کتابخانه:احکام و آداب حجاب و عفاف - کتاب
|
| |
| نویسنده | طاهره جباری |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نورالسجاد |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۸ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ سخن ناشر
- ۲ مقدمه مولف
- ۳ فصل اول جایگاه زن و آزادی او
- ۴ فصل دوم کلیات
- ۵ ضرورت حفظ حریم میان زن و مرد
- ۶ فصل سوم نیاز انسان به لباس
- ۶.۱ حجاب در قرآن و سنّت
- ۶.۲ حیاء ووقار
- ۶.۳ عفاف در روایات
- ۶.۴ لباس عامل آراستگی و وقار
- ۶.۵ خودارایی و آراستگی در روایات
- ۶.۶ تجمل گرایی در پوشش
- ۶.۷ استفاده نابجا از زینت و بوی خوش
- ۶.۸ احکام خودآرایی و آراستگی
- ۶.۹ حفظ حریم در قرآن
- ۶.۱۰ حفظ حریم در روایات
- ۶.۱۱ اختلاط زن و مرد
- ۶.۱۲ دست دادن با نامحرمان
- ۶.۱۳ بوسیدن
- ۶.۱۴ احکام حفظ حریم
- ۶.۱۵ آداب ورود به خانه دیگران
- ۶.۱۶ حدود پوسش و نگاه
- ۶.۱۷ روایات حدود پوشش
- ۶.۱۸ احکام حدود پوشش
- ۶.۱۹ حد پوشش در نماز
- ۶.۲۰ چادر، حجاب برتر
- ۶.۲۱ پوشش زن از زن
- ۶.۲۲ پوشش زن در مقابل کودکان
- ۶.۲۳ روایات حدود نگاه
- ۶.۲۴ نگاه و خواستگاری
- ۶.۲۵ احکام حدود نگاه
- ۶.۲۶ نگاه پزشک
- ۶.۲۷ نگاه به عکس وفیلم
- ۶.۲۸ نوع پوشش
- ۶.۲۹ نوع پوشش در روایات
- ۶.۳۰ لباس شهرت
- ۶.۳۱ تشبّه زن به مرد و برعکس
- ۶.۳۲ احکام نوع پوشش
- ۶.۳۳ پوشیدن لباسهای نازک، تنگ و رنگی
- ۶.۳۴ گفتکو با نامحرم در روایات
- ۶.۳۵ ورود به حریم زن و شوهر
- ۶.۳۶ حکم رعایت عفّت
- ۶.۳۷ پوشش زنان سالخورده
- ۶.۳۸ عاقبت بی حجاب
- ۶.۳۹ کیفیت حجاب مورد نظر اسلام
- ۶.۴۰ حضور زن در اجتماع
- ۷ فصل چهارم بدحجابی؛ مقابله ، پیامدها و راههای درونی کردن حجاب
- ۸ سخن آخر حجاب حق الهی
- ۹ پانویس
سخن ناشر
از دیدگاه اسلام، همان گونه که دین راهنمای اندیشه و اخلاق و عبادات ا ست، راهنمای انتخابها و بایدها و نبایدها در همه شؤون زندگی است. طرح پروهشی- فرهنگی "فقه و زندگی " با این عقیده شکل گرفت که اسلام پاسخ گوی نیازهای بشر در همه عرصههای زندگی است. رفتار و اعمال روزمره هر انسان صدها حکم واجب و مستحب و شرایط حقوقی و اخلاقی دارد که دانستن آن در سلامت روابط اجتماعی و تکامل اخلاقی و معنوی انسان اثر میگذارد، همچنین صدها حرام و مکروه دارد که انجام آن فضای زندگی فردی و اجتماعی را تیره و تار میسازد.
از آنجا که بسیاری از مشکلات اجتماعی، ناشی از ندانستن احکام الهی و عمل نکردن به قوانین فقهی است، اگر دولتها و ملّتها احکام و دستورهای حیات بخش الهی را بشناسند و به آن عمل کنند زندگی هر روز شیرین و شیرین تر میشود و زمینه برای رشد معنوی و سعادت جاودانی فراهم میگردد.
نویسنده محترم این اثر، همچون سایر نویسندگان مجموعه کتب فقه و زندگی، با بهره گیری از قرآن، سنت، فقه اهل بیت، اخلاق اسلامی و اصول مسلم عقلی سعی کرده که وظیفه و تکلیف الهی و دینی بانوان محترم را، در رابطه با پوشش و حجاب تبیین کرده و آنها را برای عمل به واجبات و مستحبات الهی راغب و نزدیک تر و از مکروهات و محرمات دور نماید؛ که جا دارد از قلم شیوا و تلاش محققانه ایشان تشکر و قدردانی شود.
همچنین از تمام مسئولان و دست اندرکاران، به ویژه حجج اسلام محمود مهدی پور و محمدحسین فلاح زاده که نظارت علمی این مجموعه را به عهده دارند، و "دبیر ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر"، جناب حجة الاسلام و المسلمین حاح سید احمد زرگر و تشکلهای مردمی ستاد، که با را هنمایی و حمایتهای مالی ما را در چاپ و نشر این مجموعه یاری میدهند، تشکر و قدردانی میشود.
ا مید است که دیدگاههای علمی و تجربی خویش را برای تکمیل و اصلاح این مجموعه، به نشانی: قم، خ معلم، ۱۶ متری عباس آباد، جنب مدرسه شهیدین، انتشارات نورالسجاده ارسال کنید و ما را در ارائه بیشتر و بهتر خدمات فرهنگی یاری فرمایید.
والله ولی التوفیق
قم- انتشارات نورالسجاده
مقدمه مولف
پوشش زن در برابر مرد بیگانه از مسائل مهم اسلامی است که قرآن کریم با صراحت بر وجوب آن تاکید نموده ا ست. پوشش مناسب، پرهیز از نگاه حرام و عدم جواز خلوت، لازمه حفظ حریم میان مردان و زنان نامحرم است.
زن با رعایت حجاب اسلامی، علاوه بر این که روح خود را برای تزکیه، پالایش و قرب الهی آماده مینماید، زمینه رشد معنوی مردان و گسترش امنیت اجتماعی را فراهم میسازد. حفظ حریم میان مردان و زنان، روح و روان و اخلاق آنان را سامان دهی کرده، بر تحکیم نظام خانواده میافزاید. حال اگر کسانی با نگرش دینی- اسلامی یا با دید جامعه شناسانه و روان شناسانه به چنین تاثیرات مطلوب، به ویژه تامین امنیّت اجتماعی پی ببرند برای اندیشهها و رفتارهایشان دست به گزینش میزنند تا به کمال انسانی دست یابند. از این رو به پوشش و عفاف نیز به عنوان یک حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد نامحرم، که مصونیت اخلاقی و خانوادگی و سعادت دنیا و آخرت را درپی دارد، مینگرند.
پوششی که اسلام آن را به عنوان یک حکم شرعی اعلام کرده، یک عمل ظاهری نیست، بلکه بر پایههای محکم عقیدتی استوار است. این پایهها عبارتند از: ۱. ایمان به خدا و جهان آخرت: ایمان به خدای علیم و حکیم، علاوه بر ایجاد آرامش روحی و روانی، این اطمینان را در انسان به وجود میآورد که احکام و دستورات الهی، بدون نقص و دارای آثار مطلوبی است. بنابراین، احکام الهی را با تمام وجود پذیرفته و به آنها عمل مینماید.
۲. تقوا و پرهیزکاری: این عامل، اعتقاد قلبی انسان را به شکلی که مطلوب خداوند متعال است، درعمل او ظاهر میسازد. کسی که درمان بیماری دل را تقوا بداند و آن را به کام جان خود بریزد، در برابر معبود سرا پا تسلیم و رضا میگردد و حفظ حریم را محدودیت نمیداند.
۳.آگاهی کامل: وقتی زن برای این پرسش درونی خود که "چرا باید پوشیده باشم؟ " پاسخ قانع کننده پیدا کند، بی تردید با جان و دل این مسئولیت بزرگ فردی و اجتماعی را میپذیرد و دوام آن را تضمین مینماید. به طور کلّی، شناخت کافی دربارهٔ آثار حیات بخش رعایت حجاب، باعث میشود که زن نه تنها از رعایت آن احساس سنگینی نکند، بلکه بی بند و باری و پوشش نامناسب را برای روح و جسم خود و خانواده و اجتماع باری سنگین و غیر قابل تحمل بداند.
بر این اساس و با توجه به آیات شریفه (إِنَّ الَّذِین ءامَنُوأ وعَمِلُواْ الصلِحتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ اجرَ مَن أحسَنَ عَمَلاً)[۱]
؛ ما اجر کسانی را که عملشان نیکوست، ضایع نمیکنیم و (إِنَّا لَا نُضِیعُ أجرَ المصلِحِینَ)[۲]
؛ ما اجر نیکوکاران را از بین نمیبریم، دست کم در میان پیروان دین مقدس اسلام، پدیده بی حجابی و بدحجابی بروز و ظهور نخواهد داشت، چرا که زنان پوشش اسلامی را عملی صالح و نیکو قلمداد میکنند که به وسیله آن میتوانند عشق درونی و ایمان قلبی شان را به معبودشان بر سر هر کوی و برزن فریاد بزنند. و از آن جا که خداوند فرمود: (واَلعقبَةُ لِلمُتَّقِینَ)[۳]
فرجام نیک از آنِ پاکان پرهیزکار است. کسی که رفتارش مطابق دستورات الهی نیست، نباید انتظار داشته باشد که دیگران تقوا و ایمان قلبی او را باور کنند. او باید بداند که لاجرم این گونه اعمال به فرموده امام جعفر صادقهباعث سیاهی قلب ل و و خارج شدن نور ایمان از دلش خواهد شد.[۴]
اگر در قرآن کریم همواره ایمان و عمل صالح در کنار هم ذکر شده، بدان معناست که خداوند دوست دارد زیبایی قلبی و درونی انسانها به شکل عملی زیباتر جلوه گر شود تا او بتواند بانک (فَتَبَارَکَ اَللَّهُ أحسَنُ الخلِقِینَ)[۵]
سرداده و به خلقت بشر در برابر مخلوقات دیگرش افتخار نماید.
تلاش این نوشتار برآن است تا به اختصار، فلسفه، ضرورت و احکام پوشش و نگاه را از دیدگاه قرآن و روایات و فتاوای مراجع عظام تقلید بیان نماید، باشد که به لطف پروردگار این شناخت تبدیل به ایمان قلبی گردیده، عمل صالح به بار آورد تا در پرتو آن، زنان چو مردان جامعه مصداق آیه شریفهٔ (یاَیتُهَا اَلنَّفس المُطمَّئنهُ اَرجِعیِ إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرضِیَّهً) [۶]
شوند و در بهشت با اولیای خدا همنشین گردند.
چنان که به یاری حق روشن خواهد شد، حجاب مصداق بارز دستورهای حیات بخش خدا و رسولش است که بنابر بیان آیه شریفه (یایها الَّذِینَ ءامَنُول اَستَجِیبواْ لِلَّهِ وَللرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَایُحیِیکُم واعلَمُواْ أنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَین المَرءِ وَ!قَلِبِه وأنَّهُ إِلَیهِ تحشَرُون)
" ای اهل ایمان وقتی که خدا و رسولش شما را به آن چه حیات بخش است دعوت میکنند، اجابت کنید و بدانید که خداوند بین فرد و قلبش واقع است و به سوی او محشور خواهید شد. " اجابت آن ضروری است.
گفتنی است احکامی که در ادامه خواهد آمد مطابق با فتوای حضرت امام قدس سره رهبر معظم انقلاب جمع آوری گردیده و در مواردی که مراجع عالیقدر دیگر نظرشان با این دو بزرگوار یکی بوده، مقابل آن مسئله با کلمه "همه " به این مطلب اشاره شده و در غیر این صورت نظر مخالف بیان گردیده است.
به دلیل این که توجه اصلی این کتاب، زن و کرامت اوست؟ ناگزیر برای ایجاد بستری مناسب، دیدگاههای مختلف دربارهٔ زن را به اجمال طرح نموده، در صدر سخن از کلام حضرت امام قدس سره و رهبر معظم انقلاب و شهید مطهری یاری میجوییم، باشد که انفاس قدسیه این بزرگواران بر ثاثیر کلام بیافزاید.
طاهره جباری
فصل اول جایگاه زن و آزادی او
نگاه غرب به زن، از دیروز تا امروز
در امپراتوری روم که پایه تمدن امروزی ا روپاست، زنها را به بالاترین مقام و به آرایشها میآراستند و احترامشان میکردند. برای اشباع یکی از خاکیترین و مادیترین خصلتهای بشری در مرد و این بزرگترین توهین و تحقیر نسبت به انسان و نسبت به جنس زن است ![۷]
زمانی که اروپاییها تازه صنایع را به وجود آورده بودند و سرمایه داران غربی کارخانجات فراوان تاسیس کرده بودند احتیاج به نیروی کار ارزان، بی توقع و کم دردسر داشتند و لذا زمزمه آزادی زن را بلند کردند؛ برای این که زن را از داخل خانواده به داخل کارخانهها بکشانند و به عنوان یک کارگر ارزان از او استفاده نموده، جیبهای خودشان را پر کنند. امروز آن چه به نام آزادی زن در غرب مطرح است، ادامه همان داستان و ماجراست. در گذشته تاریخ هم به زن ظلم شده، اما این ظلم عمومی و فراگیر و همه گیر مخصوص دوران اخیر و ناشی از تمدن غرب است که زن را وسیله التذاذ مرد معرفی کرد هاند و اسمش را آزادی زن گذاشتهاند. در حالی که در واقع آزادی مردان هرزه برای تمتع از زن است. غربیها در عرصه هنر هم به زن ظلم کردند؛ اگر امروز در آثار هنری، داستانها، رمانها، نقاشیها و انواع کارهای هنری نگاه کنید، خواهید دید با چه دیدی به زن مینگرند. آیا جنبههای مثبت و ارزشهای والایی که در زن وجود دارد، مورد توجه قرار میگیرد؟ آیا عواطف رقیق و خوی مهرآمیزی که خدای متعال در زن به ودیعه گذاشته است، خوی مادری، روحیه نگهداری از فرزند و تربیت فرزند مورد توجه است یا جنبههای شهوت رانی و به تعبیر آنها "عشقی "؟ که البته این تعبیر غلط و نادرستی است، حقیقت مسئله شهوت است نه عشق. آنها خواستند زن را این طور پرورش و عادت بدهند. آنها زن را به عنوان یک موجود مصرف کننده دست و دل باز و کارگر کم توقع و کم طلب و ارزان تلقی میکنند، لکن اسلام اینها را برای زن ارزش نمیداند. [۸]
در اروپا و غرب، جنس مرد اجازه پیدا میکند به هر شکلی از جنس زن التذاذ ببرد و این در فرهنگ روم قدیم به اشکال مختلف وجود داشته است. اگر دیده میشود، در جامعه غربی نسبت به زن به نوی از انحاء بعضی از تکریمها میشود و ستارههای سینما و هنرپیشهها و زنهای زیبا را در مسابقات زیبایی مثلاً احترام میکنند؛ این از آن نوع تکریم در مقام اهانت و اهانت به شکل تکریم است. [۹]
اروپاییها چون دیر از خواب بیدار شدهاند، میخواهند عقب افتادگی از لحاظ زمان را با هیاهو و جنجالهای دورغین جبران کنند؛ زیرا تا اواسط دهههای دوم این قرن در هیچ جای اروپا هیچ زنی حق رأی و تصرف در مال خود را نداشت. [۱۰]
شگفت آور این که در غرب با همه ادعاها در مورد تکریم زن و با همه تشریفات دروغین و ظاهری که به عنوان تکریم انجام میگیرد، ارتباط زن و شوهرها در داخل خانهها تاسف بار است، مثل روابط زن و شوهر که در خانوادههای بسیار ارتجاعی و متعصب ما وجود دارد؛ مثل کتک زدن، سیاه کردن بدن زن، کشتن زن به خاطر چیزهای کوچک که معمول است. ا ینها موجب تاسف است.[۱۱]
زن در نظام شاهنشاهی
از حرمسراهای پادشاهان خبرهایی شنیدهاید. این حرمسراداری یعنی چه حرمسراداری همان اهانت یک مرد است که چون قدرت دارد، به خودش حق میدهد هزار نفر زن را در حرمسرای خود نگه دارد. اگر همه ملت هم این قدرت را داشتند، میخواستند به قدر خودشان هزار، چهارصد یا دویست زن داشته باشند. این حاکی از چه نگرشی نسبت به زن است. [۱۲]
زن در جامعه خودباخته نظام پلید پادشاهی حقیقتاً از همه جوانب مظلوم بود. اگر زن میخواست وارد مقوله علم بشود، باید قید دین و تقوا و عفاف را میزد، در میدان سیاست و در زمینههای اجتماعی هم همین طور. البته به این بستگی داشت که خودِ این زن جوهر و استعدادش چگونه باشد. اگر خیلی سست عنصر بود، تا آن اعماق میلغزید، اگر خویشتن دار بود تا حدودی میتوانست خودش را حفظ کند، با توجه به این که دائماً با فشارهای روز افزون از سوی محیط اجتماعی روبه رو بود.[۱۳]
در رژیم گذشته با این که جمع کثیری از زنها بی سواد بودند و از مسائل سیاسی، اجتماعی دور نگه داشته شده بودند و اصلاً نمیدانستند که زن میتواند در سرنوشت کشور دخالت داشته باشد، از لحاظ ظاهری شبیه زنان اروپایی، گاهی هم روی دست آنها زده بودند، وقتی آدم با آنها روبه رو میشد خیال میکرد این زن الان از یک کشور اروپایی وارد ایران شده است. ولی هرگاه با وی دو کلمه صحبت میکرد، معلوم میشد یک خانم بی سواد یا کم سواد است؟ ضعف شخصیت، او را وادار کرده تا برای خود شخصیتی کاذب درست کند. جلوه گری میکرد تا چشمها را به سوی خود جلب کند. این، برای زن انحطاط بود. این پیشرفت نبود که زن را با آرایش و با مد یا جلوه گری و لباس و طلا و زیور آلات سرگرم نموده، از او به عنوان یک ابزار و وسیله در راه رسیدن به مقاصد گوناگون استفاده کنند و نگذارند در میدان سیاست، اخلاق و تربیت وارد شود، آیا جنایتی از این بزرگ تر نسبت به زن ممکن است؟ [۱۴]
زنها را در این دورههای اخیر منحط کردند. نیروی بانوان ما را به عقب راندند، بانوان ما را منحط کردند؟ خیانت کردند بر ملت ما. بانوان ما را ملعبه کردند؟ بانوان ما را مثل عروسکها کردند. بانوان ما جنگ جو بودند، اینها خواستند ننگ جو باشند! و خدا نخواست. اینها اهانت به مقام زن کردند. اینها میخواستند زن را مثل شیء، مثل یک چیز، مثل یک متاع به این دست و آن دست بگردانند.[۱۵]
جایگاه زن در اسلام و انقلاب اسلامی
اسلام در وقتی که ظهور کرد (در جزیره العرب)، بانوان حیثیت خودشان را پیش مردان از دست داده بودند، اسلام آنها را سربلند و سرافراز کرد، اسلام آنها را با مردان مساوی کرد.
عنایتی که اسلام به بانوان دارد، بیشتر از عنایتی است که بر مردان دارد. مردان بر ملتها حق دارند و زنها حق بیشتر دارند. زنها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ میکنند. قرآن کریم انسان ساز است، و زنها نیز انسان ساز. وظیفه زنها انسان سازی است. اگر زنهای انسان ساز از ملتها گرفته بشود، ملتها به شکست و انحطاط مبدل خواهند شد، شکست خواهند خورد، منحط خواهند شد. زنها هستند که ملتها را تقویت میکنند، شجاع میکنند. بانوان از صدر اسلام با مردان در جنگها هم شرکت داشتهاند. مقام زن مقام والاست، عالی رتبه هستند. بانوان در اسلام بلندپایه هستند. ما میبینیم و دیدیم که زنها، (بانوان محترمات) همدوش مردان بلکه جلو (تر از) مردان در صفِ قتال ایستادند. بچههای خودشان را از دست دادند، جوانان خودشان را از دست دادند و شجاعانه مقاومت کردند. ما میخواهیم زن در مقام والای انسانیت خودش باشد نه ملعَبه باشد؟ نه ملعبه در دست مردها باشد، در دست اراذل باشد.[۱۶]
بانوان محترم ایران ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد به این کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ گاه در آن راههایی که قدرتهای بزرگ برای تباه کردن این کشور پیش پای آنها گذاشته بود، نخواهند رفت.[۱۷]
هدف از آفرینش هر فرد انسان، همان هدف از آفرینش بشریت است؛ یعنی رسیدن به کمال بشری و بهره بردن از بیشترین فضائلی که یک انسان و یک فرد میتواند به آن فضائل آراسته شود. لذا فرقی بین زن و مرد نیست. نشانه اش هم در درجه اول فاطمه زهراعلیهاالسلام است که در قله بشریت قرار دارد و کسی از او بالاتر نیست و دیگر زنان بزرگ تاریخ در درجه بعد از ایشان، همان گونه که میبینیم آن بزرگوار به عنوان یک بانوی مسلمان این فرصت و این قدرت را یافت تا خود را به این اوج برساند. پس فرقی بین زن و مرد نباید باشد. شاید به همین جهت است که خدای متعال در قرآن کریم آن جا که راجع به نمونه انسانهای خوب و نمونه انسانهای بد مثال میزند، مثال را در هر دو مورد از زن انتخاب میکند که در یک مورد همسر فرعون و در مورد دیگر همسر نوح و لوط (وضَرَبَ اَللَّهُ مَثَلَاَ الَّذِینَ ءامَنُواْ امرَأتَ فِرعَونَ) [۱۸]
در مقابل وقتی میخواهد در مورد انسان بد و نگون بخت و انسانی که در جهت غلط حرکت میکند نمونه ارائه بدهد، به همسر نوح و لوط مثال میزند. شاید جای سوال باشد که چرا زن و مرد، هر دو را نمیآورد. اسلام میخواهد در مقابل این برداشت و روش غلط و فهم نادرست که در طول تاریخ از مسئله زن وجود داشته، بایستد. شما از تعلیمات انبیا که بگذرید در همه برداشتهای بشری و در همه تحلیلها و تفکراتی که بشر داشته جایگاه زن و مرد یک جایگاه نادرست است و نسبت زن و مرد یک نسبت غلط است. حتی در تمدنهای بزرگ مثل ایران و روم. ادعای ما نسبت به مسئله زن در عالم این است و آن چیزی را که در تمدنهای مادی نسبت به زن عمل میشود و امروز وجود دارد به هیچ وجه قبول نداریم و آن را به صرفه و صلاح زن و صرفه و صلاح کل جامعه نمیدانیم.[۱۹]
تبلیغات استکباری و صهیونیستی ما را متهم میکنند که به رشد علمی و فرهنگی زنان اهمیت نمیدهیم؛ آنها میدانند که این اتهام دروغ است ولی تکرار میکنند؛ ما برای زن ارزش واقعی انسانی قائلیم، ما میان زن و مرد تفاوتی قائل نیستم. معتقدیم زن و مرد هر دو انسانند و میدان تکامل در برابرآنها باز است؛ راه حضور سیاسی هم باز است. در انقلاب هم ما مشاهده کردیم نقش زنها از مردها اگر بیشتر نبود کمتر هم نبود. در جنگ هم همین طور بود.[۲۰]
نقش زنان در انقلاب ثابت کرد که زن در سایه ایمان و آگاهی و به دور از منجلاب فسادی که دنیای غرب برای او درست کرده، میتواند نقش اول را در تولات جهانی ایفا کند. ثابت کرد که افتخار و عظمت زن در چیزهایی که دستهای آلوده صهیونیسم برای او در دنیای منحط کنونی فراهم آورده نیست، بلکه در سایه طهارت و عفت و احساس مسئولیت است که زن میتواند همگام با مرد و در مواردی جلوتر از او گام بردارد.[۲۱]
امروز سرگرم شدن به زر و زیور برای زن انقلابی مسلمان ا یرانی عیب است. امروز سر و سینه و دست را از زیور آلات پر کردن و زیور و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن، برای زن انقلابی مسلمان ایرانی ننگ است. آن زنی که در پی این گونه چیزهاست، از ارزش پایینی برخوردار است، طلا برای زن ارزش آفرین نیست، بی ا عتنایی به طلا ارزش آفرین است. مد برای زن ارزش آفرین نیست، بی اعتنایی نسبت به مدهای دام گونه ساخته و پرداخته دشمنان، برای زنان ارزش است.[۲۲]
البته تجمل در حد معقول را اسلام هم رد نکرده،ا ما در حد غیرمعقول به شکل مسابقه، چشم و هم چشمی، رقابت و وابسته کردن زن به تجملات، خلاف آن هدفی ا ست که ا سلام برای زنها در نظر دارد.[۲۳]
نسخه شفابخش
زن مسلمان باید در راه فرزانگی، علم و خودسازی معنوی و اخلاقی تلاش کند و در میدان جهاد و مبارزه پیش قدم باشد، نسبت به زخارف دنیا و تجملات کم ارزش بی اعتنا باشد. عفّت چو عصمت و طهارتش در حدّی باشد که چشم و نظر هرزه بیگانه را به خودی خود دفع کند. در محیط خانه، دل آرام شوهر و فرزندانش باشد. مایه آرامش زندگی و آسایش محیط خانواده باشد. در دامن پر مهر و عطوفت و با سخنان پر نکته و مهرآمیزش فرزندان سالمی را از لحاظ روانی تربیت کند. انسانهای بی عقده، خوش روحیه و سالم از لحاظ روحی و اعصاب در دامان او پرورش پیدا کنند. مردان و زنان و شحصیتهای جامعه را به وجود بیاورد. مادر از هر سازندهای، سازنده تر و با ارزش تر است.
بزرگترین دانشمندان ممکن است ابزار بسیار فوق پیچیده الکترونیکی یا موشکهای قاره پیما و وسایل تسخیر فضا را به وجود آورند، ولی هیچ کدام از اینها اهمیت این را ندارد که کسی یک انسان والا را بسازد. چنین کاری فقط از مادر ساخته است. این، آن الگوی زن اسلامی است. دنیای استکباری سرشار از جاهلیت، اشتباه میکند که خیال میکند ارزش و اعتبار زن به این است که خود را در چشم مردان بیاراید تا چشمهای هرزه به او نگاه کنند و از او تمتع بگیرند و او را تحسین کنند. زن را به عنوان یک انسان والا نگاه کنید تا معلوم شود تکامل و حق آزادی او چیست؟ زن را به عنوان موجودی که میتواند خمیرمایه اصلاح جامعه برای پرورش انسانهای والا بشود، نگاه کنید تا معلوم شود زن کیست و آزادی او چگونه است؟ زن را به عنوان عنصر اصلی تشکیل خانواده در نظر بگیرید، اگر چه خانواده از زن و مرد تشکیل میشود و هر دو در تشکیل و موجودیت خانواده مؤثرند؟ اما آسایش فضای خانواده و آرامش و سکونی که در فضای خانواده وجود دارد، به برکت زن و طبیعت زنانه است؟ با این چشم به زن نگاه کنید تا معلوم شود زن چگونه کمال پیدا میکند و حقوق زن در چیست؟[۲۴]
اسلام میخواهد رشد فکری، علمی، اجتماعی، سیاسی و بالاتر از همه رشد فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای خانواده بشری و جامعه بشری به عنوان یک عضو، حد اعلای فایده و ثمره را داشته باشد و لذا همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب بر این اساس استوار است.۲ غربیها فشار و تکیه بیشتر را گذاشتند روی آن مسئله ا ی که درست نقطه مقابل مسائل ارزشی واقعی است و در اسلام به آن اهتمام شده و لذاست که ما در باب حجاب این همه تاکید داریم و به نظر ما بحثهایی که در باب پوشش زن میشود خوب است که انجام بگیرد.[۲۵]
فصل دوم کلیات
مفهوم پوشش و حجاب
معنای لغوی حجاب: کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب؛ بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده وسیله پوشش (پوششی که مانع از دیدن شیء پوشانده شده میشود) است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. حجاب به این معنا در قرآن هفت بار به کار رفته است.[۲۶]
معنای اصطلاحی حجاب: استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدید است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه "سِتر" که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها که در بحث "نماز" و "نکاح " این موضوع را مطرح کردهاند کلمه ستر را به کار برد هاند، نه کلمه حجاب را. بهتر این بود که این کلَمه عوض نمیشد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار میبردیم. زیرا چنان که گفتیم، معنی شایع لغت حجاب پرده است؛ و اگر در مورد پولشش به کار برده میشود، به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوششی که اسلام برای زنان مقرر کرده، بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند. زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. در برخی از کشورهای قدیم مثل ایران قدیم و هند، چنین چیزهایی وجود داشته است. ولی در اسلام وجود ندارد. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. مسئله حجاب، ص ۷۷ و 79</ref>
</ref>
مفهوم عفاف
عفاف از ریشه عفّت است. عفت، یعنی پدید آمدن حالتی برای نفس، که بوسیله آن از فزونخواهی شهوت جلوگیری شود؛ عفّت، یعنی خویشتن داری از آن چه حلال و زیبا نیست.
مفهوم اصطلاحی: عفاف در اصطلاح یعنی آن حالت نفسانی و رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان. عفاف و پاکدامنی یعنی تحت تأثیر قوه شهوانی نبودن، یعنی جزو آن افرادی که تا در مقابل یک شهوتی قرار میگیرند، بی اختیار میشوند و محکوم این غریزه خود هستند، نبودن. [۲۷]
رابطه عفاف با حجاب و پوشش
عفّت نمیتواند یک امر صرفاً درونی باشد و هیچ علامت بیرونی نداشته باشد. بخشی از تفاوت در نشانههای خویشتن داری زن و مرد از تفاوت در خلقت آنها سرچشمه میگیرد و یکی از نشانههای عفاف پوشش است. عفاف بدون رعایت پوشش قابل تصور نیست، نمیتوان به زن یا مردی عفیف گفت در حالی که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود؟ گرچه تفاوت در رفتارهای انسانی و حیوانی، ریشه در تفاوت خلقت و فطرت، گرایشها و منشها دارد. در اسلام از نشانههای برجسته عفاف میتوان به پوشش اسلامی (حجاب) اشاره نمود. وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمیکنند به او تعرّض کنند.
حیا و عفاف از ویژگیهای درونی انسان است و حجاب به شکل و قالب و نوع و چگونگی پوشش بر میگردد و زن بدون عفّت و پوشش به زباله دان شهوت مردان بی اصول بَدَل می گر د د.
نباید بگذارند عفّت زن- که مهمترین عنصر براق شخصیت زن است- مورد بی اعتنایی قرار گیرد. عفّت در زن، وسیلهای برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران، حتّی در چشم خود مردان شهوتران و بی بند و بار است. عفّت زن، مایه احترام و شخصیت اوست و مسئله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه به خاطر این است که قضیه عفاف در این بین سالم نگه داشته شود.
"امروز یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب، بخصوص در کشور ایالات متّحده امریکا، همین است که مردان با تکیه به زورمندی خودشان، به عفت زن تعدّی و تجاوز میکنند. آمارهای رسمی آمریکا واقعاً وحشت انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور امریکا صورت میگیرد! ببینید چقدر مسئله عفّت مهم است و وقتی بی اعتنایی کردند، قضیه به کجا میرسد. هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف! برخلاف تمایل زن، مرد زورگو، ظالم، بی بندوبار و بی عفّت بتواند به حریم عفّت زن تعدّی و تجاوز کند. اسلام اینها را ملاحظه میکند. مسئله حجاب که این همه مورد توجّه اسلام است، به خاطر این هاست. "
=== تاریخچه حجاب ===[۲۸]
آثار به جامانده از انسانها چو تمدنهای کهن نشانگر این است که پوشش به اسلام اختصاص ندارد و پیشینه تاریخی و دیرینه دارد. از سه هزار سال قبل از میلاد در تصاویری که نقاشی شده؛ دختران تمام بدن و پسران نیمه پایین بدنشان پوشیده است. چهارده قرن پیش در نقوش برجسته، فرعون و زن و دخترش پوشیده هستند.
