فرهنگ مصادیق:چاپلوسی و مدیریت تملق پذیر آفات پیشرفت جامعه
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ تملق مانع پیشرفت خلاقیت
- ۳ باورهای کاذب مدیران
- ۴ نان به نرخ روز خور
- ۵ چاپلوسی؛ نوعی باج دادن
- ۶ آفتی از آفتهای مدیریت
- ۷ ● برخورد قاطع با متملقان
- ۸ ● پدیدهای از فرهنگ گذشته
- ۹ ● رفتار شگفت آور
- ۱۰ ● چاپلوسی پلکان افراد ناتوان
- ۱۱ ● مدیریت تملق دوست
- ۱۲ ترس از دست دادن کار
- ۱۳ ● نقش مدیریت کارآمد در خنثی سازی فضای تملق گویی
- ۱۴ شایستگی و حفظ حقوق و اخلاق فردی
- ۱۵ آفات وابستگی به تشویق
- ۱۶ نشانههای یک مدیر ضعیف
مقدمه
چاپلوسی و مدیریت تملق پذیر آفات پیشرفت جامعه شخصیتهای به دور از کرامت و منش متعهدانه انسانی با مجیزگویی و چرب زبانی فریبنده، آنان را که میباید با خلاقیتهای خود سیستمهای اداری را مدیریت کنند، متحول سازند و تغییرات نوین در ارکان و بدنه ساختار کاری تحت مسئولیت خود به وجود آورند به سکون و رخوت وا میدارند. چنین مسئولانی، با چاپلوسی و تملق گوییهای برخی از اطرافیان و حتی زیردستان دست کم، تنها به یک حضور فیزیکی خوش باور مبدل میشوند تا یک شخصیت مقتدر، خلاق و نوآور که مفید حال دستگاههای اداری مربوطه، جامعه و در نهایت کشور باشند. این روند وازدگی و واپسگرایی سابقهای تازه ندارد که همچنان به عنوان یک آفت بزرگ و با اثرات اختاپوسی بر سیستم اداری خیمه زده است...
... هیچ ابایی نمیکند. جلوی جمع کثیر همکاران از روی صندلی بلند میشود و خطاب به رئیس اداره خود که به مناسبت معرفی معاون اجتماعی اداره، پیرامون جدیت عمل در انجام امور موظف محوله سخنرانی میکرد، میگوید: ... بسیار عذر میخواهم جناب آقای رئیس!، هیجان قلبی ام غلیان کرد که صحبتهای گران بهای شما را قطع کردم. جناب آقای... حضرت عالی مستحضر هستید بنده خدمتگزاری به آقای معاون جدید را خدمتگزاری به شخص جناب عالی از جمله بالاترین وظیفه خود میدانم. شخص شخیص آن مقام پرارج و والا حتما فراموش نفرمودهاند که بنده طی سالهای خدمت همواره مطیع فرامین شما بوده و هستم. برکت وجود مستطاب شما موجب دلگرمی قاطبه کارکنان بوده است. افتخار میکنم همیشه سایه پایدار حضرت عالی برسر ما زیردستان شما تابندگی داشته باشد- کوچک شما...» حیرت و سکوت غلیظ حضار در سالن آمفی تئاتر محل سخنرانی چنان حاکم بر فضا شد که انگاری هیچ جنبدهای در آنجا حضور ندارد که... که با تبسم و کلام ملایم رئیس اداره، ترک خورد: ممنونم آقای... شما همیشه سبب امیدواری بودهاید. این اظهار لطف شما نشان میدهد که من هم در انجام وظایفم موفق بودهام و... امیدوارم همچنان باشم.»
تملق مانع پیشرفت خلاقیت
«ابراهیم -ک» کارمند یک شرکت خصوصی، میگوید: فرهنگ تملق و تکریمهای بودار برخی از کارکنان لطمه زیاد به تحرک و شیوه کاری میزند به خصوص زمانی که مدیر یک اداره یا شرکت آدمی باشد که از تشویقها و تعظیم و تکریمهای زیرمجموعه اش همواره استقبال میکند اما هیچ اقدام موثر در پیشرفت و تولید تحت نظارت خود به عمل نمیآورد. برخی مسئولان قسمتها هم صرفا تابع دستورات مقامهای بالاتر خود هستند. من تا بحال در دو سه اداره و شرکت خصوصی کار کردهام. در حدود ۲۰-۱۸ سال با بسیاری از تیپهای مسئول و سرپرست کار کردهام. میتوانم بگویم یک مشکل اداری، رفاقت بازی بین یک گروه از رده مسئولان بوده است. آنها هوای همدیگر را داشتهاند. کسی که مشکل داشته باشد، دوست دارد همه از او تعریف و تمجید کنند. یک تیپ آدم هم متاسفانه وجود دارند که تملق گویند.»
باورهای کاذب مدیران
از مسئولان، متنفذین و صاحب منصبان در حوزههای مختلف اداری و دیگر بخشها در عرصههای زندگانی و کسب و کار، خود زمینههای مناسب و بهانههای گوناگون برای رشد، توسعه و تعمیق چاپلوسی و تملق میشوند. کارفرما و رئیس ضعیف النفس خیلی لذت میبرد که کارگر یا کارمند تحت امرش از او تمجید کند و چشم و گوش بسته فرامین او را اطاعت کند. چرب زبانی نیروی زیرمجموعه اش، یک غرور مافوق انسانی در کالبدش توزیع میکند. تکرار این کرنش و پذیرش، انرژی و قوای فعاله انسانی در تحول و پیشرفت و بدیع سازی را به چالش میکشاند و خمودگی در روحیه همه افراد جایگزین کوشش برای خلاقیت حرفهای میشود. نتیجه این شیوههای منع تحولات محیط کار، جامعه و گسترده کشور، در جازدگی، مصرف گرایی و مهار نوآوری میشود. علت عقب ماندگی برخی جوامع، نداشتن سرمایه مادی (سرمایه ملی) نیست، بلکه تخمیر اندیشههای فعال، پژوهشی، تتبعات نوین و در یک کلام، وجود مدیریتهای ستایش پذیر و تملق طلب و بدون عرق ملی و تعهد اخلاقی است.
