فرهنگ مصادیق:پیشینه ی باج و باج گیری
نویسنده : فؤاد کوپریلی (د.اسلام )
باج، معرّب باژِ فارسی در دوره اسلامی (شیر، ذیل «باج») از قرن چهارم تا هشتم صورت «باژ» متداولتر بوده است. مثلاً در شاهنامه اغلب این صورت به کار میرود (گرچه « باج» نیز به کار رفته) و عبارت «باژوساو» نیز آمده است. همچنین در شاهنامه هنگام اشاره به جزیه و غرامتی که فرمانروایان امپراتوری روم شرقی به ایرانیان فاتح پرداختهاند، اصطلاح «باژروم» به کار رفته است (رجوع کنید به ولف از همین دانشنامه) بهرامی، شاعر عهد غزنوی، «باژ» به کار برده ولی بابافغانی، شاعر قرن نهم، «باج» نوشته است (امین احمد رازی، ج ۱، ص ۲۶۷)، و صورت اخیر وارد زبان ترکی نیز شده است. پس از آنکه عثمانیها بالکان را تصرف کردند، بلغارها و صربها این کلمه را به عاریت گرفتند (رجوع کنید به کارل لوکوچ) و در زبان ارمنی نیز این کلمه به همین صورت و معنی به کار میرود (هُرن، ص 34)
اسدی (ذیل «باژ»)، این کلمه را «خراج» معنی کرده است. عبدالقادر بغدادی (چاپ زالمان) معنی آن را حقوق راهداری، عشریه، و عوارض ذکر کرده و کلمات «باژبان» و «باژخواه» و «باژدار» را مأمور دریافت حق عبور و عوارض راهداری، و «باژگاه» را محل وصول عوارض راهداری تعبیر کرده است (هرچهارکلمه در شاهنامه آمده است ) در ترجمه ترکی برهان قاطع، علاوه بر معانی «عشریه، عوارض، حقوق راهداری»، به پول و هدایایی که شاهان از والیانِ خراجگزار خود وصول میکردهاند نیز اطلاق شده است. باج عموماً در متون ترکی، مانند متون فارسی، به معنی «عوارض» به کار رفته است. این کلمه به منزله اصطلاحی مالی در میان ترکها رایج شده، زیرا چند دولت ترک در منطقه ایران تأسیس شد که نخستین آنها غزنویان و سلجوقیان بودند، و سلجوقیان سنتِ سامانیان و غزنویان را حفظ کردند. به این نکته نیز باید توجه داشت که در زمان سلجوقیان و ایلخانان زبان رسمی آسیای صغیر فارسی بود. از بررسی اسناد موجود چنین بر میآید که کلمه «باج» علاوه بر اینکه به «عوارض» به طور اعم اطلاق میشده، برای انواع مختلف عوارض نیز به کار میرفته است. ناصرخسرو در سفرنامه (ص ۱۰) در وصف حلب میگوید که آنجا باجگاه (محل گمرک) میان شهرهای شام و روم و دیار بکر و مصر و عراق است. خواجه نصیرطوسی، در رسالهای که حاوی نظرهای سیاسی و مالی اوست و به اباقاخان ایلخانی تقدیم شده این کلمه را به معنای عام آن به کار برده (شرف الدین یالتقایا، ص ۱۳. مینوی و مینورسکی، ص ۷۶۳)، و یالتقایا آن را در این عبارت نسبتاً مبهم، به «عوارضِ گمرکی» ترجمه کرده است. اما از آنجا که عوارض گمرکی از قدیم الایام وصول میشده، مسلماً مطالبه آن از طرف حکّام عملی شرم آور تلقی نمیشده است. آنطور که از متن برمی آید و مینورسکی بدرستی اشاره میکند، منظور از باج در اینجا «راهداری» («مالیات حفظ مسافر») است که در بلاد ایلخانان در قبال حفظ صلح و امنیت راههای کاروانرو و راههای آبی وصول میشده است. رشیدالدین فضل الله، مورخ عهد ایلخانان (ص ۲۸۰ به بعد)، هنگام وصف تدابیر محافظت از راههای بزرگِ کاروانرو در عهد غازان، از باجی سخن به میان آورده