نقش برجستههای مربوط به چهارده قرن پیش از میلاد در مصر، ملکه را با پوشش نمایش داده است. نقش برجستههای موجود در موزههای بریتانیا، برلین و ناپل، نشان دهنده پوشش زنان آن دوره میباشد. زنان در این مجسمهها از پوشش کامل برخوردارند که بعضی مربوط به سه هزار سال قبل از میلاد هستند. در یونان، روم، مصر و ایران باستان زنان شهرنشین و ثروتمند، خود را میپوشاندند و از نظرها دور نگه میداشتند. در یونان زن در بیرون خانه بدن و صورت خود را میپوشاند. زنان آشوری به حجاب بدن و صورت و سر عادت داشتند. در روم شرقی حجاب شدیدتری رواج داشت و در روسیه تا هنگام سلطنت "پطر کبیر" حجاب معمول بود.
پوشش در ادیان الهی
پوشش در آیین زرتشت
مرکز بعثت زرتشت ایران بوده و زنان ایران زمین از زمان مادها- که نخستین ساکنان این دیار بودند- پوشش کاملی شامل پیراهن بلند و چین دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنل بلند بر روی لباسها داشتند و تا زمان بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)ادامه داشته است. با توجه به متون تاریخی در زمان زرتشت اگر چه زن با آزادی در محیط بیرون از خانه رفت و آمد میکرده و همپای مردان به کار میپرداخته، ولی این امور با حجاب و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز همراه بوده است. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند. در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورتی از زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد...
پوشش در آیین یهود
در تورات و کتاب فقهی "تِلمود" به صراحت وجوب پوشش سر از نامحرمان، نهی از تشبه زن به مرد و مرد به زن در پوشش، منع لمس و تماس و اختلاط زن و مرد، پرهیز از آرایش و ناز و غمزه و به صدا درآوردن خلخالهای پا که موجب عذاب الهی میگردد، بیان شده است و در صورت عدم رعایت این فرامین، مرد حق داشت بدون پردا خت مهریه زنش را طلاق دهد.
پوشش در آیین مسیح
مسیحیت، نه تنها احکام سخت یهود را استمرار بخشیده، بلکه در برخی موارد آن را تشدید نموده و در برخی از آیات انجیل کوشش شده عفاف درون را پشتوانه حجاب بیرونی قرار دهد و در مورد لزوم عفت و آراستگی زن بوسیله حیا و پرهیز از آرایش و زیورآلات، داشتن وقار و دوری از نگاه نامحرم و وجوب پوشاندن موی سر به ویژه در مراسم عبادی آیاتی بیان شده است. کتابهای مصور مسیحیان و ارامنه بیانگر اهتمام زنان مسیحی و ارمنی به حجاب و عفاف است.
پوشش در ایران باستان
در ایران در دوره مادها و هخامنشیان و اشکانیان، زنان علاوه بر لباسهای بلند و گشاد و آستین دار روی آن چادری هم به سر میکردهاند و لباس بیرون از منزلشان از تجملات و تزیینات خاص دور بوده است و از اختلاط با نامحرمان به شدت پرهیز میکردهاند. آن چه در ایران ساسانی بوده است، تنها پوشیدگی زن نبوده، بلکه مخفی نگه داشتن زن بوده است.
پوشش در سایر ملل
حجاب زنان از عادات قدیم تمدنهای بشری بوده است و منشا پیدایش حجاب حفظ حرمت زنان محترمه و ثروتمند بوده و بعداً صورت عفاف به خود گرفته است.
زنان یونانی صورت و اندامشان را تا روی پا میپوشاندند. زنهای فنیقی دارای پوششهای قرمز رنگ بودند در لابه لای قدیمیترین کتابهای یونانی سخن از حجاب به چشم میخورد. در بعضی شهرها صورتشان را با پارچه میپوشاندند و دو منفذ جلو چشمشان قرار میدادند. در بعضی شهرها موقع رفتن به بازار واجب بوده که زنان صورت هایشان را بپوشانند. در هند نیز حجاب سخت و شدیدی نظیر حجاب ایرانیان باستان حکمفرما بوده است.
بنابراین، در عهد باستان در میان همه ادیان و اقوام یونانی، رومی، آلمانی و خاور نزدیک و... پوشش زن به طور کامل رعایت میشده و از نیمه دوم قرن هجدهم آثاری مبنی بر کم شدن تدریجی حجاب به چشم میخورد.
پوشش زنان عرب
زنان عرب پیش از اسلام پوشش مناسبی ندا شتند؛ از این رو همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله)از پیروی آن الگو منع شدند. [۲۹]
بیانگر این نکته مهم است. از بررسیهای تاریخی نتیجه میگیریم که اصل پوشش، پیش از اسلام رواج داشته است و اسلام فقط حد و مرز آن را مشخص کرده است، به عبارت دیگر، اسلام این رسم یا عادت را که در برخی جوامع به گونهای شدید و یا ضعیف بوده است، به حد اعتدال و حدود شرعی رسانده و آن را اصلاح و تعدیل کرده است و جزء فرائض دین قرار داده است تا ناهنجاریهای اجتماعی و خانوادگی را که نتیجه افراطها و تفریطها در این زمینه بوده است، برطرف سازد. [۳۰]
پوشش مسلمانان پیش از نزول آیه حجاب
به نظر میرسد حکم حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. صاحب تفسیرکشّاف، وضع زنان را در پیش از نزول آیات حجاب چنین شرح میدهد:
"زنان، گریبان هایشان گشاد و باز بود، گردن و سینه و اطراف سینههاشان دیده میشد و داخل روسریها را معمولاً از پشت سر برمی گرداندند (همان طور که الان بین مردان عرب متداول است) و قسمتهای گردن و بناگوش و سینه دیده میشد. "
باید خاطر نشان کرد که پیش از نزول این آیات، زنان مثل مردان با سرِ باز در معرض اجتماع رفت و آمد نمیکردند، اقامه نماز و حضور زنان در مسجد به طور حتم با پوشش همراه بود، گرچه نحوه آن با آمدن آیات قرآن تغییر کرد و صورت جدیدتر و کامل تری به خود گرفت. از این رو نمیتوان گفت که زنان قبل از نزول آیات فوق، هنگام نماز پوششی نداشتند، یا در اماکن مقدس و معنوی با همان وضع و شرایطی که در داخل خانه حاضر میشدند حضور یافته، به سخنان پیامبر(صلی الله علیه و آله)در کنار مردان در مساجد گوش فرا میدادند. بنابراین آن چه در جامعه رواج داشت و قرآن به مبارزه با آن برخاست، پدیده بدحجابی بود، نه بی حجابی.
کشف حجاب در ایران
گرچه حافظه مردم، هفدهم دیماه ۱۳۱۴ را آغاز کشف حجاب میداند؛ اما تغییر شکل لباس زنان در ایران از حرمسرای ناصرالدین شاه پس از سفر او به اروپا آغاز شد. او دستور داد زنها، به تقلید از "بالرین "های روسی، لباسهای کوتاه با شلوارهای نازک چسبان بپوشند. این مدل لباس پوشیدن، به زودی به زنان اعیان و پس از آن به سایرخانمها سرایت کرد. بدین ترتیب لباسهای تا پشت پا به سر زانو رسید. بعد از مشروطه نیز به نام آزادی خواهی برای زن، حجاب را بزرگترین مانع ترقی او خواندند و به طور مبالغه آمیزی آن را تبلیغ نمودند. به این ترتیب نسخه کشف حجاب برا ی زن ایرانی، پس از زنان ترکیه و افغانستان پیچیده شد.
استعمار در پی شکست طرح حضور مستقیم در کشورهای اسلامی، راه تهاجم به فرهنگ غنی و انسان ساز اسلام و مقابله با گسترش تعالیم مقدس آن را درپیش گرفت و مبارزهای جدّی و پی گیر را با مظاهر اسلام و هرچه که رنگ و صبغه دین و دین باوری داشت، آغاز نمود. "امان الله خان " در افغانستان ماموریت یافت با فرهنگ اسلامی مبارزه و راه را برای ترویج و گسترش جلوههای مبتذل فرهنگ غرب هموار کند. در ترکیه این مأموریت استعماری به "مصطفی کمال پاشا" معروف به "آتاترک " سپرده شد و او با عزمی جزم ضمن مقابله مستقیم با اسلام، کشورش را متحوّل نمود؛ "رضاخان " نیز در ایران مامور اسلام زدایی و آماده سازی زمینهها و شرایط ترویج و رونق فرهنگ مبتذل غرب شد.
با مطرح شدن کشف حجاب و از سر برداشتن چادر که نشانه عفاف و پاکی زن مسلمان به حساب میآمد، مخالفت مردم متدّین آغاز شد. مخالفتها و مبارزات مردم با دستگیری و کشتار مردم و روحانیون سرکوب گردید و بدین ترتیب زمینههای مناسب برای علنی نمودن منع حجاب آماده شد. و این گونه حجاب و نجابت زن ایرانی به وسیله رضاشاه برداشته شد و غیرت و شرف مردان منکوب و ناموسشان در معرض دید و تماشای دیگران قرار گرفت.
ضرورت حفظ حریم میان زن و مرد
دیدگاه اسلام
اشاره
حکم پوشش از احکام ضروری اسلام است و هیچ مسلمانی نمیتواند در آن تردید کند؛ زیرا در قرآن و روایات به آن تصریح شده است. به همین جهت، فقهای شیعه وسنی به اتّفاق به وجوب آن فتوا دادهاند. همان طور که نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز مختص به زمان خاصی نیست.
قرآن کریم دربارهٔ ضرورت پوشش اسلامی میفرماید: (ذَلِکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلَا یُؤذَین)؛ [۳۱]
این کار برای این که (از کنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است. در آیه دیگر زنان بهشتی را به مروارید تشبیه مینماید که به سبب ارزشمندی در صدف پیچیده شده است. (کَأَمثل اللّؤلُو المَکنُونِ)[۳۲]
وبار دیگر میفرماید: زنان بهشتی در سراپردههای خود مستورند (حُورمَّقصُورَتٌ فِی الخِیَامِ).[۳۳]
در روایات نیز زن، ریحانه یا گل ظریف معرفی گردیده است "اَلمرأة رِیحانَةٌ".[۳۴]
بنابراین، خالق این گل برای حفظ آن از آسیب حوادث، حجاب را واجب نموده است. "حقیقت آن است که حرکات و سکنات انسان نیز زبان دار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن و سخن گفتن، زن معنادار است و به زبان بی زبانی میگوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن وگاهی بر عکس، با پوشش و وقارش اعلام میدارد: که دست تعرّض از این حریم کوتاه است. "[۳۵]
آثار حجاب
از طرف دیگر رعایت حجاب و پوشش، آثار ارزندهای را به بار میآورد که ضرورت آن را دو چندان مینماید. برخی از آن آثار عبارتند از:
آرامش روانی
روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام میگیرد. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی، از هوس سیر نمیشود. و از طرفی تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه با نوعی احساس محرومیت همراه است. دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی میگردد؛ از این رو اسلام برای تعدیل و رام کردن این غریزه تدابیری اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است. وظیفه مشترک برای هر دو، مربوط به نگاه کردن است خلاصه این دستور این است که چشم چرانی، نگاههای خیره و مملو از شهوت و به قصد لذت به یکدیگر ممنوع است. وظیفه خاص زنان هم این است که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند. به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانهای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فرا هم سازند. بدیهی است که انجام این دستورها باعث آرامش روحی و روانی زنان ومردان خواهد شد.
استحکام پیوند خانوادگی
خانواده با اهمیتترین نهاد اجتماع است، پس زن و مرد باید در انجام اموری که این بنا را مستحکم تر میکند، تا سر حدّ توان تلاش نمایند و عواملی را که باعث سست شدن بنیاد این نهاد مقدس میگردد، از آن دور نمایند.
عوامل استحکام خانواده عبارتند از:
الف) اختصاص دلربایی و دلباختگی به محیط خانه و خانواده در شکل ازدواج مشروع: فلسفه حجاب در اسلام این است که این مهم تحقق یابد و هر یک از زن و مرد تنها عامل خوشبختی خود را همسر قانونی خود بداند.
ب) ایجاد پاکترین و صمیمیترین عواطف بین زوجین و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده: در کنار همه عوامل تاثیرگذار، تامین این هدف وقتی ممکن است که مرد چشم به زنی غیر از همسرش نداشته باشد و زن نیز در صدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد، و اصل ممنوعیت هر نوع کامیابی جنسی در غیر چارچوب خانواده حتی قبل از ازدواج هم رعایت گردد.
عوامل سستی بنیان خانواده عبارتند از:
الف) انجام اعمالی که باعث جلب توجّه افرادی غیر از همسر میشود.
ب) معاشرتهای آزاد و بی بند و بار همسران که ازدواج را به تکلیفی محدودیت آور و مزاحم برای کامیابی آزاد از غیر همسر قانونی تبدیل میسازد.
قرآن کریم همسران را "لباس " یکدیگر میداند: (هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُم وأنتُم لِبَاس لَّهُنَّ )[۳۶]
؛ زنانتان لباس شمایند و شما لباس زنانتان هستید. لباس از همه چیز به تن انسان نزدیک ترو محرم تر است و در عین حال، تن را از نگاه دیگران میپوشاند.
"زن و شوهر نیز به یکدیگر نزدیکند و هر یک از آن دو موجب حفظ عفّت دیگری است، آن چنان که لباس انسان را از برهنگی و بی عفّتی حفظ میکند. "[۳۷]
و به همان ترتیب که لباس هر کس مایه وقار و آراستگی اوست، همسر انسان نیز باید وقار و آراستگی را در اجتماع برای او فراهم سازد. [۳۸]
بی قیدی نسبت به تعهدات خانوادگی مانع ایفای نقش مکملی زن و مرد میگردد و به تعبیر قرآن این لباسها دیگر مایه حفظ عفت و وقار و رشد شخصیت نمیباشند. حجاب از لوازم سامان یافتن بنیان خانواده است و بی حجابی با آن تعارض آشکار دارد، زیرا بی بند و باری در پوشش، بی بند و باری در تحریک و احساس نیاز را در پی دارد و تامین نیازهای شعله ور، بنیاد خانواده را نشانه میرود.
امنیت اجتماعی
حجاب بر خلاف نظر منتقدان آن باعث انجام صحیح مسئولیتهای اجتماعی است. اسلام نه تنها بیرون رفتن زن، تحصیل علم و فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی او را منع نمیکند؟ بلکه آیات قرآن، احادیث اهل بیت و سیره عملی حضرت فاطمه علیهاالسلام و حضرت زینب علیهاالسلام و زنان بز رگ تاریخ اسلام این مطلب را اثبات مینماید. اسلام برای پیشگیری از آلوده شدن محیط کار و اجتماع به لذّت جوییهایی که مختص به محیط خانواده است، حجاب را واجب نمود. چرا که عدم امنیت، رکود فعالیت زنان و مردان را به بار میآورد. حفرت امام خمینی قدس سره در این باره میفرمایند:
"اکثر شما خانمها آن زمان را یاد ندارید و شاید در بین شما بسیار کم باشد که آن زمان اسفبار را یاد داشته باشد. در آن زمان به اسم دین که میخواهیم نیمی از جمعیت ایران را فعّال کنیم، دست به یک جنایت زدند و آن جنایت کشف حجاب بود که به جای این که نیمی از جمعیت ایران را فعال کند آن نیم دیگر را که مردان بودند هم از فعالیت انداخت. عروسکهایی که درست کردند، آنهایی که در ادارات بودند، سایر افراد را هم از کارهای خودشان بازداشتند و آنهایی که در خیابانها رها بودند، جوانهای ما را به فساد کشاندند وآنها را از فعّالیت انداختند. "[۳۹]
"ای زن! آگاه باش، دنیا خراب آبادی است که هر نقطه آن به مینهای شیطان و نگاههای آلوده، نا امن گشته است. اما فرشتههای باحجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیتی بی نظیر به سر میبرند که دیگران از طعم آن بی خبرند". [۴۰]
ارزش و احترام زن
در طول تاریخ یکی از راههایی که زن برای حفظ مقام و ارزش خود از آن استفاده کرده، حفظ حریم در برابر مرد نامحرم بوده است. این همان روشی است که اسلام بر آن تاکید کرده است. زن هر اندازه با وقار و عفیف تر ظاهر شود، از احترام و ارزش بالاتری در نزد مردان برخوردار میشود.
دیدگاه روان شناسان و جامعه شناسان
حجاب و رشد شخصیت
مجموعه صفات و ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری که هر انسان را از انسانهای دیگر متمایز میسازد، "شخصیت " نام دارد. بر این اساس، هر کس شخصیتی دارد که خود را با آن معرفی میکند و دیگران نیز او را با همان ویژگیها میشناسند. انسانی که پیوسته نگران زیبایی خود است و بیشتر در جهت معرفی پیکر خود میکوشد، زندگی اش تحت فرمان و اراده اش نیست، او چنان زندگی میکند که دیگران میپسندند، نه آن گونه که خود میخواهد. چنین فردی در حس هویّت یابی خود، دچار شکست شده است و قادر نیست هویّتش را به کمال برساند.
زن هم مانند مرد یک انسان است و باید در بعد انسانی رشد و تکامل یابد. کسی که با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه، در اندیشه جلب نظر دیگران به سر میبرد، در حقیقت
میخواهد با تکیه بر جذابیتهای ظاهری خویش و نه اصالتها و ارزشهای متعالی خود جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام میدارد، آن چه برایش اصل است و اهمیّت دارد، "زن بودن " است، نه انسانیت، اندیشه، لیاقت و کارآیی اش. چنین فردی قبل از همه، اسیر خویش است و به مغازه داری شبیه است که پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر اجناس خود و تغییر دکور فروشگاهش به سر میبرد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگتر را نمییابد. [۴۱]
حجاب و احساس ارزش و حرمت
روان شناسان، میزان ارزش و احترامی که هر انسانی برای خود قائل است را "حرمت خود" مینامند و آن را اساسیترین عامل رشد و کمال ا نسان، قلمداد میکنند. انسان با رفتار و گفتارش نشان میدهد که تا چه حد برای خود ارزش و احترام قائل است. بر اساس نتیجه این قضاوت است که فرد خود را توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ضعیف، ناموفق و بی ارزش میداند.
هر چقدر فرد خود را با ارزش تر بداند، در راه رسیدن به یک زندگی عاطفی متعادل توانمندتر خواهد بود. انسانی که همواره از آشکار شدن ناتوانیش هراسناک است، در نمایش هیجانات و عواطفش ابتکار عمل ندارد و دیگران برای او تصمیم میگیرند، بی تردید خود را ارزشمند نمیداند. [۴۲]
خلاقیت نیز با سطح حرمتِ خود رابطهای کاملاً مستقیم دارد. در جامعهای که برهنگی تمام شریانهای آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشتهها و نداشتههای خویش هستند، انسانها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو میروند زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ مینماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوعّ طلبی حریصانه کشیده میشود. بی تردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را اشغال کرده است، فرصتی برای بروز خلّاقیت و ابتکار باقی نمیماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل و جلب نظر دیگران هرگز اندیشه علمی را بر نمیتابد و نمیتواند یافتهای تازه عرضه کند. او در پی آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن که با ابتکار و خلاقیت وضعیت را تغییر دهد و طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آن جا که با تمام وجودخود را بی ارزش میپندارد، برای جبران این کمبود از طریق عرضه پیگر آراسته خود، آسانترین راه را برای مقبولیت در نزد دیگران، برمی گزیند. چنین فردی هم ارزشمندی را از کف داده و هم برای جبران آن به بیراهه رفته است. در حالی که زن با احساس ارزشمندی، خود را از دسترس بیگانگان دور نگه میدارد تا آن جا که مرد، نیازمندانه به آستان وی روی آورد. او باور دارد که راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، کسب صفات با ارزش و پابرجا است. از همین رو است که ویل دورانت می گو ید:
زنان دریافتهاند که دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است.
اگر زنان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، بی تردید به پوشیدگی و مخفی ساختن پیکر خویش بیشتر گرایش نشان میدهند چرا که راه احساس ارزشمندی، در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل میگوید:
از لحاظ هنری، مایه تاسف است که بتوان به آسانی به زنان دست یافت.
ویل دورانت نیز میگوید: آن چه میجوییم و نمییابیم، عزیز و گران بها میگردد.
"ویلیام جیمز" به صراحت توصیه میکند: زنان عزت و احترام شان به این است که به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نکنند و خود را از دسترس مردان، دور نگه دارند.
پس حجاب پدیدآورنده و تثبیت کننده احساس ارزشمندی و احترام برای زنان و محدودیت و محرومیت برای مردان است؛ چون راه چشم را که نافذترین کانال حسی مردان است نمیتوان سدّ کرد. به زنان گفته میشود: پوشیده بیرون بیایید ولی در واقع مخاطب اصلی مرد است که به او گفته میشود: بهره برداری آزاد جنسی در همه جا ممنوع است. [۴۳]
حجاب و تامین نیازهای خانواده
خانواده کانون عشق و امید و تحقّق آرزوهای آدمی و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است به گونهای که هیچ جامعهای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. غریزه جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است اما برای پایداری آن کافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج، اهداف جدیدی شکل میگیرد خواستههای غریزی اندک اندک جای خود را به نیازهای روانی، امنیتی، عاطفی و شناختی میدهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تامین اهداف خانواده کافی نیست. نخستین شرط تامین نیازهای جدید، آن است که زن و شوهر از تمایلات و هویّت فردی دست برداشته، برای ایجاد هویتی جمعی، تلاش نمایند. چنان چه هر یک فقط خواهش خویش را دنبال کند، یعنی زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان بیگانه گام بردارد، در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد و از سوی دیگر مرد در اندیشه رسیدن به تمکینهای نوتر و پر رونق تر به سر برد و نقش پدری را فراموش کند، بنیان خانواده بر باد میرود. بی تردید پرداختن به اموری چون توجّه به لباس، بدن، روی، موی و انگشت نما شدن و مشخص تر معرفی کردن خود و فراموش کردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایههای خانواده را متزلزل میسازد.
حجاب و مسئولیت اجتماعی
هر کس در برابر خود و دیگران مسئول است. توفیق در انجام مسئولیت، نیازمند استعداد و توانمندی کافی است. پوشش مناسب زن در اجتماع توانمندی او را در ایفای نقش اجتماعیش بالا میبرد، چرا که هم خود او بدون دغدغه دل ربایی و جلب نظر دیگران به انجام وظیفه میپردازد، هم محیط را برای ایفای نقش مردان، آلوده نمیسازد.
فلسفه حجاب
"در مسئله پوشش، روح سخن آن است که آیا بهره بردن مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد حق دارد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر استفاده را ببرد؟ اسلام که به روح مسائل مینگرد به این سوال جواب منفی میدهد، مردان فقط در محیط خانوادگی و در چارچوب قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین میتوانند از زنان به عنوان همسران قانونی کام جوئی کنند، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. برای زنان نیز کامیاب ساختن مردان در خارج از کانون خانوادگی به هر صورت و به هر شکل، ممنوع میباشد چون آن کسی که در این مسئله بهره مند میگردد مرد است نه زن، لا اقل مرد از زن بیش تر بهره میبرد.
بنابراین، حجاب در اسلام از یک مسئله کلی و اساسی ریشه میگیرد و آن این است که اسلام می خو اهد انواع لذّت جوییهای جنسی، چه از طریق نگاه چه لمس و چه نوع دیگر به محیط خانواده و در شکل ازدواج قانونی اختصاص یابد و انسان در اجتماع منحصراً برای انجام کار و فعّالیّت حاضر شود. "[۴۴]
خلاصه این که حجاب از دیدگاه اسلام اعلان انزوای زن و بر کناری او از فعالیت اجتماعی نیست، بلکه جان پناهی است که در هجوم تیرهای مسموم نگاه به آن پناه میبرد. اگر چه زن با حفظ پوشش اسلامی ممکن است خود را محدود ببیند، اما او در صورتی میتواند به عنوان یک انسان ارزشمند با حفظ امنیت در اجتماع ظاهر شود که با سپری مطمئن، بلا را از خود دور نماید. به همین دلیل حتی اگر کسی از مچ تا سر انگشتان دو دست و گردی صورت زن را با لذّت نگاه کند، آنا ن نیز باید پوشیده شوند.
فلسفه حجاب کامل در نماز
"همان طور که قبلاً بیان گردید، از دیدگاه یکتاپرستان، همه دستورهای خداوند بر اساس علم و حکمت بی حد اوست، روشن است که بشر توانایی آگاهی از همه آن اسرار را ندارد. آن چه مسلَم است این که خالق مهربان با صدور این ا حکام درجه تعبَد و بندگی مخلوقات را اندازه گیری مینماید، البته اگر انسان تا حدودی با فلسفها حکام آشنا شود، انگیزه او برای انجام آن دستورا ت تقویت میگردد. در این مجال به بعضی از علل وجوب رعایت حجاب کامل در نماز اشاره میشود:
الف) پوشیدگی در نماز تمرینی مداوم برای رعایت حجاب در اجتماع است که مانند واکسن یادآور، زن را در برابر آسیبهایی که ممکن است اعتقاد او را به انجام این حکم الهی تهدید نماید، مصونیت میبخشد.
ب) وجود پوششی مخصوص، انسان را از توجّه به تجملات و زینتهای دنیوی دور میکند و باعث حضور قلب بیشتر در نماز میشود.
ج) از آن جایی که در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز برای مردان نیز مستحب است، پوشیدگی را میتوان نوعی ادب و احترام در برابر خداوند به شمار آورد. " [۴۵]
حدود پوشش در نماز با حجاب زن در برابر نامحرم تفاوتهایی دارد که توضیح آن خواهد آمد.
فصل سوم نیاز انسان به لباس
حجاب در قرآن و سنّت
آن چه از آیات و روایات برداشت میشود، این است که لباس به سه نیاز انسان پاسخ میدهد:
ا. لباس محافظ بدن در مقابل سرما، گرما و خطرات است؛ [۴۶]
۲. لباس مایه آراستگی، زیبایی و وقار است؛[۴۷]
۳. لباس حافظ عفّت و حیا است.[۴۸]
لباس محافظ بدن از سرما و گرما
در آیه ۸۱ سوره نحل آمده است:[۴۹]
(و للَّهُ جَعَلَ لَکُو مِّمَّا خَلَفَ ظِلَلاَ وجَعَلَ لَکُو مِّنَ الجِبَالِ أکنَنًا وجَعَلَ لَکُم سَرَبِیلَ تَقِیکُمُ الحَرَّ وسَرَ بِیلَ تَقِیکُم بَأسَکُم کَذَالِکَ یُتِمُّ نِعمَتَهُ و عَلَیکُم لَعَلَّکُم تُسلِمُون)، خداوند از آن چه آفریده سایههایی برای شما قرار داده، و از کوهها پناهگاههایی، و برای شما پیراهنهایی آفریده که شما را از گرما (و سرما) حفظ میکند، و پیراهنهایی که حافظ شما به هنگام جنگ است، این گونه او نعمتهایش را بر شما کامل میکند تا تسلیم فرمان او شوید.
در این آیه سایهها اعم از سایهٔ درختان وا شیاء دیگر و یا سایه غارها و پناهگاههای کوهستانی به عنوان نعمت الهی معرفی شدهاند، زیرا همان گونه که انسان در زندگی نیاز به تابشی نور دارد، در بسیاری از اوقات نیاز به سایه دارد، چرا که اگر نور یک نواخت بتابد، زندگی غیرممکن خواهد بود. بزرگترین سایه برای ساکنان زمین، سایه کره زمین است که شب نام دارد و نیمی از سطح زمین را میپوشاند. نقش این سایه بزرگ و سایههای کوچک تر به هنگام روز بر کسی پوشیده نیست. ممکن است اهمیت غارها و پناهگاههای کوهستانی برای شهرنشینان آسوده خاطر هرگز روشن نباشد، ولی بیابانگردها، مسافران بی دفاع، چوپانها و خلاصه همه کسانی که از نعمت خانههای ثابت و سیّار محرومند و در آفتاب داغ تابستان و یا سوز سرمای زمستان گرفتار میشوند، میدانند تا چه اندازه وجود یک پناهگاه کوهستانی، اهمیت حیاتی دارد.
در ادامه آیه، به دنبال بیان سایبانهای طبیعی و مصنوعی به سراغ پوششهای بدن انسان میرود و میفرماید:
خداوند پیراهنهایی که شما را از گرما حفظ میکند و پیراهنهای مخصوص پر مقاومتی که به هنگام جنگ حافظ شما است، برای شما قرار داد.
البته فایده پوشش و لباس تنها این نیست که انسان را از گرما و سرما حفظ کند، بلکه هم باعث شکوه انسان است و هم در برابر بسیاری از خطرات، لباس میتواند از جسم او دفاع کند. این که در آیه فوق تنها دفاع در مقابل گرما ذکر شده، شاید به خاطر آن است که عرب در بسیاری از موارد، از دو کلمه ضد یکی را به عنوان اختصار ذکر میکند و دومی به قرینه اولی روشن میشود و یا به این جهت است که در آن مناطق که قرآن نازل گردید، دفاع در برابر گرما از اهمیت بیشتری برخوردار بود. این احتمال نیز وجود دارد که گرمازدگی و سوختگی در برابر آفتاب خطرناک تر است و تحمّل انسان در مقابل گرما و تابش شدید آفتاب کمتر از مقاومت او در برابر سرما است، چرا که انرژی درونی انسان در سرما تا حد زیادی میتواند او را حفظ کند، ولی دفاع بدن در مقابل گرما کمتر است.
در پایان آیه به عنوان یک تذکر و هشدار میفرماید:
خداوند این گونه نعمتش را بر شما تمام میکند شاید در برابر فرمان او تسلیم شوید.
این طبیعی است که انسان با بررسی نعمتهای مختلفی که وجودش را احاطه کرده بی اختیار به یاد آفریننده نعمت میافتد و اگر کمترین حس قدردانی و شکرگزاری در درونش باشد بیدار میگردد و به سراغ بخشنده نعمت میرود.
پیامها
۱- فوائد سایه کمتر از نور و روشنایی نیست.
۲- لباس و زره که بدن را از سرما و گرما وجنگ حفظ میکنند، نعمتهای خداوند هستند.
۳- غرق شدن در نعمتها نباید انسان را از یاد خالق آنها غافل نماید.
۴- یاد نعمتها عشق به آفریدگار و تسلیم در برابر او را در انسان زنده نگه میدارد.
حیاء ووقار
آیات ۲۳ تا ۲۵ سوره قصص ضمن بیان داستان حضرت موسی و دختران شعیب، برای حیا و وقار زن و مرد در برابر نامحرم و در اجتماع مثالی ارائه مینماید.[۵۰]
(ولَمَّا وَرَدَ مَاَءَ مَدیَنَ وَجَدَ علَیهِ امَّةً مِّنَ النَّاس یَسقُونَ وَوجَدَ مِن دُونِهِمُ اَمرأتَینِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطبُکُمَا قَالَتَا لَانَسِقی حَتَّی یُصدِرَ الرِّعَاَءُ وَأبُونَا شَیخ کبِیرٌ)!
و هنگامی که به (چاه) آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آن جا دید که چهارپایان خود را سیراب میکنند، و در کنار آنها دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند (و به چاه نزدیک نمیشوند، موسی) به آنها گقت کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمیدهید؟) گفتند: ما آنها را آب نمیدهیم تا چوپانها همگی خارج شوند، و پدر ما پیر مرد مسنی است.
(فَسقَی لَهُمَا ثُومَّ تَوَلَّی إِلَی اَلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَآ أنزَلتَ إِلَیَّ مِق خَیرٍ فَقِیرٌ)؛
موسی به (گوسفندان) آنها آب داد، سپس رو به سوی سایه آورد و عرض کرد پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی من به آن نیازمندم!
