کتابخانه:احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
82B29142.jpg
نویسنده نعمت الله یوسفیان
زبان فارسی
ناشر موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع)
محل انتشارات قم

محتویات

پیش گفتار

بی گمان انقلاب اسلامی ایران ، بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین انقلاب ارزشی و فکری عصر حاضر است .
بنیانگذار این نهضت مقدس ، حضرت امام خمینی رحمة اللّه علیه با پیروی از حضرت سیدالشهداء(ع) و با کوتاه کردن دست ستم و سلطه قدرت‌های استکباری از کشور امام زمان (عج) به احیای سیره جدّ خود، رسول اللّه (ص) ، اصلاح امور امّت و تحکیم پایه‌های حکومت اسلامی پرداخت و نهادهای پرثمری را یکی پس از دیگری در جامعه اسلامی ایران بنا نهاد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از خجسته نهادهایی است که همزمان با شکل گیری نظام مقدس اسلامی ، به دستور آن پیر عارف و دوراندیش تاءسیس گردید و رسالت عظیم پاسداری از انقلاب اسلامی و ارزش‌های الهی آن و دفاع از حریم ولایت فقیه را بر عهده گرفت . تحقق این ماءموریت خطیر، در گرو برخورداری این نهاد مقدس از (بینش ‍اسلامی) و (آگاهی سیاسی) می‌باشد که (آموزش) یکی از راه‌های تاءمین کننده آن است . از این رو، ارتقای بینش اعتقادی سیاسی سپاه و (تداوم آموزش) برای این نیروی نظامی مکتبی ، نیازی اجتناب ناپذیر است .
ولیّ امر مسلمانان جهان ، حضرت آیة اللّه العظمی خامنه‌ای ، بر این امر مهمّ تاءکید کرده ، چنین می‌فرماید:
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک نیروی انقلابی است که بر پایه دین و تقوا و درک و عمل انقلابی به وجود آمده و وظیفه اساسی نماینده این جانب در آن عبارت از نظارت مستمر بر حفظ و استحکام این پایه اساسی و برخورد با تخلفات و پیشگیری از آنهاست .[۱]
هر چند آموزش‌های عقیدتی سیاسی از ابتدای تاءسیس سپاه به شکل‌های گوناگون وجود داشته است ، اما اهمیت و نقش زیربنایی آن موجب شد تا این مهمّ در چارچوب (نظام آموزشی) جامع و فراگیری که در برگیرنده سطوح مختلف علمی و تخصص‌های گوناگون باشد تحقق یابد.
در پی این حرکت ، آموزش‌های عقیدتی سیاسی در قالب (نظام آموزشی) از سال ۱۳۶۴ شروع شد و بیش از نیمی از نیروی انسانی سپاه را تحت پوشش دوره‌های مختلف (تداوم آموزش) قرار داد. اما با گذشت بیش از شش سال و کسب تجارب مفیدِ عملی و نیز با توجه به تحولات سالهای اخیر در این نهاد مقدس از جمله تشکیل نیروهای پنجگانه سپاه ، تصویب قانون استخدامی و اعطای درجات ضرورت بازنگری در (نظام آموزشی) احساس شد و نظام آموزشی کنونی جایگزین آن گردید.

مشخصات نظام آموزشی عقیدتی سیاسی

با توجه به تفاوت سطح تحصیلات رسمی نیروهای سپاه و تقسیم بندی آنان به دو سطح (سیکل) و (دیپلم) ، نظام آموزشی دربرگیرنده دو سطح زیر است :
۱ ورودی سیکل
۲ ورودی دیپلم
برای سطح یک ، آموزش عمومی و سه مرحله آموزش ضمن خدمت (شامل دوازده دوره) و سه دوره آموزش تخصصی (تخصصی اولیه ، تخصصی تکمیلی و سرپرستی) در نظر گرفته شده است .
سطح دو، شامل دوره‌های کاردانی ، کارشناسی ، مقدماتی رسته‌ای ، عالی رسته‌ای ، دافوس ، عالی جنگ و چهار مرحله آموزش ضمن خدمت (در دوازده دوره) می‌باشد.
برای هر یک از دوره‌ها کد و شماره مخصوصی در نظر گرفته شده که مشخص کننده سطح ، مرحله ، و دوره است . به عنوان مثال : در شماره (۱۲۱) رقم سمت چپ نشانگر سطح ، رقم وسط بیانگر مرحله و رقم سمت راست گویای دوره است .
از آنجا که دوره‌های عمومی ، تخصصی و سرپرستی مرحله ندارند، رقم وسط با صفر مشخص شده است . به عنوان مثال ، شماره (۱۰۲) ، نشانگر سطح یک و دوره دوم از دوره‌های غیرتداوم است .
موضوعات آموزشی شامل موارد ذیل است :
۱ اصول عقاید؛
۲ اخلاق اسلامی ؛
۳ احکام ؛
۴ معارف قرآن ؛
۵ تاریخ اسلام ؛
۶ دانش سیاسی اجتماعی ؛
۷ نظام دفاعی .
با توجه به تنوع موضوعات ، به منظور سهولت کار، برای هر موضوع نیز شماره خاصی قرار داده شده که در پی شماره هر دوره ، پس از علامت (/) می‌آید. برای مثال ، عدد ( ۵) در شماره ( ۵ / ۱۱۴) بیانگر آن است که موضوع دوره یادشده ، (تاریخ اسلام) است .
در مورد دوره‌های تخصصی و سرپرستی برای رسته‌های گوناگون ، شماره جداگانه‌ای در نظر گرفته شده که با گذاشتن خط تیره ( ) پس از شماره گروه نوشته می‌شود؛ مثلاً، دوره تخصصی تکمیلی ، ورودی سیکل از گروه عقاید در رسته بهداری با شماره (۵ ۱/۱۰۳) مشخص می‌شود.
مرکز تحقیقات اسلامی ، عهده دار تدوین متون آموزشی مورد نیاز حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه است که با توجه به سطح معلومات و تخصص نیروهای آموزشی و نوع و حوزه ماءموریت آنان ، متن مورد نیاز را تهیه و تدوین می‌نماید.
متون و جزوات این مرکز توسط گروه‌های تحقیقاتی ، تدوین و پس از طی مراحل بررسی و نظارت به تاءیید (هیاءت علمی) که جمعی از فضلا و استادان حوزه علمیه قم هستند می‌رسد.
کتاب حاضر با شماره (کد) ۳ / ۲۱۴ ، شامل ۱۶ درس ازنظام آموزشی عقیدتی سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است .
پیشنهادها و تجربیات مربیان ارجمند و برادران عزیز متربّی راهگشا و مشوّق ما در رفع کاستی‌های متون آموزشی خواهد بود.
از خدا می‌خواهیم که روز به روز بر بینش و آگاهیهای اسلامی ما بیفزاید و آنها را عمیق تر سازد.
اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی
ستادنمایندگی ولیّ فقیه در سپاه

مقدمه

(دفاع) در فقه اسلامی برای جلوگیری از خطرهای ناشی از تجاوز و توطئه‌های دشمنان و متجاوزان تشریع شده و در عرصه‌های گوناگون نظامی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و حتی در امور شخصی با احکام ویژه خود انجام می‌پذیرد. براساس آن ، مسلمان حق دارد در برابر متجاوزان ، از حریم جان ، مال ، عرض ، ناموس ، دین و آیین ، آرمان‌های مقدس دینی و وطن و میهن اسلامی دفاع کند.
از سوی دیگر، ممکن است خطرهایی از داخل ، کیان اسلام و حوزه اسلامی را تهدید کند. از این رو، برای جلوگیری از این گونه خطرها، فقه اسلامی باب (امر به معروف و نهی از منکر) را به عنوان فریضه‌ای مهم در خود جای داده است که در پرتو آن ، واجبات دیگر برپا می‌شود؛ راه‌ها امن و تجارت و کسب‌ها حلال می‌گردد و مفاسد اجتماعی ریشه کن می‌شود. همچنین اسلام از خطرات مصون می‌ماند و امر حکومت و نظام اسلامی مستحکم می‌گردد.
امر به معروف و نهی از منکر شرایط، آداب و احکام ویژه‌ای دارد و هر چه موارد معروف و منکر از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار باشد، تاءکید امر و نهی در آن موارد نیز بیشتر خواهد بود؛ چرا که در امر و نهی گاهی به مواردی برمی خوریم که از نظر اسلام ، هیچ حد و مرزی ندارد و بایسته است که انسان در آن گونه موارد، برای برپایی معروف و ریشه کنی منکر از جان و مال و آبرو نیز مایه بگذارد.
کتاب حاضر تلاشی است در تبیین (احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر) طبق فتاوا و نظرات امام خمینی (ره) ؛ و سعی شده احکام فقهی دو باب یاد شده به سبک آموزشی و روش دسته بندی مطالب ، متناسب با نیاز پاسداران عزیز ارائه گردد. امید است این تلاش مورد رضایت خداوند بزرگ قرار گیرد و گامی مثبت در تبیین و شناسایی احکام اسلامی باشد.
معاونت متون آموزشی و کمک آموزشی
مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

بخش اول

دفاع

مسائل مربوط به (دفاع) ، درکتاب‌های فقهی ، ضمن بحث (اقسام جهاد) مورد بررسی قرار گرفته است . فقهای بزرگوار، جهاد را به دو قسم (ابتدایی) و (دفاعی) تقسیم کرده‌اند.
جهاد ابتدایی ، جهادی است که از طرف مسلمانان برای دعوت کفار به اسلام صورت می‌گیرد و مشروط به بلوغ ، عقل ، برده نبودن ، مرد بودن و نظایر آن‌ها می‌باشد. این جهاد به امر امام (ع) یا نایب خاص او انجام می‌شود و به اجماع مسلمانان ، واجب کفایی است .
جهاد دفاعی ، جهادی است که در آن ، جمعی از کفار، بر مسلمانان هجوم آورند و از تهاجم آن‌ها، بر اسلام ترسیده شود، یا آن که دشمن در فکر سلطه بر سرزمین‌های اسلامی و اسارت زن و فرزند مسلمانان و غارت اموال آنان باشد.[۲] از این قسم جهاد ، به (دفاع) تعبیر می‌شود.
در میان فقیهان راستین تنها کسی که باب مستقلی درباره مسائل دفاع تحت همین عنوان مطرح و احکام مربوط به آن را بررسی کرده است ، امام خمینی (ره) می‌باشد.
در این بخش از کتاب به بیان گونه‌های مختلف دفاع و احکام ویژه آن‌ها می‌پردازیم .

درس اول

اهمیت و وجوب و اقسامِ دفاع

واژه (دفاع) از ماده (دفع) به معنای دور کردن و راندن است و در باب مفاعله به معنای حمایت کردن و یاری رساندن آمده است ؛ (دافعَ عنهُ) یعنی از او حمایت کرد و به او یاری رساند.[۳]
در اصطلاح شرعی نیز نوعی جهاد است و آن در موقعی است که دشمنان بر مردم مسلمان هجوم آورند.[۴]
(دفاع) امری فطری است که خداوند در نهاد همه موجودات عالم از جمله انسان قرار داده است . اسلام با مقرراتی که درباره این امر فطری و چگونگی آن وضع کرده ، آن را به شکل منطقی و درستی جهت داده است .
انسان ، قدرت دفاعی خود را گاهی در جانبداری از دین و آیین ، مقدسات دینی ، آرمان‌های مکتبی ، وطن و میهن اسلامی و اموری از این قبیل به کار می‌گیرد و گاهی به حمایت از جان ، مال ، آبرو و ناموس خویش اقدام می‌کند و در برابر متجاوزان به حریم و حقوق خود و بستگانش به دفاع می‌پردازد. بر این اساس می‌توان دفاع را به دو قسم (دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی) و (دفاع شخصی) تقسیم کرد که به شرح آن‌ها می‌پردازیم .

اهمیت دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی

منظور از کیان اسلام و حوزه اسلامی ، اساس اسلام ، مسلمانان ، اجتماع آن‌ها و مانند آن است و دفاع از کیان اسلام دامنه گسترده‌ای دارد و دفاع از شعایر دینی ، ارزش‌ها، آرمان‌ها و اهداف اسلامی ، دفاع از کشور و نظام مقدس اسلام ، دفاع از مسلمانان و سرزمین‌های آنان را در برمی گیرد.
دفاع از ضروریات زندگی بشر است و بدون آن نظم جامعه در هم می‌ریزد؛ مراکز عبادت از بین می‌رود؛ هیچ کس آزادی پرستش خداوند را پیدا نخواهد کرد و سرانجام فساد و تباهی عالمگیر می‌شود. قرآن مجید، این واقعیت مسلّم را چنین بیان می‌دارد:
(وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الاْرْضُ)[۵]
اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، زمین تباه می‌شد.
و در آیه دیگر می‌فرماید:
(وَ لَوْلا دَفعُ اللّهِ الناسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بَیْعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللّهِ کَثیراً...)[۶]
اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها، صومعه‌ها و معابد یهود و نصارا و مسجدهایی که نام خدا به فراوانی در آن برده می‌شود، ویران می‌گردد.
خداوند متعال به مردمی که مورد تجاوز و تهاجم دشمن قرار گرفته‌اند اجازه دفاع داده ، می‌فرماید:
(اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا...)[۷]
به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده ، اجازه جهاد داده شده است ؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند.
از عمومیت این گونه آیات می‌توان دریافت که هرگاه دشمنان اسلام ، سرزمینی از سرزمین‌های اسلامی را مورد هجوم قرار دهند و یا مسلمانان را دچار حمله و قتل و غارت کنند، باید با آن‌ها پیکار کرد.
دفاع از کیان اسلام به اندازه‌ای اهمیت دارد که بعضی از فقیهان نامدار همانند شیخ جعفر کاشف الغطا فتوا داده‌اند که فرمانده می‌تواند نیروهای مورد نیاز مسلمان یا غیر مسلمان را برای شرکت در نبرد ملزم کند! همچنین می‌تواند در صورت لزوم به نیروهای حاضر در صحنه اجازه مرخصی ندهد، مگر آن که نیروی رزمی به مقدار نیاز در جبهه وجود داشته باشد.[۸]
مرحوم میرزای قمی نیز اجبار افراد متخلف را که دفاع بر آنان واجب است از باب امر به معروف ، جایز بلکه واجب شمرده ، در پاسخ این پرسش که :
در صورتی که این مجاهده [با روسیه ] و مدافعه ، لازم و واجب گردید شرعاً، آیا کسانی که در این امر تهاون و تخاذل نموده ، ترک واجب می‌نمایند، از باب امر به معروف ، اجبار به امتثال می‌توان نمود یا نه ؟ و آیا کسانی که تهاون و خودداری می‌نمایند، عاصی و معاقب اخروی هستند یا نه ؟
می‌فرماید:
بلی ، این هم از اعظم انواع معروف است و ترک آن از اعظم انواع منکر، و جایز است (بلکه واجب است مؤ کداً) بر کسی که جامع شرایط امر به معروف و نهی از منکر باشد، عمل به آن .[۹]

وجوب دفاع از کیان اسلام

اگر دشمن ، اساس اسلام و اجتماع مسلمانان را تهدید کند و کشور اسلامی را مورد هجوم قرار دهد، بر مسلمانان واجب است ، به هر وسیله‌ای که می‌توانند با بذل جان و مال و مانند آن دفاع نمایند.[۱۰]
در صورتی که دشمن قصد تصرف کشور اسلامی و اسیر کردن مسلمانان را دارد، دفاع به هر وسیله ممکن ، واجب است .[۱۱]

ا نواع تهاجم و دفاع

قلمرو اسلام از دو طریق (نظامی) و (غیر نظامی) ممکن است مورد هجوم دشمنان واقع شود. هجوم غیر نظامی آنان نیز در عرصه‌های گوناگون سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی صورت می‌پذیرد. از این رو، چگونگی دفاع در این موارد یکسان نخواهد بود.
در تهاجم نظامی ، دفاع ، همگانی و به هر وسیله ممکن صورت می‌گیرد. در تهاجم غیر نظامی نیز به مقتضای نوع آن در عرصه‌های سیاسی ، اقتصادی یا فرهنگی ، دفاع ، شکل دیگری به خود می‌گیرد که مسائل آن به تفصیل خواهد آمد.
بنابراین دفاع از حوزه اسلامی را می‌توان به دو نوع (دفاع نظامی) و (دفاع غیر نظامی) تقسیم کرد.
پرسش
۱ دفاع چند قسم است ؟
۲ دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی به چه معنا و چند نوع است ؟
۳ انواع تهاجم دشمنان به کیان اسلام و حوزه اسلامی را نام ببرید.
۴ هرگاه دشمن ، قصد تصرف کشور اسلامی را داشته باشد، وظیفه چیست ؟
۵ آیا فرمانده می‌تواند نیروهای مورد نیاز را برای شرکت در نبرد ملزم کند، یا به نیروهای حاضر در صحنه اجازه مرخصی ندهد؟

درس دوم

شرکت در دفاع

همان طور که گذشت ، (دفاع نظامی) یکی از انواع دفاع شمرده می‌شود و منظور از آن ، دفاع از اسلام و مسلمانان و سرزمین اسلامی و تمام چیزهایی است که به اسلام و کشور اسلامی مربوط می‌شود. این دفاع در مقابل تهاجم نظامی دشمن صورت می‌گیرد و مسلمانان وظیفه دارند به هر وسیله ممکن در مقام دفاع برآیند و دشمن متجاوز را عقب برانند.
شرکت در این دفاع ، یک وظیفه عمومی است و مسامحه در آن گناهی نابخشودنی بوده ، ذلّت و خواری دنیا و عذاب دردناک آخرت را در پی خواهد داشت . بدین جهت ، دفاع از اسلام و حوزه اسلامی واجب است و بسیج عمومی مسلمانان را می‌طلبد و هر کس در حدّ توان و امکان خود باید در آن شرکت جوید. امام خمینی (ره) می‌فرماید:
قضیه دفاع ، عمومی است ؛ مرد، زن ، بزرگ ، کوچک ، پیر و جوان همه باید شرکت کنند. همان طوری که عقل انسان هم حکم می‌کند که اگر کسی به شهر کسی دیگر هجوم آورد، اهالی شهر برای حفظ جهاتِ خودشان دفاع می‌کنند و دیگر این جا هیچ شرطی نیست . همه باید دفاع کنند و اگر به کشور اسلامی ما هجوم ، تعدّی یا تجاوز کنند، بر همه افراد مملکت ، بر همه افراد کشور چه زن و چه مرد، چه بزرگ و چه کوچک ، بر همه واجب است که دفاع کنند.[۱۲]
برای توضیح بیشتر، به مسائل و استفتاءات زیر توجه کنید:
۱ در جنگ دفاعی هر موقع که دفاع واجب باشد باید بر آن اقدام شود، اگر چه در ماه حرام باشد.[۱۳]
۲ دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی به هر نحو ممکن بر تمام مکلفین واجب است و مشروط به اجازه نیست .[۱۴]
۳ دفع دشمن متجاوز، بر تمام مسلمین واجب کفایی است .[۱۵]
۴ در چه صورت شرکت در جبهه اسلام بر همگان واجب است ؟
در موقعی که اسلام یا بلد اسلامی مورد هجوم واقع شود و به قدر کفایت نیروی مدافع در جبهه حاضر نشده باشد [بر همگان واجب است ].[۱۶]

رعایت شئون انسانی در دفاع

مدّعیان حقوق بشر در دنیای امروز برای شکست خصم و دستیابی به اهدافشان از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کنند. به قواعد انسانی احترام نمی‌گذارند. بر مردم بی دفاع و شهروندان بی گناه آتش می‌گشایند. زنان و کودکان بی گناه را قتل عام می‌کنند. به پیران ، از کار افتادگان و بیماران رحم نمی‌کنند و در نهایت ، در برابر خصم خود به بدترین شکل رفتار می‌کنند. نمونه این گونه جنایت‌ها در طول هشت سال دفاع مقدس از طرف رژیم بعثی عراق که همواره از طرف استکبار جهانی و ایادی اش نیز حمایت می‌شد به کرّات مشاهده شده است .
اما در تعالیم اسلامی ، شؤون انسانی و قواعد بشر دوستانه ، ارزش فراوانی دارد و تجاوز از حدود الهی در مقام دفاع مجاز شمرده نمی‌شود. قرآن کریم می‌فرماید:
(وَ قاتلُوا فی سبیلِ اللّهِ الَّذینَ یقاتلُونکمْ وَ لا تعتدُوا اِنَّ اللّهَ لا یحبُّ الْمُعْتَدینَ)[۱۷]
در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید و از حد، تجاوز نکنید که خداوند تعدّی کنندگان را دوست نمی‌دارد.
در سیره نظامی رسول اکرم (ص) به این امر اهمیت داده شده است ؛ آن حضرت هرگاه عده‌ای را برای سریّه‌ای گسیل می‌داشت به آنان سفارش می‌کرد: (... کشته شدگان را مثله نکنید، پیمان شکنی ننمایید، پیران فرتوت ، کودکان و زنان را نکشید و درختان را جز در صورت ناچاری قطع نکنید.)[۱۸]
علامه طباطبایی (ره) می‌فرماید:
اسلام در راه خدا جز از ابزارهای شریف استفاده نمی‌کرد. از این رو، در جنگ یا صلح ، مواردی چون تخریب ، آتش سوزی ، استفاده از سمّ، منع آب از دشمنان را حرام دانسته ، کشتن زنان ، اطفال و اسیران را نیز ممنوع کرده ، سفارش می‌کند که با آنان با مدارا و نیکی رفتار شود، اگر چه از دشمنان پر کینه مسلمانان باشند.
در اسلام ترور کردن غیر مجاز بوده ، کشتن پیران و از کار افتادگان و نیز کسی که شروع به جنگ نکرده ، تحریم شده است و... خلاصه این که اسلام اموری را که برخلاف شرف و مروّت انسانی و از خست ، قساوت ، پستی و توحّش سرچشمه می‌گیرد، تحریم کرده است .[۱۹]
پرسش
۱ تهاجم نظامی دشمن را چگونه باید دفع کرد؟
۲ منظور از عمومی بودن دفاع در کلام امام خمینی (ره) چیست ؟
۳ دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی چه حکمی دارد؟
۴ کفایی بودن وجوب دفع دشمن متجاوز به چه معنا است ؟
۵ اسلام برای جهاد در راه خدا، استفاده از چه ابزاری را تحریم کرده است ؟

درس سوّم

آمادگی دفاعی

مسؤ ولیت دفاعی در نظام اسلامی همان گونه که گذشت به صورت واجب کفایی برعهده همه مسلمانانی که توانایی مشارکت در دفاع را دارند، قرار داده شده است ، از این رو، جامعه اسلامی به ویژه نیروهای مسلح باید در کسب و تقویت توانایی دفاعی بکوشند و همواره آماده دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی باشند.

