فرهنگ مصادیق:صلح و توسعه اجتماعی
نویسنده : محمد هادی "باهنر"
محتویات
مقدمه
طوری که واضح است در هر جامعهای که امنیت و آرامش وجود نداشته باشد نمیتوانیم خط السیر مشخص توسعه را در آنجا بدرستی ترسیم نماییم؛ زیرا در چنین جامعهای تمام بنیادهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن ناپایدار است. به همین جهت در این مقاله سعی بر آن شده است که بتوانیم مفهوم صلح را بر اساس شاخصهای اجتماعی توسعه که از جانب جامعه شناسان و اندیشمندان ارائه شده است بررسی و در اخیر راه حلهای پیشنهادی را بر اساس دریافت این تحقیق بیان نمایم.
مفاهیم بنیادی
مفاهیم اساسی در این تحقیق عبارت اند از صلح، توسعه و همچنان توسعه اجتماعی که به ترتیب مورد بررسی قرار میگیرد:
مفهوم صلح
در طول تاریخ از صلح معناها و برداشتهای مختلف ارائه شده است ، چنانچه در ادبیات قدیم پارسی صلح هم معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ آمده است. [۱]
در دوران معاصر مفهوم صلح گسترش یافته و با تفکرهای شرق آسیایی و بعدها تفکرات مسیحی که صلح درونی را معرفی کردهاند آمیخته شده است در این مفهوم صلح شرایطی آرام، بی دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است. صلح یک آرمان جهانی تلقی میشود. صلح یک مفهوم مطلق نیست و میتواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد به همین ترتیب از جنبههای مختلفی میتوان صلح را مطالعه کرد.
کریشنا مورتی نظام صلح را وضعیتی میداند که در آن تمام مناقشات و مسائل حل شدهاند و هر نوع واکنش به جنگ را زمینهای برای مناقشات بعدی میداند. در تفکر کریشنامورتی ما بخشی از دنیا هستیم و برخورد با مسئله به عنوان مشکلی در بیرون از وجود ما اشتباه است. بنا بر این باید در درون خود نیز احساس صلح را بوجود آوریم تا بتوانیم خویشتن را با جهانی که میخوا هیم مرتبط سازیم و به آسانی گفتگو و تفاهم نماییم تا با تمام جهان و دنیای بیرون از خود صلح داشته باشیم. و این سخن برجسته وی نشان آمادگی برای صلح است که :دنیا تو هستی و دنیا از تو جدا نیست. دنیا با تمام مشکلاتش از پاسخهای تو شکل یافته است، بنابر این راه حل در ایجاد مشکلات تازه نیست .
توسعه اجتماعی
توسعه یکی از مفاهیم اساسی در جامعه شناسی و تمامی علوم اجتماعی است که وجوه گوناگون آن را میتوان از زوایای متفاوت بررسی کرد.
توسعه یک مفهوم چند بعدی است و بعنوان پیشوند در سیاست ، اقتصاد، فرهنگ،و اجتماع بگونه توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی، توسعه فرهنگی و توسعه اجتماعی بکارمی رود.
اگر توسعه را در یک بعد خلاصه کنیم و ابعاد دیگر را عاطل بگذاریم و هیچ توجهی نداشته باشیم یقینا مفهوم توسعه ناقص و نا تمام میماند و توازن اساسی جامعه به هم میخورد .
یکی از جامعه شناسان بنام پیتر دونالد سن در تعریف توسعه میگوید : توسعه بوجود آوردن تغیرات اساسی در ساخت اجتماعی ، گرایشها و نهادها برای تحقق کامل هدفهای جامعه است. [۲] با توجه به این تعریف میتوانیم در یابیم که تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی برای تحقق اهداف یک جامعه بدون صلح و امنیت امکان پذیر نیست زیرا نا امنی و وحشت در هر زمانی زیر بنای فرهنگی یک جامعه را از حالت تعادل به حالت ناهنجار میکشاند و توسعه اجتماعی به عنوان یکی از زیر ساختهای اجتماعی بی اساس خواهد ماند.
