فرهنگ مصادیق:نیکی به والدین در آینه قرآن و حدیث
نویسنده: حمیدرضا وزینی احقر
محتویات
مقدمه
نیکی و احسان به دیگران، صفتی پسندیده و ممدوح است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تأیید است. همه جوامع بشری برای این صفت خداپسندانه، اهمیت خاصی قائلند و فاعل آن را محترم میشمارند، در این میان، البته بعضی نیکیها اهمیت دو چندان دارد، که نیکی به پدر و مادر از جمله آنهاست.
خداوند در قرآن بیش از ۲۳ بار صراحتاً و یا ضمناً انسانها را به احسان و نیکی به پدر و مادر امر فرموده است.[۱] ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرمودهاند.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: (برّ الوالدین من اکرم الطباع؛ نیکی به پدر و مادر، ارزش مندترین خلق هاست).[۲]
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ مردی که از حقوق والدین پرسیده بود، فرمود: (هما جنّتک و نارک؛[۳] پدر و مادر، بهشت و جهنم تو هستند؛ بهشت در رضای آنها و دوزخ در خشم آنهاست.
حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و تکریم را معمول دار… خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داده و فرموده است: شکر گزار من و شکر گزار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است.[۴]
همیشه مونس و یارم پدر بود
به وقت رنج، غمخوارم پدر بود
چو پروانه پر و بالم اگر سوخت
ولی شمع شب تارم پدر بود
طریق زندگی آموخت بر من
به هر سختی مدد کارم پدر بود
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی را که قرآن میکند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است
نیکی به والدین در ادیان آسمانی
لزوم نیکی به والدین، اختصاص به شریعت اسلام ندارد، بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانی همواره مورد تأکید قرار گرفته است.
قرآن در سوره بقره, آیه ۸۳ وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند، جزء پیمانها و وظایف حتمی بنی اسرائیل شمرده است.
حضرت نوح (علیه السلام) برای پدر و مادر خود چنین دعا میفرماید: (رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا؛
[۵] پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاى و جز بر هلاكت ستمگران ميفزاى).
امام صادق(ع): فرمود: موسی بن عمران (علیه السلام) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد، دارای دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکی میکند و برای سخن چینی نمی کند.[۶]
نکاتی چند در باره احترام به والدین
گر چه عواطف انسانی و مسئله حق شناسی به تنهایی، لزوم احترام نمودن به والدین را بیان میکند، ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که عقل مستقلاً میتواند داوری و قضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در مییابد، سکوت روا نمیدارد؛ بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتی را صادر میکند؛ ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) احترام به والدین و مسائل و زوایای مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان میکنیم.
نکته اول:
در چهار سوره از قرآن کریم, نیکی به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است، این هم ردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: سوره بقره؛ آیه ۸۳ - سوره نساء؛ آیه ۳۶ - سوره انعام؛ آیه ۱۵۱ - سوره لقمان؛ آیه 41.
تأکید قرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفی شرک و عبادت و پرستش و شکر نعمتهای الهی، به روشنی این مطلب را ثابت میکند که عدم رعایت حق آنان، بزرگترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در (سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.
نکته دوم:
خداوند در این آیات، نوع خاصی از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده، بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکی به پدر و مادر، دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودی نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلی و شرعی؛ به این معنا که هر چه انسان در توان دارد، باید برای پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهی نکند.
نکته سوم:
این احسان و خیرخواهی و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت فرسای آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل میکند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته، چند مطلب قابل توجه است:
۱ ـ حق پدر و مادر به حدی بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمیتواند تمام و کمال زحمات و محبتهای آنان را جبران کند.
۲ ـ انسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعی، مقصر بداند؛ هم چنان که در انجام شکر الهی، آن گونه که سزاوار نعمتهای بی کران اوست، همه انبیا و اولیا قاصرند و دیگران نه تنها قاصرند، بلکه مقصّرند.
۳ ـ همان گونه که در شکر نعمتهای الهی نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد، بلکه باید با اطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت، در مقابل الطاف و محبتهای پدر و مادر هم باید عملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است؛ از احترام و خدمت و کمک به عنوان تشکر، دریغ نکرد.
