نشریه شجره طیبه صالحین 2

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
شجره طیبه صالحین
مشخصات نشریه
IMAGE635779368635670833.jpg
صاحب امتیاز معاونت تعلیم و تربیت سازمان بسیج مستضعفین
زبان فارسی
ناشر روزنامه جوان
محل انتشارات

قم. خیابان ۱۹ دی (باجک) بین کوچه ۳۸ و .۴۰ ساختمان فدک. واحد .۱۳ دفتر نشریه صالحین کد پستی: ۳ ۷ ۱ ۳ ۶–۳ ۸ ۶ ۶ ۳

پست الکترونیک: s.nashrie@yahoo.com شماره تماس: ۰ ۲ ۵–۳ ۷ ۱ ۰ ۱ ۲ ۱ ۵ ۰ شماره پیامک: ۰۹۱۹۰۴۹۲۱۶۴
شورای سیاستگذاری
آیت الله کعبی، آیت الله فرحانی، سردار محمد
رضا نقدی، حجت الاسلام و المسلمین دسمی
مدیر مسئول سعید دسمی
سردبیر رضا تاران
طراح گرافیک مینو حیات بخش
همکاران این شماره سعید مقدم، یوسف رحمانی، معصومعلی بیات، عباس فرامرزی

محتویات

سرگروه گرامی

۱. بخشی از محتوای حلقه های صالحین با توجه به نیازسنجی سرگروه های محترم تربیتی و با مشورت با مربی تعیین میشود، از این رو با توجه به نیازهای موجود حلقه، هر سرگروه باید در راستای ارتقای حلقه تربیتی خود کوشا باشد، این بخش از محتوای تربیتی-معرفتی- بصیرتی و مهارتی اگر چه ممکن است در اصول مشترک باشد اما در انتخاب موضوعات بر اساس نیازهای حلقه صالحین اقدام میگردد، از این رو میتوان گفت در اختیار سرگروه و مربی و در راستای چارچوبی که در دفترچه راهنمای سرگروه آماده است خواهد بود.

۱. بخش دیگری از محتوای حلقه صالحین مباحثه و ترویج گفتمان والیت است، این بخش از محتوا در راستای هماهنگی و پیوند حلقه های صالحین سراسر کشور به یکدیگر و در راستای تاثیرگذاری و جریان سازی و حرکت به سمت آرمانهای اسلام و انقلاب اسلامی انجام میگیرد، لازم بذکر است که ده ها هزار حلقه صالحین در کشور بصورت همزمان فعال هستند و صدها هزار نفر متصل به این حلقه ها، پس طبیعی است که میتوان با هماهنگی در بخشی از محتوا بر جامعه تاثیرگذار بود. سازمان بسیج مستضعفین در راستای ترویج گفتمان والیت هر دوماه یکی از خواسته های والیت را در دستور کار خود قرار میدهد، و در پی آن است تا هر هر بار یکی از اندیشه های والیت در سراسر کشور توسط بسیجیان والیت فهم و مورد ترویج قرار گیرد، از این رو از سرگروه های گرامی انتظار است مطالب هر شماره از نشریه صالحین را چند جلسه مورد مباحثه قرار دهند تا هم متربیان با اندیشه های والیت آشنا شوند و در زندگی خود بکار بندند و هم آنکه کمکی به ترویج این گفتمان در زندگی داشته باشند.

۳. امر به معروف و نهی از منکر در دو شماره از نشریه صالحین ارائه شده است در شماره اول سعی شد تا کلیاتی از امر به معروف و چرایی ترک امر به معروف و نهی از منکر ارائه گردد تا مخاطب، شناخت نسبی از امر به معروف و انگیزه و دغدغه این فریضه را بدست آورد، در این شماره از نشریه امر به معروف و نهی از منکر با محوریت مهارتی ارائه شده است تا مخاطب در کنار داشتن انگیزه و شناخت معروف و منکر با مهارتهای امر به معروف آشنا شود از این رو بسیار مهم است که سرگروه های محترم با نگرش مهارتی به مطالب نگاه کنند.

امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام صالحین

بالاترین منکر

بالاترین تخلفها، تخلفها و جرایمی هستند که پایه های نظام را سست میکنند. ناامید کردن مردم، مأیوس کردن دلهای امیدوار، کج نشان دادن راه است. گمراه کردن انسانهای مؤمن و با اخلاص، سوء استفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی، کمک کردن به دشمن، مخالفت کردن با احــکام اسلام و پیاده شدن مقررات اسلام، تلاش برای به فساد کشاندن نسل مؤمن، منکرهای مهم هستند. امروزه دست هایی تلاش میکنند تا فساد را به صورت نامحسوس) نه آنجور که شما درخیابان ببینید و بفهمید و مشاهده کنید (به شکل گروهکی و با هدایت دشمن در بین جوامع ترویج کنند. پسرها را به فساد و بی تفاوتی بکشانند. اینها منکرات است. منکرات هم اخلاقی، هم سیاسی و هم اقتصادی است)۱(

ضامن برپا داشتن همه فرایض اسلامی

تمامی آحاد ملت مسلمان، در حفظ و حراست از احــکام نورانی اسلامی و سعی در گسترش و تعمیق آن در جامعه، دارای وظیفه‌ای بزرگند. امر به معروف و نهی از منکر که یکی از ارکان اساسی اسلام و ضامن بر پا داشتن همه فرایض اسلامی است، باید در جامعه ما احیاء شود و هر فردی از آحاد مردم، خود را در گسترش نیکی و بر چیده شدن زشتی و گمراهی و فساد، مسئول احساس می کند. ما هنوز تا یک جامعه کاملاً اسلامی که نیکبختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامـل تأمین کند و تباهی و کجروی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد، فاصله زیادی داریم. این فاصله، باید به همّـت مردم و تلاش مسئولان طی شود و پیمودن آن، با همگانی شدن امر به معروف و نهی از منکر آسان گردد))۲

سنت انتقاد مشفقانه به مسئولین

دیگر آنکه در نظام اسلامی، اگر چه رسم و ســنت انتقاد و نصیحت مشفقانه به مسئولین، یکی از مواهب الهی و مفاخر اسلامی و مایه رشد و ارتقاء و پیشرفت امور و مصداق بارز فرضیه امر به معروف است و باید در جامعه بماند و توسعه و کیفیت بیابد، ولی مخلوط کردن این کار مستحسن و لازم با اشاعه روحیه بدبینی و سوء ظن به کار گزاران اصلی کشور و بدگویی از آنان – که به تضعیف روحیه یا تضعیف جایگاه آنان بینجامد – خطایی بزرگ و خیانت آمیز خواهد بود. امام خمینی) ره (می فرماید: امر به معروف یکی از دستورات اسلام است؛ و در ادامه می فرماید: من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما سفارش و وصیت می کنم که نگذارید انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان بیافتد)۳(

تکلیف عامّه مردم تذکر لسانی

البته من عرض می کنم – قباا هم گفته‌ام – در جامعه اسلامی، تکلیف عامه مردم امر به معروف و نهی از منکر با لسان است؛ با زبان. اگر کار به برخورد بکشد، آن دیگر تکلیف مسئولین است.

آنها باید وارد شوند. اما امر به معروف و نهی از منکر زبانی، مهمتر است. چیزی که جامعه را اصلاح می کند، همین نهی از منکر زبانی است. آن آدم بد کار، آن آدم خلافکار، آن آدمی که اشاعه فحشا می کند، آن آدمی که قبح گناه را از جامعه می خواهد ببرد، مردم باید به او بگویند. ۱۰ نفر ،۱۰۰ نفر، ۱۰۰۰ نفر! افکار عمومی روی وجود و ذهن او باید سنگینی کند. این، شکننده ترین چیزهاست))۴

تکلیف امر به معروف با دو کلمه گفتن ساقط نمی‌شود

امر به معروف و نهی از منکر فقط این نیست که ما، برای اسقاط تکلیف، دو کلمه بگوییم، آن هم در مقابل منکراتی که معلوم نیست از مهمترین منکرات باشند. وقتی یک جامعه را موظف می کنند که آحادش باید دیگران را به معروف، امر و از منکر نهی کنند. این به چه معناست؟ چه وقت ممکن است آحاد یک ملت آمر به معروف و ناهی از منکر باشند؟ وقتی که همه، به معنای واقعی، در متن مسائل کشور حضور داشته باشند؛ همه آگاه باشند؛ همه معروف شناس و منکرشناس باشند. این، به معنای یک نظارت عمومی ست؛ یک همکاری عمومی است؛ یک معرفت بالا در همه است. امر به معروف اینهاست؛ و الا اگر ما امر به معروف را در یک دایره محدود، آن هم به وسیله افراد معلومی، زندانی کنیم، دشمن هم در تبلیغات خودش، بنا می کند سم پاشی کردن))۵

همه جا جای نهی از منکر است

همه جا، جای نهی از منکر است. یک دانشجو هم، در محیط درس، می‌تواند نهی از منکر کند، یک کارمند شریف هم، در محیط کار خود، می تواند نهی از منکر کند، یک کاسب مومن هم، در محیط کار خود، می تواند نهی از منکر کند، یک هنرمند هم، با وسایل هنری خود می تواند نهی از منکر کند. روحانیون در محیط های مختلف، یکی از مهمترین عوامل نهی از منکر کند. روحانیون در محیط‌های مختلف، یکی از مهمترین عوامل نهی از منکر و امر به معروف اند. نمی شود این واجب بزرگ الهی را در دایره های کوچک، محدود کرد. کار هم، کار همه است. این طور نیست که مخصوص عده خاصی باشد))۶

۰۱{بیانات مقام معظم رهبری ۷۱/۰۵/ ۲. پیام ولی امر مسلمین بمناسبت اولین سالگرد ارتحال امام) ره (درمورخه ۶۹/۳/۱۰ ۳. بیانات مقام معظمرهبری بمناسبت دومین سالگرد ارتحال امام) ره(۷ ۰/.۳/۱۳ ۴. فرمایش مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردانها ودسته‌های عاشورای نیروی مقاومت بسیج در مورخه ۷۱/۴/۲۲ ۵. بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار با علما و روحانیون درمورخه ۷۱/۵/۷ ۶. بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار با علما و روحانیون درمورخه ۷۱/۵/۷

سر مقاله

راه‌های رسیدن به روش‌های برتر امر به معروف و نهی از منکر

انجام هر امر به معروف و نهی از منکر خود یک موفقیت است، چراکه: حتی اگر به نتیجه نرسد ادای تکلیف است و آجر و ثواب خود را دارد اما چه بهتر که امر و نهی ما منجر به اصلاح وضعیت شود، و تاش منجر شود به اینکه یک کار نیک‌انجام شود و یا یک کار زشت کنار گذاشته شود چه آنکه هدف از امر به معروف و نهی از منکر اصلاح جامعه است.

مقدمه واجب

معمولاً آنچه به عنوان شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر آمده به عنوان راه فرار و توجیه عدم اقدام قرار می‌گیرد در حالی که اگر با دقت به این شرایط و مراتب شرعی نگاه کنیم راهکار بهینه را می‌توان در بطن آنها دید.

مقدمه واجب، عقلا واجب است و از آنجا که امر و نهی واجب است مقدمات آن هم بر مکلف، واجب است؛ توجه به این تکلیف تحول بزرگی در دیدگاه‌ها نسبت به امر به معروف و نهی از منکر ایجاد می‌کند و اگر این گونه نگاه کنیم دیگر امر به معروف و نهی از منکر را یک واجب تصادفی نمی‌بینیم. این نوع نگرش به ما می‌رساند که انسان برای رسیدن به آمر به معروف موفق باید احکام، روشهای مؤثر و برخی از ظرافتها را کسب کند، با این نگاه مسائلی از قبیل احتمال تأثیر و احتمال ضرر نمی‌تواند بعنوان راه فراری از امر به معروف تلقی شود، آنچه مشاهده می‌شود برخی‌ها برای فرار از امر به معروف، خود را با چنین بهانه‌هایی خاص می‌کنند در حالی که مشخص است وقتی خداوند دستور می‌دهد که آمر به معروف کنید کسب مقدمات آن را نیز درخواست کرده است.

واجب تصادفی یا وظیفه مستمر؟

انسان مؤمن فردی دغدغه مند نسبت به صااح و فساد امت اسلامی است از این رو همواره دغدغه مند است و ذهنش درگیر جامعه و امورات مسلمین است. پیامبر اسلام (ص) در این زمینه میفرمایند: من أصبَـحَ وَلم یهتمَّ باُمورِ ُالمسلِمیِنَ فلیسَ بمسلِم (اصول کافی، ج۲، ص۱۶۳)

بر اساس این حدیث مستند، مؤمن نمی تواند نسبت به صالح و فساد جامعه مسلمانان بی تفاوت باشد و امر به معروف و نهی از منکر او خالصه شود در این که اگر در طول روز بطور تصادفی با منکری برخورد کرد یا معروفی را ترک شده دید، نسبت به آن اقدام کند؛ بلکه مؤمن باید برای اصلاح مستمر جامعه خود با برنامه حرکت کند. به ایمان و عمل صالح خود بسنده نکند، بلکه دائماً توصیه به حق و توصیه به صبر داشته باشد. نظارت همگانی بر جامعه جهت حرکت در راستای ارزشهای الهی مساله‌ای مقطعی یا تصادفی نیست بلکه باید برای نیل به تمدن اسلامی این وظیفه همگانی بصورت مستمر در نظر گرفته شود.

.۱ضرورت دانستن احکام شرعی

یکی از شروط وجوب امر و نهی این است که امر و نهی کننده باید به واجب بودن و یا حرام بودن فعلی که می خواهد به آن امر و نهی کند، علم داشته باشد. همانگونه که در رساله توضیح المسائل نیز در اولین مسئله آمده است دانستن مسائل شرعی مبتاا به بر ما واجب است. از این رو با توجه به اینکه روزانه همه با مواردی از امر به معروف و نهی از منکار مواجه هستند ضروری است احــکام عمل به این واجب را یادگیرند.

.۲ضرورت کسب قابلیت ارزیابی موقعیت و یادگیری روش های امن و کم خطر امر به معروف و نهی از منکر

شرط دیگر وجوب امر و نهی این است که ضرر قابل توجهی به امر و نهی کننده نرسد. این شرط سه ضرورت را برای مکلف به همراه دارد.

اولا: باید توان ارزیابی داشته باشد، یعنی بتواند اهمیت موضوع را با میزان مشکلاتی که امر و نهی ممکن است برای او ایجاد کند. مقایسه کند و ببیند آیا به نسبت دستاوردی که در این امر و نهی دارد، ضرر قابل توجهی به او می رسد یا نه؟ یعنی میزان ضرر قابل قبول نسبت به اهمیت موضوع سنجیده می شود.

ثانیاً: هر قدر انگیزه و ظرفیت فرد و اهتمام او به اجرای احــکام اسلام بیشتر باشد ضرر احتمالی برای او کوچک جلوه می کند و قابل توجه نخواهد بود؛ لذا مؤمن باید دائماً ظرفیت خود را برای تحمل خسارت در راه اجرای احــکام اسلام بالاتر ببرد.

ثالثاً: باید روش های امن امر و نهی را یاد بگیریم. باید یاد بگیریم چگونه امر و نهی کنیم که کمترین خطر را داشته باشد و ضرر قابل تحمل باشد تا این واجب را ترک نکنیم.

۳. ضرورت یادگیری روش‌های مؤثر

شرط سوم وجوب امر و نهی احتمال تأثیر است یعنی امر و نهی کننده باید احتمال تأثیر بدهد و اگر امر و نهی کننده یقین داشته باشد که امر و نهی او بی تأثیر است دیگر برای او واجب نیست امر و نهی کند. اما در اینجا چند نکته هست.

اولا: خیلی بعید است بتوانیم یقین حاصل کنیم امر و نهی ما بی تأثیر است.

ثانیاً: از لحاظ شرعی در موضوعات مهم و حیاتی حتی اگر یقین داشته باشیم اثر ندارد امر و نهی واجب است.

ثالثاً: اگر نخواهیم این شرط را توجیه فرار از امر و نهی قرار دهیم و به شکل بهتری به آن بنگریم می بینیم پیام این شرط این است که بدون فکر و امر و نهی نکنیم و برای امر به معروف و نهی از منکر کردن تدبیر داشته باشیم.

به جای اینکه در مقابل منکر یا ترک معروف اقدام نسنجیده‌ای بکنیم و احساس کنیم وظیفه مان را انجام داده ایم، باید فکر و تدبیر را بکار بگیریم، راه مؤثری پیدا کنیم راهی که تأثیر داشته باشد و فقط رفع تکلیف نباشد.

جمع‌بندی ضرورت‌های موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر

اگر با دید انجام وظیفه و نه بهانه فرار به شرایط وجوب امر و نهی بنگریم، اگر می خواهیم خوب و مؤثر امر و نهی کنیم پیش بینی مقدمات زیر ضروری است:

۱. باید مسائل شرعی را دقیقاً یاد بگیریم.

۲. توانایی ارزیابی وضعیت و تشخیص اولویت و وزن دهی به موضوعات را داشته باشیم.

۳. باید راه های امن و هرچه کم خطرتر و کم ضررتر برای امر و نهی را یاد بگیریم.

۴. باید روش های تأثیرگذار و مهارت در تأثیرگذاری بر مخاطبان را یاد بگیریم. .

۵. امر به معروف و نهی از منکر را به موارد اتفاقی و تصادفی که در روز پیش می آید، خلاصه نکنیم. برای پاک کردن جامعه از منکرات مهم و آراستن آن به معروفات اساسی و اصلاح محیط زندگی و جامعه خود، برنامه داشته باشیم.

فصل اول: هشت اصل موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر

برای انتخاب روش درست و مؤثرترین راه کار توجه به اصول و مالحظات اساسی زیر ضروری است:

۱. عامل بودن: خود سازی و شروع از خود، سرلوحه موفقیت در امر و نهی است «کونوا دعات الناس بغیر الســنتکم»

۲. اولویت بندی: تعیین ارجحیت و تشخیص اینکه کدام منکر یا معروف مهمتر است و از کجا باید شروع کنیم.

۳. مخاطب شناسی و رعایت شخصیت مخاطب: شناخت مخاطب و انتخاب روش با رعایت تناسب بین آمر و ناهی با مخاطب.

۴. موقع شناسی: تشخیص شرایط محیطی و اقتضائات.

۵. رعایت مراتب: پرهیز از زیاده روی و فراتر نرفتن از سطح اقدامی که تأثیرگذار است.

۶. استفاده از همه ظرفیت ها: در نظر داشتن همه ظرفیت های ممکن و استفاده از آنها.

۷. استمرار: صبر و حوصله پیگیر داشتن و استمرار کار تا حصول نتیجه.

۸. هوشمندی: اجتناب از مواضع تهمت و مواقع آلودگی عامل بودن:

عامل بودن

خلوص در امر به معروف و نهی از منکر

این درست است که حکم شرع برای آمر به معروف و ناهی از منکر شرط یا خصوصیتی تعیین نکرده است و حتی بر فردی که خودش مرتکب منکر می شود امر و نهی را واجب دانسته است، اما اگر فردی بخواهد امر به معروف و نهی از منکر او اثر بیشتری داشته باشد لازم است خصوصیات زیر را داشته باشد: خودش را از منکر یا ترک معروفی که در آن مورد امر و نهی می کند پاک کرده باشد دلسوز باشد و از سر مهربانی امر و نهی کند.

خوش اخلاق، خوش بیان و خوش برخورد باشد نیت خود را در هنگام امر و نهی برای خدا خالص کند و از خدا کمک بخواهد با انصاف باشد صبور و باحوصله باشد.

در قرآن مجید در آیات بسیار، مردم را دعوت می کند که در قیامها و نهضت ها و در اتفاقات و عبادات و در همه اقوال و افعال فقط رضای خدا را بخواهند. در سوره انعام می فرماید:ُقلْ َّ ان َصلوتیَ وُ نسکیَ و مْحیایَ َ و مماتیِ هل لِّربْ العالَمینَ.»

یعنی:

«بگو بدرستی که نماز من و قربانی من و زندگی و مرگم برای خدایی است که پروردگار عالمیان است. (» انعام، آیه)۱۶۲

و در مقابل، با ریا و ریاکاران و کسانی که اعمال صالحه و دین و ایمان را وسیله رسیدن به مقامات و مناصب دنیوی و مال و جاه قرار می دهند، بشدّت مبارزه کرده است حتّـی آن را در حدّ شرک به خدا قرار داده اند. پس کسی که می خواهد در امر به معروف و نهی از منکر موفق شود باید صدق نیت و اخلاص را عامل مؤثر حصول مقصود بداند و آن را وسیله اعمال غرضهای شخصی و خدای نخواسته اهانت به بندگان خدا قرار ندهد و بداند که خداوند از راز دل او هم آگاه است:َ یَعلمُ خائِنةَ الاْعُینِ َوماُْتخِفیُّالصدُور» (غافر، آیه)۱۹

آیینه اخلاص

امام علی (ع) می فرماید: «اخلاص، روح اعمال آدمی است که موجب قبولی آنان می شود و قرب محبوب را در پی دارد.» در جنگ خندق، وقتی آن حضرت بر عمروبن عبدود تسلط یافت، در کشتن او اندکی درنگ کرد و چون پیامبر از علت آن جویا شدند، فرمود: «هنگامی که بر او مسلط شدم، ناسزا گفت و آب دهان به سویم انداخت. ترسیدم ضربه من بر او، به دلیل عصبانیت از رفتار ناشایست وی باشد. پس قدری تأمل کردم تا دلم آرام گرفت. آن گاه او را فقط برای جلب رضای الهی به قتل رساندم.» نیز آن حضرت در خطبه‌ای، قتل عمرو را توفیقی از سوی خدا می داند و می فرماید: «خداوند او را به دست من به هلاکت رسانید.»