گستره آمادگی

(آمادگی ، شامل آمادگی رزمی و آموزشی و سازماندهی و انضباط و اخلاق و پشتیبانی‌ها و انواع دیگر آن است و به خصوص در مورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این آمادگی باید بیشتر باشد.)[۲۰]
از این رو، نیروهای نظامی باید از طریق بالا بردن آموزش‌ها، سازماندهی و نظم ، تدوین تاکتیک‌ها و انتقال تجارب جنگ و تمرین‌ها و مانورهای عملیاتی و نیز مجهز شدن به سلاح‌های روز، بنیه دفاعی خود را تقویت کنند و به طور دائم ، با شور و نشاط و بالندگی ، خودشان را آماده نگه دارند. مقام معظم رهبری می‌فرماید:
ممکن است ما تا پنجاه سال هیچ جنگی نداشته باشیم . اما برداشت ما به عنوان یک مجموعه نظامی باید اینجوری باشد که فردا جنگ است . یک مجموعه نظامی باید همیشه خودش را آماده نگه دارد![۲۱]

بسیج نیروها

با توجه به این که خطرهای فراوانی امت اسلامی را تهدید می‌کند، مسلمانان طبق تعالیم قرآنی موظف شده‌اند که نیروهای خود را بسیج کنند و برای دفع این تهدیدها با یکدیگر مشارکت نمایند.
قرآن کریم مسلمانان را به یک آماده باش همیشگی دعوت کرده ، می‌فرماید:
(وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ اخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ...)[۲۲]
هر نیرویی در توان دارید، برای مقابله با آن‌ها [ دشمنان ]، آماده سازید! و (همچنین) اسب هایورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن ، دشمنِ خدا و دشمنِ خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از این‌ها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آن‌ها را می‌شناسد!
در این آیه ، پروردگار متعال مسلمانان را به بسیج نیروها، آمادگی دفاعی ، تجهیز قوای نظامی و ادوات جنگی ، جهت ترساندن دشمنان فرمان داده است . بر این اساس ، حکومت اسلامی وظیفه دارد، وسایل و ادوات جنگی پیشرفته را در جهت تقویت بنیه دفاعی کشور فراهم کند. چنان که در اصل ۱۵۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر آیه یاد شده تصریح شده است :
به حکم آیه کریمه (وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...) دولت موظف است برای همه افراد کشور برنامه و امکانات آموزش نظامی را برطبق موازین اسلامی فراهم نماید؛ به طوری که همه افراد همواره توانایی دفاع مسلحانه از کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد.
در اصل سوّم قانون اساسی نیز (تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی در نظام اسلامی کشور) به عنوان یکی از وظایف دولت اسلامی شمرده شده است .

آموزش نظامی

با توجه به این که دفاع از اسلام و کشور اسلامی بدون فراگیری فنون نظامی ممکن نیست ، بر تمام افرادی که توانایی یادگیری آن را دارند و احتمال می‌رود که به شرکت آن‌ها در جبهه دفاع نیاز باشد، فرا گرفتن آموزش نظامی واجب است . امام خمینی (ره) در این باره می‌فرماید:
دفاع بر همه واجب است . اگر دفاع بر همه واجب شد، مقدمات دفاع هم باید عمل بشود، از آن جمله قضیه این که ترتیب نظامی بودن ، یاد گرفتن انواع نظامی بودن را بر آن‌هایی که ممکن است . این طور نیست که واجب باشد بر ما که دفاع کنیم و ندانیم چه جور دفاع کنیم . باید بدانیم چه جور دفاع می‌کنیم .[۲۳]
همچنین می‌فرماید:
برای همه است که تیراندازی را یاد بگیرند. فنون جنگی را یاد بگیرند. باید ملت ما جوان هایشان مجهز باشند به همین جهاز، و علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی و سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند. این طور نباشد که یک تفنگ که به دستشان آمد، ندانند که با آن چه بکنند. باید یاد بگیرند و یاد بدهند.[۲۴]

خدمت سربازی

دفاع به زمان جنگ اختصاص ندارد، بلکه همواره افراد زیادی باید با آمادگی کامل در مرزهای کشور برای جلوگیری از هجوم احتمالی دشمن حاضر باشند و گروهی دیگر برای مبارزه با دشمن داخلی و تبهکاران مهیا شوند. از این رو، خدمت وظیفه عمومی برای جوانانی که شرایط آن را دارند، لازم شمرده شده است .
استفتا: آیا رفتن به سربازی برای مشمولینی که مشکلاتی دارند از نظر شرعی لازم است ؟
جواب باید به سربازی بروند و یا مطابق مقررات معافی بگیرند و تخلّف جایز نیست .[۲۵]
استفتا: اگر در مورد خدمت نظام وظیفه و رفتن به سربازی ، پدر و مادر مخالفت کردند وظیفه چیست ؟
جواب اگر از نظر مقررات باید به سربازی بروید، رفتن لازم است و پدر و مادر نباید مزاحمت کنند.[۲۶]

مرزبانی

از روشن‌ترین مصادیق آمادگی ، مرزبانی و دفاع از مرزهای کشور اسلامی است که در فقه اسلامی در باب جهاد، فصلی در همین زمینه تحت عنوان (مرابطه) گشوده شده است . شهید ثانی (ره) مرابطه را این گونه تعریف کرده است :
مرابطه عبارت است از سنگربندی و کمین گیری در اطراف کشور اسلامی ، به منظور آگاهی و کسب اطلاع از وضعیت و احوال مشرکین که احتمال هجوم آنان می‌رود.[۲۷]
مرزداری و مرزبانی برای حکومت اسلامی یک ضرورت است تا امید دشمنان از دستیابی به کشور اسلامی قطع گردد. در آیه‌ای از قرآن کریم می‌خوانیم :
(یا اَیُّها الَّذینَ امنوا اصبرُوا وَ صابرُوا وَ رابطوا وَاتَّقوا اللّهَ لَعلَّکم تُفْلِحُونَ)[۲۸]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (در برابر مشکلات و هوس‌ها) استقامت کنید و در برابر دشمنان (نیز) پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!
در این آیه شریف با جمله (ر ابِطُوا) به مسلمانان دستور آماده باش در برابر دشمنان و مراقبت دائم از مرزها و سرحدّات کشورهای اسلامی داده شده است تا هرگز گرفتار هجوم غافلگیرانه دشمن نشوند.
در روایات نیز از مرزبانی تجلیل فراوانی شده است . به عنوان نمونه رسول خدا(ص) می‌فرماید:
(مَنْ لَزِمَ الرِّباطَ لَمْ یَتْرُکْ مِنَ الْخَیْرِ مَطْلَباً وَ لَمْ یَتْرُکْ مِنَ الشَّرِّ مَهْرَباً)[۲۹]
کسی که کارش مرزبانی است تمام خوبی‌ها را درک کرده و از تمامی شرّها دوری گزیده است .
پرسش
۱ آمادگی‌های دفاعی چه مسائلی را در برمی گیرد؟
۲ بسیج نیروها و تقویت کامل بنیه دفاع ملی از وظایف کیست ؟
۳ فرا گرفتن آموزش فنون نظامی بر چه کسانی واجب است ؟
۴ خدمت سربازی برای مشمولین چه حکمی دارد؟ و آیا مخالفت پدر و مادر در این حکم مؤ ثر است ؟
۵ مرابطه را تعریف کنید.

درس چهارم

زنان و دفاع

همان طور که گذشت (مرد بودن) یکی از شرایط جهاد ابتدایی است و با توجه به این شرط، جهاد بر زنان واجب نیست . چنان که رسول خدا(ص) فرمود:
(کَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلی رِجالِ اُمَّتی ...)[۳۰]
خداوند، جهاد را بر مردان امت من واجب کرده است .
از امام حسین (ع) نیز نقل شده که فرمود:
(... اِنَّ الْجِهادَ مَرْفُوعٌ مِنَ النِّساءِ)[۳۱]
همانا جهاد از زنان برداشته شده است .
البته واجب نبودن جهاد بر زنان به معنای مجاز نبودن آنان برای شرکت در صحنه نبرد نیست . بلکه به این معنا است که این کار طاقت فرسا و سنگین به عنوان امر واجب بر آنان تکلیف نشده است ، ولی اگر بخواهند می‌توانند در صحنه پیکار حاضر شوند و خدمات ارزنده‌ای مناسب شاءن خود، انجام دهند.
این حکم از طرفی با طبیعت زنان سازگار است و آن‌ها با توجه به وضعیت جسمانی ویژه خود، توان تحمل کارهای سنگین را ندارند. چنان که مرحوم علامه حلّی می‌فرماید:
جهاد بر زنان واجب نیست ؛ چون توانایی قیام به آن را ندارند....[۳۲]
از طرف دیگر، با توجه به تعالیم اسلامی ، وظیفه اصلی زنان ، تلاش و مبارزه در سنگر خانه و خانواده است . نقش زنان در تربیت فرزند، خوب شوهرداری کردن ، ترغیب و تشویق شوهر و فرزندان و پدر و برادران خود برای شرکت در نبرد، جهت یاری دین و صبر و شکیبایی فراوانی که در این میان تحمل می‌کنند، دست کمی از جهاد و حضور در صحنه پیکار ندارد؛ از این رو، در بعضی از روایات می‌خوانیم که : (جهاد زن ، خوب شوهرداری کردن است .)[۳۳]، (جهاد زن ، صبر برناملایمات همسرش است .)[۳۴]، (زن ، از زمان حمل تا حین تولد و تا زمانی که طفل را از شیر بازمی گیرد، پاداش مرزبان اسلام را دارد و چنانچه در این ایام بمیرد، به منزله شهید است .)[۳۵]، (هر زنی که شوهر خود را در راه جهاد یاری دهد خداوند به اندازه ثوابی که به همسر ایوب (ع) بخشیده ، به وی پاداش می‌دهد.)[۳۶]
اما در قضیه دفاع ، مساءله این گونه نیست . در دفاع تکلیف ، همگانی است و مشروط به شرطی نیست . از این رو، همه افراد اعم از زن و مرد، پیر و جوان و کوچک و بزرگ موظفند در حد توان و امکان دفاع کنند و دشمن متجاوز را عقب برانند.
شهید ثانی (ره) می‌نویسد:
اگر مسلمانان از طرف کفار مورد هجوم قرار گرفتند، به طوری که کفار اراده استیلا بر بلاد مسلمانان ، اسیر کردن و گرفتن اموال و مانند آن را دارند، در این صورت جهاد و دفع آن دشمن بر آزاد و بنده و مرد و زن واجب است و این جهاد متوقف بر اجازه امام معصوم (ع) یا حضور او نیست . همچنین این وجوب ، اختصاص به مسلمانانِ مورد تجاوز ندارد، بلکه بر هر مسلمانی که از این هجوم آگاه باشد... واجب است .[۳۷]
علامه حلّی (ره) نیز می‌نویسد:<br/ جایز است که از زنان برای دفاع در میدان نبرد، استفاده شود و مستحب است که از زنان مسنّ استفاده گردد و شرکت زنان جوان کراهت دارد.[۳۸]
استفتا: وظیفه زنان مسلمان در امر جهاد حق علیه باطل چیست ؟
جواب - جهاد بر زن‌ها واجب نیست ، ولی گذشت که دفاع بر هر شخصی در حدود توانایی و امکانات واجب است .[۳۹]

آموزش فنون نظامی

استفتا: آیا بانوان می‌توانند آموزش فنون نظامی ببیند یا خیر؟
جواب آموزش فنون نظامی برای بانوان با مراعات کامل وظایف شرعیه مانع ندارد و اگر موقوف است به این که نامحرم آن‌ها را آموزش دهد، احتراز نمایند.[۴۰]
بر اساس این فتوا، زنان با مراعات حدود شرعی می‌توانند آداب جنگ و فنون نظامی را فراگیرند و به هنگام دفاع به کار بندند، لیکن نقش زنان در صحنه دفاع باید متناسب شاءن آن‌ها باشد؛ همان طور که در صدر اسلام چنین بود؛ در صدر اسلام ، زنان کم و بیش به فنون جنگی آشنا بودند؛ در تدارکات و امداد رسانی به مسلمانان کمک می‌کردند؛ برای جنگجویان غذا تهیه می‌کردند، تشنه‌ها را سیراب ، زخم مجروحان را مداوا و در تخلیه مجروحان به مکان‌های مخصوص همکاری می‌کردند، به رزمندگان روحیه می‌دادند و در صورت ضرورت نیز دست به شمشیر برده ، دفاع می‌کردند. شهید مطهری (ره) در این باره می‌فرماید:
پیغمبر اکرم (ص) زن‌ها را در جنگ‌ها شرکت می‌داد، ولی آن‌ها کاری را که بیشتر متناسب با زن‌ها بود، انجام می‌دادند، احیاناً در یک موقع شدت ، زن‌ها هم شمشیر برمی داشتند. چنان که در جهاد اسلامی اگر موقع دفاع بشود، زن و مرد و کوچک و بزرگ همه باید شرکت بکنند و شرکت هم می‌کنند، ولی رسول اکرم حتی الامکان زن‌ها را به کارهای متناسب با خودشان مثل پانسمان کردن می‌گماشت .[۴۱]

نقش زنان در چگونگی دفاع

در تهاجم نظامی دشمنان ، زنان همچون مردان موظفند که به هر وسیله ممکن اعم از جان و مال ، دفاع کنند و دشمن متجاوز را به عقب برانند و از استیلای آن‌ها بر مسلمانان و سرزمین‌های اسلامی جلوگیری کنند.[۴۲]
همچنین در عرصه‌های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی نیز هرگاه دشمنان بخواهند به یکی از این روش‌ها بر کشور اسلامی و مسلمانان سلطه اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی پیدا کنند، زنان همانند مردان موظفند در صحنه دفاع حاضر شوند و از استیلای دشمنان در عرصه‌های یاد شده جلوگیری کنند. به عنوان مثال :
۱ اگر در روابط سیاسی بین دولت اسلامی با دولت‌های بیگانه ترسیده شود که بیگانگان بر ممالک اسلامی تسلط یابند، بر زنان نیز لازم است که با این گونه روابط مخالفت کنند و دولت اسلامی را به قطع این گونه روابط ملزم نمایند.[۴۳]
۲ اگر در روابط اقتصادی و بازرگانی با بیگانگان بر حوزه اسلام و کشور اسلامی یا بر بازار مسلمانان و زندگی اقتصادی آن‌ها ترسیده شود، بر زنان نیز واجب است از داشتن چنین روابطی اجتناب کنند و در این صورت اگر فقها و مراجع بزرگ ، مصرف کالاهای خارجی را تحریم کنند، زنان هم واجب است همچون مردان پیروی نمایند.[۴۴]
۳ در صورتی که روابط کشور اسلامی با دیگر کشورها، موجب استعمار فرهنگی شود، بر زنان واجب است از داشتن چنین روابطی اجتناب کنند.[۴۵]
لازمه دفاع زنان در عرصه‌های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ، حضور آنان در این عرصه‌ها است و اسلام نیز به طور قطع با این حضور موافق است و گرنه دفاع عملی ، مفهومی نخواهد داشت .
شهید مطهری (ره) در این باره می‌فرماید:
ما باید حد وسط وحد اعتدال را حفظ کنیم . اسلام ، دین معتدل است ... منطق اسلام ، یک منطق معتدل است . بعد از این همه جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی بدون شرکت زن‌ها قابل دوام نیست .[۴۶]
بنابراین ، زنان حق دارند در صحنه‌های اجتماعی سیاسی حضور داشته باشند. آگاهی‌های لازم را به دست آورند، دشمنان ستمگر را بشناسند، از ترفندهای گوناگون آنان برای تسلط بر کشور اسلامی آگاهی داشته باشند و راه‌های احتمالی نفوذ آنان را برای مسلّط شدن بشناسند، تا هنگام لزوم بتوانند از استقلال کشور در عرصه‌های یاد شده دفاع کنند.
حسن ختام این درس قسمتی از وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی (ره) است که می‌فرماید:
ما مفتخریم که بانوان و زنان ، پیر و جوان ، خرد و کلان ، در صحنه‌های فرهنگی و اقتصادی و نظامی ، حاضر و همدوش مردان ، یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ، از واجبات مهم است شرکت و از محرومیت‌هایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آن‌ها، بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانیده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند و آنان که توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندی که دل ملت را از شوق و شعف به لرزه می‌آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می‌لرزاند، اشتغال دارند، و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری ، زینب گونه ۳، فریاد می‌زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می‌دانند آنچه به دست آورده‌اند، بالاتر از جنّات نعیم است ، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.
پرسش
۱ به نظر شما چرا (جهاد ابتدایی) بر زنان واجب نشده است ؟
۲ آیا دفاع بر زنان واجب است ؟
۳ آموزش فنون نظامی برای بانوان چه حکمی دارد؟
۴ وظیفه زنان در هنگام تهاجم نظامی دشمنان بر کشور اسلامی چیست ؟
۵ چگونگی دفاع زنان در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی را بنویسید.

