فرهنگ مصادیق:دعا برای پرداخت بدهی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
دعا برای پرداخت بدهی

شرح صحیفه سجادیه ـ آیت الله ممدوحی کرمانشاهی

امام سجاد علیه السلام دراین دعای نسبتا کوتاه دستورالعمل‌های اقتصادی بسیار ظریفی رابه‌ماگوشزد می‌نمایند ومسئله ی‌فقر وغنا راکه‌ازپیچیده‌ترین مسائل اقتصادی دامن گیر جامعه هااست ، باراه کارهای کوتاه اقتصادی که‌ازاندیشه ی‌ناب توحیدی آن‌حضرت سرچشمه می‌گیرد ، حل‌می‌کنند .
اللهم صل علی محمد وآله ، وهب لی العافیة من‌دین تخلق به‌وجهی ، ویحار فیه ذهنی ، ویتشعب له فکری ، ویطول بممارسته شغلی ؛ خدایا ، برمحمد وآل‌اودرود فرست ومرا ازبدهی ای‌که‌آبرو راخدشه دار می‌کند وموجب پریشانی وپراکندگی خیال می‌شود ودرادای آن‌گرفتار اشتغال ذهنی می‌گردم ، درامان وعافیت قرار بده .

علت استحباب ویاکراهت گرفتن وام

امام سجاد علیه السلام درفراز نخست این دعا به‌درگیری فکری واشتغال خیال توجه فرموده است که‌ازنظر شارع مقدس ضایعه ای‌اسف آور است ، زیرا موجب غفلت گردیده وانسان راازرشد وارتقا به‌کمالات توحیدی باز می‌دارد ، زیرا ذهن وفکر هرکس‌شخصیت وتمام ارزش وقیمت اوراتشکیل می‌دهد . به‌دیگر سخن ، ارزش هرفرد درنظام ذهن وفکر اوخلاصه می‌شود .
ای‌برادر ، توهمان اندیشه‌ای مابقی تواستخوان وریشه‌ای بدین سان ، شارع مقدس برای ذهن وفکر ارزش بسیاری قائل است وازهرچیز که‌موجب کاهش رشد گردد وازحرکت روبه پیشرفت وکمال اوجلوگیری کند وموجب اشتغال خاطر وذهن اوگردد ، برحذر می‌دارد ، زیرا هیچ چیز به‌اندازه ی‌این موضوع درپوچی وپراکندگی وبی‌هویتی انسان اثر ندارد .
پیش ازورود به‌شرح این فراز ، ذکر چندین نکته ضروری است :
۱. تردیدی نیست که‌شارع مقدس فرد بطال وبی‌کار رابه‌شدت توبیخ نموده وازقابلیت رحمت وعنایت خود به‌دور می‌داند ودرمقابل ، فردی راکه‌درجهت تأمین معاش وحفظ آبرو وبه‌پاداشتن نظام زندگی خود تلاش کند ، می‌ستاید . روایات زیر مؤید مدعاست :
الف) حضرت موسی بن‌جعفر علیهماالسلام فرمود :
ان‌الله - جل‌وعز- یبغض العبد الفارغ ؛ خداوند متعال بنده ی‌بی‌کار رادوست ندارد .
ب) امام صادق علیه السلام فرمود :
الکاد علی عیاله ، کالمجاهد فی‌سبیل الله ؛ هرکس‌درراه تأمین هزینه ی‌زندگی خود بکوشد ، همانند مجاهد درراه خدا است .ج) رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :
من‌بات کالا من‌طلب الحلال ، بات مغفورا له ؛ هرکس‌درطلب روزی حلال بکوشد وشب‌راکوفته وخسته سپری کند ، شب‌راآمرزیده سپری کرده است .
۲. درطلب معیشت وروزی نباید ازهرگونه اقدام معقول ومشروع دریغ نمود .
۳. هرکس‌باید متانت ومکانت ویژه ی‌خود رادرکسب روزی حلال معمول بدارد ، زیرا هرمسلمان مکلف به‌حفظ شخصیت ، وقار وسرفرازی خویش می‌باشد .
