قواعد فقهیه - جلسه نهم

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
قواعد فقهیه - جلسه نهم

آیا در آمر به معروف و ناهی از منکر عدالت شرط است

از مبحث امر به معروف و نهی از منکر مقداری باقی مانده و چون روایتی است، خواستم این روایت را بخوانم، روایتش از رسول گرامی اسلام است و بسیار روایت جالب و خواندنی است.

در این روایت پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: روزگاری فرا می‌رسد که زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق می‌شوند و امر به معروف و نهی از منکر از میان شما رخت بر می‌بندد، در بعضی از روایات داریم که ظاهراً سلمان عرض کرد: یا رسول الله! آیا واقعاً چنین زمانی خواهد آمد که مسلمانان این دو فریضه را ترک کنند؟ حضرت فرمود از این بدتر هم می‌شود و آن اینکه مردم به منکر امر و از معروف نهی می‌کنند، باز در آن روایت دارد که سلمان خیلی تعجب کرد، معلوم می‌شود که حضرت این حدیث را در میان جمعی فرموده است ولذا سلمان از حضرت سوال کرد، آیا یک چنین زمانی فرا می‌رسد؟ رسول اکرم ص فرمود: بدتر از اینهم پیش می‌آید و آن زمانی است که دستگاه تفکر مردم عوض می‌شود، در اولی دستگاه تفکر مردم عوض نشده، فقط امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند، در دومی باز دستگاه تفکر مردم عوض نشده، منکر همان منکر و معروف هم در نظر مردم معروف است، منتها در اثر غالب شدن هواهای نفسانی مردم بجای اینکه امر به معروف و نهی منکر کنند، امر به منکر و نهی از معروف می‌نمایند، اما تفکر عوض نشده، ولی در سومی شیطان آنچنان مسلط شده که تفکر مسلمانان را عوض کرده به گونه‌ای حجاب داشتن برای زنان نشانه انحطاط و عقب ماندگی شمرده شود، عمل منافی عفت (فاحشه گری) هم علامت و نشانه تمدن و خدمت به مردم و جامعه محسوب گردد، معروف، تبدیل به منکر و منکر هم تبدیل به معروف شود.

رسانه ها و ماهوارهای خارجی به این مرحله سوم رسیده‌اند، فلذا می‌خواهند منکر را توجیه کنند، من شخصاً از رسانه بی بی سی شنیدم که می‌گفتند: زنانی (زنان فاحشه) که عمل منافی عفت را انجام می‌دهند، در واقع برای مردم خدمت می‌کند، چه می‌کنند؟ جنس می‌فروشند، در مقابل جنس خود،چیزی می‌گیرند، در حقیقت لذت می فروشند و در مقابل چیزی از مردان می‌گیرند، چرا باید جلوش را بگیریم، این مرحله بدترین مرحله است و باید به خداوند منان از این مرحله پناه ببریم، من کوچک بودم، منتها یادم نیست که چند سالم بود، در تبریز ما یک باغ ملی بزرگی هست که سابقاً مقبره بود و قبر بیضاوی و دیگران هم در آنجا بوده، دو نفر مشغول قمار بازی بودند و من هم نظاره می‌کردم که ببینم چه کار می‌کنند، یکنفر آدم متدین وقتی آنها را در حال قمار بازی دید، رفت و پاسبان را خبر کرد و پاسبان هم آمد و بساط آنها را بهم زد، آنگاه دیدم که این دو نفر قمار باز،پشت سر آن شخص متدین بدگویی می‌کنند و می‌گویند این مرد ریشو،مثل این که قرآن نخوانده، مگر در قرآن ننوشته که می بخور،منبر بسوز و مردم آزاری مکن، در نظر آن دو نفر قمار باز، امر به معروف ونهی از منکر، مردم آزاری تلقی شده بود. وای بر جامعه‌ای که معروف بشود منکر،منکر هم بشود معروف.

۱: «وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: « قَالَ النَّبِیُّ ص کَیْفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُکُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَقِیلَ لَهُ وَ یَکُونُ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَ الْمُنْکَرَ مَعْرُوفاً»[ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۶، ص ۱۲۲، من أبواب الأمر و النهی، ب۱، ذیل ح۱۲، ط آل البیت.].

۲: « وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:« إِنَّ الْمَعْصِیَةَ إِذَا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تَضُرَّ إِلَّا عَامِلَهَا فَإِذَا عَمِلَ بِهَا عَلَانِیَةً وَ لَمْ یُغَیَّرْ عَلَیْهِ أَضَرَّتْ بِالْعَامَّة»[ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۶، ص ۱۳۶، من أبواب الأمر و النهی، ب۴، ذیل ح۱.، ط آل البیت].


بازگشت به دروس خارج