درس پنجم

متخلّفان ، فراریان ، اسیران جنگی

جهاد و دفاع میدان آزمایشی است که افراد به وسیله آن آزموده می‌شوند. زمانی که آتش ‍جنگ شعله ور و حضور در جبهه بر همگان لازم است ، امکان دارد عده‌ای ، بدون عذر از حضور در نبرد خودداری ورزند یا پس از حضور، صحنه را ترک کنند، عده‌ای نیز ممکن است در جنگ اسیر شوند. از این رو، در این درس به احکام همین سه گروه می‌پردازیم :
۱ متخلّفان کسانی هستند که بدون داشتن عذر شرعی ، در پشت جبهه مانده و از همراهی رزمندگان خودداری کرده ، از انجام وظیفه سرباز می‌زنند.
۲ فراریان ، کسانی اند که پس از شرکت درمیدان جنگ ، وظیفه را ناتمام گذارده و جبهه را ترک می‌کنند.
۳ اسیران نیز رزمندگانی هستند که به اسارت دشمن درمی آیند.

تخلّف از شرکت در نبرد

شرکت نکردن در صحنه نبرد و تخلّف از جهاد، به عللی از قبیل ضعف ایمان ، دنیاطلبی ، ترس از مرگ و مانند آن ، کاری ناجوانمردانه است . قرآن کریم کسانی را که با وجود توانایی و نداشتن عذر موجه ، در نبرد همراه پیامبر اکرم (ص) شرکت نکردند، مورد نکوهش قرار داده ، می‌فرماید:
(فرِحَ الْمخلَّفونَ بمقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللّهِ وَ کَرِهُوا اَنْ یُجاهِدُوا بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فی سبیلِ اللّهِ وَ قالُوا لا تنفرُوا فی الْحرِّ قلْ نارُ جهنَّمَ اَشدُّ حرّاً لَوْ کانوا یَفْقَهُونَ)[۴۷]
تخلّف جویان (از جنگ تبوک) ، از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و کراهت داشتند که با اموال و جان‌های خود، در راه خدا جهاد کنند؛ (و به یکدیگر و به مؤ منان) گفتند: در این گرما، (به سوی میدان) حرکت نکنید، به آنان بگو: آتش دوزخ گدازنده تر است ، اگر می‌فهمیدند!
با توجه به درس‌های گذشته ، حکم فقهی حضور نیافتن در دفاع از اسلام و قلمرو اسلامی روشن می‌شود؛ چرا که دفاع از اسلام بر همه مکلفان واجب است ؛[۴۸] و این واجب ، (واجب کفایی) است و تا زمانی که جبهه‌های نبرد به نیرو نیاز دارد، کسانی که قدرت حضور در آن را دارند، باید حضور پیدا کنند و در این مساءله به اذن امام یا مرجع تقلید و نیز به رضایت پدر و مادر نیازی نیست ،[۴۹] و حضور در این صحنه بر هر کار دیگری مقدّم است .[۵۰] و اگر تعداد رزمندگان به حد کافی رسید، حضور در جبهه بر دیگران واجب نیست ، گرچه از فیض بزرگ جهاد در راه خدا محروم می‌شوند.
بنابراین ، متخلفانی که قدرت شرکت در دفاع را دارند و به وجود آن‌ها نیز نیاز هست (واجب) الهی را ترک کرده و در پیشگاه خداوند بازخواست خواهند شد و عواقب سوء عملشان نیز گریبان آن‌ها را خواهد گرفت .

فراریان از میدان نبرد

به زمین گذاشتن سلاح و گریز از میدان نبرد که در اصطلاح فقهی از آن به (اَلْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ) تعبیر می‌شود، از جمله گناهان کبیره است .[۵۱]
امام رضا(ع) در فلسفه تحریم آن می‌فرماید:
(حرَّمَ اللّهُ تعالَی الْفرارَ مِنَ الزَّحْفِ لِما فیهِ مِنَ الْوَهْنِ فِی الدّینِ وَالاْسْتِخْفافِ بِالرُّسُلِ وَالاْئِمَّةِ الْعادِلَةِ عَلَیْهِمُالسَّلامُ...)[۵۲]
خداوند متعال به این دلیل فرار از میدان نبرد را حرام کرده که موجب سستی در دین و تحقیر برنامه پیامبران و امامان عادل می‌گردد.
فقیهان نامدار شیعه گریز از صحنه نبرد را مجاز ندانسته‌اند؛ چنان که شهید ثانی (ره) می‌فرماید:
فرار از جنگ جایز نیست و پشت کردن به دشمن کار حرامی است ، مگر آن که بخواهد موضعش را تغییر دهد، یا به گروه دیگری بپیوندد، تا بهتر بتواند مبارزه کند.[۵۳]
امام خمینی (ره) نیز در پاسخ این سؤ ال که : (فرار از دشمن در کدام صورت حرام است و در کدام صورت جایز؟) می‌فرماید: (فرار از جبهه در هیچ حالی جایز نیست .)[۵۴]
و در پاسخ این سؤ ال که : (آیا در شرایط سخت جنگی می‌توان بدون توجه به دستور فرماندهی به عقب برگشت ؟) می‌فرماید:
عمل به دستور فرمانده واجب و راه فلاح و پیروزی است ولو ضرر قطعی داشته باشد و تخلف از آن ، حرام و موجب مجازات طبق مقررات دولت اسلامی است ، مگر در موارد استثنایی که ضرورت اقتضا کند.[۵۵]

رفتار با اسرای جنگی

اسیر جنگی می‌تواند شامل نیروهای خودی که به اسارت لشکر دشمن درمی آیند، بشود که در این صورت مسائلی از قبیل صبر و مقاومت در اسارت ، حفظ اسرار نظامی و افشا نکردن اسرار مربوط به لشکریان اسلام و مناطق جنگی و عملیاتی ، تعظیم شعایر دینی در اسارت و مانند آن به عنوان رسالت اسیران جنگی خودی مورد بحث قرار می‌گیرد.
همچنین می‌تواند شامل نیروهای دشمن شود که به دست لشکریان اسلام اسیر می‌شوند که در این صورت از مسائلی مانند رفتار با اسیران جنگی و رعایت اصول انسانی نسبت به آن‌ها بحث می‌شود. در فقه بیشتر به احکام همین صورت اخیر، پرداخته شده است و منظور از (رفتار با اسرای جنگی) نیز در این جا رفتار رزمندگان اسلام با اسیران جنگی دشمن است .
مسلمانان پس از دستیابی به این اسیران ، باید با رحمت و راءفت اسلامی با آن‌ها رفتار کنند و کسی حق ندارد برآنان آسیبی برساند. پیام قرآن کریم از گذشت فراوان و رحمت اسلامی نسبت به اسیران حکایت می‌کند و خطاب به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:
(یا اَیُّها النَّبیُّ قلْ لِمنْ فی اَیْدیکُمْ مِنَ الاْسْری اِنْ یَعْلَمِ اللّهُ فی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّا اُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ)[۵۶]
ای پیامبر! به کسانی که در دست شما اسیرند بگو: اگر خدا در دل‌های شما خیری سراغ داشته باشد، بهتر از آن چه از شما گرفته شده به شما عطا می‌کند و بر شما می‌بخشاید و خدا آمرزنده مهربان است !
این پیام مهرآمیز قرآن روحیه شکست خورده اسیران را بازسازی کرده ، به آنان نوید زندگی بهتر می‌دهد. رسول خدا(ص) براساس چنین تعالیم ارزنده‌ای خود رفتاری کریمانه با اسیران جنگی داشت و پیروان خود را نیز به مراعات اخلاق انسانی اسلامی سفارش ‍می‌کرد؛ به عنوان مثال : آن حضرت در جنگ بدر به اصحابش دستور داد: (به اسیران احترام کنید) و آن‌ها نیز هنگام غذا خوردن اسیران را بر خود مقدم می‌داشتند.[۵۷]
امیر مؤ منان (ع) می‌فرماید:
(اِطْعامُ الاْسیرِ وَالاْحْسانُ اِلَیْهِ حَقُّ واجِبٌ وَ اِنْ قَتَلْتَهُ مِنَ الْغَدِ)[۵۸]
خورانیدن غذا به اسیر و نیکی کردن به او واجب است ، اگر چه بخواهی فردا او را اعدام کنی .
امام سجاد(ع) نیز می‌فرماید:
(اِذا اَخَذْتَ اَسیراً فَعَجَزَ عَنِ الْمَشْیِ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَکَ مَحْمِلٌ فَاَرْسِلْهُ وَ لا تَقْتُلْهُ)[۵۹]=هرگاه اسیری گرفتی که توان راه رفتن ندارد و وسیله‌ای برای حمل و انتقال او نداری ، رهایش کن و او را نکش .
امام خمینی (ره) نیز با الهام از چنین تعلیماتی نسبت به اسرای جنگی در طول هشت سال دفاع مقدس می‌فرمود:
باید جوانان ما و کسانی که عهده دار نگهداری اسیران و پناهندگان هستند طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند و با آنان آن گونه رفتار کنند که مولای آن‌ها و پیشوای عظیم الشاءنشان با بدترین خلق خدا و جنایتکارترین انسان ها؛ ابن ملجم لعنة الله علیه رفتار فرمود تا اسیران که ضربه روحی خورده‌اند احساس آرامش و جبران در حکومت اسلامی نمایند.[۶۰]
همچنین می‌فرمود:
وقتی که اسرا را می‌گیرید، اسرای مجروح ... یا اسرای سالم را می‌گیرید، توجه کنید که این‌ها اسیر شما هستند، این‌ها امروز تحت سلطه شما هستند و شما با اسرا باید رفتارتان رفتار بسیار اسلامی و انسانی باشد که وقتی که این اسرا یک وقتی در محالّ خودشان رفتند همه برای شما تبلیغ کنند.[۶۱]
در جای دیگر می‌فرماید:
برادران ! از اسرای جنگ که در دست شمایند هر چند گناهکارند دلجویی کنید و با آنان رفتار اسلامی انسانی داشته باشید... و دکترها و پرستارهای بیمارستان‌ها... با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند و تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش ‍دهند.[۶۲]
در زیر چند نمونه از استفتاءاتی را که از محضر امام راحل (ره) دربارهٔ رفتار با اسرای جنگی شده ، با هم می‌خوانیم :
سؤ ال ۱ تا چه موقع می‌توان اسیران را کشت ؟ آیا تکلیف ما در رابطه با آن عراقی‌هایی که گاهی تا آخرین گلوله می‌جنگند و سپس تسلیم می‌شوند چیست ؟
جواب با اسرا پس از تسلط یافتن باید با اخلاق اسلامی رفتار کنند.[۶۳]
سؤ ال ۲ آیا اهانت نسبت به اسرا جایز است یا خیر؟
جواب اهانت جایز نیست ، بلکه نسبت به آنان باید اخلاق اسلامی را مراعات نمود.[۶۴]
سؤ ال ۳ آیا می‌توان از اسرای عراقی اشیایی را گرفت ؟
جواب اموال اسرا مخصوص خودشان است ... .[۶۵]
پرسش
۱ حکم تخلّف از نبرد چیست ؟
۲ در چه صورتی فرار از میدان نبرد جایز است ؟
۳ امام رضا(ع) در فلسفه حرمت فرار از میدان نبرد چه می‌فرماید؟
۴ آیا در شرایط سخت جنگی می‌توان بدون توجه به دستور فرماندهی به عقب برگشت ؟
۵ با اسیران جنگی چگونه باید رفتار کرد؟

درس ششم

دفاع سیاسی

منظور از (دفاع سیاسی) ، دفاع از اسلام و اجتماع مسلمانان در مقابل تهاجم سیاسی دشمن است . در این حالت مسلمانان موظفند به مقتضای نوع تهاجم در مقام دفاع برآیند و استقلال خود را در عرصه‌های سیاسی حفظ نمایند و از هرگونه وابستگی که موجب استیلای سیاسی دشمن و مایه ذلّت و سرشکستگی مسلمانان می‌شود، بپرهیزند؛ البته این بدان معنا نیست که با کشورهای بیگانه قطع رابطه کنند، بلکه دستور قرآنی این است که بیگانگان بر مسلمانان مسلّط نشوند. در آیه‌ای می‌خوانیم :
(وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً)[۶۶]
خداوند هرگز کافران را بر مؤ منان تسلّطی نداده است .
بر اساس این دستور قرآنی ، مسلمانان باید با اتّخاذ سیاست‌های اصولی ، در روابط خود با بیگانگان راه هرگونه نفوذ و سلطه جویی را بر آنان ببندند و پاسدار عزّت و شرف اسلامی خویش باشند.<br/

احکام دفاع سیاسی

۱ اگر به واسطه توسعه نفوذ سیاسی یا اقتصادی و تجاری از اجانب ، ترس آن باشد که تسلط بر بلاد مسلمین پیدا کنند، دفاع به هر شکل که ممکن است و قطع ایادی اجانب چه عمّال داخلی باشند یا خارجی بر مسلمانان واجب است .[۶۷]
۲ اگر در روابط سیاسی بین دولت‌های اسلامی و دول اجانب ، ترس آن باشد که اجانب بر ممالک اسلامی تسلّط پیدا کنند، اگر چه تسلّط سیاسی و اقتصادی باشد، بر مسلمانان لازم است که با این نحو روابط مخالفت کنند و دول اسلامی را به قطع این گونه روابط الزام کنند.[۶۸]
۳ اگر عقد رابطه چه سیاسی و چه تجاری بین یکی از دول اسلامی و اجانب ، مخالف مصلحت اسلام و مسلمانان باشد، این گونه روابط جایز نیست و اگر دولتی به آن اقدام نمود، بر سایر دول اسلامی واجب است آن را به هر شکل ممکن ، به قطع رابطه الزام کنند.[۶۹]
۴ اگر بعضی رؤ سای ممالک اسلامی یا بعضی وکلا... موجب بسط نفوذ سیاسی ، یا اقتصادی ، یا نظامی اجانب که مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است شوند، به واسطه این خیانت ، از مقامی که دارند هر مقامی باشد منعزل اند... و بر مسلمانان لازم است آن‌ها را به هر شکل ممکن ، مجازات کنند.[۷۰]
۵ روابط تجاری و سیاسی با بعض دول که آلت دست دولت‌های بزرگ جائر هستند، از قبیل دولت اسرائیل ، جایز نیست ؛ و بر مسلمانان لازم است که به هر شکل ممکن ، با این روابط مخالفت کنند و بازرگانانی که با اسرائیل و عمال اسرائیل روابط تجاری دارند، خائن به اسلام و مسلمانان و کمک کننده به نابودی احکام هستند و بر مسلمانان لازم است با این خیانت کاران چه دولت‌ها و چه تجّار قطع رابطه کنند و آن‌ها را به توبه و ترک روابط با این دولت‌ها ملزم کنند.[۷۱]
۶ اگر در روابط اقتصادی و غیر آن بر قلمرو اسلام و کشور اسلامی ترس باشد که بیگانگان بر آن تسلّط سیاسی یا غیر آن که موجب استعمار آنان یا استعمار کشورشان گرچه استعمار فرهنگی می‌شود، پیدا کنند، بر همه مسلمانان واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند و این گونه روابط، حرام می‌باشد.[۷۲]
در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز که برگرفته از قرآن و سنّت است می‌خوانیم :
هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی ، فرهنگ ، ارتش و دیگر شؤ ون کشور گردد، ممنوع است .[۷۳]

کیفیت دفاع سیاسی

با توجه به مسائل یاد شده ، چگونگی دفاع سیاسی به قرار زیر است :
۱ مخالفت با روابط سیاسی مخالف مصالح اسلام و مسلمانان به هر شکل ممکن ؛ از قبیل تظاهرات و راهپیمایی‌ها، تحصّن و دست از کار کشیدن و مانند آن .
۲ الزام دولت‌ها به قطع روابط سیاسی مخالف مصالح اسلام و مسلمانان به هر شکل ممکن .
۳ ترک معاشرت و معامله با خیانت کار و روی گردانی از او به هر شکل ممکن .
۴ عزل کردن افراد خیانت کاری که موجب گسترش سلطه و نفوذ سیاسی اجانب شده از هر مقام اجتماعی که دارند.[۷۴]
پرسش
۱ منظور از دفاع سیاسی چیست ؟
۲ قرآن پیرامون رابطه مسلمانان با بیگانگان چه دستوری می‌دهد؟
۳ اگر در روابط سیاسی با بیگانگان ، خوف نفوذ سیاسی آنان بر ممالک اسلامی باشد، چه باید کرد؟
۴ عقد قراردادهای سیاسی و تجاری مخالف با مصالح اسلام و مسلمانان ، چه حکمی دارد؟
۵ کیفیت دفاع سیاسی را بیان کنید.

درس هفتم

دفاع فرهنگی

در میان انواع هجوم غیر نظامی دشمنان ، تهاجم فرهنگی از همه آن‌ها خطرناک تر است ؛ زیرا در این نوع تهاجم ، دشمن با اموری از قبیل شبهه افکنی ، ترویج فساد و فحشا و مانند آن افکار عمومی جامعه را منحرف کرده ، ارزش‌ها، آرمان‌ها، اهداف مقدّس اسلامی ، عزّت و شرف مسلمانان را مورد تهاجم قرار می‌دهد، تا مسلمانان را همرنگ خود گرداند. چنان که قرآن کریم می‌فرماید:
(وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً)[۷۵]
آنان آرزو می‌کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید و در ردیف آنان قرار گیرید.
این نوع تهاجم پیشینه‌ای دیرینه دارد و در طول تاریخ حیات اسلام از سوی دشمنان ، به شکل‌های گوناگون صورت می‌گرفته و کمّ و کیف آن ، همواره در حال تغییر و دگرگونی بوده است.
رهبر معظم انقلاب ، حضرت آیة الله خامنه‌ای دربارهٔ پیشینه تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام و کشورهای اسلامی می‌فرماید:
حداقل در طول صد سال اخیر، یعنی از وقتی استعمارگران غربی به فکر افتادند، این منطقه را زیر سلطه سیاسی و اقتصادی دربیاورند. به این تشخیص رسیدند که باید امکان استفاده لازم و زمینه را برای نفوذ خودشان در ذهنیت مردم یک چیزهایی را وارد کنند و هم از آن یک چیزهایی را بگیرند و لذا با تلاشی که انجام گرفت ، شما می‌بینید، (فرنگی) مغضوبِ دوران (کمپانی رژی) تبدیل می‌شود به (فرنگی) ای که ایرانی موظّف است جسم و روح و ظاهر و باطن خودش را شبیه او بکند و در دوران سلطه استبدادِ رضا خانی در یک فاصله ۱۸۰ درجه است ، یعنی درست در نقطه مقابل هم قرار می‌گیرند و این همان تاءثیر فرهنگی است که وقتی روی فرهنگ یک ملّت کار می‌کنند، ذهنیت او و درک او از مسائل و عقاید او و فهم و استنباط او را تغییر می‌دهند. این کاری است که در آن مدّت آن‌ها روی فرهنگ توانستند بکنند.[۷۶]
دفاعی که در دفع تهاجم فرهنگی مطرح است (دفاع فرهنگی) نام می‌گیرد و مسلمانان موظفند با همه امکانات و وسائل لازم به مقابله جدّی و دفاع از ارزش‌های الهی و منافع مسلمین برخیزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدّس خویش را محکم و مستحکم نمایند و به این بی خبران و دل مردگان و پیروان شیاطین ، بیش از این مجال حمله به صفوف عقیده و عزّت مسلمانان را ندهند.[۷۷]
امام خمینی (ره) در حکم فقهی خود دربارهٔ دفاع می‌فرماید:
در صورتی که روابط کشور اسلامی ، با دیگر کشورها، موجب استعمار مسلمانان یا استعمار کشورشان در بُعد فرهنگی شود، بر همه مسلمانان واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند و این گونه روابط حرام می‌باشد.[۷۸]
دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگی از حربه مفاسد اجتماعی ، ترویج فحشا و منکر، مواد مخدّر، کتاب‌ها و مجلاّت مبتذل ، برنامه‌های منحرف کننده ویدئویی و سینمایی و... استفاده کرده و با تبلیغ این فرهنگ عقاید و باورهای مردم به ویژه نسل جوان را نشانه می‌گیرند. از این رو، لازم است به بیان پاره‌ای از احکام فقهی که به طریقی با این تهاجم فرهنگی مربوط می‌شود، بپردازیم این احکام براساس نظریه‌های فقهی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله خامنه‌ای تنظیم شده است .

