فریضه عظیمه یا امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
فریضه عظیمه یا امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده معاونت فرهنکی ستاد مرکزی احیاء امر به معروف و نهی از منکر
زبان فارسی
تاریخ نشر ۱۳۷۳–۰۵-۱۵
دانلود PDF

محتویات

مقدمه

در شرایطی که دشمن با استفاده از پیشرفته‌ترین سلاحهای فرهنگی و مجهزترین ابزار و امکانات تبلیغاتی، تمامی ارزشها و اصول ما را نشانه رفته و به تعبیر رسا و دردمندانه مقام معظم رهبری دامت برکاته «قتل‌عام فرهنگی» می‌کند، چه باید کرد؟ در تهاجم نظامی اگر چه آثار تخریبی و ویرانگر آن با همه بزرگی و عمق حتی یک هزارم آثار مرگبار تهاجم فرهنگی نمی‌توانست باشد و بلکه اصلاً قابل مقایسه نیست، زیرا که هر چند انهدام ذخائر و منابع مادی و مالی و تلفات انسانی فوق‌العاده داشت، ولی به لحاظ معنوی و فرهنگی، سازنده و مفید بود.

امام امت رضوان الله تعالی علیه وقتی برکات جنگی تحمیلی را برمی شمردند، انسان را غرور و افتخار فرار می گیرد و احساس سربلندی و عظمت می‌کند در حالیکه اهداف شوم تهاجم فرهنگی درست در جهت عکس نتایج حاصله از هشت سال دفاع و مقاومت مردانه در برابر تهاجم نظامی است.

آیا در چنین شرایطی بسیج همه نیروهای متعهد و دلسوز و انسانهای دردمند لازم نیست؟ آیا ایجاد قرارگاه رزمی فرهنگی و سنگرهای دفاعی ضرورت ندارد.

چه باید کرد.

آیا مکتب انسان ساز اسلام که رهگشای بشریت در همه مشکلات است، این مشکل عمده و حیاتی را چگونه حل می‌کند؟ و چه راه حلی ارائه می‌دهد؟ در این رابطه اضافه بر نسخه‌های کارساز و مؤثری همانند «نماز» که فرمود: ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر عنکبوت آیه ۴۵ و همچنین استفاده از نسخه ی شفابخش انوار طیبه ی قرآن کریم که فرمود: و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمؤمنین اسراء آیه ۸۲

و رسول گرامی خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

فاذالتبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن

درمان اساسی را اسلام در احساس مسئولیت و نظارت همگانی عامه مردم در جامعه بر حفظ ارزشها و فضیلتها دانسته و آنان را مأمور به مراقبت نسبت به اعمال و رفتار دیگر همنوعان خود در انظار عمومی و تذکر ارشاد نسبت اصلاح آنان و حتی در صورت نیاز و عدم وجود مفسده برخورد جدی و تحت عنوان «امر به معروف و نهی از منکر» را مطرح فرموده است.

و این مهمترین عامل سعادت و بقاء سلامت جامعه و دین است که امام باقر (علیه السلام) فرمود:

فریضه عظیمه بها تقام الفرائض. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۳۹۵ و این همان اکسیر حیات است که اگر نعوذ بالله متروک واقع شود به تعبیر امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) اشرار بر جامعه و مردم مسلط می‌شود و دعای ابرار به اجابت نمی‌رسد.

با توجه به اهمیت موضوع و حساسیت فوق‌العاده آن در شرایط کنونی که مکرر، مقام معظم رهبری موضوع را با عناوین مختلف مورد تأکید قرار داده، و ابعاد مختلف آن را تبیین فرموده‌اند، و بر لزوم احیاء این فریضه مهم در جامعه اصرار دارند شک نیست که تبلیغ و مبلغین محترم در این زمینه نقش عمده و اساسی را داشته و بالاخص در ایام نورانی ماه مبارک رمضان و لیالی متبرکه آن، قلوب مؤمنین برای گرفتن فرامین الهی و دستورات و احکام اسلامی آماده‌تر و حضور مردم در مساجد بیشتر و فرصت بسیار ارزشمندی است که این فریضه در ابعاد مختلف به عنوان مسئله اساسی روز و مهمترین وظیفه الهی برای مردم تشریح و تبیین شود.

اگر چه مبلغین و فضلاء محترم بحمدالله عنایت و اطلاعات لازم و کافی را در این زمینه دارند، ولی از باب تذکر و مساعدت بر آن شدیم که فهرستی از مطالب قابل توجه در این زمینه را جمع‌آوری و به عنوان منابع و مستندات موضوع جهت سهولت مراجعه و بهره‌برداری در اختیار مبلغین عزیز قرار دهیم تا شاید سهمی هر چند ناچیز در اداء دین نسبت به این فریضه مهم الهی ایفا نموده، و با شما عزیزان همراه باشیم.

آنچه در اختیار شما قرار می‌گیرد عبارتست از:

- پیشگفتاری در زمینه ریشه‌ها و عوامل فرهنگی در ترویج مفاسد و منکرات در جامعه

- فصل اول: آیات کریمه قرآن در باب امر به معروف و نهی از منکر

- فصل دوم: احادیث و روایات گرانقدر نبوی (صلی الله علیه و آله) نهج البلاغه و سایر معصومین (علیهم السلام) در باب امر به معروف و نهی از منکر

- فصل سوم: امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری دامت برکاته

- فصل چهارم: احکام امر به معروف و نهی از منکر

چند نکته و تذکر:

۱- یکی از عوامل عمده و اصلی در تأثیر بیان و موفقیت امر به معروف و نهی از منکر و احیاء این فریضه مقدس، قصد قربت و اخلاص است که در تمامی مراحل، حتی در تبلیغ این فریضه نیز نقش کلیدی دارد.

۲- یکی دیگر از مهمترین عوامل تأثیر در امر به معروف و نهی از منکر، عامل بودن خود آمر و ناهی است که بسیار مؤثرتر از گفتار و بیان است.

۳- در تبلیغ امر به معروف و نهی از منکر علم به مصادیق معروف و منکر و تأکید بر ضروریات دین مبین و پرهیز از طرح شبهات، از نکات قابل توجه است.

۴- آنچه خدمت شما ارائه شده است، منابع و مستنداتی از آیات، روایات، احکام و بیانات مقام ولایت فقیه است.

تکمیل مطالب جهت سخنرانی و استفاده از شیوه‌های جالب ائمه معصومین (ع) در امر به معروف و نهی از منکر و همچنین نمونه‌های تاریخی و مطالعه در این زمینه بسیار مفید، بلکه برای تکمیل مطلب لازم است و بدین منظور چند نمونه کتاب جهت مطالعه معرفی می‌شود:

۱- امر به معروف و نهی از منکر آیت الله حسین نوری

۲- امر به معروف و نهی از منکر آیت الله شهید دستغیب

۳- دو فریضه ی بزرگ امر به معروف و نهی از منکر سید جعفر میرعظیمی

۴- شیوه‌های صحیح امر به معروف و نهی از منکر دادسرای مبارزه با منکرات

۵- امر به معروف و نهی از منکر نیروی مقاومت بسیج

۶- امر به معروف و نهی از منکر معاونت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش

۵- در بیان مطالب و تبلیغ، اگر یک دسته‌بندی موضوعی مناسب انجام گیرد و از منابع در جهت

تشریح موضوعات مذکور استفاده شود، بسیار مناسب بوده و در اذهان شنوندگان بهتر خواهد ماند.

به عنوان مثال موضوعاتی نظیر:

الف - وجوب امر به معروف و نهی از منکر

ب - اهمیت و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

ج - آثار و فوائد امر به معروف و نهی از منکر

د- حیطه و گستره امر به معروف و نهی از منکر

ه - شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر

و- مراتب و مراحل مختلف امر به معروف و نهی از منکر

ز- آثار سوء ترک امر به معروف و نهی از منکر

ح - شیوه‌های مناسب امر به معروف و نهی از منکر

ط - اهداف دشمن از ترویج مفاسد و منکرات

ی- مصادیق بارز معروف و منکر

۶- در مصادیق بارز معروف و منکر می‌توان به موضوعات ذیل اشاره کرد:

الف - مصادیق معروف‌های قابل توجه

نماز _ روزه _ خمس _ زکات - امر به معروف و نهی از منکر _ احسان به والدین _ صله رحم _ اطاعت از ولی فقیه _ ازدواج در صورت خوف از حرام و ...

ب - مصادیق منکرات قابل توجه

غیبت _ تهمت _ آزار به همسایه _ عاق والدین _ تضعیف نظام اسلامی _ رشوه دادن و رشوه گرفتن _ نگاه کردن به نامحرم _ دروغ گفتن _ سوء ظن _ عدم دقت در حفظ بیت المال _ اسراف در مصرف _ خود را در معرض نامحرم قرار دادن و ...

۷- در صورت امکان در ماه مبارک رمضان به تشکیل گروه‌های امر به معروف و نهی از منکر، از میان مردم و هماهنگی و هدایت آنها به صورت آزمایشی با رعایت کلیه جوانب، شرایط، مراحل و مسائل اقدام گردد.

۸- با استناد به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص همگانی شدن امر به معروف و نهی از منکر و درآمدن آن به صورت فرهنگ عمومی، تأکید و تشریح و تبلیغ لازم صورت گیرد.

۹- در میان آثار سوء ترک این فریضه، با استناد به فرمایش امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مسئله سلطه اشرار تأکید بیشتری شود.

۱۰- در بیان مصادیق و انتقاد از مفاسد، دقت شود تا ناخواسته موجب تضعیف نظام و ایجاد یأس در مردم نگردد.

۱۱- به توطئه‌های شوم دشمنان در جهت تهاجم فرهنگی و ترویج فرهنگ ابتذال در جامعه، به خصوص در میان نسل جوان و دانش آموزان برای رسیدن به اهداف و مقاصد پلید و ضرورت توجه جدی به این حرکت نیز، پرداخته شود.

۱۲- از کسانی که آمر به معروف و ناهی از منکر هستند و یا به صورت ممتاز عامل به معروف و تارک منکر هستند، به نحوی که مسئله ساز نباشد و مشکل دیگری نداشته باشد به منظور تشویق دیگران در این مسیر، تقدیر مناسب و شایسته در حضور دیگران و یا به صورت انفرادی به عمل آید.

امید است خداوند متعال توفیق شناخت وظیفه و عمل به آن و همچنین احیاء این فریضه مقدس را که از اهم وظایف است به همه ما عنایت فرماید و لباس فرج بر اندام مبارک حضرت ولی عصر (عج) که بزرگ احیاگر معروف و ناهی از منکر در جهان است بپوشاند و همه ما را از جمله ی یاران مخلص در رکابش قرار دهد و سایه مقام معظم رهبری تا ظهور دولت حقه مهدی موعود بر سر مسلمین جهان مستدام باشد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

نیمه شعبان ۱۴۱۵

معاونت فرهنگی ستاد مرکزی احیا امر به معروف و نهی از منکر

پیشگفتار

تهاجم فرهنگی بستر رشد مفاسد و منکرات

آنچه که ما مسلمانان را از سایر مکاتب فکری ممتاز می‌گرداند، معارف و تعالیم الهی محکم و انسان ساز است؛ چرا که اسلام هدفی جز انسان سازی دنبال نمی‌کند. سایر شئونات اجتماعی همگی زمینه ساز محیطی برای تعالی بخشیدن به انسانها می‌باشد.

لذا امروز که به فضل الهی جمهوری اسلامی بر مبنای چنین تعالیمی در جهان ظهور نموده است، نباید فراموش نمود که آنچه رکن اصلی انقلاب ماست، شئونات فرهنگی آن است. نظام ما یکی نظام مبتنی بر فکر و فرهنگ است. اقتصاد ما و سایر امور اجتماعی کشور در تمهید محیط فرهنگی مناسب، برای ساختن انسانهایی با آرمانها و ارزش‌های الهی هستند. ایجاد چنین فضایی در گرو بهره‌گیری از ذخایر فرهنگ اصیل اسلامی است.

از سوی دیگر، قدرت ما در معادلات جهانی، به قدرت فرهنگی عظیم ما بستگی دارد. چرا که همه ی قدرت‌های بزرگ از وجود انقلاب اسلامی در هراسند و آنرا خطرناک برای خود می‌دانند. آمریکا، جمهوری اسلامی را اولین خطر امنیتی خود دانسته است.

