فرهنگ مصادیق:شرایط حفظ آزادی
بدون شک میتوان گفت که مردم استبداد زده تاکنون رنگ آزادی را به خود ندیدهاند، زیرا به گفته یکی از صاحب نظران «هرگز نمیتوان آزادی را از مردمی که مزه آن را چشیده باشند گرفت». پس از مشروطه آزادیهای کم رنگی در سطح مطبوعات، سخنرانیها و گردهماییها به وجود آمد که همگی در زمره آزادیهای سیاسی بود. در آن هنگام از آزادیهای اجتماعی که مقدم بر آزادیهای سیاسی است خبری نبود و فقط برای نخبگان و روشنفکران قابل لمس بود، پس نمیتوان به درستی تاکید کرد که «آزادی» به معنای واقعی یا کمی شبیه به واقعی! از پس ابرهای استبداد رخ نمایانده باشد. وقتی که ارزش و مفهوم آزادی در جای جای جامعهای پدیدار نشده باشد، پیداست که نگهداری آن معنایی پیدا نمیکند. اوضاع در هنگام نهضت ملی نفت با زمان مشروطه تفاوتهای بسیار داشت؛ گردهماییها و راهپیماییهای چندین هزارنفری، اعتراضات و اعتصابات گسترده در پایتخت و شهرهای بزرگ و پایگاه مردمی پرچمدار این نهضت «مرحوم دکتر محمد مصدق» و صدالبته مهمترین حامی این نهضت یعنی جنبش دانشجویی. اما در این دوره نیز «آزادی» در حالی که آغوش خود را به روی ایران و ایرانی گشوده بود در چنگال اهریمن «عدم آگاهی سیاسی مردم» و توطئه قدرتها از پای درآمد. آزادی موهبتی است که تمام ملتهای آزاد برای آن مبارزه و هزینه پرداخت کرده باشند!
در هر دورهای، آزادی مانند کودک نورسیدهای بود که نیازمند آغوشی امن و گرم برای رشد و بالندگی بود، ولی باز صدافسوس که هر دسته و حزب و اندیشهای آن را فرزند مشروع خود دانسته و فقط برای خود میخواست و با دست به دست شدن آن و تمامیت خواهی اکثر گروهها که بدون هیچ هدف مشترکی پای در راه مبارزه گذارده بودند سرنوشتی غیر از نابودی نداشت.
حفظ و نگهداری آزادی تنها به صورت یکپارچه - با اهداف مشخص - و در مسیری که پیمودن آن برای تمام مردم با حداکثر اشتراک میسر باشد امکان پذیر است. بی تو ای آزادی، ای والاکلام، گر نباشی در میان، باید که از دنیا گریخت!







