فرهنگ مصادیق:وظايف ما در برابر پيامبر اسلام

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
وظایف ما در برابر پیامبر اسلام

چکیده

دو نفر سر کشاورزی دعوا کردند. گفتند: نزد پیغمبر برویم. رفتند گفتند: ما دو تا دعوایمان شده، حق با چه کسی است؟ پیغمبر حرف‌ها را گوش داد و فرمود: حق با ایشان است. طرف دیگر گفت: بله، باید بگویی حق با ایشان است، چون فامیل تو است! پیغمبر خیلی ناراحت شد. آیه نازل شد: «فَلا وَ رَبِّک لا یؤْمِنُون... » [۱]

وظایف ما در برابر پیامبر اسلام

انبیاء دارای یک سری صفات عمومی می‌باشند. مثلاً همهٔ آن‌ها معصوم هستند و همهٔ آن‌ها بهترین فرد زمان خود هستند. اما یک چیزهایی مختصّ پیغمبر ما بوده است. در این جلسه می‌خواهیم وظیفهٔ خودمان نسبت به پیغمبر را بگوییم. حالا خصوصیات خاص پیامبر را برای کسانی که نشنیده‌اند فهرست‌وار می‌گویم:

ویژگی‌های خاص پیامبر اسلام

پیغمبری که نام و نشانش در تورات و انجیل آمده است؛ «مَکتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیل‏»[۲]. پیغمبری که آخرین پیغمبر است؛ «خاتَمَ النَّبِیین‏» [۳]. پیغمبری که به معراج رفت؛ «أَسْری بِعَبْدِه‏» [۴]. پیغمبری که خدا به او می‌گوید: «فَضْلُ اللَّهِ عَلَیک عَظیماً» (نساء/۱۱۳)؛ فضل خدا نسبت به تو بزرگ است. این کلمه را برای پیغمبرهای دیگر نگفته است. پیغمبری که خدا به او می‌گوید: «وَ إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ» [۵]؛ دربارهٔ هیچ پیغمبری این تعبیر را نکرده است. تنها پیغمبری است خداوند دربارهٔ او می‌گوید: «ثمُ‌َّ دَنَا فَتَدَلّیَ‏، فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‌ِ أَوْ أَدْنیَ» [۶]؛ نزدیک‌ترین مقام قرب را به خداوند دارد. تنها پیغمبری است که خدا به او می‌گوید: «وَ رَفَعْنا لَک ذِکرَک» [۷]. تنها پیغمبری است که خدا به او می‌گوید: مکتب تو کرهٔ زمین را فرا خواهد گرفت. خداوند سه مرتبه در قرآن، این جمله را بیان فرموده است؛ «لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّه‏» [۸]. این تعبیر را برای هیچ پیغمبری نگفته است. تنها پیغمبری است که خداوند و فرشته‌ها دائماً بر او صلوات می‌فرستند؛ «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِی» [۹]؛ «یصَلُّون‏» فعل مضارع است و فعل مضارع برای استمرار است. خدا و فرشته‌ها دائماً «یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی»، بعد بخشنامه کرده که «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا» شما هم «صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً». تنها پیغمبری است که عضو عضوش معصوم است. چشم پیغمبر معصوم است؛ «ما زاغَ الْبَصَر» [۱۰]. زبان پیغمبر معصوم است؛ «وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی‏» [۱۱]. قلب پیغمبر معصوم است؛ «ما کذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی‏» [۱۲]. تنها پیغمبری است که عضو عضوش در قرآن آمده است؛«أَقِمْ وَجْهَک»‏ [۱۳] صورتت، «أَلَمْ نَشْرَحْ لَک صَدْرَک» [۱۴] سینهٔ تو، «الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَک» [۱۵]کمر تو، «وَ لا تَجْعَلْ یدَک» [۱۶] دست تو، «لا تَمُدَّنَّ عَینَیک» [۱۷] چشم‌های تو، «بِلِسانِک‏» [۱۸] زبان تو، «عُنُقِک‏» [۱۹] گردن تو، «ثِیابَک‏» (مدثر/۴) لباس تو، «قَرْیتِک» [۲۰]، «نِساءک» و «بَناتِک‏» [۲۱]. کل هستی را خدا یک «رب» خرجش کرده است؛ «بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِب‏» [۲۲]. به شخص پیغمبر که می‌رسد، بیش از ۲۴۰ بار می‌گوید: «رَبُّک»!کل مشارق و مغارب یک رب دارد. «بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِب‏»، ولی به شخص پیغمبر بیش از ۲۴۰ بار می‌گوید: «رَبُّک»؛ من پروردگار تو هستم. تنها پیغمبری است که می‌گوید: «إِنَّا فَتَحْنا لَک فَتْحاً مُبیناً» [۲۳].
اما امروز در این جلسه می‌خواهیم چه بگوییم؟ موضوع بحث این است: وظیفهٔ ما در برابر پیغمبر چیست؟

