نشریه شجره طیبه صالحین 1
محتویات
- ۱ سر مقاله
- ۲ فصل اول
- ۲.۱ چرا امر به معروف و نهی از منکر نمیکنیم؟
- ۲.۱.۱ چون اهمیت امر به معروف را نمیدانیم
- ۲.۱.۲ چون به واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر و حرام بودن ترک آن توجه نداریم
- ۲.۱.۳ چون نتایج ویرانگر ترک امر به معروف و نهی از منکر را نمیدانیم
- ۲.۱.۴ چون میترسیم
- ۲.۱.۴.۱ عوامل ترس از امر به معروف و نهی از منکر
- ۲.۱.۴.۱.۱ ترس از لطمه اجتماعی
- ۲.۱.۴.۱.۲ ترس از بی تأثیر بودن
- ۲.۱.۴.۱.۳ عدم ثبُات عقیده
- ۲.۱.۴.۱.۴ عدم اعتماد به نفس
- ۲.۱.۴.۱.۵ ترس از درگیری و مشاجره
- ۲.۱.۴.۱.۶ چون ایمانمان ضعیف است
- ۲.۱.۴.۱.۷ آیا ناامید هستیم؟
- ۲.۱.۴.۱.۸ چون صبروحوصله نداریم
- ۲.۱.۴.۱.۹ چون خجالت میکشیم
- ۲.۱.۴.۱.۱۰ چون در مهربانی افراط داریم
- ۲.۱.۴.۱.۱۱ چون بهانه و عذر میآوریم
- ۲.۱.۴.۱.۱۲ چون حوزه امربه معروف و نهی از منکر رامحدود میدانیم
- ۲.۱.۴.۱.۱۳ چون شکسته نفسی میکنیم
- ۲.۱.۴.۱.۱۴ چون شیوه های آن را بلد نیستیم
- ۲.۱.۴.۱.۱۵ چون آن را به گردن دیگران می اندازیم
- ۲.۱.۴.۱.۱۶ چون بهانهٔ شرعی میآوریم
- ۲.۱.۴.۱ عوامل ترس از امر به معروف و نهی از منکر
- ۲.۱ چرا امر به معروف و نهی از منکر نمیکنیم؟
- ۳ فصل دوم: مباحث نظری
- ۴ فصل سوم: نکتههای اخلاقی از آیت الله خوشوقت
- ۴.۱ سوراخ شدن کیسه اعمال
- ۴.۲ کسی متوجه نشود!
- ۴.۳ عقل
- ۴.۴ هدف از آمدن اهل بیت (ع)
- ۴.۵ فرق صحیح بودن اعمال با قبول شدن اعمال
- ۴.۶ راه مبارزه با وسوسههای شیطان چیست؟
- ۴.۷ برنامه روزانه ما چگونه باشد؟
- ۴.۸ شکر
- ۴.۹ جلب محبت مردم
- ۴.۱۰ تربیت، «نصیحت کردن» نیست!
- ۴.۱۱ تعارف بی تعارف همه اش را میخواهم
- ۴.۱۲ آسیبهای حلقه داری
- ۵ نکتهها
سر مقاله
نکتههایی برای تأمل
جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام
«وَ لَقدْکَتْبَناِ فیَ ّالزُبورِ منبعد الذکْـرِ أن الْارَضَ یِرُثَهاِ عبادَیَّ الصِالُحونَ «
و همانا پس از تورات در کتاب زبور نوشتیم: بندگان شایستهام وارث) حکومت (زمین خواهند شد(» سوره انبیاء آیه)۱۰۵
«کنتـم خیر امه أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر»)آل عمران/۰۱۱(امر به معروف از چنان جایگاه والایی در اسلام برخورد ار است که ملاک برتری جامعه اسلامی بر د یگر جوامع است و از آنجا که خد ا ملاک برتری را تقوا می داند، این فریضه باید با تقوای اجتماعی مرتبط باشد. یعنی هنگامی که در جامعه اسلامی این فریضه اقامه شود و مردم به این فریضه اقدام کنند، تقوای جامعه حفظ می شود و اگر ترک شود، جامعه دچار بی تقوایی و فساد می شود.
تعریف وسیع از امر به معروف
تلقی عمومی از مقوله امر به معروف و نهی از منکر چند ان مثبت نیست د لیل آن نیز تقلیل د اد ن این فریضه مهم به امور محد ود است، همین امور محد ود نیز بعضاً با اهداف و روشهایی ارائه شده است که جامعه از آن استقبال نمیکند، از این رو اولین قد م در ترویج این فریضه الهی بازخوانی و بازتعریف آن است، تعریف معروف به خوبی ها و منکر به بدی ها میتواند وسعت این فریضه را گسترد ه کند و استدلالعقلایی آن را تقویت کند.
مسئلهای بنام حریم خصوصی
با دقت در آیات مختلف قرآن و از جمله آیه ۵۸ سوره احزاب، باید گفت: حریم خصوصی، شامل حوزه های مکانی، آبروی، مالی و جانی فرد است و کاملاً جنبه شخصی د ارد که نباید مورد د ستبرد دیگران قرار گیرد. ممنوعیت تجسس، تحسس و تفتیش، ممنوعیت سوءظن، ممنوعیت ّنمامی) سخن چینی(غیبت، تهمت، تمسخر، مسئله طعن عیب جویی، بی آبرویی، ممنوعیت سبّ و قذف و هجو و همگی حاکی از اهمیت، جایگاه و ضرورت توجه به حریم خصوصی اشخاص است. از این رو بسیار مهم خواهد بود برای مخاطب خط فاصل امر به معروف و نهی از منکر با حریم خصوصی بخوبی تببین شود، تا امر به معروف و نهی از منکر ترک نشود.
امر به معروف ابزار فشار نیست
یکی از مسائل مورد توجه در بحث امر به معروف و نهی از منکر خیر خواهی از طرف آمر و ناهی است، یعنی اینکه قصد وی این باشد که اشتباه فرد خاطی را تذکر د هد تا وی در مسیر هد آیت قرار گیرد، از این رو باید توجه داشت که در امور فرد ی و اجتماعی امر به معروف تبدیل به ابزاری برای فشار و تسویه حساب در راستای منافع فردی یا گروهی قرار نگیرد که در اینصورت عااوه بر اینکه وجهه این فریضه الهی مخد وش خواهد شد.
امر به معروف محدود به امور افراد نیست
در تعریف وسیع، همه نیکی ها و بد ی ها در د ایره این فریضه قرار د اد، از این رو نباید این فریضه را به امور افراد محد ود کرد، شاید بتوان گفت یکی از مصاد یق بزرگ این فریضه الهی، امر و نهی حاکمان است، آنجا که یکی از مد یران نظام اسلامی خطایی میکند یا از آرمانهای الهی و قانون اساسی تخطی میکند، جای امر به معروف و نهی از منکر خواهد بود.
امر به معروف مردمی یا دولتی: دولت و مرد م در اجرای این فریضه مکمل هم هستند، دولت با ایجاد ساختارهای مناسب و وضع قوانین و اجرای عد آلت زمینهای را فراهم میکند تا مرد م به سهولت به سمت سعادت د نیوی و اخروی حرکت کنند، این بخش اگر بدرستی و بخوبی انجام شود سهم مهمی را در جلوگیری از ایجاد منکر و اجرای معروف خواهد داشت. اما امر به معروف و نهی از منکر زمانی تکمیل خواهد شد که همگانی باشد.
تدبیر در انتخاب روش: امر به معروف و نهی از منکر از واجباتی است که مراتبی د ارد که باید آن را رعایت کرد اما تد بیر در چگونگی اجرای آن بعهد ه اشخاص گذاشته شد ه است به این معنا که افراد باید در بجا آورد ن این فریضه با توجه به اقتضائات تدبیر کنند و بهترین روش را برای تأثیر گذاری در نظر داشته باشند. با انتخاب روش مناسب است که تأثیر اجرای این فریضه خودرا بخوبی نشان خواهد د اد.
امربه معر وف و نهی ا زمنکر در کلام امام صالحین
امر به معروف و نهی از منکر فریضهای واجب و همگانی
همه باید امر به معروف و نهی از منکر بکنند ... امروز امر به معروف و نهی از منکر، هم مسئولیت شرعی و هم مسئولیت اتقالبی و سیاسی شماست. مسئله امر به معروف و نهی از منکر مثل مسئله نماز یاد گرفتنی است و شما باید بروید و مسائل آنرا یاد بگیرید، در هر مورد، اینکه در کجا و چگونه، باید امر به معروف و نهی از منکر کرد مسائلی وجود د ارد.]۱[
مخاطبین امر به معروف و نهی از منکر
طرف امر به معروف و نهی از منکر فقط طبقه عامه مرد م نیستند؛ حتی اگر در سطوح بالا هم هستند، شما باید امر کنید، نه اینکه از او خواهش کنید، باید بگویید: آقا نکن؛ این کار یا این حرف درست نیست، امر و نهی باید حالا استعلاء باشد. البته این استعلاء معنایش این نیست که آمران حتماً باید بالاتر از مأموران، و ناهیان بالاتر از منهیان باشند؛ نه روح و مدل امر به معروف، مدل و امر و نهی است؛ مدل خواهش و تمناو تضرع نیست، نمی شود گفت که خواهش می کنم شما این اشتباه را نکنید]۲[
گستردگی حوزه نهی از منکر
نهی از منکر در همه زمینه های مهم وجود د ارد، مثلاً کارهایی که افراد توانا دستشان می رسد و انجام می دهند؛ همین سوء استفاده از منابع عمومی، همین رفیق بازی در مسائل عمومی کشور، در باب واردات، در باب شرکتها و در باب استفاده از منابع تولیدی و غیره. کسانیکه این چیزها را فهمید ه اند – در خود آن اد اره، در خود آن بخش، بر مافوق او، بر زیردست او، واجب است، تا فضا برای کسی که اهل سوء استفاده است، تنگ بشود ]۳[.
خرد انسانی و امر به معروف و نهی از منکر
هر چند فرضیه امر به معروف و نهی از منکر یکی از بزرگترین واجبات اسلامی و توصیه به آن قرآن و گفتار پیامبر خدا)صلّـی الله علیه و آله و سلّم( و امیر مؤمنان)علیه السلام( و دیگر امامان دارای لحنی کمنظیر و تکان دهنده است. ولی اگر کسی از این همه چشم پوشی کند و تنها به ند ای خرد انسانی گوش بسپرد، باز هم بی شک این عمل سازنده را فرضیه و تکلیف خواهد شمرد به نیکی خواند ن و از بد ی بر حذ ر داشتن را کد ام خرد سالم ستایش نمی کند؟ و کد ام انسان خیرخواه و حساس، از او روی بر می گرداند؟]۴[
معنای امر به معروف و نهی از منکر
اگر معنای امر به معروف و نهی از منکر و حد ود آن برای مرد م روشن بشود، معلوم خواهد شد یکی از نوترین، شیرین ترین، کارآمد ترین و کارسازترین شیوه های تعامل اجتماعی، همین امر به معروف و نهی از منکر است و بعضی ها د یگر درنمی آیند بگویند «آقا! این فضولی کرد ن است !» نه، این همکاری کرد ن است؛ این نظارت عمومی است؛ این کمک به شیوع خیر است؛ این کمک به محد ود کرد ن بد ی و شر است؛ کمک به این است که در جامعه اسلامی گناه، گناه بماند. بد ترین خطرها این است که یک روز در جامعه، گناه به عنوان صواب معرفی بشود؛ کار خوب به عنوان کار بد معرفی بشود و فرهنگها عوض بشود. وقتی که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه رایج شد، این موجب می شود که گناه در نظر مردم همیشه گناه بماند و تبد یل به صواب و کار نیک نشود.]۵[
.]۱[ سخنرانی مفام معظم رهبری در جمع کارگزاران نظام اسلامی، .۷۹/۴/۱۹ ۲[و.]۳ از بیانات مقام معظم رهبری) مد (در خطبه نماز جمعه، مورخ .۷۹/۹/۲۵ [۴]. بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران مورخه ۱۳۷۹ / ۹ / ۲۵ بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران مورخه ۱۳۷۹ / ۹ / ۲۵
فصل اول
چرا امر به معروف و نهی از منکر نمیکنیم؟
مقدمه
وقتی میکروب به بد ن حمله می کند، گلبول های سفید او را محاصره می کنند، تا نگذارند وارد بافت های بد ن شد ه و آسیب برساند. در محل این مقابله درد، سوزش و تورم بروز می کند. این درد و سوزش هشدار و دستوری است که بد ن را از کاری که موجب موفقیت میکروب ها می شود باز می د ارد و به مقابله با میکروب واد ار می کند. اما گاهی میکروب یا ویروس بد ون ایجاد هرگونه عوارضی با فریب دستگاه ایمنی بدن، باعث غافلگیری و مرگ بد ن می شوند، مثل ویروس اید ز که در ابتد ا هیچ علامتی ندارد و به مرور با عفونی کرد ن بدن در نهایت باعث مرگ می شودُ. منکر یک میکروب است اگر مهار نشود وارد بافت جامعه می شود و به جامعه آسیب می رساند.
وقتی بد ن نیاز به آب پید ا می کند وکمبود آب ممکن است به بد ن ضرر برساند، سلولهای بد ن نسبت به این نیاز واکنش نشان می د هند و شبکه اعصاب با هشد ار هایی بصورت عطش، به بد ن د ستور نوشید ن آب را می د هد. معروف، مثل آب است که برای اد امه حیات جامعه ضروری است.
اگر دستور و هشدار مقابله با میکروب بصورت درد و سوزش صادر نشود، بدن غافلگیر می شود و میکروبها پیشروی می کنند و او را از پا در می آورند. اگر دستور هشدار نوشیدن آب بصورت عطش بروز نکند، بدن غافلگیر شد ه و بخاطر کمبود آب می میرد. جامعه هم یک موجود زند ه است، اگر گلبولهای مقابله با میکروب یا سلول های هشد ار د هند هٔ نیاز آب، درجامعه وجود ند اشته باشد جامعه به نابود ی کشید ه می شود.
چون اهمیت امر به معروف را نمیدانیم
یکی از مهم ترین ابزارها و لوازم بذل توجه به هر موضوعی، دانستن اهمیت و فضیلت آن چیز است و بد یهی است که تا کسی عمل یا شیئی را مهم و ارزشمند تلقی نکند، هرگز به سراغ آن نخواهدرفت. همچنین است امر به معروف و نهی از منکر؛ که تا ما به ارزش و اهمیت آن در اسلام و نیز در ساختن و پالایش جامعه از زشتی ها و پلشتی ها پی نبریم، عمل به آن نیز برایمان مشکل خواهد بود.
همانطور که یک باغ بزرگ با رعایت شرایط و رسید گی به نیازهای اساسی از قبیل: آبیاری به موقع، تأمین کود، هرس شاخ و برگ های اضافی، مبارزه با حشرات موذی، گیاهان انگلی، علف های هرز و د هها آفت دیگر د وام می یابد و ثمر بخش می گرد د، اجرا و تد اوم برنامه های اسلام و درخشش استعد اد های انسانی و نیز رسید ن به رشد و کمال، در صورتی ممکن خواهد بود که شرایط مناسب فراهم شد ه و موانع و آفت های مختلف فرد ی و اجتماعی نابود گرد د.
