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آنهمه زحمات را متحمل ، متکفل شدند و جانبازیها را کردند همه برای حفظ اسلام است . اسلام یک ودیعه الهی است پیش ملتها که این ودیعه الهی برای تربیت خود افراد و برای خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه کس واجب عینی است . یعنی همه چیز هستیم مکلف هستیم حفظ کنیم تا آنوقتی که یک عدهای قائم بشوند برای حفظ او که آنوقت تکلیف از دیگران برداشته میشود . [۱۵۹].
همه باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم نه مصالح شخصی خودمان را
آنهایی که شیعه این مرد بزرگ هستند البته نمیتوانند مثل او باشند ، خود ایشان هم فرمود شما قدرت این را ندارید ، حتی قدرت همین زهد ظاهریش را ، چه برسد به معنویاتش ، لکن نباید ما گمان کنیم که ما شیعه امیرالمومنین سلام الله علیه هستیم . و خود او در دعای کمیل و سایر ادعیههایش و در روش اش آن طور خوف از خدا داشت و آن طور از عاقبت میترسید که منعکس شده است این در دعای کمیل و در حالات او و ما اصلا دنبال این مسائل نباشیم و بگوییم ما شیعه هستیم . آن طور بسط عدالت ، اگر موفق شده بود ، کرده بود که الگو شده بود برای همه حکومتهای عالم ، نگذاشتند . ما بگوییم شیعه هستیم و خدای نخواسته ظلم بکنیم ، نمیشود . این اگر در روایات فرمودهاند که پیروان علی ، اهل سعادتند ، باید ما ببینیم ما پیرو هستیم یا نیستیم ؟ ما به وظایفمان ، حتی به همان وظایف صوری مان عمل میکنیم یا نمیکنیم ؟ ما در این جمهوری اسلامی چه کردیم و چه میخواهیم بکنیم ؟ و با ما چه کردند و چه خواهند کرد ؟ شما ملت عزیز با قدرت خودتان ، با ایمان خودتان ، با تحولی که درتان واقع شد ، دست تبهکاران را در داخل و دست غارتگران را که از خارج دراز شده بود قطع کردید ، شما یک حکومت طاغوتی را برداشتید و به جای او یک حکومت اسلامی گذاشتید . شمایی که این کار را کردید باید دنبالش باشید تا نگهش دارید ، نمیشود که انسان یک کاری بکند و نیمه کاره رهایش کند . امروز که اسلام و جمهوری اسلامی در دست شما و ما و همه ملت ایران امانت است ، اگر چنانچه خلاف بکنیم ، خلاف مصالح جمهوری اسلامی بکنیم ، خلاف مصالح اسلام بکنیم ، به این امانت خیانت کردیم و در پیشگاه مقدس حق تعالی مجرم و خائن هستیم . خیانت همه اش این نیست که منافقین میکنند ، آنها هم یک قسمش است . خیانت آن نیست که صدام میکند ، آن هم یک قسمش است . آنهایی که در داخل با اسمهای مختلف ضربه میخواهند بزنند به اسلام و با اسم امور مختلفهای به حکومت اسلامی میخواهند ضربه بزنند ، اینها هم خیانت کردند . گاهی خیانت اینها راه را باز میکند برای این که آنهایی که مثل صدام و منافقین هستند راهشان باز بشود و خیانت بالاتر را بکنند . ما که میگوییم که مسلمان هستیم ، شیعه علی بن ابی طالب هستیم ، باید ببینیم که شیوه علی بن ابی طالب چی بود ، همین علی بن ابیطالب که رسول خدا او را به جای خودش نصب کرد ، بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد با اشخاصی که به عقیده او غاصب مقام بودند ، برای این که مصالح اسلام اقتضا میکرد . اگر حضرت آن وقت میخواست معارضه بکند ، اسلام در خطر بود . مایی که میگوییم مسلمان هستیم ، باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم ، نه مصالح شخصی خودمان را . باید ببینیم که امروز ضربه زدن به مجلس شورای اسلامی ، ضربه زدن به شورای نگهبان ، ضربه زدن به رئیس جمهور ، ضربه زدن به دولت اسلامی ، این میسازد با شیعه بودن با علی بن ابی طالب ؟ آن بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد ، بچههایش را به جنگ فرستاد . [۱۶۰].
فصل دوم : وظایف مسئولین در مقابل یکدیگر
نظم و سلسله مراتب در نظام توحیدی
اساس عالم بر حفظ مراتب است
امروز تمام قوای انتظامی ، اینها همه در خدمت اسلام هستند . یک وقت بود که شهربانی و همین طور سایر گروههای انتظامی در خدمت طاغوت بودند و تکلیف آن روز یک طور بود و تکلیف امروز سنگین است . امروز که شما شهربانی جمهوری اسلامی هستید ، یعنی پرسنل شهربانی اسلام یعنی شهربانی امام زمان ، آن کاری که لشکر امام زمان باید بکند ، با آن کاری که لشکر طاغوت میکرد فرق دارد ، همانطوری که خود امام زمان با طاغوت فرق داشت . آن حکومت جور بود و این حکومت عدل ، آن حکومت طاغوت بود و این حکومت خدا . در اسلام یک حکومت است و آن حکومت خدا ، یک قانون است و آن قانون خدا و همه موظفند به آن قانون عمل کنند . تخلف از آن قانون هیچ کس نباید بکند . قانون عدل است ، عدالت است ، جامعه عدل و جامعهای که در آن عدالت اجرا بشود و یک اشتباه گاهی دیده میشود که بعضی از افراد منحرف ، در بین پرسنل شهربانی یا در بین درجه دارهای ارتش یا ژاندارمری پخش میکنند و جوانها را وادار میکنند به بعضی از کارهایی که ناشایسته است ، آن این است که به آنها میگویند که حالا که انقلاب شده است و طاغوت از بین رفته و جمهوری اسلامی آمده است ، دیگر درجه دار و افسر و سرباز ندارد ( جامعه توحیدی ) . این یک اشتباهی است که آنهایی که میخواهند نگذارند اسلام آنطوری که هست ، در کارش تحقق پیدا بکند ، آنها این حرفها را در اذهان جوانها انداختهاند ، جوانها هم غافل از مسائل ، دنبال کردهاند . جامعه توحیدی به آنطوری که آنها میگویند یعنی جامعه هرج و مرج حالا مثلا در شهربانی اگر بنا باشد که زیردست - شهربانی - رئیس شهربانی از رئیس شان اطاعت نکند ، خودش خودسر و به اسم اینکه جامعه توحیدی است ، ریاست و مرئوسیت اصلش در کار نباشد ، همه یا باید مثلا فرض کنید سرلشکر باشند یا همه سرباز . اگر یک لشکری ، یک شهربانی ای همه شان رئیس باشند ، این شهربانی قابل دوام است ؟ همه شان سرباز باشند ، همه شان پاسبان باشند ، هیچ دیگر آن کسی که باید فکر کند و روی افکارش فرمان بدهد و نباشد در کار ، این شهربانی دیگر شهربانی نیست . در ارتش هم همین طور . اگر همه سربازها باشند تا جامعه توحیدی به آن معنای غلطی که در اذهان انداخته باشد ، یا همه آنها سرگرد باشند ، یا همه آنها سرلشکر باشند مثلا ، آیا این ارتش میشود برای یک مملکتی یا هرج و مرج میشود ؟ اساس ارتش ، اساس ژاندارمری ، اساس نظام در عالم ، نه فقط در اینجا ، در عالم از اولی که یک نظامی در عالم پیدا شده است ، اساس بر این بوده است که مراتب محفوظ باشد فرق ما بین دولت اسلامی و غیر اسلامی این است که ظلم نشود از بالا به پائین ، نه فرمان داده نشود ، اطاعت باید بشود ، ظلم نباید بشود . در زمان رسول الله هم ، همه مطیع رسول الله بودند و او فرمانفرما بود ، اما از طرف ایشان ظلم به کسی نمیشد . در زمان حضرت امیر هم ، حضرت امیر امر میکرد و همه اطاعت میکردند . مالک اشتر هم در آنجائی که حکمفرما بود امر میکرد و همه مکلف به اجرا بودند ، لکن از طرف مالک اشتر ظلم به کسی نمیشد . [۱۶۱].
در جامعه توحیدی هدف مشترک است
جامعه توحیدی عبارت از جامعهای است ( توحیدی به معنای حقیقی نه ، به آن معنای غلطی که گفته شده است ) عبارت از جامعهای است که با حفظ همه مراتب یک نظر داشته باشند ، کانه یک موجودند شهربانی ، شهرداری - عرض میکنم که - ارتش ، ژاندارمری ، سایر قشرهای دولت ، ملت ، رئیس جمهور ، پائین تر ، همه با حفظ مراتبشان یک مقصد داشته باشند و آن یک مقصد الهی ، کانه همانطوری که یک جامعه توحیدی در خود بدن انسان است . انسان به منزله جامعه توحیدی است ، چشم ، گوش ، دست ، اینها ، اما هم فرمانفرما دارد ، هم فرمانبردار دارد . مغز فرمان میدهد و دست فرمان میبرد ، اما همه یک راه دارند ، همه برای این است که این کشور فردی را ( انسانی را ) اداره کنند . همه دنبال اینند که فرمان از بالا میآید و پائین هم اطاعت میکند ، لکن جامعه توحیدی است اعضای یک موجودند ، اعضای یک هیکلند ، یک هویتند ، لکن در عین حالی که اعضای یک هویتند و همه هم برای همین هویت دارند زحمت میکشند ، لکن فرمانفرما و کارفرما و کاربر داریم . مغز فرمان میدهد ، اعصاب دنبالش فرمان میبرند . دستها ، پاها ، چشم ، گوش ، همه اینها فرمان میبرند . جامعه توحیدی است یعنی همه شان برای یک مقصدند . جامعه توحیدی را وقتی که از انسان آوردیم برای جامعه ، این فرد که - یک - به منزله یک جامعه توحیدی بود ، یعنی قوای مختلفه ، اعضای مختلفه در یک فرمان و در یک راه تخطی نمیکنند . قوا مختلف ، قوای باطن ، ظاهر ، اجزا و اعضاء مختلف ، دست ، پا ، سر ، چه ، لکن همه در فرمان مغز هستند ، یا روح هستند و همه رو به یک مقصد هستند و او برای حفظ مثلا خودش ، حفظ هویت خودش ، حفظ مصالح خودش ، جامعه - توحید - توحیدی معنایش این است که در عین حالی که فرمانبر و فرمانفرما هست ، در عین اینکه رئیس جمهور هست - عرض میکنم - مجلس شورا هست و مردم عادی هستند و سرلشکر هست و رئیس ستاد هست و اینها همه باید فرمان ببرند از آن کسانی که فرمانفرما هستند و روی قواعد ، لکن همه شان مثل یک بدن میمانند ، همه برای یک مقصد باشند ، ارتش نکشد یک طرفی و ژاندارمری یک طرف . و در یک کشور اگر ارتش یک طرف بکشد ، ژاندارمری یک طرف بکشد ، شهربانی یک طرف بکشد ، این اختلاف پیدا میشود . همه باید با هم ، هم مقصد باشند برای حفظ کشورشان ، مقصد حفظ کشور باشد . [۱۶۲].
لازمه تمدن این است که درجات باشد
معنی جامعه توحیدی به اینطوری که این اشخاص منحرف القا کردهاند در اینها معنایش یک جامعه حیوانی است ، در غیر حیوان ، جامعه توحیدی ما نداریم . حیوانها هم ، همه اینجور نیستند ، حیوانها هم یک دسته شان متمدنند مثل موریانه ، مثل زنبور نر ، مثل مورچه ، اینها نحل تمدن دارند ، اینها هم بالا و پائین دارند . در حیوانات که ادراکاتشان به آن اندازه نیست ، جامعه توحیدی است یعنی الاغها هم یک جورند ، گاوها هم همه یک جورند ، فرمانبر و فرمانبردارند . یک همچو جامعهای را آقایان میخواهند ؟ جامعه توحیدی که هیچ درجه داری نباشد ، هیچ بالا و پائینی نباشد - فرمانفر - همه باید عطار باشند ، اگر عطار نباشند ، جامعه توحیدی نیست . اگر مقصود این معناست جامعه توحیدی ، جامعه توحیدی در بشر تا حالا وجود پیدا نکرده الا آنوقتی که وحشی بودهاند . اگر یک وقتی بشر وحشی بوده ، آنجا یک جامعه توحیدی ( هر کسی برای خودش میرفته علفی میچیده و میخورده ) اما آن روزی که تمدن در بشر آمده است ، لازمه تمدن این است که درجات باشد . لازمه تمدن این است که یکی دکتر باشد ، یکی فرض کنید که مهندس باشد ، یکی دیگری باشد ، یکی سرگرد باشد ، یکی چه باشد . این چیزهائی که هست واقعا در عالم ، جامعه توحید به آن معنا درست بکنید برگشت به توحش است . آنهائی که این مطلب را در ذهن جوانان ما القا میکنند برای این است که منعکس بشود در خارج که اینها یک جامعه حیوانی هستند ، اینها قابل این نیستند که برای خودشان حکومت کنند . کسی که حکومت را قبول ندارد ، این هرج و مرج است یک جامعه حیوانی است ، این محتاج به سرپرست است . اینها نقشه میکشند که جوانهای ما را در ارتش وادار کنند به اینکه هرج و مرج ایجاد کنند ، در ژاندارمری هم هرج و مرج ایجاد کنند ، در پاسدارها هم هرج و مرج ایجاد کنند ، در شهر بانی هم هرج و مرج ایجاد کنند . قوای انتظامی هرج و مرج - که ستون فقرات یک جامعه است به هرج و مرج کشیده بشود . یک مملکت هرج و مرج محتاج به یک قیمند . یک مملکتی که در آن نظام نیست ، در آن فرمانبرداری از بزرگترها نیست همه برای خودشان بخواهند یک بساطی درست کنند ، معنایش پوسیدن یک جامعه است از داخل . [۱۶۳].
جامعهای که از یکدیگر حرف شنوی نداشته باشند ، محتاج به قیّم هستند
اسلام هم اینجور نبوده ، هیچ ، هیچ رژیمی در عالم اینطور نیست که هرج و مرج باشد . جامعه توحیدی ، جامعه توحیدی با آنطور که من عرض کردم یک امر مطلوبی است که همانطوری که در بدون انسان یک جامعه توحیدی است ، اگر یک ملتی اینطور شد ، خودش را نگه میدارد شما دیدید که یک حدودی ملت ما با هم منسجم شدند و غلبه کردند بر همه چیز ، اگر همه قوای انتظامیه و همه قشرهای ملت از روحانی تا دانشگاهی تا بازاری تا کارگر تا زارع ، همه اینها اگر چنانچه منسجم بشوند به هم ، - با عین - در عین حالی که مراتب محفوظ است بین خودشان ، لکن منسجم باشند با هم ، مجتمع باشند با هم ، یک بدن ، حال یک بدن پیدا کنند ، همانطوری که بدن انسان جامعه توحیدی است ، جامعه هم یک بدن بشود ، اگر اینطور بشود ، آسیب دیگر بر نمیدارد این ، این معنای جامعه توحیدی ، به این معنا صحیح است ، این معنای صحیح جامعه توحیدی است . اگر در یک کلامی ، برای آدمی که ملتفت بوده است مسائل را ، یک کلمه جامعه توحیدی واقع شده است . مقصود این است ، و اما مطلب غلطش را انداختهاند توی اذهان جوانهای ما ، در عین حالی که حسن نیت دارند ، در عین حالی که صفای باطن دارند ، ولی بازی میخورند . میخواهند زمینه را این شیاطینی که افتادهاند ، توی هم ارتش هست ، هم ژاندارمری هست ، هم شهربانی هست ، هم بازار و هم کوچه هست ، اینها شیاطینی هستند که میخواهند زمینه را فراهم کنند برای حکومت طاغوتی . من حالا به شما میگویم ( سنم هم اینقدرها نیست ، ممکن است که قبل از این حرفها بروم از اینجا ) لکن شما یادتان باشد این مطلب که این برنامهای که الان دارند بعضی از مغرضین میریزند و جوانهای ما را گول میزنند . این برنامه این است که آمریکا را به ما مسلط کنند . - آمریکا بفهماند - همه مطبوعات آمریکا شروع کنند و غرب ، همه اینهایی که با شما دشمنند ، شروع کنند به اینکه یک مملکت هرج و مرجی است ، نظام ندارد این مملکت ، بالا و پائین ندارد ، مثل حیوانات همه به جان هم ریختهاند ، همه مخالف هم هستند ، همه از هم تخلف میکنند ، هیچ یک از هیچ کس حرف نمیشنود یک همچو جامعهای محتاج به قیم است . دنیا حکم میکند که ایران محتاج به قیم است ، قیم برایش پیدا بکنید ، راه را باز میکنند برای اینکه یک قیمی مثل محمدرضا بالای سرما بیاورند ، یک قیمی مثل رضاخان - بالا سر - بالای سر ما بیاورند . [۱۶۴].
طرح عدم سلسله مراتب نقشه دشمنان است
حریف ما یک حریف عادی نیست ، حریف ما یک حریفی است که کارشناسهای آنها تمام اوضاع همه ممالک تحت بررسی قرار دادهاند و همه آنجاها مضبوط است پیش شان که باید چه کرد . یک همچو انقلابی که ضربه به آنها زد ، این انقلاب را چه جوری باید از بین برد ، با دست خود ارتش ، ارتش را از بین برد ، با دست خود ملا ، ملا را از بین برد ، با دست خود متدین ، دیانت را از بین برد . اینها نقشه است آقا ، اینها همین طور نیست قضیه ، نقشهاند اینها . اگر یک جامعهای - سلسله - ارتشش سلسله مراتب نداشته باشد آن ارتش که منحرفین اینطور القا میکنند ، میروند درجه شان را میکنند که نه ، نباید باشد این ، نمیفهمد اینکه درجه اش را میکند چی است ، چی میخواهند ، ژاندارمری هم مثل آن بشود ، شهربانی هم مثل او بشود ، پاسدارها هم آنطور بشوند ، قوای انتظامی ما بپوسد ، از بین بروند ، اینکه باید حفاظت یک کشوری را بکند این از بین برود . به این هم قانع نیستند ، میروند صحراها را به هم میزنند و نمیگذارند زراعت بشود ، غارت میکنند ، درختها را میبرند - نمیدانم - از این بساط درست میکنند ، بازار میروند هزار جور بساط درست میکنند ، دانشگاه میروند هزار جور حرف درست میکنند . ماها را دارند از باطن می پوسانند ، مائی که باید حالائی که رسیدیم به اینجا که این قدرتها را کنار گذاشتهایم و الآن دنیا دارد نظر میکند و الآن دنیا دارد نظر میکند که این عدهای که این کار را کردند و اعجاب برای دنیا آورده ، بعد از این انقلاب چه میکنند . اگر مردم دنیا دیدند که ما بعد از انقلاب هرج و مرج ایجاد کردیم به جای اینکه بفهمیم چه بکنیم ، به جای اینکه یک جامعه توحیدی ، آنطور جامعه توحیدی که همه منسجم با هم در یک راه با حفظ مراتب مثل بدن انسان ، منسجم است بدن انسان ، با هم است ، حفظ مراتب هم میکنند ولیکن یک جامعه توحیدی است که همه یک جهت ، همه یک راه میروند . اگر جامعه ما امروز اینطور نباشد ، یعنی همه قوای انتظامی مان با هم هماهنگ نباشند ، ملت مان با قوای انتظامی هماهنگ نباشد ، این جامعهای است که زود یا دیر میپوسد و انسجامش از بین میرود . اینها باید با هم باشند ، به این معنا جامعه توحیدی میخواهیم . اگر اینطور شد ، آسیب بردار نیست ، اگر یک مملکتی همه اجزایش با هم چیز شدند ، اینها معتصم میشوند ، اینها دیگر آسیب برنمی دارند . [۱۶۵].
دشمن از هرج و مرج در کشور ، سوء استفاده میکنند
این جوانهای ما ملتفت باشند که از کجا دارند ضربه میخورند . اینها خیال میکنند که خدمت دارند میکنند ، اینها خدمت نمیکنند ، اینها در عین حالی که خیال میکنند خدمت میکنند ، دارند ضربه میزنند به این جمهوری شما . متوجه باشند آنهائی که میآیند به گوش اینها این حرفها را میزنند ، ببینند از کجا تعلیم میگیرند اینها ، کی است که اینها را وادار میکنند که ( در ارتش نظم لازم نیست ، در ارتش درجه لازم نیست ) درجه لازم نیست ، یعنی هیچ ، یعنی ارتش نه جامعه توحیدی - در - به آن معنائی که آنها میگویند جامعه توحیدی در ارتش ، معنایش این است که ارتش نمیخواهیم ، شهربانی هم معنایش این است که شهربانی نمیخواهیم ، ژاندارمری هم معنایش این است که ژاندارمری نمیخواهیم . در هر جا که یک همچو مساءلهای آنها پیش آوردند معنایش این است که ما هرج و مرج باید باشد ، باید ما یک نظمی در کارمان نباشد ، مملکت مان بدون نظم ، خوب ، رئیس جمهور هم نمیخواهیم . جامعه توحیدی است به حسب آنطوری که آنها میگویند . درجه را بکنند که رئیس جمهور هم نمیخواهیم ، دولت هم نمیخواهیم ، وزرا هم نمیخواهیم ، این جز این نیست که بفهمانند به دنیا به اینکه اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند .
من یادم است که در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاعها بود ، کارتر در یکی از حرفهایش ( ما پاریس بودیم ) گفت که به اینها زیادی آزادی دادهاند . او با آن نظر موذیانه اش میخواست بفهماند که این مملکت قابل آزادی نیست ، نباید به آن آزادی داد . ما از این باید درس بگیریم که این زیادی به آنها آزادی دادند ، او میخواست اینطور بگوید که باید با این ملت همان رفتار را کرد که محمدرضا در زمان قدرتش کرده ، آزادی نباید داد به اینها ، باید اینها در اختناق باشند تا بشود حفظشان کرد . به نظر او ماها یک حیوان سرکش هستیم که باید مهارمان کرد . به نظر باطل او ، اگر - ما - مطلب آنی است که او میگوید که گفت او که اینها قابل این نیستند که به آنها آزادی داد ، حالا دیده جلو بردهاند اینها و پیش بردهاند ، حالا هم آن نقشه را میخواهد درست کند که این مملکت و این افراد مملکت زود است برایشان آزادی ، زود است برایشان که کارشان دست خودشان باشد . شاهدش این است که در ارتش میروی درجهها را میکنند که ما نمیخواهیم ، ما - چیز - جامعه توحیدی میخواهیم . کدام اسلام گفته جامعه توحیدی به این معنا . اسلام میگوید نظم امور باید بشود . نظم امور با درجات است ، نمیشود همین طوری تو از برای خودت ، من برای خودم که جامعه توحیدی نمیشود . این ضد جامعه توحیدی است اینکه نظم توی کار نباشد ضد جامعه توحیدی است . اگر بدن انسان این نظم را نداشت و این اطاعت مادون از مافوق را نداشت تمامش به هم میخورد . اگر مغز - اگر - حکم میکرد دست اطاعت نمیکرد ، به هم میخورد اوضاعش . آن برای این است که به دنیا بفهمانند امروزی که ما در مقابل قدرتها ایستادهایم ، قدرتمندها به دنیا بفهمانند که این جامعه قابل نیست از برای اینکه خودش را اداره کند ، این نظامش دارد به هم میخورد و خورده است ، این بازارش هم دارد به هم میخورد ، این کشتش هم دارد به هم میخورد ، این محتاج به این است که یک قیمی بالای سرش باشد آن قیم کار را اداره کند . یک نفر آدم را بگذارند بالای سرما و پیش دنیا حجت داشته باشند به اینکه خوب ، ما این وحشیها را خواستیم مهارشان کنیم . [۱۶۶].
نظام توحیدی یعنی همه دنبال حکم خدا باشند
مساءله نظام توحیدی معنایش این است که همه شان دنبال حکم خدا باشند ، همه توجه به خدا داشته باشند ، هر کس هر کاری بکند برای خدا بکند ، این نظام توحیدی است ، یعنی همه یکی است ، جوش خوردند به هم . آن نظامی که این برای خودش میکشد ، آن برای خودش میکشد و این به آن فحش میدهد ، آن به آن بد میگوید ، نظام توحیدی نیست ، آن نظامی که پائین از بالا اطاعت نمیکند ، بالا به پائین ظلم میکند این توحیدی نیست ، این نظام شیطانی است ، نه نظام الهی . نظام الهی باید همه جهاتش محفوظ باشد ، لکن همه متوجه به خدا ، ارتشش پائین از بالا خدمت بکند ، اطاعت بکند ، بالا به پائین محبت بکند و ظلم نکند و همه برای خدا باشد ، کشاورزش برای خدا باشد ، دانشگاهش برای خدا مشغول کار باشد . این نظام توحیدی است . [۱۶۷].
جامعه توحیدی یعنی همه به خدا فکر کنند
جامعه توحیدی معنایش این است که در عین حالی که - فرض کنید - سرلشکر هست و دیگران باید از سرلشکر اطاعت بکنند و در عین حالی که سپهبد - فرض کنید اگر باشد - هست و در عین حالی که حکومت هست ، همه اینها یک فکر داشته باشند ، جامعه توحیدی معنایش این است که همه اینها به خدا فکر کنند ، توجه به خدا داشته باشند نه هرج و مرج باشد . جامعه توحیدی اصل قابل وجود به آن معنا که میگویند نیست . جامعه توحیدی به آن معنا که می گوئید خوب ، همه رعیت باشند ، ما نساج نمیخواهیم ، ما دیگر فرض کنید که آن کسی که آهنگر نمیخواهیم ، اینکه توحید نمیشود ، یکی زحمتش زیاد است ، یکی زحمتش کم ، جامعه توحیدی در حیوانات هم کم است ، در بعضی حیوانات یا اکثر حیوانات جامعه توحیدی است ، یعنی اینکه دیگر در حیوانات یک بالا و پائین نیست ، در بعضی شان ، در مثل موریانه ، آنها هم تمدن دارند و میگویند تمدنشان اسبق است از انسان ، یا در مثلا زنبور ، زنبور نحل ( یعنی زنبور عسل ) آنها هم بالا و پائین دارند ، اگر بنا باشد که به آن معنا که شما می گوئید جامعه توحیدی معنایش این است که تفاوت مابین افراد نباشد . شما در غیر حیواناتی که آن هم حیواناتی که - آن - تمدن ندارند ، در غیر حیوانات در کجای عالم پیدا میکنید که تفاوت نباشد ، یعنی همه ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم ، همه کشور ما یا همه شان باید مهندس باشند ، خوب ، همه مهندس ، ما کشاورزی نمیخواهیم . همه کشاورز ، ما کارگر نمیخواهیم . همه کارگر ، ما کارفرما نمیخواهیم . پس قابل ذکر است ، این یک کلمه توحیدی به گوششان خورده است معنایش را نفهمیدند یا آنهائی که در کار هستند و در کمین هستند که میخواهند این کشور را به هم بزنند و میخواهند باز ما را تحت سیطره امریکا و امثال امریکا قرار بدهند آنها افتادهاند توی اینها ، جامعه توحیدی ! ! جامعه توحیدی ! ! مقصودشان چیست ؟ مقصود این است که ما درجه دار و افسر و سرباز نمیخواهیم ، همه مان سرباز ، اطاعت نمیخواهد ، وقتی که کسی فرمان بدهد هیچ کس نباید از او اطاعت کند ، یا همه فرمانده ، فرمانبر نداشته باشیم ، یا همه فرمانبر ، فرمانده نداشته باشیم . این کشور میشود ؟ این مملکت میشود ؟ این خیانت به ارتش نیست ؟ این خیانت به اسلام نیست ؟ اینها را به گوششان خواندند و یک شوراهائی درست کردند غلطی و به گوش اینها خواندند . میآیند در آنجا ، درجههای خودشان را میکنند میدهند به افسر ، میگویند تو درجه بده ، این جز این است که یک مملکتی را به فساد بکشد ، ما در این مملکت یک کاسب نمیخواهیم ؟ تاجر نمیخواهیم ؟ فرش فروش نمیخواهیم ؟ یک مملکت ما همه اش باید یکسان و به قول آنها جامعه توحیدی که آنها میفهمند ، جامعه توحیدی باشد که همه یک جور باشند ؟ محصل نمیخواهیم برای اینکه اگر تحصیل کرد ، خوب فرق میکند با دیگران ، جامعه توحیدی نیست این ؟ یکی بالاتر ، یکی پائین تر . آن کسی که با فکرش یک کار بزرگی انجام میدهد ، این با آن رعیتی که با عملش یک جریب زمین را درست میکند ، اینها در یک جامعههای عالم یک جور هستند اینها ؟ اینها در جامعههای دنیا ، کسی که طیاره را درست میکند با آن کسی که چاه میکند برای آب ، اینها یک جورند در دنیا ؟ اینکه جامعه توحیدی نیست اینکه . آن یک کار دیگر میکند ، این یک کار دیگر میکند . آن یک جور دیگر زندگی میکند ، این یک جور دیگر . اینها چی میگویند ؟ کجای دنیا جامعه توحیدی است که اینجا باشد ؟ در شوروی دیگر روسا و مرئوسین نیستند ؟ کرملین حکم نمیکند برای همه کشور ، سردارها آنجا حکم نمیکنند ، صاحب منصبها آنجا همه اینها از زیر بارشان در میروند ، درجههاشان را میکنند که جامعه توحیدی نیست ؟ چین که همین طور است ؟ کجای دنیا هست که سرباز همه باشند ، هیچ صاحب منصب نداشته باشند ، همه صاحب منصب به یک درجه باشند ؟ این چه غلطی است که در فکر اینها رفته ، خیانت است این به اسلام ، خیانت است این به کشور ، خیانت است این به ارتش ، ارتش باید باشد با همان قدرتی که باید باشد . البته همه به یک فکر باید باشند ، جامعه توحیدی این است ، تمام ملت ایران باید یک فکر کنند و او این است که خودشان را از زیر بار اجنبی نجات بدهند و خودشان اداره کنند ملت خودشان را ، مملکت خودشان را . جامعه توحیدی آن بود که در این نهضتی که پیروز شدید شما ، آن بود که در این نهضت پیروز شدید ، یعنی همه آمدند با هم به طور وحدت کلمه ، وحدت فکر ، نه معنای جامعه توحیدی هرج و مرج باشد و نه دولتی باشد و نه ملتی باشد ، نه مدیری باشد و نه اداری باشد و نه مهندسی باشد ، این یک مساءلهای است که اصلا خطرناک است برای مملکت ما . [۱۶۸].
برادری یعنی انسجام و همصدایی
خلاف تعلیمات اسلامی مجتمعات مختلف درست میکنند . قرآن میفرماید که : ( المؤ منون . . . ) ، انما المؤ منون اخوه [۱۶۹] و غیر از برادری پیش مومنین - پیش مومنین - چیزی نیست ، منحصر برادرند نه غیر برادر ، هیچی نیستند الا برادری این هیچ نیست الا برادری ، برای این است که اگر ما هیچ جهتی را ملاحظه نکنیم الا برادری خودمان را ، انسجام پیدا میکنیم . همه مومنین را ، هم مؤ منین را قرآن میخواهد که با هم برادر باشند و غیر از این هم نباشند در بین ، اگر همه مؤ منین در قطرهای اسلامی ، در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند ، قابل آسیب دیگر نیست . اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان ، یک میلیارد جمعیت مسلمان که مع الاسف یک میلیارد جمعیتی هستند که تحت سلطه غیر هستند ، یک میلیارد جمعیت تحت سلطه دویست و پنجاه میلیون ، اگر این یک میلیارد جمعیت به این یک حکم خدا سر نهاده باشند ، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که انما المومنون اخوه برادرند اینها ، اگر این برادری در همه جا بود ، اگر این برادری در تمام قشرهای ملتها بود ، این گرفتاریها برای ما پیدا نمیشد . برادری این نیست که من یک کاری بکنم برخلاف دستور ، برخلاف نظام ، شما هم یک کاری ، این خلاف برادری است . حضرت امیر هم برادر بود با همه ، مسلمان بود ، مومن بود ، برادر بود ، راءس مؤ منین بود و برادر بود . عقیل هم برادر حضرت امیر بود ، عقیل حق داشت بگوید که من و تو برادریم ، من از تو اطاعت نمیکنم ، این خلاف برادری بود برای اینکه برادرند . در اینکه آن معنایی که اسلام میخواهد با هم پیش ببرند ، این برادری است ، برادری را برای این درست کردند که منسجم بشوند به هم و با هم یک ندا پیش ببرند . اگر در یک نظامی فرض کنید در ژاندارمری یک دسته بایستند بگویند که ما به تو اطاعت نداریم ، ما از تو اطاعت نمیکنیم ، این اینطور نیست که بتواند یک همچو نظامی برای آن مقصدی که خدای تبارک و تعالی فرموده است شماها برادر هستید ، بتوانید برادری کنید . برادری در این مقصد این است که پشت به پشت هم بدهند و همه پشتیبان هم باشند برای پیشبرد مقصد . پشتیبان هم بودن این است که این نظم را ملاحظه بکنند ، این درجاتی که ارتش دارد و روی آن نظم پیدا کرده ، درجاتی که ژاندارمری دارد و روی آن نظامی است و هکذا سایرین و هکذا همه مردم ، باید اینها برادر باشند ، یعنی محبت برادری به هم داشته باشند و همه پشتیبان هم باشند برای آن مقصد ، برای اینکه پیش ببرند ، برای اینکه نجات بدهند ملت خودشان را . این برادری اقتضا میکند که چون روی این مقصد است که باید پیش ببرند ، اقتضا میکند که این برادر کوچک از آن برادر اطاعت کند در این مقصد ، آن برادر بزرگ هم به این برادر کوچک محبت کند برای این مقصد ، آن رئیس باید برادر اینها باشد در پیشبرد مقصد و فرمان بدهد ، فرمانی که برادر بزرگ به برادر کوچک میدهد که همه آن رحمت است . [۱۷۰].
اگر نظم از دست برود جامعه از توحیدیت بیرون میرود
این پائین دست ، رده پائین به حسب نظام ، اطاعت باید بکند از او و الا برادری نکرده است . همه مقصد راه خداست ، همه مقصد واحد جامعه اگر بنا بشود اینطور باشد جامعه توحیدی میشود یعنی توحید در مقصد . اگر ما یک جامعه توحیدی پیدا بکنیم یعنی اینطور باشد که هر کدام در محل خود ، کار خودشان را انجام بدهند برای آن مقصد ، شمائی که در ژاندارمری هستید کار ژاندارمری را به همان نظم که در آن جا مقرر است انجام بدهید برای مقصد واحد و آن حفظ کشورتان ، آنها هم در ارتش هستید ، آنها هم نظم خودشان حفظ بکنند برای همان مقصد ، ماها هم که طلبه هستیم نظم خودمان را حفظ کنیم برای آن مقصد ، آنها هم که اداری هستند ، آنها هم که در راءس کار هستند ، آنها هم در پائین هستند و بالا همه حفظ بکنند همه جهات را برای یک مقصد ، همه مقصدشان این باشد ، انسجام پیدا بکنند یعنی روی مقصد والا . انسجام که معنای آن این نیست که ما دوتا به هم بچسبیم ، معنای آن این است که ما همه با هم یک مقصد داریم و روی آن مقصد راه برویم . اگر اینطور شد ، جامعه توحیدی است و اگر بنا شد که نظم را از دست بدهیم ، جامعه از توحیدیت بیرون میرود . اگر شما از بالا اطاعت نکنید بالا به شما تعدی بکند ، من از بالاترم اطاعت نکنم بالاتر به من تعدی بکند ، این انسجام از بین میرود ، این جامعه توحیدی از بین میرود و جامعه توحیدی این است که همه کار خودشان را انجام بدهند روی نظام و همه هم مقصدشان یکی باشد ، این جامعه توحیدی است . اینهائی که میآیند در داخل ارتش ، در داخل ژاندارمری ، در داخل پاسبانها ، در داخل شهربانی ، توی جمعیتها ، توی دانشگاهها ، همه جا این شیاطین هستند ، همه جا اینهائی که میآیند با اسم اینکه جامعه توحیدی میخواهند توحید را از بین ببرند . اینها هم نقشه دارند برای اینکه همه را بپوسانند ، این جامعه را بپوسانند ، مقصد دارند اینها ما باید آگاه باشیم از این معنا ، جوانهای ما را باید آگاه بکنند ، شماها باید آگاه باشید ، جوانها را آگاه بکنید که مقصد این است . [۱۷۱].
خودسری و بی نظمی منافی با جامعه توحیدی است
آقایانی که روابط دارند ، با شما هستند ، آنجا باید آشنا بکنند جوانها را به اینکه جامعه توحیدی معنای آن این نیست که هرج و مرج باشد ، جامعه توحیدی معنای آن این است که همچو با هم پیوست باشند که آسیب دیگر نبینند که یکی بشوند کانه یک موجود ، نه این است که جامعه توحیدی معنای آن این است که بالا و پائین تو کار نباشد ، مگر امکان دارد یک همچو چیزی ، مگر انسجام حاصل بشود . که اگر چنانچه پائین و بالائی نباشد و همه خودسر باشند ، پائین و بالا نبودن معنای خودسری است ، نظم نبودن معنای خودسری است ، خودسری منافی با جامعه توحیدی است ، اطاعت نکردن مخالف با جامعه توحیدی است . آنهائی که به خورد جوانها میدهند ، جوانهای ما میدهند که جامعه توحیدی میخواهیم پس نه افسری و نه درجه داری و نه چیزی ، همه ما سرباز باشیم ، کی از کی اطاعت کند . چه وقت میتوانید وحدت پیدا کنید ، هر کدام اینها مثل او ، انسجام از کجا پیدا بشود . وقتی نظم نباشد ، وقتی هر کسی برای خودش علیحده باشد و سرخود باشد ، انسجام پیدا نمیشود . شما صد میلیون قاطر چموش را میتوانید وادار کنید به یک کار ، صد میلیون کاری یک کار انجام میتوانند بدهند ، همه تو سر هم میزنند . صد میلیون جمعیت اگر چنانچه نظم در کارشان نباشد . حضرت امیر در دستوری که میدهد میگویند که امورتان را نظم بدهید . نظم همین ، نظام همین است . همه جامعه باید نظم داشته باشند ، انحصار به ژاندارمری و انحصار به ارتش و اینها نیست ، همه جامعه نظم لازم دارد ، اگر نظم از کار بداشته بشود جامعه از بین میرود . حفظ نظام ، یکی از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد . آنهائی که میگویند نظام به این معنا نمیخواهیم و همه مان یک جور ، همه مان بدون اینکه یک ضابطهای در کار باشد عمل بکنیم ، خلاف قرآن دارند عمل میکنند ، خلاف اسلام دارند عمل میکنند ، خلاف مصالح مملکت دارند عمل میکنند . [۱۷۲].
