پیش فرض ها و اصول کلی نظارت اجتماعی
نویسنده: سعید امیرکاوه
محتویات
مقاله
نظارت اجتماعی، به عنوان فرایندی مهم و حیاتی است که ضامن بقا و تحقق اهداف جامعه میباشد. عدم جریان فرایند کنترل اجتماعی متناسب با اصول و ارزشهای حاکم بر یک جامعه، ضررهای جبران ناپذیری را بر آن وارد خواهد کرد. سازمانها، نهادها و به بیانی کل جامعه به نوعی درگیر فرایند کنترل اجتماعی میباشند و هر فرد به خود حق میدهد در مورد آن اظهار نظر کند و به تفسیر و تحلیل آن بپردازد.
بدیهی است نظام نظارتی هر جامعهای، متناسب با دیدگاه کلی آنها نسبت به جهان شکل میگیرد. از این رو، نظارت اجتماعی در جوامع اسلامی با آن چه جامعه شناسان تحت تأثیر فرهنگ غرب و تحت عنوان نظارت اجتماعی مطرح ساختهاند متفاوت است. برای شناخت تفاوت این دو نوع نظارت به عنوان اولین و مهمترین گام در تبیین آن مباحثی تحت عنوان پیش فرضها و اصول کلی و نظارت اجتماعی در دو بخش مطرح خواهد گردید. در بخش اول، اصول کلی نظارت اجتماعی متناسب به آنچه جامعه شناسان تحت عنوان نظارت اجتماعی مطرح ساختهاند بیان میگردد و در بخش دوم، اصول کلی نظارت اجتماعی از دیدگاه اسلام مطرح میشود.
با مطالعه و تأمل نسبت به آنچه جامعه شناسان دربارهٔ نظارت اجتماعی گفتهاند و با صرف نظر از مباحث حاشیهای و فرعی، میتوان دریافت که دو اصل کلی بر تمام مباحثی که تحت عنوان «کنترل اجتماعی» مطرح ساختهاند، سایه افکنده است. با این که جامعه شناسان به این دو اصل تصریح نکردهاند، ولی به ندرت از آن تخطی نموده و همواره آن را رعایت نمودهاند. این دو اصل عبارتند از:
یک. نظارت اجتماعی در قالب قلمروهای محسوس و مادی جهان;
دو. نظارت اجتماعی به عنوان فرایندی منفعل و متأثر از جامعه.
این دو اصل به ترتیب، توضیح و تبیین میگردد:
نظارت اجتماعی در قالب قلمروهای محسوس و مادی جهان
دیدگاههای گوناگونی دربارهٔ قلمروهای جهان ارائه گردیده است. برخی همچون اثبات گرایان[۱] تنها ابعاد مادی جهان را در نظر گرفتهاند و برخی دیگر علاوه بر قلمروهای مادی جهان، معتقد به وجود قلمروهای غیر مادی برای جهان هستند و از بیان تأثیر جهان غیر مادی بر کنشهای انسانی غفلت نورزیدهاند.
دیدگاه کلی، جامعه شناسان دیدگاهی اثبات گرایانه است. آنها مباحث هنجار، انحراف، ناظران، ضمانتهای اجرایی و مانند آن را با این فرض مطرح میکنند که محیط اجتماعی تنها دارای قلمروهای مادی و محسوس است و کنشهای اجتماعی متأثر از این قلمروها میباشد. با استمداد از نظریه آلفرد شوتز در مورد قلمروهای جهان، این پیش فرض چنین تبیین میگردد:
آلفرد شوتز با طرح چهار قلمرو برای جهان اجتماعی، تصویر کاملی از ابعاد جهان اجتماعی محسوس ومادی ارائه میدهد که به صورت روشنی، پیش فرض کلی جامعه شناسان را در مورد نظارت اجتماعی مشخص میسازد. پس از بیان چهار قلمرو جهان اجتماعی شوتز، به امید مشخص شدن اصل و پیش فرض کلی مباحث نظارت اجتماعی، میزان انطباق مباحث مطرح شده در فصل اول را بر اساس این الگو توضیح داده میشود:
قلمروهای جهان اجتماعی از نظر شوتز
قلمرو واقعیت اجتماعی که تجربه مستقیمی از آن داریم
(Umweit) در این قلمرو، افراد در تجربهای بلا واسطه، با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.[۲]افراد تحت تأثیر روابط رودرو و شخصی، بسیاری از اعمال و افعال خود را شکل میدهند.