پیامبر اسلام) ص (در تمثیلی زیبا، پیکره اجتماع را به یک کشتی تشبیه کرد ه و می فرماید: «اگر یکی از افرادِ سوار برکشتی اد عا کند که من در کشتی حق د ا رم، لذا می توانم آن را سوراخ کنم و مسافران د یگر او را از این کار باز ند ارند، موجب هلاکت همگان خواهد شد، زیرا غرق شد ن کشتی، هلاکت همگان را در پی دارد و اگر د یگران بی تفاوت نباشند و او را از این عمل باز د ارند، هم خود و هم او را نجات خواهند د اد)صحیح بخاری، ج ۲، ص)۸۸۲
چون به واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر و حرام بودن ترک آن توجه نداریم
فروع دین عبارتند از:
.۱ نماز .۲ روزه .۳ خمس .۴ زکات .۵ جهاد ۶. حج .۷ امر به معروف .۸ نهی از منکر .۹ تولی .۱۰ تبری
برخی از مرد م اگر چه تصور کلی از فروع د ین دارند اما اهمیت برخی از این فروع را نمید انند، از این رو در عرصه عمل نیز بی این فروع بیتوجه هستند. امام باقر) ع (میفرمایند: امر به معروف و نهی از منکر د و فرضیه مهم و برزگ الهی هستند که به وسیله آن د و، سایر واجبات الهی اقامه می شوند، راه ها امن میگرد د، کسب و کار مرد م حلال، حقوق افراد تأمین، سرزمین ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می شود و استواری تمام کارها، به عملی شدن این د و اصل بستگی د ارد (الکافی، ج ۵، ص )۵۵
در چند آیه از قرآن تعبیر امر به معروف و نهی از منکر در کنار یک د یگر به کار رفته است، مانند آیه ۷۱ سوره توبه:)والمُؤمِنونَ والمُؤمِنتُ بعضُهمَ اِولیاءَ بعضَ یُأمرونِ بالمعروفَ ویَنهونَ عنُ المَنکرِ...(و مرد ان و زنان با ایمان، دوستان یک دیگرند، که به کارهای پسند ید ه وا می د ارند و از کارهای ناپسند باز می دارند. در آیه ۱۱۲ توبه، ۱۵۷ اعراف، آیات ۱۰۴، ۱۱۰ و ۱۱۴ آل عمران، ۴۱ حج و ۱۷ لقمان نیز امر به معروف و نهی از منکر در کنار هم آمد ه است. از مجموع آیات و روایاتی که در موضوع امر به معروف و نهی از منکر وجود د ارد استفادهمی شود که اسلام می خواهد همه افراد جامعه اسلامی، به گونهای تربیت شوند که در برابر رفتار همدیگر احساس مسئولیت کنند.
چون نتایج ویرانگر ترک امر به معروف و نهی از منکر را نمیدانیم
بعضی از آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر عبارتند از:
تسلط اشرار و عدم استجابت دعاء
امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام:
«لا تترکوا الامرِبالمعروفَ ّوالنْهیَ عنِ المَنکرَ فیولیَ علُیکم شرارُکمُ ثمَ تدعون فلاَ یستجابَ لکم.»
امر به معروف و نهیاز منکر را ترک نکنید که اگر ترک کرد ید اشرار بر شما مسلط خواهند شد؛ [آنجا که نیکی، د عوت کنند ه و بد ی، نهی کنند ه ند اشته باشد، اشرار برسرکار میآیند و زمام حکومت را درد ست میگیرند.] بعد شما د عا میکنید [که خد ایا، ما را ازشر این بد ها نجات بد ه!] خدا د عای شما را مستجاب نمیکند)نهج البلاغه نامه ۷۴)
فراگیر شدن عذاب
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم:
«لتأمرن بالمعروفِ و لتنهن عن المنکر أو لَّیعمنکم عذاب الله»
باید مجدآنه و مصرانه امر به معروف و نهی از منکر کنید و گرنه قطعاً و مسلماً عذاب خداوند همه شما را فرا خواهد گرفت)وسائلالشیعة ج۶۱ ص۵۳۱(
امام صادق علیه الصلاة والسلام:
«کان رجلَ شیٌخَ نِاسک یعبد الله فی بنیِ إسرائیل فی فبینا هو یصلی و هو فی عبادِتهِ إذ بصرُ بغلامین صبیین إذ أخذا دیکاً و هما یِنَتفان ریشَـهُ فْأقبلَ علی ما هوِ فیهِ منِ العبادِة و لم ینههما عن ذلک فأوحی الله إلی الارض أنِ سیخِی بعبدِ فساخَت بهِ الارضَ و هو یهویِ فی الدر دور أبد الابدین و دهر الدِ اهرین.» در میان بنی اسرائیل پیر مردی عابد و زاهد بود، روزی وقتی در حال نماز بود چشمش به دو پسر بچه افتاد که خروسی گرفته بود ند و پرهای او را میکندند، مرد عابد توجّهی نکرد و آنها را از این عمل نهی ننمود، خد آوند به زمین وحی نمود: بند ه مرا در زمین فرو ببر، زمین هم او را در کام خود کشید و او به جهت این سنگدلی تا قیام قیامت در زمین فرو خواهدرفت (بحار الانوار ج: ۷۹ ص: ۸۸ ح۷۶)===== بغض و لعن خداوند متعال =====
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم:َّ إن الله تبارک وَتعالی لیِبغضُ المْؤِمنَّ الضِعیفَ الذِی ال زبر لهَ فقالَ هو لا ینهی عن الذِی المْنکر.
همانا خداوند تبارک و تعالی مؤمن ضعیفی را که عقل رهبرش نیست د شمن مید ارد سپس حضرت فرمود ند او کسی است که نهی از منکر نمی کند)بحار الانوار ج: ۷۹ ص: ۷۷(
امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام :
فإن الله سبحَانُهَ لمْ یلعنْ القرن الماضِـی بین أِیدیکمِ إلا لترِکهم الامر بالمعروفَ ّوالنهی عن المنکر فلعن الله السَـفهاءِ لرکوبِ المعاصِـی و الحکماءِ لترِکَّ التنِاهی.
همانا خدای سبحان مرد م دوران گذشته را از رحمت خود د ور نفرمود، مگر برای آنکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرد ند پس خد ا بیخرد ان را به خاطر نافرمانی کرد ن، و خردمند ان را به خاطر ترک نهی از منکر لعنت کرد. بحار الانوار ج: ۷۹ ص: ۰۹ ح۳۷
نقصان روزی
امام صادق علیه الصلاه و السلام:َ
أیما ناشَ نشأِ فی قومُ ثم لم یؤدب علی معِصیةٍ فَّـإن الله عز وجل أول ما یعِاقبهم فیهِ أن یُنقصِ من أرزِاقهم.
هر جوانی و نوجوانی که در میان افراد خانواد ه و آشنایان خود بزرگ شود، و به خاطر گناهی که از او سر میزند توسط آنان، [سرزنش و نکوهش و] تأد یب نگرد د، خد آوند متعال نخستین مجازاتی که برایشان در نظر میگیرد، کاستن روزی آنهاست(. بحار الانوار ج: ۷۹ ص: ۸۷ ح۲۳(
چون میترسیم
یکی از القائات شیطان در مسیر انجام فرایض الهی ایجاد ترس می باشد. ترس از درگیری و آسیب جسمی، ترس از آبروریزی، ترس از ضرر مالی، ترس از سرزنش ها و نیش زبان ها، ترس به خاطر از دست د اد ن موقعیت و ... همه از نمونه هایی از ترس می باشند که باعث می شود افراد نسبت به فریضه امر به معروف و نهی از منکر بیتوجهی نمایند و حال آنکه اگر همه به وظیفه خود عمل قیام نمایند د یگر جایی برای هیچیک از این ترس ها باقی نخواهد ماند.
عوامل ترس از امر به معروف و نهی از منکر
ترس از لطمه اجتماعی
برخی اینگونه می پند ارند که اگر در مقابل رفتار نادرست شخصی، از خود واکنش نشان د اد ه و مُتعرّض رفتار شخص شوند به موقعیت اجتماعی آنان لطمه وارد خواهد شد و به آنها برچسب «گیر «بود ن و اُمّل بود ن، زده خواهد شد.
ترس از بی تأثیر بودن
از آن جا که اهل منکر کار خویش را توجیه میکنند وزمینه را از کسی که میخواهد امر به معروف کند، میگیرند. شخص از ترس ملامت، دست از این فریضهٔ الهی کشیده و از نصیحت کردن د یگران د وری میکند.
عدم ثبُات عقیده
وقتی شخص در عقید ه خود ثیات قد م نداشته باشد و با شک و ترد ید به وظیفهای که برایش تعریف شده بنگرد، مدام با سوالاتی روبرو میشود که او را از این کار باز می د ارد.
علی(ع) میفرماید: «وإَنِّ الامْرَ باِلمْعْرُوفِ واَلنهَّیَ عَنِ المْنکْرِ لَیقُرَّبَانِ مِنْ أجَلٍ، ولَینَقْصُانِ منِ رِزْقٍ» امر به معروف و نهی از منکر نه مرگی را نزدیک و نه روزی کسی را کاهش میدهد
عدم اعتماد به نفس
فرض کنید شخصی در مهمانی حضور دارد که افرادِ به اصطاح سر زبون د ار و شوخ طبعِ) بی ملاحظه (در آن مهمانی هستند، و یا اینکه شخص در جمعی حضور د ارد که احساس با کلاسی در فضای آن جمع موج میزند، و شخص خیال میکند اگر نکتهای را در ردّ رفتاری بیان کند، شخصیتش و پرستیژش در زیر نگاههای تمسخرآمیز دیگران خرد خواهد شد.
ترس از درگیری و مشاجره
بسیاری از افراد ی که امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند به گمان آن هستند که اگر امر به معروف و نهی از منکر کنند، طرف مقابل رفتار تند ی از خود بروز خواهد د اد و یا خطری آنها را تهد ید خواهد کرد و به اصطاح قضیه کشد ار میشود. از این رو حضرت علی) ع (میفرماید: «وَإِنَّ الَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لَیُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ، وَلَیَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ» امر به معروف و نهی از منکر نه مرگی را نزد یک و نه روزی کسی را کاهش می د هد) نهج البلاغه /حکمت ۳۷۴ (.
در این موارد باید به این نکته توجه داشته باشیم که اگر رفتار شخص هم تند بود، لازم نیست رفتار ما نیز با خشم همراه باشد، فقط بگویید این کار شما خاف و اشتباه است، و با برخورد نرم و ملایم میتوان تأثیر مثبت آن را مشاهده نمود.
همانگونه که مشخص است بسیاری از این ترسها قابل اعتنا نبود ه و نمیتواند توجیهی برای ترک امر به معروف و نهی از منکر باشد چرا که با اند کی تد بیر میتوان راهکارهایی برای پشت سر گذاشتن این ترسها یافت.
چون ایمانمان ضعیف است
وقتی کمال اهتمام به تأکید د ین اسلام را ـع به امر به معروف و نهی از منکر در قرآن مجید و احادیث شریفه مطالعه می کنیم و به مصلحت و فاید ه قیام به این واجب د ینی و اخلاقی متوجه می شویم و از طرفی کوتاهی و مسامحه اغلب افرادرا در انجام این وظیفه می بینیم، باید از خود بپرسیم: چگونه است که با آنکه بسیاری از مصالح و فواید اد ای این تکلیف و زیانهای ترک آن را همه می د انیم درباره آن کوتاهی می کنیم؟
«ضعف ایمان»، علت العلل این بی اعتنایی و بیشتر بد بختی هایی است که گریبان گیر بشر می شود. ضعف ایمان قدرت و شجاعت اخلاقی را از انسان سلب کرد ه و او را تحت نفوذ و مرعوبیت از قدرتهای موهومه و اعتبارات ظاهریه، خوار و زبون می سازد. بد ترین نقطه ضعف انسان که با وجود آن او را از هیچ عمل زشت و ارتکاب خلافوظیفه نمی توان مصون دانست، بی ایمانی و بیدینی است.
ایمان نیرویی است که انسان را توانا و قوی الاراده می سازد. مؤمن از هیچ چیز مانند خلافوظیفه و معصیت خد ا نمی پرهیزد. چنانچه از پیغمبر اکرم) ص (به ابوذر فرمود: «مؤمن گناه خودرا مانند سنگ بزرگی می بیند که می ترسد بر سر او بیفتد، و کافر و بی ایمان گناه خودرا مانند پشه می بیند که بر بینی او گذر کرد ه باشد.» )مکارم الاخالق، ص ۴۶۰)فی وصایاه ابی ذر( همچنین فرمودند: «خد ا از مؤمن ضعیفی که د ین ند ارد نفرت دارد. گفته شد مؤمن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ فرمودند: کسی که نهی از منکر نمی کند)وسائل الشیعه ج ۱۱ ص)۳۹۹
آیا ناامید هستیم؟
اولا: کثرت بد ی و بد ان د لیلی بر غلبه آنان نیست. خد ای متعال می فرماید: کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره بإذن الله والله مع الصابرین.
ثانیاً: کمی عد د و غربت حقیقت د لیلی بر عد م موفقیت نیست «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقد امکم(» بقره)۲۴۹
ثالثاً: اگر چنین تصوری حجت بود اغلب انبیاء باید دست از تبلیغ و امر به معروف و نهی از منکر می کشید ند. برابر اعاام قرآن کریم تبلیغ حضرت نوح) ع(۹۵۰ سال طول کشید ه ولی در نهایت می فرماید: «و ما أمن معه الا قلیل» با وجود این تبلیغ طولانی عد ه قلیلی به او ایمان آورد ند) عنکبوت)۱۴ ولی او د ست از تبلیغ برند اشت.
رابعاً: قرآن می فرماید: «حتی اذ استیأس الرسل و ظنوا انهم قد کذبوا جائهم نصرنا» آنگاه که انبیاء از ایمان آورد ن مرد م به مرز نومید ی رسید ند و مرد م گمان کرد ند که آنها دروغگو هستند، یاری ما) خد ا (آنان را دریافت)یوسف)۱۱۰بنابراین کثرت منکرات وعاد ی شد ن ترک معروفات د لیلی برمأیوس شد ن وحجتی برای ترک امرونهی نیست.
مقام معظم رهبری در این زمینه می فرمایند:
بعضی گفته اند که باید احتمال تأثیر وجود د اشته باشد. من می گویم احتمال تأثیر همه جا قطعی است؛ مگر در نزد حکومتهای قلدر، قدرتمند ان و سااطین. آن هایند که البته حرف حساب به گوششان فرونمی رود و اثر نمی کند؛ اما برای مرد م چرا. برای مرد م، حرف اثر د ارد؛ بنابراین، پاسخ من این شد که بهترین روش برای شما که از من سؤال کرد ید، «زبان» است) ۲۲/۲۰/۷۷۳۱(.
چون صبروحوصله نداریم
جمله آفات بازد ارند ه امر به معروف و نهی از منکر، ند اشتن صبر و بی حوصلگی است، که گاهی ناشی از بی اعتنایی در جامعه می باشد. افراد ی هستند که به خاطر ند اشتن حال و حوصله، از انجام این فریضه مهم صرف نظر می کنند.
