فرهنگ مصادیق:گرانفروشی و کم فروشی
گرانفروشی و کم فروشی و احتکار از نظر شریعت اسلام و قوانین جاری مملکتی
نویسنده: دکتر محمد خاور
مستشار دادگاههای استان مرکزی
محتویات
ماهیت حقوقی گرانفروشی و کم فروشی و احتکار
گرانفروشی و کم فروشی و احتکار از آن دسته جرائمی است که عنصر تقلب و دغلکاری برای بردن مال دیگران در آنها نقش اساسی دارد.
اولین تقسیم بندی جرائیم این است که آنها را به جرائم ذاتاً قبیح و جرائمی که قبح آن وضع و قراردادی است تفکیک میکنند. گرانفروشی چون متضمن تقلب و دغلکاری است از جرائم ذاتاً قبیح میباشد زیرا فطرت بشر با آن مخالف است و عقل سلیم آن را مذموم میداند. و از این جهت است که هم مذهب و هم عرف آن را مذموم و ممنوع و قابل مجازات دانسته است.
آیات قرآن مجید
در قرآن مجید که کتاب آسمانی و کلام الهی است به طور صریح و مکرربه کم فروشی اشاره شده و به شدت تقبیح گردیده است و بالاتر از آن قرآن کریم کم فروشی را موجب ویران شدن شهر مدین و نابود شدن قوم آن معرفی کرده است.
و در شش سوره از ۱۱۴ سوره قرآن کم فروشی مورد مذمت قرار گرفته است:
اول ـ سوره مطففین که این سوره مبارکه که به نام کم فروشان معرفی شده است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ، الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ، أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ، لِيَوْمٍ عَظِيمٍ، يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ.[۱]
ترجمه. وای به حال کم فروشان آنان که وقتی چیزی را با پیمانه یا وزن از مردم تحویل میگیرند کاملاً حق خود را استیفاء میکنند ولی وقتی چیزی را تحویل مردم میدهند در پیمانه و وزن کمتر میدهند. آیا آنها عقیده ندارند که بعد از مرگ زنده خواهند شدو به روز بزرگ رستاخیز ایمان ندارند. روزی که تمام مردم در پیشگاه خداوند برای تعیین سرنوشت خود میایستند.
دنباله این سوره شریفه دربارهٔ کسانی است که ایمان ندارند و عذابی است که در انتظار آنها است.
دوم ـ سوره اسراء: وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا.[۲]
ترجمه ـ جنس را با پیمانه کامل و وزن درست تحویل بدهید. که این کار خوب میباشد و عاقبت بهتری برای شما دربردارد. در این سوره مبارکه که قبل از اشاره به موضوع پیمانه و وزن صحیح به زنا و قتل نفس و تعدی به مال یتیمان اشاره شده است و کم فروشی در ردیف این گناهها قرار گرفته است.
سوم ـ سوره رحمن: وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ، أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ، وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ.[۳]
ترجمه ـ آسمان را خداوند برافراشت و میزان عدل را برقرار کرد. تا در آنچه وزن میکنند تجاوز و تعدی روا ندارید و هرگاه چیزی را وزن میکنید عدالت و صحت ترازو را رعایت کنید و آنچه را وزن میکنید کم ندهید.
چهارم ـ سوره انعام: وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ[۴] (پیمانه را تمام و وزن را درست و عادلانه تحویل بدهید) در این سوره مبارکه خداوند متعال آنچه را بر بندگان خود حرام کرده است برمی شمرد: خودداری از شرک، و احسان به والدین، و خودداری از کشتن اولاد خود از ترس فقر و تنگدستی، و خودداری از فحشاء ظاهر و باطن، و قتل نفس، وخودداری از تجاوز و دست درازی به مال یتیم، و در آخر صحت پیمانه و وزن و خودداری از کم فروشی است.
پنجم ـ سوره اعراف: که در این سوره شریفه خداوند خطاب به قوم شعیب اهالی شهر مدین میفرماید: پیمانه و وزن را تمام و کمال تحویل بدهید و در مال مردم نقصان روا مدارید و در پهنه زمین پس از آنکه صلاح و اصلاح برقرار شد فساد را منتشر نکنید و این امر برای شما بهتر است اگر ایمان داشته باشید.
