فرهنگ مصادیق:ده نشانه برای شناخت منافق

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
ده نشانه برای شناخت منافق

از مجموع آیات فوق، نشانه‌های متعدّدی برای منافقان، استفاده می‌شود که در یک جمع بندی می‌توان، آن را در ده نشانه، خلاصه کرد:
۱- دروغگویی صریح و آشکار: «وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ».[۱]
۲- استفاده از سوگندهای دروغین برای گمراه ساختن مردم: «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً».[۲]
۳- عدم درک واقعیّات، بر اثر رها کردن آیین حق، بعد از شناخت آن: «لَا يَفْقَهُونَ».[۳]
۴- داشتن ظاهری آراسته و زبانی چرب، علی رغم تهی بودن درون و باطن: «وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ».[۴]
۵- بیهودگی در جامعه و عدم انعطاف در مقابل حق، همچون یک قطعه چوب خشک: «كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ».[۵]
۶- بدگمانی و ترس و وحشت از هر حادثه و هر چیز به خاطر خائن بودن: «يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ».[۶]
۷- حق را به باد سخریّه و استهزا گرفتن: «لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ».[۷]
۸- فسق و گناه: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ».[۸]
۹- خود را مالک همه چیز دانستن، و دیگران را محتاج به خود پنداشتن: «هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا».[۹]
۱۰- خود را عزیز و دیگران را ذلیل، تصوّر کردن: «لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ».[۱۰]
بدون شک نشانه‌های منافق منحصر به اینها نیست، و از آیات دیگر قرآن و روایات اسلامی و نهج البلاغه نیز نشانه‌های متعدّد دیگری برای آنها استفاده می‌شود، حتّی در معاشرت‌های روزمرّه می‌توان به اوصاف و ویژگی‌های دیگری از آنها پی برد، ولی آنچه در این آیات آمده، قسمت مهم و قابل توجّهی از این اوصاف است.
در نهج البلاغه خطبه‌ای مخصوص توصیف منافقان است، در قسمتی از آن خطبه چنین آمده است:
ای بندگان خدا شما را به تقوا و پرهیزکاری سفارش می‌کنم و از منافقان برحذر می‌دارم، چرا که آنها گمراه و گمراه کننده‌اند؛ خطاکار و غلط اندازند؛ هر روز به رنگ تازه‌ای در می‌آیند، و به قیافه‌ها و زبان‌های مختلف خودنمایی می‌کنند.
از هر وسیله‌ای برای فریفتن و در هم شکستن شما بهره می‌گیرند و در هر کمین گاهی به کمین شما نشسته‌اند.
بد باطن و خوش ظاهرند، و پیوسته مخفیانه برای فریب مردم گام بر می‌دارند، و از بیراهه‌ها حرکت می‌کنند.
گفتارشان به ظاهر شفا بخش، امّا کردارشان دردی است درمان ناپذیر.
بر رفاه و آسایش مردم، حسد می‌ورزند؛ اگر کسی گرفتار بلایی شود خوشحالند.
همواره امیدواران را مأیوس می‌کنند و همه جا آیه یأس می‌خوانند؛ آنها در هر راهی کشته‌ای دارند! و برای نفوذ در هر دلی راهی! و برای هر مصیبتی اشک ساختگی می‌ریزند!
مدح و ثنا به یکدیگر، قرض می‌دهند و از یکدیگر انتظار پاداش دارند؛ در تقاضاهای خود اصرار می‌ورزند؛ و در ملامت پرده دری می‌کنند؛ و هرگاه حکمی کنند از حد تجاوز می‌نمایند.
در برابر هر حقّی باطلی ساخته، و در مقابل هر دلیلی شبهه‌ای؛ برای هر زنده‌ای عامل مرگی، برای هر دری کلیدی، و برای هر شبی چراغی تهیه دیده‌اند!
برای رسیدن به مطامع خویش و گرمی بازار خود و فروختن کالا به گران‌ترین قیمت، تخم یأس در دل‌ها می‌پاشند.
باطل خود را شبیه حق جلوه می‌دهند، و در توصیف‌ها راه فریب پیش می‌گیرند.
طریق وصول به خواسته خود را آسان، و طریق خروج از دامشان را تنگ و پرپیچ و خم جلوه می‌دهند؛ آنها دار و دسته شیطان و شراره‌های آتش دوزخند، همان گونه که خداوند فرموده: «أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛.[۱۱] آنها حزب شیطانند، بدانید حزب شیطان زیانکارند!».
در این خطبه غرّا به اوصاف زیادی از آنها اشاره شده که بحث‌های گذشته را تکمیل می‌کند..

پانویس

  1. منافقون؛ آیه 1
  2. منافقون؛ آیه 2
  3. منافقون؛ آیه 3
  4. منافقون؛ آیه 4
  5. منافقون؛ آیه 4
  6. منافقون؛ آیه 4
  7. منافقون؛ آیه 5
  8. منافقون؛ آیه 6
  9. منافقون؛ آیه 7
  10. منافقون؛ آیه 8
  11. مجادله؛ آیه 19
بازگشت به شناخت منافقان