۴. خداوند متعال گرفتن قرض راوسیله ای‌برای جبران کمبودهای زندگی ودرواقع ، ازجمله روزی بندگان قرار داده است . بنابراین ، اگر زندگی انسان درخطر باشد ونبود هزینه ی‌زندگی انسان راتهدید کند ، واجب است دست به‌قرض وتأمین زندگی شرافتمندانه بنماید و خداوند متعال عهده دار تأمین قرض‌های ضروری است . برای رواج این سنت حسنه روایات فراوانی وارد شده است وازجمله اجر قرض دهنده رادرنزد خداوند متعال دوبرابر کسی برشمرده است که‌مالی رادرراه خدا انفاق نموده وصدقه دهد ، زیرا آثار نافع قرض درجامعه بسیار بیشتر ازآثار انفاق وصدقه است وشاید نکته ی‌آن‌این است که‌قرض کننده مستمند نیست، اما ضرورت شدید زندگی وی‌رابه‌قرض مبتلا ساخته است.
۴. کسی که‌برای حفظ شرافت خود دست به‌گرفتن قرض می‌زند ، حتما درادای آن‌کوتاهی نخواهد کرد ؛ زیرا کوتاهی درادای آن‌به‌آبرو وامانت اوصدمه می‌زند واعتبار اوراساقط خواهد کرد وقطعا کسی که‌برای حفظ وصیانت آبرو قرض می‌کند ، هرگز درپرداخت آن‌کوتاهی نخواهد کرد .
اکنون درشرح این فراز ازدعا می‌گوییم : امام سجاد علیه السلام دراین فراز عافیتی راازخداوند متعال طلب نموده است که‌مبتلا به‌قرضی نگردد که‌نتواند آن‌رابپردازد وبدین وسیله شخصیت وبزرگواری انسان خدشه دار گردد وذهن ، فکر وقلب باو را که‌حرم امن وجایگاه تجلی حضرت حق‌است ، درگیر هم‌وغم‌کند. بنابراین ، این فرموده ی‌حضرت دلیل بربدی قرض ووام نیست وآیات وروایات فراوانی درباره ی‌پرداخت قرض به‌دیگران وجود دارد ، که‌به‌برخی ازآنها اشاره شد. گذشته ازمواردی که‌یاد شد، خداوند سبحان درقرآن کریم می‌فرماید :
(من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له أضعافا کثیرة)؛ کیست که‌به‌خداوند قرض نیک دهد وخداوند آن‌رابرای اوچندین برابر کند .
براین اساس ، امام سجاد علیه السلام دراین فراز ازقرضی به‌خدا پناه برده ودوری وعافیت ازآن‌رادرخواست نموده است که‌براساس روایت ، قرضی است که«هم باللیل وذل بالنهار» مایه ی‌دل‌مشغولی شب‌وخواری روز باشد ؛ زیرا چنان که‌اشاره شد، اشتغال ذهنی انسان به‌آن‌چه‌درتکامل وجودی اوکارآمد نیست ، ازنظر خداوند متعال بسیار مطرود است ، بلکه می‌توان گفت ازمضمون آیات وروایات برمی آید که‌دربین محرمات ، آن‌چه‌که‌موجب انصراف ذهنی وفکری شدیدتر وبیشتر انسان ازخداوند سبحان می‌شود ، دارای عذاب ونکال شدیدتر ودرانحراف وگمراهی اومؤثرتر است . شگفت آن‌که‌تمام احکام اسلامی - ازاحکام عبادی گرفته تادستورهای اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی ومقررات فردی و... - متناسب باساختار جسمی وروحی انسان است وهمگی درتجهیز اوبه‌سوی بی‌نهایت هم‌آهنگ است .

