فرهنگ مصادیق:ربا - کلام پویا
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ مقدمه
- ۳ تعریف و انواع ربا
- ۴ تحریم ربا در قرآن مجید
- ۵ تحریم ربا در احادیث و روایات
- ۶ نظرات امام فخر رازی دربارهٔ بهره (ربا)
- ۷ تفاوت میان بهره و ربا
- ۸ تفاوت بین ربا و سود
- ۹ تفاوت بیع و ربا
- ۱۰ تفاوت بیع و ربا به صورت اجمالی
- ۱۱ تفاوت دادوستد و ربا
- ۱۲ ارتباط آیات ربا با آیات صدقات
- ۱۳ مراحل حذف ربا از سیستم بانکی
- ۱۴ کراهیت و تنفر اسلام نسبت به سیستم منفور ربا
- ۱۵ نتیجه گیری
- ۱۶ فهرست منابع
- ۱۷ پانویس
چکیده
خداوند ربا را حرام کرده تا مردم از حرام به سوی حلال و به سوی تجارت و خرید و فروش روی آوردند.
در این مبحث به تعریف ربا از نظر لغوی و اسلام میپردازیم سپس با انواع ربا (معاملهای و قرضی) آشنا شده شرایط آن را میشناسیم و بعد سراغ دلایل و ادله تحریم ربا در قرآن مجید و سخنان معصومین(ع) میرویم.
برای اینکه شبههای بین ربا با بهره و سود و بیع باقی نماند به تفاوتهای آن میپردازیم و مراحل و دلایل حذف ربا از سیستم بانکی را توضیح میدهیم. در آخر به صورت اجمالی کراهت و تنفر اسلام نسبت به ربا را مطرح میکنیم.
مقدمه
مسائل و احکام اسلامی برمبناهائی استوار است که اولاً: به تمام جوانب و زوایای زندگی بشر در هر زمان و در هر مکانی که باشد احاطه و نظارت کامل دارد. خاصیت یک دین جهانی وآئین همگانی هم همین است. ثانیاً هر یک از این مسائل و احکام متضمن مصاحتی مهم از مصالح اجتماعی است؛ یعنی در راه سعادت و کمال انسانها و جوامع بشری عامل اصلی و موثر مستقیم است. و گاه یک حکم اسلامی ناظر به جهات متعدد و مصلحتهای مختلف زندگی بشری است. چنانکه مساله ربا هم از جهت اقتصادی و هم از جنبه اجتماعی و هم از لحاظ اخلاقی مورد توجه خاص شارع بوده، لذا تحریم آن در قرآن کریم همراه با تهدیدهای مکرر و شدید آمده است.
آنچه وظیفه مهم و حیاتی ما مسلمانها در اوضاع کنونی جهان است این است که به حقایق زنده و احکام جهانی اسلاممان آگاهی و آشنائی کامل پیدا کنیم، تا از این راه بفهمیم که این دین واقعاً هیچ نقص و ضعفی ندارد که برای ترمیم آن به مکتبهای شرق و غرب دست نیاز دراز کنیم، تا از این راه بفهمیم که حرامهای خدا برای محرومیت ما از نعمتها نیست. بلکه برای آنستکه از نعمتهای خدا بهتر و بیشتر و در راه کمال و سعادت جاوید بهره برداری کنیم. آری باید به حقایق زنده اسلام آگاه شویم تا بفهمیم که اگر ما اسلام خودمان را با خلوص نیت و با تحقیق صحیح بشناسیم به قدرت این دین و به صلاحیت آن در رفع تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی پی میبریم، ودر نتیجه بی نبازی خودمان را از سایر مکاتب باور میکنیم، و آنگاه با افتخار تمام در زیر پرچم اسلام میایستیم، و با جدیت تمام این شریف و عزیز را نگهداری می نمائیم، و با قوت تمام و مجاهدتهای زیاد در راه پیشرفت هدفهای آن علاقه و کوشش روا میداریم. شکرگزاری از نعمت بزرگ الهی یعنی قرآن و اهل بیت پیغمبر همین است.
پروردگارا، همه ما را در این راه یاری فرما تا فردا در پیشگاه تو ودر برابر اولیای گرامی توسرفراز وسپید روی باشیم.
تعریف و انواع ربا
ربا درلغت (به کسررا )ربح یا فائده و سودی که وام دهنده بابت طلب خود میگیرد یا پولی که از بابت منافع گرفته میشود اتلاق میگردد[۱].
المنجد ربا را به طور مطلق افزایش و «زیادی» معنا کرده که این معنا در قرآن نیز آمده است «فلا یربوا عندالله» یعنی در نزد پروردگار افزایش نمییابد. [۲].
ربا عبارتست از دریافت زیادی در مبادلات دو کالای همجنس که موزون یا مکیل باشد و یا دریافت اضافی در قرض با شرط قبلی [۳].
ربا عبارتست از دریافت و یا پرداخت هر گونه زیادی ناحق و ظالمانه در مبادلات براساس ارزش آنها [۴].
ربا بر دو گونه است: ربا در معادله و ربای قرضی
ربا در معامله - ربا درمعامله عبارتست از مبادله دوکالای مثل هم با دریافت اضافی مانند فروش یک کیلو گندم با دو کیلو یا یک کیلو به انضمام مبلغی اضافی، ربا در معامله در صورتیکه توام با دو شرط زیر باشد حرام است:
الف – از نظر عرف هر دو کالای مورد مبادله یک جنس و یک نوع محسوب شود. ولی اگر یک نوع حساب نشود، مثلاً یک کیلو گندم با یک کیلو عدس با مقداری اضافی مبادله شود مانعی ندارد.
ب- دو کالای مورد مبادله کیلی و وزنی باشد نه عددی و نه نظری بصورت ربا در معامله، تحریم کرده است و این معنا هم در قرآن مجید و هم احادیث تاکید شده است.
ربای قرضی – علمای شیعه معتقدند ربای در قرض چیزی نیست جز شرط زیادی توسط طلبکار، این ممکن است در اول قرارداد و یا بعد از اعلام ناتوانی بدهکار از بازپرداخت تعیین شود. در حقیقت حالت دوم نیز پرداخت اضافه در اول دوره است منتها اول دوره دوم بنابراین ربای قرضی حرام چیزی نیست جز ربای شناخته شده در اذهان عامه مردم. اینکه پیامبر(ص) در حجه الوداع فرمود« الا و ان ربا الجاهلیه موضوع» یعنی ربای جاهلی ممنوع است شامل ربای قرضی با نرخ بهره از قبل تعیین شده میشود[۵].