قلمرو واقعیت اجتماعی بدون تجربه مستقیم
(Mitweit)در این جا، تجربهای با واسطه، که از حدّ معرفت و تجارب شخصی فراتر رفته، مورد نظر است.[۳]در این قلمرو، افراد به ندرت، تحت تجربه مستقیم درمی آیند و اعمال و رفتار انسانها بر اساس نمونهها (نسخههای کنشی) برقرار، تنظیم و مهار میگردد.[۴]همچنین در این قلمرو، انسانها از یکدیگر انتظار دارند طبق الگو و نمونهای که از طرف مقابل در ذهن دارند، عمل کنند و در صورتی که انتظار آنها برآورده نشود واکنش منفی از خود بروز خواهند داد.
قلمرو اخلاف
(Folgeweit)شوتز با ردّ پیش بینی دقیق در مورد جهان آیندگان، تبیین خطوط کلی این قلمروا را منتفی نمیدانست.[۵]
قلمرو اسلاف
(Vorweit)شوتز ضمن تأکید بر تأثیر و تأثّر قلمرو اسلاف بر جهان اجتماعی، معتقد بود که تفسیر جهان اجتماعی افرادی که در زمانی دورتر از ما زندگی کردهاند، دشوار است.[۶]
بررسی میزان انطباق قلمروهای شوتز بر مباحث نظارت اجتماعی
اکنون با استفاده از تقسیم بندی شوتز، دیدگاه حاکم بر مباحث بخش اول با طرح هر کدام از قلمروها بیان میگردد
قلمرو رودرو (واقعیت اجتماعی که به صورت مستقیم و بلاواسطه با او ارتباط برقرار میسازیم)
در مباحث نظارت اجتماعی، جامعه شناسان از این قلمرو غفلت نکردهاند و در بخشهای عاملان نظارت اجتماعی و ضمانتهای اجرایی نظارت، مباحثی با توجه به این قلمرو ارائه دادهاند.
از یک سو، بخشی از نظارتهای مردم و بیش تر نظارتهایی که از جانب خانواده اعمال میشود، در قالب جهان رودرو شکل میگیرد و از سوی دیگر، بخشی از مجازاتهای بدنی، اقتصادی و اخلاقی در قالب قلمرو جهان رودرو میباشد. بنابراین، کنشهایی که در این قلمرو در جهت بازداری و مهار افراد منحرف صورت میپذیرد، چهره به چهره و بسیار متنوّع است و مجازاتهایِ اعمال شده نیز متنوّع و بر طبق الگوی مشخصی نیست.
قلمرو معاصران
این بخش بدون تجربه مستقیم صورت میپذیرد. در این قلمرو، کنشها بر اساس موقعیتها و نقشهایی که در جامعه، قالبی شده شکل میگیرد. جامعه شناسان در طرح مباحث نظارت اجتماعی از این قلمرو غافل نمانده و در تعریف و تبیین هنجار، انحراف، عوامل مهار و ضمانتهای اجرایی از آن سود جستهاند. به نظر ایشان، شکل گیری هنجارها در جامعه منوط به برقراری روابط بدون تجربه مستقیم است. با برقراری و افزایش روابط بدون تجربه مستقیم، قواعد رفتاری متناسب با آن جامعه شکل میگیرد و به دنبال آن، عنوان «منحرف» بر افرادی که این گونه قواعد را رفتار نکنند، اطلاق میگردد.