ترویج فرهنگ مهاجم

سؤ ال ۱ ترویج مُد و مُدگرایی و استفاده از لباس‌ها و کالاهایی که مهر و آرم غربی دارند، چه حکمی دارد؟
جواب اگر ترویج باطل و فرهنگ اجنبی است ، جایز نیست .[۷۹]
سؤ ال ۲ نظر حضرت عالی در مورد پوشیدن لباس‌هایی که عکس یا علامت مربوط به کشورهای غربی روی آن کشیده شده چیست ؟
جواب استفاده از این گونه لباس‌ها که ترویج فرهنگ غیر مسلمین مهاجم بر مسلمین است ، اشکال دارد.[۸۰]
سؤ ال ۳ ... بعضی از افراد در مجالس عقد و عروسی و عده‌ای در انظار عمومی اقدام به نصب کراوات و پاپیون بر روی پیراهن خود می‌نمایند، حکم شرعی استفاده از لوازم مذکور چیست ؟
جواب بستن کراوات و پاپیون چون تقلید و ترویج از فرهنگ مهاجم غیر مسلمین است ، جایز نیست .[۸۱]
سؤ ال ۴ در پی تهاجمات بی امان فرهنگ مبتذل غرب و رواج بعضی از عادات و رفتارهای ناپسند، دیده می‌شود که بعضی از آقایان صلیب طلا به گردن می‌آویزند و بعضی از خانم‌ها از مانتوهایی با رنگ زننده استفاده می‌کنند و یا آقایان یا خانم‌ها از مچ بند و یا عینک دودی و یا ساعت‌های غوّاصی شکل که جلب توجه کننده هستند و در عرف ناپسند شمرده می‌شوند، استفاده می‌کنند. عده‌ای از آنان بعد از امر به معروف و نهی از منکر، باز هم بر انجام کار خود اصرار می‌نمایند. حضرت عالی بفرمایید چه برخوردی با این افراد باید داشت ؟
جواب پوشیدن طلا و آویزان کردن طلا به گردن ، بر مردان مطلقاً حرام است و پوشیدن لباسی که از حیث دوخت و شکل و یا از نظر رنگ ، ترویج و تقلید از فرهنگ مهاجم دشمنان اسلام و مسلمین شمرده شود، جایز نیست و تکلیف دیگران در برخورد با این گونه موارد، نهی از منکر لسانی است و چنانچه مؤ ثر واقع نگردد، به مسؤ ولین انتظامی و قضایی جهت پیگیری بعدی ، گزارش نمایند.[۸۲]

کتاب‌های گمراه کننده

آیا خواندن کتب غیر اسلامی مانند [کتاب‌های ] بهائیّت و کمونیستی و سایر مرام‌های الحادی حرام است یا خیر؟
جواب اگر خوف انحراف در بین باشد، باید ترک کنند.[۸۳]

گوش دادن به رادیوهای بیگانه

۱ آیا درست است که ما به رادیوهای بیگانه گوش بدهیم ؛ چون کسانی هستند که هر چه از رادیوهای بیگانه می‌شنوند قبول می‌کنند و برای کسان دیگر هم می‌گویند. آیا لازم است که ما به این رادیوها گوش کنیم و جواب این طور آدم‌ها را بدهیم یا خیر؟
جواب اگر موجب انحراف و مفسده است ، نباید گوش کنید.[۸۴]
۲ گوش دادن به اخبار رادیوهای بیگانه ، نقل اخبار آن‌ها در جامعه و دعوت به گوش ‍دادن آن‌ها چه حکمی دارد؟
جواب موارد اشخاص مختلف است و در هر صورت چنانچه موجب رواج اکاذیب و تقویت باطل و یا موجب تشویش اذهان و وهن اعتماد به نظام ، دولت اسلامی و مسؤ ولین باشد، جایز نیست .[۸۵]

فیلم‌های مبتذل

تولید و خرید و فروش و استفاده از فیلم‌هایی که دارای مفسده است و موجب انحراف و فساد اخلاقی می‌گردد، حرام است .[۸۶]
هرگونه فیلمی که در ساختن آن ضوابط شرعی اهمال شود و مفاسدی بر آن مترتّب باشد، اشکال دارد؛ بلکه ساختن و نمایش و تماشای آن جایز نیست .[۸۷]

بی حجابی و بدحجابی

۱ بیرون گذاشتن موهای سر از چادر و یا مقنعه از سوی خانم‌ها در انظار عمومی و در دید نامحرمان چه صورتی دارد؟
جواب جایز نیست و پوشاندن تمام موی سر در برابر نامحرم واجب است .[۸۸]
۲ پوشیدن جوراب‌های نازک و بدن نما برای خانم‌ها در بیرون از خانه و در انظار نامحرمان چه صورتی دارد؟
جواب پوشانیدن بدن از نامحرمان ، بر زن واجب است ، و چنین جوراب‌هایی برای حجاب شرعی کفایت نمی‌کند.[۸۹]

برخورد با مفاسد اجتماعی

وظیفه ما در برخورد با مفاسد اجتماعی چیست ؟ آیا اگر در مواردی حکومت برخورد نکند، تکلیف از ما ساقط می‌شود؟
جواب در هر صورت وظیفه آحاد مسلمین در موارد مقتضی تذکّر، نصیحت ، امر به معروف و نهی از منکر با مراعات شروط مقرّره است .[۹۰]
پرسش
۱ منظور از دفاع فرهنگی چیست ؟
۲ حکم مد و مدگرایی که موجب ترویج فرهنگ اجنبی شود، چیست ؟
۳ آیا کروات و پاپیون زدن جایز است ؟
۴ گوش دادن به رادیوهای بیگانه چه حکمی دارد؟
۵ آیا استفاده از فیلم‌های مبتذل که موجب فساد اخلاقی شود، جایز است ؟
۶ وظیفه ما در برخورد با مفاسد اجتماعی چیست ؟

درس هشتم

دفاع از جان و مال

از دیدگاه اسلام ، جان ، مال ، آبرو و ناموس انسان اهمیت فراوانی دارد و احترام آن بر همگان لازم و ضروری است . رسول خدا(ص) در بخشی از خطبه خود در (حجة الوداع) اهمیت جان و آبرو را چنین توصیف می‌کند:
(اَیُّها الناسُ اِنَّ دِماءَکُمْ وَ اَعْراضکُمْ عَلَیْکُمْ حَرامٌ اِلی اَنْ تَلْقَوْا رَبَّکُمْ، کَحُرْمَةِ یَوْمِکُمْ هذا، فی بَلَدِکُمْ هذا)[۹۱]
مردم ! چنان که این روز (ایّام حج) و این شهر (مکّه) محترم است ، خون ، عرض و آبروی شما هم محترم است . حق ریختن خون و بردن آبروی یکدیگر را ندارید، تا آن گاه که به دیدار خدا نایل گردید.
در جای دیگر می‌فرماید:
(اَلْمُؤْمِنُ حَرامٌ کُلُّهُ: عِرْضُهُ، وَ مالُهُ وَ دَمُهُ)[۹۲]
همه چیز مؤ من اعم از عرض و آبرو، مال و خونش محترم است (و کسی حق تجاوز به هیچ یک از آن‌ها را ندارد).
اسلام ، تجاوز به جان ، مال و ناموس انسان را محکوم کرده و دفاع از آن‌ها را به عنوان حقّی لازم برای او قرار داده است ، تا از هر گونه تعرّض نسبت به آن‌ها جلوگیری نماید. در این درس به شرح احکام دفاع از جان و مال می‌پردازیم :

دفاع از جان

با ارزش‌ترین دارایی انسان که باید در حفظ آن کوشید، گوهر وجود و جان آدمی است . حفظ نفس در اسلام بسیار مهم است و قرآن کریم ، به ناحق کشتن انسان را باقتل همه انسان‌ها برابر دانسته ، از آن نهی کرده است .[۹۳] در آیه‌ای می‌خوانیم :
(وَ لا تَقْتُلوُا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ اِلاّ بِالْحَقِّ ...)[۹۴]
انسانی را که خداوند محترم شمرده ، جز به حق (و به دستور شرع) به قتل نرسانید.
بیشتر فقها معتقدند که انسان برای دفاع از جان خود و بستگانش حق دارد هر تدبیری بیندیشد و با هر وسیله‌ای که می‌تواند دفاع کند، و بر او واجب است که در مقام دفاع ، نهایت سعی خود را برای دفع مهاجم انجام دهد. جهت توضیح مطلب ، به چند مساءله در این باره اشاره می‌کنیم .
۱ اگر شخص مهاجم به کسی هجوم آورد تا ظالمانه او را بکشد، بر او واجب است به هر وسیله ممکن ، دفاع کند و تسلیم شدن و پذیرفتن ظلم جایز نیست .[۹۵]
۲ در صورتی که به او حمله کند تا او را به قتل رساند، واجب است دفاع نماید، اگر چه بداند کشته می‌شود و در صورتی که احتمال کشته شدن دهد، به طریق اَوْلی باید دفاع کند.[۹۶]
۳ اگر مهاجم به قصد قتل به انسان هجوم آورد، واجب است از خویش دفاع کند، اگر چه بداند دفاع او بی فایده است و حق تسلیم شدن ندارد.[۹۷]
۴ اگر به وابستگان کسی همانند فرزند، پدر، برادر و یا بقیه کسانی که با او مرتبط هستند حتی خدمتکار ظالمانه هجوم آورند، جایز بلکه واجب است از ایشان دفاع نماید؛ اگر چه به قتل مهاجم منجر شود.[۹۸]

یک نکته مهم

از نظر اسلام نه تنها کشتن دیگران مورد نهی و نکوهش قرار گرفته ، بلکه خودکشی نیز به هر وسیله‌ای که باشد امری ناپسند، حرام و از جمله گناهان کبیره شمرده شده است . اسلام به مسلمانان اجازه نمی‌دهد که با رضایت خود، خویشتن را به نابودی بسپارند. قرآن کریم می‌فرماید:
(... وَ لا تقتلُوا اَنفسَکُمْ اِنَّ اللّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسیراً)[۹۹]
خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان است .
از این آیه شریف استفاده می‌شود که هر کس از این فرمان الهی سرپیچی کند و دست به خودکشی بزند، نه تنها به آتش این جهان می‌سوزد، بلکه در آتش قهر و غضب پروردگار نیز خواهد سوخت .
امام صادق (ع) می‌فرماید:
(مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِداً فیها)[۱۰۰]
هر کس از روی عمد خودکشی کند در آتش دوزخ جاویدان معذّب خواهد بود.<br/ می‌توان گفت گناه خودکشی از دیگرکشی هم سنگین تر است ؛ چرا که قاتل دیگران فرصت توبه و جبران را می‌یابد، ولی کسی که دست به انتحار می‌زند، چنین فرصتی را نیز از خویش سلب کرده است .

دفاع از مال

همان گونه که آدمی از جان خویش دفاع می‌کند، برای حفاظت از اموال خود نیز باید تلاش کرده ، در محدوده قدرت خود از آن مراقبت کند. برخی از احکام دفاع از مال به قرار زیر است :
۱ بدون تردید انسان حق دارد در حد توان خود دزد را از مال خویش دور کند.[۱۰۱]
۲ اگر کسی به مال خودِ انسان یا خانواده اش هجوم آورد، می‌تواند شخص مهاجم را به هر وسیله ممکن دفع کند، اگر چه به کشته شدن او [مهاجم ] منجر شود.[۱۰۲]
۳ در صورتی که دزد پس از کتک خوردن راه گریز در پیش گیرد، از زدن او باید خودداری شود ودر صورت ادامه ، اگر صدمه‌ای بر او وارد شد، ضارب ضامن است .[۱۰۳]
۴ چنانچه دزد را دستگیر کند، کتک زدن ، قتل و مجروح کردن او جایز نیست [و بایستی تحویل مقامات قضایی گردد] و اگر صدمه‌ای بر او وارد شود، ضامن است .[۱۰۴]
۵ اگر مدافع برای راندن دزد چاره‌ای جز زدن و مجروح کردن او ندارد، [چنین کند و] ضمانی در کار نیست .[۱۰۵]
۶ اگر قدرت دفع دزد را نداشته باشد و [می‌داند که ] چنانچه دفاع کند، کشته خواهد شد، دفاع واجب نیست ؛ بلکه احتیاط آن است که اگر یقین به کشته شدن دارد یا احتمال کشته شدن هم می‌دهد تسلیم شود.[۱۰۶]
پرسش
۱ حدیثی دربارهٔ حرمت جان و مال و آبروی مؤ من بنویسید.
۲ آیا دفاع از جان واجب است ؟
۳ دفاع از جان بستگان انسان چه حکمی دارد؟
۴ اگر کسی دزد را دستگیر کند آیا می‌تواند او را کتک بزند؟
۵ اگر برای راندن مهاجم و دزد، چاره‌ای جز زدن و مجروح کردن او نباشد، چه باید کرد؟

درس نهم

دفاع از حریم (عرض و ناموس)

به اعضای خانواده اعم از همسر، مادر، خواهر، فرزند و... حریم گفته می‌شود. همچنین حریم به معنای حرمت و آبروی مردم و... به کار رفته است .[۱۰۷] بنابراین ، حریم ، آبرو، شرم وحیا، عفت و عصمت ، اعتبار وشرف و ناموس انسان را در بر می‌گیرد.
این امور از طرفی قداست و ارزش فوق العاده‌ای از نظر اسلام دارد و از ورود و تعرض ‍ دیگران به آن ممانعت شده است . از سوی دیگر، خود انسان نیز وظیفه دارد در برابر هر گونه تجاوز، از آن حمایت و دفاع کند.

انواع تجاوز به حریم

تجاوز به حریم انسان ممکن است به سه طریق انجام گیرد که هر سه طریق و احکام ویژه آن‌ها را در زیر می‌آوریم .

اعمال منافی عفت

تجاوز به حریم گاهی با انجام اعمال نامشروعی مانند زنا، لواط و...صورت می‌گیرد. قرآن کریم پیروانش را از انجام این گونه اعمال زشت نهی کرده ، می‌فرماید:
(وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبیلاً)[۱۰۸]
نزدیک زنا نشوید که بسیار زشت و بدراهی است .
بعضی از احکام دفاع از حریم در اعمال منافی عفت به قرار زیر است :
۱ اگر کسی با قصد تجاوز به حریم انسان اعم از همسر یا غیر او هجوم آورد، دفع او به هر وسیله ممکن واجب است ؛ اگر چه باعث کشته شدن مهاجم شود؛ بلکه در صورتی نیز که با قصد کمتر از تجاوز، حمله کند، وظیفه همین است .[۱۰۹]
۲ اگر انسان ، کسی را در حال فحشا با همسر یا یکی از نزدیکانش از قبیل اولاد، یا دختر، یا فامیل‌های دیگرش ببیند، اگر چه کمتر از جماع باشد، در صورت امکان با مراعات مراحل دفاع [۱۱۰]، حق دارد او را دفع کند و در صورتی که مهاجم به قتل برسد، خونش هدر می‌باشد، بلکه حق دارد از زن مسلمانی نیز که مورد هجوم بیگانه قرار گرفته دفاع کند، و هر چه بر مهاجم واقع شد مانعی ندارد و خونش هدر است .[۱۱۱]
۳ اگر مردی را در حال زنا با همسرش ببیند و بداند که زن با رضایت خود به خواسته اش ‍تن داده ، حق دارد هر دو را بکشد و گناهی نکرده و قصاص ‍نمی‌شود.[۱۱۲]
تبصره : مواردی که زدن ، مجروح کردن و کشتن جایز است ، مساءله‌ای است بین شخص و خدا و در واقع نیز هیچ گناهی نکرده است ، ولی در دادگاه و نزد قاضی و میزان قضاوت ، ظاهر قضیه ملاک است . بنابراین اگر کسی فردی را بکشد و ادّعا کند که او را با همسر خویش دیده (که زنا می‌کرده) و شاهدی بر اثبات ادعای خود، طبق موازین شرعی ندارد، محکوم بر قصاص می‌شود.[۱۱۳]

چشم چرانی

تعرّض ممکن است از طریق چشم چرانی ، سرک کشیدن و اطلاع یابی غیر مجاز از حریم و ناموس انسان صورت گیرد. قرآن کریم انسان را از این عمل که با نگاه آلوده و حرام تواءم است ، نهی کرده و مؤ منان را به محافظت چشم سفارش می‌کند. در آیه‌ای می‌خوانیم :
(قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظوُا فُروُجَهُمْ ذلِکَ اَزْکی لَهُمْ...)[۱۱۴]
به مؤ منان بگو چشم‌های خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه تر است .
پیامبر اکرم (ص) نیز می‌فرماید:
(منْ اَطلَعَ فی بیْتِ جارِهِ فَنَظَر اِلی عَوْرَةِ رَجُلٍ اَوْ شَعْرِ امْرَاءَةٍ اَوْ شَیْءٍ مِنْ جَسَدِها کانَ حَقیقاً عَلَی اللّهِ اَنْ یُدْخِلَهُ النّارَ...)[۱۱۵]
کسی که به خانه همسایه اش سرک بکشد و عورت مرد یا مو یا قسمتی از بدن زنی را نظاره کند، سزاوار است که خداوند او را داخل آتش کند.
برخی از احکام دفاع از حریم در این گونه کارهای غیرمجاز ، به قرار زیر است :
۱ کسی که بر عورات [۱۱۶] دیگران سَرَک بکشد تا چیزهایی را که برای او حرام است ببیند (به عنوان مثال ، از پشت بام به داخل خانه دیگران نگاه کند)، آن‌ها می‌توانند، بلکه واجب است در مقام دفاع برآمده از کار او جلوگیری کنند؛ اگر دست برنداشت دفاع با کتک و مانند آن جایز است ، چنانچه باز هم ترک نکرد، می‌توان سنگ و چیزهایی که کشنده است به طرف او پرتاب کرد و اگر در این صورت مجروح یا مقتول شود، خونش ‍هدر است .[۱۱۷]
۲ اگر فرد مزاحم با نهی کردن ، از کارش دست برنداشت ، می‌توان چیزی را به قصد مجروح کردن یا کشتن به طرفش پرتاب کرد.[۱۱۸]
۳ اگر فردی که به عورات دیگران سرکشی می‌کند نابینا باشد، جایز نیست چیزی به سویش پرتاب کند و اگر پرتاب کرد و او را مجروح ساخت ، ضامن است . همین حکم دربارهٔ کسی که دور را نمی‌بیند و به خاطر فاصله زیاد نمی‌تواند ببیند و تشخیص دهد، جاری است .[۱۱۹]
۴ اگر از فاصله دور با دوربین ببیند، حکمش مانند آن است که از نزدیک سرکشی می‌کند و دفعش جایز، بلکه واجب است و اگر صدمه‌ای بر متجاوز وارد شد، خونش ‍هدر است .[۱۲۰]

هتّاکی

گاهی نیز تجاوز به حریم انسان ، از طریق آبروریزی و نسبت دادن اعمال منافی عفت به زنان خانواده و لکّه دار نمودن عفت و عصمت آنان و جریحه دار نمودن شرافت و حیثیت فردی و خانوادگی انجام می‌گیرد.
تجاوز در این مرحله با قذف ، افترا و تهمت‌های ناروا، فحش ، ناسزاگویی و مانند آن تواءم است . پاره‌ای از احکام فقهی آن بدین شرح است :
۱ در صورتی که انسان بالغ و عاقل ، دیگری را قذف کند؛ یعنی نسبت زنا یا لواط به او دهد حدّ (هشتاد تازیانه) به او جاری می‌شود.[۱۲۱]
۲ فحاشی که الفاظی مانند دیّوث ، حرامزاده ، فاسق ، فاجر و... به دیگری بگوید که موجب استخفافی گردد که مستحق آن نباشد، مطابق نظر حاکم تعزیر می‌شود.[۱۲۲]

مراحل دفاع

دفاع از جان ، مال و حریم مراحلی دارد. چنانچه مهاجم با هر مرحله‌ای از آن دفع شود، مراحل بعدی ساقط می‌گردد و تعدّی به مراحل دیگر در صورت بروز خسارت ، ضمان آور خواهد بود. این مراحل عبارتند از: (هشدار و اخطار)، (دادو فریاد و تهدید)، (زدن) و (کشتن) .
در همه موارد سه گانه دفاع (از جان ، مال و حریم) بنابراحتیاط واجب ، باید آسان‌ترین راه را برگزید و در صورتی که مهاجم با آن دفع نشد، به مراحل بالاتر از آن توسّل جست . بنابراین :
۱ اگر مهاجم بانوعی هشدار و اخطار مثل سرفه کردن ، دفع شود، باید چنین کرد.
۲ چنانچه جز با فریاد زدن و تهدیدترس آور دفع نمی‌شود، باید به آن اکتفا کرد.
۳ در صورتی که جز با زدن با دست ، یا عصا و یا شمشیر دفع نمی‌شود، باید چنین کرد؛ ولی در زدن با شمشیر به حدّ مجروح کردن باید بسنده کرد.
۴ اگر دفع او تنهابا کشتن ممکن است ، در این صورت با هر وسیله کشنده‌ای باید او را از پای درآورد.
رعایت این ترتیب ؛ در صورتی واجب است که فرصت انتخاب داشته ، ترس از غلبه مهاجم نیز نباشد ، ولی در صورتی که با رعایت ترتیب ، وقت از دست رفته ، امکان غلبه مهاجم بیشتر شود؛ رعایت ترتیب واجب نیست و به هر وسیله‌ای که ممکن است می‌توان او را دفع کرد.[۱۲۳]
پرسش
۱ منظور از حریم و دفاع از آن چیست ؟
۲ انواع تجاوز به حریم را بنویسید.
۳ دفاع از حریم در برابر انجام اعمال منافی عفّت چگونه است ؟
۴ سرک کشیدن حرام شامل چه مواردی است و دفاع از آن چگونه است ؟
۵ مراحل دفاع را نام ببرید.