(فجآءَتهُ إِحدَهُمَا تَمشِی عَلَی استِحیَاء قَالَت إِنً إبی یَدعُوکَ لِیَجزِیَک أجًرَ مَا سَقَیتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ ر وَقَصَّ عَلَیهِ القَصَصَ قَالَ لَا تَخَف نَجَوت مِنَ اتقَومِ اَلظلِمِینَ) ناگهان یکی از آن دو به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت و گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا مزد سیراب کردن گوسفندان را برای ما به تو بپردازد. هنگامی که موسی نزد او (شعیب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد گفت: نترس از قوم ظالم نجات یافتی![۵۱]
هنگامی که موسی در کنار چاه آب مدین قرار گرفت، گروهی از مردم را در آن جا دید که چارپایان خود را از آب چاه سیراب میکنند و در کنار آنها دو زن را دید که گوسفندان خود را مراقبت میکنند، اما به چاه نزدیک نمیشوند. وضع این دختران با عفّت که در گوشهای ایستاد هاند و کسی به داد آنها نمیرسد و مردان چوپان، تنها در فکر گوسفندان خویشند و نوبت به آنها نمیدهند، نظر موسی را جلب کرد. نزدیک آن دو آمد و گفت: کار شما چیست؟ چرا پیش نمیروید و گوسفندان را سیراب نمیکنید. دختران در پاسخ او گفتند: ما گوسفندان خود را سیراب نمیکنیم تا چوپانان همگی حیوانات خود را آب دهند و خارج شوند و ما از باقیمانده آب استفاده میکنیم و برای این که این سؤال برای موسی بی جواب نماند که چرا پدر این دختران عفیف آنها را به دنبال این کار فرستاده؟ افزودند: پدر ما پیرمرد مُسنی است، پیرمردی شکسته و سالخورده، نه خود او قادر است گوسفندان را آب دهد و نه برادری داریم که این کار را انجام دهد و برای این که سربار مردم نباشیم، چارهای جز این نیست که ما به پدرمان کمک کنیم. موسی ا ز شنیدن این سخن سخت ناراحت شد، چه بی انصاف مردمی هستند که فقط در فکر خویشند و کمترین حمایتی از مظلوم نمیکنند؟ جلو آمد دلو سنگین را گرفت و در چاه افکند، دلوی که میگویند چندین نفر میبایست آن را از چاه بیرون بکشند، با قدرت بازوان نیرومندش یک تنه آن را از چاه بیرون آورد، و گوسفندان آن دو را سیراب کرد.
سپس به سایه روی آورد و به درگاه خدا عرض کرد: خدایا هر خیر و نیکی بر من فرستی من به آن نیازمندم.
پس از مدتی یکی از آن دو دختر که با نهایت حیا گام برمی داشت و پیدا بود از سخن گفتن با یک جوان بیگانه شرم دارد به سراغ او آمد و تنها این جمله را گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا پاداش و مزد آبی را که از چاه برای گوسفندان ما کشیدی به تو بدهد. موسی به سوی خانه شعیب آمد. طبق بعضی از روایات دختر برای راهنمایی از پیش رو حرکت میکرد و موسی از پشت سرش. باد بر لباس دختر میوزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند، حیا و عفت موسی? اجازه نمیداد چنین شود، به دختر گفت: من از جلو میروم بر سر دو راهیها و چند راهیها مرا راهنمایی کن....
از آیات فوق چنین استنباط میشود که:
ا- از دیدگاه قرآن، حیا از برجستهترین کمالات زن است؟
۲- رفت و آمد زن در بیرون خانه باید بر اساس حیا و عفّت باشد؛
۳- حفظ حریم میان زن و مرد یک ارزش است که دختران شعیب آن را مراعات میکردند؛
۴- گفت وگوی مرد با زن در صورت اضطرار مانعی ندارد، ولی تا حد امکان باید خلاصه سخن گفت؛
۵- کار زن در خارح از منزل اشکالی ندارد؛ به شرط آن که:
الف) زن در محیط کار، تنها نباشد.
ب) با مردان اختلاطی نداشته باشد.
۶- دختران پیامبر خدا چوپانی میکنند، ولی هرگز تن به ذلت و گدایی نمیدهند؛
۷- در اجتماع از حیا و ضعف زنان نباید سوء استفاده شود و اگر قانون و حمایتی در کار نباشد، بسیاری از مردان، حقوق زنان را نادیده میگیرند.
حیا و وقار در روایات
از امام باقر یا امام صادق(علیه السلام) نقل است که:
حیا و ایمان همراه همند، هر گاه یکی از آنها (از بین) برود دیگری نیز با او خواهد رفت. [۵۲]
امیر مومنان شرم و حیا را زیبا،[۵۳]
کلید خوبیها،[۵۴]
نتیجه ایمان [۵۵]
و پوشاننده عیوب [۵۶]
میشمارند. ایشان میفرمایند:
"نتیجه شرم و حیا پاکدامنی است؛[۵۷]
کسی که شرم و حیا ندارد، خیری در او نیست [۵۸]
و هر که ا ز مردم شرم نکند از خداوند سبحان شرم نخواهد کرد". [۵۹]
و در جای دیگر میفرمایند:
کسی که خطایش فراوان باشد، حیایش کم ا ست و کسی که حیایش کم باشد، کمتر از گناهان خودداری میکند و کسی که کمتر از گناهان خودداری کند، دلش میمیرد و کسی که دلش بمیرد وارد آتش خواهد شد. [۶۰]
و آخرین درجه شرم و حیا آن است که انسان از خودش حیا کند.[۶۱]
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)نقل است که:
وقتی حیا نکردی، هر کاری میخواهی بکن؛[۶۲]
کسی که پرده حیا را بدرد، غیبتش جایز است؛[۶۳]
حیا نیکوست، ولی در زنان نیکوتر است "[۶۴]
و قیامت بر پا نمیشود تا این که حیا (از میان) زنان و کودکان برود.[۶۵]
عفاف در روایات
پیامبر(صلی الله علیه و آله) میفرمایند: عفاف زینت زنان است [۶۶]
و علی(علیه السلام) فرمودهاند: زکات زیبایی، عفت و پاکدامنی است.[۶۷]
از امام صادق(علیه السلام) نقل است که:
در روز قیامت زنی زیبا آورده میشود که به سبب زیبایی اش دچار گناه شده و میگوید خدایا تو مرا زیبا آفریدی و من گناه کردم. پس حضرت مریم علیهاالسلام را آورده، میگویند: آیا تو زیباتری یااین، ا و را زیبا آفریدیم، ولی دچار گناه نشد. مردی زیبا را میآورند که به سبب زیبایی اش دچار گناه شده و میگوید: خدایا تو مرا زیبا آفریدی و من با زنان گناه کردم سپس حضرت یوسف را میآورند و میگویند: تو زیباتری یا این؛ ا و زیبا بود اما گناه نکرد. [۶۸]
غیرت در روایات
نقل شده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
ابراهیم(علیه السلام)مردی غیرتمند بود و من از او غیرتمنداترم. خدا قطع کند بینی مؤمن و مسلمانی را که غیرت ندارد.[۶۹]
امام صادق(علیه السلام) فرمودهاند:
خدا غیرتمند است و هر غیرتمندی را دوست دارد، و چون غیرت دارد کارهای زشت آشکار و پنهان راحرام کرده است.
علی(علیه السلام)فرمودند:
آیا حیا و شرم نمیکنید و غیرت ندارید که زنانتان به سوی بازارها بیرون میروند و مزاحم مردان بد خو و بیمار دل می گر د ند .[۷۰]
و در جای دیگر میفرمایند:
ای مردم عراق! به من خبر رسیده که زنان شما در بین راه با مردان برخورد کرده، آنان را کنار میزنند، آیا شرم نمیکنید؟
و فرمود: خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندا رد.[۷۱]
لباس عامل آراستگی و وقار
آیات ۲۶ تا ۲۸ سوره اعراف، لباس را عامل آراستگی و زیبایی و وقار معرفی میکند.[۷۲]
(یَبَنِئ ءادَمَ قَد أنزَلنَا عَلَیکُم لِبَاسًا یُوَرِی سَوءَتِکُم ورِیشًا ولبَاسُ التَّقوَی ذَالِکَ خَیرٌ ذَلِکَ مِن ءایَتِ اَللَّهِ لَعَلَّهُم یَذَّکَّرُون)؛[۷۳]
ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرو فرستادیم که اندام شما را میپوشاند و مایه زینت شماست و لباس پرهیزگاری بهتر است، اینها (همه) از آیات خدا است شاید متذکّر
(نعمتهای او) شوند.
(یَبَنِئ ءادَمَ لَا یَقتِنَنَّکمُ اَلشَّیطَن کَمَاَ أخرَجَ أبَوَیکُم مِّنَ اَلجَنةِ یَنزعُ عَنهُمَا لِبَاسهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوءَاتهِمَاَ إِنَّهُ و یَرَنکُم هُوَ وقَبِیلُهُ و مِن حَیثُ لَا تَرَونَهُم إِنَّا جَعَلنَا الشَّیطینَ أَولیَاَءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤمِنُون )؛[۷۴]
ا ی فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد آن چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه این که او و همکارانش شما را میبینند و شما آنها را نمیبینید (اما بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آ ورند.
(وَاِذَا فَعَلُواْ فَحِشَةً قَالُوأ وجدنَا عَلَیهآءَابَآءَنَا وَاللَّهُ أمَرَنَا بِهَا قُل إِنَّ اللَّهَ لَا یَأمُرُ بِاَلفَحشاَءِ أتَقُولُونَ عَلیَ اللَّهِ مَا لَا تَعلَمُونَ)
و هنگامی که کار زشتی انجام میدهند می گویند: پدران خود را بر این عمل دیدیم، و خداوند به ما دستور داده است! بگو خدل وند (هرگز) دستور به عمل زشت نمیدهد آیا چیزی بر خدا میبندید که نمیدانید؟
از آیات قرآن چنین برمی آید که کلیّه مقدرات انسان اعم از سعادت و شقاوت و امثال آن همه به این داستان منتهی میشود. سرگذشت آدم و درگیری او با شیطان دورنمایی از زندگی همه انسانها است، به همین جهت خداوند در این آیات برنامههایی سازنده، برای همه فرزندان آدم، بیان میکند که در حقیقت دنبالهٔ برنامههای آدم در بهشت است.
در آیات مورد بحث به مسئله لباس وپوشانیدن بدن که در سرگذشت آدم نقش مهمی داشت، اشاره کرده میفرماید: ای فرزندان آدم، ما لباسی بر شما فرو فرستادیم، که (اندام شما را میپوشاند و) زشتیهای بدنتان را پنهان میسازد. ولی این لباس تنها برای پوشانیدن تن و مستور ساختن زشتیها نیست بلکه زینتی است که اندام شما را زیباتر از آن چه هست نشان میدهد. کلمه لباس در اصل مصدر است و در این جا به معنای چیزی است که برای پوشیدن و پوشانیدن بدن صلاحیت داشته باشد. ریش، در اصل واژه عربی، به معنی پرهای پرندگان است و از آن جا که پرهای پرندگان لباسی طبیعی در اندام آنها است، به هرگونه لباس نیز گفته میشود، ولی چون پرهای پرندگان غالباً به رنگهای مختلف و زیبا است، یک نوع مفهوم زینت در معنی کلمه ریش نهفته ا ست. همچنین به پارچههایی که روی زین اسب و یا جهاز شتر میاندازند ریش گفته میشود. در آیه فوق همان معنی لباسهای زینتی و جالب از همه مناسب تر است. جمله (یُوَ رِی سَوءَاتِکُم)که وصف برای لباس است، دلالت دارد بر این که لباس پوشش واجب و لازمی است که کسی از آن بی نیاز نیست، یعنی پوشش عضوی است که برهنه بودنش زشت و مایه رسوایی آدمی است، به خلاف "ریش " که به معنای پوشش زاید بر مقدار حاجت و باعث زینت و جمال است. خدای تعالی در این جمله بر آدمیان منت میگذارد که با پوشیدن لباس و آرایش خود هدایت شان کرده است.
در این جا پس از ذکر لباس ظاهر و پوشاندن عورت ظاهری به ذکر لباس باطن و چیزی که زشتیهای باطن را میپوشاند، و آدمی را از شرک و گناه که باعث رسوایی او است باز میدارد منتقل شده است. آری، آن احساس ناخوشایند که از کشف عورت به آدمی دست میدهد در عورت ظاهری و باطنی یکسان است، با این تفاوت که تاثر از بروز معایب باطنی بیش تر و ناگوارتر و بادوام تر است، زیرا در این جا حسابگر مردم نیستند، بلکه خدای تعالی است و نتیجه اش هم اِعراض مردم نیست، بلکه شقاوت و بدبختی دائمی و آتشی است که به دلها سرایت میکند.
تشبیه تقوی و پرهیزگاری به لباس، تشبیه بسیار رسا و گویایی است، زیرا همان طور که لباس بدن انسان را از سرما و گرما حفظ میکند، سپری در برابر بسیاری از خطرها است، عیوب جسمانی را میپوشاند و برای انسان زینت است، روح تقوی و پرهیزگاری نیز علاوه بر پوشانیدن بشر از زشتی گناهان و حفاظت از بسیاری از خطرات فردی و اجتماعی، زینت چشمگیر و بسیار بزرگی برای او محسوب میشود که بر شخصیت او میافزاید.
در جمله بعد لباسی را که انسان به استفاده از آن هدایت شده آیتی الهی شمرده شده، که اگر انسان به دقت در آن بنگرد خواهد فهمید که در باطن او معایب و نواقصی است که آشکار شدنش باعث رسوایی او است. آن معایب عبارت است از رذایل نفس که اهمیّتش به مراتب بیشتر از معایب ظاهری و پوشاندنش وا جب تر از پوشاندن عیب و عورت ظاهری ا ست، و نیز خواهد فهمید، همان طوری که برای پوشاندن معایب ظاهری لباسی است، برای پوشاندن معایب درونی نیز لباسی است، و آن همان لباس تقوا است که خدا وند به آن ا مر فرموده و به زبان انبیای بزرگوار آن را برای بشر بیان کرده است.
در آیه قبل، از لباس به عنوان نعمت یاد شد، در این آیه خداوند به همهٔ افراد بشر و فرزندان آدم، هشدار میدهد که مواظب فریب کاری شیطان باشند. او میخواهد این لباس را که نعمت است از آنها سلب کند، مراقب شیطان باشند زیرا شیطان سابقه دشمنی خود را با پدر آنها نشان داده، همان طور که لباس بهشتی را بر اثر وسوسهها از اندام او بیرون کرد، ممکن است لباس تقوا را از اندا م ایشان بیرون نماید، لذا میفرماید:
ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بیرون کرد، تا عورتشان را به آنها نشان دهد.
مفهوم آن این است که ای بنی آدم! بدانید که برای شما معایبی است که جز لباس تقوا چیزی آن را نمیپوشاند، و لباس تقوا همان لباسی است که ما از راه فطرت به شما پوشاندهایم پس مواظب باشید که شیطان فریبتان ندهد و این جامه خدادادی را از تن شما بیرون ننماید. آری، ما شیطانها را اولیای کسانی قرار دادیم که به آیات ما ایمان نیاورده با پای خود دنبال آنها به راه بیفتند. از این جا معلوم میشود آن کاری که ابلیس در بهشت با آدم و وا کرده (کندن لباس برای نمایاندن عورت هایشان) تمثیلی است که کندن لباس تقوا را از تن همه آدمیان به سبب فریفتن ایشان، نشان میدهد و هر انسانی تا فریب شیطان را نخورده در بهشت سعادت است و....
سپس تاکید میکند! که در حقیقت آن جا که تصور میکنید تنها خودتان هستید و خودتان، ممکن است شیطان و همکارانش حضور داشته باشند، و براستی باید در برابر چنین دشمن ناپیدایی که لحظات حمله او را با دقت نمیتوان پیش بینی کرد، همیشه آماده دفاع بود. درست است که ما شیطان و همکارانش را نمیبینیم، ولی ردپای آنها را میتوانیم مشاهده کنیم، هرجا مجلس گناه است، در هر نقطهای که وسائل معصیت آماده است، و در هر موقع پای زرق و برق دنیا و تجمّل پرستی به میان میآید، به هنگام طغیان غرائز و در موقع برافروخته شدن آتش خشم و غضب، حضور شیطان قطعی است، گویا در چنین مواردی انسان صدای وسوسه او را با گوش دل میشنود و ردپای او را با چشم خود میبیند.
آیهٔ بعد به دوعذرساختگی وناموجّه؛ یکی تقلید کورکورانه از نیاکان و تهمت به ساحت مقدس پروردگار، اشاره دارد و در پاسخ میفرماید: خداوند هرگز به کارهای زشت و قبیح فرمان نمیدهد، زیرا حکم او از فرمان عقل جدا نیست، دستور به فحشا طبق صریح آیات قرآن کار شیطان است نه کار خداوند، خداوند تنها به نیکیها و خوبیها فرمان میدهد.[۷۵]
سپس آیه با این جمله ختم میشود که: آیا به خدا نسبتهایی میدهید که نمیدانید؟
پیامها
ا- توجه به نشانهها و نعمتهای الهی انسان را از غفلت دور میکند.
۲- لباسی نعمت الهی است که بدن و زشتیهای آن را بپوشاند.
۳- گرچه در تهیّه لباس همه عوامل طبیعی و خود انسان دخالت دارند، اما خالق اصلی آن خداوند است.
۴- پوشش و پوشاندن کار خداست، ولی برهنگی و ظاهر ساختن زشتیها کار شیطان است.
۵- لباس نعمت الهی و برهنگی و خلع لباس، کیفر گناه است.
۶- پوشش و آراستگی با لباسهای زیبا (تا آن جا که به اسراف کشیده نشود)، مطلوب و محبوب خداوند است.
۷- همراه با آراستن ظاهر با لباس و زینت، باید باطن را با لباس تقوا آراست، در غیر این صورت لباس میتواند وسیلهای برای اسراف، تکبّر، فسا د، خو د نمایی، مد پر ستی، شهو تر انی، فخرفروشی و امثال آن شود.
۸- با عبرت از سرگذشت پدر و مادرمان (آدم و حوّا) که در اثر فریب شیطان از بهشت خداوند رانده شدند، بدانیم که هیچ انسانی بیمه شده و از وسوسه شیطان در امان نیست.
۹- خروج از جایگاه قرب الهی عامل برهنگی و کشف حجاب است.
۱۰- هرگونه برنامه و تبلیغاتی که به برهنگی بیانجامد، شیطانی است.
خودارایی و آراستگی در روایات
میل به آرایش امری فطری و طبیعی است، این گرایش طبیعی، علاوه بر تاثیر مثبت روانی بر دیگران باعث آرامش روانی شخص آراسته میگردد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگی و پریشانی، در نظام فکری و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایی، نه دلیل وارستگی از قید نفس است و نه علامت بی اعتنایی به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزی و نظافت ظاهری، خود به خود شخصیت افراد را در نگاه دیگران خوار میسازد و زبان طعن و توهین، دشمن را میگشاید. اسلام به نظافت تشویق کرده و"اَلنِظافَةُ من الایمانِ "[۷۶]
فرموده پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. ایشان به شخصی که موهایش ژولیده و جامههایش چرکین بود و بد حال مینمود. فرمودند:
"منَ الْدّین المُتْعَة"[۷۷]
یعنی تمتّع و بهره بردن از نعمتهای خدا جزو دین است.
و هم آن حضرت فرمود:
"بئْسَ الْعَبد اَلْقاذُورَة"؛[۷۸]
یعنی بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود:
"إنَّ اللّهَ جَمیل و یُحِبُّ الجَمالَ "[۷۹]
خداوند زیبا است و زیبایی را دوست میدارد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
خداوند زیبا است و دوست میدارد که بنده اش خود را بیاراید و زیبا نماید و بر عکس، فقر و تظاهر به فقر را دشمن می دا رد. اگر خداوند نعمتی به شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد. به آن حضرت گقتند: چگونه اثر نعمت خدا نمایان میگردد؟ فرمود: به این که جامه شخص نظیف باشد، بوی خوش استعمال کند، خانه خود را با گچ سفید کند، بیرون خانه را جارو کند، حتی پیش از غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق میافزاید.[۸۰]
در کتاب کافی که یادگار هزار سال پیش است، بحثی تحت عنوان اَلزّیُ و التَّجَمل [۸۱]
وجود دارد. اسلام به کوتاه کردن و شانه کردن مو و به کار بردن بوی خوش و روغن زدن به سر سفارشهای اکید کرده است.
دربارهٔ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) الگوی مسلمانان، نقل شده که: پیامبر (صلی الله علیه و آله) نرم خو، خوش ظاهر و خوش باطن بود، دربارهٔ پوشیدن لباس تمیز و زیبا میفرمود:
هر کس لباس میپوشد، باید آن را پاکیزه نگاه دارد.
پیامبر عظیم الشأن از اصحاب و یاران خود آراستگی را تا بالاترین د رجه درخواست میکرد. میفرمود:
أحسنُوا لباسَکُم وَ أصْلحوا رِحالَکُم، حَتّی تَکُونوا کَأنَّکُم شامةٌ فیَ الناس؛ لباس هَای خود را نیکو و زین مرکب، خود را درست کنید تا همچون خال سیاه، در میان مردم نمایان باشید.[۸۲]
خود آن حضرت ا ز جامه سبز خوشش میآمد. بیشتر جامههایش سفید بود و میفرمود: به زنده هایتان سفید بپوشانید و مرده هایتان را در آن کفن کنید.[۸۳]
بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره گیری از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم، از مستحبّات موکّد و برنامههای روزانه مسلمانان است. [۸۴]
امام حسن مجتبی(علیه السلام)بهترین جامههای خود را در نماز میپوشید و در پاسخ کسانی که سبب این کار را میپرسیدند، می فر مو د:
"إنَّ اللَّهَ جَمیل وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّی "؛ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، پس خود را برای پروردگارم زیبا میسازم. [۸۵]
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایی را نهی نمیکند بلکه آن چه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّح و خودنمایی و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعی است چنان که میفرماید:
(وَلَا تَبرَّجنَ تَبرُّجَ الجهلِیَّةِ اَلأُولَی)[۸۶]
و (ولَا یَضرِبنَ بِأَرجُلِهِنَّ لِیُعلَمَ مَایخفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ) [۸۷]
این آیه زنان عرب را که معمولًا خلخال به پا میکردند و برای این که بفهمانند خلخال گران بها دارند، پای خود را محکم به زمین میکوبیدند، از این کار نهی میکند. از این دستور میتوان فهمید هر چیزی که موجب جلب توجّه مردان میگردد، مانند استعمال عطرهای تند و هم چنین آرایشهای جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلی زن در معاشرت، نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.
از مجموع آیات و روایات در مورد آراستگی ظاهر مرد و زن مسلمان میتوان فهمید که موارد نهی شده در واقع با فلسفه آراستگی که ایجاد نشاط و سلامت و استحکام روابط خانوادگی و اجتماعی است، سازگاری ندارد.
دارد متاع عفت، از چارسو خریدار بازار خودفروشی، این چارسو ندارد [۸۸]
گر چه اسلام بدون در نظر گرفتن جنسیت با توجّه به تمایل فطری انسان به زیبایی و خودآرائی، به آراستگی و نظافت تن و لباس و آداب و سنن آن توصیه نموده است اما در مو رد زنان به طور ویژه سفارش نموده که همواره آراسته و دارای زینت باشند تا برای همسر خویش جاذبه داشته باشند.
زنی خدمت پیامبر اکرم آمد و گفت: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: زیاد است. عرض کرد اندکی از آن را برای من بگویید، فرمودند: زن باید خود را به بهترین بوهای خوش معطر کند و بهترین لباسش را بپوشد و خود را به بهترین زینتی که دارد بیاراید و همواره در خدمت همسرش باشد.[۸۹]
از سوی دیگر به مردان نیز توصیه شده برای آن که همسرانشان در معرض اندیشه یا انجام گناه قرار نگیرند، آراستگی و خودآرایی و پاکیزگی را رعایت نمایند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به مردان میفرمود: لباسهای خود را تمیز کنید و موهای خود را مرتب سازید و مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید که برخی از بنی اسرائیل چنین نکردند و زنانشان به گناه آلوده شدند.[۹۰]
تجمل گرایی در پوشش
از تاریخ زندگی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و سایر پیشوایان بزرگ استفاده میشود که آنها با مسئله تجمل گرایی در لباس سخت مخالف بودند، تا آن جا که در روایتی میخوانیم: هیئتی از مسیحیان نجران به خدمت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) رسیدند در حالی که لباسهای ابریشمین بسیار زیبا که تا آن زمان در اندام عربها دیده نشده بود در تن داشتند، هنگامی که به خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسیدند و سلام کردند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ سلام آنها را نگفت، حتی حاضر نشد یک کلمه با آنها سخن گوید، از علی(علیه السلام) در این باره چاره خواستند، و علت روی گردانی پیامبر از آنها را جویا شدند، علی(علیه السلام) فرمو د: من چنین فکر میکنم که اینها باید این لباسهای زیبا و انگشترهای گران قیمت را از تن بیرون کنند، سپس خدمت پیامبر برسند آنها چنین کردند، پیامبر سلام آنها را پاسخ داد و با آنها سخن گفت، سپس فرمود:
وَ الَذی بَعَثَنی بِالحَقِ لَقَد اتُونِی المَرَّةَ الاْولی وَ أنَّ ابلیسَ لَمعَهُمَ؛ سوگند به خدایی که مرا به حق فرستاده است، نخستین بار که اینها بر من وارد شدند دیدم شیطان نیز به همراه آنها است. [۹۱]
امام صادق(علیه السلام) به روایت از پدرانش میفرمود:
کار این امت به خیر است تا آن زمان که به روش بیگانگان لباس نموشند و به سبک آنها غذا نخورند و چون چنین کنند، خدا آنان را خوار میکند.[۹۲]
مسلمانان در صدر اسلام زندگی سادهای داشتند، و ایمان اسلامی (از راه برانگیختن آنان به ساده زیستی و بی نیازی و ترک پرمصرفی) از آنان امتی استوار و نیرومند و متّکی به خود و عزیز ساخته بود، و به سبب همین صفتهای ارزشمند بود که بر هر کس که با آنان میجنگید پیروز میشدند، لیکن از آن به بعد در نعمتهای رنگارنگ غرق شدند، و به زندگیهای اشرافی و اسرافی روی آوردند، و آن روحیات والا را که با آنها خو گرفته بودند از دست دادند. پس راز ماندگاری جامعه انقلابی ساده زیستی و دوری از تجمل است.[۹۳]
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ابن مسعود میفرمود:
پس از من مردمانی خوا هند آمد که خوراکهای لذید و رنگارنگ میخورند، و بر مرکبها سوار میشوند، مردانشان هم چون زنی که خود را برای شوهرش میآراید، آرایش میکنند و زینتهای خود را هم چون زنان در معرض دید دیگران قرار میدهند و زندگیشان (از نظر تنوع و تجمّل) مانند پادشاهان ستمگر است اینان منافقان این امت در آخرالزّمان هستند،... مساجد را تزیین میکنند، جز رسیدن به (مال و مقام) دنیا، هَمّ و غمی ندارند، بنده دنیایند و دلبسته به آن.[۹۴]
استفاده نابجا از زینت و بوی خوش
در کنار این توصیههای موکد به آراستگی، هشدارهای حضرات معصومین(علیه السلام) نیز باید مورد عنایت قرار گیرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله): می فرمو دند:
زنی که زینت کرده و معطر از خانه خارج شود، چون ظلمت قیامت است که روشنایی بخشی ندارد؛ [۹۵]
ا گر شوهرش به این کار را ضی باشد، در هر قدمی برای همسرش یکخانه در جهنم میسازند؛[۹۶]
و خود او تا زمانی که به خانه برگردد مورد نفرین (فرشتگان) است [۹۷]
و سرانجام زنی که خود را برا ی غیر شوهرش خوش بو کند، (در آخرت) آتش و (در دنیا) ننگ خواهد بود.[۹۸]
ایشان با نگرانی میفرمودند:
فتنه سخت را دیدید و صبر کردید و من از فتنهای سخت تربر شما بیم دارم، و آن هنگامی است که زنان النگوی طلا به دست و پارچههای فاخر به تن کنند و (به این وسیله شوهر) توانگر را به زحمت اندازند و از (شوهر) فقیر چیزی که بدان دسترسی ندا رد بخواهند ه و وقتی لباس زن فراوان و زینتش خیره کننده شد، تمایل او به بیرون رفتن (برای خود نمایی) زیاد میشود؛ پس از کم لباسی برای حراست از زنان کمک جویید.[۹۹]
امیر مومنان زنان را از سه کار، که موجب هلاکت زنان بنی اسرائیل شد، نهی فرمودند:
ریختن موها روی پیشانی، درست کردن کاکل جلو سر و رنگین کردن دست هنگام خروج از خانه.[۱۰۰]
امام صادق(علیه السلام) نیز زنان را از سرمه کشیدن با رنگ سیاه (در برابر مرد نامحرم) که زینت میباشد، نهی نمودند. [۱۰۱]
احکام خودآرایی و آراستگی
- مراد از زینت هر چیزی است که عرفاً زینت محسوب شود و مردم به آن زینت بگویند. بنابراین داشتن النگو، دستبند، بلند کردن ناخن، لاک زدن، حنا گرفتن، بعضی ساعتهای مچی که برای زینت استفاده میشود و پوشیدن دستکشهای توری برا ی زینت، از زینتهای دست هستند و باید آنها را از نامحرم بپوشانند. (حضرت امام و آیت الله بهجت قدس سره).[۱۰۲]
- هم چنین سرمه کشیدن، برداشتن ابرو، گذاشتن مژه مصنوعی، استفاده از هر نوع لوازم آرایشی و گذاشتن حلقه برای بینی، همگی از زینتهای صورت محسوب میگردند و باید از نامحرم پوشانده شوند. (حضرت امام وآیت الله بهجت قدس سره).
آنچه برای زن زینت محسوب میشود واجب است ا ز نامحرم پوشانده شود.
آیت اللّه تبریزی: اگر سرمه کشیدن وا صلاح صورت به گونه ا ی باشد که پیر زنان از آن استفاده میکنند، لازم نیست از نامحرم پوشانده شود.
آیات عظام اراکی، خامنهای و فاضل: اصلاح صورت و ابرو و ناخن بلند اگر عرفاً زینت محسوب شود، پوشاندن آن لازم است.
آیات عظام سیستانی، نوری همدانی و مکارم: پوشاندن اصلاح صورت و ابرو و ناخن بلند بدون رنگ، از نامحرم لازم نیست، مگر آن که منشا مفسده خاصی گردد.
آیت اللّه گلپایگانی: به طور کلی وجه و کفین بنابر احتیاط واجب باید از نامحرم پوشانده شود، چه زینت داشته باشد چه نداشته باشد. [۱۰۳]
- بین نامحرم از فامیل و غیر فامیل از نظر فقهی فرقی نیست (همه).[۱۰۴]
- سؤال: خانمها حلقه ازدواج را (که بسیار ساده است) نه برای زینت بلکه برای یادگاری و وفاداری به شوهر به دست میکنند، آیا پوشیدن آن از نامحرم واجب است؟
- جواب: به دست کردن هرگونه حلقهای زینت محسوب میشود و پوشیدن آن از نامحرم واجب است. حضرا ت آیات امام،اراکی گلپایگانی آیت اللّه بهجت: اگر مهیج و محرک باشدباید بپوشاند و در غیرین صورت احتیاط است.
آیت اللّه تبریزی:. پوشانیدن انگشتری که به طور متعارف زنان به د ست میکنند از نامحرم واجب نیست.
آیت اللّه خامنهای عرفاً زینت محسوب میشود باید از نگاه نا محرم پوشید شد ما چنان چه ازآنهایی است که چشم گیرنیست وصدق زینت نمیکند اشکال ندارد.[۱۰۵]
آیت اللّه سیستانی.انگشتر و حلقه در دست داشتن و سرمه کشیدن مقابل نا محرم چنان چه به هدف خودنمایی درمقابل نامحرم نباشدونیز تحریک کننده نباشد و از واقع شدن در حرام نیزایمن باشداشکالی ندارد
آیت اللّه فاضل:در صو تی که عرفاً زینت محسوب شود پوشاندن آن لازم است
آیت اللّه مکارم: اشکالی ندارد.
