فرهنگ مصادیق:علل میل به تقلب در کودکان
نویسنده: غلامرضا آتش دامن ـ کارشناس علوم تربیتی
مقدمه
یکی از مسائل مهم مورد بحث و مورد ابتلای مدارس و خانوادهها، مسأله تقلب کردن کودکان است. تقلب موضوعی است که در آن کودک شدیداً تحت فشار اطرافیان، قرار میگیرد. زمانی هم ممکن است موانع و برخوردها با کودک به گونهای باشند که طفل از این صدمات و فشارها آسیب دیده و یا سر از انحراف و لغزش درآورد.
تقلب چیست؟
تقلب رفتاری است غیرصادقانه، طی طریقی است به غیر از شیوه شرافتمندانه، و رسیدن به واقعیت و حقیقتی است غیر از طریق مشروع و نشان دادن خود با چهرهای وارونه و غیرصحیح. تقلب نوعی دزدی است، منتها دزدی در مال نیست، بلکه دزدی رتبت و مقام و موقعیت و از این قبیل است. بر اثر آن آدمی سعی دارد چیزی را از آن خود کند که شرعاً یا عرفاً از آن او نیست و در تملک آن موقعیت و مقام راه شرافتمندانه را طی نمیکند. تقلب در حقیقت کوتاهترین راهی است که آدمی برای طریق و رسیدن به مقصود خود انتخاب میکند و سعی دارد با میان بُر زدن به جایی برسد که دیگران در سایه کوششها و تلاشهای مداوم بدان جا میرسند.
کودکان دیگر در سایه درس خواندن و رنج بردن به قبولی میرسند و او بدون کار و تلاش و زحمت. اساس موضوع این است که برخی از افراد در عین تنبلی و در عین احساس عقب ماندگی ظرفیت تحمل محرومیت را ندارند و میخواهند هرچه زودتر و سریعتر به درجه و موقعیتی برسند که دیگر افراد عادی از آن برخوردارند. اینان خود را دوست دارند و نمیخواهند گرد و غباری بر چهره شان از این بابت بنشیند. نمیخواهند سر و گردنی کوتاهتر از دیگران داشته باشند. اگرچه ظرفیت و تحمل روحی دیگران را ندارند.
علل و عوامل تقلب در کودکان
دلایل متعددی برای تقلب در کودکان وجود دارد کودکان کوچک تر دوست دارند برنده باشند و مهم نیست که چگونه. حتّی یک بچّه پنج ساله نیاز به درستکار بودن را حس میکند و در عمق وجودش دوست دارد چیزی را که میخواهد، بدون تقلب به دست آورد. بعضی از کودکان که قبول شکست برایشان مشکل است، در بازیها برای برنده شدن تقلّب میکنند و به طور حق به جانبی کودکان دیگر را از اینکه در آن بازی ضعیف هستند، محکوم میکنند. یکی از علل عمده تقلب در کودکان انتظارات بیش از حد والدین از فرزندانشان است. بچّهها وقتی در مقابل انتظارات بی مورد پدر و مادر قرار میگیرند، گاهی مجبور میشوند تمایلات و احتیاجات خود را در مقابل آنچه والدین میخواهند فدا کنند و تسلیم نظریات والدین شوند. انتظارات بیجای پدر و مادر سبب شکست بچّهها در انجام کارهای معینی میشود. پدر و مادر انتظار دارند که کودک در درس ریاضی یا علوم نمره عالی به دست آورد ولی او نمیتواند نمره عالی در این درسها کسب کند، درنتیجه دچار شکست میشود و از ترس اینکه والدین او را با بچّههای دیگر مقایسه کنند و نسبت به او بی مهری نشان دهند، ممکن است به تقلب مبادرت ورزد.