نان به نرخ روز خور
آدمی که حیثیت و نفس انسانی اش را ولو در نگاه آشنایان و همکاران خرد میکند در مقابل شخصی به هر صورت توانمند و دارای تیتر کلاسیک و یا سازمانی تبدیل به یک موجود ذیروح مفلوک میکند تا مثلا مشغول کاری شود، رتبه بگیرد، ارتقاء پست نصیبش شود و یا خلاصه به اصطلاح نورچشمی فلان مدیر و بهمان صاحب کارخانه و... شود، این آدم هیچ گاه مورد اعتبار اخلاقی و دلبستگی از سر صدق و صفا واقع نمیشود. «نان را به نرخ روز خوردن» اصطلاح دیرینهای است که میشود به او داد. این قبیل افراد عموماً و غالباً در محیطهای اداری و کلا جاهایی که جماعت زیادی مشغول کار هستند بیشتر دیده میشوند. اینان اما در بین سایر همکاران هم چندان جایگاه معتبر ندارند. دلیل اولیه رویکرد به تملق و چاپلوسی را شاید بتوان نوعی مفتخواری و گدایی شخصیت تلقی کرد زیرا یک آدم با اعتماد به نفس، فعال، صادق و مهمتر، متوسل به خداوند بخشنده و روزی رسان، به هیچ عنوان و شرط برای مال و مقام و معیشت مناسب، سر تعظیم و تعریف تا سر زانو خم نمیکند نزد کسی که مقبولش افتد، این خفت شخصیتی و سقوط اخلاق انسانی را نیز میشود وصله زشت زندگی نامید.
چاپلوسی؛ نوعی باج دادن
یک مدرس جوان رشته نقاشی دانشگاه، در پاسخ سؤالم مبنی بر اثرات تملق در ادارات، سازمانها و جامعه و نیز این پدیده میتواند به عنوان آفت نوآوری در بدنه کشور و محیط کار محسوب شود، اندکی فکر میکند. بعد تبسمی چهره اش را سایه میزند... اولین جمله اش این است: «چاپلوسی یک نوع باج دادن به طرف مقابل است.»
«علی تقوی» سپس افزود: «اصولا تملق و چاپلوسی به خیلی عوامل بستگی دارد. یکی در واقع به کمبودهای شخصیتی فرد چاپلوس مربوط میشود که از طریق چاپلوسیهایش میخواهد کمبودهای خود را برطرف و خودنمایی کند. یکی هم با چرب زبانی و تملق گویی شاید میخواهد نوعی جاه طلبی کند. اما به نظر من مهمترین علت این صفات خلاف شأن آدمی، همان کمبود شخصیت است که از راه چاپلوسی سعی میکند با نسبت دادن الفاظ از طریق چرب زبانی به دیگران، آنان را به عنوان بهترین افراد جلوه دهد.»
وی با اشاره به وضعیت کنونی نظام اداری میگوید: متأسفانه در سیستم اداری و حتی در دانشگاهها هم تملق گویی رسوخ کرده است و بعضاً حتی یک استاد هم به خاطر جاه طلبی و کلاس گرفتن و... به «خوشامدگویی» روی میبرد. در کل، چاپلوسی طبعاً به انسان مربوط است اما گروهی از آدمها که به ظاهر امر توجه دارند فریفته زبان تملق گو میشوند و شخص چاپلوس از این بابت در درون خود احساس آرامش میکند. به نظر من انسانی که دچار بحران شخصیتی، حسادت، جاه طلبی و موقعیت طلب باشد طریق چاپلوسی را پیشه خود میکند.»
آفتی از آفتهای مدیریت
«حجت الاسلام جعفر پژوم سعیدی» پژوهشگر متون ادبیات، معنا و باز خورد واژههای تملق و چاپلوسی را چنین میخواند: تملق کلا غیرواقع جلوه دادن حقیقت و چاپلوسی نوعی تزویر و خدعه برای فریب مخاطب است. هر دوی این صفات جزو آفات بزرگ اخلاقی- بعضاً- در مدیریتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. در قرآن و روایت این صفات بسیار ذم (مذمت) شده است. پیغمبر اکرم«ص» فرموده است بر صورت چاپلوسان و مداحان باید خاک پاشید.»
وی میافزاید؛ در تاریخ داریم: «شخصی آمد نزد امیرمؤمنان (ع) به چاپلوسی و مداحی پرداخت در حالی که اعتقادی به گفتههای خود نداشت. منافق بود زیرا چاپلوس منافق هم است. امیرالمؤمنین فرمود آنچه میگویی در حق من، کمتر از آنم که میگویی و آنچه که در دل و قلبت است بالاتر از این حرفهایت است.»
این نویسنده، محقق و مصحح، با اشاره به فرآیند تاریخ مبتنی بر نکوهشهای صفات چرب زبانی و خوشامدگوییهای فریبنده، دربارهٔ وضعیت جامعه کنونی معتقد است: «در جامعه ما هم چاپلوسی و تملق وجود دارد و این پدیده (خلاف حقیقت) موجب عدم کارایی مخصوصاً مسئولان میباشد. بنابراین باید از لحاظ روانشناسان و جامعه شناسان، این آفت ریشه یابی شود و طی منشوری موارد آن مشخص و به مسئولان و مدیران کشور گوش زد شود.»