بنابراین، با توجه به مورد سوال در استفتاء که حلقه نامزدی است و برای زینت نیست و صرفاً برای یادگاری و وفاداری شوهر است آرا و نظرت فقها همان است که نقل شد. ازاین کلام فقها میتوان نتیجه گرفت که اگرعرفاً زینت محسوبشود اگر چه خودش چنین قصدی نداشته باشد پوشاندن آن لازم است و اگر جلب توجه هم نماید که به طریق اولی پوشاندن آن واجب خواهد بود و فرقی هم نمیکند که چه نوع انگشتری باشد.
- زینت کردن به زشتی و زیبایی نیست، هرچه عرفاً زینت محسوب شود باید پوشیده گردد. (همه به جز آیات عظام نوری همدانی، تبریزی و سیستانی که قبلاً ذکر شد .)[۱۰۶]
- عطر زدن و خوشبو کردن بدن اشکال ندارد، ولی اگر عطر زدن بانوان موجب مفسده و تحریک باشد جایز نیست. (همه).[۱۰۷]
- آرایش مردا ن و زنان اگر عرفاً مختص به جنس مخالف باشد، جایز نیست. (همه).[۱۰۸]
- اجتناب از پوشیدن کفشهایی که صدادار است و صدای آنها را نامحرم میشنود در صورتی که مفسدهای بر آن مترتب شود، لازم است. (حضرت امام قدس سره وآ یت اللّه خامنهای).[۱۰۹]
حفظ حریم در قرآن
آیات ۵۳ و ۵۴ سوره احزاب چگونگی حفظ حریم در برابر نامحرم را برای زنان پیامبر ی(صلی الله علیه و آله)بیان مینماید.
(وَاِذَا سَالتُمُوهُن مَتَعا فَسَلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجاب ذَلِکم اظهَرُ لِقُلُوبِکُم وقُلُوبِهِنَّ وَمَا کَانَ لَکُم أن تُؤذُوأ رَسُوت اللَّهِ وَلَاَ ان تَنکِحُؤاْ أزوجَهُ ومِن بَعدِه ابَدًا اِنَّ ذَالِکُم کانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمًا)؛ و هنگامی که چیزی از وسائل زندگی (به عنوان عاریت) ا ز آنها (همسران پیامبر) میخواهید از پشت پرده بخواهید، این کار دلهای شما و آنها را پاک تر میدارد، و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود درآورید که این این نزد خدا عظیم است!
(إِن تُبدُواْ شَئا أوتُخفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُل شَیءِ عَلِیَمَا)
اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهان دارید خداوند از همه چیز آگاه است.
از بعضی قرائن استفاده میشود که گاهی همسایگان و سایر مردم طبق معمول برای عاریت گرفتن اشیایی نزد بعضی از زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله)میآمدند؛ هر چند آنها طبق سادگی زندگی آن زمان کار خلافی مرتکب نمیشدند، ولی برای حفظ حیثیت همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله)آیه فوق نازل شد و به مؤمنان دستور داد که هرگاه میخواهند چیزی از آنها بگیرند، از پشت پرده بگیرند. [۱۱۰]
روی سخن در این آیه به مومنان است و بخشی دیگر از احکام اسلام را مخصوصاً آن چه مربوط به آداب معاشرت با پیامبر و خانواده نبوت بوده است ضمن جملههای کوتاه و گویا و صریح بیان میکند. ولی مسلماً این حکم اختصاص به ایشان ندارد. در هیچ موردی نباید بدون اجازه وارد خانه کسی شد (چنان که در سوره نور آیه ۲۷ نیز آمده است). حتی در حالات پیامبر (صلی الله علیه و آله)میخوانیم که وقتی میخواستند وارد خانه دخترشان فاطمه علیهاالسلام شوند بیرون در میایستادند و اجازه میگرفتند؛ یک روز هم که جابر بن عبدالله با ایشان بود، پس از آن که برای خود اجازه گرفتند برای جابر نیز اجازه گرفتند. نکتهای که در این جا باید مورد توجه قرار گیرد این است که منظور از حجاب در این آیه پوششی زنان نیست، بلکه حکمی اضافه بر آن است که مخصوص همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله)بوده و آن این که مردم موظف بودند به خاطر شرائط خاص همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله)هر گاه میخواهند چیزی از آنان بگیرند از پشت پرده باشد، و آنها حتی با پوششی اسلامی در برابر مردم در این گونه موارد ظاهر نشوند، البته این حکم در باره زنان دیگر وارد نشده، و برای آنها تنها رعا یت پوشش کافی است، بنابراین اسلام به زنان مسلمان دستور پرده نشینی نداده است.
پیامها
۱- داد و ستد زنان، با حفظ حریم مانعی ندارد؛
۲- زنان پیامبر محصور نبوده و با بیرون از منزل در ارتباط بودند؟ قرآن میفرماید: با رعایت حریم از زنان پیامبر نیز میتوان چیزی درخواست نمود.
۳- در نحوهٔ ارتباط زنان و مردان، باید مور کارها تقوا و پاکدامنی باشد؛
۴- نگاه نامحرمان به یکدیگر، در دل آنان تأثیرگذار است؛
۵- رعایت حریم بین زن و مرد به نفع هر دو است؟
۶- رابطه با نامحرم بدون حفظ حریم، سبب رنجاندن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)گردد.
حفظ حریم در روایات
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
رسول خدا(صلی الله علیه و آله)از ورود مردان به حریم زنان، بدون اجازه آنها نهی میفرمود. [۱۱۱]
ایشان زنی را که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما از غیر او (نامحرمان)، خود را حفظ نماید بهترین زنان میدانستند [۱۱۲]
و میفرمودند:
زن مانند خانهای بی حصار، آسیب پذیر است، (اگر حریم با نامحرم را حفظ نکند) همین که از خانه خارج شود، شیطان او را احاطه میکند [۱۱۳]
و هر زنی برای غیر شوهرش روسری را کنار بگذارد؛ حریم خود را شکسته [۱۱۴]
و خداوند پرده خویش را از او برمی گیرد. [۱۱۵]
امیر مؤمنان(علیه السلام)فرمودند:
از آن جا که خداوند زن را زیبا و ظریف آفریده است، (و مورد رغبت واقع میشود) هر کی با او ازدواج کند، باید از حریمش حمایت کند؛[۱۱۶]
حفاظت از حریم زن و حراست از او (با توجه به موقعیت روحی و جسمی اش) برای او بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر میسازد.[۱۱۷]
اختلاط زن و مرد
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در جریان بیعت با زنان، از آنها پیمان گرفت که:
"لا تقْعَدَنَّ مَعَ الرّجال فی الْخَلاء"؛ با مردان اجنبی خلوت نکنند.[۱۱۸]
ایشان دستور دادند که شب هنگامی که نماز تمام میشود، اول زنها از مسجد بیرون بروند، بعد مردها؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله)خوش نمیداشت که زن و مرد با هم و به طور مختلط از مسجد بیرون روند. زیرا فتنهها از همین اختلاطها برمی خیزد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برای این که برخورد و اصطکاکی رخ ندهد، دستور میداد مردان از وسط، و زنان از کنار کوچه یا خیابان بروند. [۱۱۹]
روزی که شاهد بیرون رفتن مردان و زنان با هم از مسجد بودند، خطاب به زنها فرمودند: بهتر است شما صبر کنید آنها بروند. شما از کنار بروید و آنها از وسط.[۱۲۰]
دست دادن با نامحرمان
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
هر که با زنی نامحرم دست بدهد به خشم خدا گرفتار میشود [۱۲۱]
و روز قیامت دست بسته وارد میشود. سپس او را به سوی دوزخ میبرند.[۱۲۲]
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
برای مردان جایز نیست که با زن (نامحرم) دست بدهند، مگر از زیر پارچه (بین دو دست پارچهای حائل باشد)، و دست یکدیگر را نفشارند.[۱۲۳]
بوسیدن
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
اگر کسی خواست محرم خود را که بالغ شده ببوسد، خواهر باشد یا عمه یا خاله، میان دو چشم (پیشانی) و سر او را ببوسد، و از بوسیدن گونه و دهان او خودداری نماید. [۱۲۴]
احکام حفظ حریم
اختلاط زن و مرد
اختلاط زن و مرد نامحرم مکروه است، مگر آن که پیرمرد یا پیرزن باشند. این مکروه بودن در صورتی است که در مجلس هیچ وجه حرامی نباشد و الا اختلاط حرام میشود. (همه).[۱۲۵]
رفتن به مجالسی که انسان میداند در آن مجلس مرتکب حرام میشود جایز نیست. (همه).[۱۲۶]
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی آن جا نباشد و دیگری نتواند وارد شود، چنانچه بترسند که به حرام بیفتند باید از آن جا بیرون بروند و ماندن در آن مکان حرام است. (همه به استثنای آیت الله مکارم که فرمودهاند: مطلقاً حرام است).[۱۲۷]
- خودنمایی کردن به قصد به گناه انداختن دیگری حرام است. (همه).[۱۲۸]
- حضور زنان در کوچه و بازار و ارتباط با نامحرم بدون ضرورت، خلاف عفّت خانم هاست و در صورت ارتکاب حرام، جایز نیست.[۱۲۹]
دست دادن با نامحرم
- هر کسی که نگاه کردن به ا و جایز نیست تماس بدنی با او نیز جایز نیست و هرگونه تماس بدن با او حرام است و باید از آن اجتناب کرد، مگرا ز روی لباس و بدون قصد لذّت و ریبه؛ اما اگر تلذّذ و ریبه در کار باشد قطعا حرام است. (همه).[۱۳۰]
- دست دا دن با نامحرم جایز نیست مگر از روی لباس و در این صورت بنا بر احتیاط واجب نباید دستِ یکدیگر را بفشارند. (همه).[۱۳۱]
بوسیدن
- بوسیدن محارم اشکال ندارد مشروط به آن که به قصد لذّت و ریبه نباشد (مگر همسر که مطلقاً جایز است). (همه).[۱۳۲]
اگر کسی بداند که اگر بچه یا محارم را ببوسد به گناه آلوده میشود نباید ببوسد. (همه). [۱۳۳]
آداب ورود به خانه دیگران
آیات ۲۷ و ۲۸ سوره نور، آداب ورود به خانه دیگران را بیان مینماید.[۱۳۴]
(یَأَیهَا الَّذِینَ ءامَنُوا لَا تَدخُلُواْ بُیُوتَا غَیر بُیُوتِکُم حَتَّی تَستَأنِسُوا وَتُسَلِّمُواْ عَلیَ أهلِهَا ذَالِکُم خَیر لَکُم لَعَلَّکُم تَذَکرُون)؛
ای کسانی که ایمان آوردهاید در خانههایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید، این برای شما بهتر است، شاید متذکر شوید.
(فَإِن لَّم تِجدُوا فِیهَاَ أحَدًا فَلَا تَدخُلُوهَا حَتَّی یُؤذَن لَکُم وَاِن قِیلَ لَکُمُ ارجِعُوا فَاَرجِعُواْ هُوَ أزکَی لَکُم واللَّهُ بِمَا تَعمَلُونَ عَلِیم)
و اگر کسی در آن نیافتید، داخل آن نشوید تا به شما اجازه داده شود، و اگر گفته شود بازگردید، بازگردید، که برای شما پاکیزه تر است و خداوند به آن چه انجام میدهید آگاه است.
در این آیات بخشی از آداب معاشرت و دستورهای اجتماعی اسلام که ارتباط نزدیکی با مسائل مربوط به حفظ عفّت عمومی و رعایت حریم خانواده دارد بیان شده است، و آن طرز ورود به خانههای مردم و چگونگی گرفتن اجازه برای ورود است.
انسان به ناچار در محیط اجتماع قیود زیادی را از نظر لباس و طرز حرکت و رفت و آمد تحمل میکند، ولی ادامه این وضع در تمام مدت شبانه روز خسته کننده و درد سر آفرین است، او میخواهد مدتی از شبانه روز را آزاد باشد، قید و بندها را دور کند به استراحت بپردازد؛ با خانوا ده و فرزندان خود به گفت وگوی خصوصی بنشیند و تا آن جا که ممکن است از این آزادی بهره گیرد. اگر بنا باشد هر کس سر زده وارد این محیط گردد و به حریم امن آن تجاوز کند دیگر آن آزادی و آرامش وجود نخواهد داشت. نزول این آیات بیانگر آن است که از نظر اسلام برای حفظ حجاب اهل خانه و مصونیت از نگاه واردین، ورود به خانه مردم نیاز به اذن و اجازه دارد.
آداب ورود به خانه دیگران در روایات
در حدیثی آمده که: ابو سعید از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله)اجازه ورود به منزل گرفت در حالی که روبروی در خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایستاده بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: به هنگام اجازه گرفتن روبه روی در نایست!
در روایت دیگری میخوانیم که خودِ آن حضرت هنگامی که به در خانه کسی میآمد روبروی در نمیایستاد بلکه در طرف راست یا چپ قرار میگرفت و میفرمود: السلام علیکم (و به این وسیله اجازه ورود میگرفت) زیرا آن روز هنوز معمول نشده بود که در برابر در خانه پرده بیاویزند. [۱۳۵]
بنا بر روایات، انسان حتی به هنگامی که میخواهد وارد خانه مادر یا پدر و یا فرزند خود شود، باید اجازه بگیرد. مردی از پیامبر(صلی الله علیه و آله)َ پرسید: آیا به هنگامی که میخواهم وارد خانه مادرم شوم باید اجازه بگیرم؟ فرمود: آری، عرض کرد مادرم غیر از من خدمتگزاری ندارد، باز هم باید اجازه بگیرم؟! فرمود: اَ تُحِبُّ أن تَراها عُریانَةَ؟ آیا دوست داری مادرت را برهنه ببینی؟ عرض کرد: نه، فرمود: فَاستَاذِن عَلَیها!: پس از او اجازه بگیر! [۱۳۶]
روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) میخواست وارد خانه دخترش فاطمه علیهاالسلام شود، نخست بر در خانه آمد دست به روی در گذاشت و در را کمی عقب زد، سپس فرمود: اَلسَلام عَلَیکُم، فاطمه علیهاالسلام پاسخ سلام پدر را داد، بعد پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: اجازه دارم وارد شوم؟ عرض کرد وارد شو ای رسول خدا!
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که همراه من است نیز اجازه دارد وارد شود؟ فاطمه عرض کرد: مقنعه بر سر من نیست، و هنگامی که خود را به حجاب اسلامی محجَب ساخت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مجدداً سلام کرد و فاطمه علیهاالسلام جواب داد، مجدداًاجازه ورود برای خودش گرفت و بعد از پاسخ موافق فاطمه علیهاالسلام اجازه ورود برای همراهش جابربن عبدالله گرفت. [۱۳۷]
این حدیث بخوبی نشان میدهد که تا چه اندازه پیامبر(صلی الله علیه و آله) که یکث الگو و سرمشق برای عموم مسلمانان است این نکات را دقیقا رعایت میفرمود. حتی در بعضی از روایات نقل است که: باید سه بار اجازه گرفت، اجازهٔ اول را بشنوند و به هنگام اجازهٔ دوم خود را آماده سازند، و به هنگام اجازهٔ سوم اگر خواستند اجازه دهند وا گر نخوا ستند اجازه ندهند! [۱۳۸]
حدود پوسش و نگاه
آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور وظیفه مردان و زنان را در مورد نحوه نگاه و پوشش بیان مینماید.[۱۳۹]
(قُل لِّلمُؤمِنِین یَغُضُّوأ مِن أبصَرِهِم وتحفَظُواْ فُرُوجَهُم ذَالِکَ أزکَی لَهُم إِنَّ اللَّهَ خَبِیربِمَا یَصنَعُون)
به مردان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و دامنهای خود را حفظ کنند این برای آنها پاکیزه تر است، خداوند به آن چه انجام میدهید آگاه است.
(وقُل لِّلمُؤمِنَتِ یَغضُضنَ مِن أبصَرِهِنَّ وتَحفَظنَ فُرُوجَهُنَّ ولَا یُبدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنهَا ولیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلیَ جُیُوبِهِنَ وَلَا یُبدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ اوءَابَاَبهِنَّ اوءَابَاء بُعُولَتِهِنَّ اوابآبِهِنَّ أوابنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَو إِخوَا نهِنَّ او بَنِئ إِخوَانِهِنَّ أو بَنئ أخَوَ تِهِنَّ أو نِسَاَ ئِهِنَّ أو مَا مَلکَت أیمَنُهُن او التبعِینَ غَیرِ اولی الاِربَةِمِنَ ا لرِّجا ل أوِ ا لطِّفًلِ الَّذِینَ لم یَظهَرُواْ عَلی عَورَاتِ النِّسَاءِ ولَا یَضربنَ بِأَرجُلِهِنَّ لِیُعلَمَ مَایخفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وتُوبُؤاْ اِلَی اللَّهِ جمَیعًا أیُّهَ المُؤمِنُونَ لَعَلَّکُم تُفلحِونَ):
و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند و (اطراف) روسریهای خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدراتشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرا نشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان هم کیششان یا بردگانشان یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی شان دانسته شود. (و صدا ی خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.
در کتاب کافی در شان نزول نخستین آیه از آیات فوق از امام باقر(علیه السلام)چنین نقل شده است که جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد (در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوشها قرار میدادند و طبعاً گردن و مقداری از سینه آنها نمایان میشد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت هنگامی که زن گذشت جوان هم چنان با چشمان خود او را بدرقه میکرد در حالی که راه خود را ادامه میداد تا این که وا رد کوچه تنگی شد و باز هم چنان به پشت سر خود نگاه میکرد، ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعه شیشهای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینه اش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر میروم و این ماجرا را بازگو میکنم، هنگامی که چشم رسول خدا(صلی الله علیه و آله)به او افتاد فرمود چه شده است؟
جوا ن ماجرا را نقل کرد، در این هنگام جبرئیل، پیک وحی خدا نازل شد و آیه فوق را آورد. [۱۴۰]
این سوره در حقیقت سوره عفّت و پاکدامنی و پاکسازی از انحرافات جنسی است و آیات مورد بحث که احکام نگاه و حجاب را بیان میدارد نیز کاملاً به این امر مربوط است.
احکام و وظایف ویژه بانوان که در این آیات مطرح شده عبارتند از:
۱- آنها نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است. بنابراین زنان حق ندارند زینتهایی که معمولاً پنهانی است آشکار سازند هر چند اندامشان نمایان نشود و به این ترتیب آشکار کردن لباسهای زینتی مخصوصی را که در زیر لباس عادی یا چادر میپوشند مجاز نیست، چرا که قرآن از ظاهر ساختن چنین زینتهایی نهی کرده است. در روایات متعددی که از اهل بیت (علیه السلام) نقل شده نیز همین معنی دیده میشود که زینت باطن به گردنبند، بازوبند، خلخال (همان زینتی که زنان عرب در مچ پاها میبستند) تفسیر شده است.[۱۴۱]
۲- دومین حکمی که در آیه بیان شده این است که: آنها باید خِمارهای خود را بر سینههای خود بیفکنند. خُمر جمع خِمار در اصل به معنی پوشش است، ولی معمولاً به چیزی گفته میشود که زنان با آن سر خود را میپوشانند (روسری). جیوب جمع جیب به معنی یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان میشود و گاه به قسمت بالای سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق میگردد.
۳- در سومین حکم مواردی را که زنان میتوانند حجاب خود را برگیرند و زینت پنهان خود را آشکار سازند با این عبارت شرح میدهد: آنها نباید زینت خود را آشکار سازند، مگر برای شوهران، پدران، پدران شوهران و غیر آن که در متن آیه ذکر شده است.
۴- و بالاخره چهارمین حکم را چنین بیان میکند: آنها به هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان معلوم گردد و صدای خلخالی که بر پا دارند به گوش رسد. آنها در رعایت عفّت و دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور میسازد و ممکن است منتهی به انحراف از جاده عفّت شود، آن چنان باید دقیق و سختگیر باشند که حتی از رساندن صدای خلخالی که در پای دارند به گوش مردان بیگانه خودداری کنند، و این گواه باریک بینی اسلام در این زمینه است.
با دقت در تفاسیر این آیات درمی یابیم که:
۱- حفظ نگاه از حرام نشانه ایمان است؛
۲- جاذبههای جنسی را باید از دید نامحرم پنهان کرد؛
۳ گناه باید از سرچشمه جلوگیری شود پس تقوا را از چشم شروع کنیم؛
۴- پاکی چشم مقدّمهٔ پاکدامنی است؛
۵ـ مردان نیز باید حدودی را برای پوشش خود رعایت نمایند؛
۶- دوری از چشم چرانی و بی عفّتی باعث رشد معنوی انسان است؛
۷- خداوند از چشم چرانی ما آگاه است، در محضر خدا معصیت نکنیم؛
۸ـ در لزوم ترک نگاه حرام و حفظ عفاف و پاکدامنی بین زن و مرد، فرقی نیست؛
۹- دل ربایی و جلوه گری زنان، در جامعه ممنوع است؛
۱۰- پوشاندن قسمتهایی از بدن که به طور طبیعی آشکار است (صورت و دست از مچ تا سر انگشتان) لزومی ندارد؛
۱۱- اسلام به نیاز فطری زن به آراستگی، در خانه و برای همسر پاسخ میدهد؛
۱۲- هرگونه راه رفتنی که سبب آشکار شدن زیورهای مخفی زن شود ممنوع است؛
۱۳- حجاب و پوشش، واجب است و هر کاری که زینت زن را آشکار کند یا دیگران را از آن آگاه سازد ممنوع است؛
۱۴- مقدار واجب برای پوشش سر و صورت، به سر انداختن روسری و مقنعهای است که گردن و سینه را بپوشاند؛
۱۵- همه مردم نسبت به مسئله نگاه و حجاب مسئولند و برای نگاههای حرام خود باید توبه کنند.
روایات حدود پوشش
از امام صادق (علیه السلام)دربارهٔ زینتی که زن (با توجه به، آیهٔ ۳۱، سوره نور) میتواند آشکار سا زد؛ سؤال شد، فرمودند:
اَلوَجهُ وَ الکفَّینِ؛ صورت و از سر انگشتان تا مچ دو دست.[۱۴۲]
از ایشان پرسیده شد: آیا ساق دست زن (الذّراعَینِ) هم جزء زینتی است که به فرموده خداوند، زنان آن را نباید آشکار کنند؟ فر مو د ند:
نَعَم، وَ ما دُونَ الْخِمار منَ الزِّینَةِ وَ ما دُونَ السِّوارَینِ؛
بله، ساق دست زن و سر و گردن و موضع دستبند، جزء زینت است.[۱۴۳]
پیامبر(صلی الله علیه و آله)به حولاء فرمودند:
لا تُبدِی زینَتَک لِغَیر زَوجِک، زینت خود را برای غیر شوهرت آشکار مکن؛ یا حولاءُا لا یحِلُّ لامراة أن تُظهَر معصَمها و قَدَمها لِرَجُل غَیرَ بَعلها، ای حولاء! برای زن جایز نیست مچ دست و قدمًهایش را برای غیر شوهرش آشکار سازد؛ وَ إذا فَعَلت ذلک لَم تَزَل فی لَعنَة اللّه وَ سَخَطه وَ غَضبَ اللّهُ عَلَیها وً لَعًنَتها ملائکةُ اللّه وَ أعدًّ لَهاَ عَذاباً ألیَمَا، اگر چنین کرد؟ تا ابد مورد لعنت، خشم و غضب خدا و ملائکه او خواهد بود و در قیامت عذابی دردناک برای او آماده شده است. [۱۴۴]
و در جای دیگر فرمودند:
ألا اخبِرُکم بخَیر نسائکم؟؛ میخواهید، بهترین زنان را به شما معرفی کنم؟
اصحاب عرض کردند: بله. ایشان فرمودند:
إنَّ خَیرَ نسائکم اَلولودُ، اَلوَدودُ، اَلسَتیرَةُ، اَلعَفیفَه، اَلعَزیزَةُ فِی اَهلِها، اَلذَّلَیلَةُ معَ بَعلِها، اَلمُتَبِّرجَةُ معَ زَوجِها، اَلحِصانُ عَن غَیرِه؛ زنانی که فرزندآور، مهربان، محجبه و عفیف، در میانَ اهل و خانواده عزیز و در برابر شوهرشان متواضع هستند؛ زینتهایشان را برای همسرانشان آشکار و در برابر غیر همسر (نامحرمان) عفت و پاکدامنی را حفظ میکنند. [۱۴۵]
رسول خدا(صلی الله علیه و آله)حد پوشش و نوع لباس زن در برابر محرم و نامحرم را نیزمشخّص میفرمایند:
لِلزَّوجِ ما تَحتَ الدَّرعِ وَ للابن وَ الاَخِ ما فَوقَ الدَّرعِ وَ لغَیر ذِی محرَم أربَعَه (دَرعٌ وَ خَمَارَ وَ جِلبابٌ وَ ازارٌ)؛
پوشش زن برای همسرش لباس زیرین است و برای پسر و برادرش بیشتر از لباس زیرا ست و برای نامحرم چهار لباس باید بپوشد، پیراهن، روسری، عبا یا چادر و ازار (رو پوش بلند تا پایین پا).[۱۴۶]
مردی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)سؤال کرد: آیا خواهرم میتواند موی سر خود را پیش من برهنه کند؟ ایشان در جواب فرمودند: نه، من بیم دارم که اگر خواهر تو، موی خویش و زیباییهای خود را برهنه گرداند، موجب لغزش تو گردد.
همان گونه که از مفهوم روایت آشکار است، رعایت این موارد توسط محارم موحبات سلامت روابط بین افراد خانواده را فراهم میسازد. [۱۴۷]
احکام حدود پوشش
در کتب فقهی و رسالههای عملیه، مسئله حجاب مفصلاً مورد بررسی قرار گرفته است. فقها پوشش را به دو دسته تقسیم میکنند:
پوششی که در نماز باید به کار برده شود که البته شرائطی دارد؟ از قبیل پاک بودن، غصبی نبودن و... و پوششی که در مقابل مردان بیگانه باید رعایت شود و شرائط خاص نماز را ندارد ولی شرایط خاصی دارد، که خواهد آمد.
اصل حکم حجاب از نظر فقهای عظام از ضروریات است یعنی بی اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.
- بر زنان واجب است تمام بدن خود به استثنای وجه (قسمتی از صورت که در وضو شستن آن واجب است) و کفین (دو دست از مچ تا سرانگشتان) را از نامحرم بپوشانند مشروط به آن که:
الف) وجه و کفین آنها زینت نداشته باشد. (همه).
ب) کسی به قصد لذّت و ریبه به وجه وکفین آنها نگاه نکند .[۱۴۸]
تذکر: تلذّذ یعنی لذّت بردن، و نگاه از روی تلذّذ یعنی نگاهی که به قصد لذّت بردن باشد، و اما ریبه یعنی نگاه به خاطر تلذّذ و چشم چرانی نیست، ولی خصوصیت دو طرف طوری است که خطرناک است و دنبال این نگاه بیم لغزش و افتادن در فساد میرود. این دو نوع نگاه مطلقاً حرام است، حتی در مورد محارم. تنها موردی که استثناء شده، نگاهی است که مقدمه خواستگاری است.
- جایز نیست کف پا، روی پا، قوزک پا و پاشنه پا در برابر نامحرم نمایان باشد. بنابراین اگر خانمی در حال نماز این قسمتها را نپوشاند در حضور نامحرم معصیت کرده ولی نمازش صحیح است. (همه)[۱۴۹]
- نمایان بودن زیر چانه، گردن، گوش، سینه و دستها تا بازو برای خانمها جایز نیست و باید این مواضع را هم از نامحرم بپوشانند. در نماز هم این مقدار باید پوشیده باشد. (همه)[۱۵۰]
- بنا بر احتیاط واجب خانمها باید موهای مصنوعی (که به موهای خود وصل کردهاند) یا کلاه گیس راا ز نامحرم بپوشانند. (همه به جز آیات عظام بهجت، سیستانی، مکارم)[۱۵۱]
آیات عظام بهجت و سیستانی: بر زن واجب است از نامحرم بپوشاند.[۱۵۲]
آیت الله مکارم: اگر این کار زینت محسوب میشود، واجب است آن را از نامحرم بپوشاند.[۱۵۳]
حد پوشش در نماز
زن باید در حال نماز، تمام بدن حتی سر و موی خود را به جز صورت (به مقداری که شسشن آن در وضو واجب است)، دستها تا مچ و پاها (آیت الله سیستانی: روی پا) تا مچ را بپوشاند اما برای آن که یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و پایین تر از مچ را نیز بپوشاند. (همه).[۱۵۴]
در نماز باید زیر چانه پوشانده شود. (همه).[۱۵۵]
هنگام نمازا گر مرد نامحرم او را میبیند، روی پا باید پوشانده شود. (همه به جز آیات عظام تبریزی و مکارم).[۱۵۶]
آیت اللّه مکارم: واجب نیست ولی بهتر آن است که بپوشاند.
آیت اللّه تبریزی: بنابر احتیاط، واجب است.
تذکر: لازم نیست پشت و روی پا به وسیله جوراب پوشانده شود بلکه اگر به وسیله چادر و مانند آن نیز پوشانده شود، کافی است.
نماز خواندن زن با مانتو و شلوار، اگر جاهایی از بدن که باید پوشیده شود را بپوشاند اشکال ندارد. (همه).[۱۵۷]
برجستگیهای بدن هنگام نماز در برابر نامحرم اگر باعث جلب توجه مرد نامحرم گردد، باید پوشانده شود و اگر پوشانده نشود، زن گناه کرده است، ولی نماز اوصحیح است. (همه).[۱۵۸]
در هنگام نماز، پوشاندن زیور آلات، واجب نیست ولی پوشاندن بدن (قسمتی که آن زیور آلات روی آن قرار گرفته) واجب است. (همه).[۱۵۹]
در موقع نماز اگر مرد نامحرم زن را نمیبیند، پوشاندن چهره آرایش کرده برای زن در نماز واجب نیست. (همه)[۱۶۰]
اگر زن در بین نماز بفهمد که موهای او از چادر بیرون آمده، باید آن را بلافاصله بپوشاند و نمازش صحیح است به شرط آن که پوشاندن زیاد طول نکشد ولی اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است. (همه به جز آیات عظام بهجت، تبریزی و وحید خراسانی)[۱۶۱]
آیت الله تبریزی: اگر در بین نماز بفهمد، نمازش باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است
آیات عظام بهجت و وحید خراسانی: اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند ولی بنابر احتیاط (مستحب) نماز را تمام کند و دوباره بخواند. و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.
پوشاندن روی پا وکف آن در سجده واجب نیست. (همه)[۱۶۲]
چادر، حجاب برتر
- واجب ا ست تمام بدن زن به جز قرص صورت و دستها تا مچ از نامحرم پوشانده شود هر لباسی که این مقدار واجب را بپوشاند مانع ندارد ولی پوشیدن چادر بهتر است (آیت الله خامنهای: چادر بهترین نوع حجاب و نشانهٔ ملی ماست) و از لباسهایی که توجه نامحرم را جلب کند باید اجتناب شود. (همه).[۱۶۳]
خانم مرضیه حدیده چی (دبّاغ) نقل میکند:
من وقتی همراه امام از فرانسه آمدم، مانتو و شلوار تنم بود.