با بررسی ربا و شرایط آن ملاحظه میگردد. برای تحقق ربا چهار شرط زیر باید برقرار باشد :
- وجود دین یا قرض.
- استقلال دائن و مدیون یا قرض دهنده و قرض گیرنده.
- شرط پرداخت یا دریافت مبلغی علاوه بر اصل هنگام اعطاء قرض.
- پرداخت یا دریافت مبلغ شرط شده.[۶]
تحریم ربا در قرآن مجید
قبل از اسلام و در دوره جاهلیت، معاملات ربوی در مکه ومدینه رونق زیادی داشته است و در محیط نزول قرآن، یکدسته رباخوار حرفهای آباء و اجدادی وجوو داشتند که از راه ربا خواری، ثروتمند شده بودند و کار آنان این بود که ببینند، چه کسی نیاز به پول دارد تا با حداکثر بهره به او وامی بدهند و سپس اصل و فرع آنرا بگیرند[۷]. و به همین سبب حکم تحریم ربا یکباره و دفعتاً واحده نبوده است. نهی قطعی ربا مثل احکام دیگری که مخالف عادات و رسوم ریشه دار آن زمان بوده، بعد از آماده کردن افکار عمومی اعلام شده است.
مرحله اول: مثلاً ابتدا ضمن نکوهش روش و اعمال یهودیان در ربا خواری و جلب توجه مسلمانان به زشتی این عمل زشتی این عمل در سوره نساء آیه ۱۶۱ خداوند میفرماید:
«وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»[۸]
یعنی: و هم بدینجهت که ربا میگرفتند در صورتیکه از ربا خوردن نهی شده بودند و هم از آن رو که اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خیانت و سرقت ) میخوردند و ما برای کافران آنها مهیاداشته ایم عذابی دردناک.
مرحله دوم: قرآن مجید پیروان خود را از ربا خواری بعنوان اینکه دائم سود برسرمایه میافزایند منع میکند.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ»[۹]
یعنی: ای کسانیکه به دین اسلام گرویدهاید (ربا) مخورید که دائم سود برسرمایه افزائید تا چند برابر شود و از خدا بترسید و ترک این عمل زشت کنید باشد که سعادت و رستگاری یابید و بپرهیزید واز آتش عذابی که برای کیفر کافران اندوختهاند.
مرحله سوم: قرآن درآیات متوالی پس از تمثیل وتهدید و وعید، حکم قطعی تحریم انواع و اقسام ربا را صادر مینماید تا جائیکه در نهایت آن را به محاربه با خدا و رسولش تشبیه کرده است. آیات نهایی در رابطه با منع ربا در سوره بقره آیات ۲۷۵ و۲۷۹ آمده است که خداوند درآیه ۲۷۵ میفرماید:
«الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»[۱۰]
یعنی: آن کسانی که رباخورند ( ازقبرها درقیامت ) برنخیزند جز به مانند آن که به وسوسه و فریب شیطان مخبط و دیوانه شده و آنان بدین سبب در این عمل زشت (ربا خوردن ) اند که گویند هیچ فرق میان معامله تجارت و ربا نیست و حال آنکه خداوند تجارت را حلال کرده و ربا را حرام، هرکس پس از آنکه پند و اندرز کتاب خدا بدو رسید از این عمل (ربا خوردن ) دست کشد خدا از گذشته او درگذرد و عاقبت کار او با خدای مهربان باشد و کسانیکه ازاین کار دست نکشند آنان اهل جهنم اند و درآن جاوید معذب خواهند بود.
تحریم ربا در احادیث و روایات
جابرابن عبداله انصاری صحابی معروف پیامبر اکرم (ص) رحمت اله علیه نقل شده است که پیامبر (ص) فرمود:
«لعن الله الربا و آکله وکاتبه و شاهده و هم یعلمون»؛ یعنی خداوند ربا و رباخوار را با نویسنده و شاهد معامله ربا لعن کرده و فرموده است که در ارتکاب معصیت هرسه باهم برابرند[۱۱].
پیامبر اکرم (ص) فرمود: درشب معراج برمردمی گذر نمودم که شکمهایشان مانند لانههای انباشته از مار بود و مارها به هنگام خروج از آن دیده میشدند. ازجبرئیل پرسیدم اینان کیستند؟ جبرئیل پاسخ داد: اینان ربا خوارانند[۱۲].
امام باقر علیه السلام فرمود: اخبث المکاسب کسب الربا؛ یعنی: پلیدترین و ناپاکترین کسبها کسب ربوی است [۱۳].
هشام بن حکم که یکی از شاگردان مبرز امام صادق علیه السلام است از علت تحریم ربا، از امام (ع) سئوال میکند. امام صادق علیه السلام درپاسخ هشام فرمود: اگر ربا حلال میبود، مردم تجارت و آنچه را به آن نیازمند از انواع تولید وسرمایه گذاریهای مفید به حال جامعه و به کارگرفتن نیروی انسانی و خاتمه دادن به مشکلات بیکاری و قطع نیازهای که وابستگی و ذلت ایجاد میکند را ترک میکردند، بنابراین خدای متعال ربا را حرام فرموده.
نظرات امام فخر رازی دربارهٔ بهره (ربا)
بنظر میرسد امام رازی نخستین کسی است که بهره (ربا ) را از دیدگاه اقتصادی مطالعه کرده است. دراینجا به نقل خلاصه و چکیده نظرات او پیرامون بهره از اثر بزرگ او به نام مفاتیح الغیب که به تفسیر کبیر مشهور است، میپردازیم[۱۴].
۱- به نظر امام رازی، واژه ربا به معنای افزایش یا اضافه است. اما این بدان مفهوم نیست که هر نوع افزایش غیر مجاز باشد، آنچه غیر مجاز است، آن نوع قراردادی است که اعراب به آن ربا میگویند و این دقیقاً قراردادی است که در زبان عربی ربوا النسیه نامیده میشود لذا، آنچه از نظر قرآن کریم غیر مجاز و حرام اعلام شده است، همین ربای نسیه است[۱۵].
۲- دلیل دیگر حرام بودن ربا این است که چنین معاملهای مستلزم تصرف غاصبانه ثروت دیگری است بدون آنکه جنبه قانونی داشته با اعاده آن مورد نظر باشد.کسی که به این عمل دست مییازد، از اینکار ملاحظه و پروایی ندارد. این عمل موجب بهره کشی از وام گیرنده و فقرا میگردد که حاصل آن بیعدالتی فاحش است.