بیش تر ناظران اجتماعی و ضمانتهای اجرایی که جامعه شناسان مطرح کردهاند در قلمرو جهان معاصران قرار دارد. همچنین تمام نظارتها و مجازاتهایی که دستگاههای قضایی و نیروهای انتظامی اعمال میکنند و بیش تر نظارتهای رهبران جامعه و بخشی از نظارتهای مردم در قلمرو جهان معاصران است. دستگاههای قضایی و نیروهای انتظامی در قالب روابط تعریف شده و فراتر از روابط شخصی و رودرو، به مهار و جلوگیری از انحراف میپردازند. مسلّماً اعمال و رفتار نظامی گری که در قالب روابط شخصی و رودرو به مهار افراد منحرف اقدام مینماید، حرکتی شخصی تلقّی میشود و به حساب نیروهای انتظامی گذاشته نخواهد شد.
رهبران جوامع در بیش تر موارد، در قالب جهان معاصران به نظارت و اصلاح جامعه میپردازند، ولی جامعه شناسان از تأثیر و قدرت نظارت و بازدارندگی رهبران در قالب جهان رودرو و جهان اسلاف، به خصوص در مواردی که رهبر دارای اقتدار فرهمند است غفلت نکردهاند.
مردم به عنوان عاملان نظارت اجتماعی، هم در قالب جهان رودرو و شخصی و هم در قالب جهان معاصران و بر اساس الگوها و قواعد رفتاری مشخص و تعریف شده، در فرایند نظارت شرکت میکنند.
قلمرو اسلاف
اعمال، رفتار و گفتار گذشتگان بر کنشهای افراد جامعه تأثیر به سزایی دارد. جامعه شناسان در مباحث نظارت اجتماعی، از این قلمرو غفلت نورزیدهاند. رهبران جوامع از جمله عوامل نظارت اجتماعی هستند که بخشی از تأثیر آنها بر جوامع در قلمرو اسلاف میباشد. اعمال، رفتار و گفتار رهبران بزرگ جوامع، حتی پس از حیات، دارای اثر و قدرت بازدارندگی است. بنابراین، ممکن است بتوان با تأسی و به کارگیری گفتار رهبری که قرنها قبل زندگی میکرده، با بخشی از نابهنجاریها و انحرافها در سطح جامعه مبارزه کرد.
قلمرو اخلاف
آیندگان هیچ گونه تسلطی نسبت به گذشتگان ندارند. بنابراین، هیچ گونه تصویر معقولی در این قلمرو، در ارتباط با نظارت اجتماعی بر جوامع قبلی متصور نیست.
با توجه به آنچه در مورد قلمروهای اجتماعی و دیدگاه غالب جامعه شناسان در مورد نظارت اجتماعی مطرح گردید، روشن شد که ایشان متأثر از دیدگاه حس گرایانه خود، این مباحث را در قالب سه قلمرو غیر مادی جهان (جهان رودرو ـ جهان معاصران ـ جهان اسلاف) مطرح ساختهاند.
شایان ذکر است علی رغم این که جامعه شناسان دیدگاه اثبات گرایانه را در نظارت اجتماعی انتخاب کردهاند، تحت تأثیر آنچه در متن جامعه در جریان است، مباحثی را هر چند اندک ـ همچون مجازاتهای اخلاقی و مذهبی، به طور استقرایی، مطرح ساختهاند که با دیدگاه کلی آنها تناسبی ندارد. برای بازشناسی همه عوامل مؤثر در نظارت اجتماعی انتخاب دیدگاه جدیدی، که توانایی تبیین و تفسیر تمام مباحث ذکر شده را دارا باشد، ضرورت مییابد.
نظارت اجتماعی به عنوان فرایندی منفعل و متأثر از جامعه
مباحث نظارت اجتماعی در جامعه شناسی به گونهای طرح گردیده که آن را به عنوان یکی از جنبههای ایجاد همرنگی و هماهنگی و انطباق با جامعه معرفی میکند. در نظارت اجتماعی، که جامعه شناسان معرفی میکنند، مهم نیست که چه هنجار و ارزشی در جامعه مورد عمل است، بلکه مهم انطباق و جلوگیری از افرادی است که هنجارهای آن جامعه را عمل نمیکنند. بنابراین، تصویری از نظارت اجتماعی، ماهیت اعمال و فراگردهای ابداعی، چیزی جز انحراف تلقّی نمیگردد و هر گونه هنجار و الگوی جدیدی از روابط به جرم مخالفت با هنجارهای مرسوم با واکنش منفی جامعه و احتمالاً اقدامات بازدارنده مسؤولین رو به رو خواهد شد. در این تصویر، بررسی آگاهانه هنجارها و ارزشها و تصمیمات مقتضی در جهت حذف یا جایگزین کردن هنجاری به جای هنجار دیگر جای ندارد. بنابراین، میتوان ادعا کرد که جامعه شناسان نظارت اجتماعی را به عنوان فرایندی منفعل و محافظه کارانه مطرح ساختهاند.