یکی دیگر از علّتهای تقلب در کودکان کثرت سرگرمیهای آنهاست. برخی از کودکان به علت خوبی وضع زندگی و رفاه نسبی از وسایل و اسباب بازی بسیاری برخوردارند. وضع تفریحات، گردشها و مسافرتهای والدین آنها فوق العاده است. دائماً اشتغال به بازی و تفریح دارند و همه اوقاتشان به این امور میگذرد و دیگر وقت و فرصتی برای کار و تلاش و درس باقی نمیماند. بدین نظر در هنگام امتحان برای آنها امکان موفقیت و احساس کفایت نیست و یکی از راههای مقابله با آن تقلب است و چنین کودکی خود را ناگزیر از آن میبیند.
ناآگاهی کودکان نسبت به عمل تقلب یکی دیگر از علل تقلب است و این واقعیت مسلمی است که در رابطه با کودکان خردسال میتوانیم ذکر کنیم.
برخی از کودکان تن به تقلب میدهند و واقعیت این است که آنها متقلّب نیستند. در عالم باصفای خود اگر چیزی را نمیدانند از دیگری کمک میگیرند و حتّی در جلسه امتحان بدون اینکه ترس و وحشتی به خود راه دهند، به صورت طبیعی به دست دیگری نگاه میکنند. شما این حالت را در کودکان کلاس اوّل و در آنها که بسیار خردسال اند نیکو ملاحظه میکنید، و طبیعی است که با تذکری آنها را باید به وضع کار و برنامه آگاه کرد.
تنبلی و تن پروری کودکان هم میتواند یکی از علل روی آوردن آنها به تقلب باشد. کودکانی که در طول سال تحصیلی درس نخوانده و راه تن پروری در پیش گرفتهاند، در حین امتحان دچار مخمصه و دشواری عظیم خواهند شد و برای نجات خود از وضع و موقعیتی که در آن اند میکوشند تن به تقلب دهند. عده این گونه دانش آموزان در بین افراد متقلّب اندک نیست.
اغلب متقلبان کسانی هستند که آمادگی و شرایط لازم را برای کسب موقعیت موردنظر به دست نیاوردهاند. از دیگر عواملی که میتواند باعث روی آوردن کودک به تقلب شود، میتوان به این موارد اشاره کرد:
روش تدریس نامناسب معلّم و سخت گیری وی در نمره دادن، انتقام گرفتن از معلّم مستبد و خشن، دشواری سؤالات امتحانی، هرج ومرج در کلاس و مدرسه، ترس از مردودی، اشتغال کودک به کار، مسئولیت نشناسی و حادثه جویی کودک، عقب ماندگی ذهنی و درسی کودک، تفوق طلبی، حفظ آبرو و وسوسه شدن کودک.
نتیجه اینکه، معلّمی که مطالب درسی و یادگیری را متناسب با تواناییها و رغبتهای گوناگون تنظیم میکند، بی شک از تعداد و فراوانی تقلب در کلاس خویش به طرز چشمگیری میکاهد. بسیاری از مواقع کودکان نمیدانند درسی که میخوانند چگونه میتواند برای آنان مفید باشد. بنابراین کوتاهترین راه را برای گرفتن نمره قبولی طی میکنند. در کلاسهایی که خسته کننده و یا پرتنش است یا تأکید فریاد روی فراگیری مواد درسی گذاشته میشود که ارزش آن درسها در ذهن دانش آموز مورد تردید است، طبیعی است که باید انتظار تقلب بیشتری را در بین این کودکان داشت. انتظار بیش از حد والدین از دانش آموزان نه تنها نتیجه مثبتی نخواهد داشت بلکه صدمات روحی و روانی جبران ناپذیری بر آنها وارد خواهد کرد. اگر برای والدین تنها نمره ۲۰ مورد قبول باشد و نه کمتر، آنها ممکن است برای برآوردن تقاضای والدین خود، دست به عمل خطای تقلّب بزنند و یا با مشکلات متعدد دیگری مواجه شوند و سلامت جسمی و روانی آنها به خطر افتد.