در مهران پایم صدمه خورده بود و هنوز عصایی زیر دستم بود. با آن مانتو شلوار، خدمتشان رسیدم تا گزارش بدهم. فرمودند: "شما چادر ندارید؟ بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟ " گفتم: نه حاج آقا، چادر دارم، اما چون به کوه میرفتم و اسلحه روی دوشم و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم آویزان بود و گاهی هم سه پایهی تیربار را روی دوشم میگرفتم و از کوه بالا میرفتم، این بود که اگر چادر هم به سر میکردم، دیگر خیلی مشکل بود. فرمودند: "چادر برای زن بهتر است. " من هم از همان جا آمدم و چادر را سرم کردم و دیگر برنداشتم.[۱۶۴]
- پوشیدن چادرهایی که موها و یا سایر نقاط بدن از پشت آن نمایان است کفایت نمیکند و خانمها خصوصاً در منزل اگر نامحرمی هست باید از پوشیدن این گونه چادرها خودداری کنند. (همه).[۱۶۵]
- خانمها نمیتوانند آستین خود را برای آمپول زدن و یا فشار خون و یا نبض گرفتن و غیره در مقابل نامحرم بالا ببرند مگر در حال اضطرار. (همه).[۱۶۶]
پوشش زن از زن
- خانمها باید عورت خود را از زنهای دیگر بپوشانند ولی پوشانیدن بقیه بدن واجب نیست؛ مگر آن که در معرض نگاه با ریبه باشد. (همه)[۱۶۷]
- اگر خانمی بداند که خانم دیگری به قصد لذت به بدن یا به دست و صورت او نگاه میکند، واجب است بدن و دست و صورت را از آن خانم بپوشاند. (همه به استثنای آیت الله بهجت)[۱۶۸]
آیت اللّه بهجت: پوشاندن بدن و دست و صورت لازم نیست. - پوشاندن عورت زن از زنان دیگر واجب است اگر چه بدون قصد لذّت نگاه کنند مگر در حال اضطرار. بنابراین راههای جلوگیری از حاملگی که مستلزم نگاه زن به عورت زن باشد و بعضی عکسهای رادیولوژی از رحم یا قرار دادن دستگاه داخل رحم که مستلزم کشف عورت است غیر از حالت اضطرار جایز نیست و باید اجتناب شود. (همه).[۱۶۹]
پوشش زن در مقابل کودکان
اگر بچهها (اعم از دختر یا پسر محرم یا نامحرم) به سن تمیز نرسیده باشند، پوشاندن بدن حتی عورت از آنها واجب نیست. اما اگر به سنی رسیدهاند که خوب و بد را تشخیص میدهند، اگر دختر است و یا پسر است و محرم، فقط عورت را باید بپوشانند اگر پسر است و نامحرم واجب ا ست عورت را بپوشانند و بنابر احتیاط واجب به استثنای وجه و کفین بقیه بدن را باید از او بپوشانند. (همه) [۱۷۰]
روایات حدود نگاه
در حدیثی از امام باقر (علیه السلام)به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)آمده است که:
کُلُّ عَیْن بَاکیَه یَوْم الْقِیَامة إِلا ثَلاثَ أعْیُن عَیْنُ بَکَتْ منْ خَشْیَة اللهً عَیْن غُضَّتْ عًنْ محَارم اللَه وً عَیْن بَاتَتْ سَاهرَةً فِی سًبِیلِ اَللَه؛
تمام چشمها در قیامت گریانند مگر سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید و چشمی که بر روی گناه بسته شود و چشمی که در راه خدا بیدار بماند. [۱۷۱]
حضرت علی (علیه السلام)فرمودند:
اَلعَینُ رائِدُ القَلبَ الفتَن؛ چشم، دل را به فتنهها میکشاند.[۱۷۲]
و اَلعُیون مصائدُ الشَیطانِ؛ شیطان به وسیلهٔ چشمها انسان را به دام میاندازد.[۱۷۳]
و کَم من نَظرَة جَلَبَت حَسرَةَ؛ چه بسا نگاهی که مایه حسرت می گر د د. [۱۷۴]
و لَعَنَ الالَهُ النّاظِرَ وَ المنظورَ إلیهِ؛ کسی که نگاه (حرام) میکند و کسی که به او نگاه میشود هر دو مورد لعنت خداوند هستند.[۱۷۵]
من غَضَّ طَرفَهُ أراحَ قَلبَهُ؛ هر که نگاه خویشی را از حرام برگیرد، قلبش آرام میگیرد. [۱۷۶]
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
اَلنَّظرَةُ بعَدَ النَّظرَةِ تَزرعُ فی القَلبِ الشئَهوَةَ وَ کَفَی بِها لِصاحبها فِتنَةَ؛ نگاه در پی نگاه، شهوت را در دل میرویاند و این برای گمراهی صاحب آن کافی است [۱۷۷]
و باز میفرمایند:
من ملَأ عَینَیهِ من حَرام ملَأ اللّهُ عَینَیهِ یوم القِیامةِ من النّارِ الِّا أن یتوبَ وَ یرجِعُ؛ هر کس چشم خود را از نگاه حرام آکنده سازد (یعنی به نامحرم نگاه مستمر داشته باشد که لذَت ببرد نه نگاه گذرا) خداوند در روز قیامت چشم او را از آتش پرمی گرداند مگر این که توبه کند و از عمل خود دست بردارد.[۱۷۸]
ا ز جمله سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این باره این که:
إشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلی إمراة ذات بَعلٍ ملَأت عَینَها من غَیرِ زَوجِها؛ غضب خداوند بر زنی که به مردی غیر از شوهرش (یعنی مرد نامحرم) نگاه میکند؛ شدید است.[۱۷۹]
در جای دیگر میفرمایند:
ا لنَّظرَةُ سَهمُ مَسمُومٍ منْ سِهام إبلیس فَمن تَرَکَها خَوفاَ من اللَهِ أعطاهُ اللهُ إیمانأ یَجدُ حَلاوَتَهُ فی قَلبه نگاه، تیری مسموم از تیرهای شیطان است، هر که از ترس خدا آن را ترک کند خداوند به او ایمانی عطا میفرماید که شیرینی آن را در دل خود احساس میکند،[۱۸۰]
و این که اَلنَّظَر إلی محاسنِ النِّساء، نگاه کردن به زیبائیهای زنان نیز تیری از تیرهای شیطان است، هر کس آن را ترک کند، أذاقَهُ اللَهُ طَعم عِباده تَسُرهُ، خداوند مزه عبادتی سرور آفرین را به او خواهد چشانید. [۱۸۱]
امام صادق(علیه السلام) فرمو دند:
حضرت شعیب از دخترش پرسید: چگونه امانت داری این جوان (حضرت موسی) را فهمیدی که او را امین می خوا نی؟ دختر گفت: وقتی دعوت شما را به او ابلاغ کردم، به من گفت: از پشت سر، مرا راهنمایی کن تا مبادا به قامت من چشم بدوزد.[۱۸۲]
از امام رضا نقل شده است که:
نگاه مردان به موهای زنان از آن جهت حرام است که باعث تهییج آنان و کشیده شدنشان به فساد و آن چه نه حلال است و نه پسندیده، میگردد.[۱۸۳]
در حجّة الوداع زنی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله)آمد و از آن حضرت، احکام شرعی مربوط به حج را پرسید. فضل بن عباس که کنار پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود، به آن زن نگاه کرد و زن نیز به فضل نگاه کرد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) روی فضل را از جانب آن زن برگرداند و فرمود: مرد جوان و زن جوان. میترسم که شیطان بین آن دو قرار گیرد .[۱۸۴]
پیامبر(صلی الله علیه و آله) زنان را از معاشرت با زنانی که وصف آنها را برای شوهرانشان طوری بازگو میکنند، مثل این که خودشان او را دیدهاند؟ نهی فرمودند.[۱۸۵]
همچنین امام صادق(علیه السلام) فرمودند: سزاوار نیست که زن (زیباییهای خود را) نزد زنان یهودی و نصرانی آشکار کند، زیرا آنها وصف او را نزد شوهرانشان بازگو میکنند. [۱۸۶]
نگاه و خواستگاری
از امام صادق(علیه السلام)روایت شده است:
لا بَأسَ أن یَنظُرَ اِلی وَجهِهاً معاصمها إذا اَرادَ آن یَتَزَّوَّجَها؛ وقتی شخص بخواهد با زنی ازدواج کند، باکی نیست که به چهره و محل دستبندها نگاه کند.[۱۸۷]
مفهوم این حدیث آن است که اگر قصد ازدواج در کار نباشد نگاه کردن جایز نیست. چون اولاً نگاه خواستگار با نگاه غیر خواستگار فرق میکند. خواستگار به دیده خریداری نگاه میکند و معمولاً خالی از تلذّذ نیست. بنابراین، فقها میگویند:
نگاه خواستگار با علم به این که تلذّذ حاصل میشود مانعی ندارد. البته هدف او باید تحقیق باشد نه تلذّذ، ولی کسی که قصد خواستگاری ندارد، نباید با چشمان خیره و نگاههای خریداری، زن را ورانداز کند و این منافات ندارد که نظر به چهره زن به اندازهای که لازمه هم صحبتی است جایز باشد. ثانیاً در مورد نگاهی که مقدمه خواستگاری است، چنان که روایات دیگر دلالت دارد و فقها هم فتوا میدهند، جواز نظر اختصاص به چهره و دو دست ندارد بلکه نسبت به مطلق زیبائیهای زن نیز جایز است. برای نمونه دو روایت را ذکر میکنیم:
از امامِ صادق(علیه السلام)پرسیده شد:َ الرجُلُ یُریدُ أن یَتَزَّوَّجَ المرأةَ اَیَنظُرَ الی شعرِها؟ شخصی میخواهد با زنی ازدواج کند، آیا جایز اَست به موی او نگاه کند؟ فرمودند: نَعَم، إنَّما یُریدُ أن یَستَرِیها بِاَغلَی الثَّمنِ، آری زیرا به گرانبهاترین قیمت، خریدار اوست. [۱۸۸]
یعنی آن چه انسان در زندگی زناشوئی مایه میگذارد از هر چیز گرانبهاتر است. و در جای دیگر در جواب به این سؤال که: اَیَنظُرُ الرجُلُ اِلی المرأةِ یُریدُ تَزویجَها فَیَنظُرَ اِلی شَعرِها وَ محاسِنِها؟ آیا مردی که قصد ازدواج دارد حق دارد به مو و زیبائیهای زن مورد نظرش نگاه کند؟ میفرمایند: لا بَأسَ بِذلِکَ إذا لَم یَکُن متَلَذِّذَا، اشکالی ندارد مشروط بر این که مقصودش التذاذ نباشد.۱ پس معلوم شد جواز نظر برای خواستگار، اختصاص به چهره و دو دست ندارد.
احکام حدود نگاه
قانون کلی: نگاه کردن به هر چیزی یا هر کسی (خودش یا عکسش) به قصد لذّت یا با خوف به فساد افتادن (غیر از همسر) حرام است، اگر چه نگاه به محرم باشد. خواه نگاه به زن یا به مرد یا به حیوان یا به جماد، به عکس، فیلم، مجسمه یا هر چیز دیگر باشد. حتی نگاه کردن به بدن خود در آینه یا هر جای دیگر به قصد شهوت رانی حرام است. (همه)
آیت اللّه خامنهای: هر نگاهی که باعث تحریک غریزه جنسی بشود مگر بین زن و شوهر حرام است.[۱۸۹]
نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است. نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است ولی اگر بدون قصد لذّت باشد مانعی ندارد (به شرط این که صورت و دستها زینت نشده باشد). نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام می یاشد و نگاه کردن به صورت و بدن و موی دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و به واسطه آن بیم گرفتاری در گناه نباشد اشکال ندارد، ولی بنا بر احتیاط باید جاهایی را که مثل ران وشکم معمولاً میپوشانند نگاه نکند. (همه به جز آیات عظام گلپایگانی، سیستانی، تبریزی)
آیت الله گلپایگانی: نگاه کردن به صورت و دستهای زن نامحرم، چه با زینت چه بدون زینت، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
آیت اللّه سیستانی: بنا بر احتیاط مستحب بهتر است از نگاه به صورت و دستها پرهیز کرد.
آیت اللّه تبریزی: اگر زینت در صورت و دستها از قبیل انگشتر ساده و اصلاح صورت و سرمهای باشد که حتی در پیرزنها معمول است، پوشاندن آن بر زن واجب نیست و نگاه کردن مرد به آن هم اگر به قصد لذّت نباشد، مانع ندارد.[۱۹۰]
تذکر: فرقی بین نامحرمی که فامیل و دوست است و نامحرم غریبه نیست.
نگاه کردن مرد به کف پا، روی پا، پاشنه پا و ساق پای خانمهای نامحرم حتی بدون قصد لذّت جایز نیست و خانمها باید آنها را بپوشانند. (همه به جز آیات عطام گلپایگانی، سیستا نی، تبر یزی) [۱۹۱]
آیت اللّه گلپایگانی: بطور کلی نگاه کردن به بدن نامحرم حرام است و نگاه به صورت و دستها بنابر احتیاط واجب جایز آیت اللّه سیستانی: اگر زن اهل رعایت حجاب باشد و یا اگر امر به حجاب شود قبول کند، نگاه کردن به این مواضع جایز نیست، و الا اشکال ندارد.
آیت اللّه تبریزی: نگاه کردن مرد به کف پا و روی پا تا قوزک پا، بنا بر احتیاط جایز نیست.
زن و مرد میتوانند به استثنای عورتین به تمام بدن محارم نگاه کنند، مشروط به آن که قصد لذت و ریبه نباشد (به استثنای همسر که مشروط به این شرط نیست) در صورت قصد لذت و ریبه باید از نگاه به بدن محارم اجتناب کرد. بنابر احتیاط مستحب بهتر است که نگاه کردن مردان به محارم خود از زانو تا ناف ترک گردد). (همه به جز آیت اللّه سیستانی)[۱۹۲]
آیت اللّه سیستانی: بدون قصد لذّت نگاه به بدن محارم غیر از عورتین اشکال ندارد
نگاه به نامحرم حرام است اما اگر اتفاقی نگاه انسان به نامحرم بیفتد به شرط این که بلافاصله نگاه را برگرداند که حکم نگاه کردن را پیدا نکند اشکال ندارد. (همه) [۱۹۳]
نگاه مرد به بدن مرد (به جز عورتین) و نگاه زن به بدن زن (بجز عورتین) به شرط آن که به قصد لذّت نباشد جایز است. (همه)[۱۹۴]
مرد میتواند به صورت و دستهای زن نامحرمی که کاملاً حجابش را رعایت کرده به شرط این که زینت نشده باشد و نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد نگاه کند. (همه به جز آیات عظام گلپایگانی، سیستانی، تبریزی که درمسئله۱ این بخش بیان شد .)[۱۹۵]
اگر زن بداند که مرد با قصد لذت به دست و صورت او نگاه میکند، اگر چه دست و صورت او زینت نداشته باشد، باید آنها را نیز بپوشاند. (همه به جز آیت الله بهجت: اگر کمک به حرام باشد پوشاندن، واجب است.)[۱۹۶]
مرد نمیتواند به مواضعی که زنان مسلمان بد حجاب نپوشاندهاند و یا زینت کردهاند نگاه کند اما نگاه کردن به مواضعی که زنان غیر مسلمان عادتاً نمیپوشانند بدون قصد لذّت اشکال ندارد. (همه به جز آیات عظام اراکی، گلپایگانی، سیستانی)[۱۹۷]
آیت اللّه اراکی: نگاه کردن، به مو و سر و صورت زنان اهل کتاب و کفار اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که به غیر اینها نگاه نکند.
آیت اللّه گلپایگانی: احتیاط واجب آن است که به غیر از صورت و دست او نگاه نکند.
آیت اللّه سیستانی: نگاه کردن به بدن زنهای مبتذله که اگر امر به حجاب کنند اعتنا نمیکنند بدون قصد لذّت اشکال ندارد و در این حکم فرقی بین زنان کفار و زنان دیگر نیست و نیز فرقی بین دست و صورت و دیگر جاهای بدن که عادتاً نمیپوشانند نیست.
نگاه کردن زنها به بدن مرد نامحرم به استثنای صورت و دست هاو مقداری که مردان عادتاً نمیپوشانند حر ام است. (همه به جز آیات عظام بهجت و فاضل) [۱۹۸]
آیت اللّه بهجت: بنا بر احتیاط واجب حرام است. نگاه به قسمتهایی که عادتاً نمیپوشانند، جایز است؛ مگر این که کمک به گناه باشد.
آیت اللّه فاضل: نگاه کردن زنها به بدن مرد نامحرم به استثنای صورت و دستها حرام است.
نگاه کردن به بازو یا سینه یا جایی دیگر از بدن مرد نامحرمی که لباس نامناسب پوشیده (مانند آن که لباس آستین کوتاه و با یقه باز و یا نازک و بدن نما پوشیده باشد) حتی اگر بدون قصد لذّت و ریبه باشد حرام است. (همه به جز آیت الله بهجت).[۱۹۹]
آیت اللّه بهجت: بنا بر احتیاط واجب حرام است.
اگر چه بر مرد لازم نیست خود را بپوشاند ولی خانمها واجب است نگاه نکنند. (همه).[۲۰۰]
زن میتواند به تمام بدن پسر یا دختر غیر ممیز نگاه کند اما بعد از سن تمیز نباید به عورت آنها نگاه کند. (همه به جز آیات عظام اراکی، بهجت، تبریزی، گلپایگانی که میفرمایند: نگاه به عورتین بچه ممیز حرام ا ست.)[۲۰۱]
در صورتی که انسان شک کند که این شخص از کسانی است که نباید به او نگاه کرد، نباید به او نگاه کند. (همه به جز آیت الله بهجت: احتیاط در اجتناب است.) [۲۰۲]
نگاه پزشک
تا کنون از مفهوم آیات و روایات، عدم جواز نگاه و لمس بدن نامحرم معلوم گردید؟ اما نگاه و لمس قسمتی از بدن بیمار توسط پزشک، جهت معالجه، در حال اضطرار استثناء گردیده است. از امام صادق(علیه السلام) دربارهٔ زن مسلمانی که شکستگی یا زخم یا جراحتی در جایی از بدنش به وجود آمده است که مرد نامحرم نباید آن را نگاه کند، سوال شد، امام(علیه السلام) فرمودند: إذا اضطَرَّت الَیه فَیعالجُها إن شاءَت، در حال اضطرار (پزشک مرد) میتواند او را معالجه کند.[۲۰۳]
این موارد اضطرار در فتاوای مراجع عظام روشن گردیده است.
جایز نیست خانمها بدون تحقیق کردن از وجود دکتر زن به دکتر مرد مراجعه کنند. مگر در صورتی که دکتر زن نتواند مداوا کند و یا مداوا توسط دکتر مرد بدون نگاه و لمس بدن زن امکان پذیر باشد. (همه)[۲۰۴]
- دکتر محرم نیست اگر در حال اضطرار مجبور شد به بدن نامحرم نگاه کند باید به همان مقدار اکتفا کند، تا میتواند از روی لباس معاینه نماید. (همه)[۲۰۵]
- آمپول زدن به نامحرم چون مستلزم نگاه و لمس است جایز نیست مگر در حال اضطرار. (همه)[۲۰۶]
- گرفتن عکس در رادیولوژی، تزریق یا گرفتن خون و انجام سونوگرافی، اگر مستلزم نگاه به بدن نامحرم و کشف عورت در مقابل دیگران باشد، در حالی که بتواند به متخصص محرم مراجعه کند، توسط نامحرم حرام است. (همه)[۲۰۷]
- زایمان و سزارین باید توسط پزشک زن انجام شود، مگر در حال اضطرار. (همه) [۲۰۸]
- جلوگیری از حاملگی اگر مستلزم فعل حرامی باشد، جایز نیست. بعضی از روشها، مستلزم سه فعل حرام است:
الف) نگاه کردن به عورت دیگری در غیر اضطرار.
ب) کشف عورت برای دکتر در غیر اضطرار.
ح) لمس عورت در غیر اضطرار (غیر اضطرار به این دلیل که راههای دیگری وجود دارد). (همه)[۲۰۹]
نگاه به عکس وفیلم
- زنان در ورزشگاههایی که مردان پوشش کافی ندارند برای دیدن مسابقه نمیتوانند بروند، اما دیدن فیلم غیرمستقیم مسابقات اگر به قصد ریبه و لذت نباشد و ترس از افتادن در فتنه و فساد نباشد، اشکالی ندا رد. (همه به جز آیات عظام خامنهای و گلپایگانی)[۲۱۰]
آیت اللّه خامنهای: اگر به صورت مستقیم پخش شود، بنا بر احتیاط واجب نگاه نکنند و اگر به صورت غیر مستقیم و با قصد لذّت و موجب ریبه و فساد باشد، حرام است.
آیت اللّه کلپایگانی: زنها نمیتوانند عمداًبه این گونه فیلمها نگاه کنند.
- خرید و فروش و نگهداری عکسهای مبتذل حرام است و باید آنها را از بین برد. (همه)[۲۱۱]
- زنان میتوانند به عکس مردان، نگاه کنند مشروط به آن که به قصد لذّت و ریبه نباشد و موجب فتنه و فساد نشود خواه بشناسند و یا نشناسند، محرم باشد یا نامحرم. (همه به جز آیت الله سیستانی)[۲۱۲]
آیت اللّه سیستانی: اگر بیش از معمول برهنه باشد بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
- مرد به عکس زنانی که حجاب کامل ندارند اگر آنها را بشناسد نمیتواند نگاه کند. (همه، ب جزء آیات عظام اراکی، سیستانی، گلپایگانی و مکارم)[۲۱۳]
آیت اللّه اراکی: اگر به قصد لذّت نباشد مانعی ندارد.
آیت اللّه سیستانی: در صورتی که از زنان مبتذله نباشد، بنا بر احتیاط واجب نباید نگاه کند.
آیت اللّه کلپایگانی: در صورتی که او را میشناسد، بنا بر احتیاط واجب و اگر او را نمیشناسد، بنا بر احتیاط مستحب، نباید نگاه کند.
آیت اللّه مکارم: اگر زن مقید به حفظ حجاب است، نگاه کردن اشکال دارد.
نگاه کردن به تصویر زن نامحرم، حکم نگاه کردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنابراین اگر نگاه از روی لذّت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصویر هم متعلّق به زن مسلمانی که بیننده آن را میشناسد نباشد، اشکال ندارد و بنابر احتیاط واجب نباید به تصویر زن نامحرم که بطور مستقیم از تلویزیون پخش میشود، نگاه کرد ولی در پخش غیرمستقیم تلویزیونی اگر ریبه و خوف افتادن به گناه نباشد، نگاه کردن اشکال ندارد. (آیت الله خا منهای)
آیات عظام ا راکی، فاضل، گلپایگانی، مکارم میفرمایند:
فیلم اعم از مستقیم یا غیر مستقیم حکم عکس را دارد.
آیت اللّه بهجت: دیدن نامحرم و شنیدن صدای او از طریق تلویزیون اگر همراه با فساد و ریبه باشد، اشکال دارد. [۲۱۴]
- دیدن زنان غیر مسلمان در تلویزیون و یا فیلم، اگر با قصد لذّت و یا ترس از وقوع در مفسده نباشد، اشکال ندارد. (همه)[۲۱۵]
- عکس برداشتن مرد از زنان نامحرم حرام نیست، به شرط آن که همراه با نگاه به نامحرم و لمس بدن او نباشد. (همه)[۲۱۶]
نوع پوشش
آیات ۵۹ و ۶۰ سوره احزاب علاوه بر معرفی نوعی پوشش مناسب برای زنان، فلسفه وجوب آن را نیز بیان مینماید، ضمن این که اشدّ مجازات مزاحمین را تعیین میفرماید.[۲۱۷]
(یایها اَلنبی قُل لِّأَزو جِکَ وَبَنَاتِکَ ونِسَآءِ المُؤمِنینَ یُدنِی نَعَلَهِنَّ مِن جَلَبیبِهِنَّ ذَالِکَ أدنئ أن یُعرَفنَ فَلَا یُؤذَین وَکَانَ آللَّهُ غَفُورًا رحِیمًا)
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها (روسریهای بلند) خود را به خویش نزدیک کنند، این کار برای ا ین که (از کنیزان و آلودگان) تشخیص داده شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و (اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده) خدا وند همواره غفور و رحیم است.
(لَّئِن لَّم یَنتَهِ المُنَفِقُونَ والَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَ ضٌ المُرجِفُونَ فِی المَدِینَةِ لَنُغریَنَّکَ بِهِم ثُمَّ لَایُجَاورُونَک فِیهَآ إِلَّا قَلِیلا)
اگر منافقین و آنها که در دل هایشان بیماری است، و (همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش میکنند دست ا ز کار خود بر ندارند تو را بر ضد آنان میشورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند.
در تفسیر علی بن ابراهیم در شان نزول آیه نخست چنین آمده است: آن ایام زنان مسلمان به مسجد میرفتند و پشت سر پیامبر نماز میگزاردند، هنگام شب موقعی که برای نماز مغرب و عشا میرفتند بعضی از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مینشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار میدادند و مزاحم آنان میشدند، آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور کامل رعایت کنند تا به خوبی شناخته شوند و کسی بهانه برای مزاحمت پیدا نکند.
در این آیه نخست به زنان با ایمان دستور داده میشود که هرگونه بهانه و مستمسکی را از دست مفسده جویان بگیرند، سپس با شدیدترین تهدیدی- که در آیات قرآن کم نظیر است
- منافقان و مزاحمان و شایعه پراکنان را مورد حمله قرار میدهد. این که منظور از جِلباب چیست، مقسران و ارباب لغت چند معنی برای آن ذکر کردهاند:
۱. ملحفه (چادر) و پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سر و گردن و سینهها را میپوشاند. ۲. مقنعه و خمار (روسری).۳. پیراهن گشا د.[۲۱۸]
گرچه این معانی با هم متقاوتند ولی قدر مشتر ک همه آنها این است که بدن به وسیله آن پوشانده شود. اما آن چه صحیح تر به نظر میرسد این است که در اصل لغت، کلمه جلباب شامل هر جامه وسیع میشده است، ولی غالباً در مورد روسریهایی که از چارقد بلندتر و از رِداع (عبا یا چادر) کوتاه تر بوده به کار میرفته است. ضمناً معلوم میشود دو نوع روسری برای زنان معمول بوده است: یک نوع روسریهای کوچک که آنها را خمار یا مقنعه مینامیدهاند و معمولاً در داخل خانه از آنها استفاده میکردهاند. نوع دیگر روسریهای بزرگ که مخصوص خارج منزل بوده است.
منظور از یُذنِین (نزدیک کنند) این است که زنان جلباب را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست آنها را محَفوظ دارد، نه این که آن را آزاد بگذارند به طوری که گاه و بیگاه کنار رود و بدن آشکار گردد، و به تعبیر دیگر، لباس خود را جمع و جور کنند. البته معنی لغوی نزدیک ساختن چیزی، پوشانیدن با آن نیست بلکه وقتی که به زن بگویند جامه ات را به خود نزدیک کن مقصود این است که آن را رها نکن، آن را جمع و جور کن، آن را بی أثر و بی خاصیت رها نکن و خود را با آن بپوشان. استفاده زنان از روپوشهای بزرگ که بر سر میافکندهاند دو جور بوده است: یک نوع صرفاً جنبه تشریفاتی و اسمی داشته است هم چنان که امروزه بعضی بانوان چادری را میبینیم که چادر داشتن آنها صرفأ جنبه تشریفاتی دارد. با چادر هیچ جای بدن خود را نمیپوشانند، آن را رها میکنند. وضع چادر سرکردنشان نشان میدهد که اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند و از این که مورد بهره برداری چشمها قرا ر بگیرند إِبا و امتناعی ندارند. نوع دیگر برعکس بوده و هست، زن چنان با مراقبت جامههای خود را به خود میگیرد و آن را رها نمیکند که نشان میدهد اهل عفاف و حفاظ است. با این عمل خودبخود دورباشی ایجاد میکند و ناپاک دلان را مایوس میسازد.
احتمال دیگری که در معنای این جمله داده شده این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و مزاحم، جرأت نمیکنند متعرّض آنها شوند بنا به این احتمال معنی جمله این است که بدین وسیله شناخته میشوند که زنان نجیب و عفیف میباشند. و بیماردلان از این که به آنها طمع ببندند چشم میپوشند زیرا معلوم میشود این جا حریم عفاف است، چشم طمع کور، و دست خیانت کوتاه است.
به طور کلی مطلبی که از این آیه استفاده میشود و یک حقیقت جاودانی است این است که زن مسلمان باید آن چنان در میان مردم رفت و آمد کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود، و در این صورت است که بیماردلانی که دنبال شکار میگردند از آنها مایوس شده و فکر بهره گیری از آنها در مخیله شان خطور نمیکند. میبینیم که جوانان ولگرد همیشه متعرّض زنان جلف و سبک میگردند. وقتی که به آنها اعتراض میشود که چرا مزاحم میشوی؟ میگویند اگر دلش این چیزها را نخواهد با این وضع بیرون نمیآید. این دستور مانند دستوری است که در بیست و پنج آیه قبل از این آیه خطاب به زنان رسول خدا وارد شده است: (فَلا تخضَعنَ بِالقًولِ فَیَطمَعَ اَلَّذِی فِی قَلبِه مَرضٌ)؛ در سخن گفتن رقت زنانه و شهوت آلود که موجب تحریک طمع بیمار دلان میگردد به کار نبرید. در این دستور، وقار و عفاف در کیفیت سخن گفتن و در آیه مورد بحث، دستور وفار در رفت و آمد را بیان میکند. قبلًا گفتیم که حرکات و سکنات انسان گاهی زبان دار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنی دار است و به زبان بی زبانی میگوید دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن. گاهی برعکس با بی زبانی میگوید دست تعرّض از این حریم کوتاه است. به هر حال این آیه در مقام بیان کیفیت خاصی برای پوشش نیست. کیفیت پوشش فقط در آیه۳۱ سوره نور بیان شده است و با توجه به این که این آیه بعد از آیه سوره نور نازل شده است میتوان فهمید که منظور از (یُدنِینَ عَلَیهنَّ مِن جَلَبیبِهِنَّ) این است که دستور قبلی سوره نور را باید کاملاً رعایت نمایند تا از شر آزار مزاحمان راحت گردند. در آیه قبل از این آیه میفرماید: (وا لَّذِینَ یُؤذُونَ اَلمُؤمِنِینَ والمُؤمِنَتِ بِغَیرِ مَا اَکتَسَبُواْ فَقَدِ احتَمَلُواْ بُهتنا وَاِثمًا مُّبِینًا) آنان که بدون جهت مردان و زنان با ایمان را آزار میرسانند بهتان و گناه بزرگی مرتکب میگردند. این آیه رسماً به کسانی که مردان و زنان مسلمان را آزار میرسانند، پرخاش میکند. بلافاصله به زنان دستور میدهد که در رفتار خود وقار و سنگینی را کاملاً رعایت کنند تا از آزار افراد مزاحم مصونیت پیدا کنند.
از لحن آیه چنین استفاده میشود که سه گروه در مدینه مشغول خرابکاری بودند، هر کدام به نوی اغراض شوم خود را پیاده میکردند، و این به صورت یک برنامه و جریان درآمده بود و جنبه شخصی و فردی نداشت. نخست منافقین بودند که با توطئههای ضد اسلامی برای براندازی اسلام میکوشیدند. دوم اراذل و اوباش که قرآن از آنها تعبیر به: (الَّذِین فِی قُلُوبِهِم مرَ ضٌ) (بیماردلان ) کرده است. گروه سوم کسانی بودند که با پخش شایعات در مدینه مخصوصاً به هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ارتش اسلام به غزوات میرفتند به تضعیف روحیه بازماندگان میپرداختند و خبرهای دروغین از شکست پیامبر(صلی الله علیه و آله)و مؤمنین میدادند و قرآن هر سه گروه را مورد تهدید شدید قرار داده است.
نکتهای که در این جا قابل تامل است این است که افرادی که در کوچهها و خیابانها مزاحم زنان میگردند، ا ز نظر قانون اسلام مستحق مجازات سخت و شدیدی میباشند. تنها دستگیری و تراشیدن سر آنها کافی نیست. بسیار سخت تر باید مجازات شوند. حداقل آن چه از این آیه فهمیده میشود، تبعید آنها از جامعه پاک اسلامی ا ست. جامعه، هراندازه برای عفاف و پاکی احترام بیشتری قائل باشد برای خائنان مجازات شدیدتری قائل میشود.
پیامها
۱- نوع لباس مردم در جامعه، معرِّف شخصیّت، مکتب و هدف آنها میباشد؛
۲- زنان باید لباسی بپوشند که معرّف شخصیّت و تامین کننده عفّت و آبروی آنان باشد؛
۳- با پوشش نامناسب نباید بهانه به دست بیماردلان و مزاحمان عفّت عمومی داد؛
۴- عامل اصلی بسیاری از مزاحمتها برای زنان و دختران، نوع پوشش آن هاست؛
۵- رفت و آمد زنان در خارح از منزل، با حفظ عفّت عمومی مانعی ندارد؛
۶- حقظ عفاف عمومی و امنیت در اجتماع به عهده زنان با ایمان است،
۷- نافرمانیهای گذشته و استفاده از پوششهای نامناسب پس از توبه مورد بخشش و رحمت الهی قرار خواهد گرفت؛
۸ـ مزاحمین نوامیس باید از جانب حکومت اسلامی با شدت مجازات گردند.