از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزه از دغل در غزا بر پهلوانی دست یافت زود شمشیری برآورد و شتافت او خدو انداخت بر روی علی افتخار هر نبی و هر ولی آن خدو زد بر رخی که روی ماه سجده آرد پیش او در سجده گاه در زمان انداخت شمشیر آن علی کرد او اندر غزایش کاهلی گشت حیران آن مبارز زین عمل وز نمودن عفو و رحمت بی مح گفت بر من تیغ تیز افراشتی از چه افکندی مرا بگذاشتی در شجاعت شیر ربانیستی در مروت خود که داند کیستی گفت امیر المؤمنین با آن جوان که به هنگام نبرد ای پهلوان چون خدو انداختی در روی من نفس جنبید و تبه شد خوی من نیم بهر حق شد و نیمی هوا شرکت اندر کار حق نبود روا گفت من تیغ از پی حق می‌زنم بندۀ حقم نه مأمور تنم شیر حقم نیستم شیر هوا فعل من بر دین من باشد گو

آینه وار

آینه عیب و حسن را بدون سر و صدا می گوید و فریاد نمی زند؛ دو دوست باید آبروی یکدیگر را حفظ کنند و با فریاد و بی آبرویی عیب یکدیگر را نریزند و بدون بی احترامی مسائل و مشکلات را به همدیگر بیان کنند. آینه اگر خرد و شکسته هم شود باز دست از صفات خود بر نمی دارد و به کارش ادامه می دهد.

آینه با هیچ کس تعارف و رودربایسی ندارد و همیشه به وظیفه اش عمل می کند. دو دوست شفیق باید همچون آینه باشند یعنی اگر با عصبانیت شکسته شدند دست از وظیفه دوستی و رفاقتشان برندارند و اگر خوبی همدیگر را می گویند قصد چاپلوسی نداشته باشند. آینه هرگز از کارش خسته و ملول نمی شود و دو دوست نباید از معایب و مشکلات یکدیگر خسته و درمانده شوند، آینه از بیان و تکرار معایب خسته نمی شود.

دو دوست نباید تحت هیچ شرایطی به یکدیگردروغ بگویند و نباید صداقت را از دست بدهند؛ همان طور که آینه هرگز به انسان دروغ نمی گوید و واقعیت را آن طور که هست بیان می کند و انسان همان طور که خود را هر روز در آینه می بیند تا از اوضاع خود باخبر شود. دو دوست همراه، باید هر روز با هم مالقات داشته باشند و در مقابل نقد و بررسی یکدیگر قرار بگیرند و از هم اطلاع داشته باشد.

یک دوست خوب باید راهنما و آینه و همانند لباس تن برای دوستش باشد و از او محافظت و نگهبانی کند و اجازه ندهد کسی به دوستش صدمه بزند. آینه از احدی نمی ترسد و فقط به وظیفه اش عمل می کند. دو دوست هم نباید ترسی از یکدیگر داشته باشد و اگر معایبی از یکدیگر می بینند کتمان نکنند. آینه وقتی عیبی را می بیند تمسخر نمی کند یا تحقیر نمی کند با اخلاص و صمیمیت کارش را انجام می دهد.

آینه هم خوبی ها را نشان می دهد و هم بدیها را، هرگاه میان دو دوست قرب روحی تام و هماهنگی قلبی کامـل برقرار شود هر یک از آن دو الگو و نشان دهنده دیگری است و هر کدام در دیگری جلوه گر و نمایان است و غرایز و امیال وی در او جریان دارد؛ به طوری که مشاهده یکی موجب بی نیازی از مشاهده دیگری و روش و معتقدات یکی نمایانگر طریقه و عقیده دیگری است.

آینه عیب یا ویژگی افراد را پنهان نمیکند. آینه صاف و صادق است و رو در رو عیب یا ویژگی انسان را به او نشان میدهد. آینه امانتـدار است و عیب افراد را به دیگران نشان نمیدهد. آینه دروغگو نیست و عیب یا خصوصیت ظاهری آدمها را بزرگ یا کوچک نمیکند. آینه منافق نیست و عیب و خصوصیت افراد را با هم نشان میدهد. آینه ساکت و مؤدب است و با سکوتش عیب افراد را نشان میدهد نه با جار و جنجال. آینه غیبت نمیکند و عیب افراد را پشت سر آنها نشان نمیدهد. آینه در دوستیاش یکرنگ است و رنگ افراد را عوض نمیکند.

پرهیز از پرد ه دری

نه تنها ارتکاب فحشا واعمال ناپسند، از نظر دینی منکر است، گزارش و نقل و نشر آن نیز نوعی منکر به شمار می‌رود. اگر کسی مرتکب گناهی شد، موظف است آن را پنهان نگه دارد و از تجاهر به آن خودداری کند.

رسول‌خدا (ص) پس از آنکه مسلمانی را که زنا کرده و آنگاه خود به آن اعتراف کرده بود، حد زد، فرمود: «هرکس بدین ناپاکی ها آلوده شد، سزاوار است که خود را با پوشش خداوند متعال، درپوشد و اظهار مکند.» امام علی(‏ع) نیز پس از آنکه مسلمانی به گناه مستوجب حدی اعتراف کرد، خشمگین شد و فرمود: «چقدر زشت است که یکی از شما مرتکب اینگونه فحشاها می‌شود و سپس در برابر همگان خود را رسوا می‌کند! چرا در خانه‌اش توبه نکرد؟ به خدا سوگند، توبه اش میان خود و خدا برتر از اجرای حد بر او بوسیله من است.»)فروع کافی، ج۷‏، ص‏)۱۸۸

بنابراین نه تنها مرتکب گناه حق ابراز آن را ندارد، بلکه دیگران نیز حق ندارند که گناه پنهان کسی را آشکار و عیان سازند و آن را منتشر کنند. قرآن کریم نیز، در این باب تهدید سنگینی کرده است)نور، آیه)۱۹ رعایت ظواهر و پایبندی به اصول اخلاق اجتماعی، مسئله‌ای است و اخلاقی زیستن در نهان و داشتن خشیت الهی، مسئله دیگری است. امر به معروف و نهی از منکر در پی تأمین مسئله نخست است. بر این اساس، هرگونه پرده دری و افشاگری درباره گناهان نهان، خود نوعی منکر است و مستوجب مجازات. امام علی(‏ع) واقع‌گرایانه جامعه را می بیند و می داند که همه مسلمانان قدیس نیستند و یوسف وار به پاکی زندگی نمی کنند. اما این دلیل نمی شود که هر گناه نهانی را آشکار کنیم و کو س رسوایی هر مسلمانی را بر سر هرکوی و برزن بزنیم.. هیچ توجیه اخلاقی برای رسوا کردن دیگران به سبب گناهان نهانشان نیست. بدین روی نه تنها به نام امر به معروف نمی توان پرده دری کرد، بلکه یکی از معروفها ستر عیوب و پرده پوشی تا حد ممکن است؛ یعنی همان کاری که امام علی (ع) با مجرمانی می‌کرد که خود برای اعتراف کردن می آمدند. ایشان با تجاهل و دفع الوقت و تعویق اجرای حد، می کوشید پرده بر گناهان آنان بیفکند و مرتکبان منکر را بیمارانی می دانست که نیازمند ترحمند، نه دشمنانی سزاوار لگدکوبی. در تحلیل نهایی، کسانی که در پی عیب جویی و عیب یابی دیگرانند، یا خود عیبناکند و یا در سر سویدای خود آرزوی آن را دارند. آنکه در پی افشای گناهان دیگری است، یا خود در حسرت ارتکاب گناه می سوزد یا آنکه می خواهد با این کار قبح عمل از بین برود و زمینه گناهکاری او نیز فراهم شود. امام علی (ع) زاین نکته ظریف روانی را چنین گزارش کرده‌اند: «عیبناکان، دوستدار پخش معایب مردمند، تا عذری برای عیبناکی خود فراهم آرند. (تصنیف غررالحکم، ص)۴۲۱. ‏

مهربانی

اولین مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان به مؤمنین محبّـت بورزد و اعمال نیکوی آنها را دوست بدارد و نسبت به کافرین و گناهکاران و اعمال ناپسند و زشت، بغض داشته باشد.

امام خمینی) ه (می‌فرمایند: «سزاوار است که آمر به معروف و ناهی از منکر در امر و نهی و مراتب انکار خود مانند پزشک معالج مهربان یا پدر مهربان مراعات مصلحت شخص آلوده به گناه را بنماید. انکار او لطف و رحمت برای مرتکب و بلکه بر همه امت باشد و سزاوار است قصد او تنها خدا و رضایت او باشد و عمل خود را از آمیخته شدن با هواهای نفسانی و اظهار بزرگی، حفظ کند، و نفس خود را منزه نداند. آن برتری و بزرگی بر مرتکب قائل نباشد، چه بسا مرتکب منکر هر چند مرتکب گناهان بزرگ، صفات پسندیده‌ای داشته باشد که خدا او را به خاطر این صفات دوست بدارد، گرچه به واسطه ارتکاب گناه عملش مغبوض خداوند است و ای بسا امر ونهی کننده به عکس او باشد) صفاتی را دارا است که مورد رضایت خداوند نیست (هر چند بر خود او مخفی است(.» تحریر الوسیله؛ ج۱؛ ص)۴۴۲

آیت الله ناصری از اساتید اخلاق، درباره مهربانی و رفاقت با جوانان می گویند: باید به جوانان در محیط های فرهنگی و مذهبی به خصوص مساجد اهمیت داد و برای آنها احترام خاص قائل شد و از طریق رفتار حسنه و صحیح آنها را جذب سپس به تعلیم معارف و احــکام دین به آنها پرداخت و حتی اگر کسی قصد داشت جوانی را به خاطر هر اشتباه و گناهی که از او سر زده امر به معروف و نهی از منکر کند باید این عمل را با خوشرویی، رفتار صحیح و کمال مهربانی همراه با معلومات کافی در آن زمینه انجام دهد نه این که به گونه‌ای با جوانی که اشتباهی مرتکب شده برخورد کنند که نه تنها در رفتار و اعمال خود تجدید نظر نکند بلکه از دین و مذهب دل زده و منزجر شود و بیشتر در منجااب گناه و خطا فرو رود، تبعیت از هوا و هوس عمل خالص را از بین می برد. آمرین به معروف و کسانی که قصد نهی از منکرات را دارند باید توجه کنند که این کار را با عجب و غرور و از روی هوای نفسانی انجام ندهند تا امر به معروف و نهی از منکر آنها مترتب به آثار خود بشود.

نقل کرده اند: عرب بیابانگردی ـ که از تمدن و شهرنشینی و آداب معاشرت چیزی نمی دانست ـ با همان خشـونت صحراگردی خود به مدینه آمد و خدمت پیامبر رسید در حالی که آن حضرت در میان اصحاب بودند، از ایشان چیزی خواست که پیامبر (ص) هم به او کمکی کردند و مثلاً پول و غذا و لباس به او دادند و از او پرسیدند: حاال خوب شد؟ راضی هستی؟ مرد با توجه به خشـونتِ صحراگردی خود و صراحت و بی تعارفی که این گونه افراد دارند چون محبت پیامبر (ص) را کافی نمی دانست گفت: نه، هیچ کاری انجام ندادی و هیچ محبتی نکردی و اصااً این چیزی نبود که تو به من دادی!

طبعا این گونه برخورد خشن نسبت به پیامبر، اصحاب را ناخوشایند آمد و عصبانی شدند و افرادی خواستند با عصبانیت و خشم به او چیزی بگویند و عکس العمل نشان دهند که رسول خدا مانع شد و خودشان به همراه آن اعرابی به منزل رفتند و در آنجا چیزهای بیشتری به او دادند و عرب بیابانی در آنجا از حضرت اظهار رضایت کرد و به تقاضای پیامبر به جمع اصحاب بازگشت و در حضور همه آنان رضایت خود را اعلام کرد و رفت. رسول خدا (ص) بعد از رفتن او رو به اصحاب کرد و فرمود:ََمثلِ این اعرابیََمثلِ آن شتری است که از گله رمیده و سر به بیابان گذاشته و می رود و شما دوستان برای اینکه آن را بگیرید و بازگردانید، به سوی او هجوم می برید و این هجوم شما رمیدگی او را بیشتر و وحشتش را زیادتر و دستیابی بدان را دشوارتر می سازد. من نگذاشتم شما او را که رمیده بود، فراری تر دهید و با محبت و نوازش به دنبالش رفتم و او را به جمع خودمان بازگرداندم.

اولویت بندی

ضرورت رعایت اولویت‌ها در اجرای امر به معروف و نهی از منکر

گفتاری از آیت الله مصباح یزدی

یکی از آفاتی که ممکن است هر یک از ما در اجرای امر به معروف و نهی از منکر دچار آن شویم، این است که شیطان از غفلت ما استفاده کرده، مسائلی را که چندان اهمیتی ندارد، برای ما بزرگ جلوه می دهد و توجه ما را به آنها جلب می کند تا از مسائل مهم تر غفلت کنیم. این نکته، مهم است که هر کس در زندگی خود ممکن است بارها مشاهده کرده باشد. اشخاص متدینی بوده اند که هم برخوردار از علم و تقوا بوده اند، اما در این گونه مباحث، بر مسائلی تأکید می کردند که اهمیت چندانی نداشت و از دیگر سو، اشتغال به آن مباحث، آنان را از پرداختن و توجه به مسائل اصلی باز می داشت.

این نکته، پیش از انقلاب، بسیار شایع بود؛ مثاا یکی از روحانیان وارسته، در آن زمان در منبر خود از مسائلی صحبت می کرد که اهمیت چندانی در آن زمان نداشت و طرح برخی مسائل از ایشان در آن مقطع تعجب انگیز بود. مهم ترین مسئله‌ای که آن شخص، به آن اهمیت می داد، مسئله ریش تراشی بود. او مصمم به امر به معروف و نهی از منکر بود، اما گویا در عالم هیچ حرامی جز ریش تراشی وجود ندارد. هر کس پیش او می آمد، به سبب تراشیدن ریش او را مذمت می کرد، اما آیا در مقام امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت این معصیت از دیگر معاصی در آن زمان بالاتر بوده است؟!

تردیدی نیست که باید در امر به معروف و نهی از منکر، هر حرامی را به اندازه اهمیتش در نظر گرفت و این گونه نباشد که از بسیاری گناهان کبیره که در جامعه اتفاق می افتد، غفلت شود و تنها به معصیتی توجه شود که اهمیت آن کمتر از آنهاست. برای نمونه، روا نیست که با وجود آن همه انحرافات فکری و عقیدتی در جامعه، کسی آنها را نادیده انگارد و تمام هم خود را صرف مسئله کوچکی کند که در مقابل آن مفاسد و انحرافات، هیچ شمرده می شود. متأسفانه نه تنها در گذشته برخی بزرگان ما به این نکته توجه نداشتند، هم اکنون نیز برخی دلسوزان اسلام، که حتی از معلوماتی در سطح عالی برخوردارند و در مراتب بالای تقوا هستند، وقتی درصدد امر به معروف و نهی از منکر برمی آیند، مسائل مهم را به حال خود وامی گذارند و به سراغ مسائلی می روند که اهمیت آنها بسیار کمتر است؛ برای نمونه، مطرح کردن مفاسد در جامعه با عالی ترین سطوح مسئولیت کشوری و درخواست اصلاح جامعه، تذکر به نمایش عکس های زنان سربرهنه در تلویزیون به منظور جلوگیری از ادامه پخش آنها، تا زمینه گناهان کبیره در جامعه از بین رود، و مصادیقی از این دست، می تواند نمونه هایی از مسئولیت سنگین در جلوگیری از ارتکاب معاصی در جامعه باشد. اما باز هم بالاتر از این، آنجاست که از باالترین مسئولان اجرایی کشور خواسته شود که جلوی گسترش روزافزون انحرافات عقیدتی و شبهاتی که سبب کفر جوانان کشور می شود، گرفته شود.

بحث مهارتی:

از هر کدام از متربیان بخواهید در مورد پیامدهای عدم رعایت اولویت های امر به معروف و نهی از منکر بحث و گفتگو کنند.

معیارهای اولویت بندی معروف‌ها و منکرها

بدحجابی مهمترین منکر ماست یا بی عدالتی!؟ ظلم مهمترین منکر ماست و یا موهای بلند برخی جوانان!؟ آیا نگهداری حیوانات توسط عده‌ای قلیل منکر ماست و یا رفتارهای دوگانه ی بعضی مسئولین که یک جور شعار می دهند و به گونه‌ای دیگر عمل می کنند!؟ و سو آلاتی از این قبیل که باید در مقوله امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن اهتمام ورزید.

منکر و معروف مفهومی پیچیده و چند وجهی است از این رو باید سطح و سطوح و درجه اهمیت آن ها روشن و بر آن اساس اولویت بندی شوند. در غیر این صورت، چه بسا شاهد آن باشیم که منکراتی که حائز اهمیت هستند، مورد تغافل قرار گیرند و در مقابل، منکراتی که از اهمیت چندانی برخوردار نیستند، در راس برنامه های آموزشی وپژوهشی و روش های مقابله‌ای قرار گیرند، این موضوع در مورد معروفات نیز صدق می کند.

امر به معروف و نهی از منکر دارای الیه های متعدد و پیچیده‌ای است و آنچه الان انجام می شود صرفاً پرداختن به الیه قشری و ظاهری این فریضه است و در رابطه با منکرهای بزرگی همچون تبعیض، بی عدالتی، گران فروشی، تنبلی، عدم تکریم ارباب رجوع، عدم انضباط اجتماعی و اقتصادی، بکارگیری افراد ناصالح و ناتوان در ادارات، سوءاستفاده از مقدسات و دهها مورد دیگر، اثری از حضور این فریضه مشاهده نمی شود.

با عنایت به آنچه عرض شد به نظر می رسد ضرورت در اولویت قراردادن منکرهای بزرگ و اساسی احساس می شود. حال سوال مهم این است که براساس چه مااک ها و معیارهایی اولویت معروف ها و منکرها را تشخیص دهیم و در اجرای امر به معروف و نهی از منکر آن ها را تقدم بخشیم. در این قسمت به برخی از مااک ها و معیارهای اولویت سنجی معروف ها و منکرها می پردازیم:

.۱معروف ها و منکرهایی که حاکم جامعه ی اسلامی بر آنها تاکید دارد

یکی از معیارها در اولویت بندی سطوح معروف و منکر در جامعه اسلامی عبارت است از اولویت بندی که از معروف و منکر توسط حاکم اسلامی ارائه می شود. در حکومت والیی این گفتمان والیت فقیه است که مسیر حرکت نظام اسلامی را مشخص می کند. رهبری در نظام اسلامی با توجه به اشرافی که نسبت به اهداف نظام اسلامی دارند، آسیب ها و منکرهایی را که موجب کندی حرکت نظام اسلامی می شود، تشخیص و اعلام می کنند. فقر و فساد و تبعیض از جمله ی مهمترین منکرهایی بودند که مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۰ بر لزوم مبارزه با آن تأکید کردند. از سوی دیگر مطالباتی چون تولید علم و نهضت نرم افزاری و آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی و لزوم تبین سبک زندگی اسلامی از جمله معروف هایی هستند که از منظر والیت دارای اولویت بوده و باید مورد توجه جدی آحاد جامعه ی دینی قرار گیرند.

یکی دیگر از شیوه های تشخیص اولویت های معروف و منکر در نگاه رهبر معظم انقلاب، از طریق نام گذاری های است که ایشان برای هر سال انجام می دهند، این نام گذاری ها نشان گر اهمیت بیشتر آن موضوع در جامعه اسلامی است. با توجه به این مطلب می توان گفت امسال تحقق حماسه ی اقتصادی از جمله مهمترین معروف ها و از اولویت بیشتری برخوردار است.

.۲معروف‌ها و منکرهای ریشه‌ای

برخی از منکرها منشأ گناه یا گناهان دیگر هستند و زمینه را برای فرو رفتن بیشتر در منجااب گناه فراهم می کنند.

با شناخت معروف ها و منکرهای ریشه‌ای می توانیم در انجام امر به معروف و نهی از منکر دست به رتبه بندی بزنیم و چنین معروف ها و منکرهایی را در اولویت قرار دهیم. برقراری عدالت در همه ی عرصه های فردی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از جمله ی معروف هایی است که ریشه ی بسیاری از معروف ها و عدم برقراری آن زمینه ی ایجاد بسیار از منکرات را فراهم می کند. امام صادق علیه‌السلام:َّ «اِن ّالناس یستَغنون اذا عدِل بَینهم وُتنزل السماءِ رزقها و تخرج الرضُ برَکتهاِباِذن الله تعالی».

اگر در میان مردم عدالت برقرار شود، همه بی‌نیاز می‌شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزی خود را فرو می‌فرستد و زمین برکت خویش را بیرون می‌ریزد. (کافی، ج ۳، ص)۵۶۸

از سوی دیگر تشکیل حکومت اسلامی که زمینه را برای اجرای بسیاری از احــکام اسلامی فراهم می نماید یکی از مهمترین معروف ها محسوب می شود؛ بنابراین تلاش برای تقویت حکومت دینی یک معروف مهم و تضعیف و تلاش برای براندازی آن از بدترین منکرها محسوب می شود.

یکی دیگر از مهم‌ترین منشأهای گناه و نافرمانی خداوند غفلت و جهل انسان است. اگر شیطان بتواند کسی را از مقام خود، عظمت، علم، حکمت و لطف خداوند، نعمت‌های بی شمار او، مضرات و عواقب گناه و غافل کند، او را به آسانی به وادی گناه و نافرمانی می‌کشاند.

دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد محسوب می شود؛ و قرآن و روایات معصومین) علیهم السلام (آن را به شدت مورد مذمت و نکوهش قرار داده اند. در حدیثی از امام باقر) علیه السلام (می‌خوانیم: «إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ للِشَّرِّ أقَفَالاً وَ جَعَلَ مَفَاتیِحَ تلِکَ الْاقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الکْذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَابِ) کافی، ج۲‏، ص)۳۳۸‏ خداوند متعال برای شر و بدی، قفل هایی قرار داده و کلید آن قفل ها شراب است) چرا که مانع اصلی زشتی ها و بدی ها عقل است و مشروبات الکلی عقل را از کار می‌اندازد (سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است.» علاوه بر این ها منکرهایی مانند مواد مخدر و مشروب الکلی که مقدمه دهها منکر است بر منکرات جزئی تر ارجحیت دارد. مواد مخدر و مشروبات الکی مبانی اعتقادی و اخلاقی فرد را سست می کند و موجب گسترش فساد در روابط و فردی و اجتماعی می شود.

