فرهنگ مصادیق:نفاق از نگاه شهید مطهری
محتویات
مقدمه
بحث این یادداشت در خصوص نفاق از نگاه شهید مطهری است. لذا آنقدر این بحث را مهم میدانم که سعی بر این است بیشتر به این موضوع پرداخته شود. تا با آگاهی بیشتر نقشههای شوم منافقین را در زمان حال و آینده با استفاده از تجریات گذشته خنثی ویا به حداقل برسانیم.
بحث این یادداشت در خصوص نفاق از نگاه شهید مطهری است. لذا آنقدر این بحث را مهم میدانم که سعی بر این است بیشتر به این موضوع پرداخته شود. تا با آگاهی بیشتر نقشههای شوم منافقین را در زمان حال و آینده با استفاده از تجریات گذشته خنثی ویا به حداقل برسانیم.
نکتهای که بسیار حائز اهمیت است این است که در هیچ یک از کتابهای آسمانی در مقابل مومنین و موافقین دو دسته قرار ندارد. به جز قران مجید.
در این کتاب آسمانی نقطه مقابل مومنین و موافقین دو دسته معرفی شدهاند .. ۱-کافران و مشرکان ۲- منافقین
و برای هر یک از این دستهها پروندههای جداگانه گشوده شده است. در آیه شریفه قرآن آمده است:
(“یا ایها النبی اتق الله و لا تطع الکافرین و المنافقین”: ای پیامبر! تقوای الهی را پیشه کن، پروای خدا را داشته باش و پیروی نکن، اطاعت نکن، نپذیر پیشنهادهای کافران را و نه پیشنهادهای منافقان را.
منافقین از نگاه قرآن مجید بسیار بیشتر از کافران مورد خشم قرار گرفته است. به گونهای خداوند متعال به استناد آیه قرآن ( ان المنافقین فی الدرک الا سفل من النار ) منافقان را در پایینترین و سختترین نقطهٔ جهنم در نظر گرفته است. یعنی پروندهٔ منافقین در جهنم حالت بسیار بدتری از پروندهٔ کافران خواهد داشت .
همبستگی میان منافقین
“همان طور که در یادداشت قبلی (چه کسی پاسخگوی زمان است؟/نفاق بشریت را به نابودی میبرد) اشاره شد ، کسانی که در اندیشه نفاق در جامعه میباشند با تاسیس کارخانههای انسان سازی و با تشکیل گروهی هم فکر به درون جامعه نفوذ میکنند”
در قرآن کریم به طور صریح به چهرهٔ منافق اشاره شده که این گروه افرادی جدا از هم نیستند ، به صورت یک دستهٔ متشکل و هم فکر در جامعه حضور پیدا میکنند …
و به إلقاء عقاید و مقاصد خویش میپردازند .
تفاوت میان کافران و منافقان
تفاوت میان این دو دسته (کافران و منافقان) در این است که کافرین اگر در ظاهر نسبت به شخص یا هرچیزی اعلام مخالفت و یا موافقت داشتند در باطن هم همینگونه هستند.
اما منافقان اینطور نیست یعنی در ظاهر یک طور است و در باطن طور دیگر.
نگرانی پیغمبر اکرم (ص) از منافقین
بارها و حتی به صورت تاکیدی در قران و هم در کلام پیغمبر اکرم (ص) بر حساسیت نسبت به منافقین و نفاق اشاره شده است. به طوری که در روایتی در نهج البلاغه آمده است که پیغمبر از آیندهٔ امت خودش اظهار نگرانی میکند و می.گوید من از منافقین نگران هستم نه کافران.
من از کسانی که مسلمان نیستند و اسلام را هم قبول ندارند نگران نیستم بلکه کسانی که به ظاهر اسلام را قبول دارند ولی در باطن قبول ندارند نگران هستم.
به صراحت پیغمبر ( ص ) میفرماید نگرانی من از منافقین است. که زبانی دانا متظاهر دارند به ظاهر خیر و صلاح مردم و اسلام را میخواهند اما دلشان به سمت دیگری است .
پس میتوان گفت منافق و نفاق بزرگترین خطر و آسیب را متوجه مردم میکند و ملت باید هوشیار باشند و بفهمند که عمدتا منافقین در چه عرصه و زمانی ظهور پیدا میکنند با شناخت و آگاهی فریب ریاکاری و تظاهر آنان را نخورند.