پیش فرضها و اصول کلی نظارت اجتماعی در اسلام
قلمروهای اجتماعی جهان از نظر اسلام
بدون شناخت قلمروهای اجتماعی، که بر اعمال و رفتار مسلمانان تأثیر میگذارد، شناخت نظارت اجتماعی اسلام غیر ممکن خواهد بود. یک مسلمان، هم جهان مادی و محسوس و هم جهان غیر مادی را واقعی تلقّی میکند و کنشهای خود را با این فرض، تنظیم مینماید.
با مطالعه و تأمل در منابع اسلامی، میتوان قلمروهای اجتماعی جهان را از دیدگاه اسلام بدین صورت مطرح کرد:
جهان مادی که خود دارای اقسامی است:
قلمرو رودرو
جهان رودرو، که در قالب تجربه بیواسطه محقق میشود، جزئی از قلمروهایی است که یک مسلمان آن را واقعی تلقّی میکند. بسیاری از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر، هم از نظر مواجهه با منحرف و هم در شیوه اجرا، در این قلمرو قرار دارد. آمر و ناهی با توجه به ویژگیهای افراد منحرف و احتمال تأثیر و غالباً به دور از چشم دیگران ـ برای بازداری و ممانعت از گناهان و منکرات ـ اقدام به امر به معروف و نهی از منکر میکنند.[۷]علاوه بر امر به معروف و نهی از منکر، که در ارتباط مستقیم با نظارت اجتماعی است، بسیاری از روابط همچون روابط دوستانه و شخصی که در جامعه مسلمانان وجود دارد، در این قلمرو قرار میگیرد.
قلمرو معاصرین
مسلمانان، جهان معاصران را ـ که کنشهای آن بر اساس رفتارهای قالبی و با واسطه شکل میگیرد ـ به عنوان بخشی از واقعیت اجتماعی میپذیرند. بسیاری از احکام و مسائل اجتماعی، سیاسی، اخلاقی اسلام حکایت از این نظر دارد. در جامعه اسلامی، بیش تر دستورالعملهای اداری و سیاسی، مجازاتهای رسمی و وظایف نسبت به پدر، مادر، زن، شوهر، فرزندان، همسایه و دیگران در این قلمرو میباشد.
قلمرو اسلاف
تأثیر گذشتگان...
به خصوص با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم به جای مانده بر کنشهای افراد، مخفی نیست. مسلمانان نسبت به چند دسته از گذشتگان حساسیت بیش تری از خود نشان میدهند و عملاً آنها نسبت به دیگر اسلاف تأثیر فزون تری بر اعمال و رفتار مسلمانان دارند. این چند دسته عبارتند از
پیامبران(علیهم السلام)
پیامبران(علیهم السلام)افرادی پاک و منزّه بوده و به عنوان رابط بین خدا و مردم، شناخته میشدند. آنان به ابلاغ و معرفی دین ـ دستورالعمل زندگی ـ همّت میگماشتند و افرادی از هر نظر شایسته بودند. از میان ایشان، حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) از دیگر پیامبران بالاتر و به عنوان خاتم ایشان و پیامبر همه جوامع بشری پس از خود مطرح است. پیامبران(علیهم السلام)، به خصوص حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)، از دو جنبه بر کنشهایی که در جوامع مسلمانان شکل میگیرد، تأثیر دارند:
اول
از جنبه ارائه الگو و نمونهای شایسته; مسلمانان، پیامبران و به ویژه حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) را الگوی کاملی از یک انسان نمونه و مقدس میدانند و تحت تأثیر اقتدار معنوی ایشان، از اعمال زشت و ناپسند خودداری میکنند.
