فرهنگ مصادیق:زکات نقدین
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | زکات در پایان نامهها |
| ۲ | محورهای پژوهشی درباره زکات |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | زکات |
| ۲ | زکات دام |
| ۳ | زکات غلات |
| ۴ | زکات فطره |
| ۵ | نپرداختن زکات فطره |
| ۶ | نپرداختن زکات مال |
| ۷ | پرداخت خمس نقدین |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
بسم الله الرحمن الرحیم
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف قم
نویسنده : مصطفی کوهی
محتویات
- ۱ زکات نقدین
- ۲ نقدین در لغت
- ۳ تاریخچه نقدین
- ۴ وجوب زکات نقدین
- ۵ زکات نقدین در قرآن کریم
- ۶ زکات نقدین در روایات
- ۷ احکام زکات نقدین
- ۸ زکات پول
- ۹ مصرف زکات نقدین
- ۱۰ آثار پرداخت زکات نقدین
- ۱۱ ریشههای ترک زکات
- ۱۲ حکومت و زکات
- ۱۳ زکات و مالیات
- ۱۴ تفاوت مالیات و زکات
- ۱۵ کتاب شناسی
- ۱۶ مقاله شناسی
- ۱۷ فهرست منابع
- ۱۸ پا نویس
زکات نقدین
نقدین در لغت
نَقدَین، واژهای عربی و تثنیه «نقد»، برای درهم (سکه نقره) و دینار (سکه طلا) به کار میرود. نقد به معنای پول آماده و حاضر است.[۱]
طلا و نقره را نقدین گویند: زیرا قیمتدار و قابل تشکّل بصورتهای مختلف و کوچک است که دست بدست در معاملات بگردند.[۲]
کلید واژهها: زکات، نقدین، طلا، نقره، درهم، دینار، پول، سکّه
تاریخچه نقدین
علامه طباطبایی درباب تاریخچه نقدین مینویسد :
«آنچه از بحثهای اقتصادی به دست میآید، این است که انسانهای اولیه معاوضه و مبادلاتشان تنها روی اجناس صورت میگرفته و متوجه نبودهاند که به غیر این صورت نیز امکان پذیر است. امّا این را توجه داشتند که هر چیزی با چیز دیگر مبادله نمیشود؛ زیرا نسبت میان اجناس مختلف است؛ یک جنس مورد احتیاج مبرم مردم است، جنسی دیگر این طور نیست. یک جنس بسیار رایج است و جنس دیگر خیلی کم و نایاب است و هر چه جنسی بیش تر مورد احتیاج باشد و کم تر یافت شود، قهرا طالبش هم بیش تر و نسبتش با جنسی که هم زیاد مورد حاجت نیست و هم زیاد یافت میشود، یکسان نیست؛ چون رغبت مردم نسبت به دوّمی کم تر است و همین امر سبب شده که پای قیمت و ارزشیابی به میان آید.
آنان بعد از آنکه خود را ناچار دیدهاند برای حفظ نسبتها، معیاری به نام قیمت درست کنند و چون باید خود آن معیار، ارزش ثابتی داشته باشد، ناگزیر برخی اجناس نایاب و عزیز الوجود از قبیل گندم و نمک و تخم مرغ را اصل در قیمت قرار دادند تا سایر اجناس و اعیان مالی را با آن بسنجند. در نتیجه آن جنس عزیز الوجود، مدار و محوری شد که تمام مبادلات بازاری بر آن دور میزد و این سلیقه از همان روزگار قدیم تا به امروز در بعضی از جوامع کوچک از قبیل دهات و قبیلهها دایر بوده و هست. تا آنکه در میانه اجناس نایاب به پارهای از فلزات مثل طلا و نقره و مس برخورد کرده و آن را مقیاس سنجش ارزشها قرار دادند و در نتیجه طلا و نقره و مس به صورت نقدینههایی در آمدند که ارزش خودشان ثابت و ارزش هر چیز دیگری با آنها تعیین گردید. بالاخره، طلا مقام اول و نقره مقام دوم و سایر فلزات قیمتی مقامهای بعدی را احراز کردند و از آنها سکههای سلطنتی و دولتی زده شد و به نامهای دینار و درهم و فلس و … نامیده شد.
چیزی نگذشت که نقدین، یعنی سکههای طلا و نقره، مقیاس اصلی قیمتها شده، هر چیز دیگری و هر عملی با آنها ارزیابی شد و نوسانهای حوایج زندگی همه به آنها منتهی گردید و آن دو ملاک دارایی و ثروت شدند و کارشان به جایی رسید که گویی جان اجتماع و رگ حیاتش بسته به وجود آنها میباشد، که اگر امر آنها مختل گردد، حیات اجتماع مختل میشود و اگر معامله آنها در جریان باشد، معاملات سایر اجناس جریان پیدا میکند و اگر در آنها متوقف گردد، در سایر اجناس نیز متوقف میگردد»[۳]
تاریخچه نقدین در اسلام
مردم شبه جزیره عربستان و حبشه، هیچ گونه پولی را ضرب نکرده بودند و در بیشتر دادوستدها، پولهای کشورهای همسایه خود را، مانند: دینارهای رومی و درهمهای ایرانی، به کار میبردند.
هنگام ظهور اسلام، پیامبر(ص) آن سکهها را بی هیچ گونه تغییری، به کار برد و زکات را نیز بر پایه همانها، وضع کرد.
