فرهنگ مصادیق:رابطه ی بین مهریه و استحکام بنیان خانوادهها درایران
نویسنده: فریبا رمه دوست
مقدمه
تمام خیرین به خاطرزندانی شدن یک مرد برای پرداخت مهریه جمع میشوند و راهکار میدهند ولی هیچ کس به فکر زنی نیست که تنها در این دنیا رها شده و ننگ طلاق برپیشانیش خورده و همهٔ دنیا زندان این زنان شده است. او باید زندگی کند و باید پولی، یا ملک و زمین و ساختمانی داشته باشد که بتواند زندگی خود را تامین کند.
مرد به هنگام اجرای صیغهٔ نکاح و ازدواج، هدیه یا حقوقی را به همسرش تقدیم میکند که در اصطلاح «مهریه» (صداق) نامیده میشود.
این هدیه و بخشش که از طرف مرد انجام میشود، امروزه با هدف پایبندی به لوازم زندگی مشترک و ارتباط زناشویی یا ضامنی برای حق طلاق زن و حق و حقوقی است که زن بتواند با آن زندگی خود را بعد از جدایی از مرد ادامه دهد.
در آموزههای دینی برای مهریه، مقدار معینی تعیین نشده است، بلکه این امر به توافق زن و مرد بستگی دارد. همچنین در نوع مهریه نیز محدودیتی وجود ندارد و هر چیزی که ارزش اقتصادی واجتماعی داشته باشد، میتواند مبنای مهریه قرار گیرد؛ همانند طلا، نقره، املاک، پولهای رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا آموزش مهارتی ویژه و یا محدودیتهایی که مرد را مجاب به ادامه زندگی کند تا اساس زندگی سست نباشد.
به جاست به این نکته اشاره کنیم که هیچ زنی فقط به صرف دریافت مهریه به عقد مردی در نمیآید مگر اینکه مسایلی همچون اجبار خانواده و تفاوت سنی در میان باشد اما میتوان به جرات گفت مهریه عاملی است جهت دلگرمی زن به عنوان یک پشتوانه مالی در زندگی مشترک زیرا زنان مسلمان و مخصوصا ایرانی تمامی امور مربوط به داخل منزل را به تنهایی اداره میکنند و حق الزحمهای بابت هیچ کاری در منزل به آنها پرداخت نمی شود و حتی این کار و درآمد ذخیره شده ناشی از کار در منزل در تولید ناخالص داخلی GNP کشورمان نیز لحاظ نمیشود.
تأمین و تهیه غذایی که در اکثر کشورها به صورت حاضری اعم از فست فود و کنسرو خریداری میشود و پول زیادی بابت خرید آن پرداخت میشود، در کشور ما فقط به عهده زنان می باشدو فقط در مواردی نادر مردها کمکی در این زمینه به زنان میکنند تا شام و ناهار و صبحانه تهیه شود
در بقیه موارد امور زندگی و خرید و بهداشت و تمیز کردن خانه و رسیدگی به درس و کلاس بچهها و... به عهده زن خانه است که صد البته که کاری است دشوار .
البته شمار معدودی از مردان در زمان حیاتشان به فکر همسر خود هستند و مالکیت منزل یا ملکی را به نام همسرشان ثبت میکنند که این امر باعث دلگرمی و نگاه مثبت زن به زندگی میشود و ترس از آینده و افکار دلسرد کننده از ذهن زن دور میشود.
اما در این میان مردانی هم هستند که افکار اشتباه و مردود گذشته را مجدد در زندگی مشترک به کار میگیرند و کاملا مشخص است که افکار مردود گذشتگان نمیتواند در قرنی که شعار مساوات زن و مرد نقل هر مجلسی است جوابگو باشد.
عوامل تعیین مهریه
میزان مهریه به طور کلی به عوامل بسیاری بستگی دارد از جمله این عوامل.
۱- عرف جامعه.
۲-عرف فامیل پسر یا دختر.
۳- میزان درآمد خانواده دو طرف.
۴- میزان اطمینان و شناخت خانواده دختر به خانواده پسر.
۵-میزان درآمد پسر.
۶- میزان حمایت دولت از زنان و ....
در مورد میزان عرفی رقم مهریه در جامعه اثر گذار است و البته باید گفت که بیشتر اثر در تعیین مهریه را همین میزان عرفی و تاثیر پذیری مردم از فامیل و خانواده و جامعه دارد.
در نتیجه، یک مبلغی در یک محدوده زمانی، در بین خانوادهها جهت تعیین مهریه متداول میشود مانند تعداد سکه به میزان تاریخ تولد یا ۱۲۴ عدد به یمن تعداد پیامبران ۱۴ عدد به یمن ۱۴ معصوم .
عرف فامیل پسر یا دختر نیز بسیار مهم میباشد که مثلا آخرین فردی که از فامیل ازدواج کرده مهریه اش چقدر بوده . زیرا چشم و هم چشمی و نگاه کردن به آخرین ازدواج میتواند بسیار موثر باشد.
مسلم است که خانوادههای ثروتمند مهریهای بالاتر نسبت به خانوادههای با درامد پایین تعیین میکنند دراین میان میزان اطمینان خانواده دختر از پسر بسیار مهم است چه بسا اگر این اطمینان کم باشد و شناخت کامل نباشد میزان مهریه بالاتر تعیین شود و میزان در امد پسر هم رابطهای مستقیم با میزان مهریه دارد .