و أعوذ بک - یارب - من‌هم‌الدین وفکره ، وشغل الدین وسهره ؛ فصل علی محمد وآله ، وأعدنی منه ، وأستجیر بک - یارب - من‌ذلته فی‌الحیاة ، ومن‌تبعته بعد الوفاة ؛ فصل علی محمد وآله ، وأجرنی منه بوسع فاضل ، أو کفاف واصل ؛ پروردگارا ، به‌توپناه می‌برم ازفکر وهم‌وغمی که‌دراثر گرفتن قرض موجب اشتغال ذهنی درروز وبی‌خوابی درشب‌می‌گردد ومرا ازاین حادثه ی‌غم‌افزا درپناه خود درآور ونیز ازذلت بدهکاری درزندگی دنیا وپس‌ازمردن ، به‌توپناه می‌برم ومرا باروزی فراوان یابه‌اندازه ی‌کفاف ، ازبدهکاری بی‌نیاز گردان .

آفات فقر وآداب پرداخت بدهی

۱. قرض گیرنده اگر درپرداخت آن‌هم‌دچار عسرت وتنگی غیراختیاری گردد ، نوعی آزمایش الهی است که‌تحمل آن‌برای افراد شرافتمند وغیور بسیار دشوار است؛ به‌طوری که‌می‌توان گفت: صبر برآن ازدشوارترین جریان‌های زندگی می‌باشد.
۲. درفرض توانایی پرداخت نیز قرض گیرنده ، همواره ازحاجت ونیازی که‌منجر به‌گرفتن قرض شده است ، رنج می‌برد .
براساس دونکته ی‌گذشته ، شارع مقدس بررفتار مسامحه آمیز باشخص بدهکار تأکید فرموده است وبه‌طلبکار دستور داده است صبر کند وبدهکار رادرمضیقه قرار ندهد ، بلکه به‌هنگام پرداخت ، طلبکار آن‌چنان رادمردی کند که‌بدهکار ، درجان خود احساس آرامش نموده وعزت وامنیت روحی اومخدوش نگردد . درروایت آمده است که‌اگر طلبکار مدت معینی راقرارداد کند وشخص بدهکار نتواند ازعهده ی‌آن‌برآید وطلبکار صبر کند ، پاداش اوپیوسته مضاعف می‌گردد ؛ به‌طوری که‌به‌ده‌هابرابر می‌رسد .
نیز درحدیث آمده است که‌پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود : «اگر کسی بابدهکار خود مدارا کند ، بدون حساب وکتاب وباسرعت ازپل صراط می‌گذرد وکسی که‌برادر مسلمانش ازاوقرض بخواهد واوخودداری کند وندهد ، بهشت براوحرام می‌شود.» بااین حال ، یکی اززشت‌ترین کارها وپست‌ترین شغل هاآن‌است که‌انسان درموارد غیرضروری قرض بگیرد وروزی خود ومعاش خود راازاین راه تأمین کند.
درحدیثی آمده است که‌فردی هزینه ی‌زندگی عابدی رامی‌پرداخت . این ماجرا خدمت امام صادق علیه السلام نقل شد. آن‌امام بزرگوار فرمود : اجر آن‌فرد ، به‌مراتب بیش ازاجر عبادت آن‌عابد است . بنابراین ، شریعت الهی اسلام ازکسی که‌بار خود رابردوش دیگران تحمیل کند ، بی‌زار است واگر انسان تعهد باطنی به‌حقوق مردم نداشته باشد ، یقینا این نوع قرض گرفتن حرام وناروا است ، زیرا اگر انسان قرض کند ونیت پرداخت آن‌رانداشته باشد ، شکی درحرمت عمل اونیست . ازاین رو، امام صادق علیه السلام فرمود :
من‌استدان دینا فلم ینو قضاءه ، کان بمنزلة السارق ؛ هرکس‌قرض بگیرد ونیت پرداخت آن‌رانداشته باشد ، مانند دزد است .
نیز حضرت صادق علیه السلام به‌نقل ازامیرمؤمنان علیه السلام فرمود :
کان أمیرالمؤمنین - صلوات اله علیه - یحبس الرجل اذا التوی علی غرمائه ؛ امیرمؤمنان وام گیرنده ی‌مسامحه گرا راکه‌درادای دین تعهد لازم رانداشت به‌زندان محکوم می‌فرمود .
ازکلمه ی«التوی» برمی آید که‌فرد یاد شده باآن‌که‌می‌توانست بدهی خود رابپردازد ، ازپرداخت آن‌خودداری می‌کرده است ، یاآن‌که‌ازاول قصد خوردن اموال مردم راداشته است .

