مبلغان و پدیده کم حجابی-۶

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
مبلغان و پدیده کم حجابی-۶

نویسنده: یوسف غلامی

مقاله

در گفتارهای گذشته به برخی عوامل و انگیزه‌های کم حجابی زنان اشاره شد. حال به پاره‌ای دیگر از این عوامل می‌پردازیم.

آموزه‌های اشتباه

برخی از پدران و مادران به منظور هوشیار ساختن دختران خود و در امان نگاه داشتن ایشان از آسیب‌های اخلاقی، می‌کوشند تا افراد غیر همجنس ایشان را موجودی مرموز و ناامن جلوه دهند که پیوسته باید از او گریخت. فرد نامحرم وجودی نامطمئن، هراس آور با انگیزه‌هایی آلوده است که برخورد با او آداب و انضباط ویژه‌ای دارد که از عهده هر کس برنمی آید.
حقیقت آن است که این گونه ترسیم سازی از شخصیت افراد غیر همجنس، گاه دختران را بیش از آن که در پرهیز از نامحرم قرار دهد، به شناخت دنیای آنان کنجکاو می‌سازد و نما و تفسیر احکام را در نگاه وی پیچیده، موهوم و غیر متعارف جلوه می‌دهد.
حس کنجکاوی ویژه دوره نوجوانی و جوانی پیوسته سبب می‌شود که افراد، هر پدیده‌ای را که پیش از این آن‌ها را به پرهیز از آن هشدار می‌داده‌اند، بیازمایند و از موارد مصرف آن و خطرهای احتمالی اش اطلاعاتی به دست آورند؛ هر چند این آزمودن اندکی با خطر همراه باشد.
دختران جوان و گاه زنان همواره در جست وجوی شناخت روحیات و تمایلات کسانی اند که با ایشان در ارتباط اند. آنان همیشه می‌خواهند بدانند که چه عوامل جاذبه آفرینی در ایشان وجود دارد که چشم‌ها را خیره می‌سازد و دل‌ها را به شیفتگی وامی دارد.
در این میان یکی از عواملی که ایشان را در این شناخت یاری می‌سازد کم پوشیدگی و نیمه برهنگی است. این امر پارسایی و متانت مرد را دستخوش هوس می‌گرداند و روحیات و تمایلات مرد را به سهولت عیان می‌سازد و دنیای اسراسرآمیز و پرهیجان او را بهتر می‌شناساند.
مربیان کارآزموده بیش از هر کس می‌دانند که در امان داشتن دختران، مستلزم پرهیز دادن افراطی آنان از پسران و مردان نیست. آموزه‌ها در این باره زمانی تاثیر صحیح و دلخواه دارد که با اصول تربیتی و سفارش‌های منطقی آمیخته باشد. بدین منظور باید این نکات را از نظر دور نداشت.
۱. در تشریح و بیان هر موضوع و خاطره، نباید از افراط و دورغ سازی پرهیز کرد و رخدادهای تجربه شده را همان گونه که به وقوع پیوسته‌اند، برای فرزندان بیان کرد و هرگز برای ایجاد ترس اضافی، باید به تحریف واقعیت رو نمود. اگر از پسری یا مردی نسبت به زنی رفتاری ناروا صورت پذیرفته است، با درج مطالب غیر واقعی، مساله تشدید نگردد و حادثه بزرگ تر از آنچه بوده نشان داده نشود.
۲. در تعلیم اصول دینی پا فراتر از آنچه دین خواسته است ننهیم و نخواهیم پرهیزگارتر از آن باشیم که خداوند خواسته است. بدین منظور بایست چنان که از محرمات گفته می‌شود از آنچه حلال است نیز استفاده شود و دختران در انجام آنچه خدا روا دانسته است آزاد باشند، هر چند سزاوار است که این آزادی بانظارت خود فرد، مربی یا والدین او همراه باشد.
شرم و خجالت نسبت به افراد غیر همجنس، زمانی حافظ حدود و شؤون رفتار دختر و پسر با یکدیگر است که درون مایه‌ای از دلایل منطقی با خود داشته باشد. آن شرم افراطی که در روایات مورد نکوهش قرار گرفته است، عامل زبونی و ترس است نه حافظ پاکدامنی. «شرم افراطی گاه فرد را چنان زبون می‌سازد که در مقابل افراد غیر همجنس اراده را از او می‌ستاند تا جایی که ناخواسته به دشمن خود پناه می‌برد. » [۱] مبلغ هوشمند وظیفه دارد رعایت حدود را به مخاطبان خود بیاموزد. به آن‌ها یاد دهد که در ارتباط با هر فرد - محرم یا نامحرم - باید اصولی در نظر گرفته شود. این اصول گاه بازدارنده و بیم دهنده است و گاه تعریف کننده روابط انسانی و اسلامی. فرد غیر همجنس، هیولا نیست. موجودی است با طبیعتی متفاوت با جنس ما؛ جز آنکه اصول و آداب اجتماعی و شرعی رابطه با وی باید رعایت شود.
در نظر گرفتن این اصول نیز نه تنها ارزش اجتماعی انسان را پایین نمی‌آورد، موقعیت و منزلت او را نزد سایرین بالا می‌برد و نشانگر آشنایی فرد با ضوابط اخلاقی و اجتماعی است.
۳. در دوره نوجوانی و جوانی بایست صمیمانه پیرامون شناخت طبیعت زن و مرد با فرزندان به گفت وگو نشست و آنان را راهنمایی کرد. پیش از آنکه آنان بخواهند با کوشش‌های انحرافی و خطرآفرین، با دنیای افراد غیر همجنس آشنا شوند همان بهتر که ما خود هر آنچه این دانش اندوزی آنان را کامل تر می‌کند به ایشان بیاموزیم و در انجام این مهم از چیزی نهراسیم.

