چیستی اباحه‌گری و چرایی مدگرایی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
چیستی اباحه‌گری و چرایی مدگرایی

نویسنده: ملیحه قشقایی

اباحه‌گری، مباح‌کردن، حلال دانستن و جایز شمردن است؛ لذا زمانی‌که این کلمه در کنار تجمل‌گرایی، مدپرستی و خرافه‌پرستی می‌آید، بدین معنی است که راحت می‌شود تمام آن‌ها را قبول کرد، بدون هیچ عذر شرعی. این حربه و جنگ سردی است از سوی دشمنان. جوانان بیدار و مطلع، هیچ‌گاه به‌دنبال چنین مطالبی نخواهند رفت و تن به زیبایی‌های ذلت برانگیز نخواهند سپرد [۱] .
دین اسلام، دین اعتدال است و استفاده از زینت، زیبایی‌های طبیعت، اسباب و لوازم مناسب و... را نه‌تنها جایز دانسته، بلکه به‌آن توصیه و سفارش کرده است؛ لذا قرآن می‌فرماید: «و در آن‌چه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن و همان‌گونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن و هرگز در زمین در جست‌وجوی فساد مباش که خدا، مفسدان را دوست ندارد» [۲] .
هم‌چنین در سوره‌ی مائده می‌خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید و از حد تجاوز نکنید؛ زیرا خداوند، متجاوزان را دوست ندارد» [۳] .
بنابراین، استفاده از زینت و زیبایی، اگر در حد اعتدال باشد، هیچ اشکالی ندارد؛ ولی بسیاری از مردم در جریان زندگی، راه افراط را در پیش می‌گیرند و به بهانه‌های گوناگون رو به تجمل‌گرایی می‌آورند. به‌همین‌خاطر، قرآن کریم بلافاصله مسلمانان را از زیاده‌روی و اسراف و تجاوز از حد، بر حذر داشته و نهی می‌کند: «ای فرزندان آدم! زینت خود را، به‌هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید؛ بخورید، بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد» [۴] . بنابراین، از نظر مکتب جاوید اسلام، دل‌باختگی نسبت به امور دنیا و زرق و برق آن -که در قالب تجمل‌گرایی</ref> ظاهر می‌شود- محکوم است.
طغیان و سرکشی، انحطاط اجتماعی، وابستگی اجتماعی، گسترش فحشا و منکرات، و پشت‌کردن به ارزش‌ها از پیامدهای تجمل‌گرایی هستند.
مد بهتر است یا الگو، مسئله این است!
«مد» کلمه‌ای فرنگی است که امروزه، پایه‌ی ثابت اکثر کارهای برخی جوانان شده و تنها دلیل‌شان هم، به‌روز بودن و عقب‌مانده نبودن‌شان است. آن‌ها می‌گویند دوست نداریم به ما بگویند جهان سومی؛ اما غافل از آن هستند که در کنار کلمه‌ی مد، می‌توان کلمه‌های دیگری به نام «الگو» قرار داد و می‌توان آن را از نظر مفهوم با کلمه‌ی عربی «اسوه» مقایسه کرد. در اصطلاح، مد، تنها به مظاهر و نمادهای زندگی روزمره اشاره می‌کند و بخشی از مقدمه‌ی الگوپذیری است. در دیدی وسیع‌تر، الگوپذیری، شامل رفتار و منش‌های اجتماعی- فردی در زندگی است و محدود به ظواهر زندگی مادی و صورت زندگی نیست .
از آن‌جا که گرایش به الگو، از جمله گرایش‌های انسان است و روح آدمی، از یک‌نواختی گریزان بوده و میل به تنوع دارد، قرآن کریم که کتاب هدایت و پاسخ‌گو به نیازهای فطری بشر است، به این نیاز مهم (نیاز به الگو) پاسخ گفته و انسان‌ها را به الگوپذیری از پیامبران، اولیای الهی و قرآن کریم، برای پیمودن مسیر کمال مطلع ساخته است؛ چنان‌که پیامبر اکرم(ص) (مظهر انسان کامل و بهترین فرد عالم) را بهترین سرمشق انسان‌ها قرار داده است [۵].
دشمن، مد را وسیله‌ای قرار داد برای گریزان‌شدن جوانان از اسلام و تغییردادن آن‌ها به سمت‌وسویی که به‌نفع خود دشمنان باشد.
بدون‌شک، یکی از اهداف بلند پیامبران، فراهم ساختن زمینه‌ی درست اندیشیدن، آزادی از قیدوبندهای خرافی و غیرعقلی و برداشتن زنجیرهای سنگین موانع حرکت تکاملی به‌سوی حق است. اباحه‌اندیشی و بی‌اعتنایی عملی به محرمات، منهیات و منکرات، با توجه به دو منشأ اساسی مورد بحث قرار گرفته است: یا ناشی از شبهه‌ی نظری است و یا ناشی از شهوات عملی.