ششم ـ سوره هود: که در این سوره مبارکه نیز خداوند داستان قوم مدین و رفتار ناهنجار آنان را با شعیب پیغمبر و سرنوشت وحشتناک آنها را بازگو میکند و در خصوص کم فروشی میفرماید:
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّي أَرَاكُمْ بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ،[۵] وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ،[۶] بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ،[۷] قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ،[۸] قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ،[۹] وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ،[۱۰] وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ،[۱۱] قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ،[۱۲] قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءَكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ،[۱۳] وَيَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ،[۱۴] وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ،[۱۵] كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا بُعْدًا لِمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ[۱۶]
ترجمه ـ و همچنین برای مردم مدین برادرشان شعیب را فرستادیم. شعیب به آنان گفت ای قوم خدای یگانه را پرستش کنید که پروردگار دیگری جز او ندارید و در پیمانه ترازو کم فروشی نکنید، من شما را در حال و روز خوبی میبینم ولی برای شما بیم دارم از فرا رسیدن روزی که عذاب آن شما را هر طرف دربرگیرد ای قوم پیمانه و ترازو را از روی عدالت به تمام و کمال ادا کنید و حق مردم را ضایع نکنید و در روی زمین فساد را پراکنده نسازید. آنچه که بدون کم فروشی و با اطاعت از دستورات الهی برای شما باقی میماند متضمن خیر و برکت بیشتر میباشد اگر ایمان به داشته باشید، و من مأمور مراقبت شما نیستم بلکه خدا ناظر و مراقب شما است و من اخطار کنندهام و بس. قوم مدین گفتند ای شعب آیا نماز تو به تو امر میکند که ما آنچه را که پدرانمان میپرستیدند کنار بگذاریم و در اموال خود به دلخواه خود تصرف نکنیم (و از روی تمسخر و استهزاء) به شعیب گفتند واقعاً که تو مردی بردبار و عاقل و رشید هستی. شعیب گفت ای قوم آیا چنین میپندارید که اگر من آگاه به خواست خدا هستم و در راه راست قدم برمیدارم و خداوند به من روزی حلال داده است، پس به خاطر شما باید روزی حلال خود را با کم فروشی و دست درازی به مال دیگران تبدیل به حرام کنم، و من نمیخواهم شما را از چیزی منع کنم سپس خود دست به انجام آن بزنم، من هدفی ندارم جز اصلاح کار و وضع شما به اندازهای که برای من مقدور میباشد و توفیق من فقط از ناحیه خداوند است که بر او توکل کردهام و بازگشت من به سوی او است. ای قوم مدین مبادا که مخالفت شما با اصلاح طلبی من موجب شود که مانند قوم نوح یا قوم صالح گرفتار عذاب الهی شوید و همچنین قوم لوط که گرفتار عذاب خدا شدند از شما زیاد دور نبودند. از خدای خودتان طلب مغفرت بکنید و از کارهای ناپسند و رشت خودتان که کم فروشی است به درگاه خدا توبه کنید که خدای من بخشنده و مهربان است. قوم مدین گفتند ای شعب ما بسیاری از آنچه تو می گوئی درست نمیفهمیم (به این لحن با شعیب سخن گفتند که نسبت به گفتهها و نصایح او بی مبالاتی و عدم اعتناء نشان داده باشند) و ما ترا در میان خود فرد ذلیل و ضعیف میبینیم و اگر خویشان و کسان تو نبودند ترا سنگسار میکردیم چه تو در نزد ما عزت و حرمتی نداری شعیب گفت ای قوم آیا کسان من در نظر شما از خدا عزیزتر هستند که به خاطر آنها از آزار من صرفنظر میکنید ولی به خاطر خدا به نصایح من گوش نمیدهید و فرمان خدا را یک امر مهمل دانسته و پشت سر خود به بی اعتنائی انداختهاید. خدای من به تمام کارهای شما عالم است و احاطه دارد. ای قوم مواظب حال و روز خودتان باشید که من هم مواظب حال و روز خودم هستم وشما را معلوم خواهد شد که چه کسی گرفتار عذابی ذلیل کننده میشود و دروغگو چه کسی است و منتظر فرارسیدن عذاب الهی باشید که من هم منتظر فرا رسیدن آن برای شما هستم. وقتی زمان نزول عذاب ما برقوم مدین فرا رسید شعیب را و کسانی را که با او به خدا ایمان آورده بودند مورد رحمت خود قرار داده و از آن عذاب نجات دادیم وصحیه آسمانی کسانی را که ستمکاره بودند (به خدای یگانه ایمان نیاورده بودند و کم فروشی میکردند) هلاک کرد پس در شهر و دیار خودشان در حالی که زانوی خود را بغل کرده بودند نابود شدند آنچان که گوئی هرگز نبودهاند دور هلاک باد قثوم مدین همچنان که دور وهلاک گردید قوم ثمود.