که طبق ملاکی معین در محلهای خاص از مسافران وصول میشده است. او در بحث از تعدیلات در مناسبات مالکیت در دوره غازان، این واژه را دربارهٔ عوارض به میزان یک ثلث هم به کار برده است. شرف الدین علی یزدی، مورخ قرن بعد، «باج» را همراه با «ساو» و «خراج» و «جزیه»، یعنی مسامحتاً به معنی «مالیات»، به کار برده است (ج ۲، ص ۳۷۸) خواندمیر، مورخ اواخر همین قرن (ص ۴۶۳)، باج و «تَمغا» را که از بازرگانان اخذ میشده همراه با «زکات» و «خراج» آورده، ولی ظاهراً آن را به معنای عام به کار برده، زیرا ماهیت آن را ذکر نکرده است. به نوشته حسن روملو، مورخ اوایل عهد صفوی، بعضی از قبایل اطراف مدتهای مدید به فرمانروایان هرات باج میپرداختهاند (ج ۱، ص 337)
برای تعیین معنای چنین کلمهای، متون قوانین مسلماً بیش از متون تواریخ به کار میآیند، ولی کهنترین متون از این نوع، که متعلق به عهد آق قوینلوست، به صورت اصلی به دست ما نرسیده است. با اینهمه به دلیل تداوم سنت، که در امور دیوانی میان ترکها و اقوام مسلمان دیگر مرسوم بوده است، قوانین آق قوینلو را، با اندکی تغییر، در قوانین مالی عثمانی میتوان یافت (مانند نکاتی که در قوانین مالی عثمانی برای ولایات شرق آناطولی، که در گذشته جزو متصرفات آق قوینلوها بوده، تصریح شده است) و در این قوانین، کلمه «باج» بکرات آمده است (هینتس، ص ۱۷۷ـ۲۰۱) اوزون چارشیلی نخستین کسی بود که دربارهٔ این قوانین به بحث پرداخت، و اصطلاحاتی چون «باج تمغا» و «باجِبزرگ» را توضیح داد (ص ۲۱۳٬۲۷۶٬۳۰۲) او با استناد به فرهنگ شعوری و شرفنامه میگوید که تمغا مهری بود که با آن حیوانات را داغ میکردند، ولی باج نوعی عوارض زمین بود، و میافزاید که باجِ بزرگ نام دو نوع مالیات بود: یکی خاص امرا و حکام باجگزار بود و دیگری از کالاهای تجاری که از جایی به جایی میبردند و موادی که از ده به شهر میآوردند اخذ میشد. همچنین توضیح میدهد که «باجدار» به «محافظ راه که در عهد ایلخانان در ازای حفظ امنیت راهها از کاروانها وجهی میگرفت» اطلاق میشد. در این باره البته به خطا رفته است، زیرا باجدار در عهد ایلخانان و جلایریان مأمور وصول مالیات بود و طبق تعرفهای که حکومت مرکزی تعیین کرده بود در بعضی از اماکن به گردآوری باج میپرداخت (در منابع ایتالیایی راجع به داد و ستد با شرق در عهد ایلخانان، از این تعرفه سخن رفته است. رجوع کنید به براتیانو، ص ۱۸۴٬۱۸۹) اما «راهدار» شخص دیگری بود.
وی «طوتقاوُل» خوانده میشد، از حکومت مرکزی حقوق میگرفت و زیر نظر یکی از فرماندهان نظامی ارشد ادای وظیفه میکرد، ولی هرگاه حکومت مرکزی ضعیف میشد، عدهای قانون شکن این عنوان را به خود میبستند و خودسرانه از کاروانها حق راهداری میگرفتند و بدین ترتیب نقش «راهدار» و «باجدار» را یکجا عهده دار میشدند. ابهام در توضیح اوزون چارشیلی دربارهٔ اصطلاح باج تمغا و باج بزرگ از آنجا ناشی میشود که او به فرهنگها متکی بوده است، نه به قانون نامهها. تصویر روشنتر و دقیقتر را میتوان از مجموعه قوانین دوره آق قوینلو که عمر لطفی بارکان آن را منتشر کرده است به دست آورد (ج ۱، ش ۲، ص ۹۱ـ106.