حفظ نظم از واجبات است
و البته باید همه امور بر نظام و نظم باشد . وقتی که پایه امور بر نظم بنا شد ، باشد و حفظ نظم از واجبات الهی است . باید در قوه قضائی هم این نظم محفوظ باشد یعنی اینطور نباشد که قاضی یک روز بخواهد بیاید و یک روز هم دلش بخواهد نیاید . این یک یا باید در استخدام ، استخدام الله برآید و وظیفه شرعی الهی خودش بداند که باید روی موازینی که هست ، ساعاتی که تعیین شده است برای کار ، کار بکند و اگر چنانچه نخواهد هم این کلمه استخدام را قبول بکند یا اصلش تصدی نکند یا ملزم بداند خودش را به الزام شرعی که اگر آمد نظام را حفظ کند ، اگر بخواهد وارد بشود و بی نظم باشد ، من یک هفته دلم نمیخواهد بیایم ، الزامی که من ندارم ، نمیخواهم یک چنین آدمی ، اصلا از اول وارد نشود ، اگر چنانچه میتواند که روی موازینی که تعیین میشود و شورای قضائی تعیین میکند عمل بکند ، ملتزم به این باشد که این عمل تا آخر روی موازین باشد و هر روز هم خودش را عاجز از این داشت خوب برود پیش شورا و استعفا بدهد ، اما متصدی باشد و بی نظم متصدی باشد ، این صحیح نیست . باید یک مملکتی همه چیزش نظام داشته باشد ، همانطوری که اگر در شهربانی بخواهند اینهائی که پاسبان هستند بگویند که ما امروز میخواهیم نیائیم ، امروز میلمان کشیده است که منزل باشیم ، این نمیشود این پاسبان نمیشود و این شهربانی هم نمیشود . و در سایر ادارات هم یک ادارهای بگوید که من امروز نمیخواهم بیایم ، این خواستنی نیست . کسی که یک امر را تصدی کرد باید نظامش را حفظ بکند . آقایان هم که از همه قشرها از حیث کار اهمیتشان بیشتر است باید این نظام را حفظ بکنند و همانطوری که در سایر جاها یک نظامی هست و بدون نظم یک امری تحقق پیدا نمیکند یعنی فاسد میشود ، باید نظام را حفظ بکنند و هر چیزی را که تقبل کردند با نظم و با ترتیب ، این را اجراء بکنند و عمل بکنند . [۱۷۳].
کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد
از مسائلی که میخواستم تذکر دهم این است که نظم را کاملا رعایت کنید . شجاعت غیر از تهور است شجاعت در جنگ حرکتی است قهرمانانه روی نقشه و نظم و حساب و حال آنکه تهور بی حساب و نظم بر دشمن تاختن است . کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد تکرار میکنم کار وقتی روی نظم و قاعده و برای خدا بود دیگر خوفی نیست چه کسی کشته شد و چه کسی کشت . [۱۷۴].
اگر بخواهند مملکت محفوظ بماند باید روی نظم رفتار کنند
در این زمان ما بخواهیم سعید باشیم ، بخواهیم به سعادت برسیم باید عمل بکنیم همه با هم دوست و رفیق ، سرباز با درجه دار ، درجه دار با افسر ، با ارشد ، رفیق باشد لکن اطاعت بکنند ، اطاعت مساءلهای ، رفاقت مساءلهای دیگر ، بالائیها پائینی را به چشم رحمت نگاه کنند ، پائینیها به بالائیها اطاعت بکنند . اگر بخواهند یک مملکتی محفوظ بماند باید ارتش روی دیسیپلینی که دارد ، محفوظ بماند ، روی آن نظمی که دارد روی نظم رفتار کند اگر بخواهد به هم بریزد ( حتی حالا من آزاد شدهام ، نخیر زیر بار کسی نمیروم ) نه ، این خلاف آن آزادی است که خدا میخواهد . آزادی در حدود ضوابط است . ( من آزادم حالا ، من آزادم سیلی بزنم به ایشان ) . نه آزاد نیستی . من آزادم اطاعت از مثلا ، از فرماندارم نکنم نه این آزادی نیست در حدود قواعد و قوانین آزادی هست . یعنی شما دیگر از کسی الان اینجا که نشستهاید ، دیگر نمیترسید ، اگر قبل از این بود ، شما خوف این را داشتهاید که از اینجا پایتان . . . ، جمع نمیتوانستید بشوید اینجا ، حالا اگر هم آمدید ، خوف این را داشتید که از اینجا رفتید بیرون ، این ساواکیها ، این بیرون نباشند ، شما را بگیرند و ببرند و بودند و میگرفتند و میبردند . این به این معنا الحمدلله ما الان آزادیم الان لکن معنای آزادی این نیست که من هر کاری دلم بخواهد ، بکنم . [۱۷۵]
این کلمهای که گفتید که میخواهند که من دخالت بکنم ، من که نمیتوانم در همه امور دخالت بکنم ، بالاخره من اشخاص دارم ، باید اشخاص دخالت بکنند . من مثلا حالا شما را تایید میکنم که در سپاه پاسداران باشید و در راس باشید این معنی دخالت من است ، معنی این است که شما اگر کاری آنجا انجام بدهید من انجام دادهام در آنجا ، آنها اگر بخواهند شنوائی از من بکنند باید از شما شنوائی بکنند . و همین طور سایرین از آن کسی که من قرار دادم وقتی که اطاعت بکنند ، همان اطاعت از من است و همان دخالت من است . اینطور نیست که هر کدام ، علیحده باشند . فرض کنید که آقای رئیس جمهور را من قرار دادم برای اینکه رئیس کل قوا باشد و آن چیزی را که من قرار دادم اگر چنانچه با آن موافقت بکنند موافقت با من است و من خودم مستقیما نمیتوانم همه امور را دخالت بکنم من باید بالاخره اشخاص را قرار بدهم و یک نظمی ایجاد بشود . [۱۷۶].
بی نظمی منجر به هرج و مرج میشود
ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشد هم در ارتش ، هم در ژاندارمری و هم در سایر قوای انتظامی و غیر انتظامیه ، آنها در هر جا به یک صورتی دامن میزنند به اینکه نظم را از ارتش و ژاندارمری و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش ، هرج و مرج ایجاد کنند . اگر یک ارتشی با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذیرد این هرج و مرج را ، معنایش این است که ارتش نیست ، هیچ امکان ندارد که او بتواند با یک قدرتی هر چه هم باشد مقابله کند . اگر نتواند ارتش خودش را اصلاح کند و قدرت خودش را و پیوند خودش را و نظمی که در باطن باید باشد این را ایجاد بکند ، این نمیتواند در مقابل غیر ، هر غیری باشد ، مقاومت کند . اینهایی که میآیند به جوانها از راه دلسوزی میگویند که چرا باید شما مثلا ، این مثل زمان طاغوت میماند که شما اطاعت کنید ، خیر ، این مثل زمان امیرالمومنین میماند ، اطاعت از طاغوت بد است نه اطاعت از ارتشی که مال اسلام است ، اطاعت از یک فرماندهی که فرمانده اسلام است واجب است به حسب حکم اسلام ، تخلف حرام است ، طاغوت برای طاغوتیش بد بود نه برای نظمش . اگر شما بخواهید که به هم بزنید اوضاع را و یک دسته جوان نپخته و بی تفکر بیایند در اینجا و بخواهند به هم بزنند اوضاع را ، تمامتان آسیب پذیر خواهید شد ، نه فقط صاحب منصبها ، خیر ، همه آسیب پذیر خواهید شد . [۱۷۷].
اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی ، حکم خداست
اگر بنا باشد درجههای بالا ، البته آنهائی که انشاءالله اسلامی حالا هستند و میشوند ، اینها را از آنها اطاعت نکرد و از فرمانده کل قوا اطاعت نکرد اگر بنا شد یک همچو چیزی باشد هیچ وقت نمیتواند ارتش ، ارتش باشد . زمان حضرت امیر هم اطاعت واجب بود بر ارتش نسبت به فرماندار ، حکم اسلام است ، البته فرماندار هم باید با نظر طاغوتی نگاه نکند به آنها ، با نظر عطوفت ، مهربانی باشد . باید همه شما قوه واحده باشید ، ید واحد ، ید واحد ، واحد علی من سواهم باید همه شما نظم را حفظ کنید ، همه قوای انتظامیه نظم را در باطن خودشان حفظ کنند تا یک ارتش صحیح باشد ، یک ژاندارمری صحیح باشد ، یک سپاه پاسداران صحیح باشد . اگر بنا باشد که سپاه پاسداران به طور هرج و مرج کار بکنند ، هر که ، هر جا چهار نفر باشد برود به مردم تعرض بکند و مال مردم را خدای نخواسته بگیرد ، این پاسدار اسلام نمیشود ، این طاغوت است به صورت دیگر درآمده مگر طاغوت چی بود ؟ طاغوت همین بود که جان و مال مردم در امان نبود در زمان او . اگر بنا باشد که جان و مال مردم در این زمان هم از قوای انتظامیه در امان نباشد این هم طاغوت است ، منتها با صورت دیگر آمده بیرون و طاغوتی که به صورت مسلم بیرون بیاید خطرش از آن طاغوت بدتر است ، این منافق است . عذاب منافقها بیشتر از عذاب کفار است . سعی کنید همه تان ، همه قوای انتظامیه سعی کنند که هماهنگ بشوند ، سعی کنند که به آن موازینی که در ارتش هست ، موازینی که در سپاه پاسداران هست ، موازینی که در سایر قوای انتظامیه هست عمل بکنند ، خیال نکنند که اطاعت از مافوق ، خیر ، این طاغوتی است ، خیر اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی و در لشکر اسلام حکم اسلام است ، حکم خداست ، اطاعت از فرماندارها که به یک تعبیر اولی الامر هستند این در قرآن واجب شمرده میشود و واجب است این . [۱۷۸].
باید سلسله مراتب محفوظ باشد
البته مساءله مهم این است که ارتش و پاسداران و ژاندارمری ما با یکدیگر هم زبان و هم پیمان باشند و مهمتر اینکه در عمل با هم هماهنگی داشته باشند زیرا در هماهنگی است که پیروزی میسر میشود ، باید سران با هم تفاهم داشته باشند که بحمدالله دارند ، باید سلسله مراتب محفوظ باشد ، باید اطاعت بی چون و چرا انجام گیرد ولی درست مثل صدر اسلام ، اطاعت بدون هیچ اغماض باید باشد و محبت و دوستی و برادری هم باید باشد . حضرت امیر علیه السلام رئیس کل قوا بودند ولی نسبت به سایر افراد ارتش اسلام هم عطوفت داشتند . هرگز در سپاه اسلام تحمیل نیست یعنی درست یک عده برادر هستند که در کنار هم برای خدا میجنگند ، که یکی فرمانده و دیگری فرمانبردار است و تخلف از دستور فرمانده جایز نیست . باید نظم کاملا رعایت شود ، باید فرماندهان به سربازان بفهمانند که همه با هم برادریم و همه با هم میخواهیم کاری را انجام دهیم ، ولی ارتش هم باید از فرمانده کل قوایش که آقای بنی صدر است اطاعت کند . خلاصه امروز که ما از طرف قدرتها در خطر هستیم ، البته به نظر من بعید به نظر میرسد ، باید منسجم باشیم زیرا اگر انسجام بوجود آید ، هیچ قدرتی نمیتواند به شما زور بگوید و پیروزی از آن شماست . [۱۷۹].
حفظ سلسله مراتب و برخورد اسلامی با زیردستان
آقایان توجه دارند که انتقال پیدا کردند از ارتش طاغوتی به ارتش الهی . توجه دارند که رژیم تبهکار سلطنتی مبدل شد به رژیم جمهوری اسلامی که عدل در او سرلوحه تمام برنامه هاست . توجه دارند که حالا که ارتش اسلامی است وظائفشان با آن وقت که ارتش ، ارتش طاغوتی بود فرق دارد همانطوری که موظفند سلسله مراتب را حفظ کنند ، بزرگترها ، صاحب منصبها و افسرهای ارشد موظفند که با سایر طبقات به طور سلامت و به طور اسلامیت رفتار بکنند و گمان نکنند سربازان که حالا که انقلاب شد ما باید اطاعت نکنیم . اسلام اطاعت فقیه را واجب دانسته است و من امر میکنم به شما که اطاعت کنید از مافوقهای خود و حفظ نظام را بکنید . و من سفارش میکنم به افسرهای ارشد و دیگر افسرها که مراعات اسلامی خودشان را بکنند و با زیردستان همان کنند که پیغمبر اسلام با زیردستان میفرمود و امیر المومنین سلام الله علیه الان شما در آغوش اسلام هستید و برادر با همه مسلمین و همه در آغوش اسلام هستیم و باید وظائف اسلامی را عمل کنیم ، همچو نباشد که فقط اسم جمهوری اسلامی باشد ، اسم ارتش اسلام باشد ، ولی معنا و محتوا آنطور نباشد برادرها اگر بخواهید استقلال مملکت خودتان را حفظ کنید و اگر بخواهید از تحت یوغ ابرقدرتها تا آخر خارج بشوید به اسلام توجه کنید و به احکام اسلام سر فرود آورید . اسلام برای شما و برای ما و برای ملت ما تمام آزادیها و استقلال را فراهم میکند و در سایه اسلام ما میتوانیم مملکت خودمان را حفظ کنیم شما دیدید که ملت ما با نداشتن ابزار جنگی ، لکن داشتن ایمان بر تمام ابر قدرتها که پشتیبانی میکردند از رژیم سابق غلبه کردند و این نبود جز اتکال به اسلام و اتکال به قرآن کریم . [۱۸۰].
=مالک اشتر و محمدبن ابی بکر از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر ( علیه السلام ) بودند
شماها جوانهای صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار ، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را میپذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهداری میکند . گمان نکنید که اگر حکومت اسلامی آمد ، دیگر صاحب منصب نمیخواهد اینها تبلیغاتی است که میکنند حکومت اسلامی هم همه این ابزاری که سایر حکومتها دارند دارد ، منهای دزدی . دزدی را ما میخواهیم جلویش را بگیریم ، دزدها را میخواهیم بگیریم آنهائی که خدمت به وطن میکنند ، ارجمندند پیش همه ما ، پیش خدا هم ارجمندند ، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد آنهائی که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مواخذ خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون . تمام شد قضیه ، اگر اینجا بیایند ، این جوانها هستند که اینجا به حسابشان میرسند . اگر امریکا بروند ، باز هم هستند ، انگلستان بروند ، باز هم هستند اینها گمان نکنند که پولها را بردند و خود شاه هم همین طور ، خیال این معنا را بکند که حالا ما پولها را میخوریم حالا هم همینطوری میمانیم و بعد هم با طیاره سوار میشویم و فرار میکنیم میرویم به آمریکا ، هرجا بروید ، هستند جوانهای غیور ایرانی در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید . در هر صورت من از این جوان هائی که در ارتش هستند و من میدانم که آنها فطرت اسلامی خودشان ، فطرت انسانی خودشان را از دست ندادهاند و اینها قلبا با ملت هستند منتها حالا ، تحت به خیال خودشان فرمان این بزرگترها ، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترساندهاند از اینکه اگر یک وقتی حکومت اسلامی پیش بیاید دیگر صاحب منصبی تو کار نیست ، خیر ، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبی تو کار بوده است منتها با یک فرم دیگری بوده است . صاحب منصب ، آن وقت هم مالک اشتر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است ، محمدبن ابی بکر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائی که در ادارات است آنی که احتیاج به او ندارد ، آنهائی هستند که سربار هستند ، آنهائی که میخواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند ، مال ملت را بخورند و نفعی هم نداشته باشند برای ملت ، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است ، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان برای این که در هر جا بروند ، اینها پیدا خواهند شد . [۱۸۱].
امروز اطاعت از بالادستها یک امر شرعی است
امروز مملکت ما با این وضعی که دارد احتیاج به همفکری دارد و همکاری احتیاج به نظم دارد اگر در یک کشوری نظامش تحت قواعد و تحت مسائلی که در نظام مطرح است ، از اینکه فرمانده وقتی فرمان داد باید اطاعت شود ، فرمانده کل قوا وقتی امری کرد باید اطاعت شود ، فرماندهان هنگها و یا سایر جاها وقتی امر کردند باید اطاعت شود ، اگر این معنا نباشد در نظام ، این نظام نیست دیگر . اگر یک نظامی خودش بین خودش یک بی نظمیها باشد ، اگر قوای مسلح در بین خودشان هماهنگی نباشد ، ما نیز توقع نداشته باشیم که کشور ما به پیش برود . . .
ما امروز اگر چنانچه همه این ارگانها به هم جوش نخورند و همه با هم همدست نباشند ، باید در انتظار مصیبت باشیم . باید ارتش با کمال قدرت کار بکند و تمام قوایی که در تحت نظم هستند و در تحت قوای بالا هستند و در تحت درجه دارها و افسرهای بالا هستند . فرماندهان هستند ، اینها باید اطاعت بکنند . امروز اطاعت از بالا دستها یک امر شرعی است ، یک مطلبی نیست که مثل سابق باشد بتوانند از زیر آن در بروند و مانعی نداشته باشد . امروز یک کسی است که بالای سر همه است و آن خدای تبارک و تعالی است که همه چیز را در ظاهر و باطن میبیند . اگر بخواهد این مملکت از این آشفتگیهایی که حالا مثلا هست جلوگیری بکند ، جز اینکه هم قوای مسلح با هم و هم مجلس با دولت ، با رئیس جمهور ، با امثال ذلک با هم ، اگر چنانچه تشریک مساعی با هم نکنند نباید توقع داشته باشند که مملکت به پیروزی نهائی برسد . [۱۸۲].
باید در ظاهر و باطن اطاعت کرد
و از مهمات این است که نظم در کار باشد یعنی اگر چنانچه نظام نباشد در کار و امور تحت یک نظامی انجام نگیرد این تزلزل ایجاد میکند . اگر بنا باشد که فرض کنید که سپاه پاسداران اطاعت نکنند از رئیس شان ، همه اینها اطاعت نکنند از آن فرمانده کل ، در ژاندارمری همین طور ، در آنجا همین طور و خودشان بخواهند هر کدامی یک راهی بروند ، این اسباب این میشود که یک قوای مسلح متزلزل بشود و با تزلزل قوای مسلح مملکت متزلزل است . بنابراین یکی از مهمات این است که نظم را حفظ بکنند یعنی بشناسند آن که رئیس فوج است ، آن که رئیس لشکر است ، آن که رئیس پاسداران است . این را همه به نام اسلام بشناسندش به اینکه لازم است اطاعت از او بکنند . حالا مثل زمان طاغوت نیست که اگر خواستم اطاعت میکنم ، اگر هم ظاهری نخواستم در باطن اطاعت نکنم . حالا مساءله ، مساءله اسلام است . اسلام باطن و ظاهر همه را دارد میبیند ، خدای تبارک و تعالی محیط باطن و ظاهرها هست ، آنی هم که در باطن مخالفت بکند ، آن هم مخالفت خدا را کرده است . این هم یکی از مسائل مهمی است که در ارتش و در سپاه پاسداران و در همه قوای انتظامیه و قوای مسلحه ، در همه اینهمه باید مراعات بشود . [۱۸۳].
اگر نظام با نظم نباشد ، این نظام نیست
من برای بار چندم است که به این قوای مسلح سفارش میکنم نظم در بین هر ارگانی که هست باید برقرار باشد و وظیفه دارند که با نظم باشند . اگر نظام با نظم نباشد ، این نظام نیست ، این آشفتگی است و این نمیتواند هیچ کاری انجام بدهد . پاسدارها باید با نظم باشند ، پائین ترها از بالاترها اطاعت کنند ، ارتش باید با نظام باشد ، مراتب را حفظ بکند و باید همه با هم هماهنگ باشند ، برادر باشند ، هر دستهای برای خودش علیحده نکشد به طرف خودش ، همه با هم روابط داشته باشند ، سرانشان با هم روابط داشته باشند ، بنشینند اگر مسائلی دارند باهم حل کنند و اینطور نباشد که در هر یک از اینها یک آشفتگی باشد و بین خودشان ناهماهنگی ، باید همگام باشند و همه با هم باشند برای اینکه یک مملکتی است مال همه است امروز و این مملکت که مال همه است ، همه شما باید حفظش بکنید و خصوصا قوای مسلحه باید حفظ بکنند این مملکت را . [۱۸۴].
امروز امر خداست که باید نظم و سلسله مراتب را حفظ کنید
و نکتهای که میخواهم عرض بکنم و این اختصاص به شما ندارد این یک امر عامی است نسبت به همه قوای مسلحه اینکه اینطور توهم نشود که حالا ما آزاد هستیم و ما آزاد شدیم و آن زد و خوردهائی که پیشتر بود نیست و آن کتکها و حبسها نیست و آن اعدامها نیست ، حالا باید انضباط هم نداشته باشیم . اگر چنانچه یک قوای مسلحهای بی انضباط باشد یعنی اگر چنانچه فرمانده حکم کرد ، اجرا نکند ، اگر چنانچه آن طبقه بالائی که صاحب منصبند یک امری را گفتند ، اینها اجرا نکنند ، اگر اینطور باشد انسجام از بین میرود . آنوقت خدای نخواسته اگر یک امری پیش بیاید نمیتوانید شما مقابله کنید . شما قوای مسلحه ، از ژاندارمری گرفته تا ارتش تا شهربانی تا پاسدارها ، همه اگر چنانچه منظم نباشید و سلسله مراتب ملاحظه نشود این اسباب این میشود که افرادی باشند یک یک . ژاندارمری وقتی میتواند خدمت بکند ، ارتش وقتی میتواند خدمت بکند که اجتماع توی کار باشد . یک یک افراد که کار ازشان نمیآید ، این یک یکها وقتی متصل به هم شدند و یک نظمی داشت میتوانند کار انجام بدهند ، اما اگر یک یک ، یکی هائی باشند که با هم منسجم نیستند یا نظم ندارند ، اینها علاوه بر اینکه کاری ازشان نمیآید اخلال هم میکنند . باید توجه داشته باشید که امروز شما خدمتگزار اسلام هستید و باید برای خدا کار بکنید و امر خداست که باید این مسائل را با دقت ملاحظه کنید و نظم را حفظ کنید و سلسله مراتب را حفظ بکنید و این یک مطلبی است که مربوط به شما تنها نیست و مربوط به همه قوای مسلحه است ، چنانچه توجه به اینکه مبادا یکی خلاف بکند آن هم اختصاص به شما ندارد همه قوای مسلحه باید در این معنا باشند . امر به معروف و نهی از منکر بر همه ملت واجب است . اگر یک خلاف یکی کرد باید او را نهی بکنید ، باید باز دارید او را از این کار و اگر چنانچه یک آدمی در یک پادگانی یک عملی کرد که بر خلاف وظیفه بود باید اطلاع بدهید تا اینکه این را جلویش را بگیرند . [۱۸۵].
باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید
گر چه کشور ایران بالا و پائین ندارد و آن دولهها و سلطنهها رفتهاند و ما خودمان هستیم ، لکن باید نظم و نظام باشد شما باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید و اگر بنا باشد هر کس خودش رای بدهد و علیحده عمل بکند ، آنوقت است که معنویات و موفقیتها عادی هم از بین میرود و شما میدانید با آنکه پیغمبر اکرم در مسجد مینشست و کسی که وارد میشد نمیدانست که کدام یک از آنها پیغمبر است ، با این حال همه مامور اطاعت از او بودند ما همه برادر هستیم ، لکن اگر نظام نباشد برادری هم به هم میخورد مثلا اگر در جنگ بنا باشد از فرماندهی اطاعت نشود ، مسلما شکست خواهیم خورد در جنگ آنوقتی شکست نیست که همه گوش به فرمان کسی باشند که وقتی نقشه و فرمان میدهد همگی به آن عمل کنند و ذکر فان الذکری تنفع المومنین [۱۸۶] پس با اتکال به خداوند تعالی روحیه خودمان را تقویت کنیم و با هم برادر باشیم و بدانیم آنها که با هم اختلاف دارند ، موفقیت هم ندارند و شما نمیخواهید با زور موفقیت پیدا کنید . شما میخواهید با اخلاق خوب و کردار خوب با مردم رفتار کنید تا پیش خدا و خلق آبرومند باشید و مردم را از خودتان بدانید و اگر تفنگ و اسلحه هم در دست شماست ، با اخلاق مردم را خاضع کنید و خضوع قلبی میزان است و اگر بتوانید قلب مردم را همراه خود کنید ، این چیزی است که پیش خداوند دوام و ثبات دارد من دعاگوی شما هستم و امیدوارم انشاءالله به وظایف دینی و اسلامی و کشوری خودتان عمل کنید . [۱۸۷].
رفتار اسلامی با زیردستان
نظام اسلامی ، مولودی ناشناخته برای دنیا
من از حضور این عزیزانی که با چهرههای نورانی در اینجا آمدهاند تشکر میکنم و همیشه دعای به همه قشرها خصوصا سربازان اسلام ، از یاد نخواهد رفت . شما باید توجه به این معنا داشته باشید که این جمهوری - اسلام - اسلامی ، مخلوط یک قوائی است که برای دنیا نمیتواند شناخت داشته باشد . اصلا این ترکیب در دنیا سابقه نداشته است ، ترکیبی از ارتش و روحانی ، ترکیبی از ملا و سپاهی ، ترکیبی از رئیس جمهور اینطور ، و رئیس مجلس آنطور و نخست وزیر آنطور ، این ترکیب سابقه ندارد و ترکیب ناشناختهای است و لهذا طرح هائی که در دنیا به ضد این انقلاب ریخته شده است و میشود ، از باب اینکه شناخت روی این ترکیب ندارند و سابقه به این نحو اجتماع ندارند ، خنثی میشود امروز این ترکیبی که در دولتمردان است و این ترکیبی که در آنها و مردم است ، این مجموعه ناشناخته است . شناخت اشخاص دانشمند در دنیا از یک ارتش طاغوتی بوده است و از یک دولت طاغوتی و از یک مردم تحت ستم که باید همیشه ظلم بکشند امروز نه رهبران شما و فرماندهان شما از سنخ فرماندهان زمان رژیم طاغوتی است و نه دولت شما از سنخ آن دولت هاست و نه ارتش شما و سپاه شما و بسیج شما و شهربانی شما و دیگر قوای نظامی و انتظامی شما از سنخ و بافت آن سابق است و از سنخ و بافت کشورهای دنیا ، سرتاسر اصلا این یک موجود جدیدی است که در این عهد و در این عصر متولد شده است که کارشناسان و دانشمندانی که با آن امور ماءنوسه خودشان سروکار داشتهاند ، این مولود جدید را نمیتوانند بشناسند ایده این مولود را هم نمیتوانند بفهمند ، انگیزه حرکتهای اینها را هم نمیتوانند بفهمند و آن ایمانی که در قلب اینهاست ، آنها نمیتوانند ادراک کنند . آنها سروکارشان با یک موجودات دیگری بوده است ورای این مولودی که در این عصر پیدا شده است . و شما ملاحظه میکنید که نه نظر شما امروز به فرمانداران و فرماندهانتان ، مثل نظر آن اشخاصی در سابق بودند در ارتش ، و نه فرماندهان شما آن نظر را به شما دارند که سابق فرماندهان داشتند فرماندهان سابق ، زیردستان - خودش را - خودشان را مثل اسیران میانگاشتند ، مثل عبید توهم میکردند و هرگز حاضر نبودند که با آنها در یک جمع خصوصی بنشینند و - دل - درد دل این عزیزان را گوش کنند تا بفهمند فرماندهان شما حالا از سنخ خود شما هستند ، در آغوش خود شما هستند ، چنانچه شما هم نور چشم فرماندهانتان هستید و در آغوش آنها هستید . اینکه همه توطئهها خنثی میشود و همه چیزهائی که در دنیا برای ضد ما خرج میشود به باد فنا میرود ، روی همین معناست که ما یک موجود ناشناخته هستیم . این مولود یک مولود تازه است ، دنیا تازه یک همچو مولودی را بوجود آورده و تا آمدند این را بشناسند ، طولانی است وقت و اگر شناختند ، همه متوجه به آن میشوند . آنهائی که امروز با شما مخالفت دارند ، با یک موجود ناشناخته مخالفت دارند ، نمیدانند شما چی هستید آن تحولی که در همه افراد این ملت پیدا شده است و منجمله ارتش و سپاه و همه قوای نظامی و انتظامی ، این تحول الهی است که چشم و گوش دنیا نسبت به آن کور و کر است ، نمیتوانند بفهمند که شما چی میخواهید ، نمیتوانند بفهمند که ارتش اسلامی یعنی چه . آن اسلامی که پیش بسیاری از این دولتها هست ، این اسلام ، غیر از این اسلامی است که شما ادراک کردهاید و آن ارتشی که در دنیا هست ، غیر از این ارتش است ، اصلا سنخش مخالف است فرماندهان ارتش که به هر جا ملاحظه بکنید ، ارتشیها را عبید خودشان میدانند و ارتشیها ملزمند به اینکه آنها را هم بالادست و بالادست بدانند . ارتش امروز ایران اینطور نیست ، نه پرسنل شان آن پرسنل است و نه فرماندهانشان آن فرماندهان ، نه نظر فرماندهان به پائین ترها به اصطلاح نظر بالا و پائین است و نه نظر پرسنل به آنها این است که اینها یک مقامی دارند که ما نباید با آنها اصلا صحبت کنیم . در آن رژیم و رژیمهای سابق بر آن ، در طول تاریخ شاهنشاهی ، اگر ارتشی بود ، ارتش متجاوز بود و اگر ژاندارمری بود ، برای تجاوز به مردم در بین بلاد گماشته شده بودند و اگر شهربانی بود ، شهربانی برای تعدی به مظلومان گماشته شده بود . شما همه یاد دارید در چند سال پیش از اینکه رژیم محمدرضا به طور غصب این مملکت را گرفته بودند ، در نظر دارید که خود شما ، یعنی نه شمای شخصی ، خود آنهائی که در ارتش بودند چه وضعی داشتند ، نسبت به پائینها چه جور بودند و نسبت به بالاها چطور آن سپهبدها و سرلشگرها و نمیدانم امثال آنها وقتی که به پای مظلومان و زیردستان میرسیدند ، آنطور غبغب را پر میکردند و به آنها اربابی میفروختند و در مقابل یک نفر اجنبی که از خود آنها در ارتش شان بسیار کمتر بوده است درجه اش ، به طور خاضعانه رفتار میکردند ، برای اینکه آنها مکتبی نبودند ، یعنی مکتب اسلام را ندیده بودند ، از اسلام بی اطلاع بودند . [۱۸۸]
اطاعت باید اطاعت فرزند از پدر باشد
در عین حال که باید سلسله مراتب در قوای انتظامی دقیقا مراعات شود و اطاعت از مافوق حتمی است ، مافوق موظف است با زیردست رفتار اسلامی - انسانی داشته باشد . [۱۸۹]
چنانچه در بین خودتان ( که من افسر ارشد هستم ، من افسر هستم ) دیگران به دیگران ظلم بکنند ، خدای نخواسته این طرز نباشد همه مراتب باید محفوظ باشد ، اطاعت باید بشود . اما برادری هم باید باشد ، اطاعت فرزندی از پدر باشد . شما با زیردستان خودتان خوشرفتاری کنید و آنها احساس کنند که شما مسائل آنها را میخواهید ، آنها را دوست دارید ، آنها از خود شما هستند ، پیوند شما هستند . وقتی اینطور شد ، یک ارتش ، ارتشی اسلامی میشود . ملت هم با ارتش اسلام دوست است ، رفیق است ، پشتیبان است و همه با هم برادر باشید و همه با هم در خدمت اسلام و در خدمت کشورتان و امیدوارم که دیگر آن مسائل سابق و چپاول سابق ، آن زورگوئیهای سابق برنگردد ، همه با هم برادرانه زندگی کنیم و همه با هم برادرانه حفظ کشورمان بکنیم . [۱۹۰].
تعدی به زیردست ، استکبار است
امروز روزی است که خدای تبارک و تعالی به ما آزادی و استقلال مرحمت فرموده است و ما را با این آزادی و استقلال امتحان میکند . ما را آزادی مرحمت فرموده است که ببیند در این آزادی ما چه میکنیم . ما مستقل شدیم و خداوند به ما این مرحمت را فرمود تا ماچه بکنیم ، آیا ما هم از مستکبرین باشیم یا از مستضعفین ؟ هر فرد میشود که مستکبر باشد و میشود مستضعف باشد . اگر من به زیر دستهای خودم ولو چهار نفر باشد تعدی و تجاوز کردم و آنها را کوچک شمردم ، بنده خدا را کوچک شمردم من مستکبرم و او مستضعف و مشمول همان معنائی است که مستکبرین و مستضعفین هستند . اگر شما کسانی که زیر دستتان هست ضعیف شمردید به آنها خدای نخواسته تعدی کردید ، تجاوز کردید ، شما هم مستکبر میشوید و آن زیر دستها مستضعف . ببینیم ما از این امتحان ، از این بوته امتحان چطور بیرون می آئیم ، آیا سرفراز بیرون می آئیم یا گردن کج و شکسته ؟ آیا ما با بندگان خدا به طور ، به طوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است رفتار میکنیم حالا که آزاد شدیم ، آزادی را وسیله برای خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار میدهیم یا آزادی را برای مخالفت با خدا و استکبار مردم ؟ هیچ فرق نیست ما بین من طلبه و این آقایان اهل علم و شمایی که از عشایر محترم هستید و بازاری و ارتشی و اداری و همه و همه ، ما الان در تحت مراقبت هستیم ، مراقبت شدید ، امتحان الهی . [۱۹۱].
عذاب تعدی به زیردستان بسیار سخت است
نعمتها گاهی برای امتحان است تا آن اشخاصی که نالایقند ، آن اشخاصی که فرصت طلبند اینها کارهای خودشان را بکنند و مستحق عذاب بشوند آنهائی که لایقند ، آنهائی که شریفند آنها هم کارهای شرافتمندانه خودشان و خدمت به هموطن خودشان را بکنند تا سعادتمند باشند . بسیار مشکل است ، بسیار مشکل است که از این امتحانی که خدای تبارک و تعالی ما را در معرض آن قرار داده است از عهده برآئیم ، و بسیار مراقبت میخواهد که مبادا خدای نخواسته ما از امتحان بد درآییم . اگر از امتحان بد درآییم ممکن است که باز عنایت خدا برگردد و آزادی سلب شود ، استقلال گرفته بشود . همین دنیا ممکن است که ما اگر چنانچه بر خلاف موازین الهی رفتار کنیم و این آزادی را اسباب دست برای تعدی به مظلومان قرار بدهیم ، در همین دنیا ممکن است ما مجازات بشویم . و امید است که در همین دنیا مجازات بشویم ، مجازات ما به عالم دیگر نرسد . مجازات عالم دیگر غیر از این مجازات هاست . ما نمیتوانیم تصور آن مجازاتها را بکنیم . اگر ما خطاکار هستیم ، خدایا ! اگر ما خطاکار هستیم ، اگر این آزادی را ما وسیله قرار دهیم از برای تعدی به مظلومان ولو یک نفر باشد ، تعدی به زیردستان ولو یک نفر باشد ، خدایا ! ما را در همین عالم عذاب کن نگذار برسد به عالم دیگر . [۱۹۲].
با زیردستان خود عادلانه رفتار کنید
پاسداری فقط پاسداری مرز نیست . پاسداری یک معنای وسیعی دارد . هر یک از ما پاسداریم نسبت به دیگران ، من باید نصیحت بکنم به شما ، شما به من نصیحت کنید . من به شما بگویم که امروز که روز امتحان است خوب از امتحان بیرون بیائید ، شما هم به من همین معنا را بگوئید من به شما عرض میکنم که با مظلومها و زیر دستهای خودتان خوب رفتار کنید ، عادلانه رفتار کنید . شما هم به من بگوئید . همه ما مسؤ ولیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه ما مثل شبانها هستیم و همه ما مسؤ ول هستیم از این شبانی . همانطوری که میدانید شبان نسبت به آن گوسفندهائی که زیردستش است محبت دارد ، آنها را در جائی که علفزار باشد ، در جائی که آب خوب باشد میبرد و آنجا تربیت میکند . همه ما نسبت به هم اینطور باید باشیم ، مثل شبانی که گوسفندهای خودش را با محبت بدون آزار تربیت میکند ماهم اینطور باشیم . مبادا که یکی از ما خدای نخواسته حالا که آزاد است ، به آن دوست زیر دستش ، به آن شخص زیردستش تعدی بکند ، تجاوز بکند و تعدی و تجاوز عبارت از همان هائی است که اسلام منع کرده است ما همه مسؤ ول هستیم و خدای تبارک و تعالی الان همه ما را ، همه ملت ایران را در تحت امتحان قرار داده است . از امتحان خدا خوب بیرون بیائید . [۱۹۳].
رحمت و راءفت با تمامی طبقات و شدت و حدّت با توطئه گران مشی اسلام است
اگر بخواهید پیشرفت بکنید و همه چیزتان انشاءالله اسلامی بشود و پیروزی نظیر پیروزیهای صدر اسلام بشود ، کاری بکنید که خودتان هم ساخته بشوید ، همانطور که سربازهای صدر اسلام در عین حالی که سربازی میکردند ، وظائف صوریه اسلام را هم به تمام معنا به جا میآوردند ، همانطوری که شمشیر میکشیدند و میکشتند . دشمنهای اسلام را با خودشان به طور رافت ، به طور دوستی ، برادری رفتار میکردند همین دستور قرآن کریم است که از اوصاف مومنین صدر اسلام و اینها نقل میفرماید که اینها رحیم هستند بین خودشان رحماء بینهم [۱۹۴] خودشان با هم با رحمت رفتار میکنند اشداء علی الکفار وقتی به کفار میرسند شدت . حضرت امیر وقتی که مواجه میشود با لشکر معاویه که از کفار هم بدتر بودند ، با خوارج که آنها هم به همین طور بودند ، با کمال شدت ، بعد از اینکه میدید هدایت نمیشوند ، سفارش میکرد که شماها ابتداء به جنگ نکنید ، به لشکر خودش فرمود شماها ابتدا به جنگ نکنید ولو حق با شماست ، بگذارید آنها ابتدا کنند وقتی آنها ابتدا میکردند ، گاهی هم یکی دو تا کشته میشدند ، آنوقت اجازه میداد و با کمال قدرت تا آخر میکوبید . خوارج را همچو سرکوب کرد که از آنها چند نفری توانستند فرار کنند و خوارج هم همانها بودند که بعد هم توطئه کردند و حضرت امیر را به شهادت رساندند .
اسلام با کمال رافت ، با کمال رحمت با همه طبقات رفتار میکند و همین رحمتش هدایتی است که میخواهد همه قشرهای عالم به سعادت برسند لکن با توطئه گرها با شدت رفتار میکند و باید هم اینطور باشد . و شما هم که سرباز اسلام هستید و من امیدوارم که شما را در طومار امام زمان سلام الله علیه ثبت کنند اسم هایتان را ، باید وضعتان همان باشد ، سرمشق همان باشد که اسلام طرح کرده است که خودتان با هم دوست ، رفیق ، با همه قشرها رفیق و رحیم باشید ، در مقابل دشمن قوی و مصمم و کوبنده . [۱۹۵].