اگر توسعه را در بعد اجتماعی آن به کار بریم بیشتر بار ارزشی پیدا میکند، که این ارزش ناشی از بهبود وضعیت و زندگی اجتماعی یک جامعه میباشد، و بنابر چنین اندیشه آنچه برای بهبود وضعیت و زندگی اجتماعی یک جامعه باشد و در جامعه رفاهی را بوجود آورد و یا از نگاه روحی برای جامعه مفید باشد بار ارزشی دارد. بنأ لازم میدانم تا شاخصهای توسعه اجتماعی را درینجا بررسی نماییم .
شاخصهای توسعه اجتماعی
توسعه اجتماعی یکی از ابعاد اصلی پروسه توسعه و بیانگر سیستم اجتماعی در راستای دستیابی به عدالت اجتماعی ایجاد یکپارچگی و انسجام اجتماعی افزایش کیفیت زندگی و ارتقاء کیفیت انسانها میباشد. [۳]
از طریق عدالت اجتماعی انتظار میرود که فاصله طبقاتی ، تبعیض و استثمار در جامعه به حداقل برسد و توزیع درآمد سرمایه و قدرت به گونهای مناسب تر انجام گیرد. شکاف بین فقیر و غنی ، شهر و روستا و مرد و زن از میان برود و از نقطه نظر جغرافیایی نیز عدم تعادلهای بین منطقهای و درون منطقهای به حداقل برسد. بنأ در چنین وضعیتی خشونت به حد اقل میرسد و زمینه انکشاف استعدادها فراهم میشود ، همچنان افراد جامعه در آرامش خاطر میتوانند برنامههای پیشرفت را دنبال نمایند و کیفیت زندگی انسان هادر جامعه افزایش یابد.
شاخصهای توسعه اجتماعی میتواند بسیار متنوع باشد ولی از آنجایی که موضوع و حدود مقاله ما در مورد صلح و توسعه اجتماعی می باشد تلاش بر آن شده بیشتر به شاخص توسعه اجتماعی بپردازیم.
بصورت عموم توسعه اجتماعی دارایی شاخصهای زیل است:
·عدالت در همه ابعاد زندگی
·نبود مشکلات بهداشتی و درمانی میان تمام مناطق و گروهها
·نبود مشکلات آموزشی و تربیتی
·داشتن امنیت کامل در جامعه
·کیفیت افراد و استعدادهای انسانی
بنأ با توجه به این شاخصها میتوانیم جایگاه صلح را درتوسعه اجتماعی مشخص سازیم.
صلح و توسعه اجتماعی
با توجه به تعاریفی که از صلح و توسعه اجتماعی ارائه دادیم میتوانیم ارتباط ونقش صلح را در توسعه اجتماعی مشخص نمایم . طوری که معلوم است صلح و توسعه بدون همدیگر معنایی درستی نمیتواند داشته باشد زیرا توسعه یک رابطه ناگسستنی با صلح و امنیت دارد. توسعه در زمانی که احساس امنیت نداشته باشیم نیروی امید به زندگی را از ما میگیرد و ما را از انجام امور توسع وی باز میدارد که لازم است چند تا شاخصهای آنرا دراین جا بررسی نمایم:
عدالت در همه ابعاد زندگی
عدالت یکی از اصول مهم صلح است که میتواند در زمینه توسعه اجتماعی موثر باشد؛ زیرا در جامعه که عدالت نباشد نمی توان انتظار صلح را داشت و مطابق"اصل اول: صلح پایدار جهانی بدون عدالت و عدالت بدون صلح پایدار جهانی قابل تحقق نیست"[۴]
بنا نمیتوان از کسی صلح خواست در صورتی که بی عدالتی را در حق آنها روا داشتهایم و توسعه که در چنین زمینهای بوجود آید نمیتواند توسعه پایدار و دوامدار باشد و بقول شبستری نمیتوان از فلسطینیها صلح خواست مگر اینکه عدالت را در مورد آنها به صورت اساسی به اجرا در آوریم. بنأ عدالت و توسعه دو امر لازم و ملزوم هم اند. پس لازم است برای توسعه در کشور به امنیت توجه نماییم. زیرا یکی از زمینههای مهم و اساسی تامین امنیت، برقراری و گسترش عدالت اجتماعی در کشور است. اصولاً امنیت واقعی همزاد عدالت بوده و بدون عدالت هرگز نمیتوان به امنیت مطلوب دست یافت. عامل بسیاری از بحرانها، جنگها و ناامنیهای گذشته و حال کشور در بی عدالتیها و تبعیضهای مذهبی، قومی، زبانی و منطقهای نهفته است. "[۵]
نبود مشکلات آموزشی و تربیتی
که بدون آرامش و امنیت خاطر نمیتوان زمینههای بهتر آموزش و پرورش را بوجود آوردو همچنان بدون آرامش وصلح روند توسعه نیز بطی خواهد ماند؛ در جامعه که امنیت و جود ندارد و مکاتب سوختانده میشود چه انتظاری برای بهتر شدن زمینه های آموزشی و تربیتی داشته باشیم. همچنان ما نباید تنها به سنتهای گذشته در زمینه آموزشی و تربیتی اتکا نماییم.