«قال الصادق) علیه السلام(:ّایاکَ وْالَکَسلَ وَ ّالضجرَ فإنُهماَ یمَنعانَـکَ منِّ حظکَ منَ الدنیاَوْ الاخرَه» از کسالت و بی حوصلگی د ا وری کن، زیرا این د و، تو را از بهره ات در د نیا و آخرت باز می د ارد. نمونه د یگر ند اشتن صبر و حوصله در زمینه امر به معروف و نهی از منکر، «ند اشتن قوه تحمل و برد باری و مد ارا کرد ن با مرد م و استقامت و پشتکار است.» در امر به معروف و نهی از منکر، غالباً انسان گرفتار استهزاء و تمسخر، بلکه اذیت و آزار جهّـال و ناد آنان می شود و اگر خویشتن د ار و قوی الاراد ه نباشد، ممکن است در قد م اول خودرا از دست بد هد و عقبنشینی کند.
در قرآن کریم خد آوند متعال حالات پیغمبران و انبیایی را که به استهزاء و مسخره قوم گرفتار شد ند ولی موقعیت و مقام خودرا حفظ نمود ه و از د عوت خود تعقیب کرد ند بیان فرمود ه است تا مسلمانان بد انند این استهزائات و تمسخرات تازگی ند اشته و پیوسته ناد آنان با مصلحین و پیغمبران و اولیای خد ا همین معامله را د اشتهاند.
امروزه بسیاری از ما به محض آن که با کوچکترین مکروه و خلافطبع و ناملایمی برخورد کنیم خودرا از اد ای تکالیف معاف می شماریم و نیروی شکیبایی ما به قدری ضعیف است که در برابر یک خلافمیل و مکروه طبعی، حالت مقاومت و صبر ند اریم.
چون خجالت میکشیم
گاهی علتِ سکوت و رها کرد ن امر معروف و نهی از منکر خجالت کشید ن است.
قال رسول الله: «لا تعمل شیئاً من الخیر ریاءً و لا تد عهُ حیاءً» هیچ کار درستی را برای خود نمایی انجام ند ه و از سر خجالت آن را رها نکن (تحف العقول، ص)۴۷
حضوری کم رنگ برای کمروها!
خجالت معمولاً از خود کم بینی، احساس حقارت و عد م اعتماد به نفس سرچشمه می گیرد. آدم های خجالتی در جمع حضور کمرنگی دارند. یک فرد خجالتی همیشه د لهره د ارد و میترسد توسط د یگران دست کم گرفته شود. این احساس غلط همواره او را مثل یک پرنده در قفس نگه میدارد. فرد خجالتی میخواهد حرف بزند اما نمیتواند، بنابراین در پشت تعارفات بیش از حد خودرا مخفی میکند تا مجبور به مبارزه نشود.
بار منفی
یکی از ویژگی های آد م های خجالتی این است که خود شان از جماات و کلماتی استفاده می کنند که بار منفی د ارد! یعنی دائم با خودشان زمزمه می کنند که من هیچ وقت نمی توانم امر به معروف کنم! من همیشه در ارتباط با د یگران گند می زنم و...
افراد خجالتی نگران این هستند که د یگران درباره آن ها خوب فکر نمی کنند و ارزیابی منفی نسبت به آن ها د ارند به همین د لیل قبل از هر کس خودشان، خود شان را ترور شخصیتی می کنند. به همین علت آنها در موقعیت اجتماعی مهارت های ضعیفی پید ا می کنند و چون ناشی گری از خود شان نشان می د هند معمولاً د سته گل به آب می د هند یعنی غیر عاد ی برخورد میکنند.
از این رو اینگونه افراد می بایست تااش نمایند این صفت را از خود د ور کنند و به این نکته توجه داشته باشند که خجالتی بود ن د لیل بر ترک این فریضه مهم نبود ه و د لیل بر ساقط شد ن این وظیفه نمی شود.
چون در مهربانی افراط داریم
بسیار اتفاق می افتد که در مقابل خطا کار به خاطر محبتی که به او د اریم، امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرده و سکوت می کنیم. این دوستی نیست بلکه از بد ترین انواع دشمنی است. تصور کنید که د و کود ک هم سن و سال و همبازی که باهم در یک کالس درس مشغول تحصیل هستند و یکی از آن د و درس خوان و دیگری سست و تنبل است. حال این د و در جلسه امتحان با سؤالات درسی مواجه شد ه اند که برای یکی آسان و برای دیگری وحشتناک می نماید، در این حین اگر دانش آموز تنبل دست به سوی همبازی خویش دراز کرد ه و از او کمک بخواهد، حال اگر آن دانش آموز دیگری به او کمک کند، آیا به او خد مت کرد ه است یا اینکه خیانتـی به درازای عمر او انجام د اد ه است؟ مسلم است که هیچ عاقلی این کار را خد مت نمی د اند هرچند اقتضای محبت و دوستی بین آن د و اقتضاء می کند که دانش آموز درسخوان به دوست خود کمک کند.
می توان همین مسئله را در منزل نیز لحاظ کرد؛ مادران معمولاً به د لیل خلقت و طبیعت عاطفی شد یدی که د ارند، طاقت نمی آورند که فرزند انشان در خانه و خارج از آن، به سختی بیافتند، لذا بیشتر مواقع به کمک آنان شتافته و به خیال خود به آنان خد مت می کنند غافل از اینکه آنان در حقیقت به جای کمک به فرزند، یک فرصت بسیار مغتنم یاد گیری را از فرزند شان دریغ کرد ه اند.
امام رضا) ع (می فرمایند: «احب اخوانیَ ّالی من اهدی الی عیوبی» دوست داشتنی ترین برادرانم نزد من، کسی است که عیب های مرا به من هد یه کند.
چون بهانه و عذر میآوریم
گاهی افراد برای شانه خالی کرد ن از زیر بار مسئولیت های اجتماعی، به توجیه آن پرداخته و یا این که آن را وظیفه د یگران می دانند.
متأسفانه بهانه جویی و عذر تراشی به شکل های گوناگون در همه اجتماعات بود ه و هست. امروزه افراد زیاد ی را می بینیم که با روش های نامربوط سعی دارند سکوت خودرا در برابر منکرات توجیه کنند و با بهانه و عذر آورد ن وجد ان خودرا آسود ه نمایند؛ مانند این که می گویند: «هر کس را در گوری می گذارند، جوان است بگذار خوش باشد، صااح مملکت خویش خسروان د انند، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، سری که درد نمی کند دستمال نمی بند ند، دلا خو کن به تنهایی که از تنها باا خیزد، عیسی به د ین خود موسی به د ین خود، باید از بالا اصااح شود، صد ا و سیما خود ش منشاء مفاسد است و ...
ما باید توجه د اشته باشیم که امر به معروف و نهی از منکر در شرایط حاکمیت طاغوت هم واجب است چه رسد به زمانی که بعضی دستگاهها نارسایی داشته باشند. باید توجه داشت که سر باز زد ن از این واجب الهی، جنگ با خد است. امام صاد ق) ع (می فرماید: کسی که منکری را ببیند و با آن مبارزه نکند، در حالی که قدرت د ارد، او دوست می د ارد که خد ا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خد ا را دوست داشته باشد، در مقابل خد ا به د شمنی و ستیز برخاسته است)مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص)۱۷۷
چون حوزه امربه معروف و نهی از منکر رامحدود میدانیم
بعضی از ما فکر می کنیم که امر به معروف و نهی از منکر فقط مختص موضوع حجاب است حال آنکه امر به معروف و نهی از منکر در تمام جنبه های زند گانی اعم از سیاسی، اعتقاد ی، اقتصاد ی، اد اری و اخلاقی باید جاری و ساری باشد.
معروف و منکر، محد ود به اموری جزیی نیستند و د ایره وسیعی دارند؛ معروف همه کارهای خوب، و منکر همه کارهای بدرا شامل می شود. در فرهنگ د ین و نگاه عقل، بسیاری از کارها معروف اند؛ مانند: راست گویی، وفای به عهد، صبر، عفو، امید، صله رحم، احترام به پدر و مادر، ساام کرد ن، ارج نهادن به علم، رعایت حقوق همسایگان، دوستان، رعایت پوشش اسلامی، بهد اشت عمومی و ... .
در مقابل، بسیاری از کارها نیز منکر شناخته شده اند؛ مانند: مخالفت با نظام اسلامی، شایعه پراکنی، د فاع از ظلم و ظالم، حسد ورزی، بخل، تکبر، تجسس، سخن چینی، ناسزا گویی، د عوا کرد ن، تقلید کورکورانه، مزاحمت های تلفنی، کمکاری، ناد ید ه گرفتن حق هم کالسی یا معلم و ... .
امام خامنهای: «گناهکار هم فقط بد حجاب نیست، که بعضی فقط به مسئله بد حجابی چسبید ه اند. این یکی از گناهان است؛ و از خیلی گناهان کوچکتر است. خلافهای فراوانی از طرف آد م های ال ابالی در جامعه وجود د ارد. خلافهای سیاسی، خلافهای اقتصادی، خلافدر کسب و کار، خلافدر کار اد اری، خلافهای فرهنگی، اینها همه خلافاست. کسی غیبت می کند، کسی دروغ می گوید، کسی توطئه می کند، کسی مسخره میکند، کسی کمکاری می کند، کسی ناراضی تراشی می کند، کسی مال مرد م را می د زد د، کسی آبروی مرد م را بر باد می د هد، اینها همه منکر است.» )دید ار با قشرها مختلف مرد م)۷۱ / ۷ / ۲۹(
چون شکسته نفسی میکنیم
آیا می توانیم بگوئیم: «باید با عمل مرد م را امر به معروف کرد و ما که اهل عمل نیستیم و خود مان گناهکاریم نمی توانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟» از نظر تکلیف شرعی امر به معروف و نهی از منکر بر هر
فرد ی واجب است و از کسی که خود ش هم عامل به معروف و پرهیز کنند ه از منکر نیست، این تکلیف ساقط نمی شود.
امام خمینی) ره (در شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: امر و نهی کنند ه شرط نیست عاد ل باشد و یا به آنچه امر می کند خود عمل کند و آنچه را نهی می نماید، ترک کند و اگر خودش تارک واجب باشد، بر او واجب است که با اجتماع شرایط) د یگری را (به همان واجب امر نماید، کما اینکه واجب است به آن عمل نماید)تحریر الوسیله، مسئله )۲۰
وقتی گفته می شود آمر به معروف باید خودش عامل باشد، معنایش آن نیست که اگر خود ش عامل نبود، این واجب از او ساقط است بلکه تکلیف بیشتری پید ا می کند و در حقیقت یک نفر به جمع افراد ی که باید امر به معروف کند، بیشتر می شود و آن خود ش است. پس باید اولا: سعی در ساختن خود و تر گناهانی داشته باشد که مرتکب می شود، ثانیاً: هر د م به خود نگریسته و خودرا امر به معروف و نهی از منکر کند. ثالثاً: دیگران را نیز امر به معروف و نهی از منکر کند، رابعاً: با ترک امر به معروف و نهی از منکر، گناه دیگری را به فهرست گناهان پیشین خود نیافزاید.
یکی از وسوسه های شیطان برای ممانعت از افعال خیر مؤمنان ایجاد شائبه ریا است. پاسخ این سؤال را در توضیح المسائل امام خمینی) ره (می توان یافت. مسئله:۲۷۹۰ در امر ====== چون فکر میکنیم ======
به معروف و نهی از منکر قصد قربت معتبر نیست بلکه مقصود اقامه واجب و جلوگیری از حرام است. در توضیح این مسئله باید به نکته زیر توجه کرد.
بنا بر معنای مشهورتر توصلی، واجبی است که صرف انجام نوعی ریا کاری است؟ د اد ن آن با هر نیتی که باشد موجب اد ای تکلیف است و نیاز به قصد تقرب به پرورد گار ند ارد، مانند نجات غریق و د فن میت. در حقیقت، غرض از وجوب، فقط تحقق متعلق وجوب) یعنی کاری که وجوب به آن تعلق گرفته (است و از این رو توصلی نامید ه میشود. این قبیل واجبات حتی ممکن است بد ون آراد ه و از روی غفلت تحقق یابند. در برابر، تعبد ی) یا عبادی (به واجبی گفته میشود که انجام دادن آن به خودی خود تکلیف را ساقط نمیکند. بلکه نیازمند قصد قربت است. به تعبیر دیگر خواسته شارع، تحقق یافتن واجب به طور مطلق نیست، بلکه باید با انگیزهای الهی و با نیت تقرب به پرورد گار همراه باشد، مانند نماز و روزه.
پس با توضیح د اد ه شده مشخص میشود که در امر به معروف و نهی از منکر از نظر اخلاقی و قدرت تأثیر، داشتن نیت خالص مهم است اما نداشتن این نیت یا ترس از افتاد ن به ریاکاری نمیتواند بهانهای برای ترک امر به معروف و نهی از منکر و رفع وجوب آن داشته باشد. در ثانی بهتر است فرد با توکل به خدا در راستای درمان ریاکاری حرکت کند.
چون شیوه های آن را بلد نیستیم
بسیاری از ما منکر را می شناسیم، خجالتی، کم صبر و بی ایمان هم نیستیم اما بلد نیستیم چگونه باید امر و نهی کرد. تصور ما این است که امر به معروف و نهی از منکر یک اقد ام سلبی و متضمن یک برخورد شد ید و رویارویی است؛ حال آنکه امر به معروف و نهر از منکر در بیش از ۹۵ درصد موارد با زبان نرم و مالطفت است و ظرافت های خاص خودرا د ارد.
اهمیت و ضرورت اتخاذ شیوه های صحیح و مناسب برای انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر در تذکر زبانی کاملاً امری بد یهی است. ناآگاهی از روش های اجرای کند. تبعات سوء و پیامد های منفی ناشی از به کار این فریضه چه بسا عکس العمل منفی در فرد مخاطب ایجاد بستن روشهای نامناسب در جامعهٔ ما، مصاد یق بسیاری دارد نکتهٔ مهمی که باید در این جا مورد توجه قرار گیرد این است که همانطور که در سایر واجبات بلد نبود ن توجیهی برای ترک واجب محسوب نمی شود و شرعاً واجب است که انسان مسائلی را که به آنها نیاز د ارد یاد بگیرد، در مورد امر به معروف و نهی از منکر هم یاد گیری شیوه ها، مقدمه واجب است. مثل وضو برای نماز؛ شرعاً باید شیوه های امر و نهی را آموخت و بکار بست.
امام خمینی) ره(: یاد گرفتن شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد واجب بودن یا واجب نبود ن آن و موارد جواز یا عدم آن، واجب است تا در امر و نهی به منکر نیفتد)تحریر الوسیله(
چون آن را به گردن دیگران می اندازیم
وجوب این فرضیه، این بحث بین فقها مطرح شد ه است که آیا این فریضه واجب کفایی است یا واجب عینی؟ فرق این د و نظریه این است که اگر به وجوب کفایی فریضه قائل شویم، در صورتی که عد های به این وظیفه عمل کرد ند، تکلیف از دیگران نیز ساقط است؛ بنابراین، افراد د یگر که در عمل به فریضه اقد ام نکرد ه اند، مسئولیتی نداشته و مرتکب ترک فریضه هم نشد ه اند. اما اگر بر وجوب عینی، معتقد شویم، لازمه اش این است که همگان به طور یکنواخت و به صورتی مستقیم، مخاطب تکلیف معین هستند. از این رو، عد های که به فریضه عمل کرد ه اند، مأجور بود ه و ترک کنند گان فریضه، گناهکار می باشند.