زیردستان برادرانه و دوستانه رفتار کنید
آقایان صاحب کارخانهها باید وضعشان را یک قدری از آن رژیم سابق تغییر بدهند برای اینکه در رژیم سابق که مردم آن را رژیم اسلامی نمیدانستند و طاغوتی میدانستند ، اگر کاری میشد میگفتند که در رژیم طاغوتی شده است و اگر یک ناراحتیهایی برای کارگرها پیدا میشد یا یک تحریکاتی میشد که اینها اعتصاب کنند ، شورش کنند ، آنها با فشار و اگر چنانچه نوبت به روحانیین هم میرسید با موعظه اما الان با آنوقت فرق دارد . الان همه ما این ادعا را داریم که یک مملکت اسلامی است و روی احکام اسلام باید عمل بشود . اگر خدای نخواسته در یک مملکت اسلامی طوری بشود که در کارخانهها کارگرها به واسطه اینکه درست به آنها رسیدگی نمیشود انفجار حاصل بشود ، این انفجار از محیط یک مملکتی است که مدعی اسلام است ، نه روحانی میتواند این را خاموش کند و نه کس دیگر . برای اینکه روحانی آنوقت میتواند چیز بکند که بگوید خوب یک اشخاصی غیر اسلامی این کارها را کردهاند اما اگر مملکت اسلامی به اینکه اسلامی است یک طوری بشود که انفجار در کارگرها حاصل بشود ، این انفجار دیگر قابل کنترل نیست و این یک خطری است که بر همه شماها و بر همه ما هست و ما را تهدید میکند . از این جهت باید صاحبان کارخانهها توجه به این داشته باشند که با کارگرها نظیر سابق عمل نکنند ، با اینها برادر و دوست باشند و تا آن حدودی که آنها میخواهند ، کارگرها هم چنین نیست که خیلی بلند پرواز باشند ، اینها یک زندگی میخواهند . آقایان کاری بکنند که یک زندگی برای اینها حاصل بشود و جلوگیری بشود از یک انفجاری که قابل کنترل نیست . عرض کردم انفجار ، اگر یاس از حکومت اسلامی باشد و انفجار پیدا بشود هیچ چیز نمیتواند جلویش را بگیرد به خلاف آنجایی که انفجار حاصل بشود و پناه به اسلام بخواهند بیاورند ، آن قابل کنترل است . اما اگر یک مملکتی اسلامی شد و باز بساط ، همان بساط سابق باشد که لفظ ، لفظ اسلامی است ، عمل ، عمل طاغوتی باشد و خدای نخواسته انفجار حاصل بشود ، با اینهمه تحریکاتی که میبینید الان هست ، توطئههایی که الان هست اگر انفجار بشود ، انفجار بر ضد اسلام است . یک همچو انفجاری ، انفجاری است که از باطن یک مملکتی که مدعی اسلامی است پیدا شده و مایوس از اسلام شدهاند ، مایوس از برنامههای اسلام شدهاند . یک همچو انفجاری را هیچ کس نمیتواند جلویش را بگیرد ، دیگران هم که دامن میزنند و همان مسائل را دارند طرح میکنند که تغییری نکرده است ، یک اسمی تغییر کرده ، آنوقت میگفتیم حکومت شاهنشاهی ، حالا می گوئیم جمهوری اسلامی ، واقع مسائل همان مسائل است ، کارگرها همان کارگرها هستند ، کارمندها همان کارمندها هستند ، مردم همان مردمند ، رباخوارها همان رباخوارها هستند ، زورگوها همان زورگوها هستند اگر در یک همچو محیطی خدای نخواسته انفجار حاصل بشود ، غیر از انفجارهای دیگر است ، این دیگر چیزی برای کسی باقی نخواهد گذاشت و لهذا باید خود آقایان در فکر این معنا باشند که یک همچو چیزی نشود و آن به این است که شماها یک قدری پایین تر بیائید ، کارگرها را هم یک قدری بالاتر ببرید ، آنها نمیخواهند در عرض شما باشند ، آنها یک زندگانی میخواهند ، شماها که الحمدلله دارا هستید و دارای کارخانهها هستید و دارای کارمندان زیاد هستید ، یک قدری برای مصلحت خودتان و برای اینکه خدای ناخواسته یک وقت انفجاری نشود که همه چیز به باد رود ، همه چیز یک کشور به باد برود ، شماها هم یک مقداری خودتان با دست خودتان به اینها یک کمکهایی بکنید ، یک کارهائی بکنید که آنها ببینند که در این وضعی که حالا شده است به آنها رسیدگی میشود . البته دولت هم رسیدگی میکند ما هم موعظه شان میکنیم و رسیدگی میکنیم اما مساءله این است که اینها ببینند که در یک جمهوری اسلامی ، این کارگرها ببینند که این اشخاصی که در راس هستند و کارفرما آنوقت به آنها میگفتند اینها بنا دارند که با اینها یک جور دیگری رفتار کنند ، آنچه که کمونیستها یا اشخاص منحرف تبلیغ میکنند ، اینجور نیست ، بنابراین است که با اینها یک طرز بهتری رفتار بشود ، به زندگی آنها رسیدگی بشود ، به احتیاجات آنها رسیدگی بشود . این معنا امروز دیگر عملی نیست که یک دستهای آن بالاها باشند و همه آن چیزهایی را که بخواهند ، به طور اعلی تحقق پیدا بکند ، پارکها و اتومبیلها و بساط ، یک دسته هم این زاغه نشینها باشند که اطراف تهرانند و میبینند آنها را این نمیشود . این نه منطق اسلامی دارد ، نه منطق انصافی دارد ، نه صحیح است . و اگر خدای نخواسته اینها صدایشان درآید دیگر قابل خاموشی نیست ، شماها باید یک فکری بکنید برای اینها . شما برای حفظ خودتان ، حفظ خانواده تان ، حفظ ثروتتان ، حفظ حیثیت خودتان ، خودتان بنشینید با هم تفاهم بکنید . [۱۹۶].
هشدارهائی در بکارگیری افراد
افرادی که سابقه خوبی نداشتهاند در کارهای مهم بکار نگیرید
اشخاصی که اداره میکنند یک جائی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چکاره بودهاند ، سوابقشان چیست و تحصیلاتشان در کجا بوده ، چه رویهای در تحصیلات داشتهاند و بعد از انقلاب چه وضعیتی داشتهاند ، قبلا چه وضعیتی داشتهاند ، افکارشان قبلا چه بوده . اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالا بیاید ادعا بکند که من برگشتهام ، ما باید قبول کنیم ، اما نباید او را مجله نویس کنیم ، این دو ، با هم فرق دارد . بسیاری از اشخاص هستند که میآیند و میگویند ما توبه کردیم ، البته توبه آنها قبول است ، لکن نمیشود آنها را سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد ، برای اینکه ما نمیدانیم این شخص به حسب واقع توبه کرده است یا میخواهد با کلمه توبه ما را بازی دهد . ما قبول میکنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانان با او عمل کنیم ، اما نباید رادیو تلویزیون را به دست او بدهیم و یا او را در رادیو تلویزیون راه دهیم و یا مجلهای که برای تربیت افراد و برای ترویج مسیر اسلامی ملت است ، به دست او بدهیم و یا نوشتههایش را به دست او بسپاریم . ما نباید خوش باور باشیم ، خیلی از اشخاص هستند که تمام حرف هایشان حرفهای اسلام است ، تمام حرف هایشان حرفهای نهج البلاغه است ، تمام حرف هایشان حرفهای قرآن است ، لکن مسیرشان این نیست . اشخاصی هستند که این راه را پیش گرفتند برای اینکه خودشان را در جامعه جا بزنند و آن مقصدی را که دارند عمل کنند . باید قبول کنیم یک کسی که فرض کنید قبلا عاصی بوده ، این آدم مسلمان است و به او ترتیب اثر اسلام هم بدهیم . مثلا فرض کنید یک دزدی آمده توبه کرده است ، توبه دزد قبول است اما آیا شما میتوانید سرمایه هایتان را دست او بدهید و به او بسپارید ؟ خیر ، چون این عقلائی نیست ، ممکن است این دزد برای اینکه سرمایه دستش بیاید ، توبه کرده است و ما موظفیم که در ظاهر قبول کنیم که دزد توبه کرده است و حتی اگر یک توبهای هم که ظواهرش هم درست بوده ، کرده باشد ، میتوانیم در نماز هم به او اقتدا کنیم ، اما نمیتوانیم چیزی که در او امانت و دیانت لازم است ، به دست او بدهیم . از همه بدتر همین مجلات است ، همین مطبوعات و رادیو تلویزیون است و همین چیزهائی است که برای تربیت جامعه لازم است . یک نفر آدم که قبلا فرض کنید انحراف داشته کمونیست بوده و حالا آمده است و میگوید حرفهای آنها درست نبوده و من برگشتهام ، می گوئیم بسیار خوب ، شما برگشتهاید ، اما ما نمیتوانیم این شخص را در رادیو تلویزیون راهش دهیم و بگوئیم مردم را تربیت کن ، چون ممکن است کمونیست باشد لکن ما را بازی دهد ، ما مکلفیم با این شخص در ظاهر ، عمل مسلمانی بکنیم در صورتی که در عقیده کمونیست نشده باشد که آن مساءله دیگری است . شما نمیتوانید در مجلهای که دارید افرادی را انتخاب کنید که در سابقه شان انحراف بوده است به حساب اینکه حالا دیگر خوب شده است و آدم مسلمانی است و به این حساب او را در روزنامه تان وارد کنید اینکه او خیلی خوب است برای خودش ، ما نمی گوئیم بد است اما نمیتوانیم مطلبی را که در تربیت یک ملتی و در سرنوشت یک ملتی دخالت دارد ، به دست او بدهیم . این از مسائل مهمی است که در همه جا باید رعایت شود . اینکه ما بگوئیم اشخاصی که میگویند ما خوب هستیم و باید وارد شویم و هر جائی که سرنوشت ملت است به دست او بدهیم ، این ساده اندیشی است و توجه نداشتن به مسائل است . ممکن است یک نفر آدم خیلی خوب هم ، خوب و متعهد باشد لکن اشتباه داشته باشد ، اشتباه برای او چیزی نیست اما برای یک ملت ممکن است صدمه وارد شود . فرض کنید اگر یک اشتباهی در ارتشی واقع شود و یا رئیس ارتش اشتباه کند ، فقط خودش معاقب آن نیست که اشتباه کرده است چون انسان همیشه اشتباه میکند اما ممکن است یک اشتباه یک ملت را به باد دهد . ممکن است در یک مجله اشتباهی باشد ، لکن باید اشخاص دیگری هم ببینند این مجله را تا اگر اشتباه شده است ، رفع کنند و آنوقت منتشر بشود . کار ، کار مهمی است در مطبوعات در رادیو تلویزیون و در این وسائلی که تقریبا عموم مردم نگاه میکنند و یا میشنوند ، نمیشود گفت ما حالا اشتباه کردیم و فردا اشتباه نمیکنیم . الان نوشتهای برای من که راجع به روزنامهای که اشتباه کرده است آوردهاند ، من نمیگویم که عمدی بوده ، ممکن هم هست که عمدی باشد ، اما اشتباهی کرده است که این اشتباه برای مملکت مضر بوده است . در هر صورت به مسائل باید توجه شود ، ما به این هیاهوئی که در اطراف میشود و تضعیف میکنند نباید اعتنا کنیم . [۱۹۷].
در تقدم ملاکها هیچ ارزشی مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست
الحمدلله این کشور رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) امروز میلیونها جوان داوطلب جنگ و شهادت در خود پرورانده است و دل و دیدگان ملت ما را جز رضایت حق چیزی بر نخواهد کرد و به همین جهت از بذل مال و جان و فرزندان خویش در راه خدا لذت میبرند و ملاک ارزش و برتری در نزد آنان تقوا و سبقت در جهاد گردیده است و از تفرعنها و خودنماییهای جاهلیت قدیم و جدید متنفرند و من خودم را خادم یک چنین ملتی میدانم و به این خدمت افتخار میکنم و همه این برکات معنوی را از توجه پیامبر رحمة للعالمین و خاتم المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم ) میدانم و مردم و جوانان کشورهای اسلامی را به کشف و شناخت و ایجاد روابط گرم و برادرانه با این عصارههای فضیلت و تقوا دعوت نموده و در این فرصت به همه مسوولان کشورمان تذکر میدهم که در تقدم ملاکها ، هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسؤ ولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود ، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح ، چه امروز و چه فردا ، که خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صرف امتیاز لفظی و عرفی کفایت نمیکند ، که باید هم در متن قوانین و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجرکشیدهها و جبهه رفتهها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح دادهها و در یک کلام ، مصلحت پابرهنهها و گودنشینها و مستضعفین بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند . [۱۹۸].
بکارگیری منحرفین بی درد ، خطری برای انقلاب
باید سعی شود تا از راه رسیدهها و دین به دنیا فروشان ، چهره کفرزدایی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشه دار نکنند و لکه ننگ دفاع از مرفهین بی خبر از خدا را بر دامن مسؤ ولین نچسبانند و آنهایی که در خانههای مجلل ، راحت و بی درد آرمیدهاند و فارغ از همه رنجها و مصیبتهای جان فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنههای محروم ، تنها ناظر حوادث بودهاند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفتهاند ، نباید به مسؤ ولیتهای کلیدی تکیه کنند ، که اگر به آن جا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند ، و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند ، چرا که اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیدهاند و فرق و سینه شکافته نظام و ملت را به دست از خدا بیخبران مشاهده نکردهاند و از همه زجرها و غربتهای مبارزان و التهاب و بی قراری مجاهدان که برای مرگ و نابودی ظلم بیگانگان دل به دریای بلا زدهاند ، غافل و بی خبرند . [۱۹۹].
بکارگیری نیروهای متخصص نباید به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب تمام شود
اینک به تمام متصدیان امور و دست اندرکاران کشور هشدار میدهم که قدر این جوانان حزب اللهی را بدانید و از آنان قدردانی کنید و آنان را تشویق نمایید و در آغوش محبت خود حفظ کنید . اینان بودند که ایران را نجات دادند و از این پس همینها هستند که انقلاب را پاسداری میکنند و همینها هستند که با هزینهای کم در ظرف مدت کوتاهی با روشن بینی خاص خویش کارهای تعجب آوری نمودند که گمان نمیشد در ایران بتوان انجام داد . این مغزهای متعهد باید تشویق شوند تا شکوفا گردند . مسؤ ولین ، صاحبان اصلی انقلاب را با بهانههای بی اساس پس نزنند تا به جای آنان کسانی را که وارثان رژیم گذشته و وابستگان فکری به آنان هستند جایگزین کنند . البته باید از متخصصان متعهد و یا لااقل غیر معاند استفاده شود ، لکن نه به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب . چشمها و گوشها را باز کنید که دشمنان ، حیله بازان کارکشته هستند و ممکن است از ساده دلی شما استفاده کنند و مراکز حساس را کم کم به دست گیرند و انقلاب را به سوی غرب یا شرق بغلتانند . خداوند همه مسلمانان را از شر مخالفان اسلام و غارتگران کشورهای اسلامی حفظ بفرماید . [۲۰۰]
قاعدین کوته نظر و نااهلان دوباره به صحنه برنگردند
خداوندا ! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن . خداوندا ! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت ، تو خود این چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش . خوشا به حال شما ملت ! خوشا به حال شما زنان و مردان ! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانوادههای معظم شهدا و بدا به حال من که هنوز ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیدهام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری میکنم و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند ، بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند . آری دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت و فردا امتحان دیگری است که پیش میآید و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم ، آنهایی که در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کردهاند ، مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفتهاند و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کردهاند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید ، که من مجددا به همه مردم و مسؤ ولین عرض میکنم که حساب این گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنهها برگردند . من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد ، نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند .[۲۰۱].
کسانی باید مملکت را اداره کنند که صالح باشند
یک مملکتی درست میکنیم که صلحا در آن مملکت ، ( باشند ) افلاطون میگوید که کسی که باید دولتها را اداره کند فیلسوفها باید باشند . فیلسوف به نظر ایشان ، فیلسوف هم البته لابد صالح . ما می گوئیم اشخاص صالح همان است . ما می گوئیم کسی که میخواهد یک مملکتی را اداره بکند ، کسی که ما میخواهیم مقدراتمان را دستش بدهیم باید آدمی باشد که مردم انتخاب کنند و با انتخاب مردم پیش بیاید قهرا وقتی با انتخاب مردم پیش آمد صالح است . [۲۰۲].
متخصص منحرف از همه خطرناکتر است
شما سعی کنید از متخصصین متدین و متعهد استفاده کنید . ما بارها گفتهایم که ما متخصص میخواهیم ، ولی متخصص متعهد . ولی دشمنان فریاد زدند که اینها با تخصص مخالفند . البته که متخصص منحرف از هر کس خطرناکتر است . خلاصه مطلب ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچ کس کم نداریم . ما که خودمان را گم کرده بودیم باید این خود گم کرده را پیدا کنیم و این فکر که بر ما تحمیل شده بود که ( اگر دست خارج کوتاه شود میمیریم ) را با تمام قدرت از بین ببریم . و دیدید که ملتی با دست خالی در مقابل ابرقدرتها و قدرتها ایستاد و این حرکت موجی برداشت به امید خدا به این زودیها نمیایستد . امیدوارم همه آقایان کمک کنند تا فرهنگ مان و فرهنگ اسلامی مان ، فرهنگی که شیخ الرئیس را درست کرده است را بازیابیم . تکرار میکنم ما باید باورمان شود که چیزی هستیم . اگر اعتقاد پیدا کردیم که میتوانیم هر کاری را انجام دهیم ، توانا میشویم . شما هم اعتقاد پیدا کنید که میتوانید . مغزها باید شستشو شود و مغزهائی که به خود متکی است جای آن را بگیرد . خداوند همه شما را حفظ کند . [۲۰۳].
مملکت اسلامی به سربار احتیاج ندارد
شماها جوانهای صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار ، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را میپذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهداری میکند . گمان نکنید که اگر حکومت اسلامی آمد ، دیگر صاحب منصب نمیخواهد . اینها تبلیغاتی است که میکنند . حکومت اسلامی هم همه این ابزاری که سایر حکومتها دارند دارد ، منهای دزدی . دزدی را ما میخواهیم جلویش را بگیریم ، دزدها را میخواهیم بگیریم . آنهائی که خدمت به وطن میکنند ، ارجمندند پیش همه ما ، پیش خدا هم ارجمندند ، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد . آنهائی که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مواخذه خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون تمام شد قضیه ، اگر اینجا بیایند ، این جوانها هستند که اینجا به حسابشان میرسند . اگر امریکا بروند ، باز هم هستند ، انگلستان بروند ، باز هم هستند . اینها گمان نکنند که پولها را بردند و خود شاه هم همین طور ، خیال این معنا را بکند که حالا ما پولها را میخوریم حالا هم همینطوری میمانیم و بعد هم با طیاره سوار میشویم و فرار میکنیم میرویم به آمریکا ، هرجا بروید ، هستند جوانهای غیور ایرانی در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید . در هر صورت من از این جوان هائی که در ارتش هستند و من میدانم که آنها فطرت اسلامی خودشان ، فطرت انسانی خودشان را از دست ندادهاند و اینها قلبا با ملت هستند منتها حالا ، تحت به خیال خودشان فرمان این بزرگترها ، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترساندهاند از اینکه اگر یک وقتی حکومت اسلامی پیش بیاید دیگر صاحب منصبی تو کار نیست ، خیر ، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبی تو کار بوده است منتها با یک فرم دیگری بوده است . صاحب منصب ، آن وقت هم مالک اشتر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است ، محمدبن ابی بکر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است . همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائی که در ادارات است . آنی که احتیاج به او ندارد ، آنهائی هستند که سربار هستند ، آنهائی که میخواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند ، مال ملت را بخورند و نفعی هم نداشته باشند برای ملت ، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است ، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان برای این که در هر جا بروند ، اینها پیدا خواهند شد . [۲۰۴].
افراد منحرف سبب بدنامی نظام و ادارات میشوند
یعنی ما از مساءله بگذریم ، یک چند کلمهای با آقایانی که در اینجا تشریف دارند عرض کنیم من اطمینان به این آقایانی که میشناسم شان که در راس این حزب بودند و سابق هم بعضی دیگری که بودند ، اینها را ما با آنها بودیم و میشناسیم ، لکن این آقایان چند نفر هستند و احاطه به تمام کشور و حزب جمهوری اسلامی در تمام کشور را ندارند باید اشخاصی که در هر جا هستند و متکفل این امر هستند و اشخاص صالح هستند ، با کمال دقت و با کمال وسوسه ملاحظه کنند که افرادی که خدای نخواسته انحراف دارد و افرادی که میخواهند خودشان را وارد کنند در این چیزهایی که به نفع اسلام است و منحرفش کنند ، مبادا باشد در آنها حتی یک فردشان هم خطر دارد به اندازه خودش جمعیت زیادی اند الان که در حزب هستند ، باید توجه کرد به اینکه آنهائی که در راس هستند ، خیلی دربارهٔ آنها ، یعنی در هر جا هستند ، در راس به طور مطلق نه ، رده بالا را نمیگویم ، آنهائی که در جاهای دیگر هستند و اداره میکنند حزب جمهوری اسلامی را باید توجه کنند که در همان مرکز اداریش و تبلیغاتی اش و چیزهای دیگری که دارند مبادا یک نفر از اشخاص منحرف با یک صورت بسیار مثلا اسلامی ، وارد نشود . توجه به سوابقشان بکنند ، به لواحقشان ، به خانوادههاشان و به کارهائی که میکنند ، توجه بکنند یک وقت انسان میبیند که یک چیزی بسیار خوب است لکن آمدند و منحرفش کردند و لااقل بدنامش کردند . اینها الان به همین قدر کافی اند که یک چیزی که مورد توجه مردم هست بدنامش کنند اینها درصدد این هستند که هر چه ما داریم بدنام بشود دولت را ، مجلس را و جمهوری اسلامی را و حزب جمهوری را باید ما توجه بکنیم به اینکه راهی که خدا پیش پای ما گذاشته است و ما میخواهیم همان راه را برویم ، اشخاصی نیایند وارد بشوند و راه را منحرف کنند . این شیطان از روز اول خدای تبارک و تعالی را اگر ملاحظه فرمودید تهدید کرده که من بندههای تو را ، مینشینم و منحرف میکنم . این تهدیدی است از طرف شیطان به خدا . اینها اینطور هستند که تا آن آخرین نفسشان وقتی نرسیدند به آنی که باید برسند ، تا آن آخرین نفسشان لااقل اگر دست شان نمیرسد که بکشند اینها را ، بدنام کنند اینها را و این چه بهتر که وارد بشوند در این جمعیتهایی که به اسم اسلام دارند کار میکنند مثل انجمنهای اسلامی که در همه جا هست این انجمنهای اسلامی ، خود انجمن اسلامی یک چیز خوبی است ، مطلوبی است و افرادش هم انشاءالله اکثرا خوبند ، لکن باید توجه داشته باشد این انجمنها که افرادی که در این انجمن وارد میشوند ، اینها چکاره هستند و وارد میشوند یک وقت شما میبینید که انجمن اسلامی منحرف شده است و بدنام شده است اگر چند جا یک خلافهایی را انجام بدهند تعمدی ، و بخواهند بدنام کنند این انجمنهای اسلامی را ، یک وقت میبینید در سطح کشور انجمنهای اسلامی را میگویند اشخاص مخالفی هستند . اینها باید خود اشخاصی که تماس دارند با افراد ، در هر جا که هستند خودشان باید دنبال این مطلب بروند که اصلاح کنند قضیه را و افراد با شناسائی ، با شناسائی بروند اگر فرض کنید یک انجمن اسلامی باشد که بیاید و کم کم بخواهد یک جایی که هست آنجا را به هم بزند ، ادارهای را حیثیت اداریش را به هم بزند ، بدانید این انجمن اسلامی نیست . انجمن اسلامی باید ناظر به امور باشد و معین هر جا که هست باشد . اگر چنانچه انجمن اسلامی مثلا در بانک که هست بخواهد افراد صالح را هی بگوید چطور است و بیرون کند و افراد ناصالح وارد بکند ، این انجمن اسلامی نیست . [۲۰۵].
منحرفین با چهره سازی وارد میشوند
اینطور نیست که بیایند بگویند ما انحراف داریم و آمدهایم با شما کار کنیم ، اینها از خود شما شاید بیشتر نمایش بدهند که نه ما هم همین کار را میخواهیم انجام بدهیم ، ما هم در راه اسلام هستیم . باید شما اشخاصی که همکار میخواهید قرار بدهید برای خودتان ، شناخته باشید از سابق که اینها وضعشان ، وضع خانوادگی شان ، مسیرشان در دانشگاه اگر بودند ، چطور بودند ، در سایر نقاط اگر چنانچه کار کردهاند ، چه جور کار کردهاند ، اینها را همه را در نظر بگیرید و افراد را برای کمک و دخالت در این امر بزرگ انتخاب کنید و بعد هم راجع به اینکه طرز عمل شما ، باید بنابراین بگذارید که هیچ اعتنا به انتقاداتی که ممکن است حتی به این اسمی که شما انتخاب کردید منحرفین بکنند ، هیچ اعتنائی به این مسائل نکنید همان راهی را که دارید ، همان راه را بروید . [۲۰۶].
به افراد بی ایمان نباید اعتماد کرد
خدای تبارک و تعالی این ملتها را توجه بدهد به این مسائل ، و این دولتهایی که در کشورهای اسلامی هستند از خواب بیدار کند . اینها گمان میکنند که اسرائیل پشت و پناه آنها هست که کمک به او میکنند . اسرائیلی که بنایش بر این است که کشورهای عربی را بگیرد ، این را خیال میکنند که این پشت و پناه او هست یا آمریکا پشت و پناه است ، آمریکا از شما نفت میخواهد و آمریکا از شما نفع میخواهد و میخواهد شما بازار باشید برای او . و همین طور شوروی ، اینها فرق نمیکند ، اینها میخواهند که از شما استفاده بکنند ، از مخازنی که خدا به شما داده آنها استفاده اش را بکنند ، شما حمال باشید برای آنها والا در آنجایی که شما گرفتار بشوید هیچ یک از اینها به داد شما نخواهند رسید ، آنها آنوقت میگویند ما اینها را نمیشناسیم . بنای این اشخاصی که توجه شان به خودشان و به دنیای خودشان است . این است که مادامی که به نفع آنها چیزی باشد با آنها همراهند و با آنها هم کاسه هستند ، آن روزی که ببینند این به نفع نیست ولو دوست شان باشد کنارش میگذارند . این قصه چرچیل را شنیدید شاید ، خوب ، چرچیل در جنگ عمومی رئیس انگلستان بود ، شوروی هم همراه اینها بودند در جنگ با آلمان ، شوروی هم همراه اینها بود . آمریکا هم همراه اینها بود . به مجرد اینکه هیتلر را شکست دادند ، چرچیل گفت که الان وقتی است که ما به شوروی بزنیم . شوروی که با آنها دوستی داشت و با آنها میخواست که وارد بشود یعنی جنگ آلمان را او برد ، گفت الان وقتش است ، منتها مجلس انگلستان اجازه نداد این را ، آنوقت معلوم شد این مجلس انگلستان اجازه نداد این مطلب را . وضع اینها اینطور است ، همان دوستی را که دارند ، آن روزی که ببینند یک دوست دیگری بهتر از این است و این برایشان دیگر خوب نیست ، این را پرتش میکنند دور یا این را می زنندش به زمین ، وضع اینها اینطوری است . کسی که به خدا اعتقاد ندارد ، کسی که به معاد اعتقاد ندارد ، کسی که نمیشناسد آن ارزشهای انسانی را ، اینها نمیشود بهش اعتماد کرد که ما با آمریکا باشیم و یا اینکه آمریکا با ما در وقت خودش چه بکند . آمریکا از شما نفت میخواهد ، آمریکا از حکومت حجاز ، نفت حجاز را میخواهد برای او نفعی به شما نمیرساند او از شما میگیرد و میدوشد برای شما را . برای چه برای او خودتان را به زحمت میاندازید و ما را هم به زحمت میاندازید ؟[۲۰۷].
از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله گر باید برحذر بود
رئیس جمهور محترم باید توجه داشته باشند که در پیشگاه مقدس جل و علا واقع است و آنچه بر او از خطرات قلبی و تمایلات سری تا اعمال معلن و مخفی میگذرد ، در حضور حق است و چیزی را نتوان از او جل و علا پنهان کرد ، هر چند از خلق خدا پنهان باشد . و باید توجه نمایند که در مقامی هستند که یک جمله او گاهی مومنی را ساقط کرده و متعهدی را از بین میبرد ، و یا غیر صالحی را به مقامی که شایسته آن نیست میرساند ، گاهی یک سخنرانی او ، جمهوری اسلامی و کشور را نور میبخشد و گاهی بعکس . مقام خطیر است و خطر بزرگ ، به خدا باید پناه برد و از او استمداد کرد همه دست اندرکاران به ویژه رئیس جمهور باید از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله گر برحذر باشند و مشاوران خود را از اشخاص سابقه دار که تعهدشان قبل از انقلاب مشهود بوده است ، انتخاب کنند . بسا که منحرفان و منافقان ، خود را با ظاهری آراسته به تقوا جا بزنند و با دست ما به اسلام و کشور اسلامی صدمه زنند .
شما ای رئیس جمهور محترم و دیگر متصدیان امور کشور ! میدانید که قدرتمندان شرق و غرب خصوصا امریکای بازیگر ، مارهای زخم برداشته از جمهوری اسلامی هستند که از اول انقلاب به هر حیله ممکن دست زدند ، از حمله نظامی گرفته تا طرح کودتا ، و از ترور شخصیتها تا به آتش کشیدن مزرعهها و مغازهها ، و از انفجارات کور در کوچهها و خیابانها تا دزدی و تجاوز . و از همه بدتر و بالاتر تبلیغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، که برای تضعیف روحیه ملت مقاوم و رزمندگان عزیز به هر نوع دروغ و تهمتی متشبث شدند ، ولی بحمدالله نه تنها هیچ یک از تیرهای آنان به هدف نرسید ، که نتیجه معکوس داد . اکنون از چنین مارهای زخم خوردهای نباید غافل بود . چه بسا ، با نفوذ عمال سرسپرده داخلی در ارگانهای دولتی و مقامات موثر ، به تدریج قدم به قدم کار خود را انجام دهند و انسان مستقیم را منحرف کنند و متعهدان را وابسته نمایند . غفلت از این امر ، فاجعه انگیز است و همه مقامات ، خصوصا مقامات بالا چون روسای قوای سه گانه ، بیشتر مورد نظر و هدف هستند ، زیرا انحراف آنان خدای نخواسته ممکن است انحراف رژیم را در پی داشته باشد . همه ما و شما باید بدانیم که شیطان خارج و داخل و نفس اماره به تدریج انسان را از خلافهای کوچک به بزرگ و بزرگتر میکشاند که یک وقت از کفر سر در میآورد . پس خلاف کوچک را بزرگ شمارید و شماریم ، و فساد را از سرچشمه جلو گیریم . از خداوند متعال مدد میخواهیم که همه ما را حفظ نماید ، خصوصا از شیطان نفس که مادر ( بت ) هاست . [۲۰۸].
حفظ وحدت و سازگاری با یکدیگر
اختلاف سلیقه خوب است ولی دشمنی نباید باشد
البته دو تفکر هست باید هم باشد ، دو رای هست باید هم باشد ، سلیقههای مختلف باید باشد لکن سلیقههای مختلف اسباب این نمیشود که انسان با هم خوب نباشد . من عرض کردم مثل طلبهها که با هم مباحثه میکنند ، آن وقتی که مباحثه میکردند جار و جنجال جوری بود که انسان خیال میکرد دشمن هم هستند ، وقتی مباحثه تمام میشد مینشستند به دوستی کردن و انس . اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد ، این ناقص است . اگر در یک مجلسی اختلاف نباشد ، این مجلس ناقصی است اختلاف باید باشد ، اختلاف سلیقه ، اختلاف رای ، مباحثه ، جار و جنجال اینها باید باشد لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته بشویم دشمن هم . باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم ، دوست هم باشیم . [۲۰۹].
منشاء اختلاف از هوای نفس است
شما باید سعی کنید تا تمام توجه تان به خدای متعال باشد باطن ذات انسان محفوف است به چیزهایی که تمام هدایتها و انحرافات از آن سرچشمه میگیرد . باید توجه داشته باشید که در سرّ سرّ هم هواهای نفسانی بر شما غلبه نکند ، یعنی در سرتان هوای اینکه ما غلبه کنیم و حکومت کنیم نباشد بلکه در نظرتان این باشد که حکومت اسلامی تشکیل دهیم و احکام خدا را جاری سازیم . حضرت امیر علیه السلام در راس زهاد ، حکومت میکرد ، ولی حکومت برای خودش نبود بلکه هرچه کوشش میکرد برای اسلام بود . شما مجاهده کنید تا هر چه در دل دارید زدوده شود که اگر برای خدا خالص شدید در پیروزیتان موثر است . باید اتکائتان فقط به خدا باشد و این نمیشود مگر اینکه از نفسانیات بکاهید . منشاء اختلافات از هوای نفس است . هر کجا اختلاف بین خودتان دیدید ، مطمئن باشید که از هوای نفس سرچشمه گرفته است البته اختلاف بین انبیا و افراد مقابل آنها و اسلام و کفر همیشه بوده است ولی آن اختلاف از عبودیت سرچشمه میگیرد . شما اختلافاتی را که از نفسانیت سرچشمه میگیرد باید از بین ببرید و مطمئن باشید که اگر کارهایتان از الوهیت سرچشمه نگیرد و از وحدت اسلامی بیرون بروید ، مخذول میشوید . [۲۱۰].
ریشه اختلافات طغیان نفس است
اول آیهای که به رسول اکرم به حسب روایات و تواریخ وارد شده است آیه اقرا باسم ربک[۲۱۱] است و این آیه اولین آیهای که به حسب نقل ، جبرئیل بر رسول اکرم خوانده است و از اول به قرائت و به تعلم دعوت شده است . اقرا باسم ربک الذی خلق و در همین سوره است که ان الانسان لیطغی ان راه استغنی [۲۱۲] این سوره برای اولین مورد وحی و در اولین نزول وحی این آیه در این سوره وارد شده است که کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی معلوم میشود که طغیان و طاغوت بودن از اموری است که در راس امور است و برای طاغوت زدائی باید تعلیم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت کرد و تزکیه کرد . انسان اینطوری است ، وضع روحی همه انسانها اینطور است که تا یک استغنائی پیدا میکند طغیان پیدا میکند استغنای مالی پیدا میکند . به حسب همان مقدار طغیان پیدا میکند ، استغنای علمی پیدا میکند به همان مقدار طغیان پیدا میکند ، مقام پیدا میکند به مقداری که مقام پیدا کرده است طغیان میکند . فرعون را خدای تبارک و تعالی طاغی میگوید هست برای همین است که مقام پیدا کرده بود و انگیزه الهی در او نبود و این مقام او را به طغیان کشیده بود . کسانی که چیزهائی که مربوط به دنیاست آنها را بدون تزکیه نفس پیدا میکنند ، اینها هر چه پیدا بکنند طغیانشان زیادتر خواهد شد و وبال این مال و این منال و این مقام و این جاه و این مسند از چیزهائی است که موجب گرفتاریهای انسان است در اینجا و بیشتر در آنجا . [۲۱۳].
اختلافات به دلیل عدم تزکیه است
انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیانها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را ، نفوس خودمان را مصفا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم . اگر این توفیق برای همگان حاصل شد دنیا یک نوری میشود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق . تمام اختلافاتی که بین بشر هست ، اختلافاتی که بین سلاطین هست ، اختلافاتی که بین قدرتمندان هست ریشه اش همان طغیانی است که در نفس هست . ریشه این است که انسان دیده است که خودش یک مقام دارد طغیان کرده است و چون قانع نمیشود به آن مقام ، این طغیان اسباب تجاوز میشود ، تجاوز که شد اختلاف حاصل میشود و این فرق نمیکند ، از آن مرتبه نازلش طغیان است تا آن مرتبه عالی آن . از مرتبه نازلی که در یک روستا بین افراد اختلاف حاصل میشود ریشه آن همین طغیان است تا مرتبه بالاتر و هر چه بالاتر برود طغیان زیادتر میشود . اینهائی که ، فرعونی که طغیان کرد و انا ربکم الاعلی [۲۱۴] گفت ، این انگیزه در همه است فقط در فرعون نیست . اگر انسان را سر خود بگذارند انا ربکم الا علی خواهد گفت . انگیزه بعثت این است که این نفوس سرکش را و این نفوس طاغی را و یاغی را از آن سرکشی و از آن طغیان و از آن یاغیگری کنترل کند و تزکیه کند نفوس را . همه اختلافاتی که در بشر هست برای این است که تزکیه نشده است . غایت بعثت این است که تزکیه کند مردم را تا به واسطه تزکیه ، هم تعلم حکمت کند و هم تعلم قرآن و کتاب و اگر چنانچه تزکیه بشوند طغیان پیش نمیآید کسی که تزکیه کرد خود را هیچ گاه خودش را مستغنی نمیداند ان الانسان لیطغی ان راه استغنی [۲۱۵] وقتی که خودش را میبیند و برای خودش مقام قائل است و برای خودش عظمت قائل است این خودبینی اسباب طغیان است . اختلافاتی که بین همه بشر هست ، اختلافاتی که سر دنیا بین همه بشر هست این اختلافات ریشه اش این طغیانی است که در نفس هاست و این گرفتاریی است که انسان دارد و گرفتاری به خود دارد و به هواهای نفسانیه . اگر انسان تزکیه بشود و نفس انسان تربیت بشود این اختلافات برداشته میشود . [۲۱۶].
نزاع مربوط به خودخواهی است
آنهائی که رسیدهاند به این مقام خداخواهی که این یک مرتبه از کمالات است آنها اینطور نیستند دیگر که مثل ماها فکر کنند ، آنها فکر دیگران هستند قبل از اینکه فکر خودشان باشند . پیغمبر اکرم برای این کافرهایی که مسلمان نمیشدند و مومن نمیشدند غصه میخورد ، در آیه شریفه هست که ، مثل اینکه میخواهی خودت را هلاک کنی برای اینها میخواست که همه عالم به نور برسند ، مبعوث شده بود برای اینکه همه این هیاهوهائی که در دنیا هست و این هیاهوها برای خود است ، برای رسیدن به قدرت خود است این هیاهوها را از بین ببرد و یک خداخواهی در مردم ایجاد کند ، توجه به نور ایجاد کند . اگر ایجاد بشود او ، دیگر اینهمه نزاع هائی که در دنیا هست از بین میرود . اگر تمام انبیا جمع بشوند در یک محلی هیچ وقت با هم نزاع نمیکنند . اگر اولیا و انبیا را شما فرض کنید که الان بیایند در دنیا ، هیچ وقت با هم نزاع نمیکنند برای اینکه نزاع مال خودخواهی است ، از نقطه نفس انسان پیدا میشود که آنها نفس را کشتهاند ، جهاد کردهاند و همه خدا را میخواهند ، کسی که خدا را میخواهد نزاع ندارد ، همه نزاعها برای این است که این برای خودش یک چیزی میخواهد این هم برای خودش یک چیزی میخواهد ، این دو خودها تزاحم میکنند ، این قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، آن هم قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، تزاحم میکنند ، این قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، آن هم قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، تزاحم میکنند ، جنگ درمی آید . اگر مردم تربیت بشوند به تربیت انبیا که همه کتب آسمانی برای این تربیت آمده است ، همه این نزاعها از بین میرود ، همه این گرفتاری هائی که برای بشر است از بین میرود ، برادر میشوند همه ، همانطوری که در قرآن کریم همه را برادر خوانده است ، مومنها برادرند ، از این آیه استفاده این معنا میشود که اگر چنانچه دو نفر به اخوت ایمانی شان عمل نکنند ، برادر نباشند ، مومن نیستند ، المومنون اخوه ۵۸۶ میگوید برادر هستند ، این مومنها برادرند ، همانطوری که یک برادر برای برادر خودش خیر میخواهد مومن این است . اگر یک وقت ما دیدیم که کسی برای برادرهای خودش خیر نخواست ، نزاع راه انداخت ، هیاهو راه انداخت ، این به طرف خودش بکشد ، او به طرف خودش بکشد ، این از ایمان معلوم میشود که حظ صحیح نبرده است ، آنی که باید ایمان در قلب این تاثیر بکند ، نکرده است . [۲۱۷].