مسلمانان، درهم و دینار را وزن میکردند و بی نگاه به نوشته و عدد روی آنها، به دادوستد میپرداختند؛ در نزد آنان، مقدار طلا و نقره در دینار و درهم اهمیت داشت.
آن گاه که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) در سال یازدهم هجری رحلت فرمود و ابوبکر به خلافت رسید، در سکهها تغییر پدید نیاوردند. پس از او، عمر نیز در سال هجدهم هجری، دربارهٔ سکهها کاری نکرد، ولی پس از آن درهمهایی را مانند دراهم کسروی ضرب کرد و بر بعضی از آنها، کلمات دینی را نوشت. پس از او، در زمان خلافت عثمان، درهمهایی ضرب شدند که بر آنها (الله اکبر) نقش بود. در زمان خلافت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نخست سکههایی به همان روش خلفای پیشین ضرب میگشت، اما بعد، حضرت امیر المومنین علی(علیه السلام) در سال چهلم هجری بر آن شد که سکهها را از شکل کسروی و هرقلی، به صورت سکههای اسلامی درآورد. علامه سیدمحسن امین عاملی، در اعیان الشیعه، حضرت امیر المومنین علی(علیه السلام)را نخستین کسی میداند که امر به ضرب سکه اسلامی کرد.
از آن جا که حکومت آن حضرت در سالیانی کوتاه پایان یافت، این سکهها چندان گسترانده نشد.
پس از امام علی(علیه السلام) دیگر حکّام نیز برای ضرب سکههایی اسلامی پا پیش نهادند، اما بنابر نوشتههای بیشتر مورخان، نخستین کسی که سکه اسلامی را ضرب کرد و گستراند و به کارگیری سکههای کسروی را باطل اعلان کرد، در سال ۷۴ هجری، عبدالملک بن مروان، بود.
با گسترش قلمرو مسلمانان و تشکیل حکومتهای مقتدر، سکههای اسلامی که در شهرهای مهم خراسان، عراق، شام و اندلس ضرب میگشت، بنابر چگونگی زمان و مکان و سیاستهای مالی و افزایش طلا و نقره، دگرگون میشد؛ حکام محلی، عیار سکهها را کاهش میدادند که به زیان بازرگانان میانجامید و به همین دلیل، غازان خان، حق ضرب سکهها را از حکام محلی گرفت و آن را به ضراب خانههای رسمی سپرد. در پرتو اصلاحات غازان، از قرن هشتم تا دوازدهم هجری، پول یک فلزی (نقره) به کار گرفته شد. در این قرنها، در حکومت عثمانی نیز نظام دوپولی نبود و بر رابطه میان سکههای طلا و نقره، تأکید نشد کاهش عیار سکه در این دوره، آثار مهمی در نظام پولی نهاد که در واقع، پایین آمدن ارزش سکه، مهمترین ویژگی نظام پولی عثمانی مینمود.
از ضرب سکههای اسلامی تا نخستین سالهای قرن چهاردهم، نظام پولی دوفلزی، بیشتر با استاندارد طلا، در جهان اسلام گسترده شده بود. با وجود این، از ضرب سکههایی با جنس مس، توسط تیموریان و صفویان گزارش شده است.[۴]
وجوب زکات نقدین
وجوب پرداخت زکات نقدین در دین اسلام از جمله فروعی است که تمام فِرق اصلی اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند.
زکات نقدین در قرآن کریم
در قرآن کریم واژه زکات به همراه مشتقاتش ۵۹ مرتبه در ۲۹ سوره و ۵۶ آیه به کار رفته، که ۲۷ مورد در کنار نماز آمده است.
قرآن کریم در آیهٔ ۳۴ سوره توبه میفرماید :
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛[۵] ای کسانی که ایمان آوردهاید بسیاری از علما (ی اهل کتاب) و راهبان، اموال مردم را به باطل میخورند و (آنان را) از راه خدا باز میدارند، و آنها را که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) میسازند، و در راه خدا انفاق نمیکنند، به مجازات دردناک بشارت ده.»
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیهٔ فوق مینویسد :
«آن چه واجب است پرداختن زکات سالانه است و نه غیر آن، بنا بر این هر گاه انسان اموالی را جمعآوری کند و هر سال مرتبا مالیات اسلامی آن یعنی زکات را بپردازد مشمول آیه فوق نخواهد بود.»[۶]
قرآن کریم در آیهٔ ۲۶۷ سوره بقره میفرماید :
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ؛[۷] ای کسانی که ایمان آوردهاید از اموال پاکیزهای که به دست آوردهاید و از آنچه برای شما از زمین بیرون آوردهایم، انفاق کنید و چیزهای پست و کم ارزش را برای انفاق در نظر نگیرید، در حالی که خود شما حاضر نیستید آنها را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت و بدانید خداوند بینیاز و شایسته ستایش است.»