۴ ـ شکر الهی، خود یک نعمتی است که باز هم نیاز به شکر دارد و همچنین است توفیق در انجام خدمت و تشکر عملی از مقام پدر و مادر.
نکته چهارم:
خداوند متعال دستورات خاصی را به فرزندان پدر و مادری که به سن پیری رسیدهاند، صادر فرموده است: (و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى. و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند).[۷]
نکته پنجم:
در برخی آیات، پدر و مادر را در صدر کسانی قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوند به پیامبر میفرماید: در پاسخ کسانی که از تو میپرسند چه انفاق کنیم؟ بگو: (بگو هر مالى انفاق كنيد به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مسكينان و به در راهمانده انفاق کنید).[۸]
نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(ع) در دعای خویش میفرماید: (پروردگارا روزى كه حساب برپا مى شود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى).[۹]
تواضع در برابر والدین
خفضِ جناح (تواضع) چند بار در قرآن آمده است، ولی (جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ).[۱۰]
به گفته لغت شناسان، تواضع دو گونه است: گاهی تواضع، انسان را پست میکند؛ مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان و گاهی انسان را بالا میبرد؛ مانند تواضع در برابر مؤمنان، پدر و مادر، معلم و امثال آنها. در چنین مواردی، تواضع را خفض جناح میگویند.
جناح به معنای بال پرنده است و خفض جناح، این معنا را به ذهن تداعی میکند که تواضع به انسان بال میدهد و با آن به اوج رفعت میرسد.
خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.[۱۱] و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده اند بال خود را فرو گستر).
(ذل ّ) به معنای نرمی و تسلیم است و در موردی به کار برده میشود که امری از روی قهر و غلبه بر کسی وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر، مقهور و مغلوب میبیند. با این که آنها به او نیازمندند، اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنان با تواضع و فروتنی اوامرشان را اطاعت میکند.
به هر حال این (جناح ذل ّ) از روی رحمت و عطوفت است نه از روی ترس و یا احتیاج، زیرا پدر و مادر، سالخورده و در دوران نیازمندی اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.
علل ذکر نیکی به والدین بعد از وجوب عبادت پروردگار
فخر الدین رازی میگوید: به چند دلیل، بعد از وجوب عبادت پروردگار، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است:
۱ ـ نعمتهای پروردگار، بالاترین نعمتها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند، نعمتهای برتر عالم میباشند. پس شکر اولین نعمت (خداوند) و بعد از آن، شکر نعمتهای برتر عالم (پدر و مادر) واجب است.
۲ ـ خداوند، مؤثر حقیقی در وجود انسان و پدر و مادر، مؤثر وجود او در ظاهر (طبیعت) هستند، پس آن جا که نام مؤثر حقیقی ذکر شده، بعد از آن مؤثر ظاهری را آورده است.
۳ ـ خداوند در مقابل نعمتهای خود، از بنده چیزی نمیخواهد، پدر و مادر نیز در مقابل نعمت خود از فرزند چیزی طلب نمیکنند (نه طلب مالی و نه طلب ثوابی) لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.
۴ ـ خداوند نعمت خود را از بنده اش دریغ نمیدارد، اگر چه بدترین گناهان را انجام داده باشد. همچنین است جای پدر و مادر که نعمت و فداکاری خود را از کودکشان دریغ نمیدارند، هر چند به آنها بد کرده باشد.
۵ ـ پدر مهربان در مال فرزندش تصرف میکند تا سود بیشتری عاید وی شود و از ضایع شدن مال او جلوگیری میکند. خداوند نیز در اعمال عبادی بنده خود تصرف میکند و آن را از آفات دور میسازد و عملش را زیادتر مینماید، زیرا خود فرموده است: مَثَل کسانی که در راه خدا انفاق میکنند مانند دانه گندمی است که هفت خوشه از آن میروید و در هر خوشه، صد دانه گندم وجود دارد.