بنابراین وظیفه تک تک ما حراست از این منبع قدرت و عظمت و حراست از انقلاب اسلامی و ارزشهای والای آن است.

آری شرایط حساس است و مسئولیت بس بزرگ، و از این روست که امام راحلمان (ره) فرهنگ یک جامعه را مبداء تمام خوشبختیها و بدبختیهای یک ملت معرفی می‌نمایند: «فرهنگ مبداء تمام خوشبختیها و بدبختیهای ملت است. اگر فرهنگ ناصالح شد، جوانانیکه در این فرهنگ ناصالح تربیت می‌شوند در آتیه فساد ایجاد خواهند کرد. فرهنگ استعماری، جوان استعماری تحویل مملکت می‌دهد. فرهنگی که با نقشه ی اجانب تربیت یافته و اجانب نقشه کشیده‌اند و به صورت فرهنگ به ما تحویل می‌دهند، چنین فرهنگی فرهنگ استعماری و انگلی است ... اگر فرهنگ، فرهنگ صحیح باشد جوانان ما همه صحیح ساخته می‌شوند.» ۱

و یا رهبر معظم انقلاب اسلامی از تهاجم فرهنگی تعبیر به «شبیخون فرهنگی» نموده و می‌فرمایند «من یک وقتی گفتم شبیخون فرهنگی دارند می‌زنند خدا می‌داند راست است. بعضی‌ها نمی‌فهمند، صحنه‌ها را، نمی‌بینند. آن کسی که صحنه را می‌بیند ملتفت است که دشمن دارد چه کار می‌کند. می‌فهمد که شبیخون است، چه شبیخونی هم هست .» ۲

رهنمودهای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله) شهد گوارایی بود که تشنگی مان را تسکین بخشید و طنین گرمی بود که حرارتی جان فزا به ما داد. به درستی که در جهان امروز بیش از هر زمانی نیازمند چنین نصایح گران‌قدری هستیم. جهانی که دچار دگرگونی‌های عظیم ارتباطی و در پی آن سلطه نامرئی فرهنگ مهاجم غرب شده است.

جهان امروز به علت توسعه ی جمعیت و مراودات انسانی، پیشرفت تکنولوژی و ابزار مخابراتی، گسترش تجارت و حمل و نقل دستخوش تغییر و تحولات فرهنگی عمیقی شده است. در این میان پیشرفت تکنولوژی ارتباطات، خصوصاً ماهواره‌های مخابراتی و اطلاعاتی همراه با گسترش صنایع کامپیوتر و روش‌های جدید و جذاب ارسال امواج و تصویر از مسافتهای بسیار دور عملاً «الگوی جهان بدون مرز» را محقق ساخته است.

با کمال تأسف، غرب به پشتوانه رشد و تکنولوژی با استفاده از تمام امکانات پیشرفته ارتباطی و اطلاعاتی، کشورهای دیگر را مورد هجوم شدید قرار داده، و برای پیشبرد اهداف سلطه طلبانه خود به نابودی و تضعیف فرهنگ و هویت ملی این جوامع و در نهایت هضم آنها در نظام ارزشی غرب ؟! کمر بسته است.

در این میان با پایان یافتن جنگ سرد و کمرنگ شدن ابزار نظامی در روابط بین‌الملل آنچه در نظریه‌های نوین تسلط به چشم می‌خورد «فتح مغزها» به جای «فتح سرزمینها» است. در چنین شرایطی صاحبان ابزار هجوم فرهنگی و ارتباطی در یک لحظه می‌توانند یک واحد فرهنگی، اعتقادی مشترک را در تمام نقاط جهان تحت پوشش امواج تبلیغاتی خود قرار دهند تا طرح معروف یکی از طراحان بزرگ غرب یعنی مارشال

۱ - پیام حضرت امام (ره) به اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان اروپا ۲ - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از اساتید، معلمان، دانشجویان، دانش آموزان و کارگران سراسر کشور مورخ ۷۲/۲/۶

مک لوهان، معروف به طرح «دهکده جهانی» را جامه عمل بپوشاند. شایان ذکر است که مک لوهان در طرح خود برای این دهکده (جهان) رهبری قائل است و آنرا آمریکا می‌داند که همه ی افراد این قبیله (جهان) می‌بایست از ان تبعیت محض داشته باشند.

پس می‌بینیم در فرضیه‌های جدید سلطه آنچه مهم است، فتح دیگر نقاط جهان و سپردن مقدرات امور این دهکده جهانی به دست قدرتی چون آمریکاست؛ و در چنین هجومی، تکیه، بر ابزار و قدرت نظامی نیست، بلکه هجوم فرهنگی و تسخیز مغز و روان انسانهاست.

در چنین هجومی که با استفاده از ابزار پیشرفته ارتباطی انجام می‌شود، غرب به دنبال تبلیغ و ترویج چه ارزشهایی است.

برای پاسخ به این سؤال باید در نگاهی کلی ارزش‌های حاکم بر جوامع غربی مد نظر قرار داد: اومانیسم یکی از محورهای فرهنگ غرب است، فرهنگ اومانیستی دقیقاً اصالت را به چیزی می‌دهد که جدید و نو باشد و هر چیزی را که قدمت دارد، حتی اعتقادات و آداب و رسوم را مطرود می‌داند. فرهنگی که اساس آن خود مرکزی و خودمحوری انسان است (اگوسانتریسم) و هیچگونه کاری به مذهب و ارزش های معنوی در جامعه ندارد.

لیبرالیسم و بعد جدی آن در غرب حاکم مطلق است در غرب فریاد لیبرالزم جدید گوش هر انسان پاکی را آزار می‌دهد. فریادی که آزادی از خداف آزادی از دین و اسارت هوای نفس و فریاد اینکه: «بهشت در روی زمین است» را! آنچنان سر داده که یکباره همه ی مفاهیم معنوی و الهی را در حاشیه قرار می‌دهد، در چنین بینشی است که فلسفه ی اپیکوریسم (فلسفه لذت گرائی) در بعد منفی آن بالاخص در بعد ثروت و شهوت مطرح می‌شود.

آنچه در غرب حقیقتی انکارناپذیر است، فلسفه اصالت نفع است (یوتی لیتاریانیسم) در این فلسفه هرگونه حرکتی که سود مادی در آن نباشد، تخطئه می‌شود.

با توجه به اشاره ی مختصری که به ارزش‌های حاکم بر جوامع غربی شد، می‌توان به عمق خطری که جامعه اسلامی ما را تهدید می‌کند، پی برد. هدف دشمن حاکمیت و اومانیسم، لیبرالیسم، فلسفه سوداگرایی، غفلت از ارزش‌های الهی، معنوی، ملی و ... در میان ماست و در راه اولین هدف شوم و نامبارک، در حرکتی منسجم و حساب شده، هویت و موجودیت ما را هدف گرفته است.

آری سعی و تلاش خباثت آمیز دشمن در هجوم فرهنگی خودف برای مسخ جامعه ی انقلابی، ما را به ارزش سخنان گرانمایه ی امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله) در عرصه خطیر نبرد فرهنگی، به مقابله با هجوم گسترده دشمن بشتابیم، و این نکته را باور کنیم که غربیها آنقدر نقاط ضعف و آسیب پذیری دارند که در برابر غنای فرهنگی اسلام و جامعه ی انقلابی مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند و همچون دیگر عرصه‌های رویارویی با انقلاب اسلامی ناکام می‌مانند.

مسلماً در این مقابله، معرفی اسلام ناب محمدی (ص) با استفاده از تمام امکانات، ابزارهای ظریف تبلیغاتی و هنرمندان متعهد و توانا و نیروهای مسلمان خودی در تمام عرصه‌های نبرد فرهنگی ضرورت دارد.

و همچنین استفاده از شرایط زمانی مناسب همانند ماه مبارک رمضان و ماه محرم که جامعه آمادگی‌های بیشتری جهت فراگیری و پذیرش معارف ارزشمند اسلامی را دارد بسیار مؤثر خواهد بود.

فصل اول: امر به معروف و نهی از منکر در آیات کریمه قرآن

۱- یومنون بالله و الیوم الاخر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات آل عمران ۱۱۴ ایمان به خدا و روز قیامت می‌آورند و امر به خوبیها و نهی از بدیها می‌کنند و در نیکوکاری می‌شتابند.

۲- الذین یتبعون الرسول الامی ... یأمرهم بالمعروف و ینههم عن المنکر اعراف ۱۵۷

آنانکه پیروی کنند از پیغمبر امی ... (که آن رسول) امر به خوبیها و نهی از زشتی‌ها می‌کند.

۳- ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون آل عمران ۱۰۴

و باید از شما مسلمانان باشند، برخی که به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از بدکاری نهی نمایند و اینان رستگاران خواهند بود.

۴- کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله آل عمران ۱۱۰

شما نیکوترین امتی هستید که از میان مردم ظاهر و خارج شدید؛ مردم را به نیکوکاری امر، و از بدکاری باز می‌دارید و به خدا ایمان آورده‌اید.

۵- خذ العفو وامر بالعرف و اعرض عن الجاهلین اعراف ۱۹۹

(ای رسول ما) طریقه عفو و بخشش پیش گیر و امت را به نیکوکاری امر کن (چنانچه نپذیرند) از مردم نادان روی برگردان.

۶- یا بنی اقم الصلوه وامر بالمعروف و آنه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور لقمان ۱۷

ای فرزند عزیزم نماز را به پادار و امر به معروف و نهی از منکر کن و صبر پیشه کن بر آنچه از سختی‌ها در این راه به تو می‌رسد که این صبر و تحمل درباره ی تربیت و هدایت خلق نشانه‌ای از عزم ثابت (مردم بلندهمت) در امور لازم امت است.

۷- ان الله یأمر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی نحل ۹۰

همانا خدا فرمان می‌دهد به عدل و احسان و بذل و عطا به خویشاوندان و نهی می‌کند از افعال زشت و منکر و ظلم.

۸- المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض یأمرون بالمنکر و ینهون عن المنکر توبه ۶۷

مردان و زنان منافق برخی از بعضی دیگرند (و در مجموع مثل هم هستند) به کار بد وامی دارند و از کار نیکو منع می‌کنند.

۹- والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر توبه ۷۱

مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند به کار نیکو امر و از کار زشت نهی می‌کنند.

۱۰-التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله توبه ۱۱۲

توبه کنندگان، عبادت کنندگان، حمد و شکر کنندگان، روزه داران، نماز گزاران با خضوع، امر به معروف و نهی از منکر کنندگان و نگهبانان حدود الهی (همه اهل ایمانند)

۱۱-الذین ان مکناهم فی الارض اقاموالصلاه وآتو الزکات و امر و بالمعروف و نهو عن المنکر و لله عاقبت الامور حج ۴۱

(آنان که خدا را یاری می‌کنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکن دهیم، نماز و زکات را به پا داشته و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و عاقبت کارها، به دست خداست.

۱۲-کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه مائده ۷۹

آنها هیچگاه از بدکیشی و کار زشت خود، (با آن همه پند و اندرز رسولان حق) دست برنداشتند.

فصل دوم: امر به معروف و نهی از منکر در کلام رسول اکرم (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و سایر معصومین (ع)

بخش ۱: امر به معروف و نهی از منکر در کلام حضرت رسول اکرم (ص)

۱- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)

من رأی منکر فغیره بیده فقد بریء و من لم یستطع ان یغیره بیده فغیره بلسانه فقد بریء و من لم یستطع ان یغیره بلسانه بقلبه فقد بریء و من لم یستطع ان یغیره بلسانه فغیره بقلبه فقد بریء و ذلک اضعف الایمان میزان الحکمه ج ۶ ص ۲۷۵

هرکس منکری را مشاهده کند و از ان جلوگیری کند بی گناه است و هرکس که قدرت جلوگیری عملی را ندارد و با زبان ان را انکار کند بی گناه است و هرکس که نمی‌تواند با زبانش انکار کند با قلبش آن را انکار کند، بی گناه است و این ضعیف‌ترین درجه ایمان است.

