پژوهشی در بیت المال - قسمت اول
محتویات
مفهوم بیت المال
واژه بیت المال مرکب از دو کلمه «بیت» و «مال»، به معنای مرکز اموال، خزانه دولت، محل نگهداری اموال عمومی، مرکز محاسبات و مانند آن آمده است و با پسوند «مسلمین» یعنی «بیت المال مسلمین» نیز که مبین جنبه دینی و عمومی آن است ذکر میشود. در تعریف آن چنین آوردهاند:
«بیت المال یا بیت الاموال خانهای است که مال غنیمت و مال متوفی را بعد از ضبط در آن نگاه دارند و در لطایف به معنی آن مال است که همه مسلمانان را در آن حق باشد و جائی که در آن مالی را گذارند که همه مسلمانان را در آن حقی باشد، و در عهد خلفاء عبارت بود از خزانه دولت اسلام، مرکز اموال و دفاتر دولتی در اسلام، خزانه خلافت اسلامی، بنا بر مشهور، نخست کس در تاریخ اسلام، عمر بود که بیت المال را تأسیس کرد و مازاد اموال غنیمت را در آن نهاد.»[۱]
«نام یکی از نهادهای دولت اسلامی، این واژه در لغت به مکان حفاظت از اموال عمومی و خصوصی اطلاق میشود، اما در اصطلاح، تعبیر «بیت المال مسلمین» در صدر اسلام برای مکانی که در آن اموال عمومی و منقول دولت اسلامی بود به کار میرفت. سپس تعبیر «بیت المال» جانشین آن شد و همان معنی را افاده کرد، به تدریج بر «اموال عمومی مسلمانان» اطلاق شد که مشتمل بود بر وجه نقد، اشیاء منقول، اراضی و غیر اینها.»[۲]
«در لغت به معنای خانه دارایی یا جایی که مال در آن نگه دارند؛ اما در صدر اسلام بیت المال به معنای جایی بود که در آن اموالی را که همه مسلمانان را در آن حقی بود مینهادند. امروزه در زبان فارسی، بیت المال نه به معنی جای اموال، بلکه به معنی هر مالی است که همه مردم در آن سهم دارند و غالباً به اموال دولتی گفته میشود... اما گه گاه بیت المال به مال بی صاحب یا مالی که میتوان در آن دست برد نیز اطلاق میشود.»[۳]
از تعریفهای ذکر شده چنین برداشت میشود که بیت المال در دوران گذشته مکانی بود که درآمدهای دولت اسلامی و اموال متعلق به مسلمانان در آن نگه داری میشد و شمار معدودی مستقیماً با آن سروکار داشتند، دو شاخصه «عمومی» و «امانت بودن» با مفهوم بیت المال همراه بود؛ به گونهای که هر گاه واژه بیت المال به کار برده میشد، اموال عمومی مسلمانان که نزد حاکم و والی امانت بود به ذهن تبادر میکرد. این واژه اندک اندک از مفهوم اصطلاحی نخستین، یعنی محل نگه داری اموال عمومی و خزانه دولت اسلامی،[۴]انصراف پیدا کرد و به معنای هر مالی که همه مردم در آن سهم دارند و متعلق به همگان است به کار رفت.
امروزه وقتی «بیت المال» گفته میشود مانند این که «در حفظ بیت المال بکوش» و «به بیت المال ضرر نزن»، به معنای اموالی است که همه اقشار جامعه در آن سهم دارند و مسئول نگه داری آن هستند و مالک خصوصی ندارد. به عبارت دیگر، بیت المال از معنای «مکان خاص اموال عمومی» انصراف پیدا کرد و به معنای نهادی اجتماعی - اقتصادی که تمام اموال عمومی مسلمانان را در بر میگرفت، رواج یافت.
کلمه «مال» در حدیث زیر به معنای بیت المال است:
« لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُم.»[۵]
«اگر اموال (بیت المال) متعلق به من بود، به صورت مساوی بین مردم تقسیم میکردم.»
دیوان و بیت المال
یکی از اصطلاحاتی که غالباً همراه با بیت المال به کار میرود اصطلاح «دیوان» است. واژه «دیوان» بنا بر نقل ابن منظور، فارسی معرَّب است. ابن خلدون معتقد است این کلمه در اصل نام شیطان بوده است.[۶] شاید به جهت دقت و نفوذ مأموران حکومت و آگاهی از ظواهر و خفایای امور، به دفتر حفظ حقوق مالی و اعمال حکومت، «دیوان» اطلاق شده است. اولین کسی که دیوان را در اسلام پایه گذاری نمود عمر بن خطاب بود. دلیل این امر سرازیر شدن اموال به دنبال کثرت فتوحات و دستیابی به ثروتهای پادشاهان بود. مسلمانان نمیدانستند با این اموال چه کنند و چگونه از آنها نگه داری کنند. گفتهاند یکی از اشخاص هنگامی که مشاهده کرد خلیفه دوم در چگونگی توزیع اموال تردید دارد، به او گفت: پادشاهان شام دیوانی دارند که اسامی لشکریان در آن ثبت است. وی عمر را به تدوین دیوان تشویق کرد.[۷]
برخی گفتهاند عمر در این رابطه با امام علی علیه السلام مشاوره نمود، آن حضرت به او فرمود: اموال را هر سال تقسیم نما و چیزی از آن را نگه ندار. عثمان گفت: اموال زیادی را مشاهده میکنم که برای تمامی مردم کافی است. خالد ابن ولید گفت: من در شام دیدم که ملوک آن دیار دفاتری جهت تدوین امور لشکریان خود داشتند. پس از مباحثاتی قرار شد اسم افراد نوشته و ملاک، قرابت به رسول خداصلی الله علیه وآله و سابقه در اسلام شود.[۸]
تشکیل دیوان در سال ۲۰ هجری به انجام رسید و دفاتر نوشته شد و اسامی مردم به حسب قرابت به رسول خداصلی الله علیه وآله و سابقه در اسلام در دفاتر ثبت شد. این دیوان دارای چند بخش بود:
۱ - امور لشکری؛ ۲ - حقوق و رسوم و کارها؛ ۳ - امور کارگزاران؛ ۴ - بیت المال.[۹]
بنا به نظر طبری، در سال ۱۵ هجری، به دنبال فتح بیت المقدس و مصر، دیوان بنیان گذاری شد. وی مینویسد: پس عمر دیوان بنهاد و نام خلق بنوشت، نخستین گروه بنی هاشم را نوشت و از پس بنی هاشم، بدریان را نوشت، و از پس بدریان هر که از پس بدریان مسلمان شده بودند و با پیغمبرصلی الله علیه وآله شاهد شده بودند تا روز فتح مکه و هر یکی را به مقدار جهد در کار کردن آن بنوشت، از دو هزار درم تا پانصد درم و از این کمتر نبود به دیوان عمر اندر و هم بر این گونه بر مردمان نبشت، و هر که از زمان اهل بیت مانده بودند هر یکی را پانصدگان نبشت و همه را درم بداد... و این همه فتوح و این همه دیوان که عمر نهاد، اندر سال پانزدهم بود از هجرت پیغمبر.[۱۰]
با توجه به آنچه ذکر شد، دیوان یا دفتر بیت المال از مهمترین دفاتر دولت به شمار میآمده که همه اموال ورودی و خروجی بیت المال، هزینهها و درآمدها در آن ثبت میشد. دیوان دارای ساختار نیز بود. ساختار دیوان در عهد امویان تا حدودی تغییر کرد و در عهد عباسیان گسترش زیادی پیدا کرد.[۱۱]
اصول و مبانی حاکم بر بیت المال
یکی از مباحث مهم در بیت المال، چه به معنای محل نگه داری اموال، چه به معنای اموال عمومی، شناخت اصول و مبانی حاکم بر آن است. طبیعت انسانها بر آمال و آرزوها نهفته و انسان در زندگی فزون طلب است. اگر همه جهان برای فردی باشد باز در صورت عدم برخورداری از تهذیب و تربیت نفس، موقعیت برتری را میطلبد، قرآن کریم میفرماید:
«تِلکَ الدّارُ الاخِرَةُ نَجعَلُها للَّذینَ لایُریدُونَ عُلُوّاً فی الارضِ وَ لافَساداً وَ العاقِبَةُ للمُتَّقین»[۱۲]
«سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار دادهایم که اراده برتری جویی در زمین و فساد ندارند و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است.»