بنابراین امر به معروف و نهی از منکر شرعاً واجب کفایی است یعنی اگر کسی نسبت به آن قیام کند، از گرد ن د یگران ساقط است اما در اینجا نکاتی هست که باید مورد توجه قرار گیرد: )۱ وقتی گفته شده واجب کفایی است پس اولین مکلفی که با آن مواجه می شود باید اقد ام کند، نمی تواند به عهد ه د یگری بگذارد، اگر کسی که اولین نفر است انجام نداد، د یگری که مواجه می شود باید جبران کند )۲ در جاهایی که فرد اولی امر یا نهی کرد ه است ولی تأثیری نگذاشته، بر د یگری که مواجه می شود هم در صورت وجود شرایط واجب است امر و نهی نماید و اگر جمع شد ن عد های هم لازم باشد، که دسته جمعی امر و نهی کنند تا اثر کند، این اجتماع هم واجب است.
۳)در واجب کفایی تا وقتی که این وظیفه به صورت کامـل انجام نشد ه است، وجوب از عهد هٔ افراد ساقط نمی شود وهمچنان واجب است.
چون بهانهٔ شرعی میآوریم
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است. برخی از متد ینین به بهانهٔ این که امر به معروف و نهی از منکر ما تأثیرگذ ار نخواهد بود، در انجام آن تعلل می ورزند. مراجع بزرگ تقلید، حتی با وجود احتمال عد م تأثیر امر به معروف و نهی از منکر، وجوب آن را ساقط نمی د انند و اگر گمان کنیم که اجرای آن تأثیر گذ ار است، عمل به امر به معروف و نهی از منکر را واجب می د انند:
امام خمینی) ره(:
با گمان به عد م تأثیر ولو اینکه ظن قوی باشد وجوب) امر و نهی (ساقط نمی شود)تحریر الوسیله(
اگر بد اند یا احتمال بد هد که امر و نهی او در صورت تکرار شد ن تأثیر می گذ ارد، تکرار کردن آن واجب است)تحریر الوسیله(
اگر شخصی مرتکب د و حرام شود یا د و واجب را ترک کند و بد اند که امر کرد ن نسبت به هر د و با هم مؤثر نیست ولی نسبت به یکی از آنها عینااحتمال تأثیر را می د هد، نسبت به همان واجب است)تحریر الوسیله(
اگر بد اند که انکارش نسبت به مطلبی در حال حاضر بی تأثیر است و لکن می د اند یا احتمال می د هد که) همین (امر فعلی نسبت به آیند ه اثر د ارد) امر کرد ن (واجب است)تحریر الوسیله( اگر بد اند یا احتمال د هد که نهی کرد ن در کم کردن معصیت مؤثر است نه در ریشه کن کرد ن آن، واجب است)تحریر الوسیله( در بعضی موارد اساسااحتمالً تأثیر نافذ نیست و حتی اگر احتمال تأثیر د اد ه نشود امر و نهی واجب است. مثل آنکه بد عتی در اسلامواقع شود یا سکوت مسلمانان موجب جری شدن ستمکاران در بقیه محرمات و بد عت های جدید شود)تحریر الوسیله(
فصل دوم: مباحث نظری
مقدمه
امر به معروف و نهی از منکر دارای اهمیتی راهبردی و مورد تأکید مقام معظم رهبری است. بررسی و واکاوی ابعاد مختلف این فریضه، برای کسانی که می خواهند به این واجب الهی عمل کنند ضروری است. همچنین شجره طیبه صالحین و صالحان این کشور، یکی از بهترین نهادها و افراد برای اجرای این فریضه است؛ لذا در این بخش از نشریه به بررسی این مهم خواهیم پرداخت تا مربیان بتوانند با مبانی، راهها، شرایط، آسیبها و دیگر جوانب آن آشنا شده و به کارایی امر به معروف و نهی از منکر کمک کنند.
قالب و مراحلی که در دروس پیش رو مشاهده می کنید، با محوریت ایجاد مهارت در مخاطب طراحی گردیده است. به طوری که هر درس از دو بخش تشکیل شده است. در بخش اول مطالب نظری به طور مختصر بیان می شود و در بخش دوم، مصادیق مربوط به هر درس به صورت سؤالی طرح شده، که مربی محترم با گفتگو و سؤال از متربیان فضای تبادل افکار و نظریات را بین متربیان باز می کند.
لزم به ذکر است که همه مقالت این بخش، برگرفته از جزوهای است که هیئت معرفتی مرکز تولید اندیشه بسیج تحت اشراف حضرت آیت الله ممدوحی تهیه کرده اند. برخود لزم می دانیم که از زحمات آن عزیزان تقدیر و تشکر نمائیم.
دورنمایی ازامربه معروف ونهی ازمنکر گفتاری از آیت الله ممدوحی
کْنتمَ خیرُ أمٍةُ أخِرجْتَّ للناسَ تأمرونِ بالمعروفِ وَ تنهون عنْ المْنکِر)آل عمران)۱۱۰ /
این آیهٔ کریمه به چند نکتهٔ مهم آگاهی میدهد:
اول: دموکراسی
امر به معروف جعل یک نوع حکومت و نظارت تربیتی است که شارع در نهاد دستورهای خود جاسازی کرد ه و به مسلمانان دستور نظارت بر احوال و اعمال د یگر افراد جامعه را د اد ه و این حق را به آنان د اد ه که بتوانند با امر به معروف و نهی از منکر در اصااح امت بکوشند. فرایند این فرمان مترقی، حکومت مرد م بر مرد م است.
دوم: مکتب رشد
این مکتب، شایستگی مکتب معصومانهٔ قرآن را نشان می د هد. یعنی، آنچنان امتی را در سایهٔ تعالیم خود پرورش می د هد که الیق مسئولیت بسیار مهم) امر به معروف و نهی از منکر (می باشد. زیرا، به هر کسی نتـوان این مأموریت را واگذار کرد که در جامعه به صورت مربی بر رفتار و کرد ار مرد م نظارت و سپس، د خالت کند و در انجام امور فرد ی و یا اجتماعی آنان هد ایتگری کند.
سوم: ضرورت آگاهی در مربیان
مربیان باید قبل از تذکر و تعلیم د یگران، خودرا با آگاهیهای علمی و توانایی عملی مجهز کنند تا از منش و شخصیتی مبرّز و لازم برخوردار باشد و تناسبی معقول و رابطهای تأثیرگذ ار بین مربیان و متربیان برقرار گرد د.
چهارم: رشد، معیار برتری
این امر مهم، در سطح عموم افراد جامعهٔ اسلامی نیست بلکه، وظیفهٔ زبد گان و فرهیختگان است. زیرا، معیار رشد فکری و برتری هر جامعه در طبقهٔ برتر علمی و عملی آن جامعه است و این طبقه هستند که معرف فرهنگ و پیشرفت هر نهاد اجتماعی می باشند.
پنجم: گسترهٔ امر به معروف و نهی از منکر
هرکجا هرنوع معروفی ترک و یا منکری معمول شود، لازم است هرکس نسبت به وظیفهٔ الهی خود عمل کند و با امر و نهی از منکر، مانع وقوع آن گردد.
شرایط: ـ۱آمر به معروف و ناهی از منکر باید به خوبی بد اند که عملی را که مکلف ترک کرد ه واجب بود ه و نیز، بداند آن را که به جا آورد ه، حرام بود ه که در غیر این صورت چه بسا فردی امر به منکر کند و از معروف نهی نماید. ۲ـ احتمال تأثیر بد هد. زیرا، اگر قطع پیدا کند که برخورد او با فرد متجاوز هیچ اثری ند ارد بر او امر و یا نهی واجب نیست.
۳ـ شخص عاصی، ُ مِصرّ بر معصیت باشد و اگر بد اند که معصیت او اتفاقی بود ه و د یگر مرتکب نمی شود، امر و نهی او واجب نیست.
۴ـ در امر به معروف و نهی از منکر مفسد ه نباشد، زیرا علت این د ستور شارع، د فع فساد و تباهی است.
اگر هر یک از این شرائط رعایت نشود، گذشته از آنکه غرض و هد ف از این تکلیف را از د ست د اد هایم، موجب ایجاد ناهنجاریها و اخالا در نظم جامعه نیز خواهیم بود.
ضرورت امر به معروف و نهی از منکر.
پیامبر اکرم) ص (فرمودند: «خد ای تعالی از کسی که اد عای ایمان د ارد ولی، ضعیف است و ایمان واقعی ند ارد، بیزار است. سؤال شد: آن ضعیف الایمان که د ین ند ارد، کیست؟ فرمود ند: کسی که نهی از منکر نمیکند. (» کافی/ ج /۵ ص /۵۹ ح)۱۵ در روایت د یگری فرمود ند: «امت من همیشه قرین خیر و سعاد ت هستند تا آنگاه که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و نسبت به همد یگر خوبی و نیکی و کمک میکنند که اگر این کارها را ترک کنند، اختااف درونی پید ا شد ه و بعضی بر بعض د یگر مسلط شد ه و هیچ یار و یاوری در زمین و آسمان نخواهند داشت.» )وسائل الشیعة/ ج /۱۶ باب /۱ ص /۱۲۳ ح)۲۱۱۴۴
تعریف معروف و منکر
لغت شناسی معروف و منکر
«معروف» به معنای شناخته شد ه و پسند ید ه و منکر هم به معنای ناشناخته و ناپسند میباشد؛ بنابراین، معروف ضد منکر است. معروف در اصطلاح عبارت است از هر فعل و قولی که به لحاظ عقل یا شرع پسند ید ه است و منکر مخالف آن؛ یعنی هر کار و سخنی که مورد انکار عقل و شرع است )ترجمه مفرد ات ج ۲ ص)۳۹۷
میزان شناخت ما از معروف و منکر
زیاد پیش آمد ه که از گوشه و کنار، اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر را شنید هایم اما کمتر شد ه کسی معنای معروف و منکر را توضیح د هد. زیرا همه تصور میکنند که معنای معروف و منکر واجبات و محرمات عباد ی است. البته این درست است؛ اما معروف و منکر فراتر از این امور میباشد. به تعبیر د قیقتر؛ گستره معروف و منکر د ینی به همه امور فرد ی و اجتماعی زند گی انسانها باز میگرد د و نه فقط امور عباد ی.
ملاک شناخت معروف و منکر
همه انسانها میتوانند خوبی و بد ی را درک کنند؛ این سرشت درونی و ساختار روح انسان است که به آن فطرت میگوییم و خد آوند انسانها را بر مبنای آن آفرید ه است. در آیه ۷ و ۸ سوره شمس میخوانیم: «سوگند به نفس انسان و آن که آن را سامان د اد. سپس پلید کاری و پرهیزگاریاش را به آن الهام کرد» بنابراین؛ مالک تعیین معروف و منکر فطرت خود انسان است.
اما فطرت انسانها همیشه رشد یافته و سالم نیست. چه بسا کسانی که هوای نفس بر آنان غلبه د ارد، بگویند: «ما براساس فطرت و ذوق خود عمل می کنیم!» اگر همه اینگونه عمل کنند و هرکس خود ش را مااک خوبی در آیه ۷ و ۸ سوره شمس میخوانیم: «سوگند به نفس انسان و آن که آن را سامان داد. سپس پلیدکاری و پرهیزگاریاش را به آن الهام کرد» بنابراین؛ ملاک تعیین معروف و منکر فطرت خود انسان است.
و بد ی قرار د هد، آیا مالکی برای سنجش معروف و منکر باقی می ماند؟ آیا هرج و مرج وآشوب، جامعه را فرا نمی گیرد؟
راه حل این است که ما باید به کاملترین و سالمترین فطرتها مراجعه کنیم؛ و این انسانهای کامـل هستند که د آرای فطرت سالم، رشد یافته و کاملاند. آنها انبیاء و اولیای د ین هستند.
ما نمیتوانیم از پیش خود مان و با سلیقه شخصی چیزی را معروف یا منکر بد انیم. امیر المؤمنین میفرمایند: «هر آنچه شما مید انید، معروف یا منکر نیست چه بسا منکر را معروف و یا معروف را منکر بنامید.»)المسترشد فی امامه علی بن ابیطالب) ع (ص)۴۰۴
بنابراین؛ مااک تعیین معروف و منکر، کسانی هستند که مورد تأیید خد آوند هستند، یعنی پیامبر و اهلبیت ایشان. همانطور که در زیارت آل یاسین میخوانیم: «معروف آن چیزی است که شما به آن امر میفرمائید و منکر آن چیزی است که شما از آن نهی میفرمائید.»
تمرین بستن کمربند ایمنی چه معروفی است؟
آیا بلند بود ن صد ای قرآن از بلند گوی مسجد معروف نیست؟
نگاه کرد ن به درون خانه همسایه، معروف است یا منکر؟ چرا؟
آیا بیرون برد ن دست از پنجره خودرو هنگام حرکت به د یگران ضرر میزند که بگوییم منکر است؟
آیا میشود که د ید ن برنامههای تلویزیون منکر باشد؟
آیا مصرف د ارو بد ون تجویز پرشک کار منکری محسوب میشود؟
عطر زد ن د ختران در بیرون منزل بد است؟ عطر زد نکه کار خوبی محسوب میشود.
آیا د عوت از شعبد ه باز برای جشنها سرگرمی خوبی است؟
چه زمانی نمیتوانیم از وسایل د وستمان استفادهکنیم؟
شستن دوچرخه با آب مسجد اشکالی د ارد؟
اهمیت امربه معروف و نهی ازمنکر
در آیات و روایات و سیره اهلبیت به موضوع امر به معروف و نهی از منکر اهمّّیت زیاد ی د اد ه شد ه است. د لیل این همه اهمّّیت چنین فریضهای چیست؟ با انجام امر به معروف و نهی از منکر چه اثری در جامعه اسلامی پدید ار میشود که این عمل، واجب و ضروری شد ه است؟
به راستی نوع عملکرد امر به معروف و نهی از منکر در جامعه چگونه است و چرا در دین به آن این گونه توجّـه شد ه است؟ چه خصوصیّتی باعث شد ه تا این فریضه اهمّّیت یابد؟ و چگونه باعث میشود تا یک جامعه، همانند یک موجود زند ه، هوشیار و مقاوم باقی بماند؟ زنده ماند ن جامعه اسلامی، بسته به چگونگی اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر است همانطور که شهید مطهری میفرمایند: «... امر به معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است؛ به الصطلاح، علتُمبقیه است. اصلاً اگر این اصل نباشد، اسلامی نیست. رسید گی کرد ن د ائم به وضع مسلمین است. آیا یک کارخانه بد ون بازرسی و رسیدگی د ائمی مهند سین متخصّـص که ببینند چه وضعی دارد، قابل بقاست؟ اصلاً آیا ممکن است یک سازمان همینطور به حال خود باشد، هیچ دربارهاش فکر نکنیم و در عین حال به کار خود اد امه د هد؟ ابدًا.. ! جامعه هم چنین است.
