فرهنگ مصادیق:علل گرایش به مدلهای غربی چیست؟
سید محمد تقی قاضوی
محتویات
مقدمه
جسم و روان انسان مانند جهان طبیعت دارای فصول گوناگون است; جسم جوانه میزند، رشد میکند، محصول میدهد و زمستان پیری پس از مدتی از راه میرسد. روان انسان نیز گاه لبخند بهاری و گاه مهر تابستانی و گاه اشک پاییزی و گاه قهر زمستانی را تجربه میکند. این تغییر و تبدیل از ویژگیهای طبیعی انسان و جهان است و در مسیر آن نوگرایی و به روز بودن خودنمایی میکند و پدیدهٔ اجتماعی مد و مدگرایی متولد میشود. قبل از بررسی علل گرایش به مدلهای غربی، لازم است که پیش نیازهای این بحث روشن گردد.
مد و مدل چیست؟
در لغت: واژهٔ مد از زبان فرانسه گرفته شده و به معنای روش و طریقهای موقت است که طبق ذوق و سلیقهٔ اهل زمان، طرز زندگی، لباس پوشیدن و غیره را تنظیم میکند. واژهٔ مدل نیز از زبان فرانسه گرفته شده و به معنای الگو، نمونه و سرمشق است.
در اصطلاح: مد به معنای الگوی رفتاری است; یعنی فرد، نمونهٔ رفتار و کردار مطلوب یا نامطلوب را در دیگران مشاهده میکند و خود را با آن تطبیق میدهد.
بر این اساس، مدها و الگوها فرهنگی هستند که توسط بخشی از جامعه پذیرفته میشوند و دارای دورهای نسبتاً کوتاهاند و سپس فراموش میشوند; و مدگرایی آن است که فرد سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت از آن پیروی کند.
مد مثبت یا منفی؟
کمال طلبی، بهتر بودن و اجتماعی بودن همه از نیازهای فطری بشر است. وی نیازمند همراهی و همکاری با دیگران است و اگر این پدیده از او گرفته شود، منزوی و غیراجتماعی خواهد شد. در فرایند اجتماعی شدن، فرد با الگوها و مدهای دیگران مواجه میشود و گاهی آنها را الگوهای رفتاری خود قرار میدهد; از این بعد میتوان گفت مدگرایی خوب است و تازه بودن بهتر از کهنه بودن است، اما مدزدگی بد است و مدفریبی بسیار بدتر; چرا که مد میتواند برای شخصیت فردی و اجتماعی بسیار سرنوشت ساز و خطرآفرین باشد، به گونهای که یکی از پدیدههایی که امروزه دامن گیر جوامع بشری شده، نابهنجاریهای رفتاری است که تعادل و سلامت جسمی و روانی و شخصیت فرد را دچار اختلال میکند که عمدتاً معلول اسوهها و الگوهای نامناسب و مدزدگی و مدفریبی است. افراد باید مدگرایی به معنای تازه طلبی را از مدزدگی تفکیک کنند و با انتخاب الگوها و مدهای سالم بر رشد و شکوفایی خود بیفزایند; اسلام نیز با مدگرایی تا جایی موافق است که در جهت حفظ اصول و مبانی اعتقادی و ارزشی باشد.
مد گرایی و غرب گرایی
مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم متفاوت و دارای دو تعریف جداگانه هستند، اما سیر تحولات تاریخی ـ اجتماعی در ایران قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی، به گونهای سرنوشت این دو پدیده را به هم گره زده است و هنگامی که سخن از مدگرایی به میان میآمد مفهوم فرنگ و غرب گرایی نیز به عنوان شعار و سبک زندگی برای دیگران تداعی میشد. سرچشمهٔ اصلی این نوع تفکر، صنعتی شدن و مدرنیته شدن غرب است. با پیشرفت تکنولوژی و انقلاب صنعتی در غرب، سنتها مورد نقد قرار گرفت و فرهنگ جامعه به تدریج تغییر کرد و این تغییر تدریجی به همراه تبلیغات گستردهٔ سودجویان، بستر مناسبی برای شیوع مدگرایی و غرب گرایی فراهم کرد. انقلاب اسلامی با بومی کردن علم و تکنولوژی در ایران به میزان زیادی این اندیشه را خشکانده است، ولی ریشههای آن هنوز در برخی از ارکان جامعه یعنی زنان و نوجوانان و جوانان دیده میشود.