اللهم صل علی محمد وآله ، واحجبنی عن السرف والازدیاد ، وقومنی بالبذل والاقتصاد ، وعلمنی حسن التقدیر ، واقبضنی بلطفک عن التبذیر ، وأجر من‌أسباب الحلال أرزاقی ، ووجه فی‌أبواب البر انفاقی ، وازو عنی من‌المال مایحدث لی مخیلة أو تأدیا الی بغی ، أو ماأتعقب منه طغیانا ؛ خدایا، برمحمد وآل‌اودرود فرست ومرا ازاسراف وزیاده روی بازدار وبه‌بخشش ومیانه روی درامور استوار بدار (و به‌من‌بیاموز که‌درروش زندگی میانه روباشم ومرا اززیاده روی هابازدار) وروزی مرا ازراه‌های حلال برسان وانفاق‌های مرا به‌سوی ابواب خیر متوجه گردان وثروتی راکه‌موجب گردن کشی وخودبینی شود ویاطغیان گری رادرپی‌داشته باشد ، ازمن‌دور گردان .
آفات غنا وثروت امام سجاد علیه السلام درفراز پیشین آفات فقر وگرفتاری به‌قرض ودین رابیان فرمود . اکنون دراین فراز به‌اصول اقتصادی صحیح اشاره فرموده است که‌درصورت رعایت آنها ، انسان دراعتدال ونظم خاصی قرار می‌گیرد وهرگز به‌آفات ونکبت‌هایی که‌باثروت ومکنت رخ‌می‌نماید مبتلا نمی‌گردد ، زیرا همان طور که‌باید درحال فقر به‌خدا پناه برد وخود رادرحال ناداری ازراه‌های کج‌وغیرمستقیم که‌گاهی انسان راتاسرحد کفر می‌برد ، حفظ نمود ؛ باید درحال غنا وثروت نیز راه مستقیم راپیدا کند ، زیرا لغزش هاوگرفتاری‌های انسان درحال ثروت ومال داری کمتر ازپلیدی وپستی فقر ونیاز نیست .
گذشته ازآن‌که‌به‌تجربه معلوم است که‌داشتن مال همیشه قرین سعادت ونیک بختی نیست ، بلکه صدها شرایط دیگر باید تاآسایش صحیح برای انسان فراهم آید وچه‌بسا ثروت ومکنتی که‌خود موجب شقاوت وسختی زیستی وهمراه ملال ووبال است ، بلکه می‌توان گفت : آفتی که‌گاه ثروت بی‌حساب وکتاب به‌بار می‌آورد ، ازاز آفت فقر کم‌نیست وچه‌بسا ثروت وغنا عوارض شدیدتری رابه‌دنبال می‌آورد که‌بسیار مشکل ترازتنگناهای فقر وتهی دستی است وکم‌ترین آن‌اشتغال ذهنی وفکری ومهم ترازآن، طغیان وبه‌تباهی کشاندن انسان وچه‌بسا فساد جامعه است ، زیرا فساد فقر ، شخصی است وآثار سوء آن‌دراجتماع کمتر ازفساد وتباهی ثروت‌های کلان است ؛ چنان که‌امروزه کشورهای ثروتمند به‌تباهی هاوفسادهایی دچاراند که‌آنان رادرحدمنفورترین حیوانات تنزل داده وبلکه موجب بی‌بند وباری وفساد سایر ملت هاشده است .
ازاین رو، امام زین العابدین - سلام الله علیه - دراین فراز برخی ازآفت‌های ثروت رابرشمرده وازآنها به‌خدا پناه برده است . این آفت هاعبارت اند از: اسراف ، تبذیر ، کبر ، به‌کاری گیری ثروت درزمینه‌های انحرافی وظلم وطغیان که‌همگی آفت‌هایی هستند که‌درتاریخ سابقه بسیار ممتد دارند وسرانجام موجب انقراض نسل هاگردیده‌اند . تعجب آور آن‌که‌نسل‌های بعد نیز هرگز ازگذشته عبرت نگرفته وهم‌چنان به‌دنبال آنان روان اند وبه‌سرنوشت همان هامبتلا می‌گردند .
درماجرای نزول آیه ی‌شریفه ی(عبس وتولی) آمده است «عبدالله بن‌ام‌مکتوم» نابینا آمد ودرکنار یکی ازثروتمندان اموی نشست واوخود راجمع کرد . ازاین رو، خداوند متعال بی‌زاری خود راازاین کردار زشت اعلام فرمود وآیه ی(عبس وتولی ، أن جاءه الأعمی ؛ روترش کرد وپشت کرد ورفت برای این که‌نابینایی نزد اوآمد.) رانازل کرد .
آری ، این صفت آن‌چنان مذموم است که‌آیه ی‌قرآن درسرزنش آن‌نازل شده است . بنابراین ، هرثروتی خوب ومقرون به‌سعادت نیست ؛ چنان که‌هرفقری پلید وخسارت بار نیست، بلکه چه‌بسا تهی دستی برای فردی ازبزرگ‌ترین نعمت هاباشد.