پیامبراکرم (ص) فرموده است که غصب ثروت هرفرد به همان اندازه گرفتن خون او حرام است و بدین جهت است که تصرف ثروت دیگری بدون رعایت ملاحظات قانونی حرام میباشد. ممکن است گفته شود که وقتی بدهکار(اصل ) مبلغ وام را که درتصرف او قرار میگیرد نفعی از آن عاید او میشود و طبیعی است که آن نفع و یا بخشی از آن را به بستانکار مسترد نماید. لذا دلیل آشکاری برغیر مجاز شمردن مطالبه مبلغ اضافی وجود ندارد چه اگر بستانکار با استفاده از پولی که دراختیار بدهکاری قرار داده است به سرمایه گذاری میپرداخت طبیعتاً سودی ازاین سرمایه گذاری عاید او میگردید. لکن واقعیت این است که چون وام دهنده از سرمایه گذاری پول خود امتناع کرده و این کار توسط وام گیرنده انجام پذیرفته است، دیگر نمیتواند نفع حاصله را که در غیر اینصورت نصیب خود او میگردید از بدهکاری مطالبه نماید[۱۶].
بنابراین، اگر بدهکاری شخصاً مبلغ اضافی را بعنوان بازده استفاده از وام دریافتی به بستانکار بپردازد بستانکار به جای اعطای وام به بدهکاری، به سرمایه گذاری میپرداخت معلوم نبود که لزوماً سودی از سرمایه گذاری مذکور حاصل نماید و کاملاً احتمال داشت که با ضرر و زیانی نیز مواجه گردد.
بدین بیان، کسب سود از سرمایه گذاری نامعلوم و نامشخص است، حال آنکه اخذ مبلغ اضافی از بدهکار معلوم ومشخص.
۳- دلیل دیگر غیر مجاز بودن بهره این است که کسب درآمد از طریق بهره موجب میشود که ربا خوار درصدد اشتغال به کار وحرفهای برنیاید، چرا که به زعم او گذران زندگی اکتساب المعیشه از راه ربا خواری خواه به نقد یا نسیه از هرکار دیگری آسانتر است. بهمین جهت از پرداختن به هرگونه کار یا شغلی که با کار و مشقت انجام گیرد طفره میرود این امر مسلماً به زیان اجتماع است چرا که امور دنیوی بدون پرداختن به تجارت، هنر وصنعت پیشرفت نمیکند[۱۷].
۴- دلیل دیگری غیر مجاز بودن بهره این است که بدهی، احترام وحیثیت اجتماعی را زائل میگرداند و با غیر مجاز اعلام نمودن بهره، مردم از اینکه خود را زیر بار دین قرار دهند و پول خود را بر باد دهند رهایی خواهند یافت. از سوی دیگر، اگر بهره مجاز باشد، تامین نیازهای متعدد افراد موجب خواهد شد که دراخذ وام با هر نرخی اقدام نمایند و نتیجه پایان همدردیهای متقابل، روابط و علائق انسانی خواهد بود.
۵- دلیل دیگرغیر مجازبدون معاملات ربوی این است که بستانکار ثروتمند و بدهکارفقیرتر میشود. حال، اگر بهره مجاز باشد، ثروتمندان بیشتر و بیشتر به دنبال پول فقرا خواهند بود. بالاخره بالاترین دلیل این است که قرآن کریم عالیترین مرجع در زمینه قانونی اسلامی به وضوح وصراحت کل معاملات ربوی را منع نموده است. پس لزوماً دلیل آن را بخواهیم چه با منع صریح در قرآن کریم، حتی اگر قادر نباشیم دلائل این تحریم را درک کنیم اطاعت ازآن را بعنوان یک مسلمان واجب میدانیم.
تفاوت میان بهره و ربا
یکی از شبهاتی که گاهی مطرح میشود. تفاوتی است که برخی میان بهره و ربا قایل اند به این معنا که با قبول تفاوت میان بهره و ربا، اولی را مجاز و حلال و دومی را حرام میدانند. برخی این تفاوت را با نوع مصرف وام مربوط میدانند و اگر وام مصرفی وضروری باشد، هرگونه مازاد دریافتی روی اصل وام را ربا میدانند. ولی اگر وام بابت کارهای تولیدی باشد، ربح دریافتی از وام دهنده را ربا تلقی نمیکنند، بلکه آنرا بهره مینامند و شرعاً مجاز میدانند. این طرز تلقی عمدتاً در میان فقهای کشور مصر و خاصه در جامعه الازهر مشاهده میشود[۱۸]
بعضی دیگر، تفاوت میان بهره و ربا را منتسب به میزان یا نرخ ربح پول میدانند، اگر نرخ وام کم باشد. آنرا بهره مینامند و مجاز میدانند و اگر نرخ وام زیاد باشد، آنرا ربا و غیر مجاز تلقی می کنند.
بدیهی است که کم یا زیاد بودن نرخ بهره متضمن یک قضاوت ارزشی مبنی بر عوامل متعدد است. آنچه از نظر یک فرد به ویژه وام دهنده نرخ کم بهره یا پائین است، ممکن است از نظر فرد دیگری وخصوصاً وام گیرنده، نرخ بهره بالایی به حساب آید.
بهرحال، قدر مسلم این است که از نظر فقهای شیعه و از نظراکثریت بزرگی از فقهای اهل سنت تفاوتی بین ربا وبهره از پیش تعیین شده نیست وهرگونه مازادی علاوه براصل وام دریافت شود. اعم ازاین که تحت عنوان بهره و یا ربا باشد. حرام و غیر مجاز است[۱۹].