یک دکتر روانشناس بالینی، ریشه پدیده چاپلوسی را در سابقه کهن و استبداد تاریخی میداند و در بیان و تحلیل تملق گویی ضمن آن که این پدیده را بازدارنده پیشرفت و نوآوری در زمینههای گوناگون محیطهای اداری، اجتماعی و شخصیت انسانی میداند، به اشکال مختلف و متنوع چاپلوسی اشاره میکند. او خلأ منزلت و نبود شایسته سالاری در ساختار اداری را یکی از عوامل وسعت و شیوع تملق گرایی ذکر میکند و کم کاری مسئولان امور جامعه در اصلاح سیستم اداری را در این زمینه دخیل میداند و شاکله دستور و توصیههای منع و استمرار چرب زبانی و خوشامدگوییهای فریبنده و متداول در ساخت و سازهای محیطهای اداری- اجتماعی زمانه را در سیره ائمه اطهار و هشدارها و رهنمونهای حفظ شئون انسانی ایشان بر میتاباند تا بتوانیم به مناسبات سالم اجتماعی، عزت انسانی و حاکمیت شایسته سالاری در جامعه دست یابیم.
«دکتر فریبرز حمیدی» میگوید: تملق و چاپلوسی یکی از بلایایی هستند که روابط اجتماعی شهروندان را در عرصه اجتماع مورد تهدید قرار میدهند. متأسفانه این صفات -مذموم- باب میل بسیاری از افرادی قرار میگیرد که تشنه شنیدن آن هستند. در واقع این پدیده در جوامعی -هرکشور- که سطح شعور اجتماعی بالایی ندارند با استقبال افراد زیادی مواجه میشود. حتی کسانی که از آنها تملق میشود لب به اعتراض نمیگشایند و شادمان از شنیدن آنچه درخور لیاقت خود نمیبینند، بر دامنه تکبر خود میافزایند. چاپلوسی که ما از آن سخن میگوییم، اغلب نسبت به کسانی صورت میپذیرد که از توانمندی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا اداری بهره مندند. البته این وضع محدود به تاریخ معاصر ایران نیست. گفتارهایی از تاریخ کهن وجود دارد که براساس آن میتوان دریافت که چاپلوسی در مناسبات ایرانیان از دیرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغین زیادی در همه عرصهها باعث میشدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسیاری از افراد متین جامعه نادیده گرفته شود. این گونه مطالب در نوشتههای ادبی ایران نیز به چشم میخورد و همواره شعرایی هم که از کرامت نفس و متانت طبع بلندی برخوردار بودهاند در نکوهش آن، سخن بر زبان راندهاند. «عبید زاکانی» در یکی از طنزهای گزنده خود این موضوع را به خوبی نشان داده و معلوم میکند که متاع تملق و چاپلوسی دست کم در دربار ایران و قدرت مندان مستبد وجود داشته است. -به عنوان نمونه تملق گویی-: سلطان محمود را در حالت گرسنگی، بادمجان- بورانی پیش آوردند. خوشش آمد و زیاد خورد و گفت بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان، فصلی پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادمجان سخت مضر چیزی است. ندیم در مضرت بادمجان مبالغتی تمام کرد. سلطان گفت: «ای مردک! نه آن زمان مدحش میگفتی؟...!. ندیم گفت: قربان!من، ندیم توام نه ندیم بادمجان. باید اشاره کرد که چاپلوسان به خاطر منافع شخصی خودشان به تملق و مبالغه دربارهٔ خصوصیات و تواناییهای توانمند متوسل میشوند و آنها را ستایش میکنند.»
این روانشناس در ادامه بیان صحبت خود، میافزاید: «این واقعیت را نیز باید در نظر گرفت که بسیاری از پدیدههای اجتماعی با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادینه میشوند و رسوب میکنند و اکثر مردم با آن خو میگیرند. بنابراین، حتی در صورتی که عوامل شکل دهنده پدیدهها از بین بروند باز هم آن پدیدهها به تداوم خود در عرصه جامعه ادامه میدهند. تملق هم یک پدیده کهن است و نمیتوان انتظار داشت که از جامعه محو شود چون سایه استبداد برای مدتی طولانی در تاریخ و فرهنگ بومی ایران وجود داشته و باعث شده تا رفتارهای تملق آمیز اشاعه و گسترش داده شوند...»
«دکتر حمیدی» ادامه صحبت خود را معطوف به روشهای متنوع چاپلوسی از جمله ستایشهای غیرواقعی میکند. به اعتقاد وی، در محیطهایی که چاپلوسی متداول است، هر نوع تغییر باید مورد پسند یک طبقه خاص جامعه باشد. در این حالت، نتیجه این میشود که صداقت و پای بندی به اصولی که تأمین کننده منافع واقعی مردم است، جای خود را به تحسین مبالغه آمیز و در نهایت به چاپلوسی میدهد. او با بیان این که شیوه و شکل چاپلوسی متنوع و متعدد است، میگوید: «ممکن است به صورتهای آشکار و پنهان صورت بگیرد. دادن القاب و عناوین جعلی و غیرواقعی و ستودن غلط آمیز طرف مقابل یا افراد بالا دست، از جمله شکلهای چاپلوسی است. در این زمینه، برنامههای طنز تلویزیون هم که بی شک بدون تملق و چاپلوسی مدیران سیما نمیتوانستهاند تا بدین مرحله پیش آیند، این نوع چاپلوسی را به تصویر کشیدهاند و با توجه به این که به محتوای خود این برنامهها هم انتقادات واقعی زیادی وارد است اما توانستهاند تصویر روشنی از این عمل با پسند مخاطبان خود نمایش دهند. حال باید یادآوری کرد که در چه جوامعی میتوان خاستگاه این آفات را یافت.»