" فلسفه تربیت در عصر حاضر ساختن برای آینده است، نه تقلید از گذشته. امروز ما باید فرزندان خود را تربیت کنیم برای اینکه در آینده انسانی تر و با مشکلات کمتر زندگی کنند. معنای تربیت این نیست که ببینیم پدران ما در گذشته ما را براساس چه سنتهایی تربیت میکردند و حالا ما هم فرزندان خود را آنگونه تربیت کنیم. ما باید چشمان فرزندان خود را به آینده باز کنیم تا فرزندانمان نگاه مثبت به همه انسانهای دنیا داشته باشند، نه اینکه بریده از انسانهای دیگر و فقط در کنار هم کیشان خود باشند. متاسفانه ما فرزندان خود را برای زندگی در جهان تربیت نمیکنیم، بلکه برای زندگی در کشور خود تربیت میکنیم و آن هم در دایره محدودی از فرهنگهایی که در کشور وجود دارد. باید فرزندان خود را به گونهای تربیت کنیم که سعه صدر داشته باشند. این گونه دلهای انسانها به هم نزدیک میشود. ما باید فرزندان خود را به گونهای تربیت کنیم که توانایی این را داشته باشند که در هر شرایطی و در هر جای جهان درست تصمیم بگیرند. "[۶]
بنأ در جامعه که نظام تعلیمی و تربیتی بر اساس صلح صورت نگیرد ما نه تنها زمینه توسعه را فراهم نکردهایم بلکه براساس آن شکافهای اجتماعی را برجسته تر و زمینه توسعه را کم رنگ تر ساختهایم. در افغانستان با وجود تلاشهای در زمینه معارف باز هم نتوانستهایم زمینه درست توسعه را فراهم آوریم زیرا در قدم اول تمامی افراد این کشور تا کنون زمینه حق تحصیل را ندارند و از جانب زورمندان در بعضی نواحی تهدید میشود و یا مکاتب توسط گروهی به آتش کشیده میشود که زمینه آموزش و پرورش را که یکی از شاخص مهم توسعه است تحت شعاع خود قرار داده است.
داشتن امنیت کامل در جامعه
داشتن امنیت کامل یکی از الزامات صلح است و افراد یک جامعه بدون احساس امنیت نمیتواند مسیر توسعه را بدرستی بپیمایند. انسانها بدون داشتن امنیت کامل به هیچ کاری جسورانه اقدام نمینمایند و به همین لحاظ به نتیجه کار شان هم اطمینان ندارند. در کشور ما در هیچ زمینهای نمیتوانیم امنیت را بصورت درست و اساسی شان احساس نماییم؛ چنانچه ما در زمینه ترانسپورت و حمل و نقل وسایل صحی و آموزشی و حتی برای برگشت به خانههای خویش مشکل داریم.
طوری که مشخص است آموزش و پرورش که به عنوان یکی از اصول اساسی توسعه در جهان معاصر در نظر گرفته شده است، اما فقدان امنیت باعث شده است که این حق نیز مانند بسیاری از حقوق دیگر مورد استفاده قرار نگیرد. منع دختران و زنان از تحصیل، اختطاف دختران دانش آموز، تهدید معلمین و آتش زدن مدارس مخصوصاً مدارس دخترانه تنها بخشی از آثار ناامنی حاکم بر کشور میباشد.