زکات نقدین در روایات
درتفسیرالدر المنثور است که ابن جریر در تفسیر آیه: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ»[۸] از امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: یعنی از طلا و نقره و در معنای جمله: «وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ»[۹] فرمود: یعنی از گندم و خرما و هر چیزی که زکات در آن واجب است.»[۱۰]
امام جعفر صادق ( علیه السلام ) فرمود:
«هیچ صاحب مالِ طلا یا نقره نیست که زکات مال خود را ندهد، مگر آن که خدای تعالی، او را نگاه میدارد و محبوس میسازد در بیابانی که گیاه در آن جا نروییده باشد...»[۱۱]
امام باقر ( علیه السلام ) میفرماید :
أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الدَّنَانِیرِ وَ الدَّرَاهِمِ، وَ مَا عَلَی النَّاسِ فِیهَا. فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ: هِیَ خَوَاتِیمُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، جَعَلَهَا اللَّهُ مَصْلَحَهً لِخَلْقِهِ، وَ بِهَا تَسْتَقِیمُ شُئُونُهُمْ وَ مَطَالِبُهُمْ، فَمَنْ أَکْثَرَ لَهُ مِنْهَا فَقَامَ بِحَقِّ اللَّهِ (تَعَالَی) فِیهَا وَ أَدَّی زَکَاتَهَا، فَذَاکَ الَّذِی طَابَتْ وَ خَلَصَتْ لَهُ، وَ مَنْ أُکْثِرَ لَهُ مِنْهَا فَبَخِلَ بِهَا، وَ لَمْ یُؤَدِّ حَقَّ اللَّهِ فِیهَا وَ اتَّخَذَ مِنْهَا الْآنِیَهَ فَذَلِکَ الَّذِی حَقَّ عَلَیْهِ وَعِیدُ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) فِی کِتَابِهِ، قَالَ اللَّهُ: «يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ؛[۱۲] درهم و دینار، مُهرهای خداوند در روی زمین است که خداوند آن را برای مصلحت بندگانش قرار داده است، که بوسیله درهم و دینار بندگان خدا شئون و خواستههای خویش را حفظ و هماهنگ میگردانند و بدست میآورند، پس کسی که درهم و دینار، زیاد به دست آورد، حقوق الهی را بپردازد و زکات مال دهد، پس در این صورت این مال برای او پاک و خالص است و اگر مال داری، بخل ورزد و حق الله را نپردازد و آن را فقط برای دنیای خویش برگیرد، چنین کسی سزاوار است به عذاب خداوند در کتابش تهدید شود، در آنجا که میفرماید:
در آن روز که آن درهم و دینار را در آتش جهنم گرم و گداخته کرده، و با آن صورتها و پهلوها و پشتهای ایشان را داغ میکنند (و به آنها میگویند:) این همان چیزی است که برای خود اندوختهاید، (و گنجینه ساختهاید) پس بچشید چیزی را که برای خود میاندوختید، روزیکه افروخته میشود بر آنها در آتش دوزخ، پس داغ کرده میشوند به آنها پیشانیهایشان و پهلوهایشان و پشتهایشان، این است آنچه نهفته و گنجینه کردهاید برای خودتان، پس بچشید آنچه گنج کردهاید.»[۱۳]
احکام زکات نقدین
زکات در طلا و نقره با سه شرط واجب میشود:[۱۴]
۱- به نصاب برسد.
۲- سکّه زده شده باشد (یعنی پول رایج باشد).
۳- یک سال از تملّک آن بگذرد.
نصاب
طلا دو نصاب دارد
۱- بیست دینار شرعی که زکات آن نیم دینار شرعی است (یا به عبارتی: ۲۰ مثقال شرعی که زکات آن نیم مثقال شرعی است.)
۲- چهار دینار یا مثقال شرعی که زکات آن (۵/۲٪= دو نیم درصد) است.
سپس در هر چهار دینار که زیاد شود زکات تعلّق میگیرد، پس کمتر از بیست دینار زکات ندارد و همچنین زیادتر از بیست و کمتر از چهار دینار زکات ندارد، و هکذا در مراحل بالاتر نیز تا به چهار نرسد زکات ندارد.[۱۵]
نقره نیز دو نصاب دارد
۱- دویست درهم که زکات آن پنج درهم است.
۲- چهل درهم که زکات آن یک درهم است.
همانطور که در طلا گفته شد در نقره نیز کمتر از نصاب اوّل و بین دو نصاب زکات ندارد وبعداز آن در هر چهل درهم که زیاد شود، زکات تعلّق میگیرد.
طبق نظر مشهور هر یک از نصاب طلا و نقره جداگانه حساب میشود، پس اگر شخصی مالک طلا و نقره باشد به حدّی که هر دو باهم به حدّ نصاب یکی از آن دو برسد یعنی هیچ کدام از آن دو به طور جداگانه به حدّ نصاب خود نرسد، زکات به هیچ کدام تعلّق نمیگیرد، مثلًا اگر ۱۹۹ درهم و ۱۹ دینار داشته باشد زکات ندارد.[۱۶]
سکّه زده باشد
۱- طبق نظر مشهور، طلا و نقره باید به صورت پول و سکّه رایج باشد که در داد و ستد وتجارت به کار میرود، و فرقی بین سکّههای دوره اسلامی و دورههای قبلاز اسلام نیست وهمچنین فرق ندارد که روی آن چیزی نوشته شده باشد یا نه و نوشتهها ونقشهای آن موجود باشد یا به سبب کثرت استفاده، محو شده باشد.[۱۷]
۲- سکّههای طلا و نقره که برای زینت و زیور استفاده میشود، اگر همچنان در معاملات تجارتی نیز بین مردم رایج باشد زکات دارد امّا اگر با آنها معامله نشود (چنانکه امروزه چنین است ) زکات ندارد.[۱۸]
در باب تعلّق زکات به سکّه بهار بین فقهای معاصر دو عقیده وجود دارد :
۱. آیات عظام خامنهای، مکارم شیرازی، سیستانی، شبیری زنجانی، وحید خراسانی، صافی گلپایگانی و فاضل لنکرانی قائلند، به سکههای فعلی که معامله با آنها رواج ندارد، زکات تعلق نمیگیرد. [۱۹]
۲. برخی از فقهاء همچون مرحوم آیت الله بهجت میگویند، سکّه بهار آزادی زکات دارد و برای رواج آن همین که در مهریهٔ زنان و جوایز و مانند اینها به کار میرود، کافی است.[۲۰]
گذشتن سال
چنانکه در شتر و گاو و گوسفند گفته شد، در سکّههای طلا ونقره نیز در کنار سایر شرایط، لازم است که یک سال کامل از تملّک آن بگذرد.[۲۱]
زکات پول
مشهور فقهای شیعه قائلند که پولهای اعتباری در عصر حاضر زکات ندارد، زیرا زکات براساس احادیث، تنها پول طلا و نقره را دربر میگیرد.[۲۲]
برخی از فقهای شیعه عقیده دارند که زکات نقدین، پولهای رایج امروز را هم شامل میشود.
