فرهنگ مصادیق:راهکار ترک دروغ
محتویات
مقدمه
نمیخواهم دروغ گو باشم اما بعضی وقتها دچار میشوم کمکم کنید؟
دروغ و واژههای معادل آن در زبان عربی ، از قبیل کذب ، افتراء ، افک ، به معنای خبر مخالف با واقع به کار میروند. دروغ در اصطلاح دانشمندان اخلاق و فقیهان و نزد عرف نیز به همین معناست. راستی و صدق نیز که نقطهٔ مقابل دروغ است به خبر مطابق با واقع تعریف شده است.
انسان از اینکه به او دروغ گفته شود، نا خشنود میشود و احساس بیزاری میکند و این بهترین گواه بر آن است که سرشت پاک بشری از این عمل، تنفر داشته، از آن میپرهیزد. طبیعت و فطرت انسانی با دروغ نا سازگار بوده، در برابر این عمل، نوعی مقاومت و باز دارندگی از خود نشان میدهد که از آن با عنوان قبح عقلی یاد میشود[۱].
از دیدگاه شرع نیز احادیث فراوانی در زمینهٔ قبح دروغ وارد شده است که تفکر و تأمل در این احادیث موجبات دوری انسان از این صفت زشت - که مخرب دنیا و آخرت میباشد - رافراهم میکند.
در تفسیر شریف نمونه، ضمن بیان مقدماتی در خصوص دروغ، اینگونه آمده:
اصولاً در تعلیمات اسلام به مسألهٔ راستگویی و مبارزه با کذب و دروغ فوق العاده اهمیت داده شده است که نمونههای آنرا به طور فشرده و فهرست وار ذیلاً ملاحظه میکنید:
راستگویی و اداء امانت
دو نشانهٔ بارز ایمان و شخصیت انسان است، حتی دلالت این دو برایمان از نماز هم برتر و بیشتر است.
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: نگاه به رکوع و سجود طولانی افراد نکنید، چرا که ممکن است عادت آنها شده باشد، به طوری که اگر آنرا ترک کنند ناراحت شوند؛ ولی نگاه به راستگویی و امانت آنها کنید.
ذکر این دو با هم (راستگویی و امانت) به خاطر این است که ریشهٔ مشترکی دارند؛ زیرا راستگویی چیزی جز امانت در سخن نیست، و امانت همان راستی در عمل است.
دروغ سرچشمهٔ همهٔ گناهان
در روایات اسلامی دروغ به عنوان کلید گناهان شمرده شده است. علی (علیه السلام) میفرماید: الصدق یهدی الی البر و البر یهدی الی الجنه راستگویی دعوت به نیکوکاری میکند و نیکوکاری دعوت به بهشت.
در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) میخوانیم: ان الله عز و جل جعل للشر اقفالاً و جعل مفاتیح تلک الاقفال الشراب و الکذب شر من الشراب خداوند متعال برای شر و بدی، قفلهایی قرار داده و کلید آن قفلها شراب است (چرا که مانع اصلی زشتیها و بدیها عقل است و مشروبات الکلی عقل را از کار میاندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است.
امام عسگری (علیه السلام) میفرماید: جعلت الخبائث کلها فی بیت و جعل مفتاحها الکذب تمام پلیدیها در اطاقی قرار داده شده، و کلید آن دروغ است.
رابطهٔ دروغ و گناهان دیگر از این نظر است که انسان گناهکار، هرگز نمیتواند راستگو باشد. چرا که راستگویی موجب رسوائی او است و برای پوشاندن آثار گناه، معمولاً باید متوسل به دروغ شود. و بعبارت دیگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد میکند، و راستگویی محدود .....
شخصی به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید، عرض کرد: نماز میخوانم و عمل منافی عفت انجام میدهم، دروغ هم میگویم! کدام را اول ترک گویم؟ ! پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: دروغ. او در محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله) تعهد کرد که هرگز دروغ نگوید. هنگامی که خارج شد، وسوسههای شیطانی برای عمل منافی عفت در دل او پیدا شد، اما بلافاصله در این فکر فرو رفت، که اگر فردا پیامبر (صلی الله علیه و آله) از او در این باره سؤال کند چه بگوید؟ بگوید چنین عملی را مرتکب نشده است؟ اینکه دروغ است و اگر راست بگوید حد بر او جاری میشود؛ و همین گونه در رابطه با سایر کارهای خلاف این طرز فکر و سپس خود داری و اجتناب برای او پیدا شد و به این ترتیب ترک دروغ سرچشمهٔ ترک همهٔ گناهان او گردید.
دروغ سرچشمهٔ نفاق
چرا که راستگویی یعنی هماهنگی زبان و دل و بنابراین دروغ ناهماهنگی این دو است؛ نفاق نیز چیزی جز تفاوت ظاهر و باطن نیست ....