ایمان به پیامبر و تسلیم بودن در برابر دستوراتش

اول ایمان، هرچه پیغمبر فرمود باید اطاعت کنیم. گاهی وقت‌ها می‌پرسند که این حکم دینی را کجای قرآن نوشته است. اصلاً در قرآن ننوشته باشد. وقتی خدا در قرآن گفته، «ما آتاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ»؛ هرچه رسول برای شما آورده، بگیرید. چانه هم نزنید. «وَ ما نَهاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» [۲۴]. هرچه گفته انجام ندهید، انجام ندهید. هرچه گفته انجام بدهید، انجام بدهید. خلاص! و لذا خیلی چیزها در قرآن نیست ولی در سخن پیامبر هست.
آمد گفت: اسم علی کجای قرآن است؟ به او گفتم: اسم ابوبکر کجای قرآن است؟ بنا نیست اسم باشد. می‌گوید: رهبر شما همان است که در رکوع انگشتر داد. برو ببین چه کسی داد! اگر رهبر انقلاب بگویند: به فلانی رأی بدهید، این خیلی جالب نیست. ایشان می‌گویند: به کسی رأی بدهید که چنین و چنان است. خودت برو پیدا کن. معیار بدهیم، خود مردم بروند انتخاب کنند. «إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ» [۲۵]، «اِنَّما» یعنی فقط. فقط ولی شما آن کسی است که در رکوع انگشتر داد. بروید ببینید چه کسی داد. لازم نیست اسم باشد.
کجای قرآن نوشته نماز صبح دو رکعت است؟ کجای قرآن نوشته طواف هفت مرتبه؟ قرآن یک کلیاتی را گفته است. ده‌ها هزار حدیث ذیل آیات است. وظیفهٔ ما ایمان به پیامبر است.
بعد می‌گوید: اگر ایمان هست، باید تسلیم هم باشد. آخر گاهی وقت‌ها آدم ایمان دارد ولی تسلیم نیست. می‌گوید: «وَ یسَلِّمُوا تَسْلیماً» [۲۶]؛ یعنی ایمان عاشقانه، آگاهانه، متواضعانه.
دو نفر سر کشاورزی دعوا کردند. گفتند: نزد پیغمبر برویم. رفتند گفتند: ما دو تا دعوایمان شده، حق با چه کسی است؟ پیغمبر حرف‌ها را گوش داد و فرمود: حق با ایشان است. طرف دیگر گفت: بله، باید بگویی حق با ایشان است، چون فامیل تو است! پیغمبر خیلی ناراحت شد. آیه نازل شد: «فَلا وَ رَبِّک لا یؤْمِنُون... » [۲۷]؛ به پروردگار قسم این‌ها ایمان ندارند که تو را حکم و داور قرار می‌دهند، اما آن وقتی که تو داوری می‌کنی، نق می‌زنند. نباید نق بزنیم. «یسَلِّمُوا» کافی نیست. «وَ یسَلِّمُوا تَسْلیما»؛ یعنی با علاقه. نه زورکی. قرآن می‌گوید: بعضی‌ها زورکی و در حال کسالت نماز می‌خوانند؛ «وَ هُمْ کسالی‏» [۲۸]. زکات می‌هند «وَ هُمْ کارِهُونَ» [۲۹]. باید تسلیم باشیم.
آن‌هایی که به حرف پیغمبر گوش نمی‌دهند، ایمان به پیغمبر ندارند. قوانین پیغمبر را عمل نمی‌کنند. قانون چه کسی را عمل می‌کنند؟ ما کشوری در اروپا داریم که ۱۱۹ بار تا حالا قانون اساسی‌اش عوض شده است. خود آمریکا تا به حال ۲۵ بار قانون اساسی‌اش عوض شده است. صبح می‌گویند: این‌جا یک طرفه است و عصر می‌گویند: نه دو طرفه است. انسان، انسان است دیگر. هرکس می‌خواهد باشد. آخر ما دستمان را در دست انسانی می‌گذاریم که او هم مثل ما پشیمان می‌شود! دستمان را در دست پیغمبر معصوم بگذاریم. اصلاً گذاردن دست بشر، در دست غیر معصوم جنایت بر بشر است. همهٔ هستی برای بشر است. ابر و باد و مه و خورشید و فلک، «خَلَقَ لَکم‏» [۳۰]، «سَخَّرَ لَکم‏» [۳۱]. کل هستی برای ما آفریده شده است. آن وقت بشر که بنا است «لِیعْبُدُون‏» [۳۲] رشد کند، رشد معنوی، بگوییم: تو رهبرت یک آدم فاسق باشد! ظلم به خورشید است. چون می‌گوید: «سَخَّرَ لَکمُ الشَّمْس‏» [۳۳]. «وَ سَخَّرَ لَکمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعا» [۳۴]. «سَخَّرَ لَکمُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ» [۳۵]، «سَخَّرَ لَکمُ الْفُلْک» [۳۶]، «سَخَّرَ لَکمُ القمر». همه را می‌گوید. ابر و باد و مه و خورشید، برای تو است ولی رهبر تو یک آدم جنایتکار باشد، فاسق باشد، این ظلم به بشریت نیست؟
