فرهنگ مصادیق:فلسفه عدّه نگه داشتن زن چیست؟
محتویات
مقدمه
احکام الهی دارای حکمت و علت هستند . اگر چه ممکن است بعضی از حکمتهای احکام را بتوانیم به دست آوریم . امّا علت احکام به درستی بر ما روشن نیست . عقل ما با توجه به آموزههای اسلامی یا علوم تجربی و حسی میتواند بعضی حکمتها را برای احکام الهی و از جمله نگه داشتن «عدّه » استنباط نماید . قبل از اینکه به ذکر حکمتهای احتمالی در مورد عدّه بپردازیم، توجّه به چند حکم فقهی ضرورت دارد .
۱. عدّه انواع مختلفی دارد که متضمّن حکمتهای مشترک و خاص است . عدّه طلاق در ازدواج دایم و عدّه پایان مدّت در ازدواج موقت و عدّه وفات در صورت فوت شوهر.
۲. در صورت عدم نزدیکی بعد از ازدواج و یا یائسگی زن در ازدواج موقت، عده منتفی میگردد.
۳. زن در زمان عدّه دارای حقوق و تکالیفی است . با این مقدّمه برخی از حکمتها را این گونه میتوان شماره نمود:
حکمت بهداشتی
بی شک ارتباط جنسی ممکن است زمینه مناسب برای انتقال یا شکل گیری بیماریها و عفونتهای مختلف فراهم آورد این احتمال در ارتباطات متعدّد جنسی بیشتر و خطرناکتر است . در این میان زن به لحاظ ساختار جسمی و فیزیکی و هم به خاطر فعل و انفعالات طبیعی رحمی قابلیت بیشتری برای دریافت، پرورش و انتقال بیماریها و عفونتها دارد . زمان عدّه در حقیقت میتواند نقش قرنطینه برای رحم زن باشد . شاید حکمت سه بار پاک شدن از حیض برای عدّه [۱]نیز اشاره لطیفی به این نکته باشد . چون از نظر فیزیولوژی حیض نوعی خانه تکانی رحم از سلولهای مرده و عفونتهای داخلی و خارجی است و سه بار خانه تکانی در عدّه طلاق محیط کم خطری را برای ارتباط جنسی جدید و تولید نسل ایجاد مینماید.
مصلحت حفظ نسل
گاهی عدّه نگه داشتن زن، جهت جلوگیری از مخلوط شدن نطفهها در رحم زن است تا اگر احتمالاً در رحم زن نطفهای باشد، تا سه ماه مشخص شود، گاهی نطفه بعد از مدتها بسته میشود و بعد از سه ماه، به طور یقین وضعیت مشخص میشود . اگرچه با پیشرفت علوم ژنتیک و پزشکی و . . . امکان تشخیص فرزند در رحم یا نسب فرزند وجود دارد، امّا: اولاً، این یکی از حکمتهای عده است نه همه آن و نه علت آن . ثانیاً، تشخیص پزشکی و علمی اموری خطاپذیر بوده که همواره امکان خطا در مورد آن میرود . از طرفی علوم تجربی با تمام پیشرفت خود امکان اثبات بی ضرر بودن رابطه جدید جنسی زن را برای جنین شوهر اول یا دوم ندارد.