بخش دوم

امر به معروف و نهی از منکر

هر عملی که عقل و شرع آن را نیکو می‌شمارد، (معروف) و هر عملی که در دین مقدس ‍اسلام به نیکی شناخته نشده ، محکوم به زشتی باشد و عقل نیز آن را زشت و ناروا بشمارد، (منکر) نامیده می‌شود. راغب می‌نویسد:
معروف هر کاری است که عقل یا شرع نیکی آن را تاءیید کند و منکر هر عملی است که خردهای سالم به زشتی آن قضاوت کنند و یا اسلام به زشتی آن حکم کند.[۱۲۴]
بنابراین هر عملی که از دیدگاه عقل و شرع ، پسندیده و مورد قبول باشد زیر مجموعه معروف و هر کاری که ناپسند و زشت باشد در محدوده منکر قرار می‌گیرد.
در این بخش از کتاب به احکام امر به معروف و نهی از منکر خواهیم پرداخت .

درس دهم

اهمیت ، ضرورت و اقسام
اهمیت و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از عالی‌ترین و والاترین واجبات است که سایر واجبات دینی هم به سبب آن دو استوار می‌گردد. وجوب امر به معروف و نهی از منکر از ضروریات دین است و در قرآن و اخبار نسبت به آن دو تاءکید فراوان شده است . در آیه‌ای از قرآن می‌خوانیم :
(وَلْتکنْ مِنْکُمْ اُمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ وَ یَاءْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[۱۲۵]
باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی ، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آن‌ها همان رستگارانند.
در آیه دیگر می‌خوانیم :
(کنتمْ خیرَ اُمَّةٍ اُخرِجتْ لِلناسِ تاءْمرُونَ بالْمعرُوفِ وَ تنهوْنَ عنِ الْمنکرِ ...)[۱۲۶]
شما بهترین امت برای انسان‌ها هستید؛ (چه این که) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید... .
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که فرمود:
(لا تزالُ اُمَّتی بخَیْرٍ ما اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ، فَاِذا لَمْ یفعلُوا ذلِکَ نزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِی الاْرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ)[۱۲۷]
امت من همواره در خیر و خوشی خواهند بود، مادامی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و همدیگر را بر کار نیک یاری رسانند و آنگاه که چنین نکنند برکات الهی از آنان سلب می‌شود و بعضی بر بعض ‍دیگر تسلط می‌یابند و دیگر در زمین و آسمان یاوری نخواهند داشت .

انواع امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از نظر حکم تکلیفی و مقام اجرا به انواعی تقسیم می‌شود:
الف از نظر حکم تکلیفی
۱ واجب : امر به کارهایی که عقل و شرع به وجوب آن حکم می‌کنند و همچنین نهی از اعمالی که از نظر عقل زشت بوده ، یا از نظر شرع حرام باشد، واجب است .
۲ مستحب : امر به کارهای مستحب و نهی از اعمال مکروه ، مستحب است .[۱۲۸]
ب از نظر اجرا
۱ فردی : در این نوع از امر و نهی ، هر فرد به هنگام مواجهه با منکر یا ترک معروف ، با اجتماع شرایطی که خواهد آمد، موظف است امر به معروف و نهی از منکر کند.
۲ گروهی : هرگاه برپایی واجب یا ریشه کنی منکر به اجتماع گروهی از افراد متوقف باشد و کارفردی مؤ ثر واقع نشود، لازم است امر به معروف و نهی از منکر به صورت گروهی و اجتماع تعدادی از افراد به قدر کفایت انجام گیرد.[۱۲۹]
۳ دولتی : در زمان وجود حکومت اسلامی ، در همه مواردی که نهی از منکر به تصرف در جان و مال فاعل منکر توقف دارد و به برخورد فیزیکی منجر می‌شود، امر و نهی به دولت و مسؤ ولان مربوط مانند نیروهای انتظامی و دستگاه قضایی موکول می‌شود.[۱۳۰]
گروهی از فقها و از جمله حضرت امام (ره) امر به معروف و نهی از منکر را واجب کفایی می‌دانند؛ به این معنا که اگر بعضی از مکلفین به آن قیام کنند از دیگران ساقط است و اگر اقامه معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلفین باشد، واجب است اجتماع کنند.[۱۳۱]
گروهی دیگر نیز آن را واجب عینی دانسته‌اند.[۱۳۲]

احکام امر و نهی واجب

۱ اگر اقامه واجبی ، یا ریشه کن کردن منکری (در جامعه) ، متوقف بر این باشد که عده‌ای با هم در امر یا نهی اجتماع نمایند، با اقدام بعضی از آنان ، وجوب ساقط نمی‌شود و باید در این جهت به مقدار کافی اجتماع کنند.[۱۳۳]
۲ اگر عده‌ای کمتر از مقدار کفایت قیام کنند و بقیه با آنان همراهی ننمایند و جمع کردن بقیه نیز ممکن نباشد، واجب ساقط می‌شود و گناه آن برعهده تخلف کنندگان باقی می‌ماند.[۱۳۴]
۳ اگر شخص یا اشخاصی به وظیفه خود قیام کنند، ولی اثر نکند، امّا دیگری یا دیگران احتمال تاءثیر بدهند، با اجتماع شرایط بر آنان واجب می‌باشد.[۱۳۵]
۴ اگر شخصی قطع یا اطمینان پیدا کند که دیگری (برای انجام این وظیفه) بپا خاسته ، بر او واجب نیست بپاخیزد، ولی اگر خلاف قطعش آشکار شود، بر او واجب می‌شود. و همچنین اگر قطع یا اطمینان پیدا کند که کسی که بپا خاسته ، کفایت می‌کند، (دیگر) بر او واجب نمی‌باشد، و اگر خلاف آن آشکار شود، واجب است .[۱۳۶]
۵ احتمال یا گمان به این که دیگری قیام نموده ، یا کسی که قیام نموده کفایت می‌کند کافی نیست ؛ بلکه با احتمال دادن یا گمان داشتن نیز بر او واجب است ؛ ولی اگر بیّنه (شهادت دو عادل) قائم شود کفایت می‌کند.[۱۳۷]
۶ اگر برپا داشتن واجب یا بر کندن منکری متوقف بر ارتکاب حرام یا ترک واجبی باشد ظاهر آن است که باید ملاحظه اهمیت را نماید.[۱۳۸]
۷ بیان کردن حکم شرعی یا مفاسد ترک واجب و انجام حرام ، در سقوط واجب کفایت نمی‌کند؛ مگر این که عرف از بیان آن‌ها با قراین ، امر و یا نهی بفهمد، یا مقصود از امر و نهی که انجام واجب و ترک منکر است ، با بیان آن‌ها حاصل شود. بلکه ظاهر آن است که اگر به خاطر قرینه خاصی طرف از بیان آن‌ها امر و نهی را بفهمد کفایت می‌کند، اگرچه عرف از آن امر و نهی نفهمد.[۱۳۹]
۸ گفتن عبارتی مانند: (خدا تو را به نماز فرمان داده ، یا تو را از خوردن شراب نهی کرده است .) کفایت نمی‌کند، مگر این که مقصود از امر و نهی حاصل شود، بلکه باید دستور بدهد: (نماز بخوان) ، یا (شراب نخور) و عبارت‌هایی از این قبیل که مفید امر و نهی است .[۱۴۰]
۹ در امر و نهی ، قصد قربت و اخلاص ، شرط نیست . این دو، واجب توصّلی شمرده می‌شوند، تا فساد ریشه کن شده و واجبات برپا گردد؛ البته اگر امر و نهی کننده قصد قربت و اخلاص هم داشته باشد به خاطر آن پاداش خواهد گرفت .[۱۴۱]
پرسش
۱ معروف و منکر را تعریف کنید.
۲ اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را با ذکر آیه‌ای توضیح دهید.
۳ انواع امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.
۴ در مواردی که نهی از منکر به تصرف در جان و مال افراد بستگی دارد، اجرای آن به عهده کیست ؟
۵ منظور از کفایی بودن وجوب امر به معروف و نهی از منکر چیست ؟

درس یازدهم

شرایط امر به معروف و نهی از منکر

شناخت معروف و منکر (علم)

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، باید بداند آنچه شخص مکلّف به جا نمی‌آورد واجب است به جا آورد و آنچه به جا می‌آورد باید ترک کند. بنابراین ، امر و نهی بر کسی که معروف و منکر را نمی‌شناسد، واجب نیست .[۱۴۲]

گستره و مصادیق معروف و منکر

معروف و منکر دایره بسیار وسیعی دارد و همه تعالیم اعتقادی ، اخلاقی ، عبادی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی اسلام را شامل می‌شود.
اسلام چون نخواسته است ، موضوع امر به معروف و نهی از منکر را به امور معین مثل عبادات ، معاملات ، اخلاقیات ، محیط خانوادگی و... محدود کند از کلمه عام (معروف) یعنی هر کار خیر و نیک و نقطه مقابلش (منکر) یعنی هر کار زشت استفاده کرده است .[۱۴۳]
مصادیق معروف‌های قابل توجه عبارتند از: ایمان به مبداء و معاد، نماز و روزه ، خمس و زکات ، نیکی به پدر و مادر، صله رحم ، اطاعت از رهبری ، وجدان کار و انضباط اجتماعی و اقتصادی ، حضور در صحنه و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی ، احترام به قوانین و مقررات ، دقت در حفظ بیت المال و... .
مصادیق منکرات قابل توجه نیز عبارتند از: بی ایمانی ، غیبت ، تهمت ، شایعه پراکنی ، سهل انگاری در ادای واجبات ، ترویج فساد و ابتذال فرهنگی ، اسراف و تبذیر، خیانت ، قانون شکنی ، تخلف از قوانین و مقررات ، تضعیف نظام اسلامی ، سهل انگاری در انجام وظیفه ، رشوه خواری ، پارتی بازی ، نداشتن تعهد کاری ، سوء استفاده از موقعیت و ... .
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در ترسیم دایره منکرات می‌فرماید:
منکرات ، هم اخلاقی ، هم سیاسی و هم اقتصادی است ... تخلف‌ها تنها تخلف‌های فردی نیست . بالاترین تخلف‌ها، تخلف‌ها و جرائمی است که پایه‌های نظام را سست می‌کند؛ نا امید کردن مردم ، ماءیوس کردن دل‌های امیدوار، کج نشان دادن راه راست ، گمراه کردن انسان‌های مؤ من و با اخلاص ، سوء استفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی ، کمک کردن به دشمن ، مخالفت کردن با احکام اسلامی و پیاده شدن مقررات اسلام ، تلاش برای به فساد کشاندن نسل مؤ من ، منکرهای مهم است .[۱۴۴]

ضرورت فراگیری نحوه اجرا

آمر و ناهی برای این که در امر و نهی خود، مرتکب منکر نشود، واجب است امور زیر را بیاموزد:
۱ شرایط امر به معروف و نهی از منکر
۲ موارد واجب بودن و نبودن امر و نهی
۳ موارد جایز بودن و نبودن امر و نهی .[۱۴۵]

احکام مربوط به شناخت معروف و منکر

۱ در شناخت معروف و منکر فرقی بین (یقین) ، (راه‌های معتبر اجتهادی) و (تقلید) وجود ندارد. از این رو، انسان از هر یک از راه‌های یاد شده معروف و منکر را بشناسد، امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب می‌شود. بنابراین ؛ امر و نهی در موارد زیر واجب است :
الف اگر یقین کند که عملی ، واجب یا حرام است .
ب اگر از راه‌های معتبر اجتهادی واجب یا حرام بودن عملی را به دست آورد.
ج اگر دو نفر از مجتهدی تقلید کنند که قائل به وجوب عینی نماز جمعه است و یکی از آن‌ها نماز جمعه را ترک کند، بر دیگری واجب است او را به خواندنش امر کند، همچنین اگر مجتهد آن‌ها نوشیدن آب انگوری را که با آتش جوشیده ، حرام بداند، درعین حال یکی مرتکب آن شود، بر دیگری واجب است او را نهی کند.[۱۴۶]
۲ اگر مساءله مورداختلاف باشد و انسان احتمال دهد که راءی یا تقلید فاعل یا تارک با راءی یا تقلید او مخالف است و آنچه انجام داده ، نزدش جایز بوده است ، در این صورت امر و نهی واجب نبوده بلکه جایز نیست ، تا چه رسد به این که نسبت به این اختلاف علم داشته باشد.[۱۴۷]
۳ اگر مساءله ، مورد اختلاف نباشد، ولی احتمال دهد که شخص مرتکب ، حکم مساءله را نمی‌دانسته ، در این صورت امر و نهی او واجب است [۱۴۸]، به ویژه اگر (در ندانستن حکم) مقصر باشد و مطابق احتیاط است که اول او را به حکم مساءله ارشاد کند، سپس در صورت اصرار به آن ، او را نهی از منکر نماید، به ویژه اگر (جاهل) قاصر باشد.[۱۴۹]
۴ اگر انجام دهنده منکر، حکم الهی را می‌داند، ولی جاهل به موضوع است و به گناه بودن مورد خاصی که بدان اشتغال دارد، توجه ندارد، در این جا نهی کردن و آگاه کردن او به موضوع واجب نیست [۱۵۰] مگر آن که عمل از چیزهایی باشد که شارع مقدس ، اهمیت زیادی به آن می‌دهد مانند کشتن انسان بی گناه که در این صورت نهی از منکر واجب است .[۱۵۱]

احتمال تاثیر

منظور از (احتمال تاءثیر) آن است که آمر و ناهی احتمال دهد، امر او در تارک معروف ، اثر کرده ، او را به طرف نیکی سوق می‌دهد و نهی او در فاعل منکر، اثر کرده ، او را از ارتکاب خلاف باز می‌دارد. بنابراین ، اگر بداند یا مطمئن باشد که امر و نهی او تاءثیر نمی‌گذارد، تکلیفی ندارد.[۱۵۲]

روش‌های امر و نهی

بر آمر و ناهی لازم است که روش‌های امر و نهی را بیاموزد و شایسته نیست که به بهانه عدم تاءثیر، از زیربار مسؤ ولیت ، شانه خالی کند. برخی از روش‌های امر و نهی عبارتند از:
۱ خواهش و موعظه : اگر آمر و ناهی بداند که امر و نهی او تنها با (خواهش و موعظه) تاءثیر می‌گذارد، باید از این روش استفاده کند.[۱۵۳]
۲ تکرار: اگر بداند، یا احتمال دهد که امر و نهی او با (تکرار) تاءثیر خواهد داشت ، باید امر و نهی را تکرار کند.[۱۵۴]
۳ استفاده از افراد دارای صلاحیت : اگر بداند که امر به معروف خودش در موردی اثر ندارد، ولی امر کردن شخص دیگر در او تاءثیر می‌کند، واجب است به او امر کند و از او بخواهد که در آن مورد امر به معروف کند. البته درصورتی که سایر شرایط، وجود داشته باشد.[۱۵۵]
۴ امر و نهی علنی : اگر بداند، یا احتمال دهد که نهی او تنها در حضور جمع تاءثیر می‌گذارد. چنانچه فاعل منکر، متجاهر بوده و آشکارا خلاف کرده باشد، امر و نهی او به صورت علنی جایز، بلکه واجب است ، ولی اگر متجاهر نباشد، وجوب بلکه جواز امر و نهی (به صورت علنی) مورد اشکال است .[۱۵۶]
۵ اهمّ و مهمّ و دفع افسد به فاسد: اگر تاءثیر امر و نهی ، بر ارتکاب حرام ، یا ترک واجب ، متوقف باشد، جایز نیست و وجوب ، ساقط است ، مگر آن که مساءله از امور بسیار مهمی باشد که شارع مقدّس به تخلّف از آن راضی نباشد مثل قتل انسان بی گناه ، ولی آنچه را برای نهی از قتل مرتکب می‌شود بدین اهمیت نباشد، مثل این که برای جلوگیری از قتل انسانی ، لازم باشد وارد خانه دیگران شود.[۱۵۷]
۶ کنایه گویی (به در بگو دیوار بشنود): اگر بداند که امر و نهی او نسبت به کسی که معروف را ترک کرده و یا مرتکب منکر شده ،تاءثیری ندارد؛ امّا نسبت به شخص دیگر به شرطی که روی سخن با او نباشد مؤ ثر واقع می‌شود، واجب است به انگیزه تاءثیر در شخص دوم ، سخن خود را به اوّلی متوجّه سازد.[۱۵۸]

احکام مربوط به احتمال تاثیر

۱ وجوب امر به معروف و نهی از منکر، با گمان به تاءثیر نداشتن ، ساقط نمی‌شود، هر چند این گمان ، قوی باشد. بنابراین ، با احتمال مورد توجه در نزد عقلا، امر و نهی واجب می‌شود.[۱۵۹]
۲ اگر بداند که امر و نهی او هم اکنون مؤ ثر نیست ، ولی می‌داند یا احتمال می‌دهد که اگر او را امر یا نهی کند، نسبت به آینده مؤ ثر خواهد بود، امر و نهی واجب است .[۱۶۰]
۳ اگر می‌داند نهی از منکر نه تنها باعث ترک منکر نمی‌شود، بلکه موجب اصرار بیشتر بر گناه می‌شود و می‌داند که با (امر به منکر) او منکر را ترک می‌کند، لازم است به جای نهی از منکر، امر به منکر کند.[۱۶۱]
پرسش
۱ منظور از شرط شناخت معروف و منکر چیست ؟
۲ چهار نمونه از معروف و منکر قابل توجه را نام ببرید.
۳ آمر و ناهی ، چه اموری را باید فرا گیرد، تا در امر و نهی خود مرتکب منکر نشود؟
۴ امر و نهی کسی که جاهل به موضوع و یا حکم است ، چه حکمی دارد؟
۵ روش‌های امر و نهی را نام ببرید.

