فرهنگ مصادیق:هدف ما از رعایت قانون چیست؟
محتویات
مقدمه
مهمترین هدف قوانین بشری را ایجاد فضای امنیت و آرامش برای شهروندان است. انسان امروزی به خوبی دانست که مهمترین موهبتی که در پرتو رعایت قانون نصیب انسان میشود امنیت، رفاه و آسایش ، احقاق حقوق و عدالت و جلوگیری از ظلم است. امروزه در جوامع موضوع امنیت را نوعی نعمت اجتماعی میپندارند. بگونهای که امنیت نعمتی است که تمام حکومتها برای تحقق آن تلاش میکنند ...
رعایت قانون
مهمترین هدف قوانین بشری ایجاد فضای امنیت و آرامش برای شهروندان است. انسان امروزی به خوبی دانست که مهمترین موهبتی که در پرتو رعایت قانون نصیب انسان میشود امنیت، رفاه و آسایش ، احقاق حقوق و عدالت و جلوگیری از ظلم است. امروزه در جوامع موضوع امنیت را نوعی نعمت اجتماعی میپندارند. بگونهای که امنیت نعمتی است که تمام حکومتها برای تحقق آن تلاش میکنند . امروزه جوامعی پیشرفته محسوب میشوند که بتوانند فضای امن تری را برای شهروندان خود فراهم کنند. یک شهروند حتی اگر بخواهد مؤمن و مسلمان خوبی باشد باید در زندگی اجتماعی خود احساس امنیت کند. در اقتصاد و معیشت ایمن باشد. نگران و مضطرب نباشند. ظلم و اجحاف از جامعه دور، و عدل و احسان در آن جامعه جایگزین شود. امام درپیام هشت مادهای به قوه قضاییه و ارگانهای اجرایی میفرماید:«...باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگی است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهای خویش ادامه دهند، و اسلام بزرگ و دولت اسلامی را پشتیبان خود بدانند، و قوه قضاییه را در دادخواهیها و اجرای عدل و حدود اسلامی در خدمت خود ببینند، و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیتهها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بدانند. و این امور بر عهده همگان است...» [۱]
امام میفرمود: برخوردهای فراقانونی ممنوع!
معمـار انقلاب اسلامی همیشه کوشیده است تا به مسئولین وضابطین و مردم بیاموزد تا سعادت بشر در گرو رعایت قوانین الهی و قوانین جاری کشور است. یکی از دغدغههای اساسی جمهوری اسلامی در امر قضا، موضوع برخوردهای "فراقانونی" است که سهم بزرگی در خلق بی اعتمادی مردمی نسبت به حکومت دارد. بزعم تحلیل گران مسائل اجتماعی برخوردهای فراقانونی صرف نظر از تبعات بین المللی ، در شاخصهای داخلی نیز موجب بروز مشکلات زیادی شده است.... بویژه آنکه تسری این گونه رفتارهای قانون گریز بویژه از سوی ضابطین قضایی، در میان مردم همواره یکی از دغدغههای اساسی محسوب میشود .علاوه بر تمهیدات قانونی موجود در قانون اساسی جمهوری اسلامی، پیام هشت مادهای امام یکی از جامعترین منشور حقوق شهروندی در جمهوری اسلامی ایران است که میتواند بهترین مرجع در پیرهیز از برخوردهای فراقانونی باشد. به اذعان یاران و شاگردان امام، کرامت انسانی در منظر امام از مهمترین مسائل مورد توجه شان بوده و همواره تاکید میکرد تا مسوولان کاری باید بکنند که مردم احساس کنند جانشان و مال شان و حیثیت آنها در امان است. براستی چه بخشی از جامعه حاضر به اجرای دقیق این منشور نیست ؟! بدون شک سهم مجریان کشور و متصدیان در رعایت قانون سهم بالایی است چرا که مردم تابع دولتها هستند. اگر دستگاههای نظام به قانون شکنی و ظلم به یکدیگر و مردم پیشقدم شده و آنجا که پای منافع پیش میآید حریمها را رعایت نکنند، مردم قطعاً احترامی برای آن نخواهند داشت. چرا که مردم تابع حکومتها هستند. «...اهانت کردن به یک آدمی، و لو این آدم هم خودش یک آدم مخالفِ مثلًا چه باشد، باز حق اهانت نیست. این حق است که جزایش را به او بدهند، دیگر اهانت چرا به او بکنند؟ رفتن منزل، به خانوادهاش تعرض کردن، به بچههایش تعرض کردن، اینها اموری است که نباید بشود.