تفاوت معنای اسراف وتبذیر

«اسراف» زیاده روی درموردی است که‌خرج کردن لازم است ، ولی فرد بیش ازاندازه خرج می‌کند ، اما «تبذیر» ، صرف مال درغیر مورد لزوم است . درهرحال ، اسراف وتبذیر چنان بداست که‌امام سجاد علیه السلام ازخداوند متعال خواسته که‌به‌اولطف کند وثروتی رابه‌اوندهد که‌منجر به‌این گونه صفات گردد .

اللهم حبب الی صحبة الفقراء ، وأعنی علی صحبتهم بحسن الصبر ؛ خدایا ، هم‌نشینی بافقرا رامورد علاقه ی‌من‌قرار ده‌وکمک فرما که‌بتوانم درمصاحبت باآنها شکیبایی رابه‌بهترین صورت رعایت کنم .
فضیلت وسرهم‌نشینی باضعیفان جامعه هم‌نشینی باتهی دستان افزون برآن‌که‌توان انسان رادرقبول مشکلات زیاد می‌کند ، ازآمال وآرزوهای دور ودراز می‌کاهد ، مشکلی که‌دامن گیر انسان‌های کنونی است ونسل امروز همواره درآتش ناخشنودی به‌داشته‌های فعلی خود می‌سوزد وهمیشه درتمنای نداشته هااست .
این مسئله ازبدترین عوامل بدگذرانی زندگی انسان است ؛ خداوند متعال خطاب به‌پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرماید :
(واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداة والعشی یریدون وجهه ولاتعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا ولاتطع من‌أغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه وکان أمره فرطا) ؛ باآن‌کسانی که‌صبح وشام خدای خود رامی‌خوانند وفقط خدا رامی‌خواهند ، شکیبایی پیشه گیر وهرگز نظر خود راازآنان برمگردان ، تازینت دنیا راانتخاب کنی وهیچ گاه ازکسانی پیروی مکن که‌قلب آنان درغفلت ازیاد مااست وپیوسته به‌دنبال هواهای نفسانی خویش اند وروش زندگی آنان درانحراف وکج‌راهی است .
مفسران درذیل این آیه ی‌شریفه گفته‌اند : «مقصود ازکسانی که‌به‌پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دستور داده شده است باآنها نشست وبرخاست کند ، «ابوذر» ، «عمار» ، «حباب» وامثال آنها وطبق نقل بعضی ، اصحاب «صفه»اند که۷۰۰ نفر بوده‌اند ومنظور ازکسانی که‌به‌پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دستور داده شده است ازآنها پیروی نکند ، سران کفراند که‌به‌رسول الله صلی الله علیه وآله می‌گفتند : اینانی راکه‌بوی گوسفند می‌دهند ، ازکنار خود دور کن‌تامادرمجالس توشرکت کنیم.» آری ، این گونه افراد بودند که‌به‌حضرت نوح علیه السلام می‌گفتند :