درس دوازدهم

شرایط امر به معروف و نهی از منکر
اصرار بر گناه

منظور از اصرار و استمرار گناه ، مداومت در انجام آن نیست ، بلکه ارتکاب آن عمل هرچند برای بار دیگر است . بنابراین ، اگر یک بار شراب نوشید و یک بار دیگر هم بنای نوشیدن داشته باشد، نهی از منکر واجب است .[۱۶۲]
براساس این شرط اگر آمر و ناهی بداند که گناهکار قصد تکرار عمل خلافی را که انجام داده ندارد، نهی او واجب نیست .[۱۶۳]

توبه از گناه

توبه از گناه واجب است ؛ بنابراین ، اگر کسی معصیتی مرتکب شود، واجب است فورا توبه کند و در صورتی که توبه کردنش معلوم نشود واجب است او را امر به توبه کنند و همچنین است اگر در توبه اش شک باشد؛ گفتنی است این وجوب امر به توبه غیر از وجوب نهی از گناهی است که انجام داده است . از این رو، اگر می‌داند که بنای استمرار آن گناه را ندارد، ولی توبه هم نکرده ، باید او را به توبه از گناهی که کرده ، امر کند.[۱۶۴]

احکام مربوط به این شرط

۱ اگر نشانه‌های ترک گناه از انجام دهنده آن ظاهر شود و از آن نشانه‌ها، یقین حاصل شود که تکرار نمی‌کند، امر و نهی ، واجب نیست .[۱۶۵]
۲ اگر پشیمانی و توبه از او آشکار شد، امر و نهی ، واجب نیست .[۱۶۶]
۳ اگر نشانه‌ای که موجب گمان به ترک گناه می‌باشد از وی ظاهر شد، امر و نهی واجب نیست .[۱۶۷]
۴ اگر از حال شخصی یقین یا اطمینان حاصل شد، یا از دلیل معتبر دیگری معلوم گردید که قصد انجام معصیتی را دارد، هرچند هنوز مرتکب نشده ، جلوگیری از آن واجب است .[۱۶۸]

مفسده نداشتن

شرط چهارم وجوب امر به معروف و نهی از منکر آن است که بر امر و نهی مفسده‌ای مترتب نشود. بنابراین ، اگر بداند یا گمان کند که نهی او موجب ضرر جانی ، یا آبرویی ، یا مالی قابل توجهی بر او یا بر یکی از خویشان ، یاران و همراهانش می‌شود، نهی کردن واجب نیست و از او ساقط می‌شود؛ بلکه همچنین است اگر به خاطر احتمال مورد توجه عقلا ترس چنین ضرری را داشته باشد (واجب از او ساقط می‌شود)، و ظاهر آن است که بقیه مؤ منان نیز به خویشان و دوستانش ملحق می‌شوند.[۱۶۹]
در توضیح این شرط، تذکر نکات زیر لازم است :
۱ فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر اساس مصالحی بر امّت اسلامی واجب شده است و آنان موظفند که این فریضه را در میان خود زنده کنند.
۲ ترک این فریضه به طور قطع مفسده دارد و پیامدهای نامطلوبی به بار می‌آورد.
۳ برپایی این فریضه گاهی موجب مفسده و ضرر می‌شود و مصالح امر به معروف و نهی از منکر با مفسده یاد شده ، مزاحمت می‌کند. در چنین مواردی بر اساس (قاعده اهمّ و مهمّ)[۱۷۰] باید مصالح و مفاسد را سنجید؛ در جایی که مصلحت‌ها با هم مزاحمت کنند، باید مصلحت مهم تر را برگزید، جایی که مفاسد با مصالح مقابله کنند، هر کدام مهم تر است مقدّم می‌شود و هر جا هم که مفاسد با یکدیگر در تعارض باشند باید آن موردی را که مفسده کمتری دارد، برگزید.
۴ معروف و منکر گاهی از امور پر ارزش و مهم است و کیان اسلام و حوزه اسلامی به آن وابسته است ، مانند جان ، مال و آبروی مسلمانان ، اصول دین یا مذهب ، آثار اسلام و شعایر اسلامی ، حفظ قرآن مجید، حفظ عقاید مسلمانان ، احکام ضروری دین ، عزّت ، شوکت و استقلال کشور اسلامی در عرصه‌های گوناگون سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و مانند این‌ها.
گاهی نیز معروف و منکر از امور فرعی و فردی است و نسبت به کیان اسلام و حوزه اسلامی از اهمیت کمتری برخوردار است ، مانند امرکردن فرد خاصی به نماز و نهی او از گناه .

مرز امر به معروف و نهی از منکر

معروف و منکر همان طور که گذشت گاهی از امور بزرگ و مهم و زمانی نیز از امور کم اهمیت و فردی است . برای برپایی معروف‌های مهم و ریشه کنی منکرات بزرگ ، باید از جان ، مال و آبرو هم گذشت . ولی در امور کم اهمیت چنین نیست . بر این اساس شرط (نبودن مفسده) و دیگر شرایط امر و نهی مربوط به قسم دوم است . چنان که بعضی از فقهای بزرگ نیز به این نکته اشاره کرده‌اند.
مرحوم محمد جواد مغنیه ، ذیل شرط چهارم امر و نهی می‌نویسد:
شایسته است اشاره کنیم به این که این شرط تنها به مخالفت (فروع دین) [۱۷۱] اختصاص دارد. اما در صورتی که بر (دین و اصول آن) خوف (ضرر) باشد، در این صورت ، جهاد و صرف جان و مال واجب است .[۱۷۲]
مرحوم آیة الله حکیم نیز در پاسخ این استفتا که : (در رساله عملیه شما، در باب امر به معروف و نهی از منکر آمده است که امر به معروف و نهی از منکر، باید مستلزم ضرری به جان یا آبرو و مال نباشد. در حالی که در تاریخ اسلام ، مؤ منان صالحی ، این فریضه را انجام دادند و در این راه مصائب و سختی‌های فراوان ، متحمل شدند، آیا این عمل آنان ، عمل صحیحی نبوده است ؟) می‌فرماید:
شرایطی که برای امر به معروف و نهی از منکر بیان نموده‌ایم و فقها رضوان الله علیهم ، ذکر کرده‌اند، شرایطی است که برای نهی از منکرات متعارف ، بیان شده است ، مثل ترک نماز، یا شرب خمر، یا تجاوز به اموال مردم و امثال این‌ها، [یعنی ] اموری که با اساس دین سر و کار ندارد و کیان اسلام را به خطر نمی‌اندازد؛ اما منکراتی که وقوع آن‌ها اساس دین را متزلزل می‌کند، دفع آن امور واجب است و فداکاری در راه محافظت اساس دین و کیان اسلام به مال و جان ، واجب است . چنان که برای حفظ کیان اسلام در بسیاری از اعصار و بلاد، جهاد واجب بوده و می‌باشد و آن عملی که این مؤ منان انجام داده‌اند و ضربه‌هایی که در این راه به آنان وارد شده ، از این نوع دوم بوده است .[۱۷۳]
بنابراین ، امر به معروف در موضوعات کم اهمیت ، مرز مشخصی دارد و آن عبارت از مفسده نداشتن و خالی بودن از ضرر است . به عنوان مثال ، اگر کسی کوچه را کثیف کرده باشد، باید او را امر و نهی کرد، ولی شایسته نیست که انسان در این گونه موارد پافشاری کند و جان ، مال و آبروی خود را در معرض خطر قرار دهد.
اما امر و نهی در موضوعات ارزشمند و مورد اهتمام شارع مقدس ، مرز نمی‌شناسد و هیچ امر محترمی نمی‌تواند با آن برابری کند و جلو امر و نهی را بگیرد.

احکام امر و نهی در امور متعارف

با توجه به توضیحات یاد شده ، مسائل زیر به امر و نهی در این گونه موضوعات مربوط می‌شود:
۱ اگر ناهی بداند یا گمان کند که نهی او سبب وارد شدن ضرر جانی ، مالی یا آبرویی هرچند در آینده خواهد شد، تکلیف از او ساقط است .[۱۷۴]
۲ چنانچه بر جان یا آبروی خود یا مؤ منان بترسد، نهی کردنش حرام است ، در صورتی هم که بر اموال قابل توجه مؤ منان بترسد، نهی کردن حرام است .[۱۷۵]
۳ اگر بر پا داشتن واجب یاجلوگیری از منکر بر صرف مال قابل توجه متوقّف باشد، هزینه کردنش واجب نیست ، لیکن چنان چه در حرج و مشقّت واقع نشود، خوب است که آن را هزینه کند، ولی اگر مورد امر و نهی از مسائلی است که در اسلام ، اهمیت زیادی دارد، خرج کردن چنین مالی واجب است .[۱۷۶]

احکام امر و نهی در امور مهم

۱ اگر معروف یا منکر از اموری باشد که شارع اقدس به آن اهمیت می‌دهد مانند حفظ جان گروهی از مسلمانان و هتک حرمت نوامیس آن‌ها، یا از بین بردن آثار اسلام و محو دلیل (حقانیت) اسلام ، به طوری که موجب گمراهی مسلمانان گردد یا از بین بردن بعضی از شعائر اسلام مانند بیت الله الحرام به طوری که آثار و محل آن محو شود و مانند این‌ها، باید ملاحظه مهمتر بودن را نماید و هر ضرری اگرچه ضرر جانی باشد یا حرج ، موجب رفع تکلیف نمی‌باشد. پس اگر برپایی حجت‌های (حقانیت) اسلام بر بذل جان یا جان‌ها متوقف باشد ظاهر آن است که واجب باشد چه رسد به این که در ضرر یا حرجی که کمتر از بذل جان است واقع شود.[۱۷۷]
۲ اگر بدعتی در اسلام واقع شود مثل منکراتی که دولت‌ها به اسم دین مبین اسلام اجرا می‌کنند، اظهار حق و انکار باطل ، به ویژه بر علمای اسلام واجب است و اگر سکوت علمای اعلام موجب هتک مقام علم و اسائه ظن به علمای اسلام شود، اظهار حق به هر شکل ممکن ، واجب است ، اگرچه بدانند تاءثیر نمی‌کند.[۱۷۸]
۳ اگر ورود بعضی علمای اعلام در دستگاه ظالمان موجب جلوگیری از مفسده‌ها و منکرات شود، تصدّی آن امر، واجب است ، مگر آن که مفسده مهم تری در آن باشد، مثل آن که تصدی آن‌ها باعث سستی عقاید مردم یا سلب اعتماد آن‌ها به علما گردد، که در این صورت ، جایز نیست .[۱۷۹]

شرایط دیگر

عدالت و عامل معروف و تارک منکر بودن برای آمر و ناهی شرط نیست ؛ بنابراین ، اگر آمر و ناهی ، خود مرتکب حرام شوند، در صورت اجتماع شرایط، واجب است که دیگری را از ارتکاب آن نهی کنند، همان طور که ارتکاب آن برای خودشان نیز حرام است .
همچنین اگر خود، واجبی را ترک کرده باشند، در صورت اجتماع شرایط، واجب است دیگری را به همان واجب ، امر کنند همان طور که واجب است خودشان نیز به آن ، عمل کنند.[۱۸۰]
پرسش
۱ مفسده نداشتن امر و نهی به چه معناست ؟
۲ آیا امر به معروف و نهی از منکر دارای مرز است ؟
۳ هزینه کردن مال قابل توجه در جایی که برپایی واجب یا جلوگیری از منکر به آن متوقف است چه حکمی دارد؟
۴ حکم امر به معروف و نهی از منکر در موضوعات مورد اهتمام شارع مقدس ‍چیست ؟
۵ آیا امر به معروف و نهی از منکر بر کسی که خود عامل معروف و تارک منکر نیست ، واجب است ؟

درس سیزدهم

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر طبق روایات اهل بیت : در سه مرتبه (انکار قلبی) ، (انکار زبانی) و (انکار عملی) ترسیم شده است . چنان که حضرت علی (ع) می‌فرماید:
(مَنْ تَرَکَ اِنْکارَ الْمُنْکَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ یَدِهِ فَهُوَ مَیِّتٌ بَیْنَ الاْحْیاءِ)[۱۸۱]
کسی که نهی از منکر را به وسیله قلب ، زبان و دستش ترک کند، مرده‌ای در میان زندگان است .<br/ امام باقر(ع) نیز ضمن بیان مطالبی دربارهٔ وجوب امر به معروف و نهی از منکر فرمود:
(فَاَنْکِرُوا بِقُلُوبِکُمْ وَ الْفَظُوا بِاَلْسِنَتِکُمْ وَ صَکُّوا بِها جِباهَهُمْ وَ لا تَخافُوا فِی اللّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ)[۱۸۲]
با قلب‌ها انکار کنید، با زبان‌ها سخن بگویید و بدین وسیله بر پیشانی آن‌ها محکم بکوبید و در راه خدا از سرزنش ملامت کنندگان نهراسید.
مراعات کردن ترتیب ، میان این مراحل سه گانه ضروری است . بر این اساس ، چنان چه با عمل به مرتبه پایین تر مقصود حاصل شود، عمل به مرتبه بعدی جایز نیست .
اینک توضیح هر یک از مراحل :

انکار قلبی

مفهوم (انکار قلبی) این است که انسان در برابر ترک معروف و انجام منکر، کاری کند که نشانگر انزجار و کراهت قلبی وی از منکر یا ترک معروف باشد، به طوری که طرف مقابل به درستی بفهمد وی با این رفتار و واکنش ، از او می‌خواهد که منکر را ترک و معروف را انجام دهد.
(انکار قلبی) با (تنفر قلبی و نارضایتی محض) از ارتکاب خلاف ، تفاوت دارد؛ چراکه نارضایتی ، امری قلبی است و در هر حالی واجب بوده ، مشروط به هیچ شرطی نیست . چنان که راضی بودن به ارتکاب خلاف نیز حرام است .[۱۸۳] ولی منظور از انکار قلبی ، همان طور که گذشت آشکار کردن انزجار قلبی با انجام کار و واکنشی است که نشان دهنده انکار و درخواست انجام معروف و ترک منکر باشد. چنان که فقیه وارسته شیخ محمدحسن نجفی (ره) می‌نویسد:
عدم رضایت به گناه هر چند از آثار ایمان است ، چه این که خشنودی بدان حرام شمرده می‌شود، ولی این عدم رضایت ، (امر و نهی) نیست . همچنین بغض (نسبت به انجام گناه و ترک واجب) تا وقتی ابراز نشده باشد، مصداق امر و نهی نخواهد بود. ازاین رو، برای این که امر به معروف و نهی از منکر تحقق یابد، باید انکار قلبی با ضمیمه دیگری ظهور یابد.[۱۸۴]
بنابراین ، می‌توان گفت که اظهار تنفر و انزجار قلبی ، مرحله نخستین امر به معروف و نهی از منکر است .

درجات انکار قلبی

انکار قلبی درجاتی دارد و آن‌ها عبارتند از:
۱ روی هم گذاشتن چشم (غمض عین)
۲ چهره در هم کشیدن و اخم کردن
۳ روی گرداندن از شخص خاطی
۴ قهر کردن ، ترک مراوده و معاشرت و ... .[۱۸۵]

ضرورت تشخیص موارد

در انتخاب شیوه امر و نهی و به کارگیری هر یک از درجات یاد شده در انکار قلبی ، توجه به میزان تاءثیرگذاری آن‌ها ضرورت دارد.
آمر و ناهی باید دقت کند که کدام درجه از درجات یاد شده تاءثیر بیشتری در بازداری شخص خلاف کار خواهد گذاشت ، همان را برگزیند. به عنوان مثال قهر کردن و ترک معاشرت را نمی‌توان به صورت کلی و نسبت به همه موارد، به عنوان مرتبه‌ای از امر و نهی تجویز کرد. شهید مطهری (ره) در این باره می‌فرماید:
شخصی دوست شماست ، بایکدیگر صمیمی و محشور هستید، روابطتان بایکدیگر دوستانه است ، رفت و آمد دارید، با هم گرم می‌گیرید، مسافرت می‌روید، میانتان هدایایی مبادله می‌شود. یک وقت اطلاع پیدا می‌کنید که همین رفیق صمیمی شما دچار فلان عمل زشت شده ، فلان گناه قطعی و مسلم را مرتکب می‌شود، یکی از اقسام تنبیه که در مواردی باید انجام شود این است که شما نسبت به او سردی نشان دهید، بی اعتنایی کنید و آن صمیمیتی که در گذشته به او نشان می‌دادید بعد از این نشان ندهید، ولی این در موردی است که اگر شما با آن شخصی که با او صمیمیت دارید قطع رابطه کنید و نسبت به او سردی نشان بدهید، این عمل شما نسبت به او تنبیه تلقی شود، یعنی تحت یک زجر و شکنجه روحی قرار گیرد و این عمل شما در جلوگیری از کار بد او تاءثیر داشته باشد و گرنه مواردی هم هست که کسی ، فرزند شما، دوست شما، مبتلا به عادت زشتی شده است و رابطه او با شما روی عادتی است که از گذشته داشته است ، چه بسا از این که شما با او قطع رابطه کنید استقبال می‌کند تا او هم با شما قطع رابطه کند و آزادتر دنبال منکرات و کارهای زشت برود، در این جا قطع رابطه شما با او نه تنها اثر تنبیهی ندارد، بلکه اثر تشویقی نیز دارد، یعنی او را بیشتر در کار خود آزاد می‌گذارید و درعمل به آن کار تشویق می‌کنید. در چنین مواردی قطع رابطه درست نیست .[۱۸۶]

احکام انکار قلبی

۱ اگر در این مرتبه [انکار قلبی ] درجاتی باشد، لازم است با احتمال تاءثیر درجه خفیف تر، به همان اکتفا کند، مثلاً اگر احتمال می‌دهد که با ترک تکلم با او، مقصود حاصل می‌شود، به همان اکتفا کند و به درجه بالاتر، عمل نکند، به ویژه اگر طرف ، شخصی است که این نحو عمل موجب هتک او می‌شود.[۱۸۷]
۲ اگر اعراض نمودن و ترک معاشرت با معصیت کار موجب تخفیف معصیت می‌شود یا احتمال بدهد که موجب تخفیف می‌شود، واجب است اگرچه بداند موجب ترک بکلی نمی‌شود و این امر در صورتی است که با مراتب دیگر، نتواند از معصیت جلوگیری کند.[۱۸۸]
۳ اگر علمای اعلام احتمال بدهند که اعراض از ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آن‌ها می‌شود، واجب است از آن‌ها اعراض کنند و اعراض خود را به ملت مسلمان بفهمانند.[۱۸۹]
۴ اگر مراوده و معاشرت علمای اعلام با ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آن‌ها شود، باید ملاحظه کنند که آیا ترک معاشرت اهم است ؛ زیرا ممکن است معاشرت موجب سستی عقاید مردم شود و موجب هتک اسلام و مراجع اسلام شود، یا تخفیف ظلم ، پس هر کدام اهم است ، به آن عمل کنند.[۱۹۰]
۵ اگر معاشرت و مراوده علمای اعلام با ظلمه ، خالی از مصلحت راجحه ملزمه باشد، نباید معاشرت کنند؛ زیرا این امر موجب اتهام آن‌ها خواهد شد.[۱۹۱]
۶ اگر ارتباط علمای اعلام با ظلمه ، موجب تقویت آن‌ها، یا تبرئه آن‌ها پیش ‍افراد بی اطلاع ، یا جراءت آن‌ها، یا هتک مقام علم شود، ترک آن واجب است .[۱۹۲]
۷ کسانی از قبیل بعض تجار و کسبه که مقاصد ظلمه را ترویج می‌کنند و به جشن‌ها، معاصی و ظلم آن‌ها کمک می‌کنند، بر مسلمانان لازم است که آن‌ها را نهی کنند و اگر تاءثیر نکرد، از آن‌ها اعراض کنند و با آن‌ها معاشرت و معامله نکنند.[۱۹۳]
پرسش
۱ مراتب امر به معروف و نهی از منکر را نام ببرید.
۲ منظور از (انکار قلبی) چیست ؟
۳ درجات انکار قلبی را بیان کنید.
۴ آیا می‌توان ترک معاشرت را نسبت به همه موارد امر و نهی ، به عنوان یکی از مراتب تجویز کرد؟
۵ خشنودی به انجام منکرات و ترک معروف و همچنین کراهت قلبی نسبت به فعل منکر و ترک معروف چه حکمی دارد؟

درس چهاردهم

مراتب امر به معروف و نهی از منکر
انکار زبانی

منظور از (انکار زبانی) این است که انسان ، تارک معروف و فاعل منکر را به وسیله زبان مورد امر یا نهی قرار دهد.