اراده، هویت، اخلاق، منش، اقتدار و خلاقیت آدمهای دو سویه تملق گو و تملق پذیر را میتوان به خشتهایی فرو ریخته از نم باران یا وزش ملایم باد تشبیه کرد. در این حالت یقیناً به آسانی منزلت انسانی بی اعتبار میشود. چرا که مبانی فکری و استقلال شخصیت وجودی به سان چکابههای خاکستری بر زمینی سست است و از تظاهر هر چاپلوسی یک فرد و غرور بی بها و کذب خوشایند آمدن مخاطب هیچ رستنی حاصل نمیشود بلکه زیانهایی دارد که به صور مختلف در روند وظایف اداری، محیطهای کارگری، روابط شایسته و زیبنده آدمیت از یکسو در ابعاد اجتماعی و توسعه و تولید و به طور کلی جامعه و کشور تاثیر میگذارد.
اگر این بده بستانهای متضاد حقیقت اخلاق ناب انسانی در هر جامعه چنانچه لایروبی و نظیف نشوند چه بسا رنجها و پس ماندگیها در چرخه زندگی و نیز باورهای اصیل در هاله مه آلود غفلتها افزون میشوند.
به نقل از یک روانشناس میخوانیم:«امام علی (ع) خطاب به کسانی که پشت سر ایشان پیاده روان بودند فرمود: این چه کاری است که میکنید؟ گفتند: رفتاری است که بدان امیران را بزرگ میداریم. امام فرمود:به خدا قسم امیران شما از این کار هیچ سودی نمیبرند و شما در دنیای خودتان بر خودتان سخت میگیرید و در آخرت با این کار به تیره بختی گرفتار میآیید و چه زیانبار است مشقتی که در پی آن کیفر دوزخ باشد و چه سودآور است آسایشی که با آن از آتش دوزخ همراه باشد.»
این که ائمه اطهار چگونه با چاپلوسان روبرو میشدند و دربارهٔ آنان چه میگفتند. همچنان که امام علی (ع) فرمودند: «بر چهره ستایشگران و اندام چاپلوسان خاک بیفشانید و یا- این که- از دوست داشتن چاپلوس و ستایشگر بر حذر باش زیرا این لحظه از حساسترین لحظات برای نفوذ شیطان است تا بدان وسیله کار نیک نیکوکاران را ضایع کند.»
● برخورد قاطع با متملقان
«دکتر فریبرز حمیدی» روانشناس بالینی، در ادامه صحبتهای قبلی خود، میگوید:«چاپلوسی و یا سایر آفات اخلاقی در هر مجموعهای نشانگر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهای حاکم بر آن جامعه است. چنین فضایی در جامعه زمانی شکل میگیرد که منزلت و نقشها آن گونه که شایسته افراد است توزیع نشود و در واقع شایسته سالاری به معنی واقعی آن وجود ندارد.» به اعتقاد وی، اگر هر شخص در جایگاه درخور شان خود قرار گیرد و مطابق با منزلت واقعی اش از نقش اجتماعی مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعی نیز از سلامت کافی برخوردار خواهد شد.
وی میافزاید: «البته در این خصوص باید به ظرفیت افراد متصدی امور نیز نگاه کرد. افرادی که همواره با رفتار روشن خود اجازه ندادهاند تا جو تملق و چاپلوسی هالهای اطراف آنان ایجاد کند، کم نبودهاند. مثال تاریخی آن را میتوان به افراد بزرگ تاریخ ربط داد که پیشاپیش خطرات ناشی از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثی کردهاند و در سیره عملی خویش نیز هیچگاه فرصت چاپلوسی آگاهانه یا ناآگاهانه را دراختیار اطرافیان قرار نمیدادند و تا جایی پیش رفتهاند که عقل را معیار مناسبی برای قیاس آنچه مداحان و مورخان میگویند، قیاس و میزان برای آیندگان نیز شمردهاند.»
دکتر حمیدی با تاسف میافزاید: متاسفانه گاهی گفتار بزرگان دین و معرفت نیز به فراموشی سپرده میشود.
● پدیدهای از فرهنگ گذشته
مدیرعامل یک شرکت خصوصی ساختمانی نیز معتقد است ریشه تملق و چاپلوسی در نیاز است و نیاز هم در بی عدالتی است. مردم اگر فقیر بودند زیاد فرقی- با یکدیگر- نداشتند. این شدت زیاد تضاد طبقاتی است که به عنوان یک علت باعث ایجاد فرهنگ تملق میشود.
«نگهدار» میافزاید: بنا به تجربیات خودم یک علت دیگر در بروز پدیده و شیوع صفات تملق و چاپلوسی در این است که اگر مدیر قوی و سر جای خودش باشد به اطرافیان اجازه نمیدهد زبان به تملق او بگردانند.
وی همچنین ضمن آن که میگوید مشکل پدیده تملق و چاپلوسی تنها با سخنرانی رفع نمیشود، نیز این باور خود را برمی تاباند که برخی نشریات حالت تملق گویی دارند در حالی که نشریهای برای مخاطبان موثر است که خود تملق گو نباشد.
این مدیر همچنین پدیده چاپلوسی را ناشی از فرهنگ استبدادزده گذشتهها میداند و میگوید که تملق به هر شکل باشد ریشه اساسی در استبداد زدگی کهن ما دارد و اعتقادم این است که چاپلوسی برخلاف شئون اسلامی و اجتماعی ما است.
