فرهنگ مصادیق:سرانجام گفتاربدون علم

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سرانجام گفتاربدون علم

مقدمه

قال علیه السلام: من ترک قول لا ادری اصیبت مقاتله؛[۱]
هرکس که جمله «نمی‌دانم» را ترک کند خود را به کشتن خواهد داد.
مقاتل بدن، اعضایی است از بدن که در صورت صدمه دیدن، انسان در امان نمی‌ماند.
شارح بحرانی رحمه الله در ذیل این کلام نورانی می‌گوید:
ترک هذا القول کنایه عن القول بدون العلم واصابه المقاتل کنایه عن الهلاک الحاصل بسبب القول بالجهل لما فیه من الضلال والاضلال وربما یکون بسببه هلاک الدنیا والآخره؛[۲]
ترک این قول (لاادری) کنایه است از گفتار بدون علم و اصابه المقاتل کنایه است از هلاکت و نابودی از گفتار بدون علم به واسطه گمراهی و گمراه کردن حاصل می‌گردد و چه بسا سخن گفتن بدون علم موجب هلاکت در دنیا و آخرت گردد.

وقت شناسی در سخن گفتن و خاموشی

قال علیه السلام: لاخیر فی الصمت عن الحکم کما انه لاخیر فی القول بالجهل؛[۳]
هنگام لزوم سخن گفتن، در سکوت خیری نیست، همان طوری که در سخن گفتن بدون علم وآگاهی خیری نیست.
امام علیه السلام در این کلام، دو مطلب مهم را تذکر می‌دهند:
۱. نهی از کتمان حق.
۲. نهی از قول بدون علم.
کتمان حق و گواهی ندادن، از گناهان کبیره شمرده می‌شود. در صحیحه عبدالعظیم حسنی، امام جوادعلیه السلام برای اثبات کبیره بودن کتمان شهادت، به قرآن استناد می‌کنند:
وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ؛[۴][۵]
و کتمان شهادت ننمایید، که هر کس کتمان شهادت کند، البته به دل گنهکار است وخدا از همه کار شما آگاه است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مذمت گفتار بدون علم و آگاهی می‌فرمایند:
من افتی الناس بغیر علم کان ما یفسده من الدین اکثر مما یصلحه؛[۶]
کسی که برای مردم بدون علم و آگاهی فتوا دهد، خرابکاری اش در دین بیشتر از اصلاحش می‌باشد.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرمایند: لو سکت من لا یعلم سقط الاختلاف؛[۷]اگر نادان سکوت کند، اختلاف از بین می‌رود.
سعدی در معنای حکمت ۱۸۲ می‌گوید:
اگرچه پیش خردمند خامشی ادب است به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقل است: دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی

مسؤولیت انسان در برابر سخنانش

قال علیه السلام: لاتقل ما لاتعلم بل لاتقل کل ماتعلم فان الله فرض علی جوارحک کلها فرائض یحتج
بها علیک یوم القیامه؛[۸]
آنچه نمی دانی مگوی، بلکه همه آنچه را می دانی نیز مگو، زیرا خداوند براعضا و جوارح توواجباتی قرار داده که در قیامت از آن بازخواست خواهد کرد.
شرح قسمت اول این کلام، لاتقل ما لاتعلم، گذشت، اما شرح قسمت دوم:
بل و لاتقل کل ما تعلم: همه آنچه را هم می دانی بازگو مکن. علت این نهی، مسؤولیتی است که برعهده هر یک از اعضا و جوارح انسان گذاشته شده و انسان درقبال زبانی که خدا به او داده مسؤولیت دارد و بازخواست خواهد شد.
تعلیلی که در ذیل کلام آمده: فان الله فرض علی جوارحک کلها فرائض، نظیر تعلیلی است که در این آیه آمده است:
«وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»؛[۹]
آنچه را که علم و اطمینان نداری پیروی مکن، زیرا گوش و چشم و دل‌ها همه در پیشگاه خدامسؤولند.
امام علیه السلام در این کلام، گفتن تمام چیزهایی را که انسان می‌داند ممنوع فرموده‌اند، زیرا چه بسا ممکن است در بین این سخنان کشف راز مؤمن و اذیت او و غیبت و افتراو ترویج فساد باشد که همه در شرع منهی عنه است.

پانویس

  1. نهج البلاغه، حکمت 85 .
  2. شرح نهج البلاغه، ج 5، ص 283.
  3. نهج البلاغه، حکمت 182 .
  4. بقره (2) آیه 283.
  5. اصول کافی، ج 2، ص 258.
  6. بحارالانوار، ج 2، ص 121 .
  7. همان، ج 2، ص 122.
  8. نهج البلاغه، حکمت 382.
  9. اسراء (17) آیه 36.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت: 94/11/01