«...پاسدار حق ندارد بدون اینکه قاضی یا دادستان اجازه به او بدهد کاری بکند. وقتی هم به او امر کرد، باید انجام بدهد؛ حق ندارد تخلف بکند. هرج و مرج نباید باشد. صحیفه امام، ج۱۰،ص۲۷۵ «...حالا که ما انقلاب کردیم باید هرج و مرجی باشیم؟! ... نباید ما یک کلمه «انقلاب» بگذاریم و هر کاری دلمان میخواهد بکنیم بگوییم که انقلابی است! انقلابی یعنی چه؟ مگر اسلام عوض میشود در انقلاب؟! اسلام همان اسلام است. شما یک قدرت طاغوتی را کنار گذاشتید؛ حالا اسلام را میخواهید پیاده بکنید، احکام اسلام را میخواهید پیاده بکنید؛ باید با تمام احتیاطات لازم، با تمام دقتهای لازم، در این امور بررسی بشود یکوقت یک بیگناهی خدای نخواسته، روی یک مقاصدی که یک کسی ممکن است داشته باشد بیاید تهمت به او بزند...» صحیفه امام، ج۱۰،ص۲۷۵ «...همچنین در جمیع ارگانهای دولتی و دستگاههای قضایی و دانشگاهها و دانشکدهها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل، ولی با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا که تعدی از حدود شرعیه حتی نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگاری نیز نباید شود. و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبی آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه، عملی انجام ندهند...» [۲] «... هیچ کس حق ندارد کسی را بدون حکم قاضی که از روی موازین شرعیه باید باشد توقیف کند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزیر شرعی است...»
رعایت قانون از بدیهیات نظامهای اجتماعی است
سوره قریش به دو موضوع مهم اشاره میکند که میتوان آنها را از مهمترین نعمتها شمرد. ابتدائاً سیر کردن شکم بندگان و در مرحله بعدی ایجاد و امنیت و رفع نگرانی از مردم که دقیقاً وظیفه حکومتها هم همین موارد است. موضوع رفع گرسنگی و تأمین مواد غذایی برای مردم از وظایف اولیه حکومت است و در مرحله بعد برطرف کردن ترس و وحشت و ایجاد امنیت برای جامعه. از آنجا که آیات این سوره به قریش بر میگردد، قطعاً در آن زمان این دو موضوع از اهمیت ویژهای برخوردار بودهاند. که با گذشت قرنها از آن زمان هنوز هم این دو موضوع در رأس مطالبات مردم است. امام خمینی(ره) در وظایف دولت و حکومت اسلامی نیز بارها به این وظایف اشاره میکند. بویژه رسیدگی به مستضعفین و تأمین حداقل نیاز آنان را از وظایف اصلی دولت میشمارد. ایجاد امنیت و رفاه و آسایش و زندگی همراه با آرامش را نیز در رأس مطالبات میداند. حتی در موضوع مخالفت با شاه این خواسته برای او از اهمیت خاصی برخوردار است. انقلابیون و شاگردان امام خمینی صرفاً برای تبعیضهای مالی مبارزه نکردند بلکه از نظر آنان خشونت، دیکتاتوری و ظلم ستم شاهی که موجب ظلم به مردم میشد و آنها را تحقیر میکرد، هدف اصلی مبارزه بود. نا امنی در محیط خانه و مسجد و دانشگاه و سلب آزادیهای مشروع عواملی بودند که هر روز دامنة اعتراضات مردم را گسترده میکرد.