تفاوت بین ربا و سود
اعراب جاهلیت تفاوتی بین ربا و سود قائل نبودند و میگفتند اگر شخصی کالایی را به بهای معلومی خریداری وآن را با قیمتی بیشتر بفروشند، کار خلافی انجام نداده است. به همین گونه اگر کسی مقدار معینی پول را بامقدار بیشتری پول مبادله کند، دلیلی برغیر مجاز بودن این معامله وجود ندارد چرا که تفاوتی بین این دو معامله نمیتوان قائل شد و استدلال میکردند که متحمل است انسان به هنگام برخورد با نیازهای زندگی امکانات تامین نیازهای مذکور را در اختیار نداشته باشد، وچه بسا که این امکانات نتوانند درآینده فراهم آید. بنابراین اگر بستانکار از محل وامهای اعطایی خود نتواند سودی بدست آورد، دلیل ندارد که وجود نقد خود را در اختیار بدهکار قرار دهد و در این صورت، بدهکار در تامین نیازهای خود با اشکال مواجه خواهد شد. درصورتیکه اگر بهره مجاز باشد. بستانکار با توجه به بهرهای که درقبال اصل وام نصیبش خواهد گردید، طبیعتاً نسبت به تامین نیازهای بدهکار، تمایل نشان خواهد داد و در عین حال بدهکار و با رضایت خاطر به بازپرداخت اصل بدهی خود همراه با بهره متعلقه آن اقدام خواهد نمود، چه پس از گشایش مالی بازپرداخت وام دریافتی برای او به مراتب آسانتر از مشقت یا فقر و نیاز است. اینها دلایلی است که برای توجیه معاملات ربوی همانند سایر معاملات اقامه میشد.
البته این استدلال غلطی بود که از جانب اعراب جاهلیت بیان میگردید. قرآن کریم با ذکر آیه ۲۷۵ سوره بقره این استدلال را سخیف شمرده است. این آیه به قدری روشن و صریح است که نمیتوان با هیچگونه قیاس که از اعمال شیطانی است در آن تردید نمود.
وقتی خداوند به شیطان دستور داد که به آدم سجده کند، شیطان متوسل به قیاس گردید و گفت: من از آدم برترم چرا که مرا از آتش آفریدهای، حال آنکه او را از خاک خلق کردهای، اگر در مسائل مربوط به مذهب، مجاز به استفاده از قیاس باشیم در مورد ربا، نیز استفاده ازآن مجاز میتوانست باشد لذا، پیوسته باید به خاطر داشته باشیم که در رابطه با مذهب بیان روشن وصریح از قیاس واستدلال نقش به مراتب قاطع تری میتواند داشته باشد[۲۰].
تفاوت بیع و ربا
خداوند در آیه ۲۷۵ سوره بقره میفرماید:« خداوند بیع (تجارت را) حلال و ربا را حرام کرده است» در بینش سرمایه داری که هدف اصلی آن کسب درآمد اضافی از سرمایه به هرشکل و از هر طریق است، سود سرمایههای پولی از طریق وامهای سود بخش، مطمئنترین وسیله رسیدن به هدف و جلب سود و بهره است، اما در اسلام از آنجا که سرمایه داری هدف نیست بلکه سود رسانی به مردم هدف است، معاملات عموماً ارزش تولیدی دارد، زیرا مفهوم تولید استفاده از مواد خام برای بهره برداری در توزیع عادلانه بین مردم است. حال تولید گاهی استخراج مواد معدنی و از دل خاک بوده و گاهی استفاده از عوامل زیست محیطی در بخش کشاورزی و یا تغییر و تبدیل شکل فیزیکی و شیمیائی در بخش صنعت وسپس توزیع آن بین متقاضیان برای استفاده و مصرف میباشد که در مجموع همگی یک چرخ اقتصادی راتشکیل میدهند[۲۱].
پس عملیات سرمایه گذاری در هر مورد یک نوع تولید است و در توزیع عادلانه میتواند نقش موثر داشته باشد. حال باید دید سرمایه پولی در چه شرایطی و تحت چه نوع عملکردی میتواند این نقش را ایفاء کند. مسلماً سرمایه پولی هرگاه در معرض خدمات معاملاتی قرار نگیرد و متحمل سود و زیان و خطرات ناشی از جابجائی کالاها نشود، نخواهد توانست در حل مشکلات اجتماعی سهیم باشد و بالعکس مشکلات فراوانی برگرده جامعه خواهد افکند، زیرا بهره برداری از سود پول باعث میشود که محصول کار و تلاش دیگران و شیره جان افراد زحمتکش به صورت اضعاف مضاعف، یعنی بهرههای تصاعدی در یک جا جمع شود. این امر سرمایهها را از جریان تولید و معاملات سودبخش خارج میسازد، بدبینی و بدخواهی و فساد را رواج میدهد و فرد رباخوار را از هرگونه تعادل فکری و منطقی منحرف ساخته، به « مصداق لایقومون الاکما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس » پیوسته او را دریک حالت تخدیری و جنون آمیز قرار میدهد و چون او عامل هرج ومرج وبی نظمی در فطرت انسان و نظام جهان گشته است، گویا با خدا که همه چیز را به تقدیر و حساب آفریده سرجنگ دارد. فاذنوا بحرب من الله و رسوله و سرانجامش به کاستی و نقصان عقل و مال کشیده خواهد شد. یمحق الله الربا ویربی الصدقات
بنابراین با سرمایههای پولی فقط میتوان به کارهای تولیدی و خدماتی پرداخت یا از طریق معاملات شرعی در بازار به مردم خدمت کرد وسود دریافت نمود، ولی ازطریق وامهای ربوی به هیچ وجه نمیتوان سودی دریافت داشت [۲۲].
آن چیزی که منشاء سود بردن فروشنده میشود، پول و سرمایه نیست بلکه منشاء سود بردن او کاری است که میکند، او کالا را از جایی به جایی میبرد و از دست کسی میگیرد و بدست دیگری میدهد و دراین راه هرگونه خسارت و اتلافی به سبب این نقل و انتقال و یا نوسان قیمتها را نیز عهده دار میگردد و در نهایت سود معقولی را برای تلاش و هزینههای انجام شده برای خود منظور و کالا را مبادله میکند. اما در ربا مسئله اینطور نیست[۲۳].
در ربا مسئله این است که رباخوار پول را قرض میدهد و این پول، چه اسکناس، چه طلا و نقره، نیکل و مس که چیزی قابل بردن و سوختن است و ممکن است دزد آنرا بزند و یا با قرض دادن دچار آفت شود رباخوار با ربا گرفتن این آفت را هم از سرمایه خود دور میکند، حالا دیگر او مالک در ذمه است یعنی مالک این پولی است که در ذمه فرد (وام گیرنده) است. اگر پول بسوزد از کیسهای مقروض است اگر دزد هم ببرد از او خسارت میخواهد، این پولی که اگر در خانه بود لااقل ممکن بود آفت دزدی برای آن یک افت محسوب شود و او این قدر باید به خود زحمت میداد که ازاین پول نگهداری کند (اکنون ) زحمت نگهبانی را هم از گردن خودش برداشته و به دیگری میدهد و در پایان قرارداد مطالبه اصل پول بعلاوه سود را مینماید یعنی (رباخوار) با کم کردن زحمت خود بعنوان دائن مطالبه پول میکند.