«احتیاط مستحبّ آن است که از سایر پولهای رایج مانند اسکناس، اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند.»[۲۳]
مرحوم آقا شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء میگوید:
«قول صحیح آن است که این اوراق پولی حاکی و نماینده اموال نقد سپرده شده نزد بانک میباشد. پس اگر کسی یک برگ یک دیناری در اختیار داشته باشد، خود رمز و نشانهای است مبنی بر اینکه او یک لیره طلا یا نیم لیره انگلیس نزد بانک دارد. اما خود ذات این اوراق اگر این اعتبار مزبور و حاکی و ممثل بودن را در آن لحاظ نکنیم، اصلاً هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت. لذا، کلیه معاملاتی که به وسیله این اوراق انجام میگیرد، به لحاظ همین اعتبار میتواند باشد. و بنابراین، کلیه احکام نقدین مثل وجوب زکات و حرمت ربا و تقابض در مجلس و...، در آن نیز جریان خواهد یافت. برای مثال یک دینار عراقی به منزله یک مثقال طلای مسکوک به نقد رایج است و هر بیست دینار یک نصاب است که در صورت تحقق شرایط، زکات بر آن واجب میشود و به میزان نصف دینار یا نیم مثقال شرعی میبایست به عنوان زکات اخراج نمود.»[۲۴]
آیت الله محمدهادی معرفت میگوید:
«موضوع زکات، پول نقد بودن است و طلا و نقره بودن، موضوعیتی ندارند؛ نه جزء موضوع است و نه تمام موضوع، این که در روایات، طلا و نقره آمده، از آن جهت بوده است که پول رایج آن زمان، طلا و نقره بوده است، نه اینکه خصوصیتی داشته باشد. تمام موضوع زکات، سکه رایج بودن است، چون در طلا و نقره غیر مسکوک، زکات واجب نیست.»[۲۵]
مصرف زکات نقدین
زکات نقدین همچون زکات غلّات در هشت مورد مصرف میشود.
به مقاله زکات غلّات رجوع شود.
امامان معصوم ( علیهم السلام) به مودیان زکات، سفارش کردهاند که زکات نقدین را به فقرایی که حالشان خیلی زار است، پرداخت کنند .
امام صادق (علیه السّلام ) میفرماید:
«زکات گاو و گوسفند و شتر را به افراد متشخّص و مسلمانان آبرومند باید داد و زکات طلا و نقره و نباتات زمین که وزن میشوند (گندم، جو، مویز، خرما) را به فقرایی که حالشان زار میباشد میدهند.»[۲۶]
عبد اللَّه بن سنان میگوید: محضر مبارک امام صادق (علیه السّلام ) عرض کردم: چگونه حکم این طور تشریع شده و چرا زکات حیوانات سهگانه (گاو و گوسفند و شتر) را به افراد متجمّل و با شخصیت اختصاص دادهاند و زکات غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و مویز) و طلا و نقره را گفتهاند به افراد زار و فقراء غیر متشخّص بدهند؟
حضرت فرمودند: برای این که آن افراد، اشخاص موجّه و نیک نام بین مردم هستند از این رو نیکوترین آن دو صدقه (صدقه حیوانات سهگانه و صدقه غیر حیوانات) را به آنها باید اختصاص داد.[۲۷]
آثار پرداخت زکات نقدین
پرداخت زکات، فواید و آثارزیادی اعمّ از فردی و اجتماعی دارد که بسیاری از آن فواید در مقالات زکات فطره، غلّات و انعام ذکر شد. (جهت مطالعهٔ بیشتر به آن مقالات که در سایت پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر نشر داده شده، رجوع شود.)
در این مقاله، چند اثرذکر میشود که عبارت است از :
فقرزدایی و محو نمودن مفاسد اجتماعی
یکی از راههای مهم مبارزه با فقر، گرسنگی، کمبودها و مشکلات یا نابسامانیهای اجتماعی توجه جدی به مسئله زکات میباشد. امیرمؤمنان علی (علیه السلام)فرمود:
«هیچ فقیری گرسنه نمیماند مگر به سبب آنکه توانمندی حق خدا را نمیپردازد و خداوند در روز قیامت توانمند را به همین دلیل بازخواست خواهد کرد.»[۲۸]
امام صادق (علیه السلام )فرمود:
«هیچ محتاج و گرسنه و برهنهای در جامعه وجود نخواهد داشت، مگر به سبب گناهان اغنیا»[۲۹]
با ریشه کنی فقر از جامعه، قهرا بسیاری از مفاسد اجتماعی نیز محو خواهد شد و زمینههای وقوع سرقت، دریافت رشوه، خیانت و... از بین میرود.