۲- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) لایزال الناس بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونا علی البر و التقوی، فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت عنهم البرکات و سلط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لا فی السماء وسائل الشیعه ج ۱۱

خیر و برکت در میان مردم از بین نمی‌رود تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و همدیگر را بر خوبی یاری دهند و هرگاه این امور را انجام ندهند، برکات از آنها گرفته می‌شود بعضی از آنها بر بعضی دیگر سلطه پیدا می‌کنند و هیچ یاوری در زمین و آسمان برای آنها نخواهد بود.

۳- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) من کان آمرا بالمعروف فلیکن امره کذلک بمعروف شرح فارسی شهاب الاخبار ص ۵۸ هرکسی که به معروف فرمان می‌دهد باید کار خودش به صورت معروف باشد.

۴- الحسن بن محمد الدیلمی فی الارشاد عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال قیل له لا نأمر بالمعروف حتی نعمل به کله و لا ننهی عن المنکر حتی ننتهی عنه کله فقال لابل تأمروا بالمعروف و ان لم تنتهوا عنه کله و انهوا عن المنکر و ان لم تنتهوا عنه کله وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۴۲۰

حسن بن محمد دیلمی در کتاب ارشاد القلوب می‌گوید:

در محضر حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفته شد:

ما به معروفی امر می‌کنیم که خود، آن را هیچ ترک نکرده باشیم و از منکری نهی می‌نماییم که خویشتن هیچوقت آن را مرتکب نشده باشیم آن حضرت فرمودند:

این کار را نکنید بلکه به معروفی که احیاناً ترکش کرده‌اید امر کنید و از منکری نیز که گاهی مرتکبش می شوید نهی نمایید و نهی از منکر کنید اگر چه از همه بدی‌ها اجتناب نمی‌کنید.

۵- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)

«لقد اوحی الله تعالی الی جبرئیل و امره ان یخسف ببلد یشتمل علی الکفار و الفجار، فقال جبرئیل: یا رب اخسف بهم الا بفلان الزاهد لیعرف ماذا یامره الله فیه، فقال عزوجل: اخسف بفلان قبلهم. فسال ربه فقال: یا رب عرفنی لم ذلک و هو زاهد عابد؟ فقال عزوجل: مکنت له و اقدرته فهو لا یامر بمعروف و لا ینهی عن منکر و کان یتوفر علی حبهم فی غضبی! فقالوا یا رسول الله فکیف بنا و نحن لا نقدر علی انکار ما شاهدناه من منکر؟ فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر او لیعمنکم عذاب الله! ثم قال ۱۶

«ص»: من رای منکم منکرا فلینکره بیده ان استطاع، فان لم یستطع فبلسانه، فان لم یستطع فبقلبه» وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۴۰۷

«خداوند به جبرئیل وحی کرد و بدو فرمان داد که شهری که در ان عده‌ای از کفار و بدکاران بودند، به زمین فرو ببرد. (جبرئیل برای این که دقیقاً فرمان خدا را درک کرده باشد) گفت: پروردگارا آیا همه را به زیرزمین فرو برم، جز آن زاهد پارسا را؟ خدا فرمود: او را پیش از دیگران، به زمین فرو برد. جبرئیل پرسید: پروردگارا، به من بگو چرا چنین کنم در حالی که او پارسا و عابد است؟ خداوند فرمود: به او امکانات دادم و او را قدرتمند ساختم، در حالی که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کند و در حالت غضب و خشم من، محبت و دوستی آنان را اهمیت می‌دهد. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسیده شد که وضع ما چگونه خواهد بود، در حالی که ما قادر نیستیم آنچه را از منکرات می‌بینیم، رد کنیم؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: یا حتماً امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید یا اینکه عذاب خدا قطعاً همه شما را شامل خواهد شد. سپس فرمود: هرکس از شما منکر را ببیند، باید با دست مانع از انجام آن شود اگر نتوانست با زبان و گرنه با قلب و دل خویش، آن را رد کند.»

۶- قال رجل من خثعم: یا رسول الله اخبرنی ما افضل الاسلام.

قال: الایمان بالله، قال: ثم ماذا قال: صله الرحم، قال: ثم ماذا؟ قال: الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، قال: فقال: الرجل: فاخبرنی ای الاعمال ابغض الی الله، قال: ثم ماذا؟ قال: ثم قطیعه الرحم، قال: ثم ماذا؟ قال الامر بالمنکر و النهی عن المعروف وسائل الشیعه ج ۶ ص ۳۹۶

مردی از اهل خثعم عرض کرد: یا رسول الله، بهترین چیز و برترین ان در اسلام چیست؟ فرمود: ایمان به خدا، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: صله رحم (و پیوند خویشاوندی) گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: امر به معروف و نیکی، و نهی از منکر و زشتی، فرمود: پس از آن، آن مرد گفت: به من خبر ده که مبغوض ترین و دشمن‌ترین اعمال پیش خدا چیست؟ فرمود: شرک به خدا «شریک قائل شدن برای خدای متعال: گفت: پس از آنچه؟ فرمود: قطع رحم «و ترک خویشاوندان نمودن» گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: امر به زشتی و نهی از خوبی.

۷- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

«اذا لم یأمروا بالمعروف و لم ینهوا عن المنکر و لم یتبوا الاخیار من اهل بیتی، سلط الله علیهم اشرارهم فیدعوا عند ذلک خیارهم فلا یستجاب لهم» تحف العقول ص ۵۱

هرگاه امر به معروف و نهی از منکر نکنند و پیروی از برگزیدگان اهل بیتم ننمایند خداوند بدان خودشان را برایشان مسلط گرداند پس نیکان آنها هم دعا کنند و مستجاب نگردد.

۸- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

«من امر بمعروف او نهی عن منکر او دل علی خیر او اشار به فهو شریک، و من امر بسوء او دل علیه او اشار به فهو شریک» وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۳۹۸

کسی که امر به معروف یا نهی از منکر نماید یا بر «کار» خیر راهنمایی کند یا اشاره به آن نماید او «در آن کار نیک با انجام دهنده اش» شریک است.

۹- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

الا احدثکم عن اقوام لیسوا بانبیاء و لا شهداء یغبطهم یوم القیامه الانبیاء و الشهداء بمنازلهم من الله، علی منابر من نور، فقیل: من هم یا رسول الله؟ قال: هم الذین یحببون عبادالله الی الله، و یحببون عبادالله الی، قال: یأمرونهم بما یحب الله و ینهونهم عما یکره الله، فاذا اطاعوهم اجهم الله بحارالانوار ج ۲ ص ۲۴

خبر ندهم شما را از قوم‌هایی که نه پیامبرانند و نه شهدا که روز قیامت انبیاء و شهدا از منازل و مقاماتی که خدا به آنها عطا کرده غبطه می‌خورند «شاید مقصود از غبطه خوردن سرور و خوشحالی انبیاء و شهداء باشد نه آرزوی منزلت و مقام آنها» و آنها روی منبرهایی از نور هستند، گفته شد: یا رسول الله آنها کیانند.

فرمود: آنها کسانی هستند که بندگان خدا را به سوی خدا دوست می‌کنند، و بندگاه خدا را به من دوست می‌کنند، فرمود: آنها را امر می‌کنند به آنچه که خدا دوست می‌دارد، و نهی می‌نمایند از آنچه که خدا بدش می‌آید، پس وقتی اطاعت کردند آنها را «امر به معروف کنندگان را» خدا دوستشان دارد.

۱۰- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)

ما اعمال البر عند الجهاد فی سبیل الله الا کنفثه فی بحر لجی و ما جمیع اعمال البر و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی وافی ج ۲ ص ۲۸

همه کارهای نیک نسبت به جهاد در راه خدا مانند قطره نسبت به دریاست و همه ی کارهای نیک به ضمیمه ی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره نسبت به دریاست.

۱۱- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)

کیف بکم اذا فسدت نساؤکم و فسق شبابکم و لم تامروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر؟ فقیل له: و یکون ذلک یا رسول الله؟ فقال: نعم و شر من ذلک، کیف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف؟ فقیل له: یا رسول الله و یکون ذلک؟ قال: نعم و شر من ذلک، کیف

بکم اذا رأیتم المعروف منکرا و المنکر معروفا وسائل الشیعه ج ۶ ص ۲۹۶ چگونه خواهید بود، وقتی که زن‌های شما فاسد شوند و جوان‌های شما فاسق، و امر به معروف و نهی از منکر ننمایید؟ گفته شد: یا رسول الله (ص) آیا چنین خواهد شد؟ حضرت (ص) فرمود: بلی و بدتر از آن چگونه خواهید بود، وقتی که امر به منکر و زشتی کنید نهی از خوبی نمایید، گفته شد یا رسول الله (ص) آیا چنین خواهد شد؟ فرمود (ص): بلی و بدتر از آن. چگونه خواهید بود، وقتی که خوبی را زشت پنداشتید و بد را خوب؟

بخش ۲:امر به معروف و نهی از منکر در کلام حضرت علی (ع)

۱- قال علی (علیه السلام)

فرض الله الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهی عن المنکر ردعا للسفهاء. نهج البلاغه حکمت ۲۴۴

خداوند، امر به معروف و نهی از منکر را برای اصلاح مردم و نهی از منکر را برای جلوگیری سفیهان و بی خردان از ارتکاب حرام، واجب فرموده است.

۲- قال علی (علیه السلام)

من ترک انکار المنکر بقلبه و یده و لسانه، فهو میت بین الاحیاء

کسی که انکار منکر را با قلب و دست و زبانش ترک کند، مرده‌ای میان زندگان است.

۳- قال علی (علیه السلام):

لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم. نهج البلاغه نامه ۴۷

امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، که تبهکاران بر شما چیره می‌گردند.

۴- قال علی (علیه السلام):

من کانت فیه ثلاث سلمت له الدنیا و الاخره یامر بالمعروف و یأتمر به و ینهی عن المنکر و ینتهی عنه و یحافظ علی حدود الله جل و علا. شرح غررالحکم ج ۵ ص ۴۴۰

هرکس سه خصلت در او باشد، دنیا و آخرتش سالم می‌شود: ۱- امر به معروف کند و خود نیز بدان عمل نماید. ۲- نهی از منکر کند و خود هم گرد آن نگردد. ۳- نگهبان حدود خداوند بزرگ باشد.

۵- قال علی (علیه السلام):

فانا لله و انا الیه راجعون ظهر الفساد فلا منکر مغیر و لا زاجر مزدجر افبهذا تریدون ان تجاورواالله فی دار قدسه و تکونوا اعز اولیائه عنده هیهات لا یخدع الله عن جنته و لا تنال مرضاته الا بطاعته. نهج البلاغه خطبه ۱۲۹

ما از آن خدائیم و به سوی او بازگشت می‌کنیم، فساد ظاهر شده است؛ اما انکار کننده و تغییر دهنده گناه و منع کننده‌ای برای آن نیست. آیا این گونه می‌خواهید در بهشت الهی جایگزین شوید؟ و از عزیزترین دوستان او گردید؟ بسیار دور است. خداوند در وارد کردن افراد به بهشت فریب نمی‌خورد و کسی به رضایت الهی بدون اطاعت او دست نمی‌یابد.

۶- قال علی (علیه السلام):

و من قبل ان تشغلوا بانفسکم عن مستثارالعلم من عند اهله، وانهوا غیرکم عن المنکر و تناهوا عنه، فانما امرتم بالنهی بعد التناهی. نهج البلاغه خطبه ۱۰۵

مردم را از منکرات بازدارید؛ و خود هم مرتکب نشوید زیرا شما موظفید اول خود مرتکب گناه نشوید، آنگاه مردم را از آن نهی کنید.

۷- قال علی (علیه السلام):

الراضی بفعل قوم کالداخل فیه معهم و علی کل داخل فی باطل اثمان: اثم العمل به، و اثم الرضا به. نهج البلاغه حکمت ۱۵۴

آن کس که به کار جمعیتی راضی باشد، همچون کسی است که در آن کار دخالت دارد، منتهی آن کس که در کار باطل دخالت دارد دو گناه می‌کند: گناه عمل و گناه رضایت.

۸- قال علی (علیه السلام):

لعن الله الامرین بالمعروف، التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین به! نهج البلاغه خطبه ۱۲۹

نفرین خدا بر آنان باد که امر به معروف می‌کنند و خود آن را ترک می‌نمایند و نهی از منکر می‌کنند و خود مرتکب آن می‌شوند.