در بیع اینگونه نیست در بیع و معامله، حتی بشکل اجحافیاش بالاخره یک تحرکی، کاری، به زحمت افتادنی، خط وتن به خطر دادنی ونگرانی در مورد نوسان قیمتها، مسئله حمل ونقل و..... وجود دارد ولی در ربا شخص از این دست پول به افراد نیازمند میدهد و از آن دست با مقداری اضافه میگیرد درنتیجه عدهای مرفه بی آنکه کاری انجام بدهند و ضامن خسارت و اتلاف آن باشند روز به روز برثروتشان افزوده میشود و افراد ضعیف روز به روز ضعیف تر میگردند و سرانجام ربا وسیلهای برای استعمار و استضاف و استثمار مردم توسط عدهای سرمایه دار خواهد داشت[۲۴].
تفاوت بیع و ربا به صورت اجمالی
۱- درخرید و فروش، معامله براساس عدالت صورت میگیرد هم خریدار از معامله استفاده میکند و هم فروشنده، درحالی که در ربا شخص ربا خوار سود مقطوعی را بدون انجام کار به دست میآورد.
۲- در خرید وفروش، فروشنده فقط یکبار سود میبرد اما در وام تا مادامی که بدهکار بدهی خود را نپرداخته باید همواره به طلبکار سود پرداخت کند و چه بسا میزان بهره پرداختی از اصل سرمایه بیشتر شود.
۳- درخرید وفروش ممکن است زیان هم برای فروشنده وجود داشته باشد، ولی در وام با بهره فقط سود هست. از نظر اقتصادی هم تجارت موجب رشد اقتصادی میشود و مولد است، اما ربا خواری موجب رکود میگردد.
۴- بیع و خرید و فروش عبارت است از سیستم توزیع براساس خرید و فروش یک نوع کار. درخرید و فروش سالم آن چیزی که منشا سود بردن فروشنده میشود پول و سرمایه نیست، کاری است که میکند. او کالا را از جایی به جایی میبرد و از دست کسی میگیرد و به دست دیگری میدهد. توزیع در همه سیستمهای اقتصادی یک نوع کاراست. دریک بیع، خرید و فروشی انجام شده است، اگر فروشنده کار و کسب نماید اصلاً ربا درکارنیست. سرمایه او سودی به او نداده، بلکه آنچه به او سود داده کار اوست ؛ بنابراین قرآن به صراحت میگوید أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا.[۲۵]
۵- حتی در بیعی که خارج از میزان برای سرمایه سود در نظر گرفته شده است و غیر منصفانه و تجاوزکارانه و مکارانه باشد نیز باز به تحریک و فعالیت همچون به خطر انداختن خود و سرمایه نیاز دارد، درحالی که ربا عکس این است در، آنجا تقریباً سرمایه به جایی که غالباً امنترفرستاده میشود.
۶- بیع ولو غیر منصفانه اش، بازهم حساب وسوددهیاش محدود است و به حدی که برسد متوقف میشود، اما تنها چیزی که در دنیا از نظر سود دادن تقریباً حد ندارد رباست.
۷- دربیع سود فقط به کار تولیدی و توزیعی تعلق میگیرد و نه به صرف سرمایه، ولی در ربا انتظار میرود سود به محض سرمایه و پول تعلق گیرد.
۸- در بیع فروشنده با یک نوسان احتمالی در میزان سود یا ضرر مواجه است و در عین حال ریسک نوسان قیمتها را میپذیرد، ولی در میزان سود یا ضرر مواجه است و درعین حال ریسک نوسان قیمتها را میپذیرد، ولی در ربا شخص ربا خوار مالک در ذمه وام گیرنده بوده و به یک سود تضمین شده است مییازد ضرر درآن راه ندارد.
۹- در جریان معاملات ربوی رشد سرمایه به طور یکطرفه و بدون ریسک اما با تضمین تحقق پذیر بوده است، در حالی که در دیگر رشتههای اقتصادی سرمایه همواره نوسان پذیر و در معرض خطر و تلف وجود دارد [۲۶].
تفاوت دادوستد و ربا
به نظر مولانا ابوالاعلی مودودی داد و ستد و بهره (ربا ) نمیتوانند از جهات اقتصادی اخلاقی مشابه یکدیگر باشند زیرا :
۱- در دادو ستد، مبادله کالا بین خریدار و فروشنده درشرایط مساوی انجام میپذیرد، زیرا خریدار از محل خرید از فروشنده به سود خود میرسد وفروشنده در عوض کار، هوشیاری وقتی که درتولید کالای مورد معامله مصرف داشته است. در مقایسه با این داد وستد معاملات ربوی، تقسیم کار بین طرفین معامله بر مبنای تساوی انجام نمیپذیرد. بستانکار به سود ثابت و مشخص دست مییابد و بدهکارتنها به زمان استفاده از پول معینی، زمانی که لزوماً متضمن سودی برای اونیست. ازسوی دیگر، اگر وام گیرنده برای تامین نیازهای مصرفی خود اقدام به اخذ وام کرده باشد، دیگر امکان استفاده از همین وقت را هم نخواهد داشت واگر وام را برای مقاصد سرمایه گذاری گرفته باشد، آنچه را که میتواند انتظار داشته باشد سود است یا زیان، نتیجه آنکه در معاملات ربوی، یکی از طرفین معامله مسلماً به سود دست مییابد، حال آنکه این قطعیت در حصول سود برای طرف دیگرمعامله وجود ندارد.
۲- در داد وستد اگر امکان سود زیادی هم وجود داشته باشد، فروشنده ممکن است فقط یکبار از این سود سرشار برخوردار گردد. اما در معاملات ربوی مادام که اصل مبلغ وام بازپرداخت نشده است، از مطالبه بهره خود صرفنظر نخواهد کرد. به عکس، باگذشت زمان، خط مطالبات او درمورد وامهای تسویه نشده سال به سال و ماه به ماه افزایش مییابد. حال اگرهم بدهکار از وام دریافتی سودی بدست آورد، محدودیتهایی در رابطه با سود حاصله از وام دریافتی وجود دارد. لکن وام دهنده در رابطه با بهرههای متعلقه به وام محدودیتی ندارد. از سوی دیگر، این امکان قویاً وجود دارد که تمامی منابع مالی، حقوقی و مایملک و لوازم اثاثیه منزل بدهکار برای تامین طلب بستانکار کافی نباشد.
