فرهنگ مصادیق:نقاشی و مجسمه سازی (۲)
پرسش
برخی احادیث، مردم را از مجسمه سازی و نقاشی باز داشتهاند. منظور این روایات چیست و چه برداشتی میتوان از آنها کرد؟
پاسخ
احادیث فراوان از پیامبر اکرم(ص)، در کتب روایی شیعه و اهل سنّت نقل شده و نیز احادیث متعدّدی از ائمه اهل بیت(ع) مبنی بر حرمت ساخت مجسمهٔ انسان و دیگر موجودات زنده آمده است.[۱]
اکثر فقهای مذاهب اسلامی اعمّ از اهل سنّت و امامیه، بر اساس این روایات، فتوا به حرمت ساخت مجسمهٔ موجود زنده دادهاند و حتّی برخی فقهای شیعه مانند صاحب جواهر[۲]، و شیخ انصاری[۳] و آیت اللّه خویی[۴] و فقهای اهل سنّت مانند عبدالرحمن جزیری[۵] و دکتر وهبه زحیلی[۶] ادّعای اجماع کردهاند. امّا برخی فقهای متقدّم امامیه مانند شیخ طوسی[۷] و طبرسی[۸] قائل به کراهت شده و حرمت را اختصاص به بت سازی دادهاند. برخی از فقهای معاصر نیز همین گونه فتوا دادهاند.[۹]
منشأ این اختلاف فتاوا، اختلاف برداشت در موقّت بودن حکم حرمت مجسمه سازی و صورتگری است که در احادیث متعدّد از پیامبر اکرم(ص) و ائمّه اهل بیت(ع) رسیده است. گروهی آن حکم را یک تکلیف ثابت دانستهاند؛ امّا گروهی دیگر آن را حکم موقّت و مختص به شرایط صدر اسلام دانستهاند که هنوز رسوبات بت پرستی در ذهن مسلمانان وجود داشته و احیانا با نقّاشی و مجسمه سازی، معبودهای مشرکان و تکریم آنها بروز میکرده است.
در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است:
أشدُّ النّاسِ عَذابا یَومَ القیامةِ رجُلٌ قَتلَ نَبیّا، أو قَتلَهُ نَبیٌّ، و إمامُ ضَلالةٍ، و مُمَثِّلٌ من المُمَثّلینَ.[۱۰]
سختترین عذاب را در روز رستاخیز، مردی میچشد که پیامبری را کشته، یا به دست پیامبری کشته شده باشد، و پیشوای گمراهان، و پیکر تراش.
گناه و عذاب مجسمه ساز در زمان ما ـ که بت پرستی از بین رفته ـ هم تراز و متناسب با پیامبرکشی و رهبری گمراهان نیست. طبق این روایت، گناه مجسمه سازی حتی بدتر از زنا و شراب خواری و دیگر کبائر است. از اینجا به دست میآید که مقصود از صورتگری باید چیزی باشد که واقعا هم سنگ و برابر پیامبر کشی و جنگ با خدا و خروج از دین باشد که همان «بت سازی» است.
منبع
میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۱۱ ـ 412
پانویس
- ↑ ر. ک: شرح نووی بر صحیح مسلم، ج ۱۳ و ۱۴، ص ۳۲۹، ح ۲۱۰۶، وسائل الشیعة، ج ۳، ص۵۶۰ ـ ۵۶۳.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۲۲، ص۴۱.
- ↑ مکاسب محرمه، شیخ انصاری، مسألة ۴ از مسائل «النوع الرابع ما یحرم الاکتساب به لکونه عملاً محرّما فی نفسه».
- ↑ مصباح الفقاهة، آیة اللّه خویی، ج ۱، ص ۲۸۶.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعة، ج ۲، ص ۳۹ ـ ۴۱.
- ↑ الفقه الإسلامی و ادلّته، ج ۴، ص ۲۶۷۴.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۲۳۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۱۲ ذیل آیه ۵۱ سوره بقره.
- ↑ أنوار الفقاهة (مکاسب المحرّمة)، ص ۱۱۳.
- ↑ الدرّ المنثور: ۱/ ۱۷۸؛ میزان الحکمه، ج ۲، ص ۳۷۲، ح ۳۰۷۸.