برتری جویی و فساد در زمین، موجب محرومیت انسان از مواهب سرای آخرت میشود.
امام علی علیه السلام در زمان خلافت خویش در بازار قدم میزد، از کنار کسبه و فروشندگان عبور میکرد و این آیه را میخواند و میفرمود:
«نزلت هذه الایه من اهل العدل و التواضع من الولاة و اهل القدرة من الناس.»[۱۳]
«این آیه دربارهٔ زمامداران عادل و متواضع و مردم توانا نازل شده است.»
امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
«اگر برای فرزندان آدم، دو درّه پر از طلا و نقره باشد، باز هم آرزو میکنند درّههای دیگری نظیر آنها داشته باشند. ای فرزند آدم! همانا شکم تو چون دریایی از دریاها و درّهای از درّه هاست و حد و مرز نمیشناسد، چیزی جز خاک آن را پر نمیکند.»[۱۴]
به منظور نهادینه شدن بهره برداری از اموال عمومی، اصول و معیارهایی برای بیت المال تعریف شده تا از سوء استفادههای شخصی، به ویژه از ناحیه کارگزاران بیت المال و حکّام، جلوگیری کند. مهمترین اصول و مبانی بیت المال عبارتند از:
امانت بودن
امانتداری از مهمترین فضایل اخلاقی و ارزشهای انسانی است که مورد تأکید فراوان قرآن و روایات قرار گرفته است. نعمتهای معنوی و مادی که خداوند آفریده، امانتهای الهی هستند.
امانت، مفهوم وسیع و گستردهای دارد که از آب و خاک و هوا گرفته تا دین و استاد و مال و ثروت، همه را شامل میشود. فخر رازی، امانت را به ۳ شاخه: امانات پروردگار، امانات مردم و امانات خویشتن، تقسیم نموده و برای هر یک مصادیقی را بر شمرده است.[۱۵]
امام علی علیه السلام امانت را سر و اساس اسلام خوانده است:
«رَأْسُ الْإِسْلَامِ الْأَمَانَة.»[۱۶]
آن حضرت دربارهٔ اثر دنیوی امانت فرمود:
«َ الْأَمَانَةُ تَجُرُّ الرِّزْقَ- وَ الْخِيَانَةُ تَجُرُّ الْفَقْر.»[۱۷]
«امانت، رزق و روزی میآورد و خیانت، مایه فقر است.»
امانت همه جا مطلوب است اما در اموال عمومی و بیت المال که تعلق به شخص خاصی ندارد و همگان در آن شریکند بیش تر مورد تأکید قرار گرفته است. شاید دلیلش این باشد که عدهای گمان میکنند چون این سرمایهها به عموم تعلق دارد آنان آزادند هر گونه میخواهند در آن تصرف کنند، چنانچه برخی در بی توجهی به بیت المال و ضربه زدن به اموال عمومی اظهار میدارند: از اموال خودمان است.
امام علی علیه السلام در برابر درخواست برادرش عقیل که خواسته بود قدری به سهمیه او از گندم بیت المال بیفزاید، آهن را در آتش گذارد و نزدیک دست برادر برد و در برابر اعتراض و فریاد و ناله عقیل فرمود:
«عقیل! از آهن تفتیدهای که انسانی آن را به بازی سرخ کرده ناله میکنی، اما مرا به سوی آتشی میکشانی که خداوند جبار با شعله خشم و غضبش آن را برافروخته است.»[۱۸]
آن حضرت نزدیکترین دوستان خود را نیز دربارهٔ خیانت به بیت المال مورد عتاب قرار میداد. امام علی علیه السلام در نامهای به یکی از کارگزارانش که اموال بیت المال را به غارت برده بود، نوشت:
«همانا من تو را در امانت خود شرکت دادم و همراز خود گرفتم و هیچ یک از افراد خاندانم بر یاری و مددکاری و امانت داری (اموال بیت المال) مانند تو مورد اعتمادم نبود. آن هنگام که دیدی روزگار بر پسر عمویت سخت گرفته و دشمن به او هجوم آورده و امانت مسلمانان تباه گردیده... همگام با دیگران دست از یاری اش کشیدی و با دیگر خیانت کنندگان خیانت کردی.»[۱۹]
آن حضرت در ادامه همین نامه تهدیدآمیز، آورده است:
«پس از خدا بترس و اموال آنان (بیت المال) را بازگردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم تو را کیفر خواهم کرد، که نزد خدا عذرخواه من باشد و با شمشیری تو را میزنم که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید. سوگند به خدا، اگر حسن و حسین چنان میکردند که تو انجام دادی، از من روی خوش نمیدیدند و به آرزو نمیرسیدند تا آن که حق را از آنان باز پس گرفته و باطلی را که به ستم پدید آمده، نابود سازم.»
این تعبیرات شدید و سخنان تکان دهنده، نشان میدهد گناه خیانت به بیت المال از شدیدترین گناهان است و مردم نباید آن را سهل و ساده بشمارند. امام علی علیه السلام در مقابل برده پیری که برای آزادی خویش از بیت المال استمداد میطلبید، فرمود:
«به خدا قسم، این مال نه دست رنج خودم و نه میراث پدری من است، بلکه امانت است. پس من آن را به اهلش تحویل میدهم.»[۲۰]
پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله بعد از فتح مکه اعلام عفو عمومی داد و همه مجرمان، جنگ طلبان و مشرکانی را که چند جنگ بزرگ با آن حضرت تدارک دیده بودند بخشید، تا آن جا که آن روز را «یوم الرحمه» نامیدند. با این وجود، افرادی را مهدورالدم اعلام نموده و از عفو عمومی استثناء کرد. یکی از آنان «ابن خطل» بود که گناهش خیانت به اموال عمومی و درآمدهای بیت المال بود. او مأمور جمع آوری زکات بود. رسول خداصلی الله علیه وآله شخصی از طایفه خزاعه را همراه او فرستاد. آنان مقدار زیادی زکات جمع آوری کردند اما در بازگشت، «ابن خطل» رفیقش را کشت و اموال او را برداشت و به مکه گریخت. سپس مرتد شد و اشعاری در هجو پیامبر سرود. خیانت در بیت المال، سبب ارتداد و بازگشت او به بت پرستی و هتک و توهین به پیامبر شد. رسول خداصلی الله علیه وآله در فتح مکه فرمان داد او را که به پردههای کعبه پناه برده بود دستگیر کرده و کشتند.
