فرهنگ مصادیق:پاسداری از بیت المال از دیدگاه امام علی (ع)
نویسنده: دکتر معروف علی احمدوند (عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان)
محتویات
سیرهٔ امام علی علیه السلام در مواجهه با خیانتکاران بیت المال
هشدار نسبت به استفادهٔ ناروا از بیت المال
یک حاکم آگاه و کاردان سعی میکند قبل از آن که کارگزارانش مرتکب اشتباه یا خیانت بشوند، هشدارهای لازم را به آنها بدهد. همان گونه که پزشکان نکات مربوط به سلامتی و نحوهٔ پیش گیری از بیماریها را به مردم تذکر میدهند و حتی بیان و رعایت این نکات را مهم تر از درمان میدانند. اما اگر کسی به هر دلیلی به این هشدارها توجه نکند و بیمار شود آن وقت برای درمان او اقدام میکنند. ارتکاب گناه و معصیت و خیانت در اموال مسلمین نیز نوعی بیماری است که حاکم به عنوان طبیب معنوی جامعه - لازم است قبل از آلوده شدن افراد - هشدارهای لازم را به اطلاع مردم و کارگزاران برساند. امیرالمؤمنین علیه السلام در موارد زیادی با سخنان و نامههای خویش راهنماییها و هشدارهای لازم را به کارگزارانش اعلام نموده است که بخشی از آنها را در اینجا نقل میکنیم.
امام علی علیه السلام به اشعث بن قیس فرماندار آذربایجان نامهای نوشتند و فرمودند:
«همانا پست و فرمانداری برای تو وسیلهٔ آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن تو است، باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی؛ تو حق نداری نسبت به رعیت استبداد ورزی، و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمایی؛ در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است، و تو خزانه دار آنی تا به من بسپاری؛ امیدوارم برای تو بدترین زمامدار نباشم».[۱]
در این نامه حضرت به دو دولیل بر وجوب حفظ بیت المال امر کرده است. اول این که مال از آنِ خداست که بر بندگان عطا فرموده است و دوم این که او از طرف امام خزانه دار اموال عمومی است و حق تصرف در آنها را ندارد. اشعث به خاطر سوابق سوئی که داشت از امیرالمؤمنین علیه السلام میترسید، از این روی، وقتی نامه به او رسید تصمیم گرفت فرار کند و به معاویه پناهنده شود. اما نزدیکانش او را سرزنش کردند و از این کار منع نمودند، او هم منصرف شد. بنابراین، اشعث اموالش را برداشته و به کوفه رفت، حضرت اموال اشعث را از او گرفت که به اندازهٔ چهارصد هزار درهم بوده است و مبلغ سی هزار درهم به او داد. اما اشعث اعتراض کرده و گفت که به او مبلغ کمی داده است. حضرت فرمود: «اگر همه را واگذار کنی بهتر است چون هیچ گمان ندارم که بر تو حلال باشد و اگر به این مطلب یقین داشتم همین را هم به تو نمیدادم».[۲]
به امام علی علیه السلام گزارش دادند که مصقلة به هبیره شیبانی فرماندار فیروزآباد فارس از بیت المال به یکی از خویشاوندانش کمکی کرده است. حضرت نامهای خطاب به او مینویسد و میفرماید:
«بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلهَکَ، وَ أَغْضَبْتَ إِمامَکَ.
أنَّکَ تَقْسِیمُ فَیْءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حازَتْهُ رِماحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ، وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِماؤُهُمْ، فِیمَنِ اعْتَماکَ مِنْ أعْرابِ قَوْمِکَ.
فَوَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَئِنْ کانَ ذلِکَ حَقًّا لَتَجِدَنَّ بِکَ عَلَیَّ هَوانًا، وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِی مِیزانًا. فَلا تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّکَ، وَ لا تُصْلِحْ دُنْیاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ، فَتَکُونَ مِنَ الأخْسَرِینَ أَعْمالاً.