احیاء دوباره خانواده
از نظر اسلام طلاق منفورترین حلالها و تداوم کانون خانواده و احیا آن از بهترین رفتارهاست . در عدّه طلاق رجعی، زن میتواند در همان خانهای که زندگی میکرده سکونت داشته باشد . در این زمان زن و مرد میتوانند با توافق دوباره با یکدیگر و بدون هیچ تشریفات شرعی یا قانونی دوباره زندگی خانوادگی خویش را احیا کرده و یا با پایان رسیدن زمان عدّه، بر تصمیم بر جدایی باقی بمانند و به طور کامل از هم جدا شوند . گاهی در اثر عوامل مختلف، وضعی پیش میآید که پدید آمدن یک اختلاف جزئی و نزاع کوچک، حس انتقام را آن چنان شعله ور میسازد که فروغ عقل و وجدان را خاموش میکند و غالباً تفرقههای خانوادگی در همین حالات رخ میدهد . اما بسیار میشود که مدّتی اندک بعد از کشمکش، زن و مرد به خود آمده، پشیمان میگردند . اینجاست که آیه مورد بحث میگوید: زنها باید مدّتی عدّه نگه دارند و صبر کنند تا این امواج زود گذر بگذرد و ابرهای تیره نزاع و دشمنی از آسمان زندگی آنان پراکنده شود . با این توضیح، زمان عدّه موقعیت و زمینهای مناسب است که در آن نه جدایی کامل و نه رابطه زناشویی به نحو کامل برقرار نیست . در این موقعیت زن و مرد به دور از هیجانات و احساسات زودگذر، در برزخ بین اصلاح مشکلات و بازگشت به کانون خانوده و یا عدم توانایی برای اصلاح و جدایی قرار میگیرند . به عبارت دیگر زمان عده در طلاق رجعی، موقعیتی عقلایی و مناسب برای درست فکر کردن و سبک و سنگین کردن مزایا و معایب باقی بودن بر ازدواج و یا جدایی کامل خواهد بود . در عمل زمان عده رجعی فرصتی برای احیاء دوباره نظام خانواده و تولّدی دوباره بر اساس شرائط و بینشهای جدید نسبت به زندگی است.
حفظ حرمت اعضاء خانواده
حکمت مهمی که در عدّه طلاق و عدّه وفات نهفته است . حفظ احترام کانون خانواده است، به طوری که نه تنها زن و شوهر بلکه تمام فرزندان و بستگان و حتی جامعه بایستی حرمت آن را نگه دارند . ازدواج بلافاصله زن بعد از طلاق یا بعد از وفات به نوعی نادیده انگاری عواطف و احساسات حق داران کانون خانواده مانند: شوهر، فرزندان، بستگان و . . . تلقّی میشود و چه بسا پیامدهای تربیتی، عاطفی و روانی جبران ناپذیری را برای فرزندان و بستگان ایجاد نماید . همچنین ازدواج سریع زن بعد از طلاق یا وفات شوهر ممکن است زمینه سوء ظنها و اتهامات مختلف را فراهم آورده و مقدّمهای بر کینه توزیها و جرایم دیگر شود . ناگفته پیداست این ادعا که شوهر نیز بایستی برای حفظ حرمت خانواده عدّه نگه دارد پذیرفتنی نیست . چرا که: اولاً، به دلایل مختلفی که در جای خود اثبات شده چه قبل از طلاق یا وفات همسر و چه بعد از آن، مرد میتوانست مجدداً ازدواج کند و این حکم مازاد بر آن نیست . ثانیاً، در بسیاری موارد، به لحاظ وظایف مختلف از جمله حضانت و نگهداری فرزندان و وظایف اجتماعی و همچنین آسیب پذیری ویژه مرد در مورد سرکشیهای غریزه جنسی، نیاز به ازدواج در مرد شدیدتر از زن است .
عدّه به مثابه حق برای زن
خداوند دربارهٔ رفتار با زنان در زمان عدّه میفرماید: «لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ»[۲] «آنها را ( در دوران عده ) از خانه هایشان بیرون نکنید » . «أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِنْ كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى»[۳] «آنها ( - ( زنان در عده ) - ) را هر جا خودتان سکونت دارید و در توانایی شماست سکونت دهید و به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید ( و مجبور به ترک منزل شوند ) و اگر باردار باشند، نفقه آنها را بپردازید تا وضع حمل کنند و اگر برای شما (فرزند را) شیر میدهند، پاداش آنها را بپردازید و ( دربارهٔ فرزندان، کار را ) با مشاوره شایسته انجام دهید و اگر به توافق نرسیدید، آن دیگری شیردادن آن بچه را بر عهده میگیرد » . از آیات و روایات متعدّد احکام مهمی در مورد حقوق زن در زمان عدّه استنباط میگردد که فقها به آن اشاره کردهاند . حق نفقه و سکونت در منزل شوهر و همچنین نفقه و اجرت نگهداری و شیردادن فرزند در زمان حاملگی از جمله حقوقی است که در زمان عدّه بر عهده شوهر است .