اختلاف از زبان شیطان است
این اختلاف از زبان هر کس باشد ، از زبان هر موجودی باشد ، این زبان ، زبان شیطان است ، چه از زبان یک روحانی باشد ، چه از زبان یک مقدس باشد ، چه از زبان یک نمازگزار باشد و چه از سایر زبانها ، بدانید که این زبان ، زبان شیطان است و گاهی هم خود آن آدم ملتفت نیست که تحت تاثیر شیطان است یا زبان شیطان در او دارد فعالیت میکند . [۲۱۸].
با هم دوست و به یکدیگر محبت داشته باشید
شما میدانید آن چیزی که این نهضت و این انقلاب را به ثمر رساند ایمان بود و مومنین همانطور که قرآن شریف فرموده است برادر یکدیگر بوده و فرقی بین آنها نیست هوای نفس انسان میخواهد هر چه بشود بگوید من کردهام ، و این آثار خودخواهی است و اختلافاتی هم که مشاهده میشود از ضعف ایمان است . آنها که میخواهند برای خدا کار کنند ، چه خودشان و چه برادرانشان و چه افرادی دیگر انجام بدهند ، برای آنها فرقی نمیکند و من امیدوارم همه ما بتوانیم در جمهوری اسلامی این قدم را که بالاترین قدم هاست برداریم . آن روزی که شما احساس کردید محبت و برادری بین شما و سایر قشرهای خدمتگزار زیادتر میشود ، بدانید که ایمانتان زیادتر گردیده است . شما میدانید که الان کشور ما محتاج این است که قوای مسلح با هم باشند و اگر خدای نخواسته بین کمیتهها و سپاه پاسداران تفاهم نباشد ، به مقصدی که آن اسلام است ، نخواهید رسید و هرگز در این فکر نباشید که من کمیتهای هستم و باید تنها کمیته کارش بهتر باشد ، و سپاه هم همین را بگوید . در این فکر باشید که با برادری کارها را انجام دهید و این اصل قرآنی را که مومنین با هم برادر هستند بپذیرید و با هم دوست و به یکدیگر محبت داشته باشید و خیر همدیگر را بخواهید و آن خواطر نفسانی و باطنی که عبارت از جدائی سپاه از کمیتهها باشد را دور بیندازید این رمز موفقیت جامعه است . [۲۱۹].
با چشم برادری به هم بنگرید
وزرای محترم هر یک با چشم برادری ایمانی به هم بنگرند و در مشکلات پشتیبان هم باشند و ملت عزیز پشتیبان دولت و سایر ارگانها باشند که بدون پشتیبانی همه جانبه توقع پیشرفت از دولت بی موقع است و با اتکال به خداوند تعالی که در مشکلات بزرگ عنایتهای غیبی را فرموده ، بدانند که تا ملت و دولت به تعهد خود در نصرت به دین خدا و به بندگان او پابرجا باشند ، نصرت خدا ادامه دارد ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم [۲۲۰] . [۲۲۱].
بین دولتیها برادری باشد
و سفارش دوم این است که بین خودتان ، بین وزرائی که هستند ، بین دولتیها که هستند برادری باشد . شما برای اسلام میخواهید خدمت کنید ، نمیخواهید که برای خودتان کاری بکنید . شما میخواهید برای این ملت محروم در طول تاریخ خدمت بکنید ، نمیخواهید که جیب خودتان را پر کنید .
شما اینجور نیستید هیچ گاه ، وقتی اینطور شد داعیه بر اینکه با هم مبارزه و معارضه بکنید نیست و انشاءالله نمیکنید . نمیگویم میکنید که حالا فردا بگویند معلوم شد که اینها ریختهاند به هم که فلانی این حرف را میزند نه ، اینطور نیست ، نصیحت است من میکنم ولو میدانم که شما هیچ کدام این وضع را ندارید . و من امیدوارم که انشاءالله خداوند شما را حفظ کند و موفق باشید و هرکدام در کار خودتان موفق باشید . و من این چند نفر وزیری که استعفا کردند خوب بعضی شان را خیلی میشناسم مثل آقای عسگر اولادی که ایشان هم نظیر آقای مرحوم عراقی از اول نهضت همراه بود و زحمت کشید و من او را مرد بسیار صالحی ، بسیار فداکاری میدانم و بعضی آقایان - هم در طول این چیزی بوده است که - در طول این جمهوری شناختم مثل وزیر کار که آن هم در طول این مدت که آشنا شدم میدانم که مرد صالح خوبی است و مقتضای صلاح هم همین است . که وقتی دیدند که مثلا بین دولت و آنها خیلی هماهنگی نیست ، خوب ، این پست را رها کنند یک پست دیگری بگیرند و دولت را بگذارند که آنطوری که میخواهد عمل بکند . [۲۲۲].
برای حفظ این امانت الهی برادرانه رفتار کنید
در هر صورت یک مملکتی است مال همه شماها ، همه ما مسؤ ول هستیم در این امری که برای حفاظت کشورمان هست و شما میبینید که الان در معرض اینطور کارهایی است که شده است و بعدها هم خواهد شد . ما مکلفیم از طرف خدای تبارک و تعالی که این امانتی که به ما داده شده است و آن کشور اسلامی است و اسلام است و جمهوری اسلامی است حفظش بکنیم ، در این امر هیچ سستی به خودمان راه ندهیم ، هیچ مسائلی شخصی در کار نباشد ، هیچ اغراض نفسانی در کار نباشد ، همه ما با هم برادر و با هم برای حفظ یک امانتی که خدا به دست ما داده است و سپرده است و هم سفارش میکنم به همه اشخاصی که در هر جا صحبت میکنند یا فرض کنید که قلمفرسایی میکنند که تضعیف قوای انتظامی ، سپاه پاسداران ، تضعیف اسلام است ، تضعیف لشکر اسلامی تضعیف اسلام است ، تضعیف ژاندارمری تضعیف اسلام است ، تضعیف - عرض میکنم - سایر قوای مسلح و انتظامی تضعیف اسلام است و این به آن معنا نیست که نباید آن اشخاص فاسد بیرون بروند ، اشخاص فاسد باید حتما به دادگاه سپرده بشوند ، در هر جا باشند و هر مقامی ، آنها باید به دادگاه سپرده بشوند و آنهایی که اسلامی هستند و روی خط اسلام دارند عمل میکنند ، آنها باید تمام گویندگان و نویسندگان ، چه از قشر روحانی و چه از قشر غیر روحانی ، اینها را تقویت بکنند . یک کلمه تضعیف اینها ، تضعیف اسلام است و حرام است و جایز نیست . بنابراین امیدوارم که شماها همه موفق باشید ، موید باشید و این امانت را حفظ کنید . و ما یک عالم دیگری داریم که همه آنجا حاضر میشویم و از همه ما بازخواست میشود ، یعنی یک خدشهای اگر ما وارد کنیم به جمهوری اسلامی ، فردا آنجا در محضر خدای تبارک و تعالی از ما بازخواست خواهد شد و بازخواست شدید خواهد شد . [۲۲۳].
برادر باشید که مخاصمه کار اهل جهنم است
من امیدوارم که تمام کسانی که دست به کار هستند در دولت ، با هم دست به هم بدهند ، با هم دوست باشند ، افرادی که در مجلس هستند همه با هم رفیق باشند ، همه یک مقصد دارید ، همه میخواهید که اسلام تحقق پیدا بکند ، چرا پس با هم ما دلخوری داشته باشیم .
برادری از اموری است که هم قرآن کریم فرموده است که در این عالم برادرند و هم فرموده است که در بهشت برادر هستند و در سریرها در روبروی هم مینشینند و برادرند . من امیدوارم که این آثار حالا تحقق پیدا کند تا منعکس بشود در آنجا و میدانیم که هر چه در اینجا باشد صورت غیبی اش در آنجا به ما میرسد . ما گرفتار اعمال خودمان هستیم در آن عالم ، از خارج به ما چیزی نمیدهند ما هستیم که بنا میکنیم اساس آن عالم را اینهمه اعمال شماست که به شما رد میشود انها هی اعمالکم ترد علیکم فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره [۲۲۴] نه اینکه ثوابش را میبرد ، خودش را میبیند و من یعمل مثقال ذره شرا یره [۲۲۵] خود شر را میبیند ، خود آن عمل را در آنجا میبیند . کارهای ما ، عقاید ما ، اخلاق ما تمام اینها در آنجا منعکس است و من امیدوارم که برادری را در اینجا مستحکم کنیم تا در آنجا منعکس بشود و برادر باشیم . مخاصمه مال اهل جهنم است خصام اهل النار یکی از مصیبت هائی که اهل جهنم به آن مبتلا هستند همین خصامی است که با هم دارند جنگ و نزاعی است که با هم دارند ، به هم میپرند مثل سگ و یکی از کرامت هائی که اهل بهشت دارند آن ، برادری و دوستی و محبت است و این باید از اینجا تهیه بشود چرا ما با برادرهای ایمانی مان ، با برادرهائی که همه صالحند ، خوبند ، میخواهند خدمت بکنند ، چرا مخالف باشیم ؟ فرضا رای یک کسی با رای دیگری در یک جهتی مخالف است ، اختلاف آرا در بین فقها هم الی ماشاءالله است و من امیدوارم که انعکاس این دولت و مجلس و قوای ثلاثهای که هست و همه ارتشیها ، انعکاس برادریشان در بهشت باشد و در بهشت همه با هم برادر و در سریرها روبروی یکدیگر نشسته باشند و خداوند توفیق بدهد به همه ما . [۲۲۶]
اسلام ، اخوت است
ما که نمیخواهیم حکومت بکنیم ، ما نظر به این نداریم که اجحاف بکنیم ، حکومت بکنیم . اسلام حکومت طرح پیش اش نیست ، اسلام اخوت است . آن صدر اسلام ، آن شخصهای اول هم با آخر آنها مثل هم بودند ، یک طور زندگی میکردند . خلیفه ثانی وقتی در یک سفری رفت برای یکی از کشورهایی که تحت سلطه اش بود ، نزدیک آنجا که رسیده بودند نوبت غلامش بود که سوار بشود و خلیفه پیاده افسار را بگیرد ، اینطور نقل میکنند ، وقتی وارد شهر شدند ، اینطوری وارد شهر شدند خلیفه افسار شتر را گرفته بود داشت میبرد و آن غلام هم سوار شتر شده بود . اگر یک همچو حکومتی پیدا بشود که در صدر اسلام به واسطه قدرت اسلام و به واسطه قوه اسلام بوده است این مسائل ، دیگر کسی آرزوی این را میکند که من از اهل خودم ؟ اصلا دیگر خودی باقی میماند که خودم و اجنبی ؟ ! بومی و اجنبی ؟ ! اصلا این مساءله طرح میشود در اسلام که یکی بومی است یکی غیر بومی ؟ ! بومی و غیر بومی دیگر در کار نیست ، همه اسلام است و همه مسلمین اند و همه برادرند و همه مثل هم هستند . [۲۲۷].
اگر سران کشور برای خدا کار کنند ، اختلاف پیدا نخواهد شد
اگر خدای نخواسته نظر مادی در بین ماها حاصل بشود و ما نسیان کنیم خدای تبارک و تعالی را به توجه به دنیا و مقامات ، لاعلاج خواهد شد . اختلاف کسانی که توجه به دنیا دارند ، نمیشود اختلاف نداشته باشند ، هر کسی برای خودش میخواهد آنهایی که اختلاف ندارند ، آنهایی هستند که به دنیا اعتنا ندارند ، آنهایی هستند که ارزشها را بهش توجه دارند ، آنها بینشان اختلاف واقع نمیشود . اگر همه انبیا جمع بشوند و همه اولیا جمع بشوند ، با هم اختلاف نمیکنند ، یک کلمه اختلاف ندارند ، لکن اگر دو تا کدخدا در یک ده باشد اختلاف پیدا میکند ، اگر دو عالم باشد ( روحانی واقعا ) صد عالم روحانی باشد ، ممکن نیست با هم اختلاف داشته باشند اما اگر دو عالم باشد یا دو صورت عالم باشد که بخواهد دکان درست کند برای خودش ، شکی نیست که با عالم دیگری که باز آن هم همین جور است اختلاف پیدا میشود . و همین طور اگر چنانچه سران یک کشوری برای خدا کار بکنند ، اینها اختلاف نخواهند پیدا کرد و باید توجه کنند که گمان نکنند که ماءمونند از این که به راه ابلیس بروند . هیچ امری یکدفعه نمیشود ، به تدریج ، یک قدم یک قدم انسان را میکشانند به جهنم . از ابتدا نمیآید نفس اماره انسان بگوید بیا برو جهنم ، یا ابلیس بگوید بیا برو جهنم ، یا نفس اماره بگوید یاالله پا شویم دعوا راه بیندازیم ، نخیر؛ ابتدائا ، از اول شروع میشود یک قدم جلو میرود آدم ازش غفلت میکند ، تبعیت میکند ، یک قدم دیگر جلو میرود ، یک وقت میبیند که سر از این بیرون آورد که باهم دارند اختلاف میکنند . که جلوی این اختلافات را بگیریم ؟ تکلیف شرعی ما ، تکلیف عقلی ما ، تکلیف وجدانی ما این نیست که نگذاریم یک وقت خدای نخواسته بین اقشار اختلاف پیدا بشود ؟ او به این است که هواهای نفسانی کم بشود ، غیر از این راهی ندارد . اگر هواهای نفسانی در کار باشد ، این منجر به اختلاف میشود ، ولو این که هر مقدار هم یک نفری آدمی باشد که به ظواهر خیلی اعتقاد داشته باشد و خیلی هم دنبال ظواهر باشد ، لکن وقتی که در قلبش هوای نفسانی باشد قهرا آن هوای نفسانی او را دنبال میکند این هوای نفسانی در همه هست / نمیشود/ تعرضش نمیشود کرد ، لکن بعضیها مهار میکنند و بعضیها مهار نمیکنند این که میگویم در همه ، یعنی همه مردم متعارف نه اولیای خدا . [۲۲۸].
اگر هدف خدمتگزاری باشد ، اختلاف پیش نمیآید
وقتی بنا شد همه خدمتگزار اسلام باشید ، اختلاف دیگر پیش نمیآید . شما بدانید که اگر تمام انبیا علیهم السلام در یک عصر مجتمع میشدند ، هیچ اختلافی نداشتند . اختلاف برای این است که انسان ، هر کسی میخواهد پیش خودش ، برای خودش یک کاری انجام بدهد . هر اختلافی از هوای نفس پیدا میشود . وقتی انسان بخواهد برای خودش یک مساءلهای را درست کند ، میبیند که آن رفیقش شاید جلو بیفتد ، این یک قدری جلوتر میرود ، او یک قدر ، یک وقت میبینید که اختلاف حاصل میشود . [۲۲۹].
دشمنی ، اخلاق جهنمی هاست
من معذرت میخواهم که چند کلمهای موعظه کنم شما را ، شما محتاج به موعظه نیستید لکن تذکر ، برادرها ، خودش یک امری است . یکی از عذاب هائی که در جهنم اهل جهنم به آن مبتلا هستند ، خصام اهل النار [۲۳۰] است و یکی از نعمت هائی که اهل بهشت متنعمند آن اخوانی که ، اخوانا علی سرر متقابلین [۲۳۱] آن برادری و محبت که بین اهل بهشت است یکی از نعمتهای بزرگ خداست و آن خصامی که در جهنم است ، یکی از عذاب هائی است که بر اهل جهنم است که دائم توی سر هم میزنند . و اهل معرفت میگویند که هر چیزی که در بهشت و در جهنم ظهور پیدا میکند سابقه ندارد ، از خود آدم است . در روایت هم است اینکه زمین بهشت و جهنم قاع [۲۳۲] است ، هیچ چیز ندارد صاف است و در یک روایتی که سابقا من دیدم ( حالا نمیدانم تمام معنایش درست چه جور است ) این است که گاهی در بهشت یک اشخاصی ، ملائکه الله مشغول یک بنا میشدند و گاهی میایستادند . ظاهرا پیغمبر اکرم شاید در شب معراج این را ملاحظه فرمودند ، سوال کردند از جبرئیل این چرا گاهی میایستند و گاهی کار میکنند . عرض کرد که اینها اعمالی که مردم میکنند ، مادامی که اشتغال دارند به عمل خیر اینها مصالحشان محقق میشود و مشغول بنا میشوند ، آنوقتی که آنها مشغول این کار نیستند آنها هم . در هر صورت یک مساءلهای است این در پیش اهل معرفت که تمام چیزهائی که در جهنم و بهشت هست این از خود ماست . اینطور نیست که خدای تبارک و تعالی یک آتشی تهیه کرده است که ما را بسوزاند ، ما خودمان تهیه میکنیم . در قرآن هم هست که اینها اعمال شماست که رد به خودتان میشود . [۲۳۳].
اگر دشمنی داشته باشیم اهل جهنم هستیم
ما میتوانیم خودمان را در این عالم راجع به این محکی که از دو تا آیه شریفه استفاده میشود بشناسیم که آیا اهل نار هستیم یا اهل بهشت . اگر کارهایمان روی خصام باشد ، دشمنی ، یک وقت این است که انسان در یک مساءلهای صحبت میکند ، مباحثه میکند خوب بین اهل علم و طلبهها متعارف است ، گاهی وقتیها به فریاد میکشد مطلب ، به داد و قال میکشد مطلب لکن وقتی که مباحثه تمام شد ، برادرند . بعد از مباحثه اینطور نیست که این مباحثه اسباب دشمنی باشد ، دو تا دوستند و دو تا رفیقند ، سر یک مطلبی ، مطالبی آن ، آن طرف مطلب را میگیرد و آن ، آن طرف مطلب و اتفاقا این یک ورزشی است که در بین طلبهها هست و یک ورزش علمی است که قوی میکند آنها را . در سایر طبقات شاید نیست اینطور ورزش . اینها تا حد جنگ و دعوا با هم مقابل میشوند . مرحوم آقای آسید احمد زنجانی رحمه الله نقل میکردند که در روزنامه ملا نصرالدین که قفقاز طبع میشده ، او عکسی انداخته بوده از دو تا طلبه ، دو تا اهل علم ، یکی این طرف ، یک آن طرف نشسته و دعوا کردهاند و دندان یکی بیرون افتاده و کفش یکی هم بالای سر آن یکی است و او برای انتقاد از این طایفه این را نوشته بود ، این را عکسبرداری کرده بود و او نمیدانست که در عین حالی که گاهی وقتها به این مسائل هم میرسد لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام میشود ، با هم میشوند رفیق و با هم دوست و برادرند . ما اگر چنانچه در مسائلی که پیش میآید ، در هر وضعی که باشد ، البته مسائل زیاد الان در مجلس طرح میشود و شما بعدها هم مواجه هستید با مسائل زیادی که برای ملت است و هر کسی نظر دارد و هر کسی اجتهاد دارد ، هر کسی باید مسائل را طرح بکند و بگوید ، اما همانطوری که طلبهها مسائل را میگویند ، که منتهی به این نشود که حالا که من مخالف با شما هستم در نظر و شما مخالف من هستید در نظر ، این منتهی به این بشود که نه ، ما دو تا خصم و دو تا دشمن با هم هستیم . اگر اینطور باشد که واقعا خدای نخواسته روی خصام باشد باید ما خودمان را بشناسیم به اینکه ما اهل ناریم ، برای اینکه خصام اینجا آن خصام را میآورد . [۲۳۴].
مسائل را با برادری و حسن نیّت مطرح کنید نه تنازع و خصومت
و اگر چنانچه ایمان در کار باشد ، برادری در کار باشد و با برادری و حسن نیت ، رفاقت ، مسائل طرح بشود همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند ، باید وقتی میفهمند اظهار کنند ، این موافق هر که باشد ، باشد . مخالف هر کس هم باشد ، باشد . برای اینکه شما وکیل مردم هستید امین مردم هستید امین و وکیل باید مسائلی که طرح میشود آن مقداری که میتواند و میفهمند اظهار کنند لکن به طور خصومت ، به طور تنازع و خصومت نباشد ، هر چه بتوانند آرامتر لکن حالا صدا هم بلند شد ، باشد ، اما آن صدائی که از طلبههای توی مدرسه بلند میشود دنبالش هیچ ابدا اثری از خصومت نیست ، دو تا رفیق ، دو تا دوست هستند که سر یک مساءله علمی میرسد کار به آنجائی که این فریاد سر او میزند ، او فریاد سر او میزند ، لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام شد همان دو تا برادرند که بودند ، همان دو تا دوستند که بودند ، هیچ ابدا دیگر دنباله ندارد که آن مطالب را او گفته ، این مطلب را ما ، با هم برادریم ، مطالب با هم دعوا دارند ، مسائل که طرح میشود آن مسائل با هم اختلاف دارند ، اما آنهائی که مسائل را طرح میکنند مسائلشان باید با هم اختلاف داشته باشد نه خودشان ، خودشان دوست ، رفیق و برادر ولی مسائل را باید طرح بکنند و اشکال دارند بکنند و طرح بکنند مسائلی که روی مصالح اسلام است ، روی مصالح کشور است و آن مقداری که میتوانند بررسی بکنند و آن مقداری که قدرت دارند نظر بدهند لکن بعد از اینکه مجلس تمام شد همانطوری که بعد اینکه مباحثه طلبهها تمام شد مینشینند با هم چای میخورند و رفیق و دوست هستند ، آنها هم همین طور باشند . [۲۳۵].
اختلافات را برادرانه حل کنید نه خصمانه
لازم نیست که انسان وقتی که در یک مطلبی مخالف یک کس دیگری است ، دشمن او هم باشد . همه مسلمان ، همه مومن ، همه اهل این کشور و همه مصلحت این کشور را میخواهید و ما و شما هم مصلحت اسلام را میخواهیم و هم مصلحت این اشخاصی که در دارالاسلام زندگی میکنند و تحت لوای اسلام هستند ، از نمایندگانی که سایر اقلیتها هستند و مصالح آنها . اسلام اقتضای این را میکند که مصالح همه در نظر گرفته بشود و علی السواء هم در نظر گرفته بشود . همه اهل این مملکت هستند حق دارند در این مملکت و شما هم وکلای این مملکت هستید و خدمت میخواهید بکنید ، هر یکی تان وکیل همه هستید و هر یکی تان باید مصالح همه مملکت را در نظر بگیرید . بنابراین بهترین مباحثهها همین مباحثه برادرهاست با هم که کارشان ، اگر اختلافی هم دارند ، برادری حل میکنند ، نه به طور خصمانه و البته من میدانم که بسیاری از اشخاص هستند که اینها بسیار منزه و مبرا هستند و اکثریت شما هم همین طور است و من امیدوارم که همه تان اینطور باشید . من که همه را نمیشناسم لکن من چهرهها را میبینم که همه شان از همین ملت و از همین جمعیتی که در این مملکت هستند ، هستند . هیچ از آن بالاها نیامدهاند اینجا تا بخواهند یک مقاصدی داشته باشند ( که ) غیر مقاصدی ملی و اسلامی . از این جهت من امیدوارم که این مجلس ، خدمت بزرگ بکند و انشاءالله کارها را به آسانی به پیش ببرد و هماهنگی کنند با دولت ، با رئیس جمهور ، با سایر ارگان هائی که هستند . همه تان میخواهید یک مطلبی پیش برود ، نه آقای رئیس جمهور نمیخواهند که این مملکت خدای نخواسته آشفته باشد ، رئیس یک مملکت که نمیخواهد آن مملکت آشفته باشد و نه وکلای مجلس میخواهند که این مجلس آشفته باشد ، برای اینکه شما همه مملکت هستید ، مملکت از خود شماست ، نمیشود که یک کس برای خودش طرح خلاف بزند ، و نه وزرائی که هستند و بودند و بعدها هم انشاءالله خواهند بود ، اینها هم همه شان نظرشان به این است که اسلام را تقویت کنند ، احکام اسلام را پیاده کنند ، برای این مملکت خدمت بکنند . [۲۳۶].
اگر همه یک هدف داشته باشند تخاصمی در کار نخواهد بود
وقتی بنا شد همه با هم ، به حسب عقاید یکی هستند ، همه میخواهند خدمت بکنند ، همه میخواهند که این مملکت را به پیش ببرند ، همه میخواهند که این جرثومههای فاسدی که در مملکت هست قطع بکنند ، همه یک راه میخواهند بروند ، این دیگر تخاصمی در کار نیست و نخواهد بود . اگر بله فرض کنید که یک طایفهای بودند و آمده بودند در مجلس و میخواستند مقاصد شوم خودشان را یا مقاصدی که به تبع آن ابرقدرتها به خدمتگزاری به آنها بود ، میخواستند انجام بدهند ، آنوقت دعوا میشد ، آنوقت باید هم حقیقتا بشود ، آنوقت مخاصمه هم صحیح بود برای اینکه مخاصمه با آن اشخاصی که توطئه گر هستند ، اشخاصی که میخواهند مجلس را به هم زنند ، میخواهند مملکت را به هم بزنند . این لازم است و باید باشد ، بعد از اینکه نمیشود اینها را با هدایت ، و مایوس هستید که اینها را با هدایت میتوانید که به راه صحیح وادار کنید . و اما شماها که همچو مقصدی در کار ندارید ، من یقین دارم که هیچ یک از شماها بنایتان نیست که این مملکت را به هم بزنید ، همه میخواهید مملکت آرامی باشد که برادرهای شما در این مملکت زندگی آرام داشته باشند ، زندگی مرفه داشته باشند و همه میخواهید که دست اجانب از این مملکت کوتاه باشد و کوتاه خواهد بود انشاءالله . و همه میخواهید که به این مملکت خدمت بکنید ، خودتان هم از سنخ همان جمعیت هستید ، نه از آن طبقههای بالائی که هیچ خبر از پائین ندارند و هیچ اطلاعی ندارند که به این پائین دستها چه میگذرد . شما خودتان از بین همین جمعیتها آمدهاید و میدانید که چه میگذرد به این مردمی که در این کشور هستند ، به این زاغه نشینان چه میگذرد ، خودتان هم زندگیتان هم همانطورهاست ، با یک قدر اختلاف مختصر . [۲۳۷].
اختلافات را با تفاهم حل کنید
ما اگر اختلاف سلیقه داریم ، اختلاف بینش داریم ، باید بنشینیم و با هم در محیط آرام صحبت کنیم و مسائل خودمان را به میان بگذاریم و حل کنیم ، با تفاهم مسائل را حل کنیم ، نه اینکه جبهه گیری کنیم ، یکی یک طرف بایستد با دارو دسته خودش و یکی یک طرف بایستد با دار و دسته خودش و کوشش کنند در تضعیف یکدیگر و کوشش کنند در تضعیف کشور اسلامی . اینها برای این است که تعهد اسلامی نیست و دید سیاسی هم نیست . شماها اگر مسلم هستید ، با احکام اسلام عمل کنید و اگر خدای نخواسته تعهد اسلامی را قبول ندارید ، با دید سیاسی مسائل را حل کنید و این کارها که انجام میگیرد و این قلمها و این قدمها و این گفتارها از سیاست به دور است و با یک دید غیر سیاسی و غیر اسلامی است . من به سراسر کشور ، به سراسر ملت هشدار میدهم که اگر چنانچه از این اختلاف اندازها پیروی کنید ، هر کس باشد ، مملکت شما به دامن آمریکا میافتد . [۲۳۸].
با وحدت ، دست رحمت الهی را بر سر خود حفظ کنیم
از این جهت که دست خدا در کار است ، باید شما و ما و همه ، کاری بکنیم که این دست رحمت بسته نشود ، از روی سرما برداشته نشود و آن کار این است که همانطوری که تا حالا هم با هم بودیم و یدالله مع الجماعه و همه برای خدا بود و خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود . حالا هم توجه به یک گرفتاریهای شخصی عجالتا نکنیم ، الان هم توجهمان به همان مقصد باشد که این جمهوری اسلامی که حالا لفظش آمده است ، معنا و محتوایش باز نیامده است ، شما میبینید که در همه ادارات ، در فرهنگ ، در دادگستری ، در سایر جاها باز یک صیغه اسلامی پیدا نکرده است که ما اسمش را بگذاریم جمهوری اسلامی ، ما رای دادیم به جمهوری اسلامی ، شما هم رای دادید ، الان جمهوری اسلامی است در ایران ، اما محتوایش تا حالا تحقق پیدا نکرده ، یعنی در هر ادارهای که برویم باز یک رنگ و بویی از سابق میبینیم و ما میخواهیم این رنگ و بو برود ، و شسته بشود . [۲۳۹].
با اختلاف ، دست رحمت الهی برداشته میشود
آن روز آسیب خدای نخواسته به کشور ما و به ملت ما میرسد که این معنائی که در اول نهضت پیدا شد و سبب پیروزی شد ، این معنا از بین مردم برود یعنی به واسطه اختلافات و تشتتات و هواهای نفسانی طوری بشود که از آن معنای الهی که در بین ملت بود و موجب پیروزی شد تهی بشود و در آنوقت دست رحمت الهی از سر این کشور خدای نخواسته برداشته بشود . کاری بکنید که این کلمه ید الله مع الجماعه از دستتان نرود . اگر جماعتها همه با هم باشند و ایده اسلامی باشد دست خدا همراه شماست . [۲۴۰].
باید همه یکصدا باشیم
و یک مطلبی که باز میخواهم عرض بکنم که دنباله همین است ، این است که الان کشور ما اول عملش و اول کارش است . بحمدالله تا حالا تمام آن چیزهائی که یک حکومت لازم دارد ، محقق شده است ، لکن باز اول کار است . در این کار یک ویژگی ای هست که بعدها آن ویژگی دیگر ممکن است نباشد . حالائی که از خارج و داخل به کشور ما هجوم میشود ، در داخل با طرحهای مختلف ، قلمهای مختلف ، مجلههای مختلف و گویندگان مختلف و اشخاصی که شلوغ میکنند در این مملکت ، ابتلاء هست و از خارج هم که با قدرتهای بزرگ ، محل ابتلای ما هست ، ما اگر بخواهیم برای کشورمان ، برای اسلام پیروزی حاصل بشود ، باید کارشکنی نکنیم از هم ، باید همه یکصدا باشیم . قضیه هدایت مساءلهای است ، قضیه کارشکنی مساءله دیگر ، هدایت باید کرد . مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است . مجلس هدایت میکند همه را و باید بکند اما بنای بر این نباشد که مجلس دولت را ضعیف کند و بنای بر این هم نباشد که دولت مجلس را ضعیف کند ، تضعیف هم یک ، تضعیف خودش هم هست . اگر رئیس دولت ، رئیس جمهور تضعیف کند مجلس را ، خودش قبل از مجلس سقوط میکند و اگر مجلس تضعیف کند دولت و رئیس جمهور و آنهائی که اجرا میخواهند بکنند ، این خودشان هم تضعیف میشوند و امروز صلاح نیست . اگر چنانچه در یک وقتی هم یک همچو مطلبی واقع بشود ، آن هم یک جرم است ، امروز این مساءله جرم بسیار بزرگ است . [۲۴۱].
مسلمین به دستور خداوند ، همه شان مثل دست واحد میمانند
مسلمین به حسب دستور خدای تبارک و تعالی ( یده واحده ) نه دو تا دست ، ( ید واحده علی من سواهم ) همه مثل اینکه یک دستیم ، باز دو دست هم نفرموده است برای اینکه دو دست هم ممکن است این از این طرف برود ، این از آن طرف ، دست واحد همه شان مثل دست واحد میمانند ، مسلم اینطوری است و اگر چنانچه مسلمین اینطور باشند که آنطور وحدت با هم داشته باشند که مثل یک دست باشند ، ید واحده باشند ، این دیگر آسیب بردار نیست . آسیب از داخل خود آدم ، داخل خود ملت و کشور بر ما وارد میشود و بر شما ، از خارج هیچ ترسی نداشته باشید ، از داخل خودمان بترسید ، از اینکه با توطئهها شماها را از هم جدا کنند و شماها را از پاسدارها و پاسدارها را از شما و ژاندارمری را از دیگران و شهربانی را از دیگران و ملت را از آنها . این آسیب یک آسیب بزرگی است که خود به خود ، ما تحلیل میرویم ولو اینکه از خارج هم به ما حملهای نشود و نمیشود ، این آسیب ، آسیب مهم است . [۲۴۲].
استقلال و آزادی را نمیتوانید بدون تفاهم حفظ کنید
آقایان باید با هم مشورت و همکاری نمایند و در پیشبرد مقاصد کشور اسلام همفکر باشند . فرماندهان ارتش باید با هم تفاهم داشته باشند . امروز ما مبتلا به جنگ هستیم و تقریبا همه کشورها علیه مملکت ما توطئه میکنند . استقلال و آزادی خودتان را نمیتوانید بدون تفاهم حفظ کنید . ملت را ببینید که چگونه پشتیبان شماست . به انتخابات نظر کنید میفهمید که ایران پایدار خواهد ماند . ممکن است عدهای در خارج مفت بگویند ، ولی ملت واقعیتها را میبیند . این مردم هستند که در صحنهاند و نباید کاری بشود که مردم متزلزل گردند . دنیا روی ملتها حساب میکند . وقتی دولتها میبینند که ملت ما برای همه چیز آماده است و این آمادگی را تاکنون ثابت نموده است ، پدری جوانش را به جبهه میفرستد ، مادری پسرش را معرفی میکند ، دیگر چگونه دولتهای خارجی میتوانند طمع کنند . دولتها همیشه طمع شان نسبت به دولتهای دیگر است . وقتی میتوانند کودتا یا حمله کنند که ملت در صحنه نباشد ، ولی وقتی ملت در صحنه بود ، چه کاری از آنان ساخته است . و در این جنگ فهمیده شد که ملت ما بیطرف نیست . ملت و ارتش ما قوی است و به خوبی مملکت را میتوانند حفظ کنند . بر ما و همه متفکرین است که انسجام ملت را حفظ کنیم . امروز ملت با ارتش است و در هیچ کشوری اینگونه نیست . ارتش در جنوب و غرب میجنگد و پیرمرد و پیرزن ما در آن طرف مملکت با آنها همکاری میکنند . جز خدا کس دیگری نمیتواند این اتحاد را بوجود آورد . باید ارتش با محبت مردم را جلب نماید . پشتیبانی ارتش و ملت از یکدیگر ایران را حفظ مینماید و در این صورت است که قدرتهای بزرگ هم مایوس میگردند و آن روزی دولتها از این یاس بیرون میروند که بین ملت ، دولت و ارتش اختلاف بیندازند و دولتها و سران هستند که با عمل شان ملت را از خودشان جدا میکنند . باید اتحادتان را حفظ کنید تا کشورتان استقلال داشته باشد ، تا شریف باشید . ما اگر سر سفره نان جوین داشته باشیم بهتر است تا در پارکهای بزرگ زندگی کنیم ولی از آنجا دستمان به طرف دیگران دراز باشد . شرافت این را اقتضاء میکند شما از رژیم سابق نجات پیدا کردید و هم اکنون برای عظمت و شرافت خودتان میجنگید ، لذا باهم بسازید . [۲۴۳].
صلاح دین و مملکت این است که همه با هم یک کار را دنبال کنیم
مساءلهای که شما میخواهید دنبال کنید یعنی مساءله هماهنگی بین تمام نهادها ، بسیار مهم است . شما باید احساس کنید که صلاح دین و مکتب ما و صلاح مملکت ما این است که همه با هم یک کار را دنبال کنیم . واضح است که اگر هر گروه یک کار را انجام دهند ، گر چه ممکن است در ابتدا اختلافی نباشد ولی بالاخره در طول مدت ، اختلاف میشود . از آنجا که تبلیغات اساس کار است و موجب تشتت و یا انسجام یک ملت است ، شما هماهنگی و اتحادتان را حفظ کنید و تنها در حفظ اتحاد و هماهنگی است که پیروز میشویم و الا شکست خواهیم خورد و دوباره تحت سلطه قدرتی دیگر قرار خواهیم گرفت . دولت و مجلس و از آن مهمتر خود شما هستید که باید منسجم شوید . سعی کنید اختلاف گروهی اساس اختلاف در تبلیغ نشود . بنایتان را بر این بگذارید که برای اسلام و حق خدمت کنید که در این صورت است که اختلاف پیدا نمیکنید . اختلاف مال شیطان است ، در رحمان اختلاف نیست . اگر گروهها برای خدا کار کنند و با هم مشورت کنند و با افرادی که اطلاعاتشان بیشتر از آنهاست ، همکاری نمایند ، شاید بتوانند تبلیغات را راه بیندازند . امروز روزنامهها و رادیوها دائما ما را مورد حمله قرار میدهند ، شما هم باید در مقابل آنها به تکلیفتان عمل کنید . عمده آن است که انسان تکلیفش را در مقابل خدا ادا نماید والا اگر بخواهد خودنمایی کند ، از اول شکست خورده است . [۲۴۴].
امروز تکلیف الهی است که مخالفتها را اظهار نکنیم
میزان را خود انسان در باطنش غالبا میفهمد و اگر بخواهد بفهمد هم میزان دارد این آدمی که در راس یک امری واقع هست ، پیش خودش یک وقت شاید فکر کند که اگر این امر دست آن یکی باشد ، بهتر از من است ، ببیند راضی هست واقعا بین خودش و خدای خودش که او باشد و خودش نباشد ؟ اگر دید راضی هست به این امر ، بداند که یک چیزی از عالم غیب درش هست و اگر راضی نیست بداند که عیب درش هست ، نفسانیت درش هست . البته ما نمیتوانیم از نفسانیت خودمان به طور مطلق جلوگیری کنیم ، ما همچو قدرتی نداریم ، اما قدرت این را داریم که جلوی خودمان را بگیریم اظهار نکنیم قدرت نداریم . اگر با یک کسی واقعا مخالفیم ، مخالفت را در قلبمان هم نداشته باشیم ، اما قدرت این را داریم که در مقام عمل ، در مقام اظهار نکنیم این کارها را . و ما امروز مکلف شرعی هستیم ، تکلیف الهی است که اگر در دلمان / هم از بعضی مان / بعضی مان از بعضی مان خوشش نمیآید در مقام عمل ، در مقام ذکر ، در مقام تبلیغ بر خلاف نفس خودش عمل بکند ، این یک امری است که قدرت دارد انسان . اگر آن را قدرت ندارد ، لکن عمل را ، فعل را قدرت دارد و لهذا خدا از انسان مواخذه میکند مواخذه نمیکند که چرا در قلب تو این واقع نشد ، حالا نقص انسان ، اما این مؤ اخذه این طوری ندارد . اما میتوانستی در عین حالی که خوش نیستی با این ، دوست نداری ، این را ذکر نکنی ، این را قدرت داری ، نکردی معاقبی . [۲۴۵].