«... به برادران دادگاه و کسانی که رئیس زندان هستند و اشخاصی که زندانبان هستند، میگویم و آن اینکه این طور نباشد که یک جنایتی وقتی واقع شد، اینها آرامش خودشان را از دست بدهند و- خدای نخواسته- با زندانیانی که الآن هستند- و لو این زندانیان از همین گروههای فاسد باشند- با خشونت غیر اسلامی عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند. لکن دادگاهها احکام را با دقت بررسی کنند و پروندهها را بررسی کنند و آنها را بر محکمهها بنشانند و از آنها استفسار کنند و با قاطعیت، هر چه باید بکنند، عمل کنند، لکن این طور نباشد که حالا از باب اینکه یک دستهای از ما به وسیله همین گروهها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصی که محبوس هستند- خدای نخواسته- به خلاف موازین اسلام عمل کنیم و من میدانم نمیکنند. گرچه آنهایی که باید به شما تهمت بزنند تهمت را میزنند، آنها کارهای اینها که در خیابانها کردند و مردم را آن طور، بیگناهها را آن طور کشتند، آنها را توجیه میکنند و محکوم نمیکنند، لکن این مصیبتهایی که بر جامعه ما وارد میشود، هیچ ابداً تفاوتی برایشان نمیکند، اگر نگویم که آنها در خلوت میگویند، خوب شد که اینها را کشتند.خداوند ان شاء اللَّه، همه ما را اصلاح کند؛ هواهای نفسانیه ما را سرکوب کند؛ ما را و ملت را مصممتر کند. همه در صحنه حاضر باشند؛ لکن آرامش را حفظ کنند.[۳]
کوچ امنیت از یک جامعه
قرآن کریم در سوره حجرات ضمن نهی سوءظن میفرماید: اجتنبوا کثیراً من الظن . سوءظن فردی و اجتماعی موجب گناهان متعددی میشود. قضاوتهای بی جا، تجسس کردن، شنود کردن، تهمت زدن از این گناه شروع میشود.در جامعهای که مردم آن به یکدیگر اعتماد ندارند وبرخوردهایشان همراه با سوءظن باشد حرفها، نگاهها و رفتارها امنیت را از مردم سلب میکند. «...از اطلاق بسیاری از اخبار معلوم میشود که کشف سر مؤمنین حرام است. یعنی عیوبی که از مؤمنین مستور و مخفی است چه خلقی و یاخلقی یا عملی باشد حرام است اظهار آن را و افشا آنرا. چه شخص متصف ؛ راضی به آن باشد یا نه، و چه قصد انتقاص در کار باشد یا نباشد. [۴] پیامبراکرم(ص) درحدیثی میفرمایند؛ ای مسلمانان که به زبان مسلمان شدهاید و ایمان در قلب شما وارد نشده است مذمت نکنید مسلمانان را و جستجو نکنید زشتیهای پوشیده شدة آنها را .[۵]
امام در مذمت تجسس و سوءظن عبارت کلیدی دارند. مبنای امام این است که هر کاری که به وحدت کلمه جامعه و وحدت عقیده لطمه بزند، محکوم است. سوءظن و تجسس اگر از ناحیه یک شهروند صورت بگیرد. به میزان یک نفر به این مقصد بزرگ لطمه میزند و اگر در قالب یک جمعیت و حزب و سازمان باشد به همان میزان لطمه بزرگترین وارد میکند. و زمانی که مجموعه حاکمیت نسبت به شهروندانی خود دچار سوءظن شد، این یعنی قطعه قطعه شدن این جامعه و دیگر امیدی به نجات آنها نیست. بعضی از افراد به بهانة وظیفه قانونی خود را موظف میدانند که نسبت به همه چیز و همه کس سوءظن داشته باشند. همه را مجرم میشمارند مگر خلاف آن ثابت شود. این افراد حتماً نسبت به روشنترین کلمات امام تفسیر دیگری دارند.