قرآن کلام خدا است و حکم هر مسئله یا چیزی درآن یافت میشود ولی در خصوص کم فروشی ملاحظه میشود که خیلی صریح و روشن مورد بحث قرار گرفته و به طور مکرر و موکد مورد نکوهش واقع شده است و عاقبت آن بسیار شوم و نابود کننده معرفی شده است. حکم خدا دربارهٔ گرانفروشی و کم فروشی آن چنان صریح و روشن بیان شده است که به جای گفتگو و انکار و تردید باقی نمیماند. تذکر این نکته ضروری است که در قرآن مجید و احادیث وارده از حضرت ختمی مرتبت به مسئله گرانفروشی مستقیماً و صریحاً اشارهای نشده است چه در آن زمان مؤسسهای برای تعیین و تثبیت قیمتها وجود نداشته و نرخ اجناس را در آن محیط کوچک و محدود نظام عرضه و تقاضا تعیین میکرده است. ولی اگر این مطلب را در نظر بیاوریم که حاصل کم فروشی و هم گرانفروشی عدم تعادل و توازن کالا وقیمت است (دریافت وجه بیشتر برای کالای معین که گرانفروشی است یا تحویل کالای کمتر برای قیمت مهعین که کم فروشی است) درآن صورت با توجه به وضع اجتماع و طرز خرید و فروش جامعه امروز و تنقیح مناط قطعی و استنباط ملاک مشترک میتوانیم احکام وارده در باب کم فروشی را برگرانفروشی تطبیق نمائیم. اقتضای زمان و مصلحت اجتماع و حکم عقل چنین است.
به علاوه منع احتکار و خطاکار یا ملعون دانستن محتکر در حقیقت به معنی نکوهش و منع گرانفروشی است چون قصد محتکر از مخفی کردن اوراق عمومی تشدید مضیقه و ازدیاد تقاضا و بالا رفتن قیمت کالای احتکار شده است. و در واقع احتکار مقدمه گرانفروشی است.
از بررسی داستان قوم مدین و رسالت شعیب و رفتار ناهنجار قوم او و سرنوشت آنها و سایر آیات کریمه نقل شده چنین نتیجه گیری میشود که:
۱ـ گرانفروشی و کم فروشی همانا اشاعه فساد در جامعه است بس مبارزه با گرانفروشی همان مبارزه همان مبارزه با فساد است.
۲ـ ادامه گرانفروشی و کم فروشی موجب زوال خیر وبرکت از جامعه است و در آخرسر موجب فنای جامعه و هلاک مردم است.
۳ـ گرانفروشی و کم فروشی در ردیف گناههای بزرگ نظیر شرک به خدا و قتل نفس و تجاوز به مال یتیم میباشد.