عمومی بودن
درآمدهای بیت المال به عموم مسلمانان تعلق دارد. کسی اجازه برداشت بیش از حق یا سوءاستفاده از آن را ندارد. ولیّ امر در مصرف بیت المال، مصلحت جامعه مسلمانان را باید در نظر بگیرد و مانع افراط و تفریط شود. امام علی علیه السلام به فرمانداران و کارگزاران خویش چنین فرمان میدهد:
«نوک قلمهای خود را تیز کنید و بین سطرهای نوشته فاصله نیندازید. مطالب اضافی را در نوشتن نامه به من حذف کنید و به بیان اصل مقصود و مطلب بپردازید. از زیاده گویی بپرهیزید؛ زیرا بیت المال مسلمین نباید این گونه ضررها را بپذیرد.»[۲۱]
عمروعاص در دوران خلافت امام علی علیه السلام، نزد آن حضرت که در اتاق بیت المال مشغول حسابرسی بود رفت. حضرت شمع را خاموش نمود، عمروعاص را به بیرون از اتاق هدایت کرد تا در پرتو نور ماه گفت وگو کنند. امام در توجیه این حرکت فرمود:
«این شمع از بیت المال خریداری شده و جایز نیست از آن برای مذاکره شخصی استفاده شود.»[۲۲]
امام علی علیه السلام در نامهای به یکی از فرماندارانش نوشت:
«همانا گزارشی از تو به من رسیده که اگر درست باشد پروردگار خود را به خشم آورده و امام خود را نافرمانی نموده و در امانت خود خیانت کردهای. به من خبر رسیده که کشت زمینها را برداشته و آنچه را که میتوانستی گرفته و آنچه را در اختیار داشتی به خیانت خوردهای. پس هر چه زودتر حساب اموال را برای من بفرست و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت تر است.»[۲۳]
امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«بیت المال برای عموم مسلمانان است نه افراد خاص.»[۲۴]
عمومیت بیت المال، اقتضا دارد افرادی که مسئولیت حکومتی دارند و امکان تصرف در اموال عمومی برای آنان فراهم است، احتیاط بیش تری نمایند و همواره خود را در معرض آزمایش ببینند.
تخطی از اصل عمومیت بیت المال موجب شد زمامداران بنی امیه و بنی عباس، آن را مانند املاک شخصی خود تلقی نموده، وسیله رسیدن به اغراض خود قرار دهند. خلیفه سوم به دامادش «حارث بن حکم» در شب عروسی دخترش ۳۰۰۰۰۰ درهم و به برادر دامادش «مروان بن حکم» ۱۵ درآمد قاره آفریقا، به «زبیر بن عوام» ۶۰۰۰۰۰ درهم و به «طلحه» ۲۰۰۰۰۰ درهم بخشید.در چنین شرایطی «ابوذر» که به ریخت و پاشهای بی حد و حصر از بیت المال اعتراض داشت، به «ربذه» تبعید شد و عمار یاسر آن چنان لگد خورد که فتقش پاره شد.[۲۵]
امام علی علیه السلام پس از پذیرش خلافت، اقدام به بازگرداندن عطایای بی حساب و کتاب از بیت المال نمود و فرمود:
«به خدا قسم اگر "این اموال" را بیابم به بیت المال باز میگردانم؛ هر چند مهر زنان شده باشد یا کنیزی با آن خریده باشند؛ چون عدالت سبب گشایش و پیشرفت جامعه است و آن که عدالت به او گران آید، تحمل جور برای او گران تر است.»[۲۶]
«ابو رافع» کلیددار بیت المال گردنبندی را به قید امانت مضمونه، در برابر درخواست دختر امیرالمؤمنین علیه السلام در اختیارش قرار داد تا در ایام عید قربان از آن استفاده کند. امام هنگامی که گردنبند را در گردن دختر خود مشاهده کرد، بلافاصله ابو رافع را احضار نموده، به او فرمود:
«به بیت المال مسلمین خیانت میکنی؟ او عرض کرد: معاذالله که چنین کرده باشم. امام فرمود: بدون اجازه من چگونه گردنبند را در اختیار دخترم قرار دادهای؟ ابو رافع گفت: مولای من! او دختر شماست، من گردنبند را به قید امانت مضمونه به او تحویل دادهام. امام فرمود: همین امروز گردنبند را تحویل بگیر و چنین کاری را انجام نده. اگر به قید امانت مضمونه نبود، اکنون اولین دست از هاشمیان، دست دخترم بود که به عنوان سرقت جدا میشد.»[۲۷]
«عبدالله جعفر»، داماد و برادر زاده امام علی علیه السلام که دچار مشکل مالی شده بود نزد آن حضرت آمد و درخواست کمک نمود. امام به او فرمود:
«نه به خدا قسم، چیزی برای تو نمییابم، مگر این که به عمویت دستور سرقت دهی تا به تو کمک کند (کنایه از این که برداشت بدون حساب و کتاب از بیت المال، دزدی است).»[۲۸]
در آغاز خلافت امام علی علیه السلام افرادی به آن حضرت پیشنهاد کردند برای پیشرفت کار حکومت، امتیازی در بیت المال برای افراد صاحب نفوذ قائل باشد. امام از این پیشنهاد خشمگین شد و فرمود:
«آیا به من فرمان میدهید برای پیروزی خود از ستم دربارهٔ امت اسلامی که بر آنان ولایت دارم استفاده کنم؟ به خدا قسم تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پی هم طلوع و غروب میکنند هرگز چنین کاری نخواهم کرد. اگر این اموال از خودم بود به طور مساوی در میان مردم تقسیم میکردم؛ تا چه رسد که جزء اموال خداست. آگاه باشید، بخشیدن مال به آنان که استحقاق ندارند، زیاده روی و اسراف است؛ ممکن است در دنیا مقام بخشنده آن را بالا برد اما در آخرت پست خواهد کرد، در میان مردم ممکن است گرامی اش بدارند، اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است.»[۲۹]
عدالت مداری
یکی از مبانی و شاخصههای بیت المال، عدالت اقتصادی است. بیت المال بایستی براساس عدالت توزیع شود تا از تکاثر و رفاه زدگی جلوگیری شود. قرآن کریم در یک اصل کلی، عدالت مداری را مربوط به جمع میداند و میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی بر پا دارنده عدل و قسط باشید و برای خدا شهادت دهید؛ اگر چه علیه خودتان و والدین و فرزندانتان باشد.»[۳۰]
عدالت واژهای عام است و در همه ارکان زندگی جریان دارد. عدالت، واژه زیبا و گوارایی است که همه مردم آن را دوست دارند و از آن سخن میگویند. این اصل پربرکت موجب پیشرفت جامعه و سربلندی حکومت است. رعایت عدالت در توزیع بیت المال و رسیدگی به طبقات محروم و آسیب پذیر جامعه، ایجاد توازن اجتماعی، کاهش اختلاف طبقاتی و رفع تبعیضهای ناروا و موهوم، از اصول مهم در منابع بیت المال است.
امام علی علیه السلام در نامهای به والی مکه، قثم بن عباس، چنین نوشت:
«در مصرف اموال عمومی که در دست تو جمع شده، اندیشه کن و آن را به عیالمندان و گرسنگان پیرامونت ببخش و به مستمندان و نیازمندانی که سخت به کمک مالی تو احتیاج دارند برسان و مازاد را نزد ما بفرست تا در میان مردم نیازمندی که در این سامان هستند تقسیم گردد.»[۳۱]
عدالت در لغت، به معنای برابر سازی و توازن است.[۳۲] در مفهوم اجتماعی، هر گاه حق صاحب حقی به او داده شود گفته میشود عدالت رعایت شده است. عدالت اقتصادی یعنی رعایت استحقاقها و برداشتن تفاوتهایی که به تضییع حقوق افراد در جامعه منجر میشود.