۹- قال علی (علیه السلام)

و آنه سیأتی علیکم من بعدی زمان لیس فیه شیء اخفی من الحق ... و لا فی البلاد شیء انکر من المعروف و لا اعرف من المنکر نهج البلاغه خطبه ۱۴۷ (بند ۵)

آگاه باشید به زودی پس از من زمانی فرا خواهد رسید که چیزی پنهانتر از حق، آشکارتر از باطل، فراوانتر از دروغ به خدا و پیامبرش یافت نخواهد شد...

و در شهرها چیزی ناشناخته تر از معروف (نیکیها) و آشناتر از منکر، پیدا نخواهد شد.

۱۰- قال علی (علیه السلام)

و الجهاد منها علی اربع شعب

علی الامر بالمعروف، و النهی عن المنکر

والصدق فی المواطن، و شنآن الفاسقین

فمن امر بالمعروف شد ظهور المؤمنین

و من نهی عن المنکر ارغم انوف الکافرین نهج البلاغه حکمت ۳۱

جهاد نیز چهار شعبه دارد: امر به معروف، نهی از منکر، صدق و راستی در معرکه نبرد و کینه و دشمنی با فاسقان آن کسی که امر به معروف کند، پشت مؤمنان را محکم کرده و کسی که نهی از منکر ماید، بینی کافران را بر خاک مالیده.

۱۱- قال علی (علیه السلام):

فمنهم المنکر للمنکر بیده و لسانه و قلبه فذلک المستکمل لخصال الخیر، و منهم المنکر بلسانه و قلبه و التارک بیده فذالک متمسک بخصلتین من خصال الخیر و مضیع خصله و منهم المنکر بقلبه و التارک بیده و لسانه فذلک الذی ضیع اشرف الخصلتین من الثلاث و تمسک بواحده و منهم تارک لانکار المنکر بلسانه و قلبه و یده فذلک میت الاحیاء و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، الا کنفثه فی بحر لجی. نهج البلاغه حکمت ۳۶۶

گروهی از مردم با دست و زبان و قلب به مبارزه با منکرات برمی خیزند؛ آنها تمام خصلتهای نیک را به طور کامل در خود جمع کرده‌اند. گروهی دیگر تنها با زبان و قلب به مبارزه برمی خیزند؛ اما با دست نه، اینها به دو خصلت نیک تمسک جسته‌اند و یکی را از دست داده‌اند. گروهی دیگر، تنها با قلبشان مبارزه می‌کنند و اما مبارزه با دست و زبان را ترک کرده‌اند؛ این گروه بهترین خصلتها را از این سه ترک گفته‌اند و تنها یکی را گرفته‌اند.

بدانید تمام اعمال نیک حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون قطره‌ای است در مقابل یک دریای پهناور.

۱۲- قال علی (علیه السلام):

آنه خطب فحمدالله و اثنی علیه ثم قال: اما بعد فانه انما هلک من کان قبلکم حینما عملوا بالمعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار عن ذلک ... نزلت بهم العقوبات. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۳۹۵

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در یکی از خطبه‌های خود، پس از ستایش و ثنای خدای متعال، فرمود: باری، پیشینیان شما وقتی گناهان را مرتکب شدند و علمای ربانی و روحانیون، آنها را نهی نکردند، به هلاکت رسیدند. آنها هنگامی که در گناهان خود غرق شده و آنها را ادامه دادند علمای ربانی و کاهنان نیز آنها را نهی نکردند، کیفرها به آنان نازل شد.

۱۳- قال علی (علیه السلام):

امرنا رسول الله صلی الله علیه و آله ان نلقی اهل المعاصی بوجوه مکفهره. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۴۱۳

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ما را فرمان داده است تا به گناهکاران، با چهره‌ای خشمگین برخورد کنیم.

۱۴- قال علی (علیه السلام):

کن بالمعروف آمرا و عن المنکر ناهیا و بالخیر عاملا و للشر مانعا غررالحکم ج ۲ ص ۵۶۸

در تمام حالات، نیکی و معروف را امرکننده، زشت و منکر را نهی نماینده، خیر و خوبی را عمل کننده، و بدی را جلوگیرنده باش، «تا از رستگاران باشی»

۱۵- قال علی (علیه السلام):

کن عالماً بالخیر ناهیا عن الشر منکرا شیمه الغدر غررالحکم ج ۲ ص ۵۶۷ خوبی را عمل کننده، بدی را نهی کننده، روش مکر و حیله را زشت دارنده باش.

۱۶- قال علی (علیه السلام):

ایها المؤمنون، آنه من رأی عدوانا یعمل به و منکرا یدعی الیه، فانکره بقلبه فقد سلم و بریء و من انکره بلسانه فقد أجر، و هو افضل من صاحبه؛ و من انکره بالسیف لتکون کلمه الله هی العلیا و کلمه الظالمین هی السفلی، فذلک الذی اصاب سبیل الهدی، و قام علی الطریق، و نور فی قلبه الیقین. نهج البلاغه حکمت ۳۷۹

ای گروه مؤمنان، کسی که ببیند ظلم می‌شود و به بدی دعوت می‌شود و آن را با قلب خود انکار نماید پس سالم مانده و از آن منکر به دور است و اگر آن را با زبانش انکار کند به او آجر و پاداش داده می‌شود و از اولی افضل است؛ و اگر آن را با شمشیر انکار کند، تا سخن خدا بالا و سخن ستمگران پایین قرار بگیرد، پس این شخص همان کسی است که بر او هدایت رسیده و بر راه راست، استوار شده و یقین قلب او را نورانی کرده است.

۱۷- قال علی (علیه السلام):

و ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، لخلقان من خلق الله سبحانه، و انهما لایقربان من آجل، و لا ینقصان من رزق. نهج البلاغه حکمت ۳۶۶

همانا امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از اوصاف خداوند است و این دو فریضه، نه آجل انسان را نزدیک می‌کند و نه روزی او را کم می‌کند.

۱۸- قال علی (علیه السلام):

یقبح علی الرجل ان ینکر علی الناس منکرات و ینهاهم عن الرذائل و السیئات و اذا خلأ بنفسه ارتکبها و لا یستنکف من فعلها. غرر الحکم ج ۲ ص ۸۷۶

برای انسان بسی زشت است که زشتی‌های مردم را زشت شمارد و آنها را از گناهان و پستیها منع نماید، لکن وقتی که خودش تنها می‌شود همان زشتی‌ها را مرتکب می‌شود و از کارش دست نکشد.

۱۹- قال علی (علیه السلام):

فان الله سبحانه لم یلعن القرن الماضی بین ایدیکم، الا لترکهم الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فلعن الله السفهاء لرکوب المعاصی، و الحلماء لترک التناهی. نهج البلاغه حکمت ۲۳۶ خداوند گذشتگان را لعنت نکرد مگر برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک نمودند و لذا خداوند، سفها را به خاطر ارتکاب معاصی و بردباران را به خاطر ترک نهی لعنت نمود.

۲۰- قال علی (علیه السلام):

کن آمرا بالمعروف و عاملا به و لا تکن ممن یأمر به و ینهی عنه فتبوء باثمه و تتعرض لمقت ربه. نهج البلاغه حکمت ۱۲۸

همیشه مردم را به معروف و نیکی امر کننده و خودت آن را به جای آورنده باش؛ نکند که تو از کسانی باشی که مردم را به نیکی وادارنده و خودت از آن تن زننده و دورشونده باشی که در ان صورت خود گرفتار گناه آن شده و مورد خشم پروردگارت قرار خواهی گرفت.

۲۱- قال علی (علیه السلام):

لتأمرون بالمعروف و لتنهون عن المنکر و لتأخذن علی یدالسفیه و لتأطرنه علی الحق اطرا او لیضربن الله قلوب بعضکم علی بعض و للعنکم کما لعنهم.

حتماً باید امر به معروف و نهی از منکر کنید؛ و دست افراد نادان را بگیرید و به سوی حق دعوت نمایید و الا خداوند قلوب شما را همانند یکدیگر می‌کند و شما را از رحمت خود دور می‌سازد همانگونه که آنها را دور ساخته است.

۲۲- قال علی (علیه السلام):

ما من قوم عملوا بالمعاصی و بینهم من یقدر ان ینکر علیهم فلم یفعل الا یوشک ان یعمهم الله بعذاب من عنده. وسائل الشیعه ج ۱۱

هیچ قومی معصیت نمی‌کند و در بین آنان کسی هست که قدرت جلوگیری از گناه آنان را دارد و دست به پیشگیری از معصیت آنان نمی‌زند مگر آنکه ممکن است عذاب خداوند عموم مردم را در برمی گیرد.

۲۳- قال علی (علیه السلام):

ان اول ما تغلبون علیه من الجهاد، الجهاد بایدیکم ثم بالسنتکم، ثم بقلوبکم، فمن لم یعرف بقلبه معروفا و لم ینکر منکرا قلباً فجعل اعلاه اسفله اعلاه. نهج البلاغه حکمت ۳۸۱

اولین گام سقوط شما ترک جهاد با دست، سپس با زبان، آنگاه با قلب است، بنابراین کسی که معروف را در دل خود نشناسد و منکری را انکار نکند، واژگون شده، و بلندی و عزت او پست شده است.

بخش ۳:امر به معروف و نهی از منکر در کلام ائمه هدی (علیهم السلام)

۱- قال الحسین (علیه السلام):

«هذا ما أوصی به الحسین بن علی الی اخیه محمد بن الحنفیه ... انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان امر بالمعروف و آنهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی ابن ابی طالب»

وصیت امام حسین (علیه السلام) به برادرشان محمد بن حنفیه:

همانا من فقط خارج می‌شوم برای اصلاح امت جدم و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم.

قال الحسین (علیه السلام):

انی احب المعروف و انکر المنکر من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم.

۲- قال الباقر (علیه السلام):

«یکون فی آخر الزمان قوم یتبع فیهم قوم مراؤون، یتقرؤون و یتنسکون، حدثاء، سفهاء، لا یوجبون امرا بمعروف و لا نهیا عن منکر الا اذا امنوا الضرر، یطلبون لانفسهم الرخص و المعاذیر یتبعون زلات العلماء و فساد علمهم. یقبلون علی الصلاه و الصیام و ما لا یکلمهم (ای یضرهم) فی نفس و لا مال، و لو اضرت الصلاه باموالهم و ابدانهم لرفضوها کما رفضوا اسمی الفرائض و اشرفها! ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه عظیمه بها تقام الفرائض.

هناک یتم غضب الله تعالی علیهم فیعمهم بعقابه فیهلک الابرار فی دار الفجار و الصغار فی دار الکبار. ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصالحین، فریضه عظیمه تقام بها الفرائض و تامن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۳۹۵

در آخر زمان گروهی می‌آیند که برخی از آنها از گروهی ریاکار که خود را قاری قرآن و زاهد و پارسا نشان می‌دهند، پیروی می‌کنند و جوان و بی خرد هستند. هیچ امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمی دانند، مگر آنکه از زیان آن خود را در امان بیابند. برای خود بهانه جویی و عذر می‌تراشند. از لغزشهای علما و فساد علم آنان پیروی می‌کنند. به نماز و روزه و آنچه به جان و مال آنان ضرری نمی‌زند، روی می‌آورند و اگر نماز به اموال و بدنهای آنان ضرر و زیان برساند، آن را رد می‌کنند، همان گونه که والاترین و گرانقدرترین فریضه‌ها را هم مردود شمردند. امر به معروف و نهی از منکر، فریضه ی بزرگی است که سایر فرائض نیز به انجام آن، بر پا داشته می‌شود. آن گاه است که خشم خدای متعال در مورد اینان کامل می‌شود و همه را شامل عقاب و کیفر خود می‌کند و نیکان را در خانه ی بدکاران و کمتران را در خانه ی مهتران هلاک می‌نماید. امر به معروف و نهی از منکر، راه انبیاء و روش صالحان است، فریضه ی بزرگی است که فرائض دیگر به وسیله ان اقامه می‌شود و راه و روش انسان را مصون از خطا و کسب و کار او را حلال می کند، ستمها را جبران و زمین را آباد می‌سازد. به وسیله ی این فریضه، از دشمنان، عدالت و انصاف خواسته می‌شود و همه ی امور، استوار و در مسیر درست قرار می‌گیرد.