امام میفرماید؛ « میزان وضع فعلی افراد است. یعنی: اگر کسی در گذشته فرد خلافکاری بوده است و پشیمان شده است میزان حال فعلی اوست. اگر شخص خوبی است دیگر در احوالات او تجسس نکنید. امام فلسفة تجسس نکردن و سوءظن نداشتن را چنین بر میشمرد:« یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیای عظام (سلام الله علیهم) که علاوه بر آن که خود مقصود مستقل است ، وسیله پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینه فاضله میباشد، توحید کلمه و توحید عقیده است. این مقصد بزرگ انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحاد هم و الفت و اخوت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری و افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند و جمعیت به منزله یک شخص باشد و افراد به منزله اعضاء و اجزاء آن. پر واضع است که این کبیره (سوءظن و تجسس ) اگر رایج شود، در بین جمعیتی، موجب کینه و حسد و بغض و عداوت شده و ریشه فساد در جمعیت بدواند. درخت نفاق و دو رویی در آنها ایجاد میکنند.وحدت و اتحاد جامعه را گسسته کند.» (شرح چهل حدیث، ص ۳۰۹) امام خمینی در پیام چهارده مادهای به ملت ایران دربارهٔ وضعیت کشوردر بند شش و هفت میفرماید:
«...به تمام اعضای کمیتهها و زندانبانها حکم میکنم که با زندانیان- هر که باشد- به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خودداری کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامی این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معیّنی با مقررات، اجازه ملاقات دهند. [۶]
«...کراراً گفتم و باز تکرار میکنم، کسی حق ندارد به منزل مردم حمله کند و وارد منزل آنان شود و اگر اطلاع پیدا شد که مجرمی در منزلی است مراقبت از فرار او کنند و به مقامات مسئول اطلاع دهند که با موازین او را دستگیر نمایند. علاقهمندان به نهضت باید از این گونه اعمال اجتناب کنند. مردم باید روی موازین شرعیه عمل نمایند[۷].
گر چه تجسس و تفتیش عقاید و محدود کردن آزادی به نوعی ظلم محسوب میشود، اما عنوان ظلم به خودی خود امنیت را از جامعه دور میکند. ظلم افراد به یکدیگر، ظلم تشکلها و احزاب، ظلم اقشار و صنوف و بالاخره ظلم دستگاهها دولتی نسبت به افراد جامعه فضای امنیت جامعه را مختل میکند. تشویش و نگرانی و بی ثباتی سراسر جامعه را فرا میگیرد. اگر امام جماعت با کوچکترین ظلمی از عدالت ساقط میگردد پس دستگاه قضایی ، دستگاه اجرایی یک کشور چگونه میتواند در جامعه نقش داشته باشد. اگر مردم احساس امنیت نکنند نمیتوانند تولید کنند، نمیتوانند با هم مهربان باشند.
«...در اجرای حدود، نباید از آن حدودی که حق تعالی فرموده است، پایین تر عمل بشود و نباید زیادتر. حتی آن کسی را که الآن محکوم به قتل شده است و دارند می برندش در جایی که او را بکشند، هیچ کس حق ندارد حتی یک کلمهٔ درشت به او بگوید؛ اجرای حکم خداست. اگر کسی یک سیلی به او زد، او حق دارد در همان جا، یک سیلی برگرداند و باید هم دیگران کمک کنند تا او قصاص بکند. اگر یک درشتی کرد، آن کسی که درشتی کـرده است تعـزیر لازم دارد، بـاید قوهٔ قضـاییه تعـزیر کند او را.[۸]
دین و چگونگی تحقق مهمترین مطالبات انسان در اجتماع
از زمانی که انسان تصمیم گرفت به صورت جمعی زندگی کند، ضرورت وضع قوانین را بین خود احساس نمود و فهمید که باید برای بهتر زندگی کردن خود و دیگران باید به آن احترام بگذارد تا زندگی بهتری داشته باشد. همه ادیان و مکاتب غیر توحیدی نیز برای پیروان خود آیینها و مقرراتی را وضع کرده و به دنبال اجرای آن بودهاند. اسلام که جامعترین دین به حساب میآید بر معاهدات، پیمانها و قوانین بشری تأکید و بسیاری از آنها را تنفیذ کرده است.
