فرهنگ مصادیق:علت اصلی انکار قیامت
محتویات
مقدمه
از آیات قرآن کریم روشن میشود که مهمترین علت انکار منکران معاد دو چیز است: شبهه علمی و شهوت عملی.
شبهه علمی
برخی از منکران معاد به خاطر عدم آگاهی از جهان آفرینش و جهل به عظمت و قدرت پروردگار، تصور میکنند که تبدیل شدن اجزای پوسیده به انسان، کاری ناممکن و یا مشکل است و کسی توانایی این کار را ندارد؛ آنان میگویند: (أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ)[۱]؛ آیا هنگامی که ما مردیم و به خاک و استخوان مبدل شدیم، بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟!؛ (مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ)[۲]؛ چه کسی این استخوانها را زنده میکند در حالی که پوسیده است؟!
قرآن کریم در جواب این گونه افراد میفرماید: بگو: همان کسی آن را زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید و او به هر مخلوقی دانا است! ... آیا کسی که آسمانها و زمین را آفرید، نمیتواند همانند آنان [انسانهای خاک شده] را بیافریند؟! آری! [میتواند]، و او آفریدگار دانا است! فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: موجود باش! آن نیز بی درنگ موجود میشود![۳]
در جای دیگر نیز میفرماید: ای مردم اگر در رستاخیز شک دارید، [به این نکته توجّه کنید که:] ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه و ... [از سوی دیگر] زمین را [در فصل زمستان] خشک و مرده میبینی، امّا هنگامی که آب باران فرو میفرستیم، به حرکت در میآید و میروید و از هر نوع گیاهان زیبا میرویاند! این به خاطر آن است که [بدانید]خداوند حقّ است و او است که مردگان را زنده میکند و بر هر چیزی توانا است و این که رستاخیز آمدنی است و شکی در آن نیست و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند زنده میکند.[۴] (وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ)[۵]؛ و این برای خداوند آسان است.»
شهوت عملی
علت دیگر انکار قیامت، تمایل به بی بند و باری و بهره گیری بی قید و شرط از دنیا و هرگونه هوس رانی و هوس بازی است. افراد نفس پرست برای اشباع غرایز حیوانی خود، هیچ حد و مرزی قائل نمیباشند و اگر هم به ظاهر به قوانین تن میدهند، برای این است که چارهای جز آن ندارند؛ لذا در پنهانی همه را زیر پا میگذارند.
گناهان زیاد و اعمال بد سبب میشود، تا زنگار بر دل نشسته و انسان از درک حقیقت باز ماند؛ در نتیجه منکر قیامت و آیات الهی شود: (إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا ...)؛ وقتی آیات ما بر او خوانده میشود ... . میگوید: این افسانههای پیشینیان است!؛ چنین نیست که آنها میپندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است
اعتقاد به معاد در انسان نوعی حالت خویشتن داری و محدودیت و رعایت قوانین الهی و حقوق سایر انسانها پدید میآورد. قهراً افراد نفس پرست با چنین عقیدهای مخالف و در کشمکش خواهند بود، زیرا آنان میخواهند با در هم شکستن هر نوع اندیشه محدودیت آور، گام به پیش نهند و به ارضای غرایز و خواستههای حیوانی خود بپردازند: (بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ)[۶]؛ [انسان شک در معاد ندارد] بلکه میخواهد [آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت]در تمام عمر گناه کند. (وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ)[۷]؛ تنها کسی آن را انکار میکند که متجاوز و گنه کار است.
افزون بر آن، گناهان زیاد و اعمال بد سبب میشود، تا زنگار بر دل نشسته و انسان از درک حقیقت باز ماند؛ در نتیجه منکر قیامت و آیات الهی شود: (إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ، لَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)[۸]؛ وقتی آیات ما بر او خوانده میشود ... . میگوید: این افسانههای پیشینیان است!؛ چنین نیست که آنها میپندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است.[۹]
در سوره قیامت هر دو شبهه، با بیانی شیوا پاسخ داده شده است.
در چهار آیه نخست، میفرماید: قسم به روز قیامت و قسم به نفس لوّامه ـ سرزنش گر [= وجدان] ـ آیا انسان میپندارد ما استخوانهای پوسیده و از هم گسسته او را میتوانیم گرد آوریم، چرا ما حتی بند انگشتان او ـ و شیارهای آن را ـ هماهنگ میکنیم.
و سپس در آیه ۵ و ۶ میفرماید: [ولی مشکل عدهای شبهه علمی نیست،] بلکه میخواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت، در تمام عمر گناه کند. از این رو با حالت انکار و اعتراض میپرسد: قیامت چه وقت است؟
منبع
پرسمان قرآنی
پانویس
- ↑ صافات، آیه 16.
- ↑ یس، آیه 78.
- ↑ همان، آیه 79 ـ 82.قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ، الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ، ... إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
- ↑ حج، آیه 5 ـ 7.
- ↑ تغابن، آیه 7.
- ↑ قیامت، آیه 5.
- ↑ مطففین، آیه 12.
- ↑ همان، آیه 13و14.
- ↑ ر.ک: جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج 9، ص 55 ـ 106؛ حبیب اللّه طاهری، سیری در جهان پس از مرگ، ص 86 ـ 88؛ تفسیر نمونه، ذیل آیات مذکور.