امروز مخالفت با هم ، روسیاهی ابدی را در پی خواهد داشت
و /ما/ امروز قضیه شخصی نیست که یک کسی معصیت خدا را میکند و معاقب است این به اندازه شخصیت خودش و به اندازه حال خودش معاقب است . ما اگر امروز مخالفت با هم بکنیم ، قضیه یک ملت در کار است ، قضیه ملتهای اسلامی در کار است ، قضیه اسلام در کار است ، قضیه ارزشهای الهی در کار است ، قضیه ملتهای اسلامی در کار است ، این جرمش غیر آن جرمی است که کسی تو خانه اش نشسته ، یک معصیتی میکند ، آن هم جرم است . اما کسی مخالفت بکند با یک کسی که دارد خدمت به خلق میکند این غیر آن جرمی است که مخالفت بکند با یک شخصی که در بین خانه خودش فرض کنید که در عائله خودش میکند ، آن هم جرم است اما این جرم از آن جرم خیلی بالاتر است و این یک چیزی است که مشکل است خدای تبارک و تعالی انسان را ببخشد . امروز خیلی تکلیف به عهده ماست ، تکلیفهای شاق هم به عهده ماست . امروز شمایید و همه عالم دشمن شما الا معدود ، البته بین ملتها زیاد هست / شما/ به شما توجه دارند اما دولتها معدودی هستند که مخالف با شما نیستند ، همه مخالفند . اگر ما هم بخواهیم خودمان با هم مخالفت کنیم ، این یک جرمی است که تا ابد به عهده ما خواهد ماند و برای ما یک جرم ابدی ثابت خواهد شد ، یک روسیاهی ابدی پیش خدای تبارک و تعالی برای ما پیدا خواهد شد . حضرت امیر سلام الله علیه در بسیاری از اموری که برایش خیلی سخت بود ، دندان روی جگر میگذاشت و موافقت میکرد برای مصالح کلی ، برای مصالح اسلام . ما اگر تبعیت از او داریم باید این طور باشیم ، اگر یک مقدار هم تبعیت داریم ، یک مقداری همین طور باشیم در هر صورت آنی که در یک همچو موقعی برای ما باید خیلی مورد نظر باشد ، این که الان دارند از اطراف دنبال این میروند که ما را از باطن از بین ببرند ، در داخل ما را خرد کنند ، نتوانستند در خارج بکنند ، نقشهها همه نقش بر آب شد و از بین رفت لکن حالا الان این نقشه ، نقشه مهمی است که میخواهند در داخل ، هی چیزهایی میگویند ( در کجا چی واقع شده ، معلوم شد چه شده است ، کی با کی دعوا دارد ، کی با کی چه دارد ) و اینها تاثیر دارد اگر چنانچه توجه نکند انسان به خدای تبارک و تعالی ، از خدای تبارک و تعالی در واقع نخواهد این را که انسان را از این شرها نجات بدهد ، ممکن است انسان در دام بیفتد . [۲۴۶].
صدمه زدن به وحدت معصیت است
ما دنبال این باشیم که اطاعت خدا بکنیم . خدا فرموده است که شماها باید با هم باشید ، اتحاد داشته باشید ، وحدت . اگر کسی یک کلمه بگوید که به این وحدت صدمه بزند ، این معصیت کار که هست هیچ ، خائن که هست هیچ ، معصیت یک معصیتی است که ممکن است که یک کشوری را به هم بزند . اگر کارشکنی برای این وحدت بشود ، این وحدتی که الان در بین ملت ما موجود است ، بین دولت و ملت ما موجود است ، اگر یک نفر خدشه بکند بر این ، بخواهد به هم بزند این وحدت را ، این معصیت خدا را کرده است و در حضور خدا ، معصیت خدا را کرده است و علاوه بر این جنایت بر جمهوری اسلام کرده . /این / اگر این معنا در ذهن انسان باشد که خدا فرموده است که با هم باشید ، تنازع با هم نداشته باشید ، خدا فرموده است که وحدت داشته باشید . و ما برای خدا وحدت میخواهیم داشته باشیم ، این وحدت را کسی نمیتواند به هم بزند ، این وحدت الهی است ، این یدالله است . یدالله فوق همه ایدی است ، این را کسی نمیتواند به هم بزند . اما اگر برای خودم هی میخواهم بکشم ، اگر هم میگویم وحدت پیدا کنید که خودم به نوایی برسم ، این مال شیطان است ، هیچ اثری ندارد ، یعنی اثر سوء دارد برای انسان . ما باید دنبال تحکیم وحدت خودمان باشیم ملت و دولت مان خیال نکند که او دولت است و آن ملت همه مال یک کاروان هستیم که رو به آن عالم میرویم و باید اطاعت خدا بکنیم و با هم باید باشیم . اگر این طور باشد ، پیروزی هیچ اشکال ندارد ، که نصیبتان میشود و این پیروزی ای است که خدا میدهد ، این نصرتی است که خدا میدهد ، او را ما با جان و دل قبول میکنیم چون هدیه خداست و اگر خدای نخواسته این طور نباشد و ما با زور شمشیر فرض کنید و با زور تفنگ پیروز بشویم و پیروزی را از خودمان بدانیم ، این پیروزی نیست ، این شکست است ، حالا شما خیال میکنید پیروزی است اما اگر پرده برداشته بشود ، میبینید یک شکست بزرگ است . [۲۴۷].
برای خدا ، با هم باشید
باید با هم باشید ، برای اطاعت خدا که فرموده است که باید با هم باشید ، وحدت باید داشته باشید ، اختلاف نباید داشته باشید ما باید وحدت داشته باشیم ، یعنی حفظ کنیم وحدت را . وحدت هست ، لکن ادامه میخواهد . ادامه باید بدهیم ما این وحدت را و او این است که /گوشمان را/ به حرف کسانی که خدای نخواسته میخواهند تفرقه بیندازند ، به حرف آنها گوش ندهیم اصلش . البته در هر جایی هستند اشخاصی که بخواهند که فساد بکنند ، لکن وقتی یک ملتی / شد/ برای خدا وحدت را میخواهد ایجاد کند و واحد باشد با دیگران ، این دیگر گوشش به حرف این کسی که فساد میخواهد بکند ، بدهکار نیست . گوش آن آدمی بدهکار است که در او یک سستی هست در این جهت . در جهت / آن جهت / معنویت و الهیت وقتی که یک سستی باشد ، آن وقت آن چیزهایی که گفته میشود ، در انسان تاثیر میکند . تاثیرش هم کم کم زیاد میشود ، یک وقتی انسان هم میشود از آن وری . اما اگر این جهت را محکم کردیم ما که ما برای خدا ، از خدا هستیم و برای خدا باید عمل بکنیم و به خدا مراجعه میکنیم ، انا لله و انا الیه راجعون [۲۴۸] ما از اوییم ، به او برمی گردیم ، او فرستاده ، برمی گردانیم . اگر ما این را تحکیم کنیم در قلبمان که ما از او هستیم و هر چه او گفته است ، باید بکنیم . گفته است که با هم باید باشید که اگر با هم باشید کسی نمیتواند شما را چه بکند ، ما هم با هم باید باشیم برای اطاعت خدا . [۲۴۹].
باید انسان به توحید کلمه و کلمه توحید برسد
کافی نیست که ما و شما در یک محفلی جمع بشویم و در جاهای دیگر هم همین طور ، لکن آن مقصدی که مقصد اسلام است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است و همه انبیا برای آن مقصد آمدهاند ، آن مقصد غفلت بشود . باید گفتارها ، انسان را برساند به معنویات و برساند به توحید کلمه و کلمه توحید . آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم و در آن مجمعها همه قشر اشخاص باشند ، از روحانی ، از نظامی و از انجمنهای اسلامی ، این امری است که آسان است ، لکن این امر برای رسیدن به مقصود کافی نیست ، باید این اجتماعاتی که میشود ، دنبال او و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقی که لازمه یک امت مسلمان است و مورد توجه پیغمبران عالم است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است ، آن امر را دنبال کنیم که حاصل بشود و در طبقات متعارف ملت و ملتها این وحدت آسانتر است تا طبقات بالا ، به اصطلاح بالا . برای اینکه انسان یک موجود است که اگر چنانچه مهار نشود و سر خود بار بیاید و یک علف هرزهای باشد و تحت تربیت واقع نشود ، هر چه بزرگتر بشود به حسب سال و بلند پایه تر بشود به حسب مقام ، آن جهات روحی تنزل میکند و آن معنویات تحت سلطه شیطان ، شیطان بزرگ که همان شیطان نفس است واقع میشود . [۲۵۰].
فصل سوم : وظایف مردم و مسؤ ولین در مقابل یکدیگر
محبت و تفاهم بین دولت و ملت
ما رهین منت این تودههای بزرگوار و ایثارگر هستیم
شما قدرت نمایی در دنیا کردید غافل از این قدرت نمایی نباشید . اینهمه دشمنها برای همین است که این یک قدرتی در مقابل دنیاست و متحیرند باید چه کرد . با این قدرت شما یک قدرتی نشان دادید به دنیا که تاکنون هیچ جمعیت قلیلی نتواسته است این قدرت را در جمعیتهای بزرگ ایجاد کند . باید این را حفظش کنید اسلام را زنده کردید ، باید زندگی او را ادامه بدهید ادامه اش به عهده همه است ، از کسی که شخص اول روحانیون هست و مراجع هستند ، تا آن طلبه ، بچهای که مشغول است در درس خواندن خطبا تکلیف دارند که با خطبه و با صحبت مردم را بیدار کنند و حفظ کنند علما و ائمه جمعه و جماعات با آن سنگرهایی که دارند مردم را در سنگر حفظ کنند و خود مردم هم بحمدالله حاضر هستند و ما باید از آنها تشکر کنیم و انصافا ما رهین منت این تودههای بزرگواری هستیم که همه چیزشان را میدهند و چیزی هم نمیخواهند ، از آن پیرزنها که آن چیزی که در طول عمرشان تهیه کردند ، حالا میآیند برای اسلام میدهند تا آن اشخاصی که قلک شان را میشکنند و پولش را میآورند برای اسلام میدهند . من نمیتوانم توصیف کنم از این ملت و نمیتوانم تجلیل کنم اما واگذار میکنیم تا خدای تبارک و تعالی به آنها عنایت خاص خودش را اعطاء بفرماید . [۲۵۱].
ملت بر همه دست اندرکاران محبت و منت دارند
آقای رئیس جمهور و سایر دست اندرکاران و دولتمردان در جمهوری اسلامی باید بدانند که ملت شریف ایران بر همه آنان محبت و منت دارند ، چرا که این ملت فداکار است که در اول انقلاب با نثار خون جوانان خود و زحمات طاقت فرسا پیروزی را به دست آورد و همه را از زندانها و تبعیدها و انزواها و اختناقها نجات داد و حکومت را از ستمگران باز ستاند و به آنان تحویل داد و همین ملت است که از اول پیروزی تاکنون در صحنه بوده و از کشور و ارتش و سپاه و سایر قوای مسلح و دولت و مجلس و شورایعالی قضائی و دادگاهها پشتیبانی نموده و با کمک و همت همین ملت ، دشمنان داخل و خارج را سرکوب و حزب الله را به جای احزاب و گروههای شیطان نشاند و هم اینانند که با شوق و شعف به آقای رئیس جمهور بیش از شانزده میلیون رای دادند و بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند و هم اینانند که به خواست خداوند تعالی قادرند کشور را حفظ و از شر شیاطین نجات دهند و اینانند که بر همه ماها و شماها حق دارند و همه میبایست دین خود را به آنان ادا کنیم و در خدمت ملت خصوصا مستضعفین که سنگینی این جمهوری به دوش آنان بوده و بدون کوچکترین توقعی در خدمت اسلامند ، با جان و دل کوشا باشیم . و مادام که همه ما و شما در خدمت مردم هستیم آسیبی به جمهوری اسلامی وارد نمیشود و ملت بزرگ و بیدار و در صحنه جواب همه یاوه سرایان و زورگویان را میدهد . [۲۵۲].
اگر مردم پشتیبان یک حکومتی باشند ، این حکومت سکوت ندارد
امروز روزی است که باید حفظ کنید شما اسلام را ، اسلام را باید حفظ کنید . حفظ اسلام به این است که اعمالتان را تعدیل کنید ، با مردم رفتار خوب بکنید ، برادر باشید با مردم ، مردم را اینطور حساب نکنید . رژیمهای سابق مردم را از خودشان جدا میدانستند . آنها در یک طرف بودند ، مردم هم در یک طرف بودند . آنها مردم را میکوبیدند ، مردم هم آنها را اگر میتوانستند . امروز که مردم جدا نیستند از پاسداران اسلام ، حکومت اسلام که از مردم جدا نیست ، تو مردم است ، از همین مردم و از همین جمعیت است شما هم از همین مردمید ، از همین جمعیتید ، شما کاری نکنید که مردم از شما بترسند ، شما کاری بکنید که مردم به شما متوجه بشوند ، کاری بکنید که مردم محبت به شما بکنند ، پشتیبان شما باشند . اگر مردم پشتیبان یک حکومتی باشند ، این حکومت سقوط ندارد ، اگر یک ملت پشتیبان یک رژیمی باشند ، آن رژیم از بین نخواهد رفت . اینکه رژیم سابق از بین رفت برای اینکه پشتیبان نداشت ، ملت پشتیبانش نبود ، ملت پشت به او کرد بلکه خود ملت او را بیرونش کرد . رضاخان را وقتی متفقین از این مملکت بیرون کردند ، مردم شادی میکردند با اینکه در خطر بودند ، جانشان در خطر بود ، لشکر غیر بود ، لشکر اجنبی بود ، لشکرهای اجنبی بودند ریختند به ایران ولی چون رضاخان را بردند ، مردم خوشحالی میکردند . ما خودمان مطلع بودیم در بین مردم این مرد هم که رفت که دیدید که چه شادیها کردند برای اینکه پشتیبان نداشتند . کاری نکنید که مردم بگویند که ایکاش نبود این پاسدار ، کاری نکنیم که مردم بگویند ایکاش روحانیتی در کار نبود . مساءله مهم است . قضیه این نیست که من ساقط باشم ، قضیه این نیست آقا ساقط باشند ، قضیه این است که اسلام در خطر است . امروز اینطوری است وضع ما ، همه انشاءالله با هم متوجه به اسلام و وظائف . [۲۵۳].
شکست ناپذیری کشورها در سایه تفاهم میان ملت و دولت
شما ملاحظه کردید که در این انقلاب ، شما همه قلوبتان برگشت به طرف ملت و این را خدای تبارک و تعالی این قلبها را برگرداند و الا یک ارتشی که در طرف دیگری بود ، باید به حسب آن وضعی که ارتش دارد ، باید بر خلاف مسیر مقابل خودش باشد ، لکن شما ملاحظه کردید که دل هایتان برگشت به این طرف و اسباب این شد که گروههای مختلف پیوستند به ملت و با ملت همقدم شدند ، همصدا شدند و این موجب پیروزی ملت شد ، ملتی که هیچ نداشت و آن طرف همه چیز داشت . این اراده خدا بود که ما را پیروز کرد و ما باید طوری عمل کنیم که این عنایت الهی محفوظ بماند برای ما ، امانت داشته باشیم ، توجه به خدا داشته باشیم ، برای ملت خدمتگزار باشیم ، همه مان وضعمان تغییر بکند با وضعی که رژیمهای طاغوتی دارند . بنای ما بر این باشد که به مملکتمان خدمت بکنیم ، به ملت خدمت بکنیم . ارتش باید نگهبان یک ملت باشد و نگهبان کشور باشد و سایر قوای انتظامی هم همین طور باید طوری عمل بکنند که ملت را برادر خود بدانند و ملت هم آنها را برادر خود ، آنها پشتیبان ملت باشند ، ملت پشتیبان آنها . اگر یک مملکتی دولت و ملتش ، ارتش و ملت ، قوای انتظامی و ملت از هم شدند ، باهم شدند و هر دو احساس کردند که باید خدمت به هم بکنند ، یک همچو کشوری شکست نخواهد خورد . عمده شکستهایی که کشورها میخورند برای پوسیدگی است که از باطن خودشان پیدا میشود ، ارتش شان از آنها جدا میشود ، ملت پشت به آنها میکند . همین پیروزی که شما مشاهده کردید در ایران ، دیدید که ملت پشت کرده بود به دستگاه و فریاد میکرد نمیخواهیم خوب ، ارتش هم از همین ملت بود ، ژاندارمری هم از همین ملت بودند ، اینها برادر بودند ، میدیدند که نمیشود مخالفت کرد ، نمیشود تا آخر سرکوبی کرد ملت را ، این است که پیوستند به ملت . خرابیها مال این است که یک مملکتی قوای انتظامی اش را جدا کنند از ملت ، ارتشش از ملت جدا باشد به طوری که ملت وقتی که ارتش را ببیند از آن فرار کند ، ارتش هم در ذهنش این باشد که باید سرکوبی کند ملت را ، ژاندارمری اش هم همین طور . ، شهربانی اش هم همین طور ، اداراتش هم همین طور وقتی بنا شد که یک کشوری اینطور حالش شد که ملت علیحده شدند و دولت با همه بساطش هم علیحده ، این دولت پشتیبان ندارد . ملت باید پشتیبان دولتها باشد . دولتی که پشتیبان ندارد شکست میخورد . همه شکست هائی که از این دولت هائی که در خارج شکست میخوردند و مال خودمان هم دیدیم که رژیم سلطنت اصلا به هم خورد ، برای همین بود که تفاهم مابین ملت و رژیم نبود .[۲۵۴].
بپرهیزید از اینکه بین دولت و ملت جدایی بیفتد
اگر ملت با رژیم تفاهم داشتند این مسائل پیش نمیآمد ، الان ، الان شما مشغول کار خودتان بودید ، ما هم مشغول کار خودمان . این مسائل روی همین زمینه پیش آمد که دولتها در مقابل ملت میایستادند و جبهه میگرفتند . ملت هم در مقابل دولت همین طور بود . وقتی اینطور شد نمیتواند دوام داشته باشد . ممکن است سرنیزه تا یک مدتی باشد اما دوام نمیتواند داشته باشد . اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند ممکن است سرنیزه تا یک مدتی باشد اما دوام نمیتواند داشته باشد اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند ، دوست باشند ، اینها خودشان را خدمتگزار آنها بدانند آنها خودشان را پشتیبان اینها بدانند ، هر دو به هم خدمت بخواهند بکنند ، یک همچو ملت و دولتی هیچ وقت شکست نخواهد خورد . تا اینطور هستید که با ملت هستید ، تا اینطور هستید که توجه به خدا داشته باشید شکست برایتان نیست . بپرهیزید از اینکه از ملت جدا بشوید ، شما را بخواهند جدا بکنند ، ملت هم باید بپرهیزد از اینکه از شما جدا باشد . وقتی این دو قدرت همراه هم شدند ، هیچ قدرتی نمیتواند اینها را شکست بدهد . همه قدرتهای خارجی ، همه قدرتها تقریبا ، یعنی اینهایی که تماس داشتند ، خوب بعضی تماسی نداشتند ، چه ابرقدرتها و چه قدرتهایی که با این ممالک ما تماس داشتند همه کوشش کردند که محمدرضا بماند ، همه کوشش شان این بود که بماند ( اگر همه نگوییم یک اکثریتی که یکی ، دو تا از آن میشود گفت مستثنی بود که آن هم کاری نداشت ) در عین حال چون ملت یک مطلبی را نمیخواست ، نشد . وقتی ملت نخواست ، قوای انتظامی هم وفادار دیگر نمیتوانند باشند ، به یک نفر نمیشود که قوای انتظامی که از همین مردم است ، پسرش توی این مردم است ، برادرش توی این مردم است ، عیالش تو این مردم است ، برای خاطر یک نفر از همه چیز خودش دست بردارد . یک وقت این است که خدا و اسلام است ، انسان میتواند از خودش بگذرد برای خاطر خدا ، برای خاطر اسلام ، برای خاطر عقیده ، یک وقت این حرفها نیست ، یک رژیمی است که طاغوتی است ، معنا ندارد که انسان برای خاطر یک نفر دیگر از خودش بگذرد . از این جهت چون پشتیبان نداشت ، این وقتی که ملت با دست خالی فشار آورد شماها هم به او پیوستید ، همه قوای انتظامی هی رو آوردند به این طرف و او هم وقتی دید که از باطن پوسیده است مساءله ، نتوانست کاری بکند ، دیگران هم نتوانستند . کوشش کنید که قوای شما با ملت یکی باشد ، با ملت تفاهم داشته باشد . انشاءالله خداوند همه شما را حفظ کند و همه شما را از لشکر امام زمان سلام الله علیه قرار دهد . [۲۵۵].
امیدوارم ملت ایران باهم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند
امیدوارم ملت ایران به همان اندازه که تا به حال خوب آمده است ، از این پس هم بیاید امیدوارم ملت ایران با هم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند ما قبلا وابستگی ذلت باری داشتیم که محمدرضا قبول کرده بود و ما در مقابل امریکا یک عبد ذلیل بودیم ، ولی ایران این ذلت را شست و عزت پیدا کرد . شکم و نان و آب میزان نیست ، عمده شرافت انسانی است ، و شرافت به این نیست که انسان دستش را روی سینه بگذارد تا چند شاهی به او بدهند بلکه شرافت انسانی به این است که در مقابل زور بایستد . و جوانان ما ایستادند . و در مقابل آنها حصر اقتصادی کردند که همین حصر اقتصادی جوانان ما را بیدار کرد و فهمیدند که خودشان باید کار کنند و زحمت بکشند تا احتیاجی به خارج نداشته باشند . خداوند به شما توفیق دهد تا در کارهای فرهنگی و تبلیغی موفق باشید . [۲۵۶].
کشور مال خودمان است و خودمان باید اداره اش کنیم
خداوند به ما منت گذاشت که اسلام را و ایران را به ما برگرداند و ما خودمان انشاءالله الان کار خودمان را انجام میدهیم و باید بدانیم که باید فکرمان این باشد که ما خودمان میخواهیم کار بکنیم اصلا فکر اینطور باید برگردد که مملکت ، مملکت خودمان است ، خودمان هم باید آبادش کنیم . کشاورز باید همین فکر را داشته باشد ، آنهائی که در کارخانهها عمل میکنند باید همین فکر را داشته باشند ، آنهایی که در موارد صنعتی و اینها کار میکنند باید کارشان همین ، فکرشان این باشد که کشور مال خودمان است ، وقتی مال خودمان است ، معنا ندارد که یکی دیگر بیاید اداره اش کند ، باید خودمان اداره اش کنیم آنجور نباشد که سر هر کارخانهای باید کسان دیگری بیایند و بیایند که نگذارند اینجا پیشرفت کند . آمدن ، برای این بود که کارها را آنها تکفل کنند ، پادوئی را به اینها بدهند . شما ، ایرانیها بیش از اینکه پادو باشند ، بیش از اینکه در یک ادارهای پادو باشند ، در یک جایی که صنعت است کاری به آن نداشته باشند اینها برای این جهت میآمدند اینجا و حالا بحمدالله گور خودشان را گم کردند و رفتند و شما خودتان هستید و خودتان و پشتیبان شما خداست . انشاءالله خداوند به همه شما سلامت بدهد و تشکر میکنم از شما که رادیو تلویزیون را راه انداختید . [۲۵۷].
پشتیبانی مسؤ ولین جمهوری اسلامی ، پشتیبانی اسلام است
پشتیبان مجلس ، پشتیبان قوه قضائی ، پشتیبان دولت یعنی پشتیبان اسلام ، اینها برای اسلام دارند خدمت میکنند در زمان حضرت امیر سلام الله علیه هم انحرافات بوده است . انحرافات جزئی بوده است زمان خود پیغمبر اکرم هم انحرافات بوده است ، شما اگر قرآن را توجه بکنید میبینید که چقدر از همان مردم شکایت شده است . اختلافات ، یعنی انحرافات یک چیزی نیست که مال حالا باشد لکن مقایسه باید کرد بین انحرافات قبل از این جمهوری اسلامی و انحرافات حالا . میگویند خوب است که به اسم اسلام نباشد . به اسم اسلام نباشد که وقتی اسلام نباشد با یک اردنگی همه را بیرون میکنند . چرا به اسم اسلام نباشد ؟ مگر اسلام جز این میخواهد که قوه قضایی اش خوب باشد ، قوانین اسلامی اش هم عمل بشود اینها دارند زحمت میکشند برای این . حالا یک جایی هم خلاف واقع میشود کجاست که ، زمان پیغمبر مگر واقع نمیشد ؟ زمان حضرت امیر واقع نمیشد ؟ مگر مردم با حضرت امام حسن چه کردند ؟ همان اصحاب چه کردند با او ؟ ملت ایران بهترند یا آنها ؟ اسلام در حالا بهتر است یا آنوقتی که آنها با اسم اسلام پیغمبر را آنطور اذیت میکردند و اولاد پیغمبر را آنطور کشتند با اسم اسلام ؟ چرا باید عقدههای قلبی انسان را منحرف کند و هواهای نفسانی همه چیز را کنار بگذارد و فقط عیوب را نگاه کند ؟ آن هم یک عیب را که ببیند بگوید اصلا عالم به هم خورد ، تمام شد اسلام تمام شد . اگر یک قاضی یک جایی انحراف پیدا کرد بگویند نخیر دیگر اصل اسلام تمام شد ، این اسلام به درد نمیخورد آن اسلامی به درد میخورد که سرتاسر خیابانهایش فحشا بود ، فحشای علنی ؟ به او راضی هستند ، به این راضی نیستند اگر مهلت داده بود خدا به اینها ، خدا میداند که با اسلام میخواستند چه بکنند . اسم اسلام ، اما اسلام را چه جوری معرفی کنند اسلامی که با مشروبات مخالف نیست ، اسلامی که با حدود شرعیه هم سروکار ندارد ، نباید جاری بشود ، اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند ، اسلام شاهنشاهی این بود دیگر . اسلام بود اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود ، اسلام بود اما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود ، اسلام بود اما فحش به اسلام میدادند ، فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آنوقت نگفت چرا ، زمان رضا شاه ملعون و این زمان بدتر از او شده بود . اینها شیطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها ، خدا میداند که این ملت را به کجا میرساندند و این جوانهای ما را به کجا میرساندند . [۲۵۸].
تضعیف دولت ، تضعیف اسلام است
آقا بیدار باشید دولت بیدار باش ملت بیدار باش ! ! کم کم شما را دوباره نکشانند به آنجا . از الان ، از الان باید این مسائل حل بشود ، البته تدریج هم میخواهد ، تدریج دارد اما شروع میکنیم ، ما شروع میکنیم ، البته مهلت هم میدهیم به دولت ، باید مهلت بدهیم . به این حرفهایی که زده میشود در اطراف که ( چه شد ؟ چه کردید ؟ چه خواهد شد ) به اینها گوش ندهید ، اینها میخواهند تضعیف کنند دولت ما را تضعیف دولت ما . تضعیف اسلام است . دولت ، دولت اسلام است تضعیف ارتش ما تضعیف اسلام است . تضعیف نکنید . البته تصفیه میشود تمام ادارات ، تصفیه میشود ، تمام وزارتخانهها تصفیه میشود ، دزدها بیرون میروند ، خیانتکارها بیرون میروند لکن همه خیانتکار نیستند ، امنا باقی میمانند ، عزیزند . [۲۵۹].
اسلام در رابطه بین دولت و ملت ، ضوابط و حدودی معین کرده است
اسلام در رابطه بین دولت و زمامدار و ملت ضوابطی و حدودی معین کرده است و برای هریک بر دیگری حقوقی تعیین نموده است که در صورت رعایت آن هرگز چنین رابطه مسلط و زیر سلطه بوجود نمیآید . اساسا حکومت کردن و زمامداری در اسلام یک تکلیف و وظیفه الهی است که یک فرد در مقام حکومت و زمامداری ، گذشته از وظایفی که بر همه مسلمین واجب است ، یک سلسله تکالیف سنگین دیگری نیز بر عهده اوست که باید انجام دهد . حکومت و زمامداری در دست فرد یا افراد ، وسیله فخر و بزرگی بر دیگران نیست که از این مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتی را پایمال کند هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما در برابر سایرین ، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده دهد و در غیر اینصورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ، خودبخود از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل میکند . [۲۶۰].
قیام ، بر خلاف حکومت اسلامی قیام بر خلاف حق است
قیام بر خلاف حکومت اسلامی ، قیام بر خلاف حق است و مجازات دارد اما مخالفت با این رژیم و یا هر رژیمی ، مخالفتش معصیت الهی است ، لکن مجازات به آن معنا که یک جزاء عرفی هم داشته باشد ندارد ، به خلاف قیام بر ضد حکومت ، قیام بر ضد حکومت جزاء عرفی دارد در شرع ما و خیلی هم سخت است آن جزا . از این جهت ما سفارش میکنیم به حکومتها به حکومتهای جائر ، به استاندارهای همه جا ، به ژاندارمریهای همه جا ، به ارتش ، هر جا که هست ، به اجزاء ادارات ، به نخست وزیریها ، به کذا ، به همه اینها ما اعلام میکنیم که آقای مهندس بازرگان حکومت شرعیه دارد از قبل من ، و بر همه واجب است که اطاعتش را بکنند و شما آقایان هم که از اهل علم و از علما هستید ، مردم را ارشاد کنید و اگر بناست که به جاهای دیگر هم بروید ، بروید به همه جا و مردم را ارشاد کنید و به آنها بفهمانید که مساءله مساءله حکومت عدل است . مساءله ، مساءله حکومت اسلامی است . [۲۶۱].
رژیمهای خیانتکار از مردم میترسند
فرق مابین قوای انتظامیه در نظام و در رژیم طاغوتی و قوای انتظامی در رژیم اسلامی این است چون رژیم طاغوتی مبنایش بر استفادههای شخصی و رساندن انتفاع به کسانی که ارتباطات خارجی با آنها دارد و میخواهد حفظ کند او را ، ناچار آن رژیم به ملت خیانت میکند ، میخواهد از چنگ ملت برباید و به جیب خودش و اربابهایش بکند چنانچه مشاهده کردید و کردیم . از این جهت قوای انتظامی که آن رژیم میخواهد این است که جوری تربیت بشود که حفظ همان منافع او را بکند و چون خیانتکار است از ملت میترسد و چون میترسد میخواهد که یک قوائی درست کند که ملت را بترساند . اینکه قوای انتظامی در رژیمهای غیر انسانی و غیر توحیدی کوشش دارند که مردم را سرکوب کنند و بترسانند ، این برای این است که خودشان از مردم میترسند و چون خیانتکارند میترسند ، از این جهت ارتش را جوری درست میکنند ، تربیت میکنند که در مقابل ملت بایستد . ملت را از ارتش جدا میکنند ، ژاندارمری را ، شهربانی را ، اینها را طوری تنظیم میکنند که از ملت جدا باشد و با ملت مخالف باشد . این برای این است که چون دستگاه از ملت میترسد و میخواهد که اینها با ملت روابط نداشته باشند و مخالف ملت باشند و ملت هم مخالف اینها و لهذا قوای انتظامی در امثال ایران ، نه در خود ایران تنها در امثال این کشورها طوری هستند که با مردم در دو جهت واقع هستند . مردم از قوای انتظامی بیزارند و قوای انتظامی هم مردم را میخواهند سرکوبی کنند و تمام اساس این است که آنها برای اینکه خودشان را حفظ کنند یک قوائی تربیت میکنند که این قوا آنها را حفظ کند و از ملت هم جدا باشند . شما میدانید که اگر چنانچه این محمدرضا میخواست از یک خیابانی در چند روز دیگر عبور کند ، آن جاهائی که در مسیر او بود کنترل میشد . خانههای اطراف خیابان باید یا خالی بشود یا مامور انتظامی بروند آنجاها پاس بدهند برای اینکه در یک عبوری میترسید ، از مردم میترسید مردم را هم میترسانند از باب اینکه میترسیدند از مردم ، میترسیدند از باب اینکه خیانتکار بودند . خیانت منشاء این شد که یک شخص خائن ، اسباب این شد که تمام قوای انتظامیهای که باید در خدمت مردم باشد اینها را میکشیدند به ضد مردم ، مردم از شما جدا بودند ، متنفر هم بودند ، شما هم از مردم جدا بودید و خیال میکردید باید تو سر مردم بزنید . اما رژیم اسلامی اینطوری نیست برای اینکه آن کسی که مبداء امر است ، خیانتکار نیست وقتی خیانتکار نیست از ملت نمیترسد ، ملت به او وفادارند ، قوای انتظامی در آن رژیم برای حفظ ملت است و برای این است که به مردم خدمت بکنند . وقتی که قوای انتظامی اینطور تربیت شد که به مردم خدمت بکند ، آنها خدمتگزار ملت میشوند ، ملت هم خدمتگزار است از او پشتیبانی میکند . اینکه در آن رژیم شهربانیها مثل وقتی که مردم اسم شهربانی میشنیدند یا اسم سازمان امنیت را میشنیدند میلرزیدند به خودشان و میترسیدند از اینها و از شما روگردان بودند . این برای این بود که وضع را اینطوری پیش آورده بودند . در این ممالکی که اینها همه میخواهند مردم را بچاپند ، خزائن مردم را ببرند و خدمت بکنند به اربابهاشان ، اینها ناچارند که برای این کار یک قوائی تهیه کنند مناسب با این کار و اینطور تربیت میکردند ، قهرا آن کسی وارد میشد در شهربانی یا وارد میشد در ژاندارمری یا وارد میشد در ارتش ، به این ترتیب وارد میشد ، از آن طرف شاهدوستی را باید خیلی تزریق کنند که هر روز بخوانند به گوش سربازهای جوان و از آن طرف مردم را از اینها جدا بکنند . [۲۶۲].
باید اساس تشویق مردم باشد
الان آنچه مربوط به مسائل آخر است ، این است که رادیو تلویزیون و مطبوعات مال عموم است . چنانچه شما هم همین اعتقاد را دارید که عموم بر آنها حق دارند از این جهت من به سهم خود خیال دارم که راجع به من کم باشد ، مگر در مواقع حساسی که لازم است که آن هم باید از ما سوال شود که آیا مطلبی را باید نقل بکنند یا خیر . و الا آنچه خوب است در رادیو تلویزیون و مطبوعات باشد ، آن است که برای کشور اثری داشته باشد . مثلا اگر زارعی خوب زراعت کرد و زراعتش خوب بود ، شما این شخص را به جای مقامات کشور در صفحه اول بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است ، این منتشر بشود . و یا کارمندی خوب کار کرد ، و یا اگر طبیبی عمل خوبی انجام داد ، عکس او را در صفحه اول چاپ کنید و بنویسید که این عملش چه طور بوده است . این باعث تشویق اطباء میشود و بیشتر دنبال کار میروند . یا مثلا اگر کسی کشفی کرد ، باید مفصل با عکس و مطلب باشد - یا اگر کسی سارقی را دستگیر نمود ، و یا یک کشاورز و یا هنرمند و یا جراح - که متاسفانه نه اسمشان است و نه عکسشان ! در حالی که اینها لایقند تا در روزنامهها مطرح شوند . خلاصه ، باید اساس تشویق اشخاص باشد در این کشور فعالیت میکنند اینها به این کشور حق دارند ، به این روزنامهها حق دارند ، به رادیو تلویزیون حق دارند ، ولی ماها نسبت به آنها حقمان کم است . البته ، آنچه من میگویم راجع به خودم است ، به دیگران هیچ کاری ندارم ، آنها اختیارشان با شما و با خود آنهاست . من میل ندارم رادیو هر وقت باز میشود اسم من باشد ، مدتهاست که از این جهت متنفرم ، این کار غلطی است ، به اندازه متعارف نسبت به همه خوب است ، زیادیش مضر است ، این به ضرر مطبوعات است و مطبوعات را سبک میکند . اشخاص ، شخصیتهایشان با خودشان است ، این طور نیست که اگر اسمشان زیاد یا کم مطرح گردید ، شخصیتشان زیاد یا کم شود . در ایران هرکس معلوم است چه جوری است . بنابراین ، آنچه راجع به خودم میگویم این است که اگر قرار است عکس مرا بگذارید ، به جای آن ، عکس یک رعیت را بگذارید و زیرش بنویسید این رعیت چه کار مهمی کرده است . [۲۶۳].
نمونهای از تشویق در نظام اسلامی
آن ارزشی که شما دارید ، شما برادران دارید و آن ارزشی که اسلام به شما داده است ، از پیغمبر اکرم شنیدهاید که نقل شده است که کف دست یک کارگر را ، یعنی همان محلی که کار درش تاثیر کرده و پنبه بسته ، آنجا را بوسید و این ، یک نشان ارزش است برای کارگر در طول تاریخ پیغمبر اسلام که اولین فرد انسان هاست و بزرگترین انسان کامل است ، نسبت به کارگر اینطور تواضع بکند و کف دست او را که علامت کار است ببوسد ، این نکته دارد که کف دست را بوسیده ، نه پشت دست را کف دست آثار کار درش هست ، میخواهد ارزش کار را به عالمیان اعلام کند ، به مسلمین اعلام کند که ارزش کار این است که آنجائی که کارگر که کار کرده است ، در اثر کار یک نشانهای پیدا کرده من آنجا را میبوسم که ملتهای اسلامی و بشر ارزش این کارگر را بداند . [۲۶۴].