دوم
از جنبه احادیث ایشان; احادیث پیامبران(علیهم السلام)، به ویژه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)به منزله حضور ایشان در بین جامعه مسلمان و ایفای نقش هدایت گرانه آنان است. کم تر مسألهای اجتماعی پیدا میشود که حضور حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)در قالب سنّت ایشان حسن نشود. این سنّت به صورت بیان نقش و رفتار آن حضرت و یا احادیث ایشان مطرح است.
امامان(علیهم السلام)
امامان(علیهم السلام) به عنوان تداوم بخش حرکت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) پس از ایشان، به تبلیغ اسلام و هدایت جامعه همّت گماشتند. غیر از امام دوازدهم(علیه السلام) سایر امامان(علیهم السلام) در قلمرو اسلاف قرار دارند، اما ایشان با این که زنده و در قید حیات است و به طور غیر مستقیم مسلمانان را هدایت میکند، ولی انسانها ایشان را نمیشناسند. اما در عین حال، ایشان از اعمال و رفتار انسانها آگاهی دارد و این خود عامل مهمی است تا معتقدان به آن حضرت خود را در محضر ایشان ببینید و دست به هر عمل و رفتار نابهنجاری نزنند. امامان(علیهم السلام) همچون پیامبران(علیهم السلام)، بیش تر از دو جنبه مزبور بر اعمال و رفتار مسلمانان تأثیر میگذارند.
احادیث و سنّت عملی ایشان حضور آنها را در جامعه کنونی تداعی مینماید. از این رو، برای ترغیب و تشویق مردم نسبت به رعایت هنجارها و بازداری از انجام منکرات، احادیث این بزرگان در مراکز عمومی نصب و زینت بخش کتب، مجلات و روزنامهها شده است. مسلمانان هنگام برخورد با این احادیث، تحت تأثیر گویندگان آنها (امامان(علیهم السلام)) و مضامین گفتارشان قرار میگیرند و در رفتارهای خود تجدید نظر مینمایند.
قلمرو غیر مادی
قلمرو غیر مادی دارای گستره وسیعی است. بنابراین، تنها به مواردی از آن اشاره میشود که جزو جهان اجتماعی یک مسلمان قرار دارد و با نظارت اجتماعی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد:
خدا
شخص مسلمان خدا را حقیقتی میداند که بشر توانایی دیدن او را ندارد، ولی خدا او را میبیند[۸]و در هر موقعیتی، اعمال و رفتارش را زیر نظر دارد.[۹] او خدا را مالک و صاحب اختیار حقیقی همه آفریدگان[۱۰]و از جمله انسان میداند. از سوی دیگر، او خدا را قدرتی ماورای تصور میداند که در قیامت، به قضاوت خواهد نشست[۱۱] و هر کسی را مطابق با اعمال و رفتارش، پاداش خواهد داد.[۱۲] بنابراین، یک مسلمان علاوه بر این که در کنشهای خود، فرد یا افراد مقابل را در نظر میگیرد، خدا را به عنوان عاملی بس مهم و تعیین کننده، حاضر میبیند و سعی میکند اعمال و رفتار خود را با آنچه خدا میخواهد، هماهنگ سازد. مسلّماً باور به حضور و آگاهی خداوند نسبت به اعمال و رفتار و حتی نیّات انسانها و باور به حساب رسی و مجازات انسانها توسط خدا، موجب میشود تا مسأله نظارت اجتماعی در جوامع مسلمان به صورتی متفاوت با جوامع غیر دینی مطرح گردد.