.۳فردی یا اجتماعی بودن منکر

یکی از راههای اولویت بندی معروف ها و منکرها، فردی یا اجتماعی بودن آنها است، اگر معروف و منکر شکل فردی داشته باشد در مقایسه با صورت اجتماعی آن از اهمیت کمتری برخوردار خواهد بود. منکر و گناه می تواند صورت فردی یا اجتماعی داشته باشد، گناه فردی و اجتماعی هر کدام آثار و احکام متفاوتی دارند. اگر یکی از گناهان فردی در اجتماع رواج پیدا کند بقای آن امر و زوالش و تاثیرش نیز به امر اجتماعی تبدیل می‌شود و آثار اجتماعی آن گسترده و عمیق خواهد بود. مثلاً بی عفتی که یکی از منکرهای فردی است یک نوع تاثیر در زندگی فرد دارد. مثلاً آنکه دارای بی عفتی است مورد نفرت عموم قرار می گیرد و مردم حاضر نیستند با او ازدواج کنند و اعتمادشان نسبت به او سلب می شود دیگر او را امین بر هیچ امانتـی نمی سازند این در صورتی است که فرد بی عفت بوده و جامعه با او مخالف باشد.

و اما اگر همین بی عفتی در سطح گسترده‌ای رواج پیدا کند و یا اکثریت افراد جامعه نسبت به انجام آن راضی باشند و اگر چه آن را انجام نمی دهند، اجتماعی خواهد بود یعنی جامعه با بی عفتی موافق گردید دیگر مورد نفرت عمومی واقع نمی شود و علاوه بر این مورد توجه و استقبال هم واقع می شود و خوشایند افراد واقع می شود. در جایی که بی عفتی در جامعه اشاعه پیدا نکرده بود، عموم مردم بی عفتی را بد می دانستند از فرد بی عفت دوری می کردند و اما اگر همین بی عفتی عمومی شد و در بین همه متداول گشت آن محذورها هم که شمردیم از بین می رود چون دیگر افکار عمومی چنان احکامی ندارد.

۴. منکرها و انحرافات عقیدتی

عقاید و باورها زمینه ی بروز رفتارهای ما را فراهم می آورند و هر انسانی براساس نوع نگاهی که به خدا، انسان و جهان آخرت دارد رفتارهای مختلفی از او سر می زند. در حقیقت این عقاید و باورهای ماست که ما را به رفتارهای دینی یا غیردینی وا می دارد. حال اگر جامعه ایی دچار انحراف در عقاید و باورهای دینی شود خود به خود رفتارهای غیردینی از آنها صادر می شود؛ بنابراین گسترش و ترویج شبهات ضد دینی یکی از مهمترین منکراتی است که یک جامعه ی دینی را مورد تهدید قرار می دهد و لذا جلوگیری از گسترش روزافزون انحرافات عقیدتی باید در اولویت قرار گیرد. گسترش روزافزون شبکه های ماهواره‌ای، رسانه‌های گروهی و سایت های اینترنتـی که به ترویج شبهات و سست کردن عقاید و باورهای افراد در جامعه ی دینی می پردازند را نیز باید در این راستا تبیین نمود.

۵. کبیره یا صغیره بودن منکر گرچه تمام گناهان از آن جهت که سرپیچی از دستور خداوند تعالی هستند، بزرگ می باشند، اما با توجه به خصوصیات ذاتی و تبعات مختلف و آثار گوناگونی که در آنها وجود دارد می توان حدس زد که تمام گناهان با هم برابر نیستند: بعضی بسیار بزرگ، پاره‌ای بسیار کوچک و برخی متوسط هستند. بدیهی است گناه قتل نفس به مراتب بزرگتر از گناه ضرب و شتم یک انسان، و گناه زنا بزرگتر از گناه نگاه کردن به نامحرم است؛ بنابراین یکی دیگر از معیارها برای اولویت بندی منکر می تواند کبیره یا صغیره بودن آن باشد. با شناخت منکرات کبیره باید اولویت در نهی از منکر را به منکرهای کبیره داد.

انحرافات عقیدتی تاثیرعمیق و گسترده‌ای در زندگی فردی واجتماعی افراد جامعه دارد، بنابراین چنین منکراتی از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردارند

نکته پایانی:

اگر بخواهیم در شرایط یا محیط خاص اولویت با امکانات و فرصت محدودی که در اختیار داریم برای امر و نهی اولویت تعیین کنیم، باید نکات زیر را در نظر بگیریم: محیط هایی که به آمر و ناهی نزدیک تر است بر محیط های دورتر ارجحیت دارد، خانواده، جمع دوستان و همکاران، محله محل سکونت فرد در اولویت است.

بحث مهارتی:

در حلقه ی خود بحث کنید، معروف یا منکر اقتصادی) مثل: ربا، رشوه دادن ...(اخلاقی) مثل: امانتـداری، غیبت، روابط زن و مرد، حجاب و ...

(اعتقادی) مثل: ترغیب به پیروی توحید و پرهیز از پیروی آراء باطله و عقاید ضاله (و سیاسی) مثل: ترغیب به اطاعت از نظام والیت و نهی از اطاعت طاغوت (کدام یک از اولویت بیشتری برای امر به معروف و نهی از منکر برخوردار است؟

مخاطب شناسی

تشخیص آمادگی و پذیرش مخاطب

یکی از مهم ترین مسائل چالشی در امر به معروف و نهی از منکر، مخاطب و شناخت اوست. تا انسان مخاطب را نشناسد، امر به معروف و نهی از منکر او نه تنها تاثیر چندانی نخواهد داشت، بلکه ممکن است نتیجه عکس داده و موجب مفسده شود. امیرمؤمنان فرمودند: کسی که مسئولیتی را قبول می کند که به آن آشنایی ندارد، فسادش بیشتر از اصلاحش خواهد بود.

چه بسیار بوده و هستند افرادی که به دلیل نا آشنایی با اصول و ضرورت‌های امر به معروف و نهی از منکر، در این مشکل غلطیده و مشکلاتی را هم برای خود و هم برای این فریضه مهم و هم برای جامعه به وجود آورده اند.

لذا ضروری است که مخاطب و اوصاف او را بشناسیم و سپس اقدام به امر و نهی وی بکنیم، چرا که در غیر این صورت ممکن است آب در هاون کوبیده و به جای امر به معروف و نهی از منکر موجبات ایجاد منکر و اضمحلال معروف را فراهم آوریم.

در این بخش از نشریه به معرفی انواع وضعیت هایی پرداخته ایم که آمر و ناهی باید آنها را شناخته و سپس امر و نهی نمایند.

نکته بسیار مهم این است که نوشته های این بخش جنبه مقدمه‌ای داشته و در حقیقت زمینه را برای انتخاب روش مناسب برای هر مقام و موقعیتی فراهم می کنند.

تشخیص آمادگی و پذیرش مخاطب

آمر و ناهی باید تلاش کند تا حد امکان نسبت به ویژگیهای مخاطب آشنایی لازم را به دست آورد. این ویژگیها می‌تواند از قبیل شناخت ویژگیهای سنی مخاطب، آگاهی از شرایط روحی و روانی وی، شناخت ویژگیهای فرهنگی و قومی، آگاهی از آداب و رسوم ملی و ... باشد.

متاسفانه در بسیاری از موارد، وقتی با افرادی که به تلقی ما، اندیشه‌ای غیر از اعتقادات ما و رفتاری غیر از منش ما را پذیرفته اند، مواجه می شویم، دچار احساسات شده و گفتار و کردار آنها را ناشی عناد و لجاجت تصور می کنیم. چه نیکوست که اندکی بیندیشیم و خود را به جای آنها قرار داده و فکر کنیم، زیرا اگر ما هم شرایط سنی، محیط خانوادگی، اجتماعی، تحصیلی و ... آنها را داشتیم، آیا مثل آنها نمی اندیشیدیم؟ بنابراین، باید از شتاب در قضاوت و داوری درباره مردم بپرهیزیم و معیار سنجش افراد را محیط و طرز تفکر آنها قرار دهیم، آنگاه با رعایت مصلحت و روش مناسب و متناسب با موقعیت و سن او به درمان و اصلاح وی بپردازیم.

یکی از هم رزمان شهید بابایی نقل می‌کند: «آن موقع، شهید بابایی، فرمانده پایگاه هوایی اصفهان بود. در دوران حکومت شاه، یک روز بعد از ظهر در حالی که مست و لایعقل به طرف خانه می‌رفتم، ناگهان بابایی و محافظش را مقابل خودم دیدم، پیش خودم گفتم کارم تمام است. وقتی به من رسید، نگاه مهربانانه و معناداری به من کرد، ولی حرفی نزد. فردای آن روز رفتم پیش او تا عذرخواهی کنم، اما کلام مرا قطع کرد و گفت: برادر عزیز، چیزی نگو! راجع به کاری که کرده‌ای، حرفی نزن. اگر حقیقتا از کرده خود پشیمان هستی، با خداوند عهد کن عملت را اصلاح کنی. خدا می‌داند از پیش او که آمدم، احساس می‌کردم از نو متولد شدم.»

اکرام

احترام به گنهکار باید در الفاظ و ادبیات امر و نهی دینی مورد توجه قرار گیرد و به تعبیر دیگر ادبیات امر به معروف باید محترمانه باشد به گونه‌ای که گنهکار این ویژگی را احساس نماید و زمینه پذیرش در او تقویت گردد.

احترام به گنهکار از عوامل موفقیت در عرصه امر و نهی دینی است و او را از لجاجت و عصبی شدن دور کرده و درجه پذیرش او را بالا می برد زیرا امر و نهی دینی در عین حال که یک حرکت مثبت و متعالی است، در مواردی این ذهنیت را برای گنهکار پدید می آورد که مبادا تذکر دهنده قصد توهین و تحقیر او را دارد اما با احترامی که به او می گذارد این ذهنیت منفی ازمیان می رود.

ذهنیت دیگری برای گنهکار مطرح است و آن اینکه تذکر دهنده او را گنهکاری بیش نمی داند پس برای من شخصیتی قائل نیست اما وقتی مشاهده می کند حرمت او بطور کامـل حفظ شده است سوء ظن احتمالی او به حسن ظن تبدیل می گردد. نکته روانشناختی دیگری وجود دارد و آن این است که احترام به گنهکار موجب می شود احساس شخصیت کند، و این احساس زمینه خوبی برای پذیرش تذکر است زیرا کسانی که احساس شخصیت نمی کنند، حق پذیری در آنها ضعیف و با تعلل و تاخیر و بهانه جویی همراه است و چه بسا کار آنها به استهزاء امر و نهی وآمر و ناهی کشیده شود.

آنچه که باید از سوی تذکر دهنده انجام گیرد احترام بدون افراط و تفریط به گنهکار است. احترام نباید به خضوع و تواضع بیش از حد در برابر او منتهی شود و گرفتار مداهنه گردیم. مداهنه که اسلام از آن نهی کرده است همان چرب زبانی، تملق، و داشتن روابط بسیار خوب و عادی با کسی است که بی پروا گناه می کند.

خطاکاران در یک جایگاه منفی دینی و اجتماعی قرار دارند از این رو به نوع نگاه دیگران به خود حساسند حال اگر کسی به آنها اهانت کند، این حساسیت بیشتر شده و واکنش مضاعفی را به همراه دارد و نتیجه امر و نهی دینی را که تاثیر مثبت در رعایت تقواست از میان می برد اما احترام به آنها با توجه به جایگاه منفی ای که دارند آنها را به استقبال بهتری از امر و نهی دینی سوق می دهد ضمن اینکه توهین وبی حرمتی به دیگران، از شان آمران به معروف که در مسیر پاک پیامبران الهی حرکت می کنند به دور است و بلکه منکری است که باید از آن پرهیز نمود.

معمار خداترس

معماری را برای قیمت گذاری خانه شهیدی بردند، شخصی به او گفت: این فروشنده ها خانواده شهید هستند کمی چرب تر قیمت کن) قیمت را بالاتر بگو تا خانواده شهید منفعت بیشتری ببرند! (گفت: شما می خواهی بچه‌های شهید لقمه حرام بخورند؟ من هرگز اینکار را نمی کنم!

رعایت شأن و منزلت

دانستن شان و منزلت اجتماعی هر فردی که مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیرد، به ما کمک می کند که دچار اشتباه در این عمل نشویم. معنای شان و منزلت آن است که مقتضیات و لوازم سنی، تربیتی، خانوادگی، تحصیلی، شغلی و... افراد را در نظر بگیریم و با توجه به همانها او را امر به معروف یا نهی از منکر کنیم.

به این مثالها توجه کنید:

۱. پیرمردی آب دهانش را در خیابان می اندازد، این عمل به لحاظ اخلاقی و نیز بهداشتی بسیار زشت بوده و می تواند مشکلات بهداشتی زیادی در پی داشته باشد. حال اگر کودکی مثلاً ۱۰ ساله او را از این کار نهی کند، به احتمال فراوان موجب ناراحتی و دل شکستگی او خواهد شد. به نظر می رسد بهترین روش این است که به پیرمرد دیگری بگوئیم تا او این فرد را به اشتباهش واقف کند یا حتی بهتر از آن، می توانیم موضوع را به روحانی محل یا مسجدی که این پیرمرد به آنجا تعلق دارد منتقل کرده و از او خواهش کنیم که درباره این کار زشت، موعظه کند.

۲. خانم جوانی بدون توجه به مقررات راهنمائی و رانندگی، از چراغ قرمز عبور می کند یا به انحاء مختلف، قانون را زیر پا می گذارد. اگر مرد جوانی به او تذکر دهد او چه واکنشی نشان خواهد داد؟ ممکن است بگوئید به اقتضای هواهای نفسانی اتفاقاً خیلی هم خوب می شود و کاملاً می پذیرد اما در جواب می گوییم: اولاً به احتمال زیاد پرخاش و تندی خواهد، ثانیاً به فرض هم که با همان مبنای شما بپذیرد، باید گفت که متاسفانه این پذیرش فقط براساس لذت شیطانی بوده و به هیچ وجه پایدار نخواهد بود بلکه موجب مفسده‌ای خواهد شد که به این مورد محدود نشده و موجب ادامه یافتن ارتباط دو نامحرم شود و حتی بدتر اینکه چه بسا او فردی لاابالی بوده و به تصور و توقع امر و نهی مردان جوان، بیشتر به این عمل اقدام کند. .۳

یکی از شیعیان می گوید: در حضور امام صادق (ع) در باره عده‌ای از مسلمانان سخن به میان آمد. من به امام عرض کردم: ما از آنان بیزاریم، زیرا آنان به آنچه ما قائلیم، قائل نیستند. امام فرمود: با این که آنان دوستدار ما هستند اما به آنچه شما قائل هستید، قائل نیستند، شما از آنان بیزارید!؟ گفتم: آری. امام فرمود: اگر چنین است ما نیز از مزایایی برخورداریم که شما از آنها بی بهره اید، در این صورت آیا ما هم باید از شما بیزاری بجوییم!؟ با آنها دوستی کنید و از آنها بیزاری مجویید، زیرا بعضی از مسلمانان از اسلام یک سهم و بعضی دو سهم و بعضی هفت سهم دارند، سزاوار نیست بر دوش آن که از اسلام یک سهم دارد به اندازه آن که دو سهم دارد، بار بگذاریم.

فیلمی رو از مرحوم آیت الله بهجت دیدم که حاج آقا دارن از منزل خارج میشن تا سوار ماشین بشن. چند نفری هم حاج آقا رو مشایعت میکنن. کنار در، جوانی ایستاده که محاسنش رو خیلی کوتاه کرده؛ حاج آقا نزدیک ماشین که میرسن برمیگردن سمت جوان و فقط یک دستی به محاسن خودش میکشن... این امر به معروف و نهی از منکر ایشانه.

توجه به جنسیت مخاطب

یکی از مواردی که مراعات آن در امر به معروف و نهی از منکر ضروری است، شناخت و توجه به جنسیت مخاطب است. امر به معروف و نهی از منکر هرگز نمی تواند و نباید بهانه‌ای برای ایجاد یا ادامه رابطه دو فرد نامحرم باشد چه اینکه این خود منکری بزرگ و زمینه ساز انحرافات و گناهان دیگر خواهد بود.

اما این به معنای آن نیست که زنان و مردان نباید همدیگر را امر و نهی کنند، از آنجایی که هم قرآن و هم روایات، گستره این واجب الهی را هم مردان و هم زنان مؤمن دانسته اند، نمی توان به هر بهانه‌ای شانه از زیر این مسئولیت خالی کرد لکن باید به چند نکته مهم توجه کرد:

زنان مسئولیت مهم زندگی و رسیدگی به همسر و فرزندان را نیز بر عهده دارند. فرهنگ سازی ابتدا باید از درون و از نزدیک ترین افراد شروع شود. این مهم تحقق نمی یابد مگر با انجام صحیح وظایفی که در قبال آن داریم. متأسفانه شرایط به نحوی تغییر کرده است که کسی که توان کار بیرون از منزل دارد و قابلیت های خاصی کسب کرده، می پندارد آن چنان در قبال جامعه و دیگران مسئول است که از صبح تا پاسی از شب باید بیرون از منزل و در خدمت دیگران باشد و گاهی نمی تواند به وظیفه مادری یا همسری خود که یکی از اصلی ترین وظایف زنان است و جایگزین هم ندارد، عمل کند.

بعد از خانواده، نوبت به اطرافیان و آشنایان و همسایگان می رسد. همه ما می توانیم و باید که اطرافیان را امر به معروف و نهی از منکر کنیم اما باید توجه داشت که اولویت برای بانوان همیشه با بانوان است و البته مردان نیز باید به مردان تذکر دهند. این نکته البته تا آنجاست که هیچ اضطراری در میان نیست، اما اگر ضرورت ایجاب کند می توان جنس مخالف را هم امر به معروف و نهی از منکر کرد، لکن باید دقت فراوان و البته احتیاط زیادی داشت، چرا که شیطان اولین کسی است که در مواجهه بین دو نامحرم به آنان اضافه می شود!

از دیدگاه قرآن زنان نیز همچون مردان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده دارند. حضرت زهرا) س (به امر به معروف و نهی از منکر توجهی ویژه دارند و در خطبه تاریخی خود علاوه بر آنکه امر به معروف را مصلحت اندیشی برای همگان می دانند، خود نیز در همان خطبه شریف به امر به معروف و نهی از منکر مردم می پردازند. اما در همین خطبه هم ملاحظه می کنیم که تا ضرورت ایجاب نکرده بود، ایشان به امر به معروف مردان مبادرت نکرده و همیشه سعی می کرد که خود را از دید مردان نامحرم دور نگه دارد.

در پایان ذکر این نکته ضروری می نماید که اگرچه این نوشتار بیشتر بر محور وظایف بانوان می گشت اما همه این مباحث عام هستند و شامل هم زن و هم مرد می شود. یعنی دقیقا در مورد مردان نیز صادق است و بسیار مهم است که بدانیم تا ضرورتی ایجاب نکرده است نمی توان به جنس مخالف امر و نهی کرد.

موقعیت شناسی

فرصت شناسی و موقعیت شناسی از رموز موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر است. ممکن است در موقعیتی امر به معروفی انجام دهیم که به علت رعایت نکردن موقعیت، اثر معکوس داشته باشد.

در مواردی امر به معروف و نهی از منکر ما می بایست مانند باران آنقدر نرم باشد. تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد، موجب رشد او شود؛ و در مواردی نیز برای موثر بودن باید با جدیت همراه باشد.

مثلاً وقتی مخاطب عصبانی است معمولاً امر و نهی بر او اثر معکوس دارد؛ ولی اگر رفتار ما با توجه به موقعیت و شرایط موجود صورت گیرد، درصد موفقیت در آن بیشتر خواهد بود.

امر به معروف و نهی از منکر به مخاطب در جمعی که اکثراً با متخلف همراهی می کنند و جانب او را می گیرند ممکن است اثر معکوس داشته باشد.

امر به معروف و نهی از منکر به مدیر در حالی که در جمع زیر دستان خودش است، به پدر یا مادر، جلوی چشم فرزندان، به معلم در مقابل دانش آموزان، امر به معروف و نهی از منکر در شرایط نا آرام، درحال عجله مخاطب و ... در اغلب موارد اثر معکوس دارد و باید فرصت مناسب تری را برای امر و نهی انتخاب کرد زیرا در این موارد نمی توان انتظار اثر مطلوب از امر به معروف داشت. مگر آنکه تنها فرصت ما برای امر یا نهی باشد، و موقعیت دیگری برای رویارویی با مخاطب نداشته باشیم و یا فرصت از دست برود. گاهی لازم است برای موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر شرایط خاصی را فراهم آوریم؛ و موقعیت ایجاد کنیم، مثلاً طرح دوستی بریزیم و یا اینکه مخاطب را دعوت کنیم و در یک فضای صمیمی، ضمن پذیرایی از او را امر و نهی کنیم.

ولی با منکری که در خیابان برخورد می کنیم و عامل آن را فقط برای همان یک بار می بینیم امکان اینطور برنامه ریزیها نیست و اگر سایر شرایط فراهم است، می باید به وظیفه، ولو حداقلی آن عمل کنیم. از هر کسی باید متناسب با درجه ایمانش انتظار داشته باشیم و بیشتر از آن بر او تحمیل نکنیم.

توجه به روحیات، قدرت تحمل و میزان شوق و ذوق و حوصله افراد، در دعوت به خوبی ها و یا دور کردن از زشتی ها مهم است. ممکن است افراد سالخورده قدرت تحمل کمتری را نسبت به بقیه افراد داشته باشند، و خود را با تجربه تر از شما بدانند که در این صورت باید نحوه امر به معروف نیز با توجه به سن و سال فرد باشد؛ و مثلاً در مورد نوجوانان باید ابتدا از در دوستی و محبت وارد شد؛ و بعد شروع به امر به معروف و نهی از منکر کرد. افراد نوجوان را معمولاً با قصّـه گویی و الگوپردازی بهتر می توان از منکر بازداشت.

و یا در برخورد با یک فرد عامّـی بایستی با زبانی که برای وی قابل فهم باشد سخن بگوییم، و از به کار بردن الفاظ و عبارات نامفهوم پرهیز کنیم. َوِ قسَ علی هذا ... یعنی میزان سواد و آگاهی فرد در امر به معروف می بایست مدنظر باشد.