امر به معروف و نهی از منکر
قدرت طلبی یا ثروت طلبی مسؤ ولین زمینه ساز انحراف
من سالروز پیروزی انقلاب اسلام و دهه فجر را به همه ملت و همه مستضعفین جهان و شما آقایان که اسوه حسنه این ملت هستید تبریک عرض میکنم و از خداوند تعالی توفیق همه را برای خدمت به بندگان خدا و ادامه پیروزی از خداوند توانا میخواهم . اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر میآید در راس امور واقع است و او اینکه دولت ، مجلس و کسانی که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند . اساس سلطهای که بر کشورها و بر کشور ما از طرف غیر واقع شده است ، افراد مرفه و کسانی که سرمایههای بزرگ داشتهاند یا قدرت برای حفظ خودش و حیثیت خودش در دست داشته است مادامی که مجلس و ارگانهای دولتی و همه اینها و مردم از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود امکان ندارد که یک دولت بزرگی ، یک قدرت بزرگی به هم بزند اوضاع را همیشه این قدرتهای بزرگ در هر کشوری یک نفر را با او تفاهم میکردند که این یک نفر برای خودش و برای قدرتمندی خودش و برای سرمایه خودش فعالیت میکرد ، او را میدیدند و ملت را میچاپیدند و به اصطلاح کدخدا را میدیدند و ده را میچاپیدند هیچ وقت قدرتهای بزرگ مواجه با ملتها ، اگر شدند نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند و مواجه هم نشدند هر وقت که میخواستند یک دولتی را یا یک سلطنتی را یا یک ریاست جمهوری را که بر وفق مرام آنها عمل نمیکرده از بین بردارند ، در مقابل او یک قدرت دیگری میتراشیدند و با آن قدرت این قدرت را از بین میبردند کار به دست ملت نبوده است و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است . اینکه این عمل را آنها انجام میدادند یک نکته روحی دارد و آن این است که انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهی ندارد ، آمالش ، آمالش غیر متناهی است ، وقوف نمیکند آمال انسان و وقتی که اینطور است اگر انسان اسیر همین آمال غیر متوقف بشود و ببیند که یک ابر قدرتی این آمال او را و آن خواستهای مادی او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفظ میکند ، او دیگر در بند این نیست که برای ملت کار بکند برای اینکه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندی هم و همین طور حب مال و جاه هم حدی ندارد ، مرزی ندارد آن برای حفظ قدرت خودش و پشتوانهای که دارد ، برای این حفظ قدرت با ملت آن میکند که همه حیثیت ملت و گنجینههای ملت را در دسترس او قرار بدهد ، یک سهم ناچیزی هم برای خودش بگیرد . الان شما ملاحظه میکنید که قدرت هائی در دنیا هست از حیث مال که اگر چنانچه اموالشان را تقسیم بکنند به این ۳۶ میلیون جمعیتی که ما داریم ، اگر یک نفر از آنها اموالشان را تقسیم بکند ، تمام افراد این ۳۶ میلیون مرفه میشوند و از طبقه به اصطلاح خودشان بالا میشوند . یک نفر از آنها اینطور است لکن همان آدمی که دارائی او به این اندازه بود ، از این آدمی که درویش سر محله است حرصش به دنیا بیشتر بود ، حرصش به مال بیشتر بود و بیشتر میخواست جمع بکند هر چه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه میشود ، هر چه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت اضافه میشود و اگر مهذب نباشد انسان ، آن قدرت را برای خودش به کار میگیرد ، وقتی برای خودش به کار گرفت دولتهای بزرگی که هستند ، ابرقدرت هائی که هستند یک همچو آدم قدرتمندی را پیدا میکنند و این آدم قدرتمند را به او بال و پر میدهند و این را به مقام میرسانند تا اینکه ملت را استضعاف کند و ذخایر ملت را بچاپد . شما ملاحظه وضع این پنجاه سال ، یک قدری بیشتر را هم بکنید که انتخاب کردند خارجیها و بعد هم این مطلب را خودشان گفتند که رضاخان را انتخاب کردند و به او قدرت دادند و قدرت آنطور دادند که تمام این ملت را به استضعاف کشانید و حکومت جبار خودش را بر اینها قرار داد و مردم را از همه چیز ساقط کرد و یک نفر بود . آنها آن یک نفر را دمش را میدیدند و کارهایشان را انجام میدادند و بعد از او هم محمدرضا را گذاشتند با آنهمه افرادی که اطراف او بودند و همه شان از آنها بودند که طبقه بسیار مرفه و خوشگذران و بالا بالاها به اصطلاح آنها . [۲۶۵].
مردم باید مواظب وضع زندگی و روحیه مسؤولین باشند
باید ما متوجه باشیم ، ملت ما متوجه باشند که وقتی که مجلسشان یک مجلسی است که از طبقه متوسط است و توی این مجلس آن دولهها و سلطنهها و سلطنتیها را نداریم و در دولت هم آنطور دولت هائی که افراد مرفه سرمایه دار کذا باشند نداریم ، در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذائی که املاک بی اندازه داشتند و آپارتمانهای چندین طبقه داشتند نداریم ، این مملکت محفوظ میماند . آن روزی که هر یک از شماها را ملت دید که از مرتبه متوسط میغلطید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکن پیدا کنید ، مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی که به تدریج ممکن است یک وقتی خدای نخواسته پیدا بشود ، آنها را سر جای خودشان بنشاند . اگر ملت میخواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد ، باید مواظب آنهائی که دولت را تشکیل میدهند ، آن که رئیس جمهور است ، آن که مجلس هست ، مجلسی هست ، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد . بدانید که اگر دولت اینطور باشد و اگر ملت اینطور باشد و اگر چنانچه مجلس و امثال اینها اینطور باشد ، اگر یک قدرتی بخواهد هجمه کند به اینجا ، مواجه با سی میلیون جمعیت هست و نخواهد توانست ، نمیتواند آنوقت پیدا کند یک کسی که قدرتمند باشد و آن قدرتمند را وادار کند که ملت را به استضعاف بکشند و بچاپند ملت را . برای آنها ، تاریخ همین طور بوده مادامی که این ملتها از یک در بینشان افرادی پیدا نشده است که به آن مرتبه برسد در بین آنها که قدرت مالی یا قدرت دیگرش زیاد بشود و به مردم حکومت کند ، نمیتوانند آنها این ملتها را از بین ببرند و حکومت بر آنها کنند و بالاخره یک وقت یک ابرقدرتی مواجه با یک نفر ، دو نفر ، صد نفر ، پانصد نفر هست که آنها را سیر میکند و آنها به جان مردم میافتند و خودش هم کنار مینشیند و حکومت بالاتر را خودش دارد ، حکومت پائین تر را به این آدمی که ، یا این آدمهائی که در این کشور هستند واگذار میکند . اساس استضعاف ملتها از خودشان و از قدرتمندان بین خودشان بوده و شما شکر کنید که یک همچو مجلسی دارید که از طبقه مرفه توی آن هیچ نیست آن طبقهای که اگر مالش را تقسیم کند بین ملت ما ، ملت ما ثروتمند میشوند ، ندارید حالا ، در دولت هم ندارید یک همچو ثروتمندانی و یک همچو قدرتمندانی ، ندارد دولت یک همچو قدرتی ، رئیس جمهور یک همچو قدرتی که بتواند یک چیز انحرافی را به ملت تحمیل کند ، یک همچو مجلسی نداریم که بتواند یا بخواهد یک امر انحرافی را تصویب کند و دولت هم مجری او باشد . [۲۶۶].
مادامی که این حد متوسط محفوظ است ، این جمهوری محفوظ است
مادامی که این حد متوسط محفوظ است این جمهوری محفوظ است و امکان مقابله نیست مابین قدرتهای بزرگ با همچو دولتی بخواهند کودتا کنند با کی کودتا کنند ؟ بخواهند از خارج وارد کنند ، مواجه با کی میشوند ؟ مواجه با یک ملتی میشوند که همه شان از این طبقهای هستند که این نهضت را به پیش بردند و با آن قدرت و با آن عظمت به پیش بردند اینها مطالعه امور را میکنند و اقدام میکنند . آنها الان درصدد اینند که در بین خود این مردم یک بساطی درست کنند و اختلافاتی درست کنند و بلکه میان اختلافات یک نفر پیدا بکنند که این ، آن نفری که پیداست ، در یک طرف واقع بشود و این هم به او قدرت بدهند ، تا آنکه کم کم با قدرت داخلی ، این کشور کم کم ضعیف بشود و مردم روحیه شان ضعیف بشود و بعد تقدیم کنند به آنها تا کشور ما این مقام را دارد که بحمدالله از آن طبقه مرفه بالایی که امور را در دست گرفتهاند مبری هست و امور کشور ما به دست امثال شماها و امور کشور ما به دست امثال این رئیس جمهورها و رئیس مجلسها و نخست وزیرها و وزرا و وکلا هست ، شما مطمئن باشید که نخواهد توانست یک قدرت خارجی این پیروزی را از بین ببرد . [۲۶۷].
مردم باید جلوی قدرت طلبی یا ثروت طلبی مسؤ ولان را بگیرند
و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد ، انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی ، در کشور در وزیرها پیدا شد ، در رئیس جمهور پیدا شد ، آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم ، خودنمایی کرده از آنوقت باید جلویش را بگیرند . رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت ، خود مردم باید جلویش را بگیرند مجلسی که بخواهد قدرتمندی نشان بدهد و آن مسائلی که سابق و آن افرادی که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند ، خود مردم باید جلویش را بگیرند اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند ، جمهوری اسلامی را حفظ کنند ، دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند ، از اینکه خدای نخواسته یک وقت قدمی از آن ور برندارند این شیطانی است که در انسان هست و ممکن است که هرکس را منحرف کند و لازم است که انسان خودش را مهذب کند . شمائی که میخواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که میخواهد خدمت به این مردم بکند و رئیس جمهور و امثال اینها که میخواهند خدمت به این مردم بکنند ، توجه بکنند که خدمتگزارند ، در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که ما خدمت میخواهیم به این مردم بکنیم . ما در جمهوری اسلامی داریم زندگی میکنیم ، جمهوری اسلامی که در اسلام مثل رسول اکرم ، مثل امیرالمومنین سلام الله علیهما بر آن حکومت کردهاند ، میخواهیم یک همچو حکومتی باشد ، یک همچو حکومتی که کفش وصله خورده خودش را میگوید از این ریاستها پیش من ارزشش بیشتر است ، یا ریاستها ارزشش کمتر از این است شما باید در روحیه تان این مطلب را حفظ کنید و مردم هم باید مواظب شما باشند و مواظب همه اینها باشند و هر یک از ما و شما و همه خواستیم که از آن راهی که اسلام داشته است از اول راهی که داشته است و از آن طریقهای که انبیا داشتهاند ما بخواهیم عبور کنیم ، آن روز نمونه شکست پیروزی اسلام پیدا میشود و تا یک همچو مساءلهای پیدا نشده پیروزی در جای خودش شک نکنید که هست ، البته برای خدا باید باشد شما برای خدا در این مجلس حالا آمدید ، وقتی مجلس اینطور است که یک امتیازی نیست که حالا وقتی شما رفتید توی بازار ، مردم کنار بروند که رئیس مجلس آمد یا وکیل مجلس آمد ، نخست وزیرش هم اینطور است ، اینجور نیست که وقتی که توی مردم برود ، مردم فرق بگذارند با هم و همه اینها اینطور هستند ، وقتی یک همچو مطلبی را دارید احساس میکنید که امتیاز دنیائی ندارید ، این را باید شکر کنید و در شکرانه این نعمت خدمت به خلق بکنید و خدمت به احکام اسلام بکنید و برای اینهائی که اولیاء ما هستند ، این پائین شهریها و این پابرهنهها به اصطلاح شما ، اینها ولی نعمت ماها هستند . [۲۶۸].
اگر تا آخر عمرمان به مردم خدمت کنیم نمیتوانیم از عهده خدمت آنها برآئیم
اگر اینها نبودند ، ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا . اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائی ، به خیال خودمان جائی است این باید ملتفت باشید که آقا شما همان آدمی هستید که توی حبس بودید و شما همان آدمی هستی که در تبعید بودی و شما همان آدمی هستی که در انزوا بودی این مردمند که آمدند ما را آوردند بیرون . از همه اینها و ما اگر تا آخر عمرمان به اینها خدمت کنیم ، نمیتوانیم از عهده خدمت اینها برآئیم . خداوند به ما توفیق بدهد که ما یک خدمتگزاری برای اینها باشیم و به این نعمت موفق بشویم . شما امروز هم که ملاحظه میکنید اینهایی که در جبههها الان دارند جانفشانی میکنند ، اینها از کدام طبقه هستند . شما اگر پیدا کردید در تمام اینها یک نفری که مال آن اشخاصی باشد که دارای سرمایههای بزرگ هستند ، آن اشخاصی باشد که در سابق دارای قدرت هائی بودند ، اگر یک نفر از آنها پیدا کردید ، این محتاج به این است که از ما مژدگانی بگیرید ، ولی میدانم که پیدا نمیکنید از همین جمعیت اند ، الان هم اینهائی که جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت میکنند و آنهایی که در بین شهرها و در بین روستاها حفظ میکنند شما و مردم را همین طبقه هستند . این طبقهاند که به ما الان منت دارند و از اول منت داشتند ، همینها بودند که هیچ توقعی هم ندارند ، هیچ وقت هم نمیآیند توقع کنند . شما باید توجه به این معنا بکنید که ما را اینها آوردهاند و وکیل کردهاند ، آوردهاند و وزیر کردهاند ، رئیس جمهور کردهاند ، اینها ولی نعمت ما هستند و ما باید ولی نعمت خودمان را از آن قدردانی کنیم و خدمت کنیم به او و همینها هستند که الان هم حفظ این کشور را میکنند و حفظ نظام این کشور را میکنند . شما آقایان نمیتوانید که بروید توی کوچهها و عرض بکنم که خیابانها و آنجا را اداره کنید ، شما یک شاءن دیگری دارید ، یک شغل دیگری در خدمت دارید ، آنها هم یک شغل دیگری دارند ، اما شغل آنها آنطور است که شما را هم حفظ میکنند و من امیدوارم که این روحیه در این ملت باقی باشد و با این روحیه که سربازهای ما دارند و پاسدارهای ما دارند و آنهائی که حفاظت این کشور را میکنند ، این روحیه را دارند که روحیه بسیار ارزشمندی است و شهادت طلبی است و خود را به حلقوم مرگ انداختن برای نجات اسلام و نجات کشور . خداوند این روحیه را به همه عنایت کند و مادامی که این روحیه هست و آن مساءلهای که قبلا عرض کردم هست ، مطمئن باشید که این کشور بیمه است و هرگز نخواهد آسیب دید . خداوند انشاءالله به همه شما ، به همه ما توفیق خدمت به خلق و عبادت خدا که خدمت به خلق هم از بزرگترین عبادتهای الهی است عنایت فرماید و شر کسانی که میخواهند این کشور را و مسلمین را باز برگردانند به حال انزوا یا به حال تحت سلطه بودن ، آنها را هم یا اصلاح و یا اعدام فرماید . [۲۶۹].
همه ملت مسؤ ولند در حفظ اسلام که امانت الهی است
مطلب دیگری که باز دنباله همین مسائل است ، این است که روحانیون در هر جا که هستند ، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند ، اسلام امروز به ملت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است ، ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم ، تمام ملت از دولتیها گرفته و قوای نظمی و انتظامی گرفته و نظامی و انتظامی گرفته و تا همه قوای مسلحه ، همه بازارها ، همه اداره جات ، تمام ملت بی استثنا مسؤ ول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت . این اسلام که امانت است و دست ماست ، اگر ما به این امانت خدای نخواسته خیانت بکنیم ، این یک گناهی است که معلوم نیست که آمرزیده بشود ، فرق دارد با گناههای دیگری حتی با کبائر گناههای دیگر ، برای اینکه بسیاری از گناهها هست که به خود انسان بر میگردد ، به جامعه بر نمیگردد ، لکن خیانت به این امانت ، خیانت به اسلام و خیانت به ملتهای مسلم است . باید توجه کنید که اگر اشخاصی در تمام این ارگان هائی که الان بعد از انقلاب بوجود آمده ، چه آنهائی که خودرو پیدا شدهاند و خود ملت آنها را ایجاد کردهاند و چه آنهائی که مثلا مقامات ایجاد کردهاند ، باید توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه اینها یک قدم بردارند برخلاف اسلام ، بر خلاف مصالح مسلمین ، مسؤ ول هستند ، مسؤ ولیتی که بالاتر از آن مسؤ ولیتی است که انسان نسبت به کارهای خودش دارد ، شخصی خودش دارد . [۲۷۰].
در جمهوری اسلامی همه افراد باید آمر به معروف و ناهی از منکر باشند
امروز بحمدالله همه ملت ما الا بعضی مفسدینی که تابع ابرقدرتها هستند ، این کشور را از خودشان میدانند و دولت را از خودشان میدانند و همه قوای مسلح را از خودشان میدانند و همه کسانی که در راس کارها هستند از خودشان میدانند از این جهت آن فشارهائی که بر این مملکت وارد دارد میشود تحمل میکنند و باید صبر کرد ، سفارش به صبر کرد . برای احقاق حق صبر لازم است . اگر ما اسلام را میخواهیم و اگر قرآن کریم را میخواهیم که در این مملکت و انشاءالله در ممالک دیگر پیاده بشود و میخواهیم که یک حکومت اسلامی داشته باشیم ، باید همه توصیه به حق بکنیم و سفارش به حق بکنیم و در همه اطراف کشور ، آنهائی که در کمیتهها هستند ، آنهائی که در بسیج هستند ، آنهائی که در دادگاهها هستند و سپاه پاسداران شهربانیها و همه با هم سفارش به حق بکنند و اگر اعوجاجی خدای نخواسته در یکی پیدا بشود یا نفوذی کرده باشد بعضی افراد منحرف و چپ نمای نوکر راست ، باید سفارش کنند و نگذارند بر خلاف حق کسی عمل کند . وقتی یک کشوری ادعا میکند که جمهوری اسلامی است و میخواهد جمهوری اسلامی را متحقق کند ، این کشور باید همه افرادش آمر به معروف و ناهی از منکر باشند ، اعوجاجها را خودشان رفع بکنند . اگر در یک کمیتهای خلاف واقع میشود ، خود افراد کمیته و خود مردم آن اعوجاج را سفارش بکنند که رفع بشود . سفارش به حق و صبر ، و سفارش به صبر . در مشکلات صبر بکنند و سفارش به صبر بکنند و در همه قشرهای متصدی کار سفارش به حق بکنند کار سفارش به حق بکنند کار سفارش به حق بکنند . نگذارند که بعضی افراد در هر ارگانی که هستند ، در هر جائی که هستند ، خود ملت نگذارند که بعضی افرادی که نفوذ کرده است در همه ارگانها ، اینها خلافی بکنند خلاف شرعی بکنند ، خلاف عرفی بکنند و آنها را امر به معروف کنند و از منکرات نهی کنند تا به سفارش حق تعالی که فرموده است که همه مردم در خسرانند مگر مومنین که عمل صالح میکنند و سفارش به حق میکنند و سفارش به صبر . ما همه امروز وظیفه داریم ، امر به معروف و نهی منکر بر همه مسلمین واجب است ، جلوگیری از منکرات بر همه مسلمین واجب است ، سفارش به حق که امر به معروف است و نهی از منکر است بر همه مسلمین واجب است . [۲۷۱].
همه موظفیم در مسائل اجرائی امر به معروف کنیم
شما و ما موظفیم که هم در تمام اموری که مربوط به دستگاههای اجرائی است امر به معروف کنیم و اگر اشخاصی پیدا میشوند که خلاف میکنند معرفی کنیم به مقاماتی که برای جلوگیری مهیا هستند و مشکلات را هم تحمل کنیم . مشکلاتی که امروز برای ایران هست و برای مملکت جنگ زده هست ، این مشکلات باید صبر بشود تا اینکه رفع بشود . شما که امروز کشور را از خودتان میدانید و دولت را از خودتان میدانید و رئیس جمهور را از خودتان میدانید و ارتش را از خودتان میدانید و همه مصالح کشور را مصلحت خودتان میدانید و هر فسادی که در کشور واقع بشود نقص برای خودتان میدانید ، موظف هستید و موظف هستیم که هر چیزی که برخلاف حق است سفارش کنیم که انجام نگیرد و حق در ایران انجام بگیرد و مشکلاتی که در اثر جنگ و در اثر انقلاب و در اثر مخالفت با ابرقدرتها برای مملکت ما پیش آمده است ، خودشان صبر کنند و دوستان خودشان را به صبر سفارش کنند و انشاءالله امیدوارم که این صبر شما هم مورد رحمت الهی واقع بشود و هم فرج برای کشور ما و برای ملت ما حاصل بشود . [۲۷۲].
در مقابل انحراف فرهنگی همه موظف و مسؤ ول هستند
رادیو تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملتها ، خصوصا نسل جوان بوده است در این صد سال اخیر بویژه نیمه دوم آن چه نقشههای بزرگی از این ابزار ، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق کشیده شد و از آنها برای درست کردن بازار کالاها خصوصا تجملی و تزئینی از هر قماش ، از تقلید در ساختمانها و تزئینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی و پوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند ، به طوری که افتخار بزرگ فرنگی مآب بودن در تمام شؤ ون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بویژه در خانمهای مرفه یا نیمه مرفه بود و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیرممکن و برای هم ردیفان نیز مشکل مینمود . فیلمهای تلویزیون از فرآوردههای غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوی بی خبری از خویش و شخصیت خود و یا بدبینی و بدگمانی به همه چیز خود و کشور خود حتی فرهنگ و ادب و ماثر پرارزش که بسیاری از آن با دست خیانتکار سودجویان به کتابخانهها و موزههای غرب و شرق منتقل گردیده است . مجلهها با مقالهها و عکسهای افتضاح بار و اسف انگیز و روزنامهها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگی خویش و ضد اسلامی ، با افتخار ، مردم بویژه طبقه جوان موثر را به سوی غرب یا شرق هدایت میکردند اضافه کنید بر آن تبلیغ دامنه دار در ترویج مراکز فساد و عشرتکدهها و مراکز قمار و لاتار و مغازههای فروش کالاهای تجملاتی و اسباب آرایش و بازیها و مشروبات الکلی بویژه آنچه از غرب وارد میشد و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن دیگر ، عروسکها و اسباب بازیها و کالاهای تجملی وارد میشد و صدها چیزهایی که امثال من از آنها بی اطلاع هستیم و اگر خدای نخواسته عمر رژیم سرسپرده و خانمان برانداز پهلوی ادامه پیدا میکرد ، چیزی نمیگذشت که جوانان برومند ما ، این فرزندان اسلام و میهن که چشم امید ملت به آنها است ، با انواع دسیسهها و نقشههای شیطانی به دست رژیم فاسد و رسانههای گروهی و روشنفکران غرب و شرق گرا از دست ملت و دامن اسلام رخت برمی بستند یا جوانی خود را در مراکز فساد تباه میکردند و یا به خدمت قدرتهای جهانخوار درآمده و کشور را به تباهی میکشاندند . خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارتگران نجات داد .
اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهور و رؤ سای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شواری قضایی و دولت در هر زمان آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجلهها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران میشود ، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است ، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود ، همه مسؤ ول میباشند ، و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند ، به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند ، خودشان مکلف به جلوگیری هستند . [۲۷۳].
امت باید امر به معروف و نهی از منکر بکند
الان مکلفیم ما ، مسؤ ولیم همه مان مسؤ ولیم ، نه مسؤ ول برای کار خودمان مسؤ ول کارهای دیگران هم هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول عن رعیته همه باید نسبت به همه رعایت بکنند ، همه باید نسبت به دیگران ، مسؤ ولیت من هم گردن شماست ، شما هم گردن من است . اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤ ولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی . باید هجوم کنید ، نهی کنید که چرا ؟ اگر خدای نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت ، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا برخلاف موازین ؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد ، مال همه است ، امت باید نهی از منکر بکند ، امر به معروف بکند . [۲۷۴].
اصل امر به معروف و نهی از منکر جهت اصلاح جامعه است
کوشش کنید که احکام اسلام را ، هم عمل کنید و هم وادار کنید که دیگران عمل کنند . همانطوری که هر شخص و هر فردی موظف است که خودش را اصلاح کند ، موظف است که دیگران راهم اصلاح کند . اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه را اصلاح کند . اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه اصلاح شود . جامعه ما در زمان این طاغوت رو به فساد رفته بود ، رو به تباهی رفته بود و مهم این بود که جوانهای ما را ، چه جوانهای مرد و چه جوانهای زن ، اینها را رو به تباهی کشیدند و در این پنجاه سال ، تمام تبهکاری بود . الان که بحمدالله آن رژیم هم ، رژیم منحط از بین رفت و انشاءالله دیگر مثل آنها برگشت ندارند . امیدواریم که همه چیزمان را اسلامی کنیم و تربیت - تربیت - تربیتهای اسلامی باشد و تربیتهای انسانی باشد ، حرکات و سکنات منطبق بر قواعد اسلامی باشد . اگر بخواهید مملکت خودتان ، کشور خودتان مستقل باشد ، اگر بخواهید از زیر قید گرفتاریهای اجانب بیرون بیائید ، باید متشبث به اسلام بشوید . اسلام بود و این صداهای ( الله اکبر ) که شما را به پیروزی رساند . من امیدوارم که باز این صداها محفوظ باشد و این علاقه هائی که به اسلام هست محفوظ بماند و به آن حدی که باید برسیم ، برسیم و مملکت ما سعادتمند باشد . [۲۷۵].
به هر مقدار که میتوانید باید اصلاح کنید
ملت خودش کار بکند ، هم خودش عملی را که میخواهد انجام بدهد خوب انجام دهد وهم به رفیقش بگوید خوب انجام دهد ، هم به جامعه کلکم راع و کلکم مسؤ ول همین است . همه مسؤ ولیم در مقابل ملت و مسؤ ولیم در مقابل خودمان . خودم را اصلاح کنم دیگران را هم اصلاح کنم ، به هر مقداری که میتوانید ، باز ننشینید به اینکه من اهل منبر نیستم نمیتوانم یک جامعهای را دعوت کنم ، من اهل خطابه نیستم نخیر ، شما همان مقداری که میتوانید خودت عمل بکن ، به رفیقت هم به همان زبانی که داری بگو که خوب عمل کن ، او هم خودش عمل کند به رفیقش بگوید . [۲۷۶].
همه مسؤ ول اعمال دیگران هم هستند
برای ساختن یک کشوری که خرابه بود ، همت لازم دارد و مهم این است که افراد هر یک خودشان را مسؤ ول بدانند ، هم مسؤ ول خودشان بدانند ، هم مسؤ ول کارهای دیگران ، مسؤ ول خودشان که کاری که به آنها محول میشود . مثل مثلا شماها که در شهرداری اهواز هستید ، هر کاری که محول به هر فردی است ، منتظر این نشود که یک کس دیگری کاری بکند ، این باید کار خودش را خوب انجام بدهد و اگر چنانچه دید آن برادرش ، آن رفیقش کارش را خوب انجام نمیدهد ، مسؤ ول او هم هست باید او را هدایت کنند ( کلکم راع ) ، همه باید مراعات بکنید و همه تان هم مسؤ ولید ، همه ما مسؤ ولیم ، یک مملکتی را باید خود شما اداره کنید ، باید خود ملت اداره کنند . [۲۷۷].
مقابله مردم در برابر زورگویی نعمت بزرگی است
همه آقایان احساس این را بکنند که امروز با زمان رژیم سابق فرق دارد ، چون امروز یک مملکتی است که نه یک نفری است که زورگویی بکند و فشار بیاورد که یک کاری به ملت تحمیل بکند . ما یک چنین مقامی اصلا نداریم ، یعنی ملت ما هم دیگر تحمل چنین مقامی را نمیکند . وضع ملت طوری است که اگر یک مقام بخواهد چیزی را تحمیل کند ، جلویش میایستند و مشتشان را گره میکنند و مانع میشوند . این یک نعمت بزرگی است برای یک ملتی که یک مقامی نتواند ظلم کند . البته ظالم را سر جای خودش مینشانند ، با قدرت هم مینشانند ، اشخاص مختلف را مقامات عالی با قدرت هم سر جایشان مینشانند . اما اگر بخواهند کاری بکنند ، نظیر کارهای زمان سابق که همه کارهایشان از این قبیل بود ، ما چنین مقامی نداریم . بنابراین ، مملکتی است مال خود شما و باید شما همانطوری که به منزل خودتان علاقه مندید که مرتب باشد و جریاناتش درست باشد ، به مملکت خودتان بیشتر باید علاقه مند باشید . برای آنکه مملکت خودتان هم منزل خودتان هست و هم منزل دوستان و همکیشان خودتان از این جهت در این امر سستی نکنید و نگذارید کم کاری بشود و نکنید و همه با هم همراهی بکنید . [۲۷۸].
همه مسؤ ولند جلوی خلاف دیگران را بگیرند
اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤ ول است . اگر یکی یک خلاف کرد ، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا . لازم نیست که کتک کاری بکنید ، مواخذه کنید . اگر یک نفر خلاف کرد ، ۲۰ نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست ، تحت تاثیر واقع میشود . اگر یک معمم ، یک صورت معمم ، یک کار خلاف کرد ، از اطراف ، معممین هجوم به آن آورد که چرا این کار را میکند ، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را میکنی من سر جایم مینشینم . همه تان مسؤ ولید همه مان مسؤ ولیم ، امروز مسؤ ولیت بزرگ است برای ما ، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود . [۲۷۹].
امروز مسامحه در امر مسلمین گناه نابخشودنی است
اکنون که بحمدالله تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است ، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی ، مسامحه در امر مسلمین است . هر کس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد و با جدیت از نفوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب یا شرق زدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای اسلامی که همان ابرقدرتان چپاولگر بین المللی هستند با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی دیگر رخنه و با دست افراد خود ملتها ، کشورها را به دام استثمار میکشانند باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدم نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید خدایتان یار و نگهدار باشد . [۲۸۰].
تربیت اسلامی این است که در مقابل اجرای احکام خدا هیچ ملاحظه از کسی نکند
اگر خدای نخواسته در این نهضتی که شما کردید یک وقت کاری ما و شما انجام بدهیم ، روحانیون و پاسداران ، هر دو طایفه پاسدار هستند ، پاسدار اسلام باید همه ملت پاسدار اسلام باشد . ( کلکم راع ) همه باید مراعات کنید ، همه تان راعی هستید ، همه مردم و همه هم مسؤ ول هستند ، یعنی همه باید همانطوری که یک شبانی یک گلهای را میبرد و رعی میکند و میچراند و به جاهای خوب باید ببرد ، مسؤ ول این است که این را به جاهای خوب و به علفچراهای خوب ببرد و به آبهای خوب ، و مسؤ ول است پیش صاحبان او به اینکه چرا نبردی ، همه ما آن حال را داریم ، مسؤ ولیم در مقابل خدا و در مقابل وجدان و همه مان باید مراعات بکنیم ، یعنی نه اینکه مراعات خودمان را ، من مراعات همه شما را بکنم ، شما هر یک مراعات همه را . یک همچو برنامه است که همه را وادار کرده که به همه ( چرا ) بگوئیم ، همه را جلویش را ، همه را ، به هر فردی ، به هر فردی لازم کرده به اینکه امر به معروف کند . اگر یک فرد خیلی به نظر مردم مثلا پایین ، یک فردی که به نظر مردم خیلی اعلا رتبه هم هست ، اگر از او یک انحرافی دید ، بیاید ( اسلام گفته برو به او بگو ، نهی کند ) بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن . میگویند عمر در وقتی که خلیفه بود ، گفت که من اگر چنانچه خلافی کردم به من مثلا بگوئید ، چه بکنید ، یک عربی شمشیرش را کشید گفت ما با این مقابل تو میایستیم ، اگر تو بخواهی خلاف بکنی ما با این شمشیر مقابلت میایستیم . تربیت اسلامی این است که در مقابل اجرای احکام خدا و در مقابل راه انداختن نهضتهای اسلامی ، هیچ ملاحظه از کسی نکند . این آقاست این غیر آقا ، این پدر است این پسر است ، این رئیس است این مرئوس است ، ابدا این مسائل نباشد در کار . مساءله این باشد که این آیا به طریق اسلام دارد عمل میکند یا نه . به طریق اسلام عمل میکند ، هر فردی باشد باید از او قدردانی کرد و تشویق کرد و محبت به او کرد . برخلاف اسلام که باشد هر فردی میخواهد باشد ، یک روحانی عالی مقام باشد ، یک آدمی باشد که مثلا راس باشد ، یک سرکرده باشد ، وقتی دیدند برخلاف مسیر دارد عمل میکند ، هر یک از افراد موظفند که به او بگویند که این خلاف است ، جلویش را بگیرند . [۲۸۱].
اگر اسلام آسیبی ببیند همه ما مسؤ ول هستیم
اگر امروز اسلام خدای نخواسته لطمه ببیند ، آسیب ببیند ، این گناهش به گردن همه ماست ، یک قشر خاصی مسؤ ول نیستند . کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه مسؤ ول هستید ، همه ملت مسؤ ول هستند ، همه ملت باید مراعات بکنند آن احکام اسلام را . اسلام حق دارد به همه ما و به همه انسانها . الان اسلام در دست ماست و ما پاسدار او هستیم و اگر آسیب ببیند همه ما مسؤ ول هستیم ، در بارگاه خدا همه مسؤ ول هستیم . اگر خدای نخواسته در بین پاسداران یک اختلافی باشد یا یک کارهائی در بین آنها واقع بشود که بر خلاف مصلحت اسلام است ، بر خلاف مصلحت ملت است ، بر خلاف مصلحت کشور اسلامی است ، این مسؤ ولیت دارد . گمان نکنید که خوب من یک نفرم و یک عمل میکنم این چه ربط دارد به دیگران ، امروز اینطور نیست ، قبلا هم اینطور نبوده . عمل یک شخص در یک جامعه اثر دارد ، جامعه عبارت از این اشخاصند ، یک چیز دیگری نیست . عمل هر یک از شما تاثیر دارد ، وقتی شما یک عمل زشتی کردید ، دیگران هم که میبینند در آنها تاثیر میکند ، وقتی شما یک عمل صالحی انجام دادید ، دیگران هم وقتی که میبینند در آنها تاثیر میکند ، اگر خدای نخواسته شما یک کاری بکنید که برای اسلام ضرر داشته باشد ، یک ظلمی بکنید ، یک خلافی بکنید شماها مسؤ ول هستید و همه ملت مسؤ ول هستند . همه باید جلوگیری کنند همه رعیت هستند ، همه راعی هستند . و همه مسؤ ول . مبادا اینطور بشود که اسلحه را از ظالم گرفتید و خودتان ظلم کنید . رژیم سابق برای کارهایش شد آن رژیم منفور و ملعون ، برای خرابکاری شد او ، نه برای شخص که شخصش کی بود و پسر کی ، عمل اسباب این شد که مردم را از او منحرف کرد و با انحراف مردم نتوانست دوام بیاورد . [۲۸۲].
باید کاری بکنیم که ظلم نباشد
مردم اگر از من گله دارند ، از اسلام سرد نشوند . من خلاف کردهام ، به اسلام چه مردم اگر اسلام را ، استقلال و آزادی را ، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را میخواهند ، همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند . اگر یک ظالم خلاف کرد ، اسلام که نکرده است پس باید کاری کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود . اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادی ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار برویم و از صحنه خارج شویم . زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر میشود پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم . امید است انشاءالله خداوند شماها را و همه ملت را موفق کند و اسلام را به آنطوری که دلخواه است و آنطوری که خواست خدای تبارک و تعالی هست به آنطور در این کشور پیاده کنید و این محتاج است به اینکه تمام کشور ما و تمام ملت ما حاضر باشند در صحنه و خودشان ناظر باشند که اگر کسی تخطی از اسلام و تخطی از قوانین اسلام بکند ، او را سرزنش کنند و او را از صحنه خارج کنند . [۲۸۳].
سکوت در مقابل جرم دیگران ، جرم است
بشناسید صالح و فاسد را ، بشناسید مفسد و مصلح را ، بشناسید ، توجه داشته باشید کی دارد خلاف میکند به اسم اسلام ، کی دارد خرابکاری میکند به اسم اسلام ، اگر عمامه سرش است بزنیدش کنار ، خود معممین بزنندش کنار ، اگر توی پاسدارهاست ، پاسدارهای مسلم ، اسلامی که همه زحمت را به عهده دارند بزنندشان کنار ، اگر در ارتش است ارتشیها بزنندشان کنار ، ژاندارمری است آنها بزنند ، توی بازار است بازاریها بزنندشان کنار ، توی کارخانه هاست آنها بزنندشان کنار . اینها در هر جایی میخواهند یک نفوذی بکنند و یک فسادی بکنند به اسم اسلام و این خطر است برای نهضت شما ، با اسم اسلام میخواهند این اسلام را در بین مردم خود مملکت مشوه نمایش بدهند ، بد صورتش را نمایش بدهند و این یک جرم بزرگی است که آنها مرتکب میشوند و ما هم اگر ساکت باشیم جرم است برای ما ، باید بگوئیم ، باید شماها هم عمل کنید ، کسانی که با اسم اسلام میآیند و میخواهند خرابکاری بکنند و مثلا یک کارهای زشتی بکنند و خلاف اسلام بکنند ، بدانید اینها اسلامی نیستند اینها ضد اسلام هستند ، ضد انقلاب هستند . من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد ، نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند . [۲۸۴].
درصدد این باشید که منحرفین را اصلاح کنید نه راضی کنید
باید نشریات شما در مقابل اینها به صورتی باشد که وقتی دست مردم میرسد بگویند تعلیمی است و مدرسهای است برای تعلیم و کسانی که الهی هستند راضی باشند . شما درصدد این نباشید که منحرفین را راضی کنید ، درصدد این باشید که منحرفین را اصلاح کنید . اگر منحرفین را بخواهید راضی کنید شما را به انحراف میکشند ، اما اگر بخواهید منحرفین را اصلاح کنید هر روز قلم شما قلم اصلاحی است . [۲۸۵].
انحرافات را با نور هدایت خدا اصلاح کنید
شما حالا آقایان از قراری که گفتند بنا دارید که تشریف ببرید در قراء و قصبات و شهرها برای ترویج ، برای هدایت ، توجه داشته باشید اگر قدمی بر خلاف موازین ، بر خلاف رضای خدا بردارید یک جرمی است که به این زودی نمیتوانید جبران کنید . شمائی که به اسم هدایت بین مردم میروید غیر عامه مردم است وضعتان ، غیر وضع عامه مردم است . شمائی که برای هدایت میروید شما رسول از طرف اسلام هستید ، رسول رسول خدا هستید . باید بفهمید که در این رسالت چه باید بکنید ، این کارهائی که بنا دارید بکنید آیا به اسم رب است ؟ آیا از اول که شروع میکنید به اینکه هدایت کنید مردم را ، اسلام را معرفی کنید بر مردم ، ولو همین قدر که میدانید ، آیا این به اسم رب است ؟ از اسم خدا شروع میشود یا خدای نخواسته نفسانیت آدم در آن دخالت دارد . ( اعدا عدوک ) همین نفسی است که در انسان است ، این از همه دشمنها برای انسان دشمن تر است . همه دشمنهای عالم آنقدری که از آنها میآید این است که انسان را بکشند زجرش بدهند اما آن که بین جنبیک ، آن نفس اماره انسان ، آن غیر این است که انسان را بکشد ، انسانیت را میکشد . همه عالم جمع بشوند که انسانیت شما را بکشند تا آن چیزی که در خود شما هست ، آن نباشد و تغییر نکند ، کسی نمیتواند ( اعدو عدوک ) همین نفسی است که بین جنبیک . ببینید که حالا که تشریف میبرید و میخواهید مردم را هدایت کنید ، به اسم رب هدایت میکنید یا به اسم نفس که همان به اسم شیطان است ؟ ببینید با آقایانی که در محل هستند ، شما چه جور رفتار میکنید ؟ ما فرض میکنیم که شما در محل که رفتید بعضی از اشخاص منحرف هستند ، پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) برای همینها غصه میخورد ، برای همین مردم منحرف غصه میخورد ( فلعلک باخع نفسک [۲۸۶] ) اینکه مومن نشدند ، همچون غصهای که مثل اینکه میخواهی خودت را بکشی . ما فرض میکنیم که شما وقتی که رفتید یک انحرافات دیدید ، انحرافات را با انحراف اصلاح خیال نکیند بکنید . انحراف نمیتواند انحراف را مستقیم کند . انحرافات را با نور هدایت خدا و باسم ربک مستقیم کنید . [۲۸۷].