یک جامعه اسلامی اینطور است بلکه صد درجه برتر و بالاتر. شما کد ام انسان را پید ا میکنید که از پزشک بینیاز باشد؟)مجموعه آثار ج ۱۷ ص)۲۳۵
بیمارشدن جامعه، بدون فریضه امر به معروف و نهی از منکر
بد ن انسانی را فرض کنید که در مقابل میکروبهای بیماری زا و تکثیر و انتشار آنها در تمام بد ن، بی تفاوت باشد و هیچ عکس العملی نسبت به آنها از خود بروز ند هد، چهّ اتفاقی برای او رخ مید هد؟ آیا زند گی او اد امه د ارد؟ مسلّم است که بیماری بر آن غلبه میکند و نیازمند به درمانهای پر زحمت و پر هزینه د ارد و چه بسا که اقدامات درمانی برای او بیفاید ه باشد و این بیماری منجر به فوت او شود؛ به همین نسبت یک جامعه سالم نیز اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند د چار بحران میشود و بیماریهای اجتماعی بر او غلبه مییابند.
ارزش امر به معروف و نهی از منکر در مقایسه با واجبات دیگر
حال اگر اعضای بد ن را با یکد یگر مقایسه کنیم، کد امیک از این اعضا مهمتر است؟ چشم؟ گوش؟ د ست وپا؟ و یا د یگر اعضا؟
با توجه به مطالب گذشته باید گفت که از مهمترین بخشهای عملکرد بد ن انسان، نظام د فاعی و ایمنی بد ن از بیماریها است که د و کار انجام می د هد: شناخت خود ی و د فاع از آن، و شناخت بیگانه و برخورد با آن، که بد ن بد ون آن نمیتواند به زند گی اد امه د هد.
شهید مطهری میفرمایند: « امر به معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است؛ به اصطلاح، علتُ مبقیه است. اصلاً اگر این اصل نباشد، اسلامی نیست. عضوهای بد ن هم به این بخش نیاز د ارند و ساامت این اعضا به نظارت و جلوگیری از ورود عوامل بیماریزا است؛ بنابراین در جامعه اسلامی اهمّّیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر از دیگر واجبات و احــکام الهی بیشتر بوده و نسبت به آنها اولویّـت د ارد. زیرا این فریضه باعث میشود تا فساد و فتنه و تفرقه و د یگر بیماریهای اجتماعی، عارض بر مرد م نشود و همه ارکان اجتماعی، بافت و عملکرد ی سالم د اشته باشند.
جهانی بودن امر به معروف و نهی از منکر
آیا بد ن انسان برای ایمنی خود نیاز د ارد تا فقط به درون خود توجّـه کند؟ آیا این برای او کافی است؟ آیابدن انسان با محیط پیرامون خود بی ارتباط است؟ آیا عوامل خارجی مثل حواد ث غیر مترقّبه و موجود ات د یگر و یا حتی افراد د یگر نمیتوانند به او آسیب برسانند؟ آیا نیاز ند ارد تا امور مخرّب خارجی را د فع نمود ه و منافع بیرونی مثل آب و غذا را جذب کند؟ پاسخ این سؤالات روشن است. تا وقتی که بد ن انسان با محیط زیست خود، روابطی نامتعاد ل د اشته باشد، نمیتواند ضررها و تهد ید ات خارجی را د فع کند و نیازهای خودرا از د یگر امور باز شناسد و این باعث میشود در اند ک زمانی از پا در آید و زند گی او شد ید ا در تهد ید خواهد بود.
به همین نسبت ضروری است که جوامع اسلامی برای تعاد ل روابط خود با یکد یگر و با د یگر کشورها اقد امات لازم را انجام د هند تا عااوه بر اینکه منافع مسلمانان جهان حفظ شود، نسبت به تهد ید ات دشمنان اسلام، امنیت کافی برقرار شود و این هد ف جز با اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکردر مقیاس بینالمللی ممکن نیست.
تمرین
اگر یک خودرو بد ون د لیل وسط خیابان بایستد و خیابان را مسد ود کند و همه خودروها متوقف شوند، اما هیچکس او را امر و نهی نکند و همه ساکت باشند، چه اتفاقی در رفت و آمدها رخ مید هد؟
اگر مرد م نسبت به تخریب اموال عمومی بیاعتنا باشند و یا دزد ی را ببینند که مشغول د زد ید ن خودروی دیگران است و از کنار آن بگذرند چه مشکالتی در شهر ایجاد میشود؟
اگر کسی را ببینید که در محله شما اقد ام به زورگویی کرده و یا مزاحم نوامیس مرد م میشود آیا شما سکوت میکنید؟ آیا از ترس در مقابل او تسلیم میشوید؟ چه تهد یدی باعث میشود تا با او مقابله کنید و او را از این کار باز د ارید؟ اگر سکوت کنید چه اتفاقی خوهد افتاد؟
اگر مرد م در صف نانوایی ببینند که کسی بد ون نوبت به اول صف رفته و نان میخرد و سکوت کنند، چه اتفاقی میافتد؟ آیا صفهای دیگر نیز به نظم خود باقی میمانند؟ نقش قوه قضاییه در حفظ اعتدال جامعه چیست؟ آیا د ستگاه قضا اقد ام به امر به معروف و نهی از منکر درجامعه اسلامی اهمّیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر از دیگر واجبات و احــکام الهی بیشتر بوده و نسبت به آنها اولویّـت دارد.
میکند؟ چگونه؟ فرض کنید کشور قوه قضاییه نداشته باشد. آیا میتوانید بیماریهای اجتماعی را مثال بزنید که از نبود این ارگان در جامعه به وجود میآید؟ به نظر شما کشور با نبود این بخش چقدر د وام مییابد؟
فرض کنید که در کشور مبارزه مستمر با مواد مخدر و پیشگیری از اعتیاد و مراکز ترک اعتیاد نباشد؛ آیا میتوانید پیامد های آن را حد س بزنید؟
آیا می توان مسابقه فوتبالی را تصور کرد که بد ون د اور برگزار شود؟ به نظر شما یک د اور به چه چیزی امر و از چه چیزی نهی میکند؟
چه ضرورتی د ارد که پدرها و مادران مواظب فرزند انشان باشند؟ اگر آنها نسبت به رفت و آمد ها و دوستان فرزند ان خود بیاعتنا باشند، در آیند ه فرزند انشان چه اتفاقی رخ مید هد؟
اگر سازمان استاند ارد ایران تعطیل شود، کیفیت کالاهای تولید ی کشور چگونه خواهد شد؟
امربه معروف و نهی ازمنکر مستحب نیست
امربه معروف و نهی از منکر، عااوه بر اهمّیت ذاتی که د ارد، یک فریضه د ینی و یک واجب الهی است که خد آوند به آن امر فرمود ه. امام خمینی) ره (میفرمایند: «امر به معروف و نهی از منکر از والاترین و شریفترین واجبات میباشد و به وسیله اینهاست که واجبات د یگر برپا میشود، و وجوب اینها از ضروریات د ین است و منکر آن در صورت توجه به لازمه انکار و ملزم شد ن به آن، از کفّـار می باشد.»)تحریرالوسیله ج۱ ص)۴۶۲
حکمت وجوب این فریضه
مقام معظم رهبری می فرمایند: «میخواهم این واجب فراموش شد ه اسلام را به یاد شما و ملت ایران بیاورم: امر به معروف و نهی از منکر، همه آحاد مردم باید وظیفه امر کرد ن به کار خوب و نهی کردن از کار بدرا برای خود قایل باشند. این، تضمین کننده حیات طیبه در نظام اسلامی خواهد بود. عمل کنیم تا آثارش را ببینیم.»)بیانات در جمع مرد م قم)۱۳۶۸
ندای خرد انسانی
امر به معروف و نهی از منکر نه تنها یک واجب شرعی است، بلکه وجوب عقلی هم د ارد. امر به معروف و نهی از منکر فقط در جامعه اسلامی ضرورت ند ارد بلکه هر جامعهای باید نسبت به قوانین و فرهنگ خود مواظبت و پاسد اری د اشته باشد. مقام معظم رهبری در پیام خود به نخستین اجااس پژوهشی امر به معروف و نهی از منکر ۱۳۷۹/۸/۲۳ فرمود هاند: «هرچند فریضه امر به معروف و نهی از منکر یکی از بزرگترین واجبات اسلامی است، ولی اگر کسی از این همه چشم پوشی کند و تنها به ند ایِخرد انسانی گوش بسپرد، باز هم بی شک این عمل سازند ه را فریضه و تکلیف خواهد شمرد. به نیکی خواند ن و از بد ی برحذر د اشتن را کد ام خرد سالم، ستایش نمی کند؟ و کد ام انسان خیرخواه و حساس، از آن روی می گرد اند؟»
تمرین
پنجره همسایه روبرویی ما از طبقه بالا به حیاط خانه ما اشراف د ارد ما چند بار تذکّـر د اد یم ولی باز هم گاهی نگاه میکنند. چگونه با آنها گفتگو کنیم و چه برخورد ی کنیم و با چه بیانی با آنها حرف بزنیم تا مؤثر باشد؟
برادر من متأهل است و در خانهشان ماهواره د ارند و برایشان زیاد مهم نیست که چه شبکهای را تماشا میکنند و این بر روی فرزند شان تأثیر گذاشته، حال چگونه آنها را نهی از منکر کنم؟ او بزرگتر از من است میترسم اگر بگویم به حرف من گوش ند هد. آیا با این حال واجب است تذکر د هم؟
پسر بیست سالهای است که به نماز اهمّّیت نمیدهد. پدر او خیلی مذهبی است و چند بار با او دعوا کرده اما او باز هم نماز نمیخواند. آیا پدرش کار صحیحی انجام د اد ه؟ اکنون چگونه میتوانیم او را امر به معروف کنیم تا نسبت به نماز ترغیب شود؟
چند ی است که بعضی خانواد هها نسبت به رعایت حجاب در میهمانیها سهلانگاری میکنند. اما بعضی از خانمها و آقایان خجالت میکشند که به آنها تذکر د هند. آیا وجود خجالت مانع نهی از منکر است؟ آیا باعث میشود که وجوب نهی از منکر از آنها ساقط شود؟
مرد ی در خانه، موسیقی لهوی گوش میکند. اگر خانمش او را نهی از منکر کند او با د عوا و پرخاشگری و مشاجره زند گی خانواد گی و زناشویی را به هم میزند. آیا با این ضرر باز هم نهی از منکر بر او واجب است؟
=== مراتب امربه معروف ونهی از منکر ===
وقتی به منکری برمی خوریم، آیا میتوانیم هرطور که دوست داریم طرف مقابل را از آن نهی کنیم؟ شد ت و ضعف نهی ما باید به چه اند ازهای باشد؟ آیا نباید بین خطای انجام شد ه و امر و نهی ما تناسب باشد؟ آیا اگر افراط و تفریط کنیم، معروف و منکر رعایت خواهد شد؟
باید د قت کنیم که امر و نهی ما در اجرای این فریضه، نسبت به چه معروف و منکری واقع میشود و ترک معروف یا انجام منکر، در چه حد ی و از چه کسی سرزد ه است تا تناسب رعایت شود. از این رو، اگر ما بتوانیم با کمترین رفتار یا گفتار به این هد ف دست یابیم، باید به همان اند ازه بسنده کنیم و وارد مراتب شدیدتر نشویم و اگر منکر خیلی زشت است نباید به مراتب ابتدایی اکتفا کنیم. زیرا ممکن است شدت عمل و یا ضعف عمل نابجا، خود تبد یل به آسیب اجتماعی شود و امر به معروف یا نهی از منکر، در عمل نتیجهای وارونه داشته باشد. به همین دلیل در اسلام حد ود این مراتب به طور د قیق بیان شد ه است.
مراتب امر به معروف
مرحله قلبی
انسانها بطور طبیعی با دید ن کار خوب در د ل خود، خوشحال شد ه و با دید ن کار بد ناراحت میشوند. ممکن است بعضی این خوشحالی و ناراحتی را بروز د اد ه و بعضی د یگر آن را مخفی کنند؛ اما اگر ترک معروف یا انجام منکری را مشاهد ه کرد یم، در مرحله اول باید ناراحتی خودرا نسبت به آن ابراز کنیم. این کار میتواندروی هم گذارد ن پلکها، اخم کردن و چهره درهم کشید ن، روگرد اند ن، د وری کرد ن و... باشد.
بیان امام خمینی) ره (درباره این مرحله: «در صورت احتمال تأثیر و رفع منکر، واجب است که به مرتبه) اوّل (که ذکر شد اکتفا شود، و همچنین در همان مرتبهّاول واجب است که به درجه ضعیف تر اکتفا گرد د و اگر اثر نکرد به درجه بعد ی منتقل شود و انکارش را از مختصر شروع کند و اگر تأثیرنگذاشت مقد اری بیشتر کند.»)ترجمه تحریر الوسیله ج۲ ص)۳۱۱
مرحله زبانی
باید با بیان خود و با گفتوگو کاری کنیم تا فرد خطاکار از کار اشتباه خود دست بردارد. مقام معظم رهبری میفرمایند: ... «عاملی که جامعه را اصااح میکند، همین نهی از منکر زبانی است.»)د ید ار با بسیجیان)۱۳۷۱
امام خمینی) قد س سره (در این باره فرمود ند: «اگر احتمال د هد که با موعظه و ارشاد و گفتار نرم، مقصود حاصل میشود، همان واجب است و تعد ی از آن جایز نیست.»)ترجمه تحریرالوسیله ج۲ ص)۳۱۳
شرایط بیان خوب
اول اینکه کلام باید متین و منطقی باشد نه مغالطهآمیز، بیحساب و بیهود ه که طرف مقابل را سردرگم کرد ه و به سرکشی وا د ارد. مقام معظم رهبری می فرمایند: «قرآن میفرماید: اد ع الی سبیل ّربک بالحکمة) نحل)۱۲۵ حکمت، حکمت، حکمت. اند یشه مستحکم را تعبیر به حکمت میکنند. حکمت، که انبیاء به آن ممتازند و از آنِ بند گان برگزید ه و صالح است، همان فکر مستحکمی است که هیچ ابزار عقالنی نمیتواند آن را نفی کند و از بین ببرد... هیچ منکِـری هیچ مغرضی هیچ معاند ی نمیتواند در ّرد آنها بکوشد.»)د یدار با روحانیون)۱۳۷۵
د وم اینکه نباید خشن، زنند ه و همراه با بد اخلاقی باشد. رعایت مالیمت و نرمی در کلام، همراه با مرد م د اری باعث میشود تا بیان ما در د ل انسانها بنشیند و امر الهی را با جان خود پذیرا باشند. سوم اینکه نرمی و مالیمت نباید به جایی برسد که حالت امر و نهی از بین برود. د ستور د ین به ما، امر و نهی است نه مماشات و خواهش و تمنا. لازم است در عین مالطفت حالت آمرانه را از د ست ند هیم زیرا فرد خاطی، مرتکب خطا شده و باید از او مطالبه شود که خطای خودرا رها کند و طلب جز با امر یا نهی ممکن نیست. بیان مقام معظم رهبری مرز بین التماس کرد ن و امر و نهی را به زیبایی روشن میسازد: «طرف امر به معروف و نهیاز منکر فقط طبقه عامه مردم نیستند؛ حتی اگر در سطوح بالا هم هستند، شما باید به او امر کنید...
طرف، هرکسی هست بند ه که طلبهٔ حقیری هستم از بند ه مهمتر هم باشد، او هم مخاطب امر به معروف و نهی از منکر قرار میگیرد.» )دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام)۱۳۷۹
مرحله عمل
گاهی طرف در درجهای است که نه اعراض و هجران ما تأثیری بر او میگذارد و نه میتوانیم با منطق و بیان و تشریح مطلب، او را از منکر باز د اریم، بلکه باید وارد عمل شویم.