امربه معروف ونهی ازمنکر درخانواده و فامیل

یوسف رحمانی

بسیاری از مشکلاتی که در بین اعضای خانواده به وجود می آید، ریشه در عدم شناخت آنها نسبت به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و همچنین عدم آگاهی از نحوه برخورد و امر به معروف در خانواده دارد. بی تفاوتی و یا عدم آگاهی نسبت به برخورد با منکر در خانواده می تواند موجب وارد آمدن ضربات ناخواسته و مخربی به افراد خانواده شود.

انسان نه تنها مسئول نگهداری خویشتن از گناه است، بلکه سزاوار است خانوادهاش را نیز از ارتکاب گناه نجات دهد، چرا که اگر آنها را به حال خود رها کند خواه ناخواه به سوی آتش دوزخ پیش می روند.

فردی از امام صادق (ع) پرسید: چگونه زن و فرزند را از آتش دوزخ حفظ کنم؟ ایشان فرمود: آنها را امرکن به آنچه که خدا امرکرده، و نهی کن از آنچه خدا نهی کرده، اگر اطاعتت کردند که تو ایشان را حفظ کردهای، و به وظیفهات عمل نمودهای، و اگر نافرمانی کردند خودشان گنهکارند، تو آنچه را بر عهده داشتهای ادا کردهای )کافی، ج ۵، ص ) ۶۲

سخت گیری

بعضی از افراد در امر به معروف و نهی از منکر چنان سختگیری میکنند به قولی به مرگ میگیرند که به تب راضی شود. بدون این که طرف مقابل را از نظر فکری آماده سازند میگویند: این کار را انجام بده چون من میگویم، نا ساامتی برادر بزرگتر هستم، یا فاان عمل را ترک کن و انجام نده چون من آن را انجام نمیدهم. این راه درست امر به نیکی و جلوگیری از کار ناشایست نیست، بلکه باید نرمش و درایت در امر به معروف و نهی از منکر را همیشه مدنظر داشت.

رفع نگرش منفی نسبت به امر و نهی

همه می دانیم که امر به معروف و نهی از منکر صحیح می تواند به تعالی تمامی اهل خانواده و فامیل منجر شود؛ ولی سوال اینجاست که چرا تا این حد نگرش منفی نسبت به آن وجود دارد؟ علت این است که آنچه را که ما به عنوان امر به معروف و نهی از منکر بیان می کنیم در اکثر مواقع توأم با کنایه زدن، تحقیر کردن، سرزنش کردن و ... است؛ که همین مسأله موجب نگرش منفی در افراد نسبت به این مسأله می شود. در حالی که اگر فضای امر به معروف به دور از این مسائل باشد هیچگونه دید منفی نسبت به آن در بین اعضای خانواده و فامیل به وجود نمی آید.

عجله در به نتیجه رسیدن

گاهی بعضی از اعضای خانواده به قدری عجول هستند که فکر میکنند به محض فرمان به انجام یا ترک کاری باید فوری عمل شود. در غیر این صورت متأسفانه اگر پدر و مادر باشند خرج ماهانه قطع میشود، یا میزان ابراز محبت کم میشود، و یا حتی برخورد لفظی و درگیری برای فرد خطاکار از جانب دیگران درنظر گرفته میشود بدون اینکه به تدریجی بودن در به نتیجه رسیدن توجهی شود. امام علی (ع) فرمود: آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار به فرزندان خویش تحمیل نکنید، زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند)شرح نهج البلاغهابن ابی الحدید، ج ۲۰ص )۲۶۷

ضرورت بیان فوائد و مضرات

ســنت الهی در قرآن به این صورت است که برای امر به کاری فقط به فرماندادن اکتفا نمیکند بلکه به بیان فایده آن برای انسان نیز میپردازد و همچنین در افراد میشودبرای نهی از کاری به بیان مضرات آن می پردازد. در سوره احزاب، آیه ۵۹ چنین میخوانیم: «یاَأَیهاَّ النِبیُ قلْ لْزواجِـکَ وَبناتِـکَ َوِنساء المْؤِ منینَ ْیدِنینَ علِیهَّـنِمنْ جلابیبهن ِذلکَ أدنیَ أن یعْرفنَ فلا َ یؤَذینَ.»

بگو: جلبابها [روسریهای بلند] خود را بر خویش فرو افکنند. این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند.

در این توصیه هدف شارع مقدس این است که زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل انگار و بیاعتنا نباشند، و در عین داشتن حجاب آن چنان بیپروا نباشند که غالبا قسمتهایی از بدنهای آنان نمایان شود و این کار، توجه افراد هرزه را به آنها جلب میکند. جالب اینکه خداوند در این آیه شریفه برای جلوگیری از ارتکاب گناه تنها به نهی اکتفا نمیکند، بلکه به بیان ضررهای آن گناه برای فرد نیز میپردازد.

در بسیاری از آیات قرآن برای تشویق انسانها به انجام کاری نیک و ترک گناه، به پاداش برخی از کارهای نیک و جزای گناهان اشاره شده است. خوب است افراد برای امر به معروف و نهی از منکر در بین اعضای خانواده نیز از این کتاب گران سنگ الهی الگو گرفته و در کنار امر و نهی خود به بیان ضررهای منکر انجام شده و یا فوائد معروفِ در نظر گرفته شده بپردازند.

اهمیت عامل بودن

نکته بسیار مهم در امر و نهی والدین و یا فرزندان، چگونگی عامل بودن شخص است. پدری که به فرزند خویش سفارش میکند اگر فلانی زنگ زد بگو من نیستم، نمی‌تواند فرزندش را از گفتن دروغ نهی کند؛ چرا که نهیزبانی را با عمل خویش باطل نموده است. یا مثلاً کسی که نسبت به نماز سهل انگار هستند و نماز خویش را به آخر وقت تأخیر میاندازند شایستگی سفارش به دیگر افراد خانواده

برای خواندن نماز اول وقت را ندارند. چرا که این امر در فرزند تأثیرگذار نیست؛ و همینطور اگر برادر و خواهری که خود از غیبت کردن إبایی ندارند چگونه می توانند انتظار داشته باشند که امر و نهی آنان در مورد غیبت نکردن شنیده شود.

الگوی مناسب بودن

ما وقتی می توانیم انتظار تأثیر پایدار و مثبتی را بر روی اطرافیان خود داشته باشیم که از نظر موقعیت اجتماعی و فکری و رفتاری، دارای مرتبه قابل قبولی باشیم. یعنی رفتار و کردارمان را طوری برنامه ریزی کنیم که برای سایر افراد خانواده سرمشقِ حسن عمل باشیم؛ زیرا کسی که به عنوان مثال از نظر درسی یا شغلی و یا رفتاری به درجاتی نرسیده باشد معمولاً امر و نهی او مورد توجه قرار نمی گیرد.

ملایمت و رعایت اعتدال

هر یک از اعضاء خانواده شایسته است نسبت به کار زشت طرف مقابل از خود عکس العمل نشان دهند. بدین صورت که به فراخور حال در ابتدا این نارضایتی را در چهره نمایان سازد. اگر طرف مقابل باز به کار زشت خود ادامه داد او را از اثرات سوء آن آگاه سازند؛ و اینطور نباشد که در یک آن، تمام دنیا را به خاطر خطای او بر سرش هوار کنند.

در سفارش به نیکیها و جلوگیری از گناهان در خانواده، اگر جنبه عاطفی آن رعایت شود می تواند تأثیر بیشتری داشته باشد. یعنی فرد خطا کار می فهمد که او را با تمام خوبیها و کاستیها دوست دارند، ولی این خطا بوده که در روابط آنها تیرگی حاصل کرده است.

ملاحظه کوچکتری و بزرگتری

شیوه امر و نهی در مورد برادر و خواهر بزرگ و کوچک می تواند متفاوت باشد و بسته به بزرگتر و یا کوچکتر بودن، راههای امر به معروف و نهی از منکر نیز متفاوت می شود. به عنوان مثال برادر کوچکتری که با دوستانِ نه چندان موجه رفت و آمد دارد را می توان با گفتن مختصری از زمان هایی که خودتان خطا یا اشتباهی کرده اید سخن بگوئید تا طرف مقابل احساس نکند قصد شما از انتقاد کردن اثبات برتری خود و ضعف طرف مقابل است و می بایست از نشان دادن رفتارهای حاکمیتی نسبت به برادر و یا خواهر کوچکتر خودداری شود. سخن گفتن از اشتباهات خود، زمینه پذیرش را در طرف مقابل ایجاد می کند. «من هم در سالیان دور با این مشکل مواجه شدم و اگر راهنمایی فاان شخص نبود، معلوم نبود مانند دوستان خود به بیراهه بروم یا نه.» و سعی شود این امر و نهی تا حد امکان مختصر و مخفیانه باشد تا از شکستن غرور بزرگتری و شخصیت او جلوگیری شود.

برخورد با پدر و مادر

نباید تصور کرد که امر به معروف پدر و مادر کاری بر خالف احترام است. مثلاً در مورد غیبت می توانیم گناه کبیره بودن غیبت را یاد آوری کنیم و چون اکثراً غیبت کننده این مسأله را می داند ولی به خاطر غفلت و یا بی توجهی است که غیبت می کند، و وقتی از عواقب دنیوی و اخروی غیبت بگوییم انگیزه ترک گناه را ایجاد می کنیم.

ولی در مواجهه با رفتار نادرست والدین نباید به گونه‌ای برخورد صورت گیرد که شمیم بزرگ منشانه از آن برداشت شود، بلکه باید بوسیله گوشزد کردن بزرگی و احترام آنان و اینکه آنان حق به گردن ما دارند، محیط را برای پذیرش بیشتر سخنان خود آماده نماییم. چرا که اگر سخن گفتن ما با آنان به گونه‌ای باشد که بی احترامی از آن برداشت شود، روشن و بدیهی که حرف ما تأثیری نخواهد داشت و بلکه باعث رنجیدن و ناراحتی آنان شده و در اصل موجبات بی توفیقی در کارهای خود را فراهم ساخته ایم.

فامیل‌ها

انسان در مواجهه با افراد فامیل که بیشتر از افراد دیگر جامعه با آنها درگیر است، باید چگونه رفتار کند؟

و یا مثلاً فردی از افراد فامیل که مقید به دینداری و مسائل شرعی نیست، و یا اینکه بعضی از اقوام و آشنایان مسئله حجاب را در مهمانی ها و مراسم رعایت نمی کنند آیا می توان با آنان به اسم صله رحم معاشرت کرد؟

در یک مهمانی خانوادگی همه جمع هستند و سر صحبت باز میشود یکی از اعضای خانواده شروع به صحبت میکند از بدیهای یک فامیل دور میگوید از بد رفتاریهایش، از اخلاق های خاصی که دارد و در نهایت شروع به تمسخر قیافهاش می کند بحث را یکی دیگر از اعضا ادامه میدهد و کمی با آب و تاب تر ... همین طور میگذرد و تا چشم به هم می زنند یک ساعت از وقتشان را به غیبت در مورد یک عضو فامیل گذراندهاند بی آنکه آن بیچاره روحش هم خبر دار باشد؛ و ما در این بین مانده ایم چه کنیم که هم مورد تمسخر قرار نگیریم و هم همراهی با این منکر زشت نکنیم؟

باید به این نکته اساسی توجه داشت که ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن و یا مواردی از این دست نمی توانند توجیهی برای ترک این امر به معروف باشد؛ ولی نحوه امر به معروف کردن و نشان دادن عدم رضایت از این رفتار باید به گونه‌ای باشد که طرف مقابل را متوجه کند نه این که او را وادار به جبهه گرفتن نماید.

در بعضی موارد فرد می تواند با توجه به اینکه قطع کامـل ارتباط با ارحام جایز نیست، مقداری از روابط خود را محدود نماید؛ به مقداری که عرفاً گفته شود با هم ارتباط دارند هرچند بسیار محدود و کم، و این سنگینی در رفتار ما حاکی از نارضایتی ما نسبت به عمل انجام شده باشد.

همچنین در مواردی که فرد تشخیص دهد که با ارتباط بیشتر امر به معروف ونهی از منکر او اثر کند، برقراری ارتباط بیشتر لازم است. هیچگاه نباید از تأثیر فراوان خوشرویی و برخورد و کلام مناسب غافل شد. صبر و حوصله می تواند در تغییر تدریجی رفتار آشنایان نقش مهمی داشته باشد. سریع از کوره در رفتن می تواند حس ناخوشایندی را در بین آشنایان و فامیل به وجود بیاورد و به همین ترتیب تأثیر گذاری حرف های شما کمرنگ تر شود.

و در برخی موارد اگر امکان کمک گرفتن از فرد دیگری در اصلاح فرد وجود داشته باشد، می توان با درمیان گذاشتن مسأله، از او یاری جست.

امر و نهی در کوچه و بازار

یکی از راه هایی که ضامن اجرای احکام دینی است، عمومی شدن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است. در فرهنگ اسلام، افراد جامعه همانند سرنشینان یک کشتی هستند. چنانچه یکی از آن ها بخواهد دیواره کشتی را سوراخ کند، همگی وظیفه دارند که مانع او شوند وگرنه همه آن ها غرق خواهند شد.

در لابلای رفت و آمدهای روزمره، انسان با صحنه ها و وقایعی روبرو می شود که نحوه مواجهه با این موارد نقش بسیار مهمی در پدیدار شدن هنجارها و ناهنجاری ها در جامعه دارد.

اهمیت و ضرورت اتخاذ شیوه‌های صحیح و مناسب برای مواجهه با این ناهنجاری ها کاملاً امری بدیهی است، و از آنجا که امر و نهی دینی گل سرسبد احــکام خدا هستند، دینداری مردم با واسطه وجود آنها شکل میگیرد. خداوند این دو اصل تابنده را در حدود ده آیه از آیات قرآن مورد توجه جدی قرار داده و انجام آنها را از ویژگیهای اهل ایمان به شمار آورده است.

مسئولیت دولت یا مردم

درست است که دولت، در نظام اسلامی، مسئول اجرای قانون و مقررات است، لیکن این کار در صورت عدم نظارت عمومی نه کافی است زیرا که دولت وُعّمال او در همه جا حضور ندارند و نه مردمی است چرا که آحاد مردم در حرکت تکاملی جامعـۀ خود را مسئول و سهیم نمی دانند و بدیهی است که چنین روحیه‌ای در روند تکاملی جامعه سستی پدید می آورد؛ ولی اگر مردم خود را مسئول در نظارت بر اعمال خیر و شر و معروف و منکر جامعه ببینند، هم کنتـرل جامعه بهتر صورت می گیرد و هم عامل گسترش و بالا بردن فرهنگ جامعه خواهد بود.

همان گونه که مقام معظم رهبری) مدظله العالی (طی سخنانی در خصوص اهمیت امر به معروف و نهی از منکر فرمودند:

«نگویید به من چه؛ او هم نمی‌تواند بگوید به تو چه؛ اگر هم گفت، شما اعتنا نکنید. بعضیها خیال می کنند تا منکری دیده شد، باید با مشت به سراغش بروند! نه، ما سااحی داریم که از مشت کارگرتر است آن چیست؟ سااح زبان. زبان از مشت خیلی کارگرتر و نافذتر و مؤثرتر است؛ مشت کاری نمی کند...

حرف بزنید، بگویید؛ یک کلمه بیشتر هم نمی خواهد؛ لازم نیست یک سخنرانی بکنید. کسی که می بینید خالفی را مرتکب می شود دروغ، غیبت، تهمت، کینه ورزی نسبت به برادر مؤمن، بی اعتنایی به محرمات دین، بی اعتنایی به مقدسات، اهانت به پذیرفتههای ایمانی مردم، پوشش نامناسب، حرکت زشت- یک کلمه آسان بیشتر نمی خواهد؛ بگویید این کار شما خااف است، نکنید؛ لازم هم نیست که با خشم همراه باشد. شما بگویید، دیگران هم بگویند، گناه در جامعه خواهد خشکید. امر به معروف و نهی از منکر را اقامه کنید.

بستگی به این دارد که چه کسی بخواهد برخورد بکند. اگر شما بخواهید برخورد کنید با زبان است. شما به غیر از زبان هیچ تکلیف دیگری ندارید. نهی از منکر برای مردم فقط زبانی است. البته برای حکومت، این طور نیست. اگر منکر بزرگی باشد برخورد حکومت احیاناً ممکن است برخورد قانونی و خشن هم باشد. لیکن نهی از منکر و امر به معروفی که در شرع مقدس اسلام هست زبان است تاثیر امر و نهی زبانی اگر انجام بگیرد از تأثیر مشت پوالدین حکومتها بیشتر است. یکی از چیزهایی که در جامعه از بدی جلوگیری می کند، نهی از منکر و منکر ساختن منکر است. نگذاریم منکر معروف بشود و معروف منکر بشود. نهی از منکر کردن مثل این است که بگویید آقا چرا این کار را می کنی؟ این چه حرکت بدی است که انجام می دهی؟ یک نفر بگوید دو نفر بگویند ده نفر بگویند باالخره طرف مجبور می شود ترک کند؛ یعنی اگر بارها گفته شد روحاً مغلوب می شود.»

در این بخش به بیان مواردی اشاره می شود که افراد جامعه بیشتر در این محیط ها با یکدیگر تعامل دارند و ظواهر و حرکات و سکنات یکدیگر را در زمان محدود مورد بررسی و قضاوت قرار می دهند.

یکی از خیابانهای شهر

روزی در یکی از خیابانهای شهر در حال تردد هستید، خانم جوانی با موهای رنگ کرده و یک روسری بسیار کوتاه از تاکسی پیاده میشود، چهره آرایش کرده این خانم نظر چند جوان را در پیاده روی مقابل به خود جلب می کند. چه باید کرد؟ بهترین گزینه این است که با آرامش و احترام به شخص تذکر داده شود که این نوع پوشش شما باعث می شود دیگران به شما بدبین شوند و همچنین افراد جامعه به سوی گمراهی کشیده شوند، هر چند که شما این قصد را نداشته باشید.

که اگر این برخورد توأم با احترام از جانب چند فرد صورت گیرد به طور حتم در شخص تأثیر خواهد داشت و شخص را نسبت به عواقب کاری که انجام می دهد آگاه خواهد کرد.

چراغانی شبهای اعیاد

اعیاد شعبانیه نزدیک بود و همه خوشحال. چند نفر از همسایه ها را می بینید که در حال چراغانی سـانت به سـانت کوچه هستند. با یک نگاه به راحتی می توان فهمید که برق این چراغها از کجا تأمین شده است!!! بله از کابل شبکه اداره برق. شما می توانید با تذکر این اندازه که گرفتن برق از شبکه، حتی به نام چراغانی اعیاد شعبانیه هم مشکل شرعی داشته و حق الناس است. چرا که هزینه آن از جیب مردم تأمین خواهد شد؛ و اگر کسی مایل به چراغانی است می تواند با در نظر گرفتن عدم اسراف، از برق منزل خود این کار را انجام دهد.

بازار مرکزی شهر

در بازار در حال خرید هستید که چند پسر جوان با تیپی خاص از مقابل میآیند یکی از آنها بلند بلند شعر میخواند، دیگری زنجیری را دور دستش میچرخاند آن یکی با صدای بلند میخندد ... در این میان خانمی دست فرزند خردسالش را میکشد و از ترس به داخل یکی از مغازهها می رود. چه باید کرد؟

می توان به آنها گفت که این حرکات و اعمال آنان باعث ترس و وحشت مردم می شود و اینکه شما نیز مطمئناً دارای خانواده هستید و اگر کسی باعث ترس خانواده شما شود، چه حسی خواهید داشت؟

پاساژ

خانمی جوان با پالتوی قرمز و شال مشکی و چکمه ساق بلند دستانش را

در جیبش گذاشته و در پاساژ به آرامی قدم میزند، چشمش به ویترین پر زرق و برق مغازه ها است. چهره آرایش کرده این خانم و موهای رنگ کرده اش نظر هر شخصی را به خود جلب می کند. همانطور که او عبور میکند چشم برخی از عابران نیز به همراهش می‌رود. همسر شما که با شما در حال خرید است، رو به آن زن می کند و بعد از احوالپرسی با خوشرویی تمام این نکته را به او متذکر می شود که ارزش شما بیشتر از آن است که چشمان هوس باز با نگاه هایشان شما را مورد بی احترامی قرار دهند.» خواهرم حجاب!!»

یکی از پارکهای نسبتاً شلوغ شهر

کنار وسایل بازی گروهی از پسران جوان جمع هستند یکی از آنها با موهای بلند، شلوار جین و یقه باز روی سکویی نشسته و تسبیح بلندی را دور دستش می چرخاند! آن دیگری روی موتورسیکلتش آواز میخواند. در همین بین یک پیرمرد از کنار آنان در حال رد شدن بود. مسخره کردن پیرمرد و تیکه انداختن به او شروع شد، هر کدام چیزی می گفتند و پیرمرد بدون حرفی راهش را گرفت و در صندلی که کنار شما بود نشست؛ و شما با احترم، خوراکی را که در دستانتان است به پیرمرد تعارف می کنید و او را مورد مهر و محبت خود قرار می دهید؛ و این جوانها نیز در حال رصد کردن رفتار شما با پیرمرد هستند و پشیمانی از رفتار خود را در نگاهشان به راحتی می توان مشاهده نمود.

نهی از منکر و سلب آزادی

گاهی اوقات ممکن است برخی از غرب زده ها انجام تکلیف امر به معروف و نهی از منکر را موجب سلب آزادی افراد و دخالت در امور شخصی دیگران و یا عامل هرج و مرج و یا اعمال خشـونت در جامعه بدانند و به جای آن که آن را مایـۀ سعادت و تکامـل جامعـۀ اسلامی به شمار آورند، مایـۀ پسرفت و بدبختی جامعه بیانگارند؛ ولی با توجه با آن که اولاً وجود قانون در جامعه برای کنتـرل و محدود کردن افراد است و هیچ کس آزادی مطلق و بی بند و بار را نمی تواند بپذیرد و از این رو این مقدار از سلب آزادی نیز در راستای تحقّـق همان فلسفۀَجعل قانون است که پذیرفته شده است و گرنه وضع قانون و جواز آزادی مطلق، کاری عبث و بی حاصل خواهد بود؛ بنابراین امر به معروف و نهی از منکر منافاتی با آزادی افراد نداشته بلکه موجبات استفاده تمامی افراد را از آزادیهای اجتماعی فراهم می نماید.