(أنؤمن لک واتبعک الأرذلون)؛ آیا مابه‌توبپیوندیم وایمان آوریم ، درحالی که‌اراذل وبی‌مایگان درگرد توجمع شده‌اند .
به‌همین دلیل ، امیرمؤمنان علیه السلام به‌مالک اشتر دستور می‌دهد که‌هرگز ثروتمندان راگرد خود جمع مکن وبرای آن‌چنین استدلال می‌فرماید :
لیس أحد من‌الرعیة أثقل علی الوالی مؤونة فی‌الرخاء ، وأقل معونة فی‌البلاء ، وأکره للانصاف ، وأسأل فی‌الالحاف ، وأقل شکرا عند الاعطاء ، وأبطأ عذرا عند المنع ، وأضعف صبرا عند ملمات الدهر ، من‌أهل الخاصة ؛ هیچ یک‌ازافراد امت سنگین بارتر به‌هنگام گشایش ، پابه‌فرارتر به‌هنگام بلا ، دورترین درانصاف ، مصرتر به‌هنگام درخواست وسؤال ، قدر ناشناس تربه‌هنگام عطا ، عذر ناپذیرتر به‌هنگام منع ازخواسته هایشان وبی‌ظرفیت‌ترین مردم درپیش آمدهای ناگوار ، ازثروتمندان وبالانشین هانیست .
ازسوی دیگر ، سفارش اکید می‌فرماید :
ثم الله الله فی‌الطبقة السفلی من‌الذین لاحیلة لهم ، من‌المساکین والمحتاجین وأهل البؤسی والزمنی ؛ فان فی‌هذه الطبقة قانعا ومعترا ؛ خدا راخدا رارعایت کنید حق‌طبقه ی‌ضعیف جامعه راکه‌آنان هیچ راه چاره ای‌ندارند ومحتاج وفقیر وزمین گیرند ، زیرا دراین طبقه کسانی هستند که‌قانع ولازم الرعایه هستند .
ملاحظه می‌شود دستورهای نورانی اسلام چگونه مارابه‌نکات ظریف توجه می‌دهد وچگونه خط‌مستقیم عدالت رابه‌طور دقیق ترسیم می‌نماید وهریک‌ازافراد جامعه رادرجای خود شناسایی نموده ومتناسب باآن‌دستورها ومقررات الهی رامشخص می‌کند .
حضرت سجاد علیه السلام درجمله ی‌آخر ازخداوند متعال درخواست کمک برصبر وشکیبایی درهم‌نشینی باطبقه ی‌ضعیف جامعه می‌کند ، زیرا انسان همیشه بلند پرواز ومقام طلب است وپیوسته درباطن خود آرزوی تجمل وتشریفات بهتر رامی‌پرورد ودم‌به‌دم‌هوس راگسترانیده وبه‌دنبال خواسته‌های برتر می‌گردد ومعلوم است این روحیه ، متناسب باحالات مترفان بوده وخداست که‌درهرحال ، دست انسان رامی‌گیرد واوراازگرفتار آمدن دردام ابلیس رهایی می‌دهد.