تظاهر به زیست مترقی اجتماعی

رفتارهای مردم از نظر مرتبه اجتماعی سه گونه است: غیر اجتماعی، عادی و مترقی. همه افراد دوست دارند نوع روابط اجتماعی خود را با دیگران در سطح عالی حفظ کنند و خود و خانواده شان را مردمانی با فرهنگ و آداب مترقی نشان دهند. اما گاه این کوشش با موانعی روبه رو می‌شود که نابهنجاری اجتماعی می‌آفریند. از آن نمونه به دو مورد اشاره می‌شود.
۱) گاه موقعیت خانواده‌ای به سبب عوامل جغرافیایی، محدود بودن روابط اجتماعی، وضع درآمد و اموری دیگر، به گونه‌ای است که زمینه رشد فرهنگ و آداب اجتماعی (Folkways) برای ایشان فراهم نیست، اما از طرفی مظاهر فرهنگ و نمونه‌های مترقی رفتارهای اجتماعی از نگاه آنان دور نیست؛ مانند آن که به وسیله رسانه‌هایی همچون تلویزیون، شاهد نوعی منش‌های اجتماعی اند که به نظر ایشان مترقی تر از مرحله‌ای است که خود در آن قرار گرفته‌اند.
یا فرزندی از خانواده، خود را در سطحی پایین و دور از فرهنگ و رسوم متعالی مشاهده می‌کند و می‌کوشد تا به هر وسیله ممکن، ضعف خانوادگی اش را با تظاهر به رفتارهای نوین اجتماعی پنهان کند یا خود را ممتاز از خانواده و در سطحی والاتر نشان دهد.
با تاسف، بعضی از دختران جوان می‌پندارند که سنت شکنی و بی اعتنایی به اصول مذهبی علامت رشد فکری و اجتماعی است و به همین سبب از هر چه نشان دهنده پایبندی آنان به اصول اخلاقی و مذهبی است فاصله می‌گیرند و در رفتارهای خود شیوه بی تفاوتی و آزادمنشانه برمی گزینند.
گاه در چنین خانواده‌ها نه یک فرد، بلکه همگی سعی می‌کنند پایین بودن سطح درآمد یا فرهنگ اجتماعی خود را با رفتارهای مترقیانه پنهان کنند و خویشتن را از نظر وضع اقتصادی و فرهنگی رشد یافته و امروزی جلوه دهند.
۲) خانواده‌هایی که درآمد ایشان در مدت کوتاه افزایش چشمگیری می‌یابد، می‌کوشند تا سطح اجتماعی و فرهنگی خود را نیز رشد دهند یا آن را رشد یافته نشان دهند و خود را در زمره خانواده‌های سطح بالا وانمود کنند. «آن‌ها بدون کسب مقدمات لازم فرهنگی - با این تصور که رشد اجتماعی نیز ممکن است به سهولت درآمدهای کاذب، رشد کند - به انجام کارهایی رو می‌کنند که برای خود و نظام اجتماعی مشکل آفرین است. توصیه فرزندان به بروز رفتارهای به اصطلاح اجتماعی، رفتن به مهمانی‌های مجلل، پوشیدن لباس‌هایی با رنگ‌ها و مدل‌های عجیب، اختلاط دختران و پسران در مراسم، رقص دختران با پسران و کارهایی از این نمونه، نمایی از همان رفتارهای مشکل آفرین است. » [۲] این خانواده‌ها بدین نکته کمتر توجه دارند که هیچ گاه رشد سریع درآمد خانواده به مفهوم رشد سطح فرهنگ و تفکر افراد آن خانواده نیست و گاه میان این دو هیچ توازن و تناسبی وجود ندارد. «خانواده‌هایی که دارای هویت اجتماعی روشنی هستند و برای روابط اجتماعی خود، حدود مشخص و تعریف شده قائل اند، چنین ناشیانه به افراطگری گرفتار نمی‌شوند. » [۳]

پانویس

  1. تحلیلی بر روابط دختر و پسر در ایران، ص ۳۴، با تصرف.
  2. تحلیل تربیتی بر روابط دختران و پسران در ایران، ص ۸۰ و ۸۱.
  3. همان.
منبع: لینک اصلی - تاریخ برداشت: 1395/3/30