دستگاه‌های دولتی و امر به معروف

تا می‌گوییم نهی از منکر، فوراً در ذهن مجسم می‌شود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود، یکی باید بیاید و او را نهی از منکر کند. فقط این نیست؛ نهی از منکر در همه زمینه‌های مهم وجود دارد: همین سوء استفاده از منابع عمومی؛ همین رفیق‌بازی در انجام دادن کارها در بعضی ارگان ها و ... و فرد می تواند در چارچوب قانون اقدام به اعتراض نماید.

مثلادر حال واریز وجه در یکی از باجه های بانک هستید و فردی بدون رعایت صف و فقط به بهانه آشنا بودن با اپراتور شعبه اقدام به انجام خارج از نوبت کار خود می کند، اینجاست که می توان اعتراض خود را پیش رییس شعبه ببریم و از او توضیح بخواهیم.

و یا وقتی مشاهده می کنیم که افراد از بیت المال استفاده شخصی می کنند، می بایست این قضیه را پیگیری کرده و مانع از اینگونه سوء استفاده ها شد.

اینگونه است که وقتی همه اعضای جامعه اسلامی نسبت به برخورد به این مسائل اهتمام داشته باشند، بدون شک کمتر شاهد رخ دادن مسائلی از این قبیل خواهیم بود.

رعایت مراتب

مراتب امر به معروف ونهی از منکر

هدف از امر به معروف و نهی از منکر، تأثیر آن است. مقصود آن است که با اجرای این فریضه، مردم از منکرات بازایستند و به معروف‌ها روی آورند. از این‌رو باید به جنبه ی عملی این فریضه توجه بسیاری نشان داد. کاربست این فریضه تابع منطق ساده‌ای است و آن حرکت از ساده به دشوار و یا به تعبیر فقها الایسر فالایسر است. در این‌جا مقصود نه عقده‌گشایی است و نه کینه‌کشی. اما در این‌جا چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد: نخست آن‌که چنین نیست که همیشه امر و نهی شونده پایین‌تر و کم شخصیت‌تر از آمر و ناهی است؛ بلکه او نیز انسانی است با حقوقی همسنگ آمر و چه‌بسا از نظر انسانی و اخلاقی از او برتر باشد)ر. ک: تحریرالوسیله، ج۱‏، ص)۴۸۱‏

به همین دلیل تحقیر او و آزردنش خلاف شرع و حرام است)ر. ک: جواهرالکالم، ج۲۱‏، ص)۳۷۸. ‏

نکته بعدی آن که مقصود از رعایت کردن این منطق آن است که بیش‌ترین نتیجه را با کم‌ترین هزینه و مئونه به‌دست آوریم و گرهی را که با دست گشوده می‌شود، با دندان نگشاییم. از این‌رو، الگوی کلی مراتب و انگاره آن براساس سه مر تبه شکل گرفته است و فقها بر آن رفته‌اند که مراتب انکار از انکار قلبی، زبانی و عملی تشکیل می‌شود و آمر و ناهی باید به ترتیب از این سه مرحله بگذرد)در این مورد، ر.ک. به: جواهر الکلام فی شرائع الاسلام، ج۲۱‏، ص‏)۳۷۸.

برای امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی است و جایز نیست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین به مراتب دیگر عمل شود. (» توضیح المسائل امام خمینی، مسئله شماره ۴۰۸۲(
احساس قلبی و ابراز ناراحتی

نخستین مرتبه نهی از منکر، انکار به قلب و اظهار ناراحتی است؛ یعنی زمانی که انسان گناه و انحرافی را در جامعه می‌بیند، در دل خود آن را تقبیح، و احساس ناراحتی کند. در روایتی امام صادق) علیه السلام (فرمود:َحْسبُ ْ المْؤِمنِ عزًّ إذا َرأیُ منکراً أنَ یعلم الله عزَ وجَلِ منْ قلِبهِ إنکاره؛ َ) الطوسی، تهذیب االحــکام، ج۶، ص «)۱۷۸برای عزت مؤمن همین کافی است که آنگاه که منکری را مشاهده نماید، خداوند میداند که او در قلب خویش آن را انکار میکند.»

بعد از احساس ناراحتی، انسان باید ناراحتی خود را در چهره ظاهر کند. وقتی انسان در جامعه با کار زشتی روبه‌رو می‌شود و گناهی را می‌بیند، باید افزون بر انکار درونی، ناراحتی و اشمئزاز خود را با اخم و درهم کشیدن چهره اظهار کند.

نکته مهم در این بحث این است که باید با توجه به شناختی که آمر و ناهی از نوع منکر و اولویت بندی که برای آن قائل است باید از این مراتب استفاده کند؛ مثاً وقتی فرد یک گناه صغیره‌ای را انجام می‌دهد، متناسب با میزان اهمیت این گناه، از این مراتب استفاده کند؛ این گونه نباشد که به خاطر انجام گناه صغیره از مراتب بالاتر و شدیدتر نهی از منکر استفاده کند.

حاصل آنکه، اگر در مقام امر به معروف و نهی از منکر کاری از کسی برنم یآید، دس تکم لازم است که در برابر گنه کار چهره خود را عبوس کند و ناراحتی خود را از انجام معصیت نشان دهد. این تکلیفِ حداقلی، از هیچ‌کس برداشته نیست.

اظهار به زبان

نکته بعدی، به‌زبان آوردن و تذکر دادن است، که خود مراتبی دارد. در مرحله نخست، چنانچه شرایط مناسب بو و زمینه های لازم برای تأثیرگذاری وجود داشت، با زبان نرم، تذکر بدهد؛ و اگر تذکر با زبان نرم اثر نداشت، در مرحله بعد، باید با لحنی تندتر، از منکر جلوگیری کرد. در موردی که فرد به طور علنی و آشکار گناه نمی کند، باید توجه داشت که در حد امکان، امر به معروف و نهی از منکر در ّلفافه بیان گردد؛ بهگونهای که طرف مقابل، حتی متوجه نشود که امر یا نهی کننده، در پی برطرف کرد ن عیب اوست. تردیدی نیست که اگر مؤمنی عیبی در دوست خودببیند، نمی تواند آرام بنشیند؛ بلکه موظف است با رعایت مراتب، به وظیفه خود عمل کند؛ ولی نمیتوان برای نشان دادن عیوب کسی، مراتب را نادیده انگاشت. از اینروی برخی بزرگان اگر در پی بیان عیب کسی برمی آمدند به مناسبتی، آیه یا حدیثی می خواندند یا داستانی را نقل می‌کردند.

اگر هیچیک از شیوه‌های پیشگفته برای بیان عیوب کسی کارساز نبود، ناگزیر باید بهطور مستقیم برای او بیان کرد که فاان عیب را دارد و باید خود را اصلاح کند. در این صورت هم، همین امرو نهی باید به گونهای باشد که در خلوت صورت پذیرد تا کسی دیگر متوجه این تذکرات نگردد. آری!

اگر کار بدانجا کشیده شد که کسی آلوده به گناهی بزرگ شده است و هیچ راهی جز گفتن در حضور دیگران برای بازداشتن او وجود ندارد، و حتی ممکن است کار بدانجا کشیده شود که تا عیوبش پشت سر او بیان نشود، تأثیری نداشته باشد، اگر نهی از منکری جز از راه غیبت کردن میسر نباشد، آن غیبت واجب می‌شود تا این سخنان به گوش طرف مقابل برسد و از گناهش دست بردارد.

در این مرحله نیز باید آمر و ناهی به تناسب اولویت بندی که برای معروف و منکر قائل است از مراحل پایین و مالیم تر این مرتبه شروع کند و با سنگین تر شدن وزن معروف و منکر از مراتب بالاتر این مرتبه استفاده کند. به عنوان مثال اگر فرد غیبت می کند و با زبان نرم و یا بیان یک داستان عبرت آمیز می توان وی را از این منکر نهی کرد، سراغ مراتب بعدی که با تندی و لحن آمرانه است نرویم.

برخورد فیزیکی

این مرتبه دیگری از امر به معروف و نهی از منکر است که اگر امر به معروف و نهی از منکر به صورت تذکر و برخورد لفظی اثر نکرد و سخن نرم، مالطفت و موعظه اثر نبخشید، یا سبب جرئت و گستاخی بیشتر گناهکار گردید باید با چنین شخصیِبا تندی برخورد کرد و با اعتراض شدید مانع عصیان او شد. البته در جامعه اسلامی که دولت اسلامی حاکمیت دارد، برخورد فیزیکی باید از طرف مقام رسمی و با مجوز رسمی صورت گیرد؛ یعنی در جایی که بحث اعمال قدرت فیزیکی مطرح میگردد، باید اجازه حکومت و مقامات قضایی باشد. مگر در موارد نادری که جان مومن دیگری در خطر باشد و امکان اخذ مجوز رسمی و یا حضور مقامات دولتی ممکن نباشد در این صورت باید تا جایی که می توان در برابر فرد خاطی مقاومت کرد و از ارتکاب جرم جلوگیری کرد.

نکته پایانی:

مراتب فوق به ۷ روش انجام می شود. موفقیت در امر و نهی مستلزم تشخیص درست مراتب و انتخاب درست روش های هفت گانه است.

بحث مهارتی:

در حلقه بحث کنید که اگر یکی از دوستان نزدیک و صمیمی ما منکری را مرتکب شد بهتر است از کدام یک از مراتب سه گانه ی امر به معروف و نهی از منکر برای نهی از منکر استفاده کنیم؟

استفاده از همه ظرفیت‌ها

اغلب ما تصور می کنیم که امر به معروف و نهی از منکر فقط این است که اگر ارتکاب منکر یا ترک معروف را دیدیم خودمان تذکر بدهیم و چون در آن تذکر اثری نمی بینیم از آن منصرف می شویم، حال آنکه اینطور نیست بلکه شخص مکلف باید از همه ظرفیت های مشروع و قانونی که می توان جلوی یک منکر را گرفت و یا معروفی را رواج داد استفاده کند.

مثلاً مخاطب به حرف من گوش نمی کند ولی به حرف پدر یا معلمش گوش می کند، پس باید از طریق پدر یا معلمش او را امر و نهی کنم. گاهی ممکن است یک متخلف بر کار خلاف خود اصرار دارد و به حرف یک نفر گوش نمی کند. اگر می توانیم ده نفر را بسیج کنیم که به او بگویند باید این کار را بکنیم. ممکن است صد نفر به یک متخلف پیامک بزنند و با اعاام ناخشنودی از کار زشت او بخواهند کار زشت را کنار بگذارد.

گاهی می توانیم با ابزار تشویقی که در اختیار داریم فردی را به عمل به معروفات واداریم یا با محروم کردن متخلف از امکاناتی که در اختیار ماست او را از منکر نهی کنیم.

تکلیف فقط امر و نهی زبانی نیست، بلکه شخص مکلف باید همه امکانات، ابزار و ظرفیتهایی را که می تواند بازدارنده متخلف از منکر یا وادار کننده او به معروف باشد را بکار گیرد.

باید زمینه های تأثیر امر به معروف و نهی از منکر را فراهم کرد باید هرکس که در مقام ایفای وظیفه خود در اقامه امر به معروف و نهی از منکر بر میآید، پیش از هر چیز، زمینه های پذیرش آن از سوی طرف مقابل را فراهم کند تا تأثیر خود را برجای گذارد. برای نمونه، چنانچه امر و نهی شونده، به این باور رسیده باشد که آمر یا ناهی دلسوز اوست و خیر او را میخواهد، سریعتر سخن او را میپذیرد. ازاینروی رفتار آمر یا ناهی باید بگونه‌ای باشد که طرف مقابل باور کند که با این امر یا نهی، واقعاً درصدد خدمت به اوست، و درواقع، او خودش را برای ایشان می‌خواهد نه آنکه ایشان را برای خود. اگر او به این باور رسید، آن زمان است که از دل و جان به سخن آمر یا ناهی گوش فرا می‌دهد؛ سخنان او را باور می‌کند؛ و میکوشد آن را رعایت کند؛ زیرا پیش از این، زمینه لازم روانی برای او فراهم شده و به این باور رسیده است که آمر یا ناهی خیر او را میخواهد.

بزرگترین عامل پیشرفت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، این بود که پیش از هرچیز، و در زمان جاهلیت و قبل از اسلام، ایشان را به نام «امین» میشناختند؛ یعنی مردم باورشان بر این بود که ایشان اهل خیانت نیست و بدِ کسی را نمی‌خواهد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از همین نقطه قوت در خویش برای جلب توجه افراد بهسوی دین استفاده کردند. پس میتوان به خوبی این نکته را دریافت که در آن زمان که مردم به این آسانی سخن کسی همچون پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گوش نمیدادند، ایشان از کجا آغاز، و چگونه توجهات را بهسوی خود جلب کرد. یکی از نکات مهم، روانشناسی اجتماعی است؛ همین است که اگر کسی بخواهد در دیگران، البته از راه ارتباط مستقیم و ارتباط شخصی و تنبهتن، اثر بگذارد، باید ابتدا برای آنان ثابت کند که خیر آنها را میخواهد.

راه حل دیگر برای تأثیر بیشتر امر به معروف و نهی از منکر این است که، آمر و ناهی در گفتار خود از منطق قوی برخوردار باشند و حرف سست و بی‌دلیل نزند. چنین کسانی باید بکوشند تا بتوانند مطلبی را که درصدد اثبات آن هستند، با دلیل محکم اثبات کنند و اگر چیزی را نمی‌دانند، پس از تأمل و اطمینان پاسخ دهند. این امر اطمینان پاسخ دهند. این امر زمینه را فراهم میسازد تا طرف مقابل مطمئن شود که آن آمر یا ناهی حرف بی‌حساب و بی‌دلیل نمیزند، و اگر پاسخ پرسشی را نمیداند، در پی پاسخ آن میرود و آنگاه سخن میگوید.

حاصل آنکه، برای فراهم شدن زمینه های تأثیر امر به معروف و نهی از منکر لازم است که اولاً از نظر رفتار، طرف مقابل احساس کند که از سر دلسوزی و خیرخواهی امرونهی شده است؛ و ثانیاً از نظر گفتار نیزطرف مقابل به سخن آمر یا ناهی اطمینان یابد و این امر مستلزم داشتن منطق محکم و قوی و سخنان همراه با ادله قانع کننده در شخص آمر و ناهی است. اینها شرطهای لازم برای موفقیت دراینزمینه است. البته فوق تمام اینها و در سطح عالی، توکل به خدا و اخلاص در عمل است که تأثیر شگرفی از خود برجای میگذارد. ناگفته نماند که ایجاد فرهنگ متناسب با امر به معروف و نهی از منکر نیز می‌تواند یکی از زمینههای لازم برای پذیرش امرونهی از سوی طرف مقابل باشد. اصوالً عمل به این فریضه، مستلزم این است که پیش از آن، زمینه فرهنگی در جامعه برای این امر فراهم گردد؛ و الا نه افراد آماده انجام چنین تکلیفی خواهند شد و نه دیگران حاضر به پذیرش آن میشوند. اگر در جامعهای امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در امور دیگران بهشمار آید، دیگر کسی جرئت انجام این فریضه را نخواهد داشت. مشکل اساسی ما، این است که فرهنگی غیراسلامی، به نام فرهنگ غربی، بر سطوحی از جامعه ما سایه انداخته است. این فرهنگ، بدون آنکه حساسیتی در ما ایجاد کند، به گونهای خزنده، و آرامآرام، در جامعه نفوذ کرده است.

به جرئت میتوان گفت که فرهنگ جامعه ما در اثر چنین حرکتی، دستکم، نیمه غربی شده است. در این حالت، چنین چیزی نهتنها در سطوح پایین جامعه و در میان افراد ناآگاه، بلکه در سطح نخبگان جامعه نیز قابل مشاهده است؛ به گونه‌ای که حتی اساتید دانشگاه یا شخصیت‌های روحانی نیز ممکن است ناخودآگاه، تحت تأثیر این فرهنگ قرار گرفته باشند.

سرگروه گرامی:

با مشورت اعضای حلقه ظرفیت های اطراف خود را شناسایی کنید و سعی کنید در قالب چند مثال استفاده از ظرفیت ها را برای اعضا آشکار کنید تا فریضه امر به معروف و نهی از منکر را قابل اجرا بدانند.

استمرار

یکی از رموز موفقیت در هر کاری استمرار و ادامه دادن آن است، خصوصا در مسائل تربیتی و رفتاری، چندان که در روایات بسیاری تاکید شده است که «در حضور فرزندان نماز بخوانید.» دلیل این دستور کامـاا مشخص است زمانی که کودکان والدین خود را درحال نماز می بینند شاید برای دفعه اول و دوم چندان برایشان عادی نباشد و از انجام آن تعجب کرده و سوال ایجاد شود اما پس از مدت کوتاهی، نه تنها این امر برایشان عادی می شود، بلکه هر روز منتظرند که هنگام اذان پدر و مادر را در حال نماز ببینند.

کارهای تربیتی چنین نیستند که با یک یا چندبار گفتن و تعلیم دادن موثر افتد بلکه سنخ تربیت، از کارهایی است که شرط موفقیت آن تداوم است، همچنان که آلوده شدن افراد به تخلف هم همینطور است، معمولاً هیچ متخلفی اولین بار که به مصرف مواد مخدر و یا شرکت در یک دزدی دعوت می شود، جواب مثبت نمی دهد و غالباً اصرار متخلفان سابقه دار کم کم عزم و اراده او را سست می کند و به کار خلاف می کشد اما به مرور و با گذشت زمان و تکرار آن فعل به راحتی افراد مرتکب گناه می شوند و حتی قتل هم برایشان عادی می گردد. کار درست هم همین طور است، نباید به یک بار گفتن قانع شویم، باید آنقدر استمرار دهیم تا به نتیجه برسیم و فرد خاطی کامـاا متوجه خطای خود بشود.

همچنین امر و نهی برای تاثیر بهتر می تواند توسط چندین نفر متفاوت و در چند جای مختلف انجام پذیرد، چون ممکن است با تذکر یک فرد، شخص خاطی گمان کند که کاری که وی در حال انجام آن است، بد نیست و فقط از دیدگاه آمر بد تلقی می شود اما با تذکر افراد مختلف مطمئن خواهد شد که این عمل، زشت و مصداق منکر است لذا به احتمال فراوان از آن دست خواهد کشید.

نباید از پیگری دلسوزانه و استمرار امر و نهی خسته شد. خود استمرار و تکرار امر و نهی بار روانی زیادی دارد. موارد زیادی از امر به معروف و نهی از منکر موفق وجود دارد که در نوبت های اولیه کاملاً ناموفق بوده و حتی با عکس العمل تند مخاطب مواجه شده، لکن بر اثر استمرار به بار نشسته است.

قرآن یکی از شروط فلاح و رستگاری را استقامت معرفی می کند و به کسانی که چنین باشند وعده بهشت می دهد. دقت در حالات انبیاء و ائمه (علیهم السلام) نشان از آن دارد که همگی آنان در مقابل برخوردهای اقوام خویش به استمرار و استقامت در مسیر خویش پرداخته اند. حضرت نوح پس از آن همه دعوت فقط توانست حدود ۵۰ نفر را به راه خدا هدایت کند اما هرگز نا امید نشد و دست از دعوت نکشید، حضرت ابراهیم با وجود آنکه در آتش افتاد و از خانه خویش آواره شد، اما بازهم به دعوت خود ادامه داد.

مهارتی: شخصی همیشه آب دهان خود را در کوچه و خیابان می اندازد، چند نفر از دوستان، به وی تذکر می دهند که فلانی این، کار خوبی نیست اما او در جواب می گوید: «نه خااف شرع کرده‌ام و نه خالف قانون! این کار فقط از نظر شما زشت است» چکار باید کرد؟

هوشمندی

هوشمندی اصلی است که باید در تمام مراحل امر به معروف و نهی از منکر حاکم باشد؛ مثلاً آمر و ناهی باید در مخاطب شناسی، هوشمندی به خرج دهد و با در نظر گرفتن جنسیت و سن و دیگر ویژگی های مخاطب امر و نهی کند. امر به معروف و نهی از منکر باید به گونه‌ای باشد که آمر و ناهی در مظان اتهام قرار نگیرند. مثلاً یک پسر جوان وقتی به یک دختر بد حجاب ناشناس تذکر بدهد، به راحتی در مظان اتهام متلک گویی، قرار می گیرد.

نمونه عملی بکارگیری هوشمندانه ی امر به معروف و نهی از منکر

از روزهایی بود که تاکسی خیلی سخت پیدا می شد، من هم ماشین نیاورده بودم. سوار یکی از این سواری شخصی ها شدم. راننده. آقای راننده هم هنوز حرکت نکرده برای خوشی دل خودش یا ناخوشی دل من یک نوار ترانه با صدای زن پخش کرد. در همین لحظه تصمیم به نهی از منکر این آقای راننده گرفتم. چند فرضیه نهی از منکر در ذهنم آمد.

روش قدرتمندانه و مقتدارانه

آقا نوار را خاموش کن وگرنه: حسابت را می‌رسم از قدرت بدنی راننده همین بس که: اگر یک مشت نیمه آبدار به من می‌زد آنچنان ضربه مغزی می‌شدم که جان به جان آفرین تسلیم می‌کردم.

روش بدون عزت نفس

آقا خواهش می‌کنم نوار را خاموش کن. - اگه خاموش نکنم چیکار می‌کنی؟

- خیلی خوش بینانه باید تا دو ساعت به فلسفه موسیقی، موسیقی لهو و لهب برای او می پرداختیم تازه آخرش به من می گفت لیلی زن است یا مرد.

اما روش من: یک شکالت کوچولو را وسط هزار تومانی گذاشتم و کرایه را به او دادم! و هیچ حرفی نزدم. تا شکالت را دید، اول تعجب کرد چون مناسبتی نداشت! بعد از چند ثانیه مکث در میان صدای بلند ترانه خوان، گفت: ای ول حاج آقا! دستت درد نکنه! خواهش می کنم من تمام نشده بود که شکالت در دهان آقای راننده مزمزه شد هنوز ۰۱ ثانیه نشده بود که دیدم صدای ضبط قطع شد.