و مارویت عنی من‌متاع الدنیا الفانیة ، فاذخره لی فی‌خزائنک الباقیة ؛ خدایا ، آن‌چه‌ازاموال دنیا ازمن‌باز داشته وبه‌من‌عطا نکرده‌ای، آن‌رادرخزاین پاینده وباقی خود برای من‌ذخیره گردان .
خزاین پایدار ، جبران کننده ی‌کاستی‌های این جهان دراین فراز به‌نکته ای‌بسیار دقیق اشاره شده است که‌درصورت توجه به‌آن‌درمی یابیم که‌درنظام هستی ازناحیه ی‌حضرت رب العزه - جل‌جلاله - هیچ گونه اجحاف وتبعیضی نیست وتمام آن‌چه‌دراین جهان می‌بینیم برپایه ی‌معادلات ظاهر بین ما، استوار نیست ، بلکه همگی برحسب قانون مندی کل عالم برقرار است که‌محض عدل وقسط است . ازاین رو، چه‌بسا بادیدن تهی دست یامعلول یانابینایی باخود بگوییم که‌چرا باید این فرد چنین باشد وشاید تصور کنیم پیدایش این گونه عوارض اجحاف وظلم است ؛ غافل ازآن‌که‌نظام قانون مند جهان هستی براساس دید وایده ی‌ماپایه ریزی نشده است وجهان درعالم ظلمانی مادی خلاصه نمی‌شود ، بلکه بشر موجودی ابدی ولایزالی است که‌مرگ مانند عوض کردن جامه برای اواست وجهان پیوسته به‌سوی جهان ثابت ولایتغیر درحرکت است وتمام آن‌چه‌دراین جهان به‌صورت نقص وکاستی درافراد انسانی ظهور می‌یابد ، درنظام عالم ابدی ولایزالی جبران می‌شود واین گونه افراد ازخزاین حضرت ربوبی پاداش‌های بسیار عظیمی رادریافت می‌دارند .
هرکس‌به‌این نکته معتقد باشد وعالم رابی‌پایان دانسته ومرگ راآخرین نقطه ی‌آن‌نداند ، نگرانی ندارد ، ولی کسانی که‌به‌معاد باور ندارند وجهان رادرزندگی زودگذر این جهان خلاصه می‌کنند ، به‌این گونه حوادث ورخدادها باچشم نقص وکاستی وعیب می‌نگرند . ازاین رو، بادقت دردعا ، می‌بینیم حضرت سجاد الائمه علیهم السلام دنیا راباصفت «فانی» وخزاین حضرت ربوبی راباصفت «باقی» یاد کرده است ؛ یعنی هرچه‌ازنظام «فانی» درخزاین «باقی» ذخیره شود ، به‌سود ومنفعت افراد خواهد بود .
آری ، دنیاگرایان وبه‌قول قرآن کریم : (من کان یرید العاجلة) فقط به‌گرفتاری فکر می‌کنند وازعاقبت کار بی‌خبراند ، ولی کسانی که‌عالم باقی وآخرت راباتمام اعتقاد پذیرفته‌اند ، پیش آمدهای قهری روزگار که‌بی‌خبران راتامرحله ی‌یأس وخودکشی می‌کشاند ، ازنظر آنان حل‌شده بلکه حکیمانه است وهیچ اشکالی درآن‌نمی‌بینند ، زیرا می‌دانند که: (ان المتقین فی‌جنات ونعیم ؛ پرهیزگاران دربهشت هاونعمت‌های فراوان خواهند بود.) وچشم امید به‌عنایات الهی دوخته‌اند که‌درحدیث قدسی می‌فرماید :
أعددت لعبادی مالاعین رأت ، ولاأذن سمعت ولاخطر علی قلب بشر ؛ برای بندگان خود ، نعمت‌هایی راآماده کرده ام‌که‌نه‌چشمی دیده است ونه‌گوشی شنیده ونه‌برقلب انسانی خطور کرده است .