اباحه‌گری، ناشی از شهوات عمل: منظور از شهوت عملی، این است که شخص مباحی، با علم به حرمت و با آگاهی از ممنوعیت قانونی و شرعی، و حتی با توجه به عواقب نامطلوب و آثار منفی اعمال ناشایست، ارزش‌ها و روش‌های متعارف اخلاقی را رعایت نمی‌کند. دنیاطلبی، لذت‌طلبی، تنوع‌طلبی، تن‌آسایی، حرص، استعلا، استکبار، استغنا، عجول بودن و تنها در پی منافع آنی و عاجل گشتن، منافع مقطعی و موقت را، که به‌حسب ظاهر آسان، ارزان و نزدیک می‌آید و نیازی به صبر، سعی، ثبات، استقامت و صلابت ندارد و آن را بر مصالح مستمر و پایدار ترجیح دادن، همه از مظاهر شهوت عملی و تبعیت از هوای نفس‌اند.
اباحه‌گری، ناشی از شبهه‌ی نظری :شبهه‌ی نظری، گاهی ناشی از این جهت است که معانی و مبانی دستورالعمل‌های دینی و اخلاقی، متناسب با فهم مخاطب، در قالب زبان روز و با روش‌های نافذتر، تبلیغ و تبین عقلانی نمی‌شود. باید کوشید که افق فکر و استوای فهم عمومی، از افق مادیات و حواس ظاهری، فراتر رود و قلمرو هستی را شهوداً گسترده‌تر از ماده و مادی ببینند. عموم مردم، باید از صمیم ذات معتقد و متقاعد باشند که کمال انسان به لذت‌پرستی نیست. سعادت را، با لذت دنیوی و جسمی مساوی ندانند و یا حداقل این‌که، لذت را محدود به لذت حسی و لذت غریزی ندانند. باید میان محدودیت و محرومیت، تمایز آشکار قایل شوند و هر محدودیتی را لزوماً، به‌معنای محرومیت ندانند. باید مصالح جمعی و جاری را بر منافع فردی و راکد خود ترجیح دهند. باید یقین پیدا کنند که دین نه عقل‌ستیز است نه عقل‌گریز، بلکه تمامی اخلاق و احکام اسلامی، مبتنی بر دریافت‌های فطری و حکم مسلم است. باید به آنان آموخت که تکلیف شرعی، از مقدمات و مقومات نیل به‌کمال است. باید بدانند که موازین و مضامین شرعی قفل و زنجیر اسارت نفس را از دست و پای آدمی باز می‌کنند. انسان‌ها باید دین را در بیان، شیوا و در عمل، شیرین بیابند [۶].
چه کسانی به اباحه­ گری دامن می­زنند؟
آنان که حقیقت را دست‌نایافتنی می‌دانند و با تشکیک‌های پی‌درپی، در پی تبدیل یقین دیگران به شک‌اند و برای یقین سابق ازدست‌رفته، هیچ یقین لاحق و بدیلی را قرار نمی‌دهند و می‌کوشند که یقین را، مبین واقعیت جلوه دهند و برای مبانی منطقی و واقع‌نما یا نه یقین، هیچ اعتباری قایل نیستند و نزدیک شدن (نه نایل شدن) به حقیقت را، صرفاً در گرو آزمون تجربی می‌دانند - اگرچه مورد آزمون، از اموری باشد که اولین تجربه‌ی مساوی با آخرین تجربه است، می‌کوشند عدالت و اخلاق را از بزرگ‌ترین ضمانت اجرای آن، یعنی دین، جدا سازند و تعالیم دینی را نسبت به مسایل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ناکارآمد و یا بی‌طرف جلوه دهند، دانسته یا ندانسته به اباحه‌گری دامن می‌زنند. آنان، اندیشه و اخلاق را نسبی می‌دانند و پشتوانه‌های بینشی ارزش‌ها را نادیده می‌گیرند. (عدم ارتباط منطقی میان جهان‌بینی و ایدئولوژی) و راه را برای توجیه اباحه‌گری هموار می‌سازند .
رابطه‌ی گروه­های مرجع و اباحه­گری!
گروه‌های مرجع که عمدتاً روحانیون و صاحبان مقامات دولتی هستند و به‌دلیل برخورداری از علم و سمت، بالاترین گروه‌های اثرگذار است، باید این امر خطیر را همواره در نظر داشته باشند که چشم مردم، به‌سلوک و سیره‌ی عملی آن‌هاست. امر به معروف و نهی از منکر وقتی کمال تأثیر را دارد که از سوی علمای ربانی، به‌صورت عملی صورت گیرد. مطابق روایت اخیر که از امام صادق(ع) نقل شده: «بدعت‌گذاران و آنان که بدون تفقه در دین و بدون مستند اطمینان‌بخش شرعی، حرام خدا را حلال می‌کنند و فتوا به اباحه و حلیت محرمات می‌دهند تا محبوبیت و موقعیت ممتاز دنیوی کسب کنند نیز، مستأکل به علم‌اند» [۷].

فهرست منابع:

- قران کریم.
- شیخ صدوق، محمدبن علی، معانی الاخبار.
- شریعتی، علی (۱۳۸۱) مذهب علیه مذهب، مجموعه آثار۲۲، انتشارات چاپخش، بنیاد فرهنگی شریعتی.

پانویس

  1. شریعتی، ۱۳۸۱، ۲۸۶
  2. قصص، آیه‌ی۷۷
  3. مائده، آیه‌ی۸۷
  4. اعراف، آیه‌ی۳۱
  5. احزاب، آیه‌ی۲۱
  6. اعراف، آیه‌ی١٥٧
  7. صدوق، ج۱، ص۱۸۱
منبع:پیام زن - شماره 260، شنبه، 9 آذر 1392


بازگشت به مقالات