فرهنگ مصادیق:ظلم ستیزی و استکبار ستیزی، ماموریت مسلمانان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
ظلم ستیزی و استکبار ستیزی، ماموریت مسلمانان

جهاد و شهادت در راه نجات مستضعفان جهان

ظلم نقیض عدالت است و هر جا که ظلم باشد عدالت نیست؛ زیرا نسبت آنها تقابل نقیضین و سلب و ایجاب است. ظلم از نظر قرآن مصادیق بسیاری دارد. از این روست که خداوند در قرآن شرک را از مصادیق ظلم بزرگ دانسته است.[۱]
استبداد و استکبار نیز از مصادیق ظلم است. بنابراین، مستبدان و مستکبران به عنوان ظالم شناخته و معرفی می‌شوند. در فرهنگ اسلامی هر نوع خودکامگی در رأی و فرمانروایی را استبداد می‌گویند. استبداد در فکر و اندیشه همواره خودکامگی در عمل را به همراه دارد. از این روست که در آیات قرآنی برای مستبدان نشانه‌ها گفته شده که ریشه در استبداد فکری آن داشته و به عنوان اثر استبداد فکری بروز و ظهور می‌کند.
از جمله آثار و نشانه‌های استبداد می‌توان به سلب آزادی دیگران یعنی جلوگیری از آزادی و انتخاب از جمله انتخاب دین حق اشاره کرد.[۲]
هم چنین قتل مخالفان استبداد[۳]، شکنجه مخالفان [۴]، ایجاد خفقان[۵] بازداشت و حبس و زندان مخالفان و بی گناهان[۶]، تهمت و افتراهای ناروا و دروغین به دیگران [۷]،ایجاد نظام طبقاتی و دسته دسته کردن اقشار مختلف مردم[۸]، ایجاد ترس در دل‌های مردمان و سرکوب هر گونه مخالفت و گفتمان رقیب[۹]، استضعاف و به زبونی کشاندن مردمان [۱۰]، استثمار و بهره کشی مالی و جنسی [۱۱] و اذیت و آزار دیگران و مخالفان[۱۲] از دیگر آثار و نشانه‌های استبداد است که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده است.
همین مستبدان فکری به سبب تکبر و خودبرتری که در خود می‌یابند،گرایش به استکبار می‌یابند و رفتارهای استکباری را در حق دیگران و جامعه یا جوامع بشری در پیش می‌گیرند. از نظر مستبدان، آراء و نظریات ایشان کامل و گفتمان کامل و مناسبی برای بشریت است [۱۳]هر چند که موجب استثمار و استضعاف برخی از افراد جامعه می‌شود و طبقات اجتماعی و شکاف طبقاتی را موجب می‌شود.
مستکبران در طول تاریخ با عدالت خواهان و مصلحان مبارزه می‌کردند و از این روست که به در مقابل پیامبران می‌ایستادند و آنان را به قتل می‌رساندند.[۱۴] مستکبران به هیچ قانونی پای بند نیستند و در مقابل احکام عقل عملی می‌ایستند و بر نابهنجاری‌ها تاکید می‌کنند[۱۵] و نسبت به قوانین الهی متمرد می‌باشند.[۱۶]
روحیه حق ناپذیری آنان اجازه نمی‌دهد تا به حقوق دیگران پای بند باشند و حقی را برای دیگران بپذیرند.[۱۷]
همین روحیه تکبر و خودبرتربینی و استبداد در فکر و اندیشه و عمل موجب می‌شود که در مقام استکبار به استضعاف دیگران بپردازند و در حق ایشان ظلم روا دارند و زورگویی کنند.[۱۸]
از آن جایی که ماموریت پیامبران و مومنان در جهان، عدالت خواهی و عدالت گستری است و همین که کسی مظلوم یا مستضعف واقع شده بر انسان مسلمان است که به دفاع از آن بپردازد[۱۹] خداوند از مومنان و مسلمانان می‌خواهد تا جامه رزم بر تن کنند و برای نجات و رهایی مستضعفان به جنگ مستکبران و ظالمان و مستبدان بروند و توده‌های مستضعف و مظلوم را نجات بخشند.[۲۰]
از نظر قرآن گام نخست در برابر ظالم و مستکبر مبارزه است و در این راه می‌بایست استقامت و صبر ورزند و به سادگی دست از مبارزه نشویند و کنار نکشند.[۲۱] اما اگر ناتوان از مبارزه بودند لازم است که برای رهایی از ظلم و استکبار به سرزمین دیگر مهاجرت کنند و هرگز تن به ظلم و استضعاف ندهند؛ زیرا منظلم و پذیرش ظلم و ضعف در برابر مستکبران و ظالمان جایز نیست و انسان نمی‌بایست منظلم و ظلم پذیر باشد. پس اگر تاب مقاومت و مبارزه ندارد می‌بایست برای رهایی از ظلم و استکبار هجرت نماید.[۲۲]
به سخن دیگر، مبارزه منفی با ظلم و استکبار امری ضروری و لازم است و اگر انسان نتوانست با مبارزه مثبت ریشه بی عدالتی و ظلم و استکبار را بردارد می‌بایست با مبارزه منفی و هجرت اجازه ندهد تا گروهی در جامعه به عنوان ظالم و مستکبر شکل بگیرند.
پیامبران در طول تاریخ این گونه عمل کردند. در داستان حضرت موسی(ع) به خوبی روشن می‌شود که ایشان تا زمانی که در مصر امکان مبارزه بود مبارزه کرد و در برابر استبداد و استکبار و ظلم فرعونی و طبقات اشراف قبطی آن سرزمین ایستاد و هنگامی که دید که نمی‌تواند بر آنان پیروز شود و از طریق مبارزه مثبت ظلم و استکبار و استبداد را از میان بردارد، دست به هجرت زد تا خود و جامعه اش عامل برای تقویت استکبار و استبداد و ظلم نباشد.[۲۳]
از نظر قرآن هر گونه ترک مبارزه با استبداد در دو شکل مثبت و منفی آن، می‌تواند عامل زبونی و خواری دنیوی و اخروی شخص یا جامعه شود.[۲۴]
هر انسانی همان گونه که می‌بایست از هر گونه ظلم و استبداد و استکباری منزه و پاک باشد[۲۵] هم چنین می‌بایست نسبت به ظلم و استکبار و استبداد بی تفاوت نباشد و گرنه در دنیا و آخرت مجازات خواهد شد که چرا مبارزه مثبت یعنی جهاد یا منفی یعنی هجرت نکرده است.
دولت و ملت مسلمان ایران در طول انقلاب نشان دهد که اهل مبارزه جهانی با استبداد و استکبار و ظلم جهانی است و خود را برای نجات مستضعفان و مظلومان جهان آماده کرده است و در این راه هرگز کوتاه نمی‌آید؛ زیرا به خدا ایمان داشته و راهش خویش را انسانی و حق دانسته و با توکل به خداوند در این راه گام بر داشته و می‌دارد[۲۶] و عدالت و صلح و صفا را برای همه جهانیان می‌خواهد.
انقلاب اسلامی بی گمان ادامه حرکت انسانی و جهانی پیامبران است و در همین مسیر خواهان عدالت و صلح جهانی و مبارزه با هر گونه ظلم و استبداد و استکبار می‌باشد و هر گونه جنگ و جهاد و تحریم را بر خود هموار ساخته است.