قرآن کریم، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را به عنوان حاکم اسلامی، مسئول مستقیم ایجاد عدالت در جامعه معرفی نموده، میفرماید:
«بگو من به کتابی که خداوند نازل فرموده است ایمان دارم و مأمور شدهام در میان شما به عدالت رفتار کنم.»[۳۳]
امام کاظم علیه السلام فرمود:
«اگر در میان مردم عدالت برقرار شود مستغنی میشوند. سپس فرمود: همانا عدل از عسل شیرین تر است و عدالت نمیکند مگر کسی که عدالت را خوب میداند.»[۳۴]
امام علی علیه السلام در ایام زمامداری خود در شهر کوفه فرمود:
«سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان به سر ببرم یا به غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پیامبر را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم نموده و چیزی از اموالشان را غصب کرده باشم».[۳۵]
آن حضرت در پاسخ اعتراض طلحه و زبیر مبنی بر این که چرا در تقسیم بیت المال سهم آنان را بیش تر نداده است، فرمود:
«اما اعتراض شما که چرا با همه با تساوی رفتار کردم؟ این روشی نبود که به رأی خود یا به خواسته دل خود انجام داده باشم، بلکه من و شما این گونه رفتار را از دستورالعملهای پیامبرصلی الله علیه وآله آموختیم که چه حکمتی آورد و چگونه آن را اجرا کرده است. پس در تقسیمی که خدا به آن فرمان داد به شما نیازی نداشتم و حکم او را در آن اجرا میکردم.»[۳۶]
امام علی علیه السلام در نامهای به مصقله بن هبیره شیبانی، فرماندار اردشیر خرّه (فیروزآباد) از شهرهای استان فارس نوشته است:
«گزارشی از تو به من رسیده که اگر درست باشد خدای خود را به خشم آوردهای و امام خویش را نافرمانی کردهای؛ خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را که نیزهها و اسب هایشان گرد آورده و با ریخته شدن خون هایشان به دست آمده، به اعراب خویشاوند خود که تو را برگزیدند میبخشی. به خدایی که دانه را شکافت و پدیدهها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است.»[۳۷]
لزوم نظارت و حسابرسی
یکی از اموری که بایستی مورد اهتمام کارگزاران بیت المال باشد بازرسی، حسابرسی و نظارت بر بیت المال است. سیره امام علی علیه السلام در دوران خلافت که پس از نابسامانیهای اقتصادی و مشکلات مالی به جای مانده از زمامداری عثمان در پیش گرفت، نشانگر آن است که آن حضرت در مدت کوتاه حکومت خود حساسیت خاصی نسبت به نظارت و حسابرسی داشته و دخل و خرج بیت المال را مستقیماً تحت نظارت خویش قرار میداد و با متخلفان به شدت برخورد میکرد.
امام علی علیه السلام میفرماید:
«برای من سزاوار نیست که لشکر، بیت المال، جمع آوری خراج، قضاوت بین مسلمین و گرفتن حقوق درخواست کنندگان را رها سازم، آنگاه با استواری بیرون روم و به دنبال دستهای به راه افتم و چونان تیر نتراشیده در جعبهای خالی به این سو و آن سو سرگردان شوم. من چونان محور سنگ آسیاب باید بر جای خود استوار بمانم تا همه امور کشور پیرامون من و به وسیله من به گردش درآید. اگر من از محور خود دور شوم و مدار آن بلرزد، سنگ زیرین آن فرو ریزد.»[۳۸]
آن حضرت در نامهای به یکی از کارگزارانش مینویسد:
«گویا میراث پدر و مادرت را به خانه میبری. سبحان الله! آیا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمیترسی؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کردهای؛ در حالی که می دانی حرام میخوری و حرام مینوشی؟! چگونه با اموال یتیمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان برای خود کنیزان میخری و با زنان ازدواج میکنی که خدا این اموال را به آنان واگذاشته و این شهرها را به دست ایشان امن فرموده است؟!»[۳۹]
آن حضرت تا پاسی از شب مینشست و به حسابرسی و بیت المال میپرداخت.
امام خمینی قدس سره که با همت عالی و اتکال به خدای بی نیاز بر همه قدرتهای پوشالی پیروز شد و با پشتیبانی مردم، جمهوری اسلامی را بنیان نهاد، با الهام از مکتب علوی همواره موضوع رعایت بیت المال و نظارت بر آن را متذکر میشد. ایشان زندگی بسیار سادهای داشت و با وجود سرازیر شدن وجوه مختلف مالی به بیتشان، در استفاده از آن نهایت سختگیری را داشت. امام خمینی در دیدار کارگزاران نظام فرمود:
«ما چه کنیم با بیت المال مسلمین؟ وظیفه حکومت ما چیست با بیت المال مسلمین؟ این مسئله، مسئله آن نیست که در آن وقت و در حکومت حضرت امیر باشد. این دستورات در طول تاریخ برای کسانی که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ممکن در بیت المال تصرف نکنند. یک درهمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم. باید در پیشگاه خدای تبارک تعالی در کارهایی که میکنیم، تصرفهایی که در بیت المال میکنیم، باید بعد حساب بدهیم، چرا زیاده روی شد، مجازات دارد، عدالت شده باشد مجازات خیر دارد. بیت المال مسلمین را بزرگ شمارید، حکومتهای اسلامی، بیت المال را برای جلال و جبروت خودشان صرف نکنند. بیت المال مسلمین صرف آن چیزی بشود که برای مسلمین است. وزارتخانهها وقتی که میبینند که کارمند بیت المال مسلمین هستند و از آنجا حقوق میگیرند و ارتزاق میکنند و اداره، اداره بیت المال مسلمین است حتی در آن مسائلی که حضرت امیر گفته ملاحظه کنند، بزرگ بشمارند مسئله را. مسئله بیت المال مسلمین است و دستور، دستور اسلام است.»[۴۰]
در اصل ۵۵ قانون اساسی، نظارت و حسابرسی بیت المال به صراحت مورد توجه قرار گرفته است:
«دیوان محاسبات به کلیه حسابهای وزارتخانهها، مؤسسات، شرکتهای دولتی و سایر دستگاههایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده میکنند، به ترتیبی که قانون مقرر میدارد، رسیدگی یا حسابرسی مینماید که هیچ هزینهای از اعتبارات مصوبه تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد. دیوان محاسبات حسابها و اسناد و مدارک مربوطه را برای قانون جمع آوری و گزارش تفریغ بودجه هر سال را به انضمام نظرات خود به مجلس شورای اسلامی تسلیم مینماید. این گزارش باید در دسترس عموم گذاشته شود».
دقت و احتیاط در بیت المال
بیت المال، امانتی است در دست کارگزاران و مسئولان که بایستی احتیاط لازم را در مصرف و هزینه کردن آن داشته باشند. امام علی علیه السلام در نامهای به اشعث بن قیس، استاندار آذربایجان نوشت:
«همانا فرمانداری برای تو طعمه (وسیله آب و نان) نبوده، بلکه امانتی در گردن تو است. باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی. تو حق نداری نسبت به رعیت استبداد ورزی و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمایی. در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانه دار آنی تا به من بسپاری. امیدوارم برای تو بدترین والی نباشم.»[۴۱]
آن حضرت وقتی شنید عثمان بن حنیف انصاری - استاندار بصره - دعوت ثروتمندی را پذیرفته و سر سفره رنگین او نشسته است، نامه اعتراض آمیزی به او نوشت که بخشی از آن چنین است:
«آگاه باش، امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید؛ اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید.»[۴۲]
آن حضرت در نامهای به «زیاد بن ابیه» - استاندار فارس - که بعداً حضرت خود او را عزل کرد نوشت:
«از اسراف بپرهیز و میانه روی را برگزین. از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به اندازه کفاف خویش نگه دار و زیادی را برای روز نیازمندی ات در آخرت پیش فرست.»[۴۳]
در اصل ۴۹ قانون اساسی نیز این موضوع مورد توجه قرار گرفته است:
«دولت موظف است ثروتهای ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده از مقاطعه کاریها و معاملات دولتی، فروش زمینهای موات و مباحات اصلی، دایر کردن اماکن فساد و سایر موارد غیر مشروع را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلوم نبودن او به بیت المال بدهد. این حکم باید با رسیدگی و تحقیق و ثبوت شرعی به وسیله دولت اجرا شود.»