البته مرحله عملی امر به معروف و نهی از منکر در حکومت اسلامی بر عهد ه دستگاههای حکومتی است و د یگران نمیتوانند به عنوان امر به معروف و نهی از منکر دست به اقد امات عملی بزنند زیرا این کار نیاز به رعایت حد ود شرعی د ارد و تشخیص و اجرای این حد اول اینکه کلام باید متین و منطقی باشد نه مغالطهآمیز، بیحساب و بیهوده که طرف مقابل را سردرگم کرده و به سرکشی وا دارد ود برعهد ه افراد متخصص میباشد که از طرف حاکم شرع و ولی فقیه در جامعه اسلامی تعیین میشوند. زیرا در غیر این صورت هرج و مرج و بینظمی و آشوب جامعه را فراخواهد گرفت و سود جویان به بهانه امر به معروف و نهی از منکر به جان و ناموس و مال مرد م د ست درازی خواهند کرد.
تمرین
اگر صاحب مغازهای که در کنار منزل شما قرار دارد، واحد تجاری خودرا به آهنگری اجاره د هد و صد ای ناهنجار آهنگری شما را به ستوه آورد در اینجا شما باید چه کسی را و با چه مرتبهای نهی از منکر کنید؟
در میهمانی خانواد گی، یکی از اقوام اقدام به سخنچینی میکند. در اینجا ما باید با چه مرتبهای او را از غیبت کرد ن نهی از منکر کنیم؟
اگر در یک اد اره دولتی مشاهد ه کرد یم که برخی از کارمند ان به دلیل بیانگیزه بود ن و توقع زیاد از انجام مسئولیتهای خود شانه خالی میکنند و با برخورد ی متکبرانه و طلبکارانه باعث نارضایتی ارباب رجوع میشوند؛ آیا باید با شد ت برخورد کنیم؟
اگر در بین دوستان شما کسی باشد که طرز لباس پوشید ن ا و نامرتب باشد و اکثر ا وقات بوی بد دهان و بد ن او حکایت از مسواک نزد ن و حمام نرفتن د اشته باشد و یا از نوع آرایش موهایش حالت شلختگی معلوم بوده و گاهی با بیتوجهی زباله خودرا در محیطهای شهری و تفریحی رها کند؛ شما چه برخورد ی با ا و خواهید داشت؟ و با چه شد ت عملی او را نهی از منکر خو اهید کرد؟
اگر بچههای کالس با صد ای بلند و شلوغ کاری و بیتوجهی به درس معلم، باعث برهم زد ن نظم کالس شوند، آیا بچههای د یگر کالس باید سکوت کنند؟ آیا با وجود معلم سر کالس، بقیه بچهها میتوانند به آنها تذکر د هند؟
اگر برادر یا خواهر ما نسبت به پدر و مادر با تند ی و بیاد بانه حرف بزنند، ما چگونه میتوانیم آنها را امر به معروف کنیم؟
آفات امربه معروف و نهی از منکر
==== فراموشی خود ====
انجام این فریضه نباید باعث شود که فکر کنیم خود ما هیچ اشکالی ند اریم. بلکه باید خود مان را بیش از د یگران امر و نهی کنیم. طبق فرمود ه مقام معظم رهبری: «هرکس باید واعظ خود باشد، خودرا مراقبت کند، از تخطی خود مانع شود، امر به معروف و نهی از منکر هم بکند که آن امر خود به معروف و نهی خود از منکر و موعظه کرد ن خود، برِامر و نهی و موعظه دیگرانِ مقدّ م است. این، همان تقوای الهی است که از ما خواسته اند.»)عید فطر)۱۳۷۴
==== تنبلی و سستی نسبت به انجام امر به معروف و نهی از منکر ====
خیلی از فراد دلسوز و مؤمن جامعه، درعین حال که نسبت به اهمیت و کارکرد عمیق امر به معروف و نهی از منکر واقفند، اما با این حال وقتی در زندگی روزمرهٔ خود با مصاد یق آن مواجه میشوند از انجام آن طفره رفته و با توجیهاتی نسبت به آن چشم پوشی میکنند.
یکی از د الیل این نوع تسامح ممکن است بی حوصلگی و بیحسی نسبت به مخالفت با دیگران و بی میلی نسبت به گفتگو و مباحثه دربارهٔ اشتباهات آنها باشد. زیرا وقتی به کسی می گوییم کار شما اشتباه است طبیعتاً او در مرحلهٔ اول قبول نخواهد کرد و ما باید با صبر و حوصله برای او توضیح د هیم و این نیازمند صرف انرژی و برد باری است.
==== عدم آمادگی نسبت به انجام مسؤلیت های اجتماعی ====
شهید مطهری میفرمایند: «اشکال بیشتر ما در این بود ه که ما خودرا آماد ه برای انجام چنین وظیفه خطیری که نامش مسؤولیت عمومی اجتماعی برای پیش برد هد فهای اسلامی است، نکرد هایم. نه آگاهی ما کامـل بود ه و نه قدرت اجرائی ما؛ لذا ما زیانی که از راه انجام و اجرای جاهالنه این اصل برد هایم، از ناحیه ترک آن نبرد هایم...
به عبارت دیگر کارنامه ما در امر به معروف و نهی از منکر خیلی خراب و سیاه است. معلوم میشود آگاهی ما تا چه حد بود ه و قدرت ما تا چه حد. البته اشکال کار ما بیشتر در ناحیه آگاهی است نه در ناحیه قدرت». )مجموعه آثار ج ۱۷ ص)۵۷۵
زندانی کردن و محدود دیدن امر به معروف و نهی از منکر
مقام معظم رهبری نسبت به این انحراف می فرمایند: «اگر ما امر به معروف را در یک د ایره محد ود، آن هم به وسیله افراد معلومی، زند انی کنیم، دشمن هم در تبلیغات خود ش بنا میکند سم پاشی کرد ن، که در ایران بناست از این به بعد، نسبت به زنهای بد حجاب، اینطور عمل شود. این واجبِ به این عظمت را، که قوام همه چیز به آن است، بیاورند در د ایرهای محد ود، در خیابانهای تهران؛ آن هم نسبت به چند نفر زنی که وضع حجابشان مثااً درست نیست. این است معنای امر به معروف؟! این است معنای حضور نیروهای مؤمن در صحنه های گوناگون جامعه؟! قضیه، بالاتر از این حرفهاست.»)د ید ار با روحانیون)۱۳۷۱
تضعیف نظام اسلامی
دیگر از آفات امر به معروف و نهی از منکر افراط در آن است؛ گاهی امر و نهی ما باعث تخریب د یگران میشود و گاهی این تخریب منجر به تخریب اصل نظام اسلامی شد ه و آثار سوء آن به همه جامعه اسلامی منتشر میشود؛ و این به معنای دست برداشتن از امر و نهی مسئولین نیست. بلکه به معنای د قت در چگونگی امر به معروف و نهی از منکر میباشد.
ایجادروحیه سوء ظن نسبت به افراد خطاکار
نباید طوری امر و نهی کرد که دیگران نسبت به فرد خطاکار بد بین شوند. رهبر انقااب در مورد این موضوع میفرمایند: «روایتی از پیامبر اکرم نقل شده که فرمود: «ال یبلغنی احد منکم عن احد من اصحابی شیئاً فانّـی احبّ ان اخرج الیکم و انا سلیمالصّدر»)مکارم الاخااق ص)۱۷ پیش پیامبر میآمد ند و از یکد یگر بد گویی میکرد ند و چیزهایی را درباره یکد یگر میگفتند؛ گاهی راست و گاهی هم خلافواقع. پیامبر اکرم به مرد م فرمود ند: هیچکس درباره اصحابم به من چیزی نگوید. د ائماً نزد من نیایید و از همد یگر بد گویی کنید. من مایلم وقتیکه میان مرد م ظاهر میشوم و به میان اصحاب خود میروم، «سلیمالصّدر» باشم؛ یعنی با سینه صاف و پاک و بد ون هیچگونه سابقه و بد بینی به میان مسلمانها بروم.» )نماز جمعه)۱۳۶۸
تخریب چهره های مؤمن توسط نیروهای بدلی
گاهی اوقات پیش آمد ه که ما در انجام امر به معروف و نهی از منکر درست عمل میکنیم اما افراد ی که فقط ظاهراًبا ما هم سویی د ارند طوری عمل می نمایند که مرد م را از آمران و ناهیان حقیقی بدبین میکنند. عکس العمل به موقع نسبت به این افراد و نهی آنان از روش خطرناک آنان میتواند از چنین اقد امی جلوگیری کند.
سوء استفاده به اسم امر به معروف و نهی از منکر
عدّ هٔ د یگری نیز نه به قصد بدنام کرد ن نیروهای مؤمن بلکه برای سود جویی و رسید ن به مطامع نفسانی خود شان در پوشش امر به معروف و نهی از منکر اقد ام به انجام منکرات میکنند. همانطور که رهبر عزیز فرمود ند لازم است مواظب باشیم و از این اقد امات جلوگیری کنیم: «مواظب باشید کسانی از این واجب الهی سوء استفادهنکنند. حساب صاف کردنها، به خرد ه حسابهای گذشته رسید ن، پرد ه دری، آبروریزی، تعرض به نوامیس و عرض و مال این و آن به بهانه این واجب الهی، اینها نباید باشد. مرد م باید هوشیار باشند... خود مرد م، با تیزهوشی نباید بگذارند این واجب الهی و این فریضه بزرگ زمین بماند، یا خد ای ناکرد ه مورد سوء استفادهقرار گیرد.» )د ید ار با قشرها مرد م)۱۳۷۱
نگاه صرفاً سلبی به امر به معروف و نهی از منکر
نکتهٔ پایانی مشکلی است که بسیاری از ما دست به گریبان آن هستیم؛ ما در نظر تصد یق میکنیم که این فریضه، هم امر به معروف است و هم نهی از منکر، اما در عمل و اجرای آن بیشتر توجّـه ما به جنبه های سلبی معطوف میشود و معمولاً نهی از منکر را مهمتر از امر به معروف میبینیم. در حالی که نبود خوبیهای ضروری در افراد به همان اند ازهای مضر است که بود ن بد یها ضرر د ارد.
تمرین
اگر دوستان ما از ما خواستند که در تظاهرات اعتراضآمیز شرکت کنیم و یا در جایی تحصّـن کنیم، آیا لازم است که از قانونی بود ن آن، باخبر شویم؟
گاهی دولت کالاهای خوراکی را از بین میبرد و نابود میکند؛ مثل نابود کرد ن محموله خوراک د ام به د لیل فاسد بود ن و غیر بهد آشتی بود ن. آیا این عمل تخریب اموال مرد م نیست؟ چرا؟
همچنین اگر افراد ی برای اعتراض به امور سیاسی شیشههای بانکها و فروشگاها را شکسته و خودروها را آتش بزنند آیا این تخریب اموال عمومی نیست؟ آیا صحیح است که برای نهی از منکر افراد خطاکار، خالفهای آنها را منتشر کنیم؟
گاهی اوقات بازرسان اقتصادی عااوه بر بستن و پلمپ مغازههای گرانفروش، بر روی درب آنها پارچه نوشته اعاان گرانفروشی نیز نصب میکنند. آیا این کار باعث آبروریزی مالک این واحد تجاری نیست؟
اگر کسی به یکی از اقوام ما ظلم کرد و او در جواب خواست با نزاع و زد و خورد آن شخص ظالم را نهی از منکر کند و حق خودرا بگیرد، آیا ما باید در این کار به او کمک کنیم؟ در این مورد چه کسی را و از چه کاری باید نهی کنیم و چگونه؟ اگر ما مزاحم تلفنی د اشتیم، آیا بهتر نیست که با الفاظ رکیک طوری او را اد ب کنیم که د یگر مزاحم نشود؟ اگر این راه درست نیست چگونه باید برخورد کنیم؟ اگر مشاهد ه کرد یم که د زد ی در خانه خالی همسایه ما مشغول د زد ی است، آیا به خاطر اینکه آبروی آن دزد نرود میتوانیم سکوت کنیم و د یگران را خبر نکنیم؟ چرا؟
فصل سوم: نکتههای اخلاقی از آیت الله خوشوقت
سوراخ شدن کیسه اعمال
کسی که اخااق خوش در خانه دارد مانند کسی است که روزها را روزه دارد و شبها را عبادت کند. دریک کلام زبان باعث سوراخ کردن کیسهٔ اعالا است، هرچه اعضا زحمت می کشند و جمع می شوند یک حرکت زبان کیسه را سوراخ می کند! اگر از زن و فرزند غضبناک شدید باید از مهلکه خارج شوید وگرنه قطعاً زمین خواهید خورد.
شرط دیدن امام زمان تقواست و بس؛ مقداری هم زبان را قرص داشن است و باید ثابت کنی اختیار زبانت را داری.
کسی متوجه نشود!
انجام اذکار و نوافل و روزه در عموم خطرناک است و شیطان، آدم را زمین می زند. شیطان اول منی گذارد کار انجام شود ولی اگر دیدراسخی، از روش دیگر زمین می زند او خیلی وارد است، لذا باید خیلی خیلی مواظب بود و طوری عمل کرد که هیچکس متوجه نشود حتی خودت هم متوجه نشوی.
عقل
آدم عقل دارد، بعضی راه دنیا را انتخاب می کنند، بعضی هم راه بندگی را، اگر راه بندگی را ادامه دهد، از خارج به او کمک می شود و عقل زیاد می شود.
کسیکه دارای ایاان در حد بالاست، همه چیز برای او تفریح است. هر که تفریح می خواهد بیاید در این راه... ! تازه از نعمتهای خدا بیشر هم لذّت می برد.
هدف از آمدن اهل بیت (ع)
انسانها خودشان را می خواهند در خاک فروکنند. یک عمر خاک بازی می کنند و بعد هم متام می شود. اما حرات معصومین) علیهم السلام (در نقطه مقابلند. اگر خداوند این جارچی ها را منی فرستاد، هیچگاه اینها خاک را برای رفن به طرف خاک آفرین رها منی کردند. اما خداوند بوسیله حرات معصومین) علیهم السلام (با لطایف الحیل با دعا کاری می کند، که اینها دلشان آنجا را بخواهد و یواش یواش به آن طرف حرکت کنند.
فرق صحیح بودن اعمال با قبول شدن اعمال
قبولی اعمال با صحیح بودن آن فرق می کند که صحت از عذاب نجات می دهد ولی عدم قبولی آن آثاری را که در اثر قبولی بر می گردد، ندارد و خدا از متّقین قبول می کند. چطور وقتی کسی با کسی دشمن است یکی هدیه
بفرستد دیگری قبول منی کند و لو اینکه هدیه را فرستاده باشد، اینجا هم همینطورست.
راه مبارزه با وسوسههای شیطان چیست؟
برای مبارزه با وساوس شیطان لازمست انسان معده اش سبک باشد برای همین در ماه مبارک می گویند شیطان در غل و زنجیر است. البتّـه جوانانی که ازدواج نکرده اند بیشر این موضوع را رعایت کنند وسه روز روزه در هر ماه را ترک نکنند. وسوسهای شیطان تناوبی است؛ در وسوسه اول اگر مغلوب شدی در وسوسه بعدی حتامً شکست می خوری واگر زمین نخوردی به-راحتی وسوسه بعدی دفع می شود.