۳- در داد وستد، هنگامی که کالا بر مبنای قیمت بازار به فروش درآید، معامله خاتمه میپذیرد و مفهوم آن این است که که خریدار پس از انجام معامله دیگر چیزی به فروشنده نمیدهد در معاملات اجاره نیز چه در مورد خانه، زمین یا سایر موارد، اصل موضوع مورد معامله دست نخورده باقی میماند و در زمان تعیین شده به صاحب آن مسترد میشود و تنها برای استفاده از منافع عین مستاجره است که مستاجر به موجر اجاره میپردازد.
اما در مورد بهره وام گیرنده مبلغ وام دریافتی را عملاً به مصرف میرساند و باید همان مبلغ را به اضافه بهره متعلقه به وام دهنده مسترد نماید.
۴- در داد وستد، ظرف وصنایعی دستی، افراد از کار مصروفه، سختی کاریا مهارت و هنر خود سود به دست میآورند. حال آنکه، درمعاملات ربوی وام دهنده تنها پول اضافی خود را به وام میدهد بدون کار شخصی، مهارت یا تحمل سختی کار، درمنافع بدهکار شریک میشود واژه شریک در اینجا به معنی تکنیکی مفهوم آن مشارکت در سود و زیان است، به کار برده نشده است. بلکه برعکس، او (وام دهنده ) شریکی است که قطع نظر از میزان سودیا زیان حاصله در معامله هیچ گونه تعهدی در رابطه با سود و زیان ندارد. آنچه برای او مطرح است مطالبه بهرهای است که در هنگام وام دهی تعیین کرده است حال اگر از لحاظ اقتصادی تفاوت بین داد وستد وبهره (ربا ) را مورد نظر قرار دهیم، اهمیت اساسی آن در ارتباط با داد وستد وتجارب به عنوان یکی از عوامل مخرب تمدن، فلسفه وجودی خود را نشان میدهد. با این همه، بهره از نظر اخلاقی در انسان صفات رذیله خست، خودخواهی، سنگدلی، عدم ترحم و پولی پرستی را بوجود میآورد. لذا، هم از نظر اقتصادی و هم از لحاظ اخلاقی، بهره میتواند یکی از علل اساسی انهدام بشریت به حساب آید [۲۷].
ارتباط آیات ربا با آیات صدقات
درآیه ۲۷۶ از سوره بقره خداوند میفرماید: يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ.[۲۸]
یعنی: خداوند سود ربا را نابود گرداند و صدقات را فزونی بخشد.
پرسش: با اینکه در ظاهر ربا مال را افزون و صدقه چیزی ازآن کم میکند مقصود از ربا و ارباء یا فزونی صدقات چیست ؟[۲۹].
پاسخ: میدانیم که ربا خطر عظیمی برای تولید، و ظلم غیر قابل جبرانی در توزیع است.
ربا خوار علاوه براصل مال که از بدهکار خود میگیرد مبلغی هم به عنوان بهره یا افزوده دریافت میدارد. این افزودهای که میگیرد در حقیقت سهم او از عمل تولید است. ازاین رو هر قدر ربا گسترش یابد اموال بیشتری از دایره تولید خارج شده، به رکود وذخیره وتراکم روی میآورد و بدین وسیله ربا خوار اموال بدهکار را به تدریج به اختلاس و نوعی دزدی به جیب خود میریزد و این افزایش اموال ربا خوار در حقیقت کاهش اموال بدهکار زحمتکش است و به همین نسبت اموال از تولید به تعطیل گرایش پیدا میکند تا جائی که هر قدر نیاز فراتر رود درآمد ربا خوار گسترش مییابد و این گسترش و کاهشها از دو طرف به اندازهای بالامیگیرد که زندگی بدهکار مختل میشود و با به هم خوردن زندگی این گونه افراد رنجبر و مولد، زندگی اجتماعی مختل شده، ظلم وفساد جای نظم و رفاه را میگیرد. اما اینکه معاملات ربوی چگونه محق نابود کننده، و بالعکس، صدقه خیر و برکت آفرین است دراین زمینه استاد فقید علامه طباطبایی میفرماید: آیات ربا با آیات انفاق در راه خدا بی ارتباط نیست، چنانکه جملة فوق الذکر و جمله و ان تصدقوا خیرلکم و همچنین مقارنت آیات ربا با آیات صدقه در سوره آل عمران و روم برآن دلالت دارد. قاعدتاً هم از نظر تضاد و مقابله با هم مربوط باشند. زیرا ربا گرفتن مال بدون عوض، و صدقه، دادن مال بدون عوض است وآثار بدی که بر ربا مترتب میشود درست و بدون استثناء مقابل آثار خوبی است که برصدقه مترتب میشود و هرمفسدهای در ربا برابر است با مصلحتی در انفاق، چنانکه صدقه موجب نشر رحمت و محبت شده، پشت تنگدستان و مستمندان را راست میکند و نظم و امنیت اجتماعی را برقرار میسازد. پی آمدها و آثار ربا درست در جهت مخالف اینها است. خداوند متعال در این آیات نسبت به ربا سخت گیریهایی نموده که مانند آنها را درهیچ یک از فروع دین، جز دربارة دوستی با دشمنان دین، نکرده است.
تعبیراتی که در مورد سایر کبائر است مانند زنا وشرب خمر و قمار و حتی قتل نفس، گرچه خیلی شدید اللحن است ولی به پایه تشدیدهائی که در مورد این دو امر شده نمیرسد و این نیست جز از جهت اینکه آثار شوم سایر معاصی از یک یا چند فرد تجاوز نمیکند. آن هم در بعضی از جهات وتنها در مرحله اعمال و افعال است، ولی آثار سوء این دوگناه بنیاد دین را ویران وآثارآن را محو و نظام زندگی را فاسد کرده، روی فطرت انسانی پرده افکنده، جلوی حکم آن را میگیرد [۳۰].
سود چیست ؟ و چگونه میتوان از آن منتفع شد ؟
با روشن شدن موضوع ربا تفاوت آن با سود، تعریف سود نسبتاً مشخص میشود.
تعاریف متعددی برای سود میتوان ارائه نمود که همگی در ریشه یکی خواهند بود. از جمله به تفاوت بین قیمت تمام شده کالای خریداری و فروخته شده و حاصل فروش آن از بعد بازرگانی سود میگویند و یا به تفاوت بین قیمت تمام شده کالای تولید شده و حاصل فروش از بعد تولید سود گویید و یا به تفاوت بین درآمدها و هزینهها دریکدوره مالی، مشروط برآنکه در آمد بیشتر از هزینه باشد، سود گویند و. ..