برای دور کردن یک گروه جوان آلوده و منحرف از فساد، آمر و ناهی جوان نمی تواند برود جزء محفل آنها شود تا آنها را ارشاد کند، در هر صورت در امر به معروف و نهی از منکر باید از مواضع تهمت دوری کرد باید از قرار گرفتن در شرایطی که موجب آلوده شدن خود ما می شود پرهیز کنیم. باید در این وضعیت نیز هوشمندی به خرج داد و تا جایی که می توان از شیوه ی عضویت برای جذب این جوانان استفاده نمود؛ در بسیاری از مواقع افراد وقتی تحت عضویت یک گروه قرار گیرند سعی می کنند به ارزش های آن جمع احترام بگذارد؛ لذا در برخی موارد آمر و ناهی باید سعی نماید تا می تواند با دعوت افراد در معرض خطر به مجموعه ها و گروههای فرهنگی، زمینه ی انحراف در وی را کاهش دهد.

بحث مهارتی:

اگر یکی از متربیان پسر به یک دختر بد حجاب تذکر بدهد، به راحتی در مظان اتهام متلک گویی، قرار می گیرد. در حلقه خود بحث کنید که این متربی از چه روش هوشمندانه‌ای برای امر به معروف و نهی از منکر استفاده کند؟

روش‌های امر به معروف و نهی از منکر

روش «آشکار» یا «پنهان»

گاهی امر به معروف و نهی از منکر دیگران در حضور دیگران انجام می گیرد و گاهی به صورت مخفیانه و تنها با حضور شخص خاطی انجام می شود:

روش پنهان

حفظ آبروی مردم بویژه افراد مؤمن، از ارزش و الایی در پیشگاه الهی برخوردار است. مطابق روایت:

«الْمْؤِمن أعَظم حرمةً منْ الَکعبه» ُ ُ ْ

)مشکاه النوار، ص)۸۳ احترام مؤمن از احترام کعبه نیز بالاتر است. حفظ آبروی مؤمن بقدری اهمیت دارد که خداوند در پارهای اوقات، خطاهای انسان مؤمن را از مالئکه نیز پوشیده میدارد؛ بنابراین آمر و ناهی نیز باید تمام تلاش خود را انجام دهد تا از رفتن آبرو دیگران جلوگیری کند؛ در صورتی که خطایی از آنها سر زده است در حضور جمع علنی نکند و به آنها آشکارا تذکر ندهد، و تا جایی که می تواند از امر و نهی پنهانی استفاده نماید؛ بنابراین در شرایط متعارف هر قدر امر و نهی پنهان تر باشد بهتر است، زیرا هر قدر امر و نهی آشکار خود می تواند زمینه ی بروز ناهنجاری و شیوع آن شود.

هر قدر آشکارتر عمل کنیم شخصیت مخاطب را می شکند.

امر به معروف و نهی از منکر، از یک نفر در میان جمع، معمولاً به ایجاد حس حقارت ـ و دست کم حس شرمندگی ـ در فردی منجر میشود، که از او انتقاد میشود. چنین انتقادهایی در بیشتر مواقع موجب رنجش خاطر میشوند و نتیجه مطلوبی در پی ندارند.

هر قدر آشکارتر عمل کنیم احتمال عکس العمل مخالف در مخاطب بیشتر است. امر به معروف و نهی از منکر، کنشی است که طرف مقابل را به واکنش در مقابل عمل ما وا می دارد بنابراین باید توجه داشته باشیم که اگر امر به معروف آشکار و در حضور جمع انجام شود احتمال اینکه شخص از خود واکنش منفی نشان دهد زیاد است؛ بنابراین تا جایی که می توانیم باید با فراهم آوردن یک فضای خلوت افراد را امر به معروف و نهی از منکر کرد.

روش آشکار

البته در جاهایی هم باید امر به معروف و نهی از منکرآشکار باشد مانند جایی که فردی آشکارا و متعمداً دست به گناه می زند و روش های پنهانی امر به معروف و نهی از منکر در مورد وی جوابگو نمی باشد در این صورت می توان از روش آشکار استفاده نمود؛ یعنی در حضور جمع فرد را نسبت به خطایی که انجام داده آگاه ساخت و به وی تذکر داد. همچنین در جایی که لازم است در مقابل یک منکر بزرگ مثل طاغوت، از مؤمنان یارگیری کنیم، باید از امر و نهی آشکار استفاده کنیم.

روش آشکار امر و به معروف و نهی از منکر قدرت فشار اجتماعی را آشکار می سازد؛ زیرا فردی که آشکارا و به صورت علنی مرتکب منکر در جامعه اسلامی می شود چنین فردی را با استفاده از این اهرم نظارتی باید مجبور کرد تا از انجام منکر دست بردارد

بحث مهارتی:

بحث کنید چرا ارزش آبروی یک مؤمن از خانه ی خدا بیشتر است؟ و خودتان دوست دارید کسی که شما را امر به معروف و نهی از منکر می کند از روش آشکار استفاده کند یا پنهانی؟ چرا؟

روش‌های غیرمستقیم ومستقـیم

گاهی باید پیام را به طور مستقیم به مخاطب منتقل کرد و گاهی نیز باید پیام خود را به صورت غیرمستقیم به مخاطب رساند. براین اساس، امر و نهی به دو روش مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شود:

شیوه‌های غیر مستقیم امر به معروف و نهی از منکر

گاه شرایط زمانی یا مکانی اشخاص مورد خطاب اقتضاء نمی کند مخاطب به طور مستقیم امر و نهی شود و شاید اثر منفی داشته باشد، لذا در این گونه موارد باید از شیوه ی خطاب غیر مستقیم استفاده کرد. روش های غیرمستقیم به علت این که مقاومت کمتری در برابر آن صورت می گیرد و مخاطب احساس شرمندگی و حقارت نمی کند مؤثرترند، ولی به کارگیری آن ها نیازمند تفکر و هنرمندی است.

این شیوه می تواند به صورت های گوناگون انجام پذیرد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف (شیوه ترک و جدایی

در این روش آمر یا ناهی به عنوان اعتراض و تنبیه فرد یا گروه خاطی از جمع جدا شده و مدتی بنا به مصلحت رابطه ی خود را با ایشان قطع می نماید، به شکلی که آنها متوجه علت ترک وی شده و به خطای خویش پی ببرند و ردی بر کار آنها باشد؛ مثلاً در یک مهمانی که عده‌ای مشغول تخریب ارزش های انقلاب و یا غیبت کردن هستند از جمع مهمان ها جدا شده و مجلس را ترک نماید.

ب (شیوه تغافلی

در این شیوه آمر و ناهی برای اینکه فرد خاطی دیگر عمل خود را تکرار نکند، بایستی خود را به غفلت بزند و تظاهر کند که من متوجه خلاف تو نشدم تا از این طریق شخصیت افراد شکسته نشود.

و قرآن می فرماید: برادران یوسف که پس از ده ها سال او را دیدند و نشناختند، به او گفتند: ما قبااً برادری داشتیم به نام یوسف که دزد بود. یوسف خود را به تغافل زد و نگفت که آن برادر من هستم و چرا به من نسبت دزدی می دهید. البته تغافل در مورد خلاف های شخصی، جزئی و فردی است؛ و گرنه در مسائل مهم که دشمنان وکفار برای براندازی نظام اسلامی نقشه می کشند، تغافل بزرگترین خواست دشمن است.

ج) شیوه ی اشاره‌ای

در این روش آمر یا ناهی بدون تکلم با فرد خاطی و تنها با رفتار خود و با زبان بدن به تغییر فضای حاکم و اصلاح طرف مقابل می پردازد. مثلاً فردی را که عمل خالفی را انجام داده یا حرف غیر مشروعی بیان کرده با گوشه ی چشم نگاه کرده، یا اخم می کند و یا با سر تکان دادن فرد را متوجه اشتباه خود می کند.

د) شیوه بازی و سؤال

آمر و ناهی می توانند آثار و برکات برخی از منکرات را در قالب یک بازی یا مسابقه تهیه و آن را در اختیار افراد از جمله فرد خطاکار قرار دهند تا وی ضمن حضور در بازی یا مسابقه با محتوای ارائه شده آشنا شود و متنبه گردد. مثلاً آثار و برکات قرآن خواندن به صورت یک جدول در آمده و با تعیین جوایز نفیس ارائه گردد. همچنین آمر به معروف و یا ناهی از منکر می تواند با یک پرسش درباره خطایی که فرد انجام می دهد، وی را متوجه اشتباه خود نماید.

ه) شیوه بذل مال

در برخی موارد لازم است تا آمر و ناهی برای ترک یک منکر یا تحقق یک معروف، پول و ثروتی را مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار یک فرد یا گروه قرار داده تا با جلب رضایت ایشان یا فراهم نمودن امکانات بتواند آنها را به راه مطلوب هدایت نماید. مثلاً برخی از اشخاص هستند که به خاطر نداشتن شغل، در کنار خیابان ایستاده و حرکات نامطلوبی انجام می دهند و اگر بتوان سرمایه‌ای مهیا کرد و زمینه ی اشتغال آنها را فراهم نمود بسیاری از خطاهای ایشان از بین خواهد رفت.

و) شیوه الگو سازی =

در این روش آمر یا ناهی برای اینکه بتواند فردی را از خطا باز دارد ابتدا بایستی بداند وی از چه کسی الگو گیری می نماید تا با جایگزین نمودن الگویی مناسب در ظاهر یا گفتار او را به سمت دلخواه سوق دهد. معرفی چهره‌های موفق و تجلیل از آنها، در دعوت مردم به معروف نقش مؤثری دارد. قرآن می‎فرماید: مردم دنیا از همسر فرعون درس بگیرند که چگونه جذب مال و مقام و قدرت فرعون نشد )تحریم)۱۳

ز) شیوه تشویقی

در این روش آمر یا ناهی بایستی از فردی که معروفی را به جای می آورد یا منکری را رها می کند با همان عنوان تقدیر و تشکر نماید بدون اینکه افراد خاطی را توبیخ نماید. با این روش اولاً فرد تشویق شده در اعمال خود محکم تر می گردد و ثانیاً آن رفتار برای دیگران به صورت یک عمل مثبت و ارزش جلوه می کند و باعث می شود معروف مطلوبیت خود را حفظ کند و منکر همچنان نامطلوب باقی بماند و از تبدیل ارزش به ضد ارزش جلوگیری شود و افراد خاطی نیز خود را در مقابل آن مسئول بدانند.

ح) شیوه ارائه جایگزین

اگر می خواهید فردی کار خاصی را انجام ندهند، تنها با گفتن نکن، دست نزن، فضولی نکن، با او برخورد نکنید، چرا که اینگونه برخوردها عالوه بر عدم موفقیت، موجب مشکلات دیگری در روان فرد خواهد شد. بلکه برای اصلاح او، چند راه مناسب و سرگرمی صحیح را در اختیارش بگذارید تا از راه غلط به عمل مفید سرگرم شود. در امر به معروف و مخصوصاً نهی از منکر ارائه این جایگزین بسیار ضروری به نظر می رسد، و مطمئناً مخاطب ما اگر راه دیگری را پیدا کند که مناسب است با رغبت بیشتری عمل منکر را ترک خواهد کرد.

ط) شیوه جداسازی

گاهی فرد خاطی فقط موقعی که با فرد یا گروه خاصی باشد خطای خود را انجام می دهد و در صورت جدایی، خود به خود اصلاح می گردد؛ لذا آمر به معروف و ناهی از منکر می تواند با ایجاد زمینه ی جدایی او به صورت غیر مستقیم، او را را از انحراف باز دارد.

به عنوان مثال، یک کارمند اگر با دو همکار خاص به مأموریت برود به مسائل شخصی و استفاده از بیت المال بپردازد اما اگر همراهان وی افراد دیگری باشند خود به خود از این امر اجتناب می کند.

ی) شیوه هنری

در این روش آمر به معروف یا ناهی از منکر بدون تکلم و اشاره ی مستقیم بلکه تنها با استفاده از یک ابزار هنری مانند یک قطعه فیلم و کلیپ صوتی و یا تصویری، نقاشی، کاریکاتور و ... می تواند پیام خود را به فرد خاطی القاء نماید. مثلاً در مورد آثار حفظ حجاب، تنها از تصویری از یک شکلات بدون پوسته را که روی آن مگس ها نشسته اند درکنار تصویر یک شکالت درون پوسته محفوظ می باشد، در مقابل دید یک فرد خاطی قرار دهد.

س) شیوه غیری (با واسطه)

در برخی موارد ممکن است فرد خاطی از فردی که در صدد امر و نهی است به دالیلی حرف شنوی نداشته باشد و یا ممکن است فرد خاطی از فرد دیگری به خاطر ارزشی که برای او قائل است حرف شنوی بهتری داشته باشد، لذا بایستی در این موارد آمر و ناهی فرد دیگر را توجیه و تحریک نماید تا در این زمینه اقدام نماید.

مثلاً مادری می داند اگر دوست فرزندش یا معلمش با او صحبت کند نتیجه خواهد داشت او را آگاه نموده و از او بخواهد تا وی را هدایت نماید. البته در این روش بایستی مواظب بود حرمت فرد خاطی حفظ شود و باعث غیبت و هتک حرمت او نگردد.

روش مستقیم امر به معروف و منکر) تذکر زبانی(

در صورتی که شیوه ی غیرمستقیم امر به معروف و نهی از منکر مثمر ثمر واقع نشود، و یا امکان انجامش نباشد، ناگزیر به امر و نهی مستقیم متوسّـل می شویم. تذکر زبانی می تواند با شیوه های فراوان متنوعی انجام گیرد و ما در این نوشتار برخی از شیوه های موفق و تجربه شده را مورد بحث وبررسی قرار دهیم و چگونگی بیان آنها را همراه با نمونه های عملی طرح می کنیم تا عمل کنندگان به این دو فرضیه ی نورانی بتوانند با این منبع گسترده ی روش ها، شیوه متناسب با زمان مکان وشخصیت خود و مخاطبان شان را برگزینند.

الف) امر به معروف داستانی

امربه معروف داستانی آن است که تذکر دهنده، امر ونهی خود را به صورت یک داستان متناسب با کار گنهکار بیان کند به گونه‌ای که بفهمد مراد از نقل این داستان تذکر به اوست.

داستان همواره مورد توجه انسان‌ها بوده و از لطافت تاثیر گذاری خاصی برخوردار است. همه ی انسان ها به همه ساایقی که دارند به داستان عالقمندند واگر تذکر دهنده بتواند با موفقیت داستان سازنده‌ای را نقل کند چه بسا بتواند تحولی را در دل او بوجود آورد.

ب) شیوه ی نوشتاری

گاهی آمر وناهی، به دالیلی، شرایط را برای امر به معروف و نهی از منکر زبانی و گفتاری، مناسب نمی بیند. اما یادآوری کتبی و نوشتاری را مؤثر تشخیص می دهد و از این شیوه بهره می گیرد. روشن است، که در یاداشت کتبی نیز، نرم بودن جماات، پندآمیز بودن، حفظ کرامت و شخصیت مخاطب باید مراعات گردد. از دیگر جاهای بهره گیری از این شیو ه، نوشتن مقاالت سودمند، کتاب ها و پیام های تبلیغاتی، در راستای تشویق به معروف ها می باشد.

ج) امر به معروف طنز آمیز

در برخی از موارد استفاده از طنز و مزاح می تواند میزان تأثیر امر و نهی دینی را افزایش داده و انجام آن را روان تر و بیان آنرا دلنشین تر سازد وگاهی تذکّـر تنها به همین شیوه میسر است. البته باید مراقب باشیم به شخصیت کسی اهانت نشود و طنز و شوخی ما سازنده و صالح باشد و سخن حق خود را که مأموریت الهی برانجام آن داریم با لطافت و شوخ طبعی به گنهکار اعلام کنیم.

= د) امر به معروف تکراری

برخی از گنهکاران به خاطر استمراری که در گناه خودداشته اند و یا به سبب عالقه یا عادتی که به عمل خود پیداکرده اند با یک بار امر و نهی دینی موفق به ترک منکر یا انجام معروف نمی شوند از این رو باید نسخه‌ای که برای درمان آنها انتخاب می کنیم چند باری که لازم است تکرار گردد و می شود هر بار از یکی ازشیوه های مناسب بهره گرفت. امر و نهی دینی به هر اندازه که لازم باشد باید تکرار شود به شرط آنکه دارای تأثیر مثبت بوده و تأثیر منفی هم برای مخاطب و تذکر دهنده نداشته باشد از این رو اگر تکرار آن لازم باشد و این تکرار از سوی یک نفر تاثیر منفی نداشته باشد باید در آمران به معروف تنوع ایجاد گردد و همان گونه که اگر لازم باشد باید شیوه ها هم متنوع شود.

ه (امر به معروف تمجیدی

ذکر خوبی های انسان ها حس خوب بودن را تقویت می کند و چنین حسی پرهیز از گناه و پذیرش امر و نهی دینی را آسان تر می سازد از سوی این باور را هم در گنهکار ایجاد می کند که تذکر دهنده به خوبی های او آگاه و در نزد او از مقبولیت هایی برخوردار است چنین باوری ارتباط با مخاطب را روان تر وتاثیر سخن را در او افزایش می دهد البته نباید ستودن گنهکار به گونه‌ای باشد که او را تباه کند زیرا تعریف در نزد دیگران اگر با کارشناسی لازم صورت نگیرد سبب تکبر خود برتر بینی و چه بسا موضع گیری در برابر امر و نهی گردد. بحث

مهارتی:

در حلقه بحث کنید آیا روش های غیرمستقیم امر به معروف و نهی از منکر بر روش های مستقیم آن برتری دارد؟ چرا؟

مطالب این مقاله از با استفاده از کتاب «تذکر ربانی» آقای محمد رضا علی اکبری و کتاب «هشتاد شیوه کاربردی امر به معروف و نهی از منکر» آقای حسین رضایی تهیه شده است.

روش «استدلالی» یا «احساسی»

استفاده از استدالل یا احساس کاملاً بستگی به ویژگی های شخصیتی طرفین دارد. طبعاً روش استداللی و اقناعی نتیجه‌ای پایدارتر دارد ولی در خیلی از اوقات، روش های عاطفی و احساسی نیز بیشتر از استدالل اثر می کند.

روش استدلالی

روش استداللی شیوه‌ای که در آن آمر و ناهی برای امر و نهی خود دلیل و برهان اقامه می کند. مثلاً گاهی به فوائد معروف و مفسده ی منکر اشاره و گاهی پیامدهای مثبت و منفی معروف و منکر را برای مخاطب بیان می کند. برخی از صورت های مختلف شیوه استداللی اشاره می کنیم:

الف. تعلیلی

روحیه برخی گنهکاران به گونه‌ای است که اگر علت معروف و منکری که به آنها گوشزد می شود را بشنوند پذیرش بیشتری خواهند داشت، از این رو به دنبال امر ونهی به علت آن هم اشاره می کنیم و به چنین امر به معروفی امر به معروف تعلیلی گوییم.

ب. انتفاعی

انسان همواره به منافع خود می اندیشد و دوست دارد برای انجام کار و یا ترک هرکاری نفعی به او برسد و یا ضرری از او دور گردد از این رو اگر بداند امر و نهیی که به او می شود دارای منافع و مصالحی بوده و زیانی را از او دور می سازد استقبال بیشتری از تذکر خواهد داشت.

روش احساسی

در روش احساسی با تحریک احساسات و عواطف مخاطب می توان زمینه ی تاثیرگذاری در فرد را فراهم کرد. در این روش آمر یا ناهی بایستی بتواند زمینه ی رفاقت و دوستی را مهیا نماید و در مسیر دوستی و ارتباط به مرور با محبتی که به وی می نماید خطاهای فرد را کاهش دهد و زمینه ی پذیرش و انجام معروف را در وی فراهم آورد. این شیوه معمولاً در جایی کارایی دارد که امکان برقراری ارتباط مستمر با فرد وجود داشته باشد؛ مثلاً فردی که منکری را انجام می دهد و یا معروفی را ترک کرده است یکی از بستگان، نزدیکان یا همسایه های آمر یا ناهی باشد.

نمونه عملی

مرحوم آیت الله مختاری) ره (نقل می کند: «در محضر حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی) ره (بودیم. مردی آلت و گردن کلفت مدتی بود حسابی دور آقا می چرخید و خودش را به آیت الله العظمی مرعشی نجفی) ره (نسبت می داد. بطوری که همه فهمیده بودن این مرد آلت، مرید آیت الله العظمی مرعشی نجفی) ره (است. یک روز که برای وضو به وضوخانه رفته بودم، با کمال تعجب دیدم این مرد آلت وضو می گیرد، وقتی به اطرافش نگاه می کند می بیند کسی نیست، َمس پا را روی کفش می کشد و حوصله ی کفش درآوردن ندارد! خدمت حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی) ره (رسیدم و با نارحتی تمام گفتم: آقا! این مرد التی که همه مردم خبر دارند مرید شما شده، این گونه وضو می گیرد، اگر کسی ببند برای شما زشت است!

حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی) ره (لبخندی زد و گفت: «آقای مختاری! می دانم این گونه وضو می گیرد! اما من با محبت نماز خوانش کردم اگر تو راست می گویی با محبت کفشش را از پایش بیرون آور. فقط مواظب باش از نماز فراریش ندهی!»

بحث مهارتی:

بحث کنید با توجه به ویژگی های گروه سنی نوجوانان، وقتی یک نوجوان منکری را انجام می دهد، کدام یک از روش های استداللی یا احساسی بهتر است مورد استفاده قرار گیرد؟

روش «فردی» یا «جمعی»

امر به معروف و نهی از منکر متناسب با نوع معروف و منکر و همچنین ویژگی های مخاطب در یک تقسیم بندی دیگر، به دو صورت فردی و جمعی انجام شود:

روش فردی

در شیوه ی فردی، یک شخص به تنهایی نسبت به انجام امر به معروف و نهی از منکر اقدام می کند. این شیوه در جایی کارایی دارد که اولاً منکر آثار عمیق و گسترده چندانی ندارد. ثانیاً فردی که آن را مرتکب می شود قدرتی برابر با آمر و ناهی دارد، در این صورت آمر و ناهی می تواند به صورت فردی به امر و نهی بپردازد. در شرایط متعارف روش فردی بهتر است، چون مسائل پوشیده تر می ماند. مثلاً: اگر دوست انسان مرتکب منکری چون دروغگویی یا غیبت گردد، در این جا بایستی به صورت انفرادی وارد عمل شد، و او را با شیوه های مختلفی از تکرار آن عمل زشت باز داشت.