امام علی علیه السلام همراه سربازان اسلام و غنایم فراوان از یمن به مکه باز میگشت. در نزدیکیهای مکه، آن حضرت یکی از اصحاب را جانشین خود قرار داد و خود با سرعت به حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله شتافت. وقتی امام از کاروان دور شد، سربازان جامههای قیمتی بیت المال را بین خود تقسیم کردند و پوشیدند. حضرت آنگاه که به کاروان بازگشت و چشمش به لباسهای قیمتی بیت المال که بر تن سربازان بود افتاد، شدیداً به آنان اعتراض کرد. آنان پاسخ دادند: میخواستیم با لباسهای فاخر و زیبا وارد مکه شویم.
امام علی علیه السلام فرمود: آیا پیش از آن که خدمت پیامبر برسید چنین حقی را دارید؟ سپس دستور داد لباسها را از تن خارج کنند و به بیت المال باز گردانند. برخی از سربازان از این برخورد شدید امام علی علیه السلام ناراحت شدند و نزد رسول خداصلی الله علیه وآله زبان به شکایت گشودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
«أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَشْكُوا عَلِيّاً فَوَ اللَّهِ إِنَّهُ لَخَشِنٌ فِي ذَاتِ اللَّه.»[۴۴]
«ای مردم! از علی شکایت نکنید. به خدا سوگند، همانا علی در راه خدا سختگیر است.»
شرکت کنندگان در جنگ حنین، پس از دیدن اموال غنیمتی، به سوی رسول خداصلی الله علیه وآله هجوم آوردند و خواستار تقسیم هر چه سریع تر آنها شدند. پیامبر در پاسخ فرمود:
«به خدا قسم، اگر به شماره درختان تهامه، گوسفند و شتر باشد همه را بر شما قسمت میکنم و در من بخل و ترس و دروغی نخواهید یافت. سپس پهلوی شتری ایستاد و پارهای کرک با دو انگشت خود از کوهان شتر برگرفت و آن را بلند کرد و فرمود: ای مردم! به خدا قسم که از غنایم شما و از این پاره کرک جز خمس آن حقی ندارم و خمس هم به شما باز میگردد، پس حتی نخ و سوزن را هم بیاورید که خیانت در غنیمت، روز قیامت برای خیانتکار سبب ننگ و آتش و بدنامی است. این سخن چنان تأثیری بر حاضران گذاشت که یکی از سپاهیان گلولهای نخ موئین را آورد و گفت: ای رسول خداصلی الله علیه وآله این را برداشتم که پالان شتر خود را با آن بدوزم؛ زیرا پشت شترم زخم شده بود.»[۴۵]
حضرت داودعلیه السلام از انبیای بزرگ الهی است. روزی جبرئیل بر او فرود آمد و گفت:
«تو آدم خوبی هستی الا این که از بیت المال ارتزاق مینمایی. حضرت ۴۰ شبانه روز گریه کرد تا این که خداوند تعالی آهن را در دست او نرم قرار داد. "و النا له الحدید"[۴۶] و او هر روز یک زره میساخت و با دسترنج خویش نیازش را به بیت المال پایان داد.»[۴۷]
در روایات آمده است:
«مالی از اصفهان رسید و علی علیه السلام آن را به هفت قسم به تعداد هفت قبیله کوفه تقسیم کرد و در آن حال پاره نانی یافت، آن را نیز به هفت قسم تقسیم نموده و هر قطعه را روی یک جزء گذاشت و سرانجام میان آنها قرعه انداخت تا کدام یک را به یکی از قبایل کوفه در نوبت اول ببخشد.»[۴۸]
امام خمینی قدس سره میفرمود:
«اگر فقیهی در فکر جمع آوری مال دنیا باشد عادل نیست و نمیتواند امین رسول اکرم صلی الله علیه وآله و مجری احکام اسلام باشد.»[۴۹]
یکی از همراهان امام در نجف اشرف میگوید، امام همواره میفرمود:
«هیچ کس حق ندارد از این دفتر من به جایی تلفن کند، تلفن داخل نجف را اجازه میدادند اما به کربلا یا جای دیگر نمیتوانستیم تلفن بزنیم؛ زیرا امام تحریم کرده بود، حتی به فرزند خود فرمودند: تو حق نداری به تهران یا جای دیگر تلفن کنی، ولی اگر در مسیر انقلاب بود مانند نشر اعلامیه به وسیله تلفن یا گرفتن خبر، اجازه میداد.»[۵۰]
شیخ انصاری قدس سره برادری داشت به نام شیخ منصور که از دانشمندان بزرگ بود، اما تنگ دست و فقیر. روزی مادر وی به حالش رقت کرد و به برادر بزرگ ترش شیخ انصاری، که در آن هنگام مرجع وحید و یگانه شیعه بود، گله کرد و زبان به اعتراض گشود و چنین گفت: تو می دانی که برادرت منصور با این عائله سنگین در شدت فقر به سر میبرد و ماهانهای که به او میدهی رفع احتیاجات او را نمیکند، در صورتی که این همه اموال تحت تصرف توست و میتوانی به او بیش از دیگران کمک کنی.
شیخ به دقت به سخنان مادر گوش فرا داد، آنگاه کلید اتاقی را که وجوه شرعی در آن بود تحویل مادر داد و خطاب به وی با لحنی مؤدبانه اظهار کرد:
«مادر بیا این کلید را بگیر و هر چه پول میخواهی برای منصور بردار، به شرط این که در قبال آن من مسئولیتی نداشته باشم، و وبال آن بر دوش خودت باشد و تو آن را تحمل کنی! این اموالی که نزد من است حقوق فقیران و مستمندان است و بین آنان به طور مساوی تقسیم میشود. همه تنگدستان در این باب یکسانند و مانند دندانههای شانه هستند که هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند. مادرم! اگر در قبال این مبلغ اضافی که برای منصور برمی داری فردای قیامت جوابی داری، هر چه میخواهی انجام ده، ولی بدان که حسابی در پیش است بس دقیق و سخت و هولناک و بدون کمترین مسامحه.»[۵۱]
اهداف تأسیس بیت المال
نهاد بیت المال در آغاز شکل گیری، بسیار ساده بود. اصول اولیهای که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برای آن ترسیم نمود، به تدریج تکامل یافت و منشأ تشکیل نهادی گسترده و فراگیر شد. فلسفه وجودی بیت المال از فلسفه وجودی حکومت در اسلام جدا نیست. قرآن کریم، فلسفه تشکیل حکومتها و بعثت انبیا را اقامه قسط و عدل در جامعه دانسته است.[۵۲]
از نظر اسلام، حق حکومت و فرمانروایی متعلق به خداست.[۵۳] منشأ مشروعیت حکومت اسلامی به اراده تشریعی او بستگی دارد. حکومت دینی توسط جانشینان الهی در روی زمین شکل میگیرد تا به اقامه عدالت و رسیدگی به حقوق مردم پرداخته و جلوی ستم گرفته شود.
یکی از ابعاد حاکمیت دولت اسلامی، بعد اقتصادی است. در نظام اسلامی، مال هدف نیست بلکه وسیلهای است تا در خدمت رشد و تعالی معنوی انسان قرار گیرد.[۵۴]
بیت المال به عنوان اولین نهاد رسمی در تاریخ اسلام، بیشترین مباحث را در نظام اقتصادی اسلام به خود اختصاص داده است. با مراجعه به سخنان معصومان، به ویژه امام علی علیه السلام که بیشترین نقش را در تثبیت جایگاه بیت المال داشتند، عمدهترین اهداف از تأسیس این نهاد را میتوان چنین برشمرد:
فقر زدایی
یکی از ناهنجاریهای دردناک زندگی بشر، پدیده فقر است. فقر در لغت، به معنای شکاف و فاصله بین اشیاء است. استخوانهای کمر را که به صورت مهرهای بوده و دارای شکاف و فاصله است به این جهت «ستون فقرات» گویند.[۵۵]
فقر از گذشته تاریخ تاکنون جسم و جان آدمیان را آزرده و علی رغم پیشرفت گسترده و ادعای برنامه ریزی نه تنها از حجم آن کاسته نشده بلکه روز به روز افزایش یافته است.