ش ۳، ص ۱۸۴ـ۱۹۷) این قوانین، که تحت تأثیر سنت حکومتی ایلخانان «یاسا» نامیده شده، متعلق به دیاربکر، ماردین، اَرْغَنی، رُها، ارزنجان، خرپوت، چَرمیک، عربگیر، و عمدتاً دربارهٔ زمان اوزون حسن است. از مطالعه این قوانین آشکار میشود که باج عموماً، و مثلاً در عبارت «باجِتمغا»، برای عوارض به کار میرود. معنی تمغا کاملاً روشن است، عوارضی است که از انواع کالاهایی که در شهرها خرید و فروش میشد، و از منسوجات و حیوانات ذبح شده وصول میکردند، و معمولاً به آن «تمغای سیاه» گفته میشد. «باجِ بزرگ» به عوارضی گفته میشد که از کالاهای داخلی یا وارداتی وصول میشد. این کالاها هنگام فروش در بازار، مشمول باج تمغا نیز قرار میگرفت. در قانون ارغنی صراحتاً آمده است که تمغا از داد و ستد اموال غیر منقول وصول میشود.
یعنی این کلمه در اینجا به معنای عام «مالیات» به کار رفته است. باج در این قانون نامهها اصطلاح خاصی نیست.
نحوه استعمال این کلمه در متون ادبی عثمانی ملاحظات یاد شده را تأکید میکند. سعدالدین، آنجا که اشاره میکند در قرن هشتم باج و خراج در روم به خلاف ایران، سنگین نبود (ج ۱، ص ۲۱۴)، این کلمه را به معنای عام آن به کار میبرد. برخی از شاعران عثمانی نیز در عبارت «باج و خراج» آن را مرادف خراج به کار بردهاند. از سوی دیگر، این کلمه در بعضی از متون تاریخی و مهمتر از همه در نخستین قانون نامهها به صورت اصطلاح به کار رفته است. عاشق پاشازاده (ص ۱۹. چاپ گیزه، ص ۲۱) ضمن اشاره به این مطلب که در زمان عثمان غازی به هر بار کالا که در بازار قراجه حصار به فروش میرسید مبلغ دو آقچه باج تعلق میگرفت، توضیح میدهد که این نوعی عوارض شهرداری بود که فقط در شهرهای بزرگ وصول میشد. این در واقع شبیه تمغایی است که در عهد ایلخانان و در دوران دولتهای مختلفی که بر قوانین مالی آنهاباقی بودند، دریافت میشد. در قانون نامه محمدفاتح، باج علاوه بر کاربرد غیر اصطلاحی، در باره عوارض فروش در شهرهای بزرگ نیز به کار رفته است. طبق این قانون نامه باج به اموال غیر منقول از قبیل زمین و خانه و دکان و آسیاب تعلق نمیگیرد، بلکه از کالاهایی وصول میشود که در بازار به فروش میرسد، ولی شامل آنچه در روستا فروخته میشود نیست. این قانون نامه مقدار باجی را که باید از فروش انواع کالاها گرفته شود تعیین، و تصریح کرده است که گاه یک طرف و گاه هر دو طرف معامله باید باج بپردازند. مبلغ باجِ کالاهایی که از خارج (مانند «فرنگ» و «دوبرووِندیک / دوبرووْنیک» = راگوسا) وارد میشده ـ و معمولاً ۲۰٪ بوده ـ نیز مشخص شده، ولی در تبصرهای گفته است که این باج به شرایط قراردادهای منعقد با آن کشورها بستگی دارد. البته این متن کمی مبهم و مخدوش است، بنابراین نمیتوان از آن نتیجه قطعی گرفت (کرالیتس، ۱۹۲۱، ج ۱، ص ۲۶٬۳۰ به بعد) اما مطمئن تر آن است که بگوییم در اینجا منظور از عوارض گمرکی کالاهایی که از مرز میگذرد نیست، زیرا لفظ «گمرک» دربسیاری از اسناد دولتیِ آن دوره به کار رفته است و ظاهراً عوارض گمرکی را باج نمیخواندهاند (همو، ۱۹۲۲، یادداشت شماره ۲، ۴) بنابراین، میتوان به قرینه چنین استنباط کرد که وقتی کالا وارد قلمرو عثمانی میشده «گمرک» به آن تعلق میگرفته، و زمانی که برای فروش به شهر حمل میشده، به طور جداگانه از آن «باج» اخذ میشده است. کلمه باج در قانون نامه سلیمان نیز به همان صورت که در قرن نهم آمده به کار رفته است. در واقع برخی از قسمتهای راجع به باج عیناً از قانون نامه محمدفاتح اخذ شده است («قانون نامه آل عثمان»، ص ۲۱ به بعد، که قانون نامه محمد فاتح، ص ۳۰ به بعد را نیز در بردارد)، ولی مقررات دیگری نیز دارد. از متن این دو قانون نامه پیداست که باج هم به معنی «احتساب رسمی» (عوارض شهرداری) و هم به معنای عام «عوارض» بوده است. معنای دوم در عباراتی چون «باجِ بازار»، «باجِاغنام» و «باجِتمغا» مشهود است.