و اجعل ماخولتنی من‌حطامها ، وعجلت لی من‌متاعها ، بلغة الی جوارک ، ووصلة الی قربک ، وذریعة الی جنتک ، انک ذو الفضل العظیم ، وأنت الجواد الکریم ؛ خداوندا ، آن‌چه‌ازمکنت وثروت دنیا به‌من‌کرامت فرموده ای‌ودررسیدن آن‌ثروت به‌من‌تعجیل فرموده‌ای، آن‌راوسیله ای‌کن‌که‌باآن‌به‌قرب تونایل آیم وآن‌رازمینه ای‌برای ورود به‌بهشت قرار دهم ، زیرا تودارنده ی‌تفضل عظیم وبخشنده ی‌بزرگوار هستی .

راه استفاده ی‌بهتر ازثروت

امام زین العابدین علیه السلام دراین قسمت ، ورق دیگری ازکتاب زندگی رازده ومارابه‌روش معقولانه ی‌مقدرات الهی توجه داده وبه‌خداوند متعال عرض می‌کند : هرگز آسایش ورفاه این عالم برای انسان بسنده نیست واشباع کننده نیازهای راستین انسانی نخواهد بود ، بلکه ثروت ومکنتی دراین عالم ارزشمند است که‌بتواند وسیله ای‌برای حرکت به‌سوی قرب الهی باشد وثروت وسرمایه آن‌گاه سودبخش است که‌بتواند درمسیر هدف دقیق وواقعی انسانی قرار گیرد ، زیرا اگر سرمایه صرفا دراین جهان سودآور شد، ولی اثر آن‌جزبه‌خواب رفتن وغافل ماندن ازهدف راستین ورسیدن به‌نقطه ی‌متعالی نبود ، نه‌تنها متاع مفید وارزشمندی نیست ، بلکه بلا ووبال عظیمی است که‌ریشه ی‌وجودی ثروتمند رابه‌زوال نیک بختی وخلود درعذاب دردناک تهدید کرده است ؛ برخلاف این ، نقل شده که‌نبی اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
نعم العون علی تقوی الله الغنی ؛ ثروت می‌تواند کمک بسیار زیبنده ای‌درخدمت تقوی باشد .
نیز امیرمؤمنان علیه السلام به«علاء حارثی» می‌فرماید :
بلی ان‌شئت بلغت بها الآخرة ؛ تقری فیها الضیف ، وتصل فیها الرحم ، وتطلع منها الحقوق مطالعها ؛ فاذن أنت قد بلغت بها الآخرة ؛ اگر ازاین (خانه ی‌بسیار آراسته ومجلل که‌دارای آن‌هستی) درراه خدا استفاده کنی ؛ به‌این صورت که‌ازمهمان پذیرایی کنی وبه‌نزدیکان رسیدگی کنی وحقوق خود راادا کنی ؛ (منزل) آخرت راباآن‌تأمین کرده‌ای.
هم‌چنین درجای دیگر می‌فرماید :
فمن أتاه الله مالا فلیصل به‌القرابة ، ولیحسن منه الضیافة ، ولیفک به‌الأسیر والعانی ، ولیعط منه الفقیر والغارم ، ولیصبر نفسه علی الحقوق والنوائب ابتغاء الثواب ؛ فان فوزا بهذه الخصال شرف مکارم الدینا ودرک فضائل الآخرة ؛ هرکس‌که‌خداوند متعال به‌اومال وثروت عطا کند وآن‌شخص باآن‌به‌نزدیکان رسیدگی کند وازمیهمانان پذیرایی نماید واسیران وگرفتاران رارهایی بخشد وبه‌فقیران وبدهکاران بذل کند وخود درمقابل حقوق الهی وپیدایش گرفتاری هاشکیبایی کند ، اگر این کارها رابکند ، شرافت وکرامت دنیا وآخرت رابه‌دست آورده است .

منبع: سایت بنیاد بین المللی دعا - تاریخ برادشت: 96/03/28