روش جمعی

گاهی آمر و ناهی، با ارتباط فردی خود با مخاطب وتذکر زبانی به او، می توان تاثیر گذار باشد و معروف را محقق سازد، یا این که از انجام منکر یا ادامه آن جلوگیری کند اما گاهی آن عمل ناپسند، و فردی که آن را انجام داده و یا آن عمل نیک و معروف و کسی که آن را ترک نموده به گونه‌ای است که امر و نهی فردی در آن تأثیری ندارد؛ ولی اگر به صورت جمعی گروهی، سه یا چهار نفره یا بیشتر امر و نهی انجام پذیرد مؤثر خواهد بود. در چنین موردی باید به صورت جمعی وارد عمل شد. به عنوان مثال: فرد زورگویی که حقوق دیگران را پایمال می کند، جز از راه نهی از منکر به شکل عمومی و جمعی اصااح نمی پذیرد؛ و یا این که انجام دهنده ی آن عمل ناروا، دارای ویژگی خاصی است که با امر و نهی انفرادی، دست از گناه نمی کشد؛ اما اگر بسیاری از افراد اجتماع، و لو تک تک وی را از گناه بازدارند، و از جهت اجتماعی تحت فشار واقع شود، ممکن است از گناه و خطا باز ایستد.

با کمی تأمل متوجه خواهیم شد که قدرت بر امر به معروف و نهی از منکر، فقط قدرت شخصی نیست، بلکه انسانها بهمنظور امر به معروف و نهی از منکر می‌توانند قدرت شان را متمرکز کنند و با جمع کردن قدرتهای شان، قدرتی را ایجاد نمایند که بتوانند در مقابل قدرت مجرمان، مقاومت کنند.

کار جمعی می تواند با دعوت متخلف در یک جمع برای تذکر باشد یا با اجتماع در یک نقطه و اعتراض و یا فرستادن پیامک و نامه یا نحوه دیگری که مخاطب بفهمد جمع با او مخالف است و او را امر و نهی می کند. همچنین امر و نهی جمعی می تواند در قالب اعزام هیأت و تهیه طومار و یا راهپیمایی باشد.

بحث مهارتی:

چند مورد ذکر کنید که در آن موراد باید از روش جمعی استفاده کنیم؛ و بحث کنید چرا در این موارد، روش جمعی بهتر از روش فردی می تواند در کاهش زمینه ی منکر مؤثر واقع شود؟

روش «ایجابی» یا «سلبی»

روش امر به معروف و نهی از منکر به میزان استفاده از محبت و عاطفه یا تندی در برخورد با شخص خاطی به دو دسته تقسیم می شوند: روش «ایجابی» یا «سلبی»

روش ایجابی

همیشه تندی و برخوردهای تلخ در مواجهه ی با منکر و ترک معروف نمی تواند راهگشای حل مشکل باشد. روشهای ایجابی روش هایی هستند که در آنها بر استفاده از محبت، کرامت و تأیید مخاطب تاکید می شود زیرا شیوه‌های عاطفی و محبت آمیز تأثیر بیشتری در مخاطب برای ترک منکر و انجام معروف دارند.

بنابراین تا جایی که می شود در امر به معروف و نهی از منکر باید از روش های ایجابی و صمیمانه برای امر و نهی بهره گرفت کرد. روش ایجابی خود می‌تواند به شکل های مختلفی انجام شود که در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می کنیم:

امربه معروف تأییدی

در امر و نهی تاییدی خوبی های گنهکار مورد تأیید قرار می گیرد وآنگاه امر و نهی می شود. ظرافت شیوه ی تاییدی در آن است که با تأییدی که انجام می گیرد مخاطب به تذکر دهنده خوش بین می گردد و به انصاف او که خوبی هایش را نادیده نمی گیرد اطمینان پیدا می کند و با این دو ویژگی جایی برای سوء تفاهم و ذهنیت های منفی برای او باقی نمی ماند و اینها زمینه های بسیار خوبی است که او را تسلیم تذکر می کند. این شیوه برای همه مفید است اما برای کسانی که ذهنیت های منفی داشته و یا از تأیید دیگران رضایت خاطر زیادی پیدا می کنند مفیدتر است.

چگونه بگوییم؟

مثلاً به دانش آموز متدینی که به وظایف درسی خود عمل نمی کند بگوییم: شما دانش متدینی هستی این ارزش بسیار بزرگی است که خدا نصیب شما کرده اما درس خواندن شما خوب نیست و باید تلاش بیشتری داشته باشی.

امر به معروف تبشیری

مژده و بشارت از اموری است که همه ی انسان های عالم بدون استثنا به آن عالقمندند و به آن توجه ویژه‌ای دارند زیرا محتوای بشارت مسرت بخش دل ها و شیرین کننده کام انسان هاست از این رو آمر به معروف می تواند در مواردی که مدیریت موفق امر و نهی دینی اقتضا دارد بشارت را در تذکر خود مورد توجه قرار دهد وکام مخاطب خود را به آن شیرین کند در این صورت به یک آرامش روانی دست خواهد یافت و پذیرش او افزایش می یابد.

روش سلبی

روش سلبی، شیوه‌ای است که از برخوردهای زبانی تند و منفی و در برخی موارد برخورد فیزیکی برای برحذر داشتن فرد از بدی ها و یا واداشتن وی به خوبی ها استفاده می شود.

روش های سلبی مانند یک داروی تلخ یا یک عمل جراحی است که در برخی از موارد پزشک برای درمان بیماری چاره‌ای جز استفاده از آن ندارد. البته روش سلبی و برخورد، همیشه باید آخرین حربه باشد، مگر جایی که یقین داشته باشیم جز با زبان تلخ و جز با برخورد، کاری پیش نمی رود. البته ذکر این نکته نیز لازم است که هنگام استفاده از روش سلبی در امر به معروف و نهی از منکر باید از ساده ترین سطح استفاده نمود.

بحث مهارتی:

بحث کنید چگونه می توانیم با روش تأییدی، مغازه داری را که گران فروشی می کند، نهی از منکر کنیم؟

روش «مردمی» یا «حاکمیتی»

در برخی موارد منکر و معروف از مواردی است که نظارت مردمی در آنجا پاسخگو نیست و امر و نهی مردمی مؤثر نمی افتد و باید دولت با قدرتی که دارد در این مساله وارد و زمینه ی تحقق معروف و کاهش و یا از بین بردن منکر را فراهم آورد، ولی در برخی از موقعیت ها دقیقاً نظارت مردمی می تواند راهگشای حل مشکلات باشد:

روش مردمی

اسلام تأکید دارد که افراد، همان گونه که در برابر بهداشت محیط خود مسئولیت دارند، در رفتار دیگران هم مسئولاند و همانگونه که کسی حق ندارد آب شهر را مسموم کند، حق ندارد فضای فرهنگی یک شهر اسلامی را مسموم کند. اگر کسی برخااف این مسیر گام برداشت، باید تحت تعقیب قرار گیرد. تمام افراد جامعه در زمان ایجاد یک ناهنجاری اخالقی در جامعه مسئولیت دارند و موظفاند بنابر مراتب مختلف امر به معروف و نهی از منکر، به وظیفه خود عمل کنند.

بنابراین عمل به امر به معروف و نهی از منکر، یک ویژگی مهم جامعه اسلامی است که بر اساس فرهنگ اصیل دینی شکل گرفته است و عنصری محوری شمرده میشود: َِفریضَـهَعِظَیمهَِبهاَُتقامُْ‌الفرایض) کلینی، الفروع من الکافی، ج۵، ص)۵۵ بر اساس این روایت، این فریضه، از هر واجبی واجبتر است و قوام دیگر واجبات هم بستگی به انجام آن دارد؛ درصورتیکه به این واجب عمل گردید، دیگر واجبات هم جایگاه خود را پیدا خواهند کرد

روش حاکمیتی

وظیفه ی حکومت تنها حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر نیست، بلکه در مواردی که منکر در سطح بسیار گسترده و یا افرادی که مرتکب منکر می شوند، دارای موقعیت اجتماعی بالاتر و قدرت بیشتری نسبت به مردم هستند و از مردم عادی حرف شنوی ندارند در این صورت این وظیفه ی حکومت است که در این موارد وارد عمل شود و امر به معروف و نهی از منکر کند؛ لذا مواردی پیدا می شود که تنها در آن موارد حکومت و کارگزاران آن هستند که می توانند این فریضه را انجام دهند مثـًاا نظارت بر مراکز اقتصادی و فعالیت های خود کارگزاران حکومتی و کشف فسادهای بزرگ اقتصادی تنها از دست نهادهای دولتی بر می آید.

ایفای وظیفه ی امر به معروف در بسیاری از مهم ترین مصادیق آن، نیازمند اطالعات و امکانات و افراد زیادی است و بدون امکانات کافی میسر نیست و چون در روش دولتی بیشترین امکانات و افراد فراهم است، این روش برای تحقق بخشیدن به اهداف این وظیفه ی بزرگ، بر دیگر روش ها برتری دارد.

همچنین در مواردی که اجرای امر به معروف و نهی از منکر، نیاز به برخورد فیزیکی باشد، در جامعه اسلامی که دولت اسلامی حاکمیت دارد، این برخورد فیزیکی باید از طرف مقام رسمی و با مجوز رسمی صورت گیرد. البته از آنجایی که جان و مال و آبرو افراد جامعه از اهمیت باالیی برخوردار است. در صورتی که جان، مال و یا آبروی کسی در جامعه در خطر باشد و امکان حضور نیروهای دولتی و یا کسب اجازه از مقامات دولتی ممکن نباشد در این صورت در حد مقدور آمر و ناهی باید در برابر فرد متجاوزو خاطی مقاومت کند و از ریختن خون و آبروی فرد جلوگیری کند.

بحث مهارتی:

بحث کنید چرا در امر به معروف و نهی از منکر روش مردمی کارآمد تر و مناسب تر از روش دولتی و حاکمیتی می باشد؟

روش «دفعی» یا «تدریجی»

گاهی امر به معروف و نهی از منکر به صورت دفعی و گاهی به صورت تدریجی انجام می پذیرد. به تناسب نوع منکر و مخاطب، باید از هر کدام از این روش ها در موقعیت مناسب استفاده کنیم:

شیوه دفعی

گاهی اوقات یک تذکر به صورت دفعی و ناگهانی می تواند فردی را که از روی غفلت واجبی را ترک کرده و یا منکری را انجام می دهد، متنبه کند. تذکر به صورت دفعی در موارد زیرکارآیی دارد: .۱ فردی که منکری را مرتکب می شود تازه در ابتدای راه است و چندان به گناه آلوده نشده که به راحتی نتواند خود را لوث آن گناه پاک کند.

۲. با فرد خاطی ارتباط مستمر و همیشگی نداریم؛ مثلاً فردی که در یک اتوبوس منکری را از فرد مشاهده می کند در این جا می تواند از شیوه ی دفعی برای انجام این فریضه استفاده نماید. البته شیوه دفعی صورت های مختلفی دارد که در قسمت روش های مستقیم و غیر مستقیم به آنها اشاره می کنیم.

شیوه تدریجی

آمر و ناهی در برخی موارد و درباره بعضی از اشخاص، به شرایط ویژه‌ای برخورد می کند و تشخیص می دهد که در این مورد خاص باید فراخوان تدریجی به معروف داشته باشد یا از منکر، نهی کند، زیرا در غیر این صورت یا تأثیر مثبتی در مخاطب پدید نمی آید و یا اثر منفی بر جای خواهد گذاشت.

در منکراتی که به عادت طوالنی بدل شده یا در مواردی که شخصیت مخاطب عمیقاً منحرف شده یا مثلاً منکراتی که قبح اجتماعی آن در محیط زندگی مخاطب کم است نتیجه گرفتن دفعی و ناگهانی معمولاً سخت تر است و اغلب لازم است وقت بیشتری گذاشته شود و پله پله فرد را به اصااح نزدیک کنیم. در این مورد ارزیابی شرایط و نسبت مخاطب با امر و نهی کننده میزان آلودگی و عمق آن در تصمیم بسیار مؤثر است. گاهی ممکن است برای رفع یک منکر یک سال با مرتکب آن کار کنیم و پله پله او را از آلودگی پاک کنیم.

مثلاً کسی که خمس مال خود را نمی پردازد واگر یکباره به او گفته شود یک پنجم مال خود را بپردازد، حیرت می کند باید در یک مرحله با وجود حکم خمس در اسلام او را آشنا سازیم و بگوییم یکی از واجبات مهم دینی برخی افراد تحمل ندارند که در یک بار، بطور کامـل امر به معروف شوند و چه بسادر برابرآنلجاجتکردهوآنراردکنند اما اگر به تدریج به آنها گفته شود می‌توانند آن را هضم کرده و بپذیرند.

که در رساله های همه مراجع بیان شده باشد خمس است و هرمسلمانی باید یک پنجم مالش را با شرایطی که بیان شده است بپردازد آنگاه در مرحله بعد درباره برخی دیگر ازمسائل خمس و نحوه پرداخت آن مطالبی را با او در میان گذاریم ودر مرحله سوم به او بگوییم: خمس مال خود را پرداخت کن تا اموال تو حاال گردد وآثار مثبت انجام این واجب در زندگی شما آشکار گردد.

بحث مهارتی:

بحث کنید اگر از فردی که در یک خانواده ی غیرمذهبی رشد کرده است، بخواهیم از همان برخورد آغازین، به همه ی بایدها و نباید های دینی عمل کند، این شیوه ی امر و نهی چه تبعات منفی می تواند داشته باشد؟

نکات مهم در امربه معروف و نهی از منکر زبانی

از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر زبانی از رایج ترین و مؤثرترین راه های امر و نهی به شمار می رود و بسیاری از چالشها و مشکلات و موانع عمل و اجرای امر به معروف و نهی از منکر در قبول و پذیرش از سوی مخاطبان با رعایت اصول امر به معروف و نهی از منکر زبانی از بین میرود. رعایت نکات زیر اثر اجرای این فریضه را بر مخاطب بیشتر خواهد کرد:

شیوایی

در امر و نهی زبانی باید از بهترین کلمات و جماات ممکن استفاده کرد؛ قطعاً بیان شیوا و بلیغ در مخاطب اثر بیشتری خواهد گذاشت و سخن را شنیدنی تر جلوه خواهد داد. از این رو رعایت نکات بالغت و شیوایی سخن ضریب اثر کلام را در مخاطب بیشتر می کند.

صراحت

صراحت کلام در امر و نهی زبانی باید به گونه‌ای باشد که مخاطب به سرعت متوجه موضوع شود. عدم رعایت صراحت لازم در بیان امر و نهی و استفاده از گوشه و کنایه های ناشیانه و بی ربط مخاطب را سردرگم و امر و نهی را بی تأثیر خواهد کرد.

اختصار

کلام باید تا جایی که ممکن است مختصر و مفید فایده باشد، اطاله کلام در امر به معروف و نهی از منکر و گرفتن وقت زیاد از مخاطب باعث دلزدگی وی خواهد شد و باعث می شود مخاطب در اتخاذ موضع مخالف مصمم تر شده و لجبازی کند.

متانت

رعایت متانت و ادب در امر به معروف و نهی از منکر، سخن آمر و ناهی را شنیدنی تر و اثر آن را بیشتر می کند.

مثلاً اگر به کسی که دیگران را مسخره می کند گفته شود: «انسان با شخصیت دیگران را مسخره نمی کند» با این جمله که گفته شود: «بی مزه گی نکن» تفاوت بسیار دارد.

جمله اول را مخاطب قطعاً با میل و رضایت بیشتری گوش می کند؛ و در مقابل جمله دوم به احتمال زیاد موضع گیری مخالف خواهد داشت.

جدیت

الفاظ تذکر و امر و نهی باید جدی و به دور از هرگونه شوخی، هزل و تسامح باشد.

اگر در امر و نهی زبانی و کلام، آمر و ناهی موضوع را به مسخره بگیرد، مخاطب نیز به موضوع اهمیتی نخواهد داد و مطلب را به شوخی و مسخره می گیرد.

جدیت داشتن در کلام ضریب نفوذ و اثر کلام را بیشتر خواهد کرد.

اعتدال

کلمات باید از هرگونه افراط و تفریط به دور باشد. مثلاً نباید در امر و نهی مکروه را حرام جلوه داد یا گناه و معصیت صغیره را بزرگ و کبیره دانست یا برعکس گناه کبیره را کوچک شمرده و آن را صغیره جلوه داد.

سلامت

اگر چه گناه گنهکار و ارتکاب آن باعث ناراحتی و عصبانیت آمر و ناهی می شود، اما تذکر دهنده نباید برای امیال شخصی و تخلیه عصبانیت خود به گنهکار توهین کند یا ناسزا بگوید. این کار اثر بسیار بدی خواهد داشت و گنهکار را بر گناه خود مصمم تر و در مقابل حرف حق لجوج تر خواهد کرد. در حالی که هدف از امر به معروف و نهی از منکر اصااح دیگران و در نهایت جامعه است و امر و نهی با دخالت امیال شخصی و عصبانیت و توهین فایده‌ای ندارد حتی شرایط را بدتر و آلوده تر می کند.

عطوفت

کلمات مورد استفاده در امر و نهی باید با مهربانی و محبت آراسته باشد. استفاده از کلماتی که نماد عطوفت و نزدیکی با مخاطب است، سبب می شود که مخاطب امر و نهی با آمر یا ناهی احساس بهتری داشته باشد و این باعث صمیمیت بیشتر می شود و از این صمیمیت و نزدیکی، پذیرش مخاطب را بالا برده و اثر تذکر را زیاد می کند.

البته که در امر به معروف و نهی از منکر اصل بر مهربانی و عطوفت است، اما در جایی که لازم است بنا به تشخیص صحیح و با فکر و درایت، برخورد جدیت و غلظت بیشتری انجام شود.

اکرام و احترام

استفاده از ادبیات محترمانه و اکرام شخصیت مخاطب در کلام بسیار مهم است. آنچنان که عدم رعایت این نکته در ذهن مخاطب این را متبادر می کند که آمر یا ناهی قصد توهین و تحقیر وی را دارد، از این رو در کمترین عکس العمل هیچ توجهی به کلام آمر یا ناهی نمی کند و حتی ممکن است برخوردی تند نماید.

البته این احترام باید به اندازه و در حد مورد نیاز باشد و نباید در حالت افراطی تبدیل به تواضع بیش از حد در مقابل گنهکار شود و برای وی ذهنیت دیگری ایجاد کند.

سلام کردن

ساام کلید ارتباط و گفتگو است، وقتی که در پی ساام کردن ارتباط برقرار شد، قسمتی از مأموریت انجام گرفته است و راه برای ادامه کار گشوده می گردد.

تقویت روابط

روابط شما با خانواده و دوستان و افرادی که نقش مهمی در زندگی شما ایفا می کنند، نباید مورد غفلت واقع شوند. با این افراد بیرون بروید و ساعات خوشی را با هم بگذرانید. کارهای دلپذیری را با هم انجام دهید تا زمانیکه کار نادرستی از آنها سر زد تذکر شما موثر باشد. یعنی روابط خوب شما با دیگران به شما کمک می کند عنوان یک فرد دوست داشتنی در موقعیت یک فرد برنده قرار گیرید.

پرورش شخصیت

آیا شما بداخلاق، ترشرو و اخمو هستید. با این حالتها نمی توانید امر به معروف موفقی داشته باشید. از شر رفتارها و عادتهای بد خود خااص شوید. چون آنها یکی از بزرگترین موانع پیشرفت شما هستند. چه کسی حرفی را از انسان بداخااق قبول می کند؟

موضع گیری مخاطبان پس از تذکر آمر و ناهی

۱. پذیرش: در صورتی که مخاطب امر به معروف یا نهی از منکر را پذیرفت شایسته است آمر یا ناهی او را با جمالتی مثل: «امیدوارم همیشه در انجام این وظیفه موفق باشید» یا «خدا شما را از نیکان روزگار قرار دهد» دعا کند و شکر خدا را بجای آورد. این کار باعث می شود که صداقت وی بر مخاطب اثبات شود و همچنین تأثیر بیشتر امر و نهی و استمرار تأثیر را به دنبال داشته باشد.

.۲ سکوت: در صورتی که مخاطب امر به معروف یا نهی از منکر در مقابل امر یا نهی سکوت کرد، این سکوت می تواند عالمت رضایت و پذیرش باشد یا نشانه ناخشنودی و رد امر و نهی؛ در هر صورت در این حالت وظیفه آمر و ناهی پایان یافته است. البته برای تأثیر بیشتر می توان جمالتی مثل: «خدایا تو شاهد باش که پیامت را به بنده ات رساندم» یا «دوست عزیز من به وظیفه‌ام عمل کردم حال نوبت شماست» و ... استفاده کرد.

.۳ مخالفت: در صورتی که مخاطب امر به معروف یا نهی از منکر موضع انکار و مخالفت گرفت و امر به معروف یا نهی از منکر را نپذیرفت، بحث موضع گیری آمر یا ناهی پیش می آید.

موضع گیری آمر و ناهی در پی مخالفت خاطی با امر به معروف و نهی از منکر در صورتی که مخاطب امر به معروف یا نهی از منکر موضع انکار و مخالفت گرفت و امر به معروف یا نهی از منکر را نپذیرفت، بحث موضع گیری آمر یا ناهی پیش می آید که شامل:

.۱ سکوت: سکوت در برابر گنهکار در اکثر موارد به ضعف به حساب می آید زیرا فرد خاطی گمان میکند مخالفت او صحیح و بی پاسخ است و حق با اوست.

۲. ارائه پاسخ های کلی: این از جواب ندادن و سکوت بهتر است. دادن پاسخ های کلی مثل: «من به وظیفه‌ام عمل کردم حال نوبت شماست» یا «من شما را به دستور خدا آگاه کردم حال نوبت شماست.»

۳. دادن پاسخ مستقیم به مخالف:

آمر یا ناهی باید با درایت، هوشمندی و حاضر جوابی پاسخی مستدل و مستقیم به مخالف بدهد تا با سکوت نکردن وی، فرد خاطی بداند که رفتار و مخالفت او با امر به معروف و نهی از منکر درست و به حق نیست و قطعاً پاسخی محکم خواهد داشت.