این کلمه هنوز هم در میان ترک زبانهای ترکستان شرقی به معنای عام آن متداول است (گرنار، ص ۲۶۳٬۲۶۵) و در لهجههای کاشغر و یارقند به معنی عوارض گمرکی به کار میرود (راکِت، ص ۲۴،119)
فهرست منابع
(۱) علی بن احمد اسدی، لغت فرس، چاپ هرن، برلین 1894.
(۲) امین احمد رازی، هفت اقلیم، کلکته 1939.
(۳) محمد حسین بن خلف برهان، ترجمه برهان قاطع، استانبول 1287.
(۴) غیاث الدین بن همام الدین خواند میر، دستور الوزراء، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۱۷ ش.
(۵) رشیدالدین فضل الله، تاریخ مبارک غازانی : داستان غازان خان، چاپ کارل یان، لندن 1940.
(۶) حسن روملو، احسن التواریخ، چاپ سیدن، بارودا1931.
(۷) محمدبن حسن سعدالدین، تاج التواریخ.
(۸) شرف الدین علی یزدی، ظفرنامه، کلکته 1888.
(۹) ادّی شیر، کتاب الالفاظ الفارسیه المعرّبه، بیروت 1908.
(۱۰) درویش احمد عاشق پاشازاده، تواریخ آل عثمان، استانبول 1332.
(۱۱) چاپ گیزه، لایپزیگ 1928.
(۱۲) «قانون نامه آل عثمان»، ضمیمه تاریخ عثمانی انجمن مجموعه سی، استانبول 1329.
(۱۳) ناصر خسرو، سفرنامه، چاپ شفر، پاریس 1881.
(14) Abd al-K ¤ a ¦ dir Baghda ¦ d ¦ â، Abdulqa ¦ diri Bagda ¦ densis lexicon ëahna ¦ mianum، ed. by Salemann، St. Petersburg 1895؛
(۱۵) عmer Lأtfi Barkan، "Osmanl â devrinde Akkoyunlu hدkدmdar â Uzun Hasan Beye ait Kanunlar"، in Tarih vesikaklr i ؛
(16) G.I.Bratianu، Recherches sur le Commerce gإnois dans la Mer Noire au XIII e Siهcle، Paris 1929؛
(17) F. Grenard، le Turkestan et le Tibet، Paris 1898؛
(18) W. Hinz، "Das Steuerwesen Ostanatoliens im 15. und 16. Jahrhundert"، in ZDMG، ۱۰0(1950)؛
(19) Horn، Grundriss der neupersischen Etymologie، Strassburg 1893؛
(20) F.Kraelitz- Greifenhorst،"K ¤ a ¦ nu ¦ nna ¦ me Sultan Meh ¤ meds des Eroberers"، in MOG، I، (۱۹۲۱-۱۹۲۲)؛
(21) idem، Osmanische Urkunden in Tدrkischer Sprache، vienna 1922؛
(22) Karl Lokotsch، Etymolog. Wخrtrerbuch، Heidelberg 1927؛
(23) M. M ¦ â nov â and V. Minorsky، "Nas ¦ â ¤ r al-D ¦ â n T ¤ u ¦ s ¦ â on finance"، in BSOAS، x، 3(1941)؛
(24) G.Raquette، English- Turki dictionary، Lund- Leipzig 1927؛
(25) I .H. Uzunµar â ? l â، Osmal i devleti te ? kilهt i na medhهl، Istanbul1941؛
(26) Fritz Wolff، Glossar zu Firdos i s Schahname، Berlin 1935؛
(27) Muh ¤ ammad ? erefeddin Yaltkaya، "I lhanرler devri idهrر te ? kilهt â na dهir Nas ¦ â reddin Tأsر"ninbireseri"، in Tدrk hukuk ve iktisat tarihi mecm. ،II؛
تاکنون دربارهٔ کلمه باج تحقیق کاملی صورت نگرفته است. عثمان نوری در بحث از «احتساب» (مجله امور بلدیّه، استانبول ۱۹۲۲، دوره ۱، ص ۳۶۴ـ۳۷۰) به نقل قسمتهایی از عاشق پاشازاده و نشری و قانون نامه سلیمان و نیز قانون نامه دیگری که تاریخ مشخص ندارد اکتفا کرده است.