نوع پوشش در روایات
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
صِنفانِ من اهلِ النّارِ لَم أرَهُما؛ دو گروه از دوزخیان را هنوز ندیدهام، قَوم معَهُم سِیاطٌ کَأذنابِ البقَرِ یَضرِبونَ بِها النّاسَ، گروهی که با تازیانههایی که با خود دارند مردم را میزنند، وَ نساءُ کاسِیاتٌ عاریاتٌ، مائِلاتٌ ممیلات، رووسُهنَّ کَأسنَمةِ البَختِ المَائلَة لا تَدخُلَن الجنّةَ، و لا تَجدَنَّ ریحَها وَ إنَّ ریحَها لَیُوجَدَ من مسیرَة کَذاَ و کذا.: و (گروه دیگر) زنانی که درعین پوشیدگی برهنهاند (لباس نازک وبدن نما به تن دارند)؛ کج روی میکنند و دیگران را به بیراهه میکشند؛[۲۱۹]
موهایشان را مانند کوهان شتر میبندند، اینان به بهشت نمیروند و بوی بهشت را که از فاصله دور به مشام میرسد؛ استشمام نمیکنند. ؛امیر مومنان (علیه السلام)نیز دربارهٔ اوضاع زنان در آخرالزمان چنین فرمودند:
یَظهَرُ فِی آخِرِ الزَّمانِ وَ اقْتِرَاب السَّاعَة وَ هُوَ شَرُّ الْآزْمنَة نسْوةٌ کَاشفَاتٌ عَارِیَاتٌ متَبَرِّجَاتٌ منَ الدِّّین دَاخلًاتٌ فِی الْفتَنِ مائِلَاتً إلَی الشَّهًوَاتِ مسْرِعَات إِلَی اللَّذَّاتِ مَسْتَحَلَّات لِلْمحَرًّ ماتِ فِی جَهَنَّم خَالدَات؛ در آخرالزمان که بدترین زمانها است، زنانی پیدا میشوند که در عین پوشیدگی برهنهاند و خودنمایی میکنند؛ از دین خارج و در فتنهها داخل شد هاند و به شهوات متمایل و به سوی لذّات شتابانند، حرامهای خدا را حلال میشمارند و در جهنم جاودانهاند.
و نیز ایشان میفرمایند:
عَلَیکم بالصَّفیق منَ الثیاب فَإنَّ من رَقَّ ثَوبُهُ رَقَّ دینَهُ؛
از لباس نازکَ برحذر باشید، زیرا کسی که لباسش، نازک شد، دینش نیز ضعیف میشود.[۲۲۰]
امام صادق(علیه السلام)فرمودند:
لَایَصْلُحُ لِلْمراة الْمسْلِمةِ أنْ تَلْبَسَ منَ الْخُمرِ وَ الدُّرُوعِ ما لَا یُوَارِی شَیْئاَ:
برای زن مسلمان مصلحت نیست که لباس و روسریش به گونهای باشد که او را نپوشاند [۲۲۱]
و دیگر این که:
لا ینبَغی للمراة أن تَجمرَ ثَوبُها إذا خَرَجَت من بَیتها؛
سزاوار نیست که زن هنگام خروج از منزل لباسش را جمع و فشرده (به گونهای که برجستگیهای بدنش پیدا باشد) و یامعطرکند.[۲۲۲]
امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمودند:
کُنْتُ قَاعدأَ فِی البقِیعِ معَ رَسُول اللَهِ(صلی الله علیه و آله)فِی یَوْم دَجْن وَ مطَر اِذْ مرَّت امراةَ عَلَی حِمارٍ ، در یک روز بارانی در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله)در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر مرکب از آن جا عبور کرد. فَهَوَتْ یَدُ الْحمارِ دی وَهْدَة فَسقَطَتِ الْمراة فَاعْرَضَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله)بِوَجْهِهِ، پای حیوان لغزیًد و زن به زمین افتاد؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) از این صحنه روی برگرداند؟ قَالُوا یَا رَسُولَ الله إِنَّهَا متَسَرْوِلَه، اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا، آن زن شلوار پوشیده است، قَالَ اللَّهُم اغْفِرْ لِلْمتَسَرْوِلَاتِ ثَلَاثاً، ایشان سه بار فرمودند: خداوندا زنانی که شلوار میپوشند را مورد مغفرت قرار بده؛ سپس فرمودند:
یَا إّیهَا النَّاسُ اتَّخِذُوا السَّرَاوِیلَاتِ فَإنِّهَا منْ اً سْتَرِ ثِیَابِکُم وَ حَصّنُوا بِهَا نِسَاءَکُم إِذَا خَرَجْنَ؛
ای مردم شلوار بپوشید؛ زیرا پوشانندهترین لباسهای شماست و زنان شما را هنگام خروج از منزل حفظ مینماید. [۲۲۳]
لباس شهرت
امام حسین (علیه السلام) میفرمایند
"من لَبسَ ثَوباَ یسهُرُهُ کساهُ اللّهُ یوم القِیامةِ ثَوباً منَ النّارِ"؛
هر کس لباسی بپوشد که او را انگشت نما نماید، خداوند در قیامت لباسی از آتش به او میپوشاند.[۲۲۴]
امام صادق (علیه السلام) نیز در این باره فرمودند کفی بِالمرء خزیا أن یلبسَ ثَوبا یشهُرُهُ اَو یرکبَ دابَّة تشهُرُهُ؛
برا ی رسوایی و خواری فرد همین بس که لباسی بپوشد یا مرکبی سوار شود که او را انگشت نما کند.[۲۲۵]
تشبّه زن به مرد و برعکس
امام صادق (علیه السلام)نقل میکنند که:
کَانَ رَسُولُ اللَهِ (صلی الله علیه و آله)یَزْجُرُ الرً جُلَ اًنْ یَتَشَبَّهَ بِالنَسَاءِ وَیَنْهَی الْمراةَ اًنْ تَتَشَبَّهَ بالرِّجَالِ فِی لبَاسِهَا؛ [۲۲۶]
رسول خدا(صلی الله علیه و آله)مردا ن را از این که خود را به زنان شبیه نمایند، منع میفرمود و زنان را نیزا ز پوشیدن لباس شبیه مردان نهی مینمود و میفرمود:
لَعَنَ اللَّه الرّجُلَ یَلبِسُ لُبسَةَ المرأةِ وَ المرأةَ تَلبسُ لُبسَةَ الرجلِ؛
مردی که چون زنان لباس بپوشد و زنی که چون مردان لباس بپوشد، مورد لعنت خدا واقع میگردد. [۲۲۷]
احکام نوع پوشش
لباسهایی که پوشیدن آنها بر زن و مرد حرام است
- پوشیدن لباس شهرت چه برای مرد چه زن بنابه احتیاط واجب جایز نیست. (همه به استثنای آیات عظام گلپایگانی و بهجت که حرام میدانند). ولی نماز خواندن با آن اشکال ندارد.[۲۲۸]
تذکر: لباس شهرت، لباسی است که به لحاظ رنگ، جنس، دوخت و طرح آن برای کسی که آن را میپوشد معمول نیست و موجب جلب توجه نامحرمان میگردد. یادآور میشود هر چیزی که مصداق پوشش باشد مثل کفش، کلاه، پیراهن، دامن، روسری، مقنعه، جوراب، شلوار و... این حکم، شاملش می گر د د.
- احتیاط واجب آن است که مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد ولی نماز خواندن با آن اشکال ندارد. (همه به جز آیات عظام خامنهای و بهجت)[۲۲۹]
آیت الله خامنهای: اگر آن را به عنوان لباس انتخاب نکرده باشند اشکال ندارد. پوشش اعم از این که دیده شود یا دیده نشود و فرقی بین اجتماع و خلوت نیست.
آیت الله بهجت: حرام است.
پوشیدن لباسهای مختص کفار حرام است. (همه به جز آیت اللّه بهجت)[۲۳۰]
آیت الله بهجت: خلاف احتیاط است.
آیت الله خامنهای: به طور کلی پوشیدن کراوات و یا دیگر لباسهایی که پوشش و لباس غیر مسلمان محسوب میشود بطوری که پوشیدن آنها منجر به ترویج فرهنگ منحط مهاجم شود جایز نیست.[۲۳۱]
پوشیدن لباسهای نازک، تنگ و رنگی
جورابهای نازک که پوست پا از پشت آن نمایان باشد حکم پوشش ندارند و خانمها باید از پوشیدن این گونه جورابها در مقابل نامحرم اجتناب کنند. بلکه باید از جورابهایی استفاده کنند که بدن نما نباشد. (همه)[۲۳۲]
پوشیدن لباس در رنگهای زننده و جلب توجه کننده در محیطهایی که نامحرم هست با فرض مهیّج بودن حرام است. (همه به جز آیات عظام بهجت، تبریزی، فاضل، گلپایگانی)[۲۳۳]
آیت اللّه بهجت: اگرچه منعی ندارد، ولی مسلمان در لباس هم باید وقار داشته باشد.
آیت الله تبریری: اگر لباس زن زینت باشد واجب است مانند بدن پوشانده شود.
آیت الله فاضل: اگر موجب فساد وگناه میشود جایز نیست
آیت الله گلپایگانی: با فرض مهیج بودن و معرضیت داشتن برای فساد حرام است.
پوشیدن لباسهای تنگ که حجم و برآمدگیهای بدن زن را مشخص میکند یا لباسهای محرک در مهمانیها اگر از نگاه نامحرم به دور باشد و ایجاد مفسدهای نکند، اشکالی ندارد در غیر این صورت جایز نیست. (همه)[۲۳۴]
پوشیدن هرگونه لباسی که عرفاً مهیّج باشد و جلب توجه نامحرمان کند حرام است چه برای زن چه مرد. بدیهی است لباس باید از نظر عرف مهیّج نباشد نظر یک یا چند نفر ملاک نیست. (همه)[۲۳۵]
در این صورت برخی دستکشهای توری، چادر یا روسری توری و نازک، آویختن چیزهایی مانند گل، گل سینه یا زری دوزی به روسری، چادر و مانتو، گذاشتن دکمه در محلهای خاصی از لباس، باز گذاشتن دکمههایی از لباس اگر چه زیر آن پوشش باشد اگر مهیّج باشند حرام است.[۲۳۶]
اگر شوهر، همسرش را مجبور کند که بدون پوشش اسلامی در جلوی میهمانان نامحرم حاضر شود، زن میتواند در این موارد از دستور شوهر سرپیچی کند و اگر ماندن او در خانه شوهر با مشقت فراوان همراه باشد، میتواند از منزل او بیرون برود و جای دیگری زندگی کند. (همه) [۲۳۷]
گفتکو با نامحرم در روایات
امام صادق(علیه السلام)فرمودند:
کانَ رَسولُ اللّهِ(صلی الله علیه و آله)یسَلّم عَلی النِّساء وَ یردُدنَ؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله)به زنها سلام میکردند و زنها هم جواب سلام ایشان را میدادند، وَ کانَ اَمیرُ المؤِمنینَ (علیه السلام)یسَلِّم عَلی النِّساء وَ کانَ یکرَهُ أن یسَلم عَلی الشابَّة منهُنَّ، امیرمومنان نیز به زنها سلام میکردند، ولی ا ز سلام کردن به زنهای جوان کراهت داشتند و میفرمودند: اتَخَوَّفُ أن یعجبَنی صَوتُها فَیدخُلَ عَلی اَکثَرُ مما اَطلُبُ من الاجرِ، از این میترسم که از صدایش خوشم بیاید و ضرر این سلام بیشتر از ثواب آن بشود..[۲۳۸]
ابابصیر میگوید:
کُنْتُ أقْرِئُ امراةَ کنْتُ أعَلِّمهَا الْقُرآنَ؛ به زنی قرآن آموزش می دادمِ، فَمازَحْتُهَا بِشَیْء، با او مزاح و شوخی کردم فَقَدِمتُ عَلَی ابِی جَعْفر(علیه السلام) سپس نزد امام باقر(علیه السلام)رفتم. فَقَالَ لِی أیَّ شَیْء قُلْتَ لِلْمراة، آن حضرت به من فرمودند: به آن زن چه گفتی؟ فَغًطَیْتُ وَجْهِی، شرمگین شدم و صورتم را پوشاندم، فَقَالَ لَا تعُودَنَّ إِلَیْهَا، ایشان فرمودند: به سوی او باز نگرد![۲۳۹]
احکام گفتگو با نامحرم
شنیدن صدای زن در صورتی که تلذّذ و ریبه در کار نباشد جایز است. مرحوم آیت الله سید محمد کاظم طباطبائی یزدی درالعرؤه الؤثقی باب نکاح فصل اوّل مسئله۳۹ میفرماید: شنیدن صدای زن در صورتی که همراه با تلذّذ و ریبه نباشد جایز است، ولی در عین حال مادامی که ضرورتی نیست، ترک آن بهتر است. و بر زن حرام است که بخواهد صدای خود را نازک کند و نیکو سازد به طوری که تحریک آمیز باشد، چنان که خدای متعال در قرآن خطاب به زنان پیغمبر اکرم میفرماید: در حرف زدن صدا را نازک و مهیّج نکنید که موجب طمع بیماردلان گردد.
مسئله جواز استماع صدای زن، جزء مسلّمات است و دلیل آن سیره قطعی بین مسلمین و ضروری بودن و مخصوصاً سیره قطعی تاریخی رسول خدا(صلی الله علیه و آله)و ائمه اطهار(علیه السلام) است. علاوه بر این، مفهوم آیه مذکور این است که حرف زدنی که در آن کرشمه و ناز به کار نرود جایز است. یعنی خود این آیه دلیل بر جواز هم سخن شدن زن و مرد اجنبی است.[۲۴۰]
- مردها با دو شرط میتوانند با نامحرم صحبت کنند:
الف) به قصد لذّت و ریبه نباشد.
ب) با این صحبت کردن به گناه آلوده نشوند. (همه)[۲۴۱]
صحبت کردن با نامحرم به غیر ضرورت مکروه است، خصوصاًا گر مخاطب جوان باشد. (همه) [۲۴۲]
- اگر مردی بداند با صحبت با نامحرم به گناه میافتد نباید با او صحبت کند خواه زن به گونهای صحبت کند که مرد را به گناه بیندازد یا دربارهٔ مطلبی صحبت کند که مرد به گناه بیفتد. (همه)[۲۴۳]
- صحبت کردن با هر کسی دربارهٔ هر چیزی از روی شهوت و لذّت جایز نیست (مگر با همسر). (همه)[۲۴۴]
- خانمها با سه شرط میتوانند با نامحرم صحبت کنند:
الف) به قصد لذّت و ریبه نباشد.
ب) صدای خود را ترقیق و تلطیف نکند. (نازک کردن صدا یا با ناز و غمزه حرف زدن)
ج) بیم افتادن در فتنه و فساد برای دو طرف صحبت نباشد. (همه)[۲۴۵]
- خانمها نباید در هنگام صحبت کردن با نامحرم صدای خود را رقیق و نازک کنند به گونهای که اگر در دل مخاطب مرضی باشد او را به خود جلب کند، اگر چه در مورد مطالبی عادی صحبت کنند. (همه) [۲۴۶]
- دوستی زن و مرد نامحرم (همراه با قصد لذّت و شهوت) جایز نیست. (همه) [۲۴۷]
- قرآن خواندن خانمها در مقابل نامحرم اگر موجب تحریک و مفسده باشد جایز نیست. (همه به استثنای آیات عظام گلپایگانی و بهجت)
آیت اللّه بهجت: اگر موجب فساد است مجاز نیست، بلکه غالباً خواندن زن در حضور مرد و استماع آن موجب فساد است پس جایز نیست.
آیت اللّه گلپایگانی: بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را با صدا نخوانند و همچنین با صدا خواندن مرد چنان چه موجب تلذّذ بانوان باشد، اشکال دارد. [۲۴۸]
آیات عظام خامنهای و فاضل: هم خوانی زنان و هم چنین شنیدن آن در صورتی که به قصد لذّت و ریبه نباشد مانعی ندارد.
آیت اللّه بهجت: حکم هم خوانی زنان مانند قرآن خواندن آنها میباشد.
آیت الله سیستانی: چنان چه بیم واقع شدن در حرام باشد، یا نوعاً محرک باشد، جایز نیست.[۲۴۹]
آیات عظام بهجت و خامنهای: تک خوانی زن اگر موجب فساداست مجاز نیست، بلکه غالباً خواندن زن در حضور مرد و استماع آن موجب فساد است پس جایز نیست.
آیت اللّه فاضل: تک خوانی زن جایز نیست.[۲۵۰]
- گوش دادن به اخباری که گوینده آن زنان هستند، اگر بدون لذت و ریبه باشد اشکال ندارد. (همه) [۲۵۱]
ورود به حریم زن و شوهر
آیات ۵۸ و ۵۹ سوره نورآداب ورود به جایگا ه خصوصی پدر و مادر و همسران را بیان مینماید.[۲۵۲]
(یایُّهَا الَّذِین ءا مَنُواْ لِیَستَئد نکُمُ الَّذِینَ مَلکَت أیمنُکُم واَ لَّذِینَ لَم یَتلُغُواْ اَلحلُمَ مِنکُم ثَلثَ مَرَّتٍ مِّن قَبلِ صَلَوةِ اَلفَجرِ وحِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ اَلظهِیرَةِ ومِن بَعدِ صَلَوةِ العِشَآءِح ثَلثُ عَورَتٍ لَّکُم لَیسَ عَلَیکُم ولَا عَلَیهِم جُنَاحُ بَعدَهُنَّ طَوَّافونَ عَلَیکُم بَعضُکُم عَلیَ بَعضٍ کَذَالِکَ یُبَیِّنُ ا للَّهُ لَکُمُ الآیت واللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمُ)؛
ای کسانی که ایمان آوردهاید باید بردگان شما و هم چنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسید هاند در سه وقت از شما اجازه بگیرند: قبل از نماز فجر، و در نیمروز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون میآورید، و بعد از نماز عشا، این سه وقت خصوصی برای شمال ست، اما بعد از این سه وقت گناهی بر شما و بر آنها نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر طواف کنید (با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید) این گونه خداوند آیات را برای شما تبیین میکند و خداوند عالم و حکیم است.
(وَاذَابَلَغَ الاَطفلُ مِنکُمُ آلحُلُمَ فَلیَستَئدنُواْ کَمَا اَستَئدنَ الَّذِینَ مِن قَتلِهِم کَذَالِکَ یُبَیِّنُ اَللَّهُ لَکُمءَایتِه واللَّهُ عَلِیمُ حَکیمٌ)؛
و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همان گونه که اشخاصی که پیش از آنها بودند اجازه میگرفتند، این چنین خداوند آیاتش را برای شما بیان میکند و خدا عالم و حکیم است.
این آیات نیز به یکی از اموری که با مسئله عفّت عمومی و مبارزه با هرگونه آلودگی جنسی ارتباط دارد پرداخته و خصوصیات آن را تشریح میکند و آن مسئله اجازه گرفتن کودکان بالغ و نابالغ به هنگام ورود به اتاقهایی است که مردان و همسرانشان ممکن است در آن خلوت کرده باشند.
بدیهی است این دستور متوجه اولیای اطفال است که آنها را وادار به انجام این برنامه کنند، چرا که آنها هنوز به حد بلوغ نرسیدهاند تا مشمول تکالیف الهی باشند، و به همین دلیل مخاطب در این جا اولیا هستند.
این یک نوع ادب اسلامی است، هر چند متاسفانه امروز کمتر رعایت میشود و با این که قرآن صریحاً آن را در آیات فوق بیان کرده است، در نوشتهها و سخنرانیها و بیان احکام نیز کمتر دیده میشود که پیرامون این حکم اسلامی و فلسفه آن بحث شود، اگر چه ظاهر آیه وجوب رعایت این حکم است حتی اگر فرضاً آن را مستحب بدانیم به دلیل اهمیتی که این موضوع در ساختار اخلاقی فرزندان دارد، باید از آن سخن گفته شود، و جزئیات آن مورد بحث قرار گیرد.
بر خلاف آن چه بعضی از ساد ه اندیشان فکر میکنند که کودکان سر از این مسائل در نمیآورند و خدمتکاران نیز در این امور دقّت نمیکنند؛ ثابت شده است که کودکان روی این مسئله فوق العاده حساسیت دارند، و گاه میشود سهل انگاری پدران و مادران و برخورد کودکان به منظرههایی که نمیبایست آن را ببینند سرچشمه انحرافات اخلاقی و گاه بیماریهای روانی شده است. متاسفانه قربانیان این بی توجهی کم هم نیستند. این جا است که ارزش و عظمت این حکم اسلامی آشکار میشود که مسائلی را که روانشناسان امروز به آن رسیدهاند از چهارده قرن پیش در احکام خود پیش بینی کرده است.
در همین جا به پدران و مادران توصیه میشود که این مسائل را جدّی بگیرند و فرزندان خود را به گرفتن اجازه ورود عادت بدهند، و هم چنین از کارهای دیگری که سبب تحریک فرزندان میگردد از جمله خوابیدن زن و مرد در اتاقی که بچههای ممیز میخوابند تا آن جا که امکان دارد پرهیز کنند، و بدانند این امور از نظر تربیتی فوق العاده در سرنوشت آنها مؤثر است.
پیامها
۱- مسئول آموزش احکام دین به فرزندان، والدین مؤمن هستند؛
۲- محل خواب والدین باید جدا و دور از چشم فرزندان باشد،
۳- کودکی و بردگی بهانهای برای شکست حریم دیگران نیست؛
۴- مرد باید در طول شبانه روز، ساعاتی را به همسر خود اختصاص دهد و فرزندان مزاحم نشوند؛
۵- اسلام دین زندگی است و از جامعیّت کاملی برخوردار است. برای مسائلی مانند ورود کودک به اتاق والدین نیز طرح و برنامه دارد؛
۶- کودکان باید پاکدامنی را از محیط خانه بیاموزند؛
۷ـ تربیت و آموختن آداب اسلامی باید قبل از بلوغ کودکان آغاز شود؛
۸- پوشش زن و مرد در حضور فرزندان و در خلوت باید متفاوت باشد؛
۹- دستوراتی که خداوند برای حفظ عفت صادر کرده، آگاهانه و حکیمانه است؛
۱۰- نوجوانان از اعمال و رفتار بزرگان و اطرافیان، الگو میگیرند.
حکم رعایت عفّت
- رعایت مسائل عفّت در مورد بچهها توسط پدر و مادر لازم است. (همه) [۲۵۳]
پوشش زنان سالخورده
آیه۶۰ سوره نور استثنایی برای حکم حجاب مطرح مینماید. [۲۵۴]
(والقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اَلتِی لَا یَرجُونَ نِکاحَاً فلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحُ أن یَضَعنَ ثِیَابَهُنَّ غَیرَ مُتًبرِّجَت بِزِینَةٍ وأن یَشتَعفِفنَ خَیرٌ لَّهُنِ وَاللَّهُ سَمِیع عَلِیم)؛
و زنان از کار افتادهای که امید به ازدواج ندارند گناهی بر آنها نیست که لباسهای (روئین) خود را بر زمین بگذارند به شرط این که در برابر مردم خودآرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند برای آنها بهترا ست. و خداوند شنوا و دانا است.
این آیه، استثنایی برای حکم حجاب زنان بیان میکند و زنان پیر و سالخورده را از این حکم مستثنی میشمرد. برای این استنناء دو شرط وجود دارد: نخست این که به سن وسالی برسند که معمولاً امیدی به ازدواج ندارند، و به تعبیر دیگر جاذبه جنسی را کاملاً از دست دادهاند. دیگر این که در حال برداشتن حجاب، خود را زینت ننمایند. روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام حکم حجاب را از این زنان برداشته است.
این نکته نیز روشن است که منظور، برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباسها نیست بلکه تنها کنار گذاشتن لباسهای رو است که بعضی روایات از آن تعبیر به چادر و روسری کرده است. منظور این است که مانعی ندارد آنها سر خود را برهنه کنند و موها و گردن و صورت خود را نپوشانند. و به هر حال همه اینها در صورتی است که آنها خودآرایی نکنند و زینتهای پنهانی خود را مانند دیگران بپوشانند، هم چنین لباسهای زینتی که جلب توجه میکند به تن نکنند و به تعبیر دیگر آنها مجازند بدون چادر و روسری با لباس ساده و بدون آرایش بیرون آیند.
روایت پوشش زنان سالخورده
در روایات اسلامی حدود برداشتن پوشش برای زنان سالخورده تعیین گردیده است و ذکر شده که جایز است روسری خود را بردارند. از جمله: از امام صادق (علیه السلام)نقل است که: مقصود از أن یَضَعنَ ثِیَابَهُنَّ، الخِمارَ وَ الجِلبابَ، روسری و چارقد است، گفتم: بَیْنَ یَدَیْ منْ کَانَ، جلو هر کس که بود، فرمود:َ بینَ یدَیْ منْ کَانَ، جلو هر کس که بود، غَیْرَ متَبَرِّجَه بِزِینَة، اما به شرط این که ساده باشد و نخواهد خودآرائی و خودنمائی کند، فَإِنْ لَم تفعَلْ فَهوَ حَیْر لَهَا، پس اگر این کار را انجام ندهد برای او بهتر است.[۲۵۵]
از جمله وان یَستَعفِفنَ خَیرلَّهُنَّ در آیه و فَإِنْ لَم تَفْعَلْ فَهُوَ خَیْر لهَا در این روایت میتوان یک قانون کلی استنباط کرد و آن این است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را بیشتر مراعات کند پسندیده تر است. این اصل کلی اخلاقی را در مورد همه رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت دربارهٔ وجه و کفین و غیره داده شده است، نباید از یاد برد.
روایت پوشش زنان سالخورده
در روایات اسلامی حدود برداشتن پوشش برای زنان سالخورده تعیین گردیده است و ذکر شده که جایز است روسری خود را بردارند. از جمله: از امام صادق (علیه السلام)نقل است که: مقصود از أن یَضَعنَ ثِیَابَهُنَّ، الخِمارَ وَ الجِلبابَ، روسری و چارقد است، گفتم: بَیْنَ یَدَیْ منْ کَانَ، جلو هر کس که بود، فرمود:َ بینَ یدَیْ منْ کَانَ، جلو هر کس که بود، غَیْرَ متَبَرِّجَه بِزِینَة، اما به شرط این که ساده باشد و نخواهد خودآرائی و خودنمائی کند، فَإِنْ لَم تفعَلْ فَهوَ حَیْر لَهَا، پس اگر این کار را انجام ندهد برای او بهتر است.[۲۵۶]
از جمله وان یَستَعفِفنَ خَیرلَّهُنَّ در آیه و فَإِنْ لَم تَفْعَلْ فَهُوَ خَیْر لهَا در این روایت میتوان یک قانون کلی استنباط کرد و آن این است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را بیشتر مراعات کند پسندیده تر است. این اصل کلی اخلاقی را در مورد همه رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت دربارهٔ وجه و کفین و غیره داده شده است، نباید از یاد برد.
عاقبت بی حجاب
در روایت آمده است که امیرالمومنین(علیه السلام)فرمود: من و فاطمه خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)بودیم و دیدیم که حضرت به شدت گریه میکند. علت را سؤال نمودیم، حضرت فرمود: شبی که مرا به معراج بردند نمونههایی از اهل عذاب را به من نشان دادند و گریه من به خاطر آن چیزهایی است که مشاهده کردم، از جمله زنانی از امتم را دیدم که در عذاب هستند و سپس به ذکر موارد پرداختند تا رسیدند به این جا که فرمودند: وَ رأیتُ امرأه معَلَقه بشعرِها یُغلی دِماغُ رَأسِها: زنی را دیدم که به موهایش آویزان در آتش است و مغز سرش میجوشد.
سمس به ذکر علت این عذابها پرداخت و در توضیح آن فرمود: این زنی از امت من بود که در دنیا موی خودش را از نامحرم نپوشانده است. [۲۵۷]
کیفیت حجاب مورد نظر اسلام
هر لباسی که تمام بدن غیر از وجه (صورت) و کفین (دستها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحریک و جلب توجه نامحرم نگردد؛ کافی است ولی باید توجه داشت که همان طور که بقیه واجبات دارای مراتب مختلفی میباشند، حجاب نیز دارای مراتب متوسط، خوب و خوب تر است. حجاب پیامی قاطع و کوبنده با خود دارد، و آن این است که در برابر همه مردان اجنبی نوعی هشدار و اعلام دور باش میدهد، اکنون باید دید چه عواملی در رساندن این پیام و اثرگذاری آن موثر است: ا- حدود و میزان پوشش: بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده تر باشد نقش نیرومندتری در دورسازی دیدگان نظاره گر ایفا میکند. اگر نگاههای آلوده را هم چنان که در روایات آمده است تیرهای زهرآلود شیطان بدانیم،پوشش زن همانند قوسی است که تیر از آن کمانه میکند و منحرف میشود و از اصابت و نفوذ در هدف باز میماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنه تر باشد تیرهای شیطانی را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. از همین روست که چادر را حجاب برتر شناختهاند، زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئنترین مصونیت را فراهم میآورد.
۲- کیفیت پوشش: میزان ضخامت و حتی کیفیت دوخت لباس، خود بخش مهمی از حجاب را تشکیل میدهد بدون شک لباسهای نازک و تنگ و بدن نما فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشمهای هرزه و آلوده و به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل، لباسهای غیربدن نما، دیدهها را از خود دور میسازد، و سلامت معنوی نفوس را تأمین میکند. ۳- رنگ پوشش: تردیدی نیست که برخی از رنگها چشم را خیره میسازد، و پارهای دیگر نگاهها را از خود میراند و دور میسازد. اگر چه در روایات به پوشیدن لباسهای روشن و بخصوص سفید سفارش شده است؛[۲۵۸]
اما باید اندیشید که چه رنگی برای تامین حجاب واقعی و مصونیت معنوی جامعه و خیره نکردن چشمها و برنیفروختن آتش شهوت مناسب تر است؟ مگر ما در جامعهای زندگی نمیکنیم که میلیونها جوان در اوج غریزه جنسی به سر میبرند و در سختترین شرایط جوانی از امکان ازدواج محرومند و کافی است با اندک جرقهای شعلههای غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتیها مبتلا گردند؟ پس باید به هر وسیلهای (حتی با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه) به سلامت دینی و روحی و روانی آنان کمک کنیم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشویم. گر چه فقها نسبت به رنگها تاکید چندانی نکردهاند، ولی بر این مسئله پای میفشارند که لباس نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشی از آن باشد. ا ز این رو است که در طول تاریخ، زنان مسلمان به میل خود لباس مشکی را برای حجاب برگزیدند و این سنت حسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبر (ص) و امامان(علیه السلام) قرار گرفت، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشتری میکردند. [۲۵۹]
۴- شیوههای رفتاری: طرز صحبت و چگونگی راه رفتن نیز بخشی از حجاب به معنای وسیع کلمه است. حفظ وقار و متانت هم همان نقشی را دارد که پوشش زن دارد و عدم رعایت آن نیز پیامدی چون برهنگی دارد.
آهنگ خوش از کام و دهان و لب شیرین ار نغمه کند ور نکند دل بفریبد از این رو قرآن مجید یکی از صفات خوب زنان مؤمن را در قالب داستان دختران شعیب، حیا و وقار میداند.
حاصل بررسی آیات و روایات آن که:
۱- زن باید بدن و زیور آلات و آرایش خود و هر آن چه را که نزد عرف زینت محسوب میشود، در برابر مرد نامحرم بپوشاند و تنها دست و صورت از آن استئنا شده است.