۳- قال الصادق (علیه السلام):

مر عیسی ابن مریم (علیه السلام) علی قریه قدمات اهلها و طیرها و دوابها فقال: اما انهم لم یموتوا الا بسخطه و لو ماتوا متفرقین لتدا فنو، فقال الحواریون: یا روح‌الله و کلمه ادع الله ، ان یحییهم لنا فیخبرونا ما کانت اعمالهم فنجتنبها قال: فدعا عیسی فنودی من الجو ان نادهم، فقام عیسی باللیل علی شرف من الارض، فقال: یا اهل القریه فاجابه مجیب منهم لبیک، فقال: و یحکم ما کانت اعمالکم.

قال: عباده الطاغوت و حب الدنیا ... کیف عبادتکم للطاغوت؟ قال الطاعه لاهل المعاصی... قال: ویحک کیف لم یکلمنی غیرک من بینهم؟ قال: یا روح‌الله انهم ملجمون بلجم من نار، بایدی ملائکه غلاظ و شداد، و انی کنت فیهم و لم اکن منهم، فلما نزل العذاب عمنی معهم. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۴۹۹

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود عیسی بن مریم (علیه السلام) بر شهری گذر کرد که اهالی آن و همه جانوران و پرندگان آن مرده بودند. پس فرمود: به درستی که ایشان نمرده‌اند مگر به سبب خشم خداوند چرا که اگر هر یک (به مرگ طبیعی) می‌مردند، یکدیگر را دفن می‌کردند. پس حواریون گفتند: ای روح‌الله و ای کلمه خدا از خداوند بخواه که آنان را زنده کند تا ما را از اعمال خود آگاه کنند تا ما از آن اعمال خودداری کنیم. عیسی (علیه السلام) دعا کرد پس ندایی از آسمان به گوش رسید که این مردگان را ندا در ده. عیسی شبانگاه در نقطه‌ای مشرف بر شهر ایستادند و ندا کردند: ای اهالی شهر، یکی از ایشان او را لبیک گفت: عیسی پرسید: وای بر شما اعمالتان چه بوده است؟ گفت: پرستش طاغوت و دوستی دنیا...

عیسی پرسید: چگونه طاغوت را می‌پرستیدید؟ گفت: با فرمانبرداری از گنهکاران ... عیسی دوباره پرسید: وای بر تو چرا کسی از اهل شهر جز تو با من سخن نمی‌گوید؟ گفت: ای روح‌الله به آنها لجامهایی از آتش زده شده است و زمام آن به دست فرشتگان غلیظ و پر غضب است و من میان ایشان بودم اما جزء آنان نبودم اما هنگامی که عذاب بر ایشان نازل شد، مرا نیز فرا گرفت.

۴- قال ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه السلام):

کان فی بنی اسرائیل مؤمن و کان له جار کافر، فکان الکافر یرفق بالمؤمن، و یولیه المعروف فی الدنیا، فلما ان مات الکافر بنی الله له بیتا فی النار من طین، و کان یقیه حرها و یأتیه الرزق من غیرها، و قیل له: هذا ما کنت تدخله علی جارک المؤمن فلان بن فلان من الرفق و تولیه من المعروف فی الدنیا. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۵۲۴ حدیث ۱۴

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) می‌فرماید: در بنی اسرائیل فرد مؤمنی بود که در همسایگی او یک همسایه کافر وجود داشت این کافر با همسایه مؤمنش مرافقت و همراهی می‌کرد و کارهای خوب را در دنیا دوست داشت لذا وقتی که کافر مرد خداوند یک خانه برایش در جهنم ساخت که آن خانه از جنس گل بود که این خانه او را از داغی آتش حفاظت می‌کرد و خداوند ارتزاقش می‌نمود از غذای غیرجهنمیان و گفته شد به او که: اینست جزای آنکه تو در دنیا با همسایه ی مؤمنت آقای فلان همراهی می‌کردی و کارهای خیر در دنیا را دوست داشتی (اعمال معروف)

۵- قال ابی جعفر (علیه السلام):

قال: اوحی الله تعالی الی شعیب النبی انی معذب من قومک مائه الف: اربعین آلفا من شرارهم و ستین آلفا من خیارهم فقال: یا رب هولاء الاشرار فما بال الاخیار فاوحی الله عزوجل الیه داهنوا اهل المعاصی فلم یغضبو لغضبی. بحارالانوار ج ۱۲ ص ۹۳

امام باقر (علیه السلام) فرمود: وحی کرد خداوند تعالی به حضرت شعیب که ای شعیب من صد هزار نفر از قومت را عذاب خواهم کرد: چهل هزار نفر از اشرار آنها را و شصت هزار نفر از نیکان قومت را حضرت شعیب به خداوند عرض کرد: ای پروردگار اشرار قوم عذابشان بدیهی است ولی عذاب نیکان چرا؟ خداوند فرمود: زیرا که نیکان بی تفاوت بوده و کارهای بد آنها را مشاهده نمودند ولی به سبب غضب من از کارهای آنها به خشم نیامدند.

۶- قال الصادق (علیه السلام):

فی قول الله عزوجل: «او کالذی مر علی قریه و هی خاویه علی عروشها» قال: ان الله بعث الی بنی اسرائیل نبیا یقال له: ارمیا «الی ان قال» فاوحی الله الیه ان قل لهم ان البیت بیت المقدس و الغرس بنو اسرائیل، عملو بالمعاصی فلاسلطن علیهم فی بلدهم من یسفک دمائهم، و یأخذ اموالهم فان بکوا الی لم ارحم بکائهم و ان دعونی لم استجب دعائهم ثم لاخربنها مأه عام، ثم لاعمرنها، فلما حدثهم اجتمع العلماء فقالوا: یا رسول الله ما ذنبنا نحن و لم نکن نعمل بعملهم؟ فعاودلنا ربک «الی ان قال» ثم اوحی الله قل لهم: لانکم رأیتم المنکر فلم تنکروه، فسلط الله علیهم بخت النصر فصنع بهم ما قد بلغک. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۴۱۳ حدیث ۱۷

ابی بصیر از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه قرآن که می‌فرماید: بقره ۲۵۹- به مانند آن کس که گذر کرد بر دهکده‌ای که آن بر اهلش خراب شده بود فرمود: بدرستی که خداوند فرستاد به سوی بنی اسرائیل پیغمبری به نام ارمیا تا اینکه وحی کرد به او که بگو به مردم به درستی که این خانه خانه ی مقدس است آنان نافرمانی کردند بنی اسرائیل و عمل کردند به معاصی پس خداوند مسلط کرد بر ایشان در شهرشان کسی که خونهای آنها را ریخت و اموالشان را گرفت، پس اگر گریه کردند به سوی من به آنها رحم نکردم و اگر دعا کردند اجابت نکردم سپس ویران کردن آن شهر را صد سال و آنگاه آباد کردم آنرا پس وقتی بوجود آمدند علماء جمع شدند و گفتند ای رسول خدا چه بود گناهان ما حال آنکه ما گناهان آنان را انجام ندادیم؟ پس جواب بده به ما سپس وحی کرد خداوند بگو به ایشان برای اینکه شما دیدید منکر را پس آن را نهی نکردید پس مسلط کرد خداوند بر ایشان بخت النصر را پس انجام داد به ایشان آنچه که گفته شد.

۷- قال الصادق (علیه السلام):

قال کان رجل شیخ ناسک یعبدالله فی بنی اسرائیل فبینا هو یصلی و هو فی عبادته اذ بصر بغلامین صبییین اذ اخذا دیکا و هما ینتفان ریشه فاقبل علی ما هو فیه من العباده و لم ینههما عن ذلک فاوحی الله الی الارض ان سیخی بعبدی فساخت به الارض. بحارالانوار ج ۱۰۰ حدیث ۶۷ ص ۸۸

حضرت امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: که در بنی اسرائیل پیرمرد عابدی بود که مشغول به عبادت خدا بود در یکی از روزها که عابد مشغول عبادت بود دو پسر بچه کوچک را دید که یک خروس را به دست گرفته و پرهای آن خروس را می‌کنند آن عابد به عبادت خود پرداخت و این دو پسر بچه را از آن کار نهی نکرد، پس خداوند وحی کرد به زمین که ای زمین آن بنده مرا فرو بر در درون خود، پس زمین آن عابد را به درون خویش فرو برد.

۸- حارث بن المغیره قال: لقینی ابوعبدالله (علیه السلام) فی بعض طرق المدینه لیلا فقال لی: یا حارث، فقلت: نعم فقال: اما، لیحملن ذنوب سفهائکم علی علمائکم، ثم مضی، قال: ثم اتیته فاستأذنت علیه فقلت: جعلت فداک لم قلت: لیحملن ذنوب سفهائکم علی علمائکم فقد دخلنی من ذلک امر عظیم فقال لی: نعم ما یمنعکم اذا بلغکم عن الرجل منکم ما تکرهونه مما یدخل به علینا الاذی و العیب عند الناس ان تأتوه فتؤنبوه و تعظوه و تقولوا له قولا بلیغا، فقلت له: اذا لا یقبل منا و لا یطیعنا، قال فقال: فاذا فاهجروه عند ذلک و اجتنبوا مجالسته. بحارالانوار ج ۱۰۰ ص ۸۶

حارث بن مغیره گوید: برخورد کردم با امام صادق (علیه السلام) شبی در یکی از کوچه‌های مدینه پس حضرت فرمود به من: ای حارث گفتم: بلی. فرمود: بدان که باید دانایانتان گناهان نادانانتان را نیز حمل کنند، پس حضرت رفت - حارث گوید من رفتم خدمت حضرت (علیه السلام) اذن گرفتم و عرض کردم: فدایتان بشوم. چرا فرمودید: گناهان نادانان را باید دانایان حمل کنند به درستی که من در تعجبم پس گفت به من: بلی، چه مانع شما می‌شود وقتی می‌رسد به شما خبری از جانب یکی از شما (شیعه) که ارتکاب آن عمل مایه و اذیت و عار ما نزد مردم است اینکه او را باز نمی‌دارید و موعظه اش نمی‌کنید و با زبان و بیان شیوا به او تذکر نمی‌دهید پس عرض کردم اگر قبول نکرد از ما و اطاعت نکرد، پس فرمود: در این هنگام ترکش کنید و از همنشینی با او دوری نمائید.

۹- قال الصادق (علیه السلام):

من کان له جار و یعمل بالمعاصی فلم ینهه فهو شریکه. لئالی الاخبار ج ۵ ص ۲۶۳ هرکس همسایه‌ای دارد که اهل معصیت است و او را نهی نمی‌کند، در گناه او شریک است.

۱۰- قال الصادق (علیه السلام):

ان للجنه بابا یقال له باب المعروف فلا یدخله الا اهل المعروف. وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۵۲۹ بهشت را دربی است به نام درب معروف که جز اهل معروف از آن وارد نمی‌شوند.

۱۱- قال الصادق (علیه السلام):

صاحب الامر بالمعروف یحتاج الی ان یکون عالماً بالحلال و الحرام. مصباح الشریعه ص ۲۷۲

امر به معروف، در کار خود، به شناخت حلال و حرام نیازمند است.

۱۲-عن ابی جعفر و ابی عبدالله (علیه السلام) قال: «ویل لقوم لا یدینون الله بالامر بالمعروف و النهی عن المنکر» مستدرک الوسائل ج ۱۲ ص ۱۸۱

وای بر قومی که اطاعت حضرت حق جل شأنه را با انجام امر به معروف و نهی از منکر فراهم نمی‌سازند «و به عبارت دیگر با برپا کردن امر به معروف و نهی از منکر پای بندی خویش را به دین حق ابراز نمی‌دارند.»

۱۳- قال الباقر (علیه السلام):

الامر بالمعروف و النهی عن المنکر خلقان من خلق الله فمن نصرهما اعزه الله و من خذلهما خذله الله. وسائل ج ۱۱ ص ۳۹۸

امر به معروف و نهی از منکر دو خلق و خوی از اخلاق الهی هستند هرکس آن دو را یاری کند خداوند او را عزیز گرداند و آن کس که نسبت به این دو بی اعتنا باشد خداوند او را ذلیل نماید.