۴ـ ادعای قوم مدین که حق دارند در مال خودشان به دلخواه خودشان هر تصرفی را که بخواهند بکنند مردود اعلام شده است چه این بهانه جوئی و عذر تراشی مانع نزول عذاب الهی و نابودی آنها نگردید. بدیهی است که تسلط افراد براموال خودشان تا جائی مجاز و معتبر است کهموجب ضرر به دیگران نگردد. در اینجا نکتهای را متذکر میشوم که مسلمان واقعی کسی است که تمام احکام الهی را قبول و اطاعت کند نه این که قسمتی را که به نفع خود میبیند بپذیرد رد کند یا مسکوت بگذارد. خداوند در سوره نساء کسانی را که مصداق (یقولون نؤمن ببعض و نکفرببعض) باشند کافر دانسته و عذاب اهانت بار در انتظار آنها است و در سوره حجر میفرماید:
(کما انزلنا علی المقتسمین. الذین جعلوا القرآن عضین فور بک لنسئلنهم اجمعین. عما کانوا یعملون)
بدین مفهوم که بر.. .. عذاب نازل خواهیم کرد همان طوری که بر مقتسمین (کسانی که پارهای از قرآن را قبول کرده و پاره دیگر آن را قبول نمیکردند) عذاب نازل کردیم. قسم به خدای توکه از همه آنها راجع به همه کارهائی که میکردند پرسش و بازخواست خواهیم کرد.
و اما در خصوص احتکار از پیغمبر اکرم (ص) نقل است که محتکر را خطاکار دانسته و درجای دیگر محتکر را ملعون معرفی کرده است. و به حکیم بن حزام که تاجر ثروتمندی بود و ارزاق عمومی را یک جا خریداری میکرد پیغمبر اکرم (ص) اخطار کرد مبادا که احتکار کنی و در موردی که به حضرت رسول (ص) اطلاع دادند مردم در مضیقه هستند و کسانی ارزاق عمومی را احتکار کردهاند، فرمان داد تا اجناس آنها را به بازار آوردند و در معرض تماشای عمومی قرارداد تا هر کس لازم دارد از آن اجناس خریداری کند.
قوانین کیفری و طبقه بندی جرائم
گران فروشی و کم فروشی و احتکار از جرائمی است که از بدو وضع و تصویب قانون مجازات عمومی قابل تعقیب تشخیص داده شده است سپس بر اثر تغییراتی که در اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی رخ داده قوانین خاصی برای جلوگیری از گران فروشی یا احتکار به تصویب رسیده است و به طور کلی در این قبیل موارد جرائم مربوطه را به سه دسته میتوان تقسیم کرد:
دسته اول: گران فروشی ـ. کم فروشی ـ و مواضعه برای گران کردن اجناس اضافه به نرخ عادله و فریب دادن مشتری از لحاظ کمی یا کیفی و دادوستد با اوزان و مقیاسهای تقلبی ـ احتکار و تعطیل واحدهای تولیدی و عدم رعایت مقررات صنفی از قبیل ندادن فاکتور به خریدار یا عدم نصب برچسب قیمت روی اجناس و نظائر آنها است که در دادگاههای کیفری دادگستری قابل تعقیب و مجازات هستند.
دسته دوم ـ جرائمی که قابل طرح در کمیسیون امنیت اجتماعی میباشند. این دسته عبارتند از تحریک مردم شهر و دهات به ضدیت با یکدیگر به نحوی که سلب آسایش و اخلال در نظم و آرامش عملاً فراهم گردد و خودداری از دادن بهره مالکانه یا امتناع از کشت یا مانع از انجام وظائف مأمورین دولت شدن و دخالت در کارهای مواد مخدر ـ و امور مربوط به قاچاق گمرک ـ و عبور دادن افراد به طورغیر مجاز از مرز و اخلال در عرضه دام و توزیع گوشت یا گندم و آرد و قند و شکر و برنج و روغن و سایر مواد ارزاق عمومی که دولت تعیین خواهد نمود.
دسته سوم ـ جرائم مندرج در قانون تنظیم توزیع کالاهای مورد احتیاج عامه و مجازات محتکران و گران فروشان مصوب اردیبهشت ماه ۱۳۵۳ که رسیدگی به آنها در صورت استدعای دولت از پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاه و به شرط تصویب معظم له به دادگاههای نظامی واگذار میگردد. جرائم مزبور اجمالاً شامل پنهان نمودن کالاهای مورد احتیاج ضروری عامه ـ گران فروشی کالا یا مصنوعات یا فرآوردههای یا کم فروشی یا عدم و فروش آنها ـ عدم ارائه اسناد و اطلاعات مربوط به قیمتها میباشد.