اگر شیطان وسوسه کرد نباید دور وسوسه گشت، بایدرسیعاً درباره آن فکر نکرد که هرچه فکر کنی و مبانی بدتر می شود.
برنامه روزانه ما چگونه باشد؟
برنامه روزانه زندگی: -۱ استفاده از نعمت های خدا وشکر آن. -۲ عبادات خدا در این بین. -۳ کسب روزی حلال وکار در هر روز ۸(ساعت مفید (آنقدر که نیاز بر آورده شود نه بیشر)البته اگر رشایط سخت و استثنایی است وخرج در منی آید حدّاکر ۲ ساعت اضافه کاریست. (حال: در این بین واجبات ومحرّمات به انسان برخورد می کنند انسان مرتبه معنوی خودرا با انجام وترک آنها بالا می برد)در صورت اختیار با عبادت بیشر وکیفیت بالاتر مقام را بالاتر برد (همین وبس.
شکر
شکر خدای تعالی سه قسم است: عمااً) یعنی انجام واجب وترک حرام(زبانی و قلباً) بدانیم که نعمتها از اوست (یعنی سهپایه شکر! همواره باید شکر بگوییم و این را در نظر داشته باشیم که خدا همین قلیل شکر ما را به رشطی قبول می فرماید که در نظرمان قصد در شکر همواره باشد. چون ما وقتی شکر می کنیم نعمت اضافه می دهد و این خود شکر می خواهد، عااوه بر این شکر با اعضای بدن است و این شکر می خواهد و... یعنی همواره ما عقبیم در شکر خدای تعالی. از طرفی اگر کسی اعراف به عجز خود در شکر خداوند کند، به واقعیت نزدیک تر از کسی است که می خواهد نعمتها را دانهدانه شکر کند.
جلب محبت مردم
جلب محبت مردم نصف عقل است. در غیر دایره واجب و حرام باید با کمک عقل طوری برخورد و زندگی کرد که محبت شان جلب شود و آرزو کنند باز هم با شاا برخورد داشته باشند. این خیلی خوب است و اثرهای دنیایی و آخرتی بسیار دارد. در خانواده هم باید طبق دستورات اسلام عمل کرد با زن وبچه. با بچه باید با رفاقت برخورد کرد و با دعوا و فحش و زدن تأثیر حرف از بین می رود.
تربیت، «نصیحت کردن» نیست!
آنچه مسلم است این است که بخش عمدهای از شخصیت یک فرد که سهمی بارز و عمده در زندگی دارد، در آن دسته از رفتارهایی شکل می گیرد که به صورت «غیر کلامی» پنهان و خاموش به او ارائه می شود. تنها بخش اندکی از اثرگذاری های تربیتی آن هم در سطح بسیار ناپایدار و گذرا از طریق زبان و در قالب نصیحت و پند و اندرز حاصل می شود.
متداول ترین و رایج ترین تصور اشتباه آمیز مربیان و یا اولیاء در تربیت این است که انتظار داشته باشند هر آنچه را که به متبی می گویند قلباً بپذیرند؛ در حالی که گفن، تربیت کردن نیست. اظهار کردن واقعیت هایی که در ذهن وجود دارد یک انگیزه طبیعی است که شخص بزرگسال را وادار می کند تا بخواهد دیگران هم از این واقعیت ها آگاه شوند. اما این آگاهی در مرحله ناپایدارِ دانسن متوقف می شود و منی تواند تأثیر تربیتی به خود بگیرد، درست هاان گونه که نوازش کردن کودک تب او را درمان منی کند، گفن واقعیت ها به او نیز نه جهل او را درمان می کند و نه مشکالت شخصیتی و رفتاری اش را.
رسالت مربی در این است که متبی را از وابستگی های کلامی و نصایح بیرونی برهاند و با فراهم سازی زمینه های مستعد و مساعد او را به درون خویش رهنمون سازد. بهتین ذکرها و نافذترین داروها و حتی مؤثرترین روش های درمانی در درون انسان است. بهتین نصایح در خویشن فرد نهفته است، تنها آمادهسازی روانی و تزکیه دل را می طلبد تا فرد از «حجت های بیرونی» پی به «حجت های درونی» خود برد، از «عقل دیگری» رها گشته و به «عقل خود» دست یابد از «نصیحت غیر» بپرهیزد و از «نصیحت خود» سیراب شود.
در مورد مشکالت و ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری نیز همین حکم صادق است. اگر متبی بنابر اقتضای سن و رشایط خاص تحول روانی، دچار مشکالت رفتاری می گردند قبل از آنکه برای معالجه و تغییر رفتار آن ها از طریق کلامی و نصیحت اقدام کنیم بهر است به روش های عملی و فراهم کردن موقعیت های تربیتی تکیه کنیم تا خود به خود مشکل مورد نظر مرتفع گردد.
برای مثال، اگر یک متبی از افرسدگی روانی رنج می برد و نسبت به محیط، همسالان و محرک های محیطی بی تفاوت و بی علاقه شده است، به جای اینکه از طریق نصیحت او را به زندگی با نشاط و فعال دعوت کنیم که قطعاً بیهوده به نظر می رسد، بایدرشایطی را فراهم کنیم که او از وجود خویش لذت برد؛ «احساس مفید بودن» در او ریشه بگیرد؛ به کارهایی که می تواند انجام دهد تشویقش کنیم تا او با احساس موفقیت و پیروزی تصویری که از خود دارد تغییر دهد و خواهیم دید با این «عمل و رفتار»، خود به خود احساس افسردگی و اندوه را از درون او زدوده ایم. بدون اینکه با کلام و نصیحت با او برخورد کرده باشیم.
تعارف بی تعارف همه اش را میخواهم
یادم هست بستنی که می خرید، حتماً به من تعارف می کرد. همین باعث شده بود که من این عادت پسندیده را یاد بگیرم.
خواهر شهیدرمزی از آداب معارشت برادر شهیدش حمیدرضا این گونه می گوید: حمیدرضا با متام حرکاتش به من درس می داد. اما من آن زمان متوجه نبودم. یادم هست بستنی که می خرید، حتااً به من تعارف می کرد. همین باعث شده بود که من این عادت پسندیده را یاد بگیرم. اما وقتی من به حمیدرضا تعارف می کردم، می گفت: یا همه اش را بده، یا من منی خواهم. من هم براساس آن شیطنت بچه گانه، به او بستنی منی دادم.
حالا که فکر می کنم می بینم او با این عملش می خواست به من بیاموزد که تعارف دروغین در کارنامه اعالا ثبت می شود و او دلش منی خواست که من به دروغ چیزی را به اهل خانه یا دوستان تعارف کنم.
آسیبهای حلقه داری
طی مسیر اشتباه
در فرایند پیاد ه سازی جریان صالحین، تربیت؛ سه مرحله اساسی د ارد که شامل: «جذب، تثبیت و رشد» می باشد اما متأسفانه در این میان گاه مشاهده می شود که در برخی از مساجد و پایگاه های کشور، طی این فرایند اصیل تربیتی به اشتباه در قالب سیکلی معیوب صورت می پذیرد و به جای مراحل؛ جذب، تثبیت و رشد. فرایند غیرصحیح و غیراصولی «جمع، تفریح و د فع» جانشین، سه مرحله اصلی شد ه است که به دلیل طی این مسیر اشتباه و نادرست، چه بسا دید ه می شود در برخی مواقع خواسته ها، توقعات، انتظارات و اهد اف غایی برخی مربیان و سرگروه های صالحین در این باره، متفاوت از نیاز واقعی یک مربی تربیتی دینی از نوع مسجد ی گرد ید ه است.
از آنجا که جریان صالحین، یک جریان تربیتی و زیربنایی است و با هدف رشد و تعالی انسان ها صورت می پذیرد، پس جذب در جریان صالحین، جذب به معنویت و اخااق است، جذب به سلوک رفتاری مربی است و از همه مهمتر جذب به خوبی ها و پاکی هاست. جذبی که جوان و نوجوان فطرتاً به آن گرایش د ارد و از درون تشنه آن است.
چنانکه در د وران د فاع مقد س و در جبهه هم درست همینطور بود ه است که مثلاً رزمند گان اسلام در فاان محور عملیاتی و یا فاان دسته و گروهان و گرد ان فقط جذب نماز شب فرماند ه شان می شد ند و یا تحت تأثیر اخااق و مرام او قرار می گرفتند؛ بنابراین و با این توضیحات؛ کسی که می گوید، بد ون جایزه د اد ن، بد ون شام و ناهار د اد ن و یا بد ون پول خرج کرد ن، نمی توان افرادرا جذب حلقههای تربیتی کرد، مسلماً چنین فرد ی د ارد اشتباه می کند و در واقع او د ارد افرادرا جمع می کند نه جذب.
در هر حال، نتیجه قرار گرفتن در این سیکل معیوبِ تربیتی آن است که اگر سرگروه های صالحین به اشتباه افرادرا به جای جذب کرد ن، جمع کنند و پس از آن نیز به جای تثبیت مد ام آنها را تفریح ببرند تا پراند ه نشوند و به بهانهٔ فوتبال و امثال آن، حضورشان در حلقه تربیتی اد امه پید ا کند مسلماً حاصل نهایی این فرایند؛ مطمئناً بجای «رشد»، «د فع» خواهد شد. زیرا وقتی در یک حلقه تربیتی صالحین، جذب درست و مؤثری صورت نپذیرد، بطور قطع و یقین حضور افراد در آن مسجد و پایگاه تثبیت نخواهد شد و در نهایت در پایان کار نیز جوانان و نوجوانان، به جای طی د وره رشد در حلقه صالحین از گروه د فع خواهند شد به گونهای که کمکم نیازهای کاذب آنان جایگزین نیازهای واقعی خواهد شد، نیازهایی که معمولاً بیشتر در محیط خارج از مسجد و پایگاه برآورد ه می شود.
جذب به خود نه به خدا
یکی از آسیب های جد ی نظام حلقهداری صالحین، گرفتار آمد ن در د ام مراد و مرید پروری است که در واقع مراد و مرید پروری، وقتی اتفاق می افتد که مربی و سرگروه، اعضای حلقه های تربیتی را به خود جذب کنند نه به خد ا.
در این خصوص، چه بسا د ید ه می شود که برخی افراد، با فضل فروشی و تظاهر به اعمال نیک و انجام رفتار نمایشی د ینی، به دنبال مرید پروری می باشند و خودرا عامل سعاد ت و هد آیت اعضای گروه می پند ارند.
مربی صالحین، حتماً بایدُپل اتصال به خد ا باشد به گونهای که متربی با عبور از مربی به خد ا برسد نه آنکه در فرد متوقف شود.
اصلاکسی که احتمال می د هد در چنین مواقعی پایش بلغزد و د چار تردید شود از اول هم نباید وارد عرصه کار فرهنگی شود، ما که عد د ی نیستم که بتوانیم بی مدد الهی کسی را تربیت کنیم بلکه در این بین باید بدانیم که مربیِ واقعی همه انسان ها در اصل، تنها خداوندرب العالمین است و بدون عنایت او، هیچ هدایتی صورت نخواهد پذیرفت، چنانچه در این باره، قرآن کریم می فرماید:َفمنُیؤمِـنِباللهیهدَقَلبه؛ یعنی: کسی که ایمان به خد ا بیاورد قلبش را هد آیت می کنیم)تغابن)۱۱
در هر صورت و به جهت آنکه حلقه های تربیتی صالحین حتی المقد ور، گرفتار آسیب جد ی مراد و مرید پروری نشوند بهتر است که:
-۱ همواره این اصل را به متربیان یاد آور شویم که در طی مسیر کمال و سعادت، مااک و معیار اصلی برای متربیان آن است که توجه شان بطور مد اوم به راه باشد نه مناد یان راه.
-۲ مربیان و سرگروه های حلقه های تربیتی متفاوت، سالانه جابهجا شوند و اعضای گروه را به د یگران بسپارند.
-۳ نوع و میزان دوستی مربی با متربیان، همواره تحت کنتـرل و نظارت دقیق قرار بگیرد و مسئوالن بالا دستی، مانع شخصی شدن روابط مربی و سرگروه با اعضای حلقه های تربیتی صالحین شوند.
کم توجهی به کرامت انسانی اعضای حلقه
گاهی د ید ه می شود مربی یا سرگروه صالحین چون در محلهٔ مسجد زند گی می کند و از موفقیت اجتماعی و فرهنگی خانواد ه ها و شغل پدرانشان اطااع د ارد، بین بچه ها فرق می گذارد، به عنوان مثال، یکی را بیشتر تکریم میکند و به د یگری کم توجهی می نماید.
این در حالیست که امام راحل) ره(در فرمایشی ارزشمند، خطاب به معلّمان می فرمود: «فکر نکنید این د انش آموز یک کشاورز، کاسب یا بازاری است بلکه فکر کنید این فردرئیس جمهور آیند ه، یا وکیل و وزیر آیند ه خواهد شد.» همچنین یکی د یگر از جنبه های منفی این آسیب جد ی این است که گاهی موجب می شود مربی و سرگروه، نسبت به تکریم شخصیت افراد کم توجه شود و به اعضای گروه نگاهی از بالا به پایین داشته باشد.
در این باره بیان این مطلب، حائز اهمیت اساسی است که همواره یاد مان باشد یکی از اصلی ترین رموز موفقیت صالحین در مسیر رشد و شکوفایی افراد و تربیت شاگردان موفق، احیاء شخصیت اعضای گروه و تأمین کرامت انسانی آنان است.
احترام به متربی، در هر رد ه سنی که باشد در واقع استوارترین محورِ وزین تربیت و سنگ بنای پرورش دینی است، با تکریم شخصیت متربیان می توان به سهولت روحیه تعالی جویی و کمال طلبی را در آنان زنده کرد.
چنانچه در روایات اسلامی می خوانیم که اگر کسی احساس کرامت نفس کند هرگز آن را با معصیت کوچک نخواهد کرد و در مقابل اگر کسی نفسش برایش کم ارزش باشد از شرش ایمن نخواهید بود.
بر این اساس و مطابق آموزه های دینی، منشاء اکثر کج روی ها، خطاها و سوء رفتارهای افراد بزه کار را در زند گی می توان در تحقیر شخصیت آنان در د وران کود کی جستجو کرد. در هر صورت در این خصوص و به لحاظ تربیتی همواره توصیه می شود که خطاب مربی به تمامی اعضای گروه، در مواقع رسمی عباراتی مثل «دوست عزیز»، «آقای فالنی»، «برادر گرامی» و از این قبیل باشد و در مواقع غیررسمی نیز می توان متناسب با ظرفیت افراد و صمیمیتی که وجود د ارد از عبارتی همچون «جواد جان» و امثال آن، استفادهکرد.
=== شخصیت مهمتر از مسئولیت ===
چه ترفند جالبی! برای اداره بچهها به آنها مسئولیت مید هیم. مثااً آن کس که زیاد شلوغ میکندرا مسئول نظم میکنیم و به این وسیله ساکتش مینماییم؛ یا آن کس که د یر به جلسه میآیدرا مسئول تأخیر و حضور و غیاب میکنیم تا رفت و آمد ش را کنتـرل نماییم. چه روش خوب و زود بازد هی! اما تا به حال فکر کرد هایم که چرا مسئولیت د اد ن این قدر جاد و میکند و این چه اکسیری است که شلوغترین را به آرامترین؛ و بینظمترین را به منظمترین تبد یل مینماید؟
بچه تر که بود یم، وقتی مسئولیتی را به دوشمان میگذاشتند، همه تالشمان را میکرد یم که به بهترین نحو از عهد هاش برآییم؛ طوری که مثلاً اگر در مراسمی مسئولیت ند اشتیم، ممکن بود اصلاً در آن شرکت نکنیم اما وقتی کهِسمَتی مییافتیم و وظیفهای، از جان و د ل مایه میگذاشتیم و خودرا فدا می کردیم.