۱۴- قال الصادق (علیه السلام):

انما هو علی القوی المطاع العالم بالمعروف من المنکر، لا علی الضعیف الذی لا یهتدی سبیلا. وسائل الشیعه جلد ۱۱ ص ۴۰۰

این تکلیف بر عهده کسی است که توانمند، مورد اطاعت و عالم به معروف و منکر باشد نه فرد ضعیفی که خود، راه به جایی نمی‌برد.

۱۵- قال الصادق (علیه السلام):

و الامر بالمعروف و النهی عن المنکر واجبان علی من امکنه ذلک، و لم یخف علی نفسه و لا علی اصحابه» وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۳۹۸

امر به معروف و نهی از منکر بر کسی که قدرت «بر» آن دارد واجب است «در صورتی که» بر خود و بر اصحاب خود نترسد «یعنی خوف ضرر جانی برای خودش و یارانش نباشد.»

فصل سوم: امر به معروف و نهی از منکر در کلام حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته)

توضیح :فرمایشات حضرت امام خمینی از کتاب صحیفه نور با ذکر آدرس و فرمایشات مقام معظم رهبری از جراید و نشریات با ذکر تاریخ، استخراج و نقل شده است.

کلام حضرت امام خمینی (ره)

از این جهت که شما می‌خواهید اطاعت امر خدا را بکنید، نهی از منکر کنید، بزرگترین منکر غلبه اجانب بر ماست این منکر را باید نهی کنید. حکومت‌ها را نهی کنید از مخالفتی که با هم دارند و با ملت دارند و با دشمنان اسلام که خدا فرموده مراوده نکنیم، صحبت می‌کنند، الان منکری بالاتر از این نیست که مصالح مسلمین را به خطر انداخته است.

نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد، مال همه است، امت باید نهی از منکر بکند، امر به معروف بکند. صحیفه نور _ ج ۸ _ ص ۴۷ _ ۵۸/۴/۱۵

این کشور باید همه افرادش آمر به معروف و ناهی از منکر باشند و اعوجاج‌ها را خودشان رفع کنند. صحیفه نور _ ج ۸ _ ص ۴۷

اصل امر به معروف و نهی از منکر برای این است که جامعه را اصلاح کند. صحیفه نور _ ج ۹ _ ص ۲۸۵

ما موظفیم که همه در تمام اموری که مربوط به دستگاه‌های اجرایی است، امر به معروف کنیم . ۵۹/۲/۱۱

سیدالشهدا (سلام الله علیه) از همان روز اول که قیام کردند، انگیزه شان این بود که معروف را اقامه کنند و منکر را از بین ببرند. صحیفه نور _ ج ۲۰ _ ص ۱۸۹

کلام مقام معظم رهبری

منکرات، هم اخلاقی، هم سیاسی و هم اقتصادی است. همه جا هم، جای نهی از منکر است. یک دانشجو هم می‌تواند در محیط درس و علم، نهی از منکر کند. یک هنرمند هم با وسایل هنری خود می‌تواند نهی از منکر کند. روحانیون در محیطهای مختلف یکی از مهمترین عوامل نهی از منکر و امر به معروف هستند. نمی شود این واجب الهی را در دایره‌های کوچک محدود کرد. این کار، کار همه است. ۸ مرداد ۱۳۷۱

هرکس جایگاهی دارد، اینکه کجا باید نهی از منکر بکنید و در مقابل کدام منکر می‌توانید مقاومت بکنید و بایستید و کدام را می‌شناسید، مهم است؛ کار، کار مردمی است. البته علمای دین باید مردم را هدایت و راهنمایی کنند؛ کیفیت نهی از منکر را برای مردم بیان کنند و منکر را برای آنها شرح بدهند. ۸ مرداد ۱۳۷۱

در جامعه اسلامی، تکلیف عامه مردم امر به معروف و نهی از منکر با لسان است؛ اما اگر کار به برخورد بکشد ، آن، دیگر به عهده مسئولین است که باید وارد بشوند و آنها، اینکار را بکنند. ۲۳ تیر ۱۳۷۱

امر به معروف و نهی از منکر فقط این نیست که ما برای اسقاط تکلیف، دو کلمه بگوئیم؛ آن هم در مقابل منکراتی که معلوم نیست مهمترین منکرات باشند. ۸ مرداد ۱۳۷۱

همه باید امر به معروف و نهی از منکر بکنند، اان هم عرض می‌کنم، نهی از منکر کنید. این واجب است امروز امر به معروف و نهی از منکر، هم مسئولیت شرعی و هم مسئولیت انقلابی و سیاسی شماست.

به من نامه می‌نویسند، بعضی تلفن می‌کنند و می‌گویند ما نهی از منکر می کنیماما مأمورین رسمی، طرف ما را نمی‌گیرند؛ طرف فرد مقابل را می‌گیرند. من عرض می‌کنم مأمورین رسمی چه مأمورین انتظامی و چه مأمورین قضائی حق ندارند از مجرم دفاع بکنند. مأمورین باید از آمر و ناهی شرع، دفاع بکنند. دستگاه حکومت ما باید از آمر به معروف و ناهی از منکر دفاع بکنند، این وظیفه است. ۲۳ تیر ۱۳۷۱

آیا معنای امر به معروف این است که این واجب به این عظمت را که قوام هر چیز به اوست، بیاورند در یک دایره‌ای محدود در خیابان‌های تهران. این است معنای حضور نیروهای مؤمن در صحنه‌های گوناگون جامعه؟ نه خیر، قضیه بالاتر از این حرفهاست. ۸ مرداد ۱۳۷۱

مهمترین وظیفه‌ای که در صراط امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد این است که باید نیروهای مؤمن و حزب‌الله و آمر به معروف و ناهی از منکر و آنهایی که انگیزه دارند، باید در نظام اسلامی در صحنه باشند و همه جا باید حضور داشته باشند. ۸ مرداد ۱۳۷۱

همه ی مردم باید وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر را برای خود قائل باشند و با لحن مناسب محل خلاف و گناه را به خاطی تذکر دهند؛ و انجام این امر، در مرحله عمل و اقدام تنها با اجازه حکومت باید انجام شود. ۲۰ دی ۱۳۶۸

امر به نیکی و صلاح و نهی از بدیها، مفاسد و تخلفات، از نظر قرآن کریم و اسلام، تضمین کننده خط صحیح و راه راست است.

هرکس به اندازه وسعت وجودی و شعاع قدرت خود، مسئول است و نباید در مقابل تخلفات، بدعت گذاریها ، از میان رفتن سنت‌ها و زمینه سازیهایی که برای تهاجم دشمن صورت می‌گیرد، بی تفاوت باقی بماند.

نقش امر به معروف و نهی از منکر در ایران اسلامی، روز به روز حیاتی تر می‌شود. خطاب کردن متخلف و بهره گرفتن از زبان، در نهی او از تخلف و امر وی به معروف، یک واجب الهی است.

استفاده از زبان در انجام این مهم، مبتنی بر حکمت و مصلحت است؛ زیرا اثر توالی امر ونهی زبانی در انسانها حتی با زبان خودش، همانند اثر توالی قطرات آب در سنگ و صخره است که در آن نفوذ کرده و سرانجام به درون آن راه می‌یابد.

در مسائل جهانی، ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی موظف به امر به معروف و نهی از منکر هستند. ۲۰ دی ۱۳۷۳

فصل چهارم: امر به معروف و نهی از منکر در فتاوای حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته)

بخش اول: احکام امر به معروف و نهی از منکر در فتاوای حضرت امام خمینی (ره)

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر مهمترین واجبات و اشرف آنهاست.

فرائض دینی به سبب امر به معروف و نهی از منکر استوار می‌گردد.

وجوب امر به معروف و نهی از منکر از ضروریات دین است.

منکر امر به معروف و نهی از منکر اگر توجه به لوازم آن داشته باشد، کافر است.

در آیات و روایات بسیاری با عبارات مختلف، بر اهمیت این واجب شرعی تأکید شده است، تا آنجه که فرموده‌اند: خداوند با مؤمن ضعیف که دین ندارد غضب دارد، سؤال شد که مؤمن ضعیف بی‌دین کیست؟ حضرت فرمود: آنکس که امر به معروف و نهی از منکر را ترک می‌کند.

تعریف معروف و منکر

آنچه را عقل و شرع، نیکو می‌داند معروف می‌نامند که در دایره احکام تکلیفی همان واجبات است.

آنچه را عقل و شرع ناپسند می‌داند منکر می‌نامند، و در احکام تکلیفی حرام و مکروه می‌باشد.

اقسام امر به معروف و نهی از منکر

امر به انجام واجبات و جلوگیری از محرمات واجب است، و امر به انجام مستحبات و نهی از انجام مکروهات ، مستحب است.

۴- امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی است امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی است که اگر به قدر کفایت به انجام آن اقدام کنند، از دیگران ساقط می‌شود و اگر همه کس آن را ترک کرده باشند، چنانچه شرایط آن موجود باشد، همه ترک واجب کرده‌اند.

در موارد زیر وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمی‌شود: ۱- اگر در امر به معروف و نهی از منکر، نیاز به اقدام گروهی باشد، و عده‌ای اقدام کرده، ولی مقصود حاصل نگردد، در این صورت از دیگران ساقط نمی‌شود.

۲- عده‌ای به انجام آن اقدام نمایند ولی کافی نباشند.

۳- فرد یا افرادی به انجام آن اقدام نمایند ولی تأثیر نکند و فرد یا افراد دیگر احتمال تأثیر بدهند، در صورتی که برای آنها شرایط موجود باشد، باید اقدام کنند.

۴- احتمال و گمان به اینکه دیگری به انجام معروف و نهی از منکر اقدام می‌نمایند ولی می‌داند تاکنون اقدام نکرده است کافی نیست، بنابراین چنانچه یقین ندارد که کسی امر یا نهی کرده و یا نه؟ واجب است اقدام کند.

۵- اگر یقین یا گمان دارد که دیگری به انجام امر به معروف یا نهی از منکر اقدام کرده، بر او واجب نیست، ولی اگر خلاف آن معلوم شود، واجب است اقدام کند.

۶- چنانچه موضوع واجب یا منکر از بین رود، اکر یا نهی واجب نیست، مثل آنکه، برای حفظ جان فردی می‌بایست نهی از منکر کند، ولی آن شخص از دنیا رفت.

تعارض امر و نهی

۱- چنانچه امر به معروف یا جلوگیری از منکر متوقف بر انجام کار حرام می‌باشد، یعنی تا حرامی را مرتکب نشود، نمی‌تواند جلوی منکر را بگیرد، یا واجبی را به انجام رساند، مثلاً تا دروغی نگوید، نمی‌تواند از نزاع و خونریزی جلوگیری کند، باید بین آن دو مراعات اهم را بنماید، یعنی هر کدام که مهمتر است انجام دهد، مثلاً اگر می‌تواند با ارتکاب یک دروغ از قتل انسان جلوگیری کند، چون حفظ جان انسان مهمتر است، باید این کار را انجام دهد.

۲- چنانچه امر به معروفی و نهی از منکری در بین باشد، و انسان قدرت بر انجام یکی از آنها را داشته باشد، در صورتی که هر دو از نظر اهمیت مساوی هستند، باید به یکی از آنها (هر کدام که بخواهد) عمل کند، و چنانچه یکی از آنها دارای اهمیت بیشتری است باید همان را انجام دهد.

چند مسئله

۱- در امر به معروف و نهی از منکر قصد قربت شرط نیست، بلکه غرض از این واجب انجام معروف و ترک منکر است ولی اگر قصد قربت کند، دو پاداش دارد.

۲- در وجوب نهی از منکر، فرقی بین گناه بزرگ (معصیت کبیره) و گناه کوچک (معصیت صغیره) نیست، پس اگر کسی مرتکب معصیت صغیره هم بشود، نهی او واجب است.

۳- اگر شخصی به قصد انجام کار حرام مقدمات آن را شروع کند، پس اگر

الف: می‌داند به انجام آن موفق می‌شود واجب است او را نهی کند.

ب: می‌داند به انجام آن موفق نمی‌شود نهی از منکر واجب نیست مگر از آن باب که مقدمه حرام هم منکر است و یا جرأت کردن بر انجام حرام هم معصیت است و باید جلوگیری شود.

ج: نمی‌داند به انجام آن موفق می‌شود یا نه؟ حکم «ب» را دارد.

شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر با وجود بعضی شرایط واجب می‌باشد، که در صورت نبود آنها، تکلیف ساقط است و آن شرایط عبارت است از: ۴۰

۱- کسی که امر یا نهی می‌کند، بداند آنچه، او انجام می‌دهد حرام است و آنچه را ترک کرده، واجب است، پس بر کسی که جاهل به معروف یا منکر است واجب نمی‌باشد.

۲- احتمال بدهد امر یا نهی او تأثیر دارد، بنابراین اگر می‌داند تأثیر ندارد و یا شک دارد، امر و نهی واجب نیست.

۳- شخص گناهکار اصرار بر ادامه ی کار خود داشته باشد، پس اگر معلوم شود گناهکار، بنای ترک عمل و عدم تکرار آن را دارد و یا موفق به تکرار نمی‌شود واجب نیست.

۴- امر به معروف و نهی از منکر، موجب مفسده‌ای نباشد، مگر در مواردی که در اسلام از اهمیت زیادی برخوردار است.

توضیح شرایط:

الف: علم به معروف و منکر (شرط اول)

۱- فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد وجوب و عدم آن و جواز و عدم آن واجب است، تا آنکه در امر و نهی مرتکب خلاف نشود.

۲- اگر شخصی در موردی که امر یا نهی جایز نیست، امر و نهی کند، بر دیگران واجب است او را از این کار بازدارند، (چون این عمل خود نوعی منکر است)

۳- اگر احتمال دهد که انجام دهنده منکر جاهل به حکم باشد، و مسئله مورد اختلاف نظر فقها نباشد، واجب است او را امر و نهی کند، به خصوص اگر جاهل مقصر باشد و احتیاط آن است که ابتدا حکم را به او یاد دهد، سپس او را نهی کند، به خصوص اگر جاهل قاصر باشد.

در این موارد امر و نهی واجب نست:

۱- آنچه را مکلف انجام داده یا ترک کرده است از مسائلی است که نظر فقها در آن متفاوت است، و بداند یا احتمال دهد که آنچه را انجام می‌دهد یا ترک می‌کند، نزد او جایز است. (مثل بازی با شطرنج بدون برد و باخت که ممکن است در نظر او از ابزار قمار نباشد)

۲- اگر انجام دهنده، جاهل به موضوع باشد، یعنی حکم را می‌داند ولی نمی‌داند این مورد از موارد حرام است، نهی کردن او و آگاه کردن او به موضوع واجب نیست. مثل آنکه می‌داند غنا حرام است ولی نمی‌داند، این صدا هم غناست و به آن گوش می‌دهد و یا می‌داند شراب حرام است ولی ۴۱

نمی‌داند مایعی که می‌نوشد شراب است. مگر آنکه آن عمل از چیزهایی باشد که شارع مقدس بدان اهمیت بسیار می‌دهد مانند کشته شدن انسان بی گناه، که در این صورت نهی از منکر واجب است.

۳- اگر امر یا نهی موجب توهین به مذهب باشد، هرچند خود او توهین نداندولی در نظر عده‌ای، امر یا نهی در این مورد توهین به حساب آید، جایز نیست. مگر آنکه مورد امر و نهی از موارد مهم باشد.

ب: احتمال تأثیر (شرط دوم)

۱- اگر می‌داند، امر به معروف یا نهی از منکر مؤثر است امر و نهی واجب است.

۲- اگر می‌داند امر و نهی تأثیر نمی‌کند امر و نهی واجب نیست.

۳- احنمال می‌دهد امر به معروف و نهی از منکر مؤثر باشد امر و نهی واجب است.

۴- دو نفر عادل شهادت می‌دهند که امر و نهی امروزی اثر ندارد ولی خودش احتمال می‌دهد مؤثر واقع شود واجب است امر و نهی کند.

۵- شخصی دو کار حرام مرتکب شده و یا دو واجب را ترک کرده است که می‌داند، امر یا نهی نسبت به هر دو مؤثر نیست ولی نسبت به یکی از آنها احتمال تأثیر می‌دهد. وظیفه چنین است:

الف: می‌داند نسبت به یکی (به طور معین) مؤثر است و نسبت به دیگری مؤثر نیست، باید همان مورد را امر یا نهی کند، مثلاً می‌داند نماز نمی‌خواند و روزه هم نمی‌گیرد ولی می‌داند اگر به هر دو امر کند، به هیچ‌کدام عمل نمی‌کند ولی اگر تنها به نماز امر کند مؤثر است، باید او را به انجام نماز امر کند.

ب: می‌داند نسبت به یک از آنها (به طور غیرمعین) مؤثر است، در این صورت هر کدام را مهمتر است باید عمل کند و اگر هر دو مساوی است، بین آن مخیر است به هر کدام که بخواهد، باید عمل کند.

۶- اگر احتمال بدهد که امر یا نهی او در تأخیر وقوع منکر یا تسریع انجام معروف مؤثر است، امر و نهی واجب است.

۷- اگر بداند که نهی او هم اکنون مؤثر نیست، ولی می‌داند یا احتمال می‌دهد که اگر اکنون او را امر یا نهی کند، نسبت به آینده مؤثر خواهد بود، امر و نهی واجب است.

۸- اگر بداند که امر و نهی او جلوی معصیت را نمی‌گیرد ولی از آن می‌کاهد _ امر و نهی واجب است و یا از معصیت مهمتری جلوگیری می‌شود هر چند معصیت کوچکتری انجام می‌شود.

۷- مسائلی که هنگام امر به معروف و نهی از منکر باید مراعات شود:

۱- اگر بداند امر و نهی، بدون تقاضا و نصیحت و موعظه اثر نمی‌کند، واجب است که امر و نهی را با نصیحت و موعظه و تقاضا همراه کند، و اگر بداند که درخواست و موعظه به تنهایی (بدون امر و نهی) مؤثر است، واجب است به همین گونه عمل کند.

۲- اگر بداند یا احتمال دهد که امر یا نهی اش با تکرار مؤثر است، واجب است تکرار کند.

۳- اگر بداند یا احتمال دهد که نهی او در حضور جمع مؤثر است (نه در تنهایی) اگر انجام دهنده، آن عمل را به طور آشکار انجام می‌دهد، جایز، بلکه واجب است که او را در جمع نهی کند، و اگر چنین نیست، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.

۴- اگر بداند که امر یا نهی او نسبت به مخاطب مؤثر نیست ولی نسبت به فرد دیگری مؤثر است، واجب است که به اولی امر یا نهی کند، بدان قصد که نسبت به دومی مؤثر باشد.

۵- اگر بداند که امر فرد خاصی نسبت به وی مؤثر است، واجب است که به آن فرد امر کند تا او را بدان کار وادارد.

۶- اگر فردی طوری است که اگر او را نهی کند، آن عمل را تکرار می‌کند ولی چنانچه او را امر کند ترک می‌کند، در صورتی که محذور دیگری در بین نباشد، واجب است او را امر کند.

۷- اگر تأثیر امر و نهی متوقف بر ارتکاب حرام یا ترک واجب باشد، جایز نیست و وجوب ساقط است، مگر آنکه مسئله از امور بسیار مهمی باشد که شارع مقدس راضی به تخلف از آن نباشد، مثل قتل انسان بی گناه، ولی آنچه را برای نهی از قتل مرتکب می‌شود بدین اهمیت نباشد، مثل اینکه برای جلوگیری از قتل انسانی، لازم باشد وارد خانه دیگران شود.

۸- اگر بداند که امر و نهی در صورتی مؤثر است که به او اجازه ی ترک واجب یا ارتکاب حرام دیگری را بدهد. مسئله چند صورت دارد:

الف: اگر هر دو مساوی هستند، جایز نیست و امر و نهی هم واجب نیست.

ب: آنچه را اکنون مرتکب می‌شود یا واجبی را که ترک می کندمهمتر است، مثل قتل انسان بی گناه، اجازه دادن جایز است.

ج: آنچه که اجازه ی انجام آن را می‌خواهد مهمتر است، جایز نیست و وجوب امر و نهی هم ساقط است.

ج - بنای بر استمرار گناه (شرط سوم)

۱- اگر می‌داند که انجام دهنده ی آن عمل، بنای ترک آن را دارد امر و نهی واجب نیست.

۲- اگر نشانه‌های ترک عمل از وی ظاهر شود و از آن، نشا نه‌های یقین حاصل شود که تکرار نمی کند، امر و نهی واجب نیست.

۳- اگر پشیمانی و توبه از او آشکار شد، امر و نهی واجب نیست.

۴- اگر نشانه‌ای که موجب گمان به ترک عمل می‌باشد از وی ظاهر شد، امر و نهی واجب نیست.

۵- اگر قبلاً بنای تکر ار عمل را داشته است ولی اکنون معلوم نیست که قصدش باقی است یا نه؟ بنا بر احتیاط واجب باید او را نهی کرد.

۶- مراد از استمرار، مداومت بر انجام کار نیست بلکه ارتکاب آن عمل است، هر چند یکبار دیگر باشد، پس اگر یک بار نماز را ترک کرد و بار دیگر هم بنای ترک دارد، امر به معروف واجب است.

۷- توبه ی از گناه واجب است، پس اگر معصیتی مرتکب شود واجب است فوراً توبه کند، و اگر توبه از او ظاهر نشد، امر او به توبه، واجب است، و همچنین اگر شک دارد توبه کرده است یا نه؟ و این، غیر از نهی از گناه است که انجام داده است، پس اگر می‌داند که بنای استمرا آن گناه را نداردولی توبه هم نکرده، باید او را به توبه ی از گناهی که مرتکب شده امر کند.

۸- اگر از حال او، اطمینان حاصل شد و یا از راه دیگری معلوم شد که بنا دارد معصیتی را مرتکب شود، هرچند هنوز هم مرتکب نشده، جلوگیری از او واجب است.

د: امر و نهی موجب مفسده نباشد (شرط چهارم)

در این موارد امر و نهی واجب نیست:

۱- بداند که نهی او سبب ضرر جانی و یا آبروئی یا مالی قابل توجهی به خودش یا نزدیکان و یاران و همراهان و یا سایر مؤمنان می‌شود.

۲- اگر نهی او سبب ضرر فعلی نیست ولی در آینده ضرری به او می‌رسد، واجب نیست.

چند مسئله

۱- اگر برپا داشتن واجب یا جلوگیری از منکر متوقف بر صرف مال باشد، چنانچه در حرج و مشقت واقع نمی‌شود، خوب است که صرف کند، ولی اگر مورد امر و نهی از مسائلی است که در اسلام اهمیت بسیار دارد، بذل مال هم واجب است.

۲- اگر معروف یا منکر، از اموری است که در اسلام از اهمیت بسیار برخوردار است، مانند حفظ جان عده‌ای از مسلمانان، و هتک نوامیس آنان یا محو آثار اسلام و ... باید مراعات اهمیت بشود، و هر آنچه که لازم است از بذل مال و جان و هر چه اهمیت کمتری از این موضوعات دارد، صرف شود.

۳- اگر بدعتی در اسلام واقع شود و سکوت دانشمندان دینی و رهبران مذهبی، سبب هتک اسلام و ضعف عقاید مسلمانان شود، بر آنها واجب است که به هر وسیله ی ممکن نهی از منکر کنند، هر چند بدانند مؤثر واقع نمی‌شود.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی است که اگر با عمل به مرتبه پایین‌تر مقصود حاصل شود عمل به مرتبه بعدی جایز نیست، و آن مراتب به طور اختصار چنین است:

الف: با معصیت کار، طوری عمل شود که بفهمد به سبب ارتکاب معصیت با او اینگونه عمل می‌شود مثل اینکه از او رو برگرداند یا با چهره ی عبوس با او برخورد کند و یا ترک مراوده و رفت و آمد کند.

ب: امر و نهی با زبان، یعنی به کسی که واجبی را ترک کرده است دستور دهد که واجب را به جا آورد و به معصیت کار دستور دهد که معصیت را ترک کند.

ج: استفاده از زور و جبر برای جلوگیری از منکر و اقامه ی واجب.

چند مسئله:

۱- اگر ترک معاشرت با معصیت کار سبب ترک معصیت به طور کلی نیست ولی سبب تخفیف آن می باشد، باید ترک معاشرت کند، و این در صورتی است که با عمل به دو مرتبه ی بعد مقصود حاصل نمی‌شود.