در آیات، روایات، ادعیه و سیره معصومان علیهم السلام، از فقر به عنوان یک پدیده شوم یاد شده است.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در یکی از دعاهای خود عرضه داشت:
«خدایا! از فقر و کفر به تو پناه میبرم. شخصی پرسید: آیا این دو با هم مساوی اند؟ حضرت فرمود: آری!»[۵۶]
امام علی علیه السلام فرمود:
«الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ .»[۵۷]
«فقر، مرگ بزرگ است.»
«الْفَقْرُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل.»[۵۸]
«فقر، سخت تر از قتل است.»
«ان الفقر مذلة للنفس مدهشة للعقل جالب للهموم.»[۵۹]
«فقر نفس را خوار میکند و خرد را سرگشته میسازد و اندوهها را به سوی آدمی میکشد.»
« الْفَقْرُ سَوَادُ الْوَجْهِ فِي الدَّارَيْن.»[۶۰]
«فقر سیاه رویی دو جهان است.»
«ً فَالْخَيْرُ الصِّحَّةُ وَ الْغِنَى وَ الشَّرُّ الْمَرَضُ وَ الْفَقْر.»[۶۱]
«خیر، سلامتی و بی نیازی است و شر، بیماری و فقر است.»
به محمد بن حنیفه فرمود:
«فرزندم! من از فقر و نادانی بر تو بیمناکم. پس از آن به خدا پناه ببر؛ زیرا فقر باعث کاستی در دین و سرگشتگی خرد و مایه کینه و دشمنی است.»[۶۲]
«کسی را که در پی تحصیل خوراک روزانه خود است سرزنش مکن؛ زیرا کسی که قوت خود را نداشته باشد خطاهایش بسیار است. فرزندم! آدم فقیر، حقیر است، سخنش خریداری ندارد، قدر و مقامش شناخته نمیشود. فقیر اگر راستگو باشد او را دروغگو مینامند، اگر زاهد و دنیا گریز باشد نادانش میخوانند. فرزندم! هر کس به فقر گرفتار گردد دچار چهار خصلت میشود: سستی در یقین، کاستی در عقل، شکنندگی در دین و کم شرمی در چهره. پس از فقر به خدا پناه میبریم.»[۶۳]
یکی از عوامل فقر، بی توجهی و بی برنامگی حاکمان جامعه است. حکومتها با برنامه ریزی غلط و میدان دادن به ثروتمندان میتوانند زمینه تهیدستی توده مردم را فراهم سازند؛ چنان که میتوانند با برنامه ریزی اصولی و طرحهای زیر بنایی و تعدیل ثروت به دفاع از طبقات محروم بپردازند. امام کاظم علیه السلام میفرماید:
«خداوند، زمامداران الهی را موظف ساخته که زندگی فقیران را بالا ببرند و بدهی بدهکاران را بپردازند و بار سنگین زندگی را از دوش افراد عائله مند بردارند و برهنگان را بپوشانند و به اسیران نیکی کنند.»[۶۴]
یکی از راهکارهای فقرزدایی، تشکیل محلی برای جمع آوری اموال عمومی است، تا با نظارت دقیق بر ورود و خروج اموال، جلوی تکاثر و انحصارگرایی در ثروت گرفته شود.
امام علی علیه السلام در نامه معروف به مالک اشتر مینویسد:
«تمام مردم نان خور مالیات و مالیات دهندگانند.»[۶۵]
رسیدگی به اقشار آسیب پذیر و تأمین نیازمندیهای آنان، اولویت نخست در مصرف بیت المال است. تشریع فریضه زکات به عنوان یکی از منابع درآمد بیت المال به همین منظور است.
امام علی علیه السلام با اهتمام بر این مطلب، همواره کارگزاران خود را برای رسیدگی به امور نیازمندان و فقرزدایی از چهره آنان سفارش مینمود. آن حضرت در نامهای به قثم بن عباس، فرماندار مکه نوشت:
«در مصرف اموال عمومی که در دست تو جمع شده است اندیشه کن و آن را به عیالمندان و گرسنگان پیرامونت ببخش و به مستمندان و نیازمندانی که سخت به کمک مالی تو احتیاج دارند برسان و مازاد را نزد ما بفرست تا در میان مردم نیازمندی که در این سامان هستند تقسیم نمایم.»[۶۶]
اصلاح امور
هدف محوری دیگر از تأسیس بیت المال، اصلاح امور و رفع نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی است. اصلاح شیوه دریافت بیت المال و هزینه کردن آن، منجر به اصلاح امور مردم در جامعه میگردد.
«خراج (بیت المال) را به گونهای که وضع مالیات دهندگان را سامان دهد بررسی کن، زیرا بهبودی وضع مالیات و مالیات دهندگان سبب بهبودی امور دیگر اقشار جامعه است و تا امور مالیات دهندگان اصلاح نشود کار دیگران سامان نخواهد یافت؛ زیرا همه مردم نان خور مالیات و مالیات دهندگانند.»[۶۷]
اصلاح امور اقتصادی، سیاسی و نظامی و کسب استقلال در این زمینهها، در پرتو بودجه و سرمایهای است که در اختیار دولت و حاکم اسلامی است. اگر مالیات و بیت المال نباشد دولت نمیتواند به تقویت بنیه دفاعی و رفع نواقص و اصلاح امور زیربنایی کشور بپردازد. امام علی علیه السلام در بخشی از نامه معروف خود به مالک اشتر مینویسد:
«پس سپاهیان اسلام جز به خراج و مالیات رعیت (بیت المال)، که به آن برای جهاد با دشمن تقویت گردند و برای اصلاح امور خویش به آن تکیه کنند و نیازمندیهای خود را برطرف سازند، پا نمیگیرند.»[۶۸]
استقلال سیاسی
اداره و دوام حکومت مستقل، محتاج بودجه و پشتوانه مالی است. حکومتهای وابسته، که در همه چیز نیازمند قدرتهای بزرگ هستند، قدرت تصمیم گیری ندارند. فقر و ضعف اقتصادی، زمینه وابستگی سیاسی و نظامی را فراهم میسازد. بیت المال قوی و ساختار اقتصادی سالم، زمینه استقلال در همه زمینهها را فراهم میسازد.
امام علی علیه السلام در تبیین آثار بعثت پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله میفرماید:
«در میان نعمتها غرق گشتند و در خرمی زندگانی شادمان شدند. امور اجتماعی آنان در سایه قدرت حکومت اسلام، استوار شد و در پرتو عزتی پایدار، آرام گرفتند و به حکومتی پایدار رسیدند. آنگاه آنان حاکم و زمامدار جهان شدند و سلاطین روی زمین گردیدند و فرمانروای کسانی شدند که در گذشته حاکم بودند و قوانین الهی را بر کسانی اجرا میکردند که مجریان احکام بودند و در گذشته، کسی قدرت در هم شکستن نیروی آنان را نداشت و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمیپروراند.»[۶۹]
امام علی علیه السلام یکی از دلایل سقوط حکومت عثمان و شورش مردم ضد او را فساد اقتصادی دانسته، میفرماید:
«خویشاوندان پدری او از بنی امیه به پاخاستند و همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند؛ به سان گرسنهای که به جان گیاه بهاری بیفتد. عثمان آن قدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد واعمال او مردم را برانگیخت و شکم بارگی او نابودش ساخت.»[۷۰]
اگر بیت المال قوی بوده و در اختیار دولت باشد افزون بر استقلال اقتصادی، استقلال در امور سیاسی و نظامی نیز ایجاد میگردد و با تأمین حقوق نظامیان و سایر کارگزاران، زمینه تقویت حکومت فراهم میشود.