۶ ـ نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت والدین است و این امر، با دلیل و برهان ثابت و معلوم میگردد. اگر چه نعمت والدین نیز معلوم و مشهود است، اما رجحان با نعمت پروردگار است؛ از این رو نعمت والدین پس از نعمت خدا ذکر شده است.[۱۲]
حقوق والدین
از اربعین سلیمانی نقل شده که والدین را بر فرزند، هشتاد حق است: چهل، در حال حیات ایشان و چهل، در حال ممات آنها.
اما آن چهل که در حال حیات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.
آن ده که به تن است، عبارت است از:
۱ ـ به آنان خدمت کند، زیرا حق تعالی فرموده است: (وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ)[۱۳]
۲ ـ حرمتشان را نگه دارد.
۳ ـ جلو ایشان ننشیند.
۴ ـ فرمان آنها را اگر شرع نهی نکرده، انجام دهد و از نهیشان، اگر واجب نیست، خودداری کند.
۵ ـ روزه مستحبی را با اجازه آنان بگیرد.
۶ ـ چون ظاهر شوند، برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند.
۷ ـ بی رضای ایشان به سفر (غیر واجب عینی) نرود.
۸ ـ در وقت راه رفتن. پشت سر آنان حرکت کند.
۹ ـ همیشه با مهربانی به آنان بنگرد.
۱۰ ـ همواره آماده خدمت کردن به آنان باشد.
اما آن ده حق که به زبان است، عبارت اند از:
۱ ـ با آنان به نرمی سخن بگوید.
۲ ـ صدای خود را بر آنها بلند نکند.
۳ ـ گستاخی و پر چانگی نکند.
۴ ـ آنان را به نام نخواند، بلکه مثلاً بگوید پدر جان، پدر بزرگوارم.
۵ ـ سخن ایشان را قطع نکند.
۶ ـ گفته ایشان را رد نکند.
۷ ـ به امر و نهی, آنان را خطاب نکند.
۸ ـ همیشه آنان را دعا کند.
۹ ـ به آن دو اُف نگوید و روی خود را از آنان بر نگرداند.
۱۰ ـ با ایشان مؤدبانه سخن بگوید.
اما آن ده چیز که به دل است، عبارت اند از:
۱ ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند.
۲ ـ همواره آنان را دوست بدارد، اگر چه از حیث اقتصادی در مضیقه باشند.
۳ ـ به شادی آنان شاد باشد.
۴ ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد.
۵ ـ با دشمنان آنها دوستی نکند که آن دو میرنجند.
۶ ـ از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد.
۷ ـ اگر به او ستم کردند، بر آنان خشم نگیرد، حتی اگر او را زدند، دستشان را ببوسد.
۸ ـ هر چند حق آن دو را رعایت میکند، اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد.
۹ ـ همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را بنماید.
۱۰ ـ در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد.
اما آن ده چیز که به مال تعلق دارد، عبارت اند از:
۱ ـ لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند.
۲ ـ آنان را از طعام خویش (بلکه بهتر) بخوراند؛ زیرا در هر انفاقی، آنان جلوترند.
۳ ـ قرض آن دو را بدهد.
۴ ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب، از زیارت بدهد.
۵ ـ اگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند، از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد.
۶ ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد.
۷ ـ اگر مسکن ندارند، برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد.
۸ ـ از مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند.
۹ ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد.
۱۰ ـ مال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند، به روی آنان نیاورد.
اما آن چهل حق که بعد از وفات ایشان است، عبارت اند از:
۱ ـ در غسل و کفن و دفنشان تسریع کند.
۲ ـ از هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود.
۳ ـ مراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد.
۴ ـ طبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد.
۵ ـ شب دفن، نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند.
۶ ـ مخارج و هزینههای مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزاری نماید.
۷ ـ حساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند.
۸ ـ اگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند.
۹ ـ برای آنها هر روز قرآن بخواند.
۱۰ ـ بعد از هر نماز برای آنها دعا کند، به ویژه در نماز شب و اوقات دعا.
۱۱ ـ هر روز به نیابت آنها صدقه بدهد.
۱۲ ـ اگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند.
۱۳ ـ بر مصایب آنان صبر نماید.