أَلا وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَةِ هذَا الْفَیْءِ سَواءٌ: یَرِدُونَ عِنْدِی عَلَیْهِ، وَ یَصْدُرُونَ عَنْهُ».
«گزارشی از تو به من دادند که اگر چنان کرده باشی، خدای خود را به خشم آوردهای، و امام خویش را نافرمانی کردهای، خبر رسید که تو غنیمت مسلمانان را که نیزهها و اسب هایشان گرد آورده و با ریخته شدن خون هایشان به دست آمده، به اعرابی که خویشاوندان تواند و تو را برگزیدهاند میبخشی. به خدایی که دانه را شکاف و پدیدهها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است. پس حق پروردگارت را سبک مشمار، و دنیای خود را با نابودی دین آباد مکن، که زیان کارترین انسانی. آگاه باش حق مسلمانانی که پیش من یا نزد تو هستند در تقسیم بیت المال مساوی است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند». [۳].
و این در حالی است که مصقلة، هدیهٔ ناچیزی را به یکی از خویشاوندانش - که از راه دور به دیدن او آمده بود - عطا کرد اما امام این چنین با او سخن میگوید و به او هشدار میدهد و جلوی خیانتهای بیشتر او را میگیرد. بنابراین، هشدار و پیشگیری و سرزنش نسبت به تخلفهای کوچک لازم و ضروری و بسیار مفید خواهد بود.
عاقبت شوم خیانت در بیت المال
امام علی بن ابیطالب علیه السلام به زیاد بن ابیه که معاون عبدالله بن عباس حاکم شهرهای بصره و اهواز و فارس و کرمان بود نامهای نوشت و در این نامه او را از خیانتی که ممکن است نسبت به اموال مسلمانان انجام گیرد بر حذر داشته و از عواقب و کیفر آن در صورت وقوع مطلع گردانیده و فرموده:
«همانا من به راستی به خدا سوگند میخورم، اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده، و در هزینهٔ عیال، درمانده و خوار و سرگردان شوی». [۴]
حضرت سه امر را به عنوان آثار خیانت در بیت المال بیان کرده است:
۱- تمام کمالات دنیا و آخرت او از بین خواهد رفت.
۲- ثروت اندوختهٔ او را میگیرد و مبتلا به نقصان و کمبود مال میکند.
۳- کم آبرو میشود. این سخن بدان معنا است که باید آبروی خیانتکار را ریخته و او را به مردم معرفی کرد تا کسی فریب او را نخورد.
۴- بارهای گناه پشت سر او را سنگین میکند و او خود اسباب این سنگینی را فراهم نموده است.
اختلاس از بیت المال و دفاع امام علیه السلام
مسئله سوءاستفاده و بر داشت نابجا از بیت المال مسلمین چیزی است که همواره کارگزاران را تهدید میکند و راهی برای به انحراف کشیدن آنها محسوب میشود. در طول تاریخ، بسیار شاهد خیانت بعضی از مسئولین در اموال عمومی و ثروتهای ملی بودهایم و تاریخ بارها گواه محاکمه و مجازارت خیانتگران بوده است. البته در موارد زیادی هم که اختلاس کنندگان از پشتوانه قوی برخوردار بودهاند از مجازات دنیوی مصون ماندهاند.
وقتی عبدالله بن عباس والی بصره، اطلاع یافت که طلحه و زبیر برای مقابله با امام علی علیه السلام راهی بصره شدهاند مقدار زیادی از بیت المال را برداشته و به مکه رفت و در آنجا ساکن شد. امام وقتی از این جریان آگاهی یافت نامهای به او نوشت و او را شدیداً مورد اعتراض قرار داده و سرزنش کرد. ابتدا سابقه و جایگاهش را در نزد امام علیه السلام به او گوشزد نموده و فرمود:
۱- «فانّی کُنْتُ اَشْرَکتُکَ فی امانتی».
من تو را شریک خود در حفظ و حراست و امانتداری از بیت المال میدانستم.
و تو را در ولایت امر و اقدام به اصلاح امور دنیا و آخرت مردم شریک خود قرار دادم.