ملائکه
ملائکه موجوداتی غیر جسمانی اند و انسان به وسیله حواس ظاهری، نمیتواند آنها را درک کند، ولی در قلمرو جهان غیر مادی و غیر محسوس یک مسلمان قرار دارند. مسلمان با اعتقاد به این که ملائکه واسطه بین خدا و جهان هستی هستند، حضور ملائکه را در انواع فعالیتها ـ از میراندن تا انتقال وحی ـ باور دارد. از جمله فعالیتهایی که ملائکه انجام میدهند و تأثیر به سزایی در کنشهای ما دارد، ثبت و ضبط تمام اعمال و رفتار انسان هاست.۱۳ از این رو، مسلمان با توجه به حضور ملائکه، در اقدام به هر کاری و شروع هر سخنی، این موضوع را در نظر دارد و سعی میکند از کارهای بدی که تصویر زشتی از او منعکس میسازد، پرهیز نماید.
ابلیس و یارانش
مسلمان به وجود ابلیس ویارانش به عنوان عاملان دعوت کننده وسوق دهنده انسانها به سوی گناهان و کج رویها، اعتقاد دارد. او میداند که ابلیس و یارانش در حالی که او را میبینند و او آنها را نمیبیند،[۱۳]باطل را حق و زشت را به صورت زیبا وانمود میکنند و با القائات خود، سعی در گمراه کردن انسانها دارند.[۱۴] از این رو، شیاطین را به عنوان موجوداتی پلید و اغواگر همیشه در کنار خود حس میکند و سعی مینماید به گونهای رفتار کند که تأثیرات آنها را به حداقل ممکن برساند.
با توجه به تغییر و اصلاحی که در نظریه آلفرد شوتز داده شد، دیدگاه جدیدی برای درک مباحث نظارت اجتماعی اسلام ارائه گردید. مسلّماً دیدگاهی که توسط جامعه شناسان به کار گرفته شده توانایی توجیه بسیاری از مباحث نظارت اجتماعی اسلام را همچون مجازاتها و پاداشها و کیفرهای اخروی را از افراد سلب میکند. از این رو، با استفاده از دیدگاه جدید و ضمن ارائه فضاهای جدیدی برای نظارت اجتماعی، که کنشهای افراد تحت تأثیر آنها قرار میگیرد، امکان طرح و تبیین علمی مباحث نظارت اجتماعی اسلام فراهم میگردد.
نظارت اجتماعی به عنوان فرایندی فعّال و جهت دهنده به سمت سعادت
این دومین اصل کلی در مورد نظارت اجتماعی اسلام است که موجبات تمایز نظارت اجتماعی اسلام را از دیگر نظارتها فراهم میآورد.
پیش از توضیح این اصل، ذکر نکتهای به عنوان مقدمه، دربارهٔ سعادت انسان ضروری مینماید:
اسلام با ارائه تصویر جدیدی از سعادت، تمام اعمال و رفتار مسلمانان را تحت تأثیر قرار داده است. اسلام با تأکید بر این که حقیقت انسان روح اوست، کمال و سعادت حقیقی و نهایی انسان را مربوط به روح او میداند، رشد جسمانی را تا اندازهای که لازمه و مقدمه تکامل روحی او باشد مطلوب و ارزشمند میداند، تقرّب به خدا را سعادت انسانها معرفی میکند[۱۵]و حتی برقراری عدالت اجتماعی را۱۷ ـ که پیامد اجرای قوانین و هنجارهای شرعی است ـ به عنوان مقدمه آن مطرح میسازد.[۱۶] به بیانی دیگر، با اجرای هنجارهایی که از جانب خداوند، برای افراد بشر ارائه گردیده، عدالت اجتماعی در جامعه برقرار میشود و در سایه عدالت اجتماعی و اطاعت از فرامین الهی، افراد میتوانند به سعادت حقیقی (قرب به خدا) نایل شوند.[۱۷]
با توجه به این مطلب، روشن میشود که نظارت اجتماعی در جامعه اسلامی شکل جدیدی به خود خواهد گرفت و مسلماً نظارت اجتماعی به عنوان فرایندی منفعل مطرح نخواهد بود. از این رو، در جامعه اسلامی بر خلاف جوامع غیر دینی، عاملان نظارت تحت تأثیر اکثریت جامعه عمل نخواهند کرد و در مواردی، حتی با هنجارها و قواعدی که اکثریت جامعه بدان عمل میکنند ـ از آن جا که تأمین کننده سعادت واقعی انسان نیست ـ مبارزه میکنند و آنها را تغییر میدهند. در واقع، هدف از نظارت اجتماعی در جامعه اسلامی، مبارزه، اصلاح و تغییر قوانین و مقررات (هنجارهای) مغایر با سعادت واقعی انسان و تشویق و ترغیب نسبت به اجرای هنجارهای متناسب با این هدف میباشد. روشن است که این اصل کلی بر تمامی مباحث نظارت اجتماعی اسلام سایه افکنده و موجب تمایز و تفاوت این مباحث نسبت به دیگر مباحث نظارت اجتماعی است.