با محبت میشود منحرفها را مستقیم کرد
با اسم خدا حرکت کنید و با اسم خدا هدایت کنید . و با اسم خدا ترویج کنید و با اسم خدا انحرافات را مستقیم کنید . اگر دیدید آنجا میخواهد نفس اماره بگوید که حالا این آقا که اینجا مدتی بوده است و عنوانی دارد و بخواهید عنوانش را یک وقت خدای نخواسته از دستش بگیرید ، بدانید که این الهی نیست ، این شیطانی است . بخواهید مقابل یک اهل علمی که آنجا هست بایستید و بشکنید خدای نخواسته حیثیت او را ، بدانید که انسانی نیست و این الهی نیست شیطانی است . با همه محبت کنید ، با محبت میشود منحرفها را مستقیم کرد ، بهتر از اینکه با شدت وحدت ، گاهی نمیشود و الا غالبا میشود . پیغمبر اکرم نبی رحمت است که برای رحمت آمده است آنجائی هم که آن منحرفهای غیر قابل اصلاح را امر به قتل میکرد ، مثل یک غده سرطانی که در یک بدن باشد ، برای اصلاح بدن آن غده را باید بیرون آورد ، چاره نیست ، این غدههای سرطانی گاهی یک جامعه را فاسد میکنند ، این هم رحمت بر جامعه است . اینهائی که اسلام را اصلا نمیدانند چیست ، نمیفهمند اصلا اسلام چه است ، خیال میکنند این غربیها ، اینهائی که دنبال غرب هستند ، که احکام اسلام خشونت دارد . اینها اصلا نمیدانند که این احکام چه چیز هست ، برای چه هست . این مثل این است که به یک طبیبی که کارد را برداشته و شکم را پاره میکند و غده سرطانی را بیرون میآورد بگویند این خشونت دارد میکند . این رحمت است یا خشونت ؟ آن طبیبی که میبرد دست را برای اینکه دست فاسد میکند انسان را ، کارد را در آورده میبرد دست را ، این طبیب با خشونت دارد رفتار میکند و باید فریاد بر آورد که این طبیب خشن است یا این طبیب ، طبیب رحمت است ، با رحمت دارد رفتار میکند ، یک انسان را برای یک عضو نجات میدهد . [۲۸۸].
در مسائل ملایمت و جهت رحمت بیشتر از خشونت تاءثیر میکند
من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض میکنم که مجلس ما باید با مجلسهای سابق فرق داشته باشد ، البته فرق هم دارد ، اما هر امری کم کم به انحراف کشیده میشود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود . در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس اماره به تدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغائر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف میکنند . در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود ، لکن در هر سال چیزی به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود . البته باید عاقلانه باشد که مساءله حادی پیش نیاید .
در مسائل ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تاثیر میکند . من در زمان اختناق رضاخانی وقتی در مدرسه فیضیه صبحت میکردم ، آنگاه که از جهنم و عذاب الهی بحث میکردم همه خشکشان میزد ، ولی وقتی از رحمت حرف میزدم میدیدم که دلها نرم میشود و اشکها سرازیر میگردد و این تاثیر رحمت است . با ملایمت انسان بهتر میتواند مسائل را حل کند تا شدت .
و مجلس باب مباحثه است . و باید مثل مباحثه طلبهها باشد که با هم دوست هستند و با یکدیگر بحث و گفتگو میکنند ولی معلوم است که مباحثه هست . [۲۸۹].
فصل چهارم : رسالت سفرا و سفارتخانهها
محیط سفارتخانهها باید اسلامی باشد
اما قضیه وزارت خارجه ، این وزارتخانه از سایر وزارتخانهها حساسیت بیشتری دارد برای اینکه سروکارش با تمام ممالک دنیاست . خدمت کردن شما مسلم است برای اینکه کشور خودتان است . قبلا کشوری بوده است وابسته به غرب و شرق و تحت ستم و آسیب خارجیها و دارای تبلیغات شاهنشاهی . در چنین کشوری معلوم است که کار وزارت امور خارجه اش چه مشکل و سنگین است ، ولی همت مردان مصمم هر کار مشکلی را آسان میکند و بعد انجام میدهند . شما که برای رضای خدا خدمت میکنید سعی کنید در مقابل تمامی مشکلات بایستید و مبارزه کنید . امروز هم که در جمهوری اسلامی همه با هم هستند و دولت و مردم با هم دوست هستند ، حل مشکلات آسان تر است . با گرمی با مشکلات مواجه شوید و مبارزه کنید تا حل شود . سفارتخانهها را در خارج به صورتی دنبال کنید که هرکس آنجا برود ببیند در محیط اسلامی و اخلاقی وارد شده است . من از آقای ولایتی و سایر آقایان که وقت شان را برای آمال اسلامی انسانی صرف میکنند تشکر میکنم . در مورد تبلیغات وزارت خارجه باید بدانید که تبلیغات در راس امور است و هر روز باید حجمش زیادتر گردد . امروز که ما مقابل تمام دنیا ایستادهایم ، لااقل باید تبلیغات خودمان سالم باشد و تبلیغات صحیحی داشته باشیم . امیدوارم همه سالم باشید و وزارتخانه را به صورتی که برای اسلام و کشور مفید باشد . بسازید میدانم که در فکر حل مسائل هستید . انشاءالله مشکلات را حل می نمائید . [۲۹۰].
در سفارتخانهها نسبت به سابق باید تغییر اساسی داده شود
باید این را غنیمت بشماریم که حالا که کار دست خود ملت افتاده و خود ملت است که دارد زمام امور را به دست گرفته است ما غنیمت بشماریم و کار کنیم برای اسلام ، برای ملت مان کار کنیم . کار برای شما این است که شما نمیدانم حالا آنوقت ، وضع سفارتخانههای آنوقت را اصلا نه ، لابد ندیدید ، نرفتید آنجا ، سفارتخانه کسی نمیرفت ، اما خوب وضع را اطلاع دارند مثلا ایشان اطلاع دارند که وضع آنوقت چی بوده . باید وضع بکلی تغییر کند ، تغییر هم کرده است ، اما تغییر اساسی باشد که یک سنتی بشود به واسطه شما برای آیندهها ، کسی که یک سنت خوبی را بگذارد ، در اجرش تا آخر شریک است به حسب روایات ما یک وضعی در آنجا درست کنید که کسانی که میآیند و سفارتخانه را میبینند متوجه بشوند که این سفارتخانه با سایر سفارتخانهها فرق دارد . حتی با سفارتخانههای دول اسلامی فرق دارد . این سفارتخانه با سفارتهای سابق اصلا طرف نسبت نیست ، یک جور دیگری است اگر شما موفق بشوید به این معنا که وضع را جوری کنید که به ارث برده بشود برای آتیه ، ما مسؤ ول حالا که نیستیم ، ما مسؤ ول همیشه هستیم . ما الان که مجال دست مان آمده است مسؤ ولیت مان برای دورههای بعد است ، نه اینکه فقط - ما حالا - هر چه شد بعد ، بعدها هر چه شد بشود ، ما تا زندهایم بشود ، هر چه میخواهد بعد بشود . اینجور نیست . ما مسؤ ولیم که این سفارت ، شماها آقایان این سفارتخانهها را به جوری درست بکنید که وقتی دست یک سفارت دیگری افتاد نتواند اصلا تغییرش بدهد به این زودیها و همه جهاتش ، هر جهتی که در آنوقت بوده عکسش را بکنید ، آنوقت من میدانم جهت صحیح نبوده در کار ، جهت سالم نبوده یا بست و بندهایی بوده است که سیاسیها میکنند غالبا برای استفادههای شخصی یا استفادههای دیگری ، غیرمشروع ، حالا باید وقتی که میآیند میبینند ببینند که در یک محیطی وارد شدهاند که این محیط اسلام است ، این محیط ملت اسلام است و نمیتوانند در اینجا یک کاری بکنند بر خلاف اینکه در سابق یک - سفارت - سفیری وارد میشد ایران و این اشخاصی که برای ملت مثل گرگ به جان ملت افتاده بودند در مقابل آنها مثل روباه بودند ، این برای این بود که به مردم اتکا نداشتند . اینها اتکائشان به یک نقطه بود که مثلا یا شاه بود که شاه هم دست نشانده آنها بود یا نخست وزیر بود که همین طور بود یا صدراعظم بود که اینطور بود . اینها اتکائشان به آنها بود . از این جهت وقتی یک سفیری وارد میشد به ایران سفیر انگلیس آنوقتها و حتی خوب ، این را در چیز نقل میکنند که وقتی پاشد صدراعظم را زد به دیوار و مشت تو کله اش زد که تو این کار را چرا نمیکنی . این یک سفیر این کار را کرد . خوب ، حالا میدانید که سفیرش که نمیتواند ، رئیس جمهوری یک کشور دیگری هم که بیاید ، از انگلستان هم بیاید نمیتواند ، سلطان انگلستان هم بیاید نمیتواند اینجا یعنی نمیتواند با یک نفر اشخاص عادی اینجا اینطور رفتار بکند . این برای این است که اتکاء شما به یک شخص نیست ، شما ملت اید ، خودتان ملت اید ، اتکاء به ملت است . وقتی اتکاء به ملت شد دیگر انسان نمیترسد از اینکه حالا این اگر من این کار را بکنم این فرض کنید سفیر به وزارتخانه میگوید که من را تاءدیب کنند . این خودش هم که نمیتواند . این حالا اینطوری شده است . [۲۹۱].
در خارج که هستید وضعتان را جوری قرار بدهید که تحت تاءثیر آنها واقع نشوید
شما این را باید غنیمت بدارید و ما هم غنیمت ، برای اینکه حفظ کنیم این سنت الهی را که به دست ما دادند ما برای آتیه درست بکنیم . حالایش را من خاطر جمعم که خوب است انشاءالله البته همچو نیست که صددرصد ، اما شماها درصدد برآیید که صددرصد خوب باشد ، لکن مهم آتیه است . مهم این است که حکومت در ایران جوری باشد که وقتی منتقل شد به چیز ، نتوانند به این زودی تغییرش بدهند . ملت آنطور حاضر است ، حکومت باید خودش طوری درست بکند که وقتی که منتقل شد به نسل آتیه نتواند بر خلاف رفتار بکند . رئیس جمهور جوری رفتار کند که وقتی یک کس دیگر رئیس جمهورشان شد نتواند که خلاف بکند ، و همین طور سایرین . مجلس یک کاری بکند که وقتی مجلس دیگری تحقق پیدا کرد نتواند رویه اش را تغییر بدهد . این یک تکلیفی است الان برای ما . شماها الان مکلف هستید به اینکه در هر جا هستید تمام جهات اخلاقی و اعتقادی و عرض بکنم سیاسی و همه جهات اجتماعی را و همه این چیزهایی که محول به شما هست اینها را جوری درست بکنید که وقتی منتقل شد به یک نفر دیگری ولو بد باشد خودش را مجبور باشد که خوب نمایش بدهد . همانطوری که سابق اگر یک کسی خوب هم بود نمیتوانست خوبی اش را نشان بدهد برای اینکه محیط یک محیط ، جو را جوری درست کرده بودند که یک نفر آدم هم که میخواست متدین باشد نمیتوانست عرضه کند تدینش را . شما محیط را باید جوری بکنید که اگر خدای نخواسته یک کس بدی هم سفیر شد ، کاردار شد ، نمیدانم چه شد ، نتواند به این زودیها اظهار کند که من آنجور نیستم . وضعش را وضعی قرار بدهد که مثل شماها باشد و این مساءلهای است که ما باید دنبال این باشیم که آتیه را در نظر بگیریم ، نه حالا را ما آتیه داریم ، اسلام آتیه دارد ، مملکت شما آتیه دارد و همه گرگها هم در اطراف هستند که یک چیزی بشود بلکه دوباره از سر بگیرند و این الان به عهده همه ماست که نگذاریم این پیش بیاید ، که یک قضیهای پیش بیاید که به هم بخورد . اوضاع نه ، همه چیز سر جای خودش باشد ، هر که هم بمیرد ، هر که هم از بین برود ، هر چی هم سر جای خودش باشد این را باید حفظش بکنید و این مطلبی است که به نظر من مهم است برای هم برای وزارتخانهها ، هم برای سفرا ، هم برای همه و شما هم که در خارج هستید البته یک قدری تکلیف تان مشکل تر از اینجاست . خوب ، شما هر کدام هستید ، در خارج که هستید ، در بلاد اسلامی که هستید خوب ، وضع آنها . یک وضعی است که با ما خیلی چیز نیست ، امیدواریم که درست بشود آنها هم باید آنجاها شما وضع تان را جوری قرار بدهید که تحت تاثیر آنها واقع نشوید ، هر که میآید آنها تحت تاثیر شما واقع بشوند ، نه شما تحت تاثیر آنها یعنی کسی که وارد اینجا میشود وقتی یک چیزی توی ذهنش بیاید که تاثیر کند در قلبش اینکه وضع خوب است اینطوری باشد ، نه آنطوری باشد . خوب است که نویسندههای اینجا اینجوری باشند ، محررین اینجا اینجوری باشند عرض میکنم مستخدمین اینطوری باشند و رؤ سا اینطوری باشند ، اینطور به نظرشان بیاید که این وضع بهتر از آن وضع است که آنها دارند . اگر اینطور شد کم کم انشاءالله نفوذ هم میکنید به آنها و انقلاب تان هم صادر میشود . ما هم میخواهیم صادر به همین معنا بشود . ما میخواهیم سفرایمان در آنجا جوری عمل بکنند که سفرای آنجا ، دولت آنجاست تحت تاثیر واقع بشود . و دولت مان کاری بکند که دولتهای دیگر تحت تاثیر واقع بشوند و ملت مان کاری بکند که ملتهای دیگر تحت تاثیر واقع بشوند . و من امیدوارم که چون برای خدا شما ، امیدوارم که برای خدا کار بکنید ، این کار به دست شماها واقع بشود و به دست شما یک سنتی قرار داده بشود که شما شریک باشید در حسنات اشخاصی که بعدها میآیند و این مساءله مهمی است که ما خودمان زیر خاک باشیم و کسان دیگر کار بکنند ، حسناتش را پای ما بنویسند . این اگر شما یک سنت صحیحی بجا بگذارید وضع اینطوری خواهد شد . [۲۹۲].
روشهای گذشته در سفارتخانهها ، باید تغییر کند
من سلامت همه آقایانی که از خارج به کشور خودتان آمدید ، چه اعضای سفارتخانهها و سفرا و چه دانشجویان عزیز خارج کشور ، از خدای تبارک و تعالی خواستارم . من گمان میکنم که تکلیف شما آقایان که در خارج هستید و در سفارتخانههای اسلامی ایران در بیرون از کشور هستید و همین طور جوانان عزیز ما که در خارج کشور هستند ، مشکل تر است تکلیفتان از ما که در داخل هستیم . برای اینکه ملت ما وضع اسلام و جهات اسلامی را میدانند و اگر فرض کنید یک گروهی یا یک شخصی بر خلاف اسلام رفتار کند ، آنها آن شخص را ، آن گروه را محکوم میکنند ، و اما شما در محیطهائی هستید که آن محیطها مثل غرب ، مثل جاهائی که ملتها اسلامی نیستند یا اگر اسلامی باشند توجه به مسائل ، باز آنطور که باید پیدا نکردند ، اگر چنانچه شما شخصا یا سفارتخانه هایتان وضعش یک وضعی باشد که با اسلام درست جور نیاید ، در آنجا خواهند گفت که اسلام همین است . اگر بنا باشد که سفارتخانههای ما در خارج از کشور به همان وضع طاغوتی یا نزدیک به وضع طاغوتی باشند ، معنایش این است که باز اسلام در سفارتخانهها نرفته است . مع الاسف تا آنجا که به من در طول این مدت اطلاع دادن ( که اخیرا را درست نمیدانم ) سفارتخانههای ما ، سفارتخانههای اسلامی که باید باشد نیست ، چه در مکانها و چه در کیفیت مستخدمینی که آنجا هستند و خصوصا مستخدمین زن و چه در سایر جهاتی که هست ، باز احساس درست نشده است که جمهوری اسلامی یعنی چه . [۲۹۳].
جوری رفتار کنید که طاغوت در شما طمع نکند
بعض از سفرائی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دربار سلاطین بزرگ آنوقت فرستاده بودند اینها وقتی وارد شدند با شمشیر خودشان آن پارچهای که حریر بود زدند کنار . این شکستن آن دماغ فرعونی سلاطین آن زمان بود . مطلب به نظر ساده میآید لکن مساءله این طور نیست . اینها که رفتند ، یک اعراب سادهای بودند ، متعهد به اسلام بودند ، از اول خواستند بفهمانند که وضع ما چی است و ما برخوردار از چه مکتبی هستیم و اینطور جلال و جمال و دستگاه به ما تاثیری نمیکند . بسیاری هستند که وقتی که یک شخصیت خیلی به نظر خودشان عالی را دیدند ، دست و پایشان را گم میکردند و میکنند . خصوصا در زمان قدرتهای بزرگ و در این نیم قرنی که ما مبتلا بودیم ، جلوی او هم همین طور . یک حکومت وقتی که میآمد در یک محلی ، این حکومت مثل یک شاه با مردم عمل میکرد ، مردم را هیچ به حساب نمیآورد و من خودم شاهد این معنا بودم که یک حاکمی که برای گلپایگان آمده بود و خمین هم آنوقت جزء گلپایگان بود ، این در حضور تجاری که آمده بودند برای آنجا ملاقاتش ، آن بزرگتر فرد تاجر را گفت ببرید ببندید به چوب . من شاهد بودم که بچه بودم شاهد بودم که یک نفر مرد متدین محترمی که در بازار رئیس تجار بود ، این شخص فاسد اینطور با او عمل کرد که در حضور جمع پایش را بستند به فلک و چوب زدند . به او این کارها را میکردند و همین طور گاهی این کار را میکردند که وقتی که یک محترمی میرفت ، یک عالمی مثلا میرفت ملاقات میکرد با آنها ، در حضور آن عالم یک بیچاره دیگری را میآوردند به چوب میبستند برای اینکه بفهمانند تو باید اطاعت بکنی . و از آنوقت یک همچو وضعی بود و از این بدتر . این عملی که سفیر یا سفرای حضرت رسول انجام دادند ، یک عمل ساده بزرگی بود . از اول ، شخصیت آن فرعون را از اول شکستند . مرحوم مدرس هم این عادت را داشت توی حیاطش یک فرشی انداخته بود و آنجا مینشست ، قلیان هم وقتی میخواست ، پا میشد خودش شروع میکرد درست کردن ، در این خلال فرمانفرما وارد میشد . فرمانفرمای آنوقت را شما شاید نمیدانید چه مساءلهای بود ایشان میگفت که ، قلیان را دستش میداد میگفت که شما آبش را بریز تا من آتشش را درست کنم . فرمانفرما شکست میخورد ، تحت تاثیر همچو واقع میشد که مدرس به او گفت و تو آب قلیان را بریز وادارش میکرد که آب قلیان را بریزد و من خودم آتش را درست میکنم تا قلیان درست بشود . این برای این بود که برخورد با این مغزهای فاسد گاهی باید طوری باشد که از اول طمع نکنند به آن طرف ، اگر چنانچه با تواضع و خضوع و آنطوری که آن وقتها متداول بود رفتار میکردند ، او طمع میکرد که اگر چنانچه مطلبی دارد تحمیل کند ، اما وقتی برخورد یک برخورد اینطوری بود ، ساده و لکن کوبنده ، دیگر نمیتوانست به او تحمیل کند مطلبی را . شما در خارج که هستید برخورد دارید با سفرای آنجا ، با وزرای خارجه آنجا ، با همه اینها برخورد دارید ، اگر بنا باشد که شما وقتی که میخواهید در وزارت خارجه بروید خودتان را گم کنید ، خیال کنید که حالا در یک محضر کذا ، وزیر خارجه امریکا ، وزیر خارجه شوروی ، لکن باید شما توجه داشته باشید که شما سفیر مملکت اسلامی هستید که از همه این قدرتها ، قدرتش بالاتر است و از همه این شریفها ( اگر آنها شرافتی داشته باشند ) شرافتش بالاتر است و شما باید حیثیت خودتان را از اول حفظ کنید واز مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با عمل خودتان در آنجا ، سلوکتان با کارمندان با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنید که با همین عمل به تدریج انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید . مسائل اخلاقی ، یک مسائلی است که وقتی که یک کسی مقید به آن بود و دنبالش بود ، این سرایت میکند ، و مردم به حسب طبیعتشان ، به حسب فطرتشان فطرتها سالم است منتها تربیتها ضایع میکند فطرتها را . [۲۹۴].
داشتن نشریه برای سفارتخانهها ضروری است
شما باید با خیال کنید خودتان که در یک مملکتی وارد شدید و میخواهید این مملکت را مثل مملکت خودتان تربیت کنید و میخواهید اسلام را در آنجا هم صادر کنید . صدور اسلام به این است که اخلاق اسلامی ، آداب اسلامی ، اعمال اسلامی ، آنجا طوری باشد که مردم توجه به آن بکنند و از امور مهمه داشتن یک نشریه در هر سفارتخانه هست ، نشریه ، نه مثل نشریههای زمان طاغوت . نشریه ، یک نشریه اخلاقی اسلامی و در آن درج بشود مسائلی که در ایران گذشته است . شما میبینید که الان در همه جای دنیا تقریبا به ضد جمهوری اسلامی تبلیغات میشود . تبلیغات همه جانبه ، چه دستگاههای تبلیغات غرب با همه وابستگان و چه دستگاه تبلیغات شرق با همه وابستگانشان ، این برای این است که اینها از جمهوری اسلامی وحشت زده شدهاند ، علاوه بر اینکه منافعشان در خود ایران از دست رفته است و انشاءالله تا ابد از دست خواهد رفت . علاوه بر این ، خوف این را دارند که این مطلب سرایت کند و این نهضت و انقلاب سرایت کند به خارج و صادر بشود در مملکتهای دیگری و آنها هم بعد از فهم این معنا که اسلام باید در آن محل باشد ، اسلام وضعش چطور است ، این را هم میترسند که نبادا آنجا هم مثل ایران بشود و آن دستگاههای طاغوتی شان کم کم رو به زوال باشد و انشاءالله هست رو به زوال . [۲۹۵].
به جای مهمانیهای طاغوت مخارج را صرف تبلیغات کنید
شما باید ، شما باید به هر سفارتخانهای که دارید ، به جای آن خرجهای طاغوتی که در آنوقت میشد ، آن مهمانیهای طاغوتی که همه اش بر خلاف اخلاق اسلامی بود و آن خرجهای دیگری که خود شما هم میدانید که در آنجاها میشد ، آن مخارج را صرف تبلیغات بکنید و به دنیا بفهمانید که اسلام چطور است و مملکت ما چه وضعی دارد . در مقابل همه تبلیغاتی که میشود ، از هر جور تبلیغی که میشود ، جواب بدهید و آشنا کنید ممالک دیگر را ، کشورهای دیگر را به آن چیزی که در ایران هست و آنطوری که در ایران میگذرد . آشنا کنید مردم را به اسلام و به نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی . [۲۹۶].
با عملتان بناها و بنیادهای طاغوتی را تحقیر کنید
خوف اینکه ما اگر ساده رفتار کنیم آنها با آن ، سفارتخانههای آنها با آن وضعی که دارد ، ما در نظر آنها تحقیر میشویم ، این خوف را در خودتان راه ندهید ، بلکه شما با عملتان تحقیر کنید آنطور بناها و بنیادهای ظلم و طاغوتی را . شما گمان نکنید که اگر چنانچه به طور ساده عمل بکنید و سفارتخانه شما یک امر ، یک جای سادهای باشد ، یک مرکزی باشد که از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر بشود ، شما تحقیر خواهید شد . خیر ، این حرف ، حرف غربزده هاست که خیال میکنند که ما اگر مثل غرب نباشیم ، ما تحقیر میشویم ما الان بنا داریم که مثل غرب نباشیم و بنا داریم وابسته نباشیم و بنا داریم مستقل باشیم و آزاد باشیم و الان میبینید که آنهائی که ، ملتهایی که تحت تاثیر تبلیغات امریکا و شوروی و سایر اذناب آنها واقع نشدند ، همه آنها به نظر اعجاب و عظمت به شما نگاه میکنند . [۲۹۷].
موظفید که عقلا و شرعا به اینکه سفارتخانههاتان هر چه ساده تر باشد
عظمت انسان به لباس و کلاه و اتومبیل و - نمیدانم - پارک و امثال ذلک نیست . انسان یک حقیقتی است که آن حقیقت اگر بروز بکند شرافتمند است ، عظمت دارد . شما میبینید که بزرگترین افراد بشر انبیا بودند و سادهترین از همه هم آنها بودند . در عین حالی که بزرگتر از همه بودند و همه آنها را به بزرگی میشناختند در عین حال سادهترین افراد بودند در وضع زندگیشان تمام انبیا اینطور بودند و تاریخ همه آنها را نشان میدهد که با وضع بسیار سادهای عمل میکردند . در صدر اسلام آن امر بسیار روشن است که چه جور وضع داشتند ، حکومتها چه وضعی داشتند و امرای ارتش چه وضعی داشتند و خود اشخاصی که در راس بودند با مردم چه وضعی داشتند . در عین حالی که وضع شان آنطور بود که وقتی یک کسی از خارج میآمد در مسجد رسول الله و این افراد نشسته بودند ، نمیشناخت که کدام یکی اینها رسول الله هستند ، سوال میکرد که کدام یکی هستید ؟ برای اینکه نه بالایی بود ، نه پائینی بود ، دور مینشستند . اگر حصیری هم بود یا بوریائی بود من نمیدانم لکن این فرشهایی که شما خیال کنید ، حتی این فرشی که شما زیرتان انداختید نبوده است . آنوقت دور هم مینشستند ولیکن عظمت شان ، عظمتی بود که دنیا را تحت تاثیر قرار داد . عظمت انسان به روحیت روح انسان است . عظمت انسان به اخلاق و رفتار و کردار انسان است ، نه به اینکه اتومبیلش سیستم کذا باشد ، نه به اینکه گارد داشته باشد ، نه به اینکه خدمه داشته باشد . اینها عظمت انسان نیست ، اینها انسان را منحط میکند از آن مقامی که دارد .
شما آقایانی که در سفارتخانهها هستید موظفید عقلا و شرعا به اینکه هر چه ساده تر ، سفارتخانههاتان هر چه ساده تر باشد و کیفیت معاشرتتان با آن اشخاصی که کارمند هستند در آنجا و به اصطلاح شما زیر دست گفته میشوند ، برادرانه باشد و در عین حالی که آنها باید از شما بپذیرند مطالبی که می گوئید ، لکن برادرانه باید باشد و همین طور وضع مهمانی هایتان ، وضع گذران خودتان ، وضع کسانی که در آنجا کار میکنند آنها باید - یک وضع - متحول بشود به یک وضع اسلامی که هر کس میآید در آنجا اسلام را در آنجا عملا ببیند . [۲۹۸].
ما بوسیله عمل میتوانیم انقلاب را صادر کنیم نه زور و سرنیزه
ما هر چه فریاد بزنیم که ما اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی هستیم ، لکن وقتی ببینند ما را که در عمل غیر او هستیم ، از ما دیگر باور نمیکنند . وقتی میتوانند باور کنند از ما که مائی که می گوئیم جمهوری اسلامی هستیم ، عملمان هم آنطور باشد ، عمل طاغوتی نباشد و قول ، قول اسلامی ، عمل اسلامی باشد و خود رفتار ، اسلامی باشد ، گفتار اسلامی باشد تا صادر بشود این جمهوری اسلامی در سایر کشورها . صدور با سرنیزه صدور نیست ، صدور با زور صدور نیست ، صدور آنوقتی است که اسلام ، حقایق اسلام ، اخلاق اسلامی ، اخلاق انسانی در اینجاها رشد پیدا بکند و شما موظف به این معنا هستید و باید این کار را انجام بدهید که هم در عمل و هم در نوشته هائی که در آنجا منتشر میکنید باید بکنید و مجله داشته باشید و آن مجله یک مجلهای باشد که هم در عکسهایی که در آن هست و هم در مسائلی که در آنجا طرح میشود همه اش موافق باشد . با جمهوری اسلامی تا به واسطه تبلیغات اسلام نفوذ کند در آنجا ، و این را بدانید که اگر چنانچه شما تبلیغات بکنید و همین طور دانشجوهای عزیز ما در آنجا کوشش کنند در اینکه در هر جا که هستند و با هر طایفهای که برخورد میکنند مسائل ایران را ، مسائل اسلامی ایران را در آنجا طرح بکنند و آن چیزهائی که در مجلات خارج ، در روزنامههای خارج در هر جا نوشته میشود ، آنها را یکی یکی برای آنها تحلیل کنند و دروغ آن چیزها را بر آنها ثابت بکنند .
عمده مساءله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما میخواهیم جمهوری مان اسلامی باشد . باید همانطوری که با زبان می گوئیم ، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما میخواهیم اسلام باشد . ( ما میخواهیم اسلام باشد ) دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند . انسان ، اول از خودش شروع کند ببیند خودش چه اعوجاجاتی دارد . هر انسان لامحاله در خودش نقصهایی میبیند ، کم است کسی که نقص نبیند در خودش و اگر کسی نقص در خودش نمیبیند ، این خودش یک نقصی است که دارد . انسان باید تربیت بشود ، باید به تزکیه تربیت بشود و انسان از خودش باید شروع بکند ، از خانواده خودش باید شروع کند . و شما از خودتان ، خانواده هایتان ، خودتان همه شروع کنید تا به خارج برسد . دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بکنند که رفتار خودشان ، کردار خودشان ، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامی و اخلاقی باشد تا اینکه اگر مردم را دعوت کردید به اسلام و باید هم دعوت بکنید ، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد . خودتان یک وضعی نداشته باشید که وقتی بگوئید ، مسخره کنند که آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه میکند . [۲۹۹].
وظیفه شما در معرفی اسلام بیشتر از ماست که در داخلیم
در هر صورت من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را میخواهم و همه ملت ما موظفند به اینکه رفتارشان یک رفتاری باشد که با همین رفتار اسلام را نمایش بدهند به خارج و اگر چنانچه رفتاری باشد ولو در بعضی از جاهایی که بعضی از اشخاص نفوذ کردند در آنجا ، رفتار طوری باشد که این رفتار ، مخالف با موازین اسلامی باشد این اسباب این میشود که دست دشمنهای ما یک بهانه بدهد و ما را و جمهوری ما را با تمام قوا بکوبند . هم جوانان خارجی ما و هم شما سفرا و کارمندانی که در سفارتخانهها هستید ، همه شما ، همه انجمنهای اسلامی که در خارج هست و همه افراد - این - مسلم و همین طور ایرانی و غیر ایرانی که در خارج هست ، این معنا برای آنها بیشتر وظیفه است از ما که در داخل هستیم ، همه وظیفه داریم و لکن وظیفه شما سنگین تر است ، بیشتر است و باید با خواست خدا انشاءالله موفق بشوید که اسلام را در همه جا معرفی کنید و پس از معرفی نفوس سالم که اکثر مردم هستند ، پذیرش میکنند ، پذیرش که کردند کم کم عمل میکنند ، کم کم این انقلاب صدور پیدا میکند به خارج . خداوند همه شما را انشاءالله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم تا انشاءالله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم که اسلام را در همه جا تقویت کنیم و از مروجین اسلام باشیم و از جنود خدای تبارک و تعالی باشیم تا انشاءالله به سعادت و سلامت ، هم مملکت خودمان و هم سایر ممالکی که در اسلام هستند و همین طور مستضعفین جهان انشاءالله همه موفق و موید باشید . [۳۰۰].
وزارت خارجه میتواند با اسلامی شدنش موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد
از اینکه اینجا تشریف آوردهاید تا با هم درد دل کنیم ، تشکر میکنم . شما میدانید که وزارت خارجه تنها وزارتخانهای است که با اسلامی شدنش بیشتر از سایر وزارتخانهها میتواند موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد ، و بعکس ، صدماتی که به این کشور ممکن است وارد آید و در سابق از ناحیه سفارتخانههای خارجی در اینجا و سفارتخانههای ما در خارج ، بر کشور وارد شده ، بیشتر از دیگران است چون وزارت خارجه با همه دنیا و با افکار و ایدههای مختلف و برنامههای گوناگون روابط دارد و من میدانم که برای اصلاح آن و سایر وزارتخانهها و همه ارگانهای دولتی و امثال آن ، وقت لازم است . لکن وقتی بنابراین شد که ما باید خودمان باشیم و وابسته به غیر نباشیم و خودمان حیثیت خودمان را حفظ کنیم و این احساس در ما پیدا شد ، همین امر انشاءالله منتهی میشود که همه چیز ما اصلاح بشود و اگر شما در این راه مستقیم که راه اسلام است و روزی چند مرتبه هم در نماز از خدا میخواهید که اهدنا الصراط المستقیم[۳۰۱] یعنی ما را به صراط مستقیم هدایت کن ، وارد بشوید ، مسلم به آخر هم خواهید رسید . عمده این است که انسان در آن راهی که باید سیر بکند وارد بشود که پیدا کردن راه ، مشکل ولی بعد از پیدا کردن ، پیمودن آن آسان است . همانند کسی که در بیابان گم شده و مرتب به این طرف و آن طرف میزند و با این وضع شاید هیچ گاه به مقصد نرسد اما وقتی که در راه مستقیم قرار گرفت به مقصد هم میرسد ، چه سیرهای معنوی باشد و چه سیرهای مادی .
اما در جهت معنویت و بعد از اینکه دولتی اسلامی شد و مردم احساس کردند که ما میخواهیم اصلاح بشویم ، در این صورت است که همه کارها به معنویات بستگی دارد . همین کاری که شما در وزارت خارجه و سفرا در خارج میکنند ، اگر در راه مستقیم اسلامی باشد ، سیر الی الله است .
در سیر الهی لازم نیست که انسان در یک گوشهای بنشیند و بگوید من میخواهم سیر الی الله داشته باشم خیر ، سیر الی الله همان سیره و روش انبیا و خصوصا پیغمبر اسلام و ائمه معصومین است که در عین حالی که در جنگ وارد میشدند و میکشتند و کشته میدادند و حکومت میکردند ، همه چیز سیر الی الله بود . اینطور نبود که آن روزی که حضرت امیر مشغول است ، سیر الی الله نباشد و فقط در هنگامی که نماز میخواند سیر الی الله باشد ، هر دویش سیر الی الله بود . لذا پیغمبر میفرماید ضربت علی در روز خندق افضل از عبادت ثقلین است .
وقتی که ما میخواهیم جهات معنوی را بکنیم در مادیات و مادیات را به طرف معنویات بیاوریم ، این سیر الی الله است البته کار مشکلی است ، ولی اینطور نیست که نشود . وقتی که انسان وارد عمل شد موفق میشود .
در همین قضیه پیروزی ملت بر رژیم منحط سابق ، تصور این معنا که ملتی که هیچ چیزی در دستش نیست و رژیم همه چیز دارد ، چگونه پیروز میشود ، مشکل بود آنهایی که این تصور در آنها قوی بود ، سفارش میکردند که وارد نشوید ، لکن وقتی که ملت بنا گذاشت که کاری بکند و در میدان وارد بشود ، به آخر رسید و کاری کرد که ما نمیتوانیم درست حجمش را توجه کنیم و هر قدمی که ما و شما برداشتیم ، خداوند به یک قدم دیگر ما را هدایت فرمود چراغ را خود خدای تبارک و تعالی جلو گرفته و تاریکها را روشن کرد و هیچ وقت نگذاشت که ملت سست شود این برای آن بود که ملت راهش را پیدا کرد و به صراط مستقیم رسید . [۳۰۲].
سعی شود در سفارتخانهها تصرف و سلطه بیگانگان نباشد
بحمدالله ایران راهش را پیدا کرده است و من امیدوارم هر روز هم محکم تر باشد و به راه خود ادامه بدهد . امیدوارم سفارتخانهها هم در صراط مستقیم انسانیت سیر بکنند و سعی شود که سفارتخانهها تحت سلطه دیگران نباشند . و تصرفاتی در آنها از ناحیه دیگران نباشد هر قدمی که برمی دارند به فکر این باشند که آیا رو به وابستگی میرویم ، یا به طرف رهایی و آزادی و رابطه با کشورهای خارجی که نمیخواهند ما را ببلعند باید باشد . به آنها که میخواهند از طریق روابط ما را وابسته بکنند ، هیچ لزومی ندارد و باید با احتیاط با آنها برخورد شود . ما باید به سمتی حرکت کنیم که میخواهیم با کفایت خودمان خودکفا باشیم نه گندم از خارج بیاوریم و نه خوردنی و پوشاک و سایر وسایل دیگر که بعضی از این امور ، دراز مدت و بعضی در کوتاه مدت باید انجام بگیرد . [۳۰۳].
مسؤ ولیت وزارت خارجه به مناسبت سر و کار داشتن با خارج بسیار سنگین است
از اولی که جمهوری اسلامی تشکیل شد ، من دربارهٔ سفارتخانهها و سفرای این نظام ، به وزرای امور خارجه هر دولتی که روی کار میآمد تذکر میدادم و تاکید میکردم که نمایندگان جمهوری اسلامی در خارج از کشور باید با نظام اسلامی کاملا تطبیق کنند . اگر افراد و وضع سفارتخانه و کیفیت اداره و برخوردها از سفارتخانهها با جمهوری اسلامی مطابقت نداشته باشد ، نبود سفارتخانه بهتر از بود آن است . اگر سفارتخانههای ما مثل سفارتخانههای زمان محمدرضا باشد دیگر چه توقعی است از اینکه قلمها و زبانها چیزی نگویند و ننویسند . آنها چیزهائی را که نیست جعل میکنند ، اگر خدای نخواسته باشد چه ؟ لذا وظیفه اسلامی و ملی شما و ماست تا حیثیت اسلام و کشورمان را حفظ کنیم شما که خارج میروید سعی کنید تا اشخاصی را برگزینید که انحراف نداشته باشند و اگر نمیتوانید یکمرتبه اصلاح کنید ، در فکر اصلاح تدریجی باشید همه میدانید که مسؤ ولیت وزارت خارجه به مناسبت سرو کار داشتنش با خارج بسیار سنگین است ، لذا سعی کنید به هر مقداری که امکان دارد سفارتخانه هایتان را در مسیر رشد و ترقی و تعالی اسلامی قرار دهید و سعی کنید نشریهای داشته باشید تا مسائلتان را بیان کنید و به دروغهای رادیوها و روزنامهها تا آنجا که میسر است ، جواب دهید . [۳۰۴].