علل گرایش به مدلهای بیگانه
با توجه به این که پدیدهٔ مدگرایی و گرایش به مدهای بیگانه یک پدیدهٔ اجتماعی ـ روان شناختی است، برای بررسی علل آن از دریچهٔ این دو رویکرد بحث را پی میگیریم و در یک تقسیم کلی عوامل مدگرایی را به دو دستهٔ علل روان شناختی (درون فردی) و اجتماعی (برون فردی) تقسیم میکنیم.
بررسی علل روان شناختی
تنوع طلبی و نوگرایی
انسان همواره تنوع طلب و نوگراست، به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی که دوران تجدد، نوگرایی و استقلال طلبی نامیده شده است. در این دوران، هیجان خواهی و کمال طلبی افراد رشد چشم گیری دارد و یکی از علل گرایش به مدلهای نابهنجار بیگانه، تعریف نادرست از تنوع و نوگرایی در میان افراد است. افراد تحت تأثیر تعریفات دیگران از سبکها و الگوهای مختلف، به برخی از مدهای نابهنجار رو میآورند.
احساس کهتری یا عقدهٔ حقارت
یکی از مسائل مهم در زندگی برخی از انسانها، عقدههایی است که بر اثر تحقیرها یا ارضا نشدن برخی امیال و خواستههای او انباشته میشود که با ایجاد یک زمینه (مد غربی و زینت کردن و...) خود را نمایان میکند; عقدههایی که فرد را نسبت به خود بی اعتماد، و اراده را از او سلب میکند و فرد برای جبران آن به رفتار نابهنجار مدگرایی گرایش مییابد.
رقابت و چشم و هم چشمی
رقابت و چشم و هم چشمی در برخی امور سبب پیشرفت و تکامل انسان میگردد، ولی در امور مادی و مدگرایی منجر به نابهنجاریهای رفتاری و کلامی میشود. برخی بدون تفکر در جوانب مسئله، خود را با دیگران مقایسه میکنند که در موارد بسیار زیادی به مسابقه تبدیل میشود. آنها میخواهند از هم سبقت بگیرند و این سبقت تا روی آوردن به جدیدترین مد کفش، لباس، تیپ و... ادامه پیدا میکند و بدین ترتیب فرد در دام مدلهای فرهنگی بیگانه میافتد و سلامت روحی ـ روانی اش دچار اختلال میشود. خودبزرگ بینی و افسردگی، در شرایطی که بستر مناسب اقتصادی و روانی برای رقابت نباشد، از عوارض این پدیدهٔ نابهنجار و غیراخلاقی هستند.
جلوه نمایی و تشخّص طلبی
برخی از افراد برای خودنمایی و برتری جویی، که یکی از ضعفها و مشکلات شخصیتی است، به مدهای غربی رومی آورند.
تورشتاین وبلن مد را وسیلهای برای این میداند که افراد، نشان دهند ثروتمندان، باشخصیت و دارای اندیشهای خاص هستند; لذا به محض این که مدی در جامعه پیدا میشود، اشراف زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید میروند; زیرا مد قدیمی دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمیکند.
ضعف اراده و اختیار
یکی از ویژگیهای شخصیت ناپایدار و نابهنجار، ضعف اراده است. معمولا کسانی که در برابر مدهای نابهنجار بیگانه سازش نشان میدهند، قدرت تصمیم گیری و ارادهای قوی و تصویر روشنی از خود ندارند و بر کنترل هیجانات، عواطف و بیان اندیشههای خود ناتوان هستند. این عدم اعتماد به نفس و ضعف اراده یکی از علتهای مهم روان شناختیِ گرایش به مدهای نابهنجار بیگانه است.
دوران خاص جوانی و بحران
جوانان احساس جزیرهای دارند و فکر میکنند همان طور که مردم یک جزیره از آزادی عمل برخوردارند، آنها نیز چنین هستند; لذا به خود اجازه میدهند تا به جنگ مسائل و مشکلات بروند، فشارهای دوران جوانی را تحمل کنند و با طی نمودن آیینهای مختلفی که وجود دارد، خود را به « دوران بزرگسالی» برسانند و درجات و مراحل تحرکهای اجتماعی را که نمونهای از آن، گرایش به مدگرایی غربی است، طی نمایند.
در این دوران هویت و شخصیت فرد زمینهٔ الگوپذیری بیشتری دارد; زیرا با پیدایش تغییرات جسمانی، اجتماعی و روانی، هویت پردازی میکند. همین مسئله او را به مدهای نابهنجار میکشاند.
هوسرانی
گرایشهای شیطانی یکی از علل انحرافات انسان است و بسیاری از نابهنجاریهای رفتاری، چه فردی و چه اجتماعی، از این مسئله ناشی میشود. این میل، با نام آزادی، در کشورهای بیگانه شیوع زیادی دارد و به عنوان اصل لذت مطرح است. در این اصل، مبنای همه چیز لذت است; از این رو، برخی به خاطر تبعیت از این نوع گرایش و شهوت رانی و پیروی از هوای نفس، به مدهای نابهنجار بیگانه رومی آورند.