آئین نامه مربوط به سازمان دادگاههای بدوی و تجدید نظر و صلاحیت و طرز رسیدگی آنها و همچنین آئین نامه مربوط به کالاهای مورد احتیاج ضروری عامه تصویب شده است ولی در حال حاضر قانون مزبور به مرحله اجراء گذارده نشده است.
اصل چهاردهم انقلاب شاه و مردم و نتایج سودمند اجتماعی و اقتصادی آن
اصل چهاردهم انقلاب شاه و مردم اختصاص به مبارزه با گران فروشی و کم فروشی دارد که خود یکی از جلوههای مبارزه با فساد است. ثمره اجتماعی آن از بین رفتن دیر باوری و تزلزل روحی مردم است. بدون مشارکت عمومی مردم در کارهای مربوط به نوسازی اجتماع امید پیشرفت و نتیجه گیری مثبت بسیار اندک است وآنگهی مردم بدون اعتقاد راسخ و روحیه قوی امیدوار کننده در کارهای عمومی مشارکت نمیکنند. پی گیری در امر مبارزه با فساد و ریشه کن کردن گران فروشی و کم فروشی بدون شکستن چهارچوب قوانین جاری مملکتی و توجه بیشتر به مراکز فساد و کانونهای آشفتگی اجتماعی و اقتصادی و تنبیه خطاکاران بزرگ و کوچک بدون تبعیض و ملاحظه مقام و موقعیت خطاکاران از عواملی است که در رفع دیرباوری مردم و تزلزل روحی آنان مؤثر میباشد.
اعلام مبارزه گران فروشی و کم فروشی به عنوان اصل چهاردهم انقلاب شاه و ملت، مسئله پیگیری در مبارزه را مسجل کرده است و نحوه کار سازمانهای مربوط در تعقیب خطاکاران نشان میدهد که تبعیض در این کار نمیشود و خطا کاران مقتدر وضعیف همزمان و به طور یکسان تحت تعقیب قرار میگیرند. مهار کردن اقدامات اجرائی این مبارزه همه جانبه و امیدوار کننده و قرار دادن آن در چهارچوب قوانین و مقررات جاری مملکتی کاری است که در عهده مراجع قضائی میباشد و کاملاً روشن است که محاکم دادگستری جز اجرای صحیح قوانین وظیفهای ندارند و جز این کاری نمیتواند بکنند و این امر موجب ازدیاد حسن اعتماد مردم و ثبات و استحکام روحیه آنان میشود.
و اما ثمره اقتصادی مبارزه با گران فروشی و کم فروشی و احتکار، تقویت شالوده پی ریزی شده اقتصاد سالم میباشد. افزایش پول درگردش وازدیاد درآمد افراد وقتی موجب رفاه بیشتر مردم میشود که قیمتها ثابت بماند والا اثرات آن برای عامه مردم خنثی میگردد و نتایج مطلوب آن عاید عدهای معدود از زالوهای اجتماع میشود، و بالنتیجه مانع رشد سالم اقتصاد کشور و شکوفائی آن میگردد.
مبارزه چند ماهه سازمانهای مملکتی با گرانفروشی به حدی مجدانه و بی امان بوده است که حتی افراد بدبین نتیجه مثبت آن را تصدیق میکنند و اگر این نکته را در نظر بیاوریم که سنخ کار مستلزم پیگیری وجدیت در مبارزه برای مدت طولانی میباشد معلوم میگردد که ثمرات بیشتر و نتایج امیدوار کننده تری در پیش داریم.
پیگیری و جهت گیری بی غرضانه در مبارزه با گران فروشی و کم فروشی و احتکار و در هم شکستن کانونهای فساد و مراکز آشفتگی اقتصادی و اجتماعی توأم با اصرار در اجرای صحیح و بی طرفانه قوانین و مقررات جاری مملکتی ضامن موفقیت در این مبارزه همه جانبه و همه کس پسند میباشد، و این توفیق موجب خوش باوری مردم و آماده شدن آنان برای همکاری و مشارکت فعالانه و صمیمانه در کار نوسازی و پیشرفت کشور است.