نفاق از خصوصیات انسان است یا حیوان؟
شهید مطهری بسیار در بحث نفاق اظهار نگرانی دارد و به گونه نفاق را مساله عجیبی برای بشر میداند.
چیزی را جزء خصوصیات انسان میتوان تصور کرد که دیگر حیوانات آن را ندارد یا لااقل مثل انسان ندارد و اگر دارند دارای درجه بسیار پایینی است، “نفاق” است.
اگر یک حیوان خشمناک میشود، قیافه اش هم خشمناک میشود.. اگر روحش خشمناک شد، چشم و صدایش هم خشمناک میشود. و اگر یک سگ بخواهد به صاحبش مهربانی کند آن مهربانی را میتوان در چهره و حرکات بدنش دید.
اما انسان اینطور نیست.
یعنی اگر در باطن در اندیشه نابودی یک چیز باشد، اینطور نیست که در ظاهر بتوان به تمایلات درونی او پی برد . بلکه به ظاهر فردی دانا و دلسوز به چشم میخورد. و بسیار دشوار است بیتوان تشخیص داد که چه اعمالی در باطن دارد . تا اینکه پروژهٔ نفاق خود را در جامعه اشاعه و به مرحلهٔ اجرا درآورد.
شهید مطهری به صراحت میگوید که دیگر در این تردیدی نیست که خطر نفاق از خطر کفر خیلی بیشتر و افزون تر است. زیرا نفاق را همان کفر اما در زیر پرده میداند و بسیار اظهار نگرانی دارد که تا این پرده دریده شود و چهرهٔ واقعی ان کفر نمایان شود معلوم نیست چه میزان فریب خورده و گمراه شدهاند.
چه کسانی به سمت نفاق میروند و نگرانی پیغمبر (ص) علاوه بر نفاق در چیست؟
در دنیای امروز بخشی از مردم بدلیل ترس از دست دادن سرمایههای دنیوی یا تلاش برای کسب مناسب و یا به کرسی نشاندن اهداف خود در سیاستهای روز دست به نفاق میزنند. تا بتوانند به آنچه که میخواهند برسند چنین افرادی هر لحظه در کمین هستند.
این ملت است که باید آگاه و هوشیار باشد تا هویت منافقین را آشکار و از نقشههای شوم آنها جلوگیری بعمل بیاورند!
و به گونهای شهید مطهری میگوید تا بشر وجود دارد، نفاق هم وجود دارد. چرا که ممکن است منافقین برای اینکه نقشههای خود را خلاف عقاید مردم در جامعه پیاده کنند با پوشیدن جامه مردم تظاهر میکنند و در بین مردم ظهور پیدا میکنند و تاکید میکند که ملت باید هوشیار باشند که فریب این تظاهر را نخورند.
و اما بحث دیگری که پیغمبر اکرم (ص) بیم از آن دارد. جهالت و نادانی است.
یعنی اینکه ملت نتواند تجریه و تحلیل کند و در مسایل بیاندیشد تا چهرهٔ واقعی منافقین را آشکار سازد.
پس پیغمبر (ص) علاوه بر نفاق و منافق از امت جاهل و نادان نیز اظهار نگرانی میکند.
پس توجه به این نکته ضروری است که مهمترین امری که در عصر امروز باید مجدانه به ان پرداخته شود تشویق مردم به سمت مطالعه همراه با اصول و مبانی خاص خود نظیر اخلاق باشد. و نیز آزادی بیان و آزادی پس از بیان در جامعه حاکم باشد تا هر کس بتواند عقایدش را مطرح کند و با کسب تجربیات و در نظر داشتن شرایط روز، توانست بهترین تصمیم را گرفت.
عامل شکست امام حسین و حادثه کربلا نفاق و جهالت بود
شهید مطهری دلیل شکست امام حسین را مردم جاهل و نادان میداند که ابزار دست منافقین شدند. و به گونهای معتقد است تودهٔ مردم کربلا به خدا و پیغمبر و قرآن اعتقاد داشتند و آن سرانشان بودند که با نقشههای شوم نفاق، به جان مردم افتادند و مردم را گمراه کردند تا علیه امام حسین به پا خیزند و حادثه کربلا را بوجود آورند.
و شهید مطهری با تاکید میگوید باید از این وقایع تاریخ عبرت گرفت.