نظارت اجتماعی به عنوان کاری ارزشمند و دارای ثواب
نظارت اجتماعی در اسلام به عنوان کاری ارزشمند، در راستای تحقق دستورات خداوند (ارزشها و هنجارهای الهی) مطرح است. از این رو، از یک سو، عاملان نظارت (چه عاملان رسمی و چه عاملان غیر رسمی) به عنوان وظیفه و ادای تکلیف به نظارت و اصلاح جامعه خویش اقدام میکنند و معتقدند علاوه بر پاداشهای دنیوی، از پاداشهای اخروی بهره مند خواهند شد. از سوی دیگر، مخاطبان نظارت تبعیت از ناظران را موجب سعادت و خوشبختی خود میدانند. بنابراین، نظارت اجتماعی در اسلام بر خلاف جوامع غیر دینی، از حالت خشک و بی محتوای خود خارج شده و با افزایش کارایی اش، به صورت جدیدی در جوامع اسلامی رخ نموده است.
پانویس
- ↑ غلام عباس توسلی، نظریههای جامعه شناسی، ص ۵۸
- ↑ ابوالحسن تنهایی، درآمدی بر مکاتب و نظریههای جامعه شناختی، ص ۳۶۳
- ↑ ابوالحسن تنهایی، پیشین، ص ۳۶۴
- ↑ جورج ریترز، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ص ۳۳۹
- ↑ جورج ریترز، پیشین، ص ۳۳۴ / غلام عباس توسلی، پیشین، ص ۳۶۱
- ↑ جورج ریترز، پیشین، ص ۳۴۲
- ↑ روح الله موسوی (امام خمینی)، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۶۸
- ↑ فجر: ۱۴
- ↑ «... قال ربِّ اَرنی اَنْظُرُ الیک قال لن ترانی» موسی گفته که خدایا خود را به من آشکار بنما که تو را مشاهده کنم خدا در پاسخ او فرمود که مرا تا ابد نخواهی دید (اعراف: ۱۴۳)
- ↑ «و للّهِ ما فِی السَّمواتِ و مَا فِی الارضِ»; هر آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست. (نساء: ۱۲۶)
- ↑ «اللّهُ یَحکُم بَینکم یَومَ القیامةِ»; خدا در روز رستاخیز، میان شما داوری میکند. (حج: ۶۹)
- ↑ «الیومَ تُجزی کل نفس بما کَسبتْ...» آن رو هر نفسی به آنچه «از نیک و بد» کرده جزا خواهد یافت (مومن: ۱۷)
- ↑ «اِنّه یریکم هو و قبیلُه مِن حیثُ لاَتَرونَهم»; شیطان و گروه او از جایی که آنها را نمیبینند، شما را میبینند. (اعراف: ۲۸)
- ↑ «قالَ فبعزّتِکَ لَاُعزینَّهم اَجمعینَ»; گفت: به عزتت سوگند که البته همه آنها را گمراه میکنم. (ص: ۸۲)
- ↑ و ما خَلَقتُ الجنَّ و اِالانْسَ الاّ لِیَعْبُدونَ»; پریان و آدمیان را نیافریدم، مگر برای آن که عبادتم کنند. (ذاریات: ۵۶)
- ↑ مرتضی مطهری، تکامل اجتماعی انسان، چاپ پنجم، تهران، صدرا، ۱۳۶۸، ص ۸۴
- ↑ اکبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴، ج ۴، ص ۳۶۸