درخواست مهریه از سوی زن
اینک میخواهیم بدانیم در کدامین مرحله از زندگی زناشویی این مبلغ از طرف زن درخواست میشود۱- قبل از ازدواج که اغلب میتواند به علت نیاز مالی خانواده دختر باشد ۲- پرداخت مهریه توسط مرد در هنگام طلاق و یا پرداخت مبلغی از روی ادای دین ۳- درخواست از طرف زن جهت الزام مرد به بازگشتن به زندگی مشترک و جلوگیری از ویرانی زندگی مشترک مقصود من صرفا اشاره به این مورد سوم میباشد آن زنی که تحقیر خانواده شوهرش و آشنایان و دوستان و همسرش رابه جان میخرد و تن به طلاق توافقی نمیدهد و محکم میایستد و تمامی راه حلها را هر چند بانتیجهای ناچیز وگاهی هیچ و طاقت فرسا را طی میکند تا نگذارد بیگانگان در زندگی او نقشی داشته باشند، از همسرش درخواست مهریه میکند تا او به سر عقل بیاید و دهن بینی و هوسبازی را ترک کند.
این زن از مشت و لگدهای مردش از تحقیرهایش از بی پشت و پناهیش به دادگاه پناه میبرد.
دادگاه مرد را احضار میکند و از او میپرسد چه دارایی و اموالی داری؟ مرد میگوید: هیچ و دادگاه به زن میگوید این هیچ ندارد.
زن درجواب دادگاه میگوید: او همه دارایی اش را فروخته تاازدین من خارج شود و مبلغی به من پرداخت نکند.
در این جا زن یا باید به سراغ وکیل برود یا صحنه را ترک کند.
او وکیل میگیرد و شوهرش ادعا میکند که زنش با وکیلش رابطه دارد. زن میترسد و البته باز دو راه دارد.
یا طلاق توافقی یا ادامه زندگی و دادگاه و....
او ادامه میدهد و مرد تمکین میخواهد در شرایطی که خود او زن را از منزل بیرون انداخته است.
متاسفانه آموزش وکلا به موکلان اساس مسائل خانوادهها و اعتقادات ما را دگرگون کرده است و مانند کار هاروت و ماروت حال تمام راهها برای این زن بسته است.
۱-نمیتواند بی اذن شوهر کار کند.
۲ -نمیتواند بی اذن شوهر ادامه تحصیل دهد.
۳- نمیتواند بی اذن شوهر از منزل خارج شود.
۴- اگر شوهر حتی چند سال اورا از منزل بیرون کند و نفقهای به او ندهد او حق اعتراض ندارد.
این عین واقعیت است اطلاعش از شوهرش فقط این است که هرچند ماه یکبار تماس میگیرد و پیشنهاد طلاق توافقی میکند ایا اسلام ودولت اسلامیمان این زن را حمایت میکند و چگونه ؟
این زن قبل از اینکه زن باشد یک انسان است نیاز به نفس کشیدن دارد نیاز به غذا دارد نیاز به پوشاک دارد و ارتباط در اجتماع.
آیااین زن باید مجسمهای شود تا زمان مرگش ؟
آیا آن زنانی که پشت به بنیان مقدس خانواده شان میکنند و خود را تسلیم هوای نفس خود میکنند با زنانی برابرند که یک تنه به استقبال بی حرمتی و تحقیر و بی پناهی در این روزگار میروند و باز میگویند شوهرمان و خانواده مان را دوست داریم و تن به طلاق نمیدهیم ؟
آیا در این میان مردانی که صبح تا شب کار میکنند و شب با لبخند وارد منزل میشوند و مردانی که شب تاصبح پی خوشگذارانی هستند و شب تحت تاثیر حرفهای این و آن با رویی ترشیده به منزل باز میگردند یکی هستند ؟
صد البته که اینان یکی نیستند و صدالبته تمامی شخصیتها و حالات متفاوتند و ما در اینجا به اجبارفقط میتوانیم یکی از حالات را انتخاب کنیم که مردی استقلال شخصیتی ندارد و دهن بین و پیرو هوای نفس و لاابالی است را درمقابل زنی منطقی و عاشق شوهرو خانواده قرار میدهد و حالات بسیاری غیر ازاین حالات نیز وجود دارد
جمع بندی
هرانچه گفتیم و قبلها نیز گفتهاند نشان از این است که خود مهریه نمیتواند مستقیما و به تنهایی در ادامه و استحکام بنیان خانواده نقش داشته باشد ولی در این وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی میتواند عاملی باشد برای زندگیهایی که امیدی برای ادامه شان وجود دارد.
عدم حمایت دولت از زنان در راستای درخواست مهریه شان در حالیکه جوانی شان و طراوتشان را در خانه مردی میگذارند که با سخن هرکسی مسیر زندگیش را عوض میکند و زنش را رها میکند و پی هوس میرود، موجب میشود زنان بیش از پیش تحقیر شوند و بنیان خانوادهها متزلزل شود وزنان به خاطر ترس از آینده و تهدیدهای مردانشان تن به طلاق توافقی دهند و حقشان و عمرشان را به روزگار بسپارند و مردان .............
همچنین تخصصی شدن دادگاهها جهت شناسایی موارد درخواست مهریه و حمایت از زنان وبچههای ستم دیده میتواند راهکاری جهت جلوگیری از تزلزل بیان خانوادهها باشد زیرا رسیدگی بهتر و تخصصی، امکان بازگشت به زندگی و احقاق حق زنان را فراهم خواهد کرد...
تمام خیرین به خاطرزندانی شدن یک مرد برای پرداخت مهریه جمع میشوند و راهکار میدهند ولی هیچ کس به فکر زنی نیست که تنها در این دنیا رها شده و ننگ طلاق برپیشانیش خورده و همهٔ دنیا زندان این زنان شده است. او باید زندگی کند و باید پولی، یا ملک و زمین و ساختمانی داشته باشد که بتواند زندگی خود را تامین کند....