وظیفهٔ دوم، یاری پیامبر است؛ «ینْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» [۳۷]. پیغمبر را باید یاری کرد. ایمان خالی فایده ندارد. ما در قرآن سه تا ایمان داریم: «آمَنُوا بِه‏» [۳۸]، «آمنوا له» و «آمَنُوا مَعَهُ» [۳۹]. «به» یعنی به پیغمبر، «له» یعنی به نفع پیغمبر و «معه» یعنی فدای پیغمبر. «آمنوا به»، «آمنوا له»، «وَ الَّذینَ مَعَه‏» [۴۰]، «معه» یعنی فقط، وگرنه هم ما به کوه هیمالیا ایمان داریم. همه ما می‌دانیم... مسافت ما با خورشید چقدر است؟ خوب بعدش چی؟ بله پیغمبر را یاری کنید. «ینْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»
وظیفه سوم، دفاع کنید. «تُعَزِّرُوهُ» [۴۱]، از پیغمبر دفاع کنیم. خدا از پیغمبر دفاع می‌کند. به پیغمبر مجنون گفتند. خدا گفت: «وَ ما صاحِبُکمْ بِمَجْنُونٍ» [۴۲] تا به پیغمبر گفتند: مجنون، خدا گفت: صاحب شما مجنون نیست. به پیغمبر گفتند: ابتر! خدا فرمود: «إِنَّ شانِئَک هُوَ الْأَبْتَرُ»[۴۳]؛ خودش ابتر است. «إِنَّ اللَّهَ یدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا» [۴۴]؛ خدا دفاع می‌کند. ما اگر ایمان داریم باید دفاع کنیم.
اگر کسی به پیغمبر جسارت کرد، لازم نیست از مرجع تقلید اجازه بگیرید. می‌شود همان‌جا او را کشت. این مهم است. این‌طور نیست که آزادی نیست. معنای آزادی این نیست که شما به پیامبر جسارت کنی. قرآن به ما گفته: به بت‌پرست‌ها جسارت نکنید. «لا تَسُبُّوا» [۴۵] به بت‌پرست‌ها فحش ندهید. استدلال کن.
در یکی از جبهه‌ها، یکی از یاران امیرالمؤمنین علیه‌السلام یک فحش به دشمن داد. حضرت فرمود: چرا فحش دادی؟ گفت: آقا این‌ها مخالف شما هستند. گفت: خوب مخالف باشند. چرا فحش؟ «إِنِّی أَکرَهُ لَکمْ أَنْ تَکونُوا سَبَّابِین‏» [۴۶] من ناراحت هستم که شما فحش می‌دهید. ما منطق داریم. آدمی که منطق دارد چرا فحش می‌دهد؟ معنای آزادی این نیست که کسی با لباس شنا سر کلاس فیزیک بنشیند. بگوید: آزادی است. خوب آزادی معنا دارد.
یک کفترپرانی بود می‌رفت پشت‌بام سراغ کفترهایش، صاحب خانه‌های همسایه گفتند: آقا یا الله بگو. گفت: لازم نیست یا الله بگویم. خانهٔ خودمان است، پشت‌بام خانهٔ خودمان است، کفترهای خانهٔ خودمان است. گفت: خیلی خوب. آن همسایه هم یک طبل و یک چوب برداشت و به پشت‌بام خانهٔ خودش رفت. هر وقت کفترها جمع می‌شدند طبل می‌زد، گفت: آقا چرا نمی‌گذاری کفترها بنشینند؟ گفت: خانهٔ خودم است، طبل خودم است و چماق خودم!
سال‌های قبل بود، زمان جنگ بود، مکه بودم. صدّام پیشنهاد کرده بود صلح کنیم. این عرب‌ها هم در مدینه هی می‌گفتند: مقصّر امام است. صدام که می‌گوید: بیا صلح کنیم. چرا امام قبول نمی‌کند صلح شود؟ این ایرانی‌ها نمی‌دانستند به این اعراب چه بگویند. ما آمدیم رد شویم، گفتند: حاج آقا بیا ببین این چه می‌گوید؟ گفتم: چه می‌گویی؟ گفت: صدام می‌گوید: بیا صلح کنیم. چرا امام قبول نمی‌کند؟ خوب صلح کنید. من به یکی از این ایرانی‌ها گفتم: یک طاقه از این پارچه‌ها را بردار و بیرون برو. فرار نکنی که بگویند: دزد هستی. همین‌طور بردار و بیرون برو. این هم یک طاقه پارچه را برداشت و بیرون رفت. گفت: کجا بردی؟ گفتم: بیا صلح کنیم. گفت: اِ... صلح کنیم، صلح صلح! گفت: پارچه... گفتم: ما هم همین را می‌گوییم. زمین‌هایی را که گرفته پس بدهد، بعد صلح کنیم. تو می‌گویی: طاقهٔ پارچه را برگردانیم...
حالا گاهی وقت‌ها باید مقابله به مثل کرد. دو نفر گفتند: بیایید دروغ بگوییم. منتها دروغ شاخ‌دار! بزرگ‌ترین دروغ را بگوییم. فکر کنید. هرکدام یک مدتی فکر کردند و آمدند، برای این‌که بزرگ‌ترین دروغ تاریخ را بگویند. یک نفر گفت: بابای من یک طویله دارد، اسب که از این طرف طویله می‌خواهد آن طرف طویله برود، چند بار حامله می‌شد و می‌زایید و آخرش هم به آخر طویله نمی‌رسید. گفت: یعنی این‌قدر طویلهٔ پدر تو دراز بود؟ گفت: حالا تو بگو. گفت: حالا دروغ من. بابای من هم یک چوب بلندی داشت، هر وقت ابر می‌شد، با چوبش ابرها را جابجا می‌کرد. گفت: خوب وقتی ابر نبود، این چوب را کجا می‌گذاشت؟ گفت: می‌گذاشت در طویلهٔ پدر تو!