با پرداخت زکات سرمایهها نیز تعدیل میگردد و ریشه کینه و فقر در جامعه خشکانده میشود.
جذب قلوب دیگران
در بسیاری از موارد، فقر آبروی انسان را در معرض خطر قرار میدهد و زکات، فقر را از بین میبرد و آبروی انسانها را حفظ میکند.
از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: شخصی که در خط فکری ما نیست و از دنیا رفته و اطفال فقیری را به جا گذاشته، آیا میتوانیم از زکات به آنها بدهیم؟ فرمود:
«بله، آن اطفال گرسنگانی هستند که تقصیری ندارند و در راه پدر منحرف خود حرکت میکنند و باید آبرو و موقعیت آنان در جامعه حفظ شود و زندگی آنها تا رسیدن به حد بلوغ و رشد لازم تأمین گردد. اما اگر این اطفال بالغ شدند و حق را فهمیدند ولی با لجاجت از آن دست کشیدند، از زکات به آنها ندهید؛ زیرا سزاوار نیست زکات از افراد مؤمن گرفته و به منحرفان لجوج داده شود.»[۳۰]
در مورد جذب دیگران از طریق زکات باید گفت که اسلام، مصرف زکات را برای هشت گروه لازم دانسته و یک دسته ازآن هشت گروه ،«مؤلفه قلوبهم» است .
امام باقر (علیه السلام) فرمود: مراد از «مؤلفه قلوبهم» گروهی هستند که توحید را پذیرفته و از مدار شرک خارج شدهاند، ولی هنوز معرفت محمّد (صلی الله علیه و آله )در قلبشان رسوخ نکرده است. پس پیامبر اسلام و بعد از آن حضرت، مؤمنان، باید سهمی از زکات را صرف این گونه افراد کنند تا محبّت و معرفت آنان تثبیت شود.»[۳۱]
ریشههای ترک زکات
رییس ستاد اقامه نماز و احیای زکات کشور میگوید:
«متاسفانه تنها پنج درصد مردم استانهای مختلف کشور زکات پرداخت میکنند.»[۳۲]
عدم پرداخت زکات در جامعه، اثار زیانباری هم برفرد دارد و هم بر جامعه.
ریشههای ترک زکات عبارت است از:
بُخل
بُخل و خساست، یکی از بزرگترین عوامل ترک زکات در جامعه است.
قرآن کریم در این زمینه میفرماید :
«و برخی از آنان با خدا پیمان بسته بودند که اگر خداوند از فضل خویش به ما عطا کند، حتماً صدقه (زکات) خواهیم داد و از نیکوکاران خواهیم بود. پس چون خداوند از فضل خویش به آنان بخشید، بدان بخل ورزیدند و (به پیمان) پشت کرده و رویگردان شدند»[۳۳]
صاحب تفسیر نور در شأن نزول این آیه میگوید:
«مسلمان فقیری از مدینه، (ثَعلبهبن حاطب) از پیامبر(صلی اللَّه علیه و آله) درخواست کرد تا دعا کند خداوند او را ثروتمند کند. حضرت فرمود: مال اندکی که شکرش را ادا کنی بهتر از مال زیادی است که از عهدهٔ شکرش برنیایی. ثعلبه گفت: اگر خدا عطا کند، همهٔ حقوق واجب آن را خواهم داد.
به دعای آن حضرت، ثروتش افزون شد تا آنجا که دیگر نتوانست در نماز جمعه و جماعت شرکت کند. وقتی مأمورِ گرفتن زکات نزد او رفت، به او گفت: ما مسلمان شدیم که جزیه ندهیم! فخر رازی میگوید: ثعلبه از کار خود پشیمان شد و زکات خود را نزد پیامبر آورد، ولی آن حضرت نپذیرفت.»[۳۴]
عدم آگاهی به احکام و معارف زکات
جهل به احکام و معارف زکات، یکی از علل ترک زکات در جامعه است.
بنابراین دولت، حوزههای علمیه، صدا و سیما، کمیته امداد و مراکز فرهگی بایدمسائل شرعی زکات را به گوش همهٔ مردم برسانند تا آنها به وظایف شرعی خود آگاه گردند.
ضعف اعتقادات
باورها، زیربنای هنجارهای اجتماعی و رفتارهای فردی است. انسان، با تاثیر پذیری از باورها و ارزشهای مورد قبول خود، رفتار میکند و با همان معیار رفتار خود و دیگران را ارزیابی میکند. زکات به عنوان یک رفتار مذهبی نیز از این ضابطه مستثنا نیست. گرایش و عدم گرایش به زکات، میزان اهتمام به انجام آن، کیفیت زکات همه و همه تابع بنیادهای اعتقادی افراد میباشد. تردید در هر یک از اصول دین (توحید، نبوت و معاد) فرد را در انجام زکات مردد میسازد.
قرآن کریم ایمان را، ریشه عمل به واجبات به ویژه زکات میداند و میفرماید :
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ...؛ مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند امر به معروف، و نهی از منکر میکنند نماز را برپا میدارند و زکات را میپردازند....»[۳۵]
این آیه، پرداخت زکات را یکی از ویژگیهای مومنان معرفی میکند.