تأمین حقوق مردم و رسیدگی به محرومان
تأمین نیازهای مردم، به ویژه قشر آسیب پذیر، از اهداف والای تأسیس بیت المال بود. فریضه زکات، که یکی از منابع بیت المال است، به همین منظور تشریع شد. امام علی علیه السلام در بخشی از نامه معروف مالک اشتر مینویسد:
«سپس خدا را، خدا را در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه که هیچ چارهای ندارند و عبارتند از زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان. همانا در این طبقه محروم گروهی خویشتن داری میکنند و گروهی به گدایی دست نیاز برمی دارند. پس برای خدا، پاسدار حقی باش که که خداوند برای این طبقه معین کرده است. بخشی از بیت المال و بخشی از غلههای زمینهای غنیمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پایین اختصاص ده؛ زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیکترین آنان سهمی مساوی وجود دارد و تو مسئول رعایت آن هستی. مبادا سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد.»[۷۱]
تأمین اهداف بلند دیگری مانند: هدایت مردم به سمت اخلاق کریمه، استقرار عدالت اجتماعی در جامعه، رشد استعدادها و شکوفایی خلاقیتها و استمرار حکومت، از عوامل شکل گیری بیت المال است.
عوامل شکل گیری بیت المال
دولتهای بزرگ و صاحبان تمدنهای کهن قبل از اسلام مانند ایران و روم که دارای تشکیلات منظمی بودند، برای اداره امور مالی خود سازمانهایی تأسیس کرده بودند. شاهان ایران و روم، خزانه و محلی برای نگه داری اموال ساخته بودند و نظام مالیاتی داشتند. طبری در گزارشی از پادشاهی شیرویه و کشتن پدرش به دست او مینویسد:
«خسرو پرویز در پاسخ فرستاده شیرویه گفت: خراج چیز واجب است، مُلک به خراج درست میشود و این واجب است بر رعیت، و بیت المال را نه من این بدعت آوردهام و این خراج انوشیروان نهاد که ملوک را از خاسته چاره نیست و همه رعیت را گرد کرد و زمینها را مساحت کرد... و آن کس که خراج نداد و بر خویشتن جمع کرد حق است بر مَلِک که آن را از وی بستاند و نیز او را عقوبت کند که او ویرانی بیت المال بود.»[۷۲]
اعراب، به سبب نداشتن حکومت واحد و ساده بودن تشکیلات زندگی شان، نهاد مالی منظمی نداشتند. بزرگترین واحد اجتماعی و سیاسی آنها قبیله بود که در آن، رئیس قبیله حرف نهایی را میزد.
دو عامل عمده، ضرورت شکل گیری بیت المال را ایجاب نمود:
برپایی دولت اسلامی
با ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان و شکل گیری حکومت اسلامی به رهبری پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در یثرب، اولین بنیانهای امور اداری و مالی پی ریزی شد. رسول خدا در آغازین روزهای ورود به مدینه، اقدام به تدوین قانون اساسی کرد. این قانون مشتمل بر نصوص مهمی بود و بخشی از آن مربوط به جنبههای مالی مسلمانان میشد، از جمله:
۱ - مهاجران قریش در صورتی که بر حال اسلام باقی باشند، دیه یکدیگر را میپردازند و فدیه عانی (اسیر) خود را بر طبق آنچه میان مؤمنان پسندیده و عادلانه است، پرداخت میکنند و نسبت به بقیه قبیلههایی که اسلام را پذیرفتهاند نیز حال بدین منوال خواهد بود.
۲ - مؤمنانی که وام دارند و از عهده ادای آن برنمی آیند و فاقد حامی و سرپرست اند نباید به همین وضع رها شوند، بلکه باید در دادن فدیه و دیه به آنها کمک و احسان شود.
۳ - مؤمنان مادام که در حال پیکارند باید یهود و مؤمنان به اتفاق هزینهها را پرداخت کنند.
۴- هر فردی بهره خود را از جایی که در آن قرار دارد، دریافت میکند.[۷۳]
به دنبال آغاز اولین عملیات جنگی در سال دوم هجری، که در ماه رجب و هفدهمین ماه هجرت پیامبر اکرم به فرماندهی عبدالله بن جحش بن رئاب اسدی صورت گرفت، اموالی به دست مسلمانان رسید.[۷۴]
در غزوات و سرایای بعدی نیز اموال و غنایم فراوان به دست آمد. این غنایم نخستین منبع درآمد دولت اسلامی محسوب میشد و اندیشه تأسیس محلی را برای نگه داری آنها، گرچه به صورت موقت، ایجاب نمود.
گسترش دامنه فتوحات اسلامی
به دنبال فتوحاتی که اغلب بعد از رحلت پیامبر شکل گرفت، غنایم، خراج و جزیه، سیل آسا به سوی حکومت مرکزی سرازیر شد. فتوحات که در دوران خلیفه دوم گسترش چشمگیری یافته بود، موجب شد در سال ۱۳ و ۱۵ هجری فلسین، عراق، ایران، مصر و آفریقا به تصرف مسلمانان درآید.
ثروت مسلمانان فزونی یافت. این فزونی ایجاب میکرد مؤسسهای برای نگه داری اموال و هزینه کردن آن طبق مصالح مردم ایجاد شود.
پیشینه تأسیس بیت المال
دولتهای بزرگ پیش از اسلام دارای سازمانهای مالی گستردهای بودند؛ اما شبه جزیره عربستان به دلیل فقدان حکومت واحد دارای چنین تشکیلاتی نبود. بزرگترین واحد اجتماعی آن، قبیله بود که رئیس آن سرپرستی و حاکمیت داشت و فرمانش اغلب به عنوان قانون رسمی محسوب میشد.
با ظهور و پیشرفت اسلام، به ویژه پس از استقرار حکومت اسلامی در مدینه، نیاز به تأسیس نهاد جدیدی برای نگه داری اموال عمومی احساس شد. به دنبال پیروزی مسلمانان در جنگها و حملههای نظامی، غنایم و اموالی به دست آمد که تعلق به عموم داشت و بایستی برای آن تصمیم گیری میشد. به عنوان مثال، در نبرد بدر پس از به دست آمدن پیروزی، اموال و سلاحهایی به دست مسلمانان افتاد. بین رزمندگان جوان که در نبرد شرکت کرده بودند و افراد سالخورده در تقسیم غنایم و میزان سهم، اختلاف و مشاجره شد. طبق نقل برخی از مفسران، آیات آغازین سوره انفال به همین مناسبت نازل گردید:
««یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و اصلحوا ذات بینکم و اطیعوا الله و رسوله ان کنتم مؤمنین»[۷۵]
در این آیات، به صراحت، غنایم متعلق به پیامبر خوانده شده تا آن حضرت به هر شکل که صلاح بداند در آن تصرف کند؛ البته در آیات دیگر همین سوره،۴۵ غنایم برای رزمندگان و ۱۵ باقی مانده برای مصارف خاصی تعیین شده است[۷۶]. پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در نبرد بدر، غنایم را بین رزمندگان به صورت مساوی تقسیم کرد.[۷۷]
این شیوه در نبردهای بعدی نیز ادامه یافت. در سالهای بعد، مالیات جزیه و زکات نیز به اموال عمومی اضافه شد. رسول خداصلی الله علیه وآله هرگز راضی نمیشد مالی نزد او بماند و شبی را با آن سر کند. آن حضرت پس از به دست آمدن غنایم و اموال عمومی، اقدام به توزیع آن میکرد. یکی از دلایل این امر، میزان اندک غنایم و فراوانی نیازها بود. به دلیل بیشتر بودن هزینهها و نیازمندی مسلمانان، هیچ گاه اموال عمومی در جایی جمع نشد.