منبع

برنامهٔ «درس‌هایی از قرآن»، تاریخ پخش: ۲۰/۰۷/۹۱ - با تغییراتی جزئی در متن

پانویس

  1. نساء/65.
  2. اعراف/157.
  3. احزاب/40.
  4. اسرا/1.
  5. قلم/4.
  6. ‏نجم/8 و9.
  7. شرح/4.
  8. توبه/33.
  9. احزاب/56.
  10. نجم/17.
  11. نجم/3.
  12. نجم/11.
  13. یونس/105.
  14. شرح/1.
  15. شرح/3.
  16. اسرا/29.
  17. حجر/88.
  18. مریم/97.
  19. اسرا/29.
  20. محمد/13.
  21. احزاب/59.
  22. معارج/40.
  23. فتح/1.
  24. حشر/7.
  25. مائده/55.
  26. نساء/65.
  27. نساء/65.
  28. توبه/54.
  29. توبه/54.
  30. بقره/29.
  31. ابراهیم/32.
  32. ذاریات/56.
  33. ابراهیم/33.
  34. جاثیه/13.
  35. ابراهیم/33.
  36. ابراهیم/32.
  37. حشر/8.
  38. اعراف/157.
  39. بقره/214.
  40. اعراف/64.
  41. فتح/9.
  42. تکویر/22.
  43. کوثر/3.
  44. حج/38.
  45. انعام/108.
  46. شرح نهج‌البلاغه/ ج 11/ ص 21.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی رسالات - تاریخ برداشت: 95/03/22