● رفتار شگفت آور
... اما چاپلوسی و خودنماییهای برخی از افراد شگفتیهای مضاعف به نمایش میگذارد. یکی از انواع تملق، موردی است که احتمالاً شما هم شبیه آن را در جایی دیگر شاهد بودهاید. یک شهروند کارمند که خود را «میرزا» معرفی میکند میگوید: آنچه میگویم شاید ربط مستقیم با سوال شما نداشته باشد و به طور اخص مفهوم و تاثیرات تملق را تعریف نکند اما از جنس و ردیف این پدیده است. موردی که چندی پیش (اواخر سال گذشته) شاهدش بودم برایم هم تاسفبار بود و هم قابل تامل، در سالن غذاخوری عده زیادی از همکاران مشغول صرف ناهار بودند. هر کس ضمن صرف غذا صحبتی میکرد. برخی دربارهٔ کار و بخش محیط کاری خود حرف میزدند. سالن کم کم خلوت میشد. این عده گفتارشان به سمت انتقاد از یکی از مدیران کشیده میشود و از جمله آن، اکثر کارکنان از برخورد خشک و رفتارهای تحقیرآمیز آن مدیر نسبت به همکاران زیرمجموعه شرکت به شدت گلایه میکردند که به مشکلات محیط کار و شرایط اضطراری بچهها توجهی نمیکند. صحبت برو بچهها که بعضاً بیش از بیست سال سابقه کار دارند مینمود سخت از آن مدیر دلخور هستند.
دو سه روز بعد صبح که کارکنان به شرکت آمدند شنیدند که آن مدیر یک پست جدید نیز گرفته است. برخی از افراد حضوراً مراتب خشنودی خود را به مدیر ابراز کردند اما نکته جالب آن همان عده که چند روز پیش در سالن غذاخوری به شدت از مدیریت آن مدیر و خست او در رفع مشکلات مختلف محیط کاری و پرداخت اضافی کار و کسر کار و... و... دل پری داشتند، هر یک و بعضاً هر دو سه نفرشان به طور جداگانه آگهی تبریک خود به مدیر یاد شده را نیز در روزنامهها چاپ کردند. برخی دیگر از همکاران که از این موضوع باخبر شدند تعجب کردند که آن انتقادها و نارضایتی از مدیر چه بود و این آگهی آنهم پس از دیدار حضوری چه بود؟!...
● چاپلوسی پلکان افراد ناتوان
«غضنفری» کارشناس کارتوگرافی، میگوید چاپلوسی و تملق موضوع خیلی جالبی است که مطرح میکنید. خود من ۴-۳ ماه در ادارهای مشغول کار شده بودم. نتوانستم آن محیط را تحمل کنم از بس فشار استرس به آدم وارد میکرد دلیلش وجود مشکلات اقتصادی کارمندان بود که به نوعی مطرح میکردند.
او حدود یک سال پیش فارغ التحصیل میشود. وقتی وارد فضا و محیط دانشگاه میشود تجربههایی کمرنگ از تملق را احساس میکند، محیطی که جوانان علم و فرهنگ و ... میآموزند. پیش از دانشگاه هم نگاه و گمانش نسبت به جامعه آن بوده که آدمها سر و حواسشان به کار خودشان است و این که زیاد به فکر آن نیستند خودشان را از نردبان دیگران به آسودگی بالا ببرند تا هرچه زودتر و از نزدیکترین راه به هدفهاشان برسند. او میگوید: «در فضای سیستم اداری و بوروکراسی هم چاپلوسی بر ضوابط و روابط سایه انداخته است.» به زعم این کارشناس جوان، این شرایط متاثر از موقعیت اقتصادی است:«برخی افراد میخواهند خود را بالاتر بکشند و کسی که در اداره است نیز سعی میکند از طریق چاپلوسی کار و موقعیت خود را ارتقاء دهد و لذا سبب ایجاد استرس نسبت به اطرافیان میشود. فکر میکند با تملق میتواند مشکلات خود را کم کند. به باور وی پدیده چاپلوسی حتی در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میتواند خیلی تاثیر بگذارد. همچنین کسی که در مسند گزینش افراد- چه در زمینه اشتغال و چه استخدام و ... -ممکن است تحت تاثیر کرنش و تملق افراد- معمولی- متقاضی قرار گیرد. اما یک مدیر هم ممکن است تملق پذیر نباشد و تحت تاثیر چاپلوسی قرار نگیرد.»
سویه دیگر دیدگاههای این کارشناس کارتوگرافی، معطوف برخی مدیران است که به اعتقاد وی در جایگاهی نیستند که شناخت جامع از مسئولیت متعهده خود داشته باشند. وی میگوید:«متاسفانه برخی از مسئولیتها به دست افرادی سپرده میشود که شایستگی مدیریتی آن را ندارند. من قسم میخورم به چشم خودم دیدهام آدمهایی توانایی اداره مجموعه اداری خود را ندارند که فکر میکنم با تملق به آن مقام رسیدهاند زیرا نه تخصص و نه تحصیلات متناسب با حرفه- نوع کاربری اداره متبوع- نداشتهاند اما توانستهاند زیرکانه پست کلیدی خوبی را به دست آورند.»
● مدیریت تملق دوست
«خانی» بازنشسته یک شرکت وابسته دولتی است. میگوید: زمانی که با مدرک سیکل به عنوان شاغل در بایگانی متروکه مشغول کار شدم، آن موقع یک آشنا در آن اداره داشتم که معرفم شد. حالا فرزندان من که هر یک تحصیلات دانشگاهی و یا دیپلم دارند اما برای استخدام باید از هزار توی شرایط بگذرند الحمدلله هیچ کدام اهل چرب زبانی نیستند. حاضرم دستفروشی کنند و نان حلال به دست آورند اما شخصیت خود را با تملق گویی خرد نکنند.