در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله، عملاً بیت المال در قالب یک تشکیلات منظم شکل نگرفت. زمان خلافت کوتاه ابوبکر نیز به همین منوال سپری شد. در زمان خلافت عمر، میزان غنایمی که سیل آسا به سوی مدینه میآمد به حدی زیاد بود که مردم را دهشت زده و مبهوت کرد. ابو یوسف یعقوب بن ابراهیم گزارش این تحول عظیم را چنین ذکر میکند: ابو هریره میگوید از بحرین با ۵۰۰۰۰۰ درهم بازگشتم، نزد عمر بن خطاب رفتم و گفتم: ای امیرالمؤمنین! این مال را از من تحویل بگیر، گفت: چه مقدار است؟ گفتم: ۵۰۰ هزار درهم، گفت: آیا می دانی ۵۰۰۰۰۰ درهم چه مقدار است؟ گفتم: ۱۰۰۰۰۰ درهم و ۱۰۰۰۰۰ درهم و.... تا پنج مرتبه، گفت: تو خواب آلوده هستی، برگرد شب را به صبح برسان. پس صبح پیش او رفتم و گفتم: این مال را از من تحویل بگیر، گفت: چه مقدار است؟ گفتم: ۵۰۰۰۰۰ درهم، گفت: آیا از راه حلال است؟ گفتم: جز این سراغ ندارم، پس عمر گفت: ای مردم! به درستی که مال فراوانی نزد ما آمده است، پس اگر خواستید با کیل به شما بدهم،کیل خواهم کرد و اگر با تعداد خواستید، شمارش خواهم نمود و اگر با وزن خواستید برای شما وزن خواهم کرد، مردی برخاست و گفت: دیوان تشکیل بدهید و براساس آن عطا کنید. عمر این پیشنهاد را پذیرفت.[۷۸]
شکل گیری بیت المال به صورت سازمانی منظم با هدف نگه داری و توزیع اموال از این زمان آغاز شد. اموال ارسال شده به سوی دولت اسلام بر اثر فتوحات و کشورگشاییها روز به روز بیش تر میشد.
در سال ۱۶ هجری، با فتح مداین، ظرفهای طلا و نقره بسیار به دست مسلمانان رسید. فرشهای مخمل فراوان به دست آمد، در جنگ جلولاء ۰۰۰/۰۰۰/۳۰ دینار غنیمت کسب شد.[۷۹]
با توجه به آنچه ذکر شد، تأسیس بیت المال به صورت نهادی رسمی در زمان خلیفه دوم شکل گرفت؛ اما شکل ساده آن یعنی محلی که همه اموال عمومی در آن جا جمع گردیده و بین مسلمانان تقسیم شود در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پی ریزی شد.
امام علی علیه السلام در دوران خلافت خود، بیت المال را مورد توجه عمیق قرار داده و با تعیین کارگزاران و بیان توصیههای خاص، اداره آن را نهادینه نمود.
بیت المال در طول دوران خلافت بنی امیه و بنی عباس، همواره به عنوان پشتوانه مالی حکومت محسوب میشد.
ادامه دارد
پانویس
- ↑ فرهنگ دهخدا، واژه بیت المال.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر: غلامعلی حداد عادل، ج 5، ص 85.
- ↑ دائرةالمعارف تشیع، زیر نظر احمدصدرحاج سیدجوادی،کامران فانی وبهاءالدین خرمشاهی،ج 3،ص 556.
- ↑ دائرة المعارف الشیعیة، محمد حسین اعلمی حائری، ج 6، ص 360.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 126.
- ↑ مقدمه ابن خلدون، ج 2، ص 16.
- ↑ بیت المال، پیدایش و تحولات آن، خوله شاکر الدخیلی، ترجمه سید محمد صادق عارف، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1379 ش، ص 37.
- ↑ الاحکام السلطانیه، ماوردی، ص 236.
- ↑ همان، ص 199.
- ↑ تاریخنامه (طبری منسوب به بلعمی)، ج 3، ص 462.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج 5، بیت المال.
- ↑ سوره قصص (28) آیه 83.
- ↑ مجمع البیان، طبرسی، ذیل آیه.
- ↑ من لایحضره الفقیه، صدوق، ج 4، ص 418، شماره 5912.
- ↑ تفسیر کبیر، فخر رازی، ج 10، ص 139، ذیل آیه 58 سوره نساء.
- ↑ شرح غرر الحکم، ج 4، ص 47.
- ↑ بحارالانوار، مجلسی، ج 78، ص 60.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 224.
- ↑ همان، نامه 41.
- ↑ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 110.
- ↑ بحار الانوار، ج 4، ص 105.
- ↑ بحار الانوار، ج 41، ص 116.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 40.
- ↑ الحکومة الاسلامیة و مایتعلق بها فی احادیث الشیعه الامامیة، حسین مظاهری و دیگران، ص 101.
- ↑ ر.ک. مروج الذهب، مسعودی، ج 2، ص 484.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 15.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 18، ص 521.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 300.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 126.
- ↑ سوره نساء (4) آیه 135.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 40.
- ↑ مفردات، راغب اصفهانی، واژه عدل.
- ↑ سوره شوری (42) آیه 15.
- ↑ اصول کافی، کلینی، ج 1، ص 542.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 224.
- ↑ همان، نامه 41.
- ↑ همان، نامه 43.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 119.
- ↑ همان، نامه 41.
- ↑ صحیفه امام.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 5.
- ↑ همان، نامه 45.
- ↑ همان، نامه 21.
- ↑ امام علی علیه السلام و اقتصاد، محمد دشتی، ص 143.
- ↑ تاریخ پیامبر اسلام، محمد ابراهیم آیتی، ص 562.
- ↑ سوره سبأ (34) آیه 10.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 12، ص 22.
- ↑ امام علی علیه السلام و اقتصاد، ص 133.
- ↑ سیمای فرزانگان، رضا مختاری، ص 425.
- ↑ همان، ص 423.
- ↑ همان، ص 428.
- ↑ سوره حدید (57) آیه 25.
- ↑ سوره یوسف (12) آیه 40.
- ↑ قال رسول الله صلی الله علیه وآله: نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ الْغِنَى. وسائل الشیعه، ج 12، ص 6.
- ↑ دانشنامه امام علی، ج 7، ص 203.
- ↑ میزان الحکمه، ج 6، ص 2438.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 163.
- ↑ بحارالانوار، ج 72، ص 47.
- ↑ میزان الحکمه، ج 6، ص 2441.
- ↑ همان، ج 6، ص 2441.
- ↑ بحارالانوار، ج 81، ص 209.
- ↑ میزان الحکمه، ج 6، ص 2442.
- ↑ همان، ج 6، ص 2441.
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 90.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 53.
- ↑ همان، نامه 67.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ همان، خطبه 192.
- ↑ همان، خطبه 3.
- ↑ همان، نامه 53.
- ↑ تاریخ نامه طبری، ج 2، ص 83.
- ↑ یت المال، پیدایش و تحولات آن، ص 20.
- ↑ مغازی، ج 1، ص 15.
- ↑ سوره انفال (8) آیه 1.
- ↑ سوره انفال (8) آیه 41.
- ↑ تفسیر کشاف، زمخشری، ج 2، ص 2.
- ↑ کتاب الخراج، ابو یوسف، ص 45.
- ↑ تاریخ طبری، ج 4، ص 29.







