مدح و ستایش بی جا
محدث قمی رحمه الله میفرماید: « [واعظ] اباطیل را ترویج نکند و فاجر و فاسق را مدح ننماید.
از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده است: «اذا مدح الفاجر اهتزّ العرش و غضب الربّ ؛ آن گاه که فاجر مدح شود، عرش خدا بلرزد و پروردگار خشمگین گردد.»
ابوالحسن علی بن محمد بصری ماوردی گوید:« [سخنران] ستایش را از اندازه نگذارند و در نکوهش زیاده روی نکند؛ چرا که منزّه بودن از نکوهش بزرگواری است و از اندازه گذشتن در ستایش، نوعی تملّق و چاپلوسی میباشد.»
امام محمد غزّالی نوشته است: «آفت پنجم زبان، مداحی است.
عادت واعظان و سخنرانان این است که اگر ثروتمند یا دارای مقامی در مجلس وعظشان حضور داشته باشد، مدّتی به مدّاحی از او میپردازند و نمیدانند که در مدح، آفتهایی وجود دارد.
اوّلین آفت این است که امکان دارد، در ستایش مبالغه کند و اوصافی را به ممدوح نسبت دهد که در او موجود نباشد؛ در این حال دروغ گفته است و کذب به شمار میآید.
آفت دوم این است که امکان دارد، در ضمن مدح، اظهار محبت کند بی آن که محبّت واقعی باشد و در این صورت منافقی و ریاکاری خود را ثابت میکند و.... »
نقل کرده اند که: صاحب یکی از کارخانههای بزرگ تهران مسجدی ساخته بوده او برای تبلیغ و اقامۀ جماعت از امام خمینی رحمه الله تقاضا کرد که یک نفر امام جماعت و مبلّغ برای آن مسجد تعیین نمایند.
امام رحمه الله ابتدا این موضوع را با اکراه میپذیرند وقتی که یک روحانی را برای اعزام به حضور پذیرفتند به او فرمودند: وظیفه شما علاوه بر تبلیغ و ارشاد، این است که دو موضوع را از یاد نبرید:
۱ ـ در این مسجد نامی از من برده نشود.
۲ ـ برخورد شما با بانی مسجد به گونهای باشد که خیال نکند، به ثروت و مال او چشم طمع دوخته ایم.