در نگاه اسلام امنیت وآرامش از جایگاه ویژهای برخوردار است. در سورة انعام آیات ۸۲ و۸۳ خدواند تبارک و تعالی میفرماید.« الذین آمنوا و لم یلبسو ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون» کسانی که ایمان میآورند و آنرا آغشته به ظلم نمیکنند، امنیت وآرامش از آنان است و آنها هدایت شدگان هستند. خداوند در این آیه میفرماید: ایمان زمانی ارزش دارد که آغشته به ظلم و تعدی نشود که بالاترین ظلم هم از نظر قرآن شرک است « ان شرک لظلم عظیم» شرک مصداق ظلم به نفس است و ظلم به دیگران ، نظام اجتماع را به هم میریزد. صرف اینکه فردی ایمان داشته باشد و در اعمال فردی موفق باشد هدایت نصیب او نمیگردد. بلکه باید مراقب باشد که ایمانش با ظلم آغشته نشود. در فرهنگ اسلامی ظلم به خود نظیر شرک و یا دیگر مراتب ظلم پسندیده نیست. اما ظلم به دیگران به سختی نهی شده است. بویژه ظلمهای اجتماعی که موجب میشوند نظام اجتماعی به هم بریزند. امروزه کشورهایی میتوانند ادعای توسعه و پیشرفت داشته باشند که مردم و شهروندان در آسایش بیشتری زندگی کنند. در آیة دیگری خداوند میفرماید: اگر برای گروهی از مردم تمکن بخشیدیم که روی زمین زندگی کنند، آنها مجال خواهند یافت که نماز بپا دارند و زکات بدهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. « الذین ان مکناهم فی الارض ...»
سوره حج آیه ۴۱یعنی تمکن بخشیدن به مردم روی زمین مقدمة برای اعمال دیگر است. و در همین آیه اشاره میشود که به یاد داشتن نماز مترادف با ذکر خداوند و ذکر خداوند موجب آرامش و اطمینان قلبی است. « اقم الصلواه لذکری و الا بذکرالله تطمئن القلوب» یک رابطه متقابل بین نماز و ذکر و اطمینان و آرامش قلبی یعنی امنیت وجود دارد. امنیت که آمد موجب خواهد شد انسان احساس کند در زمین تمکن و آرامش پیدا کرده است و به دنبال این آرامش نوبت نماز و عمل به احکام شرعی میرسد از طرف دیگر هم اقامه نماز و پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر مقدمهای برای اجرای عدالت هستند که در جامعه و در انسان آرامش و امنیت ایجاد خواهد کرد. « و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و أمنا » آیة ۱۲۵ بقره؛ حج و مسجد الحرام و کعبه نیز برای مردم به عنوان امنترین مکان قرار گرفته است.ناس در آیه شریفه مصداق مردم هستند. گر چه ایمان هم نیاورده باشند. مردم وقتی در کرانة مکه و مسجد الحرام قرار میگیرند در امنیت هستند. تاریخ هم گواهی میدهد که هر کس خود را به مسجد الحرام رساند از هر جهت در امنیت است.
در نگاه معارف اسلامی آنچه که به خدا تعلق پیدا میکند آرامش بخش و امنیت آور است. تشتت و تفرقه و اختلاف از نفس انسان است و آنچه متعلق به خداست امنیت و اطمینان است. انسان در حال دعا و در مسجد احساس امنیت میکند. تشویش خاطر و پریشانی از وقتی سراغ آدمی میآید که از محضر خدا دور شود. اوج اضطراب زمانی است که انسان در حال گناه باشد. گناه چه شخصی و چه اجتماعی، انسان و جامعه را متزلزل میکند. آیة دیگری که به آن استناد میشود؛ آیه شریفه در سورة قریش است. خداوند در این آیه میفرماید؛ « فلیعبدوا رب هذالبیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» بندگان به عبادت خداوندی با رزق و روزی دادن به بندگان آنها را اطعام میکند و آنها را ایمن میسازد از ترس امر شدهاند. ایمن سازی از ترس و وحشت مقدمهای است برای عبادت بندگان خدا. بی شک عبادت خداوند در محیط همراه با ترس و اندوه مطلوب نیست و اگر کسی در این حالت قرار گرفت باید با مبارزه بر علیه ظلم محیط را برای عبادت فراهم کند.