سفارتخانهها آبروی کشور اسلامی ما هستند
البته مساءله سفارتخانهها کار مهمی است . سفارتخانهها از اول که جمهوری اسلامی بپا شد من از آن روز اول به وزرای خارجه که شدند یکی بعد از دیگری این مطلب را هی گفتهام این سفارتخانهها باید تصفیه بشود ، باید درست بشود ، آنها . کسانی که رفتهاند و دیدند و آمدند ، آنها میگویند که اینها همان بساط سابق را دارند . چند وقت پیش از این یکی آمده بود گفته بود همان بساط سابق را دارند گاهی فرق مختصری کرده . این سفارتخانهها آبروی کشور اسلامی ماست ، اگر آنجا بد باشد ، مردم آنها را ، آن مردم خارج آنها را نگاه میکنند . وقتی دیدند که یک سفارتخانهای در وفق دولت اسلامی نیست ، بر وفق اسلام نیست ، وضعش همان وضع طاغوتی است از آن قیاس میکنند که خوب داخل هم همین است فرق نمیکند . یکی از مهمات این است که البته با آقای وزیر خارجه است که این کارها را انجام بدهند و جدیت کنند در این امر . [۳۰۵].
امیدوارم بتوانید چهره اسلام را آنگونه که هست نشان دهید
امیدوارم شما بتوانید چهره اسلام را آنگونه که هست نشان دهید . امروز دولتها میخواهند ایران را به صورت زنندهای به دنیا معرفی کنند . رسانههای گروهی و سازمانهای آنچنانی وقتی پیروزی ایران و اسلام را میبینند و یا وقتی میفهمند که عراق آنهمه ظلم به ما کرده است ، به دروغ مساءله نقض حقوق بشر در ایران را عنوان میکنند و ادعا میکنند که بهاییها در ایران هیچ آزادی ندارند و آنها به خاطر بهائی گری زندانند . حتی میگویند زنان آبستن را در خیابانها میکشند . آنها هر چه میخواهند بگویند ، ولی شما بدانید مردم محروم دنیا یعنی آنهائی که وابسته به دولتها نیستند با ما هستند و بالاخره اسلام راه خودش را باز نموده و چهره اش را به همه نشان میدهد . ما هم باید هر کداممان به اندازه قدرتمان سعی کنیم تا در راه تحقق اسلام قدم برداریم . امیدوارم همه خصوصا وزارت ارشاد بیشتر از دیگران زحمت بکشند تا همه را ارشاد نمایند . انشاءالله موفق شوید تا به این کشوری که از حیث فرهنگی هم عقب افتاده بود و هیچ کس در سابق برای اصلاح و ارشاد کاری انجام نمیداد ، خدمت کنید . [۳۰۶].
باید وضع شما جوری باشد که هر کس وارد اینجا میشود یک محیط اسلامی ببیند
من امیدوارم که خداوند همه آقایان را موفق به خدمت کند . خداوند به ما منت گذاشته است که سفرا و دولت ما همه از اشخاصی هستند که درد جامعه را میفهمند ، زیرا بسیاری از آنها روحانی هستند که با مردم رابطه داشتهاند و میدانند مردم چه وضعی داشتهاند و درد آنها را ادراک میکنند . ولی سابق وضع این طور بود که افراد حکومت هیچ ارتباطی با مردم نداشتند و نمیفهمیدند که بر مردم چه میگذرد ، ولی اکنون خدا خواسته است که حکومت مستضعفین تشکیل بشود که بحمدالله تاکنون عملکرد او خوب بوده است و امیدوارم از این به بعد بهتر باشد . اما راجع به آقایان سفرا ، آن طوری که آقای وزیر امور خارجه گفتهاند ، وضع سفارتخانههای ما در خارج خوب است و ما میل داریم خوبتر بشود . سفارتخانه در هر کشوری متعلق به آن کشوری است که سفیر آن به آن جا میرود یعنی یک قطعهای است از یک کشور دیگر . وقتی مردم به سفارتخانههای ما میآیند ، باید وضع ایران را ببینند ، نه وضع آمریکا و فرانسه و سایر کشورها را . آقایان ! تحت تاثیر هیچ چیزی واقع نشوید که در سابق چه بوده است که الان آن طور نیست . ما اگر بخواهیم خودمان باشیم ، باید همه چیزمان از خودمان باشد و در آداب و رسوم ، خودمان را از غرب جدا کنیم . ما از غرب خیلی بدیها دیدهایم و چیزی که بشود گفت که خوبی آنها بوده است ، از حکومتهای غربی نبوده بلکه از اهل صنعت بوده است که البته بسیاری از آنها برای حکومتها کار میکنند . بنابراین ، باید وضع شما جوری باشد که هرکس وارد به آن جا میشود یک محیط اسلامی ببیند ، چه از حیث پرسنل و چه از جهت زندگی . [۳۰۷].
یکی از مراکز صدور انقلاب وزارت خارجه است
مساءله دیگر هم این است که ما نمیخواهیم در یک کشوری زندگی کنیم که از دنیا منعزل باشد ، ایران امروز نمیتواند این طور باشد ، بلکه کشورهای دیگر هم نمیتواند این طور باشد که در یک جا بنشینند و مرزهایشان را ببندند ، این غیر معقول است . امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است ، و یک شهر دارای محلههای مختلفی است که با هم ارتباط دارد . وقتی دنیا وضعش این طور است ما نباید منعزل باشیم . ما باید با کشورهایی که با ما هستند و ما را اذیت نمیکنند ، روابط داشته باشیم و آقایان در فکر این باشند و روابط را تحکیم کنند . البته ما با آنها که بخواهند به ما تعدی کنند ، نمیتوانیم بسازیم و از اول هم اعلام کردیم ، مگر آنها خودشان را اصلاح کنند . این معنا که گاهی اهل غرض یا جهال این حرف را میزنند که ما نباید روابط داشته باشیم ، از باب این است که یا نمیفهمند یا غرض دارند ، زیرا تا انسان جاهل یا مخالف یا اصل نظام نباشد ، نمیتواند بگوید یک نظام باید از دنیا منعزل باشد . بنابراین اگر زمزمهای میشود آنها را نباید به حساب آورد زیرا آنها غرض سیاسی دارند ، و الا آدم عاقلی که توجه به این مسائل دارد میداند آدم وضعش چه جور است . و اسلام یک نظام اجتماعی و حکومتی است و میخواهد با همه عالم روابط داشته باشد . در زمان صدر اسلام که خود رسول الله سفیر میفرستادند به اطراف ، این حرف را نمیزدند . در هر صورت ما باید روابط داشته باشیم ، آنها که غرض ندارند ، ما هم با آنها غرض نداریم ، کم کم باید روابط حسنه بشود . من امیدوارم این عمل را انجام دهید و دولت هم موفق باشد ، منتها نباید تحت سلطه خارجی باشیم ، نباید آنها دخالت در امور ما بکنند و نباید به ما خط بدهند . بنابراین ، اشخاصی که گاهی مطالبی گفتهاند و متوجه به مطالب هستند ، میخواهند جمهوری اسلامی را به هم بزنند و ما از اول گفتیم میخواهیم انقلابمان را صادر کنیم . صدور انقلاب به لشکرکشی نیست بلکه میخواهیم حرفمان را به دنیا برسانیم که یکی از آن مراکز ، وزارت امور خارجه است که باید مسائل ایران و اسلام و گرفتاریهایی که ایران از شرق و غرب داشته است ، به دنیا برساند و به دنیا بگوید که میخواهیم این گونه عمل کنیم و روابط حسنه داشته باشیم ، و الا آنهایی که میخواهند ما را به تباهی بکشند ، ما اصلا میل نداریم با آنها روابط داشته باشیم ، مگر اصلاح بشوند . [۳۰۸].
قطع رابطه با دولتها بر خلاف عقل و بر خلاف شرع است و ما باید با همه روابطداشته باشیم
و الان از قراری که من شنیدم شیطنت دیگری میکنند و آن این که ما چرا با دولتها رابطه داشته باشیم ؟ ما میرویم به سراغ ملتها و با دولتها هیچ کاری نداریم ! که این هم نقشهای است که اخیرا تعقیب میشود . ابرقدرتها و امریکا خیال میکردند که ایران به واسطه انقلابی که کرده است و میخواهد استقلال و آزادی را که یک مساءله تازه و برخلاف رویه همه حکومت هاست به دست بیاورد ، به ناچار منزوی خواهد شد ، وقتی که منزوی شد زندگی نمیتواند بکند ، که دیدند نشد و ایران روابطش با خارجیها زیادتر گردید . حالا به این مطلب افتادند که ما چکار داریم به دولتها ، اینها همه ظالم و کذا هستند و ما باید با ملتها روابط داشته باشیم . که این هم نقشه تازه و مساءله بسیار خطرناک و شیطنت دقیقی است . ما باید همان گونه که در زمان صدر اسلام ، پیامبر سفیر به این طرف و آن طرف میفرستاد که روابط درست کند ، عمل کنیم و نمیتوانیم بنشینیم و بگوییم که با دولتها چکار داریم . این برخلاف عقل و برخلاف شرع است و ما باید همه با همه رابطه داشته باشیم ، منتها چند تا استثناء میشود که الان هم با آن رابطه نداریم . اما این - معنایش - که با هیچ دولتی نباید رابطه داشته باشیم ، هیچ عقل و هیچ انسانی آن را نمیپذیرد ، چون معنایش شکست خوردن و فنا و مدفون شدن است تا آخر و ما باید با ملتها و دولتها رابطه پیدا کنیم ، آنها را که میتوانیم ارشاد کنیم - با همین روابط ارشاد کنیم - و از آنهایی که نمیتوانیم ارشاد کنیم ، سیلی نخوریم . بنابراین ، من به شما سفارش میکنم که در هر جا و در هر کشوری که هستید رابطه تان را محکم کنید و رفت و آمد داشته باشید . چون وقتی که رئیس جمهور به چند مملکت میرود و نخست وزیر و آقای دکتر ولایتی هم میروند - و حق ایشان است - میفهمند که ایران با دنیا رابطه دارد . [۳۰۹].
ما نمیخواهیم روابطمان مثل روابط زمان شاه باشد ، بلکه روابط خاص اسلامی داریم
البته ما طرفدار همه مظلومین در همه جا هستیم و میل داریم که مظلومین بر همه ستمگران غلبه کنند و آقایان توجه کنند که روابط زمان سابق نباشد که در زمان سابق روابط یک طرفه بود ، آقایی و نوکری ، چه در زمان قاجار و چه زمان رضاخان و تا آخر و شما دیدید که از اول این طور بود که وقتی سفیری از انگلستان یا امریکا میآمد ، کسی جرات نمیکرد حتی کلمهای برخلاف مصالح آنها بگوید . ولی ایران امروز این طور نیست و ما هیچ کشوری مثل ایران سراغ نداریم که این طور ، دنیا و شرق و غرب به آن نظر داشته باشند و مستقل بوده و بگوید ما ، نه با امریکا کار داریم و نه با شوروی و ما خودمان هستیم . و این که با همه دولتها رابطه داشته باشیم ، یعنی ، رابطه دوستانه ، نه روابط بین ارباب و رعیت و ما این روابط را نمیخواهیم مادامی که این طور هست . و ما استقلال خودمان را میخواهیم حفظ کنیم و در دنیا زندگی کنیم و اسلام را به پیش ببریم . این روابط باید هر روز / بشود و شما از اول باید به آنها بفهمانید این معنا را که ما نمیخواهیم روابطمان مثل روابط زمان شاه باشد ، بلکه ما روابط خاص اسلامی داریم که اسلام نه ظالم بود و نه زیر بار ظلم میرفت و ما هم میخواهیم این طور باشیم که نه ظلم کنیم ، نه زیر بار ظلم برویم . [۳۱۰].
سفارتخانهها باید اسلامی بوده و ممتاز باشند .
و شما این نکته را توجه داشته باشید که ، آن قدرتی که شما را به استقلال و آزادی رساند ، قدرت خدای تعالی بود و تا وقتی که این عنایات الهی محفوظ باشد ، هیچ قدرتی نمیتواند کاری بکند . همان طور که در این جنگی که علیه ما به راه انداخته و از همه جا به دشمن ما کمک میکنند ، مع ذلک همه ملت ما و جوانان ما و تمام کشور ما ایستادهاند و ما برای دفاع تا آخر ایستادهایم و دامنه تبلیغات ، میدانید علیه ما از کجا تا کجاست . آن وقتی که فرانسه آن هواپیماها را به عراق فرستاد ، چقدر تبلیغ کردند که ، کار تمام شد و صدام خارک را با خاک یکسان میکند . آن مساءله تمام شد ، حال مساءله دیگری شروع کردهاند که ، هلیکوپترها و هواپیماهای تازهای آمده و همه جا را میزند و فاصله بین خاک عراق تا خارک سیصد کیلومتر است و اینها پانصد کیلومتر را میزنند . ما میدانیم ، اگر صدام یک روز هم قدرت این را داشته باشد که ایران و منافع ایران را به هم بزند ، این کار را میکند و اگر نمیزند ، نمیتواند . در عین حال ، رادیوها مرتب میگویند که ، آنها میتوانند همه جا را بزنند . اینها میخواهند یک هیاهو راه بیندازند تا با امریکا روابط داشته باشیم و ما دست از صدام برداریم . و ما تا آخر ایستادهایم و با امریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد ، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند . مادامی که امریکا این طور است و آفریقای جنوبی آن طور عمل میکند و اسرائیل هست ، ما با آنها نمیتوانیم زندگی بکنیم . اسرائیل آدم شدنی نیست مع ذلک میبینید شیاطین ، با این که ما از بیست سال قبل و در زمان شاه فریاد زدیم و مسلمین را به ادراک خطر اسرائیل دعوت کردیم ، میگویند : ایران با اسرائیل و امریکا رابطه دارد ! ما باید فکر کنیم که یک کشوری هستیم که میخواهیم خودمان زندگی کنیم و نمیخواهیم دیگران در کار ما دخالت داشته باشند و مادامی که روابط ما با خدای تبارک و تعالی محکم است ، کسی نمیتواند به ما آسیب برساند . و شما این مطلب را حفظ کنید و سفارتخانهها صورت اسلامی داشته باشد که هر کس آن را میبیند ، یک سفارتخانه ممتاز باشد و مثل سابق نباشد . قلب هایتان را با خدای تبارک و تعالی آشنا کنید ، خدا پشتیبان شماست ، ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم [۳۱۱] . انشاءالله خداوند به همه شما توفیق دهد که به اسلام و انقلاب خدمت کنید . [۳۱۲].
انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است
مسوولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست . انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنا فداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد . مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسؤ ولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند ، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد . باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمایند ، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند . مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند ، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسوولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند . چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد ، ولی هیچ کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دنیای دون امروز و پایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی ، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند . این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب بی شهادت میسر نیست .
من بار دیگر از مسؤ ولین بالای نظام جمهوری اسلامی میخواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم .
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست میخوریم و نابود میشویم ؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی میکنند ؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل ، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب میکنند ؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههای دار میروند ؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند ؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم . امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی برملا شده است ، بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خودفروخته و نویسنده مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش بینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی و خواری از کرده خود پشیمان و با ذلت مراجعه میکنند .
احتمالا قضیه مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی ، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوه عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - میباشد گرچه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شدهاند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد ، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است و فقط ما که گفتهایم کسی که به پیغمبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - توهین کند و اجماع فقهاء مسلمین فتوا به اعدام آن میدهند ، خلاف آزادی است ! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند ، ساکت نشسته است ؟ جز این است که تفسیر و تاویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند ؟ امروز خداوند ما را مسؤ ول کرده است ، نباید غفلت نمود . امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پابرجا داشت . من باز میگویم همه مسوولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی تان - به خیال خام خودشان - بیرون نبرند ، آرام نخواهند نشست . نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور ، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید ، لحظهای آرامتان نمیگذارند . [۳۱۳].
شستشوی مغزی ملت ایران در جهت بی محتوایی و گرایش به غرب
آنچه که به نظر من مهم است این است که در زمان این پدر و پسر نالایق بیشتر در ایران واقع شده است این است که با تبلیغات دامنه دار هر طرفی اینها کاری کردند که مهم این است که محتوای ما را از ما گرفتند و ما را همچو مومن به غرب کردند که حاضر نیستیم غیر از مطالب غرب چیزی را قبول بکنیم . جوانهای ما تقریبا خیلی هایشان اینطور شدند که از یک ایرانی ، متحول شدند به غربی و این یک خطری است برای کشوری که اصلا خودش را دیگر قبول نداشته باشد . هر چه قبول دارد ، اجنبی را قبول داشته باشد جای خود ، یک کس دیگر نشسته باشد و به اصطلاح شما ، مغزشویی شده ، آنها را شستشوی مغزی دادند و آن ملیت خودشان را ، اسلامی خودشان را شستهاند و به جای آن غرب را نشاندند و به حیث اینکه ما اگر چیزی هم خودمان داشته باشیم ، باز دست مان را دراز میکنیم پیش غرب ، مثلا ما میدانیم که مهندسینی داریم که میتوانند آسفالت کنند ، میتوانند عمارت بسازند ، میتوانند عرض بکنم که راهسازی کنند معذالک وقتی که صحبت میشود ، یک معمار غربی باید بیاید و عمل کند . ما طبیب داریم ولی وقتی که یک نفر مریض میشود ، باید بفرستیم به خارج با اینکه طبیب در میان ما هست . لکن طوری ما را الان تحقیر کردند اینها و ما را میان تهی کردن که ما باورمان آمده است که ما هیچی نداریم و آنها همه چیز دارند و در صورتی که ما راجع به همین پیشرفت هائی که اینها کردهاند ، باید بنشینیم حساب کنیم ببینیم که آیا این پیشرفتها رو به تمدن دارد میرود یا رو به توحش دارد میرود ؟ من تعبیرم این است که امریکا و سایر این دول غربی و شرقی اینها ترقیاتی کردهاند به این معنا که انسانها را دارند حیوان درنده بار میآورند ، تمام این کارها که کردهاند ، برای درندگی است ( ملت را نمیگویم دولتها را میگویم ) تمام افکار متوجه این شده است که یک چیزی درست کنند که کوبندگیش از آن سابق بیشتر باشد . همین پریروز بود که روزنامه من دیدم که فلان چیز را درست کردهاند که پنج مرتبه بالاتر از آن بمبی است که در ژاپن ریختند و چند هزار نفر را کشتهاند . دنبال این هستند که یک آلت قتاله درست کنند یعنی دنبال این هستند یک حیواناتی درست کنند که این حیوانات درنده باشند ، بدتر از حیوانات درنده قبلی . تمدن نیست ، رو به توحش دارد میرود ، غرب دارد رو به توحش ، دارد میسازد یک مردمی را که بریزند به جان هم و با چنگ و دندانشان هم را پاره کنند . برخلاف تمدن که مکتبهای الهی میخواهند انسان درست کنند که همه در کنار هم آسوده و آرام باشند ، مکتبهای اینها همه اش دنبال این معناست که باید این آنجا را بگیرد و آنجا را بگیرد بزند ، بکشد ، چه بکند . ما باید حالا که یک همچو انقلابی پیش آمد ، یک همچو نهضتی پیش آمد و اینها هم ، این طبقه متوسط و پائینی احساس کرد که یک استقلالی دارد ، باید همه ما دنبال اینها باشیم و این استقلال فکری را حفظ کنیم . [۳۱۴].
توصیه به سفرای ایران در حفظ استقلال و عدم خودباختگی در برابرمحافل غربی
آقایان حالا دارند تشریف میبرند به ممالک خارج و بیشترش به ممالک غرب است . این جهت در نظرشان باشد که آن خود باختگیها را که دولت سابق و دولتهای سابق داشتند و چشم گو بودند ، هر چه آنها میگویند قبول بکنند ، آنها دیگر نباید باشند همانطوری که ایشان ( اشاره به وزیر امور خارجه ) سفیر امریکا را رد کرد و هیچ کاری هم نمیشود بکنند ، نمیتوانند بکنند ، شما هم وقتی که تشریف میبرید در سفارتخانه هایتان ، در محل کارتان میبینید یک انسان متحول از آن حاصل میشود و آنطوری که شاه بله قربان گو بود و من این را مکرر گفتهام و از بس متاثرم باز هم پیش شما عرض میکنم که من وقتی عکس شاه را پهلوی جانسون دیدم که جانسون عینکش را برداشته و از این طرف دارد چشمهایش آنطور میکند و نگاه میکند و به او نگاه نمیکند و او آن طرف میز او سر جای خودش بود ، او آن طرف میز او ایستاده بود مثل یک بچه مکتبی که ایستاده پیش معلمش چیز میکند ، من همچو متاثر شدم که ما در چه حالی هستیم که این شخص اول مملکت ما به اصطلاح هست ، در مقابل او اینطوری ایستاده و آن هم اینطور بی اعتنا چشمهایش را آن طرف گذاشته و در روزنامه انداخته بود این عکس را و تحمیل هم گمان میکنم کرده بودند که در روزنامههای ایران منعکس بشود ، اینجور نباشد . ما الان یک مملکتی هستیم که مستقلیم ، کسی در ما دخالت نمیتواند بکند . شما هم الان نماینده هستید از یک مملکتی که مستقل است ، احتیاج اصلا ندارید ، آنها به ما احتیاج دارند ، ما احتیاجی به آنها نداریم ، آنجا که میروید با کمال استقلال عمل کنید . اینطور نباشد که آنجا وقتی شما رفتید باز همان حرفهای سابق باشد و همان چیزهائی که سابق آنها میآمدند . شاه به صراحت بیان گفت که لیست وکلا را میفرستادند پیش دولتها و آنها لازم بود که همینها را تعیین بکنند . میگفت ( میخواست تایید خودش را بکند ، تکذیب پدرش را میکرد ) لیست را تا حالا اینطور میداد . تکذیب چند سال قبل خودش را هم میکرد که خیر حالا دیگر آنطور نیست . حالا هم آن وقت هم آنطور بود لکن خوب ، دستور بود که اینجوری بگوید . اینجور نباشد که هرچه آنها به ما میگویند ، قبول بکنیم . نخیر شما باید مستقل باشید و شجاع باشید ، مملکت شما یک کاری کرد که دنیا را متحیر کرد . الان هم شما رفتید آنجا میبینید که چه جور به شما احترام خواهند گذاشت ، ملت احترام خواهد گذاشت لکن آنها ممکن است بخواهند باز سوء استفاده بکنند ، محکم بایستید در مقابل شان ، مسائل را به طور جدی و به طور اینکه یک ابرقدرت با یک ابرقدرت دارد صحبت میکند ، نه یک ضعیف با یک قوی . ما الان هیچ ضعفی از خودمان نشان نمیتوانیم بدهیم و نمیدهیم و ابرقدرتها هم کنار زدهایم و خودمان هم مستقل داریم کار خودمان را انجام میدهیم . شما هم الان از طرف یک دولتی که ابرقدرتها را کنار گذاشته و خودش جایش نشسته و خودش در حکومت نشسته و استقلال دارد ، یک حکومت اسلامی است ، به عنوان اسلام مستقل است ، اسلامی که هفتصد سال تقریبا تمام قاره آسیا و اکثر بسیاری از جاهای اروپا را تحت سلطه اش بوده است . [۳۱۵].
سفارتخانه را رنگ اسلامی بدهید و از تبلیغات غرب نترسید
در هر صورت و مهمتر از این ، اینکه این جهت اسلامیت را نگه دارید . آنکه این نهضت را پیش برد قدرت اسلام بود ، نه ما بودیم ، نه شما بودید ، نه دولت بود ، نه جبههها بودند ، نه نهضتها بودند ، نه عرض بکنم که احزاب بودند ، هیچ یک از اینها ، نه بازار بود ، همه اینها وقتی آن روح اسلام آمد در آنها ، این کارها انجام گرفت ، آن روحی که الان هم یک قدری فرض کنید دارد سست میشود که مکرر پیش من آمدهاند ، جوانها قسم دادهاند به من که شما دعا کنید ما شهید بشویم ، حالا هم دارند میگویند خوب ، حالا که دیگر قضیه میدان جنگ نیست الان هم به من میآیند میگویند که شما دعا کنید ما شهید بشویم این تحول اسباب این شد که ما پیش بردیم . شما این جهت ایمان و اسلام را حفظ کنید ، در سفارتخانه هایتان رنگ اسلامی بدهید ، نترسید از اینکه بگویند اینها - عرض بکنم - عقب افتادهاند . آنها عقب افتادهاند ، آنها که دارند مردم را میکشند به عصر حجر عقب افتادهاند ، نه ما که میخواهیم مردم را بکشیم به تمدن ، به تمدن به معنای واقعیش . نترسید از حرف هائی که اینها میزنند . هیچ قدرتی در مقابل اسلام نیست ، همین قدرت است که یک عده کمی غلبه کرد بر یک عده زیادی ، بر قدرتهای زیاد . سفارتخانه هایتان را ، اداراتتان که در آنجا دارید ، همه را اسلامی کنید . آن جهات غربی اش را اصلاح کنید هر چه جهت اسلامیش بکنید آنها بیشتر از شما حساب میبرند ، هر چه طرف غرب بروید آنها از شما بهره میبرند ، شما این مطلب را که با آن از یک مملکت اسلامی رفتهاید ، با یک حال اسلامی رفتهاید و مسائل را اسلامی میخواهید حل بکنید . این مطلب را در همه جا که هستید در نظر داشته باشید ، بعد از یک چند دفعه تجربه کنید ببینید احترام بیشتر خواهد شد . وقتی دیدند شما یک ایدهای دارید که سر آن ایده باقی هستید و پافشاری دارید میکنید ، اینها هم با شما چیز میشوند ، اگر شما یک قدم کنار بروید ، یک قدم عقب بروید آنها جلوتر میآیند . وضع همین است ، یک قدم شما عقب بروید آنها یک قدم جلوتر میآیند ، بیشتر از شما توقع دارند . [۳۱۶].
تاءکید فراوان بر شروع مطالب با بسم الله الرحمن الرحیم
مجالستان راهم مجالس اسلامی کنید . - عرض بکنم که - سفارتخانه هایتان ، سفارتخانه اسلامی کنید ، همه جهات را چیز بکنید ، اسم خدا را آن بالا یک جا بنویسید ، بسم الله الرحمن الرحیم را بنویسید ، در کاغذهایتان بسم الله الرحمن الرحیم باشد ، خوف نکنید از اینکه به ما میگویند چی ، همین تعلیمات آنهاست که ما را غربزده کرده که میترسیم که بسم الله الرحمن الرحیم را بنویسیم روی کاغذهایمان . من این را به آقایان هم گفتم که این را رسمی اش بکنند که بسم الله الرحمن الرحیم در همه کاغذها باشد . این دولت عراق با اینکه سرانشان اعتقاد به این مسائل اصلش شاید بسیاریشان نداشته باشند لکن در کاغذهایشان بسم الله الرحمن الرحیم همه هست ، همه کاغذها را ، وقتی هم که صحبت میخواهند بکنند ، همان جا که مینشینند بسم الله الرحمن الرحیم میگویند و صحبت میکنند . از بسم الله الرحمن الرحیم نترسید ، شیطان میترسد ، شما ملک هستید انشاءالله . [۳۱۷].
لزوم پرهیز از مجالس طاغوتی و برپائیمحافل ساده اسلامی
در هر صورت آنکه من زیاد به نظرم اهمیت دارد این است که آقایان از غرب نترسید ، اینقدر ما را که ترساندهاند ، در غرب هم خبری نیست ، نترسید - هر وقت خودتان - مستقل و عرض بکنم اسلامی و مطالب اسلامی ، مجالس اسلامی ، آنجور مجالسی که آن طاغوت داشت ، نداشته باشید ، آن مهمانیهای کذا را نکنید ، مهمانی اگر کردید ساده باشد ، وقتی ساده باشد - عرض بکنم که - مراسم دینی اش محفوظ باشد و امثال ذلک جهات سیاسی اش هم آقای دکتر و خود شما بهتر اطلاع دارید و من دعا میکنم برای شما ، انشاءالله خداوند همه شما را حفظ کند و همه ما را آشنای به وظائف مان بکند که یک مملکتی که حالا دست شما آقایان و ما افتاده است ، بتوانیم آن را درست اداره کنیم ، بعد نگویند که اینها نتوانستند ، حالا که نتوانستند قیم میخواهند و ما قیم شان باید باشیم . اینجور نباشد . [۳۱۸].
از مسائل مهم سیاسی قرآن دعوت به وحدت و منع از اختلاف است
من امروز در حضور نمایندگان محترم کشورهای اسلامی یا غیر اسلامی باید مطلبی را به عرض برسانم . از پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) منقول است که اسلام در ابتدا مظلوم بود و بعد هم مظلوم خواهد بود . من میخواهم مظلومیت اسلام را امروز برای شما آقایان عرض کنم . در قرآن شریف هم میبینیم که پیغمبر اکرم شکایت کرده است به خدای تبارک و تعالی که ان قومی اتخذوا هذا القرآن مجهورا [۳۱۹] از مهجور بودن قرآن در نزد قومش و در امتش شکایت فرموده است . من این مهجوریت و مظلومیت را امروز در حضور شما آقایان محترم عرض میکنم که ببینید چه وضعی اسلام و مسلمین دارند . قرآن و اسلام مهجور و مظلومند برای اینکه مهجوریت قرآن و مهجوریت اسلام به این است که مسائل مهم قرآنی و مسائل مهم اسلامی یا بکلی مهجور است و یا برخلاف آنها بسیاری از دولتهای اسلامی قیام کردند . از مسائل مهم سیاسی قرآن دعوت به وحدت و منع از اختلاف است ، با تعبیرهای مختلفی که در قرآن کریم هست ، منع تنازع بین مسلمین و سران مسلمین است که نکته اش را هم فرموده است که لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم [۳۲۰] ما بررسی کنیم به اینکه آیا این دو اصل مهمی که دو اصل سیاسی مهم اسلامی است ، در بین مسلمین چه وضعی دارد ، آیا مسلمین اعتنایی کردهاند به این دو اصل ؟ و آیا تبعیتی کردهاند از این دو اصل مهمی که اگر اطاعت از آن بکنند ، تمام مشکلات مسلمین حل میشود و اگر اطاعت نکنند فشل میشوند و رنگ و بویشان از بین میرود ؟ [۳۲۱].
خدای تبارک و تعالی برای هیچ یک از کفار سلطه بر مسلمین قرار نداده است
مسلمین دو طایفه هستند ، یک طایفه ملتهای اسلامی است ، تودههای مردمی است و یک دسته آنهایی هستند که حکومت بر این تودهها میکنند و سردمدار کشورهای خودشان هستند . ما بررسی کنیم از این سردمداران و این دولتهایی که در اسلام هر کدام در یک کشوری حکومت میکنند و همه هم مدعی اسلام هستند و مدعی تبعیت از کتاب الله ، ببینیم که اینها آیا به این اصل سیاسی مهم کتاب الله عمل کردهاند یا پشت کردند و مخالفت . از آن طرف باز یک اصل دیگری هست که باز از اصول مهم است که مسلمین نباید تحت سلطه کفار باشند . خدای تبارک و تعالی برای هیچ یک از کفار سلطه بر مسلمین قرار نداده است و نباید مسلمین این سلطه کفار را قبول بکنند این اصولی که از امور سیاسی است که قرآن کریم طرح کرده است و مسلمین را به آن دعوت کرده است ، ما الان میبینیم که در کشورهای اسلامی سران کشورهای اسلامی یا با هم در نزاع واقع شدهاند و منازعات سیاسی ، منازعات تبلیغاتی میکنند و یا با هم تفاهم و اتحاد ندارند . بین کشورهای اسلامی اتحاد میبینیم که نیست ، تنازع هم هست ، گاهی تنازع مسلحانه و گاهی و بسیاری از اوقات تنازع تبلیغاتی و سیاسی و در اثر این تنازعها فشل شدهاند . [۳۲۲].
ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم
نجات دادن مملکت اسلامی یک تکلیفی است که انسان موظف است انجام بدهد . اگر خدای نخواسته زمانی یک هجومی به مملکت اسلامی بشود باید همه مردم زن و مرد حرکت کنند . مساءله دفاع اینطور نیست که تکلیف منحصر به مرد باشد یا اختصاص به یک دستهای داشته باشد ، همه باید بروند و از مملکت خود دفاع بکنند . اگر ما در یک هجوم اقتصادی هم واقع شدیم که سبب گردید تا وابسته به کشور دیگری باشیم ، این هم یک وظیفه شرعی را ایجاد میکند که ما باید خودمان را نجات بدهیم ، یک طبقه ننشینند تا یک طبقه دیگر کار کنند ، رعیتها کم کاری نکنند ، آنهائی که در کارخانهها کار میکنند کم کاری و سستی نکنند . امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادی است . زمان ، زمان آرامی نیست که بگوئید خوب ، ما زیاد منفعت نمیخواهیم ببریم . در اینجا دیگر اختیار به مردم نیست اختیاری است که در دست خداست و او امر کرده است که ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم . این یکی از مسائل مهم اسلام است و باید کوشش کنیم و اقتصاد خود را اداره نمائیم . [۳۲۳].
پانویس
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 73
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 73
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 235
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 178
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 43
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 222
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 153
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 275
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 43
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 88
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 165
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 239
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 36
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 1
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 249
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 510
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 134
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 135
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 147
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 59
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 220
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 221
- ↑ صحیفه نور جلد : 21 صفحه : 810
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 84
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 254
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 193
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 216
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 37
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 148
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 171
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 172
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 245
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 30
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 30
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 31
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 31
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 32
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 32
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 263
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 263
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 264
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 264
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 265
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 265
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 266
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 267
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 268
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 268
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 269
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 156
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 75
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 75
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 76
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 130
- ↑ این جمله در صحیفه نور نجعل مخففون آمده است که صحیح آن باید نجی المخففون باشد
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 139
- ↑ سوره کهف ، آیه 6
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 139
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 155
- ↑ اصول کافی کتاب عقل و جهل ، حدیث سوم
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 156
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 35
- ↑ سوره یوسف ، آیه 53
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 35
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 14
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 14
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 78
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 79
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 79
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 80
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 81
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 82
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 158
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 159
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 160
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 78
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 71
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 71
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 72
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 225
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 257
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 155
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 145
- ↑ صحیفه نور جلد : 21 صفحه : 188
- ↑ سوره بقره ، آیه 155
- ↑ سوره بقره ، آیه 156
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 235
- ↑ سوره بقره ، آیه 155
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 235
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 236
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 236
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 236
- ↑ سوره عنکبوت ، آیه 2
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 212
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 213
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 213
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 214
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 215
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 216
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 276
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 510
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 217
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 218
- ↑ سوره یونس ، آیه 91
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 219
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 232
- ↑ سوره نور ، آیه 35
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 277
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 263
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 810
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 810
- ↑ صحیفه نور جلد : 6 صفحه : 239
- ↑ صحیفه نور جلد : 2 صفحه : 280
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 214
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 214
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 199
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 200
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 58
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 59
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 59
- ↑ صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 186
- ↑ صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 198
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 153
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 154
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 154
- ↑ سوره بروج ، آیه 20 .
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 155
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 155
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 156
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 156
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 157
- ↑ سوره بقره ، آیه 279
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 158
- ↑ عیب دار کردن ، معیوب دانستن
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 69
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 97
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 98
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 99
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 99
- ↑ صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 199
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 214
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 214
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 215
- ↑ سوره نحل ، آیه 96
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 242
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 242
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 243
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 244
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 264
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 265
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 266
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 266
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 267
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 264
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 219
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 47
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 48
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 274
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 221
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 61
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 135
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 136
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 137
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 137
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 138
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 139
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 720
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 210
- ↑ سوره حجرات ، آیه 10
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 148
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 149
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 149
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 15
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 6
- ↑ صحیفه نور جلد : 5 صفحه : 227
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 251
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 161
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 161
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 87
- ↑ صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 44
- ↑ صحیفه نور جلد : 4 صفحه : 58
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 261
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 249
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 39
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 59
- ↑ سوره ذاریات ، آیه 55
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 40
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 44
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 284
- ↑ صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 38
- ↑ صحیفه نور جلد : 6 صفحه : 272
- ↑ صحیفه نور جلد : 6 صفحه : 273
- ↑ صحیفه نور جلد : 6 صفحه : 274
- ↑ سوره فتح آیه 29
- ↑ صحیفه نور جلد : 9 صفحه : 15
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 35
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 249
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 123
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 124
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 410
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 239
- ↑ صحیفه نور جلد : 4 صفحه : 122
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 192
- ↑ صحیفه نور جلد : 4 صفحه : 58
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 910
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 50
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 910
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 221
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 212
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 113
- ↑ سوره علق ، آیه 1
- ↑ سوره علق ، آیه 7-6
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 253
- ↑ سوره نازعات ، آیه 24
- ↑ سوره علق ، آیه 7-6
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 253
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 81
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 12
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 40
- ↑ سوره محمد ، آیه 7
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 910
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 84
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 251
- ↑ سوره زلزال ، آیه 7
- ↑ سوره زلزال ، آیه 8
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 94
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 27
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 70
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 12
- ↑ دشمنی اهل جهنم با یکدیگر
- ↑ سوره حجر ، آیه 47
- ↑ زمین صاف و هموار
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 6
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 6
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 7
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 7
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 8
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 38
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 66
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 187
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 117
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 160
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 175
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 219
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 73
- ↑ صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 74
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 132
- ↑ سوره بقره ، آیه 156
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 132
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 210
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 64
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 180
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 253
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 158
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 159
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 112
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 64
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 37
- ↑ صحیفه نور جلد : 5 صفحه : 129
- ↑ صحیفه نور جلد : 4 صفحه : 190
- ↑ صحیفه نور جلد : 5 صفحه : 34631
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 620
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 215
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 140
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 30
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 31
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 32
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 32
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 33
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 219
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 244
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 245
- ↑ صحیفه نور جلد : 21 صفحه : 194
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 47
- ↑ صحیفه نور جلد : 9 صفحه : 292
- ↑ صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 77
- ↑ صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 160
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 27
- ↑ صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 60
- ↑ صحیفه نور جلد : 21 صفحه : 186
- ↑ صحیفه نور جلد : 9 صفحه : 194
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 120
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 180
- ↑ صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 200
- ↑ صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 258
- ↑ سوره کهف ، آیه 6
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 226
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 227
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 153
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 64
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 820
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 920
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 260
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 260
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 262
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 262
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 262
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 262
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 263
- ↑ صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 264
- ↑ سوره حمد ، آیه 6
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 123
- ↑ صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 124
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 7
- ↑ صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 105
- ↑ صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 258
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 241
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 242
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 73
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 73
- ↑ سوره محمد ، آیه 7
- ↑ صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 74
- ↑ صحیفه نور جلد : 21 صفحه : 810
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 85
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 86
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 87
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 87
- ↑ صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 88
- ↑ سوره فرقان ، آیه 30
- ↑ سوره انفال ، آیه 46
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 36
- ↑ صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 37
- ↑ صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 117