۲- هر چند دین اسلام نسبت به نوع و رنگ و حتی دوخت لباس، تاکید چندانی ندارد و تنها به اصل پوشش اعم از چادر، مانتو و مانند آن تکیه کرده است ولی روشن است که لباس نباید تنگ، محرّک، نازک، بدن نما و باعث جلب توجّه گردد. از این رو چادر برترین پوشش به شمار میآید. از مواردی که مشکی بودن آن مکروه نیست بلکه نشانه وقار و متانت است، چادر و عبا میباشد که در روایات به آن اشاره شده است.[۲۶۰]
۳- پرهیز از نرمش در سخن که باعث طمع نامحرم شود و متانت در راه رفتن و استفاده نکردن از کفشهایی که باعث توجه نامحرم میگردد، بخشی از حجاب زن را تشکیل میدهد.
۴- گرچه پوشش کامل برای مرد واجب نیست ولی نگاه زن به بدن او حرام است. همان گونه که پوشش صورت و دستها تا مچ بر زن، واجب نیست ولی نگاه مرد به آن از روی شهوت حرام است.
حضور زن در اجتماع
اسلام با همه توجهی که به خطر شکسته شدن حصار عفاف دارد؛ همان طور که روش این آئین پاک خدایی است که یک آئین معتدل و متعادل است و از هر افراط و تفریطی به دور است و امتش را امت وسط میخواند، از جنبههای دیگر غافل نمیشود. زنان را تا حدودی که منجر به فساد نشود از شرکت در اجتماع نهی نمیکند. در بعضی موارد شرکت آنها را واجب میداند، مانند حج که بر زن و مرد هر دو واجب است و حتی شوهر حق ممانعت ندارد. و در بعضی موارد به دادن اجازه اکتفا میکند. چنان که میدانیم جهاد بر زنان واجب نیست، مگر وقتی که شهر و دیار مسلمین مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعی به خود بگیرد. در این صورت همان طور که فقها فتوا میدهند بر زنان نیز واجب میشود، ولی در غیر این صورت واجب نیست. در عین حال رسول خدا(صلی الله علیه و آله)به برخی از زنان اجازه میداد که در جنگها برای کمک به سربازان و مجروحین شرکت کنند. قضایای زیادی در تاریخ اسلام در این زمینه هست.[۲۶۱]
بر زنان واجب نیست که در نماز جمعه شرکت کنند، ولی بعد از حضور واجب است بمانند و ترک نکنند.[۲۶۲]
بر زنان واجب نیست که در نماز عیدین شرکت کنند، ولی شرکتشان بلامانع است. برای زنان صاحب جمال شرکت در این مجامع مکروه است.[۲۶۳]
پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)زنان خود را (با قید قرعه) به سفر میبرد؛ بعضی از اصحاب نیز چنین میکردند.[۲۶۴]
همه مورخین این مطلب را نوشتهاند که: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)از زنان بیعت گرفت، ولی با آنها مصافحه نکرد، دستور داد ظرف آبی آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خویش را در آب فرو برند و همین را بیعت شمرد.[۲۶۵]
عایشه گفت هرگز دست پیغمبر در همه عمر دست یک زن بیگانه را لمس نکرد.[۲۶۶]
زنان را از تشییع جنازه منع نکرد ولی آن را لازم هم نشمرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله)ترجیح داد زنان در تشییع جنازه شرکت نکنند. در عین حال در موارد خاصی شرکت کردهاند و احیاناً نماز خواندهاند. در روایات ما آمده است که وقتی زینب دختر بزرگ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)وفات کرد، زهرای مرضیه علیهاالسلام و زنان مسلمانان آمدند و بر وی نماز خواندند.[۲۶۷]
از نظر روایات شیعه برای زنان جوان شرکت در تشییع جنازه مکروه است. علماء اهل تسنن از ام عطیه نقل کردهاند که گفت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)ما را توصیه کرد که در تشییع جنازه شرکت نکنیم ولی منع نفرمود.[۲۶۸]
"اسماء" دختر یزید انصاری، از طرف زنان مسلمان مدینه مأمور شد به نمایندگی آنان نزد رسول خدا برود و پیام گلایه آمیز زنان مدینه را به رسول خدا ابلاع کند و جواب بگیرد. اسماء وقتی وارد شد که رسول خدا در میان جمع اصحاب بود. گفت: پدر و مادرم قربانت. من نماینده زنان هستم به سوی تو، ما زنان میگوییم خداوند عزوجل تو را هم بر مردان مبعوث فرمود و هم بر زنان. تو تنها پیامبر مردان نیستی، ما زنان نیز به تو و خدای تو ایمان آوردیم. ما زنان در خانههای خویش نشسته نیازجنسی شما مردان را بر میآوریم، فرزندان شما را در رحم خویش میپرورانیم اما از آن طرف میبینیم وظائف مقدس و کارهای بزرگ و ارجمند و پر اجر و با ارزش به مردان اختصاص یافته و ما محرومیم. این مردان هستند که توفیق جمعه و جماعت دارند، به عیادت بیماران میروند، در تشییع جنازه شرکت میکنند، حج مکرر انجام میدهند، و از همه بالاتر توفیق جهاد در راه خدا دارند. در صورتی که وقتی یک مرد به حج یا جهاد میرود ما زنان هستیم که اموال شما را نگهداری میکنیم، برای جامههای شما نخ ریسی میکنیم، فرزندان شما را تربیت میکنیم. چگونه است که ما در زحمتها شریک شما مردا ن هستیم اما در وظائف بزرگ و مقدس و کارهای پر اجر و پاداش شرکت نداریم و از همه آنها محرومیم؟
رسول اکرم نگاهی به اصحاب کرد و فرمود: آیا تاکنون از زنی سخنی به این خوبی و منطقی بدین رسایی در امور دین شنید هاید؟ یکی از اصحاب گفت: خیال نمیکنم این سخن ا ز خود این زن باشد. رسول خدا به جواب این مرد اعتنا نکرد؛ رو کرد به اسماء و فرمود: ای زن! آن چه میگویم درست توجه کن و به زنانی که تو را فرستاد هاند نیز بفهمان. پنداشتی که هر که مرد شد به واسطه این کارها که برشمردی توفیق اجر و پاداش و فضیلت را مییابد و زنان محرومند؟ خیر چنین نیست. زن ا گر خوب خانه داری و شوهرداری کند، نگذارد محیط پاک خانه با غبار کدورت آلوده شود، اجر و پاداش و فضیلت و توفیقش معادل است با همه آن کارها که مردان انجام میدهند.
اسماء زنی با ایمان بود و تقاضای او و زنان هم فکرش از عمق ایمانشان برمی خاست؛ نه از روی هوای نفس. آنان نگران این بودند که مبادا وظائفی که به عهده شان واگذار شده قدر و قیمتی نداشته باشد و همه وظائف مقدس و قدر و قیمت دار به مردان اختصاص یافته باشد. آنان تقاضای مساوات زنان و مردان را داشتند اما در ربودن گوی فضیلت و انجام وظیفه مقدس؛ چیزی که در مخیّله آنان خطور نمیکرد این بود که امیال فردی را حقوق بنامند و جنجال راه بیندازند. این بود که وقتی آن جواب را شنید، چهره اش از خوشحالی برافروخته شد و با خوشحالی به سوی هم فکرانش برگشت. [۲۶۹]
نه حبس و نه اختلاط از مجموع آن چه بیان شد، معلوم گشت که نظر اسلام، نه آن چیزی است که مخالفان، اسلام را بدان متهم میکنند، یعنی محبوسیت زن در خانه، و نه اختلاط زن و مرد در مجامع، که دنیای جدید آن را پذیرفته است و عواقب شوم آن را میبیند. حبس کلی زن در خانه، نوعی مجازات بود که به طور موقت در اسلام برای زنان بدکار مقرر شد. اسلام، با اختلاط مخالف است نه با شرکت زن در مجامع. اسلام میگوید: نه حبس و نه اختلاط بلکه باید حریم نگه داشته شود. سنت جاری مسلمین از زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله)همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمیشدهاند ولی همواره حریم بین زن و مرد نامحرم رعایت شده است. در مساجد و مجامع، حتی در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است. لذا شرکت مختلط زن و مرد در برخی مجامع، مانند برخی مشاهد مشرفه و خیابانهای پر ازدحام، برخلاف آمورههای دینی است. [۲۷۰]
فصل چهارم بدحجابی؛ مقابله ، پیامدها و راههای درونی کردن حجاب
راههای برخورد و مقابله با بدحجابی
از آیات امر به معروف و نهی از منکر میتوان استفاده کرد که جلوی هرگونه منکر و گناه، باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد. در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله)و امام علی(علیه السلام) نیز هرچند زنان بدحجاب وجود داشتهاند اما آن بزرگواران به حکم قرآن با این پدیده برخورد کردند، به دنبال آن دیگر آنها نمیتوانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند حتی اقلیتهای مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بودهاند.
در هر صورت هنجارهای دینی را باید در جامعه به اجرا گذاشت و نمیتوان تنها به عقیده و میل مردم اکتفا کرد. فکر کنید، چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و از روی اعتقاد، از رشوه گرفتن و اختلاس اجتناب کنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند تا آنها را آزاد گذاشت که در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا کنند؟ این موضوع منحصر به کشور ما نیست. در هر کشوری یک سلسله قوانینی است که به اجبار آنها را به اجرا میگذارند. در کشوری مثل فرانسه که آن را مهد آزادی میشمارند چگونه به اجبار دختران را وادار به بی حجابی میکنند تا به مدرسه یا دانشگاه راه یابند تفاوت در جامعه اسلامی و غیراسلامی در نوع هنجارها است نه چگونگی برخورد با آنها.
برای مقابله با بدحجابی و بی حجابی راههای ذیل مناسب به نظر میرسد:
۱- برخورد از موضع قدرت و حساب شده با متخلّفین
۲- کار بنیادی فرهنگی
برای ریشه کن ساختن یک مفسده اجتماعی، همزمان با اجرای حدود الهی، برای ایجاد یک محیط اجتماعی سالم، باید مجموعهای از آموزشهای فکری و فرهنگی آمیخته با آداب اخلاقی و عاطفی و آموزشهای صحیح اسلامی، ترتیب داد. اگر در مسئله لباس و پوشش اسلامی صرفاً بخواهیم از طریق زور وارد شویم و استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامی، آثار مثبت و فواید و برکات اجرای این فریضه الهی را با کار فرهنگی مستمر، عمیق و ریشهای ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابی و رواج ارزشهای غربی به صورت گسترده در جامعه اسلامی باشیم.
۳- احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر عامل مهم دیگری که میتواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعی یاری نماید اهتمام جدی جامعه به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. بدیهی است که اگر مردم در این زمینه به صورت جدی وارد عمل شوند و این فریضه الهی را منطبق با شرایط و مراتبی که در شرع مقدس معین گردیده، عملی سازند دستگاههای فرهنگی و امنیتی نیز بهتر میتوانند در حل این معضل اجتماعی اقدام نمایند.
"امر به معروف و نهی از منکر که یکی از ارکان اساسی اسلام و ضامن برپاداشتن همه فرائض اسلامی است باید در جامعه ما احیا شود و هر فردی از آحاد مردم خود را در گسترش نیکی و صلاح و برچیده شدن زشتی و گمراهی و فساد مسئول احساس کند. " [۲۷۱]
"مسئله امر به معروف و نهی از منکر، تکلیف همیشگی مسلمان هاست. جامعه اسلامی با امر به معروف و نهی از منکر زنده میماند. قوام حکومت اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر است و اگر این کار نشود آن وقت است که: لیُسَلِطَنَّ الله عَلَیکُم شِرارَکُم عَلی خیِارِکم فَیَدعوا خِیارُکُم فَلا یُستَجابَ لَهم؛ خداوند اشرار را بر خوبان مسلط خواهد کرد و دعوت خوبان بی جواب خواهد ماند.[۲۷۲]
قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار به این است که در جامعه امر به معروف و نهی از منکر زنده باشد. امر به معروف و نهی از منکر فقط این نیست که ما برای رفع تکلیف دو کلمه بگوییم، آن هم در مقابل منکراتی که معلوم نیست مهمترین منکرات باشند. همه باید معروف شناس و منکرشناس باشند این معنای نظارت و حضور و همکاری عمومی است به معنی معرفت بالا در همه است و الّا اگر ما امر به معروف را در یک دایره محدود آن هم به وسیله افراد معلوم زندانی بکنیم و دشمن هم در تبلیغات خودش سمپاشی کند که در ایران قرار است از این به بعد نسبت به زنهای بدحجاب این چنین عمل بشود، این صحیح نیست. "[۲۷۳]
"چیزی که جامعه را اصلاح میکند همین نهی از منکر زبانی است. اگر مردم به آدم بدکار، خلاف کار، کسی که اشاعه فحشا میکند و میخواهد قبح گناه را درجامعه از بین ببرد، بگویند و ده، صد، یا هزار نفر و به طور کلی افکار عمومی جامعه روی وجود او سنگینی کند، این برا ی او شکنندهترین چیزهاست.
تکرار، بهترین حربه در مقابل گناهکارا ست. نهی ا ز منکر، اراده و تصمیم، قدرت و شجاعت لازم دارد. لذا ا حاد مردم باید با شجاعت و قوت نفس ا ز عملی شدن خلافهای سیاسی، ا قتصادی، اداری، فرهنگی در جامعه ممانعت کنند و نهی از منکر به کسی اجازه غیبت، دروغگویی، شا یعه پرا کنی، توطئه، کم کا ری و نارا ضی ترا شی، دزدی مال مردم و برباد دادن آبروی دیگران ندهند. " [۲۷۴]
برخی از مراتب ا مربه معروف از وظایف نظام اسلامی است و از همین رو رهبر معظم انقلاب مراتب دوم و سوم را که نوعاً منجر به برخورد عملی میشود به عهده نیروهای انتظامی و قضایی نهاد هاند، لیکن مرتبه اول آن (که جنبه ارشادی و راهنمایی دارد) به دوش همگان است. در عین حال در این رابطه باید چند نکته را در نظر داشت:
۱- شناخت دقیق احکام شرعی مربوط به امربه معروف و نهی از منکر، موارد معروف و منکر، شرایط وجوب، مراتب و کیفیت اجرای زیبای آن.
۲- استفاده از شیوههای رفتاری و اخلاقی آموزنده و کارساز و جذاب در امر به معروف.
۳- مأیوس نشدن از عدم تاثیر آنی و فوری.[۲۷۵]
حجاب اقلیتها
اقلیتهای مذهبی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکنند موظفند مقررات و قوانین کشور اسلامی را رعایت کنند. از جمله مواردی که آنها در جامعه اسلامی باید رعایت کنند عبارتند از:
۱- کلیه مقررات و قوانین اسلامی، کشورهای محل اقامت
۲- احترام به مقررات و شعائر دینی
۳- عدم تظاهر به منکرات
اقلیتهای مذهبی نمیتوانند سنتهای حاکم بر جامعه اسلامی را بشکنند. طبق قراردادشان با حکومت اسلامی نباید به حدود و احکام اسلامی تجاوز کنند. حجاب یکی از احکام و ضرورتهای دین مبین اسلام است، پس باید از جانب اقلیتها رعایت گردد.
"از تاریخ استفاده میشود که در صدر اسلام نیز آنها نوعی حجاب داشتند. منتها حجابهای آنان با حجابهای مسلمین فرق داشته. شاید این که در روایات اسلامی داریم کنیزها واجب نیست سرشان را بپوشانند، به خاطر این بوده که اینان مسلمان نبودند، تحت حکومت اسلامی آمدند و حجاب را در تمام بدن رعایت اما در موهای سر رعایت نمیکردند. این در حالی است که ما میبینیم بعضی از اهل کتاب هم پوشش سر را رعایت میکردند، به یقین حکومت اسلامی فشار زیادی روی اهل کتاب و اهل ذمه نداشته و شاید در میان آنها زنانی بودند که موهای خود را نمیپوشاندند و در اجتماع ظاهر میشدند ولی گاهی میشود اگر تبعیضی میان زنان مسلمان و غیر مسلمان در یک جامعه واقع شود، منشا مشکلات میشود. حکومت اسلامی میتواند از آنها هم بخواهد برای رعایت احترام جامعه اسلامی و همرنگ شدن با مسلمین و برای این که در محیط تبعیضی نباشد، احتراماًا رزشهای کشوری را که در آن زندگی میکنند، رعایت کنند که یکی از آن ارزشها حجاب است. "[۲۷۶]
پیامدهای بدحجابی
پیامدهای اجتماعی، بدحجابی
۱- بی میلی برخی مردان به لذّتهای مشروع درون خانواده در اثر دسترسی آسان به زنان بدحجاب در بیرون خانواده که منجر به افزایش تعداد زنان خودسرپرست و بدسرپرست میگردد.
۲- محدود شدن آزادی و مشارکت اجتماعی مطلوب زنان و محروم شدن جامعه از فعالیت سازنده و سالم آنان، چرا که بدحجابی و خودآرائی زمینه نا امنی و خشونت اجتماعی و تجاوزات و سوء استفاده علیه زنان را فراهم میسازد و اتلاف عمر و سرمایه و استعدادهای مرد و زن را با هم به دنبال دارد.
۳- فروپاشی اخلاق اجتماعی و از بین رفتن عشق و عاطفه پاک در روابط.
۴- ابزار قرار گرفتن خانمها در حد مانکنهای پشت ویترین جهت فروش محصولات سرمایه داران.
۵ـ بی اعتنائی نسل جوان به ازدواج به سبب کشیده شدن لذّتهای بصری و جنسی به بیرون از کانون خانواده.
پیامدهای فرهنگی- عقیدتی بدحجابی
"لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمی است که او برسر درخانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام میدارد که از کدام فرهنگ تبعیت میکند. هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسیش ابراز میکند، هر
انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزشها و بینشها معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب با آنها راا ز تن بدر نخواهد کرد. "[۲۷۷]
در تمدن غرب، انسان حیوانی باهوش محسوب میشود؛ پس زندگی انسان در همین چند سال عمر خلاصه میگردد. بدیهی است در چنین بینشی از انسان و جهان، لذت طلبی هدف اصلی و نهائی است. نتیجه این که لباس و پوشش نیز وسیلهای برای آرایش و نمایش و ایجاد و تشدید لذائذ جنسی محسوب میگردد. پس طراحی و تولید لباس بر مبنای نمایش مبالغه آمیز و غیرواقعی جذّابیتها و زیبائیهای بدن انسان صورت میگیرد. اما در شرق انسان در تن خلاصه نشده به مراتب معنوی و عرفانی او نیز توجه شده، در اسلام علاوه بر تن به روح انسان نیز توجه شده و او موجودی خداگونه و کمال جو معرفی گردیده و علاوه بر لذّت طلبی جسمی لذائذ عرفانی و معنوی، از اهداف عالیه خلقت او محسوب میشود و بدین ترتیب تفاوت لباس در واقع تفاوت دو بینش است و تبدیل و تغییر آن در گرو تغییر و تعویض جهان بینی و فرهنگ انسان میباشد.
از اینرو این عمل به ظاهر پیش پا افتاده، یعنی برداشتن چادر و روسری، زنان متجدد را در فرآیند پذیرش بینش مبتنی بر فرهنگ بی حجابی قرار داده و بزودی آنان را درمقابل دین و عقیده و فرهنگ خودی قرار میدهد.
رهبر معظم انقلاب میفرمایند:
باید معلوم شود که واقعاً پوشش زن ایرانی (لباس زیر چادر) چه گونه باید باشد. لباس زن هندی لباسی ساده است زن اروپایی هم لباسش معلوم است، اما آیا زن ایرانی هم لباس مشخصی دارد که نشان دهد ایرانی است؟ همان مدی راکه امر وز خیاط خانههای ا روپا درست میکنند ما میآوریم این جا، این لباس ایرانی نیست، این ترویج فرهنگ غرب است. آن وقت ما که میگوییم مر گ بر آمریکا خودمان این طور فرهنگ آمریکا را ترویج میکنیم!... ما ایرانی هستیم باید بگردیم همان چیزی را که متعلق به خود ماست پیدا کنیم.[۲۷۸]
تصور نکنید که اگر ما فرضاً چادر را گذاشتیم کنار و مقنعه و لباسی که در قرآن هست را درست کردیم، دست از سر ما برمی دارند؛ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند بلکه میخواهند مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت، همان فرهنگ منوس خودشان عیناً در این جا عمل بشود.[۲۷۹]
شهید مطهری معتقد بود که:
"اگر انسان در عمل شهوتران، ماده پرست و اسیر شهوات گردید تدریجأ افکار و اندیشههایش هم بر حکم اصل انطباق با محیط، خود را با محیط روحی واخلاقی او سازگار میکنند، یعنی اندیشههای متعالی خداشناسی و خداپرستی و خدادوستی جای خود را به ا فکار پست مادّیگری میدهد. مادّیگری گاهی اعتقادی است و گاهی اخلاقی، مادّیت اخلاقی یعنی اینکه شخص هر چند از نظر اعتقاد معتفد به ماوراء طبیعت است لیکن از نظر اخلاق و عمل مادی است و مادیت اخلاقی، (بی عفتی، بی حجابی، خودآرایی و روابط نامناسب باا فراد هم جنس و غیر هم یکی از علل و موجبات مادیت اعتقادی است. لذا در نهایت یا اعتقاد فدای عمل میشود یا عمل فدای اعتقاد، این را نمیتوان باور کرد که کسی بتواند یک عمر زندگی کند در حالی که به لحاظ فکری و ایمانی الهی ولی عملاً مادی باشد؛ عاقبت یکی از دو طرف غالب خواهد شد و این همان فاجعهای است که در غرب و وابستگان به فرهنگ غرب اتفاق افتاده. [۲۸۰]
زن مظلومترین قربانی سرمایه داری غرب و در عین حال بُرندهترین سلاح دست آنها است. در آن جا فاجعه با غفلت از هویت معنوی انسان آغاز شد و همه وجود زن در جسم او منحصر گردید و آن گاه چشمان آزمند دنیاپرستان، زن را چونان طعمهای برای گرمی بازار سرمایه برگزید و او را در مسلخ پول قربانی کرد. عشق آن لطیفه معنوی که آکنده از را ز و رمز بود، جای خود را به سکس داد و سکس در خدمت اقتصاد قرار گرفت و زاینده هزار صنعت تولیدی و گرداننده هزار بازار مصرف شد. و هنر چنان به سکس آلوده شد که در این قحط سالی یاران همه عشق را فرا موش کردند و از یاد بردند، که روزگاری هنر دریچه گشوده ا ی به سوی عالم معنا و حقیقت بود. هنر که ترجمان عالم معنا بود، اکنون آئینه دنیای صورت شده است و در این میان سینما یعنی هنر هفتم آئینه تمام نمای ابتذال شد و تلویزیون سینمای مبتذل را به خانهها برد و تثاتر کمی دیرتر ولی سرانجام مغلوب این غول وحشی گردید و نمایش تنهای عریان و صحنههای آمیزش جنسی در تماشاخانهها معمول گشت، اکنون در آن جاها برهنگی و عریانی، جای زیبائی نشسته، سکس جای عشق و ابتذال و تحریک جنسی نام هنر یافته است. و دریغا در این فرهنگ که فرهنگهای اصیل را به حقارت مینگرد، زن به صورت حیوانی در آمده که باید از جنسیت او بی هیچ قید و حد و مرزی بهره گرفت. این حیوان که خود افسارش به دست دنیاداران حریص است، به نوبه خود افسار مردان را در دست دارد، وا ین نگاه مردان است که آنان را غافل از همه چیز برده وار به دنبال زنان میکشاند و کار به جائی میرسد که اگر زندگی زن بسته به آن است که او را نگاه کنند مردان نیز زنده از آنند که زن را نگاه کنند و از نگاه تا گناه راهی نیست و فاصله این دو حتی از تفاوت این دو کلمه نیز کمتر است که نگاه در حقیفت همان گناه است.
اما در اسلام معنویت و روحانیت به هیچ روی در مقابل مادیت و جسمانیت قرار نگرفته. و انسان برای رسیدن به حقیقت معنوی خود مجبور نیست واقعیت مادی خود را نابود کند. معنویت اسلامی هدایت کننده و کنترل کننده جسمانیت و مادّیت است. دین نیامده تا ما را از جسم غافل سازد، بلکه برای آن ا ست که به ما اندازه بیاموزد، تا بتوانیم با حفظ اعتدال از افراط و تفریط مصون بمانیم. در این بینش، انسان رو به خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه همه خوبیها و ارزشها است و این است که از تن بهره میگیرد اما به اندازه، نه همه وقت نه همه جا و نه با همه کس. وظیفه او خطیرتر از آن است که به جسمش شناخته شود. برا ی آن لباس نمیپوشد که تن را عرضه کند. بلکه لباس میپوشد تا خود را بپوشاند. لباس برای او حریم است، به منزله دژی تن او را از دستبرد محفوظ میدارد و کرامت او را حفظ میکند. لباس برای آن است که تحریک جنسی را کم کند نه آن که بر قدرت تحریک بیفزاید. لباس پوست دوم انسان نیست بلکه خانه اول اوست، انسان اسلام، کمال خود را در آن نمیبیند که تن خود را چون کالا تزیین کند و به راه اندازد و بفروشد. بلکه بجای آن که تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خدای خویش میفروشد. پس مسئله لباس یک سلیقه فردی نیست، مسئله تفاوت دو فرهنگ است و این تفاوت در همه امور اصلی مربوط به انسان از جمله در لباس جلوه گر میشود. تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند نمیتواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ قومی را نپذیرد لباس آنها را به تن نمیکند، به همین خاطر در احادیث آمده که: من تَشَبَّهَ بِقَوم اوشک آن یکونَ منهُم؛ هر کس خود را به قومی شبیه کند به زودی از آن گروه خواهد شد. [۲۸۱]
پیامدهای سیاسی بدحجابی
با توجّه به این که خاست گاه اصلی برهنگی و اختلاط زنان و مردان، مغرب زمین و مشخصاًا روپا و آمریکاست. لذا افراد بی قید و بی حجاب نیز به تأیید فرهنگ و سیاستهای حاکم بر آن سرزمینها اقدام میکنند و برای تحکیم و توجیه موقعیت خود به تکریم و تایید سیاستها و سیاستمداران غرب و نفی و تحقیر مدیران و متولیان کشور خود (که رعایت حجاب و روابط مشروع درون خانواده را حکمی الهی و لازم الاجرا می د ا نند) می پر د ا زند.
پیامدهای روانی بدحجابی
۱- تشدید رقابت کاذب در جلب نظر و نگاه مردان بیماردل، نگرانی و دلهره ناشی از مورد تایید فرار نگرفتن توسط دیگران، احساس حقارت و خودکم بینی و تلاش در تسکین امراض روحی ناشی از وسواس در انتخاب لباس و کیف و کفش و آ را یش.
۲- انتقال نا آرامیهای روانی زنان به همسران و فرزندان آنها، بلوغ زودرس و اضطرابهای مخّرب روانی را به دنبال دارد.
۳- روحیه تنوع طلبی جنسی، بیماری خودارضائی، تجاوز و آزار جنسی همراه با خشونت، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات برای تسکین کاذب، تشنجات ناشی از تحریکات جنسی.
۴- پرداختن به امور پست و کودکانهای چون به نمایش گذاردن جاذبههای ظاهری، زن را از مطالعه، تحقیق، پیشرفت و معنویت باز میدارد.
۵ـ بی رنگ شدن نقش مادری و همسری زنان که در عدم اعتدال روانی و رفتاری خانواده و نا آرامی اجتماعی بسیار مؤثر است.
راههای درونی کردن حجاب در افراد
۱- ایجاد شناخت نسبت به مصالح رعایت حجاب و تبعات و مضرات عدم رعایت آن، تا از این طریق شناخت کافی و در پی آن باور قلبی حاصل گردد.
انسان قبل از این که عملی را انجام دهد، در ذهن خود آن عمل را تصور میکند و از تصور مصالح آن عمل، شوقی در او بوجود میآید که باعث برانگیخته شدن و ایجاد رغبت نسبت به انجام آن عمل میگردد و برعکس اگر از عواقب سوء کاری آگاه باشیم انگیزهای برای ترک و اجتناب در ما ایجاد میشود. ۲- منطبق ساختن رفتار با این شناخت و باورهای قلبی.
جهت موفقیت در این کار، انجام این امور مفید فایده میباشد:
الف) کم کر دن رابطه با کسانی که به این باورها بی اعتقاد یا کم اعتقادند.
ب) ایجاد ارتباط با کسانی که به این باورها سخت پایبندند.
ج) تفکر دربارهٔ آثار مثبت حجاب و آفات بی حجابی.
د) توجه ویژه به عبادات و انجام به موقع آنها.
ه) عدم توجّه به تمسخر و سرزنش دیگران.
و) توسل و استمداد از ائمه اطهار (علیه السلام)
ز) یادآوری خشنودی خداوند از عمل به دستور حجاب.
۳- از همه عوامل مهم ثر تربیتهای خانوادگی است.
نقش خانواده در درونی کردن حجاب
به تحقیق، نخستین و مؤثرترین محیط آموزشی و تربیتی انسان محیط خانوادگی واولین مربیان و معلمان او پدر و مادر میباشند. کودک از بدو تولد تا سالیانی چند با خانواده در ارتباط مستقیم و انحصاری میباشد. او طریقه خوردن، سخن گفتن، لباس پوشیدن و راه رفتن را در خانواده میآموزد. سلسله اعصاب و مغز و ذهن حساس و ظریف کودک از همان آغاز تولد دقیقاًاز صحنهها، حوادث، رفتار و اعمال و-حالات پدر و مادر فیلم برداری میکند و شکل میگیرد. در همین جاست که جام وجود او باید لبریز از معارف ناب گردد تا در اجتماع اگر در این جام هر چیزی ریخته شود بیرون بریزد و با آن ممزوج نگردد. عدم رعایت پوشش و عفاف و ارتباط پدر و مادر با نامحرم بدون عنایت به موازین اخلاقی و اسلامی به شدت پایه و اساس بینش و روش او را متزلزل میکند. در بیان نقش خانواده همین بس که در ژریم گذشته علی رغم محیط آلوده بیرون تعداد کثیری از خانوادهها با مراقبت عالمانه و دقیق در سایه عفاف و حجاب و اخلاق دینی، فرزندانی پاک و متدین و پایبند به ارزشهای اسلامی تربیت و تحویل جامعه دادند و هم آنها از اول انقلاب نقش اثرگذار خود را ایفا نمودند. در این میان مادر به جهت برخورداری از موقعیت ویژه و استثنایی در مقایسه با سایر اعضاء خانواده تأثیر فوق العادهای در ساختار اخلاقی فرزندان خود دارد. رسول گرامی اسلام فرمودند:
شفاوت و سعادت هر کس از رحم مادرش آغاز میگردد.
و امام حسین(علیه السلام)ِدر جریان کربلا دائم شقاوت یزید را به دامن ناپاک مادرش و دور بودن از ذلت خود و اهل بیت را به دامنهای پاکی که در آنها تربیت شده بودند، نسبت میدادند و امام صادق (علیه السلام) نیز میفرمودند:
خوشبخت کسی است که مادرش دارای گوهر گرانبهای عفت باشد.
امام خمینی قدس سره میفرمودند:
تربیت از دامن مادر شروع میشود؛ آن قدر که اخلاق مادر در بچه نورس تاثیر دا رد و به او منتقل میشود از دیگران عملی نیست . مادرها مبدأ خیرات هستند. اگر بد تربیت کنند مبدا شرورند. یک مادر ممکن است بچهای را خوب تربیت کند و آن بچه یک امت را نجات دهد، ممکن است بد تربیت کند و موجب هلاک امت بشود.[۲۸۲]
اگر مادران بدانند که اندیشههای آنها چه تأثیر ژرفی روی فرزندانشان میگذارد، اندیشههای خود را تعالی بیشتری میبخشند.
در این راستا خانوادهها باید به سه نکته مهم تربیتی حتماً توجّه نمایند:
۱- قبل از ورود فرزند به زندگی و حتی قبل از ازدواج خلق و خوهای ناشایست را با تمرین و امر به معروف و نهی از منکر از یکدیگر بزدایند و عادتهای ناخوشایند و ناهماهنگیهای اخلاقی بین خود را تا حد امکان اصلاح نمایند تا در تربیت فرزندشان اختلال به وجود نیاید.
۲- از گفتن و پرداختن به هر سخنی یا هر درد دلی از دوست و آشنا و اجتماع و خصوصاً گفت وگوهای دوستانه و غیردوستانه در باب رفتار با کودکان و انتقاد از رفتار یکدیگر در حضور فرزندانشان جداً احتراز نمایند.