در این باره نیز به ذکر یک گزارش اکتفا میکنیم: «در ولسوالی اندر غزنی، لیسه علی هجویری چند ماه قبل از طرف مخالفین دولت حریق شد. به لیسه اناث قره باغ چند مرتبه اخطار داده شد که آن را ببندند. سال گذشته لیسه (دبیرستان) جهان ملکه دو بار آتش زده شد و یکبار بر روی دختران تیزاب پاشیدند که ۱۸ دختر از آن متضرر گردیدند» [۷]
که چنین مواردی سد راه توسعه و بخصوص توسعه اجتماعی در کشور شده است.
کیفیت افراد و استعدادهای انسانی
کیفیت افراد و استعدادهای انسانی نیز یکی از شاخصههای مهم توسعه بشمار می رودکه پرورش چنین استعدادهای دریک جامعه نیاز به یک بستر مناسب و امنی دارد.
با قبول به این نکته که خود انسان موضوع محوری در روند توسعه محسوب میشود و در نتیجه، سیاستهای توسعهای باید به گونهای تنظیم شوند که انسانها مشارکت کننده و بهره منداصلی توسعه باشند به همین لحاظ زمینههای که بتواند مشارکتانسانها را تضمین نماید و استعدادهای انسانی را انکشاف نمایداز عوامل توسعه بشمار میآید که به نظر میرسد که صلح و امنیت یکی از عوامل برجسته توسعهدر کشوری مانند افغانستان باشد.
افرادی که در ذهنش خشونت و تعصب موج میزند نمیتواند در ذهنش جایی برای تعاون و همکاری بادیگران بیابد و یا در انکشاف استعداد ذهنی خویش بپردازد. لذا توسعه استعدادهای افراد انسانی نیاز به فضای دارد که در آن افراد احساس آرامش نمایند و زمینه را بوجود آورد که تمام افراد انسانی بطور همسان فرصت انکشاف استعداد هایشان را داشته باشند، نه اینکه برای رسیدن به آرامش فردی خویش به دیگران آسیب برسانند.
با توجه به شاخصهای صلح و توسعه که درینجا ذکر نمودیم دریافتیم که صلح لازمه توسعه و بخصوص توسعه اجتماعی است.
راه حلها در زمینه صلح و توسعه اجتماعی در کشور
افغانستان کشوری است که فراز و نشیبها ی گوناگون را گذرانده است و همین قسمی در هر برهه از تاریخ شان نا امنی و بی ثباتی از گوشه و کنار آن سر برآورده و به روند توسعه و انکشاف در این کشور آسیب رسانده است. درینجا لازم میدانم که به چند راه حل که برای برقراری صلح و تحکیم توسعه در کشور کمک میکند یاد آور شویم:
پذیرفتن صلح به عنوان یک اصل : به این معنی که همه حق دارند که در صلح و صمیمیت زندگی نمایند و این حق خدا دادی و طبیعی هرشخص میباشد و نباید این حق را از کسی سلب کرد.
خلع سلاح عمومی و تحویل به دولت : تا هیچ کسی برای تهدید دیگران از زور و خشونت کار نگیرد و برای رسیدن به اهدافش به مذاکره و تفاهم توجه نمایند.
برقراری عدالت اجتماعی : به این معنی که زمینه انکشاف استعدادهای هر فرد در هرگوشه و کنار کشور بدون تعصب و بدبینی فراهم شود و در برابر کسانی که چنین حق را از دیگران میگیرند و یا سد راه آنان میشود مطابق قانون و بخصوص مطابق قانون حقوق بشرقانونی برخورد گردد.
تلاش حد اکثر برای حل معضلات از طریق مذاکره و تفاهم : این مطلب بدان جهت اساسی است که بر خلاف برداشتهای که قبلا وجود داشت که باید از طریق توسل به زور میتوان مشکلاتها را بر طرف کرد، با توجه به توسعه کشورهای دیگر میتوان مذاکره و تفاهم را برای حل مشکلات در نظر گرفت، زیرا این مذاکرات از یک طرف کم هزینه است و از طرف دیگر احترام به اصل انسان و حقوق اساسی شان میباشد که از لحاظ اخلاقی نیز این موضوع حائز اهمیت است.