به گفته او در گذشتهها هم بودند مدیرانی و یا یک شخص با نفوذ واسطه استخدام آشنایی و قوم و خویش خود میشدند و باز بودند روسایی که دم دمی مزاج بودند و از چاپلوسی زیردستان خود خوششان میآمد. حالا آن وضع بیشتر شده است. وی میگوید: «مهندس جوان به هر دری زده نتوانسته یک شغل پایدار با حقوق ماهانه پیدا کند. لاجرم مسافرکشی میکند. صدها و هزاران جوان تحصیل کرده داریم در جامعه مان که کارهای کاذب دلالی و امثالهم میکنند تا خرج زندگیشان را تامین کنند در حالی که کشورمان اینهمه امکانات تولیدی و سرمایه کلان دارد . به نظر من دلیل اول این شرایط نامیمون، کلیدی شدن کارها توسط یک عده رئیس و مدیر تملق دوست است در حالی که دولت سعی میکند همه جور زمینهها برای پیشرفت و تحقق عدالت فراهم شود. مشکل سد راه، مدیران خودمحور و آشنا دوست و ... هستند.»
قبول و انجام کار در هر محیط رسمی بدون هیچ تنش، تعهد پذیرش شرایط آن محیط است. نه کارمند و نه مدیر هیچ یک نمیتواند در فضای ناسالم مواج از چرب زبانی آن جور که باید خدمت کنند، اهداف سازمان تابعه را پیش ببرند، نمودارهای فعالیت و عملکرد سازمان را بالا ببرند تا سطح بهره وری به نهایت ظرفیت ارتقاء یابد، تأمین همه این موارد در وهله اول نیاز به مدیریت کاردان، کارآمد و هنرورز دارد، مدیری که دلخوش به پست و حفظ مزایا نباشد. اگر چنین باشد، موریانه تملق و چاپلوسی هرگز جای رشد و تکثیر نخواهد داشت.
چندان نیاز به گویش و نوشتن نیست چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. آب جایی جمع میشود که گودال است... جایی که میزان الحراره شخصیتی مدیریتی تابع فضای خوش زبانیها و تحسین و تمجیدهای کیلویی باشد همواره میزان سنج در نوسان است.
ترس از دست دادن کار
در سیستم اداری کارایی، بهره وری و توجه به کارمند فعال، به خاطر چاپلوسی وجود ندارد! چاپلوسی الان بزرگترین آفت است.
«شیرازی» کارمند،... میگوید اگر کسی که توانمندی و تخصص کار ندارد به جایگاهی وسیع، گسترده که همه اش هم با قابلیتهای تخصصی است گمارده شود، معلوم است که زیر مجموعه تحصیلکرده در هر یک از بخشهای مختلف، رنج میبرند. جالب آن که از همین نوع مدیر که کار و تخصص لازم را ندارد، پس از بازنشستگی در جایی گمارده شده است که به دلیل عدم تخصص، زبان حرفهای کارکنان را نمیداند. وی میافزاید: «پس ازسالها کار دیدهام مدیر به جوانهای تحصیلکرده اجازه کار و کارآموزی تخصصی نمیدهد چرا که او فکر میکند این جوانها پس از مدتی کارش را از دستش میگیرند. به نظر من اگر آن مدیر کارش را از دست بدهد توان و شایستگی انجام کار سادهای را هم ندارد.»
● نقش مدیریت کارآمد در خنثی سازی فضای تملق گویی
پاسخهای یک مدرس و پژوهشگر علوم ارتباطات، در چند و چون علل و پسایندهای پدیده نازیبای تملق که بازدارنده جریان فضای پیشرفت محیطهای سالم بین گروهی و اداری است، قابل تأمل است. «بهمن امامی» صحبتهای خود را از چند لایگی ارتباطات متعارف در نقش دادن و ایجاد انگیزه به گروه سازمانی به عنوان یک اصل، رقابت سالم، نظر مثبت مدیریت بر توانمندیها، دانش و مسئولیت پذیری و در نتیجه افزایش بهره وری، فرآیندهای دو سویه کنش متقابل، دلیل ایجاد محیطهای ناسالم، لزوم هنر حرفهای بودن مدیر و مسئولیت پذیری و ابهام زدایی در سازمان و این که چگونه میتوان ارتباطات بین جمعی را ساماندهی کرد، محوربندی میکند.