عدم سازگاری دروغ با ایمان
در حدیثی چنین میخوانیم: از پیامبر پرسیدند آیا انسان با ایمان، ممکن است (احیانا) بخیل باشد؟ فرمود : آری. پرسیدند: آیا ممکن است کذاب و دروغگو باشد؟ فرمود: نه ! چرا که دروغ از نشانههای نفاق است و نفاق، با ایمان سازگار نیست .....
دروغ نابود کنندهٔ سرمایهٔ اطمینان
میدانیم که مهمترین سرمایهٔ یک جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومی است و مهمترین چیزی که این سرمایه را به نابودی میکشاند دروغ و خیانت و تقلب است، و یک دلیل عمده بر اهمیت فوق العاده راستگویی و ترک دروغ در تعلیمات اسلامی همین موضوع است .....
حضرت علی (علیه السلام) در کلمات قصارش میفرماید: از دوستی با دروغگو بپرهیز که او همچون سراب است، دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را دور میسازد[۲].
دروغ نشانه ضعف انسان
آدمهای ضعیف به دروغ متوسل میشوند و دروغ نشانه ضعف انسان است. هیچگاه انسان قوی و صاحب اراده دروغ نمیگوید. گفتن حقیقت خود نشان از شجاعت انسان دارد. کسی که دورغ میگوید از به خطر افتادن منافعش هراس دارد و به خاطر حفظ منافع و خواستههای حقیر دنیوی خود، حقیقت را قربانی میکند.
البته بحث در خصوص دروغ و پیامدهای زشت آن بسیار گسترده است. از جمله : ضعیف ساختن مروت و جوانمردی، فراموشی، سلب توفیق، لعن خدا و فرشتگان، فقر و تنگدستی، سرزنش و پشیمانی، نابودی شرم و حیا و .... که مطالعهٔ بیشتر در این مورد را به شما پرسشگر گرامی واگذار میکنیم.
راههای درمان دروغ
برای درمان دروغ، بزرگان ما دو راه علمی و عملی را سفارش میکنند.
درمان از طریق علمی، با مطالعهٔ آیات و احادیث وارده و کتب اخلاقی که در زمینهٔ مذمت دروغ نگاشته شده، حاصل میشود. وقتی انسان به محرومیتها و خسارات ناشی از این صفت میاندیشد، میتواند با سعی و تلاش و تمرین این صفت زشت را از خود دور کند.
یاد آوری مداوم پیامدهای دروغ - محرومیت از هدایت الهی، ناتوانی از چشیدن طعم ایمان، قرار گرفتن در زمرهٔ کفار و منافقان، سقوط در آتش جهنم و ... - انسان دروغگو را در درمان، کمک میکند.
آیه الله مجتبی تهرانی در زمینهٔ درمان عملی دروغ میفرمایند: یکی از مهمترین روشهای عملی در درمان دروغ آن است که انسان پیش از آنکه کلمهای را بر زبان بیاورد، دربارهٔ درستی یا نادرستی آن بیاندیشد و به آثار و عواقب آن توجه کند .....
شیوهٔ دیگر در درمان عملی دروغ آن است که از معاشرت با دوستان دروغگو بپرهیزد؛ چرا که بسیاری از زشتیها در اثر رفت و آمد و همنشینی با انسانهای ناصالح پدید میآید و به عکس، بسیاری از زیبائیهای اخلاقی هم در همنشینی با خوبان و صالحان پدیدار میشود.
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد[۳].
راه دیگر، قرار دادن تنبیه شرعی در صورت دروغ گفتن است. برای مثال: میتوانید با هر بار دروغ گفتن مبلغی را به عنوان صدقه کنار بگذارید و یا فردای آن روز را روزه بگیرید.
دعا و نیایش و زاری به درگاه الهی و توسل به حضرات معصومین، بخصوص امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) و تلاوت روزانهٔ آیات قرآن کریم و تفکر در آن ، بسیار مؤثر است .
بی شک اگر راهکارهای ارائه شده را بطور مداوم انجام دهید، پس از مدتی خواهید دید که بطور کلی این صفت را ترک کردهاید. ان شاءالله
دوست عزیز
بدانید که هر کس با عمل خویش، چهرهٔ برزخی و قیامتی خود را میسازد و هر انسانی الی الابد با عمل خویش محشور است؛ پس تلاش کنیم با عمل صالح و ترک زشتیها چهرهای زیبا و نورانی برای برزخ و قیامت خود بسازیم؛ هر چند که اثرات این زیبایی را در دار دنیا نیز خواهیم چشید.
پیروز باشید.