درجات انکار زبانی

انکار با زبان نیز درجات مختلفی دارد که عبارتند از:
۱ موعظه و ارشاد با سخنان نرم و گشاده رویی
۲ تحکُّم و امر و نهی الزامی
۳ تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت .[۱۹۴]

احکام انکار زبانی

۱ اگر انسان می‌داند که با مرتبه اول امر به معروف و نهی از منکر مقصود حاصل نمی‌شود، واجب است که با مرتبه دوم [امر و نهی با زبان ] اقدام کند؛ البته در صورتی که احتمال تاءثیر بدهد.[۱۹۵]
۲ اگر احتمال دهد که مطلوب با موعظه ، ارشاد و سخنان نرم حاصل می‌شود، این کار لازم است و فراتر از آن جایز نیست .[۱۹۶]
۳ اگر بداند که این شیوه گفتار اثری نخواهد داشت ، باید با احتمال تاءثیر، امر و نهی الزامی کند و واجب است که در این مورد مراعات (اَلاْیْسَرُ فَالاْیْسَرُ) را بنماید؛ به این معنا که امر و نهی الزامی خود را با لطف و رحمت و محبّت همراه سازد و از آن پا فراتر ننهد به ویژه در جایی که امر و نهی الزامی و تحکّم موجب بی احترامی و هتک حرمت فاعل منکر شود.[۱۹۷]
۴ اگر جلوگیری از منکر و اقامه معروف به درشت گویی و تهدید بر مخالفت ، بستگی دارد، چنین کاری جایز است و باید این کار را با دوری و اجتناب از دروغ انجام دهد.[۱۹۸]
۵ جایز نیست که انکار با کارهای حرامی مانند دشنام ، دروغ و اهانت همراه شود، مگر در مواردی که منکر در نظر شارع چنان است که به هیچ وجه ، به تحقق آن رضایت ندارد، مثل کشتن انسان بی گناه .[۱۹۹]
۶ اگر بعضی از درجات امر و نهی زبانی ، باعث اذیت کمتری ، نسبت به مرتبه اوّل باشد، باید بدان بسنده کرد؛ بر فرض ، اگر موعظه و ارشاد با گشاده رویی و نرم زبانی مؤ ثر واقع می‌شود و یا احتمال تاءثیر آن وجود دارد و از طرفی اذیّت آن نسبت به قطع رابطه و اعراض کمتر است ، باید به ارشاد و موعظه پرداخت و جایز نیست از آن فراتر رود.
بطور کلی کسی که می‌خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، باید ملاحظه (مراتب) و (اشخاص) را بنماید و کار را از مختصر شروع کند تا به قوی تر از آن برسد.[۲۰۰]

انکار عملی

منظور از (انکار عملی) امر به معروف و نهی از منکر کردن با توسل به زور و قدرت است ؛ به این معنا که اگر آمر و ناهی بداند یا اطمینان داشته باشد که شخص خاطی ، جز با اعمال زور و جبر از منکر دست بر نمی‌دارد، یا تن به انجام واجب نمی‌دهد، باید در امر و نهی از این مرتبه استفاده کند.
شهید مطهری در توضیح این مرتبه می‌فرماید:
مرحله سوم ، مرحله عمل است ؛ گاهی طرف در درجه‌ای و درحالی است که نه (اعراض و هجران) ما تاءثیری بر او می‌گذارد و نه می‌توانیم با (منطق و بیان و تشریح مطلب) او را از منکر باز داریم . بلکه باید وارد عمل شویم ... وارد عمل شدن مختلف است ؛ معنای وارد عمل شدن تنها زور گفتن نیست ، کتک زدن و مجروح کردن نیست . البته نمی‌گویم در هیچ جا نباید تنبیه عملی شود، بلکه مواردی هم هست که جای تنبیه عملی است . اسلام دینی است که طرفدار (حدّ) است ، طرفدار (تعزیر) است ، یعنی دینی است که معتقد است مراحل و مراتبی می‌رسد که مجرم را جز تنبیه عملی ، چیز دیگری بیدار نمی‌کند و از کار زشت باز نمی‌دارد... .[۲۰۱]
این مرحله نیز درجه‌های گوناگونی دارد که بعضی از آن‌ها به قرار زیر است :
۱ جلوگیری مستقیم از انجام گناه ؛ به وسیله حایل شدن میان شخص و گناه ، دور کردن او از مجلس گناه ، تصرف در ابزار گناه مانند ریختن شراب و ... .
۲ جلوگیری از وارد شدن گناهکار به محلّ گناه .
۳ سخت گرفتن بر گناهکار و در تنگنا قراردادن او و مانند این‌ها.[۲۰۲]
البته هر یک از این درجه‌ها در صورتی باید مورد عمل قرار گیرد که جلوگیری از منکر و اقامه معروف به آن بستگی داشته باشد.

احکام انکار عملی

۱ اگر جلوگیری از منکر، با فاصله انداختن بین فاعل و منکر، امکان پذیر باشد، در صورتی که این اقدام محذور کمتری از کارهای دیگر دارد، باید به همین مقدار اکتفا کند.[۲۰۳]
۲ اگر این فاصله انداختن ، مستلزم آن است که در کار فاعل دخالتی کند. مثل این که دست او را بگیرد، یا او را کنار بکشد. یا مستلزم آن است که در لوازم فعل منکر تصرفی کند، مثل این که ظرف شراب را بر دارد، یا چاقو را به محل دیگری ببرد، این گونه از تصرفات ، جایز، بلکه واجب است .[۲۰۴]
۳ اگر برای جلوگیری از منکر لازم است که وارد خانه شخص خلاف کار شود، یا در اموال او مثل فرش و اثاث منزل تصرف کند، چنان چه منکر از اهمیت خاصی برخوردار باشد مثل قتل نفس ، مانعی ندارد، ولی در غیر این گونه موارد، این گونه تصرفات اشکال دارد، اگرچه جواز بعضی از مراتب آن در بعضی از منکرات بعید نیست .[۲۰۵]
۴ اگر جلوگیری از منکر به وقوع ضرری بر فاعل منجر شود به طوری که این اضرار لازمه مدافعه باشد، مثل این که جام شراب یا چاقوی او بشکند، ناهی از منکر، ضامن نخواهد بود، ولی اگر از سوی انجام دهنده گناه ، به وی ضرری وارد شود، فاعل منکر ضامن و گناهکار خواهد بود.[۲۰۶]
۵ اگر آمر و ناهی ، ضررهایی واردکند که لازمه جلوگیری نباشد، مثل این که صندوقی را که آلات قمار در آن قرار دارد بشکند، کار حرامی مرتکب شده و ضامن است .[۲۰۷]
۶ اگر در جلوگیری از منکر از مقدار لازم تجاوز کند و ضرری متوجه فاعل منکر شود، ضامن خواهد بود و این زیاده روی حرام است .[۲۰۸]
پرسش
۱ منظور از (انکار زبانی) چیست ؟
۲ درجات انکار زبانی را نام ببرید.
۳ استفاده از کارهای حرامی مانند دشنام دادن ، اهانت کردن در انکار زبانی چه حکمی دارد؟
۴ (انکار عملی) چیست ؟ و درجات آن ، کدام است ؟
۵ در چه صورتی می‌توان برای جلوگیری از منکر وارد خانه شخص خلاف کار شد و یا در اموالش تصرّف کرد؟

درس پانزدهم

مراتب امر به معروف و نهی از منکر
کیفیت اجرای امر به معروف و نهی از منکر

در زمان حاضر که حکومت جمهوری اسلامی بر کشور و ملت ما، سایه افکنده و می‌توان مواردی را که به اِعمال زور و قدرت و تصرّف در مال و جان فاعل منکر، نیاز دارد، به حکومت و مسؤ ولان نیروی انتظامی و دستگاه قضایی ارجاع داد، وظیفه مردم این است که در امر و نهی خود به انکار قلبی و زبانی ، بسنده کنند و موارد یاد شده را به مقامات مسؤ ول ارجاع دهند، تا آنان طبق قانون با افراد گناهکار و متخلف برخورد کنند، ولی در زمانی که طاغوت بر جامعه حکومت می‌کند بر مکلفان واجب است که با اجتماع شرایط، مراتب سه گانه را به ترتیب ، مراعات کنند، تا غرض از امر و نهی حاصل شود.
بنابراین ، مسائل و احکام مربوط به مرتبه انکار عملی که به اذن حاکم شرع و ولی فقیه مشروط شده است ، به ارجاع دادن موارد یاد شده به مقامات مسؤ ول و دستگاه قضایی حمل می‌شود. از این رو، اگر مکلف ، در جامعه به منکراتی برخورد کند که جلوگیری از آن به اعمال قدرت ، کتک زدن ، حبس کردن ، مجروح کردن و به قتل رساندن توقف دارد، مراتب را به مقامات مسؤ ول گزارش دهد و در این زمینه ، همکاری لازم را با آنان داشته باشد.
اینک ، با توجه به این مطلب ، به بیان چند نکته در توضیح بیشتر انکار عملی می‌پردازیم .

اذن در انکار عملی

چنان چه انکار عملی و استفاده از قدرت ، به کتک زدن ، زندانی کردن ، زخمی یا کشته شدن و... بینجامد، باید از مجتهد جامع الشرایط و حاکم شرع اجازه گرفته شود. همان طور که ذکر شد امور مربوط به انکار عملی در زمان استقرار حکومت اسلامی به مقامات مسؤ ول ارجاع داده می‌شود:
استفتاء آیا در مواردی که راه جلوگیری از وقوع منکر منحصر به ایجاد مانع بین فعل حرام و فاعل آن و آن هم متوقّف بر کتک زدن وی یا زندانی کردن و سخت گفتن بر او و یا تصرف در اموال وی هر چند با تلف کردن آن باشد، می‌توان بدون کسب اجازه از حاکم ، اقدام به آن از باب نهی از منکر نمود؟
جواب این موضوع حالات و موارد مختلفی دارد، به طور کلی مراتب امر به معروف و نهی از منکر اگر متوقف بر تصرّف در نفس یا مال کسی که فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتیاج به کسب اجازه از کسی ندارد، بلکه این مقدار بر همه مکلفین واجب است . ولی مواردی که امر به معروف و نهی از منکر متوقف بر چیزی بیشتر از امر و نهی زبانی باشد، اگر در سرزمینی باشد که دارای نظام و حکومت اسلامی است و به این فریضه اسلامی اهمیت می‌دهد، احتیاج به اذن حاکم و مسؤ ولین ذی ربط و پلیس محلی و دادگاه‌های صالح دارد.[۲۰۹]
مسائل مربوط به اذن در انکار عملی به قرار زیر است :
۱ اگر مطلوب (جلوگیری از گناه) جز با زدن و آسیب رساندن حاصل نشود، با مراعات (اَلاْیسرُ فالاْیسَرُ) و (اَلاْسْهَلُ فَالاْسْهَلُ) (که ابتدا کمترین و آسانترین مرحله و در صورتی که مؤ ثر نشد به تدریج مرحله بالاتر را اجرا کند) جایز است و سزاوار است که از فقیه جامع الشرایط اجازه گرفته شود، بلکه در حبس کردن و ایجاد حَرَج و مشقّت و مانند آن نیز شایسته است اجازه بگیرد.[۲۱۰]
۲ چنانچه انکار، موجب مجروح یا کشته شدن شود، بدون اذن امام (ع) جایز نیست و در این زمان فقیه جامع الشرایط با وجود شرایط جای امام (ع) است .[۲۱۱]

اقامه حدود در زمان غیبت

در زمان غیبتِ ولیّ امر(ع)، نوّاب عام آن حضرت یعنی فقهای جامع شرایط فتوا و قضاوت در اجرای امور سیاسی و هر چه که مربوط به امام (ع) است به جز جهاد ابتدایی جانشین آن حضرتند.[۲۱۲]
بر نوّاب عامّ (آن حضرت) واجب کفایی است در صورتی که دستشان باز و ترسی از حکّام ظالم نباشد، به قدر ممکن و در صورت امکان ، به امور فوق قیام نمایند.[۲۱۳]

وظیفه مردم

بر مردم نیز واجب کفایی است که در صورت امکان ، فقیهان را در اجرای امور سیاسی اسلام و غیر آن‌ها از امور حسبیّه [۲۱۴] که در زمان غیبت از مختصات آنان است ، کمک کنند و در صورت عدم امکان به هر قدری که میسور و ممکن است (مساعدت نمایند.)[۲۱۵]

تصدّی امور از طرف حاکمان ستمگر

۱ تصدی حدود، قضاوت و مانند آن به نمایندگی از حاکم ستمگر، جایز نیست ، تا چه رسد به اجرای سیاسات (و تعزیرات) غیر شرعی ، بنابراین ، اگر از طرف او با اختیار متصدّی شود و موجبات ضمان را ایجاد کند، ضامن است و کارش ، گناه کبیره است .[۲۱۶]
۲ اگر فقیه جامع الشرایط در اجرای حدود و تعزیرات ، قضاوت و مانندآن ، کاری را به جهت مصلحتی از طرف حاکم ستمگر، بپذیرد، جایز، بلکه بر او واجب است که حدود شرعی را اجرا کند و برطبق موازین شرعی قضاوت نماید و متصدی امور حسبیه شود و حق ندارد از حدود الهی تجاوز کند.[۲۱۷]
۳ اگر فقیه ببیند که پذیرش مسؤ ولیت از سوی ظالم ، موجب اجرای حدود شرعی و سیاسات الهی می‌باشد، بر او واجب است چنین پستی را بپذیرد، مگر این که پذیرش او مفسده بزرگ تری داشته باشد.[۲۱۸]
پرسش
۱ مرتبه انکار عملی در امر و نهی در زمان استقرار حکومت اسلامی به عهده کیست ؟
۲ آیا اذن حاکم شرع در مرتبه انکار عملی لازم است ؟
۳ چگونگی دفاع از جان انسان بی گناه در مقام انکار عملی را بیان کنید.
۴ اقامه حدود در زمان غیبت به عهده کیست ؟
۵ تصدّی امور حدود و قضاوت از طرف حاکمان ستمگر چه حکمی دارد؟

درس شانزدهم

آداب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر، آداب ویژه‌ای دارد که مراعات کردن آن‌ها درجه تاءثیرگذاری امر و نهی را بیشتر کرده ، موجبات ترویج نیکی‌ها، ریشه کنی مفاسد و هدایت مردم را فراهم می‌سازد. خلوص نیت ، عامل بودن آمر و ناهی ، راءفت و مهربانی ، پرهیز از خودخواهی و خودستایی ، مراعات مصلحت طرف مقابل ، توجه به عیب‌های خود و... از جمله همین آداب است .
اینک به بیان دو مساءله در این باره می‌پردازیم .
۱ آمر به معروف و ناهی از منکر در امر و نهی و مراتب انکار خود، سزاوار است که :
الف مانند پزشک معالج دلسوز و پدری مهربان ، مصلحت افراد را مراعات کند.
ب انکارش ، لطف و رحمت (خاص برای شخص خلافکار و عام برای امّت) باشد.
ج نیّت خود را فقط برای رضای خداوند بزرگ خالص کند.
د امر و نهی خود را از آلودگی‌های هواهای نفسانی و اظهار بزرگی خالص نماید.
ه‍ خود را منزّه و برتر از گناهکار نبیند؛ زیرا چه بسا شخص گناهکار دارای صفات و اعمال نیکی بوده و به همین جهت نزد خداوند محبوبتر باشد، هر چند که گناه او مورد بغض خداوند است و چه بسا آمر و ناهی عکس او باشد.[۲۱۹]
۲ از بزرگ‌ترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر، شریف‌ترین ، دقیق‌ترین ، مؤ ثرترین و دلنشین‌ترین آن در قلب‌ها آن است که عهده دار امر به معروف و نهی از منکر، خود آراسته به نیکی‌ها اعم از واجب و مستحب بوده ، از بدی‌ها گناهان و حتی مکروهات برکنار و دارای اخلاق پیامبران و روحانیون [اهل معنویت ] باشد و از اخلاق نادانان و اهل دنیا منزّه باشد، تا جایی که با عمل و رفتارش مردم را به نیکی‌ها ترغیب کند و از بدی‌ها باز دارد و مردم از وی پیروی کنند، بخصوص اگر ارشاد کننده از علمای دین و رؤ سای مذهب باشد؛ چرا که اگر خدای نکرده برخلاف این باشد و مردم ببینند که عالم مدّعیِ جانشینی پیامبران و پیشوایی امت ، به آنچه می‌گوید عمل نمی‌کند، موجب تضعیف عقیده آنها می‌گردد و جراءتشان را بر ارتکاب گناهان و بدگمانی شان را به پیشینیانِ صالح افزون می‌سازد.
بنابراین ، بر علما و به ویژه رؤ سای مذهب است که از مواضع تهمت بپرهیزند که بزرگ‌ترین موضع تهمت ، تقرّب جستن به سلاطین و رؤ سای ستمکار است .[۲۲۰]