حکومت و زکات
از برخی آیات استفاده میشود که زکات، از سرچشمهها و پشتوانههای مالی حکومت اسلامی است و حاکم اسلامی سرپرستی جمع آوری و هزینه آن را به عهده دارد، از جمله:
«خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ از اموال آنها صدقهای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن که دعای تو، مایه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست.»[۳۶]
صاحب تفسیر نمونه در شرح آیهٔ فوق مینویسد:
«دستور" خذ" (بگیر) دلیل روشنی است که رئیس حکومت اسلامی میتواند زکات را از مردم بگیرد، نه اینکه منتظر بماند که اگر مایل بودند خودشان بپردازند و اگر نبودند نه.»[۳۷]
امام صادق (علیه السلام) در این زمینه میفرماید:
«یَجْبُرُ الْإِمَامُ النَّاسَ عَلَی أَخْذِ الزَّکَاهِ مِنْ أَمْوَالِهِمْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ- خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً؛ امام مردم را برپرداخت زکات مجبورمی کند، چون خداوند فرموده: از مالهای آنان زکات بگیر.»[۳۸]
امام خمینی، گرفتن زکات حتی در زمان غیبت را از وظایف حاکم اسلامی میداند و میگوید :
«همان گونه که امر زکات در هرزمان، برعهده حاکم اسلامی است و وی، بنابر مصلحت سنجی، مال زکات را در راه تعیین شده، هزینه میکند.»[۳۹]
بنابراین، گرفتن زکات از مردم یکی از وظایف حاکم اسلامی است.
لازم به ذکر است که مردم زمانی مجبورند زکات را به حاکم اسلامی پرداخت کنند که، حکومت اسلامی وحاکم مشروعی بر آنها حکومت کند.
شیخ یوسف بحرانی در این زمینه مینویسد:
«اخباری که تحویل زکات را به امام(علیه السلام) در ابتدا، [اگرچه امام درخواست نکند] لازم میشمارد، مربوط به زمانی است که امام(علیه السلام) گشاده دست [مبسوط الید] و دارای حکومت باشد، همانند: زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وامام علی(علیه السلام).
وامّا روایاتی که دلالت داشت که خود مردم میتوانند مال زکات را در موارد آن هزینه کنند، به شرایط و زمانی مربوط میشود که دست امام(علیه السلام) بسته است و حکومت اسلامی برقرار نیست.
جمع آوری زکات در زمانی که ائمه(علیهم السلام) حاکمیتی ندارند، دارای آثار و لوازمی است که به خاطر آن، ائمه(علیهم السلام) پرداخت زکات را در ابتدا، واجب نساختهاند. چون ائمه در مقام تقیّه بودهاند و دریافت زکات، سبب میشده که از سوی حاکمان ستم پیشه، آزار و اذیت ببینند.»[۴۰]
سوال:
آیا زکات گرفتنی است یا دادنی؟ به بیان دیگر در حکومت اسلامی که قدرت بر مطالبه زکات و دریافت آن از زکات دهندگان هست، آیا دولت میتواند مطالبه زکات نماید؟ و در صورت ممانعت، آن را با زور بگیرد؟ یا این که پرداخت زکات تکلیف شرعی زکات دهنده است و اگر نپردازد گناه کرده است و کسی حقّ گرفتن از او را ندارد؟
جواب:
حکومت اسلامی حق و وظیفه دارد زکات را از مردم جمع آوری کند، همان گونه که در عصر پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امیرمؤمنان(علیه السلام) مأموران جمع آوری زکات به فرمان آن حضرت به مناطق مختلف میرفتند و به جمع آوری زکات مشغول میشدند.[۴۱]
سوال:
آیا زکات نقدین بر نهادهای حکوتی (مانند بانک مرکزی و ...) واجب میشود؟
جواب:
پرداخت زکات بر نهادهای حکومتی واجب نیست.[۴۲]
زکات و مالیات
مالیات در اصطلاح عبارت است از:
«وجوه اجباری، غیر جبرانی و غیر قابل برگشتی که دولت برای مقاصد عمومی مطالبه میکند.»[۴۳]
در این تعریف و تعاریف مشابه چند رکن مهم مشاهده میشود:
الف ـ مالیات دریافتی نقدی است؛
ب ـ اجباری و غیر قابل برگشت میباشد؛
ت ـ دولت آن را در مقاصد عمومی و مصالح کشور هزینه میکند.
به عقیدهٔ برخی از فقهای شیعه، مالیات حکمی ثانوی و در صورت اضطرار گرفته میشود.
آیت الله جوادی آملی در این زمینه میگوید:
«برطبق نظریه مشهور، تنها مالیات موظف شرعی مسلمانان، زکات و خمس است. این دو در کنار دیگر منابع مالی عهده دار تأمین هزینههای عمومی دولت و غیر آن هستند. زکات واجب بر موارد نه گانه وضع میشود. گرچه در دوران گذشته حجم بالای درآمدهای دامپروری و کشاورزی و رواج سکههای فلزی باعث زیادی زکات میشد و امروزه مقدار زکات شدیدا کاهش یافته است. اما به علت نصوص متعدد در حصر موارد زکات به نُه مورد نمیتوان موارد زکات را گسترش داد. بر اساس این نظریه در صورت وجود دولت اسلامی و نیاز به منابع مالی و کمبود زکات و خمس، وضع مالیات به صورت اضطراری و حکم ثانوی پذیرفته میشود.»[۴۴]
زکات، از احکام ثابت و اولیه شریعت مقدس اسلام است که در شرایع پیشین نیز این حکم ـ صرف نظر از فروع و احکام آن ـ بوده است. ولی مالیات به معنای مصطلح آن از احکام ثانویه و بنا به طبیعت این نوع احکام، تابع شرایط و مقتضیات زمانی است که آن هم به دست حاکم شرع یا ولی فقیه است و از اختیارات اوست. از این رو نمیتوان آن استحکام و استمراری را که در زکات میباشد برای مالیات نیز در نظر گرفت و آنها را در کنار هم قرار داد یا جایگزین هم نمود.