۱۴ ـ قضای نمازهای واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد.
۱۵ ـ روزههای مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد.
۱۶ ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابی برابر حج دارد.
۱۷ ـ در قبرستان، آیة الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند.
۱۸ ـ هنگامی که به زیارت مشاهد مشرفه میرود، به نیابت آنان هم زیارت کند.
۱۹ ـ به نیابت از آنان عمره به جای آورد و اگر در حج واجب است، در وقت فراغت طواف کند.
۲۰ ـ اگر حج واجب خود را انجام داده و توانایی دارد، به نیابت از آنان حج واجب برود.
۲۱ ـ اگر کسی را ناراحت کردهاند یا بر شخصی ستمی روا داشتهاند، با زبان یا وجه یا هر امر دیگر، او را راضی کند.
۲۲ ـ به عنوان رد مظالم، وجهی را به فقیر بدهد تا اگر حقی از کسی به گرنشان است ادا شود.
۲۳ ـ تا حد امکان اگر مجلس روضه و عزاداری به صورت هفتگی یا ماهانه داشته است، آن را ادامه دهد.
۲۴ ـ اگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندی قربانی میکرده، سنتهای خوب او را به پا دارد.
۲۵ ـ اگر کار خیر ناتمامی از او مانده، به اتمام برساند.
۲۶ ـ اگر آنان مالی را غصب کردهاند و بداند، باید برای خلاصی شان آن را به صاحبانش رد کند.
۲۷ ـ اگر خمس یا زکات بدهکارند، حتما آن را رد کند.
۲۸ ـ به پدر و مادر کسی بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند.
۲۹ ـ کاری نکند که بدگویی مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد.
۳۰ ـ با مردم به نیکی رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند.
۳۱ ـ دوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند.
۳۲ ـ احتمال گرفتاری آنها را بدهد و در صدد نجاتشان برآید.
۳۳ ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید.
۳۴ ـ به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو، عمه، دایی و خاله برود و خوبیهای پدر و مادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد.
۳۵ ـ اگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهی کرده، بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد.
۳۶ ـ سعی کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود.
۳۷ ـ خیرات، مبرّات و صدقات را برای آنان تداوم بخشد و فراموش نکند.
۳۸ ـ احترام اسامی و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند.
۳۹ ـ چنانچه آنان مؤمن بودهاند، شوق لقای آنها را داشته باشد؛ همان گونه که ائمه (علیهم السلام) شوق پدران خود را داشتند.
۴۰ ـ چنانچه قبر آنان ویران شده، ترمیم نماید.
منبع
با معارف اسلامی آشناشویم، شماره ۵۸، از طر یق شبکه اطلاع رسانی شارح
پانویس
- ↑ سوره بقره؛ آیات 82، 180 و 215 - سوره نساء، آیات 36 و 135 - سوره انعام؛ آیه 151 - سوره ابراهیم؛ آیه 40 - سوره مریم؛ آیات 14 و 32 - سوره اسراء؛ آیات 23، 24 و 25 - سوره عنکبوت؛ آیه8 - سوره لقمان؛ آیات 14 و 15 - سوره احقاف؛ آیات 14، 17، 18 و 19 - سوره نوح؛ آیه 38 - سوره بلد؛ آیه 3
- ↑ بحار الانوار، ج 77، صفحه 212
- ↑ میزان الحکمه, ج 10, ص 708
- ↑ تفسیر مجمع البیان, جلد 6, ص 411
- ↑ نوح (71) آیه 28
- ↑ بحار الانوار, ج 74, ص 65; امالی صدوق, ص 108
- ↑ سوره اسراء؛ آیه 23 ـ 24
- ↑ سوره بقره؛ آیه 215
- ↑ سوره ابراهیم؛ آیه 41
- ↑ سوره اسراء؛ آیه 24
- ↑ سوره شعرأ؛ آیه 215. 14ـ فخر الدین رازی، تفسیر کبیر، ج 1، ص 100
- ↑ سوره اسراء؛ آیه 24
- ↑ بر گرفته از: حقوق والدین، ص 139