از کجا آغاز کنیم

امر به معروف و نهی از منکر، فعالیت گسترده‌ای است که مرز نمی‌شناسد و در صورت فراهم شدن شرایط آن باید نسبت به همه انجام گیرد. از این رو، چنان که گفتیم آمر و ناهی لزومی ندارد که (عادل) باشد و همچنین در آمر و ناهی شرط نیست که خود به آنچه امر می‌کند (عامل) و نسبت به آنچه نهی می‌کند (تارک) باشد.[۲۲۱] ولی ادب امر به معروف و نهی از منکر اقتضا می‌کند که انسان ، در امر و نهی از راهش وارد شود، تا امر و نهی او در دیگران مؤ ثرتر و دلنشین تر باشد. بنابراین ، اگر آمر و ناهی به ترتیب زیر وارد شود شایسته تر خواهد بود.
۱ اصلاح خود
مقتضای ادب امر و نهی این است که آمر و ناهی در قدم نخست به اصلاح خود بپردازد. پس از آن به امر و نهی دیگران اقدام نماید. چنان که امیر مؤ منان (ع) می‌فرماید:
(وَانهوْا غیرَکمْ عنِ الْمنکرِ وَ تناهوا عنهُ، فاِنَّما اُمرْتمْ بالنَّهیِ بعدَ التَّناهی) [۲۲۲]
دیگران را نهی از منکر کنید و خود نیز از آن بپرهیزید؛ زیرا شما پس از اجتناب خود (از منکر) به نهی از منکر ماءمور شده‌اید.
۲ اصلاح خانواده و نزدیکان
شایسته است که آمر و ناهی پس از اصلاح خود، امر و نهی خود را از خانواده و نزدیکان خود شروع کند. در آیه‌ای از قرآن کریم می‌خوانیم :
(یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا قُوا اَنْفُسَکُمْ وَ اَهْلیکُمْ ناراً)[۲۲۳]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده تان را از آتش جهنّم حفظ کنید.
در روایت است که وقتی این آیه شریف نازل شد، یکی از مسلمانان می‌گریست و می‌گفت : من از حفظ و نجات خود عاجزم ، چگونه خانواده‌ام را از آتش جهنم حفظ کنم ؟ رسول خدا(ص) به او فرمود:
آنچه را برای خود می‌خواهی ، به آن‌ها امر کن و آنچه را که از خود دور می‌داری آن‌ها را نیز از آن نهی کن .[۲۲۴]
در روایتی دیگر ابو بصیر از امام صادق (ع) پرسید: چگونه می‌توانم طبق این آیه ، خانواده‌ام را از آتش حفظ کنم ؟ حضرت پاسخ داد:
آن‌ها را به اوامر الهی فراخوان و از نواهی اش باز دار. در این صورت اگر از تو اطاعت کردند آن‌ها را حفظ کرده‌ای و اگر اعتنایی به امر و نهی تو نکردند، تکلیف خود را نسبت به آنان انجام داده‌ای .[۲۲۵]
در این جا به بعضی از استفتاءاتی که دربارهٔ امر و نهی خانواده و نزدیکان از محضر امام خمینی (ره) شده ، می‌پردازیم .
۱ ... همسرم زیاد به مسائل دینی اهمیّت نمی‌دهد و بعضی اوقات پس از خیلی سر و صدا یک دفعه نماز می‌خواند و چند دفعه نمی‌خواند... وظیفه من چیست ؟ آیا خوردن غذایی که او درست می‌کند از نظر شرعی جایز است ؟ آیا در این مورد، در روز قیامت ، من مسؤ ول نیستم ؟ آیا در اثر بی توجهی او به دین ، باید او را طلاق داد؟
جواب اگر منکر خدا یا رسول یا یکی از ضروریات دین نیست پاک است و باید او را امر به معروف کنید و اگر مؤ ثر نباشد شما معذور هستید و لازم نیست طلاق دهید و اختیار طلاق در دست خود شماست .[۲۲۶]
۲ اگر زنی در زندگی اوّلاً اطاعت از شوهر نکرد. ثانیاً برای شوهرش ارزش قائل نبود. ثالثاً اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود. رابعاً در زندگی مرتب دروغ گفت تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست؟
جواب باید او را امر به معروف و نهی از منکر نمایید.
۳ زنی که به مسائل شرعی مثل نماز و دیگر مسائل بی اهمیت باشد. بخصوص نماز صبح را هیچ گاه بپا نمی‌دارد، وظیفه شرعی شوهر او چیست ؟
جواب باید او را امر به معروف نمایید و به خواندن نماز وادارش کنید.[۲۲۷]
۴ ... پدری دارم که خوش اخلاق نیست ... در حق خانواده خود ظلم روا می‌دارد و... نمی‌دانم چه کنم ؟
جواب حفظ احترام والدین و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم امر به معروف و نهی از منکر، اگر ماءیوس از تاءثیر باشید تکلیف ساقط است .همان ، ص ۴۸۸، س 20
۵ آیا انسان می‌تواند از نظر شرعی با خویشاوندانی که بی تقوا و بی نماز و ضد انقلاب اند از قبیل پدر، مادر، خواهر و غیره قطع رحم نماید؟
جواب قطع رحم جایز نیست ، ولی باید آن‌ها را با مراعات موازین ، امر به معروف و نهی از منکر نمایند.[۲۲۸]
۶ اگر ارحام انسان مرتکب فسق علنی شوند به طوری که معاشرت با آن‌ها انسان را نیز در معرض گناه قرار دهد، آیا باز هم معاشرت با آنان واجب است ؟
جواب باید سعی کند در گناه واقع نشود، بلکه آنان را ارشاد نماید.[۲۲۹]
۷ بنده دارای چهار پسر عمو و یک دختر عمو می‌باشم که به طور کلی اهل عبادت نیستند که هیچ ، اکثر درآمد آن‌ها از قمار و خرید و فروش مواد مخدّر می‌باشد و به مقدّسات مکتب من نیز توهین می‌کنند و... آیا من می‌توانم با ایشان آمد و رفت نمایم ؟
جواب قطع رحم نکنید و تا می‌توانید آن‌ها را ارشاد نمایید.[۲۳۰]
پرسش
۱ آداب امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.
۲ یکی از بزرگ‌ترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر را که بسیار مؤ ثر و دلنشین است ، بنویسید.
۳ امر به معروف و نهی از منکر را از کجا باید شروع کرد؟
۴ انسان در امر به معروف و نهی از منکر، نسبت به خانواده و نزدیکان چه وظیفه‌ای دارد؟
۵ قطع رحم نسبت به خویشاوندان بی تقوا و بی نماز چه حکمی دارد؟

منابع و مآخذ

قرآن کریم
نهج البلاغه (فیض الاسلام)
آثار الحرب فی الفقه الاسلامی ، الزحیلی ، دارالفکر، دمشق .
اجوبة الاستفتاءات ، آیة الله العظمی خامنه‌ای ، دار النباء، چاپ اول .
استفتاءات از محضر امام خمینی (ره) ، دفتر انتشارات اسلامی .
استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، جزوه شماره ۲، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه .
بحارالانوار، علاّمه مجلسی ، چاپ ایران .
پرتو خورشید، سخنان امام (ره) پیرامون دفاع ، مرکز مطالعات و پژوهش‌های نیروی مقاومت بسیج .
پیرامون جمهوری اسلامی ، شهید مرتضی مطهری ، صدرا، چاپ اول .
تحریرالاحکام ، علامه حلّی ، چاپ سنگی .
تحریرالوسیله ، امام خمینی (ره) ، نجف .
تحف العقول ، ابن شعبه حرّانی ، مؤ سسة النشر الاسلامی .
تذکرة الفقهاء، علامه حلّی ، مکتبة المرتضویة لا حیاء الا ثار الجعفریه .
تفسیر القرآن العظیم ، ابن کثیر، دارالمعرفة بیروت .
توضیح المسائل ، امام خمینی (ره) ، انتشارات آستان قدس رضوی .
جامع الاحادیث ، مرحوم بروجردی (ره) ، مدینة العلم آیة الله خویی .
جامع الشتات ، میرزای قمی ، انتشارات کیهان .
جواهرالکلام ، شیخ محمدحسن نجفی ، دار احیاء التراث العربی .
حدیث ولایت ، مجموعه رهنمودهای مقام معظّم رهبری .
حماسه حسینی ، شهید مرتضی مطهری ، انتشارات صدرا.
روزنامه جمهوری اسلامی ، سال 71.
سپاه از دیدگاه مقام معظم رهبری ، مرکز تحقیقات اسلامی ، چاپ دوم .
سلسلة الینابیع الفقهیة ، علی اصغر مروارید، مؤ سسة فقه الشیعه .
(۳۸۰) استفتاء جدید از امام امت ، نشر فرهنگ اهل بیت :.
سیمای زن در کلام امام خمینی ، وزارت ارشاد اسلامی ، چاپ اول (1364).
شرح لمعه ، زین الدین بن علی العاملی ، (شهید ثانی) ، علمیه ، قم .
صحیفه نور، وزارت ارشاد اسلامی .
الطبقات الکبری ، ابن سعد، چاپ دار صادر، بیروت .
فرهنگ معارف اسلامی ، دکتر سید جعفر سجادی ، نشر کومش ، چاپ سوّم .
فقه الامام جعفر الصادق (ع)، محمدجواد مغنیه ، بیروت ، چاپ اول .
فقه سیاسی اسلام ، محمدصالح الظالمی ، ترجمه رضا رجب زاده ، نشر پیام آزادی .
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
کافی ، ثقة الاسلام کلینی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران .
کشف الغطاء، شیخ جعفر کاشف الغطاء.
لغت نامه ، علی اکبر دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران .
مجله پاسدار اسلام ، سال ۱۱، شماره 129.
مجمع البیان ، طبرسی ، چاپ ایران .
مجموعه مصاحبه‌های رهبر انقلاب اسلامی در دوران ریاست جمهوری ، سال 64.
مسالک الافهام ، شهید ثانی ، مؤ سسة المعارف الاسلامیة .
مستدرک الوسائل ، محدّث نوری ، بیروت .
مغازی ، واقدی ، مؤ سسه اعلمی ، بیروت .
مفردات ، راغب اصفهانی ، بیروت .
مکارم الاخلاق ، طبرسی ، اعلمی ، بیروت .
المنجد فی اللغة ، لویس معلوف ، اسماعیلیان .
منشور انقلاب ، پیام امام به حجاج بیت الله الحرام در سال ۱۳۶۶، آستان قدس ‍رضوی .
المیزان ، علاّمه طباطبایی ، دفتر انتشارات اسلامی .
نظام حقوق زن در اسلام ، شهید مرتضی مطهری ، صدرا، چاپ هشتم .
نورالثقلین ، حویزی ، علمیه ، قم .
وسائل الشیعه ، شیخ حرّ عاملی ، دار احیاء التراث العربی ، بیروت .

پانویس

  1. بخشی از حکم مقام معظم رهبری به نماینده ولیّ فقیه در سپاه پاسداران (6 / 4 / 1369)
  2. ر. ک : جواهرالکلام ، شیخ محمدحسن نجفی ، ج 21، ص 18؛ تذکرة الفقها، علامه حلی ، ج 1، ص 406
  3. المنجد، لویس معلوف ، واژه دفع
  4. فرهنگ معارف اسلامی ، سید جعفر سجادی ، ج 2، ص 325 (با اندکی تصرّف)
  5. بقره (2)، آیه 251
  6. حجّ (22)، آیه 40
  7. همان ، آیه 39
  8. ر. ک : کشف الغطا، شیخ جعفر کاشف الغطا، ص 407
  9. جامع الشتات ، میرزای قمی ، ج 1، ص 383
  10. تحریرالوسیله ، امام خمینی 1، ج 1، ص 445
  11. همان
  12. صحیفه نور، ج 12، ص 44
  13. استفتاءات از محضر امام خمینی 1، ج 1، ص 515
  14. همان ، ص 492
  15. همان ، ص 493
  16. همان
  17. بقره (2)، آیه 190
  18. ر. ک : کافی ، ج 5، ص 27
  19. المیزان ، ج 4، ص 164
  20. حدیث ولایت ، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری ، ج 3، ص 296
  21. سپاه از دیدگاه مقام معظم رهبری ، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه ، ص 114
  22. انفال (8)، آیه 60
  23. صحیفه نور، ج 19، ص 280
  24. همان ، ج 10، ص 239
  25. استفتاءات ، ج 1، ص 502
  26. همان
  27. شرح لمعه ، شهید ثانی ، ج 1، ص 436
  28. آل عمران (3)، آیه 200
  29. مستدرک الوسائل ، ج 11، ص 28
  30. مستدرک الوسائل ، ج 11، ص 25
  31. همان
  32. تذکرة الفقها، علامه حلّی ، ج 1، ص 405
  33. نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، حکمت 131، ص 1152
  34. وسائل الشیعه ، ج 11، ص 15
  35. مکارم الاخلاق ، طبرسی ، ص 234
  36. همان ، ص 201
  37. مسالک الافهام ، شهید ثانی ، ج 1، ص 148
  38. تحریرالاحکام ، علامه حلّی ، ج 1، ص 132
  39. استفتاءات ، ج 1، ص 503
  40. سیمای زن در کلام امام خمینی 1، ص 150
  41. پیرامون جمهوری اسلامی ، شهید مطهری 1، ص 63
  42. ر. ک : توضیح المسائل ، امام خمینی ، م 2826 2827
  43. ر. ک : همان ، م 2830
  44. ر. ک : تحریرالوسیله ، ج 1، ص 486 487، م 5 و 10
  45. ر. ک : همان ، ص 486، م 5
  46. پیرامون جمهوری اسلامی ، ص 63 64
  47. توبه (9)، آیه 81
  48. ر. ک : استفتاءات ، ج 1، ص 492
  49. همان ، ص 494
  50. همان ، ص 500
  51. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 249
  52. نورالثقلین ، حویزی ، ج 2، ص 138
  53. شرح لمعه ، شهید ثانی ، ج 2، ص 391
  54. استفتاءات ، ج 1، ص 516
  55. 380 استفتاء جدید از امام امت ، ص 64
  56. انفال (8)، آیه 70
  57. تفسیر القرآن العظیم ، ابن کثیر، ج 4، ص 455
  58. بحارالانوار، ج 100، ص 33
  59. کافی ، ج 5، ص 35
  60. صحیفه نور، ج 16، ص 102
  61. همان ، ص 160
  62. همان
  63. استفتاءات ، ج 1، ص 513
  64. همان ، ص 512
  65. همان ، ص 511
  66. نساء (4)، آیه 141
  67. توضیح المسائل ، مساءله 2829
  68. توضیح المسائل ، مساءله 2830
  69. همان ، مساءله 2832
  70. همان ، مساءله 2833
  71. همان ، مساءله 2834
  72. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 446، مساءله 5
  73. قانون اساسی جمهوری اسلامی ، اصل 18
  74. ر. ک : توضیح المسائل ، مسائل 2829 2830 و 2832 2834
  75. نساء (4)، آیه 89
  76. مجموعه مصاحبه‌های رهبر انقلاب اسلامی در دوران ریاست جمهوری ، سال 64، ص 336
  77. ر. ک . منشور انقلاب (پیام امام به حجاج بیت الله الحرام در سال 66، ص 8)
  78. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 486، مساءله 5
  79. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 36
  80. همان ، ص 31
  81. همان ، ص 30
  82. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، (مدّ ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 35 36
  83. استفتاءات ، ج 2، ص 40
  84. همان ، ص 41
  85. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، (مد ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 33
  86. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، (مد ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 29
  87. همان
  88. همان ، ص 30
  89. همان
  90. همان ، ص 32
  91. تحف العقول ، ابن شعبه حرّانی ، ص 31
  92. همان ، ص 57
  93. ر.ک : مائده (5)، آیه 32
  94. انعام (6)، آیه 151چ
  95. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 487، مساءله 2
  96. همان ، ص 488، مساءله 10
  97. همان ، ص 489، مساءله 12
  98. همان ، مساءله 3
  99. نساء(4)، آیات 29 30
  100. وسائل الشیعه ، ج 19، ص 13
  101. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 487، مساءله 1
  102. همان ، ص 488، مساءله 5
  103. همان ، ص 490، مساءله 25
  104. همان ، مساءله 22
  105. همان
  106. همان ، ص 488، مساءله 10
  107. ر.ک . المنجد، واژه حرم ؛ لغت نامه ، علی اکبر دهخدا، واژه حرم
  108. اسراء(17)، آیه 32
  109. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 487، مساءله 4
  110. مراحل دفاع را در صفحات بعد توضیح می د
  111. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 491، مساءله 27
  112. همان ، مساءله 28
  113. همان ، مساءله 29
  114. نور(24)، آیه 30
  115. بحارالانوار، ج 104، ص 37
  116. عورات جمع عورت و منظور از آن چیزهایی است که مردم از آشکار کردن آن شرم دارند و خوش ندارند کسی از آن اطلاع پیدا کند
  117. تحریرالوسیله ، ج 1،ص 491،مساءله 30
  118. همان ، مساءله 31
  119. تحریر الوسیله ، ج 2 ، ص 492، مساءله 34
  120. همان ، ج 1 ، مساءله 38
  121. همان ، ج 2، ص 474،مساءله 1
  122. همان ، ص 473، مساءله 8
  123. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 488، مساءله 6
  124. مفردات ، واژه (عرف) و (نکر)
  125. آل عمران (3)، آیه 104
  126. همان ، آیه 110
  127. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 462
  128. همان ، ص 463، مساءله 1
  129. همان ، ص 464، م 3 (اقتباس)
  130. اجوبة الاستفتاءات ، آیة اللّه العظمی خامنه‌ای ، ج 1، ص 334، دار النباء (اقتباس)
  131. توضیح المسائل ، مساءله 2787
  132. ر.ک : جواهر الکلام ، ج 21، ص 359
  133. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 464، مساءله 3
  134. همان ، مساءله 4
  135. همان ، ص 464، مساءله 5
  136. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 464، مساءله 6
  137. همان ، مساءله 7
  138. همان ، مساءله 9
  139. همان ، مساءله 11
  140. همان ، ص 465، مساءله 12
  141. همان ، مساءله 13
  142. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 465
  143. حماسه حسینی ، شهید مطهری (ره) ، ج 2، ص 77
  144. پاسدار اسلام ، سال 11، شماره 129، ص 17
  145. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 467، مساءله 8
  146. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 466، مساءله 1
  147. همان ، مساءله 2
  148. مثل کسی که از روی بی اطلاعی از وجوب نماز آیات ، آن را ترک کرده است
  149. همان ، مساءله 3
  150. مثل آن که می‌داند غنا حرام است ، ولی نمی‌داند این صدایی که می‌شنود غناست و به آن گوش می‌دهد. یا می‌داند شراب حرام است ، ولی نمی‌داند مایعی که می‌نوشد شراب است
  151. همان ، مساءله 4
  152. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 467
  153. همان ، مساءله 3
  154. همان ، مساءله 5
  155. همان ، ص 468، مساءله 10
  156. تحریرالوسیله ، ج 1، مساءله 6
  157. همان ، ص 468 469، مسائل 7 و 12
  158. همان ، ص 468، مساءله 9
  159. همان ، ص 467، مساءله 1
  160. همان ، ص 468، مساءله 8
  161. همان ، ص 469، مساءله 13
  162. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 470، مساءله 4
  163. همان ، قبل از مساءله 1
  164. همان ، مساءله 5
  165. تحریر الوسیله ، ج 1، ص 470، مساءله 1
  166. همان
  167. همان ، مساءله 2
  168. همان ، مساءله 6.
  169. همان ، ص 472، مساءله 1
  170. (قاعده اهمّ و مهمّ) قاعده‌ای است که در مقام مزاحمت مصلحت‌ها با یکدیگر از آن استفاده می‌شود و بر اساس آن ، درجه اهمیت مصلحت‌ها سنجیده می‌شود و مصلحت مهم تر انتخاب می‌گردد. ر.ک : نظام حقوق زن در اسلام ، شهید مطهری ، ص 103، انتشارات صدرا، چاپ هشتم
  171. منظور از آن ، اموری است که جنبه فردی دارد و انجام یا ترک آن اثر مستقیمی بر کیان اسلام و حوزه اسلامی ندارد
  172. فقه الامام جعفر الصادق ، محمد جواد مغنیه ، ج 2، ص 284
  173. فقه سیاسی اسلام ، محمد صالح الظالمی ، ترجمه رضا رجب زاده ، ص 108
  174. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 472، مسائل 1 2
  175. همان ، مساءله 4
  176. همان ، مساءله 5
  177. همان ، مساءله 6
  178. توضیح المسائل ، مساءله 2793
  179. همان ، مساءله 2797
  180. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 475، مساءله 20
  181. وسائل الشیعه ، ج 11، ص 404
  182. همان ، ص 403
  183. ر.ک : تحریر الوسیله ، ج 1، ص 477، مسائل 7 8
  184. جواهر الکلام ، ج 21، ص 376
  185. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 476
  186. حماسه حسینی ، ج 2، ص 94
  187. توضیح المسائل ، مساءله 2806
  188. همان ، مساءله 2807
  189. توضیح المسائل ، مساءله 2808
  190. توضیح المسائل ، مساءله 2809
  191. همان ، مساءله 2810
  192. همان ، مساءله 2811
  193. همان ، مساءله 2812
  194. ر. ک : تحریرالوسیله ، ج 1، ص 478
  195. همان ، ص 477، مساءله 1
  196. همان ، ص 478، مساءله 2
  197. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 478، مساءله 3
  198. همان ، مساءله 4
  199. همان ، مساءله 5
  200. همان ، مساءله 6
  201. حماسه حسینی ، ج 2، ص 96
  202. ر. ک : تحریرالوسیله ، ج 1، ص 480 481
  203. همان ، مساءله 2
  204. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 480، مساءله 4
  205. همان
  206. همان ، مساءله 5
  207. همان ، مساءله 6
  208. همان ، مساءله 7
  209. رساله اجوبة الاستفتائات (ترجمه فارسی) ، ص 327 328
  210. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 481، مساءله 10
  211. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 481، مساءله 10
  212. همان ، مساءله 11
  213. همان ، ص 483، مساءله 3
  214. امور حسبیه ، تکالیف یا وظایفی است که می‌دانیم شارع مقدس ، هرگز به ترک آن‌ها راضی نیست و چنان چه کسی به انجام آن اقدام نکند برخلاف نظر شارع بر زمین خواهد ماند (مکاسب ، شیخ انصاری ، ص 152.)
  215. همان ، مساءله 4
  216. همان
  217. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 483، مساءله 7
  218. همان ، مساءله 8
  219. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 481، مساءله 14
  220. تحریرالوسیله ، ج 1، ص 482، مساءله 15
  221. همان ، ص 475، مساءله 20
  222. نهج البلاغه ، خطبه 104 ، ص 312
  223. تحریم (66) ، آیه 6
  224. وسائل الشیعه ، ج 11 ، ص 418
  225. همان
  226. استفتاءات ، ج 1 ، ص 487 ، س 15
  227. همان ، س 16
  228. استفتاءات ، ج 1، ص 488 ، س 18
  229. همان ، س 19
  230. همان ، ص 486 س 13