البته ما معتقدیم همین مالیاتهایی که اسلام مقرر داشته است اگر به نحو صحیح و در عین حال کامل اجرا شود میتواند نیازمندیها و مخارج حکومت اسلامی را تحقق بخشد تا دولت نیازی به وضع مقررات مالی جدید و مستحدثهای مثل مالیات پیدا نکند.
بنابر این، اصل اولیه بر وصول همان مالیاتها ـ اعم از زکات، خمس، جزیه، خراج و... ـ است که در شرع به حکم اولیه ثابت است و مالیاتهای دیگر به مشروعیت حکومت برای مصالح عمومی و به اذن حاکم و بر مبنای احکام ثانویه مشروعیت دارد.[۴۵]
تفاوت مالیات و زکات
۱ـ زکات یک عمل عبادی است که صحت آن و پذیرشش از سوی واضع این تکلیف نیازمند قصد قربت مکلّف میباشد، در صورتی که مالیات این گونه نیست. مالیات یک امر وضعی است و نیازی به قصد قربت ندارد؛
۲ـ مالیات چنانچه در تعریف آمده «وجوه نقدی» است که افراد باید بپردازند، در صورتی که زکات اعم از نقدی و جنسی است و شامل هر دو میشود؛
۳ـ مالیات را همواره دولتها مطالبه میکنند ـ و هم آنها آن را وضع میکنند ـ اما زکات بدون نیاز به مطالبه کسی ـ حتی مستحقّ زکات ـ بر عهده مکلف است که باید با اشتیاق و رغبت بپردازد؛
۴ـ با توجه به این که مالیات برای مقاصد عمومی و مصالح کشور میباشد، قابل تفسیر و تأویل زیادی است. ولی زکات با توجه به مشخص بودن مقدار و موارد مصرف آن وجه روشنی در هزینه کردن داشته و چندان نیازمند تفسیر و تأویل نیست؛
۵ـ مالیات دهنده همواره خود را طلبکار میداند؛ زیرا بخشی از ثروت شخصی خود را داده است تا متقابلاً از دولت، در جامعه زیستگاهی خویش «رفاه» دریافت نماید؛ یعنی در واقع مالیات دهنده قسمتی از دارایی خود را برای رفاه و امنیت خود سرمایه گذاری غیر مستقیم کرده است. اما زکات دهنده اصلاً خود را مستحق این بخش از ثروتی که در تملک دارد ندانسته و آن را حق دیگران ـ که در قانون زکات مشخص شده ـ میداند؛
۶ـ زکات یک انگیزه درونی عمیق، لطیف و ریشه دار دارد که مالیات این انگیزه را حداقل به این اندازه ندارد؛ و همین انگیزه، تعالی روحی و رشد معنوی زکات دهنده را به ارمغان میآورد؛
۷ـ زکات از احکام اولیه، ثابت و مستمر اسلام است. ولی مالیات از احکام ثانویه و تابع متغیری است که از شرایط خاص تبعیت میکند؛
۸ـ اصل اولیه در زکات، اعطای اختیاری با انگیزه معنوی و عاطفی برای انجام تکلیف الهی است و همواره در جهت گیری تبلیغی نسبت به آن شاهد این نوع برخورد بیانی هستیم. ولی اصل اولی و طبیعی در مالیات، اعطا نیست، بلکه اخذ است و نوعی قسر و جبر و اکراه را همواره بر خویش حمل مینماید.[۴۶]
کتاب شناسی
۱ـ محمد تقی جعفری، طهارت اهل کتاب عدم انحصار پرداخت زکات از مواد نه گانه، قاعده لاضرر و لاضرار، ذبائح اهل کتاب مشخصات، انجمن اسلامی مهندسین شرکت سهامی انتشار، تهران، ۱۳۴۹ه ش.
۲ـ محمد حسین فلاح زاده، احکام زکات، ستاد اقامه نماز و احیای زکات، تهران،۱۳۸۳ه ش.
۳ـ سیدرضا میرابوالقاسمی بهابادی، راز تلازم نماز و زکات در قرآن، براثا، یزد، ۱۳۸۰ه ش.
۴ـ جواد صادقی، اسرار احکام زکات از دیدگاه قرآن و روایت معصومین، فاخرف تهران، ۱۳۸۱ ه ش.
۵ـ محمد شیرازی، دانستنیهای زکات، کانون نشر اندیشههای اسلامی، قم، ۱۳۶۸ه ش.
۶ـ محمد علی خالدی، دیدگاههای فلسفی زکات، احسان، تهران، ۱۳۸۲ه ش.
مقاله شناسی
۱ـ محمد صادق مزینانی،زکات منبع مالی حکومت اسلامی، مجله کاوشی نو در فقه اسلامی، شماره 3.
۲ـ رضا شریفی، آثار ترک زکات، روزنامه کیهان
۳ـ رضا حاجیان، واژه شناسی لغوی و تاریخی زکات، بینات، پاییز ۱۳۸۹ ه ش، شماره67.
۴ـ محمد جواد محقق، زکات پول، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم.