و همچنین برقراری زمینه آموزشی و بهداشتی برای تمامی افراد جامعه تا بتواند با آرامش خاطر مسیر زندگی خویش را کشف و زمینه تعالی فکری خویش را بیابد.
آنتونی رابینز روانشناس و عارف برجسته آمریکایی موفقیت و خوشبختی واقعی را در کیفیت بالای روابط اجتماعی و حسن تعامل با انسانها میداند؛ اگر انسان امنیت کامل نداشته باشد نمیتواند در روابط اجتماعی خویش موفق باشد. مطابقماده هفتم حق توسعه" کلیهٔ دولتها باید ایجاد، حفظ و تقویت صلح و امنیت جهانی را ترویج کرده و بدین منظورتمام تلاش خود را در دستیابی به خلع سلاح عمومی و کامل، تحت کنترل موثر بین المللی انجام دهند و اطمینان حاصل کنند که به ویژه، در کشورهای درحال توسعه، منابع بدست آمده ناشی از اقدامات خلع سلاح به توسعهٔ جامعه اختصاص یابد. . . "[۸]تا بتوان براساس آن صلح و توسعه را تبیین کرد و حس تعاون و همدردی را میان انسانها ایجاد کرد.
نتیجه
با توجه به مفهوم صلح و توسعه اجتماعی که یاد آور شدیم ، زمینه اساسی توسعه اجتماعی صلح میباشد و صلح همچون بستری است که بدون آن تمامی بنیادهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و سیاسی کشور در نوسان ناپایدار قرار دارد. در چنین شرایطی باید هرلحظه انتظار فرو پاشی و اضمحلال یک کشور و جامعه را کشید.
در جامعه که صلح و ثبات حاکم نباشد توسعه آن نیز نا پایدارو کم دوام است؛ پیشرفتهای که در بعضی از سطوح و مواردی مشاهده می شود اولا ناپایدار است و ثانیا این پیشرفتها به قیمت ویرانی و ازبین رفتن ساحتهای دیگر همین جامعه اعمار و باز سازی شده است. ثالثا این پیشرفت اساسا یک پیشرفت نا متوازن است که کینه و تعصب را روز به روز گسترش میدهد و امنیت عمومی را در کشور و جامعه به خطر میاندازد. بنأ با توجه به شاخصهای توسعه اجتماعی که قبلا ذکر نمودیم مکررأ یاد آور میشویم که توسعه بدون صلح یک توسعه کم دوام و نا پایدار است و نمیشود خواهان عدالت در جامعه شد و از صلح سخن نگفت ویا همین قسمی از صلح یاد آور شد و ابعاد مختلف توسعه را نا دیده انگاشت؛ زیرا صلح و آرامش در یک برداشت توسعه را با خود دارد و زیستن در محیط صلح بدون در نظر داشت توسعه در آن خود یک نوع بی امنیتی و بی ثباتی است.
منبع
قطعنامهٔ شمارهٔ ۱۲۸/۴۱ مجمع عمومی مصوب ۴ دسامبر۱۹۸۶
پانویس
- ↑ لغات نامه دهخدا
- ↑ دکتر مصتفی از کیا، جامعه شناسی توسعه، تهران
- ↑ . غلام رضا کریمی، کارشناس ارشد امور آموزشی وزارت آموزش و پرورش و دانشجوی دکترای روابط بین الملل
- ↑ محمد مجتهد شبستری ، ده اصل صلح جهانی متن سخنرانی که در خانه عبدلله ایراد شده است ، برگرفته از وبلاگ معنا گرا-
- ↑ محمد زکی احسانی، امنیت شرط اساسی توسعه در افغانستان: گرفته شده از سایت وزارت عدلیه.
- ↑ مجتهد شبستری، همان مقاله.
- ↑ محمد زکی احسانی: همان مقاله ، سایت وزارت عدلیه
- ↑ اعلامیهٔ حق توسعه