۳- همیشه به یاد داشته باشند که هر چه در کودکی در ذهن فرزندانشان بکارند و دائم به تغذیه مفید آن بپردازند در هنگام بلوغ و جوانی آن را درو خوا هند کرد.
به این ترتیب نقش کلیدی خانواده در پرورش انسانهای استوار و پایبند به فرهنگ اصیل مشخص گردید و روشن است که اگر خانوادهها از وظایف خطیر خود غافل گردند دیگر نهادهای تربیتی با زحمت طاقت فرسا و با دشواری و ضریب احتمال پایین میتوانند این نقص تربیتی را جبران نمایند.
سیره عملی حضرت فاطمه و اهل بیت(علیه السلام) در باب پوشش
چادر به صورتی که در میان ایرانیان معمول است (چادر بلند که تا پایین پا میرسد) در میان جامعه عربها معمول نبوده، ولی چیزی شبیه نیمه چادر رایج بود که ظاهراً منظور از جلباب هم که در آیات قرآن آمده، همین است. چیزی که نه مثل مقنعه و روسری کوتاه و نه مثل چادر خیلی بلند است، این چادر شاید تا کمر و کمی پایین تر میرسیده است و آن بزرگواران از آن استفاده میکردند. عربها لباسی داشتند به نام درع که پیراهنی وسیع است و ملحفهای که همان چادر بوده است و مقنعه. از روایات استفاده میشود این بزرگواران هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر میکردند و درع هم پیراهن گشادی بوده که تا پشت پا میرسیده و آستینهایش بلند و گشاد بوده و ملحفه آن چادری بوده که به خودشان میپیچیدند. در آداب نمازگزار هم آمده که زن در موقع نماز اگر بخواهد حجاب کاملی داشته باشد، از مقنعه و درع و ملحفه استفاده کند. [۲۸۳]
بنابر نقل تاریخ کیفیت حجاب حضرت فاطمه علیهاالسلام، هنگام خروج از منزل و ایراد خطبه معروف خود در مسجد، چنین بوده: مقنعه را به سر پیچید و سر و صورت و تمام بدن را با جلباب (عبا یا چادر) پوشانید و در میان جمعی از زنان قوم خود به طرف مسجد حرکت نمود.[۲۸۴]
امام صادق(علیه السلام)فرمودند:
إنَّ فاِطمةَ بِنتَ رَسولِ(صلی الله علیه و آله)، اِستأذَنَ عَلَیها اَعمی، فَحَجَبَته؛
مرد نابینایی اجازه خواست تا بر حضرت فاطمه وارد شود.
آن حضرت خود را پوشاند. پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمودند: لِم حَجَبتَهُ وَ هُوَ لا یراک؟ چرا خود را میپوشانی حال آن که او تو را نمیبیند؟ حضرت عرض کردند: یا رَسولَ اللّه إن لَم یرانی فَانَا أراه و هُوَ یشم الرّیحَ؛ اگر او مرا نمیبیند من او را میبینم و او بو را استشمام میکند.[۲۸۵]
این جمله دقیق صدیقه اطهر علیهاالسلام بیانگر آن است که حالت زن بی حجاب در روان مرد نامحرم حتی اگر آن مرد او را نبیند، تاثیر منفی خود را خواهد گذاشت و عفت فاطمی حتی این اندک تأثیر را برنمی تابد.
بارها این ماجرا را شنیدهایم که: روزهای آخر عمر فاطمه علیهاالسلام به اسماء فرمودند: من از این که (پس از مرگ) زنها را در تابوت سربازی که بر روی آن پارچهای میافکنند به طوری که حجم بدن آنها برای بینندگان مشخص میباشد، ناراحت هستم. اسماء میگوید: من آن چه را در حبشه دیده بودم که چوبی کمانی را روی تابوت قرار میدادند و پارچه را روی آن میانداختند، برای ایشان درست کردم. سپس حضرت فرمودند: چقدر خوب و زیبا، در این صورت دیگر حجم بدن مشخص نیست و زن از مرد شناخته نمیشود.[۲۸۶]
یعنی پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله)حتی پس از مرگ هم، راضی نیست حجم بدنش را نامحرم ببیند.
فاطمه صغری (دختر امام حسین(علیه السلام)) پس از این که کتک خورد وگوشواره و مقنعه اش را کشیدند، خطاب به عمه اش حضرت زینب علیهاالسلام گفت: آیا پارچهای هست که با آن سرم را بپوشانم؟ (احتمالاً منظور نداشتن چادر یعنی همان جلباب است)[۲۸۷]
وقتی عمربن سعد در کوفه نزد اهل بیت آمد، زنان بر او فریاد زده و گریه کردند. او به یارانش گفت: هیچ کدام از شما داخل خیمههای ایشان نشوید و به این جوان مریض (امام سجاد(علیه السلام))، تعرّض نکنید. پس زنان از او خواستند که آن چه از آنها گرفتهاند، به آنها برگردانند تا با آن خود را بپوشانند.[۲۸۸]
در حین سفر مردی به نام سعد وقتی فهمید که آنها فرزندان امام حسین (علیه السلام) هستند؛ از سکینه پرسید: آیا حاجتی داری؟ سکینه گفت: ای سعد به حاملان این سرها بگو: این سرها را در جلوی ما حرکت دهند تا مردم مشغول نگاه کردن آنها شده، به حرم رسول خدا نگاه نکنند.[۲۸۹]
حضرت سکینه میگوید: در خواب، حضرت فاطمه علیهاالسلام را دیدم، روبه روی او ایستاده، گریه میکردم و میگفتم: ای مادر! به خدا حق ما را انکار کردند، چادر ما را پاره کردند و حریم ما را شکستند.[۲۹۰]
حضرت زینب علیهاالسلام در دربار یزید به او فرمود: ای یزید! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را از نامحرم بپوشانی و دختران رسول خدا(صلی الله علیه و آله)را به اسارت گیری و پوشش از آنها برگیری، چهره هایشان را در مقابل نامحرم آشکار سازی ودر کوچه و بازار بگردانی؟[۲۹۱]
سکینه دختر امام حسین (علیه السلام)در مجلس یزید میگریست. یزید از او علت گریه اش را پرسید. سکینه گفت: چرا گریه نکند کسی که پوششی ندارد تا با آن صورت خود را از تو و همنشینان تو، بپوشاند؟!
تصور کنید، زنان و بچههایی که ماهها در سفر بودهاند، رویارویی و جسارت سپاه دشمن را از هنگام ورود به کربلا دیدهاند، از روز هفتم محرم در محاصره آب بودهاند، از شب دهم دیگر آب در خیمهها یافت نشده، روز عاشورا آن همه شقاوت دشمن را در به شهادت رساندن عزیزانشان و حمله وحشیانه به خیمهها مشاهده کردهاند، خسته، گرسنه، تشنه، اما هر جا که لب به شکایت گشودهاند، تنها غصه آنها هتک حرمت و حریمشان و کم شدن پوششان بوده است و از شاگردان مکتب فاطمه علیهاالسلام مگر جز این انتظار میرفت!
أسراء علی رغم گرسنگی شدید در طول راه، از پذیرفتن خوراک از مردم خودداری میکردند و حتی کودکان را نیز از گرفتن غذا از مردم باز میداشتند و با عزت نفس بیان میداشتند: صدقه بر ما حرام است. اما با این حال از فرمانده دشمن، تقاضای پوششی برای رعایت حجاب خود مینمودند.
سخن آخر حجاب حق الهی
"بعضی افراد خیال میکنند که حجاب برای زن، محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است و بنابراین، پندار، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است، لیکن راه حل رفع این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم و روایات به این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بتواند از حق خود صرف نظر کند و نیز حجاب زن مربوط به مرد هم نیست تا با رضایت مرد از حجاب صرف نظر شود. حجاب زن مربوط به خانواده هم نیست تا اعضای خانواده هم رضایت بدهند؛ بلکه حجاب زن، حقی الهی است.
در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلایند، اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام میکنند؛ اما در اسلام چنین نیست. حرمت زن، به خود زن، به شوهر و به برادر و فرزندانش اختصاص ندارد و همه اینها اگر رضایت بدهند، خدا راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن، حق الله است و خدای سبحان زن را سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد.
اگر جامعهای این درس رقّت و عاطفه را ترک نماید و به دنبال غریزه و شهوت برود، به همان فسادی مبتلا میشود که غرب گرفتار آمده است. از این رو کسی حق ندارد بگوید که من به نداشتن حجاب رضایت دادهام و از این که قرآن کریم میفرماید: هر گروهی، اگر هم راضی باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود که عصمت زن، حق الله است و به هیچ کسی ارتباط ندارد. قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند.
زن از نظر قرآن امانت دار حق خداست؛ یعنی این مقام، حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و خواسته است او این حق را به امانت حفظ کند؛ آن گاه جامعه مسلمانان به صورتی درمی آید که جهان در برابر آن خضوع مینماید.
جامعهای که قرآن در آن حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است که نیمی از جامعه یعنی زنان، معلمان عاطفه، هستند؛ بخواهیم یا نخواهیم و بدانیم یا ندانیم، اصول خانواده درس رأفت و رقّت میدهد و رأفت و رقت در همه مسائل کارساز است؛ بنابراین، در هر بخشی و بعدی از ابعاد، برای سیر به مدارج کمال، زن و مرد تفاوتی ندارند، منتها باید اندیشهها قرآن گونه باشد؛ یعنی همان گونه که قرآن کمال و حجاب و اندیشه و عفاف را با هم سازگار میداند، ما نیز در نظام ا سلامی، کمال و حجاب را هماهنگ بدانیم؟ یعنی عظمت و کمال زنان در این است که مردانِ نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز آنان را نبینند.
حجاب، احترام به زن است؛ اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است حجاب را بند بداند و حال آن که قرآن کریم در بیان فلسفه حجاب میفرماید: "این دستور برای این است که زنان (محترم) شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند. "[۲۹۲]
وآخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
پانویس
- ↑ کهف (18)، آیه 30
- ↑ اعر اف (7)، آیهٔ 170
- ↑ قصص (28)، آیهٔ 83
- ↑ کافی، ج2، ص 271
- ↑ مو منون (23)، آ یه 14
- ↑ فجر (89)، آیات 27 و 28
- ↑ سخنرانی رهبر معظم انقلاب، 4/ 10/ 70
- ↑ سخنرا نی رهبر معظم انقلاب، 25/ 9/81
- ↑ همان، 15/2/71
- ↑ همان، 26/10/68
- ↑ همان، 15/2/71
- ↑ سخنرانی رهبر معظم انقلاب، 10/4/ 70
- ↑ همان 27/10/68
- ↑ سخنرانی رهبر معظم انقلاب، 27/10/68.
- ↑ صحیفهٔ نور، ج 6، ص 300.
- ↑ صحیفه نور، ج 6، ص.300.
- ↑ همان، ج 4 1، ص 355 و 356 و 357.
- ↑ تحر یم (66)، آیه 11.
- ↑ سخنرانی رهبر معظم انقلاب،26/10/68.
- ↑ همان، 15/9/68
- ↑ سخنرانی رهبر معظم انقلاب، 23/4/68
- ↑ همان، 27/10/67
- ↑ . همان،15/12/81
- ↑ سخنرانی رهبر معظم انقلاب، 25/9/71. 2.همان، 26/10/68
- ↑ همان،4/10/70
- ↑ اعر اف (7)/46؛ اسر اء (17)/45؛ مر یم (19)/17؛ احزا ب (33)/53؛ ص (38)/ 32؛ فصّلت (41)/ 5؛ شوری (42)/ 51.
- ↑ تعلیم و تربیت در اسلام، ص 152
- ↑ برگرفته از تاریخ تمدن، ج 4 و 6 و 12 و حجاب درادیان الهی.
- ↑ آیات سوره احزاب احزا ب (33)/ 32 و 33
- ↑ برگرفته از تاریخ تمدن، ج 4 و 6 و 12 و حجاب در ادیان الهی.
- ↑ احز اب (33)، آیه59.
- ↑ وا قعه (56)، آ یه23.
- ↑ الر حمن (55)، آیه72.
- ↑ وسائل الشیعة، ج 14، ص 120.
- ↑ مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 163.
- ↑ بقره(2)، 187
- ↑ المیزان، ج 3، ذیل آیه 187 سوره بقره،
- ↑ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، ص 72
- ↑ صحیفه نور، ج 17، ص 359
- ↑ تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، ص 16
- ↑ برگرفته از: روان شناسی شخصیت؛ یوسف کریمی، فلسفه حجاب؛ علی محمدی و روا ن شناسی حرمت خود؛ ناتانیل براندل، ترجمه هاشمی جمال.
- ↑ با استفاده از مجله روان شناسی، شماره 2، بررسی حرمت خود در نوجوانان؛ سید حسن سلیمی؛ مسئله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام؛ مرتضی مطهری.
- ↑ همان، با استفاده از مجله شماره 2.
- ↑ مسئله حجاب، ص 83
- ↑ برگرفته از کتاب پرسشها و پاسخها، نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها، ص 312.
- ↑ نحل (16)، آیه 81.
- ↑ اعر اف (7)، آیه 26.
- ↑ نو ر (24)، آیات 31 و 30 و 59 و ا حزاب (33)، آیه 59 و 0 6.
- ↑ برگرفته از تفسیر نمونه، ج 1 1، ص 346 و تفسیر نور، ج 6، ص 434 و ترجمه تفسیرا لمیزان، ج 12، ص 451.
- ↑ برگرفته از تفسیر نور، ج 9، ص 37 و تفسیر نمونه، ج 16، ص 55 و ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص 20.
- ↑ قصص (28)، آیه 23-25
- ↑ بحا را لا نو ا ر، ج 71، ص 331؛ کا فی، ج 2، ص 6 0 1.
- ↑ غرر الحکم، ص 9.
- ↑ همان، ص 16.
- ↑ همان، ص 386.
- ↑ نهج ا لبلاغه (فیض الاسلام)، ص 175 1؛ بحارالانوار،ج 71، ص 337.
- ↑ غررالحکم، ص 359.
- ↑ همان، ص 646.
- ↑ همان، ص 711.
- ↑ نهج البلاغه (فیض الاسلام)، ص 1239.
- ↑ غرر الحکم، ص 504.
- ↑ تفسیر ابی الفتوح، ج 4، ص 0 55؛ مستدرک الوسائل، ج 2، ص 26.
- ↑ مشکوة الانوار، ص 234.
- ↑ نهج الفصاحة، حدیت 2006.
- ↑ بحا را لانو ا ر، ج 6، ص 315.
- ↑ بحا را لا نوا ر، ج 7، ص 285؛ کا فی، ج 8، ص 228.
- ↑ کافی، ج 5، ص 536.
- ↑ بحا را لا نوا ر، ج 7، ص 285؛ کا فی، ج 8، ص 228.
- ↑ تفسیر نورا لثقلین، ج 1، ص 777؛ کافی، ج 5، ص 535.
- ↑ فروع کافی، ج 5، ص 537؛ وسائل الشیعه، ج 4 1، ص 176
- ↑ مشکاه الانوار، ص 237؛ وسائل الشیعه، ج 4 1، ص 174
- ↑ فروع کافی، ج 5، ص 537؛ وسائل الشیعه، ج 4 1، ص 176
- ↑ مشکاه الانوار، ص 237؛ وسائل الشیعه، ج 4 1، ص 174
- ↑ تفسیر نمونه، ج6، ص 131؛ تفسیر نور، ج 4، ص 45؛ ترجمهٔ المیزا ن، ج 8، ص 84
- ↑ بقره (2)، آیه 268 و 269
- ↑ مستد رک ا لو سا ئل، ج16، صی 319. قَالَ النبی(صلی الله علیه و آله): تَخَلَلوا فإنَّه مِنَ النَطَافَة وَ النَطَافَه مِنَ الإیمَان وَ الإیمَان وَ صَاحبه فی الجَنَّة
- ↑ وسائل الشیعة، ج 5، ص 6؛ کافی، ج 6، ص439.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ وسائل الشیعة، ج 5، ص 6.
- ↑ کافی، ج6، ص 439.
- ↑ امالی شیخ طوسی، ج 1، ص 275.
- ↑ وسائل الشیعة، ج 5، ص 27؛ بجارالانو ار، ج 87، ص 329.
- ↑ حلیة المتقین، ص 35.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 4، ص 455؛ بحا را لانوار، ج 80، ص 175.
- ↑ احز اب (33)، آیه 33.
- ↑ نور (24)، آیه 31.
- ↑ شهریار.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 0 2، ص 158؛ کافی، ج 5، ص 508.
- ↑ نهج الفصاحه، ص 188.
- ↑ سفینة البحار، ج 2، ص 504.
- ↑ الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج 4، ص 315.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ جامع الاخبار، ص 158؛ بحار الانوار، ج 00 1، ص 249.
- ↑ کافی، ج 5، ص 518.
- ↑ نهح الفصاحه، ص 190؛ کنز العمال،ج 16، ص 383.
- ↑ همان، ص 215.
- ↑ همان، ص 209.
- ↑ بحار الانوار، ج 86، ص 73.
- ↑ همان، ج 99، ص 168؛ علل الشرایع، ج 2، ص 456.
- ↑ احکام بانوان، ص 19، م 7 و8و 9؛ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج 2، ص 71 و 72 وج 3، ص 65 و 66.
- ↑ احکام روا بط زن ومرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 122و 123 و 124 و 125 2
- ↑ همان، ص 122.
- ↑ همان،ص123 واستفتائات حضرت امام قدس سره، ج 3، ص 256 و 257، س 32 و 36
- ↑ همان، ص 125.
- ↑ همان، ص 126.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج 5، ص 171 و 172.
- ↑ استقائات امام قدس سره، ج 3، ص 274، س66 ؛اجوبة الاستفتائات، ج 2، س 276.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 17، ص 2 40؛ تفسیر نور، ج 9، ص 393؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص 500
- ↑ کافی، ج 5، ص 528.
- ↑ همان، ص 324؛ بحا را لانو ا ر، ج 100، ص 235.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 14، ص 114. مجموعه ورام، ج 2، ص 119.
- ↑ مستدرک ا لوسائل، ج 14، ص 280.
- ↑ جامع ا لاخبار، ص 158؛ نهج الفصاحه، ص 359.
- ↑ غرر الحکم، ص 408؛ کافی، ج 5، ص 510.
- ↑ همان، ص 405؛ مستدرک الوسائل، ج 14، ص 255.
- ↑ کافی، ج 5، ص 519.
- ↑ کافی، ج 5، ص 518.
- ↑ سنن ابی داود، ج 2، ص 658.
- ↑ وسائل ا لشیعة، ج 20، ص 195؛ بحارا لانوار، ج 1 0 1، ص 32.
- ↑ بحارا لانوار، ج 73، ص 363؛ وسائل الشیعة، ج 0 2، ص 198.
- ↑ وسائل الشیعة، ج 0 2، ص 07 2؛ کافی، ج 5، ص 525.
- ↑ مستد رک الو سائل، ج 9، ص 73؛ بحا را لانوا ر، ج 101، ص 38.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 174.
- ↑ همان، ص 175.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج 5، ص 51 و 52؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 176.
- ↑ ا حکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 178.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج 2، ص 79 و 80.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 161.
- ↑ همان، ص 16.
- ↑ همان، ص 167.
- ↑ همان، ص 167.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 14، ص 428؛ تفسیر نور، ج 8، ص 172؛ ترجمه المیزان، ج 15، ص 154.
- ↑ تفسیر فخر رازی، ج 23، ص 198 ذیل آیه مورد بحت.
- ↑ تفسیر نور الثفلین، ج 3، ص 586.
- ↑ تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 587.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 20، ص 219.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 14، ص 434؛ تفسیر نور، ج 8، ص 175؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج 15، ص 152
- ↑ وسائل الشیعه، ج 14، ص 139؛ تفسیر نورالثفلین و المیزان و روح المعانی (با تفاوت مختصری) ذیل آیه مورد بحث.
- ↑ تفسیر علی بن ابراهیم، ذیل آیه مورد بحث.
- ↑ وسائل الشیعة، ج 20، ص 202
- ↑ . همان، ص 0 0 2؛ کافی، ج 5، ص 0 52
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 14، ص 242
- ↑ همان، ص 161؛ مکارم الاخلاق، ص 200
- ↑ مجمعا لبیان، ج 7، ص 243؛ تفسیر صافی، ج 3، ص 430
- ↑ بحارالانو ار، ج 101، ص 38؛ مستدرک الوسائل، ج 14، ص 303.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 2435.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، قبل از م 1؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 109.
- ↑ همان؛ ا حکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 110.
- ↑ همان؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 126.
- ↑ همان؛ ا حکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 110.
- ↑ همان؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 126.
- ↑ توضیح ا لمسائل مراجع، م 789؛ آیت الله وحید، توضیح السمائل، م 795؛ اجوبة الاستفتاءات، س 437.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، م 6
- ↑ آیت الله سیستانیsistani.org، (حجاب)، س 3 و آیت الله تبریزی، صراط ا لنجاة، ج 5، س 1275 واستفتائات، س 1614 و آیت الله فاضل، جامع ا لمسائل، ج 1، س 1706 و آیت اللّه صافی، جامع الاحکام، ج 2، س 1696 و آیت اللّه خامنهای، اجوبة ا لا ستفتا ئات، س 438.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، فی ا لستر و الساتر، الثانی؛ آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، ج 1، س 446؛ آیت اللّه فاضل، جامع المسائل، ج1 ، س 244.
- ↑ . العروة الوثقی. ج 1، فی الستر و الساتر، م 5.
- ↑ همان، م 4.
- ↑ همان، م 5.
- ↑ با استفاده از توضیح المسائل مر اجع، م 792؛ آیت اللّه خامنهای، اجوبة الاستفتائات، س 432؛ آیت اللّه نو ری، تو ضیح ا لمسائل، م 793؛ آیت اللّه وحید، توضیح ا لمسائل، م 798.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج 1، م 789.
- ↑ .مسائل جدید از دیدگاه مراجع، ج 1، ص 35 و 36 و 37 و 38.
- ↑ .. مجله حدیث زندگی، ص 61.
- ↑ احکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 117؛ امام خمینی، آیت الله نوری و آیت الله سیستانی، التعلیقات علی العروة فی الستر وا لساتر، م 1؛ العروة الوثفی، ج 1، فی الستر و الساتر، م 16؛ آیت اللّه صافی، جامع الاحکام، ج 2، س 1692؛ آیت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1712؛ آیت اللّه مکارم، ا ستفتاءات، ج 2، س 154 دفتر آیات عظام وحید، بهجت و تبریزی.
- ↑ ا لعروة ا لوثفی، ج 1، فی الستر و الساتر، قبل از م 1؛ احکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 112.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، قبل از م 1؛ احکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 129.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 2436؛ العروة ا لوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، فبل از م 1؛ احکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 129.
- ↑ توضیح السمائل مراجع، م 2436؛ العروة الوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، قبل از مسئله 1؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 63.
- ↑ همان، م 2435؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 131.
- ↑ بحا را لا نو ا ر، ج 1 0 1، ص 35.
- ↑ غر را لحکم، ص 60.
- ↑ همان، ص 260؛ مستدرک الوسائل، ج 14، ص 271.
- ↑ . مستدرک الوسائل، ج 14، ص 271.
- ↑ همان.
- ↑ همان؛ غررالحکم، ص 260.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 20، ص 192
- ↑ میزان الحکمه، ج 13، ص 6323؛ مستدرکالوسائل، ج 14، ص 271؛ بحارا لا نو ا ر، ج 101، ص 32
- ↑ بحا را لانوا ر، ج 1 0 1، ص 39؛ وسائل ا لشیعة، ج 0 2، ص 232
- ↑ مستد رک الوسائل، ج 14، ص 268
- ↑ همان، ص 271
- ↑ همان، ج 14، ص 274
- ↑ بحا را لا نوا ر، ج 4 0 1، ص 33
- ↑ صحیح بخاری، ج 8، ص 63.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 384.
- ↑ کافی، ج 5، ص 519؛ وسائل الشیعة، ج 20، ص 184.
- ↑ وسالْل الشیعة، ج 0 2، ص 88؛ کافی، ج 5، ص 365.
- ↑ همان، ص 89؛ تهذیب، ج 7، ص 435.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 2433؛ احکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 46.
- ↑ توضح المسائل مراجع، م 2433؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 42.
- ↑ ا ستفتائات امام قدس سره، ج 3، ص 258؛ توضیح المسائل، آیات عظام، گلپایگانی و.. .
- ↑ تبریزی، م 2442، سیستانی، م 2443؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 44 و 45. توضح المسائل مراجع، م 2437؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 40 و 66.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 49 و 50.
- ↑ العروة ا لوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، النکاح، م 28؛ توضیح ا لمسائل مراجع، م 2438؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 37 و 62.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 2436 و 2437؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 42.
- ↑ ا لعروة ا لوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، قبل ازم 1؛ مسائل جدید از دیدگاه علما ومراجع، ج 2، ص 81 و 082 احکام روابط زن ومرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 127.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 2433؛ ا حکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 43 و 54.
- ↑ توضح المسائل مراجع، م 2433؛ ا حکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 67.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 2433؛ ا حکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 68.
- ↑ همان؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 70.
- ↑ همان؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 70 و 71.
- ↑ العروة الوثقی، ج 2، النکاح، م 50؛ احکام روا بط زن ومرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 72.
- ↑ کافی، ج 5، ص 534؛ وسائل الشیعة، ج 0 2، ص 233.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 113؛ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج 1، ص 183.
- ↑ توضیح ا لمسائل مراجع، م 2441؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 47 و 48.
- ↑ العروة الوئقی، ج 2، النکاح، م 35؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 48.
- ↑ همان؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 49.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه علما و مرا جع، سیدّ محسن محمودی، ج 5، ص 87 و 88.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، فی الستر و الساتر، قبل ازم 1؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 64 و 65.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 84.
- ↑ همان، ص 79.
- ↑ همان، ص 80؛ امام خمینی (ره)، استفتائات، ج 3، س 14، ص 261؛ مسائل جدید از دیدگاه علما ومراجع، ج 1، ص 131 (آیت اللّه خامنهای).
- ↑ توضیح المسائل مرا جع، م 2439؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 75 و 76.
- ↑ اجوبة الاستفتائات، س 183 1؛ احکام بانوان، س 42، ص 32؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 82.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 85.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 2439.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 17، ص 428؛ تفسیر نور، ج 9، ص 399؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص 6 50؛ مسئله حجاب، مرتضی مطهری، ص 178 و 177 و 175.
- ↑ لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب، بحرالمحیط و تاج العروس.
- ↑ میزان الحکمه، ویرایش سوم، ج 2، ص 994؛ پیام پیامبر، ص 422.
- ↑ وسائل ا لشیعة، ج 5، ص 29. بحا را لانوار، ج 76، ص 299.
- ↑ همان، ج 4، ص 388؛ کافی، ج 3، ص396.
- ↑ کافی، ج 5، ص 519؛ من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 440؛ وسائل الشیعة، ج20، ص161.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 244.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 5، ص 24؛ کافی، ج6، ص 445.
- ↑ همان؛ کافی، ج 6، ص 445.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 244 ،مکارم الاخلاق، ص 118؛ وسائل ا لشیعه، ج 5، ص 25.
- ↑ نهح الفصاحة، ص 628.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 845 و اجوبة الاستفتائات، س 1361؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 133 و 134.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م 846.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 145.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه مراجع، ص 85 و 86؛ احکام روابط زن و مرد و مسانل اجتماعی آنان، ص 146.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 114؛ مسائل جدید از دیدگاه مراجع، ج 1، ص 31 و 32.
- ↑ احکام روا بط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 115.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه مرا جع، ج 4، ص 83 و 84؛ استفتائات واحد پاسخ گویی به سؤالات جامعه الزهراءعلیهاالسلام.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 142.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 143.
- ↑ امام خمینی قدس سره، استفتائات، ج 3، احکام طلاق، س 25 آیت اللّه مکارم، استفتائات، ج 2، س 1146 ؛ جامع الاحکام، ج 2، س 1450.
- ↑ بحار الانوا ر، ج 0 4، ص 335؛ کافی، ج 2، ص 648.
- ↑ بحارا لانوا ر، ج 46، ص 258؛ وسائل ا لشیعه، ج 0 2، ص 198.
- ↑ مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 258.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص 151.
- ↑ همان
- ↑ همان، ص 152.
- ↑ همان، ص 154.
- ↑ همان، ص 155.
- ↑ همان، ص 157 و 158.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج 5، ص 53 و 54.
- ↑ احکام روابط زن و مرد و مسائل ا جتماعی آنان، ص 159.
- ↑ همان، ص 158.
- ↑ همان.
- ↑ همان، ص 86.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 14، ص 538؛ تفسیر نور، ج 8، ص 9 0 2؛ ترجمه، تفسیرالمیزان، ج 15، ص 225.
- ↑ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج 2، ص 32.
- ↑ تفسیر نمونه، ج 14، ص 543؛ تفسیر نور، ج 8، ص 0 21؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج 15، ص 227.
- ↑ کافی، ج 5، ص 522؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 202.
- ↑ کافی، ج 5، ص 522؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 202.
- ↑ بحا را لانو ار، ج 8، ص 309.
- ↑ بحارا لانو ا ر، ج 76، ص 2 30.
- ↑ حجاب در ادیان الهی، محمدی آشنایی.
- ↑ کافی، ج 3، ص 3 0 4؛ وسائل الشیعه، ج 4، ص 383.
- ↑ صحیح مسلم، ج 5، ص 197 و 196؛ سنن ابوداود، ج 2، ص 17، جامع ترمذی، ص 247.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 1، ص 456
- ↑ همان، ص 474
- ↑ صحیح بخاری، ج 7، ص 43
- ↑ کافی، ج 5، ص 526.
- ↑ بحا را لانوار، ج 21، ص 98.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 3، ص 139 و 239.
- ↑ صحیح مسلم، ج 3، ص 47؛ صحیح بخاری، ج 2، ص 94؛ سنن ابوداود، ج 2، ص180.
- ↑ اسد الغابه، ج 5، ص 399 و 398.
- ↑ مسئله حجاب، مرتضی مطهری، ص 241 و 240.
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری10/3/69.
- ↑ بحارا لانوار، ج 93، ص 378؛ نهج البلاغه، نامه 47.
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری 7/5/71.
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری 29/7/71.
- ↑ حکایتهای امر به معروف و نهی از منکر، موسسه فرهنگی قدر ولایت.
- ↑ فرهنگ حجاب بیمها و امیدها، دفتر مطالعات دینی زنان، ص 138 (زیرنظر آیت اللّه مکارم شیر ازی).
- ↑ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلام علی حداد عادل، ص 40.
- ↑ سخنرا نی رهبر معظم انقلاب 15/2/71.
- ↑ سخزانی رهبر معظم انقلاب 4/10/70. جنس و...)
- ↑ علل گرا یش به مادیگری، مرتضی مطهری، ص 170.
- ↑ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 34 و 35- 39 و40 با اندکی تلخیص.
- ↑ امام خمینی قدس سره، صحیفه نور، ج 9، ص 136.
- ↑ فرهنگ حجاب؛ بیمها و امیدها، دفتر مطالعات دینی زنان، ص 138 (زیرنظر آیت الله مکارم شیر ازی).
- ↑ طبر سی، الاحتجاج، ج 1، ص 132؛ ابن طاووس، الظرائف، ص 264. لِالًت خِمارَها عَلی رَاسِها وَاشتَمَلَت بِجِلبابِها وَ اَقبَلَت فِی لَمه مِن حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَومِها.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص 24.
- ↑ بحار الانوار، ج 81، ص 250؛ وسائلالشیعه، ج 3، ص 221.
- ↑ بحا را لا نوار، ج 45، ص 61.
- ↑ همان.
- ↑ همان، ص 127 و 128؛ اللهوف، ص 174.
- ↑ بحا را لا نو ا ر، ج 45، ص 141؛ ا للهوف، ص 188.
- ↑ همان، ج 45، ص 134؛ اللهوف، ص 182.
- ↑ زن در آیینه جلال و جمال، عبدالله جوادی آملی، ص 350.