وی میگوید: «اصولاً در مدیریت یک بحث مبتنی بر این که ما چگونه میتوانیم یک سازمان را در ستونهای بالایی، میانی و پایینی ساماندهی و مدیریت کنیم، وجود دارد. در این خصوص نظر بر این است که میباید بتوانیم نقشهایی را به افرادی که در سازمان کار میکنند بدهیم تا بتوانند در حوزههای کاری شان به طور کامل مسئولیت خود را ایفا کنند... ».وی بین استعمال واژگان و بحث تملق و چاپلوسی ضمن آن که عمل به آنها را منفی برمی شمرد، با فعالیتهای کارا و برتر جدا میکند. او میگوید: این که افرادی به عنوان نیرویی در سازمانی اعمال چاپلوسی و تملق و یا کارشکنی میکنند که واژههای منفی هستند، یا آن که برچسبهایی که نمایانگر نوعی حسادت است به شخص و یا اشخاصی میزنند و اینها را اصطلاحاً «استریپ تایپ» و یا عقاید قالبی مینامند، فرق اصولی دارند با آنان که در یک گروه در همان سازمان دارای ارتباطات قوی تر هستند یا میتوانند ارتباط مؤثر ایجاد کنند. بنابراین باید گفت در آن حالت ما نباید به این گروه اخیر برچسب تملق گو یا چاپلوس بزنیم. از طرف دیگر، شما وقتی در یک ارتباط میان فردی قرار میگیرید طبیعی است که بدانید یک سازمان و یا یک مدیریت دارای قدرت بیشتر است که گروه، اداره و یا کارخانهای را اداره و رهبری میکند. از سوی دیگر در همین فضا، طبیعی است -مینماید- آنها که ترس از دست دادن موقعیت شغلی، حرفهای و ترفیع دارند، برای آن که این موقعیتهای کسب شده خود را تثبیت کنند و حتی بالاتر بروند، ممکن است به سمت چرب زبانی گرایش پیدا کنند. در حالی که اگر در محیط کاری و بین افراد شاغل یک رقابت سالم وجود داشته باشد و مدیر هرکس را به لحاظ توانایی، دانش و مسئولیت پذیری ارجاع کار و نزدن از کار (کم کاری) و براساس شاخصهای -شایسته سالاری- مورد توجه قرار میدهد و تعیین میکند، در این حال و فضا دیگر مسئله چاپلوسی جایگاهی ندارد و مطرح نیست. رقابت سالم است که کارکنان بتوانند بهره وری سازمان را بالا ببرند و در امور موظف سازمانی مشارکت کنند.» وی در توضیح بیشتر میگوید: «این مشارکت میتواند شامل ارتباطات کلامی، رفتاری و اداری باشد. فرایند این نوع فرهنگ و عمل سبب میشود که فرد قالبهای مثبت و انگیزه کار پیدا میکند و خود را ارتقاء میدهد. ولی چنانچه محیط ناسالمی که از ناکارآمدی مدیر ناشی میشود، حاکم باشد، بدیهی است سجاف نظام اداری و یا هر محیط کار جمعی دیگر، خدشه دار میشود. لذا میباید کنش متقابل پیوسته به وجود آید تا بتوان آن سازمان را پویا کرد. چنانچه کنش متقابل ناپیوسته باشد، در حقیقت شرایط آن محیط دچار ناهماهنگی میشود و در نتیجه باعث از هم پاشیدگی آن گروه و سازمان میشود و ظرفیت و میزان بهره وری کاهش پیدا میکند. اینجا است که ما عقاید قالبی پیدا میکنیم و نسبت به افراد گروه، همکار و... حس چاپلوسی پدید میآید و حالت دو به هم زدن و... و... نمایان میشود که آسیبهایی بر روند امور سازمان وارد میشود جوری که -گاه- مدیر و مدیریت، عاجز از ساماندهی میشود.»
«دکتر فریبرز حمیدی» روانشناس بالینی، با اشاره به این که صاحب نظران معتقدند -در هر جامعه- قداست سازی نیز زمینهای مهم برای رواج چاپلوسی است، تجربه اروپاییان در این خصوص را نشانه میرود که قداست گرایی باعث میشود انسان اروپایی در مقابل آنچه - به زعم خودشان- به عنوان مقدس نمایانده میشود، زانو میزند و اگر کسی از میان آنها به آن مقدسات -مطرح- معتقد نباشد، به ریا روی میبرد. در این حالت، چنانچه کسی هم که میخواهد از این وضع سوءاستفاده کند و موقعیت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسی به ستایش -حتی افراطی- روی میآورد.
شایستگی و حفظ حقوق و اخلاق فردی
به باور وی، علاوه بر عوامل یاد شده، باید به انگیزهها و کنشهای شخصیتی، روانی و اجتماعی اشاره شود که بذر چاپلوسی را در سرزمین دلها میافشاند.
اما این که چگونه ممکن میشود پدیده ناهنجار و مذموم تملق را کاهش داد، میگوید: «برای فروکاستن دامنه چاپلوسی نخست باید به تدبیری برای حفظ و پاسداشت حریم حقوق و اخلاق فردی همت گمارد تا آن که اخلاق انسان دستخوش مطامع قدرتمند واقع نشود. معتقدم تنها میباید شایستگی کامل -هرچه بیشتر- کامل، مبنای نیل به امکانات قرار گیرد. دراین زمینه، کم کاری و کم لطفی متولیان امور جامعه را هم نباید دست کم گرفت. باید اذعان داشت که اصلاح ساختاری اداری و همچنین اجرای عملی و نه در حد شعار، باور به شایسته سالاری میتواند به از بین بردن عادات ناپسند دیرین چاپلوسی، کمک زیادی کند.»
آفات وابستگی به تشویق
«دکتر حمیدی» بحث تشویق و نیز آفت تشویق و ستایش فراتر از حد را مورد اشاره قرار میدهد که این مؤلفهها میتواند برای هر انسان خرد و بزرگسال مدنظر قرار گیرند.