۲- «و جَعَلْتُکَ شِعاری و بِطانَتی».
من تو را از جمله خواص و نزدیکان خود قرار دادم.
و همچون جامهٔ زیرین، محرم اسرار و رازهای خود قرار دادم.
این جمله حکایت از رابطهٔ بسیار نزدیک و دوستانه امام علیه السلام با ابن عباس دارد و حاکی از آن است که امام علیه السلام به او اعتماد زیادی داشته است.
۳- «و لم یکن فی اهلی رَجُل اوثق منکَ فی نفسی لِمُواساتی و مُوازاتی و اداء الامانة الیّ».
در بین خویشان و نزدیکانم تو مطمئنترین افراد نسبت به من بودی.
و هیچ کس از خویشاوندانم برای یاری و مشورت با من و رساندن امانت، از تو مطمئن تر نبود.
امّا در برابر این همه نیکی و اعتماد از طرف امام علیه السلام، او در مواقع سختی دست به اختلاس بیت المال میزند و امام علیه السلام را تنها میگذارد. در اینجا برخی از اعمال و رفتارهای نابجای ابن عباس را ذکر میکنیم:
۱- خیانت و اختلاس در اموال بیت المال و آلوده شدن به فساد مالی.
۲- تنها گذاشتن امام علیه السلام وقتی که روزگار بر امام علیه السلام سخت گرفته و دشمن رودرروی او قرار گرفته بود.
۳- ناسپاسی نسبت به نیکیهای امام علیه السلام و انحراف از راه حق.
۴- پس از سالها دوستی و نزدیکی، به امام پشت نموده و با وی به دشمنی برخاست.
امام علیه السلام در مقابل این عمل ناجوانمردانه سکوت نکردند و با او با قاطعیت روبه رو شدند. اول شخصیت او را خرد کردند تا همگان بدانند که امام در هیچ شرایطی اهل سازش و مسامحه نیست بلکه همیشه مدافع حق و در برابر باطل است.
- امام به او تذکر دادند که خدا را فراموش کرده است. در حقیقت اصل غفلت را به او یادآور شدند چون اگر کسی غافل از خدا نباشد دست به اختلاس بیت المال نمیزند.
- فرمود اصل اعتقادات او به خدا سست و بی پایه بوده است. چون اگر مایهٔ اعتقادات انسان محکم باشد و از ایمان راسخ و قوی برخوردار باشد، دست به این گونه کارها نمیزند.
- به وعدههای الهی باور قلبی نداشته است. یعنی نسبت به بیمها و بشارتهای حق تعالی ایمان و اعتقاد قوی نداشته است. چون اگر به عواقب اختلاس از بیت المال باور داشت دست به این کار نمیزد.
۵- در مقام کوبیدن او فرمودند که گویا اموال را از طریق ارث پدر و مادرش بدست آورده است.
۶- جایگاه و موقعیت خویش در پیش امام علیه السلام را از دست داد.
۷- فرمود تمام تصرفات او در آن مال حرام و نامشروع است.
۸- به او دستور دادند که اموال را برگرداند.
۹- او را تهدید کردند که اگر اموال اختلاس شده را برنگرداند، او را با شمشیر خویش هلاک میکند و فرمود هر کس با شمشیر من کشته شود جهنمی است.
۱۰- سوگند یاد کردند که اگر فرزندانش حسن و حسین هم این کار را میکردند ملاحظه حال آنها را نکرده و با آنها رودررو میشدند. [۵]
نتیجه گیری
این سیره و روش امام علی علیه السلام نشان میدهد که چقدر برای حفظ و حراست از بیت المال مسلمین اهمیت قائل بودند و هیچ گونه ملاحظه و مسامحه در مورد خیانت کنندگان به آن را روا نمیدانستند. ایشان به همگان میآموزد که مجرم و خیانتکار به اموال مردم را هرچند از نزدیکان حاکم باشد، باید مجازات نمود و هیچ کس حق ندارد تحت عناوین مختلف از آنان حمایت کند. باید با مجرمین براساس قانون خدا رفتار شود و حاکم و دیگر کارگزاران جامعه در مواجهه با مفسدان اقتصادی حجب، حیا، دوستی و خویشاوندی را کنار گذاشته مانع اجرای عدالت نشوند.