۵ـ نظام علی یوسفی، رابطه خمس و زکات با مالیاتهای حکومتی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ۱۳۷۹ ه ش.
فهرست منابع
ـ قرآن کریم
ـ حسن مصطفوی، تفسیر روشن، چاپ اول، مرکز نشر کتاب، تهران، ۱۳۸۰ه ش.
ـ علامه طباطبایی ،ترجمه المیزان، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴ ه ش.
ـ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ه ش.
ـ سید محمد تقی مدرسی، احکام زکات و صدقات، انتشارات محبان الحسین( علیه السلام)،قم، ۱۳۸۱ه ش.
ـ گلستانه، سید علاء الدین محمد، منهج الیقین (شرح نامه امام صادق علیه السلام به شیعیان، دار الحدیث - قم، چاپ: اول، ۱۴۲۹ ق / ۱۳۸۷ ش.
ـ شیخ صدوق، علل الشرائع، ترجمه ذهنی تهرانی، انتشارات مؤمنین،قم، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
ـ فیض کاشانی، وافی، چاپ اول، کتابخانه امام امیر المومنین (علیه السلام)، اصفهان، ۱۴۰۶ه ق.
ـ حسین بروجردی،جامع احادیث شیعه، چاپ اول، فرهنگ سبز، تهران، ۱۳۸۶ه ش.
ـ محسن قرائتی، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، ۱۳۸۳ه ش.
ـ ابن حیون، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام،چاپ دوم، موسسه آل البیت، قم، ۱۳۸۵ه ش.
پا نویس
- ↑ لغتنامه دهخدا، ذیل واژه نقدین.
- ↑ حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج4، ص103.
- ↑ علامه طباطبایی ،ترجمه المیزان، ج 9، ص 348 ـ349.
- ↑ علامه السید محسن الامین العاملی، اعیان الشیعه، ج1، ص539.
- ↑ سوره توبه/ آیه ۳۴
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج7، ص371.
- ↑ سوره بقره؛ آیه 267
- ↑ سوره بقره؛ آیه 267
- ↑ سوره بقره؛ آیه 267
- ↑ جلال الدین سیوطی، تفسیر الدر المنثور ج 1 ، ص 341 .
- ↑ گلستانه، سید علاء الدین محمد، منهج الیقین (شرح نامه امام صادق علیه السلام به شیعیان)، ، ص144 .
- ↑ سوره توبه؛ آیه 35
- ↑ شیخ طوسی، الأمالی، ص520.
- ↑ سید محمد تقی مدرسی، احکام زکات و صدقات، ج1، ص49.
- ↑ همان، ج1، ص50.
- ↑ همان، ج1، ص50.
- ↑ همان، ج1، ص51.
- ↑ همان، ج1، ص51.
- ↑ سؤال تلفنی (7746666-0253) از دفتر آیت الله خامنهای؛ توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 1899؛ جزوه جامعه الزهرا، احکام زکات، ص 9؛ آیت الله مکارم، احکام بانوان، سؤال 450؛ آیت الله وحید خراسانی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 321، مسئله 1110؛ سؤال تلفنی از دفتر آیت الله وحید خراسانی؛ سؤال تلفنی7720500 از دفتر آیت الله فاضل.
- ↑ استفتائات مرحو آیت الله بهجت، ج1، ص156، سوال 1759.
- ↑ سید محمد تقی مدرسی، احکام زکات و صدقات، ج1، ص51.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۶۱۴، مسئله ۷، قم ۱۳۶۶ش .
ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۵۵، مسئله ۲۲۶. - ↑ آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل، مساله ی1619.
- ↑ کاشف الغطاء، محمد حسین، رساله سوال و جواب، ص259.
- ↑ محمدهادی معرفت، فقه اهل بیت، ش۱۰، ص20.
- ↑ شیخ صدوق، علل الشرائع، ترجمه ذهنی تهرانی؛ ج2؛ ص205 .
- ↑ همان ،ج2، ص205.
- ↑ شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 3، ص 474.
- ↑ فیض کاشانی، وافی، ج 10، ص 50.
- ↑ حسین بروجردی، جامع احادیث شیعه، ج 9، ص 285.
- ↑ همان، ج 9، ص 242.
- ↑ محسن قرائتی، خبرگزاری جهان نیوز، پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳.
- ↑ توبه/75ـ76.
- ↑ محسن قرائتی، تفسیر نور ،ج5، ص110.
- ↑ توبه/71.
- ↑ توبه/103.
- ↑ ناصرمکارم، تفسیر نمونه، ج8،ص120.
- ↑ ابن حیون، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج1، ص253.
- ↑ امام خمینی، کتاب البیع، ج2، ص 495، اسماعیلیان، قم.
- ↑ یوسف بحرانی، حدائق الناضره، ج12، ص222.
- ↑ مکارم شیرازی، استفتاءات، ج2، سوال 592 و ویکی فقه، وجوه شرعی حاکمیت.
- ↑ سؤال تلفنی (7746666-0253) از دفتر آیت الله خامنهای.
- ↑ مجله مجلس و پژوهش، سال یازدهم، شماره 45، پاییز 83.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، مالیاتهای حکومتی از دیدگاه فقه، نظام مالی اسلام، (مجموعه مقالات) به اهتمام .
- ↑ احمد علی یوسفی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1379 ش.
- ↑ رابطه زکات و مالیات، فرهنگ جهاد، زمستان 1383 و بهار 1384، شماره 38 و 39 .