وی در این موارد، با معنا کردن کلمه تشویق که شوق افکندن و ترغیب کردن به کار است، میافزاید: «از نظر روانشناسان، ارائه محرک مطلوب پس از انجام رفتار مطلوب به منظور افزایش، تکرار و تثبیت آن عمل و رفتار، تشویق تبیین و معنای به حق مییابد. همچنین گفته شده است در انسانها نوعی نیاز به محبت وجود دارد. انسانها مایلند که مورد محبت، تحسین و تمجید قرار گیرند. از سوی دیگر ما به چیزهایی که خوشایند باشند پاسخ میدهیم و آن پاسخهایی را برمی گیریم که با رضایت خاطر و پاداش همراه باشند. اینها سبب تقویت روانی میشوند و شخص به این پاسخها پایبند میشود.» وی با اشاره به سیره عملی ائمه اطهار (ع) میگوید: «می توان چنین شیوه را در تمام سطوح افراد جامعه پیاده کنیم. در این راستا توجه کنیم به سخنان حضرت علی به مالک اشتر که میفرمایند با تحسین و حق شناسی، خویشتن را با مأموران درستکار خود مرتبط کن. خدمات صادقانه آنان را به زبان بیاور و صریحاً قدردانی نما زیرا تحسین و قدرشناسی، مردان شجاع را در راه نیکوکاری تهییج میکند و مسامحه کاران را به واسط خداوند به «جنبش و حرکت وا میدارد.» از دکتر حمیدی دربارهٔ شیوه تشویق میپرسم:
▪ یکی از راههای تشویق، شیوه کلامی است. در تشویقهای کلامی و گفتاری، با سخن خویش، رفتار فرد- کودک و یا بزرگسال- مورد تائید قرارمی گیرد چرا که عمل مثبت انجام شده آنان مورد تشویق قرارمی گیرد. با ارج نهادن به شخصیت فرد میتوان فرصت بروز استعدادهای ذاتی را برای آن شخص فراهم کرد. احساس میکند صمیمیت بیشتری به او نشان داده میشود.» وی تأکید میکند که تشویق باید متعادل، به اندازه، به موقع به جا و مناسب باشد ضمن آن که با میزان فعالیت و انتظار باشد و انگیزه و هدف تشویق تفهیم مخاطب شود و ادامه میدهد: «توجه داشته باشیم تشویق، تحریک درونی برای پیشرفت امور را ایجاد میکند و تشویق به نحوی جبران کننده کمبودها، حقارتهای عاطفی و اجتماعی است ضمن آن که باعث به وجود آمدن حسن اعتمادبه نفس و تقویت عزت نفس میشود نیز مضاف به آن که رفتار و سیر زندگی- ولو مقطعی- را میتواند تغییر دهد.» به باور «حمیدی» روانشناس، ایجاد وابستگی به عوامل تحریکی تشویق، سبب کند شدن محرکهای درونی، ایجاد توقعات تصنعی، مغرورشدن و احساس مهتری خواهد شد و این مورد خاصه در خردسالان بیشتر متجلی میشود.
همچنین باید توجه داشته باشیم که تشویقهای مکرر و یکسان حالت رشوه به خود میگیرند و فرد عادت میکند در ازای هر رفتار و عملی به او پاداش داده شود. امام علی«ع» فرموده است: «ثنا و تمجید دیگران بیش از حد شایستگی و لیاقت، تملق و چاپلوسی است و کمتر از آنچه سزاوارند یا ناشی از عجز تمجید کننده است یا منشا روانی آن بیماری است.»
نشانههای یک مدیر ضعیف
امامی، پژوهشگر علوم ارتباطات، دربارهٔ دلایل دیگر بروز چاپلوسی به ضعف مدیریت سازمان در حاکمیت رقابت سالم اشاره میکند و میگوید: «علت وجود تملق گویی در این بوده که مدیریت نتوانسته است رقابت سالم در امور سازمانی خود به وجود آورد و یا نتوانسته است خلاقیتها را کشف کند که در حقیقت، نشانگر ضعف مدیریت است. این مسئله سبب میشود که کارکنانی چاپلوسی، دروغگو و چرب زبان شوند... به اعتقاد وی، مدیر باید هنر حرفهای بودن در کار موظف خود را یاد بگیرد. مسئولیت پذیر باشد. در آن صورت، زیر مجموعه او هم مسئولیت پذیر خواهد شد. مدیر نیز میباید از دیگران و از کارکنان سازمان تحت مدیریت خود. سایه روشنهای متکی به تجارب شان مورد توجه خود قراربدهد و حالت مشورتی و تأملی داشته باشد نه آن که فرضا یک مدیریت خشک، بدون انعطاف و خودرأی باشد. در چنین فضایی، جو چاپلوسی به وجود میآید. وی تأکید میکند یک مدیر پیش از هر اقدامی میباید زمینه سالم سازی محیط کار را مورد توجه قراردهد و تحکیم کند و بر آموزش و بهسازی منابع انسانی تأکید داشته باشد تا جریان بهره وری و کارایی سازمان بالا رود. باور داشته باشد وقتی که دارای منابع انسانی کارآمد باشد، نیز دیگر جایی برای حرف و حدیث، چاپلوسی و چرب زبانی بازنمی شود و یا باقی نمیماند.
«امامی» ادامه صحبت خود را با اشاره به این که میباید تکنولوژی در اختیار مدیر باشد و نه مدیر در اختیار تکنولوژی، معطوف به ابهام زدایی در سیستم مدیریتی میکند. به گفته وی ابهام زدایی در فضاهایی که هالهای مبهم از موقعیتهای افراد شاغل خیمه میزند یکی دیگر از توانمندیهای مدیریت است. وی میگوید: «ابهام زدایی یعنی عواملی را که باعث ایجاد چنین شرایطی در محیط کار شده مدیر با هنر و توانایی خود هرچه زودتر خنثی سازد. در تئوریهای مدیریت، روش مشورتی که بیشتر اشاره شد را در سازمان اعمال کند تا حدی که بتواند رقابت سالم و تعامل در بین گروههای کاری ایجاد کند. در آن صورت جو و فضای چاپلوسی و چاپلوسی طلبی کاهش مییابد چرا که فضای صمیمیت ایجاد میشود و احتمال خصومت بین کارمندان از بین میرود. در رقابت ناسالم است که چرب زبانی و تملق پذیری به وجود میآید.»
این مدرس علوم ارتباطات، پایان گفتارش را بیشتر به رنگ و حال هوای محبت و صمیمیت میآمیزد: «در محیط کاری با صفا و مهر، انسانها احساس آرامش میکنند چرا که غیر از زمان حضور در محیط خانواده، بقیه زمان و عمر ما در محل کارمان صرف میشود و میگذرد اما ناآرامی مجذوب از محیط کار فرد، طبیعی است روی خانواده و نسلهای بعدی نیز اثر ناخشنودی میگذارد.»
حسن آقایی