مقاومت در برابر امر به معروف

در برخی از مواردی که شخص آمر و ناهی اقدام به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر میکنند با مقاومت مخاطب مواجه میشوند، دفاع از عمل زشت ممکن است ریشه های مختلفی داشته باشد که آمر با شناخت این ریشه ها می‌تواند در راستای رفتار درست و در پیش گرفتن روشی مناسب برآید در زیر به برخی از این ریشه ها اشاره میشود:

الف: عوامل درونی

جهل

کودکانی که از سخنان والدین اطاعت نمی کنند، به خاطر آن است که اسراری را که در فرمان والدین است نمی فهمند. امام رضا) علیه السلام (فرمود: «اگر مردم زیباییهای سخنان ما را بدانند، پیرو ما می‌شوند)۱(» انبیا به مردم منحرف می‌فرمودند: «شما جاهلید؛ وگرنه در برابر ما این همه سرسختی از خود نشان نمی دادید.» چه بسیارند کسانی که پایبند به نماز نیستند؛ چون از اسرار آن آگاهی ندارند و اگر آشنا شوند نماز خواهند خواند. در آیات و روایاتی که آن همه سفارش به علم جویی و سؤال کردن از علما شده است، به خاطر نقش علم در هدایت است. مراد ما از علم مدارک علمی حوزه و دانشگاه نیست؛ زیرا چه بسیارند کسانی که از نظر مدرک علمی باسوادند، ولی نسبت به انجام بعضی از معروف‌ها و یا ترک منکرات بی‌تفاوتند؛ چون نسبت به آن معروف و منکر آگاهی لازم را ندارند. از این رو زمانی که آمر معروف با چنین پدیه های مواجه میشود باید در راستای برطرف کردن جهل مخاطب در حد وسع و توان برآید تا تذکر وی مفید باشد.

تعصب

یکی از عوامل نپذیرفتن، تعصب است. تعصب گاهی مفید و مثبت است و آن زمانی است که پافشاری بر اهداف و آرمانهای مقدس و مستدلی باشد؛ ولی اکثر تعصبات، ریشه ملی و قومی و حزبی و نژادی و شغلی و ... دارد و یا پافشاری بر موهومات و رسومات و پندارهای فردی و اجتماعی است. تعصب، دود و تاریکی است که جلو چشم را می‌گیرد و هیچ حقیقتی را جز راه و رسم خود نمی پذیرد. پافشاری اکثر بت پرستان در مقابل انبیا، روی بت پرستی نیاکان و تعصب بر راه آنان بود. امروز که دنیا را دنیای علم و صنعت می‌نامند، صدها قانون در کشورها بر اساس تعصب وضع شده است که به آنها عمل می‌شود. آنچه ابلیس را به سرنوشت شوم گرفتار کرد، تعصب او بود که به خداوند گفت: نژاد من از نژاد آدم برتر، و من از آتش و او از خاک است. پس چرا من به او سجده کنم؟» در چنین وضعیتی آمر باید با یادآوری مثالهای متعدد از گذشتگان مخاطب را نسبت به تعصبات بیجا آگاه کند.

تکبر

یکی از دالیل نپذیرفتن انتقاد و نهی از منکر، روحیه استکبار است.

ب-عوامل بیرونی

تبلیغات سوء

ااگر افراد یا گروه هایی علیه آمرین به معروف دست به تبلیغات سوء بزنند می‌توانند مانع تأثیر کالم آنان شوند. اگر امروزه تبلیغات سوء علیه جمهوری اسلامی نمی شد، مردم به سراغ شناخت آن می‌آمدند. تبلیغات سوء کار را به جایی می‌رساند که مردم، انبیا را مجنون و ساحر؛ یوسف) علیه السلام (را متهم؛ حضرت علی) علیه السلام (را واجب القتل؛ امام حسین) علیه السلام (را خارجی؛ و خدمت به یزید را عبادت دانستند. تبلیغات، از کلیسا که در جنایات ابرقدرتها - مستقیم یا با سکوت و رضایت - شریک جرم بوده است، چهره‌ای انسان دوست و عاطفی می‌سازد. درصورتی که مخاطب متاثر از سوء تبلیغات است در صورت توان باید وی را از آن محیط دور کرد و در صورتی که مقدور نبود حداقل باید با روش های منطقی در راستای تضعیف تبلیغات سوء حرکت کرد و از خدا خاست تا ذهن مخاطب را روشنایی بخشد.

طاغوت‌ها

در قرآن، بارها جمله «یَصدونَ عْنَ سِـبیلِ َّالله» به کار رفته؛ افرادی مانع راه خدا می‌شوند که معمولاً یا طاغوتها هستند، یا سرمایه داران و مقامات مملکتی، یا دوستان فاسد و یا والدین و همسر و استاد و مشاوران ناباب. برای مثال: - جوانی که بنا دارد به تحصیل خود ادامه دهد، گرانی حق معلم و کتاب و مسکن و هزینه زندگی می‌تواند مانع او شود.

پاکدلی که می‌خواهد به وظیفه خود عمل کند، لبخندهای سرد و استهزاهای این و آن می‌تواند مانع شود.

در صورتی که با طاغوت مواجه هستیم باید در راستای مبارزه با آن گام برداشت تا مانع پذیرش حق از میان برداشته شود.

ارائه جایگزین:

اما اصل آخری که در این مقاله مختصر به آن اشاره خواهیم کرد بحث بسیار مهم ارائه جایگزین است، کارشناسان تربیتی می گویند اگر می خواهید فرزندانتـان کار خاصی را انجام ندهند، تنها با گفتن نکن، دست نزن، فضولی نکن، با او برخورد نکنید، چرا که اینگونه برخوردها علاوه بر عدم موفقیت، موجب مشکلات دیگری در روان کودک خواهد شد. بلکه برای اصلاح او، چند راه مناسب و سرگرمی صحیح را در اختیارش بگذارید تا از راه غلط به عمل مفید سرگرم شود. در امر به معروف و مخصوصا نهی از منکر ارائه این جایگزین بسیار ضروری به نظر میرسد، و مطمئنا مخاطب ما اگر راه دیگری را پیدا کند که مناسب است با رغبت بیشتری عمل منکر را ترک خواهد کرد.

سرگروه گرامی:

آبا متربیان حلقه خود بصورت کارگاهی تمرین کنید درصورت مواجه شدن با مقاومت فردی که منکری را انجام میدهد چه باید بکنید؟ سعی کنید با پیشنهاد و مشارکت اعضا به نکته های مشترکی برسید.

تجربه‌های جالب از امر به معروف و نهی از منکر

در این بخش نمونه هایی از امر به معروف و نهی از منکر بسیجیان که با نکته سنجی و ظرافت همراه بوده و موجب تأثیرات سازنده فراوان در زندگی افراد بوده، بیان شده است.

بد حجابی زن وِ سُرم فرزندش

استان قزوین شهرستان آبیک

آن روز نزدیک های ظهر بود که دوباره دیدم به همراه فرزند ۷ ساله اش وارد درمانگاه شد خیلی خسته به نظر می رسید. شاید وضعیت حجاب او باعث شده بود که تا آن روز اعتنایی به او نکردم اما آن روز با خودم گفتم شاید مشکل خاصی دارد که هر روز اینطور خسته از راه می رسد و اینگونه با فرزندش بدخلقی می کند، نزدیک رفتم و با روی خوش با او احوال پرسی کردم و در حالی که ِسرُم فرزندش را آماده می کردم علت خستگیش را پرسیدم و به قول خودمان باب صحبت را که باز کردم متوجه شدم به دلیل مریضی فرزندش مجبور است چند روزی مسیر طوالنی را برای رسیدن به درمانگاه بیاید و دوباره برگردد. از آنجا که خودم عضو شورای امر به معروف و نهی از منکر هستم لازم دیدم تا اعضای شورا را در جریان موضوع قرار دهم، با مشورت شورای امر به معروف مقرر گردید با او صحبت نمایم و به او پیشنهاد کنم که من هر روز برای زدن سرم فرزندش به منزل ایشان بروم تا مجبور نشود این مسیر طوالنی را هر روز طی نماید. ابتدا قبول نمی کرد اما وقتی اصرار مرا دید و فهمید که تعارف نمی کنم، قبول کرد. آدرس منزلش را گرفتم و شماره تلفنم را به او دادم و گفتم هر زمان که لازم شد با من تماس بگیر تا من خودم برای زدن سرم فرزندت بیایم، از آن روز کم کم با او خودمانی شدم و هر زمان که برای زدن سرم می رفتم صحبت های سازنده‌ای پیرامون فرهنگ این موضوع توسط شورای امر به معروف و نهی از منکر شناسایی و در دستور کار قرار گرفت. در شورا هر کسی راه کاری مطرح نمود.

مطالب طرح شده تأثیرش را گذاشته است یک مقنعه به او هدیه کردم، خیلی خوشحال شد، از آن روز به بعد همیشه با حجاب کامـل می دیدمش، و امروز مدت هاست که او هر خانمی را که با وضعیت حجاب نامناسب مشاهده می کند خودش به ارشاد او می پردازد و تا به حال چندین چادر و مقنعه هدیه داده است.

داخل خانه خودش

استان قم

کبوتر باز معروفی بود و فکر و ذکرش همین بود که از صبح تا شب بر روی بام به کبوتر بازی بپردازد و آنها که جرأت داشتند به او تذکر بدهند نیز نتوانستند مجابش کنند که کارش درست نیست. هم موجب نارضایتی خانواده اش بود و هم اهالی محل را ناراضی کرده بود.

یکی از اعضای شورای پایگاه که اتفاقاً همسایه اش بوده پیشنهاد خوبی داد که مشکل را حل نمود شاید هم به دلیل موقعیت همسایگی بود که توانست اینگونه مشکل را حل کند. تمام اعضای شورای امر به معروف با نظر او موافقت کردند و کار را به خود او محول نمودند. فردای آن روز فرد کبوتر باز را به منزلش دعوت کرد و به او پیشنهاد داد که تصمیم گرفته است کبوتر بخرد، می گفت طوری با شوق و عالقه برایش صحبت کردم که فوراً شروع کرد به راهنمایی کردن من، همان موقع رفتیم به پشت بام برای دیدن محلی که قرار بود برای کبوتر ها ساخته شود. وقتی به بالای بام رسید و نگاهی به اطراف نمود ناگهان دیدم حالش دگرگون شد و بدون اینکه حرفی بزند خداحافظی کرد و به منزل خودش رفت. فردای آن روز دیدم کبوترها را به بازار برده و فروخت و سپس النه کبوترها را در پشت بام منزلش خراب کرد. همسایه از او علت را جویا شد و او در جواب می گوید شما آن روز به من درس بزرگی دادید که تا کنون به آن اصااً فکر هم نکرده بودم و آن این بود که وقتی بر روی پشت بام منزل شما قرار گرفتم و به اطراف نگاه کردم چشمم به منزل خودمان افتاد و دیدم که کاملاً داخل منزل ما از روی بام دیده می شود و خود را جای شما قرار دادم و از خجالت نتوانستم بایستم، با شما که خداحافظی کردم با کبوترها نیز خداحافظی کردم.

اذیت موتور سواران

استان چهار محال و بختیاری

مدتها بود که عالقه مند به ورزش موتور سواری بودند. پر از شور و هیجان و سرشار از انرژی که نشأت گرفته از جوانی و سرزندگیشان بود. شاید نیت شان هیچ وقت اذیت و آزار مردم نبود اما کم کم خواسته و ناخواسته وقتی تعدادشان که زیاد شد موجبات اذیت و آزار همشهریان را فراهم کردند؛ و شاید بتوان گفت روزی نبود که در بین مردم از اذیتهای آنها صحبتی به میان نمی آمد این موضوع در گام اول مورد شناسایی و سپس در دستور کار شورای امر به معروف و نهی از منکر پایگاه قرار گرفت. در شورا راهکارهای ارشاد این افراد مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت مقرر گردید که یک مسابقه موتورسواری در هفته بسیج برگزار گردد. فکر بسیار خوبی بود اما از آن مهمتر برنامه ریزی بود

که باید انجام می گرفت تا این طرح بازدهی بسیار خوبی داشته باشد. به همین لحاظ برای حضور آنها در مسابقه، دعوتنامه‌ای تدارک دیده شد و توسط برادران بسیج به یک یک آنها اعطا گردید. از آنجا که آنها عالقه خاصی به موتور سواری داشتند با دیدن دعوتنامه خیلی خوشحال شدند و برای ثبت نام به پایگاه مراجعه نمودند. در پایگاه بسیج جلسه از پیش برنامه ریزی شده‌ای برگزار گردید که با رفتار و کردار خوبی که برادران بسیج داشتند، اثر بسیار خوبی بر این افراد گذاشت. اجماالً باید بگوییم که مسابقه نیز بسیار خوب برگزار شد و بعد از برگزاری مسابقه نیز جلسه‌ای ترتیب داده شد و لوح تقدیر همراه با هدیه به این افراد اعطا گردید. این عملکرد باعث جذب بسیاری از افراد به بسیج شده و باعث شد که آنها دست از رفتار غلطی که در شهر داشته اند بردارند.

والدین و خانه سالمندان

استان مازندران

مدتها بود که موضوع مهمی فکرم را به خود مشغول کرده بود، ماجرا از این قرار بود که عده زیادی از جوانان و نوجوانان منطقه ما نسبت به احترام به والدین سهل انگار بوده و بعضاً برخوردهای ناشایستی با والدین خود داشتند و این موضوع به خودی خود می توانست زیر مجموعه بسیاری از ناهنجاری ها مثل دوستی با افراد ناباب، حضور در اماکن و محل های نامناسب و ... باشد. با برگزاری چند جلسه در شورای امر به معروف و نهی از منکر و بهره گیری از تجربیات روانشناسان و متولیان امور تربیتی جوانان و خانواده، طی یک برنامه دقیق مقرر گردید با تهیه خودرو و چند شاخه گل این جوانان را به یک خانه سالمندان جهت بازدید اعزام نمایندو. در خاتمه این بازدید یکی از مسئولین خانه سالمندان و یکی از مربیان تربیتی پایگاه مقاومت بسیج در جمع این افراد حاضر و ضمن یادآوری احترام به والدین بر اساس احادیث و روایات و اینکه انسان همیشه جوان نمی ماند و دچار پیری و کهولت می شود و اکنون با احترام به پدر و مادر خود، موجبات احترام فرزندان آینده خود را فراهم می سازید، به ارشاد و هدایت آنان پرداختند. این موضوع چنان تحولی در این جوانان به وجود آورد که پس از گذشت مدت کوتاهی والدین آنها به شورای امر به معروف و نهی از منکر مراجعه نمودند و برایشان جای سوال بود که شما دست به چه اقدامی زده اید که امروز فرزندان ما اینگونه نسبت به احترام به والدین اهتمام می ورزند؟ به علاوه این اقدام شورای امر به معروف فضای مطلوبی را در سطح منطقه به وجود آورده است

شوهر معتاد و معتمد محل

خراسان جنوبی بیرجند

آن روز جلسه توجیهی روشهای امر به معروف و نهی از منکر با رویکرد ارشادی که تمام شد، یکی از خانمهای شرکت کننده در آخر جلسه، مرا به کناری کشید و گفت شوهرم به تازگی به مواد مخدر روی آورده است و نمی داند که من به این موضوع پی برده‌ام. ظاهرش نشان می داد که از طرح این قضیه نزد من خجالت می کشید اما ترسی که از عملکرد شوهرش در دل داشت او را مجبور به عنوان مطلب نمود. موضوع در دستور جلسه شورای امر به معروف قرار گرفت و بعد از بررسی ها و سو آلات فراوان مشخص گردید که شوهر او احترام خاصی برای یکی از بستگانش) سید (قائل است، و به قول خودش حرف شنوی فراوانی از سید دارد. بنده خدا خیلی توصیه می کرد که نکند شوهرم متوجه شود که من موجبات پیگیری این قضیه را فراهم کرده‌ام.

وقت گذاشتم و به دیدن سید رفتم. انسان ساده زیست و پخته‌ای به نظر می رسید، از روحیاتش معلوم بود سرد و گرم روزگار را چشیده است. کلام نافذی داشت، خیلی مسلط به قرآن و احادیث بود. تازه فهمیدم چرا اینقدر در این محل به او احترام می گذارند.

صحبت ها و درخواست کمک خواهر بسیجی را برایش عنوان کردم، خیلی متأثر شد و قبول کرد که کار ارشاد را شروع کند. کار سختی به گردنش افتاده بود و خودش هم شرعاً احساس مسئولیت می کرد، با کمک تعدادی از برادران بسیج چند ماهی وقت صرف کرد تا بنده خدا را متوجه قبح عملش کند و نهایتاً تالشهایمان نتیجه داد و فرد مورد نظر را با همان احترامی که مدنظر همسرش بود از مسیر اعتیاد دور کرده و به زندگی سالم بازگرداندیم.

بد دهنی

استان فارس

جمع خوب و صمیمی داشتند می توان گفت غالباً نوجوان بودند و از کودکی در روستا با هم بزرگ شده بودند. آنها گروه همسالانی هستند که از مدرسه با هم دوست بودند اما مشکلی که در بین آنها وجود دارد این است که در صحبت هایشان به یکدیگر دشنام می دهند و بدگویی می کنند و حتی به سخنان رکیک که بین هم تبادل می کنند افتخار هم می کنند و از این کار خود بسیار خوشنود هستند، به گونه‌ای که این سخنان رکیک و دشنام در بین آنها تبدیل به یک چیز عادی شده و به آن عادت کرده بودند. این کار آنها باعث شده که علی رقم اینکه آنها نوجوانانی مستعد و از خانواده هایی خوب نیز می باشند اما در روستا انگشت نما شوند. این موضوع در شورای امر به معروف و نهی از منکر پایگاه مطرح گردید و پس از شناسایی و بررسی راه های موجود مشخص می شود آنها یک تیم ورزشی هستند و تشکیل یک تیم فوتسال را داده اند که هر هفته آنها را دور هم جمع می کند، پس بهترین راه نفوذ بر آنها ورزش است. پایگاه تصمیم می گیرد یک دوره مسابقات فوتسال بین اعضاء برگزار نماید. با مشورت شورای امر به معروف، فردی از نزدیکان یکی از نوجوانان را به سراغ آنها فرستادیم تا آنها را ترغیب به معرفی و تشکیل تیم و شرکت در این دوره از مسابقات نماید؛ و از آنجا که لازمه دادن تیم، داشتن پرونده بسیجی است به همین دلیل با شرکت در فعالیت های فرهنگی ورزشی پایگاه، صاحب پرونده بسیجی هم شدند. با پیگیری هایی که انجام دادیم آنها تیمشان را معرفی کردند.

مسئول برگزاری دوره یک برادر پاسدار است که هم خوب بازی می کند و هم خوب صحبت می کند. به خاطر بازی خوبش خیلی از بچه های روستا دوست دارند در تیم او شرکت کنند و جاذبه خوبی هم دارد. شورای امر به معروف پایگاه طی جلسه‌ای که با ایشان داشت به ایشان بیان داشتند که: در کنار ورزش و تندرستی ما قصد داریم این تیم ورزشی که از همان نوجوانان مبتاا به دشنام و سخنان رکیک است را ارشاد نماییم و سعی مان بر این است تا ضمن آگاه ساختنشان از این عمل زشت، تبدیل به افرادی گردند که سخنان بد بر زبان نمی آورند؛ و با این کار در آخر به تیمی که خوش اخلاق باشد و اخلاق ورزشی را رعایت نماید نیز جایزه‌ای تعلق می گیرد. توجه به این نکات اخلاقی در بین اعضای شرکت کننده باعث شد که آنها پی به عمل بد خود برده و دیگر بددهنی نکنند.

آرامش

استان زنجان

برای بار سوم بود که موبایلم داشت زنگ می خورد، یکی از اعضای شورای امر به معروف پایگاه بود، قرار بود برای اتفاقی که دیروز در پایگاه افتاده بود جلسه شورای امر به معروف و نهی از منکر تشکیل دهیم. ماجرا از این قرار بود که ۲ برادر که به شرارت در محل شهرت دارند دیروز وسط یکی از کالس ها وارد پایگاه شدند و به عربده کشی پرداختند. وارد پایگاه که شدم دیدم فضای آن روز با روز های دیگر متفاوت بود به جز فرمانده پایگاه که همیشه آرام بود، عصبانیت را می شد از چهره تک تک بچه ها دید. هر یک از آنها نظرشان را ابراز نمودند و همان گونه که انتظار می رفت نظرشان با خشـونت همراه بود؛ ولی فرمانده پایگاه با آرامش خاصی بقیه را نگاه کرد و گفت بدون تشکیل جلسه هم می شد این کارها را انجام داد، جلسه تشکیل شده است که یک کار تأثیر گذار انجام دهیم، تصمیم بر این شد که از آنها دعوت کنیم تا به پایگاه بیایند، و من مسئول این کار شدم. فردا صبح کنار ایستگاه اتوبوس آن دو را دیدم و با ادب ساام کردم برادر کوچکتر خواست با تندی جوابم را بدهد اما برادر بزرگتر که اخالقش بهتر بود جلوی برادر کوچکتر را گرفت. وقتی گفتم می خواهم به پایگاه دعوتشان کنم قبول کردند و سر ساعت حاضر شدند. بعد از پذیرایی طوری با آنها صحبت کردیم که انگار مهمان رسمی یا بازرسی از حوزه برایمان آمده است، شروع کردم به توضیح دادن فعالیت های پایگاه و از آنجا که می دانستم آنها عالقه زیادی به ورزش رزمی دارند از آنها سو آلاتی در این باره پرسیدم و اینکه چرا در مسابقات شرکت نمی کنند، جلسه به همین سادگی تمام شد و موقع رفتن خودشان بحث اتفاق دیروز را مطرح کردند و گفتند که «چند روز قبل باشگاه ورزشی ما را تعطیل کردند و به ما گفتند که کار شما بوده «و بعد از روشن شدن ابعاد قضیه فرمانده گفت الان حاضرید با بچه های ما تمرین کنید؟ قبول کردند و بعد از مدت ها در پایگاه دیدمشان. فکر کردم که اگر به جای دعوت و صحبت کردن، آنها را پرونده به دست به دادسرا می فرستادیم آیا الان توی پایگاه بودند یا جای دیگر؟