۲- اگر گناهکار ترک معصیت نمی‌کند مگر با جمع مرتبه ی اول و دوم، یعنی هم ترک معاشرت و هم گفتن، واجب است، که به هر دو مرتبه عمل کند.

۳- اگر جلوگیری از معصیت متوقف بر این باشد که دست او را بگیرد و یا او را از محل معصیت بیرون ببرد و یا ابزار را از دست وی بگیرد، واجب است به همین نحو عمل نماید.

۴- از بین بردن اموال معصیت کار جایز نیست مگر آنکه جلوگیری از معصیت متوقف بر آن باشد، که در این صورت اگر اموال او را تلف کند، ضامن نیست.

۵- اگر جلوگیری از معصیت متوقف باشد بر زندان کردن معصیت کار واجب است به همین گونه عمل کند، ولی از مقدار لازم نباید تجاوز کند- مثلاً اگر یک روز او را در جایی حبس کند معصیت را ترک می‌کند، نباید بیشتر از آن طول بدهد.

۶- اگر جلوگیری از معصیت متوقف بر کتک زدن گناهکار باشد جایز است، ولی باید زیاده روی نشود و بهتر است از مجتهد جامع‌الشرایط اجازه بگیرد.

اذن حاکم شرع در امر به معروف و نهی از منکر

اگر جلوگیری از معصیت حاصل نمی‌شود مگر با مجروح کردن و یا کشتن معصیت کار، جایز نیست مگر با اجازه ی مجتهد جامع‌الشرایط، با وجود شرایط آن، مگر آنکه منکر از اموری است که شارع مقدس به ان اهمیت بسیار می‌دهد و به هیچ وجه راضی به انجام ان نیست، واجب است جلوگیری از آن به هر نحو که ممکن باشد، هر چند با جرح و قتل گناهکار- مثل آنکه کسی بخواهد شخصی ر ابه ناحق بکشد.

آداب امر به معروف و نهی از منکر

سزاوار است، آمر به معروف و ناهی از منکر این گونه باشد: ۱- در امر و نهی مانند طبیب دلسوز و پدری مهربان باشد.

۲- در امر و نهی مصلحت طرف را در نظر بگیرد.

۳- امر و نهی او لطف و رحمتی بر معصیت کار و بر امت اسلامی باشد.

۴- قصد خود را خالص کند و تنها برای رضای خداوند اقدام کند و عمل خود را از هرگونه وسوسه و برتری جوئی پاک کند.

۵- خود را پاک و منزه نداند، چه بسا همان شخصی که اکنون خطائی از او سر زده است، دارای صفات پسندیده‌ای باشد، که مورد محبت الهی است، هرچند این عمل او هم اکنون ناپسند و مورد غضب الهی باشد.

اللهم اجعلنا من الذین یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر

بخش دوم: استفتائات از حضرت امام خمینی (ره) در باب امر به معروف و نهی از منکر

س ۱ _ در شرایط امروز وظیفه ما نسبت به امر به معروف افرادی ناشناس که نمی‌دانیم اثر دارد یا نه، چیست؟

ج _ در فرض احتمال اثر و اجتماع سایر شرایط واجب است.

س ۲ _ معاشرت با افرادی که عمل حرامی چون مشروب خواری و ... انجام داده‌اند، چگونه است.

ج _ باید مراعات شرایط مقرره نهی از منکر نمایند و ترک معاشرت یکی از درجات نهی از منکر است.

س ۳ _ افرادی در ادارات هستند که انسان احساس می‌کند با انقلاب میانه‌ای ندارند و فقط ظاهر خود را عوض کرده و احتمالاً گاهی اوقات هم کارشکنی می‌کنند آیا معرفی این طور افراد به مقامات ذی صلاح مملکت از نظر شرعی اشکال دارد؟ رفت و آمد خانوادگی با آنان چه صورتی دارد؟

ج _ در صورتی که کارشکنی بکند بعد از ارشاد معرفی او اشکال ندارد.

س ۴- دوستی با کسی که مسلمان است و فرایض دینی خود را نظیر نماز و روزه انجام می‌دهد، ولی اعتقادی به ولایت فقیه و رهبری امام خمینی و به دولت جمهوری اسلامی ایران ندارد و طرز فکر التفاطی دارد، آیا لازم است با مباحثات، امر به معروف و نهی از منکر را انجام داد؟ یا قطع رابطه کنیم؟ ج - او را ارشاد نمایید.

س ۵- یکی از نزدیکان مخفیانه تریاک می‌کشد تکلیف من نسبت به او چیست؟ لطفاً فتوای امام را نسبت به خرید و فروش و کشیدن تریاک بنویسید.

ج _ او را ارشاد نمایید خرید و فروش تریاک جایز نیست.

س ۶- آیا با اینکه می‌بینیم مردم در آشغالیها و زباله‌ها نان و برنج و گوشت و ... می‌ریزند وظیفه ی ما نسبت به این امور چیست؟ با اینکه اصراف و تبذیر و بی‌احترامی به نعمت‌های الهی است.

ج - با مراعات شرایط، امر به معروف و نهی از منکر نمایید.

س ۷ _ مدتی است در مغازه ی دوخته فروشی مشغول به کار هستم، صاحب مغازه قسم‌های ناروا و دروغ های بیجا برای فروختن جنس خود می‌خورد، آیا از نظر شرعی اشکال دارد من آنجا کار کنم یا نه؟ در ضمن جای دیگری برای کار کردن ندارم، آیا شریک جرم او هستم یا نه.

ج _ کار کردن در آنجا اشکال ندارد ولی دروغ گفتن و قسم دروغ حرام است او را نهی از منکر نمایید.

س ۸- شخصی مدت زیادی با رفت و آمدهای مشکوک و برخورد شبهه آمیز با همسر یکی از اقوام، شوهر او را وادار نموده تا او را طلاق دهد، و پس از عده با او ازدواج کرد، البته این شخص در زمان طاغوت در بین دوستانش مشهور به فساد و فحشاء بوده و توبه هم نکرده، رفت و آمد اقوامش با چنین شخصی چگونه باید باشد.

ج - قطع رحم جایز نیست و رفت و آمد اشکال ندارد و با مراعات شرایط مقرره امر به معروف و نهی از منکر نمایید.

س ۹- بنده دارای چهار پسر عمو و یک دختر عمو می‌باشم که به طور کلی اهل عبادت نیستند که هیچ، اکثر درآمد آنها از قمار و خرید و فروش مواد مخدر می‌باشد و به مقدسات مکتب من نیز توهین می‌کنند و با حکومت طاغوتی گذشته که منافع آنها را از راه نامشروع تهیه می‌کرد موافق بوده و می‌باشند و حال هم در انتظار حکومت طاغوتی هستند، انشاءالله که در خواب هم نخواهند دید آیا من می‌توانم با ایشان آمد و رفت نمایم؟

ج - قطع رحم نکنید و تا می‌توانید آنها را ارشاد نمایید.

س ۱۰- اگر زنی در زندگی اولاً اطاعت از شوهر نکرد ثانیاً برای شوهرش ارزش قائل نبود ثالثاً اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود رابعاً در زندگی مرتب دروغ گفت تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست.

ج - باید او را امر به معروف و نهی از منکر نمایید.

س ۱۱ _ چندین سال است که ازدواج کرده‌ام، خودم خیلی دنبال مسائل دینی و شرعی هستم و مقلد امام می باشم، متأسفانه همسرم زیاد به مسائل دینی اهمیت نمی‌دهد و بعضی اوقات پس از خیلی سر و صدا یک دفعه نماز می‌خواند و چند دفعه نمی‌خواند و این امر مرا زیاد رنج می‌دهد، در اینجا وظیفه من چیست.

۱- آیا خوردن غذایی که او درست می‌کند از نظر شرعی جایز است.

۲- آیا در این مورد، در روز قیامت، من مسئول نیستم.

۳- آیا در اثر بی‌توجهی او به دین، باید او ر اطلاق داد.

ج - اگر منکر خدا یا رسول یا یکی از ضروریات دین نیست پاک است و باید او را امر به معروف کنید و اگر مؤثر نباشد شما معذور هستید و لازم نیست طلاق دهید و اختیار طلاق در دست خود شما است.

بخش سوم: استفتائات از مقام معظم رهبری در باب امر به معروف و نهی از منکر

سؤال ۱: همانگونه که مستحضر هستید، بسیاری از مسافرین هنگام عبور از گیتهای بازرسی با وضعی زننده و خلاف شئونات اسلامی ظاهر می‌شوند، آیا برادران و خواهرانی که در این گیتها جهت رعایت مسائل امنیتی مسافرین را کنترل می‌کنند در خصوص امر به معروف و نهی از منکر وظیفه دارند، یا خیر؟ ج - تکلیف الهی امر به معروف و نهی از منکر وظیفه شرعی عموم مسلمین و در همه جا باید انجام شود.

سؤال ۲- استفاده از شبکه‌های تلویزیونی ارسالی از ماهواره و همچنین از شبکه‌های تلویزیونی کشورهای حوزه ی خلیج فارس برای ساکنین استانهای مرزی چه حکمی دارد.

ج - برنامه‌های ارسالی از ماهواره‌های غربی و بسیاری از کشورهای هم جوار متضمن بدآموزی و قلب حقایق و مشتمل بر برنامه‌های لهو و فساد است، استفاده ی از این گونه برنامه‌ها از آنجا که موجب گمراهی و افتادن در مفسده می‌شود، حرام است. البته اگر برنامه‌های قرآن و امثال آن باشد شرعاً اشکال ندارد.

سؤال ۳ _ استفاده از شبکه‌های تلویزیونی ارسالی از ماهواره برای کارمندان نظام جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور چه حکمی دارد.

ج - حکم همان است که در پاسخ سؤال اول بیان شد و فرقی بین کارمندان نظام جمهوری اسلامی و سایر مکلفان در این باره نیست.

سؤال ۴- وظیفه مردم در قبال بدحجابی و مفاسدی که در جامعه به دور از چشم نیروهای انتظامی و یا در ملاء عام گاهی دیده می‌شود چیست.

ج - نهی از منکر با مراعات شروط شرعی آن است.

سؤال ۵- آیا جرح و قتل در امر به معروف و نهی از منکر را به وسیله ی عامه مردم جایز می‌دانید و یا اینکه تفصیل قائلید، جرح (جایز باشد) و قتل (جایز نباشد) و اینکه هیچ‌کدام را روا نمی‌دانید.

ج - تا حد امر به معروف و نهی از منکر لسانی و مراوده‌ای با مراعات شروط شرعی آن وظیفه ی عموم است، زاید بر آن مؤکول به نظر مرجع قضایی صالح و مسئولین ذی‌ربط انتظامی است.

س ۶ _ در صورتی که فردی بخواهد ازدواج کند و به خاطر جو نامساعد خانواده و مذهبی نبودن اقوام، از بعضی اعمال خلاف شئونات اسلام نمی‌تواند جلوگیری کند از جمله همین آلات لهو و لعب و یا دیگر مسائل خلاف شرعی که هست، آیا باید با افرادی مثل پدر و مادرش برخورد کند یا تا پایان مراسم عروسی و عقد خویشتنداری کند؟

ج - در صورت تحقق موضوع و شرایط نهی از منکر، وظیفه ی نهی از منکر دارد.

س ۷- آیا فقط یکبار تذکر دادن در امر به معروف و نهی از منکر برای فرد عادی رفع تکلیف می‌شود؟ ج - اگر در تکرار تذکر، احتمال تأثیر بدهد تکرار واجب است.

س ۸ _ مراتب امر به معروف نسبت به کسانی که خدای ناکرده نماز به پا نمی‌دارند و نهی از منکر در برخورد با کسانی که شئونات اسلام عزیز را در اعمال و گفتارشان مراعات نمی‌کنند را بیان فرمائید (مانند تراشیدن ریش، نیش زدن به انقلاب اسلامی به خاطر بعضی کج سلیقگی‌ها و ...)

ج - در حد بیان و تذکر لسان و احیاناً ترک مراوده موقتاً، اگر احتمال تأثیر داشته باشد وظیفه عمومی است.

س ۹ _ وظیفه ما در برخورد با انحرافات و مسائل خلاف شرع (فساد و بدحجابی) که در جامعه گسترش یافته چیست؟

ج - در هر صورت وظیفه آحاد مسلمین در موارد مقتضی تذکر، نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر با مراعات شروط مقرره است.