در مجموع از دیدگاه اسلامی درآمد ناشی از به کارگیری سرمایه ملکی شخص در امور اقتصادی که مغایر موازین شرعی نباشد را سود گویند [۳۱].
مراحل حذف ربا از سیستم بانکی
با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، ربا دیگر نمیتوانست جایی در اقتصاد بخصوص در سیستم بانکی داشته باشد. لذا از همان ابتدا اقداماتی در جهت حذف اولیه آن وسپس جایگزینی شیوه نوینی که بتواند در چارچوب موازین شرعی منبع درآمدی برای بانکی وسپرده گذاران باشد، به عمل آمد. اقدامات در این زمینه در دو مرحله صورت پذیرفت. مرحله اول در دی ماه ۱۳۵۸ و با تغییراتی جزئی و مرحله دوم در شهریور ماه سال ۱۳۶۲ صورت پذیرفت که منجر به تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا (بهره) گشت.
۱- حذف بهره و برقراری سود تضمین شده برای سپردهها و کارمزد برای تسهیلات اعطایی.
از سال ۱۳۵۸ مطالعات پراکندهای در زمینه تغییر نظام سوددهی بانکها و انطباق آن با اصول و موازین اسلامی انجام پذیرفت و از اقدمات اولیه درجهت حذف بهره، مصوبه سیصد و نود و دومین جلسه مورخ سوم دی ماه ۱۳۵۸ شورای پول و اعتبار بود که تنها به کاهش نرخ بهره و تغییر نام آن به کارمزد برای تسهیلات اعطایی و حداقل سود تضمین شده برای انواع سپردهها محدود گردید. درعین حال و بدلیل پیچیدگی کار، بانکها مکلف بودند تا در صورت وجود سود اضافی برحداقل سود تضمین شده در پایان هر سال مبلغی نیز اضافه نمایند.
ساختار اقتصادی خاص به جا مانده از گذشته که ربا خواری بخشی ازآن شده بود، موضوع حذف کامل بهره (ربا) از نظام بانکی کشور را نیازمند به مطالعات عمیق و بنیادی میکرد و این مطالعات میبایست در رابطه با مجموعه الگوی اقتصادی کشور انجام میپذیرفت. زیرا بدون جایگزین نمودن نظامی اسلامی درکلیه زمینههای اقتصادی حذف را امکان پذیر نبود [۳۲].
۲- قانون عملیات بانکی بدون ربا (بهره)
طی تبصره ۵۴ قانون بودجه سال ۶۰ دولت موظف به انجام مطالعات و بررسیهای لازم در این مورد گردید وشش ماه فرصت قائل شد و در همین راستا اقدامات همه جانبهای به عمل آمده و گروههای کارشناسی در وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی و همچنین با استفاده از حضور و نظرات تنی چند از آیات عظام تشکیل گردید و نهایتاً در پانزدهم اردیبهشت ماه سال ۶۱ لایحه قانونی حذف بهره وانطباق عملیات بانکی با موازین اسلامی تهیه وتوسط وزارت امور اقتصادی و دارائی به هیئت دولت ارائه گردید.
لایحه مذکور در هیئت دولت مورد بررسی قرار گرفت و درنوزدهم اردیبهشت ماه سال ۶۱ مورد تصویب واقع شد و دو روز بعد تقدیم مجلس گردید. لایحه تقدیمی در کمیسیون ویژهای در مجلس شورای اسلامی بررسی و نهایتاً در هشتم شهریور ماه سال ۱۳۶۲ به تصویب رسیده و درتاریخ دهم شهریور ماه همان سال مورد تأئید شورای نگهبان قرار گرفت و جهت اجرا به دولت ابلاغ گردید واز اول سال ۱۳۶۳ بانکها مکلف شدند که عملیات خود را با مقررات جدید تطبیق دهند [۳۳].
کراهیت و تنفر اسلام نسبت به سیستم منفور ربا
حقیقت اول: که باید دلها به آن یقین پیدا کند – این است که اسلام در هیچ جا با قیام نظام ربایی موافقت ندارد. و آنچه ممکن است اهل فتوی از علمای دینی یا غیر دینی بگویند و جز این باشد بیهوده گویی و فریب است. زیرا اساس تفکر اسلامی چنانکه بیان داشتیم با سیستم ربا و نتایج عملی آن در زندگی مردم و افکار آنها تضاد و برخورد مستقیم دارد.
حقیقت دوم: اینکه نظام ربایی بلایی است بزرگ. برای جامعه بشری نه فقط از جهت اخلاق و فکر و ایمان و مسیر زندگی انسانها، بلکه از جهت حیات اقتصادی مردم و زشتترین نظامی است که رشد همه جانبه انسانها را متوقف میسازد و سعادت افراد و اجتماعات را بکلی از میان بر میدارد.
حقیقت سوم: در اسلام نظام اخلاقی و نظام کار کاملاً وابسته به یکدیگر است، و انسان در تمام تصرفات و دخالت هایشان وابسته است به پیمان خلافتی که از جانب خدای خود در زمین بر عهده دارد و تمام فعالیتهایشان در معرض امتحان خداست، و در آخرت هم مورد محاسبه قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر در اسلام یک نظام اخلاقی جداگانه و یک نظام کار جداگانه وجود ندارد، بلکه اخلاق و کار هر دو با هم فعالیتهای انسانها را شکل میدهد. و کار و اخلاق هر دو عبادتی است که پاداش بر آن مترتب است در صورتیکه خوب عمل شود. و اگر بد عمل شد گناهی است که عامل آن مورد مواخذهای قرار میگیرد.