در اسلام همه در برابر قانون برابرند و کسی بر دیگری امتیاز ندارد. انسان با مطالعه و تدقیق در سیره علوی در مییابد که چقدر از حکومت عدل علی علیه السلام فاصله گرفتهایم و باید راه زیادی طی شود تا خود را به او نزدیک کنیم.
امام علی علیه السلام نامهای به مُنْذِربن جارود عبدی والی بصره که در پارهای از وظایف خود کوتاهی و خیانت کرده بود مینویسد: «ناگهان به من خبر دادند که در هواپرستی چیزی فرو گذار نکرده و توشهای برای آخرت خود باقی نگذاشتهای، دنیای خود را با تباه کردن آخرت آباد میکنی و برای پیوستن با خویشاوندانت از دین خدا بریدهای، اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شترِ خانه ات و بند کفشت از تو باارزش تر است، و کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد، نه میتواند کاری را به انجام برساند، یا ارزش او بالا رود، یا شریک در امانت باشد یا از خیانتی دور ماند پس چون این نامه به دست تو رسد نزد من بیا». [۶]
از مجموع کلمات امام علی علیه السلام استفاده میشود که افراد قابل اعتمادی داشته است که مخلفات کارگزاران و کارمندان را به او گزارش میکردند و حضرت براساس گزارش آنها اقدام میکرد. امام هیچ گاه از موعظه و نصیحت دست برنداشتند و همواره افراد را نسبت به انحراف از راه حق هشدار میدادند. مراقبت و نظارت بر اعمال و رفتار زیردستان مخصوصاً نسبت به امور مالی و بیت المال، سیرهٔ امام علیه السلام بود.
این بود بخشی از مواجهه و رفتار امام علی علیه السلام نسبت به بیت المال مسلمین و درسهای بزرگی که میتوان از آنها آموخت. به امید این که همه پیروان آن حضرت مخصوصاً کارگزاران حکومت اسلامی رفتار و سیرهٔ آن حضرت را الگو و سرمشق خود قرار دهند.
فهرست منابع
۱. ابن ابی الحدید معتزلی مداینی، عزالدین عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قاهره، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۳۸۵ ق.
۲. ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارالصادر، ۱۹۶۹ م.
۳. ابن میثم بحرانی، کمال الدین میثم ابن علی، شرح نهج البلاغه، تهران، مطبعهٔ خدماتی و چاپی، ۱۴۰۴ ق.
۴. ابن الوردی، عمر بن المظفر، تاریخ ابن الوردی، بیروت، دارلکتاب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
۵. امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، انتشارات مرکز الغدیر، ۱۴۱۶ ق.
۶. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام تا سال چهلم هجری، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۶۶ ش.
۷. دهلوی، محمد یوسف الکاند، حیاة الصحابة، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۴ ق.
۸. دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه.
۹. سیوطی، جلال الدین ، تاریخ الخلفاء، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۴ م.
۱۰. طبری، ابن جعفر محمد ابن جریر، تاریخ طبری، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.
۱۱. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دارالحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
۱۲. محمدی الریشهری، محمد، موسوعة الامام علی ابن ابی طالب (علیه السلام) فی الکتاب و السنة و التاریخ، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۱ ق.
۱۳. محمدی مقدم، قربانعلی، ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ ش.
۱۴. مسعودی، علی ابن الحسین، مروج الذهب، بیروت، الشرکة العالمیة للکتاب، ۱۹۸۹ م.
۱۵. مفید، محمد ابن محمد ابن النعمان بغدادی کرخی، الجمل: النصرة فی حرب البصرة، لسید العترة، مکتبة الاعلی الاسلامی، ۱۳۷۴ ش.
۱۶. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام علی (علیه السلام)، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش.