حالا که بزرگتر شد هایم، از همین ترفند استفادهمیکنیم و برای اد اره بچهها به آنها مسئولیت مید هیم. مثااً آن کس که زیاد شلوغ میکندرا مسئول نظم میکنیم و به این وسیله ساکتش مینماییم؛ یا آن کس که دیر به جلسه میآیدرا مسئول تأخیر و حضور و غیاب میکنیم تا رفت و آمد ش را کنتـرل نماییم. چه روش خوب و زود بازد هی! اما تا به حال فکر کردهایم که چرا مسئولیت د اد ن این قدر جاد و میکند و این چه اکسیری است که شلوغترین را به آرامترین؛ و بینظمترین را به منظمترین تبد یل مینماید؟
آنچه متربیِ شلوغ تو را آرام میکند، مسوولیت نیست؛ بلکه شخصیتی است که تو به او د ادهای، چه این که اگر هزارتا از این مسوولیتها را فرد دیگری حوالهاش کند، با غرولُند کنارش میزند. مثل مشکل بیشتر والد ین که فرزند شان در خانه هیچ کاری نمیکند ولی برای پذیرفتن یک وظیفه در مدرسه خودرا به آب و آتش میزند. برای همین باید گفت وای به حال مربی که متربی اش از مسئولیتد اد نهای او میگریزد و خوشا به حال اویی که متربی اش برای مسوولیت لحظهشماری میکند! زیرا متربی میخواهد شخصیت خودرا حفظ کند و رشد د هد، و تو با د اد ن این مسئولیت به او کمک میکنی. حالا باید مواظب باشی که حب مقام جلوی شخصیت او را نگیرد و گمراهش نکند.
اما شخصیت تنها هم فایدهای ند ارد. مخصوصاً شخصیتی که باد آورد ه باشد و با باد ی د یگر از بین برود. پس حالا باید این شخصیت را در مسیر درست قرار د هی تا هد ف و وسیله در یک صراط مستقیم باشند. کافی است که او را آن قدر با شخصیت بار آوری که بد ون حضور تو درس و مدرسه و جلسه، آن را از د ست ند هد و چنان کرامتی را پید ا کند که گناه را د ور از شأن خود بد اند. آن وقت د یگر خیالت راحت باشد که از هد آیت او هراسی نیست، چون به فرمود ه امیرالمؤمنین حاضر نمیشود این دُ رگرانمایه را با معصیت خراب کند: «مَـنْ کُرَمتْ علیه نفسهُ لمُ یهْنهاِ بالمْعِصیة.»)غررالحکم، ص)۲۳۱
همانطور که اگر چنین شخصیتی نیافت، آن قدر خطرناک می شود که طبق فرمایش امام هاد ی علیهالسلام باید از او ترسید: «مَـن هانَـتَعلیهِ نفسُـهَفاا تأمَـنَّ شره. » (بحارالانوار، ج۷۲، ص)۳۰۰
تو این شخصیت را به او بده و لحظه به لحظه با خد ایش آشنا کن؛ آن گاه ببین که بجای لذتِ شخصیت و مسئولیت از سوی تو و د یگران، چگونه به د نبال شخصیت جاود ان میرود و خودرا به خد ای مهربان میسپارد؛ تو فقط به او این شخصیت را بد ه.
نکتهها
نکتههایی پیرامون روش گفتگو با متربیان
اگر به دنبال برقراری ارتباط مناسب هستید، باید بدانید که این کار مستلزم تمرین، ممارست و تتلاش فراوان است. بدون برقراری ارتباط هماهنگ، حل و تبیین مسائل با مشکالت بسیاری مواجه می شود.
به خاطر د اشته باشید که در یک مباحثه، قرار نیست کسی «برنده» شود. اگر در نهایت به نتیجهای که برای هر د و طرف مقبول باشد، نرسید، آنگاه هیچیک از طرفین پیروز تلقی نمیشوند.
نرمش از انواع بهترین ابزارها برای برقراری گفتگوی سالم به شمار می روند. پیش از اینکه بخواهید در مورد ممشکلات خود به بحث بنشینید، بر روی تمام روشهای ممکن در گفتگو، به دقت فکر کنید.
وقتی که زمان بحث کرد ن در مورد موضوعات حساس فرا میرسد، سعی کنید با دیدمثبت پیش بروید. به جای اینکه یک د فعه شروع کنید به مشاجره و جدل، گفتگو را اینطور آغاز کنید که هر یک از طرفین باید در رابطه به رشد و ارتقاء دست پیدا کند، بعد بگویید ععلاقمندید تا در مورد پارهای از مسائل که موجب بهبود وضعیت خودتان میشود با او به صحبت بنشیند. بهتر است که ابتد ا از مسائل مثبت شروع کنید و بعد کمکم به سمت مسائل جدی تر، تغییر مسیر دهید.
به حرفهای طرف مقابل به دقت گوش دهید و بازتاب فکری خودرا مستقیماً به او منتقل کنید. باید کاری کنید که او مطمئن شود شما حرفهایش را درک میکنید. اگر از عبارت «چیزی که من از تو شنیدم این است که»... یکی از بهترین راه هایی است که به واسطه آن میتوانید مطمئن شوید که منظور طرف مقابل را به درستی درک کرد هاید.
برای نشان د اد ن «کارت وقت اضافه» هیچ تردیدی به د ل راه ندهید. اگر بحث شما بیش از اندازه حاد شود، به راحتی میتوانید آنرا متوقف کنید. همچنین اگر از د ایره عقل و منطق خارج نیز شد، بهتر است اد امه آنرا به زمان و یا مکان دیگری که تصور می کنید ممکن است نتیجه بهتری بگیرید، موکول کنید.
مطمئن شوید که حرکت اعضای بدن، ححالات چهره، و تن صدایتان، با پیغامی که قصد د ارید به طرف مقابل منتقل کنید، دریک راستا قرار د ارند.
صاد ق باشید، حرفهای خودرا به طور مستقیم بیان کنید و در موضوعات عینی با هم به بحث بپرد ازید. اگر وارد مشاجرهای شوید که در آن هدف خودرا معین نکرد ه باشید، مطمئن باشید که به هیچ کجا نخواهیدرسید. اگر تصور میکنید که نمیتوانید به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید، حداقل سعی کنید بحث را با یک جمله مثبت به پایان برسانید. ممثلاً: «خوشحالم که هر د و توانستیم احساسات مان را با هم در میان بگذاریم، بهتر است بعداً نیز در مورد این مطلب با هم گفتگو کنیم تا به راه حل بهتری برسیم.»
هیچگاه سعی نکنید با لحن تند شروع به خوارکرد ن طرف مقابل نمایید. عقاید طرف مقابل را بیارزش فرض نکنید و هیچگاه او را به تمسخر نگیرید. در عوض، با دقت به حرفهای او گوش دهید و بعد دلیل مخالفت خودرا با برهان و منطق و با رعایت کامل احترام، با او در میان بگذارید.
باید توجه داشت که طرح مباحث و یا مشکالت متربی به گونهای باشد که در آخر امانت د اری شما برای عضو حلقه تصد یق شود. البته این موضوع منافاتی با این نکته نخواهد د اشت که گاهی اوقات شاید لازم باشد از یک نفر سومی) مثااً مربی (برای حل بهتر مسائل کمک گرفته شود.
درمان روحیه عدم فعالیت متربی
عد م فعالیت و تنبلی گاهی موقت و گذرا است و گاهی مزمن و بیمارگونه. گاهی تنبلی ناشی از بیکاری است. اگر عد م فعالیت داوم داشته باشد به یک بیماری مزمن تبد یل می شود. اگر تنبلی به صورت یک عاد ت و بیماری در آمد ه باشد باید، طی د ورهای کوتاه یا طولانی مدت درمان شود. راه های درمان نسبت به افراد و روحیات و شرایط آن ها مختلف است.
بعضی از این راهها عبارتند از:
ریشه یابی علت عدم فعالیت متربی
.۲ ایجاد انگیزهٔ فعالیت با اموری مثل برگزاری مسابقات از آسان تا سخت با شیب مالیم.
.۳ تشویق به موقع و قرار دادن پاد اشهایی برای فعالیت.
۴عدم سختگیری و پرهیز از هر چیزی که موجب احساس سختی کار می شود. .۵ایجاد حس اعتماد و توکل در افراد با اموری مثل عد م سرزنش و عد م حساسیت و ایراد نگرفتن از شخص و ذکر خد ا و تکیه بر قدرت و حمایت او.
.۶پرهیز ازِشکوه و شکایت در حضور شخص و جلوگیری از گله گذاری و شکوه و نق زد ن و غر زد ن توسط او.
.۷کمک به نظم در برنامهریزی و انجام فعالیت ها در زمان خود و عدم تأخیر در انجام آن ها.
.۸ ایجاد امید واری و رفع نگاه بد بینانه و ناامید ی در شخص.
.۹توجه به گذر زمان و کمبود وقت.
دو نکته مؤثر
یکی از نکاتی که در زد ود ن این روحیه موثراست، آن است که با توجه به شناختی که مربی ازعالیق و استعد ادهای متربی پید ا میکند به او مسولیت هایی درحلقه و سپس در پایگاه و مجموعه بد هد والبته با مراقبت ازآفات مسئولیت.
ازد یگر نکات، هماهنگی با خانواد ه متربی جهت اعطای مسولیت هایی در منزل ومطالبه از اوست. مهم ترین نکته در این مورد همان شناخت استعد اد و عالیق فرد وِسیرد ادن او در همان مسیر است تا از این کسالت بیرون آید.
عد م فعالیت و تنبلی گاهی موقت و گذرا است و گاهی مزمن و بیمارگونه. گاهی تنبلی ناشی از بیکاری است. اگر عد م فعالیت د اوم داشته باشد به یک بیماری مزمن تبدیل می شود. اگر تنبلی به صورت یک عاد ت و بیماری در آمد ه باشد باید، طی د ورهای کوتاه یا طولانی مد ت درمان شود. راه های درمان نسبت به افراد و روحیات و شرایط آن ها مختلف است.
فقط جهت یادآوری
چند نکته در مورد تحسین و تشویق
تشویق و تحسین در میان جمع اثر بیشتری د ارد، اما باید به گونهای باشد که به افراد دیگر توهین نشود. تشویق و تحسین نباید از حد معمول و معقول بگذرد؛ زیرا ممکن است متربی را به غرور و خود بینی مبتا سازد. علت تشویق باید معین باشد تا فرد بفهمد که به چه منظور تشویق شده است تا آن ویژگیها را پیش از پیش در خود بپروراند. تشویق وسیله است و نباید به صورت غایت و هد ف درآید. در امر تشویق، اگر به کسی وعد ه د اد یم، حتماً به وعد ه خود وفا کنیم. نباید تشویق، صورت رشوه به خود گیرد. باید از اخاق یا رفتار نیک فرد ستایش شود نه از خود او، تا این که متربی بفهمد که کار او ارزش دا ر د و به جهت رفتارش تشویق شد ه است.
ارث تعجب برانگیز یک شهید
وقتی نمازش تمام شد، پرسیدم:
«د عای د یگری بلد نیستی؟ سال هاست در قنوت هایت این د عا را می خوانی:
«ربنا افرغ علینا صبراً و»... گفت: «صبر چیز خوبی است می تواند ایمانت را ریشه د ار کند و نگذارد پایت در مشکالت و گرفتاری ها بلرزد.» گفتم: «خب در اما چرا فقط این د عا؟ جوابم د اد:این ارث یک شهید است که به من رسید ه است.» با تعجب پرسید م: «ارث؟ یک دعا؟» گفت:
«بله نمی د انم کد ام عملیات بود. مجروحی را برایمان آورد ند که ۱۸سال بیشتر ند اشت. اسمش علی باقری بود. به خاطر ترکش هایی که خورد ه بود، حالش اصلاً خوب نبود. حد ود ساعت د و صبح که به هوش آمد، به هوای اینکه اذان صبح را گفته اند، مهر خواست تا نماز بخواند، برایش خاک تیمم آورد م، تیمم کرد و نشسته نماز خواند.
معلوم بود که درد زیاد ی را تحمل می کند. در قنوتش عاشقانه از خد ا، صبر و استقامت می خواست: «ربَناَ أفرِغَ علَیناَ صبًـرِّاَ وثبتْ أقدَ امَناَ وانصُرنا علیْ القوْمْ الَکِافِرینَ» پرورد گارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قد مهای ما را ثابت بد ار! و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگرد ان!)بقره)۲۵۰/ نمازش که تمام شد، کلی مقد مه چینی کرد و گفت:خانم پرستار! شما خیلی خوبید. اما می د انید، ریشه موهای تان پید است! او جای بچه من بود اما درس بزرگی به من د اد. او شهید شد... اما از آن روز به بعد تصمیم گرفتم، ذکر قنوت هایم د عای او باشد.»
فرازهایی از وصیت نامه شهیدمحمودکیاء
وصیتم به همه برادران و خواهران اینست که خد ا را ناظر اعمال خود بد انید و از گناه کرد ن بهراسید و عمل شایسته را ذخیره خود قرار د هید و از کار حرام پرهیز کنید. هد فی را در زند گی در نظر بگیرید که عوضی از زحمات شمار را به دست آورد و با هواهای نفسانی مبارزه کند و آرزوهای د ور و دراز را بکوبد. تقوا و استقامت در د ل عمل را وسیله نجات خود قرار د هید و درستکاری و راستگویی را سرمایه مرگ خود و با قلبی بینا راه صحیح و صراط مستقیم را بپیمایید. نماز و روزه و خصوصاً جهاد در راه خد ا سرلوحه زند گی خود ت ان قرار د هید؛ و گول د نیا نخورید که به زود ی سپری می شود و در د ام مرگ می افتید. پس در سن جوانی برای خد ا قد م برد ارید و امروز که جبهه ها احتیاج به شما د ارد جبهه ها را پر کنید.
برادران و خواهران، زند گی آنقدر شیرین و مرگ آنقدر تلخ نیست که از آن وحشت داشته باشیم. پس اگر جوانان محله، شهر و کشور به درجه رفیع شهاد ت نایل شد ند، به خدا قسم، به د ید ارخد ا شتافتند. خد ا هم آن ها را در بهشت جاوید آن جای می د هد.
طرفد ار والیت فقیه باشید و از امام خمینی اطاعت کنید چرا که اطاعت از او اطاعت از امام زمان) عج (است. خدایا، اطاعت تو را هنگامی که مناد ی حق ندا داد، با جان پذیرفتم و آگاهانه همراه سپاهیان پیامبر حضرت محمد) ص (راهی جبهه شدم. پس از خد ای مهربان اگر کشته شد م مرا در خانه امن خود جای ده و مرا در صف شهد ا قرار د ه. خدایا؛ ما را در د نیا و آخرت، خیر و نیکی عطا فرما و ما را از عذاب آتش جهنم حفظ نما.