حقیقت چهارم: معامله ربوی بدون تردید اخلاق و احساس و عاطفه فرد مسلمان را در مقابل برادر دینی او بکلی فاسد میسازد ؛ علاوه بر آنکه حقوق و تعهدات فیمابین افراد را با ترویج روح حرص و خودبینی و نیرنگسازی از میان میبرد. کمی مطلب را بازتر کنیم: در عصر حاضر معاملات ربوی مهمترین عامل بسیج کردن ثروت بسوی پستترین شکل سرمایه گذاری شمرده میشود. زیرا سرمایهای که به صورت قرض ربایی تهیه شده است باید بتواند هم رنج تضمین شده را به چنگ آورده بابت بهره ربا بپردازد، و هم از این سرمایه برای خود وام گیرنده مقداری سود باقی بماند. از همین جاست که سرمایهدار عامل مستقیم میشود برای سرمایهگذاری در راه ایجاد فیلمهای کثیف، و تاسیس مطبوعات آلوده، و دائر کردن دانسینگها و کابارهها، و بوجود آوردن بردههای سفید یعنی زنهای هرزهای که شرف خود را به عیش و نوش هوسبازان میفروشند. و اصولاً مالی که با وام ربایی گرفته شده است وجهه همتش این نیست که برنامههای مفید به حال انسانها را فراهم سازد، بلکه تمام هدفش این است که هر چه بیشتر سود ایجاد کند ؛ اگر چه این سود از راه تحریک پستترین غرائز و هوسها ایجاد نماید. این وضع امروز در تمام گوشه و کنار روی زمین به چشم میخورد و عامل اولی و اصلی آن همین معاملات ربایی است !
حقیقت پنجم: اسلام نظامی است تکامل یافته. یعنی در همان حال که معامله ربوی را حرام میکند مقرراتش را تماماً براساسی استوار میسازد که از ربا بی نیازی حاصل میشود. و زندگی اجتماعی را هم به گونهای نظم میدهد که اضطرار به این نوع معاملات بکلی از میان میرود ؛ بی آنکه با رشد منظم اقتصادی و اجتماعی برخورد و تماس پیدا کند.
حقیقت ششم: فردی که واقعاً مسلمان است معتقد است که در اسلام محال است خداوند متعال امری را حرام کند که بدون آن زندگی بشری قوام نمییابد. کما اینکه محال است کسی معتقد به اسلام باشد وبگوید از نظر اسلام امری پلید است و در عین حال برای بقاء و پیشرفت زندگی ضروری است.
زیرا خدای منزه از نقص و نیاز همان خدای خالق این زندگی است، و اوست که انسان را نماینده خود روی زمین ساخته، و هم اوست که برای رشد و ترقی دادن زندگی انسانی وظایفی برای انسانها معلوم کرده است. خداوند خودش عنایت تام به این هدف دارد و انسانها را هم برای رسیدن به آن کمک و نصرت مینماید. خلاصه محال است یک فرد مسلمان تصور کند که در حرامهای خود امری حرام وجود دارد که بدون آن زندگی و ترقی بشری قوام و تامین نمییابد.
نتیجه گیری
معاملاتی است که در اسلام شدیداللحن حرام شمرده است علت حرام شمردن آن توسعه تجارت، خرید و فروش، هنر و صنعت است. این جنبه از لحاظ اقتصادی است و اما از جنبه انسانی تحریم ربا، حرمتگذاری به انسانها و تواناییهای آنان و توجه به تلاش، ریسک پذیری، خطرپذیری و. .. میباشد.
صدقه بر خلاف ربا نشر رحمت و محبت و نظم و امنیت اجتماعی است.
توجه داشته باشید که نباید ربا را با بیع، سود یا بهره اشتباه گرفت. در بیع معاملهای که کاری انجام میشود و ریسک و . .. دارد، در سود مشارکت اقتصادی مطرح است، در بهره وام بابت کارهای تولیدی پذیرفته میشود و همه اینها با ربا متفاوت است.
در بانکداری اسلامی تدابیری اندیشیده شده که ربا را از آن حذف نموده است. بارزترین حقیقت در منفور بودن ربا در اسلام این است که ربا بلایی است که از لحاظ فکر و ایمان مسیر زندگی انسانها را تغییر میدهد و از جهت حیات اقتصادی مردم زندگی آنان را متوقف میسازد و سعادت افراد و اجتماعات را از میان بر میدارد.
فهرست منابع
- عمید، حسن، فرهنگ عمید، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1360.
- امام خمینی(ره)، ترجمه عبدالکریم بی آزار شیرودی، رساله نوین تحریرالوسیله جلد دوم، مسائل اقتصادی، انتشارات موسسه انجام کتاب.
- شهید آیت ا.. . بهشتی، ربا در اسلام، نشر فرهنگ اسلامی.
- اقبال قریشی، انور، ترجمه هدایتی، سید علی اصغر، نظام اقتصادی و اجتماعی در اسلام، انتشارات موسسه عالی بانکداری ایران.
- تفسیر امیرکبیر
- موسوی اصفهانی، دکتر سید جمال الدین، پیامهای اقتصادی قرآن، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
- دکتر سبحانی، حسن، دغدغهها و چشم اندازهای اقتصاد اسلامی، انتشارات کتب علوم انسانی، دانشگاهها (سمت)، چاپ 1380.
- موسایی، میثم ؛ تبیین و موضوع ربا از دیدگاه فقهی، تهران، موسسه تحقیقات پول و بانکی، 1376.
- ابراهیمی، محمدحسین، ربا و قرض در اسلام، قم، 1372.
- جمشیدی، سعید، بانکداری اسلامی، انتشارات شکوه اندیشه، 1379.
- پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، حدیث ۲۲۳۱، سازمان انتشارات جاویدان، 1360.
پانویس
- ↑ فرهنگ عمید
- ↑ سوره روم ،35
- ↑ موسایی، میثم، ص25
- ↑ موسایی، میثم، ص25
- ↑ ابراهیمی، محمدحسین، ص 177
- ↑ جمشیدی، سعید، ص 13
- ↑ آیت ا.. . بهشتی، ص16
- ↑ نساء؛ آیه 161
- ↑ سوره آل عمران آیات 130و131
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ پاینده، ابوالقاسم، ص24
- ↑ اقبال قریشی، انور،ص24
- ↑ وسایل الشیعه
- ↑ اقبال قریشی، انور
- ↑ تفسیر کبیر، جلد دوم، ص58
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ ماجدی،گلریز،ص200
- ↑ همان
- ↑ جمشیدی، سعید، ص22
- ↑ جمشیدی، سعید، ص22
- ↑ موسوی اصفهانی، سید جمال الدین، ص334
- ↑ شهید بهشتی، ص21
- ↑ امام خمینی، رساله نوین، ص195
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ سبحانی، دکترحسن، صص 166 و168
- ↑ اقبال قریشی، انور، ص57
- ↑ بقره؛ آیه 276
- ↑ موسوی اصفهانی، سید جمال الدین، ص402
- ↑ المیزان، ذیل آیه 275 بقره
- ↑ سبحانی، حسن، ص27
- ↑ والی نژاد، مرتضی، ص44
- ↑ سبحانی، دکترحسن، ص29