علل اجتماعی مدگرایی
تبلیغ زدگی
شبکههای تلویزیونی، ماهوارهها، سایتها، وِبلاگها و پایگاههای اینترنتی و مجلات از مهمترین منابع تبلیغی مدلهای بیگانه و گرایش به آن هستند. رسانههای جمعی و فردی، شبانه روز با شیوههای خلاّق و جذّاب تبلیغی و هزینههای هنگفت، سعی در رواج مدلهای غربی دارند و چه بسا مدلهای بیگانه به عنوان ارزش، تبلیغ میشود.
شرکتهای تولیدی
بسیاری از شرکتهای تولیدی، نقش مهمی در شیوع مد دارند. گاهی این مدها برای ارائه از طرف یک شرکت، ساعتها مورد مطالعه و بررسی روان شناختی قرار میگیرد، تا قدرت جاذبهٔ مدشناسایی و به اجتماع عرضه شود. شرکتها در این فرایند، بازار عرضه و تقاضا را با شیوههای نوین به وجود میآورند و اجتماع را دچار تغییرات مدهای نابهنجار میکنند.
الگوهای نادرست
سبک زندگی انسان براساس الگوها و اندیشهٔ او شکل میگیرد. بیشتر افراد معمولا مربی یا الگویی برای خود انتخاب میکنند. ممکن است این الگو در خانواده شکل بگیرد; اما مربی، معلم و استاد، از مهد کودک تا دانشگاه میتوانند مُبلّغ مدهای نابهنجار غربی باشند و سبک زندگی و اندیشهٔ افراد را نسبت به سیر طبیعی و بهنجار زندگی تغییر دهند.
تعلق به گروه
گروههای دوستی نقش مهمی در گرایش افراد به مدگرایی دارند. ترس و نگرانی از بی توجهی دوستان یا تحقیر و تمسخر آنان، یکی از علل گرایش به مدهای نابهنجار بیگانه است; زیرا فرد به گروه دوستی تعلق دارد و متعلّقات گروه را میپذیرد تا خود را فردی سازش یافته با گروه قلمداد کند و شاید تنها حاصل این سازگاری، جلب اعتماد گروه باشد.
لغزشهای اجتماعی و فرهنگی
گاهی فضای مسموم جامعه باعث میشود راههای نفوذ مدگرایی غربی باز و هموار گردد و از این طریق تبلیغات نیز رواج پیدا میکند و هر روز تعداد مروجّان مدهای غربی افزایش مییابد.
ارزانی
برخی از لباسها و وسایل مدهای نابهنجار بیگانه به راحتی و ارزان در دسترس قرار میگیرند; از این رو گرانی مدهای بهنجار برای کسانی که قدرت خرید بالایی ندارند، از علتهای مهم گرایش به مدهای نابهنجار بیگانه است.
فرهنگ ورزشی
«ورزش وسیلهٔ مؤثری در پایین نگه داشتن سطح فشار روانی محسوب میشود.» و معمولا ورزشکاران برای جذب علاقه مندان و دوست داران خود، مدهای خاصی را تبلیغ میکنند که تأثیر زیادی بر افکار و باورهای آنان دارد. الگوگیری از ورزشکاران غربی نیز یکی از عوامل عمدهٔ گرایش به مدلهای نابهنجار غربی است.
فضای تربیتی
نقش تعلیم و تربیت از نقشهای بنیادی روحی و روانی و اجتماعی انسان است. انسان تربیت میشود تا با هنجارهای موجود در جامعه سازش داشته باشد. تربیت و به ویژه فضایی که فرد در آن تربیت میشود، نقش مهمی در الگوپذیری او دارد; از این رو یکی از علل گرایش به مدهای غربی، محرومیت از فضای تربیتی صحیح است.
فقر و بیکاری
فقر و بیکاری زمینهٔ گرایش به مدلهای نابهنجار بیگانه، به ویژه از جهت رفتاری و گفتاری را بیشتر میکند و فرد را به دام انحراف میاندازد. حضرت علی(علیه السلام)میفرماید:
من الفراغ تکون الصبوه; سبکسری دوران جوانی ناشی از بیکاری است.
محیط شغلی
یکی از علل گرایش به مدهای غربی، محیط شغلی است و افراد برای همراهی با دیگران یا به اجبار از مدهایی که در بین همکاران رواج مییابد پیروی میکنند.