منبع

سماموس

پانویس

  1. لقمان، آیه ۱۳.
  2. اعراف، آیه ۸۸.
  3. اعراف، آیات ۱۲۳و۱۲۴و۱۲۷؛ طه ، آیه ۷۱.
  4. همان.
  5. یونس، آیه ۸۳؛ قصص، آیه ۷.
  6. یوسف، آیات ۳۲ و ۳۵؛ شعراء، آیات ۲۳ و ۲۹.
  7. اعراف، آیات۱۲۳و۱۲۴؛ شعراء، آیه ۴۹.
  8. قصص، آیه ۴.
  9. یونس، آیه ۸۳؛ قصص، آیه ۷.
  10. قصص، آیه ۴.
  11. اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۴۱؛ ابراهیم، آیه ۶.
  12. اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۹.
  13. غافر، آیه ۲۹ و آیات دیگر.
  14. اعراف، آیه ۸۸ ؛ بقره، آیه ۸۷ و آیات دیگر.
  15. فاطر، آیات ۴۲ و ۴۳.
  16. بقره ، آیه ۳۴.
  17. لقمان، آیه ۷؛ یونس، آیات ۷۵ و ۷۶؛ اعراف، آیات ۷۵ تا ۷۷.
  18. اعراف، آیه ۸۸ و آیات دیگر.
  19. حدید، آیه ۲۵.
  20. نساء، آیه ۷۵.
  21. همان و اعراف، آیه ۱۳۷.
  22. نساء، آیه ۹۷.
  23. مائده، آیات ۲۱ تا ۲۳.
  24. مائده، آیات ۲۱ تا ۲۶.
  25. آل عمران، آیه ۷۹؛ مریم، آیات ۱۴ و ۳۲.
  26. مائده، آیات ۲۲ و ۲۳ و آیات دیگر.
منبع: سایت تبیان زنجان - تاریخ برداشت: 95/04/08